مرحوم آقاى حاج شیخ عبدالکریم حائری[موسس حوزه علمیه قم] فرمودند: معروف است که حرف مرد یکى است، من مى گویم حرف مرد دو تاست؛ زیرا مرد آن است که وقتى فهمید حرفش باطل است، روى آن پافشارى نکند و حق را بپذیرد./منبع:پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شبیری زنجانی
حرف مرد دو تا است!
مرحوم آقای حاج شیخ (آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حایری، موسس حوزه علمیه قم)فرمودهاند: معروف است که حرف مرد یکی است، من میگویم حرف مرد دو تاست؛ زیرا مرد آن است که وقتی فهمید حرفش باطل است، روی آن پافشاری نکند و حق را بپذیرد.
شنیدم از آقای خمینی پرسیده بودند: شما جمهوری اسلامی تشکیل دادید، چرا استاد شما آقای حاج شیخ در این فکرها نبود؟
آقای خمینی فرموده بود: در دوره رضاخان در قم حوزه علیه تشکیل دادن کمتر از تشکیل جمهوری اسلامی در این دوره نبود. در دورهای که رضاخان همه مظاهر دین را نابود میکرد، حاج شیخ در کنار مرکز دولت، متّصل به تهران، حوزه علمیه تشکیل داد. حاج شیخ از این کرامات اخلاقی دینی داشت که توانست چنین حوزهای برپا کند. نحوه سلوک حاج شیخ با دیگران و بیهوایی و بیاعتناییاش به دنیا ممتاز بود.
اشعار امام خمینی در وصف آیت الله حائری یزدی
امام خمینی در مدح استادش مرحوم «حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی»ابیاتی سروده است، از جمله:
راستی این آیت الله گر در این سامان نبودی
کشتی اسلام را از مِهر پشتیبان نبودی
دشمنان را گر که تیغ حشمتش بر جان نبودی
اسمی از اسلامیان و رسمی از ایمان نبودی
(دیوان امام خمینی، ص۲۷۸)
مرحوم حاج شیخ در مسائل سیاسی وارد نمیشد و میگفت: ماها درس سیاست نخواندهایم، لذا سر ما کلاه میگذارند و از ما سوء استفاده میکنند.
خاطره از آیت الله شبیری زنجانی/منبع:خبرگزاری رضوی ۱۹ مرداد ۱۳۹۶
***
آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی،متولد ۱۲۷۶ه.ق(۱۲۳۹شمسی) مهرجرد(میبد) یزد فرزندمحمد جعفرمی باشد.
وی از مجتهدان و مراجع تقلید شیعه و بنیانگذار حوزه علمیه قم بود و از سال ۱۳۰۱ تا سال ۱۳۱۵ ریاست تامّه و مرجعیت کامل شیعیان را بر عهده داشت.
مرحوم عبدالکریم حائری یزدی در نجف و کربلا از مدرسین بزرگ بود که بنا به دعوت علما و رجال بزرگ در سال ۱۳۳۲ به شهرستان اراک دعوت شد و مدت ۸ سال در این شهر به تشکیل حوزه مناسب موفق شد که از بلاد مختلف و خود این شهر فضلایی راتحویل جامعه بدهد.
در نوروز سال ۱۳۴۰ که به قصد زیارت و مسافرت عازم قم بود، استقبال گرمی از او به عمل آمد،دراین سفربودکه ازوی خواسته شددرقم اقامت وزعامت کندوایشان هم باتوسل به استخاره «وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ»پذیرفت.
شیخ عبدالکریم حائری یزدی سرانجام در شب ۱۷ ذیقعده سال ۱۳۵۵ برابر با ۱۰ بهمن ۱۳۱۵ درگذشت و در جوار آرامگاه حضرت معصومه -قم-به خاک سپرده شد.مدت عمر۸۴ سال
آیت الله مرتضی حائری یزدی و آیتالله مهدی حائری یزدی ازفرزندان آن مرحوم می باشند.
