پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

خطبه های نماز جمعه تهران ۲۹ خرداد ۱۳۸۸رهبر انقلاب

​رهبرانقلاب:در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان(هاشمی رفسنجانی) برای خودش از انقلاب یک اندوخته‌ای درست کرده باشد.

انتخابات خرداد ۱۳۸۸ برای دشمنان شما یک زلزله‌ی سیاسی بود؛ برای دوستان در اکناف عالم یک جشن واقعی بود؛ یک جشن تاریخی بود. در سی سالگی انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفاداری کنند! این یک جنبش عمومی و مردمی بود برای تجدید پیمان با امام و با شهدا؛ و برای نظام جمهوری اسلامی یک نَفَس تازه کردن، یک حرکت از نو، یک فرصت بزرگ. این انتخابات، مردمسالاری دینی را به رخ همه‌ی مردم عالم کشید. همه‌ی کسانی که بدخواه نظام جمهوری اسلامی هستند، دیدند مردمسالاری دینی یعنی چه.

همه‌ی کسانی که به این چهار نامزد(محموداحمدی نژاد، میرحسین موسوی،محسن رضایی،مهدی کروبی،میرحسین موسوی) رأی دادند، مأجورند؛ ان‌شاءالله اجر الهی دارند. همه‌شان در درون جبهه‌ی انقلابند، متعلق به نظامند.

«نسل جوان ما نشان داد که همان شور سیاسی، همان شعور سیاسی، همان تعهد سیاسی را که ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد»، این احساس مسئولیت، این شور و شعور در نسل کنونی ما وجود دارد؛ اینها چیز کمی نیست.

خطبه های نماز جمعه تهران  ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ رهبر  انقلاب، آیت الله سیدعلی خامنه ای

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمدلله ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نتوکّل علیه و نستغفره و نصلّی و نسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم‌ المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةالله فی العالمین و السّلام علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
قال الحکیم فی کتابه: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم و لله جنود السّماوات و الأرض و کان الله علیما حکیما» (۱)

 همه‌ی برادران و خواهران عزیز را توصیه میکنم و دعوت میکنم به رعایت تقوای الهی و توجه به خدای متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهی در همه حال. اگر ما تقوای خدا را پیشه کنیم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه کنیم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از یاد نبریم -که معنای حقیقی تقوا همین است- یقیناً برکات الهی، رحمت الهی، کمک الهی شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه‌ی هر هفته دلهای نمازگزار و متوجه به خداوند متعال باید این حقیقت را، این معنای شگفت‌انگیز را با خود مرور کند؛ تقوا را به خود تلقین کند.

این روزها از یک طرف به ایام ولادت باسعادت صدیقه‌ی کبرا فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) متصل و مربوط است، و از یک طرف به ایام مغتنم و ذی قیمت ماه رجب؛ وقت ذکر است، وقت دعاست، وقت توجه است. این آیه‌ای که من تلاوت کردم، به مؤمنان بشارت میدهد و نزول سکینه‌ی الهی را یادآوری میکند. سکینه یعنی آرامش در مقابل تلاطمهای گوناگون  روحی و اجتماعی. این آیه مربوط به حدیبیه است. در ماجرای حرکت پیامبر اکرم از مدینه به سمت مکه با چند صد نفر از یاران و اصحاب خود به قصد عمره -در سال ششم از هجرت- حوادثی پیش آمد که از چند جهت موجب طوفانی شدن دلهای مؤمنان بود. از یک طرف، دشمنان با نیروی مجهزی آنها را محاصره کرده بودند؛ اینها از مدینه دور بودند -حدیبیه نزدیک مکه است- نیروهای دشمن متکی به عقبه‌ی مکه بودند، نیرو داشتند، سلاح داشتند، جمعیت زیاد داشتند؛ این یک طرف قضیه بود که موجب اضطراب میشد، موجب تشویش برای بسیاری از مؤمنین میشد؛ از طرف دیگر، پیغمبر اکرم بر طبق آن سیاست عظیم مکتوم الهی -که بعد برای همه آشکار شد- در مقابل کفاری که آمده بودند در مقابل او، در مواردی کوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحیم» را، «بسم الله»، را از این نوشته حذف کنید، پیغمبر قبول کرد؛ و چند مسئله از این قبیل پبش آمد. این هم دلهائی را مشوش کرد، مضطرب کرد، به تردید انداخت.

در یک چنین مواردی که این اضطرابهای گوناگون -چه به لحاظ مسائل شخصی، چه به لحاظ مسائل اجتماعی- برای مؤمنینِ به اسلام پیش می‌آید، اینجا باید منتظر سکینه‌ی الهی بود؛ آنوقت میفرماید: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین»؛ خدا دلها را قرص کرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهای روحی برحذر و برکنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانی، به خاطر این آرامشی که خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتیجه‌ی این سکینه‌ی الهی و آرامش روحی این میشود که: «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم»؛ آنوقت بذر ایمان در دل آنها عمیقتر میروید، نور ایمان دل آنها را بیشتر روشن میکند؛ ایمان آنها عمیقتر میشود. این است که برای یک مجموعه‌ی مسلمان، مجموعه‌ی مؤمن مهم است که به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند که خدا کمککار اوست، بداند که خدا پشت سر رهپویان راه حق است. وقتی دلها قرص شد، گامها هم محکم میشود؛ وقتی گامها استوار شد، راه به‌آسانی طی میشود، به هدف نزدیک میشود.

همیشه دشمنان اسلام خواسته‌اند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب کنند. در طول تاریخ اسلام موارد زیادی پیش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حرکتهای عظیم جهادی پیامبران قبل از نبی مکرم، مؤمنینی که توانستند ایمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحی پیدا کردند. این آرامش روحی حرکات آنها را در اختیار جهت ایمانی قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نکردند؛ چون در حال تشویش و اضطراب، پیدا کردن راه درست دشوار میشود. انسانی که از آرامش روحی برخوردار است، درست فکر میکند، درست تصمیم میگیرد، درست حرکت میکند. اینها نشانه‌های رحمت الهی است.

امروز جامعه‌ی انقلابی ما، مردم مؤمن ما، نیاز به این دارند که این آرامش را، این سکینه را، این طمأنینه و وقار را در خودشان هرچه بیشتر به وجود بیاورند. «الا بذکر الله تطمئن القلوب».(۲) یاد خداست که دلها را در ماجراهای طوفانی دنیا و زندگی حفظ میکند. یاد خدا را مغتنم بشمارید. ایام ماه رجب -همانطور که گفتیم- نزدیک است. دعاهای ماه رجب یک دریائی از معرفت است. در دعا فقط این نیست که انسان دل را به خدا نزدیک میکند؛ این هست، فراگیری هم هست. در دعا هم تعلیم است، هم تزکیه هست. دعا هم ذهن را -این دعاهای مأثور از ائمه (علیهم‌السّلام)- روشن میکند، حقایقی را، معارفی را به ما میآموزد که در زندگی به آنها نیاز داریم، و هم دل را متوجه به خدا میکند. ذکر الهی را خیلی باید مغتنم بشمرید. همین نماز جمعه‌ی شما مصداق ذکر الهی است. «فاسعوا الی ذکر الله».(۳) در اینجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حرکات شما باید غالب باشد، یاد خداست. دل به یاد خدا، زبان متذکر به نام مقدس پروردگار، حرکات دست و پا و جسم هم حرکاتی در جهت یاد پروردگار و اطاعت اوامر الهی. این چیزی که مورد نیاز یکایک ماست، همین است.

من به شما عرض بکنم از اول انقلاب تا امروز -که سی سال میگذرد- در حوادث گوناگون، حوادثی که بعضی از آنها میتوانست یک ملت را، یک نظام را از جا بکند، میتوانست یک کشور را دچار دریای طوفانیای بکند که ندانند چه میکنند و چه باید بکنند -همین طور که میبینیم در بعضی از کشورهای همسایه‌یمان- برای این کشور پیش آمد، اما این کشتی استوار که متکی به ایمانهای شما، به اراده‌ی شما، به دل نورانی شما به ذکر خدا متکی بود، در این طوفانهای گوناگون اندکاضطرابی پیدا نکرد. این نشانه‌ی رحمت الهی است؛ این نشانه‌ی تفضلات خداوند به شما ملت عزیز است.

مشمول تفضلات الهی شدن یک مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهی یک مسئله‌ی دیگر است. مبادا به خودمان مغرور بشویم؛ مبادا وقتی دست کمک پروردگار را که میبینیم، بگوئیم: «ما که مورد توجه پروردگار هستیم» و از وظائفمان غفلت کنیم؛ مبادا یاد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهای عزیز در سراسر کشور و هر جا که هستید عرض میکنم: جوانها! این دلهای پاک را، این دلهای نورانی را، این دلهای نرم را مغتنم بشمرید؛ آنها را با یاد پروردگار سیراب کنید؛ آنها را از ذکر خدا لبریز کنید، که خدای متعال توجهاتش را و رحمتش را بر این ملت مستدام خواهد کرد. و شما بدانید -من امروز عرض میکنم- آنجوری که من دارم میبینم این ملت را و آنجوری که مطلعم از تاریخ گذشتگان خودمان در این کشور و در دیگر کشورها، من مطمئنم و یقین دارم این ملت به توفیق الهی، به حول و قوه‌ی الهی، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد یافت.
این فضای معنوىِ جامعه را قدر بدانید، مبادا هیجانهای سیاسی ما را از خدا غافل کند؛ مبادا بگومگوهای گوناگونی که در یک کشور پیش می‌آید -که در میان یک ملت آزاد یک امر طبیعی است- ما را غافل کند، ندانیم به کجا میخواهیم برویم، ندانیم چه جور میخواهیم برویم. این انقلاب از اول بر پایه‌ی ایمانهای پاک و صادق استوار شد و ادامه‌ی این راه هم بر همین پایه‌ی استوار قرار خواهد داشت.

با وجود این همه عوامل انحراف، بحمدالله ملت ما مؤمنند، خدادوستند، دین‌شناسند، به معنویت علاقه‌مندند. امروز جوانها در دنیائی که مادیگری بر آن حاکم است، غرق در حیرت و آشفتگیاند؛ دوری از معنویت آنها را دچار آشگفتی کرده است؛ نمیدانند چه بکنند؛ متفکرانشان هم مانده‌اند؛ و بعضی از آنها فهمیده‌اند که راه اصلاح کارهایشان مراجعه به معنویت است. ولی چه جور میتوانند معنویت از دست‌رفته را، معنویتی را که دو قرن است در کشورهای غربی دائماً با وسائل گوناگون کوبیده شده است، میخواهند برگردانند؛ کار آسانی نیست. اما ملت ما اینجور نیست. ملت ما در این مجرای عظیم معنویت حرکت کرد، با معنویت توانست یک انقلابِ با این عظمت را به پیروزی برساند، با معنویت توانست در این دنیای مادی یک نظام اسلامی را که متکی به معنویت است، برافرازد، پایه‌های آن را محکم کند و آن را در مقابل تهاجمها و طوفانهای گوناگون حفظ کند. ملت ما یک جنگ هشت ساله‌ی تحمیلی را با تکیه‌ی به همین معنویت توانست با سرافرازی و پیروزی طی کند. امروز هم جوانهای ما اکثراً جوانهای مؤمن و معنوی هستند. حتّی آن کسانی که بظاهر گرایش معنوی در سیمای آنها نیست، انسان در مواقع حساس میبیند دلهایشان متوجه خداست. بارها من عرض کرده‌ام که در این شبهای قدر، در این روزهای اعتکاف، در این مراسم نماز عید فطر، چه افرادی، چه اشخاصی که انسان گمان نمیکند، دلهایشان را متوجه خدا میکنند.

پروردگارا! تو را به قرآن سوگند میدهیم، تو را به ائمه‌ی هدی (علیهم‌السّلام) و نبی مکرم سوگند میدهیم دلهای ما را از معنویت بیش از پیش انباشته بفرما. پروردگارا! دست ما را از قرآن و از اهل بیت کوتاه مکن. پروردگارا! تقوا و ایمان و سکینه‌ی الهی را بر دلهای این ملت بزرگ نازل کن. پروردگارا! این ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پیروزی برسان. پروردگارا! دلهای ما را متوجه به خود نگه دار. پروردگارا! آنچه میگوئیم، آنچه میکنیم، برای خودت و در راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا! سلام ما را به پیشگاه ولیات و حجتت و عبد صالحت حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) برسان؛ دعای آن بزرگوار را در حق ما مستجاب بفرما.
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و العصر. انّ الانسان لفی خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر. (۴)


 خطبه تاریخی  جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸آیت الله سیدعلی خامنه ای

خطبه‌ی دوم‌
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
والحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم‌ المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و حبیبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسین سیّدی شباب اهل الجنّة و علىّ‌بن‌الحسین و محمّدبن‌علىّ و جعفربن‌محمّد و موسیبن‌جعفر و علىّ‌بن‌موسی و محمّدبن‌علىّ و علىّ‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتک علیهم اجمعین و صلّ علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
اوصیکم عباد الله بتقوی الله.
در این خطبه هم من همه‌ی برادران و خواهران عزیزی را که در نماز شرکت دارند، دعوت میکنم به تقوا، به پرهیزگاری.
مسئله‌ای که در این خطبه مطرح میکنم، مسئله‌ی انتخابات است که فعلاً مسئله‌ی روز در کشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم کرد. یک مطلب خطاب به عموم ملت عزیزمان در هر نقطه‌ای از کشور که هستند، میخواهم عرض بکنم. یک مطلب را خطاب به نخبگان سیاسی، نامزدهای ریاست جمهوری، فعالان و دست‌اندرکاران قضایای انتخابات میخواهم عرض بکنم. یک مطلب هم خطاب به سران استکبار، بعضی از دولتهای غربی و سردمداران رسانه‌هائی که آنها اداره میکنند، خواهم گفت.

یک دنیا تجلیل و تعظیم و تشکر،تَمَلُّق

آیت الله سیدعلی خامنه ای:درباره‌ی مطلب اول که خطاب به شما مردم عزیز است، حرف من عبارت است از یک دنیا تجلیل و تعظیم و تشکر.

امام جمعه تهران:«بنده دوست ندارم در سخنرانیها و خطابه‌ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم یا تملق آنها را بگویم؛ اما در این قضیه‌ی انتخابات، خطاب به شما مردم عزیز عرض میکنم که هر چه با مبالغه صحبت بکنم، زیاد نیست؛ حتّی اگر "بوی تملق" هم بدهد، ایرادی ندارد

کار بزرگی کردید. «انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ یک نمایش عظیمی بود از احساس مسئولیت ملت ما برای سرنوشت کشور»؛ "نمایش عظیمی بود از روح مشارکت‌جوی مردم در اداره‌ی کشورشان"؛ «نمایش عظیمی بود از دلبستگی مردم به نظامشان

دمکراسی واقعی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸

امام جمعه تهران:حقیقتاً مشابه این حرکتی که در کشور انجام گرفت، من امروز در دنیا و در این دموکراسیهای گوناگون -چه «دموکراسی» های ظاهری و دروغین و چه "دموکراسی" هائی که واقعاً به آراء مردم مراجعه میکنند- نظیرش را سراغ ندارم.

رهبرمعظم انقلاب:در جمهوری اسلامی هم جز در همه‌پرسی سال ۵۸ -فروردین ۵۸- هیچ نظیری دیگر برای این انتخاباتی که در جمعه‌ی گذشته شما انجام دادید، وجود ندارد؛ مشارکت حدود ۸۵ درصد؛ چهل میلیون تقریباً جمعیت. انسان دست مبارک ولیعصر را پشت سر حوادثی با این عظمت میبیند. این نشانه‌ی توجه خداست. لازم میدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزیز در سراسر کشور ابراز ادب و ابراز تواضع کنم که واقعاً جا دارد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:با مشارکت ۸۵ درصد مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم، بالاترین رکورد مشارکت سیاسی مردم طی سال های پس از انقلاب پس از همه پرسی ۹۸ درصدی رای به جمهوری اسلامی در این انتخابات ثبت شد.

«صادق محصولی»(وزیر کشور وقت) در روز ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ اعلام کرد که«احمدی‌نژاد بیش از ۶۲ درصد آرا را بدست آورد و برنده انتخابات شد.»

۱-«محمود احمدی‌نژاد» ‌۲۴ میلیون و ‌۵۲۷ هزار و ‌۵۱۶ رای معادل ‌۶۳ /‌۶۲ درصد آرا

۲-«میرحسین موسوی» ‌۱۳ میلیون و ‌۲۱۶ هزار و ‌۴۱۱ رای معادل ‌۷۵ /‌۳۳ آرا

۳-«محسن رضایی» ‌۶۷۸ هزار و ‌۲۴۰ رای معادل ‌۷۳ /‌۱ درصد آرا

۴-«مهدی کروبی» با ‌۳۳۳ هزار و ‌۶۳۵ رای معادل ‌۸۵ /‌۰ آرا


آیت الله خامنه ای:«نسل جوان ما بخصوص نشان داد که همان شور سیاسی، همان شعور سیاسی، همان تعهد سیاسی را که ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد؛ با این تفاوت که در دوران انقلاب، کوره‌ی داغ انقلاب دلها را به هیجان میآورد، بعد هم در دوره‌ی جنگ به نحو دیگری؛ اما امروز اینها هم نیست، در عین حال این تعهد، این احساس مسئولیت، این شور و شعور در نسل کنونی ما وجود دارد؛ اینها چیز کمی نیست.» البته بین مردم اختلاف سلیقه هست، اختلاف رأی هست؛ عده‌ای کسی را قبول دارند، حرفی را قبول دارند؛ عده‌ی دیگری کس دیگری را قبول دارند، حرف دیگری را قبول دارند؛ اینها هست، طبیعی هم هست، لیکن یک تعهد جمعی را انسان در بین همه‌ی این آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس میکند؛ یک تعهد جمعی برای حفظ کشورشان، برای حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهای بزرگ، در شهرهای کوچک، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پیر، جوان، همه وارد این میدان شدند؛ همه در این حرکت عظیم شرکت کردند.

امام جمعه تهران:این انتخابات، عزیزان من! برای دشمنان شما یک «زلزله‌ی سیاسی» بود؛ برای دوستان شما در «اکناف عالم» یک «جشن واقعی» بود؛ یک "جشن تاریخی" بود. در سی سالگی انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفاداری کنند! این یک "جنبش عمومی و مردمی" بود برای «تجدید پیمان با امام و با شهدا» و برای نظام جمهوری اسلامی یک «نَفَس تازه کردن»، "یک حرکت از نو"، «یک فرصت بزرگ».

