رئیس اطلاعات خارجی دانمارک(لارس فایندسن)بجرم جاسوسی زندانی شد.
«لارس فایندسن» مظنون به جاسوسی بوددر۲ شهریور ۱۴۰۰ تعلیق ازخدمت شدودرشامگاه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ درفرودگاه کپنهاگ دستگیر شد.
خبرگزاری فارس( ۲۰ دی ۱۴۰۰) نوشت:رسانهها روز دوشنبه گزارش دادند که«لارس فایندسن» رئیس دستگاه اطلاعات خارجی دانمارک به جرم دست داشتن در پروندهای مربوط به درز اطلاعات «بسیار محرمانه» بازداشت شده است.
به نوشته خبرگزاری «رویترز» چهار کارمند فعلی و سابق دو سرویس اطلاعاتی دانمارک ماه دسامبر(آذر) به دلیل افشای اطلاعات بسیار محرمانه بازداشت شدند. رسیدگی به این پرونده در دادگاه که مقامات دانمارکی اطلاعات بسیار کمی در مورد آن منتشر کردهاند، پشت درهای بسته انجام میشود و این مقام ارشد اطلاعاتی دانمارک متهم به افشای اطلاعات طبقه بندی شده به رسانههای دانمارکی است.
در سال ۲۰۲۰ گزارش شد که سرویس اطلاعات دفاعی دانمارک اطلاعاتی را با آژانس امنیت ملی آمریکا به اشتراک گذاشته بود. این بدین مفهوم بود که آژانس امنیت ملی آمریکا به اطلاعات شخصی شهروندان دانمارکی و ارتباطات خصوصی آنها دسترسی داشته است. سال گذشته چندین رسانه دانمارکی گزارشهایی در این زمینه منتشر کردند.
به گزارش رویترز، مشخص نیست که فایندسن تا چه زمانی در بازداشت نگاه داشته خواهد شد و دادستانی عمومی از اظهار نظر در مورد این پرونده خودداری کرد.
پیشتر گزارش شده بود که دانمارک به یک سازمان اطلاعاتی آمریکا برای جاسوسی از سران اروپا کمک کرده و به مرکز اصلی شنود و جمعآوری اطلاعات به نفع سازمانهای اطلاعاتی مبدل شده است.
شبکه خبری فرانس-۲۴ چندی قبل در این زمینه نوشت که جاسوسان دانمارکی به آژانس امنیت ملی آمریکا برای جمعآوری اطلاعات از سران اروپا کمک کرده و این کشور مدتها ست نقشی اساسی در این زمینه ایفا میکند.در این گزارش تاکید شده که همکاری میان سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی دانمارک و آمریکا طبه مرور زمان تقویت شده است. دانمارک طی سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ به جاسوسی از «آنگلا مرکل»، صدراعظم سابق آلمان و دیگر سیاستمداران و شخصیتهای آلمانی، فرانسوی، نروژی و سوئدی متهم شد./پایان.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«رئیس اطلاعات دانمارک»،مظنون به جاسوسی بوددر۰۲ شهریور ۱۴۰۰ تعلیق ازخدمت شدودرشامگاه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ درفرودگاه کپنهاگ دستگیر شد.
لارس فایندسن(Lars Findsen) رئیس سرویس اطلاعات خارجی دانمارک(FE)در ۲۴ اوت ۲۰۲۱(۰۲ شهریور ۱۴۰۰) تعلیق شد
رئیس سابق اطلاعات دانمارکی«لارس فایندسن» در ۸ دسامبر۲۰۲۱(۱۷ آذر ۱۴۰۰) در ساعت ۰۹:۵۲ در «فرودگاه کپنهاگ» دستگیر شد. او و سایر بازداشت شدگان همگی مظنون به افشای اطلاعات بسیار محرمانه در رسانه ها هستند.
رئیس اطلاعات خارجی دانمارک(لارس فایندسن)بجرم جاسوسی دستگیرشد.
رسانه های دانمارک نوشتند:زندانی شدن« لارس فایندسن» رئیس FE یک رسوایی منحصر به فرد است - اما آسیب به سرویس های اطلاعاتی دانمارک چقدر جدی است؟
روز دوشنبه(۲۰ دی ۱۴۰۰) دادگاه شهر کپنهاگ، حبس « لارس فایندسن» رئیس FE را تمدید کرد، که مظنون به افشای اسرار دولتی است و در معرض خطر حبس تا ۱۲ سال قرار دارد. اما رئیس FE به بی گناهی خود اقرار می کند.
به گفته کارشناسان دانمارک، رسوایی FE که یک سال و نیم پیش آغاز شد، به روابط با سرویس های اطلاعاتی خارجی آسیب رسانده است.
« لارس فایندسن» رئیس PET و FE بوده است که مظنون به افشای اسرار است. در عکس، او در ایستگاه شنود FE در Sandagergård(سنداگرگارد) در Amager(آماگر) دیده می شود.
«PET»چیست؟سرویس اطلاعات و امنیتی دانمارک
(PET)سازمان اطلاعاتی دانمارک، موسوم به «پِت» (دستگاه اطلاعات پلیس)دانمارک می باشد.
اتفاقات افتتاحیه پارلمان عراق با تصاویر راخواهیددید.«کفن پوشان صدر» به رئیس مجلس حمله کردندکه «مااکثریتیم» چرا نمایندگان «چارچوب هماهنگی»(الإطار التنسیقی)رااعلام کردی!.
اولین جلسه پارلمان عراق با«تشنج» به پایان رسید.
نمایندگان جریان صدر «کفن پوشان»به پارلمان آمدند.
نمایندگان «جنبش مستقل ترویج و نسل جدید کُرد» باخودروی «توک توک» به پارلمان آمدند-نمادجنبش اعتراضی اکتبر ۲۰۱۹
تعدادکل نمایندگان پارلمان عراق ۳۲۹ نفرمی باشدکه ۷۳ کرسی متعلق به جریان صدر(الکتلة الصدریة) دارد.
الصدر در توئیتی در آستانه این نشست گفت: «امروز جایی برای فرقه گرایی و قومیت نیست. بلکه یک دولت اکثریت ملی است.»
تعداد زنان در پارلمان عراق ۹۵ نفر هستند که در مجلس قبلی ۷۵ نفر بود.
جلسه افتتاحیه پارلمان عراق روز یکشنبه ۹ ژانویه ۲۰۲۲(۱۹ دی ۱۴۰۰) شاهد اتفاق بی سابقه ای بود که در آن «محمود المشهدانی» رئیس مجلس موقت توسط برخی نمایندگان مورد ضرب و شتم قرار گرفت و این امر انتقال وی به بیمارستان را ضروری کرد.
«محمود المشهدانی» رئیس سنی مجلس موقت، توسط نمایندگان مورد تعرض قرار گرفت. به دلیل اختلاف بر سر بزرگترین جریان بین بلوک صدر و چارچوب هماهنگی، وی متعاقباً به بیمارستان ابن سینا در بغداد منتقل شد.
حال مشهدانی که با آمبولانس منتقل شده بود در حال حاضر رو به وخامت است.
شبکه رسمی العراقیه اعلام کرد که «عامر الفایز» نماینده مجلس از قبول ریاست جلسه به عنوان رئیس سن به جای المشهدانی خودداری کرد و اشاره کرد
که معاون «خالد الدراجی» رئیس سن ذخیره، ریاست این جلسه را بر عهده دارد. جلسه افتتاحیه بعد از ظهر امروز مجددا با حضور ۲۰۵ نماینده از سر گرفته شد.
مراسم افتتاحیه نخستین اجلاس شورای نمایندگان عراق در پنجمین اجلاس آن روز یکشنبه با حضور ۳۲۵ نماینده آغاز شد.
«وعد القدو» از نمایندگان عضو چارچوب هماهنگی گروههای سیاسی شیعی، در یک گفتوگوی تلویزیونی در خصوص تنش و تشنج ایجاد شده در نشست روز گذشته پارلمان عراق که در نهایت به انتخاب اعضای هیئت رئیسه پارلمان منجر شد، توضیح داد.
وی در گفتوگو با شبکه «العهد» افزود: «محمود المشهدانی» این نشست را به صورت کاملا حرفهای اداره کرد و از سوی برخی نمایندگان تحت فشار قرار گرفت و ۵۰ نماینده دور او را گرفته بودند تا مانع خروج او از صحن علنی مجلس شوند. وی به دلیل فشار نمایندگان و ازدحام بیهوش شد.
«حنین القدو»یکی از نمایندگان ائتلاف الفتح در پارلمان عراق گفت: «نخستین جلسه پارلمان عراق که روز یکشنبه برگزار شد، با تحمیل ارادههایی که از قبل طراحی شده بود، به پایان رسید و شبهات زیادی بر این نشست سایه انداخته است».
«حنین القدو» تصریح کرد: «مشهدانی نمُرده و ادامه جلسه را به جانشین خود واگذار نکرده بود. نمایندگان مجلس باید صبر می کردند تا رئیس سِنی (محمود المشهدانی) برگردد و جلسه تمام شود».
این نماینده جریان الفتح افزود که «جاسم محمد عبود» رئیس دادگاه(دیوان عالی) فدرال عراق همانروز در تماس تلفنی با او، به عدم قانونی بودن این نشست اذعان کرد و چارچوب هماهنگی این موضوع را به دبیرکل پارلمان ابلاغ کرد.
«حنین القدو» تصریح کرد که فراکسیون بزرگتر متعلق به چارچوب هماهنگی است و نمایندگان چارچوب هماهنگی چون اعتقادی به رفتارهای نمایندگان فراکسیون صدر نداشتند، جلسه را ترک کردند.
رأی گیری بعدازانتقال رئیس مصدوم(المشهدانی)به بیمارستان
«محمد الحلبوسی» رئیس مجلس دوره قبل(چهارم) برای دومین دوره ریاست پارلمان عراق را به دست آورد.
«الحلبوسی» (ائتلاف پیشرفت) پس از رای مثبت ۲۰۰ نماینده به این سمت دست یافت، در حالی که رقیب وی(محمود المشهدانی از« ائتلاف عزم»که دربیمارستان بستری بود)۱۴ رای کسب کرد و تعداد کل رای دهندگان برای انتخاب رئیس مجلس شورای اسلامی. مجلس نمایندگان به ۲۲۷ نماینده رسید.
به گزارش خبرگزاری رویترز، پارلمان جدید عراق در حالی اولین جلسه خود را برای بررسی بیشتر به تعویق انداخته بود، این در حالی است که «محمود المشهدانی» رئیس مجلس سنی مجلس عراق در پی مجروح شدن ازدحام جمعیت در داخل مجلس به بیمارستان منتقل شد.
توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:ماجرای «کفن» و«توک توک»
این نشانه ای است از سوی اعضای جریان به رهبری«مقتدی صدر» رهبر جنبش صدر، مبنی بر پایبندی آنها به اصول خانواده صدر و همچنین نشان از «آمادگی آنها برای مرگ» است.
معروف است که «صدری ها» در نماز جمعه «کفن» می پوشیدند،
سُنتی که توسط« آیت الله محمد محمد صادق الصدر»، پدر مقتدی صدر، رهبر شیعیان، در دهه ۱۹۹۰میلادی(۱۳۶۹) آغاز شد.
