کنایه رئیس سابق رسانه ملی به سانسورسخنانش درتلویزیون
وزیرمیراث فرهنگی: پلمب کردن مرکز اقامتی، ضایع کردن حقوق کسانیست که باید در آنجا اقامت داشته باشند.
سانسوررئیس رسانه ملی سابق(وزیرکابینه رئیسی)حرفهای من درموردپلمپ فروشگاه ها(اماکن) مشکلی داشت؟
کنایه ضرغامی(وزیرمیراث فرهنگی) به خبرنگار (آمنه سادات ذبیح پور) صحبتهای من درموردپلمپ مشکلی داشت که پخش نکردید؟
ضرغامی خطاب به آمنه سادات ذبیح پور(باخنده): خدایی مشکلی داشت صحبتهای من؟
من قلباً شمارادوست دارم،شمازحمت خودتان رامی کشید
ذبیح پور:شمابگوییدکدام قسمت مصاحبه؟
آمنهسادات ذبیحپور خبرنگار صداوسیما در حاشیه جلسه امروز هیئت دولت، سراغ وزیر میراث فرهنگی و گردشگری رفت که با واکنش ضرغامی نسبت به پخش گزینشی حرفهایش درباره پلمب برخی فروشگاهها در گزارش هفته قبل صداوسیما مواجه شد.
کنایه ضرغامی(وزیرمیراث فرهنگی) به خبرنگار (آمنه سادات ذبیح پور) صحبتهای من درموردپلمپ مشکلی داشت که پخش نکردید؟
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: واکنش ضرغامی به پلمب خانه عامریها
وزیرمیراث فرهنگی(کابینه رئیسی): پلمب کردن مرکز اقامتی، ضایع کردن حقوق کسانیست که باید در آنجا اقامت داشته باشند.
کنایه ضرغامی به سانسورسخنانش درصداوسیما
ضرغامی در واکنش به پلمپ خانه عامریها گفت: در این مورد هماهنگی لازم با وزارتخانه صورت نگرفته بود. باید همیشه سلامت لازم فرهنگی اجتماعی توسط خانوادههای با فرهنگ مورد توجه باشد. پلمپ کردن مرکز اقامتی، ضایع کردن حقوق کسانیست که باید در آنجا اقامت داشته باشند./ ۲۴ اسفند ۱۴۰۱
ضرغامی:نمیتوانیم به گردشگر خارجی بگوییم از بله و ایتا استفاده کن!
عزت الله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی گفت: توریست خارجی باید به واتساپ دسترسی داشته باشد که اگر در ایران دستگیر شد، بتواند به خانوادهاش خبر بدهد!... نمیتوانیم به گردشگر خارجی بگوییم از بله و ایتا استفاده کن!۱۱ اسفند ۱۴۰۱
سیدعزتالله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی و گردشگری در توییتر نوشت:۲۰ مهر ۱۴۰۰
یک استکان چای با سردار جمیری
سپاه انصار مسئول حفاظت از اماکن حساس، از جمله فرودگاههای کشور است.
ایشان از فرماندهان پرتلاشی است که در کنار همهی ماموریتهایش آمادهی همکاری با وزارتخانه در حوزهی گردشگری به ویژه موضوع مهم رفع موانع ورود گردشگران خارجی، خصوصا در فرودگاههاست.
اصلاحات وزیرگردشگری
نمازجماعت دادستان آمریکا درنوفل لوشاتو(پاریس)،به امامت امام خمینی!
ماجرای نامه «بدون بسم الله» امام خمینی
امام خمینی: اگر چنانچه امریکا، شاه مخلوع- این دشمن شماره یک ملت عزیز ما- را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضى از روابطى که به نفع ملت است باز مىباشد.
پس از تسخیر لانه جاسوسى امریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، رئیس جمهور امریکا (جیمى کارتر)، «رمزى کلارک» و «ویلیام میلر» را براى ملاقات با امام خمینى به ایران اعزام داشت. حضرت امام به محض اطلاع از سفر هیئت اعزامی از سوی رییس جمهور آمریکا به ایران ،اعلامی هاى خطاب به شورای انقلاب صادر فرمودند.
این تنها اعلامیه حضرت امام است که بدون «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» است
همانند سوره برائت در قرآن کریم- نمایندگان اعزامى در حالیکه به ترکیه رسیده بودند و خود را براى سفر به ایران آماده مى کردند، پیام فوق الذکر حضرت امام صادر شد و آنان بدون اخذ نتیجه به امریکا باز گشتند. پیام کوتاه و مختصر حضرت امام بلافاصله در جهان و رسانه هاى گروهى بین المللى انعکاس گسترده و کم نظیرى یافت.
«حاج سید احمد خمینى» می گوید: حضرت امام به محض اطلاع اعلامیه اى صادر فرمودند و درآن اطلاعیه هیأت امریکایى را نپذیرفتند و به همه اعضاى شوراى انقلاب، هیأت دولت موقت و سایر مسئولین تذکر دادند که «هیچ کس حق ملاقات با این هیأت امریکایى را ندارد».
زمان: (چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۵۸) مصادف با(١٦ ذوالحجه ١٣٩٩) مصادف با(۷نوامبر١٩۷٩میلادی) مکان: قم. مخاطب: شوراى انقلاب اسلامى و مسئولان دولتى
متن پیام:از قرار اطلاع نمایندگان ویژه کارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با این جانب ملاقات نمایند. لهذا لازم مى دانم متذکر شوم دولت امریکا که با نگهدارى شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران را نموده است و از طرفى دیگر آن طور که گفته شده است سفارت امریکا در ایران محل جاسوسى دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامى است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه براى نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این:
١- اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند.
۲- هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.
٣- اگر چنانچه امریکا، شاه مخلوع- این دشمن شماره یک ملت عزیز ما- را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضى از روابطى که به نفع ملت است باز مىباشد.
روح اللَّه الموسوی الخمینى
صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۵۰۳
خاطره مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی درموردنامه کارتر
۱۳ آبان سال ۱۳۶۷در منزل بودم. تا ساعت ده و نیم برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. عصر آقای [علی] فلاحیان [قائم مقام وزیر اطلاعات] آمد. نامه ای از [جیمی] کارتر [رئیس جمهور اسبق آمریکا] توسط مأموری رسیده بود که خواستار کمک ما به نجات گروگان های آمریکایی در لبنان است و از [الکساندر] دوما وزیر خارجه فرانسه پیام آورده بود. گفتم فردا شب به جلسه سران قوا بیاورند. گفت کارتر برای امام هم نامه ای نوشته است.
مشروح مصاحبه ریچارد فالک(همراه رمزی کلارک) با امام خمینی-نوفل لوشاتو
ملاقات رمزی کلارک باابراهیم یزدی--درنوفل لوشاتو-فرانسه
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: رمزی کلارک (Ramsey Clark) رامسی هم گفته می شود- دادستان آمریکا بین سال های ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۹میلادی (۱۳۴۶الی۱۳۴۸شمسی)بود.
رمزی کلارک:اما من وقتی قبل از پیروزی انقلاب به ایران سفر کردم و شاهد تظاهراتهای گسترده مردمی بودم، به خودم گفتم امکان ندارد این انقلاب پیروز نشود. اعتراضات مردم صلحآمیز بود، در حالی که در مقابل آنها، سربازهای ارتش با اسلحه صف کشیده بودند. زنها و دختران جوان شاخههای گلی را که داشتند داخل لوله اسلحه میگذاشتند و میگفتند: "چرا ما را میکشید؟ ما خواهران شما هستیم."
خاطره دادستان سابق آمریکا ازکشتارمیدان ژاله تهران(۱۷شهریور)
رمزی کلارک: آن سال، کشتار گستردهای در میدان ژاله اتفاق افتاد و هزاران نفر کشته شدند. از هلیکوپتر به سمت مردم تیربار شلیک میکردند، اما معلوم بود شاه هرچه قدر هم که سرباز و اسلحه داشت و از جانب خارجیها حمایت میشد، باز هم نمیتوانست مانع مردم و انقلابشان شود.
آیت الله بیشک مردی بسیار بزرگ، مدبر، مطلع، شجاع، قوی و اخلاقمدار بود. تنها فردی بود که میتوانست از فروپاشی کشور در آن مقطع پرتنش بعد از فرار شاه، جلوگیری کند.
رمزی کلارک: یکی از خاطراتی که من از آیت الله دارم و هیچ گاه فراموش نمی کنم این است که وقتی من در ایران بودم، برخی به من نیش و کنایه میزدند که چرا رئیسجمهورتان اینگونه رفتار میکند. آیت الله هیچگاه اینگونه برخورد نمیکرد. اگر هم گاهی حرف از "جیمی کارتر" رئیسجمهور وقت آمریکا میزد، فقط شوخی بود و سربه سر من میگذاشت، به گونهای که مطمئن باشد ناراحت نمیشوم.
رمزی کلارک-دادگاه صدام درباره قتل وعام مردم دُجیل -استان صلاح الدین -عراق
او وکیل مدافع شخصیت های جنجال برانگیزی در عصر حاضر بوده است، کسانی چون صدام حسین و میلشویچ رئیس جمهور یوگسلاوی سابق و جنایتکار جنگی.(سمت چپ کت وشلوارمشکی)
کلارک یکی از مخالفان جنگ و دولت بوش در آمریکا بوده و سازمان ناتو را به خاطر جنگ خلیج فارس با عراق و بمباران یوگسلاوی سابق محکوم کرده و حتی خواستار انحلال این سازمان شد .
رمزی کلارک-بچه حزب اللهی!-درنمازجماعت امام خمینی-نوفل لوشاتو(سمت چپ کت وشلوارمشکی).
امام خمینی درطول مدت اقامت چهارماهه در نوفل لوشاتو که مهمترین مرکز خبری جهان بود و مصاحبه های متعدد و دیدارهای مختلف باشخصیت های رسانه ای جهان داشته اند،ازامریکایی واروپایی وآسیایی وافریقایی که یکی ازانها اقای «ریچاردفالک» بوده که بهمراه «رمزی کلارک» به اقامتگاه امام امده بود.
ملاقات رمزی کلارک بابنی صدرودامام امام خمینی-اشراقی-درنوفل لوشاتو
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«ویلیام میلر»کیست؟
«ویلیام میلر»(فرستاده کارتربه ایران)که نامه اصلی ایشان«جی. ویلیام میلر» وزیرخزانه داری آمریکابود(رئیس فدرال رزرو آمریکا)،میلر از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱ به عنوان شصت و پنجمین وزیر خزانه داری ایالات متحده بود.
«رمزی کلاک» در نوفل لوشاتو فرانسه ، به همراه «ریچارد فالک »به دیدار خمینی رفته بود( بعد از دیدار با سولیوان ،آخرین سفیر آمریکا در ایران ) ترتیب دهنده این دیدار ابراهیم یزدی مشاورمطبوعاتی امام خمینی درفرانسه بود.

لانه جاسوسی،حضورسیداحمدخمینی دربین دانشجویان
رمزی کلارک، دادستان کل اسبق آمریکا و «ریچارد فالک»(Richard Anderson Falk) استاد دانشگاه پرینستون در ایالت نیوجرسی و رئیس بخش مطالعات خارجی آن+ دان لوئی نماینده سازمانهای مذهبی آمریکا در اوائل ژانویه ۱۹۷۹(اواخردیماه ۱۳۵۷) برای بررسی وضع ایران از نزدیک، به تهران سفر کردند.
هر سه نفر، از رهبران جنبش مخالف با جنگ ویتنام و شرکت فعال آمریکا در جنگ بودند.
اینان پس از بازدید از تهران، در راه بازگشت در پاریس توقف کردند و روز ۲۶ ژانویه ۱۹۷۹(جمعه ۶ بهمن ۱۳۵۷) با امام خمینی دیدار و مذاکره نمودند.همزمانی این دیدار ،مصادف بود با زمانی که سید جلال الدین تهرانی، رئیس شورای نیابت سلطنت به پاریس آمده و استعفای خود را تسلیم امام کرده بود.
امام خمینی در دیدار گفتند: «اگر آمریکا دست از فشار و تهدید و دخالت بردارد، دولتی که در آینده در ایران تشکیل خواهد شد، نیروی خود را صرف اجرای عدالت خواهد کرد و اگر قدرتمندهایی که در رأس ملتها واقع شدهاند کنار بروند یا اصلاح بشوند، تفاهم با ملتها هم آسان خواهد بود ولی تا زمانی که آنها هستند، تفاهم ایجاد نخواهد شد.» (صحیفه امام، ج ۵، ص ۵۳۵)

دردیدار رمزی کلارک در نوفل لوشاتو ، داماد امام خمینی ( اشراقی)حضوردارد.
کلارک درسال ۱۳۵۹ به دعوت یزدی، قطب زاده و بنی صدر به تهران سفر کرد و در «کنفرانس بین المللی دخالت های آمریکا در ایران» شرکت کرد.
تسخیرلانه جاسوسی(سفارت)امریکادر۱۳آبان ماه ۱۳۵۸(۴نوامبر ۱۹۷۹)به تسخیردانشجویان خط امام افتاد
رمزی کلارک در حال سخنرانی در کنفرانس بینالمللی بررسی مداخلات امریکا در ایران ـ خرداد ۱۳۵۹، تهران
نامه کارتر به خمینی که رمزی کلارک و ویلیام میلر حاملان آن بودند،
ملاقات «بچه مثبت امریکایی» با احمدی نژاد
رمزی کلارک در نشست دوربان ۲ در سال۲۰آوریل ۲۰۰۹( دوشنبه۳۱ فروردین ۱۳۸۸) در ژنو با احمدی نژاد دیدار کرده و حتی موید سخنرانی او بوده است . اخیرا نیز در مصاحبه ای تحریم های آمریکا بر علیه ایران را غیر قانونی شمرده است.
بهترین خاطرات من مربوط به دوران دیدار با آیت الله خمینی است.«دادستان کل اسبق آمریکا » با اشاره به نطق رییس جمهوری اسلامی ایران در اجلاس دوربان۲ اظهار داشت: مهمترین حرفهایی که می توان زد از سوی شما در این اجلاس مطرح شد و من مطمئن هستم آمریکایی های زیادی وجود دارند که علاقه مند هستند سخنان شما را بشنوند و به شما کمک کنند.
رمزی کلارک همچنین با اشاره به موضوع هسته ای جمهوری اسلامی ایران گفت: تاکنون بهترین استدلال ها را در مواضعتان داشته اید و مطمئن هستم اگر حرف هایتان به گوش مردم جهان برسد هیچ کس نمی تواند آن را رد کرده و به شما اعتراض کند.
دادستان کل اسبق آمریکا همچنین از برخورد دوگانه با موضوع هسته ای ایران انتقاد کرد و گفت: در حالیکه اسرائیل و برخی کشورها سلاح های پیشرفته هسته ای در اختیار دارند این حق ایران است که از انرژی صلح آمیز هسته ای بهره مند شود.
دولت آمریکا دو روز بعد از اشغال سفارت(سه شنبه۱۵ آبان ۱۳۵۸) با اطلاع برخی اعضای شورای انقلاب در ایران، تصمیم به اعزام نمایندگانی به تهران جهت مذاکره با امام خمینی گرفت. این تصمیم به این دلیل اتخاذ شد که دلت امریکا متقاعد شده بود که گره کار تنها به دست ایشان گشوده خواهد شد. به این منظور پس از مباحثاتی، پیشنهاد میشود رمزی کلارک دادستان پیشین امریکا که در پاریس نیز به دیدار امام خمینی رفته بود به همراه یکی از کارکنان سابق وزارت خارجه که چندی در تهران خدمت کرده و قادر بود به زبان فارسی تکلم کند به عنوان نمایندة ویژة کارتر عازم تهران شوند، وی در روز ششم نوامبر ۱۹۷۹/ ۱۵ آبان ۱۳۵۸ با یک هواپیمای نظامی عازم تهران شد. روز ۱۶ آبان ۱۳۵۸/ ۷ نوامبر ۱۹۷۹ رادیو تهران با قطع برنامههای خود اعلام کرد که امام خمینی طی بیانیهای اعلام کرده است که «هیچکس حق مذاکره با امریکا را ندارد»
مأموریت رمزی کلارک و ویلیام میلر سرانجام نداشت. مذاکرات با شکست روبرو شد. گروگان ها هم تازمانیکه کارتر رئیس جمهوربود آزادنشد واین موجب شکستش درانتخابات شد،نتوانست دوردوم را تجربه کند،یک روز پس از اینکه رونالد ریگان رئیس جمهور آمریکا شد آزاد شدند.
محمدرضاشاه-دیداربارکارتر(رئیس جمهورامریکا)،سمت راست،نفرسوم(ویلیام سلیوان)است.