انتخابات  ۱۳۸۸ ایران مردمسالاری دینی را به رخ همه‌ی مردم عالم کشید

«انتخابات ۱۳۸۸،مردمسالاری دینی را به رخ همه‌ی مردم عالم کشید.».

همه‌ی کسانی که بدخواه نظام جمهوری اسلامی هستند، دیدند مردمسالاری دینی یعنی چه. این یک راه سوم است.

در مقابل دیکتاتوریها و نظامهای مستبد از یک طرف، و «دموکراسیهای دور از معنویت و دین» از یک طرف دیگر، این «مردمسالاری دینی» است؛ این است که دلهای مردم را مجذوب میکند و آنها را به وسط صحنه میکشاند. این، امتحان خودش را داد. این یک نکته درباره‌ی این انتخابات.

نکته‌ی دوم در باب این انتخابات این است که انتخابات ۲۲ خرداد نشان داد که مردم، با اعتماد و با امید و با شادابی ملی در این کشور زندگی میکنند. این جواب خیلی از حرفهائی است که دشمنان شما در تبلیغات مغرضانه‌ی خودشان بر زبان می‌آورند. اگر مردم در کشور به آینده امیدوار نباشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر احساس آزادی نکنند، به انتخابات روی خوش نشان نمیدهند. اعتماد به نظام جمهوری اسلامی در این انتخابات آشکار شد. و من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته‌اند؛ دشمنان ملت ایران میخواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه‌ی جمهوری اسلامی است، میخواهند این را از جمهوری اسلامی بگیرند؛ میخواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند درباره‌ی این انتخابات و این اعتمادی را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند.

اعتمادبه نظام وکشور
آیت الله سیدعلی خامنه ای:دشمنان ملت ایران میدانند که وقتی اعتماد وجود نداشت، مشارکت ضعیف خواهد شد؛ "وقتی مشارکت و حضور در صحنه ضعیف شد، مشروعیت نظام دچار تزلزل خواهد شد" آنها این را میخواهند؛ هدف دشمن این است. میخواهند اعتماد را بگیرند تا مشارکت را بگیرند، تا مشروعیت را از جمهوری اسلامی بگیرند. این(بی اعتمادی)، ضررش بمراتب از «آتش زدن بانک» و "سوزاندن اتوبوس" بیشتر است. این، آن چیزی است که با هیچ خسارت دیگری قابل مقایسه نیست.

رهبرانقلاب:«مردم بیایند در یک چنین حرکت عظیمی اینجور مشتاقانه حضور پیدا کنند، بعد به مردم گفته بشود که شما اشتباه کردید به نظام اعتماد کردید؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن این را میخواهد

زمزهای دشمن قبل از انتخابات:بناست در انتخابات تقلب بشود
امام جمعه تهران:این خط را از پیش از انتخابات هم شروع کردند؛ از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هی دارند دائماً به گوشها میخوانند، تکرار میکنند که «بناست در انتخابات تقلب بشود»،-بااین حرفها- میخواستند زمینه را آماده کنند.

رهبرانقلاب:من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفی را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهوری اسلامی مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سی سال است که نظام جمهوری اسلامی با مسئولانش، با عملکردش، با تلاشهای فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند. دشمن میخواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلزل کند. این هم یک نکته.
مناظره‌ها در انتخابات ۱۳۸۸
امام جمعه تهران:نکته‌ی سوم، مسئله‌ی رقابتها بود. این رقابتها کاملاً رقابتهای آزاد، جدی و شفاف بین نامزدهای مختلف بود؛ همه دیدند. به قدری این رقابتها و این گفتگوها و این مناظره‌ها شفاف و صریح بود، که عده‌ای به آن معترض شدند -حالا عرض خواهم کرد- حق هم تا حدودی با آنهاست. التهاباتی هم به وجود آورد که الان هم هنوز آثارش را داریم مشاهده میکنیم. من به شما عرض بکنم، فرض ما این بود و هست که این رقابتی که وجود دارد بین چهار نامزد انتخابات، این رقابت میان افراد و جریانهای متعلق به نظام اسلامی است. اینی که دشمنان سعی میکنند در رسانه‌های گوناگون -که غالباً هم این رسانه‌ها مال این صهیونیستهای خبیث و رذل است- اینجور وانمود کنند که دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جوری نبود؛ آنها غلط میکنند این حرف را میزنند؛ این واقعیت ندارد.
کاندیداهای ریاست جمهوری:«محموداحمدی نژاد، میرحسین موسوی،محسن رضایی،مهدی کروبی،میرحسین موسوی»
امام جمعه تهران:این چهار نفری که وارد عرصه‌ی این انتخابات جدی شدند، همه‌شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند.

محموداحمدی نژاد

رهبرانقلاب:رهبرانقلاب:یکی از اینها رئیس جمهور کشور ماست؛ رئیس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش، مورد اعتماد.

میرحسین موسوی

یکی از آنها نخست‌وزیرِ هشت سال در دوران ریاست جمهوری خود بنده است.

محسن رضایی

یکی از آنها فرمانده‌ی سپاه در سالهای متمادی و یکی از فرماندهان اصلی دوران دفاع مقدس بوده است.

مهدی کروبی

امام جمعه تهران:یکی از آنها دو دوره رئیس قوه‌ی مقننه‌ی کشور بوده است؛ رئیس مجلس شورای اسلامی بوده است.

رهبرانقلاب:اینها(احمدی نژاد،رضایی،موسوی وکروبی) عناصر نظامند؛ اینها همه‌شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‌نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیریهای گوناگون سیاسی با هم تفاوتهای متعددی دارند؛ اما همه‌شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند.

این رقابت درون نظام تعریف شد؛ نه رقابت بین درون نظام و بیرون نظام، که رادیوی صهیونیستی و رادیوی آمریکا و رادیوی انگلیسِ خبیث و دیگران هی میخواهند این را دامن بزنند. نخیر، رقابتی بود در درون نظام و بین عناصر وابسته‌ی به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‌شان هم با این سوابق.

امام جمعه تهران:همه‌شان را من از نزدیک میشناسم، افکارشان را میدانم، سلائقشان را میدانم، خصوصیات رفتاریشان را میدانم، با همه‌شان از نزدیک من کار کردم.

رهبرانقلاب:البته بنده همه‌ی دیدگاه‌های این آقایان را قبول ندارم؛ بعضی از نظرهایشان و عملکردهایشان از نظر من بدون شک قابل انتقاد است؛ بعضی را برای خدمت به کشور مناسبتر از بعضی دیگر میدانم؛ اما انتخاب به عهده‌ی مردم بوده و هست. مردم انتخاب کردند. خواست من، تشخیص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات کنند.

مردم خودشان طبق معیارهای خودشان تشخیص دادند، حرکت کردند، عمل کردند؛ میلیونها این طرف، میلیونها آن طرف. بنابراین، مسئله، مسئله‌ی درونی نظام است. اینی که بخواهند صورت مسئله را تغییر بدهند، این صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضد انقلاب نیست؛ اختلاف بین عناصری در درون چهار چوب نظام است.
امام جمعه تهران:آن مردمی هم که به این چهار نفر رأی دادند، اینها هم با اعتقاد به نظام رأی دادند، تشخیص دادند این برای کشور بهتر است، به نظام پابندیاش بیشتر است، به او رأی دادند. آن کسی را که صالحتر برای خدمت به نظام میدانستند، به او رأی دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل کردند.
مناظره‌ها در انتخابات ۱۳۸۸کارخوبی بود
اما این رقابتها و مناظرات، که ابتکار مهمی بود؛ "ابتکار جالبی بود؛ خیلی صریح بود، خیلی شفاف بود، خیلی جدی بود."

این مناظره‌ها تو دهن آن کسانی زد که از بیرون تبلیغ میکردند که این رقابتها نمایشی است، واقعیت ندارد. دیدند نخیر، واقعیت دارد؛ جدی در مقابل هم ایستاده‌اند، با هم بحث میکنند، با هم استدلال میکنند. بنابراین مناظره‌ها و گفتگوها بسیار از این جهت مثبت بود. البته آثار مثبتی داشت، عیوبی هم داشت، که حالا هر دو را من عرض خواهم کرد.

آن جهت مثبت، این بود که در این مناظره‌ها و در این گفتگوها و در این گفتارهای تلویزیونی، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، یک سیلابی از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئی کنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئی برآمدند و از خودشان دفاع کردند. مواضع افراد و مواضع گروه‌ها بدون ابهام، بدون پیچیده‌گوئی، عریان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سیاستهایشان چیست، برنامه‌هایشان چیست، پابندیهایشان کدام است، تا چه حد است؛ اینها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت کنند. مردم احساس کردند که در نظام اسلامی بیگانه به حساب نمیآیند، نظام کشور اندرونی و بیرونی ندارد. همه چیز در مقابل مردم آشکار، همه‌ی نظرات در مقابل مردم بیان شد و معلوم شد رأی مردم ناشی از همین دقتها و تأملات خواهد بود. رأی مردم زینتی نیست. حق انتخاب حقیقتاً متعلق به مردم است، مردم میخواهند آگاهانه، هشیارانه انتخاب کنند. این مناظره‌ها این را نشان داد. یقیناً یکی از علل افزایش ده میلیونی آراء نسبت به آخرین حد نصابِ دوره‌های قبل همین بود که ذهن مردم، فکر مردم مشارکت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخیص دادند، وارد میدان شدند. این مناظره‌ها به سطح خیابانها هم کشیده شد، داخل خانه‌ها هم رفت، که اینها قدرت انتخاب مردم را بالا می‌برد. اینجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش میدهد، قدرت انتخاب را بالا می‌برد. این از نظر جمهوری اسلامی چیز مطلوبی است.

البته همین جا من عرض بکنم که این گفتگوها نباید به جائی برسد که تبدیل بشود به کدورت و کینه. اگر این شد، آنوقت اثر عکس خواهد داشت. اگر به همان شکلی که آن روز بود و در همان حد باقی بود، این خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همین طور کش پیدا کند، ادامه پیدا کند، هی بگومگو بشود، این تدریجاً تبدیل خواهد شد به کینه. البته خیلی خوب است که این‌جور مناظره‌هائی در سطوح مدیریتی ادامه پیدا کند -البتّه با حذف آن عیوبی که بعد به آن اشاره خواهم کرد- و افراد، مسئولین، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبیین کنند. خیلی از اوقات اگر چنانچه یک انتقادی به کسی بشود، این فرصتی است برای او که بتواند ذهنها را روشن کند، تبیین کنند، حقیقت را بیان کنند؛ خیلی چیز خوبی است؛ البته با حذف آن عیوبی که عرض خواهم کرد. اگر این جور مناظره‌ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتی در هنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجاری پیدا نمیکند؛ همه‌ی حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسنات این مناظرات بود که خیلی خوب بود؛ اما عیوبی هم داشت که این عیوب را باید برطرف کرد. در مواردی انسان میدید که در این مناظره‌ها جنبه‌ی منطقی مناظره ضعیف میشد؛ جنبه‌ی احساساتی و عصبی پیدا میکرد؛ جنبه‌ی تخریبی غلبه پیدا میکرد؛ "سیاه‌نمائی وضع موجود به شکل افراطی در این مناظره‌ها دیده شد"؛ «سیاه‌نمائی» دوره‌های گذشته هم در این مناظره‌ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتی مطرح شد که در جائی اثبات نشده است؛ به شایعات تکیه شد، بی‌انصافیهائی احیاناً دیده شد؛ هم بی‌انصافی نسبت به این دولت با این همه حجم خدمت، و هم بی‌انصافی نسبت به دولتهای گذشته و دوران سی ساله. «آقایان در خلال صحبت احساساتی شدند و لابلای حرفهای خوب، حرفهائی هم که خوب نبود، گفته شد

بنده هم مثل بقیه‌ی آحاد ملت نشستم پای تلویزیون و این مناظره‌ها را تماشا کردم و از آزادی بیان لذت بردم؛ از اینکه نظام جمهوری اسلامی توانسته است به کمک مردم بیاید تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما این بخش معیوب قضیه، بنده را ناخرسند کرد؛ متأثر شدم. برای طرفداران نامزدها هم آن بخشهای معیوب، آن تعریضها، آن تصریحها، التهاب‌آور و نگران‌کننده بود، که البته از هر دو طرف هم بود.
اهانت به احمدنژاد در مناظرات انتخاباتی

امام جمعه تهران:بنده اینجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‌ای که در حکم نماز است، حقایق را باید بیان بکنم. هر دو طرف در این عیب متأسفانه مشترک بودند. از یک طرف "صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونی کشور شد".

تهمتهائی که به رئیس جمهور(احمدی نژاد) زدند.

رهبرانقلاب:بحتی از دو سه ماه قبل از مناظرات هم این سخنرانیها را برای من میآوردند و من میدیدم یا گاهی میشنیدم؛ تهمتهائی زدند، حرفهائی گفتند؛ به کی!؟ به کسی که رئیس جمهور قانونی کشور است، متکی به آراء مردم است. نسبتهای خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‌گوئی متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامه‌های جعلی برای دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، میبینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشی کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتی، رمال، از این نسبت‌های خجالت‌آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.


دفاع رهبرانقلاب از هاشمی رفسنجانی وناطق نوری درنمازجمعه

این از آن طرف. از این طرف هم همین جور؛ از این طرف هم شبیه همین کارها به نحو دیگری انجام گرفت. کارنامه‌ی درخشان سی ساله‌ی انقلاب کمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضی از اشخاص برده شد که« اینها شخصیتهای این نظامند؛ اینهاکسانی هستند که عمرشان را در راه این نظام صرف کردند».

رهبرانقلاب:بنده در نماز جمعه هیچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا(درمناظرات انتخاباتی) چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم.

به طور خاص از "آقای هاشمی رفسنجانی"، از "آقای ناطق نوری" من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسی متهم به فساد مالی نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائی دارد، بایستی در مجاری قانونی خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمیشود اینها را رسانه‌ای کرد. اگر چیزی اثبات بشود، فرقی بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمیشود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتی اینجور حرفها مطرح میشود، تلقیهای نادرست در جامعه به وجود می‌آید، جوانها چیز دیگری خیال میکنند، چیز دیگری میفهمند.
اینها را جوانها خوب است بدانند


رهبرانقلاب:آقای هاشمی را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهای بعد از انقلاب نیست؛ من از سال ۱۳۳۶ -یعنی ۵۲ سال قبل- ایشان را از نزدیک میشناسم.

آیت الله سیدعلی خامنه ای«آقای هاشمی از اصلیترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدی و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزی انقلاب از مؤثرترین شخصیتهای جمهوری اسلامی در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز

این مرد (هاشمی رفسنجانی)بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد.

«اینها را جوانها خوب است بدانند.» بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهای زیادی داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهای دیگری داشت.(هاشمی رفسنجانی)

رهبرانقلاب:«در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان(هاشمی رفسنجانی) برای خودش از انقلاب یک اندوخته‌ای درست کرده باشد

اینها یک حقایقی است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

امام جمعه تهران:من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف‌نظر داریم، که طبیعی هم هست؛ ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند.

البته بین ایشان(هاشمی رفسنجانی) و بین آقای رئیس جمهور(احمدی نژاد) از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ی مسائل خارجی اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ی نحوه‌ی اجرای عدالت اجتماعی اختلاف‌نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف‌نظر دارند.

رهبرانقلاب:نظر آقای رئیس جمهور(احمدی نژاد) به نظر بنده نزدیکتر است.

در مورد آقای ناطق نوری هم همین‌جور. «آقای ناطق نوری هم از شخصیتهای خدوم انقلاب است؛ ایشان هم خدمات زیادی کرده و در دلبستگی ایشان به این نظام و انقلاب هیچ شکی نیست

امام جمعه تهران:مناظره‌های زنده‌ی تلویزیونی خوب است؛ اما این آسیبها باید برطرف بشود. من همان وقت -بعد از مناظره- به آقای رئیس‌جمهور(احمدی نژاد) هم تذکر دادم؛ چون میدانستم ایشان ترتیب اثر میدهند.

در مورد مبارزه‌ی با فساد مالی، موضع نظام یک موضع روشنی است. در زمینه‌ی مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، موضع نظام یک موضع روشنی است. با فساد باید در هر نقطه‌ای که هست، مبارزه کرد.

نامه‌ی هشت ماده‌ای

رهبرانقلاب:من میخواهم این را عرض بکنم: ما مدعی نیستیم در نظام ما فساد مالی و اقتصادی وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت که بنده آن «نامه‌ی هشت ماده‌ای» را چند سال قبل خطاب به رؤسای محترم سه قوه نمینوشتم و اینقدر روی آن تأکید نمیکردم. چرا، هست؛ اما میخواهم این را بگویم: نظام جمهوری اسلامی، همین امروز یکی از سالمترین نظامهای سیاسی و اجتماعی در دنیاست.

اینکه ما بیائیم به استناد گزارش فلان مرجع صهیونیستی، نظام را و کشور را متهم کنیم به فساد، این مطلقاً درست نیست. این هم که ما اشخاص را، مسئولین را بی‌جهت در زمینه‌ی فساد زیر سؤال ببریم، این هم درست نیست. فساد مالی یکی از مسائل مهم در نظام اسلامی است و باید با او جداً مبارزه کرد؛ هم در قوه‌ی مجریه، هم در قوه‌ی قضائیه، هم در قوه‌ی مقننه. همه موظفند با این مسئله مبارزه کنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پیدا خواهد کرد؛ کما اینکه بسیاری از کشورهای دنیا -همین کشورهای غربی که اینقدر دم از مبارزه‌ی با فساد مالی و پولشوئی و امثال اینها میزنند- تا خرخره غرق در فسادند. قضایای دولت انگلیس و مجلس پارلمان انگلیس را این روزها شنیدید و همه‌ی دنیا دانستند. این یک گوشه‌هائی از قضایاست؛ خیلی بیش از اینهاست.
انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ یک حماسه بود.
این بخش مربوط به خطاب مردم را من جمع‌بندی کنم. عزیزان من! ملت ایران! «۲۲ خرداد ۱۳۸۸ یک حماسه بود

«این حماسه، تاریخی شد، جهانی شد.» اگرچه بعضی از دشمنان ما در اطراف دنیا خواستند این پیروزی مطلق نظام را، این پیروزی حتمی را، به یک پیروزی مشکوک و قابل تردید تبدیل کنند. حتّی بعضی خواستند این را به یک شکست ملی تبدیل کنند! خواستند کام شما را تلخ کنند و نگذارند بالاترین نصاب مشارکت جهانی را دنیا به نام شما ثبت کند. خواستند این کارها را بکنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نمیشود آن را دستکاری کرد.
چهل میلیون به خط انقلاب رأی دادند
رهبرانقلاب:رقابتها تمام شد. «همه‌ی کسانی که به این چهار نامزد رأی دادند، مأجورند؛ ان‌شاءالله اجر الهی دارند. همه‌شان در درون جبهه‌ی انقلابند، متعلق به نظامند»؛ اگر با قصد قربت رأی داده باشند، عبادت هم کرده‌اند. خط انقلاب، چهل میلیون رأی دارد؛ نه بیست و چهار و نیم میلیون که رأی به رئیس جمهور منتخب است. چهل میلیون به خط انقلاب رأی دادند.