آیتالله بهجت فومنی درباره یکی از کرامات شیخ عبدالکریم حائری یزدی این گونه نقل میکند:
از کرامات حاج عبدالکریم حائری این بود که زمانی که رودخانه قم در اثر سیل طغیان کرده بود و آب تا لبه پل علی خانی رسیده بود، به گونهای که عدهای از روی پل با آب رودخانه وضو میگرفتند و به خاطر آن نیز برای جلوگیری از نفوذ آب تمام فرش های مسجد امام را جمع کرده بودند، مرحوم حاج شیخ روی پل رفت و مقداری تربت-تربت مزار سیدالشهدا(ع)- را در دست گرفت و چیزی بر آن خواند و در آب انداخت، پس از این کار مرحوم حائری، به تدریج آب پایین آمد و بعد از چند ساعت چندین متر آب پایینتر رفت و به برکت این کار وی از طغیان بیش از حد رودخانه جلوگیری به عمل آمد!
حرف مرد دوتا است!
کاپیتان«محمدباقر قالیباف»(رئیس مجلس)کاندیدای ریاست جمهوری : معتقدم عذرخواهی از مردم و اقرار به اشتباه کردن، هیچ چیزی را از انسان کم نمی کند ،ما باید این جمله را بفهیم که حرف مرد دوتاست، حرف مرد یکی نیست. مرد کسی است که وقتی فهمید اشتباه کرده حرفش را دوتا کند و برود در مسیر درستش قرار گیرد. این منش رفتاری حتما انسان را بزرگتر می کند نه کوچکتر. امام با همه بزرگی خود، چندبار به مردم گفتند من در این موضوع اشتباه کردم. این شیوه حتی امام را بزرگتر و عزیز تر هم کرد.
چهارشنبه۱۰ اسفند ۱۳۹۰ سایت مشرق بنقل از برنامه زنده -تلویزیونی-پارک ملت شب گذشته (سه شنبه، ۹ اسفند ۱۳۹۰)
«دکترسعیدجلیلی»:شنیدم یکی از حرفهایی که یکی از نزدیکان امام از ایشان نقل کرده این است که ایشان میگویند اینکه گفته می شود حرف مرد یکی است، حرف هیتلر و امثال اوست! اتفاقاً مرد کسی است که حرفاش یکی نیست و اگر جایی فهمید اشتباه کرده است، اعتراف و اصلاح کند.
درهنگام انتخابات -درمعرفی کاندیداها-اگراشتباه کردیم ،یکی را تأییدکردیم وبعددیدیم این همانی نیست که ما بدنبالش بودید،بگوییم این مسیر را اشتباه آمده ایم ،معرفی مااشتباه بوده است
مدیریت سایت-پیراسته فر(این پاراگراف ازآقای جلیلی نقل به مضمون است)۱۳۹۵/۱۱/۷دنیای اقتصاد/ بنقل ازتسنیم
سیره عملی امام خمینی در مواجهه با قطعنامه ۵۹۸
پرتال امام خمینی پیش از این با انتشار بخشی از کتاب «سیره عملی امام خمینی در اداره امور کشور(۱۳۶۸-۱۳۵۷)»
به قلم «دکتر فرهاد درویشی سه تلانی» که به موضوع پذیرش قطعنامه ۵۹۸ اختصاص داشت یکی از نخستین منابع پژوهشی را در این زمینه در اختیار علاقمندان قرار داد.
آنچه که در پی میآید یادداشتی از «صادق صدقگو» در تفسیر منطق عمل سیاسی امام خمینی در همین باره است که در پرتال امام خمینی انتشار یافته است.
کمتر کسی است که شجاعت و قاطعیت در عرصه مدیریت را پافشاری بر روی تصمیم و نظر شخصی و زمینهسازی جهت پیاده کردن، تلاش برای اجرایی نمودن و حاکمیت بخشیدن به آن، تعبیر و تفسیر نکند و گاه ضربالمثل معروف: «حرف مرد یکی است»، نماد چنین تفکری در جامعه امروز است. اما امام خمینی با تکیه بر دور اندیشی، زمان شناسی و درایت خویش در هر زمان با توجه به مقتضیات موجود، علاوه پافشاری بر نظرات گذشته همواره میزان را شرایط جاری و حال فعلی میدانستند و در چارچوب چنین منطقی به بهترین صورت ممکن مسائل را به نفع اسلام و انقلاب حل مینمودند.
قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت یکی از قطعنامههای شورای امنیت است که در ۲۹ تیر ۱۳۶۶، برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق صادر شد. این قطعنامه از نظر کمی و تعداد واژههای به کار گرفته شده مفصلترین و از نظر محتوا اساسیترین و از نظر ضمانت اجرایی قویترین قطعنامه شورای امنیت در مورد جنگ تحمیلی بوده است. این قطعنامه بلافاصله از سوی عراق پذیرفته شد، ولی بعد از گذشت یکسال و هفت روز در۲۷ تیر ۱۳۶۷ از سوی ایران پذیرفته شد. امام خمینی در ۲۹ نیر ۱۳۶۷ در سالروز کشتار حجاج بیتالله الحرام طی پیامیخطاب به ملت ایران که به «پیام استقامت» معروف شد ضمن اعلام قبول قطعنامه ۵۹۸، به تحلیل شرایط و تشریح دلایل آتشبس پرداختند. واقعیت این است که در این تصمیم امام خمینی (س) ویژگیها و خصوصیاتی نهفته است که با شناخت و تحلیل آنها میتوان اصول حاکم بر سیره عملی امام(س) در اداره امور کشور را به خوبی شناسایی و به مردم معرفی نمود.
حضرت امام در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۳۶۷ طی پیامیضمن هشدار نسبت به خطر دور شدن مردم از صحنههای انقلاب، اتمام حجتی راجع به جنگ کرده و میفرمایند: «این روزها روز امتحان الهی است... امروز روز عاشورای حسینی است و امروز ایران کربلاست، حسینیان آماده باشید.» ایشان در ادامه این پیام تاکید میکنند:«درنگ امروز، فردای اسارتباری را به دنبال دارد.»
اندیشهورزی انسان و انتخابگری او نیز به مقاومت یا انعطافپذیری او در حرکت جاری زمان سنجیده میشود. چرا و در چه مواردی باید با تغییر همراه بود و در چه مواردی باید در برابر تغییر مقاومت کرد. گاهی تشخیص نادرست این دو مقوله سرنوشتهای اسف باری را برای اقوام و ملتها رقم زده است. شناخت مقتضیات زمان، چه در حوزه شخصی و چه از جنبه اجتماعی راز ماندگاری است.
پس پر بیراه نیست اگر ادعا کنیم: فرزند زمان خویش بودن، امری خردمندانه و لازمه ماندگاری حیات شخصی و اجتماعی است و این به معنی لجاجت بی ثمر یا سر تسلیم فرود آوردن در برابر شرایط یا هر نوع نوگرایی کورکورانه نیست./ ۲ مرداد ۱۳۹۵وکیل ملت.
رازونیازامیرالمومنین علیه السلام:
الّلهُمَّ لااجِدُ لِذُنُوبى غافِرا وَ لا لِقَبائِحى ساتِراً وَ لا لَشَىءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبیحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلًا غَیْرَکَ لا الهَ الّا انْتَ سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ، ظَلَمْتُ نَفْسى وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلى وَ سَکَنْتُ الى قَدیمِ ذِکْرِکَ لى وَ مَنِّکَ عَلَىَّ.
الّلهُمّ مَوْلاىَ کَمْ مِنْ قَبیحٍ سَتَرْتَهُ وَ کَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ اقَلْتَهُ وَ کَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَیْتَهُ وَ کَمْ مِنْ مَکْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ کَمْ مِنْ ثَناءٍ جَمیلٍ لَسْتُ اهْلًا لَهُ نَشَرْتَهُ؛/دعای کمیل
اى خدا! غیر از تو براى گناهانم آمرزنده اى و براى اعمال بدم پوشاننده اى و براى تبدیل بدى ها به خوبى ها تبدیل کننده اى را نیافتم-
تویى که آمزرنده اى، تویى که پوشاننده اى، تویى که بدى ها را نزد مردم مبدّل به خوبى مىکنى-
نیست خدایى غیر از تو. پاک و منزّهى وعالم هستى به حمد تو اشتغال دارد. اى خدا به خودم ظلم کردم و چون جاهل بودم جرئت به گناه پیدا کردم. به این که همیشه به یاد من بوده و بر من لطف و بخشش داشتى آسوده خاطر نشستم.
اى خدا و مولاى من! چه بسیار زشتى هایم را که پوشانیدى و چه بسیار از بلاهاى سنگین که بر طرف کردى و چه بسیار لغزش هایى که مرا از آنها نگاه داشتى و چه بسیار ناراحتىها که از بین بردى و چه بسیار تعریف هاى خوبى که من اهلیّت آن را نداشتم و تو آن را منتشر کردى.