السید الشهید الصدر محمد محمد صادق الصدر «کفن پوش» درحال ایرادخطبه نمازجمعه مسجدکوفه سال ١٩٩٨ میلادی(۱۳۷۷شمسی)
ماجرای موتور ۳ چرخ(توک توک)چیست؟
نمایندگان جنبش «توسعه» که شعارهای معترضانه سر میدهند، با خودروی «توک توک» وارد پارلمان شدند تا یادآور جنبش اعتراضی مردمی ،در جریان اعتراضات اکتبر ۲۰۱۹میلادی(مهرماه ۱۳۹۸)، خودروی«توک توک» به عنوان نمادی از اعتراضات عراق ظاهر شد، زیرا وسیله ای برای انتقال جوانان تظاهرات بود و جنبش "توسعه" در تلاش است نشان دهد که از بطن آن اعتراضات بیرون آمده است.
خبرگزاری فرانسه نوشت: اولین جلسه پارلمان عراق- پس از انتخابات پارلمانی- هرج و مرج حاکم شد که طی آن رئیس جلسه مورد حمله قرار گرفت و در پی آن به بیمارستان منتقل شد.
این در حالی است که تنش های سیاسی از زمان انتخابات به وجود آمده است و نتایج آن توسط جنبش صدر به رهبری روحانی شیعه مقتدی صدر صادر شد، در حالی که احزاب و گروه های مورد حمایت ایران این نتیجه را محکوم کردند. این تنش در روند تشکیل دولت منعکس می شود که در بحبوحه اصرار الصدر بر تشکیل دولت اکثریت و پایبندی دیگران به یک دولت اجماع که در آن همه نماینده داشته باشند، در حال تزلزل است.
این جلسه که به ریاست «محمود المشهدانی» مسن ترین نماینده مجلس (۷۳ ساله) برگزار شد، با ادای سوگند نمایندگان جدید مجلس آغاز شد. سپس درها را برای کاندیداتوری برای ریاست مجلس نمایندگان که بر اساس یک سنت اهل سنت است، باز کرد، پیش از آن که مشاجره بین نمایندگان ایجاد شود و هرج و مرج حاکم شود.
«مثنی امین» نماینده اتحادیه اسلامی کردستان به خبرگزاری فرانسه گفت: «جلسه به طور طبیعی به ریاست رئیس عصر آغاز شد و سوگند قانون اساسی ادای سوگند گرفته شد».
وی افزود: «سپس چارچوب هماهنگی (شامل احزاب شیعه از جمله نیروهای وفادار به ایران) درخواستی مبنی بر تأیید بزرگترین بلوک بودن آنها با اشاره به اینکه بلوک آنها متشکل از ۸۸ نماینده است، ارائه کرد. سپس رئیس عصر خواستار بررسی این اطلاعات شد و مداخلاتی صورت گرفت و برخی از نمایندگان به او حمله کردند.
«رعد الدهلکی» نماینده بلوک «تکدام» به ریاست «محمد الحلبوسی» رئیس سابق پارلمان، به خبرگزاری فرانسه تأیید کرد که «مشاهدهها و ازدحام بین بلوک صدر و چارچوب هماهنگی(«الإطار التنسیقی» با «الکتلة الصدریة») بر سر صلاحیت یکی از آنها رخ داده است. بزرگترین بلوک."
پس از مدتی هرج و مرج، جلسه به ریاست «خالد الدراجی» از ائتلاف سنی «عزم» (۱۴ کرسی) از سر گرفته شد. وی متعاقباً بر اساس بیانیه اداره رسانه، محمد الحلبوسی (۳۷ کرسی برای بلوک خود)، ۴۱ کرسی و محمود المشهدانی از عظم را برای ریاست مجلس اعلام کرد.
و رای گیری کمی قبل از آن برای انتخاب رئیس مجلس آغاز شد.
این جلسه قرار بود ساعت ۱۱ به وقت محلی آغاز شود، اما به دلیل مذاکرات فشرده قبل از جلسه در خارج از سالن مجلس برای کاهش تنش، چند ساعت به تاخیر افتاد.
«مقتدی صدر» به دلیل در اختیار داشتن بیشترین تعداد کرسی ها (۷۳ از ۳۲۹ کرسی)، بارها بر اصرار خود بر تشکیل «حکومت اکثریت» تأکید کرد که سنت سیاسی اجماع در میان احزاب اصلی شیعه را در هم می شکند.
به نظر می رسد که جریان صدر به سمت اتحاد با بلوک های برجسته سنی و کرد می رود تا اکثریت مطلق (نصف به علاوه یک نمایندگان مجلس) را به دست آورد و نخست وزیری را معرفی کند که عرف اقتضا می کند که شیعه باشد.
«مقتدی الصدر» در توئیتی در آستانه این نشست گفت: «امروز جایی برای فرقه گرایی و قومیت نیست. بلکه یک دولت اکثریت ملی است.»
از سوی دیگر، سایر احزاب شیعی که بخشی از چارچوب هماهنگی(الإطار التنسیقی) هستند، از جمله نیروهای وفادار به ایران، بر ایجاد یک حکومت اجماع فشار می آورند که در آن همه احزاب شیعه که از زمان سقوط رژیم صدام حسین بر صحنه سیاسی کشور تسلط داشته اند.
«چارچوب هماهنگی»(اطار التنسیقی) شامل:« ائتلاف الفتح »به نمایندگی از «حشد الشعبی» است که تنها ۱۷ کرسی در مقایسه با ۴۸ کرسی پارلمان قبلی و همچنین ائتلاف دولت قانون به ریاست «نوری المالکی» نخست وزیر سابق (۳۳ کرسی) به دست آورد.
نیروهای وفادار به ایران برای چندین هفته بر رد نتایج انتخابات تاکید کردند و برای لغو آن به دادگاه فدرال درخواست تجدیدنظر دادند، اما دادگاه این پرونده را رد کرد.
هواداران آن هفته ها در مقابل دروازه های منطقه سبز تظاهرات کردند و نتایج را محکوم کردند، در حالی که تنش در کشور با سوء قصد به ترور نخست وزیر مصطفی الکاظمی در ماه نوامبر به اوج خود رسید.
«احسان الشمری» رئیس مرکز تفکر سیاسی و پژوهشگر عراقی معتقد است که وضعیت نشان میدهد که «شکل دولت بعدی ممکن است بر اساس یک اصل جدید باشد، به اصطلاح اجماع اکثریت، دولت ائتلافی است. برخلاف دولت های قبلی که همه احزاب در آن شرکت داشتند، اما در قالبی جدید.
او توضیح میدهد: «ممکن است با مفهوم جدیدی به نام اجماع اکثریت روبرو باشیم، به این معنی که صدر با مجلس سنی که با قاطعیت و پیشرفت نشان داده میشود و با خانه سیاسی کرد (حزب دمکرات و اتحادیه میهنی) متحد خواهد شد. بخشی از چارچوب هماهنگی ممکن است به پروژه مقتدی صدر ملحق شود.
پس از اولین جلسه، پارلمان قرار است ظرف ۳۰ روز، رئیس جمهور جدید جمهوری را انتخاب کند، که به نوبه خود باید ظرف ۱۵ روز از تاریخ انتخاب، رئیس دولت را تعیین کند که نامزد "بزرگترین دولت" باشد. بلوک پارلمانی»، بر اساس قانون اساسی. از روز انتصاب نخست وزیر جدید ۳۰ روز فرصت دارد تا دولت را تشکیل دهد.
«کمیته هماهنگی شیعیان »عراق موسوم به «الاطار التنسیقی» شامل احزاب و گروههای شیعه شامل:
ائتلاف الفتح، «دوله القانون»، «عصائب اهل الحق» به اضافه «کتائب حزبالله» و دیگر جریانهای شیعی است که بیشترین انتقاد و اعتراض را به این نتایج داشت.
تعداد زنان در پارلمان ۹۵ نفر است که در مجلس قبلی ۷۵ نفر بود.
این مجلس همچنین شامل دو بلوک مستقل است که اولی شامل ۲۸ نماینده از جنبش امتداد است که از جنبش اعتراضی و جنبش نسل جدید کرد و دومی شامل ۹ نماینده از بلوک "اشراقا کانون" و مستقلین است. اکثر آنها برای اولین بار وارد مجلس می شوند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منابع مأخوذه :رسانه های عربی(عراق)می باشد،ازبابت تکرای بودن بعضی ازمطالب عذرخواهی می کنم.
نخستین نشست پارلمان عراق روز گذشته در فضایی ملتهب و پرتنش برگزار شد. شمار نمایندگان حاضر در آغاز این نشست ۳۲۴ نفر از مجموع ۳۲۹ نفر بود. پس از ادای سوگند نمایندگان پیروز در انتخابات، چارچوب هماهنگی گروههای سیاسی شیعی، درخواست خود برای معرفی به عنوان فراکسیون بزرگتر با ۸۸ نماینده را تقدیم ریاست جلسه کرد و فراکسیون صدر نیز به طور جداگانه درخواست خود را که نام ۷۶ نماینده را در خود جای داده بود، ارائه کرد. در این میان چارچوب هماهنگی درخواست به تاخیر افتادن مسئله انتخاب هیئت رئیسه پارلمان را تا زمان توافق نهایی بر سر نامزدهای آن، مطرح کرد.
برخی از نمایندگان پارلمانی بر سر مسئله فراکسیون بزرگتر با یکدیگر به صورت لفظی درگیر شدند و پس از آن، یکی از نمایندگان به رئیس سِنی پارلمان حمله کرد و پس از متشنج شدن فضای موجود در صحن پارلمان و وخیم شدن وضعیت جسمی المشهدانی، یک آمبولانس او را به بیمارستان «ابن سینا» در منطقه سبز بغداد منتقل کرد.
رسانههای عراقی اعلام کردند پس از آنکه، المشهدانی به دلیل انتقال به بیمارستان، از صحن پارلمان خارج شد، نمایندگان حاضر از «عامر الفایز» به عنوان دومین رئیس سنی پارلمان خواستند تا نشست امروز را اداره کند. اما وی از این کار امتناع ورزید و سپس «خالد الدراجی» به عنوان رئیس سِنی سوم پس از المشهدانی و الفایز اداره جلسه پارلمان را در دست گرفت اما اعضای فراکسیون چارچوب هماهنگی احزاب شیعی جلسه پارلمان را ترک کردند.
سپس نمایندگان ائتلاف «الجیل الجدید» و «اشراقه کانون»، اتحادیه میهنی کردستان صحن پارلمان را ترک کردند.
علاوه بر نمایندگان این ائتلافها، «خالد العبیدی»(وزیر دفاع سابق عراق)، «مثنی السامرائی» و «طلال الزوبعی» نیز از نشست رأیگیری برای انتخاب هیأت رئیسه پارلمان خارج شدند.
اما در نهایت رأیگیری و شمارش آراء برای انتخاب اعضای هیئت رئیسه پارلمان انجام شد و «محمد الحلبوسی» به عنوان رئیس پارلمان پنجم، «محمد الزاملی» به عنوان معاون اول او
و «شاسوان عبدالله» به عنوان معاون دوم او انتخاب شدند.
