آمارطلاق
مهریه های عجیب وغریب/
مهریه های عجیب و غریب گاهی شگفت انگیزتر از آن هستند که بتوانید آنها را باور کنید. مهریه هایی که اگر عاقبتشان به شکایت و دادگاه نرسد، شاید هیچ وقت از وجودشان با خبر نشوید! با این حال، خیلی از کسانی که در گوشه و کنار این کشور ازدواج می کنند، با هزار و یک دلیل سراغ این مهریه ها می روند؛ ترس از آینده، خلاقیت یا حتی علاقه های عجیب شخصی!
مهریه۱۹۷۸ توپ ورزشی
سال۸۷ زوج دیگری در شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده از هم جدا شدند، آن هم با یک مهریه عجیب! ۱۹۷۸توپ ورزشی که البته زن آنها را بخشید تا جانش را بردارد و فرار کند.
این زن جوان که تنیس باز موفقی هم هست، می خواست نشان دهد مادیات برایش اهمیتی ندارد. به همین دلیل مهریه اش را ۱۹۷۸ توپ ورزشی قرار داد اما بعد از ۷سال از ازدواج، به دادگاه رفت تا با بخشیدن مهرش طلاق بگیرد. چون همسرش اصرار داشت به کانادا مهاجرت کنند، اما او دوست نداشت از ایران برود. به همین دلیل این زوج به صورت توافقی جدا شدند.
چند وقت پیش زن ۲۴ سالهای به اسم نگار، شوهرش را دنبال خودش به دادگاه خانواده شماره دو کشاند و پایش راتوی یک کفش کرد که طلاق میخواهد.
اینجا دادگاه خانواده است. حتی حاضریم بابتش قسم بخوریم. اینجا همه برای طلاق آمدهاند و زنها مهریه شان را میخواهند. البته شلوار هیچ مردی دو تا نشده و هوو، مادر شوهر بدجنس و مادر زن فضول خبری نیست. اینها دیگر از مد افتاده و بهانه ها امروزیتر شده. مارمولک، ژل مو، یک کیلو خیار و ….
مهریه های عجیب و غریب گاهی شگفت انگیزتر از آن هستند که بتوانید آنها را باور کنید. مهریه هایی که اگر عاقبتشان به شکایت و دادگاه نرسد، شاید هیچ وقت از وجودشان با خبر نشوید! با این حال، خیلی از کسانی که در گوشه و کنار این کشور ازدواج می کنند، با هزار و یک دلیل سراغ این مهریه ها می روند؛ ترس از آینده، خلاقیت یا حتی علاقه های عجیب شخصی!
مهریه بال مگس
یکی از عجیب ترین مهریه های تاریخ ایران چهار سال قبل در شعبه ۲۶۴ دادگاه خانواده به اجرا گذاشته شد: یک کیلو بال مگس! سال ۸۶ بود که زنی با مراجعه به دادگاه خانواده به قاضی گفت تنها در صورتی حاضر به طلاق می شود که همسرش یک کیلو بال مگس مهریه او را بپردازد! او که سومین ازدواج خود را شکست خورده می دید، دلیل جدایی از همسرش را فریبکاری او عنوان کرد و گفت: "همسرم علی رغم متاهل بودن، با من ازدواج کرده و حالا من تا مهریه ام را نگیرم از زندگی اش بیرون نمی روم"
مهریه"دست"ی
اما عجیب تر از بال مگس، مهریه زن جوان دیگری بود که ۶سال قبل در شعبه ۲۶۳دادگاه خانواده تهران به اجرا گذاشته شد. این زن که دست چپ هـمسـرش را به عنوان مهریه خود انتخـاب کـرده بـود، بـا مـراجعـه بـه دادگـاه خانواده گفت: "من از بچگی با دختران فامیل در رقابت بودم و می خواستم مهریه ای متفاوت داشته باشم. از طرفی خانواده همسرم بسیار ثروتمند هستند و هر تعداد سکه که مهرم می کردند می توانستند بپردازند. بنابراین تصمیم گرفتم برای محکم کاری دست شوهرم را به همراه ۷۰۰ سکه مهریهام قرار دهم و آنها هم پذیرفتند"
اما سه سال بعد که زن جوان متوجه شد همسرش پایبند اخلاقیات نیست، به دادگاه خانواده رفت تا با اجرا گذاشتن مهریه اش، همسرش را ادب کند!