«رمزی کلارک» در تاریخ۲۱ ژانویه ۱۹۷۹(یکشنبه، ۱ بهمن ۱۳۵۷) پس از دیدار با«ویلیام سلیوان» سفیر وقت آمریکا در ایران ] از تهران به پاریس رفت و در دیدار با خمینی نظرات کارتر درباره رخدادهای اخیر را به او گفت. کلارک هنگام ترک خمینی گفت امیدوارم این انقلاب برای مردم ایران عدالت اجتماعی به ارمغان آورد.
رمزی کلارک در این دیدار با ابراز خرسندی از ملاقات رودررو با دکتر احمدی نژاد گفت : بهترین خاطرات من مربوط به دوران دیدار با آیت الله خمینی است.
مشروح مصاحبه ریچارد فالک(همراه رمزی کلارک) با امام خمینی-نوفل لوشاتو
متن زیر مشروح مذاکرات کلارک و فالک با امام خمینی می باشد که به وسیله دکتر ابراهیم یزدی ترجمه شده است:
سوال: انقلاب ایران قابل پیشبینی نبوده است. طی قرنها سیاست و مبارزات سیاسی و مذهب، به طور زیبایی، با هم مخلوط شده اند. آیا به نظر آیتالله این امر چگونه در سیاست خارجی ایران با سایر کشورهای جهان منعکس می شود؟ نقش مقاوم شیعه در برابر ظلم، امید بزرگی را در دلها زنده کرده است اما می خواهیم بدانیم وقتی شیعه به قدرت برسد چگونه عمل خواهد کرد؟
جواب امام خمینی: تشیع همان طور که مظهر مقاومت بوده است در تمام اعصار، از صدر اسلام، تشیع مظهر مقاومت و دفاع از حق بوده است اما هرگز اهل ظلم و ستم نبوده است. حکومتهایی که بر اساس مذهب تشیع پیش آمده و ثبت شده در تاریخ، همان طور که ظلم را تحمل نمی کرده اند، تحمیل ظلم را هم نمی کنند. اگر حکومتی با قانون اسلام پیش بیاید و مذهب تشیع آن را پیش ببرد، بنا برآن است که همین رویه را پیش ببرد. هیچ انسانی را بر اساس مسلک مذهبی تحت فشار و سلب آزادی قرار ندهد. تمامی انسانها در مذهب تشیع آزادند، مستقل هستند. و بر حسب تشیع، با تمامی ملتها و دولتهایی که با حکومت تشیع خوش رفتاری و احترام متقابل کنند، اگر مذهب تشیع بر جایی غلبه کند، آنگونه عمل می کند که حکومتهای آنها هرگز چنین رفتاری ندارند. از آن عدالت غافلند. تاریخ نشان می دهد که وقتی اسلام جایی را فتح کرده است مردم آنچنان به اسلام رو کرده اند و به دولتهای قبلی خود پشت کرده اند نظیر ایران که با آغوش باز به اسلام و تشیع روی آوردند. احکام اسلام روی عدالت است. زندگی حکام با پایینترین افراد، یک طور بوده است. رئیس مذهب ما ( حضرت علی ) که حکومتش وسیع بود - چندین مقابل ایران، حجاز و مصر و ایران و همه آنها تحت سیطره او بود- زندگی اش از همه افراد ملت پایینتر بود. عدالت را بالاتر از هرکس که تصور شود اجرا می کرد. در محکمه اگر ادعایی علیه او بود حاضر می شد، در محکمه می نشست. حکم خلاف [قاضی ] را قبول می کرد. تشیع در عین مقاومت، عادل است و عدالت یعنی «نه ظلم بکن و نه زیر بار ظلم برو». برنامه تشیع را امام ما در این دو کلمه خلاصه کرد: نه تحمل ظلم بکن و نه ظالم باش. برنامه کلی تشیع و اسلام همین است ... همین است. تشیع از قرآن است.
سوال: در مشاهدات ما درباره جنبش حاضر در ایران، امری که نگران آن هستیم، درجه تحمل در برابر غیر مذهبیهای چپی در ایران تحت دولت اسلامی است. ما متوجه شدیم که در ایران در بین دانشجویان و سایرین، که زندگی آنها در اسلام و جمهوری اسلامی مشکل است، ترس و نگرانی وجود دارد. چه اطمینانهایی نسبت به این نگرانیها وجود دارد؟
جواب امام خمینی: اصل گرایش اینها به مکتبهای انحرافی به علت عدم اطلاع از اسلام است. خیال می کنند اسلام طرفدار ... هیات حاکمه، سرمایه داران، کارخانه داران است! اگر اینها مطلع باشند که اسلام یک وضع تعدیلی دارد و همه چیز را بر اساس عدالت حل می کند، از نظر آزادی عقاید بنابر آن است [که ] اشخاص منحرف همیشه حرفهای خود را می زده اند، اگر آنهااز اصل اسلام خبردار شده باشند این حرفها را نمی زنند. اینها اگر به همه مسائل آشنا شوند اختلافات از بین می رود. در عین حال، ما از اظهار عقیده جلوگیری نکرده و نمی کنیم. لکن از کارهایی که منحرفین گاهی می کنند، می خواهند شلوغ کاری کنند. الآن نهضتی در ایران برپاست که برای قطع ظلم است تا رژیم فاسد را از بین ببرند. در این بین عده معدودی به خرابکاری مشغولند، تبلیغ سوء می کنند و نظر دارند که این رژیم را حفظ کنند یا رژیم اسلامی پیش نیاید یا انحراف دارند و توجه به مسائل ندارند وبا توجه به مسائل، اغراض فاسد دارند. ما آزادی به همه مسالک و عقاید می دهیم لکن اگر بخواهند شورش کنند و مسیر ملت را تغییر دهند، دست ظالم را نگه دارند، مجاز نخواهند بود. هر ملتی حق دارد منافع ملی و مذهب خود را حفظ کند از تعدیات آنها. اگر تعدی نکنند ما تعدی نمی کنیم.
سوال: سوالی درباره امپریالیسم فرهنگی، اسلام توجه و تکیه زیادی روی ارزشهای فرهنگی و اساسی داده است. در این پنجاه- شصت سال حکومت پهلوی امپریالیسم فرهنگی شدید بوده است که منجر به، بر هم خوردن ارزشهای اسلامی- ایرانی شده است و جای آن را ارزشهای غربی گرفته است. آیا آیتالله چه قدمهایی برای ترمیم این خرابیهای اجتماعی و فرهنگی برخواهند داشت؟
جواب امام خمینی: همین مسائل موجب مخالفت ما با شاه شد. شما یک جنبه را در نظر می گیرید اما جنبه های زیادی دارد. در این پنجاه سال تنها فرهنگ ما را به عقب نبرده، سالهای طولانی مردم را به عقب بردند اقتصاد ما را به عقب بردند. ایران یک کشور فقیری شده است. ایران مخازن زیادی دارد اما این مخازن غارت شده است. نفت رفته است و پایگاه برای امریکا درست شده است. نیروهای انسانی ما را به عقب راندند. به طوری که اگر بخواهیم اصلاح کنیم برنامه طولانی لازم دارد. ارتش ما را فاسد تربیت کردند، یعنی روسای ارتش در طبقات بالا. آنها به تبع افکار فاسد پدر و پسر، افکار فاسد دارند. ارتش ما را انگل تربیت کرده اند. [اصلاحات ] محتاج به یک برنامه های طولانی است لکن ما از باب اینکه تمامی ملت ما بپا خواسته است و یک مطلب را می خواهد: «آزادی، استقلال، حکومت اسلامی». امید آن را داریم که با کمک همه اقشار که اظهار همکاری می کننداین فرهنگ را از حالت انگلی و استعماری درآوریم و به یک فرهنگ استقلالی بدل سازیم، و به کمک همه اقشار اصلاح کنیم. و مخازنمان را نگذاریم هدر برود و عاقلانه بفروشیم و عاقلانه صرف ملت، چه فرهنگ چه سایر جاهای مورد نیاز بکنیم. در این پنجاه سال چه بلاهایی بر سر ما آوردند! ما مواجه با یک مملکت آشفته هستیم که از همه جهات درهم ریخته است. با کمک افراد ملت که اتفاقاً تمامی اقشار هم با ما موافقند، قیام کنیم و ما سالهای طولانی البته این آشفتگیها را ترمیم کنیم. یک فرهنگ مستقل اسلامی، یک ارتش مستقل، یک اقتصاد سالم، یک زراعت که بکلی از بین رفته است، نیاز به سالها کار دارد تا برگردد به اول. مصیبتهای زیادی داریم، و بیشتر آنها از این ابرقدرتها، از دست آنهاست. ان شاء الله خودمان را از قید آنها آزاد خواهیم کرد تا به استقلال در تمام اقشار برسیم.
آخرین سوال ریچاردفالک: خیلی متشکرم. سه امید و آرزو داریم:
اول) انتقال قدرت به دولت جدید سریع و با آرامش و بدون شلوغی انجام گیرد.
دوم) وعده های عدالت برای همه مردم تحقق یابد.
سوم) مردم ایران و مردم امریکا به هم عشق بورزند، تفاهم کنند، احترام بگذارند. و ما می خواهیم به هر شکلی که ممکن است به شما کمک کنیم که این سه امید و آرزو تحقق یابند.
جواب امام خمینی: ما هم امیدواریم. آرزوی اول که کلیدش در دست اجانب است به واسطه فهم آنها، که دست از فشار و تهدید گذشته، دست از تحریکات و تهدیدات بردارند و اگر به ما مهلت بدهند خواهید دید که ملت ایران تحت اسلام و با آرامش و بدون تشنج قدرت را به دست خواهند گرفت و قدرتی که به دست می آید صرف در تحقق عدالت خواهد شد. اگر این قدرتمندهایی که در راس ملتها واقع می شوند کنار بروند یا
اصلاح بشوند تفاهم با ملتها آسان خواهد بود. اما تا زمانی که آنها هستند تفاهم معلوم نیست بشود.
منبع:پرتال امام خمینی بنقل از(صحیفه امام، ج ۵، ص ۵۳۵).
این مصاحبه در مورخه ۲۲ ژانویه ۱۹۷۹(دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۵۷)انجام گرفته است.
توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:ریچاردآندرسون فالک،ازمعدوداندیشمند امریکایی است که به نامه رهبرانقلاب(اسفند ۱۳۹۳) به جوانان اروپاواکنش مثبت نشان داده است.
«این نامه، حاوی مطالبی زیبا و انسانی است و اگرچه خطاب به جوانان نوشته شده اما برای همه ما اهمیت دارد،محورهای این نامه را میتوان سنگ بنای معنوی و اخلاقیِ جوامع قرار داد و آن را به کلّ بشریت وسعت بخشید،وجود چنین احساسی در این برهه زمانی بسیار ضروریست، چون قادر است با از بین بردن بیاعتمادیها، به خلع سلاح هستهای در دنیا و امنیت کمک کند.
من ۸۴ سال دارم ولی حس میکنم به اندازه کافی جوان هستم که این نامه، مرا مخاطب قرار داده باشد و بخواهم به پیام پرمعنای آیتالله خامنهای پاسخ دهم.»
ریچارد درموردملاقات باامام خمینی وسفربه ایران می گوید:
من را در این سفر، رامزی کلارک دادستان کل سابق آمریکا و فیلیپ لوس، رهبر یک سازمان مردم نهاد مذهبی همراهی می کردند. در آن زمان، من ریاست یک کمیته کوچک آمریکایی را بر عهده داشتم که مخالف مداخله آمریکا در ایران بود و به گمانم فعالیت های همین کمیته بود که باعث شد بازرگان از ما دعوت کند تا بتوانیم نگاهی دست اول به انقلاب ایران بیندازیم.
ما با طیفی وسیع از شخصیت های مذهبی و سکولار ایران ملاقات کردیم؛ از جمله شاپور بختیار آخرین نخست وزیر شاه و ویلیام سالیوان، دیپلمات آمریکایی که در واقع آخرین سفیر آمریکا در ایران بود.
در مدتی که ما در ایران بودیم، شاه از ایران رفت. مردم خروج او را نشانه ای بر پایان رژیم سلطنتی وی تفسیر کردند و بزرگترین جشن و سروری را که در تمام عمرم دیده ام، به راه انداختند؛ میلیون ها نفر در فضایی مالامال از سرور و شادی به خیابان های تهران سرازیر شدند.
مشاهده این صحنه ها از یک سو و فراهم شدن فرصت ملاقات با آیت الله خمینی از سوی دیگر، تجربه لمس مستقیم انقلاب ایران را برای ما به اوج خود رساند. در ایران، جمعیت نام او -خمینی-را فریاد می زدند و پوسترهای او را به دست می گرفتند. مشخص بود که او الهام بخش انقلاب بوده و برکناری یکی از قوی ترین و سرکوبگر ترین رژیم های دنیا-شاه- را مدیریت کرده است.
ما البته تصور چندانی از آینده و آمالی که آیت الله [امام] خمینی برای خود و انقلاب متصور بود، نداشتیم. آنچه در آن لحظه مشخص بود، این بود که ما چهارزانو مقابل او نشسته بودیم؛ در آلاچیق حیاط خانه اش در نوفل لوشاتو.
آنچه از همان ابتدا متوجه شدیم، ذهن فعال و تیزهوشی او بود.
او -امام خمینی-می خواست بداند حال که شاه رفته، قصد و نیت آمریکا چیست و این که آیا آمریکا آمادگی دارد به نتیجه نهایی انقلاب ایران احترام بگذارد؟
ما هم از او پرسیدیم برای انقلاب ایران چه آمال و آرزوهایی را متصور است؟
پیش از هر چیز، وی بلافاصله عبارت «انقلاب ایران» در پرسش ما را به «انقلاب اسلامی» تصحیح کرد؛ تاکیدی بر این که این انقلاب، بیش از آنکه برخاسته از یک حس ملی گرایانه برای تغییر رژیم باشد، ناشی از عوامل فرهنگی و مذهبی بوده است.
آیت الله [امام] خمینی سپس از اهمیت رویدادهای ایران و ارتباط آن با رویدادهای کل منطقه گفت. او تنش هایی را برای آینده منطقه پیش بینی کرد و گفت رژیم سلطنتی عربستان سعودی، منحط است و حساب خود را از مردم عربستان جدا کرده است.
او، سپس درباره نقش خود در ایران توضیح داد و گفت به این خاطر وارد مبارزه سیاسی شده که شاه «رودخانه ای از خون را بین خود و مردم به راه انداخته بود.» او اضافه کرد پس از بازگشت به ایران «حیات مذهبی» خود را از سر خواهد گرفت و حکومت را به غیر روحانیون واگذار خواهد کرد؛ افرادی که در عین حال مورد تایید حامیان مذهبی انقلاب نیز باشند.
در حین آن ملاقات، ما درباره موضوعات دیگری نیز صحبت کردیم. از او درباره سرنوشت اقلیت های مذهبی، و به طور خاص یهودیان و بهایی ها پرسیدیم. آیت الله [امام] خمینی گفت: "از نظر ما، یهودیان پیروان یک دین آسمانی هستند و مادامی که با اسراییل ارتباطی نداشته باشند در ایران محترم شمرده می شوند و حتی اگر ایران را ترک کنند، ما آن را یک تراژدی می دانیم اما بهایی ها دین واقعی و راستین ندارند و بنابراین در ایران جایی ندارند."
آیت الله [امام] خمینی همچنین درباره جنایات رژیم شاه از لزوم مسوولیت پذیری اطرافیان سیاسی شاه و اهمیت پاسخگویی افراد منتسب به این رژیم سخن گفت. او خاطر نشان کرد دادگاه نورمبرگ چگونه چهره های سیاسی و فرماندهان نظامی نازی را پس از جنگ جهانی دوم، به محاکمه کشاند. او از این دادگاه به عنوان الگویی مناسب و کارآمد یاد کرد که باید توسط رهبری جدید ایران علیه آنها که سیاست های سرکوبگرانه شاه از جمله شکنجه و کشتار تظاهرکنندگان غیرمسلح را دنبال می کرده اند، استفاده شود
در دوران جنگ سرد، گروه ها و چهره های اسلامگرا در غرب متحدان با ارزشی به شمار می آمدند. این، عمدتا به خاطر تنفر عمیق آنها از مارکسیسم و اتحاد جماهیر شوروی بود. در جریان سفرمان به ایران، سالیوان به ما گفت که واشنگتن ۲۶ سناریوی متفاوت را از خطرهای سیاسی بالقوه علیه حکومت شاه تهیه کرده بوده و در هیچ یک از آنها از اپوزیسیون اسلامی، به عنوان تهدید یاد نشده است.