چه کسانی به رئیس پارلمان عراق حمله کردند؟
حمله «کفن پوشان صدر» به رئیس پارلمان عراق
نمایندگان فراکسیون صدر پس از اعلام هیئت هماهنگی شیعی به عنوان فراکسیون اکثریت توسط المشهدانی، به او حمله کردند.
نمایندگان معترض، به المشهدانی حملهور شده و با عصا به سر او کوبیدند و با کفش هدف حمله قرار دادند.
درگیری بخاط فراکسیون اکثریت بود
درگیری و مشاجرهای بین نمایندگان فراکسیون صدر و نمایندگان چارچوب هماهنگی نیروهای شیعی بر سر فراکسیون اکثریت رخ داده است.
این درحالی است که محمود المشهدانی، رئیس سنی پارلمان عراق در سخنرانی امروز خود خواستار تسریع در انتخاب هیئت رئیسه پارلمان شده است.
نمایندگان «چارچوب هماهنگی گروههای سیاسی شیعی»(الإطار التنسیقی) درخواست خود برای معرفی به عنوان فراکسیون اکثریت با ۸۸ نماینده را تقدیم ریاست جلسه امروز کرد و فراکسیون صدر نیز به طور جداگانه درخواست خود را که نام ۷۶ نماینده را در خود جای داده بود، ارائه کرد. در این میان چارچوب هماهنگی درخواست به تأخیر افتادن مسئله انتخاب هیئت رئیسه پارلمان را تا زمان توافق نهایی بر سر نامزدهای آن، مطرح کرد.
«چارچوب هماهنگی گروههای سیاسی شیعی» به عیادت« المشهدانی»به بیمارستان رفتند
در پی انتقال رئیس سِنی مجلس عراق به بیمارستان پس از تنش در صحن علنی مجلس، شماری از سران چارچوب هماهنگی نیروهای سیاسی شیعه به عیادت وی در بیمارستان ابن سینا در منطقه خضراء رفتند.
بر اساس تصاویر منتشر شده از این عیادت، نوری المالکی و هادی العامری و قیس الخزعلی در عیادت از المشهدانی حضور دارند.
پس ازانقال رئیس مجلی به بیمارستان ،جلسه از سرگرفته شد
بعد از تنش در مجلس عراق و تعطیلی موقت پارلمان، جلسه مجلس بار دیگر با ریاست «خالد الدراجی» رئیس سِنی علی البدل از سر گرفته شد و باز شدن باب نامزدی برای ریاست پارلمان و دو معاون او را اعلام کرد.
خالد الدراجی رئیس سنی مجلس اعلام کرد؛ نامزدهای ریاست مجلس، محمد الحلبوسی و محمود المشهدانی هستند.
شکایت رئیس مضروب پارلمان عراق
«محمود المشهدانی» در تماس تلفنی با «خالد الدراجی» رئیس سِنی علی البدل پارلمان عراق از بیمارستان بر نامزدی خود برای ریاست پارلمان تاکید کرد.
محمود المشهدانی رئیس سِنی پارلمان عراق پس از انتخاب مجدد محمود الحلبوسی به عنوان رئیس پارلمان اعلام کرد، دادگاه فدرال باید جلسه رأی دهی پارلمان عراق را باطل کند. وی تاکید کرد، جلسه رأی دهی به رئیس پارلمان غیرقانونی بود. «المشهدانی» تاکید کرد، من به عنوان رئیس سِنی در پارلمان حضور نداشتم و در غیاب من رأی دهی صورت گرفت، از دادگاه فدرال انتظار داریم که این جلسه را ابطال کند.
رئیس رازدند وروانه بیمارستان کردند وبعد«رئیس»جدید انتخاب کردند:
درغیاب«المشهدانی» جلسه رأی گیری در مجلس ادامه پیدا کرد و «الحلبوسی» برای دومین بار به عنوان رئیس پارلمان انتخاب شد.
«کمیته هماهنگی شیعیان عراق»(الإطار التنسیقی) نیز در واکنش به اتفاقات اولین جلسه پارلمان بیانیهای صادر و به انتخاب مجدد محمد الحلبوسی به عنوان رئیس پارلمان این کشور اعتراض کردوگفت: ما نتایج جلسه انتخاب رئیس مجلس و دو معاونش را رد میکنیم زیرا در غیاب رئیس سِنی مجلس برگزار شد.
«محمود المشهدانی»کیست؟
«محمود داوود سلمان موسی المشهدانی» متولد ۲۰ می ۱۹۴۸ در بغداد و متأهل است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بغداد گذراند. وی دارای مدرک پزشکی است.
المشهدانی در انتخابات پارلمانی عراق، به عنوان نماینده بغداد از ائتلاف «عزم» پیروز شد.
«محمود المشهدانی»در دومین دوره پارلمان عراق از ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹میلادی(۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸) ریاست پارلمان عراق را برعهده داشت.
۲۲ روزبعدازفراررئیس جمهورافغانستان«اشرف غنی»، گروه طالبان ۱۶ شهریور ۱۴۰۰ کابینه خودرااعلام کردند.
واماتاکنون(بعداز ۴ ماه) هیچ کشوری طالبان رابه رسمیت نشناخته است.
«وزیرخارجه طالبان» امیرخان متقی بهمراه هیئتی ازکابینه «ملا محمد حسن آخوند» درتهران ۱۸ دی ۱۴۰۰
در این هیات که وزرای اقتصاد و صنعت، تجارت افغانستان و معاونان چندین وزارت اقتصادی نیز حضور دارند.
معاون سخنگوی وزارت امور خارجه دولت طالبان در توییتی درباره دیدار روز یکشنبه (۱۹ دی) امیرخان متقی با وزیر امور خارجه ایران نوشته است که در این دیدار روی مسائل اقتصادی دوجانبه میان افغانستان و ایران بحث و تبادل نظر شد.
دیداروزیرخارجه افغانستان، امیرخان متقی با حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران ۱۹ دی ۱۴۰۰
او خاطرنشان کرده که در این دیدار، روابط، تجارت، بازرگانی، فرآوردههای نفتی، ترانزیت و مسائل امنیتی به صورت مثبت و سازنده مورد بحث قرار گرفت.
«حفیظ ضیا احمد» گفت: ایران میتواند صادرات خود را به سایر کشورهای منطقه از طریق افغانستان ترانزیت کند و افغانستان نیز میتواند از مزیت ترانزیتی ایران استفاده کند.
پیش از این، روابط عمومی وزارت امور خارجه کشورمان اعلام کرده بود که شب گذشته (شنبه، ۱۸ دی) «مولوی امیرخان متقی»، سرپرست وزارت امور خارجه هیات حاکمه افغانستان در راس یک هیات اقتصادی و سیاسی وارد تهران شد.
در این هیات که سرپرستهای وزارتهای اقتصاد و صنعت، تجارت افغانستان و معاونان چندین وزارت اقتصادی نیز حضور دارند، درباره همکاریهای اقتصادی بین دو کشور مذاکره میشود.
فرار« اشرف غنی»(۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ) پس از ملاقات یکی از اعضای ارشد کابینه افغانستان در کابل با یکی از اعضای برجسته گروه متحد با طالبان و القاعده صورت گرفت که به وی گفتند، دولت باید تسلیم شود.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:۲۲ روزبعدازفراررئیس جمهورافغانستان«اشرف غنی»، گروه طالبان، روز،سه شنبه، ۱۶ شهریور ۱۴۰۰ کابینه خودرااعلام کردند.
واما تاکنون(بعداز ۴ ماه) هیچ کشوری طالبان رابه رسمیت نشناخته است.
محافظ اشرف غنی
روزفراراشرف غنی
«ذبیح الله مجاهد» سخنگوی گروه طالبان، امروز،سه شنبه، ۱۶ شهریور ۱۴۰۰ در یک کنفرانس خبری کابینه دولت جدید افغانستان را اعلام کرد.
«ملا محمد حسن آخوند» – سرپرست نخستوزیری
«ملا عبدالغنی برادر» – معاون اول نخست وزیر
«عبدالسلام حنفی» – معاون نخست وزیر
۱- «مولوی محمد یعقوب مجاهد» – سرپرست وزارت دفاع
۲- «الحاج ملا سراج الدین حقانی» – سرپرست وزارت کشور
۳- «مولوی امیرخان متقی» – سرپرست وزارت خارجه
۴-« ملا عیادت الله بدری» – سرپرست وزارت دارایی
۵- «شیخ مولوی نورالله منیر» – سرپرست وزارت معارف
۶- «ملا خیرالله خیرخوا» – سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ
۷- «قاری دین محمد حنیف» – سرپرست وزارت اقتصاد
۸- «شیخ مولوی نور محمد ثاقب» – سرپرست وزارت حج و اوقاف
۹- «مولوی عبدالحکیم شرعی» – سرپرست وزارت دادگستری
۱۰- ملا نورالله نوری – سرپرست وزارت سرحَدّات و قبایل
۱۱- ملا محمد یونس آخوندزاده – سرپرست وزارت روستاها
۱۲- «شیخ محمد خالد» – سرپرست وزارت ارشاد و امر به معرف و نهی از منکر
۱۳- «مُلا عبدالمنان عمری» – سرپرست وزارت منافع عمومی
۱۴- «حاجی محمد عیسی آخند» – سرپرست وزارت معادن و نفت
۱۵- «ملا عبدالطیف منصور» – سرپرست وزارت آب و برق
۱۶- «ملا حمیدالله آخوندزاده» – سرپرست وزارت حمل و نقل
۱۷- «مولوی عبدالباقی حقانی» – سرپرست وزارت تحصیلات عالی
۱۸- «مولوی نجیب الله حقانی» – سرپرست وزارت ارتباطات
۱۹- «حاجی خلیل الرحمان حقانی» – سرپرست وزارت مهاجرین
۲۰- «ملا عبدالحق وثق» – سرپرست سازمان اطلاعات
۲۱- «ملا احمد جان احمدی» – سرپرست اداره امورطالبان
۲۲- ملا محمد فاضل آخوند – معاون وزیر دفاع
۲۳- شیر محمد آقا استانکزی – معاون وزیر خارجه
۲۴- مولوی جلال – معاون وزیر کشور
۲۵- «ذبیح الله مجاهد» – معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ
۲۶-« ملا تاج میر جواد» – معاون اول ریاست سازمان اطلاعات
۲۷- «ملا رحمت الله نجیب» – معاون اداری ریاست سازمان اطلاعات
۲۸- «ملا عبدالحق» – معاون وزیر کشور در امور مبارزه با مواد مخدر.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«والی پنجشیر»هم معرفی شد.مولوی قدرت الله پنجشیری، والی ولایت پنجشیر
«حنفی وردک »در تویترش از گماشتن والی جدید این گروه برای ولایت پنجشیر خبر داد.
«مولوی قدرت الله پنجشیری» والی ولایت «پنجشیر» است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:خبرگزاری فارس غروب یکشنبه(۱۹ دی ۱۴۰۰)اینگونه نوشت»
روابط عمومی وزارت امور خارجه امروز (یکشنبه) با اشاره به سفر شب گذشته امیرخان متقی و هیأت همراه به ایران اعلام کرد که قرار است در این سفر در موضوعات مختلف اقتصادی و تجاری همچون همکاریهای بانکی، بازارچههای مرزی، معدن، تجارت و همکاریهای ورزشی توافقاتی حاصل شود.