مردم اطمینان دارند؛ اما برخی از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهوری اسلامی اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهای قانونی انتخابات در کشور ما اجازه‌ی تقلب نمیدهد. این را هر کسی که دست‌اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت! یک وقت اختلافِ بین دو رأی، صد هزار است، پانصد هزار است، یک میلیون است، حالا ممکن است آدم بگوید یک جوری تقلب کردند، جابه جا کردند؛ اما یازده میلیون را چه جور میشود تقلب کرد! در عین حال بنده این را گفتم، شورای محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانی شبهه دارند و مستنداتی ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگی بشود؛ البته از مجاری قانونی؛ رسیدگی فقط از مجاری قانونی. بنده زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهای قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتی بعضی برنده‌اند، بعضی برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتی دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهای درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‌ای هست، از راه‌های قانونی پیگیری بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالی در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسی بشود. بنده از شورای محترم نگهبان خواستم که اگر مواردی خواستند صندوقها را بازشماری بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند. بنابراین، هیچ مشکلی در این جهت وجود ندارد. این راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزیز.

اما خطاب دوم من، خطاب به سیاسیون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جریانات است. من میخواهم عرض کنم به این حضرات، که امروز یک لحظه‌ی حساس تاریخی برای کشور است؛ نگاه کنید به وضع دنیا، نگاه کنید به وضع خاورمیانه، نگاه کنید به وضع اقتصادی عالم، نگاه کنید به مسائل کشورهای همسایه‌ی ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاکستان. ما در نقطه‌ی حساسی از تاریخ قرار گرفته‌ایم. همه‌ی ما وظیفه داریم که در این مرحله‌ی تاریخی هوشیار باشیم، دقیق باشیم، مواظب باشیم اشتباه نکنیم.

در این قضیه‌ی انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظیفه‌ی خودشان عمل کردند. وظیفه‌شان این بود که بیایند پای صندوقهای رأی، که به بهترین وجهی این وظیفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگین‌تری داریم. آن کسانی که به یک نحوی یک نوع مرجعیتی در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤسای احزاب و کارگردانان جریانات سیاسی، و یک عده‌ای از اینها حرف‌شنوی دارند، اینها خیلی باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلی باید مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها کمی افراطیگری کنند، دامنه‌ی این افراطیگری در بدنه‌ی مردم به جاهای بسیار حساس و خطرناکی خواهد رسید که گاهی خود آنها دیگر نمیتوانند آن را جمع کنند، که ما نمونه‌هایش را دیده‌ایم. افراط وقتی در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطی به افراطیگری دیگران دامن میزند. اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‌ها، آنهایند. من به همه‌ی این آقایان، این دوستان قدیمی، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعه‌ی صدر داشته باشید؛ دستهای دشمن را ببینید؛ گرگهای گرسنه‌ی کمین‌کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسی را یواش یواش دارند از چهره‌هایشان برمیدارند و چهره‌ی حقیقی خودشان را نشان میدهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید.

امروز -حالا عرض خواهم کرد- دیپلماتهای برجسته‌ی چند کشور غربی که تا حالا با تعارفات دیپلماتیک با ما حرف میزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‌ی واقعی خودشان را دارند نشان میدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر».(۵) دشمنیهای خودشان با نظام اسلامی را دارند نشان میدهند؛ از همه هم خبیث‌تر دولت انگلیس. من به این برادران عرض میکنم، به مسئولیت پیش خدای متعال فکر کنید: پیش خدا مسئولید، از شما سؤال خواهد شد. آخرین وصایای امام را به یاد بیاورید؛ قانون، فصل‌الخطاب است؛ قانون را فصل‌الخطاب بدانید. انتخابات اصلاً برای چیست؟ انتخابات برای این است که همه‌ی اختلافها سر صندوق رأی حل و فصل بشود. باید در صندوقهای رأی معلوم بشود که مردم چی میخواهند، چی نمیخواهند؛ نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتی آنهائی که رأی نیاوردند، اردوکشی خیابانی بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آنهائی که رأی آورده‌اند هم، در جواب آنها، اردوکشی کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟ این مردمی که خیابان، محل کسب و کار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگی آنهاست، اینها چه گناهی کردند؟ که ما میخواهیم طرفدارهای خودمان را به رخ آنها بکشیم؛ آن طرف یک جور، این طرف یک جور. برای نفوذىِ تروریست -آن کسی که میخواهد ضربه‌ی تروریستی بزند- مسئله‌ی او مسئله‌ی سیاسی نیست؛ برای او چه چیزی بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمی که میخواهند راهپیمائی کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششی برای او درست کند، آنوقت مسئولیتش با کیست؟ الان همین چند نفری که در این قضایا کشته شدند؛ از مردم عادی، از بسیج، جواب اینها را کی بناست بدهد؟ واکنشهائی که به اینها نشان داده خواهد شد -تو خیابان از شلوغی استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروی انتظامی را ترور کنند- که بالاخره واکنشی به وجود خواهد آورد، واکنش احساسی خواهد بود. محاسبه‌ی این واکنشها با کیست؟ انسان دلش خون میشود از بعضی از این قضایا؛ بروند توی کوی دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را -آن هم دانشجوهای مؤمن و حزب‌اللهی را، نه آن شلوغ‌کن‌ها را- مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبری هم بدهند! دل انسان خون میشود از این حوادث. زورآزمائی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‌سالاری است.

من از همه میخواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستی نیست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‌ی آنهاست.

این تصور هم غلط است که بعضی خیال کنند با حرکات خیابانی، یک اهرم فشاری علیه نظام درست میکنند و مسئولین نظام را مجبور میکنند، وادار میکنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غیر قانونی، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتوری است. این اشتباه محاسبه است؛ این محاسبه‌ی غلطی است. عواقبی هم اگر پیدا کند، عواقبش مستقیماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.

من از همه‌ی این دوستان، این برادران، میخواهم بنا را بر برادری بگذارید، بنا را بر تفاهم بگذارید، قانون را رعایت کنید. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از این راه بروید. و امیدوارم خدای متعال توفیق بدهد که همه از این راه بروند. خب، همه پیشرفت کشور را میخواهند. جشن پیروزی چهل میلیونی را این برادران گرامی بدارند و نگذارند دشمن این جشن را خراب کند؛ همچنانی که دشمن میخواهد خراب کند. البته اگر کسانی بخواهند راه دیگری را انتخاب بکنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صریحتر از این صحبت خواهم کرد.

و اما خطاب سوم، خطاب به سران استکبار و سران رسانه‌های استکباری است. بنده در این دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمریکا و دولتمردان چند کشور اروپائی را دنبال کردم؛ در این هفته‌های نزدیک به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم این دو سه روزِ بعد از انتخابات. یک وضع متغیر و متفاوتی داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگیری رسانه‌هایشان، دولتمردانشان، این بود که در اصلِ انتخابات ایجاد تردید کنند، شاید شرکت مردم کم بشود. البته همین نتائجی که از این انتخابات حاصل شد، همین نتائج را آنها هم -هم اروپائیها، هم آمریکائیها- حدس میزدند؛ اما این حرکت عظیم مردم را انتظار نداشتند؛ این کارِ ۸۵ درصدی؛ چهل میلیونی را باور نمیکردند. بعد از آنکه این حضور عظیم دیده شد، اینها شوکه شدند؛ فهمیدند چه اتفاق بزرگی در ایران افتاد؛ فهمیدند که باید خودشان را با این شرائط جدید وفق بدهند؛ هم در امور بین الملل، هم در امور خاورمیانه و جهان اسلام، هم در مسئله‌ی هسته‌ای. در مسائل ایران شوکه شدند؛ فهمیدند که سرفصل جدیدی در مسائل مربوط به جمهوری اسلامی پیدا شد، که مجبورند این را بپذیرند. این مال هنگامی بود که این حرکت عظیم مردم دیده شد و از اینجا مرتب به وسیله‌ی ایادی خودشان مخابره شد و همه‌شان اظهار تعجب کردند؛ از همان صبح جمعه این اظهارات شروع شد، آنجا هم برخی از بازخوردهای این اظهارات دیده شد.

وقتی اعتراض بعضی از نامزدها را دیدند، ناگهان احساس کردند فرصتی برایشان پیش آمد. این فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‌سواری کنند. لحنشان از روز شنبه و یکشنبه عوض شد و وقتی یواش یواش چشمشان افتاد به بعضی از اجتماعات مردمی که به دعوت نامزدها مثلاً در خیابانها پیدا شدند، امیدوار شدند، یواش یواش نقابهایشان کنار رفت و حقیقت خودشان را بنا کردند نشان دادن. چند تا از وزرای خارجه و رؤسای دولتهای چند تا کشور اروپائی و آمریکا حرفهائی زدند که باطن آنها را به انسان نشان میداد. از قول رئیس جمهور آمریکا نقل شد که گفته ما منتظر چنین روزی بودیم که مردم به خیابانها بریزند. از آن طرف نامه بنویسند، اظهار علاقه‌ی به روابط کنند، ابراز احترام به جمهوری اسلامی بکنند، از این طرف این حرفها را بزنند. کدام را ما باور کنیم؟

در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و "خط تخریب خیابانی" شروع شد؛ «خط تخریب، خط آتش‌سوزی، اموال عمومی را آتش بزنند، حریم کسب و کار مردم را ناامن کنند، شیشه‌های دکان مردم را بشکنند، اموال بعضی از مغازه‌ها را به غارت ببرند، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند؛ امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت

این ربطی به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‌نشاندگان سرویسهای جاسوسی غربی و صهیونیست است. این کاری که در داخل، ناشیانه از بعضی سر زد، اینها را به طمع انداخت، خیال کردند ایران هم گرجستان است! یک سرمایه‌دار صهیونیست آمریکائی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه‌ها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت من ده میلیون دلار خرج کردم، در گرجستان انقلاب مخملی راه انداختم؛ حکومتی را بردم، حکومتی را آوردم. احمقها خیال کردند جمهوری اسلامی، ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست. ایران را با کجا مقایسه میکنید!؟ مشکل دشمنان ما این است که هنوز هم ملت ایران را نشناختند.

آن چیزی که در این بین از همه بدتر و زشت‌تر به چشم من آمد، «این حرفهائی بود که به عنوان دلسوزی از حقوق بشر و سختگیری به مردم، از زبان این دولتمردان آمریکائی صادر شد که: ما از اینکه با مردم چنین رفتار بشود، مخالفیم؛ ما نگرانیم!» شما نگران مردمید!؟ شما چیزی به نام حقوق انسان را اصلاً قبول دارید!؟ افغانستان را کی به خاک و خون کشید و هنوز هم دارد میکشد؟ عراق را کی زیر چکمه‌ی نظامیان خودش تحقیر کرد؟ در فلسطین چه کسی به دولت صهیونیست ظالم این همه کمک سیاسی و مادی کرد؟ در خود آمریکا -انسان واقعاً تعجب میکند- در زمان دولت همین حزب دمکرات، در زمان ریاست جمهوری شوهر همین بانوئی که حالا اظهار نظر میکند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‌ی داوودی را زنده زنده در آتش سوزاندند. این که دیگر جای انکار نیست. همین حضرات، همین دمکراتها این کار را کردند. فرقه‌ی داوودیها به قول خودشان دیویدیها - به دلیلی مورد غضب دولت آمریکا قرار گرفتند و به منزلی رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه کردند، بیرون نیامدند. اینها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو این خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر میفهمید یعنی چه!؟ به نظر من این مسئولان و سیاستمداران اروپائی و آمریکائی قدری بایستی شرم و حیا را هم برای خودشان وظیفه بدانند.

«جمهوری اسلامی، پرچم‌دار حقوق انسان است.» دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطین، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‌ای که مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‌ی همین است. نشانه‌ی این است که «پرچم حقوق بشر به وسیله‌ی اعتقاد به اسلام، ایمان به اسلام در این کشور برافراشته شده است.» "ما احتیاج نداریم که برای حقوق بشر کسی ما را نصیحت کند." خب، «این عرایض ما بود درباره‌ی انتخابات.»
خطاب رهبرانقلاب به امام زمان(حضرت مهدی)
آیت الله سیدعلی خامنه ای:یک خطاب آخری هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه): «ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت

رهبرانقلاب:«من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبروئی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ی اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد

«سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما؛ صاحب ما توئی؛ صاحب این کشور توئی؛ صاحب این انقلاب توئی؛ پشتیبان ما شما هستید»؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانی بفرما.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ (۱) وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْواجاً (۲) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوَّاباً (۳).سوره نصر.

والسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَهُ اللَّه وَ بَرَکاتُهُ

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع این گزارش،سایت رهبری است،اماانتخاب تیترها و محتوای پرانتزها ازاینجانب است.

ماجرای جلسه رهبری با میرحسین موسوی ونمایندگان کاندیداهای ریاست جمهور-خرداد۱۳۸۸

«حصر آقایان موسوی و کروبی در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ »حدود ۲۰ ماه پس از شروع فتنه ۱۳۸۸.

«روز بعداز اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری»:عصر روز(یکشنبه۲۴خرداد۱۳۸۸)«میرحسین موسوی» به دیداررهبری رفتند، ضمن ارائه‌ی گزارشی، دیدگاه خود را درباره‌ی روند انتخابات بیان کرد.
رهبر انقلاب با تأکید بر لزوم حفظ آرامش و متانت، خاطرنشان کردند: در دوره‌های قبلی انتخابات نیز برخی افراد و نامزدها مسائلی داشتند که از طریق شورای نگهبان به عنوان مرجع قانونی رسیدگی به شکایات انتخاباتی، پیگیری کردند و طبعاً در این دوره نیز مسائل باید از طریق قانونی دنبال شود.اما موسوی خودرا پیروز انتخابات می دانست واین حرفهاهیچ تأثیری درافکارمتوهمش نداشت!همچنان بر«تنورفتنه»می دمید.

ماجرای جلسه رهبری با میرحسین موسوی ونمایندگان ستادهای انتخابات ریاست جمهوری خرداد۱۳۸۸ 

خطبه تاریخی  جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸رهبری انقلاب

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:برگزاری دهمین دوره ریاست جمهوری جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ درآماراولیه "تهران"خبرازپیروزی میرحسین موسوی داده شده بود،ایشان صبوری نکردتاشمارش آراء به پایان برسد ونتیجه انتخابات رسماًاعلام شود،خودش رابرنده انتخابات معرفی کرد وهیجانات شروع شد،درحالیکه ازنخستین ساعات بامداد روز شنبه ،اعلام تدریجی نتایج انتخابات کرد خبرها از پیشی گرفتن احمدی نژادداشت.

نهایتاًمعلوم شد بافاصله  ۱۱ میلیون رأی اختلاف  از احمدی نژادعقب افتاده، ولی حاضرنشدبپذیرد که بااین تعداداختلاف امکان تقلب نیست!

میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای نتایج اعلام شده را "بُهت آور" خواند و گفت -تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهد شد-«جنبش سبز»شکل گرفت،کروبی هم نتایج  را «مضحک» خواند و آن را«فاقد مشروعیت»خواند!.

«صادق محصولی»(وزیر کشور وقت) در روز ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ اعلام کرد که«احمدی‌نژاد بیش از ۶۲ درصد آرا را بدست آورد و برنده انتخابات شد

۱-«محمود احمدی‌نژاد» ‌۲۴ میلیون و ‌۵۲۷ هزار و ‌۵۱۶ رای معادل ‌۶۳ /‌۶۲ درصد آرا

۲-«میرحسین موسوی» ‌۱۳ میلیون و ‌۲۱۶ هزار و ‌۴۱۱ رای معادل ‌۷۵ /‌۳۳ آرا

۳-«محسن رضایی» ‌۶۷۸ هزار و ‌۲۴۰ رای معادل ‌۷۳ /‌۱ درصد آرا

۴-«مهدی کروبی» با ‌۳۳۳ هزار و ‌۶۳۵ رای معادل ‌۸۵ /‌۰ آرا

روز بعدازاعلام نتایج

  «حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار آقای میرحسین موسوی با ایشان، بر پیگیری مسائل از طریق مراجع قانونی تأکید کردند.
در این دیدار که عصر دیروز(یکشنبه۲۴خرداد ۱۳۸۸) انجام شد، آقای میرحسین موسوی ضمن ارائه‌ی گزارشی، دیدگاه خود را درباره‌ی روند انتخابات بیان کرد.
رهبر انقلاب با تأکید بر لزوم حفظ آرامش و متانت، خاطرنشان کردند: در دوره‌های قبلی انتخابات نیز برخی افراد و نامزدها مسائلی داشتند که از طریق شورای نگهبان به عنوان مرجع قانونی رسیدگی به شکایات انتخاباتی، پیگیری کردند و طبعاً در این دوره نیز مسائل باید از طریق قانونی دنبال شود.»منبع:۲۵خرداد ۱۳۸۸سایت رهبری

۴روزبعدازانتخابات

رهبرانقلاب همه معترضین رابه جلسه دعوت کرد،خواست هرکدام یک نفررابعنوان نماینده شان بفرستند جلسه-آقای«دکتروحیدحقانیان»ازدفتررهبری تلفنی اطلاع داد.