دعای روز چهاردهم ماه رمضان:«وَاَقِلْنى فیهِ مِنَ الْخَطایا وَالْهَفَواتِ»
«بار خدای در این روز در مورد خطاها و لغزش هایم عذرم را پذیرا باش.»
اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.
عثرات به معنای لغزش هاست
خدایا مرا در این روز به لغزش هایم مواخذه نفرما، و از خطاها و بیهودگی هایم درگذر، و مرا نشانه تیر بلاها و آفات قرار مده، بعزتت قسم ای عزت دهنده مسلمانان.
به غیر از رسول اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام) همه اشتباه مىکنند
«ما این طور نیست که هر جا یک کلمهاى گفتیم و دیدیم مصالح اسلام، حالا ما آمدیم دیدیم این جور نیست، اشتباه کرده بودیم، بگوییم ما سر اشتباه خودمان باقى هستیم. ما هر روزى فهمیدیم که این کلمهاى که امروز گفتیم اشتباه بوده و ما قاعدهاش این است که یک جور دیگر عمل بکنیم، اعلام مىکنیم که آقا این را ما اشتباه کردیم، باید این جورى بکنیم. ما دنبال مصالح اسلام هستیم، نه دنبال پیشرفت حرف خودمان»(صحیفه امام، ج۱۶، ص۳۵۰).
بخشی از مصاحبه امام خمینی با مجله تایمز لندن در پاسخ به این پرسش که: آیا هرگز در مورد چیزى اشتباه کردهاید؟
پاسخ امام: «به غیر از رسول اکرم و ائمه طاهرین همه اشتباه مىکنند».
(صحیفه امام، ج۱۱، ص۱۶۰)
«فقط محمد رسول اللَّه و دیگر پیامبران و ائمه اشتباه نمىکردند، هر کس دیگرى اشتباه
میکند»(صحیفه امام، ج۱۲، ص: ۳۸).
توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:غیرازمعصومین علیهم السلام،هیچکس ازخطاواشتباه مصون نیست،انسان جائزالخطااست،بسیاری ازخطاهایی که می کنیم متوجه نیستیم،بخیال اینکه داریم کارخوب می کنیم،واما خداوندآنهارامی پوشاند واین ستاریت دراین دنیاهم هست(علاوه برقیامت)چه بسانادانی ها واشتباهاتمان راازذهن مردم پاک(محو) می کند ویا مردم آن راگناه -برایمان-تلقی نکنند،تبدیل به احسن می کند.
آیت الله حائری یزدی برای تحصیل به حوزه کربلا رفته بودن واما بعداز۲سال استادش تشخیص داد که حوزه کربلا برایش کوچک است،لیاقت حوزه سامرا رادارد
مصاحبه فارس بارییس دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی ،حجتالاسلام و المسلمین «محمدمهدی مسعودی»، محقق، پژوهشگر و از استادان رجال و علوم حدیث حوزه علمیه قم
تولد شیخ عبدالکریم از پدر و مادری که بچه دار نمیشدند
در مورد شخصیت مرحوم آیتالله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی، بزرگان، بیانات و فرمایشات بسیاری داشتهاند اما بنده چند نکته را در مورد این عالم جلیلالقدر به عنوان اشاره عرض میکنم. مرحوم آیتالله موسس یا همان شیخ عبدالکریم حائری یزدی در مهرجرد یزد به دنیا آمد. پدر ایشان محمد جعفر مهرجردی یزدی بوده است.
تاریخ متفاوت ازتولدحاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی
مرحوم آقا بزرگ تهرانی میفرماید که ایشان در سال ۱۲۷۶ به دنیا آمد.
خودآیت الله هم تولدش رانمی دانست!
منتها آقازاده ایشان مرحوم حضرت آیتالله شیخ مرتضی حائری یزدی از قول پدرشان تردیدی دارند و میفرمایند مرحوم پدرم میفرمود سال ولادت من خیلی مشخص نیست. بین سال ۱۲۷۰ و ۱۲۸۰ به دنیا آمدهام. خود مرحوم شیخ مرتضی حائری یزدی با قرائن میفرمود که به نظر میرسد پدرم حدود سال ۱۲۸۰ به دنیا آمده باشد.