در نشست امروز امیرعبداللهیان با هیأت افغانستانی، وزیر امور خارجه کشورمان ضمن تأکید بر این که تاریخ اثبات کرده است پیوند مردم ایران و افغانستان از نوع خویشاوندی است، اظهار داشت: مجاهدتهای مردم با غیرت افغانستان نشان داد که هیچ قدرت خارجی نمیتواند افغانستان را اشغال و بر آن حکومت کند.
وزیر امور خارجه کشورمان با اشاره به سخنان مثبت رهبران طالبان در خصوص تشکیل دولت فراگیر، ضرورت تامین شاخصهای قابل قبول در این خصوص را مورد تأکید قرار داد.
وزیرکشوردولت طالبان(سراجالدین حقانی)
امیرعبداللهیان کمکهای بشردوستانه جمهوری اسلامی ایران به مردم رنج دیده افغانستان را یادآور شد و افزود: ایران ضمن تداوم این کمکها، از ظرفیتهای منطقهای نیز برای کمکهای بیشتر به منظور کاهش مشکلات مردم افغانستان بهره خواهد گرفت.
وزیر امور خارجه کشورمان همچنین سیاستهای غلط آمریکا و هم پیمانان آن طی ۲۰ سال گذشته در افغانستان را مورد نکوهش قرار داد و ایجاد اختلاف بین افغانستان و کشورهای همسایه را یکی از محورهای سیاست آمریکا در منطقه خواند.
وزیرخارجه ایران برای افغانستان نسخه پیچید،درحالیکه خودمان(ایران)دچاراین مصیبت(مسدودی دارایی)هستیم.
امیرعبداللهیان گفت: منابع مالی بلوکه شده افغانستان توسط آمریکا میبایست برای ملاحظات بشردوستانه و به منظور کمک به بهبود وضعیت اقتصادی مردم افغانستان آزاد شده و در اختیار این کشور قرار گیرد.
* مسئولیت هیأت حاکمه سرپرستی افغانستان نسبت به حفاظت از اماکن دیپلماتیک
همچنین وزیر امور خارجه ضمن بزرگداشت یاد شهدای دیپلمات جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف، مسئولیت هیأت حاکمه سرپرستی افغانستان نسبت به حفاظت از اماکن دیپلماتیک را یادآور شد.
وزیرخارجه طالبان گفت: آمریکا همچنان سیاستهای خود را علیه مردم افغانستان ادامه میدهد
در این نشست هیأت افغانستانی گزارشی در خصوص روند مقابله با داعش و سایر گروههای تروریستی و همچنین سیاستهای مرتبط با مقابله با تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان در دولت جدید این کشور ارائه کرد.
سرپرست وزارت امور خارجه افغانستان ضمن تشکر از مهماننوازی جمهوری اسلامی ایران از مهاجرین افغانستانی طی ۴۳ سال گذشته، مشترکات دو ملت را یادآور شده و تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران همواره در کنار افغانستان بوده است و دولت جدید افغانستان نیز تاکید دارد که علیه هیچ یک از کشورهای همسایه نیست.
هیأت افغانستانی گفت: اگر چه آمریکا با شکستی مفتضحانه افغانستان را ترک کرد، ولی همچنان سیاستهای خود را علیه مردم افغانستان ادامه میدهد و در اثر این سیاست ها، ۸۰ درصد مردم افغانستان زیر خط فقر قرار گرفتهاند.
مشکل ( حقآبه) رودخانه هیرمند
در این ملاقات همچنین در مورد حقآبه جمهوری اسلامی ایران از رودخانه هیرمند صحبت شد که طرف افغان ضمن تاکید بر احترام خود نسبت به معاهدات بینالمللی از جمله قرارداد ۱۳۵۱ هیرمند اعلام کرد که بزودی هیأتهای فنی (کمیساران آب) دو کشور با هم ملاقات و مباحث مرتبط را حل و فصل خواهند کرد.
لازم به ذکر است، پیش از این وزارت امور خارجه دولت موقت طالبان از دیدار «امیرخان متقی» با «حسین امیرعبداللهیان» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران خبر داد و معاون سخنگوی وزارت امور خارجه طالبان با مثبت خواندن این دیدار گفت که هیأت طالبان به سرپرستی «امیرخان متقی» که شب گذشته وارد تهران شد، عصر امروز یکشنبه (۱۹ دی) با حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفتوگو کرد.
وزیرخارجه طالبان درپاکستان
به گزارش فارس، پیش از این نیز «امیرخان متقی»، سرپرست وزارت خارجه دولت موقت طالبان در حاشیه سفر خود به اسلامآباد برای شرکت در هفدهمین نشست اضطراری وزرای خارجه سازمان همکاری اسلامی درباره افغانستان با حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در اسلام آباد دیدار و گفتگو کرد.
وزیر خارجه طالبان در پاکستان و در آستانه نشست فوقالعاده سازمان همکاری اسلامی با شماری از مقامات کشورهای عضو سازمان و مدعوین درباره وضعیت کنونی افغانستان رایزنی کرده است.
«امیرخان متقی» وزیر خارجه طالبان در سفر به اسلامآباد(۲۸ آذر ۱۴۰۰) با «شاه محمود قریشی» وزیر خارجه پاکستان و تعدادی از نمایندگان کشورهای شرکت کننده در نشست فوقالعاده سازمان همکاری اسلامی برای افغانستان دیدار کرد.
سخنگوی وزارت خارجه دولت موقت طالبان درباره این دیدار گفت که دو طرف ضمن گفتوگو درباره اوضاع کنونی امنیتی و انسانی افغانستان، در مورد روابط سیاسی، بازرگانی و اقتصادی بین دو کشور تبادل نظر کردند.
پس از این دیدار نیز سعید خطیبزاده سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس در نشست هفتگی با خبرنگاران درباره عکس منتشر شده از دیدار امیرخان متقی وزیر خارجه هیأت حاکمه سرپرستی افغانستان در حاشیه سازمان همکاری اسلامی در اسلام آباد اظهار داشت: در حاشیه اجلاسهای بینالمللی نشست و گفتوگوهای این طوری در محل اجلاس کاملا طبیعی است. گفتوگویی از طرف وزیر خارجه هیأت حاکمه سرپرستی افغانستان با امیرعبداللهیان به صورت مختصر انجام شد و عکس آن را همه دیدند.
«خواکین گامینو» رئیس گروه مافیایی استیدا در« آگریجنتو» سیسیل بود. این گروه اغلب رقیب مافیای معروف «کوزا نوسترا» است.
«دستگیری مافیا»توسط نقشه گوگل
«جوآکینو گامینو»: چگونه من را پیدا کردید؟ من حتی ۱۰ سال به خانوادهام هم زنگ نزدم!
پلیس اسپانیا یکی از رهبران مافیای ایتالیا را که به کمک جستجوگر اینترنتی گوگل شناسایی شده بود پس از ۲۰ سال فرار بازداشت کرد.
«جوآکینو گامینو» ۶۱ ساله با نام جعلی در «گالاپاگار» در نزدیکی «مادرید» پایتخت اسپانیا زندگی میکرد. تصویری از او در بخش «نمای خیابانها» در اپلیکیشن «نقشههای گوگل» (Google Maps) منتشر شده بود. امری که منجر به شناسایی این رهبر مافیای «جزیره سیسیل» در جنوب ایتالیا شد.
وزارت کشور ایتالیا نام «جوآکینو گامینو» را در فهرست مظنونان فراری و خطرناک قرار داده بود.
رسانههای اسپانیایی گزارش دادهاند که او در «گالاپاگار» به «سبزیفروشی» و «طباخی» مشغول شده بود.
دستگیری «جوآکینو گامینو» به دنبال دو سال همکاری مقامات قضایی و پلیس ایتالیا و اسپانیا صورت گرفت.
در عکسی که گوگل تابستان سال ۲۰۱۸ در یکی از خیابانهای «گالاپاگار»گرفته بود چهره مردی مشابه «جوآکینو گامینو» دیده میشد. این عکس در مقابل یک مغازه سبزیفروشی گرفته شده بود.
«جوآکینو گامینو» پس از بازداشتش در ماه دسامبر از پلیس پرسیده بود: «چگونه من را پیدا کردید؟ من حتی ۱۰ سال به خانوادهام هم زنگ نزدم!»
«جوآکینو گامینو» پیش از این در اواخر دهه ۱۹۹۰ در شهر بارسلون بازداشت شده بود. با این حال او در سال ۲۰۰۲ به شکل رمزآمیزی از زندانی در رم، پایتخت ایتالیا گریخت. انتظار میرود که مقامات اسپانیا به زودی جوآکینو گامینو را تحویل ایتالیا بدهند.منبع :یورونیوز ۱۷ دی ۱۴۰۰
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:خواکین گامینو،رهبرمافیای ایتالیا، درشهر گالاپاگارا-اسپانیا-نزدیک مادرید توسط نقشه گ.گل دستگیرشد
او در اسپانیا ساکن شد، اما انتظار نداشت در نمای خیابان گوگل ظاهر شود! او در اسپانیا ساکن شد، اما انتظار نداشت در نمای خیابان گوگل ظاهر شود!
یک فراری از مافیای سیسیلی که تقریباً ۲۰ سال است در حال فرار بوده است، پس از مشاهده در نمای خیابان گوگل دستگیر شد.
«خواکین گامینو»۶۱ ساله، در گالاپاگارا در اسپانیا - شهری در نزدیکی مادرید - پس از این که تصویر مردی را نشان میداد که شبیه او در حال گپ زدن در مقابل یک میوه فروشی بود، پیدا شد.
پلیس مشکوک بود که او در کشور است، اما نتوانستند او را پیدا کنند.
«خواکین گامینو»۶۱ ساله، در گالاپاگارا در اسپانیا - شهری در نزدیکی مادرید - پس از این که تصویر مردی را نشان میداد که شبیه او در حال گپ زدن در مقابل یک میوه فروشی بود، پیدا شد.
پلیس مشکوک بود که او در کشور است، اما نتوانستند او را پیدا کنند.
«نیکولا آلتیرو» معاون مدیر واحد ضد مافیای ایتالیا (DIA) گفت: "عکس به ما کمک کرد تا تحقیقاتی را که به روش سنتی انجام دادهایم تایید کنیم."
بر اساس گزارش روزنامه ایتالیایی جمهوریکا، گامینو مانوئل بود و قبلاً به عنوان سرآشپز در رستوران La cocina de Manu (آشپزخانه مانو) کار می کرد.
نمایه فیسبوک رستوران، که در حال حاضر بسته است، عکس گامین را فاش کرد - که با جای زخم سمت چپ چانه او قابل تشخیص است - و شرکت حتی یک "شام سیسیلی" ارائه کرد.
نمای خیابان، که سقوط او را ثابت کرد، همچنین او را در مقابل مؤسسه دیگری که نام جعلی او را دارد، El huerto de Manu - یا Manu's Orchard نشان می دهد.