مرتضی الویری از طرف ستاد مهدی کروبی، علیرضا بهشتی از طرف ستاد میرحسین موسوی، مجتبی ثمره هاشمی از ستاد محمود احمدی نژاد و داوود دانش جعفری از ستاد محسن رضایی صحبت کرده اند

دراین جلسه اعضای دیگری ازستادها هم بودند(ازشورای نگهبان کدخدایی هم بود ورئیس قوه قضائیه آیت الله لاریجانی)

جلسه همان روزسه شنبه۲۶ خرداد ۱۳۸۸برگزارشدمرتضی الویری فرستاده کروبی اولین سخنران ،اصراربرابطال انتخابات داشته!

آقاهم برصیانت ازآرای وتأکید برعدم ابطال وپیگیری هاازبستر قانون…

طرفداران آقای احمدی نژادهم دریکشنبه۲۴خرداد جشن پیروزی برگزارکردند.

تظاهرات خشونت بارطرفداران موسوی وکروبی همچنان ادامه داشت وموج بدی درکشورایجادکرده بود

اگرچه تجمعات پراکنده ازشب  شمارش آراء شروع شد وتظاهرات وراهپیمایی ها ازتاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸شروع شدوکم کم به خشونت کشیده شد کشته و  زخمی هم داشت.

وزرات کشور جمهوری اسلامی، بعد از ظهر روز شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸نتایج رااعلام کرد:

محمود احمدی نژاد: با ۲۴ میلیون و ۵۹۲ هزار و ۷۹۳ رای رتبه اول
میرحسین موسوی: با ۱۳ میلیون و ۳۳۸ هزار و ۱۲۱ رای رتبه دوم
محسن رضایی میرقائد: با ۶۸۱ هزار و ۸۵۱ رای رتبه سوم
مهدی کروبی: با ۳۳۸ هزار و ۲۷۸ رای  چهارم شد.

از مجموع بیش از ۳۹ میلیون رأی مأخوذه معادل ۶۲.۶۳ درصد آرا

روز (سه شننبه۲۶خرداد ۱۳۸۸) آیت الله خامنه ای نمایندگان نامزدها و مسئولان وزارت کشور و شورای نگهبان را فراخواند و با آنها گفت و گو کرد. او نمایندگان نامزدها را به آرامش و پیگیری اعتراضاتشان از مسیر قانون دعوت کرد.

اولین جمعه بعدازانتخابات ریاست جمهوری 

خطیب جمعه تهران مقام معظم رهبری بود،وی درخطبه دوم موضع خودرااعلام کرد ودرپایان اشکش جاری شد که این اشک مثل “دومینو” اشکهایی راجاری کرد ! وازاین روزبودکه صف رأی دهندگان موسوی با صف طرفدارن موسوی”خشونت”مشخص شد. یعنی صف خودی وغیرخودی،صف فتنه گران .

«یک خطاب آخرى هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام می‌دهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبرویى هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا کن براى ما؛ صاحب ما تویى؛ صاحب این کشور تویى؛ صاحب این انقلاب تویى؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما»

دراین روز آیت‌الله مهدوی کنی  رهبر انقلاب بعدازنماز جمعه ، امامت نماز عصر را به آیت‌الله مهدوی کنی محول می کردومصلی راترک می کند. ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ 

ماجرای جلسه نمایندگان نامزدهای انتخابات ۸۸ با آیت الله خامنه‌ای

شنبه۲۶خرداد ۱۳۸۸جلسه آیت الله  خامنه‌ای بافرستادگان کاندیداهای ریاست جمهوری -دوره دهم

جزئیات تازه ای از جلسه اعضای ستاد انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ با آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در کتابی با عنوان "من مدیر جلسه ام" منتشر شده است

نویسنده کتاب(رحیم مخدومی) است و جزئیات این دیدار توسط جعفر فرجی، قائم مقام ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد روایت شده که در جلسه ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ در دفتر آیت الله خامنه ای حضور داشته است.

این دیدار یک روز پس از راهپیمایی طرفداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی از میدان انقلاب تا میدان آزادی تهران، در دفتر رهبر ایران برگزار شده بود.

از ستاد هر یک از نامزدهای انتخابات پنج نفر در این جلسه حضور داشتند و نماینده وزارت کشور و سخنگوی شورای نگهبان هم به عنوان مجری و ناظر انتخابات در آن حاضر بودند.

در جریان جلسه، تا زمانی که دوربین ها به گفته راویان روشن بودند و جلسه را ضبط می کردند، مرتضی الویری از طرف ستاد مهدی کروبی، علیرضا بهشتی از طرف ستاد میرحسین موسوی، مجتبی ثمره هاشمی از ستاد محمود احمدی نژاد و داوود دانش جعفری از ستاد محسن رضایی صحبت کرده اند، اما پس از خاموش شدن دوربین های تصویربرداری که به گفته راوی به درخواست رهبری بوده، شمار دیگری از افراد هم به جمع سخنگویان پیوسته اند.

آیت الله خامنه ای:من خودم مدیر جلسه ام

به گفته راوی، آیت الله خامنه ای در ابتدای جلسه گفته "من خودم مدیر جلسه هستم" و از نمایندگان دعوت کرده تا بر اساس سن نامزدها صحبت را آغاز کنند. مرتضی الویری به نمایندگی از مهدی کروبی، مسن ترین نامزد، صحبت را آغاز کرده است.

اعضای ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد در ردیف سمت راست آیت الله علی خامنه ای حضور داشتند

به گفته قائم مقام ستاد محمود احمدی نژاد، آقای الویری که مسئولیت سازماندهی برخی راهپیمایی‌های قبل از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ را بر عهده داشته، گفت که تا آن زمان تظاهراتی به بزرگی راهپیمایی طرفداران جنبش سبز (در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸) ندیده و خواستار ابطال انتخابات و توجه به خواست مردم شده است.

راوی می افزاید آیت الله خامنه ای خواسته است که از ستاد هر یک از نامزدها یک نفر به مدت پنج دقیقه صحبت کند و به نقل از رهبر ایران می گوید "ساعت هم روبه‌رو هست، دوستانی که حواسشون نیست، بغل دستی ها یادآوری" کنند.

«محمد علی نجفی» که کنار آقای الویری نشسته بود، گفت: آقا! اگه پنج دقیقه بیشتر شد، بهش می‌زنم...  «مهدی کلهر» برگشت گفت آقا، اینا عادت کردن به کتک زدن."

بر اساس روایت «جعفر فرجی»، «علیرضا بهشتی» از طرف ستاد آقای موسوی سخنران بعدی بوده است. "ایشان هم یک تیکه علمایی انداخت و گفت انشالله«اُذُن خیر»باشید، بعد گفت ما داریم به چه سمتی می‌ریم؟ کشور با بد اخلاقی‌ها و برخوردهای اشتباه تباه شده."

سخنگوی شورای نگهبان به نقل از راوی

سخنران بعدی «داوود دانش جعفری» از وزیران سابق دولت احمدی نژاد و از اعضای ستاد محسن رضایی بوده است. نویسنده درباره سخنرانی آقای دانش جعفری به نقل از راوی می نویسد: "یه سری از آراء افراد لشگری، سپاه و ارتش و... سازماندهی شده بود، جمع‌بندی ما این بود که یه جریانی پشت این هست... آقا به حالت شوخی گفت اون کاندیدا ظاهراً خودش نظامی نبود؟" که کنایه ای به سابقه نظامی‌گری محسن رضایی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

انتقاد نماینده رضایی از آیت الله خامنه ای

به گفته جعفر فرجی: "دانش جعفری شروع کرد به پرت و پلا گفتن "که اون سفری که شما رفتید کردستان و صحبت کردین، همه احساسشون بر این بود که شما دارید از یه کاندیدای خاص حمایت می‌کنید و این سلامت انتخاب رو زیر سوال برد. یعنی صحبت‌های آقا هم نوعی تقلب محسوب می‌شه. همه مونده بودن که «دانش جعفری» چی داره می‌گه. "انتظار می‌رفت این حرف رو نماینده‌های موسوی و کروبی بزنن، نه نماینده محسن رضایی."

اشاره آقای دانش جعفری به سخنرانی آیت الله خامنه ای بوده که در آن ضمن تمجید از عملکرد دولت، در توضیح مشخصات نامزد اصلح، به گونه ای سخن گفت که عده ای آن را اشاره به آقای احمدی نژاد تلقی کردند.

از راست: عباس آخوندی، حسن عابدی جعفری، ابوالفضل فاتح و بیژن نامدار زنگنه نمایندگان ستاد موسوی،؟،علیرضا بهشتی از ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی

منتقدان می گفتند که آیت الله خامنه ای که مطابق قانون باید در انتخابات بی طرف باشد، عملا نشانی مشخص نامزد مطلوب خود را به طرفدارانش داده است.

راوی دیدار نمایندگان ستادها با آیت الله خامنه ای می گوید که آقای "دانش جعفری خیلی تیکه بدی انداخت. دانش جعفری تمام حیات سیاسیش رو به لطف آقا داره، چون آقا ایشون رو حمایت کرده."

راوی می افزاید: "آقا وسط حرفش اومد و گفت من حدود بیست ساله دارم این حرفارو می‌زنم و زمانی این حرفای من قطع می‌شه که من تو این دنیا نباشم، تا وقتی هستم این معیارها رو به مردم می‌گم. من باید معیارها رو به مردم بگم و هر کسی بره تطبیق بده. مردم خودشون می‌فهمن کدوم کاندید بیشترین معیارها رو داره و کدوم کمترین، هر کاندیدای می‌تونه بگه من به این معیارها نزدیکتر هستم."

بر اساس نوشته، فضای حاکم بر این جلسه که خشک بوده با شوخی های آیت الله خامنه ای و در مواردی شوخی های مجتبی ثمره هاشمی و شخص راوی از ستاد آقای احمدی نژاد تلطیف می شده است.

آقای الویری! شما ۳۰ ثانیه وقت خواستید(ما کریم هستیم) به شما یک دقیقه وقت می‌دیم.

آیت الله علی خامنه ای به روایت راوی

قائم مقام ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد می گوید که قبل از برگزاری این جلسه تصور می شد که آیت الله  خامنه ای "می خواهد امتیاز بدهد"، اما به نوشته او، رهبر ایران "شروع کرد به صحبت و گفت:« چیزی نشده اتفاقی نیفتاده، سر یه چهارراهی تصادفی شده، همه صبر کنن تمام بشه بره

به گفته راوی: "آقای الویری هی دستشو می‌برد بالا که آقا من پیشنهاد دارم، سی ثانیه وقت می‌خوام، بنده طرح دارم برای حل مسئله آقا فرمود دوربین‌ها را بیرون ببرید. وقتی دوربین‌ها خارج شد، آقا فرمود: آقای الویری شما سی ثانیه وقت خواستید، ما کریم هستیم به شما یک دقیقه وقت می‌دیم. خنده بر لبان همه نشست، آقای الویری گفت نه آقا! پنج دقیقه."

بر اساس این روایت، نماینده ستاد انتخاباتی مهدی کروبی خواستار ابطال انتخابات و تشکیل "حکمیت حقیقت یاب" شد که مورد اعتماد تمام طرف ها باشد، اما آیت الله خامنه ای بلافاصله با هر دو پیشنهاد مخالفت کرد.

نفر اول از سمت راست «دکتروحیدحقانیان» از اعضای دفتر رهبری، نفر سوم مرتضی الویری، نفر چهارم محمد علی نجفی، کنار او حجت الاسلام رسول منتجب نیا ،سمت چپ، خانم فاطمه کروبی( همسر حجت الاسلام مهدی کروبی)هم در عکس دیده می شود

تیکه جالب رهبری خطاب به  "رسول" کروبی

راوی از آیت الله خامنه ای در این جلسه نقل می کند که خطاب به آقای الویری گفته است: "اون موقع که انتخابات می‌رسه، هی تکرار می‌کنید که رهبری در چارچوب قانون اساسیه و از این به عنوان ژست برای بالا بردن رای‌تون استفاده می‌کنید، شما که این حرفا رو تکرار می‌کنید، چطوری این جا می‌گید رهبری بیاد از اختیارات فرا قانونی استفاده کنه؟ شما خودتون می‌گید که رهبری این اختیار رو نداره. چطوری شورای نگهبان و دستگاه‌های مجری و نظارتی رو کنار بذاره و خودش شورایی تشکیل بده؟"

در گزارشی که چند ماه بعد از انتخابات، به نقل از مرتضی الویری در سایت روزآنلاین منتشر شد، از قول بیژن زنگنه، عضو ستاد انتخابانی میرحسین موسوی خطاب به آیت الله خامنه ای آمده بود: "حاج آقا بحث ما روی ۴۰ میلیون رأی نیست. قبول داریم که ۴۰ میلیون رأی موجب افتخار است. ما نمی‌خواهیم این افتخار را نادیده بگیریم. بلکه بحث ما این است که آرا به کلی جابجا شده است. شما می‌گوئید شورای نگهبان بررسی کند. مگر شورای نگهبانی که هفت نفر از آنها از آقای احمدی نژاد حمایت کردند می‌تواند یک مرجع قابل قبول باشد و مردم به آنها اعتماد کنند؟"

طعنه رهبر به نمایندگان ستاد موسوی

نویسنده کتاب تازه، جواب آیت الله خامنه ای به آقای زنگنه را این طور نقل می کند: "شما نوعاً آدمی احساساتی هستی، بارها شده اومدی یه مطلبی رو به من گفتی، بعد اومدی با گریه اون مطلبو پس گرفتی" و می افزاید: "این آقا(زنگنه) دیگه ساکت شد"

آقا فرمودند یک مطلبی هم راجع به ابطال انتخابات بگویم که دیگر هیچ وقت چنین مطلبی را تکرار نکنید. اگر امروز تمام دنیا نیز روبرویم جمع شوند و بایستند و بگویند انتخابات باید ابطال شود، بنده هرگز زیر بار نخواهم رفت.

ابطال انتخابات تودهنی به مردم است و بنده به هیچ عنوان از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد. در همین انتخابات سال ۱۳۷۶ وقتی جناب آقای خاتمی رای آوردند خیلی ها اعتراض داشتند و به دنبال ابطال انتخابات بودند. گروهی از بزرگانی که شما هم می شناسید، پیش بنده آمدند و تقاضای ابطال انتخابات را کردند و مدام هم اصرار می کردند. بنده آن زمان آن‌چنان تشری به این ها زدم که دیگر از آن زمان تاکنون دل‌شان با بنده صاف نشده، (بعد با شوخی و تبسمی آرام فرمودند) البته امیدوارم این جلسه باعث نشود که شما هم مثل آن عزیزان شوید. اگر هم اعتراضی راجع به انتخابات دارید بروید در مجاری قانونی درنظرگرفته شده در قانون اساسی پیگیری کنید.

البته یک چیزی را هم بگویم که شما که کار اجرایی انتخابات انجام داده اید، می دانید که احتمال تقلب در انتخابات نیم درصد هم نیست. حالا یک زمانی صحبت بر سر ۱۰۰ هزار رای بود، احتمال می دادیم. اگر ۲۰۰ هزار رای بود، ۳۰۰هزار رای بود، می پذیرفتیم. الان صحبت نه بر سر یک میلیون یا دو میلیون رای است، اختلاف ۱۱ میلیون رای است. مگر می شود پذیرفت!. البته اشکال ندارد شورای نگهبان ترتیبی اتخاذ کند تا با حضور نمایندگان کاندیداها، آن صندوق هایی که اعتراض دارند، بازشماری شود.

اعضای ستاد محسن رضایی. نفر  سمت چپ" داوود دانش جعفری" و«مرتضی طلایی‌نیک».

عباس اخوندی درجلسه رسولان کاندیداها

در بخش خصوصی جلسه که به روایت قائم مقام ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد بدون حضور دوربین ها انجام شده، از جمله «عباس آخوندی»(باجناق علی اکبر ناطق نوری) و از اعضای ستاد میرحسین موسوی شروع به صحبت کرده است. آقای آخوندی دستشو آورد بالا که می‌خوام صحبت کنم... داشت می‌گفت من فلان و فلان و...

رهبری گفت:اول شمارامعرفی کنید!( آخوندی  وزیر مسکن کابینه زمان ریاست جمهوری رهبری بوده اند)

که آقا بهش گفت خودتونو معرفی کنید. با تعجب گفت من آخوندی هستم. آقا گفت جدیدا مواضع تونو تو روزنامه دیدم !

به روایت «جعفر فرجی»: من به بچه‌ها گفتم آقا بهش تیکه انداخت، یعنی دیگه نمی‌شناسمت. دیگه حرفاش یادش رفت، نمی‌دونست چی بگه، هر چی می‌گفت به ضرر خودشون بود.

سمت راست رهبری: مرحوم محمدرضا علیزاده، عباسعلی کدخدایی وآیت الله صادق آملی لاریجانی نمایندگان شورای نگهبان/سمت چپ رهبری:کامران دانشجو وحجت الاسلام محمدحسین موسی‌پور( نمایندگان وزارت کشور )

براساس روایت مکتوب آقای الویری از این جلسه که پیشتر منتشر شده بود، در ادامه نماینده محسن رضایی می خواسته صحبت کند که آقای خامنه ای گفته خسته شده است و جلسه پایان یافته است.

در روایت تازه ای که از این جلسه منتشر شده، قائم مقام ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد به جزئیاتی از مکالمه کوتاه فاطمه کروبی، همسر و از اعضای ستاد مهدی کروبی هم اشاره می کند که به وضوح نشان دهنده نارضایتی آیت الله خامنه ای از گفته های تبلیغاتی آقای کروبی است.

گوشه زنی رهبر به گفته‌های کروبی

"آقا گفت: خانم کروبی! من تو فیلم‌های تبلیغاتی آقای کروبی دیدم که ایشون با افتخار می‌گن که "من میرم زندانی آزاد می‌کنم، من مجرم آزاد می‌کنم" مگه این افتخاره!؟ به آقای کروبی بگین کسی نباید بدون دلیل به زندان بره و کسی هم نباید بدون دلیل از زندان بیاد بیرون

راوی به نقل از آیت الله خامنه ای

"خانم کروبی... گفت آقا من یه چیزی رو می‌خواستم بگم. آقا گفت بفرمایید. [خانم کروبی] گفت:«اگه می‌شه بگید اینایی که دستگیر شدن رو آزاد کنن.» آقا گفت خانم کروبی! «من تو فیلم‌های تبلیغاتی آقای کروبی دیدم که ایشون با افتخار می‌گن که من میرم زندانی آزاد می‌کنم، من مجرم آزاد می‌کنم، مگه این افتخاره؟» ودرادامه گفت:"به آقای کروبی بگین کسی نباید بدون دلیل به زندان بره و کسی هم نباید بدون دلیل از زندان بیاد بیرون."

