پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

حملات موشکی اسرائیل به ( رشت)شهرک صنعتی سفیدرود رشت

آمارشهداومجروحین درنهمین روزجنگ(اسرائیل-ایران)درادامه.

«شهرک صنعتی سپیدرود رشت» در حدود ۳ کیلومتری  فلکه انتظام(پل غیرهمسطح میدان رازی)رشت قراردارد.حدفاصله پل انتظام(فلکه رازی) و جاده جیرده(ورزشکاه سردارجنگل)قراردارد.

دکتر آشوبی(رئیس دانشگاه علوم پزشکی گیلان) درروز دوشنبه (۹ تیر ۱۴۰۴) گفت : در حمله اسرائیل به شهرک صنعتی سپیدرود رشت، ۲۶ نفر مصدوم شدند که با هفت دستگاه آمبولانس و یک اتوبوس‌آمبولانس به مراکز درمانی منتقل شدند.

درهشتمین روز حمله رژیم صهیونیستی:درساعت ۲ امداد جمعه ۳۰ خرداد ۱۴۰۴ غرش جنگنده ها ی اسرائیل ودرپی آن چندانفجارشنیده شدوآسمان نورانی شد، شدت این انفجار بحدی بودکه درمناطق اطراف احساس می شد ازجمله در«مسکن مهر رشت».

اصابت موشک جنگنده های ارتش اسرائیل در منطقۀ شهرک صنعتی سپیدرود رشت
استاندار گیلان : در جریان حمله پهپادی بامداد امروزجمعه(۳۰ خرداد ۱۴۰۴) به شهرک صنعتی سفیدرود «یک واحد تولید اکسیژن برای بیماران آسیب دید»، 

علی باقری(معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری گیلان) گفت: در ساعات ابتدایی بامداد امروزجمعه(۳۰ خرداد ۱۴۰۴)منطقه ای از شهرک صنعتی سپیدرود رشت، مورد تهاجم نیروهای متخاصم قرار گرفت.

تسنیم نوشت:خبررگزاری تسنیم از رشت، ‌در ساعات ابتدایی بامداد امروز، جمعه ۳۰ خرداد ۱۴۰۴ منطقه‌ای از شهرک صنعتی سپیدرود رشت، مورد تهاجم نیروهای متخاصم رژیم صهیونیستی قرار گرفت.

پدافند هوایی بلافاصه برای مقابله با پرتابه‌های متخاصم فعال شد و تمام پهپادها و ریزپرنده‌های دشمن را ساقط و منهدم کرد.‌

نیروهای آتش نشانی در محل حاضر هستند و نیروهای امدادی از مردم درخواست دارند تا از نزدیک شدن به محل حادثه امتناع کرده تا نیروهای امدادی بتوانند به وظیفه خود عمل کنند.


توضیح مدیریت سایت پیراسته فر:درساعت ۲ بامداد جمعه ۳۰ خرداد ۱۴۰۴ غرش جنگنده ها ودرپی آن چندانفجارشنیده شد، شدت این انفجار بحدی بودکه درمناطق اطراف احساس می شد.
حدود۲۰ دقیقه قبل ازحمله اسرائیل،  یکی ازدوستان تماس گرفت وگفت:اسرائیل درتلویزیون (ماهواره)بانشان دادن نقشه ای از شهرک صعنعتی سپیدرودرشت و،کلش طالشان گفته که اینهارا میخواهم بزنم ،شما تخلیه کند، چنددقیقه بعد زنگ خانه مارازدند،درب را که بازکردیم، دیدم همسایه ام است که وسائل پیکنیک دستشان بود گفت:دارن مسکن مهر رامی زنند سریع برویم!
من گفت:شاید یک شایعه باشد واگرهم بزند، هدف مسکن مهرنیست،گفتند ترکشهایش تا اینجامی آید ومیکروبی هستند،بمبها.گفتم تاحال هیچ جای ایران بمب میکروبی نزدند، کمی آرامشان کردم که بجای ترک محل رفتند درهمیم محوطه ساختمان ومن از همان طبقات بالا نظاره گر نظاره گر حملات موشکی جنگنده های رژیم صهیون بود، که احتمالاً درفاصله چندثانیه ۴ بمب ریخت،آسمان لحظاتی نورانی شد.

درنمازجمعه ازبعضی مسئولین درباره تلفات از انفجاردیشب پرسیدم گفتند تلفاتی نداشته،به منطقه مسکونی اصابت نکرد،کسی هم مجروح نشده است.

شهرک صنعتی سپیدرود رشت در حدود  ۳ کیلومتری  فلکه انتظام رشت قراردارد.حدفاصله پل انتظام(فلکه رازی) و فلکده(ورزشگاه سردارجنگل)جاده جیرده

اصابت پرتا‌به‌های متخاصم اسرائیل به شهرک صنعتی سپیدرود رشت

معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری گیلان گفت:‌میزان خسارات احتمالی به این شهرک صنعتی در حال بررسی است(عکس خبرگزاری تسنیم).

بازدید استاندار گیلان از واحدهای تولیدی آسیب‌دیده شهرک صنعتی رشت(شنبه۳۱ خرداد ۱۴۰۴)

در پی حمله تجاوزکارانه رژیم غاصب صهیونیستی به شهرک صنعتی سفیدرود رشت در بامداد روز جمعه سی ام خرداد ۱۴۰۴، چند واحد صنعتی در شهرک صنعتی سپیدرود از جمله یک« واحد تولید اکسیژن» آسیب دید.
هادی حق شناس(استاندارگیلان) در حاشیه این بازدید، بر عزم جدی مجموعه مدیریت استان برای حمایت از تولیدکنندگان آسیب‌دیده تأکید کرد وگفت: «تمام توان دستگاه‌های اجرایی را برای جبران خسارت‌ها، تسریع در بازسازی و بازگشت واحدهای آسیب‌دیده به چرخه تولید به کار می‌گیریم

آمارشهداء ومجروحین ناشی از حملات اسرائیل به ایران در نهمین روزجنگ
 ۴۰۰ شهید و ۳۰۵۶ مجروح
خبرگزاری فارس(۳۱ خرداد ۱۴۰۴)،حسین کرمانپور ، رئیس مرکز اطلاع رسانی وزارت بهداشت در صفحه ایکس خود اعلام کرد: رژیم صهیونیستی از زمان آغاز حمله وحشیانه به کشورمان تاکنون ۴۰۰ هموطن را به شهادت رسانده و ۳۰۵۶ نفر نیز مجروح شده‌اند.
همچنین در این مدت ۴۵۷ عمل جراحی توسط پزشکان کشورمان در بیمارستانهای سراسر کشور صورت گرفته است.۵۴ نفر از شهدا زن و کودک و ۵ شهید نیز از کادر درمان هستند؛ ضمن اینکه بیشتر مصدومین و شهدا هم غیر نظامی بوده اند.

حملات موشکی ایران به اسرائیل
اخبار هشتمین روز از حمله اسرائیل به ایران
موشکهای ایران در تل آویو

ویرانی در تل‌آویو؛ موشک‌های موج هفدهم عملیات «وعده صادق ۳» فرود آمدند
ستون دود در تل‌آویو بعد از اصابت موفق موشک
سخنگوی عملیات وعده صادق ۳ با انتشار پیامی اعلام کرد: موج ۱۷ علیه اهداف نظامی، صنایع نظامی و مراکز فرماندهی رژیم صهیونیستی است.
 		 			موج هفدهم حملات ایران به اسرائیل؛ رسانه‌های اسرائیلی: اصابت یک موشک به نزدیکی ساختمان وزارت داخلی در حیفا / شهردار حیفا: حمله موشکی اخیر دو مکان استراتژیک را هدف قرار داد / اورژانس اسرائیل: ۲۷ نفر زخمی شدند که حال ۳ نفر از آنها وخیم است 		 	 			موج هفدهم حملات ایران به اسرائیل؛ رسانه‌های اسرائیلی: اصابت یک موشک به نزدیکی ساختمان وزارت داخلی در حیفا / شهردار حیفا: حمله موشکی اخیر دو مکان استراتژیک را هدف قرار داد / اورژانس اسرائیل: ۲۷ نفر زخمی شدند که حال ۳ نفر از آنها وخیم است
این عملیات با استفاده از موشک‌های دوربرد و فوق سنگین، پهپادهای تهاجمی و پهپادهای انتحاری انجام می‌شود./۳۰ خرداد ۱۴۰۴

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«اولین روز جنگ ١٢روزه» با حملات (جنگنده ها وپهپادها وریزه پرنده های) اسرائیل در ساعت ۰۳:۳۰ بامداد  جمعه ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ (۲۳ خرداد ۱۴۰۴) آغازشد.

 زمان آغاز آتش‌بس در صبح روز سه شنبه ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵(۳ تیر ۱۴۰۴)بود.

شهدای جنگ ۱۲ روزه

 ۱٣ دانشمندهسته ای و ۳۸ فرمانده ارشد درجنگ جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسیدند

​۱۰۶۲ شهید و۵۸۰۰ نفر مجروح

«سعید اوحدی»(رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران) گفت: ازاولین روز جنگ ۱۲ روزه تا به امروز(دوشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۴) شهادت ۱۰۶۲ نفر محرز شده و۵۸۰۰ نفر مجروح داشتیم. همچنین حدود ۱۰۰ نفر مجروح بستری داریم که ۳۵ نفر از این تعداد در بخش مراقبت‌های ویژه بستری هستند و حال چندنفرشان مساعد نیست.

برای اطلاعات بیشتربه این لینک مراجعه کنید:

گزارش خبرنگارآمریکایی از خرابگی های موشک های ایران دراسرائیل در جنگ ۱۲ روزه

خاطرات سردارمحمدجعفراسدی(ازهمسایه اش)سردارقاسم سلیمانی

سردارمحمدجعفر اسدی: آشنایی من با سردارقاسم سلیمانی به روزهای اولیه دفاع مقدس برمی‌گردد که ایشان به جبهه آمده بود و بنا شد که یک تعدادی از برادران، تیپ‌ها را درست کنند؛  حسین خرازی تیپ ۱۴ امام حسین،  احمد کاظمی  تیپ ۸ نجف، قاسم سلیمانی  تیپ ۴۱ ثارالله، احمد متوسلیان  تیپ ۲۷ حضرت رسول و  عبدالمحمد رئوفی‌نژاد تیپ ۷ ولی‌عصر(عج) که همه اینها بعداً تبدیل به لشکر شدند.
در آن ایام ما برخورد کردیم به یک برادر کرمانی(قاسم سلیمانی) که بنا بود تیپ درست کند، در پایگاه منتظران شهادت (گلف) بود، ایشان آمد پیش ما و یک صحبت اولیه کرد و ما هم سفارشات لازم را کردیم که امکانات لازم تیپ را به ایشان بدهیم چون حکم را داده بودند، احکام را آقای محسن رضایی و قبلش آقای غلامعلی رشید که عملیات بود می‌داد.

این باب آشنایی ما با برادر سلیمانی شد. ما هم یک تیپ به‌نام تیپ ۳۳ المهدی(عج) را از برادر عزیزمان «سردار علی فضلی»در آن زمان تحویل گرفتیم و عموماً کنار هم بودیم و تیپ المهدی، لشکر شد.

