جلسه امروز دوشنبه (۹ شهریور ۱۴۰۵) سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان با «دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران» برگزار شد؛ دیدگاه تمام طرفها بیان شد و هر چهار کشور بر سر ادامه فرآیند توافق داشتند.
«هر چهار کشور اذعان داشتند که رژیم صهیونیستی عامل تنش و بحران است» اینکه جمهوری اسلامی ایران هدف اصلی و فوری رژیم صهیونیستی است و هدف بعدی اسرائیل ممکن است دیگر کشورها باشد نیز مورد توافق بود.
«جلسه ۴ جانیه ایران ، پاکستان ،عربستان سعودی و ترکیه » درتهران/دوشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶(۴ آبان ۱۴۰۵)
از چپ-روبرو: «خالد بن سلمان»(وزیر دفاع عربستان سعودی)، «عاصم منیر»(فرمانده ارتش پاکستان) و «ابراهیم کالین»(رئیس سازمان اطلاعات ترکیه)
ردیف اول:«سیدعباس عراقچی»(وزیرخارجه ایران)، «دکتر مسعود پزشکیان»(رئیس جمهور ایران)، «سرلشکر محسن رضایی»(دبیرشورای عالی امنیت ملی ایران)دوشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶(۴ آبان ۱۴۰۵)

نکته: این اجلاس مصادف شده بود با «سفر رئیس جمهور ایران به روسیه»بخاطر این دکترپزشکیان فقط دقایقی توانسته در این جلسه حضور یابد وبعد جلسه به مقصد فرودگاه برای عزیمت به مسکو ترک کرد.
«علی باقری کنی»(معاون سیاست خارجی و امنیت بینالملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی) در گفتگوی شبکه خبر»شامگاه دوشنبه (۴ شهریور ۱۴۰۵)گفتند:درسفر روز سه شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵(۲۰ اکتبر ۲۰۲۶) فرمانده ارتش پاکستان به تهران ، در دیداری که با سرلشکر رضایی داشت، گفت یکی از اهداف اصلی من از سفر به تهران این بود که این موضوع را به اطلاع شما برسانم که ما سه کشور تمایل داریم به تهران بیاییم و نشستی با یکدیگر داشته باشیم.
اما چندی قبل، این سه کشور، یعنی پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه، نشستی را در پاکستان برگزار کرده بودند. آنها بسیار مایل بودند که ایران نیز در آن نشست شرکت کند، اما شرایط برای حضور طرف ایرانی فراهم نبود.
علی باقری کنی:در اجلاس استانبول(۹ شهریور ۱۴۰۵) در آن مقطع نیز سران ۳ کشور عضو پیمان مکه،ابراز تمایل کردند که طرف ایرانی در نشست حضور داشته باشد.
«دبیرکل پیمان مکه کیست؟»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:نفروسط:«هاکان فیدان»(وزیر امور خارجه ترکیه)، روز دوشنبه۳۱ اوت ۲۰۲۶( ۹ شهریور ۱۴۰۵) در یک کنفرانس خبری پس از پایان جلسه گفت: «دبیرخانهای در ریاض تأسیس شده است و «نخستین دبیرکل پیمان مکه» از میان برادران پاکستانی ما انتخاب خواهد شد.»
اما این بار، خود آنها مبتکر این ایده بودند که به ایران سفر کنند و این نشست در تهران برگزار شود.
«معاون سیاست خارجی و امنیت بینالملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی» گفت:جلسه با حضور سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان از یک سو و دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران برگزار شد؛ دیدگاه تمام طرفها بیان شد و هر چهار کشور بر سر ادامه فرآیند توافق داشتند.
«علی باقرکنی» گفت:هر چهار کشور اذعان داشتند که رژیم صهیونیستی عامل تنش و بحران است؛ اینکه جمهوری اسلامی ایران هدف اصلی و فوری رژیم صهیونیستی است و هدف بعدی دیگر کشورها هستند نیز مورد توافق بود.
یکی از مباحث مهم مطرح شده در نشست امروز امنیتسازی درون منطقهای بود؛ در تمام نشستها (از جمله جلسه امروز (دوشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵) این مساله مطرح است که به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب اقدام غیر قابل گذشتی است.که نباید در برابر آن سکوت کرد چرا که اهداف بعدی میتواند رهبران سایر کشورها باشند.
نشست امروز تهران، ثمره مقاومت ملت ایران و رشادت نیروهای مسلح بود
اتکا به توانمندیهای درونی راهگشاست. از سوی دیگر، برخی کشورهای منطقه تصور میکردند با پیوند خوردن به قدرت بزرگی مانند آمریکا میتوانند خود را از هرگونه تهدیدی مصون کنند؛ اما در عمل دیدند که چنین تصوری با واقعیت منطبق نیست. ازاینرو، کشورهای منطقه به این جمعبندی رسیدند که راهی جز اتکا به تعاملات منطقهای و برقراری امنیت بر پایه همکاری و همافزایی میان کشورهای منطقه وجود ندارد.
علی باقری کنی:به نظر من، نشست امروز(۴ شهریور ۱۴۰۵) تهران را میتوان ثمره مقاومت قهرمانانه ملت ایران و رشادت پیروزمندانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دانست؛ نشستی که در آن، این کشورها به جمعبندی مشترکی رسیدند، هرچند اولویتها و رویکردهایشان تفاوتهای قابلتوجهی با یکدیگر دارد.
در نشست امروز، درباره اضافه شدن کشورهای دیگر بحثی نشد. تأکید بر این بود که این چهار کشور، رایزنیهای خود را در همین چارچوب ادامه دهند.
درباره مکان و زمان نشست بعدی نیز رایزنیهایی انجام شد، اما جمعبندی نهایی صورت نگرفت. قرار شد چهار طرف به رایزنیهای خود ادامه دهند.
سمت راست:«علی باقری کنی» گفتند:پس از جلسه امروز دوشنبه (۴ شهریور ۱۴۰۵)«سرلشکرمحسن رضایی» به من گفتند که در اولین فرصت، ما بهعنوان «میزبان نخستین نشست»، این موضوع را پیگیری کنیم تا بتوانیم درباره زمان و مکان نشست بعدی به جمعبندی برسیم و انشاءالله در آیندهای نهچندان دور، امکان ادامه این مباحث فراهم شود.
پیام نشست تهران، فقط علیه کسانی بود که مخل امنیت منطقه هستند؛ که در راس آن رژیم صهیونیستی و سپس حضور بیگانهای همچون آمریکاست.
آمریکا و رژیم صهیونیستی مانع امنیتسازی و صلحسازی درون منطقهای هستند.
امنیتسازی درون منطقهای یکی از مباحث مهم جلسه با ۳ کشور امروز ۹ شهریور ۱۴۰۵ درتهران بود.
«علی باقری کنی»(معاون سیاست خارجی و امنیت بینالملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران) تاکید کرد: مقاومت نیروهای مسلح و مردم ایران در کنار تدابیر رهبری، آمریکا را در دستیابی به اهدافش ناکام گذاشته و رژیم صهیونیستی نیز نتوانسته شرایط را مطابق برنامههای خود پیش ببرد.