تصویری که از آیت الله خامنه ای در این جلسه ترسیم می شود چهره ای مصمم به طرفداری از تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری است که با مخالفان خود در این نشست شوخی می کند و در مواردی آنها را دست می اندازد.

هنگامی که مرتضی طلایی نیک، از اعضای ستاد محسن رضایی، از هتک حرمت "بزرگان" در مناظره های تلویزیونی توسط آقای احمدی نژاد گلایه می کند، آیت الله خامنه ای در پاسخی، می گوید "بله، من هم از طریق تلویزیون مثل بقیه مردم نشستم دیدم، واقعاً قلب من به درد اومد، وقتی دیدم توی تلویزیون به رئیس جمهور قانونی مملکت [محمود احمدی نژاد] دارن می‌گن دروغگو، دروغگو."

این در حالی است که به نظر می رسد منظور آقای طلایی نیک، طرح اتهام علیه اکبر هاشمی رفسنجانی توسط آقای احمدی نژاد بوده است.

'رو به روی تمام دنیا می ایستم'

از راست: مهدی کلهر، عباس زریبافان، مجتبی ثمره هاشمی، مجتبی زارعی و جعفر فرجی نمایندگان ستاد احمدی‌نژاد

نویسنده روایت تازه از این نشست، نقل می کند که آقای خامنه ای در لحظات پایانی جلسه گفته است: درباره ابطال انتخابات که هی تکرار می‌کنید؛ اگر تمام دنیا رو به روی من بایستن که باید این انتخابات ابطال بشه، من رو به روی تمام دنیا می‌ایستم و نمی‌ذارم که انتخابات ابطال بشه. ابطال انتخابات، تو دهنی به مردمه

وی همچنین از رهبر ایران نقل می کند: "اون زمانی که آقای خاتمی رأی آورد، یه سری از دوستانی که شما هم می‌شناسیدشون جمع شدن اومدن پیش من، گفتن باید انتخابات ابطال بشه، من اونجا آن چنان تشری به اونا زدم که از اون وقت تا به حال دلشون دیگه با من صاف نشد."

آیت الله علی خامنه‌ای سه روز پس از این جلسه، با حضور در نماز جمعه تهران اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات را "اردوکشی و زورآزمایی خیابانی" خواند و هشدار داد "کسانی که بخواهند برای اصلاح ابرو چشم را کور کنند مسئول هر خونی که ریخته شود هستند."

گفته های آیت الله خامنه ای به روایت راوی

از راست: مرحوم محمدرضا علیزاده، عباسعلی کدخدایی و صادق آملی لاریجانی نمایندگان شورای نگهبان

پس از این سخنرانی بود که دستگیری معترضان و برخورد با اعتراضات علیه نتایج انتخابات شدت گرفت و از جمله مرتضی الویری که از معترض ترین چهره های حاضر در جلسه با آیت الله خامنه ای بود، بازداشت شد./منبع:۲۰ دی  ۱۳۹۱BBC ومنابع داخلی:سایت رهبری،خبرگزاری تسنیم.

خاطرات آقای کدخدایی از دیدارنمایندگان کاندیداها بارهبری  ۲۶ خرداد ۱۳۸۸
«بیژن ناندار زنگنه»(از ستاد آقای موسوی)حرفهایش یک مقداری بااحساسات بود که در انتهای کلام، خواستار ابطال انتخابات شدند،ایشان خطاب به آقا گفتند که «شما پدر معنوی ما هستید، باید کمک کنید و نگذارید مثلاً بحرانی اتفاق بیفتد.» خیلی صحبت‌های آقای زنگنه با احساسات همراه بود.

صحبتهای وزیر در جلسات کابینه همراه با گریه(غلیان احساسات)

رهبر معظم انقلاب گفتند:جناب آقای زنگنه همیشه احساساتی هستند و  من خاطرم هست که گاهی اوقات که در وزارت هم بودند، صحبت‌هاشان حتی همراه با گریه بود. الآن هم در همان حال و هوا صحبت می‌کنند.
رهبر انقلاب در ادامه گفتند که «می‌خواهم خاطره‌ای بگویم که امیدوارم آقای زنگنه ناراحت نشوند. بعد از برگزاری انتخابات دوم خرداد، یکی از مقامات کشور آمد و خواستار ابطال انتخابات شد. چنان با او برخورد کردم که هنوز از من مکدر است

رهبرانقلاب:«ابطال یعنی بزنم توی دهن چهل میلیون رأی دهنده
صحبت‌ها که تمام شد و تقریباً جلسه رو به اتمام بود، نمایندگان دو کاندیدای معترض(کروبی و موسوی) اصرار بر ابطال انتخابات داشتند.البته آقایان به‌صورت مصداقی وارد بحث نشدند، بلکه عمده‌ی بحث آنها روی مناظرات و نیز اقدامات دولت قبل از برگزاری انتخابات بود. برخی آقایان می‌گفتند که چون آقای احمدی‌نژاد در مناظره صحبت کرده، صلاحیت ندارد. رهبری پاسخ فرمودند که «صلاحیت امر دیگری است و در جاهای دیگر باید تعیین بشود.»

رهبری فرمودند «این صحبت‌های شما هیچ مبنای قانونی ندارد. اگر تخلفی صورت گرفته، که شورای نگهبان این‌جا هست، وزارت کشور هم هست که باید برخورد بکند. اگر شما ادعایی دارید، بروید از طریق شورای نگهبان پیگیری بکنید و شورای نگهبان هم مکلف است به شکایت‌های شما رسیدگی بکند. وزارت کشور هم به همین صورت. بازشماری و بررسی کنید؛ تا هر زمانی که فکر می‌کنید این مسئله می‌تواند مشکل شما را حل بکند. ما هم به شورای نگهبان و وزارت کشور می‌گوییم که موضوع را تعقیب بکنند تا برای شما اطمینان ایجاد بشود، ولی این‌که می‌گویید ابطال بشود، این حرف خلاف قانون است، این را کسی نمی‌تواند بپذیرد. پذیرش ابطال انتخابات یعنی این‌که بزنم توی دهن چهل میلیون!»
این دفاع محکم رهبری بود از حقوق و آراء مردم. یعنی رهبر انقلاب این‌ بار در کسوت دفاع از آراء مردم و دفاع از جمهوریت وارد میدان شدند.

آخوندی: می‌دانیم تخلف عمده‌ای نشده است
عباسعلی کدخدایی:زمانی که بحث رسمی جلسه تمام شد، دوباره رهبر انقلاب فرمودند که اگر مطلب دیگری هست، مطرح کنید. جناب آقای«عباس آخوندی»(از ستاد آقای میرحسین موسوی) وقت گرفتند که تا آن‌موقع هم صحبتی نداشتند. آقای آخوندی خطاب به رهبر انقلاب گفتند که «ما می‌دانیم اگر تمام صندوق‌ها را بازشماری کنید، تخلف عمده‌ای به دست نمی‌آید، ولی مشکل و مسئله‌ی عمده‌ی ما صلاحیت آقای احمدی‌نژاد است.» باز رهبری فرمودند «این یک امر دیگری است. شما اگر نسبت به صندوق‌های آراء بحث دارید، مطرح بکنید، ولی بحث صلاحیت در جای دیگری بررسی شده و در زمانی دیگری می‌شود به آن پرداخت.»
«حجت الاسلام رسول منتجب‌نیا»(نماینده‌ی ستاد آقای کروبی)پیشنهاد کرد، برای این‌که هم رسیدگی توسط مرجع قانونی (شورای نگهبان) انجام شود و هم اعتماد نامزدها تأمین شود، در جلسه‌ای که موضوع بررسی و یا بازشماری انجام می‌شود، نمایندگان نامزدها به‌عنوان ناظر حضور داشته باشند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن تأیید این پیشنهاد از ما به‌عنوان نماینده‌ی شورای نگهبان خواستند که امکان حضور و نظارت نمایندگان نامزدها را برای رسیدگی و حتی بازشماری فراهم کنیم: «نامزدها اگر شکایتی درباره‌ی آراء صندوق خاصی دارند، همان صندوق و صندوق‌های مورد شکایت بازشماری شود و حتی می‌توان تصادفی تعدادی از صندوق‌ها را بازشماری کرد تا هیچ شبهه‌ای باقی نماند

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:درمورد اصطلاح علمایی فرستاده آقای میرحسین موسوی( علیرضابهشتی)

”اُذُن” یعنی چه؟

وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَهٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۶۱﴾توبه

یعنی سراپا”گوش”بود،بادقت گوش می داد به حرفهای مخاطبش

منافقان به همدیگرمی گفتندپیامبر:« هُو اُذُنٌ» و می گفتند هرکس، هرچیزی به پیامبر می گوید ایشان تایید می کنند با اینکه حرف ها متفاوت و متناقض است.

قرآن این عیب جویی بدخواهان پیامبر را نقل می کند و جواب می دهد: «قُلْ اُذُنُ خیْرٍ لکُمْ » پیامبر اگر گوش هست، گوش خیر هست. کسی مانند پیامبر به عنوان رهبر یک جامعه باید گوش باشد و جنبه خیریت و شنوا بودن پیامبر این بود که « یومِنُ بِاللهِ ویُومِنُ لِلْمُومِنِین ورحْمهٌ لِلذِین آمنُوا مِنْکُمْ» یعنی اعتماد به مومنین دارد: یکی از ابعاد شنوا بودن پیامبر این است که این کار رفعت برای مومنین است: شرح صدری که خداوند به پیامبر دارد روح پیامبر باید بسیار بزرگ باشد. روح پیامبر باید ظرفیت گنجایش تمام بداخلاقی ها و دشواری هایی که در جامعه وجود دارد را داشته باشد: او از یک طرف چون مهربان است و رحمت للعالمین است باید توان شنیدن همه بهانه جویی ها و سنگ اندازی مردم را داشته باشد و از طرفی دیگر سخنان مختلف را بشنود، چون اگر غیر از این باشد نشان می دهد او پیامبر رحمت نیست و چون می دانیم که پیامبر رحمت است در رفتار و کردار ایشان ابعاد مختلف رحمانیت پیامبر جلوه کرده است.

«عزیزٌ علیهِ ما عنِتُّم» او هرآنچه شما را به دشواری بیندازد برای پیامبر سخت و ناگوار است ./پایان توضیحات مدیرسایت

مدیریت سایت-پیراسته فر:اما شایدعده ای برمن خرده بگیرند که چرا منبع خبرم بی بی سی است!؟

بایدبگویم وقتی دررسانه های ایران به آن پرداخته نشده،ویا مدارک لازم راندارند ولی ازآن طرف اسنادومدارک را با همه جزییاتش رسانه ها دشمن دارند!

همانطورکه درماجرای جلسات انتخاب رهبرفیلمش را به دشمن رساندند خائنین،بقول یکی یکی ازاعضای خبرگان رهبری"هریس"که می گوید بخاطرمحرمانه بودن فیلمش دراختیارخوداعضاقرارنگرفته بوده ولی شبکه ماهواره‌ای«من و تو»داده می شود!

وقتی همه کاره مدیرعامل سابق صداوسیما(سرافراز)مهره امریکا می شود (شهرزاد میرقلی‌خان «بازرس ویژه سازمان صداوسیما)و یا حسن گلخنبان به‌عنوان ‌تصویربردار‌ صدا و سیما در مراسمات و برنامه‌های نظامی و دفاعی ایران حضور می‌یافتازتیم احمدی نژاددرنیویورک جدامی شود(مهر ۱۳۹۱ ) با همه امکانانت واسنادمحرمانه  پناهنده می شود..بایدماهم بعضی از اسنادرابه آنها استنادکنیم!متأسفانه/پایان توضیحات مدیرسایت

روایت دیگر از دیدار نمایندگان نامزدهای انتخابات دهم ریاست‌جمهوری با رهبر انقلاب

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب، ‌ نمایندگان ستادهای چهار نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری عصر سه شنبه در نشستی دوستانه، در حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، دیدگاه‌های خود را در باره انتخابات و مسایل مربوط به آن بطور صریح و شفاف بیان و مسئولان ذیربط نیز توضیحاتی را ارائه کردند. روایتی دیگر از این دیدار را در سطرهای زیر می‌خوانید:
عقربه‌های ساعت به ۶ بعد از ظهر روز سه‌شنبه ۸۸/۰۳/۲۶ نزدیک می‌شود. نمایندگان چهار نامزد فعال در صحنه‌ی انتخابات دهم ریاست‌جمهوری کنار هم نشسته‌اند تا در یک فضای صمیمی و البته متفاوت (از نظر ارزیابی انتخابات) دیدگاه‌های خود را مستقیم و شفاف با "پدر ملّت" در میان بگذارند. "پدر ملّت" عنوانی بود که یکی از نمایندگان نامزدهای رأی نیاورده (که البته از دولت‌های قبل مسؤولیت وزارت داشته است) برای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌کار برد.
ساعت ۶ با ورود رهبر معظم انقلاب، هریک از نمایندگان چهار نامزد شروع به سخن کردند.
اول نماینده ستاد شیخ‌النامزدها (تعبیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای آقای کروبی) سخن گفت که تقریباً با کم و زیادش توسط دیگر ستادها تکرار شد. چون به ترتیب سنّ نامزدها، نمایندگان ستادشان سخن گفتند، دومین نوبت به ستاد مهندس موسوی رسید.
برای سخن گفتن سومین نفر بین این‌که دکتر رضایی مسن‌تر است یا دکتر احمدی‌نژاد، یک لحظه تردید شد که نماینده ستاد دکتر رضایی نقطه نظراتش را مطرح کرد و سپس نوبت به کم‌سن‌ترین نامزد و ستاد وی، دکتر احمدی‌نژاد رسید.
آقایان الویری، بهشتی و دانش‌جعفری از طرف ستادهای آقایان کروبی، موسوی و رضایی، هریک اشکالات و شبهاتی را که معتقد بودند به انتخابات وارد است، مطرح کردند. برخی از مطالب مربوط به فضای انتخابات و مواضع و عملکرد نامزد منتخب بود و برخی دیگر به‌عنوان اشکالات روز رأی‌گیری و چگونگی اعلام نتیجه‌ی انتخابات.
آنچه به‌عنوان اشکالات مربوط به دوره‌ی منتهی به روز رأی‌گیری مطرح شد، تقریباً همان مواردی بود که از سوی سه نامزد و یا حامیان آن‌ها در مواجهه با نامزد منتخب مطرح شده بود و کم و بیش فرد ذی‌نفع و یا حامیان وی به آن‌ها پاسخ گفته بودند. در این جلسه نیز از سوی آقای ثمره‌‌هاشمی به‌عنوان نماینده‌ی نامزد منتخب به آن‌ها اشاره شد و البته این‌ها مواردی است که شورای نگهبان (که نمایندگانش به همراه نمایندگان وزارت کشور در جلسه حضور داشتند) خارج از حیطه‌ی قانونی صلاحیت خود برای رسیدگی می‌داند. این موضوعی بود که از سوی آقای کدخدایی به نمایندگی از طرف شورای نگهبان در جلسه مطرح شد.
موارد مطروحه‌ی دیگر که به‌عنوان "اشکالات مربوط به روز رأی‌گیری و چگونگی اعلام نتیجه" مطرح شد، علاوه بر کلیات، نکاتی مثل کمبود تعرفه و چگونگی و میزان صدور کارت برای ناظران نامزدها در شعب اخذ رأی را در بر می‌گرفت که در گزارش آقای دانشجو رئیس ستاد کشور و آقای کدخدایی نماینده شورای نگهبان به دو مورد مشخص و مصداقی فوق پرداخته شد. البته تفاوت‌هایی بین آنچه طرف‌های ذی‌نفع (ستاد نامزدها) و طرف‌های ذی‌ربط (شورای نگهبان و وزارت کشور) مطرح کردند، وجود داشت.
حضرت آیت‌ا‌لله خامنه‌ای در این جلسه، همچنان که خود در ابتدا تأکید کردند، می‌خواستند بیشتر حرف افراد حاضر را که به تعبیر ایشان همگی متعلّق به خانواده‌ی انقلاب هستند، گوش کنند و لذا کوتاه سخن گفتند ولی چند مطلب را مورد تأکید قرار دادند که به این مضمون بود:
اول آن‌که انتخابات مظهر وحدت ملی است و نباید اجازه داد به انشقاق ملی تبدیل شود.
دوم آن‌که ملّت ایران هویتی یکپارچه دارد. آن‌هایی که ۲۴ میلیون رأی به نامزد منتخب دادند، به همان اندازه دل در گرو انقلاب و نظام داشتند که ۱۴ میلیون دیگر. چرا که ۳۹ میلیون رأی‌دهنده‌ وجه مشترکشان دلبستگی به جمهوری اسلامی بود و وجه افتراقشان در رأی به این یا آن نامزد.
سوم آن‌که همه‌ی نامزدهای فعال در انتخابات و حامیان آن‌ها نباید به‌گونه‌ای سخن بگویند و یا رفتار کنند که منجر به تحریک و عصبانیت طرف مقابل شود.
چهارم این‌که ایجاد اغتشاش و آشوب، خواست دشمن است و هیچ نسبتی با نامزدها ندارد و امری محکوم است. همگان از نامزدها گرفته تا جمع حاضر (ستادها و حامیان آن‌ها) به صراحت و علنی علیه این اعمال خشونت‌آمیز که بعضاً جنایت است، موضع بگیرند.
پنجم آن‌که اشکالات و شبهات نامزدها باید رسیدگی شود و توسط مرجع قانونی که شورای نگهبان است تعیین تکلیف گردد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان تأکید کردند: همچنان‌که قبلاً گفته‌ام و از جمله در دیداری که آقای موسوی با اینجانب داشت تأکید کردم و قرار شد چنین شود، شما هر اشکال و شبهه‌ای که دارید، به‌طور مشخص و روشن به شورای نگهبان (به عنوان مرجع قانونی) اعلام کنید تا طبق قانون به آن رسیدگی شود. اینجانب به شورای نگهبان تأکید کرده‌ام که حتی اگر لازم شد، صندوق‌هایی را بازشماری کنند، این کار انجام شود.
عقربه‌های ساعت به ۷ بعدازظهر رسیده است و وقت جلسه به اتمام رسیده اما پس از پایان وقت و به هنگام صرف چای و شیرینی، بعضی‌ها از فرصت استفاده می‌کنند و نکته‌ای و یا خاطره‌ای می‌گویند.
آقای مرتضی الویری- یکی از نمایندگان ستاد آقای کروبی- اشاره می‌کند که خطبه‌ی عقد وی قبل از انقلاب در حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خوانده شده و رهبر معظم انقلاب می‌افزایند که من از طرف پدر همسر ایشان در جلسه‌ی عقد حضور داشتم و آیت‌الله طالقانی از طرف آقای الویری و از میزان مهریه‌ی ایشان و خانواده اصیل همسرشان سخن می‌گویند.
آقای عباس آخوندی- یکی از نمایندگان ستاد مهندس موسوی- نقل می‌کند که فردای برگزاری انتخابات دوم خرداد که منجر به پیروزی آقای خاتمی شد، قبل از اعلام نتیجه‌ی آرا، آقای ناطق نوری بیانیه‌ی تبریک به آقای خاتمی را نوشته و ارسال کرد.
آقای رسول منتجب‌نیا که از سوی ستاد آقای کروبی در جلسه حاضر است، پیشنهاد می‌کند برای این‌که هم رسیدگی توسط مرجع قانونی (شورای نگهبان) انجام شود و هم اعتماد نامزدها تأمین شود، در جلسه‌ای که موضوع بررسی و یا بازشماری انجام می‌شود، نمایندگان نامزدها به‌عنوان ناظر حضور داشته باشند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن تأئید این پیشنهاد از اعضای شورای نگهبان حاضر در جلسه می‌خواهند که امکان حضور و نظارت نمایندگان نامزدها را برای رسیدگی و حتی بازشماری فراهم کنند و می‌افزایند: نامزدها اگر شکایتی درباره‌ی آراء صندوق خاصی دارند، همان صندوق و صندوق‌های مورد شکایت بازشماری شود و حتی می‌توان تصادفی تعدادی از صندوق‌ها را بازشماری کرد تا هیچ شبهه‌ای باقی نماند./۱۳۸۸/۰۳/۲۷سایت رهبری.