فرماندهان جنگ...عبدالمحمد رئوفی‌نژاد،حسین علائی،محسن رضایی،محمدعلی جعفری،سیدرحیم صفوی ،محمدباقری،محمدابراهیم همت،مهدی باکری،حسن درویش ،رضاچراغی،کاظم رستگار،مرتضی صفاری،حجت‌الاسلام بشردوست،محمدنبی رودکی،علیرضا رزم حسینی،محمد دانش‌راد،محمود مسافری ۱۳۶۲..عیدنوروز ۱۳۶۲ «شهرشوش»  قبل ازعملیات والفجر ۱

۱- ناشناس
۲- حجت‌الاسلام بشردوست(نماینده امام در قرارگاه خاتم الانبیاء)
۳- سردارمحمدنبی رودکی(فرمانده لشکر ۱۹ فجر)
۴- سردارکریم نصراصفهانی (فرمانده تیپ ۴۴ قمر بنی‌هاشم)
۵- سردارحسین علائی(مسئول ستاد قرارگاه خاتم الانبیاء) و مدیرعامل هواپیمایی آسمان 
۶-ناشناس
۷- سردارمحمدعلی جعفری (فرمانده سپاه ۱۱ قدر-و فرمانده کل سپاه)
۸- سردارمرتضی صفاری (فرمانده آموزش قرارگاه خاتم الانبیاء ) و فرمانده دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع)
۹- سردارشهید حسن درویش(فرمانده تیپ امام حسن )
۱۰- سردارشهید کاظم رستگار(فرمانده لشکر ۱۰ سیدالشهداء)
۱۱- سردارمحسن رضایی (فرمانده کل سپاه در ۸سال جنگ) و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام 
۱۲- سردارعلیرضا رزم حسینی،جانشین عملیات قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) و استاندار کرمان
۱۳- سردارشهید مهدی باکری(فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا)
۱۴- ناشناس
۱۵- سردارمحمد دانش‌راد از فرماندهان قرارگاه خاتم الانبیاء (ص)
۱۶- محمود مسافری(محافظ محسن رضائی)
۱۷- ناشناس
۱۸-سردار رحیم صفوی(اولین فرمانده نیروی زمینی سپاه) و مشاور فعلی مقام معظم رهبری
۱۹-ناشناس
۲۰- سردارشهید محمدابراهیم همت (فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص)
۲۱- سردارشهید رضا چراغی (جانشین لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص)
۲۲- سردارمحمد باقری (فرمانده اطلاعات قرارگاه خاتم الانبیاء (ص)
۲۳- سردار عبدالمحمد رئوفی‌نژاد (فرمانده لشکر ۷ ولیعصر ،استاندارکرماندردولت احمدی نژاد)

سردارمحمدجعفر اسدی:تا «سال ۱۳۷۶ که من از استان فارس به تهران آمدم و جانشین فرمانده نیروی زمینی شدم»

و «قاسم سلیمانی هم ازکرمان  آمد فرمانده نیروی قدس شد».
خاطرات سردارمحمدجعفراسدی از(همسایه اش)سردارقاسم سلیمانی

خاطرات سردارمحمدجعفراسدی از سردارسلیمانی

۳ فرمانده مقاومت: «سردار شهید حسین همدانی»، «سردار شهید قاسم سلیمانی»، «سردار محمدجعفر اسدی»
«سردار محمدجعفر اسدی»(معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء) رفیق شفیق سردارقاسم سلیمانی) در تهران، همسایه دیوار به دیوار بودند.

اولین پیروزی سردارسلیمانی درجبهه
اولین پیروزی حاج قاسم در «دشت عباس» بود که ارتفاعات ۲۰۲ را گرفت. او آنجا توانست خودش را به توپخانه لشکر عراق برساند. این پیروزی بسیار چشمگیر بود و همین پیروزی باعث شد تیپ ۴۱ ثارالله برسر زبان‌ها بیفتد. به همین خاطر در همه عملیات‌ها حاج قاسم یکی از خط‌شکن‌های مهم بود. حاج قاسم یک ویژگی خاص داشت و آن علاقه‌ بیش از حد به بچه‌‌های لشکرش بود.

خواب سردارسلیمانی در کنار تانکهای دشمن
سردار محمدجعفر اسدی:یکی دو بار پیش آمد که عراقی‌ها از ما عبور کردند و کار به جایی رسید که ما و حاج قاسم داشتیم اسیر عراقی‌ها می‌شدیم، ولی خداوند مصلحت ندانست. ما هم اندازه عراقی‌ها روزهای آخر دفاع مقدس خسته شده بودیم. برخی شب‌ها، شب تا صبح کنار هم خوابیده بودیم. (از ساعت ۱۲ شب تا اذان صبح)
ماجرای تانکهای سردارسلیمانی
به حاج قاسم بگو  ۲ تا از تانک‌هایش را بمابدهد
سردارمحمدجعفراسدی:یک روز هنگام اذان صبح بچه‌ها را آماده کردم که به سمت خط برویم. فرمانده گردان گفت: «حاجی! می‌شود به حاج قاسم بگویی ۲ تا از تانک‌هایش را به کمک ما بفرستد
به حاج قاسم گفتم تانک‌هایش را در اختیار ما قرار دهد.
حاج قاسم گفت: من تانکی ندارم!
گفتم: پس این تانک‌ها چیه؟
تعجب کرد و گفت: کدام تانک؟
وقتی نشانش دادم، گفت:« این‌ها(تانک) مال ما نیست! مال عراقی‌هاست
سردارمحمدجعفراسدی:تازه متوجه شدیم که ما دیشب تا صبح در کنار عراقی‌ها خوابیده بودیم!.
شلیک به تانکهای عراقی
در نهایت نیروهای من و نیروهای حاج قاسم وارد عمل شدند، تعدادی از تانک‌ها را زدیم و تعدادی از عراقی‌ها را اسیر گرفتیم.

حاج قاسم ۴۰ شبانه روز برای آزادی نبل و الزهرا در منطقه بود

سردارمحمدجعفراسدی:حاج قاسم در سوریه برای آزادسازی ۲ شهر شیعه‌نشین «نبل» و «الزهرا» حدود ۴۰ شبانه روز خودش پای کار بود و همه امور را پیگیری می‌کرد. او واقعاً یک همت والا در کارهایی که شروع می‌کرد، داشت. خودش صفر تا صد کارها را انجام می‌داد. حتی شناسایی در حد نفر را نیز انجام می‌داد. یعنی مکان‌هایی که فرمانده گردان،‌ گروهان و دسته به آنجا نمی‌رفتند،‌ حاج قاسم خودش به تنهایی آنجا می‌رفت و خودش شناسایی را انجام می‌داد. او می‌گفت: بچه‌های مردم را نمی‌توانم همین طوری جایی بفرستم که نمی‌دانم آنجا کجاست.

ماجرای هل دادن تیلر یک کشاورز سوری توسط سردارسلیمانی


سه گردان از روستای مخالفان که شیفته حاج قاسم شدند
سردارمحمدجعفراسدی:حاج قاسم چه در زمان حیاتش و چه در زمان شهادتش یک مکتب شده بود. زمانی که در سوریه بودم،
یکی از برادران همراه سردارسلیمانی تعریف کردبه نقل ازسردارسلیمانی:
سردار قاسم سلیمانی: یک شب از مقر بیرون آمدم تا به یک مقر دیگر بروم. همین که از مقر بیرون آمدم، دیدم کنار جاده یک نفر با یک «تیلر»ی (ماشین‌های سبک کشاورزی) ایستاده،‌ یک مقدار که جلوتر رفتیم، به راننده گفتم برگردد. شیشه را پایین کشیدم،گفتم: مشکلی پیش آمده؟
گفت: دخترم.
هل داددن تیلر
قاسم سلیمانی:از ماشین پیاده شدم،‌ دیدم دخترش حالش خوب نیست. «تیلر» را سروته کردیم و با هُل به مقر بردیم.(تیلر خراب شده بود) بر حسب اتفاق آن شب یک پزشکی ایرانی آمده بود،‌ جعبه بزرگی از کمک‌های اولیه همراهش بود. صدایش زدیم. دختر را معاینه کرد. سرمی را وصل کرد و یکسری دارو هم به پدر دختر داد. آن دختر بعد از یک ساعت و نیم سرپا شد.

بعد به او گفتم: وسیله شما امشب درست نمی‌شود. امشب اینجا بگذارید تا فردا صبح بیایید «تیلر» را درست کنید و آن را ببرید.
قاسم سلیمانی:داشتند می‌رفتند که نگذاشتم و گفتم: صبر کنید خودمان شما را ببریم. وقتی با ماشین سر جاده رسیدیم، گفت: مرا همین جا پیاده کن. گفتم: منزلتان کجاست؟
جایی را نشان داد که مسلحین(تروریستها) آنجا بودند و به بچه‌ها می‌گفتیم در روز هم از آن مسیر نروند.
راننده گفت: چی کار کنم؟ گفتم: برو. حدود ۲ کیلومتر آن جاده خاکی که برای ما امن نبود،‌ رفتیم و آن پدر و دختر را در منزلشان پیاده کردیم.

قاسم سلیمانی:سه روزی از آن روز گذشته بود. من آن روزها در مقر نبودم. وقتی به مقر رسیدم، بچه‌ها گفتند: آن بنده خدایی که شما آن شب او را بردی، هر روز دنبال شما می‌آید. داشتیم صحبت می‌کردیم که آن آقا(صاحب تیلر) آمد و بعد از احوالپرسی، تلفنش را برداشت با همسرش تماس گرفت و گفت: «من آن ایرانی را ظهر به خانه می‌آورم».
قاسم سلیمانی: گفتم: من کار و زندگی دارم. درنهایت با اصرار مرا به خانه‌اش برد. با اینکه آنجا امن نبود،‌ رفتم.
مردم سوریه به تماشای یک ایرانی آمده بودندکه ناجی  دخترروستایشان شده بود
وقتی به آنجا رسیدم، ظرف چند دقیقه حیاط منزل آن‌ها مملو از جمعیت روستا شد. «همه آمده بودند ببینند آن ایرانی که در آن شب تاریک به آن خانواده کمک کرده،‌ چه کسی است؟»
تروریستها درعملیات آزادسازی حلب به کمک نیروهای ایرانی آمدند
سردارقاسم سلیمانی:طوری شد که از همین روستای «مسلحین» سه گردان به کمک ما آمدند و تعدادی از این روستاییان در عملیات آزادسازی حلب شهید شدند. این نتیجه کار حاج قاسم است.

از رفاقت در جبه های جنگ تا همسایگی در تهران
قبل از اذان صبح روز ۱۳ دی ماه سال ۱۳۹۸ بود که صدایی را از منزل حاج قاسم شنیدم. سراسیمه به کوچه رفتم تا در منزلشان را بزنم. بعد گفتم این موقع قبل از اذان صبح بروم چه بگویم؟ شاید مشکل خانوادگی باشد. بعد به خانه برگشتم. برادرم در همان حین با من تماس گرفت و گفت: خبر را شنیدی؟! گفتم: نه! گفت: قاسم شهید شده. بدو بدو به منزل حاج قاسم رفتم. بعد مجلس بانوان در خانه حاج قاسم بود و منزل ما هم مردانه شد.

سردارمحمدجعفر اسدی: آشنایی من با سردارقاسم سلیمانی به روزهای اولیه دفاع مقدس برمی‌گردد که ایشان به جبهه آمده بود و بنا شد که یک تعدادی از برادران، تیپ‌ها را درست کنند؛  حسین خرازی تیپ ۱۴ امام حسین،  احمد کاظمی  تیپ ۸ نجف، قاسم سلیمانی  تیپ ۴۱ ثارالله.

احمد متوسلیان  تیپ ۲۷ حضرت رسول 

 عبدالمحمد رئوفی‌نژاد تیپ ۷ ولی‌عصر(عج) که همه اینها بعداً تبدیل به لشکر شدند.