آقای فالک می گوید: آیت الله [امام] خمینی را باید یک انقلابی حقیقی دانست، حتی اگر اینجا در غرب، اهداف او را متضاد با مدرنیته و ارزش های سکولار بدانند. /پرتال امام خمینی
سایت مشرق ازرمزی کلارک اینگونه می نویسد:مصاحبه (۲۲ بهمن ۱۳۹۳)
اولین باری که با امام دیدار کردم، در منطقه ای در حوالی پاریس بود. در اولین دیدارمان، من زودتر از او سر قرار رسیدم. هوا سرد و مرطوب بود. سه چادری که در آن محل نصب کرده بودند، به هم راه داشتند تا برای رفتن از یک چادر به چادر دیگر مجبور نباشیم در آن هوای سرد به فضای باز برویم. امام وارد چادر شد ...
سال اولی که ایشان به ایران برگشت، تمایل داشت در قم بماند. با این حال، بازرگان که من دوستی دیرینهای با او داشتم، نمیتوانست بدون کمک و حمایت امام، کشور را اداره کند، بنابراین از من خواست تا با او به قم بروم تا بتوانیم امام را متقاعد کنیم به تهران برود و حمایت بیشتری از بازرگان بکند.
وقتی به قم رسیدیم، فهمیدیم که امام میخواهد بعد از ظهر همان روز به سفر برود. از من هم خواست با او بروم. بنابراین بازرگان مجبور شد تنها به تهران برگردد و نتوانستیم خواسته خود را مطرح کنیم.
آیت الله بیشک مردی بسیار بزرگ، مدبر، مطلع، شجاع، قوی و اخلاقمدار بود. تنها فردی بود که میتوانست از فروپاشی کشور در آن مقطع پرتنش بعد از فرار شاه، جلوگیری کند.
یکی از خاطراتی که من از آیت الله(امام خمینی) دارم و هیچ گاه فراموش نمی کنم این است که وقتی من در ایران بودم، برخی به من نیش و کنایه میزدند که چرا رئیسجمهورتان اینگونه رفتار میکند. آیت الله هیچگاه اینگونه برخورد نمیکرد. اگر هم گاهی حرف از "جیمی کارتر" رئیسجمهور وقت آمریکا میزد، فقط شوخی بود و سربه سر من میگذاشت، به گونهای که مطمئن باشد ناراحت نمیشوم.
این قسمتی ازمصاحبه سایت مشرق بود
روزنامه مشرق هم مصاحبه ای بارمزی کلارک داشت:
احساس میکردم صدام متهمی است که حتما باید حقیقت و عدالت در موردش رعایت شود. اینکه اقدامات او چه تبعاتی داشته، باعث نمیشد که حقوق انسانیاش زیر پا گذاشته شود. از او دفاع کردم زیرا احساس میکردم محاکمه عادلانه نیست و هدف از آن فقط کشتن اوست نه اجرای عدالت و روشن شدن حقایق.
در زمان ریاستجمهوری صدام هم او را دیدید؟
قبل از حمله آمریکا به عراق، او در سپتامبر ۱۹۹۰ از من خواست به عراق سفر کنم.
برای چه کاری به بغداد سفر کردید؟
در آن موقع صدام هنوز بر سر کار بود. میخواست جلو حمله آمریکا به عراق را که عاقبت در ژانویه ۱۹۹۱ انجام شد، بگیرد. این دعوت کمی بعد از تصویب قطعنامه سازمان ملل علیه عراق صورت گرفت. صدام احساس کرده بود که اتفاقات مهمی در راه است. او از سراسر دنیا افراد را فراخواند تا جلو حوادثی را که در آینده میتوانست اتفاق بیفتد، بگیرند. سفیر عراق در آمریکا هم از طرف صدام خواست تا به عراق سفر کنم.
به عنوان یک سیاستمدار به نظر شما کدام بهترند؟ عراق آزاد ولی در جنگ یا عراق در آرامش ولی با دیکتاتوری؟
مردم عراق قبل از حمله آمریکا زندگی بهتری داشتند. از بعد از حمله آمریکا در ژانویه ۱۹۹۱ مردم عراق فقط شاهد اختلاف و ویرانی بودهاند. هزاران عراقی جان خود را از دست دادهاند. تحریمها به تنهایی دهها هزار کودک عراقی زیر پنج سال را از بین برده یا در معرض خطر جدی قرار داده. اگر به عراق امروز نگاه کنید، میبینید که در نتیجه خشونت و ویرانی که جنگ به بار آورده حدود چهار، پنج میلیون نفر از روال عادی زندگیشان بهکلی دور شدهاند. این جنگ تمام زیرساختهای اقتصادی عراق را نابود کرد. آمریکا عملیات نظامی مهیبی در عراق بهراه انداخت و فقط دهها هزار تن بمب بر سر عراق فرو ریخت.
بنابراین شما خود را یک فعال صلح میخوانید یا وکیلی که به هرحال باید از موکلش دفاع میکرد حتی اگر با آنچه کرده موافق نبوده باشد.
نه، فکر میکنم وظیفه هر وکیلی است که بهترین راه برای دفاع از موکلش را پیدا کند. میخواستم یک وکیل مدافع خوب باشم که برای کشف حقیقت از متهم بهخوبی دفاع میکند.
قبل ازسقوط صدام یا اوصحبت داشتید؟
اولین بار او را در سپتامبر و اکتبر ۱۹۹۰ قبل از سقوطش دیدم و ما ساعتها باهم صحبت کردیم. در این صحبتها سه مترجم حضور داشتند که کار معمولی نبود. او میخواست مطمئن شود حرفهای من درست ترجمه میشوند. ظاهرا مشکل شما را داشت. از لهجه من سر در نمیآورد. بعد از آن در طول دهه ۹۰ که هنوز رییسجمهور بود چند بار دیگر با او ملاقات کردم. هر بار از سه مترجم استفاده میکرد ولی مشکل آنجا بود که خیلی وقتها این سه مترجم بر سر اینکه چه کسی درستتر مطلب را فهمیده جر و بحثشان میشد!
شما تا لحظات آخر همراه نزدیک صدام بودید. از آنچه در زمان زمامداریاش کرده بود چه احساسی داشت؟ فکر میکرد دچار اشتباه شده یا هر چیز دیگری؟
اشتباهات زیادی هم کرد. از همه مهمتر حمله به ایران بود.
صدام قبول کرد که حمله به ایران اشتباه بوده؟
فکر میکنم بهتر است بگوییم قبول کرد که حمله به ایران اقدام مخربی بوده. ولی همواره اینطور توجیه میکرد که برای مبارزه با آنچه تروریسم خطرناک در منطقه میخوانده، جنگ پیشگیرانه راه انداخته؛ جنگی که برای هر دو طرف بسیار پرهزینه بود. بعد از رفتن شاه ساختار ارتش رسمی ایران بهکلی آسیب دید. سربازان ایرانی بیشتر افراد داوطلبی بودند که میتوان گفت با دست خالی میجنگیدند. یک تراژدی بود.
دنیا در حالی که شاهد این تراژدی بود به ناحق جانب عراق را گرفت. در طول جنگ یک روز با سفیر یوگسلاوی در بغداد ناهار میخوردم. به من گفت فکر میکنی چند یوگسلاو الان در عراق کار میکنند؟ گفتم نمیدانم. عددی که گفت حیرتزدهام کرد. حدود ۱۶ هزار نفر کارشناس در سطوح مختلف در امور زیربنایی در عراق در طول جنگ کار میکردند. به نظر میآمد دنیا ایران را تنها گذاشته.
بله، کشتههای جنگ زیاد بود ولی در کنار آن بهنظر میرسد که شرکتهای بزرگ اسلحهسازی غرب سود هنگفتی بردند.
بله اما سود روسها هم که به صدام اسلحه دادند کم نبوده.
شما وکیل صدام و در طول محاکمه کنارش بودید. او را قبل از اعدام هم دیدید؟
فکر میکردم باید درباره محاکمه صحبت کنیم اما او زیاد در بند آن نبود و به جایش درباره همه چیز صحبت میکرد.
احساس او درباره حکمی که در موردش صادر کردند چه بود؟
صدام آدم واقعبینی بود. ماجرا را به خوبی فهمیده بود. ترسی در او ندیدم. فکر میکنم احترامی برای دادگاه قایل نبود و حکمش را سیاسی میدانست. من ساعتها در طول دادگاه و بیرون از آن در کنارش بودم. شاید بهترین تعبیر از احساسات او را بتوان در عکسی دید که به طرف طناب دار میرود.
خیلیها بهخصوص در ایران موافق اعدام زودهنگام صدام نبودند و فکر میکردند با اعدام او برخی اسرار مربوط به جنگ هشت ساله هم از بین میرود. به نظر شما واقعا صدام اسرار جنگ با ایران را به گور برد؟
نه، فکر نمیکنم. من او را هر صبح در دادگاه و در زمان خوردن ناهار و جلسه عصر دادگاه میدیدم. به دادگاه توجهی نداشت. گاهی شعر میخواند و گاهی هم از خانوادهاش صحبت میکرد. مثلا از خاطره خرید یک گردنبند برای یکی از دخترانش میگفت که سالها قبل از رییسجمهور شدنش خریده بود.
پس شما فکر نمیکنید ارتباط خاصی بین اعدام صدام و اسرار جنگ ایران و عراق وجود داشته باشد؟
رهبران دیگر عراق را نمیدانم ولی صدام دیگر چیزی نداشت پنهان کند. از این گذشته مسوولانی که صدام را محاکمه میکردند سالهای تبعیدشان را در ایران گذرانده بودند. حقیقت اصلی که همه آن را میدانند آن است که صدام شروعکننده جنگ بوده. او فکر میکرد پس از رفتن شاه ایران آنقدر ضعیف شده که میتواند جنگ را بهآسانی ببرد.
شما هم فکر میکنید صدام جنگ را آغاز کرده؟
این نظر شخصی من نیست. حمله عراق الان جزو اسناد تاریخی شده. حتی خود او هم بهصراحت بر این موضوع تاکید داشت.
چه کسی دستمزد شما را میپرداخت؟
هیچکس، من برای دفاع از صدام دستمزدی نگرفتم. فقط برخی هزینههای ایاب و ذهاب به من پرداخت شد.
یعنی شما داوطلبانه از صدام دفاع کردید؟
دفاع از صدام فقط بخشی از ماجرا بود. مساله اصلی دفاع از حقیقت و عدالت و دفاع از اصل زندگی بود.
فکر میکنید به عنوان وکیل او، وظیفهتان را به طور کامل انجام داده باشید؟
میدانید من در سالهای کارم مجرمان متعددی دیدم و در خود آمریکا از محکومان به اعدام زیادی دفاع کردم. دفاع از صدام کار دشواری بود. تقریبا به هیچ شاهد یا مدارکی دسترسی نداشتیم. کسی حاضر نبود در جریان محاکمه با ما همکاری کند. سه نفر از وکلای او در جریان محاکمه کشته شدند. یکی از وکلای صدام در شب اول محاکمه او دیروقت از مقابل دفترش ربوده شد و صبح روز بعد جسد تکهتکهاش را در خیابان پیدا کردند.
در طول مبارزات مردم ایران علیه شاه هم عکس مرا نیویورکتایمز در بین تظاهراتکنندگان ایرانی چاپ کرد. روز فرار شاه هم من در ایران بودم. /۲۱فروردین ۱۳۹۱گزیده مصاحبه
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:محاکمه صدام مربوط کشتار،هشتم ژوئیه ۱۹۸۲(پنج شنبه ۱۷ تیر ۱۳۶۱) که ۱۴۸ نفر را در یک روز پنجشنبه در روستای دجیل (بین سامرا- بغداد) کشت.
آغاز محاکمه در(۶ آذر ۱۳۸۴) مصادف با ۲۷ نوامبر ۲۰۰۵بوده طی این محاکمه طولانی(۴۰ جلسه ) تیمی ۲۰ نفره از حقوقدانان کشورهای مختلف، وکالت صدامحسین را برعهده داشتند که سرپرستی این تیم دفاعی برعهده خلیل الدلیمی، حقوقدان عراقی بود. مشهورترین چهره در تیم وکلای مدافع صدام هم، رمزی کلارک، دادستان فدرال ایالات متحده بود.اعدام ۹ دی ۱۳۸۵ (۳۰ دسامبر ۲۰۰۶) بوده
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: ۶ بهمن ۱۳۵۷ دیدار ۳ تن از شخصیتهای سیاسی آمریکا (رمزی کلارک، ریچارد فالک و دان لویی) با امام خمینی درنوفل لوشاتو است.
جماران نوشت: رمزی کلارک، دادستان کل اسبق امریکا و ریچارد فالک، استاد دانشگاه پرینستون در ایالت نیوجرسی و رئیس بخش مطالعات خارجی آن، همچنین دان لوئی نماینده سازمانهای مذهبی امریکا در اوایل ژانویه ۱۹۷۹ (۱۱ دی ۱۳۵۷ )برای بررسی وضع ایران از نزدیک، به تهران سفر کردند. هر سه نفر، از رهبران جنبش مخالف با جنگ ویتنام و شرکت فعال امریکا در جنگ بودند. اینان پس از بازدید از تهران، در راه بازگشت در پاریس توقف کردند و روز ۲۶ ژانویه ۱۹۷۹ (۰۶ بهمن ۱۳۵۷ )با امام خمینی دیدار و مذاکره نمودند ، دیدار این سه تن امریکایی با امام، مصادف بود با زمانی که سید جلال الدین تهرانی، رئیس شورای نیابت سلطنت، به پاریس آمده و استعفای خود را تسلیم امام کرده بود.
«سید جلالالدین تهرانی»(رئیس شورای سلطنتی)فرزندآیت الله سید علی شیخالاسلام مرندی
سید جلالالدین تهرانی در ۱۲۷۲ در تهران به دنیا آمد. پدرش سید علی شیخالاسلام مرندی از علما و رجال دینی بود.
«جلالالدین تهرانی» مردی فاضل و دانشمند بود. علاوه بر تبحر در علوم مختلف شاعر و خطاط بود و به جمعآوری عتیقه و کتب خطی علاقه وافری داشت. پس از مرگ وی، بر اساس وصیتنامه، کلیه اموال از جمله منزل مسکونیاش در سه راه امین حضور، عتیقهها، کتب خطی و رصدخانه تحویل آستان قدس رضوی شد.
اعضای شورای سلطنتی چه کسانی بودند؟
یکی از آخرین راهکارهای محمدرضا شاه برای نگهداشتن حکومت خود، تشکیل شورای سلطنت در ۲۳ دی ماه ۱۳۵۷ بود.
اعضایی که برای تشکیل این شورا با موافقت شاه در نظر گرفته شدند عبارت بودند از:
۱. شاپور بختیار، نخستوزیر
۲. محمد سجادی، رییس مجلس سنا
۳. جواد سعید، رییس مجلس شورای ملی
۴. سیدجلال تهرانی، سناتور سابق و رئیس شورای سلطنت
۵. محمدعلی وارسته، وزیر دارایی اسبق
۶. عبدالله انتظام، رییس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران
۷. علیقلی اردلان، وزیر دربار شاهنشاهی
۸. علیآبادی، دادستان سابق
۹. ارتشبد عباس قرهباغی، رییس ستاد ارتش
اما این شورا بیش از یک هفته دوام نداشت و در روز ۳۰ دی سیدجلال تهرانی در پاریس رسماً تقاضای ملاقات با امام خمینی نمود. امام دو شرط برای ملاقات با سیدجلال تهرانی قائل شدند:
۱. استعفا کردن از شورای سلطنت
۲. غیرقانونی اعلام کردن شورای سلطنت
روزنامه کیهان، در تاریخ سوم بهمن ۱۳۵۷ درباره این موضوع مینویسد: سیدجلالالدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت دیروز بعد از استعفا از این شورا با آیت الله خمینی ملاقات کرد. گفته میشود تهرانی قبل از ملاقات با آیت الله کتبا نوشته است شورای سلطنت غیرقانونی تشکیل شده است. به دنبال استعفای تهرانی از شورای سلطنت، آیت الله خمینی مصرا خواستار شدند که وی کتبا غیرقانونی بودن شورا را اعلام دارد و وقتی که در نامه دوم خود غیرقانونی بودن شورای سلطنت را نیز اعلام کرد، آیت الله خمینی با ملاقات با وی موافقت کرد. ملاقات آیت الله و تهرانی حدود ده دقیقه طول کشید و طی آن نامه دوم تهرانی نیز قرائت شد.
برای اطلاع ازدادگاه(محاکمات صدام)به این لینک مراجعه کنید:
دو جریان «جمهور» و «ملت» با یکدیگر رقابت خواهند کرد. ائتلاف جمهور (شامل حزب عدالت و توسعه و حزب حرکت ملی (MHP) به رهبری دولت باغچلی) در انتخابات پنج سال گذشته موفق به کسب پیروزی شدند.
۴نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ترکیه: قلیچدار اوغلو،اردوغان، سینان اوغان و محرم اینجه.
انتخابات همزمان پارلمانی و ریاست جمهوری ترکیه ۱۴ می(۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲)برگزارمی شود.