پایان حصر فتنه گران سال ۱۳۸۸

ایسنا (دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۴ )نوشت: ۲۷ اسفند۱۴۰۳ «حسین کروبی»(فرزندِحجت الاسلام مهدی کروبی) از پایان حصر خانگی پدرش  پس از ۱۴ سال خبر داد.

 «زهرا رهنورد»و «میرحسین موسوی»

بیوگرافی نمایندگان کاندیداها-ریاست جمهوری دهمین دوره ( ونفراتی که درجلسه بودند) 

مرتضی الویری:متولد۱۳۲۷

نماینده مجلس شورای اسلامی -دوره اول ودوم وسوم(۱۳۵۹ الی ۱۳۷۱)

شهردار تهران (۱۳۷۸ الی ۱۳۸۰)

سفیرایران دراسپانیا (۱۳۸۲الی  ۱۳۸۵)

عضوشورای شهرتهران +رئیس پنجمین دوره شورای عالی استان ها ۱۳۹۶

 از اعضای کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث اخیر به شمار می‌رود که در تاریخ ۱۷ شهریور بازداشت شد. او سرانجام در روز شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸ با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانیاز زندان آزاد شد

***

دکترسیدعلیرضابهشتی:متولد۱۳۴۱،فرزند شهیددکتربهشتی-سیدشهدای۷تیر۱۳۶۰

متولد:۱۳۴۱

دکتری فلسفه سیاسی از دانشگاه هال (انگلستان)

فردای تظاهرات عاشورا، در روز ۷ دی ۱۳۸۸ بازداشت شد،۲۰ بهمن ۱۳۸۸ از زندان آزاد شد

***

فاطمه کروبی :متولد۱۳۲۷-همسرمهدی کروبی

نماینده دورهٔ پنجم مجلس شورای اسلامی - ریاست بیمارستانهای خاتم‌الانبیا  و مصطفی خمینی

***

عباس اخوندی متولد۱۳۳۶

عباس فرزند آیت‌الله علی احمدآخوندی و نوه دختری علامه امینی(صاحب الغدیر)می باشد

وزیر راه و  مسکن وشهرسازی دولت روحانی(۱۰و۱۱)

معاون سیاسی وزارت کشور(ناطق نوری)

 وزیر مسکن و شهرسازی دولت هاشمی رفسنجانی

وی باجناق ناطق نوری وآیت الله شهیدی محلاتی است  

***

بیژن نامدارزنگنه  متولد۱۳۳۱ شیخ الوزراء

معاون فرهنگی وزیر ارشاد اسلامی کابینه  رجایی

وزیر جهاد سازندگی  و وزیرنیرو دولت میرحسین موسوی

 در کابینه هاشمی رفسنجانی  نیردرهر۲دوره وزیر نیرو بود

وزیرنفت  دولت  خاتمی بود درهر۲دوره

دردولت  روحانی  نیز، وزیر نفت ایران بودهر۲دوره 

بهتراست بگم که (غیردولت احمدی نژاد)همیشه دروزارت بوده!

***

مهدی کلهر،متولد۱۳۲۸ فرزند آیت الله میرزا عبدالعلی تهرانی

شغل:فیلمساز ،مدیرفرهنگی احمدی نژاد

وی برادر آیت الله مرتضی  و مجتبی تهرانی(آقامجتبی) است

***

مرتضی طلایی نیک  متولد ۱۳۳۷

رئیس پلیس تهران ونماینده شورای شهر

***

داود دانش جعفری متولد۱۳۳۳

قائم مقام وزیرجهادسازندگی

نماینده مردم تهران در دوره پنجم وهفتم  مجلس شورای اسلامی

 وزیراقتصادوداریی دولت احمدی نژاد

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

 ***

 حجت الاسلام رسول منتجب نیا متولد۱۳۲۴

سه دوره نماینده مجلس شورای اسلامی بوده 

***

محمدعلی نجفی متولد۱۳۳۰

وی تحصیلکرده امریکاست دکتری ریاضی دانشگاه M.I.Tآمریکا (۱۳۵۵- ۱۳۵۷)

وزیر فرهنگ و آموزش عالی در کابینه های شهید باهنر، آیتﷲ مهدوی کنی و موسوی (۱۳۶۰- ۱۳۶۳)

وزیر آموزش و پرورش (۱۳۶۷-۱۳۷۶)

و آموزش عالی

- معاون رییس جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه در کابینه محمد خاتمی (۱۳۷۶- ۱۳۷۹)

نماینده مردم در شورای اسلامی شهر تهران (۱۳۸۶- ۱۳۹۲)

 ***

  مجتبی ثمره هاشمی متولد۱۳۸۸

معاونت سیاسی و  سرپرستی استانداری آذربایجان غربی

معاونت سیاسی وزارت کشور را نیز بر عهده داشت و  رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور

مشاور و دستیار ارشد احمدی نژاد دراستانداری وریاست جمهوری

نمازجمعه ۵ دی ۱۴۰۴ رشت(ماجرای فتنه۸۸)زادبر

در روز ۸ دی ۱۳۸۸ برای خاموش کردن آتش فتنه، مردم ۱۳ استان کشور راهپیمایی کردند،ازجمله:گیلان(رشتاصفهان،آذربایجان شرقی(تبریز)، استان فارس(شیراز) و.. بقیه استانها در روزبعد( ۹ دی)به میدان آمدند.

تصاویر جالب ازدیدار گیلانیان با رهبر  انقلاب  در۸ دی ۱۳۸۹ اسامی حاضرین و «خاطره رهبرانقلاب ازشجونی» و شعری که «کامرانی»(درباره میرزاکوچک)همخوانی کردند رادرادامه ببینید.

»دیدار حماسه آفرینان گیلانی با رهبرانقلاب»

نمازجمعه ۰۵ دی ۱۴۰۴(۵ رجب ۱۴۴۷)به امامت حجت الاسلام صفرقربانپور

امام جمعه موقت رشت درخطبه‌های نمازجمعه این هفته در مصلای امام خمینی رشت، ُباتبیین ابعاد مختلف و دستاورد‌های حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)، گفت: رفاه و آسایش عمومی از مهمترین دستاورد‌های حکومت مهدوی است و در سایه اجرای عدالت، رشد عقل‌ها و توزیع عادلانه ثروت، مردم در عصر ظهور به سطحی از رفاه می‌رسند.

وی با بیان اینکه بهبود معیشت مردم، امروز باید بیش از پیش در اولویت کاری مسئولان قرار گیرد افزود: مسئولان باید با تمرکز بیشتر برحل مشکلات داخلی، مبارزه با فساد و مدیریت کارآمد، معیشت، مسکن و نیاز‌های اساسی جامعه را تامین کنند.

لزوم تلاش بیش از پیش مسئولان برای رفع مشکلات معیشتی مردم

«حجت الاسلام صفرقربانپور»(امام جمعه موقت رشت) و «حجت الاسلام مجتبی اشجری»(قائم مقام شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گیلان)۵ دی ۱۴۰۴نمازجمعه

«امام جمعه موقت رشت»،امنیت را یکی دیگر از مولفه‌های حکومت مهدوی عنوان کرد و با اشار به موفقیت‌های جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های موشکی، ماهواره‌ای و دیگر عرصه‌ها تصریح کرد: با بهره گیری از ظرفیت کارشناسان و نخبگان، مشکلات و مسایل اقتصادی نیز حل شدنی است.

«حجت‌الاسلام صفر قربانپور» در بخش‌های دیگری از خطبه‌های نماز جمعه امروز با اشاره به آغاز ماه رجب و اعمال و فضیلت‌های این ماه گفت: ماه رجب، ماه رحمت الهی و فصل نیایش است و مومنان خداجوی در این ماه به ویژه در ایام البیض با حضور در مساجد و مراسم اعتکاف، به تزکیه نفس خواهند پرداخت. 

وی در ادامه با ابراز نگرانی از وضعیت جمعیتی گیلان گفت: نرخ رشد جمعیت در گیلان بسیار پایین است و این معضل، عزم جدی‌تر و بیش از پیش مسئولان برای اجرای قانون حمایت از خانواده وجوانی جمعیت را می‌طلبد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«ماجرای فتنه ۱۳۸۸»

«ریشه فتنه در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸»
انتخابات ریاست جمهوری در روز ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ برگزار شد. ‌۳۹ میلیون و ‌۱۶۵ هزار و ‌۱۹۱ نفر یعنی ۸۵ درصد واجدین شرایط در این انتخابات شرکت کردند.

«صادق محصولی»(وزیر کشور وقت) در روز ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ اعلام کرد که«احمدی‌نژاد بیش از ۶۲ درصد آرا را بدست آورد و برنده انتخابات شد

ترتیب آرای نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ اعلام شده برای نامزدها به شرح زیر بود:

۱-«محمود احمدی‌نژاد» ‌۲۴ میلیون و ‌۵۲۷ هزار و ‌۵۱۶ رای معادل ‌۶۳ /‌۶۲ درصد آرا

۲-«میرحسین موسوی» ‌۱۳ میلیون و ‌۲۱۶ هزار و ‌۴۱۱ رای معادل ‌۷۵ /‌۳۳ آرا

۳-«محسن رضایی» ‌۶۷۸ هزار و ‌۲۴۰ رای معادل ‌۷۳ /‌۱ درصد آرا

۴-«مهدی کروبی» با ‌۳۳۳ هزار و ‌۶۳۵ رای معادل ‌۸۵ /‌۰ آرا

کلید فتنه را نخست وزیر زمان جنگ زد

با اعلام نتایج رسمی انتخابات و«اعلام پیروزی احمدی‌نژاد»،تحرکات دشمن شادکن آغازشد،«میرحسین موسوی» نتیجه آرای مردم را «شعبده ‌بازی» دانست، «کروبی»(اولین رئیس بنیادشهید،رئیس سابق پارلمان)،تغییرات نتایج را به «خواب اصحاب کهف»تشبیه کرد!، نتایج انتخابات را نپذیرفتند.

وزارت کشور ادعای موسوی و کروبی را رد کرد و شورای نگهبان اعلام کرد اگر نامزدی اعتراض دارد، شکایت خود را اعلام کند تا بررسی شود. عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در روز ۲۴ خرداد از دریافت شکایات میرحسین موسوی و محسن رضایی به شورای نگهبان خبر داد.

طیف معترضان به نتیجه انتخابات مختلف بوده و از اعتراض به بی‌طرفی نهادهای اجرایی و نظارت و برخی نهادهای دیگر تا تخلف و تقلب را شامل می‌شد. شورای نگهبان در مقابل اعلام کرده بود که امکان تقلب گسترده در انتخابات وجود ندارد.

سخنرانی احمدی‌نژاد پس از اعلام پیروزی‌اش به شدت مورد اعتراض طرفداران موسوی قرار گرفت. در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ راهپیمایی طرفداران موسوی (راهپیمایی سکوت) در تهران برگزار شد، اما به تدریج فضای سیاسی کشور به سمت التهاب بیشتر رفت.

روزبعدازاعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری:عصر روز(یکشنبه۲۴خرداد۱۳۸۸)«میرحسین موسوی» به دیداررهبری رفتند، ضمن ارائه‌ی گزارشی، دیدگاه خود را درباره‌ی روند انتخابات بیان کرد.

رهبر انقلاب با تأکید بر لزوم حفظ آرامش و متانت، خاطرنشان کردند: در دوره‌های قبلی انتخابات نیز برخی افراد و نامزدها مسائلی داشتند که از طریق شورای نگهبان به عنوان مرجع قانونی رسیدگی به شکایات انتخاباتی، پیگیری کردند و طبعاً در این دوره نیز مسائل باید از طریق قانونی دنبال شود./اما موسوی خودرا پیروزانتخابات می دانست،هیچ حرف دیگری را نمی پذیرفت!.

دیدار نمایندگان کاندیداها با رهبرانقلاب ۲۶ خرداد ۱۳۸۸نمایندگان ستادکروبی،میرحسین موسوی، محسن رضایی،احمدی نژاد.

جلسه نمایندگان نامزدهای انتخابات با رهبر معظم انقلاب در روز ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ برگزار شد و آنها مطالب و دیدگاه‌های خود را درباره انتخابات مطرح کردند. در آن جلسه، نمایندگان شورای نگهبان، وزارت کشور، سازمان بازرسی کل کشور و کمیسیون تبلیغات انتخابات هم حضور داشتند.

مرتضی الویری نماینده ستاد کروبی، محمدرضا بهشتی نماینده ستاد موسوی، داوود دانش‌جعفری نماینده ستاد محسن رضایی، ثمره هاشمی نماینده ستاد احمدی‌نژاد، کامران دانشجو و محمدحسین موسی‌پور نمایندگان وزارت کشور و عباسعلی کدخدایی نماینده شورای نگهبان در این جلسه دیدگاه‌های خود را مطرح کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب پس از شنیدن دیدگاه همه نمایندگان ستادهای نامزدها و نمایندگان وزارت کشور و شورای نگهبان فرمودند: «این فضا بعد از انتخابات نباید تبدیل بشود به فضای خصومت و تقابل، عده‌ای این را می‌خواهند در جامعه تحقق ببخشند. این خلاف واقع است. آن کسانی که اجتماع می‌کنند برای حمایت از یک نامزد، با آن کسانی که اجتماع می‌کنند برای حمایت از نامزد دیگر، هر دو ملت ایران‌اند، گروه‌هایی از مردمند، ما باید با این دید نگاه کنیم.»

ایشان افزودند: «چهل میلیون رای شوخی نیست. این از بالاترین نصابی که ما تا حالا داشته‌ایم، مبلغ قابل توجهی بیشتر است...این افتخاری است برای کشور؛ ما این را مخدوش نکنیم، این را خراب نکنیم، این مال مردم است...کسانی که یک طرف را علیه یک طرف تحریک می کنند  - کارهایی می‌کنند به عنوان طرفداری از یک جهت در حالی که حقیقتا طرفداری از او نیست - اینها نه از این طرفند، نه از آن طرف؛ اینها کسانی‌اند که با اصل نظام مخالفند، با آرامش کشور مخالفند، طرفدار تشنج‌اند، طرفدار اغتشاش‌اند و می‌خواهند آرامش نباشد؛ هرکس می‌خواهد سرکار باشد!»

در این نشست ایده ابطال انتخابات مطرح شد ولی رهبر انقلاب با آن مخالفت کرده و از شورای نگهبان خواستند تا به مواردی که مورد اعتراض نامزدهای انتخابات است به دقت رسیدگی کند. ایشان در نماز جمعه روز ۲۹ خرداد هم با رد اتهام تقلب در انتخابات گفتند: «اگر واقعاً شبهه‌ای هست، از راه‌های قانونی پیگیری بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالی در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسی بشود. بنده از شورای محترم نگهبان خواستم که اگر مواردی خواستند صندوق‌ها را بازشماری بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند.»

حضرت آیت الله خامنه‌ای ادامه دادند: «انتخابات برای این است که همه‌ اختلاف‌ها سر صندوق رأی حل و فصل بشود. باید در صندوق‌های رأی معلوم بشود که مردم چی می خواهند، چی نمی خواهند؛ نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتی آنهایی که رأی نیاوردند، اردوکشی خیابانی بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آنهایی که رأی آورده‌اند هم، در جواب آنها، اردوکشی کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟»

«موسوی و کروبی  به آرای مردم و نتیجه انتخابات تمکین نکردند و اعتراضات به نتایج انتخابات، از پیگیری حقوقی به خیابان‌ها کشانده شد» و برخی محلات تهران و چند شهر تا چندین ماه به صحنه اعتراضات و در ادامه «ناآرامی به اغتشاش تبدیل شد» ولی با تبیین و روشنگری درباره ابهامات پیش‌آمده و با برگزاری راهپیمایی مردم دردفاع ازنتایج انتخابات و امنیت کشور آغاز شد.

باصلاحدیدمسئولین در ۸ دی ۱۳۸۸ مردم سیزده استان برای خاموش کردن آتش فتنه به میدان آمدند:ازجمله:گیلان(رشت)،اصفهان،آذربایجان شرقی(تبریز)، استان فارس(شیراز) و..بقیه استانها در ۹ دی ۱۳۸۸ به میدان آمدند.

«در روز ۸ دی ۱۳۸۸ مردم ۱۳ استان کشور راهپیمایی کردند»

خبرگزاری فارس(۸ دی ۱۳۹۲)«علی‌اصغر آبخضر»(قائم‌مقام شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی) گفت:‌ روز ۸ دی مردم ۱۳ استان کشور راهپیمایی بسیار باشکوهی داشتند که مقدمه‌ عزت‌مندی برای روز ۹ دی بود که البته همه این ۱۳ استان در ۹ دی نیز، راهپیمایی اعتراض‌آمیز نسبت به جریان فتنه برگزار کردند.