در آن ایام ما برخورد کردیم به یک برادر کرمانی(قاسم سلیمانی) که بنا بود تیپ درست کند، در پایگاه منتظران شهادت (گلف) بود، ایشان آمد پیش ما و یک صحبت اولیه کرد و ما هم سفارشات لازم را کردیم که امکانات لازم تیپ را به ایشان بدهیم چون حکم را داده بودند، احکام را آقای «محسن رضایی» و قبلش آقای «غلامعلی رشید» که عملیات بود می‌داد.
این باب آشنایی ما با برادر سلیمانی شد. ما هم یک تیپ به‌نام تیپ ۳۳ المهدی(عج) را از برادر عزیزمان «سردار علی فضلی»در آن زمان تحویل گرفتیم و عموماً کنار هم بودیم و تیپ المهدی، لشکر شد.
تا سال ۱۳۷۶ که من از استان فارس به تهران آمدم و جانشین فرمانده نیروی زمینی شدم، قاسم هم همان زمان آمد و فرمانده نیروی قدس شد.
سردار اسدی: قاسم سرباز ولی فقیه بود چه در زمان حضرت امام چه بعدش مقام معظم رهبری لذا از ولی فقیه خیلی چیزها یاد گرفته بود و به آن عمل می‌کرد، یکی از این موارد جامع‌نگربودنش بود.
لشکرهای نیروهای ایرانی درسوریه(زینبیون،حیدریون،حزب‌الله ورزمندگان سوری)

یگان‌هایی که در سوریه ایجاد کرد شش یگان نمونه بود، «لشکر فاطمیون»(افغانها)،«لشکر زینبیون»(پاکستان)، «لشکر حیدریون»(عراق)،«لشکر حزب‌الله»(لبنان)، «لشکر سوری‌ها» و...، یعنی این‌طور نبود که بگوید "من از این مجموعه استفاده می‌کنم ولاغیر"، نه، حتی از مذاهب مختلف، مسیحی، سنی، شیعه، دروزی همه این‌ها را به‌کار می‌گرفت.

فضلی

«سردارعلی فضلی» به همراه فرماندهان دیگر درکنار رهبرانقلاب

فضلی

سردارعلی فضلی

«سردار سلیمانی در کشور قائل به چپ و راست نبود، ملاکش خدمت به مردم بود»

ازچپ:نفردوم(سردارقاسم سلیمانی)،نفربعدی(سرداراحمدکاظمی) نفرپنجم(سردارمهدی زین الدین) ،نفراول سمت راست:سردارمحمدنبی رودکی.
نشسته ازچپ:سردارعبدالمحمد رئوفی نژاد،نفروسط (سردارمهدی باکری).

سردارمحمدجعفراسدی:حاج قاسم در کشور هم مثل بعضی‌ها راست و چپ و این چیزها نداشت به هرکسی که خدمت می‌کرد هر عنوانی که داشت احترام می‌‌گذاشت، نمی‌گفت مثلاً "این چپ است من راست"، و یا بالعکس، می‌گفت "این فرد خادم است و باید به او احترام گزارده شود"،

به بچه‌هایی که در جبهه بودند چه در جبهه‌ دفاع‌ مقدس و چه در جبهه‌ سوریه و لبنان و عراق و یمن و فلسطین و افرادی که مرامشان جبهه‌ای بود احترام می‌کرد، کاری نداشت که از کدام خط و ربط هستند./۱۱ دی ۱۴۰۲تسنیم

قاطعیت سردارسلیمانی:
ماجرای تهیه و ارسال شبانه مهمات برای بالکان توسط حاج قاسم

سردارمحمدجعفراسدی:آن ایام که حاج قاسم فرمانده نیروی قدس شد، درگیری در «بالکان» (جنگ بوسنی) بود من هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم، ساعت نزدیک یک بعد از نصف شب بود، من خانه بودم، تلفن زنگ زد و گوشی را برداشتم دیدم قاسم است، سلام و احوال‌پرسی کردم، احوال‌پرسی را قطع کرد ـ یک اصطلاحی کرمانی‌ها دارند می‌گویند «به خود بگرد» یعنی« بِجُنب» و زود باش ـ گفتم "چه شده؟"، گفت "مهمات می‌خواهم، اینها را بنویس"، گفتم "این موقع؟!"، گفت "سؤال نکن، بنویس
یک لیستی را گفت و من هم نوشتم، گفت "تا قبل از اذان صبح اینها را می‌خواهم"! گفتم "مرد حسابی، من الآن از کجا اینها را بیاورم؟"، گفت "من اینها را می‌خواهم، مگر تو جانشین نیروی زمینی نیستی؟! من اینها را می‌خواهم"!

من آن شب زنگ زدم به آقای«اسماعیلی کوثری»( فرمانده لشکر ۲۷)، گفت "بچه‌ها الآن کرج هستند و من اینجا دسترسی ندارم"،
سردارمحمدجعفراسدی:همان‌طور که قاسم با من برخورد کرده بود با آقای کوثری برخورد کردم و گفتم که "آقا، یک قفل است دیگر، آن را می‌شکنید، بعد مهمات را مستقیم به نیروی قدس ببرید".

می‌خواهم بگویم آن‌قدر این آدم (حاج قاسم) مصمم بود که تا قبل از نماز صبح مهمات آورده شد و بار کردند و به بالکان فرستاد، این تصمیم و شجاعت و جوانمردی ایشان اقتضا می‌کرد که کار خیلی خوب پیش برود.

اقدامات سردارسلیمانی درعراق مبارزه با داعش

« سردار سلیمانی ۱۲ قرارگاه در عراق ایجاد کرد»

قاسم سریع آنجا را سازماندهی کرد و ۱۲ قرارگاه تشکیل داد و قرار شد ۴ قرارگاه بغداد را حفظ کنند، و ۸ قرارگاه جلوی حرکت داعش را بگیرند.

همان روزهای اول و دوم به‌خاطر خباثتی که داعش نشان داده بود، موجب شده بود مردم با یک تماس تلفنی از جانب عوامل داعش شهرها را خالی کنند و در نتیجه شهرها به دست داعش می‌افتاد، در این زمان حاج قاسم وارد شد و خودش جلو افتاد، با فرماندهی حاج قاسم نیروها با داعش مقابله کردند و آنها را پس زدند و بعد از حفظ بغداد، نجف و کربلا شروع به پیشروی کردند،
لذا سیاسیون، نظامیون، روحانیون و همه مردم عراق دیدند که یک شخصیتی مثل قاسم سلیمانی آمد و نجاتشان داد، این نتیجه همت بلند، خاکی بودن، شجاع بودن و برنامه‌ریزی قاسم بود.
خیلی‌ها گفتند که "اگر آن روز چهارشنبه قاسم وارد بغداد نمی‌شد، بغداد و نجف و کربلا و همه رفته بود و تمام شده بود."، خیلی‌ از افراد وقتی قاسم را دیدند از داخل ماشین پیاده شدند زیرا داشتند می‌رفتند.
حاج قاسم توانست این کارها را بکند و لذا هرجا می‌بینیم نیروی قدس کاری را پیش برده، نشئت گرفته از حرکت قاسم است و قاسم سلیمانی است که واقعاً این درخت بسیار کوچک را در لبنان این‌طور تنومند کرد که امروز مقابل استکبار قدرت‌نمایی کند.
* مقاومت یمن نتیجه کار حاج قاسم است

تسنیم: در خصوص یمن چطور، نکته‌ای از حاج قاسم در خصوص یمن دارید؟ و موضوع یمن را چطور ارزیابی می‌کنید؟

سردار اسدی: ما در احادیث و اخبارمان نسبت به یمن خیلی سفارش شده است، از قدیم یادم هست همه بزرگان و علما نویدهایی از یمن می‌دادند. استکبار تصمیم گرفت متأسفانه مثل همان کاری را که با ما کردند و عراق را که یک کشور اسلامی بود به جان ما انداختند، عربستان را هم که یک کشور اسلامی است به جان یمن انداختند و امیدشان این بود که این یمن و زیدی‌های یمن را به‌طور کامل پاک کنند ولی الحمدلله الآن شما می‌بینید آنی که از همه کشورهای اسلامی قوی‌تر برای دفاع از غزه به میدان آمده یمن است و این نتیجه کار قاسم است.
اعزام حسن ایرلو به یمن توسط سردارسلیمانی

با اینکه پایش به زمین یمن نرسیده ولی افرادی فرستاده است، یک برادر می‌رود ۴ سال بدون زن و بچه و زندگی شخصی‌اش شبانه‌روز آنجا کار می‌کند یا «حسن  ایرلو» هم یک تحولی در یمن ایجاد کرد، حاج قاسم این نوع افراد را پیدا می‌کرد و به یمن می‌فرستاد که با آموزشهایی که به برادران یمنی دادند و کارهایی که به آنها سپردند و امکاناتی که برای آنها فراهم کردند، موجب شدند آنها روی پای خودشان بایستند و دفاع کنند و پیروز شوند و امروز هم مدافع اصلی فلسطین در کشورهای مختلف کره زمین، یمن است.
یک روزی در دنیا رسم شده بود که اگر آمریکایی‌ها به یک کشوری اعلام می‌کردند که مثلاً "ما ناو هواپیمابرمان را به‌سمت شما حرکت می‌دهیم"، همه مسئولین آن کشور دستها را بالا می‌بردند اما امروز تقریباً می‌توانم بگویم ۹۹ درصد از ایرانی‌ها نمی‌دانند ناو هواپیمابر آمریکا کِی به خلیج فارس می‌آید و کِی می‌رود، اصلاً برایش حسابی باز نمی‌کنند.

این‌که حضرت امام فرمودند "ما در جنگ ابهت هر دو ابرقدرت را شکستیم و نقاب از چهره اینها برداشتیم" همین است، همین الآن در «دریای سرخ» آمریکایی‌ها هستند، چرا نمی‌توانند هیچ غلطی کنند؟ وقتی یمنی‌ها اقدام می‌کنند چرا آنها کاری نمی‌توانند بکنند؟ در حالی که به‌اصطلاح ۴ پابرهنه یمنی با یک خنجر این کارها را می‌کنند، ابرقدرت و شیطان بزرگ اگر راست می‌گوید برود جلویشان را بگیرد./مصاحبه سردارمحمدجعفراسدی با خبرگزاری تسنیم ۱۱ دی ۱۴۰۲ با اصلاحات.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«حسن ایرلوکیست؟»

«سردارحسن ایرلو»(سفیر ایران در یمن بود)
سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت امور خارجه : «شهیدحسن ایرلو» که از جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی نیز بود در محل ماموریت خود(شهرصنعا) به کرونا مبتلا شد و به دلیل همکاری دیرهنگام برخی کشورها، متاسفانه در شرایط نا مناسبی به کشور بازگشت و به رغم به کارگیری همه مراحل درمانی برای بهبود وضعیت بیماری ایشان، سحرگاه دوشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۰ به فیض شهادت نائل آمد.

کشف یک دستگاه وانت نیسان که حامل(ریزپرنده) پهپادها وریموت ها بود

درششمین روزحمله اسرائیل به ایران
کشف دستگاه نیسان حامل  پهپادها و ریزپرنده‌های انتحاری+ریموت ها
ماموران پلیس در استان البرز در یک اقدام اطلاعاتی و عملیاتی موفق شدند یک دستگاه وانت نیسان را که حامل محموله‌ای مشکوک بود، متوقف و بازرسی کنند.

تسنیم(۲۸ خرداد ۱۴۰۴تسنیم)نوشت:در این عملیات، تعدادی «ریزپرنده انتحاری»،« ریموت‌کنترل‌های هدایت‌پذیر از راه دور» و سایر قطعات فنی مربوط به پهپادها و ریزپرنده‌های انتحاری کشف و ضبط شد.


در این ارتباط، یک نفر مظنون نیز شناسایی و دستگیر شده که پس از تشکیل پرونده، جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع ذی‌صلاح گردیده است.

این موفقیت حاصل هوشیاری، اشراف اطلاعاتی و تلاش شبانه‌روزی همکاران ماست که همواره در مسیر صیانت از امنیت ملی و آرامش مردم گام برمی‌دارند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این «ریزپرنده ها» درراستای حملات اسرائیل به کشورایران بوده است،یعنی اینها عوامل موسادبودند.
پلیس تهران اعلام کرد: در پی گزارشات مردمی مبنی بر تردد مشکوک در محدوده خیابان نواب، نیروهای سازمان اطلاعات در محل حاضر، پس از ورود به محل مواد اولیه که قابلیت انفجار داشته از موقعیت کشف گردید.