جمهوری اسلامی ایران چارچوبی را به طرف مقابل ارائه کرد. معروف به پیشنهاد هفت شرطی، دلیل اصلی این اقدام نیز این بود که آمریکاییها در طول دوره گذشته، چندین بار وارد عرصه مذاکره شدند، اما هر بار که پای میز مذاکره آمدند، خود را ملزم به رعایت آداب مذاکره ندانستند و این اصول را زیر پا گذاشتند.
در بهار سال گذشته، آمریکاییها پس از پنج دور مذاکره، جنگ تحمیلی دوم را آغاز کردند.
در پاییز سال گذشته نیز، با وجود حسننیتی که جمهوری اسلامی ایران از خود نشان داد، آمریکاییها در نیویورک وارد مذاکره با جمهوری اسلامی ایران شدند و بحثهای خوبی نیز مطرح شد؛ اما در نهایت، سازوکار اسنپبک (ماشه) را اجرا کردند.
اجرای«شروط هفت گانه ایران »شاخص جدیت آمریکاست
جمهوری اسلامی ایران بحثی منطقی دارد، که اگر آمریکا اراده جدی برای مذاکره منتهی به یک توافق منصفانه دارد باید شروطی را اجرا کند، اگر شروط را اجرا کند نشان میدهد که خواهان دستیابی به توافق است و اگر اجرا نکند نشان میدهد به دنبال رسیدن به توافق نیست.
در دیپلماسی فریب هست چرا که هر کس به دنبال دستیابی به امتیازات بیشتر است؛ ولی نکته مهم این است که آمریکا طی یک سال و نیم گذشته نشان دادند که دیپلماسیشان مبتنی بر فریب است.
تمام طرفهایی که گفتوگو کردیم، این منطق را میپذیرند و اعلام میکنند که آمریکا باید جدیت خود را نشان دهد.
هیئتی که به ایران آمده اند مقامات ۳ کشوری هستند که در روزجمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ (۷ آگوست ۲۰۲۶) پیمان دفاعی را درمکه امضا کردند بنام «پیمان مکه»(توافق مکه)حالا چرا در روز ۲۴۰ جنگ رمضان به تهران آمده اند؟آیا آمده اند که مارا دعوت به الحاق به پیمان مکه کنند یا اینکه بگویند، حمله به هرکشوری از این سه کشور،حمله به همه کشورهای عضو است؟ یا اینکه حامل پیامی ازترامپ هستند برای خاتمه جنگ.
مقامات ترکیه وعربستان و پاکستان در جلسه شورای عالی امنیت ملی ایران.

نشست چهارجانبه جمهوری اسلامی ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان عربستان سعودی ،عصر دوشنبه(۴ آبان ۱۴۰۵) در تهران آغاز شد. این نشست به پیشنهاد پاکستان و مساعدت و همراهی جمهوری اسلامی ایران برگزار شده است.

