پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

چرا آیت الله مصباح رابطه خودراباشهیدبهشتی قطع کرد؟ردصلاحیت لاریجانی شبیه هاشمی رفسنجانی

دیدگاه  شهیدبهشتی درباره دکترشریعتی،ردصلاحیت علی لاریجانی، مثل رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی شد! بررسی صلاحیتهای کاندیداهای  درزمان های قبل چگونه بود؟چرا آیت الله مصباح یزدی رابطه خودراباشهیدبهشتی قطع کرد!؟نفوذسازمان جاسوسی اسرائیل (موساد)درایران...درادامه  خواهیدخواند.

ما به خاطر دفاع ازشریعتی حتى با بعضى از دوستان پر دانش قدیمى خود نیز به هم زدیم

یکى از دوستان من که  کمالاتى نیزدارد و من به خاطر کمالات و مطالعه فراوانش، همواره او را دوست مى‌داشته‌ام، بر سر این موضع‌گیرى که نسبت به دکتر داشتم، اوقاتش با بنده تلخ شد و حتى درس خود را در مؤسسه‌اى که تدریس مى‌کرد ترک کرد و دیگر نیامد و قهر کرد. گفت من دیگر به اینجا نمى‌آیم

این دوست قدیمی که با شهیدبهشتی قهرکرد،مؤسسه راترک کردچه کسی بود؟

درباره عدم احرازصلاحیت  علی لاریجانی ،شورای نگهبان یا اشتباه تشخیص داده و یا مطابق نظر دیگران عمل کرده است.

«حجت الاسلام  علی یونسی »وزیرسابق اطلاعات:اولین بار که بنده با این شهید بزرگوار ملاقات کردم به چند سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در خانه شهید قدوسی بر می گردد. 

من به عنوان یکی از تحصیل کردگان «مدرسه شهیدین» منتظریه یا حقانی(همه این سه اسم به یک مدرسه اشاره دارد) بودم و شهید بهشتی مسئول عالی این مدرسه بود.

مدرسه کاملا توسط شهید «آیت الله علی قدوسی» اداره می شد ولی مسئول نهایی آیت الله دکتر شهید بهشتی بود. ما طلاب این مدرسه بیشتر با شهید قدوسی اداره می شدیم و مأنوس بودیم و در سال چند بار با شهید قدوسی در وقت های خاصی ملاقات می کردیم.

حجت الاسلام یونسی:در این ملاقات من و سه نفر دیگر از طلاب مدرسه حقانی به نام های شهید شاهچراغی، دکتر مقدم و آقای جواد محدثی بودیم.

این ملاقات هم عمدتا به این خاطر بود که نزاعی در مدرسه حقانی رخ داده بود و مدرسه حقانی به دو طیف و جریان تقسیم شده بودند.

 گروهی شدیدا طرفدار آیت الله مرحوم مصباح یزدی و گروهی هم مخالف ایشان بودند. تعلیمات و دروس آیت الله مصباح یزدی این دو جریان را در مدرسه حقانی ایجاد کرده بود و اداره این مدرسه برای شهید قدوسی مشکل شده بود و برای حل این نزاع مرحوم شهید بهشتی به قم آمدند و چند طلاب برجسته مدرسه را دعوت کردند که اصل مسأله را بپرسند و راه حلی برای این اختلاف پیدا شود.

حجت الاسلام و المسلمین علی یونسی

«آیت الله مصباح یزدی» مخالف شریعتی و آیت الله طالقانی و حتی مخالف فعالیت های سیاسی طلبه ها بود

آیت الله بهشتی از ما پرسیدند : چرا شما با برادر عزیزمان آقای مصباح که مدرس خیلی خوبی است مخالف هستید؟! اما ماهمه طلاب گفتیم، ما با ایشان مخالف نیستیم، بلکه با طرز تدریس و برخورد ایشان با مخالفین خودش مخالف هستیم.

حجت الاسلام  یونسی : آیت الله مصباح یزدی شدیدا مخالف شخصیت هایی مثل مرحوم شریعتی، آیت الله طالقانی و به طور کلی روشنفکران انقلابی آن روز مخالف بود و با این کار مخالف بود که طلاب به فعالیت های سیاسی وارد شوند.

