قایق پناهجویان ازترکیه حرکت کرده بودند،جان باختگان ازکشورهای: افغانستان، پاکستان و عراق بودند. افغانها در سال گذشته جایگاه دوم را در زمینه درخواست پناهندگی از اتحادیه اروپا داشتند.
۱۷۰مهاجر دریک قایق چوبی ۲۰ متری
واژگونی قایق مهاجران سواحل کالابریا در جنوب ایتالیا۰۷ اسفند ۱۴۰۱
پس از یافتن سه جسد دیگر در سواحل جنوبی ایتالیا، تعداد کشتهشدگان حادثه غرق شدن «قایق چوبی پناهجویان» در نزدیکی کالابریا به ۶۲ نفر رسید. «قایق چوبی پناهجویان»
با وجود یافتن اجساد تازه، همچنان دهها نفر از کسانی که در این قایق حضور داشتند مفقود هستند و احتمالا تعداد کشتهها از این هم بالاتر خواهد رفت.
یک قایق چوبی روز یکشنبه در حوالی «سواحل کالابریا» در جنوب ایتالیا، به صخرههای نزدیک ساحل برخورد کرد و دهها نفر از پناهجویانی که تلاش داشتند به صورت غیرقانونی خود را به اروپا برسانند، جان خود را از دست دادند. تاکنون دستکم ۸۰ نفر نجات یافتهاند و همچنان تلاش برای یافتن مفقودشدگان ادامه دارد.
«ساحل استکاتو دی کورتو »در »کالابریا »کشورایتالیا-حالا مملو از بقایای خرد شده قایقی ۲۰ متری است که این پناهجویان امیدوار بودند با آن خود را به اروپا برسانند. همچنین وسایلی که از این پناهجویان به جا مانده در کنار ساحل دریا دیده میشود.
« قایق چوبی پناهجویان ۱۷۰ نفر سرنشین داشته »هفته گذشته از ترکیه راه افتاده بود و با توجه به مدت زمان زیادی که از زمان وقوع حادثه میگذرد، نگرانیها در خصوص اینکه تعداد جان باختگان افزایش یابد، شدت گرفته است.
سازمان ملل متحد و سازمان پزشکان بدون مرز گفتهاند که بسیاری از قربانیان افغان، پاکستانی و همچنین عراقی بودهاند. افغانها در سال گذشته جایگاه دوم را در زمینه درخواست پناهندگی از اتحادیه اروپا داشتند. بعد از روی کار آمدن طالبان در ماه اوت ۲۰۲۱ مشکلات مردم این کشور افزایش یافته و تلاشها برای فرار از این کشور بیشتر شده است.
دو کشتی گارد ساحلی روز دوشنبه در حالی که یک هلیکوپتر بالای سرشان پرواز میکرد همچنان به تلاشها برای یافتن بازماندگان و یا وسایل آنها ادامه دادند. آتشنشانان تائید کردهاند که صبح روز دوشنبه سه جسد دیگر پیدا شده و دیگر امید چندانی به یافتن باقی بازماندگان وجود ندارد.
«روبرتو فاسانو»(فرمانده آتش نشانی استان رجو کالابریا)در این خصوص به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «فکر میکنم با این شرایط دشوار دریا دیگر خیلی بعید باشد که بتوان بازمانده دیگری پیدا کرد اما ما هرگز نمیتوانیم امید نداشته باشیم.»
شبکه اسکای ایتالیا گزارش داده که دستکم سه نفر به ظن کمک به سازماندهی سفر این پناهجویان از ازمیر بازداشت شدهاند.
ایتالیا در سالهای اخیر به یکی از اصلیترین مقاصد قاچاقچیان انسان تبدیل شده است و به ویژه کسانی که از لیبی و ترکیه میخواهند خود را به اروپا برسانند سواحل جنوبی ایتالیا را انتخاب میکنند.
دولت ایتالیا از زمان آغاز به کار «جورجا ملونی» به عنوان نخستوزیر این کشور بر تلاش برای جلوگیری از امدادرسانی بر قایقهای پناهجویان تاکید کرده تا از این طریق بتواند از تعداد پناهجویان غیرقانونی بکاهد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:۱۷۰مهاجر دریک قایق چوبی ۲۰ متری
کشته شدن۶۲نفر پس ازبرخوردقایق به صخره- واژگونی قایق « سواحل کالابریا در جنوب ایتالیا»۰۷ اسفند ۱۴۰۱
اجساد پناهجویان پس از یک کشتی غرق شده در کوترو، ساحل شرقی منطقه کالابریا ایتالیا، 26 فوریه 2023 (۰۷ اسفند ۱۴۰۱)پیدا شد.
ده ها مهاجر روز یکشنبه پس از غرق شدن کشتی در جنوب ایتالیا جان باختند که آخرین فاجعه از این قبیل است.
کشتی که بیش از 100 نفر را حمل می کرد، هنگام تلاش برای فرود شکسته شد. در حالی که مشخص نیست این قایق از کجا سرچشمه گرفته است، خبرگزاری های محلی می گویند که مسافران از چندین کشور از جمله ایران، عراق، سوریه، افغانستان، پاکستان و سومالی بوده اند.
به گزارش آژانس خبری Adnkronos، این کشتی پس از برخورد کشتی با صخره ها در هوای طوفانی رخ داد. مقامات ایتالیایی بلافاصله عملیات جستجو و نجات را در خشکی و دریا آغاز کردند و 80 نفر را نجات دادند که برخی از آنها پس از این حادثه موفق شدند با شنا به ساحل بروند. در همین حال، 43 جسد در امتداد خط ساحلی کشف شده است که موجب غم و اندوه و تسلیت مردم سراسر جهان شده است.
«نقشه کشورایتالیا»
استان کروتون (Crotone)کشور ایتالیا، مرکز این استان شهر کروتون و زیرمجموعه ناحیه کالابریا میباشد. مساحت این استان ۱٬۷۱۷ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۱۷۲٬۹۷۰ نفر است.
مساحت شهرداری کروتون ۱۸۰ کیلومتر مربع و حدود ۶۱ نفر جمعیت دارد.
کشورایتالیا
جستجو برای بازماندگان با خدمه گارد ساحلی که آب های متلاطم را با قایق ها شانه می زنند و هواپیماها و آتش نشانان محلی در جت اسکی در حال جستجو هستند ادامه دارد.
سرجیو دی داتو از پزشکان بدون مرز داستان یک بازمانده 20 ساله را به ABC News گفت که به همراه برادر 6 ساله خود از سوریه گریخت. او گفت که این مرد به برادرش کمک کرد زیرا آنها به شدت به یک تکه چوب از رگ شکسته برای بیش از 20 ساعت در آب های سرد چسبیده بودند و فقط مرگ خواهر و برادرش را تماشا کردند.
جستجو برای بازماندگان با خدمه گارد ساحلی که آب های متلاطم را با قایق ها شانه می زنند و هواپیماها و آتش نشانان محلی در جت اسکی در حال جستجو هستند ادامه دارد.
سرجیو دی داتو از پزشکان بدون مرز داستان یک بازمانده 20 ساله را به ABC News گفت که به همراه برادر 6 ساله خود از سوریه گریخت. او گفت که این مرد به برادرش کمک کرد زیرا آنها به شدت به یک تکه چوب از رگ شکسته برای بیش از 20 ساعت در آب های سرد چسبیده بودند و فقط مرگ خواهر و برادرش را تماشا کردند.
مهاجران نجات یافته پس از غرق شدن قایق آنها در نزدیکی منطقه کالابریای جنوبی ایتالیا، در استکاتو دی کوترو، در جنوب کروتونه، در پتو پیچیده شدند.
نوشته کاترین آرمسترانگ
حداقل 59 مهاجر از جمله 12 کودک پس از غرق شدن قایق آنها در دریای مواج در جنوب ایتالیا جان خود را از دست دادند و ده ها تن دیگر نیز ناپدید شدند.
کشتی مملو از بار بیش از حد هنگام تلاش برای فرود با حداقل 150 سرنشین در نزدیکی شهر ساحلی کروتون در منطقه کالابریا شکسته شد.
اجساد بسیاری از ساحل در یک استراحتگاه ساحلی در مجاورت پیدا شده است.
بر اساس گزارش گروه های نظارتی، از سال 2014 تاکنون بیش از 20 هزار نفر در دریای مدیترانه مرکزی جان خود را از دست داده و یا مفقود شده اند.
اورسولا ون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا گفت که از این حادثه "عمیقاً متأسف است" و افزود که "از دست دادن زندگی مهاجران بی گناه یک تراژدی است".
او گفت که «دوبرابر کردن تلاشها» برای پیشرفت در اصلاح قوانین پناهندگی اتحادیه اروپا برای مقابله با چالشهای مهاجرت به اروپا ضروری است.
پاپ فرانسیس که اغلب از حقوق مهاجران دفاع می کند، گفته است که برای کشته شدگان، مفقودان و کسانی که زنده مانده اند دعا می کند.
رجینا کاترامبون، مدیر ایستگاه کمک های دریایی مهاجران که عملیات جستجو و نجات را در دریای مدیترانه انجام می دهد، به بی بی سی گفت که کشورهای اروپایی باید برای کمک به نیازمندان با یکدیگر همکاری کنند.
سالانه تعداد زیادی از مردمی که از درگیری و فقر فرار می کنند از آفریقا به ایتالیا می آیند.
سازمان ملل از سال 2014 تاکنون بیش از 20000 مورد مرگ و ناپدید شدن در مدیترانه مرکزی را ثبت کرده است که این منطقه خطرناک ترین گذرگاه مهاجران در جهان است.
رئیس هیاتمدیره گروه خودروسازی سایپا(علیمردان عظیمی)مدیرعامل ایران خودرو شد.
مدیرعامل ایران خودرو(مهدی خطیبی)برکنار شد
در پی واگذاری خودرو خارج از ضابطه به برخی مدیران و سازمانهای دولتی، مدیر عامل ایران خودرو برکنار شد.
ایرنانوشت:سه هفته پیش ، خبر دستور رئیسجمهور مبنی بر برکناری مدیرعامل ایران خودرو به علت واگذاری رانتی منتشر شده بود، امروزیکشنبه(۷ اسفند ۱۴۰۱) با تغییر خطیبی این خبر تأیید و محقق شد.