ازجمعیت ۸۵ میلیونی ترکیه ، ۶۴ میلیون واجد شرایط رای دادن ، برای انتخاب سیزدهمین رئیس جمهور و ۶۰۰ نماینده بیست و هشتمین دوره پارلمان این کشور، پای صندوقهای رای میروند.
شهرآنکارا(پایتخت)ترکیه با ۶ میلیون جمعیت واما«استانبول» با ۱۵میلیون نفر،بزرگترین شهر ترکیه محسوب میشود.
انتخابات حساس پیش رو، سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ ترکیه و دومین دور انتخابات ریاست جمهوری این کشور پس از تغییر نظام سیاسی از پارلمانی به ریاستی و بیست و هشتمین دوره انتخابات مجلس این کشور محسوب میشود.
«دوره ریاست جمهوری ترکیه پنج ساله است» و منتخبان مردم در مجلس ترکیه نیز که ۶۰۰ عضو دارد، در مدت پنج سال بر کرسی مینشینند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:نامزد مشترک ائتلاف مخالفین اردوغان، در تازهترین فایلهای ویدیویی خود، در مصاف با اردوغان، از تکنیکهای جنگ روانی بهره میگیرد.
پل بسفر(استانبول):«تنگه بسفر» تا خط افق بشیکتاش و شیشلی در سمت اروپایی.
چهارنامردانتخابات ریاست جمهوری ترکیه
احزاب ائتلاف «ملت» شامل حزب جمهوریخواه خلق به رهبری «کمال قلیچدار اوغلو»،
حزب نیک (خوب) به رهبری «مرال آکشنر».
حزب سعادت به رهبری «تمل کاراملا اوغلو».
حزب دموکرات به رهبری «گلتکین اویسال».
حزب جهش و دموکراسی(دوا) به رهبری «علی باباجان»
و حزب آینده به رهبری «احمد داوود اوغلو» که تحت عنوان میز شش گانه گردهم آمدهاند،
«کمال قلیچدار اوغلو» را به عنوان نامزد نهایی خود معرفی کردند.
برای حضور در رقابت این دوره از انتخابات، «محرم اینجه» که از سوی حزب مملکت (میهن) و «سینان اوغان» از سوی ائتلاف «آتا» نامزد انتخابات ترکیه شده بودند، با توجه به حضور نداشتن احزاب حامی آنها در پارلمان، توانستند حد نصاب جمعآوری ۱۰۰ هزار امضای شهروندان را کسب کرده و نامزد این دوره از انتخابات شوند.
رییس شورای عالی انتخابات ترکیه اضافه کرد: در پایان روند قانونی اخذ امضای شهروندان برای اعلام نامزدی، محرم اینجه توانست ۱۱۴ هزار و ۶۶۱ و سینان اوغان نیز ۱۱۱ هزار و ۵۰۸ امضا جمع و ثبت کنند.
وی افزود: در این روند، «محمدعلی فاتح اربکان»، «دوغو پرینچک»، «یعقوب ترکال»، «ارکان تورک تن»،«توفیق احمد اوزال»، «عرفان اوزون»، «خلیل مراد انور»،«حلمی اوزدن» و «داوود توران» نتوانستند امضا و حمایت لازم شهروندان را برای اعلام نامزدی خود کسب و ثبت کنند.
«محرم اینجه» و «سینان اوگان» نامزدهای ریاست جمهوری با یکدیگر دیدار کردند
هر دو نامزد(محرم اینجه و سینان اوگان) با بیان اینکه نگرانی هایی در مورد امنیت انتخابات دارند، بر همکاری توافق کردند/۲۶ فروردین ۱۴۰۲
«محرم اینس»(رئیس حزب میهن) و نامزد ریاست جمهوری با سینان اوغان، نامزد مشترک ریاست جمهوری آتا در مقر حزب میهن دیدار کرد. هر دو نامزد ریاست جمهوری گفتند که نگران «امنیت انتخابات» هستند.
چهار نامزد ریاست جمهوری ترکیه: «رجب طیب اردوغان»، «کمال قلیچدار اوغلو»، «محرم اینجه» و «سینان اوگان».
تسنیم(۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۲)تنها ۳ هفته به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی ترکیه زمان مانده و رقابت احزاب، روز به روز تب و تاب و هیجان بیشتری به خود می گیرد.
کمپین ها و اقدامات تبلیغاتی ائتلاف جمهور به رهبری اردوغان و باغچلی در مقایسه با کمپین ائتلاف ملت به رهبری کلیچدار اوغلو، بسیار سنگین تر و پرهزینه تر است. ده ها شبکه تلویزیونی به طور زنده و همزمان تمام سخنرانی ها، سفرها و میتینگ های اردوغان را پوشش می دهند، اما هیچکدام از شبکه های تلویزیونی، حاضر نیست رهبر مخالفین اردوغان را روی آنتن ببرد.
آنکارا(پایتخت)ترکیه
«آنکارا» با استان های بولو، چانکیری، کریک کاله، کیرشهیر، آکسارای، قونیه و اسکی شهیر مجاور است.
اما مساله اینجاست که این تبعیض عظیم و ملموس، نتیجه معکوس داده و باعث شده که مخالفین اردوغان، با یادآوری مداوم وضعیت مظلومانه خود، توجه مردم را جلب کنند و در عین حال، از ظرفیت های اینترنت و فضای مجازی به خوبی بهره بگیرند.
کمال کلیچدار اوغلو، حالا بیش از هر زمان دیگری از گوشی تلفن همراه خود به عنوان یک رسانه پویا استفاده می کند و سخنرانی های او به صورت فایل های ویدیویی بسیار ساده و خودمانی، بازدیدهای چند میلیونی دارد. نامزد مشترک ائتلاف مخالفین اردوغان، در تازه ترین فایل های ویدیویی خود، در مصاف با اردوغان، از تکنیک های جنگ روانی بهره می گیرد و بازی به ضرر اردوغان پیش می رود.
مردی که از حالا خود را رئیس جمهور می داند
کلیچدار اوغلو، قبلاً هم در آشپزخانه آپارتمان مسکونی اش، بارها در جایی نشسته که سینک ظرفشویی در پشت سر او قرار گرفته و فضا در اوج سادگی و حتی تا حدودی فقیرانه به نظر می رسد.
در تازه ترین فایل ویدیویی کوتاهی که توسط کمال کلیچدار اوغلو منتشر شده، او در کنار اکرم امام اوغلو شهردار استانبول و منصور یواش شهردار آنکارا نشسته است.
این فایل ویدیویی حاوی ویژگی ها و نکات زیر است:
1.هر سه سیاستمدار، شلوار مشکی و پیراهن سفید ساده و بدون کت بر تن دارند و در اتاق و بر روی میز و پیرامون مهمانان، خبری از تجمل و جلوه های ویژه و با ابهت کاخ ریاست جمهوری اردوغان نیست.
2.کلیچدار اوغلو ویدیوی خود را چنین نام نهاده است: شجاعانِ من. منظور او از شجاعان، شهرداران استانبول و آنکارا است که در انتخابات سال 2019 میلادی، در کمال ناباوری همگان، با سیاست زیرکانه کلیچدار اوغلو، دو نامزد قدرتمند و دو رفیق قدیمی، اردوغان را شکست دادند و شهردار شدند.
3.کلیچدار اوغلو برای اولین بار، در این سخنرانی، خودش را به عنوان رئیس جمهور و امام اوغلو و یواش را نیز به عنوان دو معاون رئیس جمهور معرفی می کند. وقتی هم که به دو سیاستمدار مزبور، اجازه حرف زدن می دهد، آنها خیلی ساده و صمیمی رو به دوربین می گویند: «ممنون جناب رئیس جمهور!» چنین به نظر می رسد؛ این ویدیو بدون شک قابلیت آن را دارد که اردوغان را به شدت عصبانی و خشمگین کند.
کلیچدار اوغلو، نامزد ریاست جمهوری مورد حمایت ائتلاف ملت، به امام اوغلو وظیفه آمادگی در برابر بلایا و برنامه ریزی شهری را می دهد و به یواش نیز می گوید: شما مسئول حمایت های اجتماعی، مبارزه با فقر و مدیریت توسعه هستید.
کلیچدار اوغلو در این ویدئو وظایف امام اوغلو و یواش، معاونان ریاست جمهوری را اعلام کرد. بر این اساس، در حالی که به امام اوغلو وظایف آمادگی در برابر بلایا و برنامه ریزی شهری داده شد، یواش مسئول سیاست اجتماعی مانند فقرزدایی و توسعه بود.
نامزد مشترک ائتلاف مخالفین اردوغان، با اشاره به سخنان تند اردوغان و اتهاماتی که او علیه منتقدین خود مطرح کرده، چنین پاسخی می دهد: «ما خیلی کار داریم و واقعاً نباید وقتمان را تلف کنیم. قرار نیست دستور کار این کشور، پاسخگویی به برخی اظهارات تحریک آمیز باشد. آیا می دانید دستور کار مردم ما چیست؟ توجه به مشکلات اقتصادی، سفره های آتش گرفته و یخچال های خالی، سنگینی غیر قابل تحمل اجاره بها و بی تدبیری دولت در برابر زلزله و سیل. من از جناب اکرم بیگ خواسته ام که در مقام معاون رئیس جمهور، به این سیاست بتن سازی و شهرسازی وحشتناک خاتمه دهد و سیمای ترکیه را تغییر دهد. ما به شهرسازی صحیح، تقویت شهرهایمان با سیاست های مسکن مناسب و ساختارهای قوی نیاز داریم. من می خواهم ترکیه را برای مقابله در برابر بلایا آماده کنم و تاب آوری شهرهایمان را افزایش دهم. اکرم مرد شجاعی است که توان و قدرت خود را در استانبول به نمایش گذاشت و از این به بعد به عنوان معاون رئیس جمهور، به تمام ترکیه خدمت خواهد کرد. موضوع دیگری که در دستور کار ما قرار دارد، سیاست های تامین اجتماعی و مبارزه با فقر است. ما باید به سرعت اقتصاد خانوار را تقویت کنیم. ما در مبارزه با فقر کارهای زیادی داریم، از بیمه حمایتی خانواده گرفته تا اشتغال زنان. علاوه بر این، ما باید روی پیشرفت فن آوری و توسعه کشاورزی کار کنیم. معاون دلاور من منصور بیگ، این کار را به بهترین نحو، پیش خواهد برد. من به منصور، اعتماد دارم. در حضور همه شما صمیمانه از دو معاون رئیس جمهور تشکر می کنم. ملت عزیزم ما سخت تلاش خواهیم کرد. ما چاره ای نداریم. خیلی از اهدافمان دور هستیم و باید برای تبدیل ترکیه به یک کشور پیشرفته، به سرعت کار کنیم. لذا خطاب به معاونینم می گویم، بیایید بسم الله بگوییم و کار را شروع کنیم».
رهبر حزب جمهوری خلق، حالا در فضایی قرار گرفته که عملاً خود را برنده انتخابات می داند. اما تحلیلگران بر این باورند که اگر محرم اینجه و سینان اوغان از صحنه انتخابات کنار نروند، ممکن است انتخابات به دور دوم کشیده شود. با این حال، پیداست که رهبر حزب جمهوری خلق، نسبت به پیروزی خود، امید و اطمینان بیشتری پیدا کرده و می خواهد در انتخابات 14 می یا 24 اردیبهشت، اردوغان و باغچلی را از صحنه قدرت کنار بزند.
در شرایطی که دولت برآمده از حزب عدالت و توسعه، برای پیروزی در انتخابات 24 اردیبهشت، از تمام امکانان رسانه ای، اقتصادی و توزیع رانت بهره می گیرد، مخالفین اردوغان سرمایه گذاری و تمرکز خود را روی اینترنت و فضای مجازی گذاشته اند و می خواهند با استفاده از این ابزار کارا و ارزان، تشکیلات رسانه ای عظیم دولت را شکست دهند.
مبارزات انتخاباتی/ رجب طیب اردوغان و کلیچدار اوغلو(سمت چپ)
در صد سالی که از عمر جمهوری ترکیه گذشته، ۱۲ رئیس جمهور داشته است.
۱. مصطفی کمال آتاترک از سال ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۸؛ برای ۱۵ سال رئیس جمهور ترکیه بود
اگر بیماری، مصطفی کمال را از پا درنمیآورد، به احتمال قوی او به صورت مادامالعمر این پست را حفظ میکرد. او از پاشاها و فرماندهان نظامی مشهور عثمانی بود و با عنوان آتاترک از او یاد میشود.
۲. عصمت اینونو از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۰؛ برای ۱۲ سال
اینونو نزدیکترین چهره سیاسی به آتاترک بود و در دوران حیات او پست نخست وزیری را بر عهده داشت. او هم یک پاشای نظامی و یک مذاکره کننده و دیپلمات توانمند بود و در تثبیت گفتمان لاییسم، کمالیسم، طرح برتری نژادی ترکها و به حاشیه راندن اسلامگراها، نقش جدی داشت.اینونو، متأثر از تحول جهانی پس از جنگ جهانی دوم و عضویت ترکیه در ناتو، در نخستین انتخابات چندحزبی در سال ۱۹۵۰ میلادی، از قدرت کنار زده شد، اما از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۷۲ میلادی و به مدت ۳۴ سال، رهبر حزب جمهوری خلق بود.
۳. جلال بایار از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰؛ برای ۱۰ سال
بایار برخلاف دو رئیس جمهور قبلی ترکیه، یک اقتصاددان بود. کودتای نظامی سال ۱۹۶۰ میلادی، پایان دهنده دوران مسؤولیت بایار و عدنان مندرس نخست وزیر وقت ترکیه بود. در آن واقعه، مندرس و چند نفر از وزیران و چهرههای مهم کابینه و تیم نخست وزیر، اعدام شدند.
۴. ژنرال جمال گورسل از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶؛ کمتر از ۶ سال
ژنرال گورسل فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه، پس از کودتای سال ۱۹۶۰ میلادی، یک سال نخست وزیر بود و بعد پست ریاست جمهوری را در اختیار گرفت.
۵. ژنرال جودت سونای از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۳؛ برای ۷ سال
ژنرال سونای، پس از ابتلای ژنرال گورسل به بیماری سخت، فرماندهی ستاد کل نیروهای مسلح را رها کرد و رئیس جمهور شد.
۶. دریادار فخری کورو ترک از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۰؛ برای ۷ سال
فخری کورو ترک فرمانده نیروی دریایی ترکیه، پس از کودتای ۱۹۶۰ میلادی وزیر خارجه بود. سپس سفیر ترکیه در مسکو شد و بعد از آن ریاست جمهوری را در اختیار گرفت.
۷. ژنرال کنعان اورن از سال ۱۹۸۲ تا سال ۱۹۷۹؛ برای ۷ سال
پس از کودتای ۱۹۸۰ میلادی به فرماندهی ژنرال کنعان اَورَن، پست ریاست جمهوری برای مدتی کوتاه در اختیار یک سرپرست بود. اما از سال ۱۹۸۲ میلادی، ژنرال اورن رئیس جمهور شد.
۸. تورگوت اوزال از سال ۱۹۸۹ میلادی تا سال ۱۹۹۳؛ کمتر از ۴ سال.
اوزال مهندس برق بود، پستهای مختلفی داشت و رهبر حزب مام میهن بود. طاها یاسین رمضان نخست وزیر وقت عراق، در سفر به ترکیه، به اوزال گفته بود: «اگر فرودگاه انجیرلیک را در اختیار آمریکا و انگلیس بگذارید، شما را دشمن حکومت صدام حسین به حساب میآوریم.»
اوزال در جواب میگوید: «سلام مرا به صدام برسان و بگو اگر یک خمپاره به خاک ترکیه بیفتد، تو و او را در بغداد اعدام میکنم!»
توریست اوزال در سال ۱۹۹۳ میلادی درگذشت. بعضی تحلیلگران معتقدند مرگ او مشکوک بوده و به احتمال قوی به او سم تزریق شده است.
۹. سلیمان دمیرل از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۰؛ برای ۷ سال
دمیرل مهندس عمران بود و به عنوان یک سیاستمدار، بارها به عنوان نماینده به پارلمان راه یافت، چند دوره نخست وزیر و سپس رئیس جمهور شد.
۱۰. احمد نجدت سزر از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷؛ برای ۷ سال و ۳ ماه
سزر حقوقدان و قاضی ارشد بود که به مدت ۷ سال رئیس جمهور ماند. نکته مهم درباره دوره ریاست جمهوری او، این که او با سه نخست وزیر کار کرد: از ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ میلادی با بلنت اجویت، از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ با عبدالله گل و از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ میلادی با رجب طیب اردوغان.
سزر، حقوقدان کمالیست و نزدیک به حزب جمهوری خلق بود و روی خوش به گل و اردوغان نشان نداد.