علت مخالفت آیت الله مصباح بافعالیت سیاسی طلاب

ایشان(مصباح) اعتقاد داشتند طلبه ای که وارد مبارزات سیاسی شود ممکن است دستگیر شود و به زندان برود و در زندان تحت تأثیر گروه های مارکسیستی قرار بگیرند و لذا این کارها این مصلحت نیست.

در هر صورت آیت الله مصباح یزدی مخالف مبارزات و فعالیت های طلبه ها بودند و همین باعث شد که طلبه ها به دو گروه تقسیم شوند.این موضوع مربوط به حدود سال ۵۳ است اما اوج این مخالفت ها و دعواها به سال های ۵۲، ۵۳ و ۵۴ بر می گردد. 

وزیرسابق اطلاعات می گوید: بلاخره  شهید بهشتی از ما پرسیدند چرا مخالف هستید و ما عرض کردیم مخالف نیستیم و فقط ایشان تدریس کنند و نظرشان را بدهند، ولی نسبت به مخالفین خودشان تحمل داشته باشند.

حجت الاسلام و المسلمین علی یونسی

در این دعوا قضاوت و داوری شهید بهشتی به نفع طلبه ها بود.

ایشان(شهیدبهشتی) فرمودند طلبه های ما مخالف آقای مصباح و درسش نیستند و مخالف موضع گیری و طرز برخورد ایشان هستند که آیت الله مصباح گفته بود، «یا من یا این طلبه ها در مدرسه باشند».

شهید بهشتی گفتند: ما ترجیح می دهیم طلبه ها باشند.

حجت الاسلام  یونسی : از آن موقع آیت الله مصباح از مدرسه حقانی بیرون آمدند(ترک کردند) و دعوا هم حل شد.

منبع:مصاحبه جماران باحجت الاسلام علی یونسی(۸ تیر ۱۴۰۰)،بمنا سبت چهلمین سالروز شهادت آیت الله دکتر بهشتی.

مصاحبه ودیدگاه شهیدبهشتی درباره دکترشریعتی

دکتر شریعتى از استعدادها و قریحه‌هاى سرشار، پرارزش و پرخروش زمان ماست. اجازه دهید نگویم‌ «بود»؛ چون او زنده است. همه این فعلها را متناسب با زنده بودن او،

با زمان حال بیان خواهیم کرد. شریعتى خود را ساخته و پرداخته رنج مى‌دانست

پیرامون دکتر و کار او و افکار او و کتابهاى او و سخنرانى‌هاى او و حسینیه ارشاد جنجالى بود.

خوب، این جنجال بر سر ما هم مى‌ریخت.

 مدام از من مى پرسیدند: «درباره دکتر چه نظرى دارى؟ درباره کتابهاى او چه مى گویى؟ درباره طرز تفکرش چه مى‌گویى؟».

 من هم معمولاً با صراحت بیان مى‌کردم که: دکترشریعتی یک قریحه سرشار سازنده و آموزنده است.

خطا، اشتباه و لغزش در کار او هست و نمى‌تواند نباشد

اما هیچ کس حق ندارد به خاطر این اشتباه‌ها و لغزش‌ها، ارزش‌هاى عالى و سازنده او را نادیده بگیرد، چه رسد به اینکه به او حمله کند.

مکرر گفته بودم: آن چیز که قطعاً از اسلام منحرف است، روشى است که این آقایان در برخورد با دکتر در پیش گرفته‌اند. این(نحوه برخورد) قطعاً ضد اسلام است. این قطعاً با آن چیزى که قرآن به ما یاد مى‌دهد که «فبشر عبادی الذین یستَمِعون القول فیتّبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوالالباب» ناسازگار است.

 

ما به خاطر این جریان حتى با بعضى از دوستان پر دانش قدیمى خود نیز به هم زدیمیکى از دوستان واقعاً اهل مطالعه من که او نیز کمالاتى دارد و من به خاطر کمالات و مطالعه فراوانش، همواره او را دوست مى‌داشته‌ام، بر سر این موضع‌گیرى که نسبت به دکتر داشتم، اوقاتش با بنده تلخ شد و حتى درس خود را در مؤسسه‌اى که تدریس مى‌کرد (مدرس ارزنده‌اى است) ترک کرد و دیگر نیامد و قهر کرد. گفت من دیگر به اینجا نمى‌آیم و آرام آرام رابطه‌اش را نیز با من کم کرد!