«حجتالاسلام حسن درویشیان» رئیس دفتر بازرسی ویژه رئیسجمهور: تخلف برخی خودروسازان از جمله ایران خودرو قطعی شد که رئیسجمهور نیز پیرو این گزارش دستور برکناری خطیبی مدیرعامل ایران خودرو را صادر کرد.
روز ۲۵ دیماه با رسیدن گزارشهایی به رئیسجمهور مبنی بر واگذاری رانتی خودرو به دست برخی خودروسازان، رئیسی در جلسه هیئت دولت در این زمینه به وزیر صمت و بازرسی ویژه رئیسجمهور دستور بررسی داد.
در کارنامه کاری «علیمردان عظیمی »رئیس هیاتمدیره گروه خودروسازی سایپا، مدیرعاملی و عضویت در هیئت مدیره شرکتهایی مانند فنرسازی زر، توسعه بازرگانی برنا و سایپا پرس، مدیرکل دفتر مرکز حقوقی و «مدیرکل بازرسی گروه سایپا» و مدیرکل حقوقی صندوق مهر امام رضا(ع) دیده میشود.
مدیرعامل جدیدایران خودرو(علیمردان عظیمی)
مهدی خطیبی(مدیرعامل ایران خودرو )عزل شد
با پیگیری وزارت صنعت، «مدیرعامل ایران خودرو برکنار» و «علیمردان عظیمی جایگزین خطیبی شد»
خبرگزاری فارس(۷ اسفند ۱۴۰۱،)نوشت: طبق پیگیری از منابع آگاه در ایران خودرو و وزارت صنعت، معدن و تجارت، مهدی خطیبی، از مدیرعاملی ایران خودرو برکنار شد و «علیمردان عظیمی »عضو هیات مدیره سایپا، جایگزین وی شد.
نفردوم ازسمت راست:مهدی خطیبی(مدیرعامل اخراجی ایران خودرو)
یک مقام آگاه در وزارت صنعت به خبرنگار فارس گفت: در پی واگذاری خودرو خارج از ضابطه به برخی مدیران و سازمانهای دولتی، مدیر عامل ایران خودرو برکنار شد.
هفته قبل هم رئیس سازمان حج و زیارت که برای مدیران خود خارج از ضابطه از یک شرکت خصوصی خودرو بدون نوبت دریافت کرده بود، پس از پایان دوره مدیریت، دوره تصدی وی تمدید نشد و عباس حسینی جایگزین وی شد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رئیس هیاتمدیره گروه خودروسازی سایپا
خبر( ۱۷ اسفند ۱۴۰۰)قسمتی ازمصاحبه«علیمردان عظیمی» رئیس هیاتمدیره گروه خودروسازی سایپا
باتوجه به قراردادهای جدید داخلی و خارجی که با تامینکنندگان قطعه امضا شده است، در سال ۱۴۰۱ دیگر شاهد خودروهایی که کف پارکینگ گروه خودروسازی سایپا بماند، نخواهیم بود.
به گزارش «اخبار خودرو»، رئیس هیاتمدیره گروه خودروسازی سایپا با تاکید بر اینکه این مجموعه با تمام توان دو موضوع ارتقای کیفیت و افزایش تولید را دنبال میکند، گفت: «باتوجه به قراردادهای جدید داخلی و خارجی که با تامینکنندگان قطعه امضا شده است، در سال ۱۴۰۱ دیگر شاهد خودروهایی که کف پارکینگ گروه خودروسازی سایپا بماند، نخواهیم بود.»
«علیمردان عظیمی» با اشاره به ۸ فرمان رئیسجمهور که در آن به ارتقای کیفیت محصولات و افزایش تولید خودرو پرداخته شده است، در حاشیه مراسم روز درختکاری در باشگاه سایپا اظهار کرد: «در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری و همچنین ۸ دستور مهم رئیسجمهور، افزایش تیراژ تولید خودرو تا سقف ۵۰ درصد یکی از برنامههای جدی این مجموعه است. از اینرو، یکی فعالیتها برای تحقق هدف یادشده، تکمیل کاری خودروهای کف پارکینگ سایپا است.»
تسریع روند تحویل به مشتریان از اردیبهشت ۱۴۰۱
عظیمی تصریح کرد: «خودروهای کف پارکینگ سایپا، بین یک تا دو قطعه کسری دارند و با توجه به قراردادهای جدیدی که با سازندگان قطعات داخلی و خارجی امضا شده است، از اردیبهشتماه روند تحویل خودرو به مشتریان سرعت بیشتری خواهد گرفت، بهگونهای که از سال آینده دیگر شاهد خودرو در کف پارکینگ نخواهیم بود.» وی افزود: «با ورود قطعات مورد نیاز به چرخه تولید (از اردیبهشتماه)، تکمیلکاری و تجاریسازی خودروها به صفر میرسد. بنابراین میتوان تاکید کرد؛ مردم سال آینده دیگر برای تحویل خودروهای خود دچار مشکل و معطلی نخواهند شد.» رئیس هیاتمدیره گروه خودروسازی سایپا یادآور شد: «در راستای افزایش تولید خودرو برای سال آتی، به دنبال تامین منابع مالی هستیم و قطعا با رشد تولید خودرو دیگر نیازی به قرعهکشی نخواهد بود و تمام متقاضیان میتوانند نسبت به ثبت نام محصولات سایپا اقدام کنند.»
«رئیس هیاتمدیره گروه خودروسازی سایپا» درباره ارتقای کیفیت محصولات سایپا اظهار کرد: «برای افزایش کیفیت خودرو، جلسات متعددی با قطعهسازان برگزار شده است و البته این جلسات ادامه خواهد داشت تا بتوان به یک برنامه جامع و مناسب در رشد کیفی قطعات خودرو دست پیدا کنیم.»
«علیمردان عظیمی» افزود: «خودرو کیفی حق مردم بوده و وظیفه خودروساز است که در این بخش گامهای محکم و جدی بردارد.»
قبل ازخطیبی:« فرشاد مقیمی» (مدیر عامل ایران خودرو)بود.
«مهدی خطیبی ۱۳ ماه مدیرعامل ایران خودرو بود».
تودیع - معارفه(خظیبی - عظیمی)مدیرعامل ایران خودرو
خطیبی رفت،عظیمی آمد.۸ اسفند ۱۴۰۱
پیگیر مطالبات مردم (در موارد نقض حقوق) توسط دستگاههای اجرایی
اگرظلمی برشماشده(اعتراضی دارید) به این خانم مراجعه کنید.
سکینه سادات پاد«مسئول پیگیری حقوق و آزادیهای اجتماعی»(نهادریاست جمهوری)شد
آیت الله سید ابراهیم رئیسی در حکمی، نظر به مراتب تعهد، شایستگی و توانمندی خانم «سکینه سادات پاد» را به عنوان «مسئول پیگیری حقوق و آزادیهای اجتماعی» منصوب کرد./۶ اسفند ۱۴۰۱)
رئیس جمهور در این حکم اهتمام به پیگیری حقوق مصرح مردم در قانون اساسی اعم از «حق آزادی بیان، حق تشکیل اجتماعات»، حقوق مادی و معنوی زنان و «صیانت از حریم خصوصی شهروندان» و مطالبه مستمر و مجدانه این حقوق از اشخاص و نهادهای مسئول با استفاده حداکثری از ظرفیت نهادهای مردمی و نیز عموم مردم،
دفاع از حقوق و آزادیهای اجتماعی مردم ایران –فارغ از مذهب، قومیت و جنسیت آنان- در مجامع داخلی و خارجی از جمله مجامع بینالمللی حقوق بشری و همچنین ایجاد زیرساختهای مناسب فنی و حقوقی
به منظور دریافت و «پیگیری مطالبات آحاد شهروندان از موارد احتمالی نقض حقوق آنان توسط دستگاههای اجرایی»،
همکاری و تعامل مستمر با نهادهای مسئول «در سه قوه» به ویژه هیئت پیگیری قانون اساسی و اطلاعرسانی شفاف و امیدبخش از نتایج حاصل شده به افکارعمومی را از اهم انتظارات خود از برشمرده است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:خانم «سکینه سادات پاد»(وکیل پایه یک دادگستری) از فعالان حوزه زنان در شهر مشهد است که در زمان انتخابات نیز از فعالین ستاد انتخاباتی آیت الله رئیسی بوده اند.
مسئول پیگیری حقوق و آزادیهای اجتماعی(نهادریاست جمهوری)
مصاحبه سعادت طلب را(درباره حواشی بوجودآمده پایان نامه)درادامه بخوانید.
دانشگاه استکهلم قبلاً اعلام کرده بود که «پایان نامه وحید سعادت طلب» در سمیناری در روز سوم مارس ۲۰۲۳(۱۲ اسفند ۱۴۰۱) ارائه خواهد شد، اما بادیدن نام سردارسلیمانی درپایان نامه، صبح روز چهارشنبه از تقویم وب سایت دانشگاه حذف شد.
ادای احترام یک دانشجو ی دانشگاه سوئدازسردار قاسم سلیمانی- در پایان نامه
دانشگاه جلسه فوقالعاده تشکیل داد ودفاع رالغوکرد!
در پایان نامه خود، دکترا. دانشجوی گروه شیمی دانشگاه استکهلم از سپهبد سلیمانی به عنوان کسانی که امنیت را در جهان ایجاد کردند یاد کرد.
«وحید سعادت طلب» از پایان نامه خود در «گروه شیمی دانشگاه استکهلم» سوئد دفاع می کند، اما قبل از دفاع و از آنجایی که برای مطالعه عمومی منتشر شد، واکنش های زیادی را به دنبال داشت.آسوشیتد پرس نوشت: مدیریت گروه شیمی دانشگاه استکهلم قرار است چهارشنبه هفته آینده(۱۰ اسفند ۱۴۰۱) جلسه ای ویژه برای بررسی این پایان نامه برگزار کند.