«خواکین گامینو» رئیس گروه مافیایی استیدا در« آگریجنتو» سیسیل بود. این گروه اغلب رقیب مافیای معروف «کوزا نوسترا» است.
او در دهه ۱۹۸۰ توسط یک قاضی معروف ضد مافیا،« جیووانی فالکون» که بعداً در یک بمب گذاری کشته شد، مورد بازرسی قرار گرفت.
«خواکین گامینو» در سال ۲۰۰۲میلادی(۱۳۸۱شمسی) زمانی که فیلم در آنجا ساخته می شد از زندان روم Rebibija فرار کرد و یک سال بعد به جرم قتل به حبس ابد محکوم شد.
او از آن زمان از دستگیری خودداری کرده است و ظاهراً از کشف زندگی خود در یک شهر کوچک اسپانیا شگفت زده شده است.
خانم«نیکولا آلتیرو» از واحد ضد مافیای ایتالیا گفت که «خواکین گامینو»در حال حاضر در اسپانیا در بازداشت به سر می برد اما امیدوار است در ماه فوریه به ایتالیا بازگردانده شود.
محسن رضایی سال۱۳۵۳ ازدواج کرد، همسرش خانم «معصومه خدنگ» ۵ فرزند به نام های« احمد، سارا، علی، زهرا و مهدیه» دارند.
فرارفرزند«سردارمحسن رضایی»فرمانده سپاه«احمد رضایی»به آمریکا در سال ۱۳۷۷ وبازگرداندن درسال ۱۳۸۴ ومراجعت مجدد درسال ۱۳۸۸ ومرگ درآبان ۱۳۹۰ «هتل گلوریای» دوبی...انتقال جسد«احمد رضایی» ۲۰ آبان۱۳۹۰به ایران.
ماجرای فرار«پناهندگی»احمد رضایی به آمریکا «قتل در دوبی»
احمد رضایی میرقائد متولد سال ۱۳۵۵ فرزند ارشد محسن رضایی - دبیر سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاون فعلی اقتصادی رئیس جمهوری - بود. او در سال ۱۳۷۷ و در دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی از طریق دوبی به آمریکا رفت و در آنجا به موضعگیریهای تندی علیه جمهوری اسلامی پرداخت.
در همان زمان،«محسن رضایی» سخنان پسرش را محکوم و تصریح کرد که دربارهٔ او نیز همانند بقیه ایرانیان، قانون حکم خواهد کرد.
با این وجود در سال ۱۳۸۴ در سکوت کامل به ایران بازگشت و یک سال بعد، در اوایل اسفند ۱۳۸۵ محسن رضایی تأیید کرد که پسرش به ایران بازگشته است.
سایتهای خبری در سال ۱۳۸۸ گزارش دادند که وی به آمریکا بازگشته است. او پس از خروج دوباره از ایران در آمریکا با تبعهای آمریکایی ازدواج کرد.
«شهرام گیلآبادی » معاون وقت اطلاعرسانی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام - ۲۲ آبان ۱۳۹۰ در گفتوگویی اظهار کرد: «احمد رضایی که در ««هتل گلوریای دوبی»» در طبقه ۱۸ اتاق ۲۳ اقامت داشته، به قتل رسیده است.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز به نقل از یک مقام پلیس دوبی گزارش داد که احمد رضایی احتمالاً خودکشی کرده است. این مقام گفت که جسد احمد اواخر روز ۲۰ آبانماه ۱۳۹۰ در حالی پیدا شد که رگ مچ دست چپ او بریده شده بود.
بازپرس ویژه قتل تهران در آن زمان علت مرگ او را قتل عمد اعلام کرد. او گفت در اتاق رضایی پوکههای مصرفشده قرص، بریدگی روی ساعد و همچنین اثر شوک الکتریکی بر کف دست وجود داشت در حالی که هیچکس با به کار گرفتن سه روش بهطور همزمان خودکشی نمیکند.
پلیس دوبی جسد را بدون محتویات داخلی (احشا) به ایران بازگرداند و همچنین از تحویل مدارک و لپتاپ شخصی رضایی و نیز ریز مکالمات و محتویات دوربین هتل خودداری کرد.
بازپرس دادسرای جنایی تهران در اینباره گفت: «به نظر ما نحوه برخورد با این پرونده از سوی اماراتیها بیشتر صحنهسازی برای وقوع یک خودکشی است.»
«سردارمحسن رضایی» در چهارمین سالروز درگذشت فرزندش در اینستاگرام نوشت: «جبهه» فقط رزمندهها نبودند که فداکاری میکردند و میجنگیدند. خانواده رزمندهها جهاد کمتری از همسران خود نداشتند.
چون ما(فرماندهان) بعضا شش ماه یکبار هم فرصت سرکشی به خانه را پیدا نمیکردیم. همسران رزمندهها هشت سال به صورت یکتنه بار تربیت فرزندان بدون حضور شوهرانشان را به دوش میکشیدند. این بخشی از جنگ است که به آن توجه نمیشود. آیا یک بچه هفت هشت ساله انتظار ندارد با پدرش به پارک و یا بازار برود؟
فرمانده کل سپاه درطول ۸ سال جنگ درادامه نوشت:خانواده من یکی از دهها هزار خانوادهای بودند که این مشکلات را تحمل کردند.
این مشکلات روی« احمد» هم اثر داشت و یک بار به مادرش گفته بود: «کاش یا پدرم شهید میشد که میگفتیم پدرمان شهید شده و یا میآمد و یک بار با هم به پارک و بازار میرفتیم.»
سردارمحسن رضایی دربارفرزندش نوشت:« احمد» به خاطر روحیات خاصی که داشت و شجاعتی که در وجودش بود، سر پرشوری داشت و دچار اشتباهی در زندگیاش شد ولی چیزی نگذشت که متوجه(اشتباهش) شد و با مشورت من نقشی را بر عهده گرفت و به تلافی اشتباهش ضربهای هم به منافقین در امریکا زد که در موقع لازم جزئیات آن را خواهیم گفت.
سرداررضایی درادامه نوشت:زوایای قتل احمد مشخص نشده است. پلیس امارات در این زمینه با ما همکاری نکرد. حتی موبایل و کامپیوتر وی(احمد) را هم به ما ندادند تا ببینیم آخرین تماسهای وی با چه کسانی بوده است.
فرمانده کل- وقت- سپاه نوشت:احمد ما بالاخره به اصل خود برگشت و احتمالا به همین دلیل هم به قتل رسید.
«احمد»یک سال با ما به خانه خدا مشرف شد و ساعتها در کعبه نماز میخواند که همراهان او خسته شده و به هتل بر گشته بودند. به او میگفتند شما زانو درد نمیگیرید!؟
آخرین جمله پدردرفراق فرزند:«احمد» بسیار قرآن میخواند و ذکر میگفت. در کنار جنازهاش پارچه سفیدی پیدا کردند که هزار «اسم الله» را نوشته بود. برایش دعا کنید./پایان.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع مأخوذه:ایسنا می باشدبااندکی ویرایش.
امارسانه های خارجی چی نوشتند:جسد «احمد رضایی» در کف سوئیت «هتل دوبی» به صورت درازکش افتاده بود.
صدای آمریکا(۱۷مرداد۱۳۹۱)نوشت:بازپرس ویژه قتل تهران : احمد رضایی فرزند محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که جسدش سال گذشته در هتل گلوریا در دوبی یافته شد، به خاطر اطلاعاتی که داشت به قتل رسیده است.
بازپرس ویژه قتل تهران روز سهشنبه ۱۶ آبان در مصاحبه با خبرگزاری فارس، با بیان اینکه پس از اعلام یافته شدن جسد احمد رضایی در هتلی در دبی، این جسد از کشور امارات به ایران بازگردانده شد، گفت که تحقیقات هم در محل یافته شدن جسد در امارات و هم بر روی جسد صورت گرفت.
سال گذشته «ژنرال ضاحی خلفان تمیم» رئیس پلیس دبی در بیانیهای درباره مرگ احمد پسر محسن رضایی در یکی از هتلهای دبی اعلام کرد: «متوفی(احمدرضایی میرقائد) با استفاده از یک گذرنامه آمریکایی(با تابعیت آمریکایی)، به نام مستعار « تام جی اندرسون» و به عنوان یک بازرگان آمریکایی وارد دبی شده بود. او نام واقعی خود را اعلام نکرده بود.»
اما اکنون بازپرس ویژه قتل تهران میگوید: «در کف دست راست احمد رضایی آثار یک مارک الکتریکی ناشی از برخورد شوکر وجود دارد و این در حالی است که روی ساعد دست راست وی نیز تعداد بریدگی دیده میشود اما به هیچ عنوان شوکر و چاقویی که با آن بریدگیها ایجاد شد در سوئیت کشف نشده است.»
این مقام قضایی خاطرنشان کرده است که دلایل موجود و همچنین عدم ارائه اموال شخصی مقتول توسط پلیس کشور امارات کار را برای پیدا کردن متهم پرونده سخت کرده است و این در حالی است که میتوان گفت تعمدا برخی از دلایل و مدارک از بین رفته و یا حداقل به ما تحویل داده نمیشود.
این بازپرس ویژه قتل تهران خاطرنشان کرد: «زمانی که یک فرد بخواهد خودکشی کند، هیچگاه از سه عامل قتل استفاده نمیکند در حالی که در اتاق رضایی پوکههای مصرف شده قرص، بریدگی بر روی ساعد و همچنین شوک الکتریکی وجود داشت و این در حالی است که جسد احمد رضایی در مقابل دریچه تهویه هوا قرار داشت و درجه تهویه هوا نیز در سردترین درجه آن قرار داشت تا جسد دیرتر کشف شود.»
احمد رضایی، در سال ۱۳۷۷، از طریق دبی به آمریکا رفت و در آنجا به موضع گیریهای تندی علیه مقامهای جمهوری اسلامی ایران پرداخت. وی سپس به ایران بازگشت./پایان.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:احمدرضایی دراین مصاحبه خیلی با آرامش ازسازماندهی نیروهایش صحبت می کند وحکومت شاه رابهترمی داند،می گوید«نبایدمانع پیشرفت های رژیم شاه می شدیم،نیازی به انقلاب نبود،فقط اصلاحاتی لازم بود».
وی درادامه ازاختلافات نیروهای داخلی انقلابیون می گوید...
نکته ای دردراین مصاحبه -بعنوان آسیب شناسی-نهفته است،این است که پدرانی که درمسندامورهستند،اتفاقات خاص همکاران ورقبا رابه خانواده منتقل نکنند،آنهاظرفیت تجزیه وتحلیل سازمانی را ندارندنمی دانند اختلافات درهرتشکیلاتی میتواندباشد وتفاوت دیدگاه هایک امرطبیعی است، وآنهاغافلند ازاینکه باسلایق وعقایدمتفاوت میتوان وفاداربه نظام وانقلاب وولایت بود،آنهااختلافات را دال بردشمنی باانقلاب می پندارند وبعضاًمخالفین رافاسدوتبهکارمی انگارند.