نظرتان را در مورد طرز تفکر و عقاید دکتر شریعتى بیان بفرمایید.

این سؤال مکرر گفته شده و جواب آن نیز مکرراً بیان شده است. حالا هم همان جواب را مى‏گویم. مرحوم دکتر شریعتى یک قریحه سرشار و یک اندیشه پویا و جستجوگر و یک اندیشه ناآرام بود؛ اندیشه‏اى که همواره در پى فهمیدن و شناختن بود. مایه ‏هاى اصلى این اندیشه، یکى معارف اسلامى بود که دکتر در خانه پدرشان و در شهر مشهد با آنها آشنا شده بود (آشنایى بیش از یک جوان معمولى و در سطحى بالاتر) و مطالعاتى که در زمینه ادبیات و جامعه‏ شناسى در رابطه با فرهنگ غربى و اروپایى داشت.


خصوصیت دکتر این بود که هویت و اصالت خود را در این مطالعات گم نکرده و دچار از خودبیگانگى نگشته بود.

پیدا بود که در طول سالها مطالعه و تحصیل در زمینه جامعه‏ شناسى و معارف غربى، شیفته و دلباخته مطلق فرهنگ غربى نشده بود، بلکه اصالت فرهنگ غنى اسلام همواره براى او جاذبه نیرومند داشت.

همین امتیاز سبب شده بود که دکتر بتواند با حفظ خویشتن خویش و هویت خود، در یک سیر و سلوک فکرى و معرفتى، گامهاى بلندى به جلو بردارد و نتایج جالب و زیبا و ارزنده‏اى را به‏ دست آورد.

یک استعداد سرشار و قریحه دانا، در چنین حرکت و پویش سازنده‏اى، خود به‏ خود درباره مسائل مختلف نظر مى‏دهد و چه‏ بسا نظراتش در مورد یک مسئله‏ اى در زمان‏هاى مختلف، گوناگون مى‏شود. نخستین چیزى که از این بابت در ذهنم مانده، مطلبى است که دکتر در کتاب «یاد و یادآوران» بیان این است که چگونه دکتر شریعتى در یک سال که به حج مشرف مى ‏شود و در مراسم حج مى‏ بیند عده‏اى از حجاج شیعه در عرفات و مواقف دیگر حج، به یاد امام حسین هستند، زیارت وارث مى‏خوانند، زیارت عاشورا مى‏خوانند، در برخورد با این جریان اول بار این مطلب به ذهنش مى‏آید که آیا اینجا در این کنگره عمومى مسلمانان جهان، بجاست که شیعه، آن آهنگ و آرمان ویژه خودش، یعنى حسینى بودن را مطرح مى‏کند؟ آیا بهتر نیست که در آنجا، شیعه مثل دیگر مسلمانان همان دعاها و دیگر مناسک عمومى اسلام را به جاى آورند؟ سال بعد وقتى دوباره به حج مشرف مى‏شود و همین مناظر را مى‏بیند، یکمرتبه متوجه مى‏شود که عجب! حقیقت این است که مراسم پرشکوه حج، یک ظاهر و جسم است که باطن و روح آن در حسینى اندیشیدن و حسینى زیستن است؛ بنابراین توجه به امام حسین، به هر صورت، در مواقف مختلف حج یعنى توجه به روح این مناسک و عبادت بزرگ و در پیوند همه عبادت‏ها ولایت و امامت. ذهنش متوجه این مى‏شود که اگر حج، این مراسم بزرگ و باشکوه در خدمت خلافت اموى و عباسى و زمامداران طاغوتى قرار گیرد، حقى است که باطل از آن بهره‏بردارى مى‏کند؛ اما اگر همین مناسک حج در راستاى امامت حسین و حسینیان قرار گیرد، آن‏وقت حقى است که یک حق پرشکوه‏تر با آن همراه است؛ بنابراین به ‏نظرش مى‏آید که بسیار به‏ جاست که در همان جا، در همان مواقف، دلها متوجه کربلاى امام حسین باشد و زیارت‏هاى مربوط به امام حسین خوانده شود ـ که در آن زیارت‏ها از شهادت و امامت حسینى یاد شود و دل و جان و ضمیر حج‏گزاران با روح حج، که امامت حسینى باشد، تجدید عهد کند. یعنى سال قبل به‏نظرش مى‏رسد که این کار نابجاست، در سال بعد به‏نظرش مى‏رسد که نه تنها به جاست، بلکه ضرورت حفظ محتواى راستین حج است. در این رابطه است که یک سخنرانى ایراد مى‏کند که به ‏صورت این کتاب منتشر مى‏شود؛ یعنى چگونه باید همیشه به یاد حسین و حسینیان بود.