دانشجوی ایرانی دانشگاه استکهلم سوئد بنام« وحید سعادت طلب» درپایان نامه دکتری خوداز شهیدحاج قاسم سلیمانی وشهید مطهری وشهید آوینی تجلیل کرد
وحالا دانشگاه قصدبرخورد بااورا دارد اوگفت: چگونه تجلیل نکنم، اگر آنها نبودند من حالا قادر به دفاع از پایان نامه خود نبودم.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بر اساس اطلاعات تلویزیون اس و ت، این ادای احترام واکنشهای شدیدی را در میان دانشجویان و دانشجویان مقطع دکترا در این دانشگاه برانگیخته است.
وحید سعادت طلب» در سمیناری در روز سوم مارس ۲۰۲۳(۱۲ اسفند ۱۴۰۱) ارائه خواهد شد، اما به گزارش تلویزیون اس و ت این رویداد صبح روز چهارشنبه از تقویم وب سایت دانشگاه حذف شده است. گفته شده است که جمعی از دانشجویان دانشگاه تصمیم داشتهاند که در صورت انجام شدن این سمینار در مکان برگزاری آن دست به تظاهرات بزنندواین فشارها موجب لغودفاع شد.
دانشگاه استکهلم قبلاً اعلام کرده بود که پایان نامه ««وحیدسعادت طلب» اصالتاً اهل بوشهر در جنوب ایران است. وی در پایان نامه خود علاوه بر تقدیر از خانواده، از شهیدان سرلشکر سلیمانی، مرتضی مطهری و مرتضی آوینی قدردانی کرد.
پایاننامهای که سوئدیها را ترساند!
پایاننامهای(بوی سردارسلیمانی رامی داد)موجب وحشت سوئدیهاشد!
پایان نامه «وحید سعادت طلب»، دانشجوی ایرانی دانشگاه «استکهلم» سوئد، این روزها سر و صدای زیادی کرده است. ماجرا از این قرار است که این دانشجوی مقطع دکتری، پایان نامه خود را به شهیدان حاج قاسم سلیمانی، مرتضی آوینی و مرتضی مطهری تقدیم کرده و دانشگاه تا همین چند وقت پیش از برگزاری مراسم دفاع او جلوگیری کرده بود.
وحید سعادت طلب باید سوم ماه مارس امسال، مصادف با ۱۲ اسفندماه از پایان نامه ای دفاع کند که به احتمال زیاد این جلسه با حضور پلیس استکلهم و تحت تدابیر امنیتی برگزار می شود. او در گفتگویی با ایسنا میگوید از کاری که کرده پشیمان نیست و اگر لازم باشد باز هم چنین کاری می کند.
مصاحبه «وحید سعادت طلب»باایسنا: ۷ اسفند ۱۴۰۱
آقای سعادت طلب! ممکن است یک معرفی اجمالی از خودتان داشته باشید و بگویید در سوئد در چه رشته ای تحصیل میکنید و دقیقا چه پیشه ای دارید؟
وحید سعادت طلب: من یک روستازادهام. اهل روستای «دوتوولی»، شهرستان «جم»، استان بوشهر و در سوئد «دانشجوی مقطع دکتری در رشته شیمی مواد و محیط زیست» هستم. دانشجوی دکتری بودن اینجا خودش یک شغل محسوب می شود.
در این مدت که خبر پایان نامه شما همه جا پیچیده و رسانهای شدهاست، چه بازخوردهایی گرفتید؟ برخوردها با شما چگونه است؟
وحید سعادت طلب:فقط پیام و ایمیل های مثبت گرفتم. مردم ایران فقط پیام حمایتی دادند و برایم دعا میکردندو پیامهایی که در سوئد دریافت کردم، اغلب این بود که صدای اقلیتها اینجا شنیده نمیشود و چه خوب که یک نفر صدایش را بالا برد. مردم شجاعت و انگیزه پیدا کردند که حرفشان را بزنند و از سر و صدای رسانه های غرب نترسند. امثال من که میخواهیم اینجا حرف حق بزنیم، باید یکدیگر را پیدا کنیم و من خوشحالم که اینجا در سوئد، جمع کثیری توانستیم یکدیگر را پیدا کنیم. اینجا کسانی را پیدا کردم که همه حق طلبند. فقط صدایشان را بلند نکرده بودند.
قطعا شما میدانستید، در کشوری که هستید فضا چندان برای نام بردن از شهید سلیمانی مساعد نیست؛ از این انتخاب مطمئن بودید؟
وحید سعادت طلب:بله؛ انتخابم که مشخص بود. مطمئن بودم که میخواهم اسم شهدا را بنویسم. من هرگاه از فضای درس و دانشکده خسته می شدم، به خانه می آمدم و مستند «روایت فتح شهید آوینی» را میدیدم. با این کار آرام می شدم؛ صدای «شهیدمرتضی آوینی» همیشه به من آرامش میداد. درباره حاج قاسم هم خیلی مطالعه کردم و مستندهایش را در سوریه و عراق میبینم و میفهمم که چه مهره کلیدی برای کشورم بوده است.
«اگر حاج قاسم سلیمانی نبود، معلوم نبود که چه بلایی سر کشورم میآمد.» درباره شهدای هشت سال دفاع مقدس نیز باید بگویم که به هر روی انسان با آنها زیست دارد و میفهمد که آنها چقدر زنده هستند. این فکر نیست؛ الهامی است که به قلب مینشیند. این انتخاب من نبود؛ یک الهام بود. این تفکر، منحصر به میدان جنگ فیزیکی نیست و در حوزه روانی هم وجود دارد.
شما آقازاده هستید؟ با افراد دولتی و یا شخصی در نهادهای نظامی ارتباط خویشاوندی دارید؟
وحید سعادت طلب:من آقازاده نیستم. روستازادهام و با هیچ نهادی(درایران)ارتباط ندارم. دست هر نهادی را هم که امنیت کشورم را تامین کند، میبوسم و وظیفه دارم که از آنها تقدیر کنم.
دانشجوی دکتری دانشگاه استکهلم گفت:در اولین فرصتی هم که به ایران بیایم، به یک پادگان خواهم رفت و پوتین سربازها را واکس میزنم که عرقم را به وطن نشان دهم. وظیفه دارم از کسانی که تمامیت ارضی کشور را حفظ میکنند، تقدیر کنم.
شما فقط پایان نامه تان را به شهدا تقدیم کردید و یا اینکه ارتباط موضوعی نیز در متن پایاننامه وجود دارد؟
وحید سعادت طلب:این چالش، صرفا برای تقدیم پایان نامه من ایجاد شده است. یک روز در دانشگاه با من جلسهای گذاشتند و روی نام این ۳ شهید عزیز تاکید کردند و گفتند عده ای در دانشگاه و حتی در استکهلم از این موضوع ناراحت هستند. آنها اصلا با بحث علمی کار ندارند؛ ببینید «رساله من درباره تصفیه آب و هوا از طریق مواد جاذب کربنی است» و ماجرای تقدیم هیچ ارتباطی به موضوع پایان نامه ندارد.
تا جلسه دفاع شما زمان زیادی باقی نمانده است؛ آیا دانشگاه شرایط مناسب برای این جلسه فراهم کرده است؟
وحید سعادت طلب:من قرار است، سوم ماه مارس دفاع کنم؛ حضور در مراسم دفاع برای عموم آزاد است. گروه های منافق هم فراخوان اعتراضی داده اند؛ اما به امید خدا «دوستانم از مسجد امام علی (ع) استکهلم در این جلسه حضور پیدا می کنند.»به احتمال زیاد پلیس استکلهم هم حضور خواهد داشت.
جلسه دفاع من را از دستور کار دانشگاه لغوشده بود
سعادت طلب گفت: در ابتدای امر، دانشگاه به طور کل جلسه دفاع من را از دستور کار حذف کرد اما بعد از جلسه فهمیدند این خلاف آزادی بیان است و منصرف شدند؛ «اسم شهدای ما خاری در چشم برخی است». نور که می آید ظلمت می ترسد.
وقتی که چنین انتخابی درباره پایان نامه تان داشتید، فکر می کردید که سوژه رسانه ها شوید؟
وحید سعادت طلب:نه؛ اصلا فکر نمی کردم سوژه رسانهها شود. فکر می کردم در جلسه دفاع از من درباره مفهوم شهادت سوال شود و من برای خارجی ها درباره این مفهوم و چرایی تقدیم پایان نامه ام به حاضران توضیح دهم.
پایان نامه به زبان انگلیسی است،فقط تقدیم به شهدابه زبان فارسی.
فکر کردم این چند خط تقدیم به خط فارسی برایشان جذاب باشد. هدفم این بود اگر از من پرسیدند، راجع به شهدا به آنها توضیح دهم.
میخواستم از شهید مطهری بگویم که ایدئولوژیست انقلاب ما بود. زبان شیرین فلسفی «شهیدمرتضی مطهری» اسلام و به ویژه اسلام سیاسی و جرات حرف زدن را در دلم تثبیت میکرد. میخواستم از «روایت شهید آوینی» بگویم و یا از شهید سلیمانی حرف بزنم که مرد میدان است.
دانشجوی دکتری شیمی دانشگاه استکهلم گفت:«میخواستم به سوئدی ها بگویم اگر اینها(سردارسلیمانی)ها نبودند، خاورمیانه غارت شده بود.
تصور استادان و منتقدان شما از سردارقاسم سلیمانی چیست؟
وحید سعادت طلب:«تصورسوئدی ها از حاج قاسم سلیمانی» همان «پروپاگاندایی است که آمریکا برایشان ساخته است». در بین غربیها آدمهای خوب زیاد است؛ هرچند که سیاستمدار فاسد زیاد دارند. در عین حال باید بگویم که مردم خیلی سراغ مطالعه عمیق نمیروند و صرفا به حرف رسانه اکتفا میکنند.
دانشجوی ایرانی دانشگاه استکهلم گفت:آنها نمیفهمند «حاج قاسم یک قهرمان ملی است». کالبد رسانهای در غرب، آدم ها را تبدیل به عروسک خیمه شب بازی کرده است. این بت رسانه ای غرب باید شکسته شود.
ارادت ویژه شما به شهدا از کجا نشات میگیرد؟ به موقعیت جغرافیایی زادگاهتان بر می گردد یا عزیزی را در جنگ از دست داده اید؟
وحید سعادت طلب:من اولین باری که میخواستم از ایران به سوئد بیایم گریهام گرفت. از خودم پرسیدم آیا این گریه از دلتنگی است؟ اما عمیقتر که شدم، دیدم نه؛ از تقدس خاک ایران است که هرکس در وجودش حس میکند. من احساس میکنم، شهدا برادرم هستم. گلولههایی که آنها خوردند را از نظر روانی احساس می کنم.