۱۱. عبدالله گل از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴؛ برای ۷ سال
عبدالله گل، اقتصاددان و سیاستمدار کارکشته بود که فعالیت سیاسی را در صف یاران نجم الدین اربکان یاد گرفت. او بخشی از تحصیل خود را در آمریکا و انگلیس گذراند و مدتها در یک بانک بزرگ عربستان سعودی، به عنوان مشاور فعالیت کرد. گل در سال ۲۰۰۱ میلادی، همراه یک جناح تجددخواه، از حزب فضیلت جدا شد و حزب عدالت و توسعه را تاسیس کرد.
۱۲. رجب طیب اردوغان از سال ۲۰۱۴؛ برای ۸ سال و نیم
اردوغان یک بار بر اساس قانون قبلی توسط پارلمان و دو بار نیز با رأی مردم انتخاب شده است.
مرور نام رؤسای جمهور ترکیه نشان میدهد ۶ نفر از فرماندههای نظامی ترکیه مثل آتاترک، اینونو، گورسل، سونای، کوروترک و اَورَن جمعاً به مدت ۵۱ سال پست ریاست جمهوری ترکیه را در اختیار داشتهاند.
کاخ ریاست جمهوری ترکیه و آرم مخصوص ۱۶ ستاره
کاخ چانکایا در آنکارا، مقر اصلی نهاد ریاست جمهوری ترکیه بود. عبدالله گل، آخرین رئیس جمهوری بود که در این کاخ اقامت داشت و اردوغان، قبل از ان که عهدهدار این مقام شود، دستور داد نهاد ریاست جمهوری به محلی بزرگتر منتقل شود. او معتقد بود ساختمان نهاد ریاست جمهوری باید باشکوه و در شأن کشور باشد!
اما اردوغان، بعدها با ساختن کاخ عظیمی در بش تپه آنکارا، محل نهاد را تغییر داد. این کاخ بیش از هزار و دویست اتاق و تالارهای بزرگ دارد و بودجه کلانی صرف احداث آن شده که همواره مورد انتقاد مخالفان اوست. لوگوی اصلی نهاد ریاست جمهوری ترکیه، یک خورشید بزرگ با ۱۶ ستاره در اطراف آن است که هر یک از آنها نماد یکی از امپراتوریهای ترک تاریخ از هونها و قاراخانها تا سلاجقه و
فرشادطولابی:احساس میکردم، ارتباطات آقای شریعتمداری و دیدگاه ایشان در خصوص خاتمی به گونهای است که از ترور خاتمی حمایت میکنند. من زنگ زدم دفتر آقای شریعتمداری و به آقای طالقانی (رییس دفتر ایشان) گفتم از بچههای سپاه لرستان و محافظ خاتمی هستم، میخواهم آقای شریعتمداری را ببینم.
ایشان گفت، فقط سید محمد خاتمی مشکل مملکت است؟ مشکل خیلی بالاتر از خاتمی است...به مدیرمسئول کیهان:گفتم، یعنی منظور شما شخص آقای هاشمیرفسنجانی است و ایشان باید ترور شود؟
ماجرای ترور حجت الاسلام سیدمحمدخاتمی(رئیس جمهورسابق)چیست؟
عامل وآمرترورکیست؟ نقش(کیهان)شریعتمداری چیست؟
مصاحبه باپاسداری که قصد ترور خاتمی را داشت
اعتماد نوشت:پس از انتشار گفتوگوی «فرشاد طولابی» با دامنه وسیعی از اظهارنظرها، روایتها و دیدگاهها در خصوص ابعاد گوناگون این ماجرا مطرح شد.
یکی از موضوعات مهمی که در گفتوگوی قبلی، توسط طولابی به آن اشاره شد، نگرانی او از تلاش برخی جریانات برای ترور خاتمی و انتساب این ترور به فرشاد طولابی است. طولابی این بار با جزییات بیشتری از این نگرانی خود صحبت میکند. او با تکرار خاطره گم شدن تیانتی و اسناد و مدارک خود به این نکته اشاره میکند که اگر کسی میخواست، خاتمی را ترور کند و آن را به گردن من بیندازد، همه مدارک لازم را داشت.
روزنامه اعتماد:اخیرا درباره ارتباط شما با دفاتر مراجع در خاطرات آیتالله هاشمیرفسنجانی و سایر منابع روزنامه اعتماد:موضوعاتی مطرح شده است. چه شد که سراغ مراجع رفتید؟
نامه را از ایشان هم گرفتم و به خانه« آیتالله فاضل لنکرانی» مراجعه کردم.
با پسرشان «آقا جواد» گفتوگو کردم که اخیرا درباره این موضوع گفتوگوهایی هم داشتهاند. پس از اظهارات ایشان هم متوجه شدم که از طریق مراجع هم نمیتوانم به اهدافم برسم.
روزنامه اعتماد:پس از دیدار با مراجع است که شما به دیدار با حسین شریعتمداری مدیر مسوول کیهان میروید. درباره این دیدار توضیح میدهید؟
فرشاد طولابی:روایت آقای شریعتمداری درباره دیداری که با من انجام دادند در واقع نوعی فرار رو به جلو است. شاید هم ایشان نگران هستند جزییات مطالبی که من از آنها باخبر هستم و به ایشان مربوط میشود بازگو شوند.
فرشاد طولابی: من پس از مراجعه به «سردار باقر »میخواستم بگویم، خداوند مثل من بندهای که «خواص اهل حق و اهل دل بریدن از تعلقات دنیایی و زن و بچه» هستم را بیخ گوش سید محمد خاتمی قرار داده است. بنابراین کسی جرات نخواهد داشت در مخیلهاش بگنجد که ماجرای سید حسن مدرس، شیخ فضلالله نوری و آیتالله کاشانی در ایران دهه ۷۰ نظریسازی شود. از سوی دیگر در مصاحبه قبلی هم گفتم که اتفاقات مشکوکی در زندگیام افتاده بود که باعث شده بودند احساس ناامنی کنم. در آن زمان احساس میکردم، ممکن است برخی افراد و جریانات محفلی به دنبال ترور سید محمد خاتمی باشند و این تصمیم را به گردن من بیندازند.
روزنامه اعتماد:این احساس را از چه زمانی همراه داشتید؟
فرشاد طولابی(پاسداری که قصدترورخاتمی راداشت): من سه ماه در تور امنیتی، نیروهای حفاظتی بودم. من وقتی از سردار باقر هم ناامید شدم جدیتر به این موضوع فکر کردم که ممکن است برخی جریانات به دنبال این باشند که مرا به سمت ترور سوق دهند. از خودم میپرسیدم، یعنی دوستان امنیتی نمیترسند؟ شاید من در معرض تهدید و تطمیع بزرگی قرار گرفته باشم. یعنی نمیگویند شاید من دیوانه باشم، ترسو باشم یا حتی موجی باشم و از ترس خودم دستپاچه شوم و اقدام به ترور خاتمی کنم؟ تعلل سه ماهه مرا به شک انداخت...
روزنامه اعتماد:چه شد که به فکر دیدار با حسین شریعتمداری افتادید؟ چرا برای شما مهم بود که با شریعتمداری دیدار کنید؟
فرشاد طولابی:احساس میکردم، ارتباطات آقای شریعتمداری و دیدگاه ایشان در خصوص خاتمی به گونهای است که از ترور خاتمی حمایت میکنند. من زنگ زدم دفتر آقای شریعتمداری و به آقای طالقانی (رییس دفتر ایشان) گفتم از بچههای سپاه لرستان و محافظ خاتمی هستم، میخواهم آقای شریعتمداری را ببینم. گفتند، فردا تشریف بیاورید، من به ایشان میگویم و گرچه سرشان شلوغ است، اما صبح شنبه با شما دیدار میکنند. همان شب حرکت کردیم و در مسافرخانهای در تهران ماندیم. آقای طالقانی مسوول دفتر ایشان هماهنگ کردند و پس از یک ربع همراه با زن و بچههایم به ایشان مراجعه کردیم. حدود 20 دقیقه تا نیم ساعت با ایشان صحبت کردم. آقای شریعتمداری از من پرسیدند: چه کاری از دست من برمیآید؟ گفتم: من از محافظان آقای خاتمی هستم، ایشان را با ارسال نامه تهدید به ترور کردم و... کل ماجرا را شرح داده و گفتم: چون شما را هم امین، هم قادر به این کار و هم محرم میدانم، مزاحم شما شدهام. صحبت آقای شریعتمداری این بود: «شما فکر میکنید، فقط سید محمد خاتمی مشکل مملکت است؟ مشکل خیلی بالاتر از خاتمی است...»
هاشمی رفسنجانی هم درلیست ترور
فرشاد طولابی خطاب به مدیرمسئول کیهان:گفتم، یعنی منظور شما شخص آقای هاشمیرفسنجانی است و ایشان باید ترور شود؟
شریعتمداری دوباره گفت: «مشکل از آقای هاشمیرفسنجانی هم بالاتر است!»
گفتم: از آقای هاشمی بالاتر یعنی چه؟ گفتند: تصور نکن با ترور خاتمی همه مشکلات کشور حل شود، بعد هم ادامه داد: «فکر میکنید، ترور فیزیکی خاتمی کار درستی است؟»
گفتم:اگر به این نتیجه رسیده بودم که تا حالا انجام داده بودمش.
فرشاد طولابی گفت:در واقع شریعتمداری به دنبال حاشیهسازی و بیآبرو کردن خاتمی بود. اما همچنان فکر میکردم، جریان نامحرم دیگری به دنبال ترور خاتمی است و نگران بودم، نکند این موضوع را بخواهند گردن من بیندازند. اساسا به این دلیل بود که اقدام به اطلاعرسانی کرده و دیدار با مسوولان حفاظت و مراجع و... را برنامهریزی کردم.
روزنامه اعتماد:این حرف که برخی دیگر از افراد و جریانات دنبال ترور سید محمد خاتمی بودند، ادعای بزرگی است، دلایل شما برای چنین اتهامی چیست؟
پاسداری که قصدترورخاتمی راداشت :همانطور که قبلا هم برای شما گفتم من با ابعاد نظامی امنیتی آشنا بودم. اقلام نظامی و تسلیحاتی که من در کوه پنهان کرده بودم، همراه با اسناد و مدارک، نامههای ارسال شده به مراجع و... ناگهان گم شدند. ضمن اینکه احساس میکردم، ذیل حفاظت و نظارت قرار دارم. میترسیدم، افرادی نامهها و اسناد مرا برداشته و پس از ترور خاتمی، ترور را به من منتسب کنند. این نگرانیها را هم در دیدار با مسوولان امنیتی مطرح کردم، اما توجهی به آن نشد. نشانههای چنین اقدامی را بهطور مستمر در اطراف خود احساس میکردم. به هر حال در آن برهه، آقای خاتمی مخالفان زیادی داشت و هیچ بعید نبود که طرح ترور ایشان در دستور کار سایر طیفها و جریانات هم قرار بگیرد. من از این میترسیدم.
فرشاد طولابی:زمانی که ۳ ماه به حال خود رها شدم، این ترس در من بیشتر هم شد، چراکه وقتی فردی چنین اظهاراتی را مطرح و به مسوولان حفاظتی اعلام میکند، آماده انجام ترور است یا باید به آن توجه شده و فرد دستگیر یا اینکه اجازه ترور داده شود و...ولی من به حال خود رها شدم.
روزنامه اعتماد:به بحث دیدار شما با آقای شریعتمداری بازگردیم. واکنش شریعتمداری به درخواست شما چه بود؟
فرشاد طولابی:آقای شریعتمداری به من گفتند من نمیتوانم، ملاقاتی را برای شما فراهم کنم، اما سعی میکنم مطالب شما را به مسوولان (اسامی این مسوولان در دفتر روزنامه موجود است) منتقل کنم... داستان مراجعه به مراجع را هم به شریعتمداری گفتم. گفتند بهتر است تسویه کنی و بروی شهرستان که برای ترور خاتمی وسوسه نشوی. گفتم: «مادر ما لرها، قنداق ما را سفت میبندد. اینقدر دلم قرص است که تحت تاثیر وسوسهای قرار نگیرم.» باز هم به ایشان تاکید کردم، من نگران این هستم برخی جریانات نامحرم داخلی به دنبال ترور خاتمی باشند و این موضوع را به من بچسبانند.
روزنامه اعتماد:حسین شریعتمداری اشاره کرده که در زمان دیدار با شما درِ اتاق باز بود و مسوول دفترش و برخی دیگر از کارکنان کیهان آماده اقدام علیه شما بودند. متوجه این موضوع شدید؟
فرشاد طولابی(پاسداری که قصدترورخاتمی راداشت):اینها فیلمهایی است که تعریف میکنند. از شما میپرسم ممکن است من با زن و یک پسر ۶ ساله و یک دختر ۳ ساله و یک بچه شیرخواره، علیه آقای شریعتمداری کاری بکنم؟
سرهنگ محمد رضا باقر پناهی فرمانده یگان حفاظت
جالب اینجاست در شرایطی که من این موضوع را 3 ماه قبل از دیدار با شریعتمداری با سردار باقر مسوول حفاظت اطلاعات بیت رهبری در میان گذاشتم، بعد آقای شریعتمداری خود را خنثیکننده طرح ترور سیدمحمد خاتمی معرفی میکند! وقتی چندین ماه قبل از دیدارم با شریعتمداری نظام اطلاعاتی سپاه مرا زیر چتر اطلاعاتی خود قرار داده بود! حالا آقای شریعتمداری شد کاشف و خنثیساز طرح ترور؟! ایشان عادت دارند از آب گلآلود ماهیهای بزرگ صید کنند (میخندد).
روزنامه اعتماد:وقتی صحبتهای اخیر حسین شریعتمداری درباره خودتان را شنیدید چه حس و حالی داشتید؟
فرشاد طولابی:بسیار ناراحت شدم. نمیدانم چرا با فاصله 23 سال از یک واقعه،مطالب را سهوا یا عمدا قلب میکنند.من از ایشان چهره دیگری در ذهن داشتم، اما امروز فکر میکنم که ایشان چندان صادق نیستند. سال 82 که از زندان آزاد شدم، دوباره آقای شریعتمداری را دیدم، گلایه کردم که من برای نظام هزینه دادهام، چرا با من اینطور رفتار میشود و مرا به خدمت باز نمیگردانند. آقای شریعتمداری نامهای روی درخواست من برای آقای مرتضی رضایی، فرمانده حفاظت اطلاعات سپاه گذاشت که آن را در اختیار شما قرار میدهم.
روزنامه اعتماد:پس از تشکیل دولت اصلاحات کیهان مطالب انتقادی دامنهداری علیه خاتمی، جریان اصلاحات و گروههای میانهرو منتشر میکرد. آیا شما مخاطب روزنامه کیهان بودید؟ اگر بودید، چقدر این مطلب تند بر دیدگاه شما علیه خاتمی موثر بود؟
پاسداری که قصدترورخاتمی راداشت:من مثال برای شما میزنم تا متوجه شوید؛ مرحوم «حجت الاسلام سید احمد میانهچی»(امام جمعه خرمآباد) نقل غیرقابل انکاری داشتند و میگفتند:
امام جمعه خرم آباد:« هر کس به خاتمی رای دهد باید در حلالزاده بودن خودش شک کند»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:« میانجی» که طی سالهای ۶۱ تا ۸۷ به مدت ۲۷ سال امام جمعه خرمآباد بودند ۰۵ دی ۱۳۹۵ فوت کردند،البته اسم ایشان«سیدکاظم حسینی میانجی»است.
فرشاد طولابی(پاسداری که قصدترورخاتمی راداشت): یا یکی دیگر از چهرههای دینی (اسم این فرد در دفتر روزنامه موجود است) سال 76 در مسجد پادگان امامحسن پای قلعه فلکالافلاک اعلام کردند: «مراقب باشید که با رای خود به حاکمیت یزید و یزیدیان کمک نکنید.»
فرشاد طولابی: این دیدگاهها بسیار مهم بود و باعث شد من علیه خاتمی، مهاجرانی، عبدالله نوری و تاجزاده و... دیدگاه منفی پیدا کنم. مطالب کیهان هم علیه خاتمی همواره تند بود.
پاسداری که قصدترورخاتمی راداشت: لطفا از قول من این پیام را به آقای حسین شریعتمداری برسانید:
«آقای شریعتمداری، اتفاقا باید از آقای طولابی تقدیر کرد که اقدامی نکرده است، والا با حکم تکفیری که شما علیه خاتمی در روزنامهتان منتشر کردید، طولابی نیازی به فتوا برای ترور خاتمی نداشت.»
فرشاد طولابی گفت:کمترین خروجی چهرهای که کیهان از خاتمی ترسیم میکرد و سایر افراد خشونت را تئوریزه میکردند، این بود که افرادی قصد ترور این افراد را داشته باشند.
تروریست ناکام گفت: همین امروز هم کیهان علیه خاتمی دامنه وسیعی از ادعاها، تهمتها و...را مطرح میکند بدون اینکه سندی ارایه کند.