یکی ازدوستانم که ازمتدینین وانقلابیون(اهل وجبهه وجهاد)یکی ازمسئولین این انقلاب است،عادت داشت که نمازش درمسجدبخواند واما بعدازسالها حکمرانی-بعلت اختلافات به رقبای سیاسی-این آخرعمری به محافل مذهبی ،آن اعتمادسابق راازدست داد فرزندش ازهرچی آخوندومسجد،رویگردان است! این نتیجه آن است که آقایان هرناملایمات اداری را به منزل منتقل می کنند،که حاصلش بدبینی بچه ها به انقلابیون است،پس آقایان بایددقت بکنندکه اسرارنظام را به خانواده حتی محافل دوستانه منتقل نکنند./پایان توضیح مدیریت سایت.
نامه نیوز(۱۶آبان۱۳۹۱)نوشت:بازپرس ویژه قتل تهران گفت : به محض اعلام این خبر دستورات لازم برای انجام تحقیقات و همچنین آزمایشهای لازم صادر شد و محل سکونت این فرد در شهر دوبی مورد بررسی قرار گرفت که اولین نکته مربوط به تغییر محل سکونت ایشان بود که در تحقیقات مشخص شد مقتول از دو ماه قبل و به توصیه برخی از دوستانش مبنی بر امنیت بالای هتل گلوریا به این محل نقل مکان کرده است.
وی گفت: احمد رضایی بر اساس عادت هر روز با دوستان و اقوام خود تماس تلفنی داشته اما به یک باره ۳ روز این تماسها قطع میشود که همین امر سبب کشف جسد وی در مشخص شدن موضوع قتل این فرد شد./
مصاحبه دخترسردارمحسن رضایی
ایسنا(۲۵ خرداد ۱۳۸۴)نوشت:آنجا که پدرش به دامان پاک حضرت زهرا (س) قسم میخورد تا از قدرت برای خدا و مردم استفاده کند و تا آخر پای حرفهایش بایستد، وارد اتاق شد. نیم ساعتی زودتر از وقت مقرر رسیده بودیم و در اتاقی که برای ضبط برنامههای تلویزیونی محسن رضایی با چندین پروژکتور آذین شده بود، در انتظار حضور دخترش سارا، به تماشای فیلم تبلیغاتی رضایی که مصاحبهای دوستانه با رسول ملاقلیپور بود، نشستیم. گفتوگویی کم و بیش بیپرده که ملاقلیپور همچون دیگر فیلمهایش، پایانی درام با تصویر گام به گام رضایی رو به پیش در آن آفریده بود.
بیوگرافی محسن رضایی
«محسن رضایی» در شهریور ۱۳۳۳ در مسجدسلیمان متولد شد. او پس از پایان دبستان و بخشی از تحصیلات متوسطه در آزمون ورودی هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت پذیرفته شد، و به اهواز هجرت کرد. در همین دوران بود که مبارزاتش علیه رژیم پهلوی را آغاز کرد و در زمانی که برای شرکت در کنکور آماده میشد توسط ساواک دستگیر شد، و پس از ۵ ماه تحمل زندان و شکنجه آزاد شد، و پس از آن فعالیت های سیاسی اش را گسترش داد.
«محسن رضایی» در همان سال۱۳۵۳ ازدواج کرد، همسرش خانم «معصومه خدنگ» نام دارد، که از سوی امام جماعت مسجد جامع احمدیه نارمک به او معرفی شد، حاصل این ازدواج ۵ فرزند به نام های« احمد، سارا، علی، زهرا و مهدیه» است.
رضایی که تحصیلات دانشگاهی خود را در سال ۱۳۵۳ رها کرده بود، پس از برقراری صلح، ضمن تغییر رشته از مهندسی مکانیک به اقتصاد، مقطع کارشناسی را در دانشگاه تهران گذراند.
خاطرات «سارا»ازجنگ :در میان اقوام نزدیکش از عمو گرفته تا دایی، شوهر خاله و پدر بزرگ - پدر و مادرش - همه یا نظامی و پاسدار بوده یا به نوعی دیگر در جنگ حضور داشتهاند و اگر کسی هم سابقهی حضور در جبهههای جنگ با عراق را ندارد به علت کم سن و سالی بوده و نه پرهیز از حضور. با این وجود این سوال که «دلت نمی یخواست پدرت نظامی نبود؟» را استفهام افکاری میخواند و میگوید: ای کاش اصلا جنگ نبود که پدرم نظامی میشد، نه اینکه جنگ بود و پدرم به جبهه نمیرفت. فکر میکنم اگر پدرم به جبهه نمیرفت، امروز احساس سرشکستگی میکردم.
به گفته سارا، او طبق «سنتهای الهی»، برای هر کاری، یک نفر خاص در نظر گرفته شده است. بر همین اساس، پدر او را برای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نظر گرفته بودند که اگر در آن پست حضور نمییافت چه بسا شیرازهی سپاه از هم میپاشید و خدای ناکرده دشمن تسلط مییافت. وقتی میخواهد از احساس پدر در یادآوری خاطرات جنگ بگوید از حضورش در قطعهی سرداران شهید در بهشت زهرا حرف میزند که به زعم او دچار احساسی میشود که گویی آنان را در همان لحظه از دست داده است. به خاطر همین حس است که هر گاه نامه یا درخواستی از خانوادههای شهدا، اسرا و جانبازان به دستش میرسد، آن را تا سرانجام پیگیری میکند.
از ماندگاری ناخودآگاه منش پدر در برخورد با فرزندان پس از جنگ سخن گفت و اینکه سفرهای بسیار طی 8 سال فرماندهی پس از جنگ فرصت خوبی برای بودن با او بوده است. سفرهایی که نفسش برای سرکشی به ستادهای فرماندهی سپاه، عزل و نصبها و پیگیری پروژههای عمرانی سپاه بود، ولی سبب خیری برای نزدیکی با پدر شده است. اگر چه محسن رضایی پس از جنگ بلافاصله مشغول به تحصیل در رشتهی اقتصاد دانشگاه تهران شد (البته این در حالی است که او پیش از انقلاب در دانشگاه علم و صنعت، مکانیک میخوانده و به گفتهی دخترش پس از پایان دورهی انقلاب فرهنگی میتوانسته بدون شرکت مجدد در کنکور به ادامهی تحصیل در همان رشته بپردازد) و با وجود مشغله تحصیلی و شغلی بسیار، کمتر برای خانواده وقت داشت، ولی جمعهها به بهانهی حفظ قرآن و تشریح فتاوی امام خمینی که شده به بحث و گفتوگو با آنها مینشست. ولی دوران پس از خروج پدر از سپاه، دورانی است که دخترش از آن به عنوان دوران پادشاهی فرزندان یاد میکند. چرا که بیش از پیش به دیدار او نائل میشدند.
«سارا رضایی» در تشریح روابط خانوادگیاش از ارتباط نزدیک بابرادربزرگش( احمد)- با اختلاف سنی یکسال و نیم - به علت فاصلهی اندک سنی سخن گفت. البته چون او یک پسر بود، صمیمت سارا با دوستانی که بینهایت صمیمی میخواندشان بیش از ارتباط با احمد، علی - که ۲ سال و نیم کوچکتر است - و دو خواهر دیگرش - با اختلاف ۶ و ۱۳ سال سن - بوده است.
«سارا»ازبرادرش «احمد» گفت: ما ۵ بچه هستیم که مثل ۵ انگشت یک دست، انتظار نمی رود که کاملا مثل هم باشیم. اخلاقمان متفاوت است« احمد» بر عکس من در بچگی شیطان بود ولی به سن دبیرستان که رسید عوض شد. رفتن از جایی به جای دیگر برای زندگی بهتر یک حق است و هیچ مشکلی ندارد. احمد هم از این حق خود استفاده کرد.
شاید من هم اگر پسر بودم و امکانش را داشتم برای ادامه تحصیلات می رفتم. البته دوری از فرزند برای پدر و مادری که زحمت فرزندشان را کشیدهاند خیلی سخت است، حتی اگر برای ادامه تحصیل او را به خارج از کشور فرستاده باشند. چه برسد به اینکه آن فرزند خودش تصمیم به رفتن بگیرد.
«پدرت نیز رفتن احمد را یک حق میی داند و با این مساله به همین شکل کنار آمده است؟» این سوالی بود که سارا رضایی در پاسخ به آن گفت: البته اگر احمد دلایل منطقیاش را به پدر میگفت، هر چند سخت ولی پدرم آن را میپذیرفت.
این حرفهای «سارارضایی» یادآور آن بخش از فیلم تبلیغاتی پدرش - که پیش از انجام مصاحبه دیده بودیم - بود که میگفت: «به خاطر هر خطایی نباید به جوانها گیر داد. پسر من محکوم نیست که مثل من فکر کند.»
اعتقادش به سنتهای الهی و حق زندگی در جایی بهتر گویای نوعی باور درونی و مذهبیها در او بود که شاید در نتیجهی تربیت خانوادگیاش بود ولی در توضیحش گفت: از اول دبیرستان به شدت کتب مذهبی به ویژه احادیث و کتاب نصایح آیت الله مشکینی را میخواندم. چنین اعتقاد و باور مذهبیای در من بیشتر یک "هدیهی خدایی" است تا متاثر از تربیت خانواده.
سارا کارشناس تغذیه از دانشگاه شهید بهشتی و کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه آزاد از خوراسگان اصفهان است. در پاسخ به اینکه «چرا تغییر رشته داده است؟»
از سخنان «دکتر جمشید پژویان» استاد درس اقتصاد تغذیهاش یاد میکند که معتقد بوده در علم نباید مرز نگر بود و باید دیگر رشتهها را هم خواند. او پس از عدم پذیرش در رشتهی اقتصاد بهداشت دانشگاه ایران به اقتصاد محض روی میآورد که نهایتا در اسفند ماه گذشته از پایاننامهاش تحت عنوان «اثر یارانه بر امنیت غذا و تغذیه خانوار» دفاع کرد و اگر چه در مرحلهی اول کنکور دکترا در دانشگاه علوم و تحقیقات پذیرفته شد ولی به علت دیرکرد در دفاع، از ادامهی تحصیل در دورهی دکترا باز ماند.
او که معترف است در درس خواندن به گردپای پدرش هم نمیرسد در تفاوت درس خواندن خودش و پدرش میگوید: من درس میخوانم که درس خوانده باشم ولی پدرم درس میخواند که مشکل حل کند و چون مشکل جامعه را پول و بانکداری میدانست، فوق لیسانس و دکترایش را در همین رشته (با عنوان پول،اعتبار و تعادل عمومی) گرفت که هم مسائل خرد را شامل میشد و هم مسائل کلان. (دیوار دیگری از اتاق، منقش به مدارک تحصیلی محسن رضایی بود. کارشناسی ارشد با معدل ۱۷/۳۶ در فواصل سالهای ۷۱ تا ۷۳ و دکترا با معدل ۱۶/۱۵ در فواصل سالهای ۷۵ تا ۸۰)
«دکترسارارضایی» اگر چه بسیار مایل بوده است که پایاننامهاش را با راهنمایی پدر بگذارند ولی موضوع پایان نامهی او در زمینه «اقتصاد خرد» بوده و تخصص پدر در زمینهی اقتصاد کلان. در عین حال نمیخواسته که ناظران تصور کنند که پدر به فرزندش نمره داده است.
