بخشهایی از اظهارات« محمدحسن روزیطلب» در تجمعات شبانه دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ برنامه (خیابان انقلاب):
«ادعای محمدحسن روزیطلب»(مدیرکل سابق برنامههای سیاسی صداوسیما): میخواستند انتخاب رهبر را به تعویق بیاندازند و شورایی کشور را اداره کنند / آقای اعرافی میگوید در اولین جلسه شورای رهبری، پزشکیان میخواست رئیس صداوسیما را تغییر دهد،قصد داشتند آقای شهید را در همان ۴ روز اول دفن کنند که ما نگذاشتیم.
بخشهایی از اظهارات«محمدحسن روزیطلب» در تجمعات شبانه دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ به شرح زیر است:
آقای اعرافی می گوید در اولین جلسه شورای رهبری، پزشکیان میخواست رئیس صداوسیما را تغییر دهد.
می خواستند بساط ولایت فقیه را جمع کنند و جنگ را با شکست تمام کنند.
می خواستند انتخاب رهبر را به تعویق بیاندازند و شورایی کشور را اداره کنند. قصد داشتند آقای شهید را در همان ۴ روز اول دفن کنند که ما نگذاشتیم.
طرف روحانی بود و سوابق هم داشت می گفت انتخاب رهبر باید به تعویق بیافتد.
در حالی که بحث تغییر مدیریت صداوسیما قطعی خوانده شده، محمد حسن روزی طلب مدیرکل برنامههای سیاسی صداوسیما در دوره جاری ادعا کرد تغییر رئیس صداوسیما جزو دستور کار نخستین جلسه شورای رهبری بوده و تغییرات در صداوسیما را به رهبری گره زد! روزی طلب همچنین ادعاهایی درباره مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب نیز مطرح کرد و مدعی شد جلوتر از شورای عالی امنیت ملی خبر لغو مراسم تشییع را اعلام کردهاند.
«محمدحسن روزیطلب»(مدیرکل پیشین برنامههای سیاسی سازمان صداوسیما) در یکی از تجمعات شبانه تحت عنوان برنامه «خیابان انقلاب» به طرح ادعاهایی درباره شورای رهبری، برنامه دولت برای تغییر رئیس صداوسیما و پایان جنگ در روزهای ابتدایی بعد از حمله شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴(دهم رمضان ۱۴۴۷) پرداخته بود. روزیطلب در دولت سیزدهم مدیرمسئول روزنامه ایران و مدتی نیز مدیر موسسه مطبوعاتی ایران بود و پیش از آن سالها به عنوان معاون اسناد و کتابخانه مرکز اسناد انقلاب اسلامی فعالیت میکرد و یکی از اعضای موسس و سردبیر اسبق رجانیوز است.
«محمدحسن روزیطلب» اردیبهشت ۱۴۰۳ به عنوان سرپرست ادارهکل برنامههای سیاسی صداوسیما منصوب شد و تا تیرماه امسال این مسئولت را بر عهده داشت اما بعد از حواشی مربوط به خواندن بخشی از مکاتبات رهبر انقلاب با تیم مذاکرهکننده در جریان گفتگوهای اسلامآباد روی آنتن زنده توسط حجت الاسلام محمود نبویان در شبکه خبر (۲۹ خرداد ۱۴۰۵).
«حجتالاسلام سید محمود نبویان»(نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی) در برنامه شبانگاهی شبکه خبر روایتی از نامههای محرمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی به تیم مذاکرهکننده ارائه کرد.
نبویان در سخنان خود به بیان و قرائت بخشهایی از نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی درخصوص مذاکرات و فرآیندهای انجامشده میپردازد.
همچنین قطع مصاحبه محمدباقر قالیباف (۱۰ تیر ۱۴۰۵)، از سمت خود استعفا داد.
**
«محمدحسن روزی طلب»فعال رسانهای نزدیک به تیم سعید جلیلی و مدیرکل سابق برنامههای سیاسی صداوسیما پس از بازتاب اظهاراتش در تجمعات شبانه(دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵) از سوی مقام قضایی احضار شد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:علت احضار یکی از مدیران سابق صداوسیما (حسن روزی طلب)به دادستانی تهران؟
«محمدحسن روزی طلب»(مدیرکل سابق برنامههای سیاسی صداوسیما )فعال رسانهای نزدیک به تیم سعید جلیلی و پس از بازتاب اظهاراتش در تجمعات شبانه(دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵) از سوی مقام قضایی احضار شد./شنبه(۱۶ آبان ۱۴۰۵)
«مدیرکل سابق برنامههای سیاسی صداوسیما» مدعی شده بود ،عده ای می خواستند بساط ولایت فقیه را جمع کنند و جنگ را با شکست تمام کنند،انتخاب رهبر را به تعویق بیاندازند
مرکز رسانه قوه قضائیه اعلام کرد: «پس از اظهارات یکی مدیران سابق صداوسیما در موضوعات مختلف؛ دادستانی تهران او را برای ادای توضیحات و ارائه مستندات ادعاهایش به مرجع قضایی احضار کرد.»/شنبه(۱۶ آبان ۱۴۰۵)
رهبرانقلاب(آیت الله سیدمجتبی خامنه ای) ۶ شهریور ۱۴۰۵:«بنده قاطعانه اعلام میکنم که ارتکاب هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است»
رهبرانقلاب ۸ شهریور ۱۴۰۵«مجدداً به آحاد ملت توصیه میکنم به هیچوجه اجازه بروز هیچ اختلافی را در بین خود ندهند.»وزارت امور خارجه روسیه: «شهروندان روس همچنان باید از سفر به ایران خودداری کنند.»
بعد از حمله پهپادی«روسیه از جمهوری آذربایجان و ایران خواست ، خویشتنداری نشان دهند.»
به گزارش وبسایت وزارت امور خارجه روسیه در روز شنبه ۷ نوامبر ۲۰۲۶(۱۶ آبان ۱۴۰۵) «ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه»، از جمهوری آذربایجان و ایران خواست تا خویشتنداری پیشه کنند و از انجام اقدامات شتابزده «پس از حمله پهپادی به منطقه نخجوان»(از توابع جمهوری آذربایجان) بپرهیزند.
توضیح مدیریت سای-پیراسته فر:روزپنجشنبه ۵ نوامبر ۲۰۲۶(۱۴ آبان ۱۴۰۵) یک حمله پهپادی در منطقه نخجوان(جمهوری آذربایجان)اتفاق افتاده،«باکو» مدعی است که پهپادها از سمت ایران بوده،وزارت دفاع آذربایجان اعلام کرد که حمله پهپادهای ایرانی به منطقه نخجوان، که دو زخمی برجای گذاشت، یکی از پهپادهارا منهدم کردیم، این حمله بیپاسخ نخواهد ماند،روسیه گفت دراین حمله پهپادی ۴ نفرمجروح شدند،ازایران وآذربایجان خواست«خویشتن داری»کنند وازشهروندانش خواست که به این ۲ کشور سفرنکنند.
روز پنجشنبه ۵ نوامبر ۲۰۲۶(۱۴ آبان ۱۴۰۵) یک حمله پهپادی که گفته میشود از خاک ایران انجام شده، جمهوری خودمختار نخجوان در جمهوری آذربایجان را هدف قرار داد و منجر به مجروح شدن چهار نفر شد. جمهوری آذربایجان، ایران را به انجام این حملات پهپادی متهم کرد؛ اتهامی که تهران آن را رد کرده است.
«ماریا زاخارووا»(سخنگوی وزارت خارجه روسیه)گفت: روسیه از هر دو کشور میخواهد از برداشتن «گامهای نسنجیده» که میتواند موجب ایجاد شکافهای جدید در منطقه شود، خودداری کنند.

«سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه» :مسکو نسبت به تحولات جاری در خاورمیانه، عمیقاً نگران میباشد.
«ماریا زاخارووا» خاطرنشان کرد که روسیه آمادگی دارد تا به «پایان دادن به خونریزیها در منطقه»، از سرگیری گفتگوهای سیاسی و دیپلماتیک، و یافتن راهکارهایی مبتنی بر حقوق بینالملل، احترام متقابل و توازن منافع کمک کند.
این ادعا درحالی است که درهمان روز، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران درمسکو حضورداشت.
دیدار«سرلشکر محسن رضایی»(دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران) با «ولادیمیر پوتین»(رئیس جمهور روسیه) ۵ نوامبر ۲۰۲۶(۱۴ آبان ۱۴۰۵) روز ۲۵۰ جنک رمضان

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«نخجوان کجاست؟»
«نخجوان»(کریدور زنگزور)«کریدور ترامپ»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:نام «کریدور زنگزور»شد«کریدور ترامپ»(۱۶ مرداد ۱۴۰۴)
ترامپ روز پنجشنبه(۷ آگوست ۲۰۲۵) در « Truth Social» نوشت: «بسیاری از رهبران تلاش کردهاند تا به جنگ پایان دهند، اما تاکنون به "لطف ترامپ" موفق نبودهاند» این بخشی از استدلال مداوم و نه چندان آشکار ترامپ برای اعطای جایزه صلح نوبل به اوست.