اما چرا ازمیان ۱۳ استان،گیلان برسرزبانها افتاد؟

«سردار بهمن امیری مقدم»(فرمانده نیروی انتظامی گیلان)،«امیر حسین آزاد»(فرمانده ناوگان شمال)،؟، «آیت الله محمدمحمدی گلپایگانی»(رئیس دفتر رهبری)،«موسوی»(ازمسئولین دفتررهبرانقلاب)،«حجت الاسلام جعفرشجونی فومنی»(ازانقلابیون ومبارزان قبل از انقلاب وهمرزمان هاشمی وخامنه ای)

درگیلان،امام جمعه رشت:«آیت الله زین العابدین قربانی»بود، ایشان روابط حسنه ای به «رئیس دفترمقام معظم رهبری»(آیت الله محمدی گلپایگانی)داشت، که این روابط، نعمتی شد برای گیلانیان که توفیق دیدار با رهبری نصیبشان شد.

«سخنران پیش ازخطبه های نمازجمعه رشت» ۰۵ دی ۱۴۰۴علیرضا زادبر


پژوهشگرتاریخ«علیرضا زادبر» پیش از خطبه‌های نماز جمعه رشت در مصلی  این شهر با بیان اینکه آغاز عملی نهضت امام خمینی (ره) به پاییز سال ۴۲ و پس از رحلت آیت‌الله بروجردی بازمی‌گردد، اظهار کرد: امام خمینی  در شرایطی پرچم مبارزه را برافراشت که فضای کشور آکنده از خفقان بود و کمتر کسی جرأت مقابله علنی با رژیم پهلوی را داشت،اگرچه «حاج آقا روح الله» در ابتدای نهضت، چهره‌ای شناخته‌شده در میان طلاب قم نبوداما در سال ۴۲ و در شرایطی که کسی جرأت اعتراض بر شاه را نداشت، آغازگر یک حرکت تاریخی شد.

«نخستین روحانی شهید نهضت امام خمینی درسال ۱۳۴۲ درفیضیه قم»:«حجت الاسلام سیدیونس رودباری»(شهادت ۲ فروردین ۱۳۴۲)

زادبر با اشاره به نقش گیلانی‌ها در شکل‌گیری نهضت انقلاب اسلامی گفت: نخستین شهید حرکت امام خمینی ، طلبه‌ای گیلانی به نام :«حجت الاسلام سیدیونس رودباری» بود و گیلانی‌ها از ابتدای این نهضت در کنار امام حضور داشتند.

پژوهشگر تاریخ و فعال سیاسی با اشاره به فشارهای سنگین سال‌های نخست انقلاب اظهار کرد: هشت سال دفاع مقدس، موج گسترده ترورها و بحران‌های امنیتی می‌توانست هر نظام سیاسی را ساقط کند، اما اتکای متقابل مردم و رهبری، عامل اصلی تاب‌آوری جمهوری اسلامی بود.

زادبر با تأکید بر مردم‌پایه بودن جمهوری اسلامی گفت: جمهوری اسلامی از ابتدا مبتنی بر رأی مردم شکل گرفت و برخلاف بسیاری از انقلاب‌ها، بلافاصله پس از پیروزی، به همه‌پرسی و برگزاری انتخابات روی آورد.

«دیدار گیلانیان با رهبر معظم انقلاب در سالگرد حماسه ۸ دی»دیدار ۸ دی ۱۳۸۹ امام جمعه رشت(آیت الله قربانی)درحال ارائه گزارش،«حجت الاسلام شیخ جعفر شجونی» و«مهدی مجرد»دصف جلو نشته اند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مدیرکل وقت سازمان تبلیغات اسلامی گیلان(حجت الاسلام یاری) گفت:درآن جلسه،«حجت الاسلام شیخ جعفرشجونی»،شعرگیلکی از "شیون فومنی" خواند،رهبرانقلاب درتمجیدمبارزات آقای شجونی گفتند:دربازدید «زندان قزلحصارکرج »که رفته بودم،روی دیوار زندان نوشته شده بود:«این هجدهمین باری است که به این زندان آمده ام»،شجونی پرسیدند:تازگی ها رفته بودید؟آیت الله خامنه ای جواب دادند:نه درسابق رفته بودم.

بترتیب ازراست:روح الله قهرمانی(استاندار گیلان)،حجت الاسلام جمال یاری(مدیرکل سازمان تبلیغات گیلان)،اسدالله عباسی(نماینده وقت رودسر)،حجت لاسلام سید داوود موسوی(امام جمعه بندر انزلی)،حجت الاسلام  حمیدپور عیسی( مدیر ارشاد گیلان)،جبارکوچکی نژاد(نماینده رشت درمجلس شورای اسلامی)،«سرلشکر علی عبداللهی»(استاندارسابق گیلان-فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء)،حجت الاسلام  غلامرضا شفیع زاده(مسئول نمایندگی ولی فقیه درسپاه قدس گیلان-امام جمعه موقت رشت)،حجت الاسلام سیدکاظم میر حسینی اشکوری(مدیرکل اوقاف گیلان)،حجت الاسلام عباس(یوسف)کنعانی(نویسنده وکارگردان تلویزیون-شبکه باران)،؟،سردار حاج احمدعسکری.
نفرجلویی سمت چپ(احتمالا قاسمی) و نفردوم (کت آبی کمرنگ)«جوادکامرانی»(شاعرومداح )که شعر میرزا را خواند.


ازراست: حجت الاسلام  محمد حسن باقری(امام جمعه املش)،حجت الاسلام صدیق عربانی(امام جمعه موقت رشت)،سیدمهدی صادق(نماینده آستانه اشرفیه)،حجت الاسلام محمدعلی دستجردی(امام جمعه رودسر)،سردارهامون محمدی(فرمانده سپاه قدس گیلان)،روح الله قهرمانی چابک(استاندارگیلان)،حجت الاسلام جمال یاری(مدیرکل سازمان تبلیغات گیلان)،اسدالله عباسی(نماینده وقت رودسر)،حجت لاسلام سید داوود موسوی(امام جمعه بندر انزلی)،حجت الاسلام  حمیدپور عیسی( مدیر ارشاد گیلان)،جبارکوچکی نژاد(نماینده رشت درمجلس شورای اسلامی)،سرلشکر علی عبداللهی(استاندارسابق گیلان-فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء)

«شعر جواد کامرانی در بیت رهبری» دیدار گیلانیان با رهبر انقلاب ۸ دی ۱۳۸۹
«ما با ولایت الفتی دیرینه داریم*عشق امام و رهبری در سینه داریم»
دست خدا هر روز، آری بر سر ماست*روح خدا، فرزند زهرا، رهبر ماست
«گیلان دیار شیرمردانی غیور است*چشمان بدبین سران فتنه کور است»
فرزند میرزاییم اَمی عشقِ ولایت*جان و دیل اَمرا ایساییم تا شهادت
از نسل عاشوراییان در رکابیم*ما امتحان پس داده های انقلابیم
آماده اجرای فرمان جهادیم ،ما تشنگان خون هر ابن زیادیم
ما وارثان نهضت سرخ حسینیم*چشم انتظار مهدی صاحب زمانیم
«فرزند میرزاییم اَمی عشقِ ولایت»*«جان و دیل اَمرا ایساییم تا شهادت»
این انقلاب از برکت پیر خمین است*در امتداد نهضت پاک حسین است
شور شهادت تا همیشه در سر ماست*این جان ناقابل فدای رهبر ماست
باجی به استکبار عالم ما ندادیم*همواره همراه ولایت ایستادیم
اهل بصیرت، اهل بینش با درایت*پیمان خون بستیم، تا مرز شهادت
«فرزند میرزاییم اَمی عشقِ ولایت*جان و دیل اَمرا ایساییم تا شهادت.»

«جواد کامرانی»(مداح گیلانی)
رهبرانقلاب:«رشت جزو معدود مناطقی بود که یک روز زودتر از حرکت خودجوش ملت، در هشتم دی سال ۸۸ به صحنه حضور مردم در مقابل فتنه گران تبدیل شد

«علیرضا زادبر» با اشاره به حوادث سال ۸۸ بیان کرد: این حوادث کشور را تا آستانه بحران پیش برد، اما زمانی که مردم وارد میدان شدند، فتنه‌ها فروکش کرد.

زادبر با بیان اینکه گیلانیان طلایه دار قیام درمقابل فتنه گران بود،اولین استانی بودکه در ۸ دی ۱۳۸۸ تظاهرات کردند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درپایان نماز خدمت آقای زادبر رسیدم وگفتم:خودم گیلانیم وافتخارمیکنم برحماسه سازان استانم واما بایدواقعیتهارا گفت ،اینکه علاوه بر گیلان ۱۲ استان در ۸ دی ۱۳۸۸ به میدان آمدند.

«نمازجمعه  ۵ دی ۱۴۰۴ رشت»

کشته شدن ۱۰ نفر در نمازجمعه(انفجار مسجد شهرحمص)۰۵ دی ۱۴۰۴

درنمازجمعه«انفجار در محله وادی الذهب حمص»(محله علوی نشین سوریه) ناشی از بمب‌های کار گذاشته شده در گوشه‌هایی از مسجد بود که مملو از نمازگزاران بود./جمعه ، ۰۵ دی ۱۴۰۴

«انفجار بمب در مسجد علی بن ابی طالب، حمص»، سوریه جمعه ۲۶ دسامبر ۲۰۲۵(۰۵ دی ۱۴۰۴)

وزارت کشور سوریه روز جمعه اعلام کرد که در یک «بمب‌گذاری تروریستی» در داخل مسجدی در شهر حمص، مرکز سوریه، تعداد کشته‌شدگان به شش نفر و زخمی شدن ۲۱ نفر دیگر افزایش یافته است.

وزارت کشور در بیانیه‌ای اعلام کرد که «یک بمب‌گذاری تروریستی مسجد علی بن ابی طالب را هنگام نماز جمعه در خیابان الخدری در محله وادی الذهب حمص هدف قرار داد» که منجر به کشته شدن شش نفر و زخمی شدن ۲۱ نفر دیگر شد.

«حمص کجاست؟نقشه»

در این بیانیه آمده است که «یگان‌های امنیت داخلی به محل حادثه اعزام شده و در اطراف مسجد محاصره امنیتی ایجاد کردند، در حالی که مقامات مربوطه تحقیقات و جمع‌آوری شواهد برای تعقیب عاملان این اقدام جنایتکارانه را آغاز کردند.»

سوریا.. ارتفاع عدد القتلى إلى 6 جراء الانفجار فی مسجد بحمص

خبرگزاری عربی سوریه (سانا) پیش از این از پنج کشته و ۲۱ زخمی خبر داده بود، پیش از آنکه این وزارتخانه اعلام کند که تعداد کشته‌شدگان به شش نفر رسیده است.

این خبرگزاری به نقل از یک منبع امنیتی اعلام کرد که تحقیقات اولیه نشان می‌دهد که انفجار ناشی از مواد منفجره جاسازی شده در داخل مسجد بوده است. سوریه: تعداد کشته‌شدگان انفجار مسجد حمص به ۶ نفر رسید.

کشته شدن ۱۴ نفر درانفجار مسجد علی ابن ابی طالب شهرحمص

 توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:کشته شدن ۱۲ نفر در«انفجار مسجد علی ابن ابی طالب شهرحمص»

البته اول تعداد کشته هارا ۳نفراعلام کردند،بعد ۵ نفر و بعداً ۶ نفر، بعد ۸ نفر اعلام شد واما آمارهای غیررسمی خبراز کشته شدن ۱۲ دراین انفجارمی دهد.

درنمازجمعه«انفجار در محله وادی الذهب حمص»(محله علوی نشین سوریه) ناشی از بمب‌های کار گذاشته شده در گوشه‌هایی از مسجد بود که مملو از نمازگزاران بود./جمعه ، ۰۵ دی ۱۴۰۴

وزارت کشور در بیانیه‌ای اعلام کرد:یک «بمب‌گذاری تروریستی مسجد علی بن ابی طالب» را هنگام نماز جمعه در «خیابان الخدری در محله وادی الذهب حمص» هدف قرار داد  که منجر به کشته شدن شش نفر و زخمی شدن ۲۱ نفر دیگر شد.

رجل إطفاء سوری یطفئ حافلة محترقة فی موقع انفجار ممیت, فی دمشق, سوریا, الأربعاء, أکتوبر. 20, 2021

«محله وادی الذهب شهرحمص» یکی از بزرگترین مناطق با اکثریت علوی در حمص است و اخیراً شاهد چندین قتل هدفمند بوده است که آخرین مورد آن مرگ یک معلم مدرسه در اثر پرتاب بمب به داخل خانه‌اش بود.

«القاهرة الإخباریة»: انفجار المسجد فی حمص حدث وقت الصلاة

طبق گزارش‌های اولیه، انفجاری در داخل مسجد امام علی بن ابی طالب در محله وادی الذهب حمص هنگام نماز جمعه منجر به کشته شدن شش نفر و زخمی شدن ۲۱ نفر دیگر شد.

تصاویر منتشر شده توسط خبرگزاری دولتی عرب سوریه، خون روی فرش‌های مسجد، سوراخ‌هایی در دیوارها، پنجره‌های شکسته و خسارات ناشی از آتش‌سوزی را نشان می‌دهد. مسجد امام علی بن ابی طالب در منطقه‌ای عمدتاً علوی‌نشین در محله وادی الذهب در حمص، سومین شهر بزرگ سوریه، واقع شده است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:در بامداد روز یکشنبه ۸ دسامبر ۲۰۲۴(۱۸ آذر ۱۴۰۳) با تسخیردمشق(پایتخت)سوریه به اشغال نیروهای جولانی درآمد، بشاراسدبه مسکو فرارکرد واین پایان حکومت بشاراسدبود
هزاران نفر از ساکنان «شهر حُمص» پس از عقب نشینی ارتش به خیابان ها ریختند و رقصیدند و شعارهای «اسد رفت، حمص آزاد شد» و «زنده باد سوریه ، مرگ بر بشار اسد» سر دادند.

حکم جلب سیاردکترحسین خیراندیش(استادطب سنتی)صادرشد

​در این حکم  جلب سیار دکتر حسین خیراندیش :خطاب به کلیه مأمورین انتظامی سراسر کشور آمده است که به محض رویت نامبرده، فورا مفاد نیابت را از طریق تماس تلفنی و یا به هر نحو مقتضی، به دادستان یا رئیس حوزه قضایی بخش و یا قاضی کشیک حوزه قضایی محل رویت، منعکس نمایید.

براساس حکم دادگاه در مهر ۱۴۰۰، دکترحسین خیراندیش محکوم به تحمل دو سال حبس تعزیری، رد مال و پرداخت جزای نقدی معادل بالاترین مبلغ مال مورد کلاهبرداری در حق صندوق دولت بابت اتهام کلاهبرداری شده است.

ماجرای کلاهبرداری دکتر حسین خیراندیش

اسنادی به دست خبرگزاری  تسنیم رسیده که «راز تخلفات آقای دکترحسین خیراندیش، استاد طب سنتی که با تأسیس دانشگاه جعلی از جوانان کلاهبرداری چند هزار دلاری کرده است را فاش می‌کند.» بنابر اطلاعات واصله، «حُکم جلب سیار دکترحسین خیراندیش» نیز صادر شده است.

خبرگزاری تسنیم(۲۰ آبان ۱۴۰۴)نوشت: "افتتاح دانشگاه پزشکی ارمنستان، شعبه‌ی ایران" این پیام اگرچه یک پیامک ساده تبلیغاتی به نظر می‌رسید اما سرآغازی برای تغییر سرنوشت یک دختر جوان ۱۸ ساله بود.

ماجرا از سال ۱۳۸۹ شروع شد، زمانی که زهرا، دختر جوانی که با معدل بالای ۱۹ دبیرستان آرزوی پزشک شدن را در سر می‌پروراند، با یک پیامک تبلیغاتی مبنی بر «پذیرش دانشجو در دانشگاه پزشکی ارمنستان در شعبه ایران با مصاحبه علمی» مواجه شد.

از آنجا که نام این مؤسسه پزشکی، با نام آقای «دکترحسین خیراندیش»، از مدعیان طب سنتی گره خورده بود، پیامک تبلیغاتی،«زهرا را از یکی از شهرهای شمالی کشور روانه پایتخت کرد تا به آرزوی خود یعنی تحصیل در رشته پزشکی برسد» اما این دختر جوان نمی‌دانست که پا گذاشتن در این عرصه، مثل باتلاقی تمام آینده تحصیلی او را خواهد بلعید.

«زهرا»(داوطلب دانشگاه پزشکی ارمنستان) ماجرا را اینطور برای تسنیم روایت می‌کند: «در سال ۱۳۸۹، مثل خیلی‌های دیگر، در حال درس خواندن بودم تا نتیجه‌ کنکورم بیاید. علاقه‌ زیادی به رشته‌ پزشکی داشتم و معدلم هم بالا بود. با توجه به شرایط آن زمان، می‌توانستم با شرط معدل در «دانشگاه‌های آزاد یا پردیس» تحصیل کنم اما در همان دوران، از طریق سایت‌ها و پیامک‌های تبلیغاتی با اطلاعیه‌ای مواجه شدم که نوشته بود: «افتتاح دانشگاه پزشکی ارمنستان، شعبه‌ی ایران» در آگهی آمده بود که «این دانشگاه تازه تأسیس شده و از طریق مصاحبه‌ علمی، دانشجو می‌پذیرد

«دانشگاه پزشکی ارمنستان در (صادقیه)تهران»

زهرا:تماس گرفتم و ثبت‌نام اولیه به‌صورت تلفنی انجام شد. بعداً با من تماس گرفتند و برای مصاحبه وقت گذاشتند. «محل دانشگاه در صادقیه(تهران) بود». من با پدرم به آنجا مراجعه کردم. آن موقع ۱۸ سالم بود و با شور و انگیزه‌ی شروع یک مسیر جدید وارد شدم.

 استاد حسین خیراندیش پیشکسوت طب ایرانی-اسلامی

دواطلب رشته پزشکی دانشگاه ارمنستان:من چندین بار دکترحسین خیراندیش را در شبکه‌های صداوسیما و برنامه‌های مرتبط با طب اسلامی و شبکه قرآن تلویزیون ایران دیده بودم، به او اعتماد کامل پیدا کرده بودم.