از «سارارضایی» که با پدر(محسن رضایی) هم رشته شده و تحلیل اقتصادی را یک موهبت ذاتی میداند که باید در وجود افراد باشد تحلیلش را در خصوص مواضع اقتصادی پدرش میپرسیم: با بیان اینکه اقتصاد، چندان برایش جانیفتاده است، از پیگیری نظارت و تحلیلهای پدر به ایسنا میگوید که او را به تفکراتش نزدیکتر کرده، و فرصت آشنایی بیشتر با پدر را برایش فراهم کرده است. او نظرات پدرش را به عنوان نظریات یک استاد دانشگاه با کتب اقتصادی به ویژه نظریات اقتصاد توسعه مقایسه کرده است و از توجه ویژهی دانشجویان اقتصاد به این نظریات سخن میگوید.
محسن رضایی در گپ دوستانهاش با رسول ملاقلیپور از میدان دادن به جوانها سخن گفته بود. از دخترش میپرسیم که پدر چقدر به او میدان داده است؟ در پاسخ میگوید: "به من پیشنهاد کردند که شاغل شوم، خودم ترجیح دادم که کار نکنم. پدرم از من خواست که تحلیل سیاسی کنم ولی چون ترجیح میدادم که با قدرت علمی حرف بزنم، چنین نکردم. در زمینهی عضویت در تشکلهای دانشجویی هم در دورهی لیسانس عضو بسیج دانشگاه بودم و در کنار مدیر مسوولی نشریهی وابسته به دفتر نهاد مقام معظم رهبری، در نشریهی دانشگاه هم مینوشتم. البته یک شورای دانشجویی هم در دانشگاه ما بود که چون تشکل شکل گرفتهی خاصی نبود، پدر میگفت که بهتر است وقتم را صرف آن نکنم. در دورهی ارشد که درسهایم سختتر شده بود، دیگر خودم را درگیر فعالیتهای جنبی نکردم."
«سارا رضایی» که پس از مطالعهی خاطرات رزمندگان و درک حال و هوای آنها، روحیهی مذهبی و انشایش تقویت شده است از تشویقهای پدر برای نوشتن بیشتر میگوید. به ویژه آنکه یادداشتهای اجتماعی او بسیار مورد توجه پدر بوده است. البته از اینکه مقالهاش با عنوان "سرطان تفکر" چندی پس از انتشار در نشریهی دانشگاه به نام فرد دیگری در یکی از مطبوعات منتشر شده بود، دلخور به نظر میرسد.
سارای جوان نیز همچون ما، از نسل سوم انقلاب است. نسلی که بسیاری از سخنان پدرش در خطاب به آنها گفته شده و قرار است تا ۳۰ درصد کابینهی او را تشکیل دهند. پس از آنکه از باور پدر نسبت به میدان دادن به جوانان پرسیدیم، ریشهی توجه به این نسل را از دختر که از همین سنخ است، جویا شدیم.
به انتصاب پدرش به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۲۷ سالگی اشاره کرد و اینچنین نتیجه گرفت: وقتی در این سن میتوان جنگ را اداره کرد، پس میتوان یک وزارتخانه را نیز اداره نمود.
او در واکنش به کسانیکه جوانان نسل سومی را به نسبت جوانان در اوان انقلاب، خام و بیتجربه میخوانند و پایگاه ایدئولوژیک آنان را ضعیف ارزیابی میکنند، تاکید کرد: اتفاقا به نظر من تئوری و استدلالهای منطقی امروز جوانان، قویتر از ابتدای انقلاب است. چرا که آن زمان، تعصب روی انقلاب زیاد بود. اگر برخی تصور میکنند که شور خاص جوانان در آن زمان سبب پیشرفت آنها بوده است، باید بگویم که این شور، منوط به درک آنها برای حل مشکلات بوده است. البته با توجه به گسترش فضای ارتباطات به ویژه از طریق اینترنت و افزایش تکنولوژی برتر، پیشرفتها، بیشتر و بهتر هم شده است.
و اما بررسی نگاه سیاسی پدر از منظر دختر؛
"خیلی سیاست، بلد نیستم ولی میدانم که پدرم قائل به تفکیک اقتصاد از سیاست در مباحث سیاسی است. تاکنون در مورد دیدگاههای سیاسی پدرم، مستقیما با او وارد بحث نشدم ولی آنچنان که از حرفهایش دستگیرم شده، در بعد صرفا سیاسی، پیگیر "آزاداندیشی" است. چون به هیچ جناح سیاسی قدرت مانور نمیدهد.
پدرش را فراجناحی میداند و در واکنش به اینکه در جناحبندیهای سیاسی پدرش را در جناح راست میدانند، میگوید: پدرم برای روحانیون احترام قائل است اما صرف این احترام و اینکه از چندی پیش در گروه اصولگرایان است و در سال ۱۳۷۸ نامش در لیست نیروهای راست بود، به منزلهی راست بودن او نیست.
«سارارضایی» گفت: اتفاقا آزاداندیشی او به این معناست که راست و چپ را مطلقا قبول ندارد و برخی عقاید چپ و برخی عقاید راست که مجموعا اصلاحگرایی بر اساس اصول و مبانی اعتقادی و فرهنگی است را قبول دارد.
در پی اظهارات «ملاقلیپور» در فیلم تبلیغاتی محسن رضایی مبنی بر احتمال سوء قصد به جان او در صورت پیگیری وعدههایش در صورت نزاع با مافیای اقتصاد کشور از «سارا رضایی» میپرسم که آیا او نیز دچار چنین ترس و نگرانیای نشده است؟ با لبخند میگوید: آنقدر هم مملکت ناامن نیست. اگر پدرم بخواهد اعتقاداتش را اجرا کند، منافع خیلیها به خطر میافتد و البته خیلیها برای پول خیلی کارها میکنند. فکر میکنم آنگونه طرح سوال از جانب ملاقلیپور برای تاکید بیشتر به این موضوع بوده است. به فرض اینکه نگرانی از کاندیداتوری پدرم باشد، بیشتر از زمان جنگ که نیست. چون پدرم بینهایت خود را ملزم به رعایت آداب میداند و سعی میکند توهینی نکند یا منافع کسی به خطر نیفتد مگر آنکه قرار بر حاکم شدن عدالت باشد.
"فکر نمیکنید تغییر ساختار قدرت به عنوان یکی از شعارهای انتخاباتی پدرتان، با آنچه که رعایت آداب و پرهیز از به خطر افتادن منافع دیگران میخوانید، متناقض باشد؟" این سوالی است که سارا رضایی در پاسخ به آن خبرنگار ایسنا گفت: در تئوریهای توسعه، له شدن برخی اقشار جامعه از جمله عوارض توسعه قلمداد شده است ولی در عین حال میتوان به گونهای عمل کرد که چنین نشود. در سیاست هم همینطور است. میتوان به گونهای به تغییر ساختار قدرت پرداخت که به کسی توهین نشود.
و در پایان مصاحبه چند سوال:
حال که پدرتان کاندیدای ریاست جمهوری شده است، چه حسی دارید؟
«سارارضایی»:حس خوبی نیست. نوعی استرس است.
بهترین خاطرهای که با پدرتان دارید چیست؟
«سارارضایی»:خاطرهای که زندگیام را تغییر داد. ۱۲ سال پیش در صحبتی که با پدرم داشتم، پدرم از راههای رسیدن به خدا گفت که« به عدد تمامی انسانها راه برای رسیدن به خدا وجود دارد»
پدرم گفت که اگر با مشکلی روبرو شدم یک ذکر خاص را با تعداد خاص تکرار کنم. مثلا ۱۰ صلوات یا یک الله اکبر و به این ترتیب رابطهای خاص با خدای خودم برقرار کنم. ۳ سال پس از آن که قصد شرکت در کنکور را داشتم به ذهنم رسید که وقتی خدا میخواهد یک رابطهی خاص با هر بندهای داشته باشد و به واسطهی آن برای هر بندهای یک راه خاص برای رسیدن به خودش در نظر گرفته است پس هر بنده نیز باید یک شخص خاص باشد. پس من هم فارغ از اینکه «دختر محسن رضایی هستم» باید شخصا یک بندهی خاص باشم. درک این مهم یک موهبت الهی بود که پدرم واسطهی آن بود.
کی دلتنگ پدرتان شدید؟
«سارارضایی»:دخترها همیشه دلتنگ پدرشان هستند ولی هفتهی پیش یک لحظه احساس کردم که خیلی دلم برای پدرم تنگ شده است و این بیارتباط با مشغلههایی که او در این روزها دارد، نیست.
کجا نمیخواستید، جای پدرتان باشید؟
«سارارضایی»:هیچوقت نمیخواستم جای او باشم و این همه مسوولیت داشته باشم.
نزدیکترین رابطهای که با پدرتان برقرار کردید کی بود؟
«سارارضایی»:به طور کلی پس از جنگ رابطهام با پدرم نزدیکتر شد. پس از آنکه تغییر رشته دادم و اقتصاد خواندم هم بیشتر با پدرم هم کلام شدم ولی نمیتوانم نزدیکترین زمان در ارتباط با پدرم را مشخص کنم.
کجا از رابطهی پدر و فرزندی با آقای رضایی استفاده کردید؟
«سارارضایی»:از آنجا که کار خاصی نداشتم و تنها کارم درس خواندن بود، شرایط و یا احتیاجی پیش نیامد که از این رابطهی پدر فرزندی استفاده کنم. پدرم مایهی افتخار من بوده و هست. ولی از آنجا که پس از جنگ، چندان از سربازان جنگ حمایت نشد و حتی متاسفانه این مسئله به یک ضد ارزش بدل شد، اصولا نمیخواستم بگویم که دختر چه کسی هستم./پایان مصاحبه دکترسارارضایی.
توضیح مدیزیت سایت-پیراسته فر:ماجرای فوت فرزندسابق فرمانده سابق سپاه اززوایای دیگر:
«دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام» در بخش دیگری از گفتوگو در برنامه شناسنامه، در مورد ماجرای فرزندش (احمد) اظهار داشت: جبهه فقط فرماندهان نبودند که فداکاری میکردند و میجنگیدند. به نظر من خانواده رزمندهها جهاد کمتری از همسران خود نداشتند. چون ما بعضاً شش ماه یک بار هم فرصت سرکشی به خانه را پیدا نمیکردیم. همسران رزمندهها هشت سال به صورت یک تنه بار خانواده را به دوش میکشند. این بخشی از جنگ است که واقعاً فراموش شده است. جهادی که خانوادهها انجام دادند، از نظر من بسیار بالا و گرانقدر بود. مثلاً یک بچه ۷-۸ ساله انتظار ندارد با پدرش به پارک برود؟
رضایی ادامه داد: خانواده من یکی از دهها هزار خانوادهای بود که این مشکلات را تحمل کردند. مثلاً درعملیات والفجر ۱۰ ( ۲۴ اسفند ۱۳۶۶) خانوادهام به مریوان آمدند و من هم خودم را از خط مقدم به سختی به آنجا رساندم تا یکدیگر را ببینیم. من تا آمدم و در کنار خانواده نشستم، هواپیماهای عراقی آمدند و همان منطقه را بمباران کردند. من از ترس اینکه به بچهها آسیبی وارد نشود، ملاقات را نیمه تمام رها کردم و آنها را برگرداندم. فکر میکنم آسیبی که به خانواده رزمندههای دفاع مقدس وارد شد، در صدر اسلام هم وجود نداشت. این بحثها روی احمد هم اثر داشت و بارها به مادرش گفته بود کاش یا پدرم شهید میشد که میگفتیم پدرمان شهید شده و یا میآمد و یک بار با هم به پارک میرفتیم.