ارمنستان و باکو در مورد کریدور زنگزور به توافق رسیدند..«مسیر ترامپ به سوی صلح و رفاه»/جمعه ۸ آگوست ۲۰۲۵(۱۷ مرداد ۱۴۰۴)
ارمنستان و آذربایجان روز جمعه در کاخ سفید توافقی را برای حل و فصل اختلاف دیرینه بر سر کریدور زنگزور، قطعه زمینی که به نقطه اشتعال درگیری چند دههای این دو رقیب تبدیل شد، امضا کردند.
«الهام علیاف»(رئیس جمهور آذربایجان)، در حالی که در کنار «دونالد ترامپ»(رئیس جمهور آمریکا) که میانجی این توافق بود، و «نیکول پاشینیان»(نخست وزیر ارمنستان) ایستاده بود، گفت: این یک «فرصت بزرگ اما در عین حال یک مسئولیت بزرگ» است.
طبق اعلامیه مشترک صلح، واشنگتن حق اجاره برای توسعه کریدور ترانزیتی را خواهد داشت که آذربایجان را به «منطقه خودمختار نخجوان» متصل میکند و آن را به مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی (TRIPP) تغییر نام میدهد. این پروژه تحت صلاحیت قانونی ارمنستان اجرا خواهد شد،
جنبش«اشغال وال استریت» (Occupy Wall Street)بصورت اختصار(OWS) یک جنبش اجتماعی ضد سرمایه داری است که در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱(۲۶ شهریور ۱۳۹۰) در محله منهتن (شهر نیویورک) با فراخوانی از سوی «سازمان کانادایی» (Adbusters) آغاز شد. هدف این جنبش پرداختن به نفوذ بیش از حد پول در سیاست و حمایت از برابری اقتصادی بود که به ۱٪(ثروتمندان متنفذ درسیاست وقدرت) و ۹۹٪ (شهروندان عادی) نمادگذاری شده بود. اولین جلسات وگردهم آیی در«پارک زاکوتی»(Zuccotti Park) با جمعیت کوچکی بودند، اما به سرعت به مرکزی برای فعالان اجتماعی تبدیل شد که دارای ساختاری غیرمتمرکز بدون رهبران رسمی بودند.
«جنبش وال استریت»چیست؟(صاحبان سرمایه ای که نفوذ در حاکمیت و سیاستگذاری دارند)
وال استریت «Wall Street» نام خیابان معروفی در محله «منهتن» نیویورک است و به دلیل وجود ساختمان بورس نیویورک به عنوان بزرگ ترین بورس جهان از نظر میزان معاملات و حجم مالی نظام سرمایهداری به شهرت رسیده است.
بزرگترین مراکز اقتصادی آمریکا و چند بورس مهم این کشور در این خیابان قرار دارند که می توان به بورس نزدک (NASDAQ)، بورس آمریکا (AMEX)، بورس تجاری نیویورک (NYMEX) و میز بازرگانی نیویورک (NYBOT) اشاره کرد.
ماهیت عجیب و سازمانی«وال استریت» در طی قرن ۱۹ میلادی توسعه یافت و در دهه ۱۸۴۰ بیشتر ساکنان این خیابان به دلیل تجمع شرکتها از این محل نقل مکان کردند.
۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱(۲۶ شهریور ۱۳۹۰)-رسانهها از تجمع هزاران آمریکایی معترض به نظام مالی فاسد در این کشور که به اعتقاد آنها عامل اصلی بحران اقتصادی و بی عدالتی اجتماعی در آمریکاست، در نزدیک «وال استریت»(نماد اقتصاد سرمایه داری آمریکا)، قلب اقتصادی آمریکا خبر دادند.
معترضان آمریکایی که در این تظاهرات شرکت کرده بودند، شعارهایی چون «دموکراسی، نه سرمایهداری سازی» و «به حاکمیت اغنیا و ثروتمندان پایان دهید» سر دادند واین روز را «روز خشم آمریکا» نامگذاری شد.
سازماندهندگان این تظاهرات در نظر داشتند با برپایی تظاهراتی بدون خشونت به اعتراضات خود ادامه دهند اما پس از چندی خبرهای بازداشتهای وسیع و اعمال خشونت پلیس منتشر شد به طوریکه پلیس این کشور فقط در یک روز 700 نفر از معترضان را دستگیر کرد؛ نکته قابل توجه در این تظاهرات خشونت پلیس در برخورد با معترضان است.
والاستریت کجاست و چرا مردم آمریکا این نقطه را برای اعتراضات خود انتخاب کردهاند ؟
«تام مورلو»(گیتاریست گروه Rage Against the Machine) به همراه معترضان «اشغال وال استریت» در بیرون (ساختمان Equitable) در «خیابان ۱۲۰ برادوی در منهتن جنوبی»(نیویورک) در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱
«Wall Street»(وال استریت) نام خیابان معروفی در محله «منهتن»(نیویورک) است و به دلیل وجود «ساختمان بورس نیویورک»به عنوان بزرگ ترین بورس جهان از نظر میزان معاملات و حجم مالی نظام سرمایهداری به شهرت رسیده است.
بزرگترین مراکز اقتصادی آمریکا و چند بورس مهم این کشور در این خیابان قرار دارند که می توان به بورس نزدک (NASDAQ)، بورس آمریکا (AMEX)، بورس تجاری نیویورک (NYMEX) و میز بازرگانی نیویورک (NYBOT) اشاره کرد.
ماهیت عجیب و سازمانی وال استریت در طی قرن ۱۹ میلادی توسعه یافت و در دهه ۱۸۴۰ بیشتر ساکنان این خیابان به دلیل تجمع شرکتها از این محل نقل مکان کردند.
این خیابان از لحاظ تاریخی برای آمریکاییها دارای اهمیت است چراکه جرج واشنگتن نخستین رئیس جمهور آمریکا در عمارت فدرال در خیابان وال استریت سوگند یاد کرد، همچنین کلیسای تاریخی «ترینیتی» در تقاطع این خیابان و خیابان« برادوی »قرار دارد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:جنبش«اشغال وال استریت» (Occupy Wall Street)بصورت اختصار(OWS) یک جنبش اجتماعی ضد سرمایه داری است که در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱(۲۶ شهریور ۱۳۹۰) در محله منهتن (شهر نیویورک) با فراخوانی از سوی «سازمان کانادایی» (Adbusters) آغاز شد. هدف این جنبش پرداختن به نفوذ بیش از حد پول در سیاست و حمایت از برابری اقتصادی بود که به ۱٪(ثروتمندان متنفذ درسیاست وقدرت) و ۹۹٪ (شهروندان عادی) نمادگذاری شده بود. اولین جلسات وگردهم آیی در«پارک زاکوتی»(Zuccotti Park) با جمعیت کوچکی بودند، اما به سرعت به مرکزی برای فعالان اجتماعی تبدیل شد که دارای ساختاری غیرمتمرکز بدون رهبران رسمی بودند.
اگرچه پایگاه وزادگاه«وال استریت»درامریکااست واما چون این جنبش برای مبارزه باگرانی ونظام سرمایه داری است دربسیاری ازکشورهاازآن الگوگیری کردند،مثل آلمان واخیراً(آبان وآذر ۱۳۹۷) درفرانسه هزاران نفردرمخالفت باگرانی به خیابانهاریختندوآشوب هم بپاکردند ورئیس جمهور(مانوئل ماکرون)رامجبوربه عفب نشینی کردند.