شاکی(زهرا)گفت:«مؤسس دانشگاه پزشکی ارمنستان درایران»(دکتر حسین خیراندیش)بود که توانسته بود دانشجویان زیادی را جذب این مؤسسه کند و من نیز از آنجا که در خانواده‌ای مذهبی متولد شده بودم و او را(دکترحسین خیراندیش) چندین بار در شبکه‌های صداوسیما و برنامه‌های مرتبط با طب اسلامی و شبکه قرآن دیده بودم، به او اعتماد کامل پیدا کرده بودم.

داوطب رشته پزشکی گفت:روز مصاحبه فرا رسید و این مصاحبه در حضور خود این آقا(دکترحسین خیراندیش) برگزار شد.

«دکترحسین خیراندیش:شعبه‌ی ایرانی دانشگاه پزشکی ارمنستان با مجوز وزارت بهداشت فعالیت می‌کند»

زهرا:«دکترحسین خیراندیش» در مصاحبه گفت:این دانشگاه، شعبه‌ی ایرانی دانشگاه پزشکی ارمنستان است و با مجوز وزارت بهداشت فعالیت می‌کند. از نظر ظاهری نیز همه چیز منطقی و ظاهراً عادی به نظر می‌رسید؛ دانشگاه بخش‌های مختلف مثل معاونت درمان و آموزش و ... داشت و بنابراین به طور معمول در حال فعالیت بود.

زهرا:پدرم می‌گفت اگر قرار است از شهرمان خارج شوی، حداقل جایی درس بخوان که مطمئن باشد و همین شد که من وارد این دانشگاه شدم.

هزینه مصاحبه :۱۰۷۰ دلار

داوطلب رشته پزشکی دانشگاه ارمنستان:دکتر حسین خیراندیش در روز مصاحبه، مدارک من را دیدند و سپس گفتند برای مصاحبه باید ۱۰۷۰ دلار پرداخت کنم.

این مبلغ را همان زمان به حساب «دخترِدکترحسین خیراندیش» واریز کردیم. بعد از مصاحبه و پذیرش در سال ۱۳۸۹ و با پرداخت این میزان شهریه دلاری، وارد دانشگاه شدم.

برای تأمین هزینه‌های تحصیل هم، پدرم ملکی در تهران داشت که آن را فروخت تا هزینه‌ی تحصیل من تأمین شود. من تحصیلم را شروع کردم و در سال ۲۰۱۲ میلادی(۱۳۹۰شمسی) کارت دانشجویی با زبان ارمنی هم برایم صادر شد.

همکاری  دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران بادانشگاه پزشکی ارمنستان

خانم دانشجو:من پنج سال در دانشگاه ارمنستان درصادقیه درس خواندم و حتی تعدادی از واحدها را در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی گذراندم. دروس عملی مثل تشریح، بافت‌شناسی و ... را در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی گذراندم.

بعد از پایان تحصیل و گذشت پنج سال، دایی من که در یکی از کشورهای خارجی زندگی می‌کند به من گفت مدرکت را بگیر و برای مهاجرت اقدام کن تا تخصص بخوانی.

«گواهی می‌شود خانم زهرا... دانشجوی رشته‌ی پزشکی عمومی دانشکده علمی ـ تحقیقاتی طب سنتی و مکمل ارمنستان (شعبه ایران) بوده و این واحدها را گذرانده است».

رشته تخصصی در دانشگاه پزشکی ارمنستان

زهرا:من تصمیم گرفتم از مدارکم برای ادامه‌ی تحصیل در مقطع تخصصی استفاده کنم. در سال ۱۳۹۴ از دانشگاه خواستم به من ریزنمرات و مدارک لازم را ارائه بدهند. برگه‌ای به من دادند که در آن نوشته شده بود: "گواهی می‌شود ایشان دانشجوی رشته‌ی پزشکی عمومی دانشکده علمی ـ تحقیقاتی طب سنتی و مکمل ارمنستان (شعبه ایران) بوده و این واحدها را گذرانده است."

من این مدارک را باید ترجمه می‌کردم و برای تأیید به دارالترجمه می‌بردم. چون عنوان شده بود دانشگاه مربوط به ارمنستان است، باید «مُهر سفارت ارمنستان» را هم می‌گرفتم.

سفارت ارمنستان درایران گفت:این سربرگ‌ها جعلی هستند. اصلاً چنین دانشگاهی وجود ندارد.

طب سنتی , وزارت بهداشت , بهداشت و درمان , پزشک ,

به سفارت ارمنستان در ایران مراجعه کردم. وقتی مدارکم را دیدند، یکی از خانم‌ها بیرون آمد و از من خواست که داخل سفارت بروم. آنجا یکی از مقامات سفارت با من صحبت کرد و سؤالاتی پرسید و در نهایت و گفت: "خانم! این سربرگ‌ها جعلی هستند. اصلاً چنین دانشگاهی وجود ندارد." در آن لحظه احساس کردم آب یخ روی سر من ریختند. سفارت گفت این مدارک جعلی است.

دارالترجمه گفت:مدارک دانشگاه پزشکی ارمنستان فاقد ارزش و اعتبار است.

بعد رفتم دارالترجمه هم مدارکم را تأیید نکرد و گفتند این مدارک فاقد ارزش و اعتبار است."

طب سنتی , وزارت بهداشت , بهداشت و درمان , پزشک ,

زهرا:ابتدا پیش خود آقای دکترحسین خیراندیش رفتم و گفتم این مدارکی که به من دادید جعلی است اما او این موضوع را انکار کرد و گفت: «این مدارک جعلی نیست.» من گفتم شما این ادعا را کردید که با این مدارک می‌توانم خارج از ایران ادامه تحصیل بدهم اما ادعا کردند که مدرک و دانشگاه‌شان جعلی نیست.

بعد از آن به وزارت بهداشت مراجعه کردم و از آنها درخواست کردم که پاسخگو باشند که چطور یک «دانشگاه پزشکی» به‌صورت غیرقانونی فعالیت کرده است. من به وزارت بهداشت گفتم پذیرش بنده در این دانشگاه نتیجه سهل انگاری شما در وزارت بهداشت بوده، چرا که من پنج سال آنجا درس خواندم و در شرایطی که حتی یک آرایشگاه و حتی یک سوپرمارکت هم نیاز به مجوز دارد، چگونه دانشگاه بدون مجوز وزارت بهداشت تأسیس می‌شود و شما مسئولیت این خطا را قبول نمی‌کنید؟»

وزارت بهداشت:دانشگاه ارمنستان شعبه ایران، فاقد مجوز است.

زهرا گفت:در پی اعتراض و پیگیری مکرر من، دبیر وقت شورای گسترش دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور در وزارت بهداشت آذرماه سال ۱۳۹۴ نامه‌ای بمن داد که در نامه قید شده بود که «دانشگاه ارمنستان شعبه ایران، فاقد مجوز از سوی شورای گسترش است

تصویر این نامه که در اختیار تسنیم قرار گرفته، در ادامه آمده است:

طب سنتی , وزارت بهداشت , بهداشت و درمان , پزشک ,

تسنیم نوشت:با در دست داشتن این نامه، بالاخره زهرا، دانشجوی فریب‌خورده و مالباخته این دانشگاه جعلی، روانه دادگاه‌ می‌شود تا علیه ح.خ شکایت کند. نکته دردآورتر ماجرا، این است که جلسات این دادگاه‌ها از سال ۱۳۹۴ تا به امروز به طول انجامیده است؛ در این مدت، زهرا ازدواج کرده، صاحب دو فرزند پنج و یک ساله شده اما هنوز جلسات دادگاه‌ ادامه دارد.

وکلایم از طولانی شدن جلسات دادگاه خسته شدند

زهرا به اینجای روایت که رسید دیگر نتوانست بغض خود را بخورد و با چشم‌های اشکبار گفت: در طول این سال‌ها وکلایم یکی‌یکی پرونده را رها کردند؛ سه وکیل داشتم که هر سه آن‌قدر پیگیری کردند که خسته شدند و پرونده را رها کردند؛ اما من دست از پیگیری برنداشتم.

 استاد حسین خیراندیش پیشکسوت طب ایرانی-اسلامی

مهرماه سال ۱۴۰۰، دادگاه به شرح زیر مبادرت به صدور رأی می‌کند:براساس حکم دادگاه، دکترحسین خیراندیش محکوم به تحمل دو سال حبس تعزیری، رد مال و پرداخت جزای نقدی معادل بالاترین مبلغ مال مورد کلاهبرداری در حق صندوق دولت بابت اتهام کلاهبرداری شده است.

طب سنتی , وزارت بهداشت , بهداشت و درمان , پزشک , طب سنتی , وزارت بهداشت , بهداشت و درمان , پزشک , طب سنتی , وزارت بهداشت , بهداشت و درمان , پزشک ,

با این وجود دکترحسین خیراندیش درخواست تجدیدنظرخواهی را به دادگاه ارائه می‌کند. فاصله صدور این حکم از حکم قبلی، حدود سه سال است.

زهرا می‌گوید: «طی همه این سالها دادگاه از او (متهم) درخواست می‌کردتا مدرک خود را برای فعالیت در این زمینه ارائه کند اما هیچ گاه من ندیدم که مدرکی مبنی بر تحصیل آقای دکترحسین خیراندیش در دادگاه‌ها ارائه شود.»

 استاد حسین خیراندیش پیشکسوت طب ایرانی-اسلامی

دکترحسین خیراندیش:به ما توصیه کرده‌اند که طب سُنَّتی را گسترش دهیم!.

زهرا:در همه این مدت هم وقتی اعتراضی به او می‌کردیم که چرا اقدام به چنین کاری به اسم طب سنتی کرده است؟ با فرافکنی می‌گفت: «به ما توصیه کرده‌اند که "طِب سُنَّتی" را گسترش دهیم

کلاهبرداری دکتر حسین خیراندیش و فرزندانش

اما دادگاه تجدیدنظر استان تهران هم در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۳ بر این موضوع صحه می‌گذارد که «دکتر حسین خیراندیش و فرزندانش» که متهمان این پرونده کلاهبرداری هستند، بدون داشتن مجوز قانونی اقدام به تاسیس موسسه‌ای آموزشی و دانشگاهی کرده و با انجام تبلیغات و امیدوار کردن اشخاص به اعطاء مدرک دانشگاهی معتبر مورد تایید وزارت، مبادرت به ثبت نام دانشجو و فعالیت آموزشی در رشته طب سنتی نموده‌اند و مبالغی نیز از شاکیان دریافت کرده‌اند.

دادگاه در نهایت، اتهام متهم ردیف اول(دکتر حسین خیراندیش)را کلاهبرداری و دیگران را معاونت در کلاهبرداری تشخیص داده و تجدیدنظر خواهی در این باره را وارد ندانسته است. در این رای نیز آمده است که سابق بر این نیز دستور تعطیلی موسسه اعلامی صادر شده اما متاسفانه دستور صادره بدون اقدام مانده و روند پذیرش دانشجو ادامه یافته است.

 استاد حسین خیراندیش پیشکسوت طب ایرانی-اسلامی

«دکتر طب سنتی(حسین خیراندیش)متواری است!»(حکم جلب صادرشده)

اکنون در سال جاری (۱۴۰۴) پیگیری‌های زهرا، بالاخره به نتیجه رسید و حکم جلب سیار متهم آقای ح خ از سوی دادسرا صادر شده است. با وجود این، به دلیل متواری بودن متهم، تاکنون دسترسی به او حاصل نشده است!

طب سنتی , وزارت بهداشت , بهداشت و درمان , پزشک ,

در این حکم خطاب به کلیه مأمورین انتظامی سراسر کشور آمده است که به محض رویت نامبرده، فورا مفاد نیابت را از طریق تماس تلفنی و یا به هر نحو مقتضی، به دادستان یا رئیس حوزه قضایی بخش و یا قاضی کشیک حوزه قضایی محل رویت، منعکس نمایید.

 استاد حسین خیراندیش پیشکسوت طب ایرانی-اسلامی

با وجود این، زهرا می‌گوید آقای دکتر حسین خیراندیش متهم این پرونده به نحوی متواری شده که هیچ ردپایی از او به جا نمانده و امکان دسترسی به او وجود ندارد. موضوعی که گرچه زهرا را از ادامه مسیر منصرف نکرده، اما نور امید به اجرای عدالت را در دل او خاموش کرده است.

۳ سؤال مهم از وزارت بهداشت و دستگاه قضا درباره پرونده کلاهبرداری 

حال باتوجه به مطالب افشاشده، چند سؤال اساسی همچنان باقی است که ضرورت دارد نهادها و دستگاه‌های مربوطه به ویژه وزارت بهداشت به آن‌ها پاسخ دهند،

اول آن که: چطور یک مؤسسه آموزشی با ادعای تربیت دانشجوی پزشکی یا طب سنتی یا هر چیز دیگر، طی چند سال فعال بوده اما وزارت بهداشت به هیچ عنوان ورودی به این مسئله نکرده است؟ در صورتی که علت عدم برخورد وزارت بهداشت با چنین کلاهبرداری و تخلفی، عدم آگاهی این وزارتخانه از وقوع تخلف بوده جای تاسف بسیار از ضعف نظارت‌های وزارت بهداشت دارد و در صورتی که علت، عدم تمایل به برخورد با این تخلف واضح و کلاهبرداری آشکار بوده است، باید دید چه کسانی در وزارت بهداشت از استقرار این مرکز بدون مجوز، منتفع می‌شده‌‌اند؟

سؤال دوم آن که: چگونه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که باید زیر نظر مستقیم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی فعالیت کند، کلاس‌ها و امکانات آموزشی خود را در اختیار دانشجویان مرکزی قرارداده که نه تنها حتی یک مجوز معتبر برای فعالیت از وزارت بهداشت ندارند، بلکه مکانی برای کلاهبرداری‌‌های چندهزار دلاری از جوانان ایرانی هستند؟

سؤال سوم آن‌که: دلیل یک دهه تعلل دستگاه‌های قانونی در رسیدگی به این پرونده چه بوده است و آیا بر کندی روند رسیدگی به این پرونده، می‌توان نامی جز اطاله دادرسی نهاد؟

انتظار می‌رود وزارت بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی و دستگاه قضایی، هرچه سریع‌تر با ارائه پاسخ شفاف، نسبت به رفع این ابهامات اقدام کنند.

خبرگزاری تسنیم درپایان نوشت: آماده انتشار پاسخ‌ نهادهای مذکور به سوالات مطرح شده است‌.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:در تنظیم این گزارش اصلاحات اندکی انجام گرفته است.

سوابق کاری دکترحسین خیراندیش :

درمعرفی آقای خیراندیش نوشته اند: دکترحسین خیراندیش یکی از نوادر روزگار در علم طب بویژه طب سنتی هستند و به دلیل سطح بالای علمی، «حکیم حسین خیراندیش را پدر طب سنتی ایران می نامند

 استاد حسین خیراندیش پیشکسوت طب ایرانی-اسلامی

این استاد دانشمند بسیاری از بیماری های که علم کلاسیک طب از درمان آن ناتوان است بوسیله روش های طب سنتی و برخی ابداعی مختص خود به راحتی درمان می کند و در این زمینه بسیار توانمند هستند.

«دکترحسین خیراندیش» بین سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ مسئول منطقه ۷ «حزب جمهوری اسلامی» بود.

«دکترحسین خیراندیش» بین سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۴ مسئول آموزش «حزب جمهوری اسلامی» در استان تهران بود.

«حکیم حسین خیراندیش» بین سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ عضو ستاد «انجمن‌های نخست وزیری اسلامی» بود.

وی بین سال‌های ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۱ بنیانگذار و معاون دبیرکل «سازمان بین‌المللی اسلامی دفاع از حقوق کودکان» بود. از سال ۱۹۹۹ تا به امروز، او بنیانگذار و مدیر کل «مؤسسه تحقیقات حجامت ایران» بود.

«دکترحسین خیراندیش»از سال ۲۰۱۰میلادی(۱۳۸۸شمسی)مدیریت شعبه ایرانی «دانشگاه طب سنتی ارمنستان» را بر عهده دارد.

«استاد حسین خیراندیش» عضو و مدیر «مؤسسه تحقیقات طب کل‌نگر» مؤسسه طب سنتی است.

«دکترحسین خیراندیش»از سال‌  ۱۳۵۹  تا ۱۳۶۶، مدرس روش‌های تحلیل سیاسی، قانون اساسی و مفاهیم سیاسی در «حزب جمهوری اسلامی» بود.

«استاد حسین خیراندیش» از سال ۱۳۶۴ الی ۱۳۶۷، مدرس «مرکز آموزش مدیریت دولتی» بود.

از سال ۱۹۸۱ به بعد، او دوره‌های مقدماتی طب سنتی را برای بیش از ۵۵۰۰ پزشک و چندین هزار غیرپزشک در «مؤسسه تحقیقات حجامت ایران» تدریس کرد. او در «مؤسسه تحقیقات حجامت ایران» در دوره‌های تخصصی طب سنتی مانند مزاج، نبض و عنبیه سخنرانی کرد.

«دکترحسین خیراندیش»بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸، او مدرس طب سنتی-اسلامی در «دانشگاه تهران» بود و آموزش رایگان طب سنتی اسلامی ارائه می‌داد. از سال ۲۰۰۸ تاکنون، مدرس «دانشگاه طب سنتی ارمنستان» است.

مشاور ارشد طب سنتی در دانشگاه طب سنتی ارمنستان. تدریس معماری، گل درمانی، رایحه درمانی و مزاج شناسی خاص در مقطع کارشناسی ارشد طب سنتی اسلامی در شعبه ایرانی دانشگاه طب سنتی ارمنستان از سال ۱۳۸۷.
مدرس طب سنتی اسلامی و پزشکی عمومی در شعبه ایرانی دانشگاه طب سنتی ارمنستان از سال ۱۳۹۰.

مطب های دکتر حسین خیراندیش
مطب شماره۱دکترحسین خیراندیش: جنت آباد شمالی، بعد از سه راهی ایران-پارس، بلوار انصارالمهدی، مسجد انصارالمهدی
شماره تلفن مطب: ۴۴۸۶۰۵۳۷ – ۴۴۸۶۷۳۵۲
مطب شماره ۲ دکترحسین خیراندیش: بزرگراه اشرفی اصفهانی، بالاتر از میدان پونک، جنب امامزادگان عینالی زینالی، ساختمان پزشکان سجاد
شماره تلفن مطب: ۴۴۴۶۲۷۷۲ – ۴۴۸۹۱۰۳۲