زن جوان می گفت دلش میخواهد مهریهاش آنقدر خاص و تعهدآور باشد که شوهرش هیچگاه نتواند از قید و بند آن خودش را رها کند. بنابراین یک ماه بعد از عقد به دفترخانه رفتند و قرار گذاشتند بدون اطلاع خانواده ها، یک بند دیگر به مهریه اضافه کنند: چشم های آقای داماد!
مهریه "چشم"ی
سال گذشته، زن دیگری به دادگاه رفت و چشم های شوهرش را از دادگاه خواست! او عروس یک خانواده ثروتمند شده بود که ۵هزار سکه مهرش کرده بودند اما کابوس تکرار زندگی خواهر مطلقه اش دست از سر او بر نمی داشت. بنابراین بعد از عقد از همسرش خواست تا چشم هایش را مهر او کند. زن جوان می گفت دلش میخواهد مهریهاش آنقدر خاص و تعهدآور باشد که شوهرش هیچگاه نتواند از قید و بند آن خودش را رها کند. بنابراین یک ماه بعد از عقد به دفترخانه رفتند و قرار گذاشتند بدون اطلاع خانواده ها، یک بند دیگر به مهریه اضافه کنند: چشم مهریه غیرقابل پرداخت
ما چند ماه بعد ورق برگشت و اختلافات آن دو شروع شد تا جایی که چاره ای جز طلاق نماند. البته قاضی دادگاه اعلام کرد که طبق قانون شرع اعضای اصلی بدن قابل جدا کردن نیست و تعهد مالی ایجاد نمیکند، چون چشم زمانی که زنده و قابل استفاده برای فرد باشد، باارزش است و نمیتواند مورد رهن و گرو قرار بگیرد.
ضمن آنکه مهریه همان است که عقد براساس آن صورت گرفته و داماد فقط محکوم به پرداخت پنج هزار سکه طلا است.
مهریه"آهو"ی وحشی
پرونده شکایت زنی با مهریه ۱۰ آهوی وحشی هم یکی از عجیب ترین پرونده هایی بود که دو سه سال قبل در دادگاه خانواده به جریان افتاد. مهناز ۲۶ساله که با یکی از آشنایان خود در شهر مادری اش ازدواج کرده بود، به دلیل علاقه ای که به طبیعت داشت این مهریه را انتخاب کرد. او چند ماه بعد از ازدواج به خاطر شغل همسرش به تهران آمد اما آنقدر تنهایی و غربت آزارش داد تا تصمیم گرفت مهریه اش را اجرا بگذارد و شوهرش را مجبور کند تا زمانی که ۱۰ راس آهوی وحشی را شخصا از دشت های شهرستان محل سکونتشان شکار نکرده، به تهران برنگردند!