سرلشکر محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان میزبانی این نشست را برعهده دارد و «عاصم منیر»(فرمانده ارتش پاکستان)، «خالد بن سلمان»(وزیر دفاع عربستان) و «ابراهیم کالین»(رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه)، نمایندگان این سه کشور هستند. امنیت منطقه ای، پیامدهای تجاوز نظامی، ادامه تجاوزگری ها و کمک به مردم مظلوم فلسطین و لبنان از جمله محور گفتگوها در این نشست عنوان شده است./دوشنبه،۴ آبان ۱۴۰۵

«وزیردفاع عربستان سعودی»(خالدبن سلمان)،«فرمانده ارتش پاکستان»(عاصم منیر) و «رئیس سازمان امنیت ترکیه»(ابراهیم کالین) درتهران ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶(۴ آبان ۱۴۰۵)

جلسه۴جانبه ایران با وزیردفاع عربستان(خالدبن سلمان)،فرمانده ارتش پاکستان(عاصم منیر) و رئیس سازمان امنیت ترکیه(ابراهیم کالین)،سرلشکر محسن رضایی(دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران)۲۶ اکتبر ۲۰۲۶(۴ آبان ۱۴۰۵)
از چپ-روبرو: «خالد بن سلمان»(وزیر دفاع عربستان سعودی)، «عاصم منیر»(فرمانده ارتش پاکستان) و «ابراهیم کالین»(رئیس سازمان اطلاعات ترکیه)
ردیف اول:«سیدعباس عراقچی»(وزیرخارجه ایران)، «مسعود پزشکیان»(رئیس جمهور ایران)، «سرلشکر محسن رضایی»(دبیرشورای عالی امنیت ملی ایران)دوشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶(۴ آبان ۱۴۰۵)

اجلاس چهارجانبه ایران،پاکستان، ترکیه وعربستان سعودی در تهران

هیئتی که به ایران آمده اند مقامات ۳ کشوری هستند که پیمان دفاعی را درمکه امضا کردند بنام «پیمان مکه»(توافق مکه)حالا چرا در روز ۲۴۰ جنگ رمضان به تهران آمده اند؟آیا آمده اند که مارا دعوت به الحاق به پیمان مکه کنند یا اینکه بگویند، حمله به هرکشوری از این سه کشور،حمله به همه کشورهای عضو است؟ یا اینکه حامل پیامی ازترامپ هستند برای خاتمه جنگ.

اجلاس تهران:«وزیردفاع عربستان سعودی»(خالدبن سلمان)،«فرمانده ارتش پاکستان»(عاصم منیر) و «رئیس سازمان امنیت ترکیه»(ابراهیم کالین) درتهران ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶(۴ آبان ۱۴۰۵)
«جلسه ۴ جانیه ایران ، پاکستان ،عربستان سعودی و ترکیه » درتهران/دوشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶(۴ آبان ۱۴۰۵)
نکته: این اجلاس مصادف شده بود با «سفر رئیس جمهور ایران به روسیه»بخاطر این دکترپزشکیان فقط دقایقی توانسته در این جلسه حضور یابد وبعد جلسه به مقصد فرودگاه برای عزیمت به مسکو ترک کرد.
پیمان مکه چیست؟
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«محمد بن سلمان»(ولیعهد عربستان سعودی)، «رجب طیب اردوغان»( رئیس جمهور ترکیه) و «شهباز شریف»(نخست وزیر پاکستان) روز جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ (۷ آگوست ۲۰۲۶) توافقنامه دفاعی مشترک را امضاکردند،این توفقنامه را«پیمان مکه»(توافق مکه)نامیدند.
ترکیه: توافق با پاکستان و عربستان سعودی (توافق مکه) از نظر فنی مشابه ماده ۵ منشور ناتو (دفاع جمعی) است.
توافق مکه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ (۷ آگوست ۲۰۲۶) ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی
هدف از توافق مکه چیست؟
«شهباز شریف»(نخست وزیر پاکستان)،«محمد بن سلمان»(ولیعهد عربستان سعودی) و«رجب طیب اردوغان»( رئیس جمهور ترکیه)جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵«توافق مکه»/«پیمان دفاعی سه کشور».
توافق مکه برای دفاع مشترک بین عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، دوران جدیدی را در خاورمیانه آغاز کرده است که روز جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ (۷ آگوست ۲۰۲۶) امضا شد
«شهباز شریف»(نخست وزیر پاکستان)،«محمد بن سلمان»(ولیعهد عربستان سعودی) و«رجب طیب اردوغان»( رئیس جمهور ترکیه)جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵«توافق مکه»/«پیمان دفاعی سه کشور».

بترتیب از راست:«ابراهیم کالین»(وزیر امیت ترکیه)«محمد اسحاق دار»(معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه پاکستان)،«عاصم منیر»(فرمانده ارتش پاکستان) «خالد بن سلمان»(وزیر دفاع عربستان سعودی)،«شهباز شریف»(نخست وزیر پاکستان)،«محمد بن سلمان»(ولیعهد عربستان سعودی)،«رجب طیب اردوغان»( رئیس جمهور ترکیه)،«فیصل بن فرحان»(وزیر خارجه عربستان سعودی)، و «هاکان فیدان»(وزیر خارجه ترکیه)،«فیصل بن فرحان»(وزیر خارجه عربستان سعودی)،؟،«یاشارگولر»(وزیر دفاع ملی ترکیه)
بین النهرین کجاست؟ بابل کجاست؟«در ماجرای اصحاب فیل»:خداوند«ابابیل را به جنگ فرماندهان بزرگترین ارتش جهان فرستاد».درادامه
«چهار پادشاه قدرتمند در زمین حکمرانی کردند،۲نفر مؤمن و ۲ نفرکافر»: از مؤمنان(سلیمان بن داوود و ذوالقرنین) و از کافران(نمرود و بخت النصر)

«پشه ای که مأمور هلاکت نمرود بود»
امام صادق علیهالسلام در روایتی فرمود «پادشاهان زمین چهار تا از مؤمنان و کافران بودند: از مؤمنان: سلیمان بن داود و ذوالقرنین و از کافران: نمرود و بختالنصر بودند؛ مَلَکَ الْأَرْضَ کُلَّهَا أَرْبَعَةٌ مُؤْمِنَانِ وَ کَافِرَانِ فَأَمَّا الْمُؤْمِنَانِ فَسُلَیْمَانُ بْنُ دَاوُدَ وَ ذُو الْقَرْنَیْنِ وَ الْکَافِرَانِ نُمْرُودُ وَ بُخْتُنَصَّرَ» (الخصال، جلد ۱، صفحه ۲۵۵) او اولین کسى است که ادعاى ربوبیت کرد و با حضرت ابراهیم(ع) در این خصوص «محاجه» کرد.
در یکی از داستانهای مربوط به مواجهه نمرود با ابراهیم نبی آمده است، ایشان زمانی که گردنافرازی و تکبر نمرود را مشاهده کرد به او گفت: پروردگار من کسی است که زنده میکند و میمیراند. بر اساس روایات، نمرود خیرهسرانه پاسخ داد من هم این کار را انجام میدهم. سپس از زندان دو نفر را بیرون آورد؛ یکی را کشت و دیگری را آزاد کرد. ابراهیم (ع) در عوض فرمود خداوند خورشید از مشرق بیرون آورده و از مغرب پایین میبرد. در این لحظه بود که بهت و حیرت و عصبیت نمرود را فروگرفت.
مضاف بر اینکه تا پیش از این معجزه «گلستان شدن آتش بر حضرت ابراهیم» را به وضوح دیده بود. بالاخره با وجود این همه خباثتها و تکبری که نمرود داشت، خداوند به واسطه پشهای که وارد بینی و مغزش شد، او را از پای در آورد و خدا اینگونه بینی نمرودیان را به زمین میساید. از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل است «روز چهارشنبه ابراهیم در آتش انداخته شد و روز چهارشنبه منجنیق مهیا شد؛ روز چهارشنبه هم خداوند پشه را بر نمرود مسلط کرد؛ یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ أُلْقِیَ إِبْرَاهِیمُ ع فِی النَّارِ وَ یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ وَضَعُوا الْمَنْجَنِیقَ ... یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَى نُمْرُودَ الْبَقَّة» (الخصال، ج ۲، ص ۳۸۸).
امام صادق علیهالسلام نیز ضمن روایتی فرمود «خداوند پشه را وسیلهاى براى خوار کردن یکى از جبّاران متمرّد و منکر ربوبیّت خود کرد. خدا ضعیفترین خلق خود را بر او مسلط کرد تا قدرت و عظمت خود را به او بنمایاند و آن همان پشهاى بود که از بینى داخل مغزش شده و او را کشت؛ فَأَمَّا الْبَعُوضُ ... وَ أَهَانَ بِهَا جَبَّاراً تَمَرَّدَ عَلَى اللَّهِ وَ تَجَبَّرَ وَ أَنْکَرَ رُبُوبِیَّتَهُ فَسَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِ أَضْعَفَ خَلْقِهِ لِیُرِیَهُ قُدْرَتَهُ وَ عَظَمَتَهُ وَ هِیَ الْبَعُوضُ فَدَخَلَتْ فِی مَنْخِرِهِ حَتَّى وَصَلَتْ إِلَى دِمَاغِهِ فَقَتَلَتْه». (الإحتجاج على أهل اللجاج -طبرسی، ج۲، ص۳۴۲)
امام صادق (علیه السلام) در روایتی فرمودند: «چهار پادشاه زمین بودند،۲نفر مؤمن و ۲ نفرکافر»: از مؤمنان «سلیمان بن داوود» و «ذوالقرنین» و از کافران «نمرود» و «نبوکدنصر.» چهار پادشاه زمین مؤمن و کافر بودند، اما مؤمنان سلیمان بن داوود و ذوالقرنین هستند. «کافران نمرود و بلای نبوکدنصر» (الخصال، جلد ۱، صفحه ۲۵۵). «نمرود» اولین کسی بود که ادعای الوهیت کرد و در این مورد با ابراهیم (علیه السلام) بحث کرد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«بُختُنَصَّر»(نبوکدنصر دوم) که همان«بخت النصر»(پادشاه بابِل بود).

«نَمرود بن کَنعان»(پادشاه بابِل) در دوره حضرت ابراهیم(ع) است.

«بابِل»در«بینالنهرین» بود. قبلاً با نام «سومر» شناخته میشد و «سومر»(بین النهرین)«بین رودخانههای دجله و فرات»در عراق واقع شده بود.
در یکی از داستانهای برخورد نمرود با حضرت ابراهیم، وقتی ابراهیم تکبر و غرور «نَمرود» را دید، به او گفت: «پروردگار من کسی است که زنده میکند و میمیراند.» طبق روایات، نمرود با تعجب پاسخ داد: «من نیز چنین خواهم کرد.» سپس دو مرد را از زندان آزاد کرد، یکی را کشت و دیگری را آزاد کرد. ابراهیم (علیه السلام) گفت: «خداوند خورشید را از شرق طلوع و از غرب غروب میدهد.» در این هنگام، نمرود غرق در حیرت و ترس شد.

علاوه بر این، او به وضوح معجزه آتشی را که قبلاً برای ابراهیم (علیه السلام) روشن شده بود، مشاهده کرد. سرانجام، با وجود همه شرارتهای نمرود و به دلیل تکبرش، خداوند او را با پشهای که وارد بینی و مغزش شد، کشت و خداوند بینی نمرود را به این ترتیب خرد کرد. از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت شده است که «ابراهیم روز چهارشنبه در آتش افکنده شد و در روز چهارشنبه منجنیق آماده شد؛ و در روز چهارشنبه خداوند پشهای را بر نمرود غالب کرد؛ «در روز چهلم، خداوند ابراهیم را در آتش افکند و در روز چهلم منجنیق را برپا کردند... و در روز چهلم، خداوند پشهای را بر نمرود بزرگ غالب کرد» (الخصال، ج ۲، ص ۳۸۸).
خداوند در روز چهلم، ابراهیم را در آتش افکند و در روز چهلم، منجنیق را برپا کردند... و در روز چهلم، خداوند پشهای را بر نمرود بزرگ غالب کرد. امام صادق (علیه السلام) در روایتی فرمودند: «خداوند پشه را وسیلهای برای تحقیر یکی از طاغیان سرکش قرار داد، کسی که ربوبیت او را انکار میکرد. خداوند ضعیفترین مخلوق خود را بر او غلبه داد تا قدرت و عظمت خود را نشان دهد. همان پشهای بود که از طریق بینی او وارد مغزش شد و او را کشت. اما دیگران چه... کسانی که این پشه آنها را تحقیر کرد، کسانی که به شدت علیه خدا طغیان کردند، با او مخالفت کردند و ربوبیت او را انکار کردند؟ قدرت خداوند بر آنها ضعیف است. خلقت پشه قدرت و عظمت آن است و از سوراخهای بینی او وارد شد تا به مغز انسان مرده رسید.» (الحجاج علی اهل الحج). (الطبرسی، جلد ۱، ص ۳۴۲).
قاتل فرماندهان قدرتمندترین ارتش جهان(قبل از اسلام) ،«ابابیل»(پرستو)بود.
هرپرنده ای حامل ۳ بمب آتش زا.
آنـهـا بـا آن هـمـه لشـگـر و قدرت آمده بودند تا «خانه خدا»(کعبه) را ویران سازند، و خداوند با لشـگـرى بـه ظـاهـر بـسـیـار کوچک و ناچیز، آنها را درهم کوبید، فیلها را با پرنده هاى کـوچـک و سـلاحـهـاى پـیـشـرفـتـه آن روز را بـا «سِجِّیل»(سـنـگـریـزه) از کار انداخت ، تا ضعف و ناتوانى این انسان مغرور و خیره سر را در برابر قدرت الهى ظاهر و آشکار سازد.
هرپرنده(ابابیل)سنگی(سِجِّیل) را در «منقار» و ۲تا سنگ را هم در پاها داشته باشد، به هر جا که می زدند «مرگ» حتمی بود.
أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ. أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ. وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ. تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَهٍ مِنْ سِجِّیلٍ. فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُول
«حبشه» نام قدیم کشور«اتیوپی»است.«ابومکسوم ابرهه» از طرف «نجاشی»(پادشاه حبشه)،حاکم «یمن» بود.
علامه طبرسی:این «سنگها» شباهتی به سنگهای زمینی نداشتند، و بر آنها «مُهر»زده شده بود.(مارک دار-مُسَوَّمَه)
«ابابیل به جنگ فیل آمد»
«درماجرای اصحاب فیل»پیامبر(حضرت محمد)چندساله بود؟
تـعـبـیـر بـه «أَلَمْ تَرَ»(آیا ندیدى ؟) با اینکه این حادثه زمانى رخ داد که پیامبر (ص) متولدنشده بود، و یا «مقارن تولد پیامبر» بود، «حادثه اصحاب فیل نزدیک به عصر پیغمبر اسلام رخ داده است ».
در نـخستین آیه این سوره پیغمبر اسلام (محمد) را مخاطب ساخته مى فـرمـایـد: آیـا نـدیـدى پـروردگـارت بـا اصـحـاب فـیـل چـه کـرد؟ «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیل»
برای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه کنید:
خداوند:«ای موسی!این چیه تو دستت؟» (١٧طه)«وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَىٰ»
پاسخ موسی:این«عصا»است،تکیه گاه من است وباآن برگهای درختان رامی ریزم که گوسفندانم بخورند،کارهای دیگری هم باهمین«عصا"انجام می دهم.«قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ» (١٨طه)
عصایی که از نشانهها خداوند برای اثبات پیغمبری آن حضرت بود،تبدیل به مار و اژدها شد و دریا را برای عبور موسی(ع)و پیروانش دو نیمه کرد و کارهای خارق العاده ای که با این عصا انجام می گرفت.
اما بعداز هزاران سال اخباری درباره این عصا منتشر میشود که صحت هیچکدام از آنها مورد تائید نیست. تصویرعصایی که اخیراً منتشرشده ،مربوط به موزه توپکاپی در استانبول است که آثاری از دوره های اسلام در عربستان سعودی است، یکی از اشیایی که در این موزه نگهداری میشود عصایی است که گفته میشود متعلق به حضرت موسی(ع) بوده است.

عصای حضرت موسی، کاخ توپکاپی، استانبول
فاصله زمانی بعثت پیامیران اولوالعزم به شرح زیرمی باشد:
«فاصله حضرت آدم تا حضرت نوح بیش از ۱۲۰۰ سال»
«فاصله حضرت نوح تا حضرت ابراهیم حدود۲۲۴۰سال»
«فاصله حضرت ابراهیم تا حضرت موسی حدود ۹۰۰ سال»
«فاصله حضرت موسی تا حضرت عیسی حدود ۱۹۰۰ سال»
«فاصله حضرت عیسی تا حضرت محمد حدود ۶۲۰ سال» بوده است.
فاصله زمانی حضرت موسی تاکنون ۴۰۰۰ سال می باشد(عمر عصای موسی).
خداوند:«ای موسی!این چیه تودستت؟» (١٧طه)«وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَىٰ»

«عصای موسی کجاست؟»
عصای حضرت موسی، کاخ توپکاپی، استانبول صحت دارد؟
«عصای موسی چیست؟»
دربعضی از روایات نوشته اند:پس از آن که مدت ده ساله تعهد حضرت موسی در نزد حضرت شعیب پایان یافت، در هنگام خداحافظی به پدرخانمش گفت: «یا شعیب؛ عصایی از تو می خواهم که با من باشد» چون در کتب روایی آمده که عصاهای پیغمبران همه به شعیب (ع) به ارث رسیده بود و در نزد او نگهداری می شد.
از اتاق عصای حضرت شعیب
حضرت شعیب به دامادش گفت:«داخل اتاق عصاها شو و یک عصا بردار.»
حضرت موسی داخل اتاق شد به ناگهان «عصای نوح و ابراهیم» حرکت کردند و در دست ایشان قرار گرفت و چون آن عصا را به نزد شعیب آورد، شعیب گفت:«این را برگردان و عصایی دیگر را انتخاب کن.»
عصابدنبال حضرت موسی!عصا حرکت کرد.(بجای اینکه موسی عصا را بگیرد، عصا دست موسی را گرفت)
چون موسی (ع) آن عصا را بازگرداند و در میان عصاهای دیگر گذاشت و خواست که عصای دیگری را بردارد، باز همان «عصا حرکت کرد» و در دستش جای گرفت و «این اتفاق تا سه مرتبه تکرار شد!» شعیب (ع) چون این ماجرا را مشاهده نمود گفت: «ای موسی؛ این عصا را ببر، زیرا که خداوند این عصا را مختص تو قرار داده است»(تاریخ پیامبران، ج ۱: ۶۰۳؛ قصص الانبیاء، راوندی: ۱۵۲)
«عصای موسی در نزد ائمه اطهار» (ع)
در حدیثی از امام محمدباقر (ع) نقل شده است که ایشان درباره ی ویژگی های حضرت موسی (ع) فرموده اند: «عصای موسی یادگاری از حضرت آدم بود و به شعیب رسیده بود و پس از آن از شعیب به موسی رسیده و هم اکنون نزد ماست»
در این حدیث بنقل از امام پنجم آمده است :«عصای موسی رادر این نزدیکی دیده ام ، سبز رنگ بود، مانند آن روز که از درخت بریده بودنش و چون با آن سخن می گویی، حرف می زند و از برای قائم آل محمد (ص) مهیا شده است وبا آن آنچه را که موسی انجام داده بود، انجام خواهد داد» (کافی، ج ۱: ۲۳۱)

«عصا در دست امام شهید»(آیت الله سیدعلی خامنه ای)،«سردار شهید صیاد شیرازی»هم حضوردارند.
جنس عصای موسی
در حدیثی دیگر از امام محمد باقر (ع) آمده است که فرموده اند: عصای موسی را حضرت آدم از بهشت به زمین آورد و آن از «درخت عوسج»(گیاهی است خاردار، شاخه هایش پرخار، گل هایش به رنگ مختلف، میوه اش گرد و سرخرنگ) بهشتی بوده است. (تاریخ پیامبران، ج۱: ۶۰۹)
همچنین در حدیث معتبری دیگر از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: عصای موسی چوبی بود از «درخت مُورد»(درختی شبیه به انار) بهشتی. (مجمع البیان، ۴: ۲۵۰)
ویژگی هایی خارق العاده عصای موسی
درباره ی ویژگی های خارق العاده ی عصای حضرت موسی (ع) ثعلبی طی روایتی می نویسد: «عصای حضرت موسی دو شعبه داشت» و در پایین دو شعبه اِنهِنا داشت و در تَه آن آهنی بود و چون موسی در بیابانی وارد می شد و در آن نوری وجود نداشت، از ۲ شعبه ی آن «نوری ساطع می شد که تا جایی که چشم کار می کرد را روشن می کرد» و چون محتاج به آب می شد عصای خود را داخل چاه می کرد و آن طولش بسیار می شد، به قدر چاه، و دلوی (سطل آب) در سرش بهم می رسید و به وسیله ی آن آب بیرون می آورد، و چون هنگامی که به طعام نیازمند می گردید عصای خود را بر زمین می زد، پس از زمین آنچه او نیاز داشت برای معاشش بیرون می آمد، و چون درخواست میوه می نمود، آن را در زمین فرو می برد و در همان ساعت درختی می شد و از آن میوه حاصل می شد، و چون از راه رفتن خسته می گردید بر آن سوار می شد و عصایش او را برمی داشت و به هر جا که موسی می خواست او را می برد و او را راهنمایی می کرد، و چون می خواست از نهر بزرگی عبور کند عصا را بر نهر می زد تا راه برای او گشوده می شد. (عرائس المجالس: ۱۷۶)
عصای موسی وحشت فرعون
در روایتی دیگر از امام صادق (ع) آمده است که ایشان فرموده اند: فرعون در هنگام مبارزه با حضرت موسی هفت شهر و هفت قلعه بنا کرده بود و در آن ها «متحصن» شده بود، و در میان هر قلعه تا قلعه دیگر بیشه ها قرار داده بود و در میان آن بیشه ها شیران درنده قرار داده بود و چون خداوند موسی را به رسالت فرستاد، بسوی او آمد و تا به دروازه ی اول رسید، عصا را به دروازه زد (و تمام درها) گشوده شد و چون موسی داخل مجلس فرعون گردید، فرعون از او علامت و معجزه ای برای رسالت وی درخواست نمود؛ پس موسی عصای خود را بر روی زمین انداخت و آن ناگاه تبدیل به اژدعای عظیمی شد و دهان خود را گشود و بالا و پایین قصر را در دهان خود جای داد و چون فرعون دید که از میان شکم آن اژدها آتش شعله می کشد و قصد فرعون را دارد، فریاد بر استغاثه برآورد که: ای موسی! بگیر اژدها را، پس بیهوش شد! و هر که در مجلس او حاضر بود، همه گریختند. (قصص الانبیاء راوندی: ۱۵۵؛ تفسیر عیاشی، ج۲: ۲۳)
هجوم ملخ ها با گردش عصای موسی
در طی مدتی که حضرت موسی (ع) به تبلیغ در میان قوم فرعون و دعوت آن ها به خداوند می پرداخته است و چون خداوند قوم فرعون را دچار قحطی و انواع بلاها می گرداند آن را از شومی موسی و قوم او می دانسته و هرگاه نعمتی برای ایشان پیش می آمد آن را از برکت خود می دانستند. از این رو موسی روزی نزد فرعون می رود و می گوید: ای فرعون! دست از بنی اسرائیل بردار و چون فرعون قبول نمی نماید، موسی بر ایشان نفرین می کند و خداوند طوفان آب برایشان فرو می فرستد و در پی ان تمام خانه ها و منازل آن ها خراب گردید و زراعت آن ها از بین رفت و چون این را مشاهده کردند از موسی عذرها خواستند و موسی دعا نمود و طوفان از آن ها دور گردید و در پی آن خداوند در آن سال سرزمینشان را مملو از میوه های فراوان گردانید و قوم فرعون گفتند: که این طوفان نعمتی بود برای ما، و در پی آن خداوند به موسی وحی نمود و موسی با عصای خود به طرف مشرق و مغرب اشاره نمود، پس ملخ های بسیاری از هر دو طرف به قوم فرعون روی آورد، به نحوی که مانند ابری سیاه، تمام زراعت ها و میوه های ایشان را خوردند و بعد از آن جامه ها، رخت ها، درها، پنجره ها را نیز خوردند و همچنین بر روی بدن آن ها قرار گرفتند و موی ریش و سَر ایشان را نیز خوردند و قوم فرعون دست به دامن موسی شدند و در پی آن موسی از صحرا بیرون رفت و عصای خود را به سوی مشرق و مغرب گردانید و در طی ساعتی تمامی ملخ ها از همان راه که آمده بودند بازگشتند. (تاریخ پیامبران، ج۱: ۶۳۱- ۶۳۲)
شِپِش هایی از دلِ زمین
در بعضی روایات دیگر نیز آمده است در پی نافرمانی قوم فرعون از موسی (ع)، خداوند به موسی امر نمود تا بر کوه (تَلِ) سفیدی بالا رفت و عصای خود را بر زمین زد و به امر خداوند از زمین آن قدر شِپِش بیرون آمد که تمام جامه ها و ظرف های آن ها را پُر نمود و در میان غذاهای آن ها داخل شد به نحوی که هر غذایی که می خوردند، مخلوط بود به آن، به ترتیبی که تمام بدن های آن ها زخمی بود. (مجمع البیان، ج۲: ۴۶۸؛ عرائس المجالس: ۱۹۳) پس در پی آن قوم فرعون به خدمت حضرت موسی (ع) استدعا نمودند که اگر این بلا از ما رفع گردد ایمان می آوریم و چون موسی دعا نمود و این بلا از آن ها رفع گردید باز ایمان نیاوردند و به سختگیری بر موسی و قوم بنی اسرائیل پرداختند.
وَزَغ های رود نیل

آب هایی با رنگ و طعم خون
پس در سال پنجم موسی به کنار «رود نیل» آمد و به امر الهی عصای خود را بر آب زد، پس در همان ساعت تمام «آب دریاها و نهرها برای پیروان فرعون رنگ خون گرفت»، به نحوی که آن ها تمامیِ آب های موجود را به رنگ و طعم خون می دیدند ولی قوم موسی آن را آب صاف! و چون قوم موسی آن را می آشامیدند آب بود و چون قوم فرعون می آشامیدند خون بود! پس فرعونیان التماس می نمودند به بنی اسرائیل که آب را از دهان خود به دهن ما بریزید و چون چنین می کردند؛ «تازمانی که در دهان بنی اسرائیل بود آب بود، و وقتی در دهان پیروان فرعون قرار می گرفت خون می شد!.»
هفت روز یا چهل روز این ماجرا ادامه پیدا نمود و چون مجدد به حضرت موسی التماس نمودند و این حال از آن ها زایل شد، همچنان بر کفر خود باقی ماندند تا سرانجام در میان انبوهی از آب ها همگی به عذاب اعمال خود گرفتار گردیدند. (قصص الانبیاء راوندی، ۳۶۸؛ تفسیر قمی، ج۱: ۲۳۶، تاریخ پیامبران، ج۱: ۶۳۴)/منبع روزنامه قدس(آستان رضوی)۳ مرداد ۱۳۹۲
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع این گزارش: روزنامه قدس(آستان رضوی)۳ مرداد ۱۳۹۲ است بااندکی اصلاحات و انتخاب تیتر.
یک ابهام:حضرت موسی(ع)حدود ۱۰سال در خانه حضرت شعیب(ع)اقامت داشت، دامادش بود و معتمدش، درطول این دهه ،هیچ از این «کلکسیون عصا»درآن«اتاق عصا» استفاده نکرده بود؟یکی از خدماتی که برای پدرزنش ،متعهد شده بود انجام دهد،چوپانی بود، درطول این مدت ازاین عصا که لازمه شغلش بود استفاده نکرده بود؟ ودیگراینکه داماد که قصد سفرداشت با زن وبچه هایش،ازقبل نمی دانست که در میان عبور از مسیرهای دشوار وجنگل،یک «چوب دستی»(عصا)نیازاست، همینطور در لحظه آخر خداحافظی یادش آمد که به عصایی نیازدارد!،لازم به ذکر است تا زمانی که درخانه حضرت شعیب زندگی می کرد به نبوت نرسیده بود، نبوتش در هنگام سفراتفاق افتاد.
حمله تروریستی به کلیسای اردن ۴۳ نفر کشته وزخمی
مقامهای اردن اعلام کردند در حمله افراد مسلح به یک کلیسا در جنوب این کشور در روز،جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶(۱ آبان ۱۴۰۵) ۸نفر کشته و ۳۵ نفر زخمی شدند.
اداره امنیت عمومی اردن در بیانیهای اعلام کرد:مهاجمان وارد محوطه یک «کلیسای ارتدوکس یونانی» در (روستای حمود)«استان کرک»(کشور اردن) شدند و تیراندازی کردند.
تصویری از ویدئوی دوربین مداربسته که لحظه حمله افراد مسلح به کلیسای ارتدوکس یونانی در روستای حمود را نشان میدهد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:حمله تروریستی به«کلیسا در( استان کرک)کشور اردن» در روز جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶(۱ آبان ۱۴۰۵) ۸نفر کشته و ۳۵ نفر زخمی شدند.
به گفته مقامها، «مهاجمان هنگام برگزاری مراسم تشییع جنازه از یک خودرو پیاده شدند و به سوی حاضران آتش گشودند» عملیات جستوجو برای یافتن عاملان حمله ادامه دارد.
محمد المومنی، وزیر ارتباطات دولت اردن، اعلام کرد که نیروهای امنیتی در حال تحقیق درباره این حمله هستند.
عبدالله دوم، پادشاه اردن، پس از این حمله، وعده «شدیدترین اقدام تلافیجویانه» را داد.

او در پیامی به زبان انگلیسی در شبکه اجتماعی ایکس، با اشاره به« استان کرک»( در جنوب اردن)، نوشت: «حمله تروریستی به کرک با شدیدترین اقدام تلافیجویانه روبهرو خواهد شد. با مشت آهنین به مقابله با کسانی برخواهیم خاست که جرئت کنند امنیت کشور ما را تهدید کنند.»
به گفته شاهدان عینی، هنگام حمله بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر در داخل کلیسا و اطراف آن حضور داشتند و بیشتر قربانیان بین ۵۰ تا ۷۰ ساله بودند.
استان کرک محل زندگی جمعیت قابلتوجهی از مسیحیان اردن است. مسیحیان حدود دو تا سه درصد جمعیت این کشور عمدتاً مسلمان را تشکیل میدهند.
تا شامگاه جمعه، عملیات جستجو برای یافتن مهاجمان همچنان ادامه داشت و هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته بود.
روز جمعه، افراد مسلح به یک کلیسای ارتدوکس یونانی در جنوب اردن حمله کردند و با گشودن آتش، دستکم هفت نفر را کشتند و نزدیک به ۳۶ نفر دیگر را زخمی کردند؛ رویدادی که مقامات اردنی آن را یک حمله تروریستی خواندند.
سرلشکر عبیدالله المعایطه در یک کنفرانس خبری پیش از این اعلام کرد که این تیراندازی — که یکی از مرگبارترین حملات سالهای اخیر در اردن محسوب میشود — در جریان یک مراسم خاکسپاری در استان کَرَک رخ داده است؛ منطقهای که میزبان جمعیت مسیحی قابلتوجهی است.
مازن الفرایه، وزیر کشور اردن، اظهار داشت که این حمله توسط «افراطگرایان» انجام شده است. او هویت آنها یا هرگونه وابستگیشان را مشخص نکرد و گفت که تحقیقات در این زمینه در جریان است.
ملک عبدالله دوم، که بیش از ربع قرن در دوران تلاطمهای منطقهای بر این پادشاهی حکومت کرده است، وعده داد که به این حمله با «سختترین واکنش» پاسخ داده خواهد شد.
جوزف عون، رئیسجمهور لبنان که تنها رئیس کشور مسیحی در جهان عرب است، تیراندازی در کلیسا را «حملهای تروریستی و شنیع» توصیف کرد.
بر اساس بیانیه دفتر ریاستجمهوری لبنان، عون گفت این حمله «بار دیگر تأیید میکند که تروریسم نه دین دارد و نه وطن و هدف آن ضربه زدن به همزیستی و گسترش فتنه و اختلاف است».