یک اندیشه پویا و جستجوگر همیشه از این گردش‏ها و چرخش‏هاى صد و هشتاد درجه‏اى دارد و دکتر شریعتى در رابطه با مسائل بسیارى، یک چنین اندیشه‏اى داشت. خودش درباره مارکس مى‏گفت که وقتى مى‏گویید مارکس چه گفت، بگویید مارکس در چه سالى: مارکس در زمانى که مانیفست را مى‏نوشت (۱۸۴۸)، یا مارکس سال ۱۸۷۰، یا بعد؟ بنابراین در ذهن و اندیشه ‏اش توجه داشته که براى انسان‏هاى جستجوگر در رابطه با مسائل مختلف در طول زمان نظرات مختلف پیدا مى‏شود. 


اندیشه دکترشریعتی مثل تفکرعلامه حلّى و شیخ طوسى است.

آیت الله دکتربهشتی می گوید:حالا او (دکترعلی شریعتی)از مارکس سخن گفته، من مى‏خواهم بگویم که در تاریخ فقه مان، فقهاى برجسته‏ اى داریم که آنها نیز داراى ذهن نقاد، قریحه‏ اى سرشار و اندیشه‏ اى پویا بوده‏ اند.

«علامه حلّى» و «شیخ طوسى» دو فقیه معروف هستند و هر دو داراى کتاب‏هاى فراوان. ما مى ‏بینیم که در مورد یک مسئله فقهى، علامه حلى در کتاب‏هاى مختلف، فتاوى گوناگون دارد؛ یعنى اندیشه‏ اش پویاست. و عجیب این است که او گاهى در یک کتاب فقهى مسئله ‏اى را برحسب نیاز در دو جا مطرح کرده: یک بار در آغاز کتاب و یک بار در پایان آن، و تا کتاب را به آخر نرسانده داراى یک برداشت جدید مى‏ شده و درباره همان مسئله در پایان کتاب، در اواخر کتاب، یک فتواى جدید مى‏ دهد. این ویژگى اندیشه‏ هاى پویا و پرتوان است، و دکتر(شریعتی) اندیشه ‏اى پویا و پرتوان داشت.

آنچه مى‏توانم در رابطه با دکتر بگویم دو نکته است: یکى اینکه بر حسب برخوردهایى که داشتیم و تا حدى که شنیده و یا نوشته‏ هایش را خوانده ‏ام، دکتر همواره رو به اصالت اسلامى پیش مى‏رفت؛ یعنى هر چه جلو مى‏رفت، به اصالت اسلامى نزدیکتر مى‏شد. دوم اینکه، برعکس آنچه گاهى درباره او گفته مى‏شد که آدمى است که حرف دیگران را نمى‏پذیرد، او (شریعتی)حرفهاى مستند و منطقى افرادى را که صاحب‏نظر بودند، مى‏ شنید و گوش مى ‏داد و مى ‏پذیرفت، به ‏شرط آنکه آن طرف در آن سطح و در آن حد از قدرت فکرى و قدرت تحلیل باشد که بتواند مشکلى را براى او بگشاید و مطلبى را برایش باز کند.