فرشاد طولابی گفت:«من قصد ترور فیزیکی آقای خاتمی را داشتم، درست است، اما آقای شریعتمداری بارها سید محمد خاتمی را ترور شخصیتی کرد»
تروریست ناکام درادامه گفت: «ادعاهایی کیهان علیه خاتمی(رئیس جمهورسابق) مطرح کرد بدون اینکه سندی ارایه کند.»
روزنامه اعتماد:پس از دیدار با آقای شریعتمداری چه اتفاقی رخ داد و چه زمانی شما دستگیر شدید؟
فرشاد طولابی گفت:پس از دیدار با حسین شریعتمداری بچههای حفاظت اطلاعات سپاه انصار با اسامی مستعار با من تماس گرفتند و به من گفتند بروم پیش آقای تهرانی در سازمان حفاظت کل و بگو حسینی مرا فرستاده است... خیلی خونسرد و ریلکس به سازمان حفاظت کل سپاه مراجعه کردم از آنجا باب پرونده باز شد. اما بازداشت نشدم. 10 روز هر روز به این مرکز مراجعه میکردم و بعد خودشان با ماشین مرا به پاستور برمیگرداندند. در واقع در حال پردازش موضوع بودند.
روزنامه اعتماد:زمانی که دستگیر شدید، بازجوییهایی که درباره شما انجام میشد، حول محور چه موضوعاتی بود؟
فرشاد طولابی :فرضیات و محورهای تحقیق حفاظت اطلات راجع به من عبارت بود از: 1) با نظام اطلاعاتی بیگانه در ارتباط است. 2) آیا با جناح اصلاحطلب مرتبط است؟3) آیا با جناح اصولگرا مرتبط است؟ 4) باندی شبیه گروه فرقان تشکیل شده است. 5) برنامهریزی جهت ترور خاتمی یک حرکت تکلیفگرایانه فردی است. 6) پای جنون و دیوانگی در میان است و...
برخی چهرههای سیاسی اخیرا تلاش میکنند، موضوع عدم تعادل روانی را در خصوص شما مطرح کنند. آیا در این زمینه آزمایشی از شما انجام شد.
فرشاد طولابی گفت:«وقتی سازمان حفاظت بنده را بعد از بررسی همه فرضیههای ممکن، برای بررسی فرضیه جنون به بخش روان درمان پزشکی قانونی بردند در آنجا ضمن رد این فرضیه اعلام کردند من در نهایت سلامت روانی قرار دارم.»
وی گفت:«اسناد این آزمایشها موجود است.»
اطلاع دارید که آقای خاتمی چه زمانی از ماجرای ترور آگاه شدند؟
فرشاد طولابی گفت:پسر آقای فاضل لنکرانی پس از مصاحبه نخست من با «اعتماد» اعلام کردند که به آقای خاتمی اطلاع دادند و اعلام خطر کردند. ایشان گفتند من دیدگاه شیطانی داشتم و... اما دلیل دیدار من با پدر ایشان (آیتالله فاضل لنکرانی) این بود که پیام مرا برسانند. من نگران بودم که برخی به نام من خاتمی را ترور کنند.
روزنامه اعتماد:زمانی که در پاستور بودید، روز خود را چطور میگذراندید؟(وظایف)
فرشاد طولابی :به هر حال ما مکانهای حضور آقای خاتمی را پاکسازی میکردیم و همراه ایشان بودیم. در سفرهای زیادی ازجمله سفر به قم همراه ایشان بودم. قم در آن زمان به خاطر حضور خاتمی شلوغ شده بود و اعتراضات زیادی صورت میگرفت.
«به عنوان یک نیروی متخصص، بهرغم اینکه قصد ترور ایشان را داشتم، اما با تمام وجود از ایشان در برابر هر خطری حفاظت میکردم.»
محافظ پاستورگفت :یعنی سعی میکردم، کارم را درست انجام دهم.
روزنامه اعتماد:این یک تناقض جدی است، یعنی شما هم قصد ترور سید محمد خاتمی را داشتید و هم از ایشان حفاظت میکردید؟
محافظ کاخ ریاست جمهوری(فرشاد طولابی)گفت :بله مثل چشمم از ایشان حفاظت میکردم و اگر کسی قصد تعرض به ایشان را داشت تا پای جان از ایشان مراقبت میکردم.
روزنامه اعتماد:برخی اعلام کردهاند که میخواستید در جریان سفر به فرانسه خاتمی را ترور کنید، درست است؟
فرشاد طولابی :به هیچوجه؛ وقتی آقای خاتمی قصد سفر به فرانسه را داشت به آقای «هدیهلو» گفتم، شنیدهام افراد حاضر در ماموریتهای خارج از کشور حق ماموریت ارزی میگیرند، لطفا اگر ممکن است اسم مرا هم در لیست سفر قرار دهید. اینکه برخی اعلام میکنند، طولابی قصد ترور خاتمی در جریان سفر به فرانسه را داشت، دروغ محض است. برای ترور فردی نیاز نیست که سفر خارج باشد. هر جا میتوان این کار را انجام داد. البته من به سفر فرانسه نرفتم.
روزنامه اعتماد:پس از مصاحبه با «اعتماد» آیا حاشیه خاصی برای شما اتفاق افتاد؟
بازخوردها که فراوان بودند. اما جالب است همراه با افراد بازنشسته در پایگاه خرمآباد حاضر میشدیم. پس از مصاحبه با «اعتماد» به دژبانی اعلام شده است که از ورود من به پایگاه جلوگیری شود.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مصاحبه عامل ترورناکام رئیس جمهورسابق را اعتمادفبااندکی ویرایش
ادامه مصاحبه محافظ رئیس جمهورخاتمی:
فرشادطولابی: از سال ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷ بود که تقابل فکری و عملی من با جریان اصلاحات آغاز شد. این تنفر و تقابل بسیار هم شدید بود. در آن سالها احساس کردم انحرافات جدی در ساختار اجرایی در حال وقوع است. تصور میکردم مهرهچینیهایی با اهداف خاصی در حال انجام است.
هاشمی رفسنجانی (خلیفه بنی امیه)
محافظ خاتمی: در آن ایام من آقای «هاشمی رفسنجانی را نماد اُمویت دوران جدید می دانستم» تصورم این بود که این جریان برای به دست گرفتن ساختارهای قدرت تلاش میکند. آقای خاتمی هم بعد از هاشمی با شعار اصلاحطلبی و توسعه روی کار آمد و به تعبیر من تکمیلکننده پازلی بود که آقای هاشمی رفسنجانی برنامهریزی کرده بود. مثلا تلاش میکرد وزارت اطلاعات را تحت سیطره بگیرد. سپس مجلس را هم با حضور جبهه مشارکت و آقای کروبی در اختیار گرفتند و حتی برنامهریزی برای نفوذ در سپاه هم در آن زمان آغاز شد.
اعتماد: به هر حال بیش از ۲۰میلیون ایرانی به آقای خاتمی رای داده بودند تا تغییراتی را در نظام حکمرانی اعمال کند. طبیعی بود که ایشان کابینه (از جمله وزارت اطلاعات و...) را بچینند، ترکیب مجلس پنجم و ششم هم با رای مردم شکل گرفت. آیا تلاش قانونی برای کسب قدرت و پاسخگویی به مطالبات مردم ایرادی دارد؟
وقتی انتخابات سال ۱۳۷۶ پیش آمد، خانم «عفت مرعشی»(همسر آقای هاشمی) اعلام کردند هاشمیرفسنجانی، سید محمد خاتمی را رییسجمهور کرده. تدابیری که آقای هاشمی اتخاذ کرد، کک تقلبی که به جان مردم انداخت، سخنرانی که در نمازهای جمعه داشتند و... باعث شد تا نام خاتمی از صندوقهای رای بیرون بیاید. در حالی که ناطق نوری و خاتمی دو روی یک سکه بودند. هر دو هم دو انگشتر انگشت آقای هاشمی بودند. در کل متوجه شدم خاتمی به دنبال استحاله نیمه تند انقلاب و مبانی نظام هستند.
شما در آن زمان در سپاه لرستان خدمت میکردید چرا از خاتمی گلایه داشتید؟
بله، آقای خاتمی میگفت: «ما که نمیتوانیم دور آسمان دیوار بکشیم تا امواج ماهواره نیاید. ما باید به فکر مصونیت باشیم، نه ممنوعیت. باید کاری کنیم که جوان ایرانی دنبال لاابالیگری نرود.» ظاهر صحبتها ایرادی ندارد، اما اگر به لایههای عمیقتر موضوع دقت شود، ایرادات نمایان میشود، چرا که حوزه متافیزیک شبیه فیزیک انسان نیست.
مگر در دهههای بعد مسوولان توانستند جلوی رشد ماهواره، اینترنت، فضای مجازی و... را بگیرند؟
به هر حال بحث اینترنت ملی و محدودسازیهای اخیر بحث خوبی است.
درباره شرایطی که منجر به این تصمیم شد، توضیح میدهید؟
پس از اینکه متوجه خطرات فراوان اصلاحطلبی برای کشور شدم، سال۱۳۷۷ نامهای ناشناس به آقای خاتمی ارسال کرده و در آن صریحا ایشان را خطری برای مملکت خطاب کردم و او را مرید شیطان دانستم. در آخرین جمله این نامه هم تاکید کردم: «یقین بدانید اگر تا به حال برای خاتمه دادن به حیات دنیویتان اقدام نکردهام به این دلیل بوده که هنوز ایشان را امیدوار به اصلاح میدانم.» در غیر این صورت این تهدید را مقید کردم به بقا و عدم بقای ایشان. در واقع ایشان را تهدید به ترور کردم.
یعنی شما معتقد بودید سید محمد خاتمی بهرغم تایید شورای نگهبان، رای بالای مردم و تنفیذ رهبری، شایسته حذف فیزیکی و ترور است؟
در مورد بنیصدر هم این مراحل طی شد اما امام خمینی فرمودند اگر شما (بنیصدر) را خطری برای اسلام و کشور بدانم، تنفیذ خودم را پس میگیرم. من هم فکر میکردم در خصوص آقای خاتمی اگر قیدهای شرعی و قانونی صریحا یا قریب به تصریح از بین برود، باید وارد عمل شوم. یعنی اگر مشکلاتی چون حوادث کوی دانشگاه ادامه یابد و مسوولان دولت اصلاحات به جای خاموش کردن آتش اعتراضات، آتش بیار معرکه شوند، برای ترور رییس دولت اصلاحات راسا وارد عمل میشوم.
این نامه در چه تاریخی به دفتر آقای خاتمی ارسال شد؟
فرشادطولابی:در ۳۰ دی ۱۳۷۷ این نامه با نام مستعار «عبدالله فانی» ارسال شد. ۲نسخه از این نامه هم به دفاتر دیگری ارسال کردم تا از نامه من سوءاستفاده نشود.
چه شد که محافظ آقای خاتمی شدید؟
فرشادطولابی:حفاظت سپاه انصار، یکسری نیروی ثابت داشتند و گروهی از نیروها هم متغیر بودند. این نیروهای متغیر را به صورت دورهای از برخی سپاههای استانی تامین میکردند. ماموریتهای یکساله، دو ساله و بیشتر به این نیروهای استانی محول میشد. هر بار هم یکی از استانها این نیروها را تامین میکردند. من در تیمی ۲۰نفره از استان لرستان انتخاب شدم. ابتدا مردد بودم که بروم یا نروم، چون نامه تهدید برای آقای خاتمی فرستاده بودم و نمی دانستم رفتنم به صلاح است یا نه؟
چه شد که تصمیم گرفتید بروید؟درتیم حفاظت ریاست جمهوری
فرشادطولابی:به خاطر اوضاع اقتصادی بدی که داشتم و حضور در این ماموریت اضافهکاری ها و مزایای مالی خاصی داشت و حقوقی ۲ برابری را به دریافتی ام اضافه می کرد، قبول کردم.
فرشادطولابی:در اردیبهشت ۱۳۷۸ عضو تیم حفاظتی آقای خاتمی شدم.
جالب اینجاست در حوزه مسوولیتهایی که سپاه انصار در خصوص حفاظت از مجلس، ریاستجمهوری، قوه قضاییه و... دارد، قرعه حلقه حفاظتی فیزیکی شخص سید محمد خاتمی به نام من افتاد.
البته ابعاد حفاظتی رییسجمهوری شامل حلقه حفاظت فیزیکی و حلقه حفاظت ویژه می شود. من در آن زمان ۳۰سال سن و با درجه سروانی سپاه فعالیت داشتم.
«حلقه فیزیکی» با «حلقه حفاظتی» چه تفاوتی دارد؟
تفاوت حلقه ویژه و حلقه فیزیکی، طول مداومت همراهی با ایشان و گستره تسلط و نزدیکی به ایشان بود.
مسوول تیم حفاظتی ویژه سید محمد خاتمی، «محمد صفوی» بود
و مسوول حلقه فیزیکی ایشان هم آقای «علی اکبر هدیهلو »بودند.
دست بر قضا من در تیم حفاظتی فیزیکی ایشان افتادم و در ماموریتهای داخل شهر و سفرهای استانی همراه ایشان بودم. از نظر مجاورت و اشراف هم در کنار آقای خاتمی بودم. به ایشان بسیار نزدیک بودم و در دسترس من قرار داشتند.
در آن زمان آیا هرگز فرصتی رخ داد تا با آقای خاتمی صحبتی داشته باشید؟
فرشادطولابی:اتفاقا به دنبال این بودم که سر صحبت را با ایشان باز کنم و بگویم آقای خاتمی دنیایی که اینقدر بیارزش است و بدون اینکه بدانی و بفهمی، خداوند اجل را بیخ گوشت میگذارد، آیا بهتر نیست دست از اعمالت برداری.
محافظ رئیس جمهور:من اگر اراده میکردم میتوانستم سید محمد خاتمی را از طریق روشهایی چون مسمومیت، انفجار، اسلحه کمری، قناصه و دورزن و... ترور کنم. اگر بگویم از رگ گردن تا چند کیلومتری میتوانستم ایشان را ترور کنم به گزاف سخن نگفتهام.
آیا هیچوقت به ذهنتان خطور کرد که ایده ترور را عملی کنید. آیا با خودتان درگیری ذهنی داشتید؟
فرشادطولابی:اتفاقا نیروهای حفاظت اطلاعات که بعدها مرا بازداشت کردند، عین این پرسشهای شما را مطرح کردند. گفتم، خیر. خیلی راحت کنار ایشان میایستادم و همراهیاش میکردم. هیچ وقت به چنین فکری نیفتادم. تنها فکری که داشتم، این بود که چطور دست قضا چنین شرایطی را شکل داده است. گاهی اوقات میخواستم به ایشان بگویم من نویسنده نامه تهدید جانیاش هستم، اما سکوت کرده و به دنبال فرصت مناسب بودم.
اعتماد: آیا میدانید دولت آقای خاتمی بهترین آمارهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و دیپلماسی را در میان همه دولتهای پس از انقلاب ثبت کرده است.
فرشادطولابی:بله از نظر من اینطور بود. تجربه هم ثابت کرد که شاید درست فکر نمیکردم. در این برهه احساس کردم تحولاتی در حال وقوع است، ۲ماه پس از حضور در تیم حفاظتی ایشان، ماجرای کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ شکل گرفت.
مقایسه ترورحجت الاسلام میرزارضاکرمانی وحجت الاسلام سیدمحمدخاتمی
در همان اوایل رخداد کوی دانشگاه، یک بار پوستری از عکس «میرزا رضای کرمانی» در بساط دستفروشان روبهروی دانشگاه تهران دیدم.
تصویری که در آن میرزا رضا با غل و زنجیر روی پلهای نشسته و جملهای بالای سر ایشان ثبت شده که میگوید: «این دار را به یادگار نگه دارید. من اولین نیستم و آخرین هم نخواهم بود.»
این پوستر را خریدم و به صورت جدی پیروی نامه قبلی برای آقای خاتمی فرستادم. شماره تلفن مسئول دفتر ایشان را هم پیدا کردم و به نحوی که قابل کشف و ردیابی نباشد، تماس گرفتم که این نامه را به شوخی نگیرند.
شاه عبدالعظیم مناسب ترین مکان برای نروررئیس جمهوربود
اعتماد: پس از سال ۱۳۷۸ است که تصمیم شما برای ترور جدی تر می شود. درست است؟
فرشادطولابی:پس از ارسال پوستر، مرحوم ریشهری، آقای خاتمی را برای کمک به توسعه حرم به شاه عبدالعظیم دعوت کرد.
فرشادطولابی:در این سفر من به عنوان محافظ همراه آقای خاتمی بودم.
برای خود من این سفر طنز ذهنی بود. با خودم میگفتم، از یک طرف نامه تهدید به ترور برای ایشان فرستادم، از سوی دیگر هم پوستر میرزا رضای کرمانی را دادهام، حالا همراه ایشان به محل ترور ناصرالدینشاه (حرم عبدالعظیم) آمدهام، به نظرم بهترین مکان برای ترور بود. وقتی متوجه پروژه برخی افراد و جریانات برای به آشوب کشاندن کشور شدم، انگیزهام برای ترور بیشتر شد. افرادی مانند عبدالله نوری، موسوی لاری، تاجزاده و...مقابل دانشگاه تهران میرفتند و بر آتش مشکلات میافزودند.