والدین شیخ عبدالکریم حائری
تولدعجیب-معجزه وار
شیخ عبدالکریم حائری یزدی در خانواده بسیار متدینی به دنیا میآید. پدر ایشان گرچه فردی معمولی بوده ولی انسانی بسیار متدین و متقی بوده است.
مادر ایشان نیز خانمی بسیار متقی بوده است. آنها در روستای مهرجرد زندگی میکردند. مرحوم حاج شیخ عبدالکریم در سن شش سالگی پدرشان را از دست میدهند و تحت کفالت مادر در همان روستا زندگی میکنند.
در مورد کیفیت ولادت و ایجاد ایشان نیز نکات جالبی وجود دارد. ظاهرا آنچه از تاریخ زندگی ایشان و مرحوم والدینشان برمیآید، والدین ایشان صاحب فرزند نمیشدند. لذا در یک حادثهای ابوی ایشان، مرحوم محمد جعفر یک حال التجایی پیدا کرده و توسلی به خداوند میکند و از خدا میخواهد تا به ایشان فرزندی عنایت کند.
به واسطه حال اضطراری که ایشان داشته و با آن التجاء خاصی که دعا میکند، خداوند فقط همین آیتالله شیخ عبدالکریم را به آنها عنایت میکند. اتفاقا پس از آن هم دیگر صاحب فرزند نمیشوند.
چگونگی ورود شیخ عبدالکریم حائری به حوزه علمیه
در اینکه چه طور میشود ایشان وارد حوزه شده و طلبه میشود، نقل شده که ایشان شوهر خالهای به نام میرابوجعفر داشتند که اهل اردکان یزد بوده و در آنجا زندگی میکرده است. میرابوجعفر زمانی به روستا میآید و شیخ عبدالکریم را که کودک بوده میبیند و متوجه میشود که این کودک بسیار با استعداد و خوش ذوق است و حیف است در روستا بماند و کارها و مشاغل عادی را متکفل شود.
او را به اردکان میآورد و متکفل تحصیل او میشود. او حاج شیخ عبدالکریم را وارد حوزه علمیه اردکان میکند. حاج شیخ عبدالکریم در آنجا مقدمات علوم را از ادبیات و علوم متوسطه میخواند. آقازاده ایشان مرحوم شیخ مرتضی حائری یزدی میفرماید که ورود پدر من در رشته علوم دینی مربوط به ارشادات و اقدامات و تربیت مرحوم میرابوجعفر، شوهرخاله ایشان بوده است.
در احوالات خود آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مینویسند ایشان بسیار به فرزندان میرابوجعفر، به واسطه لطفی که پدر آنها در حق او کرده بوده، عنایت داشته و اظهار ارادت میکرده است.
قضایایی در این رابطه نقل شده که یکی از آنها این است که مرحوم میرابوجعفر دختری در مشهد داشته که این خانم به سن پیری رسیده بود. در آن زمان خود حاج شیخ عبدالکریم نیز به سن پیری رسیده بودند. این خانم پیر که خاله زاده شیخ عبدالکریم بوده، در مشهد و در منزل فرزندشان زندگی میکرد تا اینکه فرزندشان از دنیا میرود. آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی کسی را به مشهد میفرستد تا هم عرض تسلیت کرده و در مراسم ترحیم شرکت کند و هم اینکه سفارش میکند تا این خانم پیر را به نزدشان بیاورند. این خانم را به قم آوردند و حاج شیخ عبدالکریم همیشه به این خانم پیر اظهار ارادت میکردند.
حتی جالب است که آیتالله حائری یزدی میفرمودند که اگر من میتوانستم آفتابه دستشویی ایشان را نیز پر میکردم و میبردم به خاطر اینکه پدر ایشان به من لطف بزرگی کرده و من نتوانستم جبران احسان و لطف او را بکنم لذا دوست دارم تا برای فرزندان ایشان خدمتی کنم تا جبران لطف میرابو جعفر که مقدمات تحصیل من در حوزه و علوم دینی را فراهم کرد، بشود.
هجرت آیت الله شیخ عبدالکریم به عتبات بهمراه مادر
شیخ عبدالکریم حائری یزدی تا ۱۸ سالگی در همان اردکان یزد و حوزه علمیه آنجا مشغول به تحصیل بوده و پس از فراگیری علوم مقدماتی و ادبیات در ۱۸ سالگی با مادرش از اردکان به کربلا مشرف شده و در حوزه علمیه کربلا مستقر میشود.