با شهدا انس دارم؛ در این باره کتاب میخوانم و مستند میبینم. آنها مرا از تنهایی ذهنی بیرون میآورند. شهدا زنده اند و من حضورشان را احساس می کنم.
وحید سعادت طلب گفت:دایی من «شهید اسدالله بهاری» از شهدای دفاع مقدس هستند؛ بچه که بودم یادم است پیکرش بعد از ۱۳ ماه بازگشت. وقتی پیکرش آمد ناخودآگاه گریه کردم و درونم چیزی شعله ور شد. صداقت و جاودانه بودن آنها برایم روشن است. هرگاه از شهدا یاد می کنم، نشانه هایشان را میبینم./پایان مصاحبه.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مصاحبه بااندکی ویرایش منتشرمیشود.
چگونگی شهادت سردارسلیمانی
ساعت یک بامداد جمعه(۱۳ دی ۱۳۹۸) دو خودرویی که در حال انتقال «سردارقاسم سلیمانی» و همرزمش «ابومهدی المهندس» از فرودگاه بغداد به سمت شهر بغداد بودند، مورد اصابت حملات موشکی نیروهای آمریکایی قرار گرفتند و تمام سرنشینان آن که ۱۰ نفر از همراهان و محافظان بودند به شهادت رسیدند.
این عملیات توسط هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در نیمه شب(یک بامداد) بمباران شد،سردارسلیمانی از سوریه با هواپیمایی متعلق به خطوط (اجنحه الشام) که ۱۱ شب در فرودگاه بغداد به زمین نشسته بود، ابومهدی مهندس به استقبال سردارسلیمانی به فرودگاه بغداد آمده بود.
بمباران هوایی زمانی شروع شدکه حاج قاسم سوار بر ماشین شده و خودرو حامل ایشان و همراهانشان حرکت کرده نزدیک نقطه بازرسی خارج از فرودگاه انجام شده است.
راز دست سالم ازبدن قطعه قطعه شده.
سمت چپ( سردارقاسم سلیمانی) وابومهدی المهندس
ماشین (حامل)سردارسلیمانی)ابتدای خروجی فرودگاه بغداد(عراق)
بدن سپهسالار« اِرباً اِرباً»شد.
همه رؤسای سازمان انرژی اتمی +عکس
رؤسای انرژی اتمی ایران بترتیب:اکبراعتماد (ازسال۱۳۵۳ تا سال ۱۳۵۷)،فریدون سحابی(۱۶ اسفند ۱۳۵۷تا۱۳۶۰)،رضا امراللهی(۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶)،غلامرضا آقازاده(۱۳۷۶ تا ۱۳۸۸)،علیاکبر صالحی(۱۳۸۸ تا ۱۳۸۹)،فریدون عباسی دوانی(۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲)،علی اکبر صالحی(از ۱۳۹۲ تا ۷ شهریور ۱۴۰۰)
تاریخچه انرژی اتمی ایران
اولین رئیس انرژی اتمی ایران:«محمدرضاشاه» تصمیم می گیرد یک «نیروگاه اتمی» در کشور ایجاد کند تا کمکی باشد برای تولید برق یا کشاورزی و چه هزینه های سرسام آوری هم صرف شده است.
اکبراعتماد:بعدازانتخابم بعنوان رئیس سازمان انرژی اتمی،هفته ای یک روزمی رفتم به کاخ سلطنتی ، کارهاراانجام می دادم، بعدازشش ماه کارکردن باشاه،زبان مشترکی پیداکردیم،یک روزبه شاه گفتم: تولید برق یک تکنولوژی می خواهد و تولید سلاح هسته ای یک تکنولوژی دیگری می خواهد. والبته، بعضی چیزهای شان مشترک است و الآن شما همه این ها را میدانید، بفرماییدتوقع شما از من چیست؟
تقریباً سه ساعت در آن روز در زمینه های مسائل منطقه و غیره صحبت شد. در پایان صحبت آن روز، از اعلیحضرت پرسیدم:
پیش فرض اینکه ما برویم به طرف استفاده نظامی از انرژی هسته ای هست یا نه؟
«شاه» قدری به فکر فرورفت و به انگلیسی گفت:Why not(چرا نه؟) یعنی این استراتژی پشت فکر شاه بود و هیچوقت آن را رد نکرد که ایران انرژی هسته ای نمیخواهد ...
شاه عقیده داشت که به اندازه کافی در منطقه قدرتمند است و می تواند از منافع ما در منطقه دفاع کند، بنابراین نیازی به بمب اتمی ندارد. اما به من گفت که اگر این وضعیت تغییر کند، مجبور خواهیم بود برای ساخت بمب اتمی اقدام کنیم. بله! این نظر را داشت. در آن زمان مأموریت من این بود که همه تکنولوژی های ممکن در زمینه اتمی را به دست بیاورم. می گفتیم شاید در آینده لازم شود.
آنها(آمریکا) اول حمایت می کردند... اما کمی بعد خواستند نظرات خودشان را به ایران تحمیل کنند و من زیر بار نرفتم. ما چهار سال برای رسیدن به توافقی دوجانبه مذاکره کردیم و هرگز به نتیجه نرسیدیم.
امریکامی گفت که اگر به ما رآکتور یا سوخت بدهند، هر کاری که خواستیم با باقی مانده سوخت مصرف شده بکنیم باید با اجازه ماباشد.
دکتراعتماد:دیگر این موضوع برای من روشن شد و یک کلمه دیگر با شاه صحبت نکردم. بعد از این مذاکره با شاه، من به خودم گفتم که حالا وظیفه من در این سازمان چیه. یعنی هر روزی که شاه مراصدا کرد و گفت، بمب اتم می خواهیم، من باید آماده باشم که مثلاً ظرف شش ماه و در نهایت تا یک سال بعد، آن را تحویل بدهم.
برنامه انرژی اتمی که شاه مورد نظرش بود، چه هدفی را در ذهن خودش برای استفاده از انرژی اتمی داشت؟ کشوری که در آن زمان میتوانست با تولید فرآوردههای نفتی در بخشهای متعددی بهرهمند شود.
دکتر اکبر اعتماد که به «پدر فنآوری هستهای ایران» شهرت یافته است، در سال ۱۳۱۰ شمسی در همدان به دنیا آمد. برای ادامۀ تحصیل به سوئیس رفت و در سال ۱۹۶۳ از دانشگاه لوزان سوئیس فارغالتحصیل شد. در سال ۱۳۴۴ شمسی به ایران بازگشت و توسط «صفی اصفیا» رئیس وقت سازمان برنامهوبودجه، بهعنوان مشاور فنی طرح پژوهشهای رآکتور اتمی استخدام شد.
سال بعد(۱۳۴۵)،« دفتر انرژی اتمی سازمان برنامهوبودجه» را بنا گذاشت و خود به مدیریت آن منصوب شد و تا سال ۱۳۴۶ در این مسئولیت باقی ماند. در سال ۱۳۴۷ به سمَت اولین رئیس مؤسسۀ تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی منصوب شد. سپس بهعنوان رئیس دانشگاه بوعلی سینا همدان (۱۳۵۲-۱۳۵۱) منصوب گردید. در سال ۱۳۵۳ سازمان انرژی اتمی ایران را بنیان نهاد و ریاستش را بر عهده گرفت. اعتماد تا سال ۱۳۵۷ ریاست سازمان انرژی اتمی ایران را به دست داشت.
با این همه وقتی در سال ۱۳۵۳ به او پیشنهاد شد که طرحی نو برای دستیابی به انرژی اتمی درایران دراندازد، از یک سو عظمت مطلب و از سوی دیگر چالش ایده نو، او را به راهی دیگر کشاند.
«اکبر اعتماد» درسال ۱۳۵۳ به ریاست سازمان انرژی اتمی ایران منصوب شد.
تا آن زمان چنین سازمانی وجود نداشت، اعتماد آن را ایجاد کرد و تا چند ماه پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ریاست آن را به عهده داشت. اهدافی که اعتماد برای دستیابی ایران به فناوری اتمی بر شمرده بود؛ تامین انرژی، کمک به تحقیقات اتمی و کاربردهای هستهای در کشاورزی، طب، بیولوژی و صنعت را در بر میگرفت. در گزارشی که اعتماد طی یک ماه برای مسوولان ارشد وقت تهیه کرد هدفهای انرژی اتمی در ایران تشریح شده بود؛ کادر قانونی و حقوقی این کار روشن شد و کادر تشکیلاتی و حدود اعتبارات مورد نیاز آن پیشنهاد گردید.اعتماد معمار سازمان انرژی اتمی در ایران شد و فناوری اتمی بر گردههای او و همکارانش استوار شد.
بعدازپیروزی انقلاب اسلامی ایران«فریدون سحابی» ریاست سازمان انرژی اتمی ایران را به دست گرفت.
«اکبر اعتماد» دریک نگاه:مسئولیتها
تولد: ۱۳۱۰ همدان*تحصیلات: دکتر فیزیک هسته ای از دانشگاه لوزان، سوئیس (۱۳۴۲)
ریاست سازمان دانش آموزان حزب توده ایران (۱۳۳۱-۱۳۲۹)
*رئیس بخش حفاظت راکتورها در انستیتو فدرال تحقیقات راکتور در «وورنلینگن» سوئیس (۱۳۴۲)
*مشاور طرح ساختمان راکتور اتمی در دانشگاه تهران (۱۳۴۵-۱۳۴۴)
*معاون علمی و تحقیقاتی وزارت علوم و آموزش عالی (۱۳۴۸-۱۳۴۷)
*رئیس دانشگاه بوعلی سینا (همدان)، (۱۳۵۳-۱۳۵۱)
*رئیس سازمان انرژی اتمی ایران (۱۳۵۷-۱۳۵۳)
*کارشناس و مدیر مؤسسه ""Energium لوکزامبورگ و پاریس (۱۳۶۸-۱۳۶۲)
*مهاجرت : از سال ۱۳۵۸ در فرانسه
کشوری که شش میلون بشکه نفت در روز تولید می کرد، توان تولید بنزین را نداشت. دنبال کردن برنامه انرژی اتمی چه مایه فکری در ذهن شاه بود؟ آیا او واقعاً به دنبال انرژی اتمی برای کارهای تسلیحات نظامی اتمی بود؟ من از شما خواهش می کنم به عنوان کسی که اولین مسئول سازمان انرژی اتمی ایران بودید، به طور مشخص در همین رابطه توضیح بدهید تا بیننده ی خاطرات شما بتواند تصویری از واقعیت مسایل آن دوران داشته باشد.