آیت الله دکتربهشتی:نخستین آشنایى من با مرحوم دکتر شریعتى مربوط مى‏شود به سال ۱۳۴۹. در تابستان آن سال در مشهد با آقاى خامنه‏ اى و مرحوم دکتر شریعتى و بعضى از آقایان چند جلسه داشتیم و پیرامون مسائل و نیازها صحبت کردیم. در همان مواقع عده ‏اى از افراد علاقه‏ مند به تنظیم مواضع فکرى اسلامى جلساتى داشتند و خلاصه کارشان را در مجموعه ‏اى تنظیم کرده بودند. در آن مجالسى که داشتیم، گاهى هم پیرامون دین بحث و صحبت مى ‏شد؛ ولى به‏ طور عمده با دکتر(علی شریعتی) پیرامون حرکت اسلامى و جنبش اسلامى و نیازهاى آن در شرایطى که جنبش در آن موقع داشت و همچنین آینده جنبش گفتگو مى‏کردیم. به‏ هر حال جلسات خوب و سودمندى بود. از آن به بعد باز جلسات گفتگو و بحث داشتیم. مخصوصاً زمانى که دکتر به تهران آمدند، گاهى فرصت‏هایى براى تبادل ‏نظر و گفتگو پیش مى‏ آمد.

​گزیده ای ازمصاحبه آیت الله دکتربهشتی بوددرابطه بادکترعلی شریعتی.

ادامه مصاحبه حجت الاسلام یونسی باسایت جماران

ردصلاحیت علی لاریجانی-درشورای نگهبان-همچون سرنوشت هاشمی رفسنجانی بود.

درباره عدم احرازصلاحیت  علی لاریجانی ،شورای نگهبان یا اشتباه تشخیص داده و یا مطابق نظر دیگران عمل کرده است.

در مورد شورای نگهبان متأسفانه دو اعترافی که صورت گرفت باور عمومی را تأیید کرد. یکی اعتراف آقای صادق لاریجانی رئیس سابق قوه قضائیه و دیگری اعترافات آقای مصلحی وزیر اسبق اطلاعات بود. این دو اقرار تأیید می کند که شورای نگهبان بر حسب صلاح دید مقامات امنیتی نظر داده اند و این نه شأن شورای نگهبان هست که این جور عمل کند و نه شأن سازمان های امنیتی است. یعنی سازمان های امنیتی از هر جنس، حق ندارند برای شورای نگهبان، دستگاه قضایی و یا هر مرجع دیگر این طور صلاح اندیشی کنند.

رد صلاحیت دکتر علی لاریجانی هیچ توجیهی ندارد.

آنها باید نظر کارشناسی شان را منتقل کنند و نباید اصرار هم کنند که باید نظر آنها اجرا شود. فقط باید به عنوان کارشناس امنیتی نظر کارشناسی شان را منتقل کنند. آنها هم بر حسب تشخیص خودشان و سایر اطلاعاتی که دارند باید تصمیم بگیرند. ولی متأسفانه این دو اقرار با چیزی که در خارج صورت گرفت تطبیق می کند. یعنی مثلا رد صلاحیت دکتر علی لاریجانی هیچ توجیهی ندارد.

کسی که در تمام این مدت در رأی مهمترین پست های جمهوری اسلامی و چند دوره رئیس قوه مقننه، دبیر شورای عالی امنیت ملی و از طرف رهبر معظم انقلاب رئیس صدا و سیما بوده را بدون هیچ توجیهی رد صلاحیت کردند که صحبت های مقام معظم رهبری هم که فرمودند در بعضی از این رد صلاحیت ها «جفا شده» قاعدتا منظورش ایشان بود. اقدام شورای نگهبان با این ملاحظاتی که مقام معظم رهبری فرمودند و اقرار وزیر اسبق اطلاعات(مصلحی) و رئیس سابق قوه قضائیه(آملی لاریجانی) حجت تمام است که متأسفانه شورای نگهبان خارج از وظیفه خودش عمل کرده است. یعنی یا اشتباه تشخیص داده و یا مطابق نظر دیگران عمل کرده است.

وزارت اطلاعات حق پرونده سازی ندارد،فقط بایدنظراتش رابه شورای نگهبان ارائه دهد.