این اقلام ۱۲۷ کیلو انواع مواد شامل: گوگرد، نیترات پتاسیم، فسفر و… و ۳ لیتر مایعات انفجاری بوده که محل کاملا پاکسازی گردید. متهم اخیرا در تهران ساکن شده و غیر بومی است.

دستگیری ۲۴ جاسوس اسرائیل در غرب استان تهران

سردار کیومرث عزیزی(فرمانده انتظامی غرب استان تهران) ظهر پنجشنبه(۲۹ خرداد ۱۴۰۴) در جمع خبرنگاران اظهار کرد: با بهره‌گیری از اخبار مردمی، رصد اطلاعاتی و اقدامات شبانه‌روزی پلیس غرب استان تهران، تعداد ۲۴ نفر از افرادی که با جاسوسی برای دشمن صهیونی در فضای حقیقی و مجازی و انجام فعالیت‌های هدف‌مند، سعی در تشویش اذهان عمومی، سیاه‌نمایی و تخریب چهره نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می‌کردند، دستگیر و تحویل مرجع قضائی داده شدند.

«فرمانده انتظامی غرب استان تهران» گفت: ۱۶ ریز پرنده دشمن صهیونی در چند روز گذشته با هوشیاری، هدف‌گیری و تیراندازی مأموران انتظامی ساقط شده است.

سیدعلی مدنی زاده با کسب ۱۷۱ رأی (وزیراقتصاد)جایگزین همتی شد

نمایندگان با ۱۷۱ رای موافق، ۶۷ رای مخالف و ۸ رای ممتنع از ۲۴۶ نماینده حاضر در مجلس شورای اسلامی با انتصاب(سید علی مدنی‌زاده) به عنوان «وزیر امور اقتصادی و دارایی» موافقت کردند.
در جلسه علنی امروز،دوشنبه(۲۶ خرداد ۱۴۰۴) مجلس شورای اسلامی، بررسی صلاحیت و برنامه‌های سید علی مدنی‌زاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی در دستور کار قرار گرفت.

و«سیدعلی مدنی زاده» با کسب ۱۷۱ رأی موافق، سکان‌دار وزارت اقتصاد شد.
مدنی زاده وزیر اقتصاد شد

در جلسه امروز دوشنبه (۲۶(۲۶ خرداد ۱۴۰۴)) صحن علنی مجلس شورای اسلامی، بررسی صلاحیت «سیدعلی مدنی زاده» به عنوان وزیر پیشنهادی اقتصاد در دستور کار قرار گرفت و نمایندگان با ۱۷۱ رای موافق، ۶۷ رای مخالف و ۸ رای ممتنع از ۲۴۶ نماینده حاضر در مجلس شورای اسلامی با انتصاب وی به عنوان وزیر امور اقتصادی و دارایی موافقت کردند.

رئیس مجلس(قالیباف)درحال صحبت با رئیس جمهور(دکترپزشکیان)۲۶ خرداد ۱۴۰۴

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور در ۱۱ خردادماه ۱۴۰۴،«سیدعلی مدنی‌زاده» را به عنوان وزیر پیشنهادی امور اقتصادی و دارایی به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد.

وزیر جوان راهی دولت شد/مدنی زاده چه درمانی برای اقتصاد دارد؟
«مدنی‌زاده» متولد ۱۳۶۱، اقتصاددان و دانشیار اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف است و هم‌اکنون ریاست دانشکده مدیریت و اقتصاد این دانشگاه را برعهده دارد؛ وی ۲۵ سال پیش مدال برنز المپیاد ریاضی را بر گردن آویخت.
فوری/ «مدنی‌زاده» وزیر اقتصاد شد
همچنین رئیس گروه مدل‌سازی پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی، مشاور اقتصادی سازمان برنامه و بودجه کشور، مدیر طرح کلان اصلاح قانون بانک مرکزی و اصلاح ساختاری بودجه کشور از جمله سوابق او است.

۲۶ خرداد ۱۴۰۴ نماینده مجلس«سرداراسماعیلی کوثری»فرمانده لشکر ۲۷ محمدرسول الله سپاه درزمان جنگ)با لباس سپاه


توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: پیش از مدنی زاده، «عبدالناصر همتی» نخستین وزیر اقتصاد و دارایی دولت چهاردهم بود که در ۱۲ اسفند۱۴۰۳ نمایندگان مجلس شورای اسلامی با طرح استیضاح وی موافقت کردند و از سمت خود برکنار شد.

نکته:«جنگ با همه خرابگی ها،برکاتی هم دارد»،امروزکه در چهارمین روزجنگ اسرائیل علیه ایران هستیم،مدنی زاد بدون دردسر وزیراقتصادکابینه پزشکیان شد،اگرجنایات اسرائیل نبود،معلوم نبود که مخالفان دولت، درپارلمان چه نتیجه ای رارقم می زدند!.

۲۳ روز بعداز رأی اعتمادمجلس شورای اسلامی: یک کارخوب ازیک وزیرنخبه

مدنی‌زاده با وزرای اقتصاد دولت‌های قبل دیدار کرد

دیدار مدنی‌زاده با وزرای سابق اقتصاد

سید علی مدنی‌زاده وزیر امور اقتصادی و دارایی در نشستی با وزرای امور اقتصادی و دارایی پیشین کشور تبادل نظر و گفت‌وگو کرد. این نشست با هدف بررسی چالش‌های اقتصادی کنونی ایران از جمله تورم، کسری بودجه و نوسانات ارزی و همچنین تدوین راهکارهای علمی و عملی برای بهبود وضعیت اقتصادی برگزار شد./۱۸ تیر ۱۴۰۴

خاطرات جالب سردار(محمدجعفراسدی) از سوریه وسرداران شهید(سرداری با۳شناسنامه)

سردار سلیمانی در سفری به روسیه بود که به مدت دو ساعت و بیست دقیقه با پوتین دیدار و گفتگو کرد تا روس ‌ها را قانع کند در سوریه حضور یابند

زندگینامه جالب یک ژنرال با ۳ شناسنامه

«محمدجعفراسدی» متولد سال ۱۳۳۲ بود، اما «من»(غلامعلی اسدی) متولد ۱۳۲۷ هستم.

سردارحسن باقری خطاب بهسردار غلامعلی رشید:«۲۰ تومان می دهم سلام مراجواب بده

«محمدجعفر اسدی»حکم تأسیس سپاه نورآباد را از «جواد منصوری» اولین فرمانده سپاه دریافت کرد و با شروع جنگ تحمیلی همراه با گروهی از جوانان نورآباد عازم خوزستان شد، ابتدا به پادگان گلف رفت و سپس مسئول محور فارسیات و پس از آن مسئول محور آبادان شد. با تشکیل تیپ ‌های سپاه، تیپ امام حسن مجتبی(ع) به‌ فرماندهی وی تشکیل شد و پس از آن به قرارگاه فتح رفت. در سال ۱۳۶۱ با سازماندهی تیپ‌ ها بر اساس تقسیمات جغرافیایی (استانی)، فرماندهی تیپ ۳۳ المهدی (عج) را برعهده گرفت و تا پایان جنگ فرمانده این یگان ماند و در عملیات ‌های بزرگی همچون رمضان، محرم، والفجر مقدماتی، والفجر ۱ و ۲، خیبر، بدر، والفجر ۸، کربلای

پیش از انقلاب اسلامی، برای امرار معاش به کویت رفت و در اوج مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی به کشور بازگشت و به جنبش انقلاب اسلامی پیوست؛ در ادامه مبارزات انقلابی، به همراه خانواده به نورآباد ممسنی مهاجرت کرد و در آنجا با آیت‌الله مدنی (شهید محراب) که به آن شهر تبعید شده بود، آشنا شد.
سردار اسدی: شهید صیاد شیرازی از ویژگی‌های ممتازی برخوردار بود

سردار اسدی پس از جنگ به‌ مدت ۴ سال فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا و سپاه پنجم باقرالعلوم (ع) در شمال غرب کشور بود. وی پس از آن به ستاد کل سپاه رفت و به ‌مدت یک سال معاون بازرسی سپاه شد. اسدی همچنین ۶ سال فرمانده لشکر ۱۹ فجر استان فارس شد و پس از آن به تهران آمد و به جانشینی فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد. این سردار دوران دفاع مقدس، پس از ۶ سال جانشینی فرماندهی نیرو، به ستاد کل نیروهای مسلح رفت و به‌مدت ۳ سال جانشین بازرسی ستادکل شد.

از سمت راست: (سردار قاسم سلیمانی، شهید علی هاشمی، سردار محمدجعفر اسدی و سردار مرتضی قربانی)
وی در تیرماه سال ۱۳۸۷ با حکم فرمانده معظم کل قوا به سمت فرماندهی نیروی زمینی سپاه منصوب شد و تا اردیبهشت سال ۱۳۸۸، عهده‌دار این مسئولیت بود. اسدی سپس به ستاد کل نیروهای مسلح رفت و پس از آن برای چند سال در لبنان و سوریه حضور یافت و حتی فرماندهی نیروهای ایرانی در سوریه را نیز برعهده گرفت. او اکنون معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) است.

تسنیم: کمی در مورد خودتان و خانواده‌تان صحبت بفرمایید؛ اینکه اهل کجا هستید و دوران کودکی شما چگونه بود؟«محمدجعفراسدی» متولد سال ۱۳۳۲ بود، اما «من»(غلامعلی اسدی) متولد ۱۳۲۷ هستم.

«امان‌الله»،«محمدجعفر»،«محمدکاظم»،«غلام علی»
تاریخ تولد واقعی من ۱۳۵۷ است؛ باقی عمر در دوران طاغوت را نباید حساب کرد. در ابتدای دهه ۱۳۲۰، پدر و مادرم که در منطقه ۵ شیراز زندگی می ‌کردند، از سوی خداوند صاحب اولادی شدند که نام او را امان‌الله گذاشتند. «امان‌الله»، دو سه سال زنده بود و بعد از دنیا رفت. خداوند فرزند دیگری به آنها داد که نامش را «محمدجعفر» گذاشتند. او نیز پس از مدتی از دنیا رفت. خداوند، اولاد دیگری هم به آنها داد که نام «محمدکاظم» را برایش انتخاب کردند. او هم متاسفانه از دنیا رفت. پدر و مادرم خیلی مستاصل و ناراحت شده بودند.
ماجرای «سوراخ کردن گوش سردارمحمدجعفراسدی»
تا اینکه خداوند فرزند دیگری به آنها داد که اسمش را «غلامعلی» گذاشتند.گوشش را سوراخ کردند و حلقه ‌ای هم در آن انداختند تا« نشان غلامی حضرت امیرالمومنین» (ع) باشد. موهایش را هم گذاشتند بلند شود تا بعد از اصلاح در مشهد، به اندازه وزنش طلا صدقه بدهند. همچنین قربانی دادند و هر کاری توانستند کردند تا فرزندشان سالم بماند.
«سردارمحمدجعفراسدی:غلامعلی منم» برای آن ۳ پسر(امان الله،محمدجعفر،محمدکاظم)« فوت کردند»، ۳ شناسنامه گرفته بودند. قیمت هر شناسنامه هم ۵ تومان بود که پول کمی نبود.
«محمدجعفراسدی» متولد سال ۱۳۳۲ بود، اما «من»(غلامعلی اسدی) متولد ۱۳۲۷ هستم.