کیلو ۲۴شمش طلا + ۱۳۶۴ سکه
البته مهریه های عجیب همیشه به همین خنده داری نیستند. سال ۸۸ یک خبر دیگر در دادگاه های خانواده پیچید که مصداق عینی مهریه عندالمطالبه بود: «زن جوانی که ۶ ماه از عقدش می گذشت به دادگاه رفت و مهریه میلیاردی اش را به اجرا گذاشت! او به قاضی گفت: همسرم خیلی مهربان است. اما مهریه حق من است و اگر همسرم من را دوست دارد باید حقم را بپردازد. اگر هم توان مالی اش را ندارد مشکل خودش است!» آشنایی این زوج جوان از دانشگاه شروع شد و آنقدر برای به هم رسیدن دردسر کشیدند که داماد عاشق حاضر شد همه شرط های پدر عروس را برای ازدواج بپذیرد. خانواده عروس از پسر خواسته بود ۲۴ کیلو شمش طلا و ۱۳۶۴ سکه مهر دخترشان کنند. در روز بله بران، مادر بزرگ دختر گفت سکه رسم امروزی ها است و مهر عروس باید پول باشد. به همین دلیل پدرعروس به احترام مادرش یک میلیارد تومان وجه نقد هم به مهریه اضافه کرد!
داماد هم که فکر می کرد مهریه را کی داده و کی گرفته، برای این که عقب نماند گفت: من هم ۱۳۶۴ شاخه رز سیاه به این مهریه اضافه می کنم!
به گزارش سلامت نیوز،چند ماه بعد سمیه با مهریه ۲۴ کیلو شمش طلا، ۱۳۶۴ سکه تمام بهار آزادی، یک میلیارد تومان پول نقد و ۱۳۶۴ شاخه رز سیاه به عقد محسن در آمد و زندگی آنها زیر یک سقف شروع شد. اما بعد از مدت کوتاهی از ازدواج شان، عروس خانم همسرش را با نامه ای از دادگاه غافلگیر کرد گفت که مهرش را می خواهد! استدلالش هم این بود:"مگر هر وقت مشکل پیدا شد باید حقم را از تو بگیرم؟ مهریه حق من است و اگر دوستم داری باید مهرم را بپردازی تا با تو زندگی کنم"
منبع: روزنامه همشهری
مهریه نه گرفتنی است ونه دادنی!؟
جولایی مدیرعامل ستاد دیه گفت: باید در زمینه پیشگیری از جرم تلاش بیشتری صورت گیرد و در سالهای اخیر بدهکاران مهریه بیشترین زندانیان بدهکاران مالی و دیه در کشور هستند و ۷۰ درصد زندانیان را بدهکاران مهریه تشکیل میدهند.۸مهر۹۴خبرگزاری فارس
***
شهین سه سالی بود که با وحید، زندگی مشترکشان را شروع کرده بودند.
اواخر اردیبهشت امسال۱۳۹۵ زن و شوهر جوانی با حضوردر شعبه ۲۴۴ دادگاه مجتمع قضایی شهید صدر درخواست جدایی دادند. زن جوان اصرار به جدایی داشت و شوهرش حاضر به جدایی نبود .
زن جوان که درخواست جدایی را داده بود، به قاضی بهروز مهاجری گفت: سه سال پیش در یک مهمانی خانوادگی با هم آشنا شدیم و همان دیدار، شروع عشق دو نفرهمان بود. چند روز بعد از آن، وحید تلفنی با من تماس گرفت و از من خواستگاری کرد. اما از او خواستم به من وقت بدهد تا کمی شناختمان بیشتر شود و بعد به خواستهاش پاسخ دهم. او خواستهام را پذیرفت و بعد از چند ماه آشنایی به خواستهاش پاسخ مثبت دادم و همراه خانواده به خواستگاریام آمد.
وی اضافه کرد: بعد از خواستگاری و مراسم عقد به خانه بخت رفتیم. گمان میکردیم خوشبختترین زوج روی زمین هستیم. هیچ وقت فکر نمیکردم آن همه عشق به نفرت تبدیل شود. دو سال اول شرایط خیلی خوب پیش رفت و هیچ مشکلی نداشتیم تا این که کمکم دخالتهای بیمورد خانوادههایمان شروع شد .