وزیراطلاعات سابق می گوید:وزارت اطلاعات موظف است نظر کارشناسی خودش را به شورای نگهبان یا هر مرجع سؤال کننده بدهد و بیش از این وظیفه ای ندارد. یعنی نه پرونده و نه تحلیل به آنها بدهد و تنها نظر کارشناسی بدهد. تحلیل هایی مثل اینکه این مصلحت هست یا نیست خارج از وظیفه وزارت اطلاعات است. وزارت اطلاعات حق ندارد این گونه اظهار نظر کند و بگوید من صلاح می دانم یا صلاح نمی دانم. مرجع تشخیص مصلحت وزارت اطلاعات نیست؛ کارشناس امنیتی است.

یعنی این وزارت اطلاعات است که باید بگوید این فرد مظنون به جاسوسی هست یا نیست، متهم به خرابکاری و تروریستی هست یا نیست، در گذشته پرونده داشته و وابسته به گروهک ها بوده یا نبوده مثلا سلطنت طلب هست یا نیست، در خارج از کشور این کارها را کرده یا نکرده و نفوذی هست یا نیست. وزارت اطلاعات مرجعی است که صلاحیت دارد نظر کارشناسی بدهد و نظرش را به مرجع سؤال کننده منتقل می کند و آن مرجع خودش باید تصمیم بگیرد که بالأخره این فرد را تأیید یا رد کند.

سئوال:در دوره شما انتخابات مجلس هفتم بود که آن رد صلاحیت ها شد. وزارت اطلاعات آن موقع چه طور برخورد کرد و چه موضعی گرفت؟

حجت الاسلام یونسی:اتفاقا در زمان ما شورای نگهبان جمع زیادی از کاندیداها را رد صلاحیت کرد که حدود ۱۰۰ نفر از آنها نماینده های مجلس بودند. استناد هم کرد که به دلیل نظر وزارت اطلاعات اینها رد صلاحیت شده اند.

از من سؤال کردند که شما رد کرده اید؟ گفتیم ما رد نکرده ایم.

من از شورای نگهبان پرسیدم که شما به استناد نظر شورای نگهبان رد کرده اید؟

گفتند وزرای قبل از شما پرونده اینها را فرستاده اند.

من پرسیدم قضیه چیست؟

معلوم شد که قبلا هم شورای نگهبان به وزارت اطلاعات دستور داده که شما اظهار نظر نکنید و پرونده اینها را بفرستید و خود ما تشخیص می دهیم.

وزیروقت اطلاعات:من اعلام کردم که کل آن پرونده ها را برگردانید تا ما ارزیابی مجدد و کسانی که واقعا از نظر امنیتی رد صلاحیت هستند را اعلام نظر کنیم.

در مورد آنها وزارت اطلاعات اعلام نظر نکرده بود و فقط پرونده فرستاده بود. شورای نگهبان از من خواست که من به این شورا بروم و توضیح بدهم. من به شورای نگهبان رفتم و مفصل توضیح دادم و اتفاقا توضیحات من را هم مورد توجه قرار دادند.

من خدمتشان عرض کردم پرونده هایی که اینجا آمده پرونده های خام و اخباری علیه این شخصیت ها است و وزارت اطلاعات فرصت پیدا نکرده رسیدگی کند که این اخبار صحیح یا ناصحیح است.

اینکه خود وزارت اطلاعات پرونده های خام را برای شما فرستاده و یا شما خواسته اید پرونده های خام دست شما بیاید را کاری نداریم ولی در هر صورت این پرونده ها ارزیابی نشده است؛ اخباری است که ممکن است صحیح باشد یا نباشد.

یونسی:من به فقهای شورای نگهبان گفتم این جور پرونده ها را همه مردم دارند و شما مسئولین شورای نگهبان شاید بیشتر از آنها داشته باشید.

اینها که نمی تواند مبنای تصمیم گیری باشد. هرکس در جایی مسئول است بالأخره از همه جا علیه او گزارش هایی می رود و خیلی از این گزارش ها را دوستان اشتباها می فرستند و خیلی وقت ها دشمنان برای آنها می تراشند.