نکته:ممکن است دربعضی ازکشورها اسمی وتشکیلاتی بنام«وال استریت»نشناسند واما نوع مشکل«گرانی»مشترک بین همه معترضین است،مثل ایران که در ۷ دی ۱۳۹۶«شبه وال استریت »ازمشهدشروع شد وبه بسیاری ازشهرهای دیگرهم سرایت کردومشکلاتی هم پیش آمد.بقول خلبان شهردار-قالیباف-۹۶درصدو۴درصد.
به گزارش شبکه خبری الجزیره، سازماندهندگان این جنبش در مصاحبههای مطبوعاتی اعلام کردهاند اگرچه تظاهرات خود را در تابستان شروع کردند اما قرار نیست با فرارسیدن فصل سرما عقب بکشند. آنها وسایل گرمکننده با خود به محل تجمع و تحصن بردهاند و همچنان شب و روز را در چادرهای مستقر شده در محل تحصن میگذرانند.
در همین حال پلیس آمریکا با تداوم اقدامات سرکوبگرانه خود علیه معترضان ضدسرمایهداری، معترضان جنبش اشغال دنور در ایالت کلرادو آمریکا را با گلولههای پلاستیکی و اسپری فلفل مورد حمله قرار داد. پلیس اعلام کردهاست که ۲۰ نفر از معترضان را در دنور دستگیر کردهاست.
به گفته پلیس دنور، معترضان برخلاف شنبههای هفتههای قبل، این بار به سمت مقر اصلی پلیس رفته و قصد ورود به این دفتر را داشتند. تعداد این معترضان به گفته پلیس به ۲هزار نفر میرسید. سخنگوی پلیس دنور گفتهاست که نیروهای پلیس به اقدامات خشونتآمیز معترضان واکنشی تند نشان دادهاست. پلیس همچنین مانع از برپایی چادر متحصنین در پارکی در جنوب شهر دنور شد. چندین هفته است که معترضان در این پارک تحصن کردهاند اما پلیس به دفعات اقدام به جمعآوری چادرهای آنها کرده است. بهدنبال حمله پلیس به معترضان در شهر دنور، نماینده این شهر در مجلس نمایندگان آمریکا به دیدار معترضان در این شهر رفت تا آنها را آرام سازد. هفته گذشته نیز پلیس آمریکا در شهرهای اوکلند، آتلانتا و ساندیاگو دهها نفر از معترضان را به جرم تحصن غیرقانونی بازداشت کرد.
وال استریت در آلمان رسید
به گزارش خبرگزاری آلمان، حدود ۲۵۰۰نفر از مردم معترض آلمان در بخش مرکزی شهر فرانکفورت با شعار فرانکفورت را اشغال کنید «علیه افزایش قیمتها» در این کشور اعتراض کردند.
در همین حال در برلین نیز هزاران نفر از معترضان با شعار بحران، همان نظام سرمایهداری است به سیستم موجود اعتراض کردند. در پلاکاردهایی که در دست معترضان بود، شعارهایی چون برلین را اشغال کنید و «ما ۹۹درصد هستیم »به چشم میخورد. برخی از تظاهراتکنندگان نیز با هدف یادآوری جنبش اشغال والاستریت ماسکهایی بهصورت داشتند.
«بهار عربی» و جنبش« اشغال والاستریت»
«اسلاوی ژیژک»فیلسوف آمریکایی اسلوونیتبار که منتقد نظام سرمایهداری است در گفتوگویی با الجزیره اعلام کرد: تحولات اخیر در جهان و در آمریکا نشان میدهد که همزیستی میان دمکراسی و نظام سرمایهداری به پایان رسیدهاست. او گفت: تحولات «بهار عربی» و جنبش« اشغال والاستریت» نشان داد که جهان بهدنبال یک جایگزین واقعی است./شنبه ۸ آبان ۱۳۹۰ همشهری
***
تظاهرات ضد سرمایه داری در آمریکا
مقامات شهر «آتلانتا»(ایالت جورجیا) آمریکا با وضع قوانین منع رفت و آمد با معترضان ضدسرمایهداری به مقابله پرداختند و ۵ نفر از معترضان را دستگیر کردند.
به گزارش خبرگزاری شینهوا، پلیس شهر "آتلانتا" در ایالت "جورجیای" آمریکا ۵تن از معترضان "تسخیر آتلانتا" را در پارک مرکز شهر دستگیر کرد.
جنبش«تسخیر آتلانتا»چیست؟
پلیس آتلانتا اعلام کرده است که دلیل این دستگیری نقض قوانین منع رفت و آمد که مقامات شهر ایجاد کردند، بوده است.
بر اساس این گزارش، یک زن و ۴ معترض به نظام سرمایه داری آمریکا در آتلانتا در نزدیکی پارکی پس از آن دستگیر شدند که شعار "ما گرسنه ایم، ما فقیریم" را در مقابل پلیس سر دادند.
حکومت نظامی از شنبه شب در نتیجه از بین رفتن نظم شهر به دلیل اردو زدن معترضان در پارک ایجاد شد.
۱۹ نفر از معترضان «تسخیر آتلانتا»که از جنبش «تسخیر وال استریت» نیویورک الهام گرفتند، در شنبه شب به دلیل نقض حکومت نظامی دستگیر شدند. در ماه گذشته نیز حدود ۲۴ نفر در پارک وودراف توسط پلیس دستگیر شدند.
"جیس جکسون" رهبر حقوق مدنی آمریکا با این معترضان در عصر شنبه ملاقات کرد تا حمایت خود را نشان دهد. وی این جنبش را به عنوان ادامه جنبش " افراد فقیر" به رهبری مارتین لوترکینگ، ستود.
این دستگیری ها پس ازآن اتفاق افتاد که جنبش«تسخیر آتلانتا»با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد. معترضان "اسکات اولسن" را که در ۲۵ اکتبر درشهر«اوکلند»(کالیفرنیا) زخمی شده بود، به عنوان سمبل جنبش معرفی کردند. وی عضو پیشین نیروی دریایی بود و در افغانستان خدمت می کرد. حدود 30 نفر در پنجشنبه گذشته در اوکلند دستگیر شدند. در این روز پلیس با استفاده از گاز اشک آور به معترضان حمله کرد. /۱۶ آبان ۱۳۹۰(۷نوامبر۲۰۱۱)فارس
تظاهرات روز گذشته معترضان «جنش تسخیر آتالانتا» که مقابل پنج شعبه بانک "چیس" تجمع کرده بودند، به خشونت کشیده شد و ۱۴ نفر بازداشت شدند.
جنبش تسخیر وال استریت هنگامی آغاز شد که گروهی از مردم در مرکز تجاری نیویورک در اعتراض به نابرابری های گسترده و فساد در سطوح بالا، تجمع کردند. با وجود مانع تراشی های پلیس و دستگیریهای گسترده، جنبش "تصرف" اکنون به دیگر شهرهای بزرگ آمریکا نیز رسیده است.
پلیس آمریکا اعلام کرد که تظاهرات روز گذشته معترضان جنش تسخیر آتالانتا که مقابل پنج شعبه بانک "چیس" تجمع کرده بودند، به خشونت کشیده شد و ۱۴نفر بازداشت شدند.
"سوفیا لییکو" یکی از برپا کنندگان این تظاهرات اعلام کرد که بازداشت معترضان آنها از پای در نمی آورد و آنها تا زمان دستیابی به اهداف خود به خیابانها می آیند.