در اینکه چرا ایشان کربلا را انتخاب کرد با اینکه در آن عصر حوزه علمیه سامرا خیلی معروف و مشهور بوده و بزرگان دین مثل مرحوم میرزای شیرازی در سامرا بودهاند، شاید عمدهترین دلیلش این بوده که ایشان ارادت خاصی به حضرت سیدالشهدا (ع) داشته و میخواسته تا در کنار ایشان باشد. لذا وارد کربلا شده و مدت دو سال در کربلا میماند. او در کربلا شرح لمعه و قوانین را میخواند.
بزرگان حوزه کربلا ،صلاح می داندکه بایدبرودسامرا
در حوزه علمیه شهر کربلا شخصیتی ممتاز به نام« آیتالله فاضل اردکانی-محمدحسین»(تولد۱۲۳۵-وفات۱۳۰۲ه.ق) بوده که شیخ عبدالکریم خدمت ایشان میرسد و به واسطه اینکه از یک شهرستان بودند، «آیتالله محمدحسین فاضل اردکانی» عنایت خاصی به ایشان داشته، با اینکه از لحاظ علمی ظاهرا ارتباطی بین آنها نبوده است چون حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در آن ایام مشغول به کتاب قوانین و لمعه بوده و تازه وارد بحثهای فقهی و اصولی شده بود، در حالی که آیتالله فاضل اردکانی(استادشیخ عبدالکریم حائری یزدی) به تدریس در سطوح عالیه مشغول بوده است.
استقبال میرزای شیرازی،ازشیخ عبدالکریم حائری
پس از دو سال حاج شیخ عبدالکریم با مادرشان از کربلا به سامرا حرکت میکنند تا از حوزه علمیه سامرا که بزرگان دین حضور داشتند، استفاده علمی ببرند. نقل میکنند زمانی که اینها میخواستند به سامرا بیایند، آیتالله فاضل اردکانی نامهای را خطاب به میرزای شیرازی بزرگ مینویسند.
این که متن نامه چه بوده، مشخص نیست ولی هنگامی که آیتالله میرزای شیرازی این نامه را خواندند، فرمودند: آقای فاضل در مورد شما چیزهایی نوشته که من به شما اخلاص پیدا کردم؛ ارادت پیدا کردم. به این ترتیب آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به همراه مادرشان قبل از ماه رمضان وارد سامرا میشوند.
آیتالله میرزای شیرازی به آنها میگوید الآن نمیتوانم برای شما حجرهای تهیه کنم. شما ماه رمضان را در منزل ما میهمان باشید تا بعد از ماه رمضان برای شما حجرهای را تهیه کنم و برای مادرتان نیز جایی را در نظر بگیرم. به این شکل ماه رمضان را میهمان مرجع تقلید و عالیترین مقام شیعه میشوند بعد از ماه رمضان به حجره میروند و تحصیل را ادامه میدهند.
حاج شیخ عبدالکریم در سامرا
آیتالله حائری یزدی در سامرا از محضر اساتید بزرگی مانند میرزای بزرگ شیرازی، میرزا محمدتقی شیرازی که معروف به میرزای دوم بوده، سید محمد فشارکی اصفهانی، بهرهمند میشود. حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی ،تا زمانی که میرزای شیرازی زنده بودند، از سامرا کوچ نمیکنند.
سید محمدحسن حسینی (۱۲۳۰ - ۱۳۱۲ق) مشهور به میرزای شیرازی، میرزای بزرگ
بعداز رحلت میرزای شیرازی -هجرت از سامرا به نجف
زمانی که میرزای شیرازی بزرگ از دنیا میروند، ایشان به همراه استادشان «آیتالله سید محمد فشارکی » از سامرا به سوی نجف حرکت میکنند و در حوزه علمیه نجف مستقر میشوند و به جرگه شاگردان و درس آیتالله آخوند خراسانی وارد شده و از محضر ایشان نیز بسیار بهرهمند میشوند.