باید صحت و سقم این خبرها بررسی شود و خبر صحیح تبدیل به اطلاعات شود. وقتی خبر تبدیل به اطلاعات شد آن موقع می تواند مبنای تصمیم گیری قرار بگیرد. متأسفانه پرونده هایی که شما نظر رد داده اید فاقد نظر نهایی وزارت اطلاعات است و اینها را به ما بدهید تا نظر بدهیم.

وزیراطلاعات سابق می گوید:شورای نگهبان هم توضیحات من را قبول کرد و در همان جلسه دوباره رأی گیری شد و حدود ۹۰ نفر از آن ۱۰۰ نفر تأیید شدند.

همان روز مرحوم دکتر حبیبی که عضو حقوقدانان شورای نگهبان بود به دولت آمد.

مرحوم دکتر حبیبی خیلی کم حرف بود و در دولت هم فقط دستورات را می خواندند. از آقای رئیس جمهور خاتمی اجازه خواست و گفت من امروز می خواهم چند جمله بگویم.

همه گوش ها تیز شد که ایشان می خواهد چه چیزی بگوید.

دکترحسن حبیبی گفت :آقای خاتمی! من امروز افتخار کردم عضو دولتی هستم که وزیر اطلاعاتش آمد و از حقوق مردم دفاع کرد.

حبیبی درادامه گفت:کاری که من حقوقدان و فقها باید انجام بدهیم و شورای نگهبان انجام بدهند امروز وزیر اطلاعات شما آمد و از حقوق این متهمین دفاع کرد

دکترحبیبی درپایان گفت: اتفاقا دفاعیات وزیر باعث شد که شورای نگهبان همان افراد را تأیید کرد.

صحبت های مرحوم حبیبی همه را تحت تأثیر قرار داد و همان هم باعث شد که اتفاقا بعدا آقای رئیس جمهور گروهی را تعیین کردند تا عملکرد من را بررسی کنند و به مدال لیاقتی منجر شد که بعدا ایشان در حق ما لطف کردند.سال ۸۲بود.


چه شباهتی بین ردصلاحیت دکترعلی لاریجانی باآیت الله هاشمی رفسنجانی است؟

به این لینک مراجعه کنید:

مصلحی:من "هاشمی رفسنجانی" راردصلاحیت کردم،برای حفظ نظام

مصاحبه کامل آیت الله بهشتی درباره دیدگاه دکترشریعتی به این لینک مراجعه کنید:

دیدگاه آیت الله بهشتی درباره دکترشریعتی

نفوذ«موساد»دربین مسئولین ایران

ادامه مصاحبه حجت الاسلام علی یونسی:نفوذ در دهه ۶۰ متفاوت بود برای اینکه یک خانواده با هم مبارزه می کردند و نفوذ در همدیگر عادی بود. یک جنگ داخلی صورت گرفت و نفوذ آسان بود ولی حدود ۱۰، ۱۵ یا ۲۰ سال مبارزه و کشور از همه نفوذهای گروه های تروریستی پاکیزه شد. ولی از نفوذ سرویس های اطلاعاتی و مخصوصا اسرائیل غفلت شد.

۱۰ ال اخیر متأسفانه نفوذ موساد در بخش های مختلف کشور به حدی است که جا دارد همه مسئولین جمهوری اسلامی برای جان خودشان نگران باشند.

متأسفانه سازمان های امنیتی و اطلاعاتی به جای اینکه آنها را شناسایی کنند به جان خودی ها افتاده اند.

​​​​​​​

غفلت از «موساد»(سازمان جاسوسی اسرائیل)سبب شده که نفوذ کند و این گونه ضربه بزند. به گونه ای که صریحا مسئولین جمهوری اسلامی را تهدید کند.

حجت الاسلام علی یونسی:برای من به عنوان فردی که مدتی در وزارت اطلاعات کار کرده ام بسیار دردآور هست. در زمان ما و قبل از ما چنین نفوذهایی وجود نداشت و آنچه که می گفتند کار اسرائیل است ثابت شد که نبود. شروع شده بود و اگر این مسیر ادامه پیدا می کرد حتما این اتفاق نمی افتاد.