«کدخدای مهدی ‌آباد»(نزدیک روستایمان) پیشنهاد داد یکی از همین شناسنامه ‌ها را به «غلامعلی» بدهید.
وقتی که من به سن مدرسه رسیدم، شناسنامه محمدجعفر را به من دادند.(غلامعلی شدمحمدجعفر)
محمدجعفر، متولد سال ۱۳۳۲ بود، اما من متولد ۱۳۲۷ هستم. در واقع من تا پیش از آنکه به مدرسه بروم، غلامعلی بودم و بعد از آنکه به مدرسه رفتم، محمدجعفر شدم.
هم محمدجعفربودم وهم غلامعلی
سردارمجمدجعفراسدی:مادرم هم تا وقتی که در قید حیات بود، مرا «غلامعلی» صدا می‌ زدند.

آیت‌الله مدنی به ما اجازه استفاده از اسلحه نداد

پیش از پیروزی انقلاب و در زمانی که فعالیت ‌های انقلابی در جامعه رنگ و بوی بیشتری گرفت، شما کجا بودید و چه فعالیتی داشتید؟

پیش از انقلاب در زندان بحث بود که آیا می‌ توان با شاه مقابله کرد و پیروز شد یا خیر؟ برخی معتقد بودند که شاه خیلی قوی است و مبارزه با او فایده ‌ای ندارد. این بحث‌ ها بین بزرگان هم مطرح می شد، اما امام خمینی از ابتدا به دنبال سقوط شاه و برقراری حکومت اسلامی بودند و در این مسیر نیز حرکت کردند. عده مقابل می‌ گفتند سنگ بزرگ نشانه نزدن است. ما باید شاه را قانع کنیم تا به مذهبیون میدان بدهد. در اواخر سال ۱۳۵۶، برخی معتقد بودند که سقوط شاه مستلزم یک مبارزه ۳۰ ساله است. معلمی در زندان با ما بود که می‌ گفت ریشه شاه تا  ۱۰ سال آینده کنده خواهد شد؛ اما دیگران می‌ گفتند این آقا توجیه نیست و غیر ممکن است تا ۱۰ سال آینده شاهی که از پشتوانه آمریکا، غرب و اسرائیل بهره‌مند است، سقوط کند. در آن سال ‌ها برخی این گونه فکر می ‌کردند و اصلاً امیدی به پیروزی انقلاب نداشتند؛ اما در نهایت شاهد بودیم که در بهمن سال ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و اگر انقلاب تا امروز مجبور به هزینه دادن در مقابل دشمنان خدا و خودش نبود، ایران آبادترین کشور در جهان بود. دشمنان ما جاهلان مدرنی هستند که از تکنولوژی ‌های پیشرفته برای نابودی بشر و کسب منافع خود استفاده می ‌کنند و ایستادگی در برابر چنین دشمنانی سخت اما بسیار شیرین و گواراست. البته انقلاب اسلامی در۴۰ سال گذشته در بسیاری از امور موفق بوده که یکی از آنها، موفقیت در مقابله با استکبار جهانی در رأس آن آمریکاست. روزگاری کسی جرات حرف زدن علیه آمریکا را نداشت، اما امروز شاهدیم که در خود غرب علیه آمریکا شعار سر داده می ‌شود.

شما خودتان هم پیش از انقلاب اسلامی مبارزه مسلحانه داشتید؟

مبارزات ما مبتنی بر فرمایشات امام خمینی بود و امام هم مبارزه مسلحانه را قبول نداشتند. ایشان تاکید داشتند که باید انسان ها را آگاه و بیدار کرد. در گروهی که ما پیش از انقلاب داشتیم، پس از جشن ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، «شهید مهدی فیروزی» پیشنهاد داد تا ۲۰ عدد مقوای A.3 تهیه کنیم و بر روی آنها احادیث مربوط به مبارزه با ظالم را بنویسیم و پشت شیشه ‌های مغازه ‌ها نصب کنیم. جمعه ‌ها هم این احادیث را جابجا می ‌کردیم تا پس از ۲۰ هفته، تمامی احادیث در تمامی مغازه ‌ها نصب شده باشد؛ این اولین اقدام ما در راستای مبارزه بود.

 البته بعدها که احساس کردیم ممکن است درگیری ‌های مسلحانه به وجود بیاید، اسلحه تهیه کردیم، اما از آن استفاده نکردیم؛ چرا که آیت الله مدنی به ما اجازه استفاده ندادند. البته با آنهایی که با مردم مقابله می ‌کردند، برخوردهایی شد اما مسلحانه نبود.

سفر به پاکستان و سوریه برای مبارزه با شاه
ماجرای سفرتان به پاکستان و سوریه چه بود و در آنجا با چه کسانی آشنا شدید؟

گروه ‌های بسیاری از مبارزان انقلابی در خارج کشور خصوصاً در پاکستان حضور داشتند. ما هم در هتلی در کراچی اسکان داشتیم که یکی از اعضای این گروه ‌ها به دیدن ما آمد و گفت هتل امنیت ندارد و از ما خواست تا به محل سکونتشان در منطقه نظام ‌آباد برویم. محل اسکان آنان طبقه دوم خانه ‌ای بود که درب مجزایی داشت. 

 «حجت الاسلام سید سراج الدین موسوی»، «حجت الاسلام عبدالله نوری» و «حسن ابراهیمی» در آن منزل بودند که با «مهدی هاشمی» در ایران ارتباط داشتند و از او خط می‌ گرفتند. ما در موضوع انقلاب با آن همراه بودیم، اما خط مان متفاوت بود.


حجت الاسلام عبدالله نوری

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«حجت الاسلام سیدمهدی هاشمی»(مسئول نهضتهای آزادیبخش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)درکنار «سردارسیدرحیم صفوی» دردیدارباامام خمینی(مهدی هاشمی برادرِ دامادآیت الله منتظری)

ادامه مصاحبه
نگاه شان نسبت به انقلاب چگونه بود و چه رویکردی داشتند؟
سردارمحمدجعفراسدی:همه به دنبال مبارزه با شاه بودند. ما نیز در این قضیه شریک بودیم، البته اختلافات زیادی هم داشتیم اما آن روزها زمان مناسبی برای بحث و بیان اختلافات نبود. ما مبارزه با شاه را مبنا قرار داده بودیم و هرکسی که در این مسیر قدم برمی ‌داشت را خودی می ‌دانستیم و تشویق می ‌کردیم. البته برخی که شاید اکنون هم در قید حیات نباشند، در کنه فهم و درکشان از انقلاب همراه با امام خمینی نبودند.

به سوریه هم سفر کردید؟

سردارمحمدجعفراسدی:بله به سوریه هم رفتیم و از آنجا به پاکستان آمدیم و بعد هم به ایران برگشتیم. بعد از هر سفری هم گزارشی خدمت «آیت الله سیداسدالله مدنی» ارائه می ‌کردیم. «شهید مهدی فیروزی» اگرچه به لحاظ سنی از بنده کوچک تر بود اما مسئول ما و گروه بود. قبل از حضور امام خمینی  در فرانسه، سفر یک ماهه ‌ای هم به آنجا(نوفل لوشاتو) داشت. مهدی فیروزی پس از بازگشت، در گزارشی که خدمت آیت‌الله مدنی ارائه کرد، گفت: «گروهی در فرانسه هستند که به دنبال حکومت در ایران می ‌باشند»، آیت‌الله مدنی با تعجب پرسید که این افراد چه کسانی هستند؟ مهدی هم گفت: هفت خطی به نام یزدی، لاتی به نام قطب زاده، آدم موذی به نام بنی‌ صدر و...»

«دکترابراهیم یزدی»(مشاوررسانه ای امام خمینی ومترجم)نوفل لوشاتو


ادامه مصاحبه

«سپاه پاسداران نورآباد» پیش از «سپاه پاسداران استان فارس» تشکیل شد.


پس از انقلاب اسلامی و قبل از اینکه سپاه استان فارس تشکیل شود، شما حکم تشکیل سپاه نورآباد ممسنی را از آقای «جواد منصوری» (اولین فرمانده سپاه) دریافت کردید. راه ‌اندازی سپاه نورآباد با همکاری همان گروه بود؟
ارسال شبانه مهمات برای بالکان توسط سردار سلیمانی/حاج قاسم پیش از جلسه با بشار اسد با موتور از خط مقدم بازدید می‌کرد

خیر؛ پیش از انقلاب، ساواک در شیراز به دنبال دستگیری ما بود. بنا بر مشورتی که با اعضای گروه انجام دادیم، قرار شد به یکی از دو شهر کازرون و یا نورآباد ممسنی برویم و چون محمود فیروزی (از اعضای گروه) پدرش خیاط بود، یک مغازه خیاطی برای پوشش فعالیت ‌ها ایجاد کردیم. نظر بیشتر اعضا با کازرون بود، اما با دوستان شب به مسجد مشیر شیراز رفتیم و از روحانی مسجد که سیدی به نام علوی بود، خواستیم برای ما استخاره بگیرد. نیت ما بر نورآباد بود و می ‌خواستیم که اگر بد آمد به کازرون برویم. آن روحانی قرآن را به دست گرفتند، اذکاری گفتند و قرآن را باز کردند. چند بار به صفحه قرآن نگاه کردند و در این بین به چهره ما هم خیره می شد، بعد پرسید: «شما می ‌خواهید چه کنید که خداوند در انجام این کار به شما مژده داده است؟» سید علوی به قدری تعریف کرد که ما صبح فردا عازم نورآباد شدیم.
زندگی نامه شهید آیت الله مدنی
«آیت الله اسدالله مدنی» وجه مشترک خاطرات «سردار محمدجعفر اسدی» و «سردار شهید حسین همدانی» است.
سردار اسدی در دورانی که آیت‌الله مدنی در نورآباد ممسنی تبعید بود با او ارتباط برقرار کرد و با هدایت ‌های او به فعالیت ‌های مبارزاتی پرداخت. سردار شهید همدانی نیز زمانی که آیت‌الله مدنی در همدان به فعالیت ‌های انقلابی و مبارزاتی مشغول بود، با او ارتباط پیدا کرد و در حلقه یاران او قرار گرفت. چهار روز پس از استقرارمان در نورآباد، آیت‌الله مدنی هم به آنجا تبعید شد که متوجه شدیم آن همه تعاریف به این دلیل بود که ما به انسان بزرگواری مثل آیت الله مدنی وصل خواهیم شد. ما در آنجا کارهای انقلاب را در سطح استان و خارج از استان، انجام می ‌دادیم.
عباس آقا زمانی(نخستین فرمانده عملیات سپاه) و جواد منصوری(نخستین فرمانده کل سپاه)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بلافاصله کمیته انقلاب اسلامی را در نورآباد تشکیل دادیم. پس از آن هم شنیدیم که مجموعه ‌ای به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور بوجود آمده است، از این رو به تهران رفتیم و عنوان کردیم که چون نورآباد منطقه عشایری است و ممکن است اتفاقی رخ بدهد، باید سپاه داشته باشد. آقای منصوری گفت: «ابتدا باید سپاه در مرکز استان شکل بگیرد و سپس در شهرستان ها به وجود آید» گفتیم تا سپاه در مرکز شکل بگیرد، ممکن است خوانین توطئه ‌ای کنند. آقای «جواد منصوری» (فرمانده سپاه) گفت «خیلی خب! چهار تا اسم به من بدهید» حکم تشکیل سپاه نورآباد را گرفتیم و به نورآباد آمدیم.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:اولین فرمانده سپاه:حجت الاسلام حسن لاهوتی بود.