گفتگوی دکتر خشایار شجاعتی با دکتر اکبر اعتماد شخصیت علمی ایرانی، بنیانگذار و نخستین رییس سازمان انرژی اتمی ایران است که به «پدر فناوری هستهای ایران/۱۲ خرداد ۱۳۹۴
پاسخ اکبر اعتماد : روزی از من می خواهند که بیایم رئیس سازمان انرژی اتمی ایران بشوم. پیش از تأسیس سازمان انرژی اتمی ایران، وزارت نیرو در زمینه انرژی اتمی با یک شرکت آمریکایی قرارداد بسته بود و با ایجاد سازمان انرژی اتمی، آن قرارداد را فسخ کردیم.
این سئوالی که شما الآن مطرح می کنید،که پشت فکر شاه چه بود؟ در آن روزها در ذهن من هم بوجود آمد و دفعه اول با هویدا نخست وزیرصحبت کردم و از او پرسیدم آیا شما اطلاع دارید که اعلیحضرت چه خواستی از برنامه اتمی دارند؟ او جواب داد من اصلاً نمی دانم. در رابطه بامسئولیت و وظایف سازمان انرژی اتمی ایران متنی را تنظیم و در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۵۲ به امضاء شاه رسید. متن فرمان دوم مربوط به ۲۹ مرداد۱۳۵۳ است. این دو متن را دارم.
صحبت کردن با شاه کار آسانی نیست و نمی دانید، آن جوابی را که به شما می دهد واقعیت دارد یا نه؟! من فکر کردم که باید یک زبان مشترک بین شاه و خودم ایجاد کنم. برای ایجاد زبان مشترک لازمه اش این بود که شاه درباره دانش مربوط به مسایل انرژی اتمی اطلاعاتی به دست بیاورد.
در برابر پیشنهاد من، شاه موافقت کرد و بعد از آن، بعد از ظهر یک روز در هفته به مدت شش ماه می رفتم به کاخ سلطنتی و این کارانجام می گرفت. بعد از شش ماه، گفتم: اعلیحضرت الآن ما زبان مشترک درباره این تکنولوژی پیدا کردیم. از شما یک سئوال اساسی دارم و اینسئوال را برای من روشن بفرمایید، برای اینکه، تولید برق یک تکنولوژی می خواهد و تولید سلاح هسته ای یک تکنولوژی دیگری می خواهد. والبته، بعضی چیزهای شان مشترک است و در بعضی چیزهای دیگر مشترک نیستند و الآن شما همه این ها را میدانید، حالا روشن بفرماییدکه توقع شما از من چیست؟
تقریباً سه ساعت در آن روز در زمینه های مسائل منطقه و غیره صحبت شد. در پایان صحبت آن روز، از اعلیحضرت پرسیدم: پیش فرض اینکه ما برویم به طرف استفاده نظامی از انرژی هسته ای هست یا نه؟ شاه قدری فکر کرد و به انگلیسی گفت:(چرا نه؟) یعنی این استراتژی پشت فکر شاه بود و هیچوقت آن را رد نکرد که ایران نمیخواهد ...
دیگر این موضوع برای من روشن شد و یک کلمه دیگر با شاه صحبت نکردم. بعد از این مذاکره با شاه، من به خودم گفتم که حالا وظیفه من در این سازمان چیه. یعنی هر روزی که شاه مراصدا کرد و گفت، بمب اتم می خواهیم، من باید آماده باشم که مثلاً ظرف شش ماه و در نهایت تا یک سال بعد، آن را تحویل بدهم.
انگلیسی ها یک اصطلاحی دارند که می گویند: I had to deliver (باید تحویل می گرفتم) یعنی این وظیفه من بود. برای اینکه این کار را بکنم از روز اول فشار راگذاشتم روی کار تحقیقات و تکنولوژی های مختلف. در آن زمان، در سازمان انرژی اتمی معاونت تحقیقاتی وجود نداشت و آن را زیر نظر خودم بوجود آوردیم. هر نوع تحقیق که پیشنهاد می کردند، قبول می کردم، مثلاً جدا کردن ایزوتوپها که به غنی سازی مربوط می شود و در این زمینه دو سه تا طرح داشتیم. در آن زمان رفته بودیم در پی غنی کردن اورانیوم با جدیدترین تکنولوژی یعنی غنی سازی اورانیوم بوسیله لیزر پرقدرت. در آن زمان حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر محقق در داخل کشور داشتیم و حدود یک هزار نفر را برای تحصیل در زمینههایی که مربوط به نیازهای ما بود به خارج کشور فرستادیم. بنابراین، حدود ۱۰ سال بعد یعنی مثلاً سال ۱۳۶۷ و حداکثر تا سال ۱۳۷۰ ، هر سلاحی از ما می خواستند می توانستیم بدهیم.
«سازمان انرژی اتمی» یک سازمان پرقدرتی شده بود که می توانست تمامی برنامه های اتمی را به هر نحوی که هست، انجام بدهد. ضمناً،سازمان انرژی اتمی مشمول محاسبات عمومی کشور نمی شد و در سال های آخر قبل از انقلاب، سالانه سه میلیارد دلار هزینه سازمان انرژیاتمی کشور بود ،یعنی حدود ۱۵ درصد درآمد نفت آن ایام حدود ۲۰ میلیارد دلار در سال بود.
*پس از خاتمه جنگ ایران و عراق و در زمان رئیس جمهوری رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ بود که تصمیم میگیرند که برنامه انرژی اتمی-قبل ازانقلاب-را ادامه بدهند. چندین جلسه با من(دکتر اعتماد)در خارج کشور(سوئیس ) نمایندگان جمهوری اسلامی ملاقات میکنند تا مرا راضی کنند که برای این کار به ایران برگردم و این برنامه را دنبال کنم.
در سازمان انرژی اتمی، سه نسل کارشناس می شود تشخیص داد. آن متخصصین و کارشناسانی که در آن چند سال قبل از انقلاب در سازمانکار می کردند یعنی نسل اول. و نسل دوم یعنی آن حدود هزار نفری که برای تحصیل در رشته های مختلف به خارج کشور فرستاده بودیم وبورس های وحشتناک می دادیم. بعد از انقلاب، تعدادی از این هزار نفر به ایران برگشته بودند و گویا انقلابی شده بودند و این ها نسل دوم راتشکیل می دادند و آدم های واردی بودند. نسل سوم آنانی هستند که در دانشگاه مهندسی شریف یا دانشکده پلی تکنیک تهران یا از دانشگاه فنی تهران فارغالتحصیل شدند و اینان جوانان بسیار درخشان و بسیار هم خوب تحصیل کرده اند. تعدادی از آن افراد نسل دوم در واقع توانستند نسل سوم را وارد کار کنند. اینان جوانان ۳۰ تا ۴۰ساله می توانند باشند.
طرح مسئله دیگری که از سوی دکتر اعتماد مطرح شده درباره کسانی است که برای سوء استفاده های مالی از سازمان انرژی اتمی ایران به طور غیر مستقیم به او مراجعه می کردند صحبت می کند. مانند ارتشبد خاتم فرمانده وقت نیروی هوایی ایران و شوهر خواهر شاه و یا ارتشبد فردوست رئیس بازرسی ویژه کشور و دوست نزدیک شاه به عنوان نمونه اشاره شده است.
بعدها«شاه» تصمیم می گیرد یک نیروگاه اتمی در کشور ایجاد کند تا کمکی باشد برای تولید برق یا کشاورزی و چه هزینه های سرسام آوری هم صرف شده است.
حمیداحمدی(مورخ):بعد از گذشت ۳۵ سال از آن تاریخ که قرار بود سازمان انرژی اتمی مثلاً در زمینه تولید برق حتی برای ۵ روستا هم نتوانست برق تولید نماید. من به عنوان یک تاریخ نگار میخواهم به این مسائل نگاه کنم و بپرسم چه پاسخی برای تاریخ دارید؟
آقای دکتر اعتماد:توضیحاتی درباره قرارداد ساختن نیروگاه بوشهر توسط آلمانی ها و چگونه در دوره حرکت جنبش انقلابی در ایران در پاییز سال ۱۳۵۷ یعنی زمانیکه کشتی ها دستگاه ها و ابزارهای مربوط به این نیروگاه بوشهر را تا خلیج فارس آورده بودند، از ورود به اسکله خودداری نمودند و بعد از مدتی ماندن در دریا، به آن ها دستور داده شد که برگردند. بدین ترتیب دولت آلمان بعد از انقلاب از دادن این تجهیزات که دولت ایران هم قبلاً پول کلیه آنها را پرداخته بود، عملاً تحویل داده نشد. شرح مفصل آن در این بخش آمده است.
جمهوری اسلامی بعد از جنگ که امکان ادامه مجدد فعالیت برنامه اتمی با دولت آلمان را از دست داده بود، اول به سراغ آرژانتین رفت و موفقیتی به دست نیامد. و بعد از آن، به سراغ روس ها رفتند. نقش روس ها و بازی های آن ها برای اتمام نیروگاه بوشهر که تا کنون حدود ۲۰ سال طول کشیده است./پایان
عباس میلانی، استاد دانشگاه استفورد در مطلبی در نشریه «فارن پالیسی» به موضوع برنامه اتمی ایران پرداخته و نوشته است، حتی بیش از سه دهه پیش و پیش از این که نظامی به نام جمهوری اسلامی در ایران باشد، غرب در تلاش بود جلوی ساخت و گسترش بمب اتمی در ایران را بگیرد.