علت بازگشت شیخ عبدالکریم حائری از نجف به ایران
در اینجا دو نظر وجود دارد که بعضی میگویند زمانی که ایشان در نجف مستقر بوده، مردم اراک میآیند و از ایشان درخواست میکنند تا به اراک بیایند و مشغول اصلاح حوزه علمیه و تبلیغ برای مردم شوند. ظاهرا ایشان یکی دو سالی به اراک میآید و برمیگردد. برای بار دوم از ایشان درخواست میکنند تا به اراک بیایند.
حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی نیز به اراک آمده و در سال ۱۳۳۲ یا ۱۳۳۳ به خواهش فرزند آقا محسن اراکی به اراک مهاجرت میکنند و حدود ۸ سال در اراک مشغول تبلیغ برای مردم و اصلاح حوزه علمیه اراک میشوند. حوزه اراک که در آن عصر خیلی حوزه علمیه محدودی بوده، با آمدن و تلاش ایشان و اخلاصی که داشتند، خیلی وسیع میشود و تا حدود ۳۰۰ نفر در آن ایام طلبه آن هم طلبههایی فاضل داشته است.
آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی قبلاً ۸ سال، حوزه اراک راسروسامان داده بود.
هجرت شیخ عبدالکریم به قم و احیای حوزه علمیه قم
در مورد آمدن ایشان به قم صحبت کنید؟
بله در سال ۱۳۴۰ در ماه رجب که مصادف با ایام نوروز بوده، آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی به همراه بعضی از دوستانشان مثل «آیتالله سیدمحمد تقی خوانساری» برای زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها به قم میآیند. در قم عدهای از علما از ایشان درخواست میکنند تا در قم بمانند و حوزه علمیه قم را سر و سامان دهند.
استخاره آیت الله حائری یزدی
ظاهرا اوایل ایشان علاقه نشان نمیدهند و بنا به دلایلی اکراه داشتهاند. اما به اصرار علما و متدینین، ایشان امر را مردد بر استخاره میکنند. فرزند ایشان مرحوم آیتالله شیخ مرتضی حائری یزدی میفرماید که مرحوم ابوی ما عادتشان بر این نبود که با قرآن استخاره کنند. میفرمودند اگر آیهای بیاید من نمیدانم که در اینجا خوب است یا بد است.
مثلا اگر آیه یسبح الله ما فی السموات و ما فی الارض، آمد من چه میدانم که این آیه دلالت بر خوب میکند یا بر بد؟ اما پدرم در این موضوع میفرماید ایرادی ندارد و من استخاره میکنم و اگر استخاره اجازه داد میآیم و میمانم.
در قسمت بالا سر حضرت معصومه (س) استخاره میکنند و آیه ۹۳ سوره یوسف « اذْهَبُوا بِقَمیصی هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبی یَأْتِ بَصیراً وَ أْتُونی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعین؛ این پیراهن مرا ببرید، و بر صورت پدرم بیندازید، بینا مىشود! و همه نزدیکان خود را نزد من بیاورید!» در جواب استخاره میآید.
این آیه در مورد حضرت یوسف(ع) و برادرانش است که وقتی برادران با حضرت یوسف آشنا شدند، حضرت به آنها فرمود بروید و اهل و عیال خودتان را بردارید و به اینجا بیایید.
حوزه قم-قبل ازآیت الله شیخ عبدالکریم حائری
ایشان وقتی این آیه را میبیند متوجه میشود که خداوند دستور میدهد که ایشان به قم بیاید و مستقر شود. آیتالله حائری یزدی به قم میآیند و در آن ایام، حوزه علمیه قم کوچک بوده ولی ایشان وارد میشوند و مشغول اصلاح حوزه میشوند.
اقدام آیتالله حائری تفسیر روایت هجرت دین به قم است
این اقدام ایشان تفسیر فرمایش امام جعفر صادق (ع) است. علامه مجلسی در بحارالانوار روایتی از امام صادق (ع) نقل میکند به این ترتیب که «دین از کوفه و بصره هجرت میکند و به شهر قم میرود و به اوج خود میرسد به طوریکه به تمام دنیا میرسد و هر کس بخواهد عالم در دین شود، باید وارد قم شود».
حوزههای علمیه کوفه و بصره در آن اعصار متقدم خیلی رونق داشته و قرار بوده تا این مسئله در قم ادامه پیدا کند. آیتالله حائری یزدی به فرمایش امام صادق (ع) عمل کرده و حوزه علمیه قم را تأسیس نموده است. ایشان با جدیت و اخلاصی که داشتند و شب و روز بر این مسئله اهتمام میورزیدند سبب شدند تا در عصر ایشان تعداد طلبههایی که در حوزه علمیه قم مشغول به تحصیل شدند، به هزار نفر رسید.