ولی بعد از ما، به دلیل رقابت سرویس های اطلاعاتی، موازی کاری که در وزارت اطلاعات رخ داد و سازمان های جدیدی که در مقابل وزارت اطلاعات ایجاد شد، وزارت اطلاعات را تضعیف کردند.

آن سازمان های جدید(حفاظت اطلاعات سپاه) و موازی وزارت اطلاعات به جای اینکه با «نفوذ» مبارزه کنند مشغول کنترل و مبارزه با «خودی ها» شدند-درنتیجه- میدان برای نفوذ سرویس های جاسوسی دنیا باز شد.

و امروز ما حق داریم برای همه جا و هر اتفاقی که رخ بدهد نگران باشیم. باید به گذشته برگردیم.

باید موازی کاری و رقابت را پایان داد و اولویت های سرویس های داخلی ما مبارزه با نفوذ باشد نه عناصر داخلی که منتقد و معترض هستند.

وزیرسابق اطلاعات گفت:الآن برای خیلی از سازمان های اطلاعاتی ما «کنترل و مواظبت عناصر داخلی» است ،نه نفوذ دشمن.

حجت الاسلام یونسی :دوم اینکه همیشه و در همه جای دنیا نفوذ سرویس های جاسوسی در احزاب، سازمان ها و گروه های افراطی آسان است...

همه گروه های افراطی یا اصل گروه را سازمان های جاسوسی ایجاد کرده اند و یا در آنها نفوذ می کنند. برای مبارزه با نفوذ چند کار باید کرد. اول اینکه همه جریان های افراطی و تندرو را باید تعطیل کرد و کسانی که متملق، چاپلوس و تحریک کننده هستند و مدام به اختلاف و دشمنی دعوت می کنند را باید دور کرد. کسانی که سخنرانی می کنند و مدام افراد یک جریان را می کوبند. کسانی متملق و چاپلوس هستند. این تیپ افراد هستند که به راحتی می توانند بالا بیایند. اگر می خواهید نفوذ را تعطیل کنید اینها را تعطیل کنید./پایان.

بازتاب افشاگری یونسی:

مسئولان اسرائیلی خواستار محاکمه «یوسی کوهن» رئیس پیشین موساد به دلیل درز اطلاعات در خصوص ایران شدند.

روزنامه عبری« معاریو »در گزارشی نوشت که «یوسی لانغوتسکی» یکی از مسئولان بخش اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل(آمان) و همکار وی «جونی آرنون» از «آفیخای ماندلبلیت»(دادستان کل اسرائیل،پیشین) مشاور قضایی دولت اسرائیل در خواست کردند که یک تحقیقات رسمی در این رابطه با یوسی کوهن انجام دهند.

این روزنامه اعلام کرد که کوهن اطلاعات مهم و محرمانه در رابطه با ایران منتشر کرده است و باید بازجویی شود و این اطلاعات مبنی بر نقش رژیم صهیونیستی در انجام عملیات محرمانه و سری در داخل ایران است.

بر اساس این گزارش، شبکه ۱۲اسرائیل دهم همین ماه میلادی گفت وگویی طولانی با یوسی کوهن، رئیس پیشین موساد انجام داد و وی مدعی شد که در ۳۱ ژانویه ۲۰۱۸(۱۱ بهمن ۱۳۹۶) طی یک عملیات سری آرشیو هسته ای ایران به سرقت رفت که در این عملیات محرمانه، تقریبا ۲۰ نفرازعوامل نفوذی مشارکت داشتند و  همه آن ها اسرائیلی نبودند و به محض نفوذ در ساختمان آرشیو هسته ای در تهران  و حتی قبل از اینکه این نیروها از مقر عملیات در ایران خارج شوند، اطلاعات هسته ای به تل آویو رسید.

کوهن ادعا کرده است که عملیات سرقت آرشیو هسته ای ایران دو سال قبل از تاریخ سرقت برنامه ریزی شده بود و ماموران موساد در یکی از کشورها مقری ساخته بودند تا چگونگی سرقت و نفوذ در این ساختمان که در اطراف تهران است  را آموزش ببینند.ایسنا( ۹ تیر ۱۴۰۰)بنقل از اسپوتنیک.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد