کشف انبوهی ازجنازه شیعیان بعدازمرگ خلیفه عباسی دراتاقش!
: بعدازمرگ منصوراتاق خصوصی خلیفه اسلام راگشودند،این اتاق بزرگ(پرازجنازه)بود!
ماحرای اتاق پرازجنازه منصوردوانیقی
امروز،جمعه ، ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲(۲۱ شوال ۱۴۴۴)نمازجمعه رشت به امامت آیت الله رسول فلاحتی برگزارشد.
امام جمعه رشت گفت:دوانیقی یعنی خیلی خسیس.
منصوردوانیقی حاکم سفّاک بود،علویان زیادی راکشت.
آیت الله فلاحتی درخطبه دوم نمارجمعه امروزگفت:منصور یک اتاق محرمانه ای داشت که هیچکس مجازبه ورودش نبود وکلیدش همیشه دردست خودش بود،دراواخرعمر،وقتی قصدسفرحج کرد وکلیدرا به یک فردمورداعتمادی داد،دراین سفرمنصوربه درک واصل شد، وصی این حاکم،کلیدرا تحویل همسر منصورداد،
همسر منصوردوانیقی کلیدرا به یک نفرداد تا به آن اتاق برود،وقتی دررابازکرد با انبوهی ازجنازه هامواجهه شد!
امام جمعه رشت گفت:این اتاق بزرگ،پُرازجنازه بودند وروی هرجنازه مشخصاتشان نوشته شده بود که همه ازاولادآل عبابودند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آیت الله فلاحتی چنان این «پُربودن اتاق بزرگ منصوردوانیقی ازجنازه»راباغلظت مطرح می کردکه هرشنونده ای یک تصور بیش ازصدجنازه درذهن متصّورمی کرد،
چون اگرایشان می گفت:درکف این اتاق، جنازه ها به ردیف چیده شده بود، تصور مجموع جنازه ها،نهایتاً صدجنازه بود(باتوجه به اعلام بزرگی اتاق) واما اینکه:گفته شود:این «اتاق بزرگ»،«پُرازجنازه بود»،آنچه درذهن به تصویرکشیده می کشد،صدهاجنازه است که روی هم انباشته شده بودند!.
نگارنده بعدازنمازبه دنبال یک اهل مطالعه وتحقیق بودم که مدیرکل ارشادگیلان رادرمصلی دیدم،گفتم شما که اهل مطالعه هستیدوبا کتاب حشرونشردارید برایمان این شبهه رارفع کنید:مگرجنازه ها«بو»ندارند...چطوری یک اتاق پرازجنازه باشد وهیچیک ازاطرافیان متوجه وجودجنازه هانبودند،هیچ بویی، شامه شان راآزارنداد!؟
آقای ثقتی گفتند:چراازخودشان نپرسیدید؟
البته امام جمعه محترم رشت با سئوالاتی بارویکردانتقادی ،روی خوش نشان نمی دهد.
منصور دوانیقی کیست؟
«منصور دوانیقی» با نام کامل «ابوجعفر عبدالله بن محمد بن علی» معروف به «منصور»، دومین خلیفه عباسی است که در سال ۱۳۶ هجری جانشین برادرش «عبدالله سفاح» شد و تا سال ۱۵۸ هجری، حکومت جامعه اسلامی را بر عهده داشت.
«عبدالله بن علی» عموی خلیفه و «ابومسلم خراسانی» از رقیبان اصلی خلافت منصور بودند که نهایتاً توسط منصور به قتل رسیدند.
اما با قتل ابومسلم قیامهای بسیاری در خونخواهی او صورت گرفت که پیامدها و مشکلات بسیاری برای حکومت عباسیان بوجود آورد. ترمیم خرابی مرزها و بازسازی ویرانهها، ساختن شهر بغداد و شهر رصافه از اقداماتی بود که در زمان منصور انجام شد.
اقدامات منصوردوانیقی
«دومین خلیفه عباسی» نخستین کسی است که بر «چاه زمزم» شبکه نهاد(لوله کشی کرد) و زمینش را با سنگ مرمر فرش کرد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:از نشانه های ظهورو قیام امام مهدی (عج): قیام سفیانی، یمانی، صیحه آسمانی،(خسف)فرو رفتن در زمین و «کشته شدن نفس زکیه» نوشته اند.
وامااین موضوع پرابهام(نفس زکیه)
آیتالله نجمالدین طبسی(ازمحققین) می گوید: «نفس زکیه»(نفس زکیه محمد بن عبدالله) از نسل سیدالشهداء حسین بن علی علیه السلام شمرده شده است ، در روایات دیگر، از نسل امام حسن علیه السلام گفته شده است.
واما این دانشمندعلوم حوزوی بااستنادبه روایاتی ازامام جعقرصادق(ع) اینگونه رفع شبهه کرد: در برخی روایات،«نفس زکیه» سفیر حضرت مهدی(عج) قلمداد شده است،/۳۰ دی ۱۳۹۴مشرق.
اولین قیام علویان در حکومت عباسیان، شورش «استاذیس»(استاسیس) از زرتشتیان ایران«حاکم خراسان»که خود را «موعود زرتشت» میدانست و ادعای پیامبری داشت و شورشهای خوارج ( ملبر بن حرمله الشیبانی) از دیگر قیامهای دوران منصور است که با سرکوبی توسط سپاه خلیفه پایان یافت.
سرانجام «منصور دوانقی» پس از ۲۲ خلافت، در ششم ذی الحجه سال ۱۵۸ قمری، در بازگشت از مراسم حج،بر اثر بیماری سوء هاضمه در مکانی به نام "بئر میمون" درگذشت،وی در هنگام مرگ ۶۸ سال داشت.
جنازه «منصوردوانیقی» را به «مکه» منتقل و در« قبرستان معلاة» به خاک سپردند.
پس از آن، بنا به وصیت و سفارش منصور، پسرش «مهدی عباسی» به خلافت رسید.
منصور پیش از مرگ، برادرزادهاش «عیسی بن موسی» را از ولایتعهدی خلع کرد و برای فرزندش «ابوعبدالله محمدالهمدی » بیعت گرفت.(۱۱ سال حکمرانی کرد)
منصوردوانیقی درنگاه علما
«میرزا حسین محدث نوری »در مستدرک الوسائل، ج۱۲نوشت: امام صادق(ع) «ترک تقیه را مساوی با ترک نماز »می دانست واین سبب شدکه منصور نتواند به بهانهای بر علیه حضرت دست یابد. بنابراین هر بار که امام صادق(ع) را به بغداد احضار میکرد مجددا وی را به مدینه برمیگرداند(تبرئه می شد).
سیاست تقیه امام صادق(ع)
«استاد شهیدمرتضی مطهری» (سیری در سیره ائمه اطهار) در خصوص احضار امام صادق(ع) به مرکز خلافت مینویسد:منصور گاهی با امام صادق (ع) سخت میگرفت و گاهی آسان، ظاهرا هیچ وقت حضرت را به زندان نبرد ولی، خیلی از اوقات ایشان را تحتنظر قرار میداد. یک دفعه ظاهرا دو سال حضرت را در کوفه تحتنظر قرار داد... چندینبار امام را احضار کرد و فحاشی و هتاکی نمود که میکشمت، گردنت را میزنم تو علیه من تبلیغ میکنی و مردم را بر علیه من میشورانی.
«شهید مطهری» می گوید:منصوردوانیقی می گفت:جعفر بن محمد(امام صادق) مثل یک استخوان است در گلوی من، نه میتوانم بیرونش بیاورم و نه میتوانم فرویش ببرم. نه میتوانم مدرکی از او به دست آورم کلکش را بکنم و نه میتوانم تحملش کنم.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«چراامام صادق جانشین خودرا منصوردوانیقی معرفی کرده؟»
وصیّ(جانشین) قرار دادن منصوردوانیقی، آشکار است که براى تقیّه است تا او وصىّ حقیقی امام صادق را به قتل نرساند.
جانشینان دیگر امام صادق: فرزند کوچکش(موسى)و فرزند بزرگترش(عبد اللّه افطح)هستند.
باتوجه به اینکه« عبدالله افطح»حتی شرایط پیشنمازی رابعلت نقص عضو ومعلولیت نداشته (پایش مانند فیل پهن بود و پنجه نداشت)علاوه براینکه به احکام شریعت، جاهل بود.
«این وصیت برای حفظ جان امام بعدی از شرّ منصور و از روی مصلحت بوده است»
این وصیت نامه امام صادق(ع) یک حرکت سیاسى بود زیرا حضرت قبلا امام بعدى و جانشین واقعى خود یعنى حضرت کاظم(ع) را به شیعیان خاص و خاندان علوى معرفى کرده بود، ولى از آنجا که از نقشههاى شوم و خطرناک منصور آگاهى داشت، براى حفظ جان پیشواى هفتم چنین وصیتى نموده بود.
علامه مجلسی نوشت: «چون حضرت با علم امامت، میدانست که منصور چنین تصمیمی خواهد گرفت، آن افراد را به حسب ظاهر در وصیت شریک کرده بود و اول از همه نیز نام منصور را نوشته بود و در باطن امام موسیکاظم(ع) را به عنوان وصی انتخاب نموده بود. و از این وصیت نیز اهل علم میدانستند که وصایت و امامت مخصوص آن حضرت است چنان چه از روایت ابو حمزه که گذشت معلوم گشت».
بنابراین، امام صادق(ع) با علم امامت و آگاهی از آینده و تدبیری مناسب، توانست جان امام کاظم(ع) را حفظ کند و به شیعیان خود بفهماند که امام بعدی اوست.
بنیانگذاربغداد:منصورداونیقی
مجسمه «ابوجعفر المنصور» مجسمه ای مسی از صورت خلیفه عباسی است که بر روی بدنه ای آجری نصب شده که بنایی کوچک با در چوبی مزین به نقوش اسلیمی را تشکیل می دهد.
پس از جنگ ۲۰۰۳، مجسمه مانند سایر بناهای تاریخی و یادبود بغدادی و عراق تخریب شد و به طور کامل منفجر شد، زیرا فقط سر مسی در برابر خرابکاری مقاومت کرد.
تقریباً دو سال پس از منفجر شدن، کار مرمت کامل مجسمه توسط شهرداری بغداد طبق طرح های اولیه و به شکل جدید آغاز شد و در ژوئن ۲۰۰۸ افتتاح شد.
فارس ۱۹ اکتبر ۲۰۰۵(۲۷ مهر ۱۳۸۴) نوشت:تلویزیونی الجزیره، افراد مسلح ناشناس صبح امروز همزمان با برگزاری دادگاه صدام زیر مجسمه منصور خلیفه عباسی و بنیانگذار شهر بغداد، این مجسمه را که در مرکز شهر بغداد برپا بود، منهدم کردند. این مجسمه اواخر دهه هفتاد در منطقه "المنصور" بغداد ساخته شد
«ابو جعفر المنصور» همان «عبدالله بن محمد بن علی بن العباس»(۷۷۵ _ ۷۱۴ میلادی)مصادف با(۱۵۸ - ۹۵ هجری قمری)، دومین خلیفه عباسی است. وی اولین کسی است که به علم میان خلفا توجه کرد و بغداد را بییان گذاشت و آن را پایتخت خویش قرار داد.
فارس درادامه نوشت: «منصوردوانیقی»، سردار ایرانی(ابومسلم خراسانی) را که به خلافت امویان پایان داده و با یاری ایرانیان (در آن زمان ایرانیان از سوی عربها «موالی» نامیده می شدند) به خلافت امویان پایان داده، عباسیان را روی کار آورده بود، با ناجوانمردی تمام کشت.(سال ۱۳۷هجری قمری)
ما یک نظامی درست میکنیم مثل نظام منصور دوانیقی»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«آنا(دی ۱۳۹۳)نوشت:آیت الله محمد سروش محلاتی گفت: آقای مطهری میفرمودند «ما یک نظامی درست میکنیم مثل نظام منصور دوانیقی که آزادی میداد» چون آن حکومت که در اختیار حضرات معصومین نبود.