اتفاقا بررسیهای دقیقآماری نشان میدهد با تدابیر وزارت کشور دولت اصلاحات مهار رخداد اعتراضی کوی دانشگاه بهرغم اینکه وسعت بسیاری داشت به نسبت رخدادهای اعتراضی 96، 98 و1401 بسیار معقولتر و با تلفات کمتر انجام شد.
پشت صحنه جمعآوری رخدادهای اعتراضی کوی دانشگاه خود آقای خاتمی بودند. برخی اصلاحطلبان که به دنبال عبور از خاتمی بودند، میخواستند از ایشان سوءاستفاده کنند.
فرشادطولابی:در این زمان اتفاقات مشکوکی در حول و حوش زندگی من رخ داد.
اتفاقات مشکوکی که فکر میکردید برای شما رخ داده، چه مواردی بودند؟
نامه تروریست(فرشادطولابی) به ائمه جمعه
فرشادطولابی:چند گلوله کلاشینکف و مقداری تی انتی(TNT) و... تعدادی رونوشت نامه که طی سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۷۸ برای ائمه جمعه و نمایندگان و سایر مسوولان فرستاده بودم را جایی در کوه در خرمآباد پنهان کرده بودم.
این نامهها را با دستگاه کپی محل خدمتم در خرمآباد آماده میکردم. البته بعدها دادسرای نظامی ۷۵هزار تومان بابت این کپیها از من گرفت.
این اقلام گم شدند و من نگران شدم. احساس میکردم زبالههای منزل من کنکاش میشود. مسائل مشکوک دیگری هم اتفاق افتاده بودند که باعث هراس من شده بودند. اینجا بود که به دو دلیل از طریق حفاظت اطلاعات بیت تلاش میکردم، رهبری را ببینم. یکی اینکه پس از استغاثهای که به امام زمان داشتند، خون گریه کردم و میخواستم با ایشان صحبت کنم. دومین موضوع هم مربوط به ترور آقای خاتمی بود.
در آن زمان مسوول حفاظت ایشان شخصی به نام «سردار باقر »بودند، از ایشان خواستم اجازه دیدار را بدهند. حریف ایشان نشدم و ایشان گفتند ابتدا باید به من بگویی. ماجرا را برای ایشان شرح دادم. گفت من این اختیار را ندارم باید از فرد دیگری کسب تکلیف کنم.
یا هیچوقت درباره نحوه ترور خاتمی فکر کردید؟
فرشادطولابی:در سالهای بعد که حفاظت اطلاعات دستگیر شدم، از من سوال کردند که اگر قرار بود چنین اقدامی کنی، چگونه و چه نوع این کار را میکردی؟
تروریست (فرشادطولابی)چگونه میخواست رئیس جمهور(خاتمی) راترورکند؟
فرشادطولابی:برای من تفاوتی نداشت، اما زیباترین نوع ترور برای من این بود که «خاتمی را بغل کنم و با خودم منفجر کنم» تا بگویند این فرد چقدر باور به این مساله داشت. در نامهای هم که به خاتمی نوشتم، گفتم که میآیم و شما را با خود به محکمه عدل عدالت میبرم.
اعتماد:در مراحل بعدی شما دستگیر شدید و مشکلات فراوان را تجربه کردید.
فرشادطولابی:در چتر اطلاعاتی قرار گرفتم، دستگیر شدم و در دادسرای نظامی ۱۸ماه بازجوییهای گستردهای را تجربه کردم. دو سال و نیم جنبههای قضایی و انتظامی را پشت سر گذاشتم تا اینکه آزاد شدم. مسوولان حفاظت به دنبال این بودند، متوجه شوند که آیا من ذیل یک تیم فعالیت دارم یا اینکه قصد ترور سایر مدیران و مقامات کشور را دارم یا نه؟
کمک مالی خاتمی به قاتلس
اعتماد:ظاهرا آقای خاتمی هم در آزادی شما نقش داشتند؟
فرشادطولابی:بله پس از اینکه آقای خاتمی متوجه این ماجرا میشوند، فردی را مامور میکنند که از جانب ایشان اعلام کند، شکایتی از من ندارند. این نامه عامل اصلی آزادی من بود. طی سالهای گرفتاری و زندان بودنم، همسر و فرزندانم شرایط نابسامانی را از نظر مالی داشتند،
فرشادطولابی:زمانی که درزندان بودم، آقای خاتمی ۵۰۰ هزار تومان برای خانواده من ارسال کردند که بسیار به کار آنها آمد و با اعلام رضایتشان زمینه آزادی مرا فراهم کردند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: قیمت دلار:۳۵۰۰تومان وقیمت سکه ۲۰۰هزارتومان بود.
اعتماد:یعنی همان فردی که قصد ترور او را داشتید، باعث و بانی آزادی شما شد!؟
فرشادطولابی:بله، متاسفانه رفتار مناسبی با من و خانوادهام صورت نگرفت. از همسر اولم جدا و مجبور شدم تنها خانهام را به عنوان مهریه به همسر دومم منتقل کنم. پس از ماجرایی که در سالهای ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸برای من رخ داد، سرنوشت روی تاریک خود را به من نشان داد. امروز پسر بزرگم با مشکلات فراوانی دست به گریبان است و از من گلایه میکند که چرا به فکر آینده او نبودهام.
روزنامه اعتماد: امروز هم درباره اصلاحطلبان همانگونه میاندیشید که ۳دهه قبل فکر میکردید؟
فرشادطولابی:بحرانی در کشورمان از ابتدای انقلاب داریم که من اسم آن را بحران مبناها میگذارم. بسیاری از مشکلات مملکت ما ناشی از نداشتن مبناهاست. انگار که موضوعات سیال رها میشوند و هر کسی میتواند تعریف خاص خود را از گفتمانها ارایه کند. بسیاری از مفاهیم اگر سیال رها شوند، خطرناک میشوند و افراط به وجود میآورند. ماجرای تصمیم من برای ترور آقای خاتمی هم از چنین بستری بیرون آمده است.
روزنامه اعتماد: در پایان اگر صحبتی باقی مانده بفرمایید.
قاتل ناکام درآرزوی دیداربا صیدش رادارکه حلالیت بطلبد
فرشادطولابی:از شما و مخاطبان شما ممنونم، امیدوارم هیچ فرد و جریاناتی به مرض تندروی و افراط دچار نشود. اما بسیار علاقهمندم آقای خاتمی را ملاقات کرده و از ایشان حلالیت بطلبم، به خاطر زحماتی که برای آزادی من کشیدند از ایشان قدردانی کنم.
اعتماد: امروز که قصد ترور ایشان(حجت الاسلام سیدمحمدخاتمی) را ندارید؟
فرشادطولابی: ممکن است با دیدگاههای ایشان مخالفتی داشته باشم، اما ترور را راه مناسبی نمیدانم. امروز به گفتوگو و تعامل اعتقاد پیدا کردهام.
اعتماد:فکر نمیکنید همین که شما (به عنوان فردی که به دنبال ترور بوده) به دنبال تعامل و گفتوگو هستید، برای گفتمان اصلاحات و شخص سید محمد خاتمی یک پیروزی باشد. مگر هدف گفتمان اصلاحات غیر از این است؟
فرشادطولابی:انشاءالله که همینطور است. لطفا اگر میتوانید زمینه ملاقات میان من و آقای خاتمی را فراهم کنید...
تکمیلی
بلافاصله پس از دستگیری طولابی، حقوق و مزایای او قطع شده و امکان استفاده از داراییهای او برای خانوادهاش مسدود میشود. در جریان گفتگو با فرشاد طولابی زمانی که بحث به شرایط خانواده او در ایام دستگیری و زندانی شدن میرسد، عرق سردی بر پیشانی این مرد مینشیند، حتی یادآوری فقر و مشکلات خانوادهاش هم برایش دشوار است. بر اساس اظهارات طولابی پس از دستگیری، حقوقش قطع شده و خانوادهاش در وضعیت نامناسب مالی قرار میگیرند. در برخی ایام خانواده طولابی برای پیگیری امور پدر خانواده به تهران میآیند.
بر اساس این دشواریهاست که کمک ۵۰۰ هزار تومانی سید محمد خاتمی هنوز پس از گذشت بیش از ۲ دهه در ذهن این مرد باقی مانده است و به نیکی از آن یاد میکند. جالب اینجاست که طولابی هنوز هم رویکردهای فکری خاتمی را برنمیتابد و با آن مخالفت میکند، اما در عین حال شخصیت خاتمی را به عنوان یک انسان مورد ستایش قرار میدهد. همسر نخست طولابی پس از مشکلات سالهای ۷۸ تا ۸۰ از او جدا میشود. طولابی پس از چند سال، ازدواج دیگری را تجربه میکند.
اما این ازدواج او هم با ناکامی مواجه میشود. ضمن اینکه ناچار میشود همه دارایی خود را که یک باب منزل مسکونی بوده به عنوان مهریه بپردازد. در شرایط فعلی فرشاد طولابی مستاجر است. او طی پیامی که برای خبرنگار اعتماد میفرستد به مشکلاتش برای تهیه مسکن اجارهای اشاره کرده و از مسوولان دولت به خاطر بیتدبیریها در حوزه اقتصاد انتقاد میکند.
اعتماد نوشت: آیا نامه سید محمد خاتمی در خصوص بخشش فرشاد طولابی صحت دارد؟ چه کسی میتواند تایید کند که طولابی نامه تهدیدآمیزی برای رییس دولت اصلاحات ارسال کرده است؟ محتوای کامل نامه تهدیدآمیز طولابی خطاب به خاتمی چه بوده است؟ این پرسشها و دامنه وسیعی از پرسشهایی از این دست، روز گذشته و پس از انتشار گفتوگوی اختصاصی روزنامه اعتماد با فرشاد طولابی نیروی سپاه لرستان که ترور خاتمی را برنامهریزی کرده بود؛ مطرح شد.
از سوی دیگر افراد و جریاناتی هم اعلام کردند نامه سید محمد خاتمی برای بخشش فرشاد طولابی یا نامه تهدید طولابی خطاب به رییس دولت اصلاحات پایه و اساس درستی ندارد. با توجه به این واقعیت که اسناد و مدارک تازهای برای تایید صحت محتوای ارایه شده در اختیار ما قرار گرفته، در جریان این گزارش ضمن بازخوانی این اسناد و مدارک تازه در خصوص ترور سید محمد خاتمی، تلاش میشود زمینههای بروز رفتارهای افراطی در جامعه مورد ارزیابی قرار بگیرد.
فرشاد طولابی پس از عفو مشروط تقاضای بازگشت به خدمت را مطرح میکند. طولابی نامهای را خطاب به سردار فتحیان مشاور و رییس دفتر فرماندهی سپاه ارسال کرده و درخواست بازگشت به خدمت را مطرح میکند.
«سردارنصرالله فتحیان» هم این درخواست را با فرمانده نیروی مقاومت بسیج سپاه مطرح و نهایتا با پاراف فرمانده نیروی مقاومت بسیج سپاه زمینه این بازگشت به خدمت فراهم میشود.
در نامهای که در تاریخ ۲۶ فروردین ۸۲ از سوی سرتیپ پاسدار« نصرالله فتحیان» خطاب به فرماندهی نیروی مقاومت بسیج سپاه نوشته میشود، آمده است: «با سلام و احترام، بدین وسیله اوامر صادره سردار جانشین محترم فرماندهی کل سپاه در خصوص برادر فرشاد طولابی مبنی بر تقاضای اعاده به خدمت به شرح ذیل ابلاغ میگردد»:
سردارسیدمحمد حسینزاده حجازی(جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران)دیداربارهبری.
بسمه تعالی
«سردار حجازی! با توجه به اینکه ایشان(فرشادطولابی) عفو شده است و رییسجمهور محترم نیز کتبا از ایشان گذشت کردهاند. با توجه به مشکلاتی که دارند و سوابق درخشان گذشتهاش، دستور فرمایید به خدمت بازگردد. شایسته است دستور فرمایید ضمن اقدام مقتضی نتیجه را به این دفتر ارسال نمایند.»
پاسخ به این درخواست در پایین نامه به تاریخ خرداد ۸۲ اینگونه پاراف شده است: «با نظر مساعد راهکار را در کمیسیون مورد بررسی قرار دهید و اقدام ممکن صورت گیرد.»
بنابر این نامه درخواست طولابی برای بازگشت به کار با نظر مساعد مسوولان رده بالای سپاه ممکن میشود و فرشاد طولابی به کار سابق خود بازمیگردد. یکی از نکات مهم در این نامه اشارهای است که به سوابق درخشان فرشاد طولابی میشود.
بسیاری از فعالان رسانهای اصولگرا، پس از انتشار گفتگو با طولابی، او را فردی به هم ریخته، دارای مشکلات روانی جدی و شخصیتی بیاهمیت در نیروی سپاه معرفی کردند. در حالی که در توصیفی که جانشین فرماندهی کل سپاه از او دارد، طولابی «فردی با سوابق درخشان خدمتی» معرفی میشود.
در واقع باید دید زمینههای وقوع یک چنین رفتارهای افرطی چه بوده است؟
پیگیریهای مستند حاکی است که سید محمد خاتمی، درخواست رسمی برای عفو طولابی را مطرح میکند. اصل نامه معاونت حقوقی رییسجمهوری که در اختیار ما قرار گرفته و سایر اسناد و مدارک مرتبط با این پرونده، نشان میدهد که ریشه اصلی عفو طولابی از اتهامات سنگین نیز همین نامه بوده است.
در اصل نامه مرتبط با سید محمد خاتمی کهدر اصل نامه مرتبط با سید محمد خاتمی که «محمد کمال عاصمی»(مشاور و رییس دفتر معاونت حقوقی و امور مجلس رییسجمهوری) در تاریخ ۱۵ مرداد سال ۸۰ آن را به دادسرای نظامی تهران ارسال کرده، آمده است: «با سلام- بدینوسیله اعلام میدارد، مقام محترم ریاستجمهوری (سید محمد خاتمی) از پاسدار رسمی آقای فرشاد طولابی شکایتی نداشته و رضایت خود را از نامبرده اعلام فرمودهاند.» نامهای که در تاریخ بهمن ماه ۸۱ با پاراف رسمی اصل نامه مورد تایید دفتر چهارم دادسرای نظامی تهران قرار میگیرد.
در کنار این نامه، اسناد و نامههای دیگری نیز در این زمینه در اختیار روزنامه اعتماد قرار دارد که به دلیل محرمانه بودن از انتشار آنها خودداری میکند. اما بهطور کلی نامه دفتر سید محمد خاتمی رییسجمهور وقت در خصوص عفو فرشاد طولابی نه تنها عین واقعیت است، بلکه بر اساس اسناد رسمی، خاتمی به خانواده طولابی نیز کمک مالی کرده است.
طولابی در جریان گفتگو به سخنرانیهای سال ۷۵ برخی چهرهها و افراد تاثیرگذار اشاره میکند، سخنرانیهایی که به نوعی میتوان آنها را تئوریزه کردن خشونت قلمداد کرد و «اعتماد» در آینده بخشی از آنها را اطلاعرسانی خواهد کرد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:واکنش کیهان به افشاگری فرشادطولابی: خنثی کردن نقشه ترور خاتمی توسط مدیر مسئول کیهان بدجوری برخی از مدعیان اصلاحات و مخصوصاً یار غار یکی از مفسدان اقتصادی را عصبانی کرده است و از عامل ترور که بیچاره دهها مشکل دارد سوءاستفاده کرده و یک مشت دروغ به او دیکته کردهاند!.
علت افشاگری فرشادطولابی بعداز۲۳ سال؟
کیهان (۲۹ فروردین ۱۴۰۲)نوشت:خاطرات تازه منتشرشده هاشمی رفسنجانی نکاتی درباره نقشه ترور محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری وی دارد که روایت کامل آن اتفاق و نحوه خنثی شدن آن را مدیرمسئول روزنامه کیهان(درمصاحبه بافارس) تشریح کرده است.
به گزارش فارس،، روزنامه شرق در روزهای پایانی سال ۱۴۰۱ خاطرهای از مرحوم هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۷۹ را منتشر کرد که در آن به نقشه ترور آقای خاتمی توسط یکی از محافظانش اشاره شده است.