آقای میلانی در این نوشته می گوید: «در مورد مذاکرات اتمی با ایران خیلی حرف ها مطرح می شود که البته دقیق هم نیست. مثل این که می گویند غرب در مورد سیاست های اتمی ایران، استاندارد دوگانه استفاده می کند. اما آمریکا و غرب به همان محمد رضا پهلوی که می گویند دوست و متحد شاه بود هم حاضر نبودند بمب اتمی بدهند ولی رآکتور مشکلی نبود، حاضر بودند شمار زیادی رآکتور به او بدهند. اما جمهوری اسلامی این مسئله را وارونه کرده و محمود احمدی نژاد در گفت وگویی با هفته نامه اشپیگل گفت: همین آمریکا و اروپا حاضر بودند ایران اتمی بشود ولی حالا که ماهستیم، با آن مخالفت می کنند.»
در ادامه نوشته میلانی آمده است: «حتی شماری از روشنفکران غربی هم در این دام افتاده اند و منتقد سیاست های دوگانه دولت آمریکا در برابر شاه و احمدی نژاد هستند. دولت آمریکا هم به رغم این که هزاران مدرک در اختیار دارد، نتوانسته دیپلماسی عمومی خوبی بازی کند.»
در واقع، آمریکا پشت درهای بسته و از راه های دیپلماتیک درباره هدف اتمی شدن ایران، با شاه گفت وگوهای جدی داشت.
مدارکی که امروز از مرکز کتابخانه نیکسون کارتر، شورای امنیت ملی (کاخ سفید)، وزارت انرژی و پنتاگون آزاد شده که نشان می دهد دقیقا همین مسائلی که الان در مورد برنامه اتمی جمهوری اسلامی مطرح است، آن زمان با شاه ایران مطرح بوده است.
آن زمان هم شاه اصرار داشته که تحت NPT(ان پی تی) چرخه سوخت داشته باشد و آمریکا می خواسته تامین سوخت را تضمین کند و یا حتی با چرخه سوخت ایران خارج از مرز موافقت کند و آمریکا قول داده بوده ایران را در یک کنسرسیوم سوخت بین المللی وارد کند. شاه با این که گفته بود دنبال بمب اتمی نیست، اما حاضر نبود با ایران مانند یک کشور جهان سومی رفتار شود.
عباس میلانی در ادامه نوشته است: برنامه اتمی ایران در سال ۱۹۵۹میلادی(۱۳۳۷شمسی) شروع شد و آغاز آن توسط رآکتور کوچکی که آمریکا به دانشگاه تهران و در قالب برنامه «اتم برای صلح» آیزنهاور، رییس جمهوری وقت آمریکا هدیه کرد، شکل گرفت. ولی آن رآکتور کوچک به نماد قدرت برای شاه پهلوی تبدیل شد. با درآمد بالای نفت و برنامه برای قدرت برتر منطقه، برنامه اتمی بهترین قطعه این پازل بود. شاه در ۱۹۷۳میلادی(۱۳۵۱شمسی) «علی اکبر اعتماد» کارشناس و استاد فیزیک اتمی را به دربار خواند و به او گفت که خواهان برنامه اتمی است و خواستار یک طرح کامل برای این مسیر شد.
عباس میلانی می گوید:دو هفته بعد، شاه دوباره با اعتماد دیدار کرد. شاه به سرعت مدرک ۱۳ صفحه ای که آماده شده بود را خواند و رو به نخست وزیر کرد و از او خواست گران ترین و پرهزینه ترین برنامه ای که در تاریخ دولت شاهنشاهی ایران تعریف شده بود را، تامین مالی کند. در هیچ جا، نه در مجلس شورای ملی و نه هیات دولت و نه در هیچ جا این پروژه مطرح نشد و حرفی هم از آن به میان نیامد. مانند خیلی سیاست های بزرگ آن زمان، یک نفر بود که تصمیم می گرفت و برنامه اتمی ایران از همان زمان آغاز شد.
نقشه شاه این بود که یک برنامه کامل اتمی راه بیافتد که بتواند ۲۳ هزار مگاوات برق تولید کند. در سال ۱۹۷۷میلادی(۱۳۵۵شمسی) سازمان انرژی اتمی ایران بیش از یک هزار و ۵۰۰ نفر را در استخدام داشت و همه تحت نظر شاه بودند و بالاترین حقوق دولتی را می گرفتند. شاه پهلوی هزینه و زمان صرف کرد تا کارشناسان اتمی را در دیگر کشورهای جهان تربیت کند و ۲۰ میلیون دلار صرف این برنامه در دانشگاه ام آی تی کرد.
میلانی می گوید:ایران در جست وجوی منابع اورانیوم در ایران و دیگر نقاط جهان بود و چند مرکز تحقیقات اتمی در چند نقطه از ایران راه انداخت. سازمان انرژی اتمی آن زمان یکی از سازمان هایی بود که بیشترین بودجه را در اختیار داشت. در سال ۱۹۷۶میلادی(۱۳۵۴شمسی) بودجه این سازمان بالغ بر ۱.۳ میلیارد دلار بود و پس از صنایع نفت ایران، دومین سازمان بزرگ اقتصادی در این شد.
در این نوشته آمده است: در حالی که آلمان و فرانسه مشتاق بودند که رآکتورهای خود را به ایران بفروشند اما آمریکا خیلی راغب نبود. طبق اسناد دولتی «آمریکا بدون ترسیم محدودیت هایی برای شاه، حاضر به معامله هسته ای با ایران نبود.» شرکت «کرافت ورک» آلمان قرار داد ساخت و راه اندازی نیروگاه بوشهر را امضا کرد تا با مبلغ سه میلیارد دلار، در سال ۱۹۸۱ آن را تحویل دهد.
از آن جایی که بوشهر روی خط زلزله بود، بودجه بیشتری تخصیص داده شد تا حفاظت نیروگاه در برابر زمین لرزه، تضمین شود.
گفته شده که دولت آلمان در تلاش بود تا این سرمایه گذاری در ایران را در برابر هرگونه اتفاقی، تضمین کند تا به باد نرود. شرکت های آمریکایی از هرگونه معامله اتمی با ایران تا زمانی که نگرانی های واشینگتن برطرف نشده، ممنوع شده بودند.
شاه خواهان حقوق کامل ایران تحت NPT(ان پی تی) بود. پیمانی که اجازه می داد کشورها در برابر خودداری از ساخت بمب اتمی، از فعالیت غیر نظامی اتمی استفاده کنند.
شاه خواهان این بود که نه تنها ایران چرخه کامل سوخت داشته باشد، که چرخه «پلوتونیوم» هم داشته باشد که نسبت به اورانیوم، سریع تر می توان با آن بمب اتمی تولید کرد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:« شاه»درواکنش به نخستین آزمایش بمب اتمی در هند، پس از امضای قرارداد همکاری ایران و فرانسه برای غنی سازی اورانیوم در فوریه ۱۹۷۴(بهمن ۱۳۵۲) به روزنامه لوموندگفت: «خیلی زودتر از آن که فکر می کنید ایران بمب اتمی را در اختیار خواهد داشت.»
امااین مصاحبه بدون عوارض نبود ،این طرح به مذاق امریکاناخوشایندبود،دستورمحرمانه آمدکه بطریقی اصلاح شود شاه هم، به سفارت ایران در فرانسه دستور داد بیانیه ای صادر کرده و تمامی تمایل ایران به دستیابی به بمب اتمی را بدون پایه و اساس اعلام کند. سفارت آمریکا در آن زمان در تهران به واشینگتن اطمینان داد که هنوز شاه تصمیمی برای ترک ان پی تی و ساخت بمب اتمی نگرفته است.
عباس میلانی می گوید:اما در همان زمان که تلاش می کرد به واشینگتن اطمینان دهد نقشه ای ندارد، شاه تاکید کرده بود «اگر کشور دیگری در منطقه به بمب اتمی دست یابد، آن زمان دیگر ما هم همان مسیر را خواهیم رفت.» طبق اسناد و دست نوشته های اسدالله علم، سفیر شاه در آمریکا، شاه در تمامی دهه ۱۹۷۰ تا زمان مرگ، به فکر دستیابی به بمب اتمی بود.
با توجه به اسناد وزارت دفاع و وزارت انرژی آمریکا در آن زمان، آمریکا نگران بود که برنامه «پلوتونیوم» ایران برای تولید ۲۳ هزار مگاوات برق، می تواند ۶۰۰ تا ۷۰۰ کلاهک اتمی تولید کند.
اما در ژوئن سال ۱۹۷۴ بالاخره آمریکا تصمیم گرفت وارد معامله اتمی با ایران شده و به ایران رآکتور بفروشد آن هم آن طور که اسناد دیپلماتیک آمریکا می گوید، به شرط این که اقدامات حفاظتی و کنترل بیشتر اجرا شود. نگرانی آمریکا از بروز هرگونه ناآرامی و یا حمله تروریستی بود که ممکن بود این صنایع را به دست دیگران بدهد.
پس از این که شاه حاضر شد برخی از این اقدامات کنترلی بیشتر را در نظر بگیرد، تاکید کرد که حاضر نیست ایران متفاوت از دیگر کشورها فرض شود. در آن زمان ایران قرارداد ساخت چهار نیروگاه اتمی را با فرانسه و آلمان امضا کرده بود. شاه هم این طور نشان داده بود که قرارداد هشت نیروگاه اتمی را هم می خواهد با آمریکا امضا کند.
وزارت خارجه آمریکا نه تنها از این قراردادها استقبال کرد که از شاه خواست مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار در صنایع غنی سازی اورانیوم شرکت «بک تل» در آمریکا سرمایه گذاری کند. آمریکا نگران بخش صنایع پلوتونیوم ایران بود و در حالی که تمامی تضمین ها داده شده بود، شاه پیشنهاد آمریکا را که به عنوان تنها منبع تهیه اورانیوم غنی شده برای ایران معرفی شده بود، رد کرد.
میلانی می گوید:مذاکرات به درازا کشید و حتی به بن بست خورد.
شاه خواهان لغو هرگونه «حق وتو»ی آمریکا در کل این همکاری بود و حتی وزارت دفاع آمریکا پیشنهاد کرد که دولت آمریکا این قدر به شاه سخت نگیرد و درخواست های او را قبول کند.