وی خاطرنشان کرد: مساله اصلی جریانی بود که آمد و روی «احمد» کار کرد. یک شخصی به نام آقای توانا که جزو کلاه سبزهای ارتش شاه بود، به همراه احمد یک مدرسه غیرانتفاعی را راهاندازی کردند. توانا از طریق برادر خانم خود که در ناسای آمریکا فعالیت میکرد، زیر پای احمد نشستند و گفتند اگر به آمریکا بیایی ما آنجا تسهیلات و کار خوبی به تو میدهیم که در نهایت احمد را به آنجا بردند. بعد از اینکه او را بردند به او گفتند اگر پناهنده نشوی ما نمیتوانیم این امکانات را به تو ارائه دهیم چون پسر فلانی هستی و ما به تو شک داریم.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه برای پناهندگی دو مصاحبه با احمد صورت گرفته است، اظهار داشت: وی به مغازهای در آمریکا میرود که برای من کفش بخرد و بفرستد که افبیآی به او شک میکند و به احمد میگوید تو پناهنده هستی یا با پدرت در ارتباطی؟ که این موضوع باعث زندانی شدن احمد شد. او در زندان بود. ما میخواستیم طی عملیاتی او را به دبی منتقل کنیم اما چون ریسک این عملیات بالا بود، آن کار را انجام ندادیم تا اینکه ما فرصتی به دست آوردیم و با کمک خودش او را به دبی آوردیم و در آنجا مستقر شد.
محسن رضایی در مورد حادثهای که سال گذشته برای پسرش رخ داد، اظهار داشت: متاسفانه زوایای این حادثه مشخص نشده است. پلیس امارات در این زمینه با ما همکاری نمیکند، حتی موبایل و کامپیوتر وی را هم به ما نمیدهند تا ببینیم آخرین تماسهای وی با چه کسانی بوده است.
*سردارمحسن رضایی در پاسخ به سوالی درباره فرزندش- احمد-گفت: یک شخصی به نام آقای« توانا» که جزو کلاه سبزهای ارتش شاه بود، به همراه احمد یک مدرسه غیرانتفاعی را راهاندازی کردند.
«توانا از طریق برادر خانم خود که در ناسای آمریکا فعالیت میکرد، زیر پای احمد نشستند و گفتند اگر به آمریکا بیایی ما آنجا تسهیلات و کار خوبی به تو میدهیم که در نهایت احمد را به آنجا بردند»
فرمانده سابق سپاه درادامه گفت:«بعد از اینکه احمد را به آمریکابردند به او گفتند اگر پناهنده نشوی ما نمیتوانیم این امکانات را به تو ارائه دهیم چون پسر فلانی هستی و ما به تو شک داریم.»
محسن رضایی گفت:برای پناهندگی دو مصاحبه با احمد صورت گرفته است. وی به مغازهای در آمریکا میرود که برای من کفش بخرد و بفرستد که FBI (اف بی آی) به او شک میکند و به احمد میگوید: «تو پناهنده هستی یا با پدرت در ارتباطی!؟»
که« این موضوع باعث زندانی شدن احمد شد»
«درآن زمانیکه احمددرآمریکا در زندان بود» ما میخواستیم طی عملیاتی او را به دُبی منتقل کنیم اما چون ریسک این عملیات بالا بود، آن کار را انجام ندادیم تا اینکه ما فرصتی به دست آوردیم و با کمک خودش او را به دبی آوردیم و در آنجا مستقر شد.متاسفانه زوایای این حادثه مشخص نشده است. پلیس امارات در این زمینه با ما همکاری نمیکند، حتی موبایل و کامپیوتر وی را هم به ما نمیدهند تا ببینیم آخرین تماسهای وی با چه کسانی بوده است.
*سال ۱۳۵۸ در حال آمادگی برای انتخابات ریاست جمهوری بودم. حتی به خدمت رهبر انقلاب هم رسیدیم و گفتیم برای انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شوید، ما از شما حمایت خواهیم کرد که ایشان فرمودند
آقای بهشتی نسبت به من اصلحتر هستند»
«* همیشه در مسیر انقلاب انحرافاتی وجود داشته است. سال ۱۳۵۰ «منافقین نماز شب خوان» جلوی امام راحل ایستادند و با پرچم اسلام، جلوی اسلام قد علم کردند. من امروز این شرایط را در برخی از افراطیها میبینم. حتی ممکن است این افراد نیتهای پاکی هم داشته باشند.
مثلاً آقای« اکبر گنجی» به من میگفت ضد ولایت فقیه هستی اما وقتی امام حکم دادند که همه باید از آقا محسن تبعیت کنند، اولین کسی که تمرد کرد همین آقای «اکبر گنجی» بود بنابراین توصیه من به بچههای انقلاب این است که از افراط و تفریط بپرهیزند.
«محسن رضایی» با حضور در «برنامه شناسنامه» درباره نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و ۹۲، قطعنامه ۵۹۸، فرزندش احمد رضایی۱۲ مهر ۱۳۹۲/شبکه۳تلویزیون،مجری«محمدحسین رنجبران»
احمد رضایی چگونه کشته شد؟
«احمدرضایی»فرزند ارشد محسن رضایی چند شب پیش به علت دلیل اتصال جریان قوی برق به بدنش در« هتل گلوریا دوبی»(Dubai Gloria Hotel ) در گذشت.
نام جدیداین هُتل« هتل و آپارتمان دو فصل»(Two Seasons Hotel & Apartments )می باشد
این در حالی است که خبرگزاری AP امروز اعلام کرد که وی بر اثر بریدن رگ دست چپش از دنیا رفته است.
گمانهزنیها درباره علت فوت فرزند ارشد محسن رضایی در شرایطی ادامه دارد که اخبار ضد و نقیضی از سوی منابع مختلف داخلی و خارجی در این رابطه اعلام شده است.
احمد رضایی از چندی قبل به تنهایی در دبی ساکن بوده و برای درمان به کشورهای اروپایی تردد داشته است.
شهرام گیل آبادی معاون اطلاع رسانی دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت نظام شیوه فوت احمد رضایی را مشکوک خواند و توضیح داد: در حالی که احمد رضایی در هتل گلوریای دبی در طبقه ۱۸ اتاق ۲۳ اقامت داشته به طرز مشکوکی در گذشته است.
احمد رضایی، فرزند ارشد محسن رضایی است که سفر وی به آمریکا در سال ۱۳۷۷ و بازگشت وی طی سالهای گذشته خبرساز شده بود.
«علی لاریجانی» رئیس مجلس نیز در پیام تسلیتی، درگذشت وی را به «محسن رضایی» تسلیت گفت. در این پیام آمده است: درگذشت فرزند گرامیتان موجب تاسف و تاثر گردید. اینجانب ضمن تسلیت این مصیبت به جنابعالی و خانواده محترم، برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگان بویژه مادر داغدارش صبر و شکیبایی از درگاه خداوند متعال مسئلت می کنم.
اطلاعات تازه از فوت مشکوک فرزند محسن رضایی
سه خبرنگار آمریکایی که جهت کسب اطلاعات و اخبار مربوط به مرگ احمد رضایی به دبی سفر کرده بودند توسط پلیس امارات متحده عربی مورد مواخذه و بازجویی قرار گرفتند.
به گزارش بولتن نیوز خبرنگاران آمریکایی ابتدا به کنسولگری آمریکا در دبی رفته بودند و درخواست کردند که شیوه های استاندارد برای پیگیری مرگ احمد رضایی انجام نشده و FBI هیچگونه تحقیقاتی در این زمینه انجام نداده است و حتی کنسولگری آمریکا در دبی از رایزن حقوقی خود نخواسته است که در مورد موضوع مرگ احمد رضایی تحقیقاتی بعمل آورد.
وقتی که خبرنگاران آمریکایی به «اداره تحقیقات جنایی پلیس دبی» مراجعه می نمایند و اطلاعاتی درباره یک فرد با گذرنامه نژاد روسی که تنها مسافر ساکن در طبقه هیجدهم «هتل گلوریا» بوده و قبل از آن احمد رضایی در تاریخ ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱(۲۱ مهر ۱۳۹۰) وارد این هتل شده است.
بر اساس گزارش این خبرنگاران، فرد روسی مذکور، اتاق خود را یک شب قبل از مرگ « احمد رضایی» به اتاق پایین تر از اتاق « احمد رضایی» در راهرو سراسری در هتل انتقال داده و دقیقاً چندین ساعت قبل از اینکه جسد بی جان « احمد رضایی» در اتاقش پیدا شود از هتل خارج شده است. این در حالیست که نام این فرد روسی، با همین نام، در لیست اعلان های قرمز پلیس بین الملل اینترپل قرار دارد و هم اکنون نیز تحت تعقیب پلیس اینترپل است.
خبرنگاران آمریکایی که برای انجام چندین مصاحبه و کسب اطلاعات دیگر به دبی سفر کرده بودند به ایستگاه پلیس دبی انتقال داده شدند و بیش از ۳ ونیم ساعت از آنها بازجویی بعمل آمده است.
بر اساس این گزارش پلیس دبی بدنبال کسب اطلاعات از خبرنگاران آمریکایی بوده است که به چه دلیل پیگیر پرونده احمد رضایی هستند.
یکی از خبرنگاران آمریکایی گفته است که منابع مرتبط با سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل از ماجرای فوت پسر محسن رضایی مقایسه ای جذاب همراه با جزئیاتی ارائه داده که با همه گزارشهای رسمی ارائه شده پیشین متفاوت است.
این گزارش اضافه می کند که علت مرگ« احمد رضایی» بسیار شبیه روشی است که توسط آن«محمود آل مبحوح»، رابطه حماس با تهران، برای تأمین نیازهای نظامی حماس از ایران، در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۰(۲۹ دی ۱۳۸۸) در یکی دیگر از هتل های دبی کشته شده است.
مقامات محلی این قتل را به موساد ارتباط داده اند. بعنوان مثال هیچ نشانه خشونت در جسد رضایی دیده نمی شود و بنظر می رسد که وی ابتدا با سوکسامتانیوم (تزریق داروی شل کننده عضلانی) بی حس و سپس با بالش خفه شده است
«مراسم تشییع جنازه احمدرضایی» فرزند محسن رضایی
پیکر احمد رضایی فرزند دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام امروز از مقابل منزل محسن رضایی در شهرک شهید دقایقی تشییع شد. «حجت الاسلام موحدی کرمانی« نماینده سابق ولی فقیه در سپاه بر پیکر احمد رضایی نماز خواند و سپس پیکر وی برای تدفین به امامزاده صالح (ع) تجریش منتقل و به خاک سپرده شد.
رهبر معظم انقلاب نیز در پیامی درگذشت فرزند محسن رضایی را تسلیت گفتند.