ظهارات یکی ازپاسداران اولیه سپاه(رئیس دفتر جانشین نمایندگی ولی فقیه در نیروی انتظامی)

سردارمحمودمحمودزاده :«اولین حکم فرماندهی را حضرت امام خمینی ،در اسفند ۱۳۵۷ برای آقای لاهوتی صادر کردند» که به نوعی نماینده ایشان در سپاه باشد. ودیگرامام برای هیچ فرماندهی نامه‌ای ننوشتند(حکم نزدند)،یکی از دوستان ما در آن مقطع (مرحوم علی فرزین) پیش من آمد و گفت که من با آقای مطهری و بهشتی صحبت کرده‌ام و نظر اینها این است که بچه‌ها جمع شوند و یک سپاه تشکیل شود چرا که در آینده خطرهایی وجود دارد و ما به افراد مؤمن و انقلابی که آموزش نظامی دیده باشند نیاز داریم.«سردارمحمودمحمودزاده »
»
من(محمودزاده) گفتم حالا که «آقای لاهوتی» از امام حکم دارد، پیش ایشان برویم. آقای لاهوتی آن موقع در عباس‌آباد مستقر بود که بعد به پاسداران منتقل شد، همراه مرحومآقای فرزین و مرحوم آ‌قای خلیل طباطبایی پیش آقای لاهوتی رفتیم. این دو نفر هم در خارج از کشور تحصیل کرده بودند و آقای طباطبایی دکترای خودش را پیش از انقلاب از انگلستان گرفته بود و به ایران آمده بود.به هر حال رفتیم و صحبت کردیم، بعد قرار شد من و آقای فرزین برویم و با این گروه‌ها صحبت کنیم تا یکی شوند. تأکید شهید بهشتی هم بر یکی شدن این تشکل‌ها بود.

هم به جمشیدیه و هم به نیاوران و هم مراکز دیگر مثل «خلیج» رفتیم که محل استقرار آقای«محسن رفیق دوست» بود. آقای رفیق‌دوست یک گروه داشت و تقریباً با تمام تشکل‌های موجود ارتباط داشت چون هم سابقه زندان داشت و هم سرشناس بود.

مرحوم ‌آقای« فرزین» یک ارتباطی هم با شورای انقلاب داشت و قرار بر این شد که با اجماع این گروه‌ها یک شورای واحد تشکیل شود.

نمایندگانی از این گروه‌ها جمع شدند که البته من در آن جلسه حضور نداشتم اما آقای فرزین بود و از میان آنها یک شورای ۷ نفره انتخاب شد./قسمتی ازمصاحبه«سردارمحمودمحمودزاده » بافارس/دوم اردیبهشت۱۳۹۶

تجهیزاتی هم دریافت کردید؟

ادامه مصاحبه سردارمحمدجعفراسدی:حکم را که گرفتیم، پیش محسن رفیق دوست رفتم و گفتم امکانات می ‌خواهیم، «محسن رفیق دوست» گفت: «به موقع آمده‌ای.» سپس یک ماشین نیسان، ۴۰ قبضه سلاح G.۳، چندین جعبه مهمات، یک آرپی‌جی G۷ با شش موشک، ۲ دستگاه بی‌سیم PRC ۷۷و ... به ما داد. از پادگان خلیج (از مقر حاج محسن رفیق دوست در خیابان پاسداران) حرکت کردیم و وقتی به میدان بهارستان رسیدیم، نیروهای کمیته جلوی ما را گرفتند و پرسیدند: «در ماشین چه دارید؟» گفتم: «اسلحه». تا گفتم اسلحه، فوراً گفت بزنید کنار. برادری که در پادگان خلیج فارس به ما کمک کرد تا اسلحه ‌ها را در ماشین بگذاریم، ظاهراً عضو کمیته هم بود، ما را که دید، وساطت کرد تا برویم. یک موتور به ما مأمور کرد تا بهشت زهرا با ما همراه شد تا دیگر جلوی ما را نگیرند.

«پادگان گلف اولین مرکز فرماندهی جنگ سپاه»

شما از جمله افرادی بودید که با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، ابتدا وارد «پادگان گلف» (پادگان مشهور فرماندهان در زمان جنگ که در اهواز مستقر بود) شدید و سپس به محورهای عملیاتی رفتید. در پادگان گلف چه کسانی حضور داشتند؟

محسن رفیق دوست درپادگان گلف

من دوره سربازیم را در دزفول گذرانده بودم و با محیط آنجا آشنایی داشتم، لذا وقتی به اهواز رسیدیم به سپاه اهواز رفتیم تا نامه ‌ای بگیریم و به دزفول برویم. وقتی به آنجا رفتیم، برادری به ما گفت "امورات جنگ به ما ربطی ندارد. به جاده زرگان بروید. در آنجا مدرسه ‌ای است که «حاج داودکریمی» امورات جنگ را در آنجا انجام می ‌دهند." ستاد عملیات جنوب پیش از « گُلف»

 در آن مدرسه مستقر بود و در روز ۲۰ مهر ۵۹، ستاد به گلف منتقل شد. در آن مدرسه حاج داود و فردی به نام حاج طاهر حضور داشتند. با حاج داود سلام و علیک کردیم که ایشان به خوبی با ما برخورد کرد و پرسید از کجا آمده ‌اید و چه چیزهایی همراه با خود دارید؟ وقتی توضیح دادم، خیلی خوشحال شد و سپس اسم مرا پرسید و گفت: از شما خواهش می ‌کنم که از رفتن به دزفول منصرف شوید؛ چرا که عراقی ‌ها می ‌خواهند یک پل روی کارون بزنند تا آبادان را به محاصره در بیاورند و یک پل بزنند تا اهواز را دور بزنند شما بهتر است به یکی از دو منطقه بروید. پس از توضیحات حاج داود، به حیاط مدرسه آمدم که دیدم «آقا رحیم صفوی» با یک «سامسونت» در دست و یک اسلحه کمری در کمرش وارد مدرسه شد.

شما سردار رحیم صفوی را می شناختید؟

در جلساتی که در تهران برگزار شده بود، ایشان را دیده بودم و می شناختم. ایشان در آن جلسات گفته بود که ما در اصفهان نارنجک تولید می ‌کنیم که به اصفهان رفتیم و از مجموعه‌ شان هم بازدید کردیم. اوایل سال 58 جلسه ‌ای در پادگانی که آن روزها به آن خلیج گفته می شد، برگزار شد و موضوع جلسه هم تصویب چارت تشکیلاتی سپاه بود. در آن جلسه تصویب شد که شورای سپاه ‌های مراکز استان ها هفت نفره و شورای سپاه ‌های شهرستان ها، ۴ نفره باشد. 


آقایان «حجت الاسلام احمدسالک» و«سیدرحیم صفوی» از اصفهان به آن جلسه آمده بودند. آقای رشید هم از دزفول آمده بود. من در آنجا با برخی از این دوستان آشنا شدم. آقا رحیم بنده را که دیدند، گفتند اینجا مسئول کیست و چه کار می ‌کنند؟ که بنده خدمت ایشان توضیح دادم. سپس به اتفاق آقا رحیم، خدمت حاج داود کریمی رفتیم. حاج داود در اتاقی نشسته بود که نقشه ‌ای با مقیاس یک پنجاه هزارم را به همراه داشت. آن نقشه را از ارتش گرفته بود و 2 کپی از آن را هم به ما داد. من هنوز هم آن کپی نقشه را به عنوان یادگاری از روزهای نخست دفاع مقدس نگه داشته ‌ام. در آن جلسه تصمیم گرفته شد تا آقا رحیم همراه با نیروهای اصفهانی به مقابله با دشمن بپردازد، برای اینکه دشمن روی کارون پل نزند و به سمت آبادان نرود. ایشان به آن منطقه رفتند ولی وقتی رسیدند، پل زده شده بود و مجبور شدند در دارخوین و محمدیه خط تشکیل بدهند. آنجا پایگاه اصلی نیروهای اصفهان شد ما هم به محور فارسیات رفتیم و علیرغم اینکه دشمن سر پل شناسایی کرده بود با حضور رزمندگان در فارسیات نتوانستند پلی نصب کنند.


سرلشکر رشید؛ فرمانده ‌ای در سایه

شما دوستی بسیار نزدیکی با «سرلشکرغلامعلی رشید» دارید. این دوستی از کجا شروع شد؟

آقای «غلامعلی رشید» از دوران نوجوانی دارای نبوغ خاصی بود و با شرکت در جلسات مذهبی و سخنرانی ‌ها، همراه با انقلاب شد. ایشان قبل از اینکه به سربازی برود، در جریان مبارزات چند بار دستگیر شد و به زندان رفت و در زندان هم مورد شکنجه قرار گرفت. ایشان در خانواده ‌ای فقیر اما مذهبی به دنیا آمد و گرچه کم حرف است، اما متفکر است و مسائل را به خوبی تجزیه و تحلیل می ‌کند.
شهید حسن باقری، غلامعلی رشید و محسن انصاری در جبهه میمک
حسن باقری(نفردوم نشسته) و غلامعلی رشید ومحسن انصاری
در دوران دفاع مقدس یکی از یاران بسیار موثر محسن رضایی بود و شاید هیچ کس مانند آقای رشید، «حسن باقری» را نمی شناخت. ایشان تلاش داشته همواره خود را در سایه نگه دارد و حاضر نیست خود را نشان بدهد. فهم و درک وی بسیار بالاست، مسائل را عمیق‌ تر می ‌بیند و موضوعات را جدی‌ تر دنبال می ‌کند.
حسن باقری خطاب به غلامعلی رشید:«۲۰ تومان می دهم سلام مراجواب بده
هیچ‌ کس به اندازه حسن باقری به ایشان نزدیک نبود. یک روز در گلف، حسن آقا یک اسکناس ۲۰ تومانی روی میز رشید گذاشت.
غلامعلی رشید نگاهی کرد و گفت: این چیست؟

حسن آقا پاسخ داد: این را بگیر و حداقل جواب سلام ما را بده.

سردار محمدجعفر اسدی:هم ما و هم برادر رشید خندیدیم یعنی آقا رشید بسیار آرام است و در عین حال مقتدر است. به قدری تو خودش بود که با بهترین دوستش هم چنین وضعیتی داشت. البته ایشان بسیار متدین و با تقواست و خصوصیت ‌های زیبایی دارد که کمتر کسی از آنها مطلع است. این خصوصیات باعث شد که بنده از همان روزهای نخست دفاع مقدس به ایشان علاقه‌مند شوم و در عملیات آزادسازی خرمشهر که ایشان فرمانده قرارگاه فتح بودند بنده را به سمت رئیس ستاد قرارگاه گماردند و پس از عملیات به تیپ المهدی که بعداً لشکر۳۳ المهدی شد رفتم و پس از این عملیات تا پایان دفاع مقدس در لشکر المهدی بودم.

سرلشکر غلامعلی رشید فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) است که پیش از انقلاب اسلامی با گروه منصورون وارد فعالیت ‌های مبارزاتی شد و پس از انقلاب با پیوستن به سپاه در کنار حسن باقری به یکی از طراحان عملیاتی دفاع مقدس تبدیل شد که سرلشکر محسن رضایی فرمانده اسبق کل سپاه از او به عنوان استراتژیست یاد می ‌کند و سردار اسدی هم معتقد است که او فرماندهی است که همواره خود را در سایه نگه داشته است.

سردارمحسن رضایی، انیس نقاش،؟ ، سردارمحسن رفیق دوست
شما پس از پایان جنگ به سپاه پنجم و لشکر عاشورا رفتید و مسئول تامین امنیت بخشی از مرزهای شمال غرب کشور شدید. در این دوران درگیری‌ هایی هم با ضد انقلاب داشتید؟

مقابله دشمن با انقلاب از همان بدو تولد انقلاب آغاز شد و ضد انقلاب از درب دانشگاه تهران تا استان های مرزی همچون کردستان، سیستان و بلوچستان، جنگل ‌های شمال و خوزستان حضور داشت. در دوران دفاع مقدس فعالیت ‌های ضد انقلاب کم شد؛ اما متوقف نشد. به محض اینکه دوران دفاع مقدس به پایان رسید، ضد انقلاب فعالیت ‌های خود را شدت بخشید. پس از دفاع مقدس تامین امنیت مرز بانه به لشکر عاشورا سپرده شد و با ضد انقلاب از جمله کومله و دموکرات درگیر بودیم.

درگیری سنگینی هم داشتید؟
پیراسته فر

لشکرکشی و درگیری سنگین نداشتیم. با گروه ‌های تروریستی مقابله می شد و برخی به هلاکت می ‌رسیدند. برخی اسیر می شدند. برخی فرار می ‌کردند و تعدادی هم پناهنده می شدند.