این رقم، رقم بسیار بالایی است که در سال ۱۳۴۰ با اقدام ایشان شروع شد. ایشان خود در حوزه علمیه مشغول تدریس بودند و استادانی را نیز جمع کرده بودند. ثمره زحمات ایشان این بود که اشخاصی مثل آیتالله اراکی، آیتالله گلپایگانی که از شاگردان ممتاز ایشان بودند، تربیت شدند.
شیخ عبدالکریم حائری،باپایه گذاری حوزه علمیه قم ،زمینه سازانقلاب اسلامی شدند
ایشان حوزه علمیه قم را سر و سامان دادند و به جایی رسید که از این حوزه شخصیتی مثل امام خمینی ظهور کردند و نهضت بزرگ خود را بر عالم گسترش دادند و امروز شاهد ثمره آن هستیم.
برای گسترش حوزه علمیه مشکلاتی زیادی داشتند؟
قطعا. آنچه از فرمایشات خود ایشان بر میآید، آیتالله حائری یزدی با دو مشکل جدی مواجه بودند و با تمام قدرت با آن مبارزه میکردند. یکی مشکل سیاسی و دیگری مشکل اقتصادی بود.
شاه میخواست حوزه وابسته-محتاج -به حکومت باشد
مشکل سیاسی این بود که جان گرفتن حوزه علمیه قم با زمان حکومت رضاخان مصادف شده بود و رضاخان دست پرورده انگلیس بوده و قصد بر این داشته تا علما را از بین ببرد.
آنها میدانستند تا علمای تشیع هستند نمیشود تشیع را از بین برد. آیتالله حائری یزدی مسیر بسیار سختی پیش رو داشته و باید طوری رفتار میکرد که بهانه به دست رضا شاه ندهد که منجر به تعطیلی حوزه علمیه شود.
ایشان با تدابیری که انجام میدادند، کاری میکردند تا حکومت نتواند در مورد حوزه علمیه تصمیم خطرناکی بگیرد و یا حمله کند و به طلبهها آسیب برساند.
این مشکل بزرگی بود که آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی با آن مواجه بود و با جدیت با آن مبارزه کرد و حوزه علمیه قم را از شر آنها حفظ کرد.
مشکل اقتصادی حوزه در زمان شیخ عبدالکریم حائری
نکته دوم این است که حوزههای شیعی همیشه استقلال دارند. از نظر اقتصادی به دولت و اشخاص وابسته نیستند. حوزههای علمیه از وجوهات شرعیه اداره میشوند و در آن اعصار هنوز حوزه علمیه قم و علمای قم آنچنان مطرح نبودند که پولداران وجوهات خود را به آنجا سرازیر کنند و وجوهات را نوعا به نجف و سامرا میبردند. لذا آیتالله حائری یزدی در حوزه علمیه قم دچار مشکل اقتصادی شدیدی بودند. یکی از دوستان ایشان از مشهد نامهای برای ایشان میفرستد و احوالپرسی میکند. ایشان در بخشی از جواب نامه اینطور میفرماید: «حال حقیر بحمدلله قرین صحت است جز اینکه ابتلای رساندن معاش علمیه خیلی حقیر را متألم نموده. اولا در آستانه متبرکه و در روضه مقدسه رضویه ملتمس دعا هستم که از خداوند جل شانه طلب کنید اصلاح امر را و ثانیاً جناب شریعتمدار ثقةالاسلام آقای حاج ملا هاشم را بعد از تبلیغ سلام از اینجانب اطلاع دهید کیفیت حال را؛ چنانچه بتوانند از وجوهات چیزی تحصیل نموده روانه نمایند خیلی به محل هست».
مشخص است که چون وجوهات در حوزه نمیآمده طلبهها خیلی در مضیقه بودند. ایشان سعی خود را برای برطرف کردن این مشکلات انجام دادند و بحمدلله حوزه علمیه نوپای شیعه در قم را حفظ کردند که همین حوزه منشأ خیرات و برکات فراوان شده است./۱۳۹۱/۷/۱۳فارس