«پنتاگون» به «کاخ سفید» نوشت که تنش در این حوزه، ممکن است به دیگر ابعاد روابط ایران و آمریکا لطمه بزند.
با توجه به این حقیقت که فرانسه و آلمان حاضر بودند جای خالی آمریکا را در این همکاری اتمی پر کنند، و این حقیقت که ایران گفته بود حاضر به همکاری های اتمی با هند است باعث شد آمریکا در موضع خود تجدید نظر کند.
رئیس جمهورامریکا«جرالد فورد» و پس از او «جیمی کارتر» حاضر به پذیرش شرط های شاه شدند و ضمن حفظ شرایط امنیتی و کنترلی «برای جلوگیری از هرگونه تولید بمب» با ایران همکاری اتمی داشته باشند.
بالاخره در سال ۱۹۷۸میلادی(۱۳۵۶شمسی) رئیس جمهور-وقت-امریکا«جیمی کارتر» موافقت نامه را صادر کرد تا شرکت های اتمی آمریکا با ایران به ویژه در حوزه «تولیدپلوتونیوم» همکاری کنند.
میلانیمی نویسد: «اما در این زمان، دیگر نگرانی های بین المللی از وضعیت در ایران، در افق دیده می شد. پس از چند ماه از امضای این توافقنامه، شاه درگیر مسائل داخلی شد و دیگر نتوانست روی مذاکرات اتمی تمرکز کند. سرطان شاه و داروهایی که قدرت تمرکز و تصمیم گیری را از او می گرفتند به همراه ناتوانی سیاست خارجی دولت کارتر در شکل دهی به یک سیاست جامع خارجی در مورد ایران،که به پیروزی انقلاب اسلامی منجرشد.»
عباس میلانی در پایان نوشته است: «متاسفانه! آمریکا اجازه داد که ایران می تواند فعالیت های اتمی داشته باشد و می تواند تحت NPT(ان پی تی) غنی سازی هم داشته باشد.»/۱۱/دی/۱۳۸۹ رادیوفردا.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اندکی ویرایش درمصاحبه آقای دکترمیلانی انجام داده ام.
«عباس میلانی» کیست؟
میلانی که دوران دبیرستان و دانشجویی خود تا کسب مدرک دکترا را در خارج از کشور گذرانده است، به یک گروه استالینیستِ ضد رژِم شاه ملحق می شود که کل جهان بینی آن بر قرائت نیایش گونه آثار صدر مائو و پکینک ریویو استوار بود. در سال ۱۳۵۴ به ایران باز می گردد و به عنوان استاد در دانشگاه ملی (شهید بهشتی) به تدریس مشغول می شود.
میلانی دو سال بعد از بازگشت به ایران به علت ارتباط با گروههای چپ به زندان می افتدوامامبارزاتش دررژیم شاه (زندانی شدنش) ، به کمکش آمد تا از حجم انتقادات به کتاب وی مبنی بر عدم رعایت بی طرفی کاسته شودوموجب خلاصی از زندان شد.
مصاحبه با «اولین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران »بعدازپیروزی انقلاب.
«دکتر فریدون سحابی» روز ۲۴ بهمن یعنی دقیقا روزی که «دکتر فریدون عباسی» به عنوان رئیس جدید سازمان انرژی اتمی کشورمان از سوی رئیس جمهور معرفی شد.
فریدون سحابی(متولد ١٣١٦)برادریدالله سحابی.تحصیلات من در دو مقطع انجام شد. یعنی یکبار برای گرفتن فوق لیسانس به لندن رفته و سپس به ایران برگشتم. حدود ده سال بعد دوباره برای طی دوره دکترا به لندن رفتم/لیسانس زمین شناسی، فوق لیسانس زمین شناسی نفت و دکترا هم اکتشاف نفت./من ٣٧ سال در دانشگاه تهران کار کردم. تا اینکه خوردیم به دوره اصلاحات. تازه آقای خاتمی رئیس جمهور شده بود در همان زمان ها حدود صد نفر از استادان دانشگاه تهران مشمول جابجایی شدند. در این زمان من دو راه بیشتر نداشتم. یا باید بازنشسته میشدم و یا اینکه از دانشگاه تهران منتقل میشدم. خودم تمایل نداشتم بازنشسته شوم. برای همین به پژوهشکده علوم زمین در سازمان زمین شناسی منتقل شدم/سال ٨٢ بازنشسته شدم
چگونه مسئولیت انرژی اتمی به شماپیشنهادشد؟
قبل از انقلاب «سازمان انرژی اتمی» از نظر موقعیت سازمانی زیر مجموعه وزارت نیرو قرار داشت و جز یکی از معاونت های آن وزارت خانه یعنی معاونت انرژی بود.
لذا «معاون وزارت نیرو در امور انرژی» عملا سرپرست سازمان انرژی اتمی هم بود. در حکمی که به نام اینجانب صادر شد، آمده بود که" معاون وزیر نیرو در امور انرژی و سرپرست سازمان انرژی اتمی ایران".
این وضع تا زمانی که من در آنجا بودم به همین ترتیب بود.
بعدها این سازمان از وزارت نیرو منتزع شد و به عنوان یک سازمان مستقل زیر نظر نخست وزیر و بعد از آن هم زیر نظر رئیس جمهور قرار گرفت. به این معنا که رئیس سازمان سمت معاون رئیس جمهوری را پیدا کرد.
بعد از پیروزی انقلاب و تشکیل دولت موقت ما با اکثر اعضای دولت مناسبات دوستی و اشتراکات سیاسی و اعتقادی داشتیم و سوابق سیاسی، تحصیلی، تخصصی من برای رئیس و اکثر اعضای دولت شناخته شده بود.
در آغاز کار دولت موقت و در زمان وزارت مرحوم مهندس عباس تاج در وزارت نیرو مانند سایر وزارت خانه ها و سازمان های مملکت، مسئولیت های بدون مسئول زیاد بود و سازمان انرژی اتمی هم واحدی بود از این دست.
سازمانی بود بسیار عریض و طویل با ریخت و پاش های فراوان، اعضا و کارکنان آن در۲۳ ساختمان مجزا در تهران اسکان داده شده بودند که اکثرا بلاتکلیف و سرگردان بودند. تشکیلاتی هم در اصفهان تحت عنوان مرکز تکنولوژی هسته ای وجود داشت که در آن هم شرایط مشابهی حاکم بود.
تعهدات زیاد در ارتباط با قراردادهای متعدد و فراوان با مشاورین و پیمانکاران داخلی و خارجی وجود داشت که همچنان بلاتکلیف رها شده بود.
درست است که بخشی از این وضعیت فرع وضعیت کلی ممکلکت در شرایط تغییر و تحولات انقلاب بود اما بخش مهم آن مربوط به غیبت و عدم حضور رئیس وقت سازمان انرژی اتمی در محل کارش بود. رئیسی که بیش از یک ماه بود که مسئولیت را رها کرده و به خارج از کشور رفته بود.
معاونین او هم یا اعتقاد به کار و همراهی نداشتند یا برخی از آنها هم به تبعیت از رئیس به خارج از کشور رفته بودند. خلاصه وضع نا به سامانی بود که در آن فریاد اعتراض از پیر و جوان بلند بود و برای حل مشکلات خود به مقامات مختلف مراجعه و طرح شکایت کرده بودند.
سامان دادن به این وضع برای وزارت نیرو از فوریت های مهم در آغاز کار دولت موقت بود و به این ترتیب بود که مسئولیت سرپرسی سازمان در لوای معاونت انرژی وزارت نیرو به من سپرده شد.
سرپرستی سازمان انرژی اتمی را چه کسی با شما در میان گذاشت؟
فریدون سحابی:همان طور که گفته شد آقای مهندس «عباس تاج »وزیر نیرو در دولت موقت من را می شناختند. من هم ایشان را از جهات مختلف از جمله به عنوان معلم و حافظ قرآن می شناختم.
طی یک تماس تلفنی از من خواستند که به دفترشان در وزارت نیرو بروم. در موقع ورود آقای مهندس عرب زاده و ریاضی معاونین آب و برق هم حضور داشتند. مهندس تاج و سایرین هریک مختصری در مورد سازمان انرژی اتمی گفتند و مشکلات آنجا را از زوایای مختلف مطرح کردند. این مطالب از جهت خط مشی مشترک در سطح مدیریت وزارت نیرو نسب به انرژی اتمی لازم و برای من رهنودهای مفیدی بود.
در نهایت مهندس «عباس تاج » پیشنهاد سرپرسی سازمان را به من مطرح کردند و من هم در پاسخ خواستم فرصتی برای مطالعه به من داده شود. در فاصله دو روز با دوستان و آشنایان در داخل سازمان و دانشگاه می شناختم مشورت کردم. تقریبا نظر همه ضمن تاکید بر مشکلی کار، مثبت بود.
روز سوم مجددا به دفتر وزارت نیرو احضار شدم تا در جلسه ای که از معاونین و مدیران سازمان انرژی اتمی حاضر بودند، شرکت کنم. در این جلسه شرکت کنندگان نظرات مختلفی ابراز کردند از جمله اینکه چرا در سازمان به معاونت نیروگاهها بیش از سایر بخش ها اهمیت داده می شود و مسائل مالی و اداری و ضرورت تعیین رئیس سازمان مطرح شد.
بعد از جلسه با مهندس تاج به مذاکره نشستم و مشکلاتی را که به طور شفاهی با آنها آشنا شده بودم، مطرح کردم. ایشان هم گفتند که از قبل موضوع را با نخست زیر مطرح کرده و نظر موافق را مهندس بازرگان را گرفته اند. من هم با تاکید بر ضرورت و شرط هماهنگی و حمایت وزیر نیرو آمادگی خود را اعلام کردم.
دو روز بعد در یک مراسم رسمی در یکی از ساختمان های سازمان، مراسم معرفی من به عنوان سرپرست جدید سازمان برگزار شد. حکم من در ۱۶ اسفند ۱۳۵۷ صادر شد.