"سوفیا لییکو"(یکی ازفعالان جنبش وال استریت)
«سوفیا لییکو» در ادامه ضمن محکوم کردن اقدامات پلیس گفت : معترضان تنها افرادی هستند که به طمع ورزی شرکت های بزرگ آمریکایی معترض هستند و تظاهرات علیه نظام سرمایه داری همچنان ادامه دارد.
لییکو در ادامه به برخورد متفاوت پلیس مقابل شعب بانک چیس پرداخت و گفت : پلیس در برخی از شعب بدون دادن هشدار معترضان را بازداشت و به دست آنها دستبند می زند./۲۳ اسفند ۱۳۹۰خبرگزاری مهر
***
تظاهرات ضدسرمایه داری درواشنگتن.
رسانه های آمریکانوشتند: تظاهرات کنندگان در شهرهای مختلف از جمله واشنگتن در خیابان ها تجمع و راهپیمایی مسالمت آمیز کرده و مخالفت شدید خود را با سرمایه داری و بیعدالتی در آمریکا ابراز داشتند.
تظاهرات کنندگان همچنین مخالفت خود را با نقش آمریکا در جنگ ها در مناطق مختلف جهان اعلام کردند.
این تظاهرات در شهرهای آمریکا در حالی برگزار شد که شهر لندن پایتخت انگلیس نیز شب گذشته شاهد تظاهرات ضد سرمایه داری و درگیری با نیروهای پلیس بود.، ۱۵ آبان ۱۳۹۴(۶نوامیر۲۰۱۵)خبرگزارمیزان.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:دراین گزارشات اصلاحات واضافاتی انجام گرفته است.
«قرن بیستم میلادی اوج شکوفایی اقتصادی وال استریت» بود به طوریکه نحوه برخورد سرمایه داران این خیابان در برابر مقامات آمریکا تغییر کرد و آنها نیز سهمی در تصمیمگیریهای این کشور به خود اختصاص دادند.
«وال استریت به سمبل آمریکا و سیستم اقتصادی این کشور بدل شده است چنانکه بسیاری از آمریکاییها آن را به عنوان نماد توسعه تجاری، اقتصادی کشور خود می دانند.»
از اینرو «فروپاشیدن وال استریت» جز به این معنا نمیتواند باشد که نظام اقتصادی آمریکا یعنی نظام سرمایهداری فرو خواهد ریخت.
نام «وال استریت» همیشه مکان افراد دارای نفوذ اقتصادی در آمریکا را به ذهن متبلور میکند که با اتفاقات اخیر در این خیابان به نظر میرسد این بت اقتصادی در حال شکستن است.
به عقیده تحلیلگران، «اعتراضات والاستریت» نتیجه مستقیم رکود اقتصادی آمریکاست که از سال ۲۰۰۷ آغاز شد. افزایش بیکاری در جامعه، کاهش دستمزدها و مشکلات فراوان اقتصادی جامعه آمریکا و ناتوانی دولتمردان در عمل به وعدههای خود به همراه سیاستهای جنگطلبانه آمریکا، شرایط را به نقطهای رسانده که تحمل آن را برای مردم این کشور غیرممکن ساخته است.
در طول زمان، نام «والاستریت» به عنوان «مکان افراد دارای نفوذ اقتصادی در آمریکا» شهرت یافته است هم از این رو بود که اعتراضها و تجمعاتی خیابانی که از تاریخ ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ (۲۶ شهریور ۱۳۹۰)در نیویورک آغاز شد از همین محل شروع شد و نام آن برگرفته از قلب اقتصادی آمریکا بود و به جنبش اشغال وال استریت شهره یافت.
«جنبش وال استریت را اشغال کنید» در وبسایت خود و در بخش معرفی آورده است: «ما ۹۹ درصدی هستیم که از خانههای خود بیرون رانده شدهایم. ما از خدمات درمانی مطلوب محروم بودهایم. ما از آلودگی محیط زیست رنج میبریم. ما ساعات طولانی را برای مقدار اندکی دستمزد و بدون بهرهمندی از حقوق قانونی خود سخت کار میکنیم، البته اگر بتوانیم کاری پیدا کنیم. در حالی که یک درصد دیگر از همه چیز برخوردار است«ما از هیچ چیز برخوردار نیستیم. ما ۹۹ درصد جامعه هستیم»
این جنبش اعلام کرده بود که قصد دارد ۲۰ هزار نفر را به محله منهتن نیویورک بیاورد تا برای چند ماه این محله را تسخیر کنند. چنین اقداماتی از تجمعات اعتراضآمیز مردم مصر، یونان، اسپانیا و ایسلند الهام گرفته شده بود و به گفته گردانندگان جنبش، این لشکرکشی برای سرنگونی بزرگترین انحراف ایجاد شده در دموکراسی، قلمداد میشود.
اعتراض به مسائلی همچون فقر، بیکاری، قدرت و نفوذ شرکتهای بزرگ، نابرابری اجتماعی، جنگهای خاورمیانه، بدهی دانشجویان و پاداشهای زیاد برای مجریان وال استریت، از جمله اهداف آغاز این جنبش اعلام شده است. تظاهرکنندگان همچنین خواهان وضع مالیات بیشتر بر طبقه ثروتمند و پاسخگویی بانکها در قبال اقداماتشان هستند که به بحران اقتصادی آمریکا دامن زده است.
با آغاز این اعتراضات که نه تنها برای دولتمردان آمریکا بلکه برای دیگر مردم جهان نیز غیرمنتظره بود، در فاصله ای کمتر از یک ماه شعار محوری جنبش،« ۹۹ در صد در برابر یک در صد» بازتاب جهانی عظیمی پیدا کرد و به بقیه نقاط جهان که در ارتباط با نظامی سرمایه داری بودند تسری یافت و اعتراضهای بینالمللی نسبت به آنچه «طمع سیستم بانکی» خوانده شده، ابعادی گسترده تر از قبل یافت.
در باب دلایل و رویکرد مردمی به انجام اعتراضهای سراسری علیه نظام سرمایه داری در آمریکا، که در قالب جنبش تسخیر وال استریت آغاز و با عناوین دیگر در سایر شهرها گسترش یافته است، دیدگاههای مختلفی مطرح میشود.
برخی کارشناسان، تغییرات در ساختار فرهنگی و درونی جامعۀ آمریکا و برخی افزایش افسارگسیخته ناهمگونی اجتماعی و فاصله طبقاتی را مطرح میکنند، برخی بر شرایط اقتصادی حاکم بر کشور و افزایش روز افزون فقر و گرسنگی و نیاز 46 میلیون آمریکایی به کمکهای دولتی را اولویت دانستهاند؛ برخی گسست میان مردم و دولتمردان آمریکا را دلیل اعتراضها دانسته و برخی نیز سیاست خارجی و نارضایتی مردم از جنگ طلبیهای دولتمردان و تزلزل موقعیت جهانی آمریکا و بحران نظام سرمایه داری را دلیل این اعتراضها عنوان کردهاند.
کارشناسان اقتصادی، نقطه آغاز و منشاء بروز بحران اقتصاد سرمایه داری را در تشدید بحران اقتصادی آمریکا طی سالهای اخیر و آنها از این موضوع آگاه بودهاند، بهویژه از سال ۲۰۰۸. این بحران — که با رکود در بازار مسکن ایالات متحده، افت شدید در بازارهای مالی این کشور و کاهش ۳۰ تا ۳۵ درصدی ارزش دلار آغاز شد — به دلیل تأثیر عمیقش بر اقتصادهای مرتبط با ایالات متحده، از جمله اقتصادهای اروپا، شرق آسیا، آمریکای لاتین و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، ابعادی جهانی پیدا کرد.