زن جوان تصریح کرد: اوایل با توجه به احترامی که برایشان قائل بودیم و گمان میکردیم خیر و صلاحمان را میخواهند، به آنها اجازه دادیم در زندگیامان دخالت کنند اما متاسفانه همین اشتباه باعث شد هرکدام از ما تحت تاثیر خانوادههایمان قرار بگیریم. شوهرم دیگر حاضر نبود من سر کار بروم اما من میخواستم همچنان سر کار بروم. خانوادهها هم به جای کمک، هر روز آتش اختلاف را شعلهورتر میکردند.
زن جوان ادامه داد: با این وضع دیگر حتی حوصله ماندن در این خانه و آشپزی و رسیدگی به امور خانه را نداشتم و سرانجام قهر کرده و به خانه پدریام بازگشتم. دیگر حاضر به ادامه این زندگی نیستم و میخواهم جدا شوم. مهریه ۵۰۰ سکهایام را می بخشم و فقط طلاق میخواهم .
با پایان یافتن حرفهای زن جوان، شوهرش به قاضی پرونده گفت: باور کنید با تمام اتفاقهایی که در زندگیمان رخ داده است، هنوز هم شیفته همسرم هستم و به او علاقهمندم و حاضر نیستم از او جدا شوم. میخواهم او به من فرصتی دوباره بدهد تا شرایط زندگیمان را کمی سر و سامان دهم. دیگر اجازه نمیدهم دخالتهای خانوادهها به زندگیمان کشیده شود. عاجزانه میخواهم از من جدا نشود .
قاضی دادگاه با شنیدن اظهارات طرفین، از آنها خواست تا به مشاوره خانواده بروند و ادامه جلسه دادگاه را به روز دیگری موکول کرد تا شاید این زوج کوتاه بیایند و دوباره زندگیشان را از سر بگیرند. اوایل خرداد بود که زن جوان با مردی که شباهت ظاهری به شوهر او داشت به دادگاه آمدند و این بار گفتند که تصمیم خود را برای جدایی توافقی گرفتهاند و میخواهند هرچه سریعتر از یکدیگر جدا شوند. قاضی دادگاه پس از شنیدن آخرین گفتههای این دو، از آنها خواست چند روز دیگر برای دریافت حکم طلاق مراجعه کنند.
روز بعد وقتی قاضی شعبه ۲۴۴ دادگاه خانواده مجتمع قضایی صدر در حال بررسی پرونده بود تا حکم طلاق را صادر کند، متوجه شد امضای مردی که در جلسه اول به دادگاه آمده، با امضای مردی که در جلسه دوم آمده بود، مطابقت ندارد و همین باعث شک او و منشی دادگاه شد. در این مرحله قاضی دادگاه، شوهر زن جوان را به دادگاه فراخواند و با تحقیق از وی معلوم شد او در جلسه دوم حاضر نشده و خواستار جدایی از همسرش نیست. همین اظهارات کافی بود که قاضی پرونده به خطاکاری زن جوان پی ببرد.
مردی که زن دیگری را طلاق می داد
در ادامه زن جوان با دستور قضایی بازداشت و به دادگاه منتقل شد. او که دستش را رو شده دیده بود، به قاضی پرونده گفت: اشتباه کردم. چون مطمئن بودم شوهرم حاضر به جدایی نیست، با طراحی نقشهای از همکارم خواستم با دریافت یک میلیون تومان در نقش شوهرم ظاهر شود تا من حکم طلاق را بگیرم. این مرد چون کمی به شوهرم شباهت داشت، فریب وعده مرا خورد و همراه من به دادگاه آمد. کمی صورت اورا گریم کردم و گمان نمیکردم ماجرا لو برود و دستم رو شود .
با اعتراف این زن، همدستش نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و روز بعد دستگیر شد. او نیز در تحقیقات قضایی اعتراف کرد که در قبال دریافت یک میلیون تومان، قبول کرده نقش شوهر او را ایفا کند و گمان نمیکرد این چنین گرفتار شود .برای زن فریبکار و همدستش قرار قانونی صادر شد./۲۶ خرداد ۱۳۹۵جام جم