ماجرای یک عکس یادگاری درسوریه

در سال‌ های اخیر، خصوصاً پس از شهادت سردار همدانی در سوریه، عکسی از شما در کنار سردار سلیمانی و سردار شهید همدانی منتشر شد که عکس جالبی بود. در مورد این عکس بفرمایید که کجا بود؟
برای پاسخ باید ابتدا از امام خمینی بگویم. امام نخست ایمان به خداوند داشتند. دوم به راهی که انتخاب کرده بودند و سوم اینکه امام به امتی که خداوند در مسیر ایشان قرار داد، ایمان داشتند و چهارم، ایمان امام به عاقبت کار خود بود. خداوند هم بر امام خمینی (ره) منت گذاشت و نسلی را در اختیار ایشان قرار داد که قبل از این، چنین نسلی را سراغ نداریم. انسان های جوان و کم سن و سالی از میان این امت برخاستند که کارهای بزرگی انجام دادند بلکه بحمدالله با اینکه شهدای عزیزی را از دست دادیم مثل شهید باکری، شهید خرازی، احمد کاظمی، محمد ابراهیم همت، مصطفی ردانی ‌پور و ... لکن شما شاهد هستید که سلف شهدا کسی همچون سردار حاج قاسم سلیمانی امروز با استکبار چه می ‌کنند. خداوند در این مقطع زمانی، شخصیت ‌هایی را به امام خمینی (ره) اعطا کرد که شاید در آینده در این حد نداشته باشیم. اینان تا وقتی که هستند، به نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی خدمت می ‌کنند. امروز خدمت ‌های سردار قاسم سلیمانی بر مردم منطقه پوشیده نیست. او شخصیتی بین‌المللی است که تمام قد در برابر استکبار جهانی ایستاده و کارهایی که نشدنی به حساب می ‌آمد را شدنی کرده است. شهید همدانی هم یکی از دوستان خوب ما در دوران دفاع مقدس بود. ایشان در روزهای سخت انقلاب، خوش درخشید و در زمانی به سوریه رفت که آنجا ناامن بود.

«سردار محمد باقری»(مسئول اطلاعات سپاه) ، ؟ و«سردار محمدجعفر اسدی»
«از فرودگاه دمشق تا شهر دمشق» چند بار به ‌سوی ماشینش تیراندازی شد که مجبور شد با نفربر به شهر برود. در آن روزها حاج حسین همدانی یار آقای سلیمانی بود و به مدت ۳سال توانست در قالب کار مستشاری مبارزه با داعش را سر و سامان بدهد و حتی خود را به حلب برساند و کسانی که در حلب در محاصره بودند را نجات دهد. در جنوب سوریه نیز خود را به سویدا و درعا رساند. سردار همدانی کارهای بزرگی در سوریه انجام داد. آن زمانی هم که بنده در سوریه مسئولیت داشتم، سردار همدانی دلش در سوریه بود و کارهای آنجا را پشتیبانی و نفرات را سازماندهی می ‌کرد.

سردارحسین همدانی،سردارقاسم سلیمانی و سردارمحمدجعفراسدی/سوریه
اما ماجرای عکس، عکس مربوط به چند ساعت پیش از شهادت سردار همدانی است. سردار قاسم سلیمانی و حسین همدانی و اینجانب جلسه ‌ای در دمشق داشتیم و قرار بود بعد از ناهار، دو نفری به حلب برویم، البته گفتم من جلسه ‌ای دارم و بعد از آن جلسه به حلب می ‌رویم. سردار همدانی مخالفت کرد و گفت اگر با یک ماشین برویم و اتفاقی رخ بدهد، ما را ملامت می ‌کنند که هر دو در یک ماشین بودند. لذا من می‌ روم و شما بعد از جلسه بیایید. که ایشان رفتند و در مسیر حلب به شهادت رسیدند.
درخواست آمریکایی ‌ها از بشاراسد چه بود؟
با توجه به اینکه شما در سوریه مسئولیت داشتید، وضعیت امروز سوریه را در مقایسه با روزهای اول بحران چطور ارزیابی می ‌کنید؟ نقش آمریکا، غربی‌ها و صهیونیست ‌ها در کمک به تروریسم چیست؟

بساطی که در سوریه به ‌وجود آمد بر سر شخص «بشار اسد» انقلابی (فرزند حافظ اسد) بود. در دوران دفاع مقدس تنها یک نفر و یک کشور با فهم، شعور، درک و معرفت از ایران دفاع کرد و آن هم حافظ اسد رئیس جمهور سوریه بود.
10 سالگی بهار عربی و 3 نکته

«معمرقذافی» در دوران جنگ به ما کمک می ‌کرد اما به اندازه درک و معرفت حافظ اسد نبود. قذافی در مرام و ساختار دیگری بود. دیگر کشورها به خصوص تعدادی از کشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر شیاطین به سرکردگی شیطان بزرگ در برابر ایران بودند. ما به دلیل دوستی کشور سوریه و حافظ اسد با ایران، توانستیم به هسته اولیه مقاومت و حزب الله کمک کنیم.


«معمرقذافی»(رهبرلیبی) و«حافظ اسد»(رئیس جمهورسوریه).


حرم

مقام معظم رهبری از ابتدا نیز تاکید بر این داشتند که ایران نباید در لبنان ریشه بزند بلکه باید به مانند قَیّمی در کنار درخت حزب الله کمک کند تا آن درخت بزرگ و تناور شود و در مقابل باد و طوفان از آن درخت محافظت کند. تناور شدن درخت حزب الله نیازمند پذیرش آن از طرف محیط و منطقه است؛ منطقه ‌ای که در یک سوی آن فلسطین اشغالی و در سوی دیگر آن سوریه قرار دارد. آن کشوری که مجال داد تا درخت حزب الله تناور شود، سوریه بود. در دیداری سیّد حسن نصرالله گفت: در دوران ریاست جمهوری حافظ اسد، سوریه یک فشنگ هم به ما نداد. اما همین قدر که راه باز بود تا با ایران ارتباط داشته باشیم. خوشحال بودیم. پس از اینکه بشار اسد رئیس جمهور شد، برای عرض تسلیت به دلیل فوت پدرش و عرض تبریک به دلیل انتخابش به عنوان رئیس جمهور به سوریه رفتیم. بشار اسد به من گفت که برای من شما در اولویت هستید.

«آیت الله اکبرهاشمی رفسنجانی»(رئیس جمهورایران)سفر به سوریه:دیداربا «بشاراسد»(رئیس جمهور سوریه) و «سیدحسن نصرالله»(رهبرحزب الله لبنان)

نصرالله ادامه می ‌دهد و می‌ گوید که بشار اسد به من گفت این احمق‌ ها (آمریکایی‌ ها) دو نفر از قطر و عربستان سراغ من فرستادند و گفتند که شما در لبنان بمانید و در آنجا همه کاره باشید، حتی خودتان با دو لشکر در مرز فلسطین اشغالی آرایش بگیرید، اما فقط حزب الله را خلع سلاح کنید. من به آنها گفتم که شما برای این ماموریت، دو فرضیه دارید که یک فرضیه صحیح و یک فرضیه غلط است. فرضیه اول شما این است که بشار جوان است و این صحیح است، اما فرضیه دوم شما این است که بشار چون جوان است، احمق هم هست. این فرضیه غلط است. امروز در جنوب لبنان در کنار هر درخت و هر تخته سنگی یک سرباز حزب اللهی رایگان از دمشق حفاظت می ‌کند، آن وقت من اینها را بردارم و 2 تا تابلو آنجا بگذارم که در یک ساعت اسرائیلی ‌ها آن را بر می ‌دارند و این حماقت است.

«سردارمحمدجعفراسدی» (محافظ آیت الله خامنه ای)دوران ریاست جمهوری
سوریه را تهدید کردند که از لبنان خارج شود و علیرغم تحلیل ‌هایی گوناگون که در منطقه صورت می‌ گرفت، سوریه از لبنان خارج شد و همه چیز را به حزب الله واگذار کرد و یک نفر به اسم «شهیدمحمد سلیمان زین الدین» را به عنوان رابط و نماینده خودش و حزب الله قرار داد. یک بار نیمه ‌های شب همراه با عماد مغنیه به درب منزل محمد سلیمان رفتیم که ایشان هم با روی گشاده ما را تحویل گرفت و گفت: سیدالرئیس به من دستور داده است که هر چه می ‌خواهید به شما بدهم. این دیدار مربوط به سال ۲۰۰۴ یا ۲۰۰۵  است. سوری‌ ها کمک ‌های خوبی به حزب الله کردند. در جریان جنگ ۳۳ روزه نیز سوریه مرزها را باز کرد و دستور داد که هر لبنانی با هر دین و منشی می‌ تواند به سوریه بیاید. سوری‌ ها مدارس را هم در اختیار آنان قرار دادند و در هنگام برگشت خانواده ‌های لبنانی، به هر کدام هدیه ‌ای دادند. طبیعتاً استکبار برنمی‌ تابد که چنین فردی رئیس جمهور سوریه باشد. در این راستا، طراحی ‌هایی انجام دادند و از بیداری اسلامی نیز سوء استفاده کردند و آشوب ‌ها و درگیری ‌ها را به سوریه کشاندند که از درعا آغاز شد. برخی کشورهای منطقه همچون عربستان، قطر و ترکیه نیز پشتیبانی ‌های تسلیحاتی زیادی از این تحرکات انجام دادند. در ادامه آمریکایی‌ ها و اسرائیلی‌ ها وقتی که دیدند، کاری از اینها ساخته نیست، خود وارد صحنه شدند. غربی ‌ها و آمریکایی ‌ها تصورشان این بود که بشاراسد توان تحمل این فشارها را ندارد و ظرف چند روز یا فرار می ‌کنند یا تسلیم می شوند، اما قاسم سلیمانی دست توانمند ولایت فقیه پشت سر بشار اسد قرار گرفت و هفت سال مردانه ایستادگی کرد و به لطف خدا در برابر استکبار سربلند شد.
جلسه ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه ‌ای سردار سلیمانی با پوتین
برخی این طور مطرح می ‌کنند که جبهه مقاومت با ورود روس‌ ها بود که به موفقیت رسید و توانست پیروزی ‌های مهم و تعیین کننده ‌ای را بدست بیاورد، نظر شما در این باره چیست؟
سردار سلیمانی در «کرملین» به پوتین چه گفت؟ / روایتی از علت همراهی روسیه با ایران در جنگ سوریه
اینکه بعد از مساعدت روسیه جبهه مقاومت تقویت شد، حرف درستی است؛ اما برای روشن شدن موضوع باید توضیح داده شود. اولاً این موضوع را از خود سوری ‌ها باید پرسید. بیشتر آن چیزهایی که دیگران مغرضانه بیان می ‌کنند دروغ است. در ثانی در ابتدای جنگ، مسلحین به ۴۰۰ متری کاخ بشاراسد رسیده بودند و آنجا را با خمپاره می‌ زدند، امّا آن کسانی که توانستند سوریه را به لطف خدا نجات بدهند مردم، نظامیان سوریه و مستشاران نظامی ایرانی با برنامه‌ ریزی سرباز ولایت سردار سلیمانی با پرچم دفاع از حرم و شهیدانی هم چون سردار شهید حاج حسین همدانی بودند. پس از چهار سال مبارزه و مقاومت ایران در سوریه «سردار سلیمانی در سفری به روسیه بود که به مدت دو ساعت و بیست دقیقه با پوتین دیدار و گفتگو کرد تا روس ‌ها را قانع کند در سوریه حضور یابند»
«ذوالفقار مقاومت» در نگاه حاج قاسم

«مصطفی بدرالدین» به من می‌ گفت به لحاظ دیپلماتیک هر فرد در هر سطحی در مدت زمان مشخصی می‌ تواند با رئیس جمهور کشوری مانند روسیه دیدار کند و وقتی که شنیدم سردار سلیمانی دو ساعت و بیست دقیقه با پوتین دیدار کرده، خیلی تعجب کردم.