درخاطره آیتالله هاشمی( ۰۴ بهمن ۱۳۷۷) آمده است: «پیش از ظهر دکتر حسن روحانی (دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی) آمد. دو ساعتی درباره مسائل مهم کشور و انقلاب مذاکره کردیم. ایشان از قول آقای« علی ربیعی»(مسئول اجرایى دبیرخانه شوراى عالى امنیت ملی و عضو کمیته پیگیرى قتلهاى زنجیره ای)بانام مستعار»عباد» گفت یکی از محافظان آقای خاتمی، قصد ترور ایشان را داشته و دستگیر شده است. میگویند به خاطر مشاهده جریانهای غیراسلامی و عدم قدرت و تحلیل وضع موجود، به این فکر افتاده و از یکی از مراجع هم سؤال کرده است. گرچه ایشان، او را نصیحت کرده که این افکار را از سر بیرون کند ولی او منع را نفهمیده است».
از آنجا که پیش از این در برخی محافل درباره نقشه ترور آقای خاتمی و نقش حسین شریعتمداری در خنثی کردن این نقشه گزارش و مطالبی مطرح شده بود، به سراغ مدیرمسئول کیهان رفتیم و از وی خواستیم چگونگی آن ماجرا را برای اطلاع بیشتر مردم و ثبت در تاریخ مطرح کند. شریعتمداری ابتدا مایل نبود در این باره صحبت کند ولی در مقابل اصرار خبرنگار ما و این که توضیح ماجرا میتواند عبرتانگیز باشد، به درخواست فارس پاسخ مثبت داد.
شریعتمداری گفت: روایت مرحوم هاشمی رفسنجانی که در روزنامه شرق و برخی از سایتها و خبرگزاریها از قول ایشان نقل شده است، صحت دارد ولی تمام ماجرا نیست و به قول «کلیم کاشانی» «اول و آخر این کهنه کتاب افتاده ست»؛ اما آن ماجرا اینگونه بود:
«آخر شب بود که آقای طالقانی، مسئول دفتر اینجانب با بنده تماس گرفت و گفت: یکی از برادران اصرار دارد که حتماً امشب با شما ملاقات داشته باشد. میگوید کار بسیار مهمی دارد و پای یک مسئله حساس در میان است و هرچه به او اصرار میکنم که موضوع را مطرح کند و یا لااقل اشارهای به آن داشته باشد، قبول نمیکند و فقط اصرار میکند که یک مسئله سرنوشتساز است که باید حتماً همین امشب با فلانی (شریعتمداری) در میان بگذارم. بالاخره قرار شد صبح فردا ساعت ۷ به دفتر بیاید. فردا صبح به کیهان آمد و از آنجا که احتمال میدادیم قصد سوئی داشته باشد، قرار شد در اتاق بنده نیمهباز باشد و آقای طالقانی صحنه را زیر نظر بگیرد و آقای میرزاباقی که از برادران سپاه حفاظت بود نیز پشت در به حالت آماده حضور داشته باشد. بعد از تعارفات معمول و حال و احوال، در حالی که صدایش را پایین آورده بود گفت: من طولابی هستم و از محافظان حلقه دوم
(یا سوم) آقای خاتمی رئیسجمهور هستم و میتوانم در یک فرصت مناسب به سمت ایشان شلیک کرده و کارش را بسازم! (ظاهراً همین تعبیر را به کار برد). شدیداً یکّه خوردم ولی سعی کردم به روی خودم نیاورم تا رشته سخنش را قطع نکند و از پشت صحنه احتمالی ماجرا و میزان جدی بودن آن باخبر شوم و چنانچه واقعاً توطئهای در میان است برای خنثیکردن آن چارهای بیندیشیم.
پرسیدم چرا چنین تصمیمی گرفتهای؟! گفت: آقای خاتمی به انقلاب ضربه میزند و افکار منحرفی دارد و ....! به بهانهای برای چند لحظه از اتاق خارج شدم تا از آمادگی برادرانم، طالقانی و میرزاباقی مطمئن شوم. دیدم که هردو برادر کاملاً آماده و گوش به زنگ هستند. بعد از چند لحظه به دفترم بازگشتم. آرام و خونسرد نشسته بود. از او پرسیدم آیا موضوع را با کسی در میان گذاشتهای؟ گفت: در قم نزد یکی از آقایان رفتم ولی با نظرم موافق نبودند. پرسیدم تصمیم خودت است و یا کسان دیگری به شما پیشنهاد کردهاند؟ جواب داد: خودم این تصمیم را گرفتهام ولی منظور شما از دیگران چه کسانی است؟! گفتم مثلاً افرادی که دقیقاً آنها را نمیشناسی و با آنها تماس یکطرفه داری یعنی آنها با تو تماس میگیرند ولی تو نمیتوانی هر وقت خواستی با آنها تماس بگیری! قصدم این بود که ببینم آیا از جانب سرویسهای اطلاعاتی بیگانه تحریک شده است یا نه! زیرا عوامل سرویسهای بیگانه برای اینکه در صورت دستگیری طرف، ردپایی از آنها باقی نباشد، تماسهایشان یکطرفه است. پاسخش به این سؤال منفی بود و باز پرسید چرا این سؤال را میکنید؟ گفتم برای اینکه ترور آقای خاتمی خواسته و آرزوی اسرائیل است. شوکه شد و گفت: یعنی مرا عامل اسرائیل میدانید؟! گفتم تصمیمی که در پی آن هستی، خواسته بیچون و چرای دشمنان اسلام و انقلاب و مخصوصاً آمریکا و اسرائیل و انگلیس است... حرفهای دیگری از همین دست نیز رد و بدل شد و با ناامیدی آمیخته به عصبانیت خداحافظی کرد و رفت.بلافاصله موضوع را با مسئولان سپاه انصار در میان گذاشتیم تا او را تحت نظر بگیرند و ضمن پیشگیری از نقشه شومی که در سر داشت، پشتصحنه ماجرا و افرادی که احتمالاً با او در رابطه بودند را نیز شناسایی کنند. برادران سپاه انصار ضمن پیشگیری از حضور او در تیم حفاظتی آقای خاتمی و انجام بررسیهای دقیق اطلاعاتی او را بازداشت کردند و...»

مقایسه آرای روسای جمهور ایران
انتخابات ریاست جمهوری
| دوره انتخابات | نام رئیسجمهور | تاریخ برگزاری انتخابات | میزان آرا | درصد آرا | |
| دوره اول | سیدابوالحسن بنیصدر | ۵ بهمن ۱۳۵۸ | ۱۰ میلیون و ۷۵۳ هزارو۷۵۲ رای | ۷۵ درصد | |
| دوره دوم | محمدعلی رجایی | ۲مرداد ۱۳۶۰ | ۱۲ میلیون و۷۷۰ هزارو۵۰ رای | ۹۰ درصد | |
| دوره سوم | سیدعلی خامنهای | ۱۰ مهر ۱۳۶۰ | ۱۵ میلیون و ۹۰۵ هزارو۹۸۷ رای | ۹۵ درصد | |
| دوره چهارم | سیدعلی خامنهای | ۲۵ مرداد ۱۳۶۴ | ۱۲ میلیون و ۲۰۵ هزارو۱۲ رای | ۸۵ درصد | |
| دوره پنجم | اکبر هاشمیرفسنجانی | ۶ مرداد ۱۳۶۸ | ۱۵ میلیون و ۵۵۰ هزارو۵۲۸ رای | ۹۴ درصد | |
| دوره ششم | اکبر هاشمیرفسنجانی | ۲۱ خرداد ۱۳۷۲ | ۱۰ میلیون و ۵۶۶ هزارو۴۹۹ رای | ۶۳ درصد | |
| دوره هفتم | سیدمحمد خاتمی | ۲خرداد ۱۳۷۶ | ۲۰ میلیون و ۱۳۸ هزارو۷۸۴ رای | ۶۹ درصد | |
| دوره هشتم | سیدمحمد خاتمی | ۱۸ خرداد ۱۳۸۰ | ۲۱ میلیون و ۶۵۹ هزارو۵۳ رای | ۷۷ درصد | |
| دوره نهم | محمود احمدینژاد | ۲۷ خرداد ۱۳۸۴ | ۱۷ میلیون و ۲۴۸ هزارو۷۸۲ رای | ۶۳ درصد | |
| دوره دهم | محمود احمدینژاد | ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ | ۲۴ میلیون و ۵۲۷ هزارو۵۱۶ رای | ۶۴ درصد | |
| دوره یازدهم | حسن روحانی | ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ | ۱۸ میلیون ۶۱۳ هزارو۳۲۹ رای | ۵۰.۷۱ درصد |
انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری
نتایج نهایی انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران: ۲۹
۲۹اردیبهشت۱۳۹۶
مجموع کل آرا ماخوذه: ۴۱,۲۲۰,۱۳۱
حسن روحانی ۲۳,۵۴۹,۶۱۶
سید ابراهیم رئیسی ساداتی ۱۵,۷۸۶,۴۴۹
سید مصطفی آقا میرسلیم 478,215
سیدمصطفی هاشمی طبا 215,450
میزان مشارکت ۷۳درصد
توضیح :همزمان باانتخابات ریاست جمهوری(دوره12)،انتخابات شورای شهر(دوره پنجم)بود
آرای مردم مشهد که آقای رئیسی تولیت آستان قدس رادارد
از یکهزار و 534 شعبه اخذ رأی درمجموع یکمیلیون و 626 هزار و 315 رأی صحیح شمارش شد، رئیسی با 903 هزار و 451 رأی نفر اول، روحانی با 688هزار و 574 رأی نفر دوم، این انتخابات در شهرستان مشهد هستند.
انتخابات ریاست جمهوری دوره سیزدهم
| ردیف | نام کاندیدا | میزان رأی | درصد |
| ۱ | سید ابراهیم رئیسی | ۱۷ میلیون و ۹۲۶ هزار۳۴۵ | ۶۱.۹۵ |
| ۲ | محسن رضایی | ۳ میلیون و ۴۱۲ هزار۷۱۲ | ۱۱.۷۹ |
| ۳ | عبدالناصر همتی | ۲میلیون و ۴۲۷ هزار۲۰۱ | ۸.۳۸ |
| ۴ | سید امیرحسین قاضیزاده هاشمی | ۹۹۹ هزار۷۱۸ | ۳.۴۵ |
| آراء سفید و باطله | ۳ میلیون و ۷۲۶ هزار۸۷۰ | ۱۲.۸۸ | |
| کل آراء مأخوذه | ۲۸میلیون و ۹۳۳ هزار و ۴ نفر | ۴۸.۸ | |
سیزدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری بههمراه ششمین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا، روز گذشته در سراسر کشور برگزار شد.
اهداکننده اسپرم با بعضی از زنان(دریافت کنندگان اسپرم)تماس می گرفت ومحصولاتش را «ازتولیدبه مصرف»ارائه می داد!
اهداکننده اسپرم(موسیقیدان هلندی)پدر۵۵۰ کودک، برای جلوگیری از فرزندآوری بیشتر، مورد پیگرد قانونی قرار گرفت.
یورونیوز۲۸ مارس ۲۰۲۳(۰۸ فروردین ۱۴۰۲)نوشت: زنی که در سال ۲۰۱۸میلادی(۱۳۹۷شمسی) با استفاده از اسپرم اهدایی این مرد صاحب فرزند شده است، همراه با بنیاد دونورکایند (Donorkind) سازمانی که از حقوق کودکان متولد شده با اسپرم اهدایی دفاع میکند، پس از آنکه متوجه شدند این مرد ۴۱ ساله پدر صدها فرزند است، از او شکایت کردند.
به گفته «بنیاد دونورکایند» این مرد اسپرم خود را حداقل به ۱۳ کلینیک در هلند و کلینیکهایی در دیگر کشورها اهدا کرده است.
بر اساس قانون و دستورالعملهای اهدای اسپرم هر نفر میتواند حداکثر برای ۲۵ فرزند یا به ۱۲ خانواده اسپرم اهدا کند تا از احتمال ازدواج محارم و سلامت روانی کودکانی که از این طریق متولد میشوند محافظت کند.
زنی که از این مرد هلندی شکایت کرده است در بیانیهای گفت: «اگر میدانستم که او قبلاً بیش از صد فرزند داشته هرگز این اهدا کننده را انتخاب نمیکردم. درباره آینده فرزندم نگرانم و فکر کردن به عواقب این کار برای فرزندم برایم ناراحت کننده است.»
او در ادامه تاکید کرده است رفتن به دادگاه تنها راه محافظت از فرزندش است.این مرد که در مطبوعات هلندی از او به عنوان جاناتان-ام نام برده شده است پس از اینکه مشخص شد بیش از صد فرزند از طریق اهدای اسپرم دارد در سال ۲۰۱۷ در فهرست سیاه بانک اهدای اسپرم هلند قرار گرفت.
«انجمن زنان و زایمان هلند»(NVOG) در آن زمان از تمام بانکها و کلینیکهای اسپرم خواست فوراً استفاده از اسپرم او را متوقف کنند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بنظرمی رسد این اهداکننده جوان هلندی بعضاً محصولات را «ازتولیدبه مصرف»ارائه می داده که درلیست سیاه کلینیک های ارائه دهنده خدمات اسپرم قرارگرفته است.
یورونیوزنوشت:«جاناتان-ام »(جاناتان جاکوب مایجر)»پس از آن به اهدای اسپرم در خارج از کشور و از طریق کانالهای غیرقانونی-تبلیغ محصولات خود-را ادامه داده است.
بنیاد دونورکایند مدعی شد که این اهدا کننده از طریق رسانههای اجتماعی با زنان ارتباط برقرار میکند تا اسپرم خود را به آنها عرضه کند.
مارک دو هک وکیل این بنیاد میگوید این مرد قوانین و توافقاتهای صورت گرفته با کلینیکها و والدین آینده را نقض کرده است.
دو هک گفت: «این مرد تولید مثل بیشتر را در اولویت قرار داده است و این رفتار او تهدیدی برای سلامت روانی و جسمی کودکانی است که با اهدای اسپرم او متولد شدهاند.»تا کنون جزئیات بیشتری از مراحل قانونی این پرونده اعلام نشده است.
به گفته رسانههای هلندی جاناتان-ام که حالا در کنیا زندگی میکند از اظهارنظر در اینباره خودداری کرده است.
به گفته موسسه خیریه پیایتی (PET) که به افراد مبتلا به ناباروری کمک میکند، محدودیت اهدای اسپرم برای ۲۵ فرزند برای حفظ سطح روابط خویشاوندی در بین افراد اهداکننده مشابه با جمعیت کلی طراحی شده است.
پیایتی تاکید میکند: «وقتی مواد ژنتیکی اهداکننده در تعداد زیادی از فرزندان وجود دارد، خطر (بسیار کوچک) این که دو خواهر و برادر ناتنی ممکن است رابطه صمیمی برقرار کنند، افزایش مییابد.»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رسانه های ترکیه ای این اهداکننده اسپرم رااینگونه معرفی کردند:
«ژاکوب مایجر» یک نوازنده ۴۱ ساله که در هلند زندگی می کند، تقریباً ۵۵۰ فرزند دارد
رسانههای هلندی:«جاناتان ام »در حال حاضر در «کنیا»زندگی میکند و تاکنون از اظهارنظر درباره اتهامات پدری بیش از ۵۵۰ فرزند در سراسر جهان خودداری کرده است.
کودکان اهداکننده باید این حق را داشته باشند که قبل از رسیدن به ۱۶ سالگی بدانند پدر اهداکننده آنها کیست. تعدادی از احزاب در مجلس نمایندگان خواهان لغو حداقل سن فعلی هستند که در آن یک کودک می تواند اطلاعات شخصی اهدا کننده را درخواست کند.
از سال ۲۰۰۴ دیگر امکان اهدای اسپرم به صورت ناشناس وجود ندارد. اصلاحیه قانون اکنون مقرر میکند که در صورت درخواست کودکان، هویت اهداکنندگان اسپرم قبل از سال ۲۰۰۴ نیز میتواند فاش شود
جاناتان ام.، اهداکننده سریالی اسپرم از هلند، متهم شده است که دائماً تمایل خود را برای باردار شدن در اولویت قرار داده است. ترتیبات هلندی تصریح می کند که یک مرد نمی تواند به بیش از ۲۵ فرزند یا ۱۲ خانواده اسپرم اهدا کند تا احتمال زنای با محارم کاهش یابد و از سلامت روان کودکان محافظت شود. اما مادر یکی از فرزندانش و بنیانگذار Donorkind مدعی است که او این قوانین را نادیده گرفته و در طول دهه گذشته صدها فرزند را به دنیا آورده است.
مادری که از او شکایت کرده است، می گوید: اگر می دانستم او چندصد فرزند دارد، او را برای اهدای خون انتخاب نمی کردم، وقتی به عواقب فرزندم فکر می کنم، احساس ناراحتی می کنم. رفتن به دادگاه تنها راه محافظت از فرزندم است."
براساس قانون: «کودکان زیر ۱۶ سال نیز مجازند بدانند پدر اهداکننده کیست»
قانون مقرر میکند که در صورت درخواست کودکان، هویت اهداکنندگان اسپرم قبل از سال ۲۰۰۴ نیز میتواند فاش شود