چگونه آغاز به کار کردید. در واقع دستور عملهای کاری شما چه بود؟
روز بعد از معارفه اول وقت و طبق قرار قبلی به یکی از ساختمان هایی که از قرار تخلیه شده بود رفتم. سرایدار در را باز کرد و کمی هم با اکراه من را به داخل راه داد به اتاقی راهنمایی کرد. اما خیلی زود چای آورد و عذر خواست. طولی نکشید که مدیران اداری و مالی آمدند و ترتیب کارها داده شد و منشی هم اطلاع داد که چند نفر برای ملاقات آمده اند و بزودی متوجه شدم که پشت در انبوهی از جمعیت جمع شده اند.
نمایندگان شورای انرژی اتمی، نمایندگان گروه های سیاسی، مدیران و چند نفر از اعضای معاونت اکتشاف که برخی از آنها از دانشجویان سابق دانشگاه و همکاران سابق در وزارت نفت بودند برای خوش آمدگویی آمدند و طرح مشکلات کردند. بعد از آنها نمایندگان دو شرکت کرت ورک یونیون و شرکت فرانسوی فراماتوم آمدند و قرار ملاقات برای یک جلسه مفصل گذاشتند.
یک باره در مجموعه ای از مشکلات و برنامه های پیچیده وارد شدم و به زودی احساس کردم که مثل شناوری در دریای مواج و خروشانی هستم. چند روز طول کشید تا با مسائل و مشکلات و ابعاد کمی و کیفی آنها و اولویت های کاری آشنا شدم و برای ارائه گزارش نزد وزیر نیرو رفتم.
مهندس تاج سایر معاونین را هم خبر کرده بود و با هم به تبادل نظر در مورد سازمان پرداختیم و حاصل و نتیجه
در مورد شرکت« اوریدیف» که تقریبا ماهیت بین المللی داشت و مخالفت سرسختانه ای هم با عضویت ایران داشتند، قرارداد فسخ گردید. در واقع ایران از طریق شرکت« سوفیدیف»، در اورودیف عضو بود. با فسخ قرارداد اول، دومی هم فسخ می شد. لازم به ذکر است که طرف ایرانی این دو قرارداد با فرانسوی ها، وزارت دارایی ایران بود و طرف مذاکرات، آنها بودند. سازمان انرژی اتمی مصرف کننده و سفارش دهنده محصولات اورودیف بود. اما شرکت های «کرت ورک یونینون» و «فراماتوم» هر یک جداگانه طبق قراردادهایشان به دادگاه داوری بین المللی شکایت کردند.
بعد هم به مجرد اینکه جهت وزش باد عوض شد، آقای رئیس مسئولیت و تمام قراردادهایی را که امضایش پایشان بود، رها کرد و ناگاه ناپدید شد و ماه ها قبل از انقلاب سر از اروپا درآورد و خیلی زودتر از شاه، به خارج پناهنده شد./۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ خبرآنلاین.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رؤسای سازمان انرزی اتمی ،ازپیروزی انقلاب تا کنون:
با وقوع انقلاب اسلامی ایران فریدون سحابی، ریاست سازمان انرژی اتمی ایران را به دست گرفت. او استاد دانشگاه، نویسنده، مترجم، فعال سیاسی اصلاح طلب و اولین رئیس سازمان انرژی اتمی بعد از انقلاب بود. او سومین فرزند یدالله سحابی از بنیانگذاران نهضت آزادی است. سحابی دارای مدرک دکترا در رشته زمینشناسی و اکتشاف نفت از دانشگاه لندن بود. او بعد از پایان تحصیلات به ایران آمد و به عضویت هیات علمی دانشگاه تهران انتخاب شد.
«فریدون سحابی» پس از انقلاب به سمت معاون وزیر نیرو در امور انرژی و سرپرستی سازمان انرژی اتمی ایران در دولت موقت انتخاب شد. ریاست او بر سازمان انرژی اتمی تا سال ۱۳۶۱ ادامه داشت اما تا سال ۶۵ در سمت معاون وزیر نیرو حضور داشت.
«رضا امرالهی» از ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ رییس سازمان انرژی اتمی ایران و معاون رئیسجمهور ایران بود. او از ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴، قائم مقام وزیر نیرو بود.
«رضا امراللهی» از زمان نخستوزیری میرحسین موسوی تا پایان ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی،ریاست سازمان انرژی هسته ای رابعهده داشت.
«مهندس رضاامراللهی» هماکنون رئیس دانشکده مهندسی فیزیک و انرژی دانشگاه امیرکبیر است و عضو هیات تحریریه نشریه علمی و پژوهشی دانشگاه صنعتی امیرکبیر است. امراللهی کارشناسی فیزیک را از دانشگاه ملی ایران، کارشناسی ارشد مهندسی برق را از دانشگاه لامار آمریکا، مدرک دوره مهندسی هستهای از مرکز تحقیقات هستهای مل در بلژیک و دکترای فیزیک پلاسما را از دانشگاه پاریس دریافت کرد.
«غلامرضا آقازاده» از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۸ رییس سازمان انرژی اتمی و معاون رییس جمهور وقت بود.
«غلامرضاآقازاده» وزیر نفت ایران از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۶ بود. آقازاده در سال ۱۳۴۹ لیسانس ریاضی و در سال ۱۳۵۴ لیسانس مهندسی کامپیوتر از دانشگاه تهران اخذ کردوبرای تحصیلات تکمیلی به آمریکا رفت، اما در سال ۱۳۵۷ همزمان با وقایع انقلاب اسلامی، به کشور بازگشت.
«علیاکبر صالحی»در سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۸۹ به عنوان رییس سازمان انرژی اتمی و معاون وقت رییسجمهور منصوب شد. او از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود و بین سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸، معاونت دبیرکل سازمان همکاری اسلامی را بر عهده داشت.
«علیاکبر صالحی» تحصیلات خود را در دانشگاه آمریکایی بیروت (AUB) و مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در رشتههای فیزیک هستهای و مهندسی هستهای انجام داده است. او استاد مهندسی انرژی دانشگاه صنعتی شریف است و دو دوره رئیس این دانشگاه بوده است. صالحی همچنین ریاست دانشگاه بینالمللی امام خمینی قزوین را بر عهده داشته است. صالحی از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ وزیر امور خارجه ایران بود.
«فریدون عباسی دوانی» از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ رییس سازمان انرژی اتمی بود. او دانشآموخته دکتری فیزیک هستهای از دانشگاه شهید بهشتی و رئیس گروه فیزیک دانشگاه امام حسین و عضو شورای مرکزی انجمن هستهای ایران است. او که از سال ۱۳۸۶ از سوی شورای امنیت تحریم شد، در سال ۱۳۸۹ همزمان با مجید شهریاری دیگر دانشمند هستهای ایران، هدف ترور نافرجام قرار گرفت.
«فریدون عباسی دوانی»هم اکنون نماینده حوزه انتخابیه کازرون و کوهچنار در مجلس یازدهم است.
«علی اکبر صالحی» از ۱۳۹۲ تا ۷ شهریور ۱۴۰۰ به عنوان رییس سازمان انرژی اتمی و معاون رییسجمهور فعالیت کرد. در این دوره از حضورش در جریان مذاکرات هسته ای که به تفاهم هستهای لوزان و برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) منجر شد، حضور داشت،وی ازسال ۱۳۸۸ تا ۱۳۸۹ ریاست سازمان انرژی اتمی رابعهده داشت.
«رئیس سازمان انرژی اتمی» دولت «آیت الله سیدابراهیم رئیسی»
«محمد اسلامی»روزیکشنبه(۷شهریور۱۴۰۰) با حکم سید ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور به عنوان «رئیس جدید سازمان انرژی اتمی» معرفی شد.
«مهندس محمد اسلامی»متولد اول مهرماه ۱۳۳۵ در اصفهان است. او دانشآموخته مهندسی راه و ساختمان از «دانشگاه دیترویت میشیگان آمریکا» در سال ۱۳۵۸ در مقطع کارشناسی و همچنین کارشناسی ارشد مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه اوهایو آمریکا در سال ۱۳۶۰ و امبیای مدیریت جهانی هوانوردی مشترک دانشگاه رویال رودز کانادا و دانشگاه شریف در سال ۱۳۸۳ است.
وی در ۲۸ مهر ۱۳۹۷ به دنبال استعفای عباس آخوندی، از طرف حسن روحانی به عنوان سرپرست وزارت راه و شهرسازی معرفی و در تاریخ ۵ آبان ۱۳۹۷ پس از معرفی رئیسجمهور به مجلس و رای اعتماد توسط نمایندگان، به عنوان وزیر راه و شهرسازی انتخاب شد و تا پایان دولت دوازدهم در این سمت فعالیت کرد.
سوابق اجرایی :
معاون مهندسی و طرحهای توسعه سازمان صنایع دفاع بزرگ از ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۴
مدیرعامل شرکت هواپیماسازی ایران از ۱۳۸۲ تا ۱۳۷۴
قائممقام سازمان صنایع هوافضا از ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۴
رئیس مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی از ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۶
معاون امور صنعتی و تحقیقاتی وزارت دفاع از ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۶
معاون مهندسی پدافند غیرعامل وزارت دفاع و همزمان دبیر ستاد توسعه سواحل مکران از سال ۱۳۹۳ تاکنون
عضو شورای برنامهریزی بنیاد مستضعفان به مدت ۳ سال
عضو ستاد مرزهای کشور (وزارت کشور) به مدت ۴ سال
عضو ستاد بحران کشور و کمیته دائمی سازمان پدافند غیرعامل از سال ۹۳ تاکنون
عضو شورای عالی هواپیمایی کشور از سال ۸۸ تاکنون
عضو شورای عالی معماری و شهرسازی ایران از سال ۹۳ تاکنون
عضو کمیته ملی مقابله با ریزگردها از سال ۹۳ تاکنون
عضو هیئت امنای دانشگاه صنعتی اصفهان و شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۵
عضو گروههای مطالعاتی پژوهش محور دورههای دکتری بهعنوان استاد راهنما در دانشگاه عالی دفاع ملی از سال ۹۳ تاکنون
مدرس دانشگاه صنعتی مالک اشتر از سال ۹۵ تاکنون
رئیس هیئت مدیره شرکت ملی ساختمان وابسته به بنیاد مستضعفان از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۱
رئیس هیئت مدیره شرکت عمران و مسکن ایران از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۵
عضو انجمن هوافضا ایران
استاندار استان مازندران از ۹۶ تا ۹۷