«استادشهیدمرتضی مطهری» میفرمودند که ببینید دوران منصور و مأمون چطور بوده، تشکیل جلسه میداد، همه ملحدان و پیروان مذاهب دیگر را امنیت میداد و آزادانه میآمدند مقابل حضرت رضا مینشستند و کفریاتشان را میگفتند و حضرت، تک تک آنها را جواب میداد. ما چنین حکومتی درست میکنیم که از حکومت آنها چیزی که کم ندارد بالاتر هم باشد.
گروههای مختلف مسیحی، یهودی، مجوس و زرتشتی را مأمون در یک تالار بزرگ جمع میکرد و میگفت هر کسی آزاد است عقیده خودش را بیان کند. در کتابها ببینید اینها چگونه عقاید خود را میگفتند حتی تعابیر اهانتآمیز به پیامبر و اسلام دارند و حضرت رضا خودشان در آنجا شرکت میکردند.
در مجلسی که حضرت رضا شرکت کردهاند، ببینید مسیحی، یهودی به حضرت رضا چه میگوید، مادی چه میگوید. ضبط شده، حرفهایشان را میگفتند. اینطور بوده که اسلام باقی مانده است. در آینده هم اسلام فقط و فقط با مواجهه صریح و شجاعانه با عقاید و افکار مختلف و متناقض با اسلام میتواند به حیات خود ادامه دهد.»
شُبهات دراسلام:موجب معرفی اسلام می شود(جای نگرانی ندارد)
آیت الله محمد سروش محلاتی: در صفحه ۴۰۰ جلد ۲۴ از مجموعه آثار شهید مطهری:
«من اصلا از اینکه افرادی بیایند علیه اسلام سخنرانی کنند ناراحت نیستم»
استادشهیدمطهری:«من مکررا در نوشتههای خودم گفتهام که هرگز از پیدایش افراد شکاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند، نه تنها متأثر نمیشوم بلکه از یک نظر خوشحال هم میشوم چون میدانم پیدایش اینها سبب میشود که چهره اسلام بیشتر نمایان شود».
درادامه استادمطهری میگویند:«اگر نگرانی باشد نگرانی این است که علمای دین آمادگی مواجهه و پاسخگویی نداشته باشند.»
«نهضت ترجمه» درعصرخلافت منصور دوانیقی، هارون الرشید و مأمون عباسی
استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم(سروش محلاتی)، در نشستی با موضوع چگونگی مواجهه جامعه اسلامی با تحولات بزرگ علمی، به بررسی مسیر تاریخی که جهان اسلام برای رسیدن به تمدن اسلامی گفت: ۳ عصر خلافت منصور دوانیقی، هارون الرشید و مأمون عباسی سرآغاز، تداوم و اوج تحول بزرگ علمی در جامعه اسلامی است که با «نهضت ترجمه» شکل گرفت.
کلید خزائن منصوردوانیقی
خرداد سال ۱۳۹۱توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:خیلی گشتم تا منبع روایتی که امام جمعه رشت درخطبه نمازمطرح کردندبیابم که به نزدیکتر سخنی که رسیدم اظهارات حجت الاسلام علی ثمری خرداد سال ۱۳۹۱ بود.
«حجتالاسلام علی ثمری»(رئیس گزینش دوران احمدی نژاد)گفت: «عروس منصور دوانیقی» نقل میکند که منصور کلیدی را به او داد و گفت: این کلید یکی از خزائن من است، بعد از مرگ من به اتفاق «مهدی» پسرم که خلیفه و جانشین بعد از من است، در این خزینه را باز کنید و هر آن چه در آنجا دیدید، خط و مشی آینده شما را در امر حکومتداری مشخص میکند.
ثمری درادامه گفت: بعد از به درک واصل شدن منصور دوانیقی، عروسش ماجرا را با مهدی عباسی در میان گذاشت و وقتی آنها در خزینه را باز کردند، با صحنه بسیار عجیبی روبرو شدند و آن اینکه «سرهای متعددی از هاشمیان در سیاهچال مشاهده کردند» که این موضوع از خفقان بسیار شدید در دوران امامت امام موسی کاظم علیهالسلام حکایت دارد.