در گزارشی که مرکز پژوهش های کنگره آمریکا آن را منتشر کرد آمده است که رویکرد نهادها و بنگاههای مالی و اقتصادی آمریکا به شکل گیری جنبش اعتراضی اشغال وال استریت کمک زیادی کرده است. در این گزارش اشاره شده است که اگر چه اعتراضات جنبش اشغال وال استریت که از سپتامبر ۲۰۱۱ آغاز شد، تقاضای واحد و مشخصی را مطرح نکرده و معترضان نمایانگر طیف وسیعی از نگرش ها، خواسته و اعتراض ها هستند اما شاید بتوان از گسترش فاصله طبقاتی میان یک درصد ثروتمند جامعه که شامل بانکداران و مدیران نهادهای مالی می شود و 99 درصد دیگر جامعه به عنوان نگرانی اصلی اشغال کنندگان وال استریت یاد کرد. به اعتقاد معترضان، ثروت و قدرت هنگفتی در اختیار یک درصدی قرار گرفته که علاقهای به بهبود سلامت اقتصاد ندارند.
همچنین مطالعات مختلف نشان می دهند که بخش قابل توجهی از افزایش درآمد طی دهه های گذشته در آمریکا به ثروتمندان اختصاص یافته است. بر اساس گزارشی از «دفتر بودجه کنگره ایالات متحده» که در اکتبر ۲۰۱۱ منتشر شد، بین سالهای ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۷، درآمد یک درصدِ ثروتمندِ جمعیت ۲۷۵ درصد رشد کرد، در حالی که رشد درآمد برای ۶۰ درصدِ میانیِ جمعیت، کمتر از ۴۰ درصد بود.
«فرانکلین فیشر» استاد اقتصاد دانشگاه ماساچوست آمریکا درباره علل شکل گیری جنبش وال استریت میگوید؛ این جنبش را عوامل زیادی پدید آوردهاند؛ اما آنچه بیش از همه، مردم را دور هم جمع کرده است احساس و اعتقاد فزاینده نسبت به دو موضوع است. نخست آن که شرایط اقتصاد آمریکا باعث شده است آنها به این اعتقاد برسند که نه تنها خودشان وضعیت مناسبی ندارند بلکه کودکانشان نیز آینده مناسبی نخواهند داشت. تظاهرکنندگان با مشکلات اقتصادی قابل توجهی مواجه هستند.
دوم آن که تظاهرکنندگان از وجود نابرابری فزاینده در درآمد و ثروت در آمریکا خشمگین هستند؛ نابرابریای که جمهوریخواهان کنگره با اتخاذ هرگونه اقدام برای مقابله با آن مخالفت می ورزند. طرفداران جنبش وال استریت وضعیت جاری را شدیداً ناعادلانه و نامناسب می دانند.
روزنامه «گاردین» در اوج بحران اقتصادی غرب نوشت؛ «اگر کارل مارکس زنده بود از آشوبهای امروز در نظام سرمایه داری به ذوق میآمد، زیرا در بحرانی که سراسر نظام مالی جهان را فرا گرفته، برخی از نظریات خود را محقق میدید».
بنابراین پر بیراه نیست که میگویند: مارکس خیلی اشتباه نمیکرد؛ یک سرمایهداری لگامگسیخته، آن گونه که ما شاهدش بودیم، دست آخر خود را نیز میبلعد.
باید اذعان کرد که بحرانهای عمدهی سرمایهداری — در سالهای ۱۸۵۷، ۱۸۷۰، ۱۹۰۷، دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۹۰، و دههی نخست قرن بیست و یکم — نشان دادند که سرمایهداری، به واسطهی ماهیت متناقض خود، ذاتاً بحرانزا است.این واقعیت را حتی بسیاری از طرفداران سرمایهداری هم انکار نمیکنند. سرمایهداری نه قادر است بحرانهای متعدد و متنوع ذاتی خود را از بین ببرد، و نه بیکاری را ریشهکن نماید، یا عدالت اجتماعی واقعی برقرار کند.
به همین دلیل است که با گذشت ۲ سال از پایان جنبش وال استریت تحلیلگران عقیده دارند که این جنبش به پایان نرسیده است و هر لحظه ممکن است جرقه آن دوباره زده شود.
جنبش وال استریت چه شد؟
دولت آمریکا در ابتدا تلاش کرد با بی توجهی رسانههای جریان اصلی غرب وقوع چنین اعتراضاتی را کم اهمیت جلوه دهد و آن را سطحی و بدون ریشه به به تصویر بکشد.
با گذشت بیش از یک هفته از شروع اعتراض ها، گردهمایی ها و مقابله پلیس با معترضان، اغلب غولهای رسانهای جهان، که هر روزه گزارش هایی با ریزترین جزئیات را از ناآرامی های مصر، لیبی و اسپانیا به تصویر می کشند، به آنچه در منهتن در جریان بود توجه بسیار کمی کرده یا آن را تکذیب کردند.
افتضاح رسانههای خبری بزرگ جهان به گونهای بود که بسیاری از منتقدان غربی از جمله مایکل مور کارگردان و مستندساز آمریکا به وضوح این رویکرد را به باد انتقاد گرفت.
در واقع علت اصلی سکوت رسانههای خبری وابسته به دموکراتها و جمهوریخواهان این بود که معترضان جنبش وال استریت منتقدان جدی رویکرد هر دو حزب اصلی آمریکا بوده و خواستار اصلاحات عمیق تر اقتصادی بودند، چیزی که به نظر میرسد به مذاق طبقه ثروتمند و سرمایه دار، که به گفته معترضان تنها یک درصد هستند، چندان خوش نمیآید.
روزنامههای نیویورک تایمز و واشنگتن پست، شبکه های خبری سی ان ان، ای بی سی، پی بی سی و.. گزارش هایی انگشت شمار و کوتاه، آن هم زمانی که معترضان با پلیس درگیر میشدند، را درباره جنبش وال استریت منتشر کردند، گزارش هایی که در انتها مخاطب را به این نتیجه میرساند که معترضان صرفا هرج و مرج طلبانی هایی هستند که هدفشان ایجاد ناآرامی و بی ثباتی است.
دولت آمریکا زمانی که به این نتیجه رسید که اعتراضات وال استریت به قدری جدی است که ممکن است امنیت داخلی را نشانه رود از خود واکنش نشان داد.
دولت باراک اوباما با پشتیبانی رقیب جمهوریخواه خود بر آن شد که صدای معترضان را خفه کند. خشونت پلیس در برخورد با جنبش وال استریت یک واکنش کاملاً سازماندهی شده بود و هیچکس قبول نکرد که پلیس آمریکا بهخاطر قرارگرفتن در شرایط خاصی بهناگاه ناگزیر از اعمال خشونت شده است. پراکندهسازی معترضان بههرنحوی که شده از اهداف پلیس بود.
طبق اظهارات برخی از آزادشدگان از بازداشتگاههای پلیس، در مدت زمان بازداشت، مسئولان زندان ساعتها از خوردن و آشامیدن و رفتن آنها به دستشویی جلوگیری میکردهاند. حمله با اسب میان معترضان و زیر گرفتن معترضانی که روی زمین افتاده بودند با موتورسیکلت بارها مشاهده شد. استفاده از گاز اشکآور برای متفرق کردن معترضان منجر به زخمی و بیهوش شدن تظاهرکنندگان میشد. پلیس چادرهای معترضین را پاره میکرد و کمپهای اعتراض را عامل کثیفی شهر و مضر برای سلامت شهروندان میدانست.
اینها همان اتفاقاتی بودند که اگر در هر جای دیگر دنیا به ویژه در کشورهای مخالف غرب رخ میداد از سوی آمریکا و متحدانش به نقض حقوق بشر، نقض حقوق شهروندان، خشونت طلبی، سرکوب و.. متهم میشدند.
با گسترش اعتراضات و توجه جهان به وال استریت دولت آمریکا تلاش کرد با ابراز همدردی با معترضان خود را از زیر بار فشار بی رویه داخلی و بین المللی خارج کند.
در این رابطه باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا در اظهاراتی، اعتراضات وال استریت را نمایانگر ناامیدی مردم آمریکا از نظام اقتصادی این کشور دانست. وی تصریح کرد که در جریان سختیهایی که مردم عادی طی بحران اقتصادی در این کشور متحمل شدهاند، قرار دارد.
با این وجود و علیرغم مخالفتهای داخلی از جمله جمهوریخواهان با جنش، جنبش اشغال وال استریت مدتی بعد از اعلام وجود، نشان داد که پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک قدرت سیاسی در آمریکا را دارد و میتواند موج مخربی برای به لرزه درآوردن پایههای حاکمیت دوحزبی در آمریکا و نظام سرمایه داری که زاییده نظام سیاسی آمریکا است باشد.
چشم انداز جنبش وال استریت
۱۷ سپتامبر برابر با ۲۶ شهریور ماه سالگرد آغاز جنبش وال استریت است. آیا این حرکت اعتراضی به تاریخ پیوسته است؟
در اوج اعتراضات مردم آمریکا علیه سیاستهای اقتصادی دولت، کارشناسان و تحلیلگران ۳ گزینه را درباره آینده این جنبش متصور بودند؛
۱- بهبود اوضاع اقتصادی و در نتیجه برچیده شدن بساط اعتراضات
۲- تلاش برای سرکوب یا منحرف کردن جنبش توسط هیأت حاکمه.
۳- گسترش ابعاد جنبش و در نتیجه تغییر هیأت حاکمه از طریق تحول در نظام سیاسی و تصمیم گیری در آمریکا.
اکنون با گذشته ۲ سال از آغاز اعتراضات میبینیم که اوضاع اقتصادی مردم آمریکا نه تنها بهتر نشده است بلکه بدتر هم شده است.
درحالیکه بیشتر کمپهای معترضان توسط پلیس و نیروهای امنیتی آمریکا تخریب شده است اما بسیاری از معترضان همان انگیزه و روحیهای که منجر به آغاز اعتراضات شد را حفظ کردهاند اما انرژی خود را صرف راههایی کردهاند که توجه رسانهها را کمتر به خود جلب کرده است.
به طور اساسی باید اذعان داشت؛ همه شرایط و دلایلی که الهام بخش جنبش اعتراضی وال استریت بود همچنان به قوت خود باقی است و حتی مطالبات حداقلی معترضان نیز برطرف نشده است که انگیزه آنها را از بین برده باشد.
نشریه آمریکایی «نیشن» در این زمینه نوشت: به عنوان مثال تجزیه و تحلیل آمارها نشان میدهد که شکاف درآمدی در آمریکا به تازگی به بالاترین میزان خود در قرن اخیر رسیده است.
در سال ۲۰۱۲، یک درصدِ ثروتمندِ جامعه آمریکا، ۱۹.۳ درصد از کل درآمد خانوارهای آمریکایی را به خود اختصاص دادند.
بر اساس این گزارش، نابرابری درآمدی افزایش یافته و شکاف طبقاتی عمیقتر شده است؛ در حالی که کنگره ایالات متحده نیز جز فقر و کاهش حمایتها در چارچوب نظامهای تأمین اجتماعی، ارمغان دیگری نداشته است.
علاوه بر این، قرار است کنگره آمریکا در روز پنجشنبه، ۱۸ سپتامبر، درباره طرحی رأیگیری کند که در صورت تصویب، ۴ تا ۶ میلیون آمریکایی را — که بر اساس معیارهای جدید، دیگر واجد شرایط شناخته نمیشوند — از کمکهای دولتی و مزایای طرح «SNAP» محروم خواهد کرد.
با توجه به اینکه نابرابری اجتماعی، شکاف طبقاتی و محرومیت از سال ۲۰۱۱ تاکنون تشدید شدهاند، معترضان بر این باورند که روحِ جنبش «اشغال والاستریت» همچنان کاملاً زنده است و دیگر تنها به اردوگاههایی که زمانی کانون گردهماییهای این جنبش بودند، محدود نمیشود.
نوام چامسکی زبان شناس، تحلیل گر و منتقد آمریکایی در کتاب خود تحت عنوان اشغال کنید نوشت: سه هدف اصلی این جنبش عبارتند از:
۱) جلب مشارکت عموم مردم و فراتر رفتن از محدودهٔ چادرها برای راه یافتن به قلبها و ذهنهای تودهٔ مردم؛
۲) متوقف کردن سرکوب جنبش از طریق حراست از حقِ «۹۹ درصد» برای برخورداری از آزادی تجمع و آزادی بیان، بهگونهای که هدف حملات خشونتآمیز قرار نگیرند؛ و
۳) پایان دادن به اعطای «شخصیت حقوقی» به شرکتها.
چامسکی معتقد است، یکی از دستاوردهای واقعی جنبش اشغال، گسترش ابراز واقعی عدم پذیرش شرایط موجود به روشی قابل توجه است. مردم درگیر در این جنبش به خاطر خودشان در آن نیستند. آنها به خاطر دیگران، برای جامعهای بازتر و برای نسل آینده در جنبش و در نهایت به دنبال تغییر وضع موجود هستند. بنابراین تا زمانیکه خواسته های اکثریت جامعه محقق نشود پتانسیل و انگیزه لازم برای به چالش کشیدن وضع موجود وجود خواهد داشت.
آنچه که از ماهیت جنبش وال استریت پیداست یک روند سیاسی تحول خواه، طرفدار تغییر وضع موجود و معتقد به توان بالای سیاسی برای دستیابی به اهداف خود است. به نظر میرسد گفتمان تحول خواهی در آمریکا در لایه های مختلف جامعه آمریکا ریشه دوانده است و پتانسیل بالای جنبش اشغال وال استریت تحلیلگران را به این باور رسانده است که روند سیاسی ناشی از این جنبش در آینده حاکمیت سیاسی و اقتصادی ایالات متحده را به چالش خواهد کشید./فارس
«اولین شب تجمعات» در شامگاه شنبه (۹ اسفند ۱۴۰۴)شهادت رهبرانقلاب(آیت الله سیدعلی خامنه ای).کمتراز ۲ ماه بعداز اغتشاشات شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
امروز پنجشنبه (۱۴ آبان ۱۴۰۵) است که«روز ۲۵۰ جنگ رمضان»است.
«حضورحماسی مردم رشت درمیدان شهرداری رشت»/پنجشنبه (۱۴ آبان ۱۴۰۵)

«تجمعات مردم رشت در شب ۲۵۰ جنگ رمضان»
تجمعات شبانه مردم رشت در میدان شهرداری رشت/پنجشنبه (۱۴ آبان ۱۴۰۵)

«تجمعات مردم رشت در شب ۲۵۰ جنگ رمضان»

«دویست وپنجاهمین شب پایداری ومقاومت مردم رشت»«۲۵۰ جنگ رمضان»

«حضورحماسی مردم رشت درمیدان شهرداری رشت»/پنجشنبه (۱۴ آبان ۱۴۰۵)

«تجمعات مردم رشت در شب ۲۵۰ جنگ رمضان»
تجمعات شبانه مردم رشت در میدان شهرداری رشت/پنجشنبه (۱۴ آبان ۱۴۰۵)
«تجمعات مردم رشت در شب ۲۵۰ جنگ رمضان»

امروز پنجشنبه(۱۴ آبان ۱۴۰۵) ۲۵۰ روز ازجنگ رمضان گذشته است.

«میدان شهرداری رشت»

شایسته است، «میدان شهرداری رشت»که شبهای میعاد، حافظان انقلاب است را «میدان انقلاب»نامگذاری کرد(بجای نام یکی از مناطق جنگی کرمانشاه)
توضیحات مدیریت سایت-پراسته فر:شهادت رهبرانقلاب(آیت الله سیدعلی خامنه ای) شنبه ۲۸ فوریه ۲۰۲۶(۹ اسفند ۱۴۰۴) ۱۰ رمضان ۱۴۴۷
«اولین شب تجمعات» در شامگاه شنبه (۹ اسفند ۱۴۰۴)
«علت حضور مردم در تجمعات شبانه»:حفاظت وحراست از انقلاب بود،دراین روز ،کمتر از ۲ماه از فتنه آشوبگران گذشته بود و مردم برای اینکه توطئه های فتنه گران را خنثی کنند، ومیادین را خالی نگذراند، شبها درمیادین تجمع می کردند.خنثی سازی فراخوانها برای آشوبهای شبانه.
در«اغتشاشات شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ رشت»: ۱۱ مسجد ومصلی رشت ، ۵۰۰ مغازه بازاریان رشت و شعب بانکها و درمانگاه امام سجاد(ع) در آتش کینه فتنه گران سوخت.
آیا دراین سفر موضوع ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ایران و بازگشایی تنگه هرمز مطرح می شود؟
دیدار«سرلشکر محسن رضایی»(دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران) با «ولادیمیر پوتین»(رئیس جمهور روسیه) روز ۲۵۰ جنک رمضان
کاخ کرملین روز ۵ نوامبر ۲۰۲۶(۱۴ آبان ۱۴۰۵) از دیدار رئیسجمهور روسیه با دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران محسن رضایی خبر داد.

«سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به مسکو »، پیام رهبر انقلاب اسلامی ایران(آیت الله سیدمجتبی خامنه ای) به ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه تقدیم شد.
دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد که محسن رضایی در دیدار با ولادیمیر پوتین، پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی را تقدیم رئیسجمهور روسیه کرد.

به گزارش خبرگزاری تاس روسیه، «دیمیتری پسکوف» در این باره اعلام کرد: «رئیسجمهور ولادیمیر پوتین در کرملین از محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران که در مسکو به سر میبرد، استقبال کرد.»
دیدار«سرلشکر محسن رضایی»(دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران) با «ولادیمیر پوتین»(رئیس جمهور روسیه) پنجشنبه ۵ نوامبر ۲۰۲۶(۱۴ آبان ۱۴۰۵)
در این دیدار، «دستیار رئیس جمهور روسیه» و «رئیس اداره اصلی اطلاعات ارتش روسیه» نیز حضور داشتند.
«معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران»(علی باقری کنی) دیدار با «ولادیمیر پوتین»( رییس جمهور روسیه)«کاخ کرملین» مسکو(پایتخت روسیه) پنجشنبه(۵ نوامبر ۲۰۲۶)۱۴ آبان ۱۴۰۵

محسن رضایی و ولادیمیر پوتین در روز دوشنبه ۲ نوامبر ۲۰۲۶(۱۱ آبان ۱۴۰۵) طی تماس تلفنی، وضعیت جاری منطقه و جهان را با تاکید ویژه بر منطقه غرب آسیا مورد بحث و گفتوگو قرار داده بودند.

«فاصله تهران تا مسکو ۲۵۵۰ کیلومتر » نقشه.
آنطوری که ما شنیده ایم یکی از دلائل دعوت روسیه از سرلشکر رضایی به مسکو، این است، آمریکا از روسیه خواسته تا واسطه شود،تا از ایران بخواهد تا به بازرسان آژانس اتمی اجازه بازدید از تأسیسات هستهای بمبارانشده را بدهد و درعوضش محاصره دریایی را بردارد، پولهای بلوکه شده ایران را هم بدهد.
رسانه های ایران نوشتند در «دیدار سرلشکر محسن رضایی با پوتین»: هیچ طرحی ارائه نشد،مذاکرات با آمریکا هم منتفی است واما مثل اینکه مسئول دبیرخانه امنیت ملی ایران با رئیس جمهور روسیه در باره «بازگشایی مسیر راه آهن رشت- آستارا »مذاکراتی داشتند!.

«هادی حقشناس»(استاندار گیلان): «در «مسیر ریلی رشت – آستارا» تاکنون حدود ۶۰ کیلومتر(از ۱۶۰ کیلومتر طول مسیر) تملک صورت گرفته» و در صورت تأمین منابع مالی، ادامه این مسیر بدون مانع روستایی یا معارض اجتماعی قابل اجراست./۰۷ شهریور ۱۴۰۴
کریدور شمال -جنوب(رشت آستارا)
کریدور شمال-جنوب یک ترانزیت چند وجهی است و براساس امضای توافقنامه ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۰۰ ( ۲۲ شهریور ۱۳۷۹) بین کشورهای ایران، روسیه و هند شکل گرفت و هم اینک بین ۱۳ کشور آذربایجان، بلاروس، بلغارستان، ارمنستان، هند، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، عمان، روسیه، تاجیکستان، ترکیه و اوکراین به تصویب رسیده است.طبق این توافقنامه اروپای شمالی و غربی، فدراسیون روسیه، قفقاز، خلیج فارس (مسیر غربی)، آسیای مرکزی، خلیج فارس (مسیر شرقی) و دریای خزر، ایران، خلیج فارس (مسیر مرکزی) به یکدیگر متصل میشوند.
درزمان دولت شهید رئیسی :راهآهن رشت - بندر کاسپین(دریای خزر)بندرانزلی افتتاح شده بود. ۳۱ خرداد ۱۴۰۳
امیداریم که به همین زودی «خانم فرزانه صادق»(وزیر راه)برود درمورد «ترانزیت تنگه هرمز» و «نقل وانتقال ۴۴۰ کیلو اورانیوم» و پل هوایی بین تنگه هرمز تا «تنگه کرچ»(دریای اوزوف) و «کریمه» با پوتین یک تفاهمنامه ای امضا بکنند.
«من اگر جای آقای محسن رضایی بودم» از پوتین می پرسیدم:شما در جنگ با عراق به ما کلاشینکف ندادید، تانک ندیدید ودیگرتجهیزات نظامی، اشکالی ندارد که ندادید،چون با آمریکا جفت وجور بودید، اما چرا«سیم خاردار»بما نفروختید!؟.
وسوال دیگراینکه بهش می گفتم:رئیس جمهورشهیدمان آمده بود همینجا، یک میز دراز ۵ متری گذاشته بودید که یک سرش شما نشسته بودید وسردیگرش شهیدرئیسی! البته بهانه اش این بود که بعلت شرایط کرونایی بود چرا ۱۰ روز بعد رئیس جمهور آرژانتین آمده بود، اورا درآغوش گرفتید؟
ویک شوخی با پوتین می کردم.
می گفتم:آقای پوتین! اگر روسیه ، درتحریم آمریکا نبود، همان شرایط قبلی حاکم بود، حالا ما گرفتار تحریم های شما هم بودیم(علاوه بر آمریکا واروپا)خدارا شکرمی گوییم که ترکش های خزانه داری آمریکا به شما اصابت کرد.