عکس حیرت انگیز از سردار سلیمانی در سوریه بدون سلاح و تیم اسکورت در جنگ با داعش

«سردارقاسم سلیمانی» به پوتین تفهیم کرد که سوریه آخرین سنگر جبهه شرق است و اگر این را از دست بدهید، غربی ‌ها ارزشی برای شما قائل نیستند. به هر حال روسیه قدرتی است که اگر به میدان آمد از این پیروزی سهم خود را می ‌برد، اما مغرضان برای کم رنگ کردن عظمت جمهوری اسلامی ایران، موضوعاتی را مطرح می ‌کنند تا بگویند این پیروزی‌ ها متعلق به ایران نیست.

آن زمانی که شما «فرماندهی مستشاران نظامی در سوریه» را بر عهده داشتید، «هماهنگی ‌ها بین مستشاران ایران و روسیه چگونه انجام می شد؟»
در برخی عملیات ‌ها باید حتماً با هم هماهنگ می شدیم تا محلی را که بمباران می ‌کنند، خالی از حضور نیروهای سوریه ‌ای و ما باشد.
بنابراین می شود گفت که «روس ‌ها پشتیبان نیروهای زمینی بودند؟»
نیروهای زمینی سوریه به مدت چهار سال بدون حضور روس ‌ها پشتیبانی زمینی و هوایی شدند. حضور آنها به پشتیبانی هوایی کمک کرد و قدرت پشتیبانی را افزایش داد. پشتیبانی هوایی صد درصد توسط روس ‌ها انجام نمی شد؛ چرا که یگان های توپخانه ‌ای، خمپاره ‌ای، پهپادی، بالگردی و هوایی سوریه بیش از حضور روس ‌ها نیز فعال بودند. این گونه نیست که بگوییم، اگر روس ‌ها نمی ‌آمدند، هیچ پیروزی کسب نمی شد.

«صادق آهنگران»، «سردار محمدجعفر اسدی» ، «سردار عبدالمحمد رئوفی‌نژاد» (فرمانده لشکر ۷ ولی‌عصر)،«سردار امین شریعتی»(فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا) و؟

تشکیل و تقویت ۶ ارتش برای انقلاب اسلامی در جنگ سوریه 
هماهنگی بین مستشاران ایرانی و نیروهای حزب الله در سوریه چگونه بود؟

سردارمحمدجعفراسدی:در جریان جنگ سوریه، شش ارتش شکل گرفت و تقویت شد که برای آینده جهان اسلام، جبهه مقاومت، انقلاب اسلامی و ان شاءالله پشتوانه ‌ای برای لشکر حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف ارواحناه فدا) خواهد بود. یکی از آنان نیروهای حزب الله بود که برای اولین بار طعم شیرین پیروزی و آزادسازی شهرها را تجربه کردند. حزب الله در جریان آزادسازی قلمون کاری کرد کارستان. ماجرای عقب نشینی اسرائیل از سرزمین ‌های جنوبی لبنان متفاوت است و اکنون اسرائیلی‌ها نگران هستند. آنها فکر می ‌کردند حزب ‌الله تجربه ‌ای نداشت اما اکنون تجربه هجوم به دشمن و تسلط بر شهرها و سرزمین‌ها را به دست آورده است و در میدان، جنگ شهری را آموزش دیده است. ارتش‌ های دیگری نیز از افغانستانی‌ ها و پاکستانی‌ ها به وجود آمدند که برای آینده جهان اسلام، جبهه مقاومت و انقلاب اسلامی مفید خواهند بود. همچنین ارتشی در سوریه به وجود آمد که دفاع وطنی نام دارد و سردار سلیمانی و شهید حاج حسین همدانی برای بوجود آمدن آن بسیار تلاش کردند. جنگ در سوریه تجربه ‌ای مفید برای جهان اسلام بود.

از چپ: «سردارمحمدباقر قالیباف»(فرمانده لشکر نصر)و«سردار محمدجعفر اسدی»

«جولان آزاد خواهد شد»

«ارتفاعات جولان» یکی از موضوعات مهم در سوریه است. آیا به نظر شما جولان در آینده آزاد خواهد شد؟ و اینکه عکس العمل اسرائیل به عملیات آزادسازی احتمالی چه خواهد بود؟


حضرت امیرالمؤمنین(ع) می ‌فرمایند: من تمامی امور را با مردم در میان می‌ گذارم الا مسائل جنگ را. سوال شما معطوف به آینده و جنگ آینده است که یقیناً این جنگ صورت خواهد گرفت. فقط همین را می‌ گویم که همانگونه که انقلاب اسلامی به چهل سالگی رسید و به کوری چشم دشمنان به چهار صد سالگی هم خواهد رسید، جولان و قدس هم آزاد می‌ شود ان شاءالله بلکه نسل شما هم خواهد دید که تل آویو به چه وضعیتی خواهد افتاد.

خودکفایی حزب‌الله در تولید تجهیزات دفاعی

آمریکایی ‌ها و غربی ‌ها عنوان کردند که اگر حکومت سوریه هم ساقط نشود، حداقل شرایطی در سوریه به وجود می ‌آید که جبهه مقاومت مشغول خود می شود و سوریه هم دیگر نمی‌ تواند از حزب‌الله حمایت کند. آیا با گذشت ۷ سال از جنگ سوریه، چنین وضعیتی به وجود آمده است؟

در دنیا مرسوم است که ابتدا کشوری به وجود می ‌آید و سپس  ارتشی را شکل می ‌دهد، اما «تنها جایی که ابتدا ارتش ‌اش شکل گرفت وآنگاه کشور:اسرائیل بود»

اگر نگاهی به تاریخ بیاندازیم، بیشتر پیشرفت ‌ها پس از جنگ ‌ها بوده است، چرا که جنگ ‌ها فشارهایی را به وجود می ‌آورند که موجب ابداع ابتکارها و خلاقیت ‌هایی در کشورهای مورد حمله قرار گرفته خواهد شد. تمامی کشورهای پیشرفته کنونی نیز پس از جنگ جهانی دوم و با تلفات فراوان به شکوفایی رسیدند. سوریه نیز قطعاً پیشرفت خواهد کرد. حزب الله لبنان هم با تجاربی که در جنگ سوریه کسب کرده است دیگر نیازی به دریافت تسلیحات ندارد و در تولید تجهیزات و تسلیحات نظامی به خودکفایی رسیده است. به عبارت دیگر درخت حزب الله تناور شده و روی پای خود ایستاده است. در آن سو نیز شاهد افول قدرت آمریکا و اسرائیل طی ۴۰ سال اخیر هستیم. در دنیا مرسوم است که ابتدا کشوری به وجود می ‌آید و سپس بر اساس بضاعت خود ارتشی را شکل می ‌دهد، اما تنها جایی که توسط انگلیس خبیث، ابتدا ارتش ‌اش درست شد و سپس آن ارتش برای خود سرزمین اسلامی را غصب و کشور جعلی درست کرد، اسرائیل بود. ما این کشور جعلی را به رسمیت نمی شناسیم، اما متاسفانه برخی از کشورهای عربی تحت فشار شیطان بزرگ اسرائیل را به رسمیت شناختند. اینها که ظرف ۶ روز ارتش‌های مصر، اردن و سوریه را شکست دادند.

 در «جنگ ۳۳ روزه »در برابر حزب الله چه کردند؟ و در پایان چه اتفاقی افتاد؟



صهیونیست ‌هایی که عبارت «جنگ شش روزه» را برای خود توهین می ‌دانستند و آن جنگ را شش ساعته می ‌دانستند، چرا پس از ۳۰ سال که همه استکبار پشت سر آنها بودند و سلاح‌های پیشرفته ‌تری در اختیار آنها گذاشتند در برابر یک گروه و نه یک کشور شکست خوردند؟
نماهنگ|
اسرائیلی ‌ها در «جنگ ۳۳ روزه » مهمات شان تمام شد و پل هوایی از انگلیس و آمریکا بوجود آمد تا به آنان مهمات ‌رسانی شود که در نهایت در روز سی و سوم، اسرائیل مجبور به درخواست آتش بس شد. حزب الله هم اعلام کرد که ما آخرین گلوله را می‌ زنیم و اگر جواب ندادید، آتش بس را قبول می ‌کنیم.

این نوع آتش بس برای اسرائیل چه معنایی دارد؟

بوسه«سردارامیرعلی حاجی زاده»(فرمانده موشکی سپاه) برپیشانی«سردارمحمدجعفراسدی»
پیش از انقلاب اسلامی بنده(محمدجعفر اسدی) در لشکر ۹۲ زرهی خدمت می‌کردم. ایران نفربرهای M.113 را از آمریکا خریداری کرده بود. که تعدادی از آن را به لشکر92 دادند. گروهبانی از آمریکا برای تحویل آن نفربرها به تیپ دزفول آمده بود. آن وقت تیمسار مخاطب رفیعی فرمانده تیپ ما بود. پس از ادای احترام نظامی تیپ به آن گروهبان آمریکایی، پشت تریبیون آمد و گفت ما میهمان عزیزی از ایالات متحده آمریکا داریم و تا زمانی که این میهمان عزیز در پادگان است، هیچ افسر و درجه ‌داری حق خروج از پادگان ندارد. برای یک گروهبان آمریکایی، یک تیپ را به خط می ‌کردند، ما امروز رئیس جمهوری آمریکا مخفیانه به عراق سفر می ‌کند و برمی‌ گردد. باید اندازه‌ گیری کنیم و ببینیم که انقلاب اسلامی پس از ۴۰ سال به کجا رسیده و آمریکا به عنوان شیطان بزرگ به کجا رسیده است. پیش از انقلاب اسلامی بنده چند سالی در کویت بودم. آن زمان کویتی‌ ها، الازهر مصر را به عنوان قلّه و اوج می ‌دانستند و ایران را در پائین دست و به عنوان «اخ الیهود» می شناختند.

«سردار شهیدعلی هاشمی»(فرمانده قرارگاه سرّی نصرت)،«سردار محمدجعفر اسدی»،«سردار مرتضی قربانی»(فرمانده لشکر 25 کربلا) و؟

اکنون در نظر مردم آزاده دنیا، حکومت مصر و نظام جمهوری اسلامی ایران کجا هستند؟

«سقوط حکومت بشاراسد»

 بامداد روز یکشنبه ۸ دسامبر ۲۰۲۴(۱۸ آذر ۱۴۰۳) نیروهای جولانی«هیئت تحریرالشام»(تروریستهای مستقردرادلب)۱۱ روزه به به دمشق رسیدند . «بشاراسد »به مسکومتواری شد،سوریه سقوط کرد.
آمریکا به دنبال براندازی سه ماهه بشاراسد بود، اما سه ماه و سه سال که هیچ، آمریکا پس از هفت سال هم نتوانست حکومت سوریه را ساقط کند. روزگاری آمریکا اگر اراده می ‌کرد، می‌ توانست کشوری را ساقط کند، اما چرا نتوانست بشاراسد را ساقط کند؟ بشاراسد از برخی مسئولان کشور ما، نعمت ولایت فقیه را بهتر درک کرده و این رمز پیروزی و موفقیتش بوده است.
سردار اسدی از خبرگزاری تسنیم بازدید کرد

ولایت ‌فقیه بالاترین نعمتی است که خداوند به ما اعطا کرده و امروز همه دشمنی ها متوجه ولایت فقیه است. دشمنان خارجی و نفوذی ‌های داخلی به دنبال این هستند تا تمامی مشکلات کشور از جمله گرانی در بازار و دلار را به گردن رهبری بیاندازند، اما ولایت فقیه با سربازانش در برابر دشمنان تا پایان ایستاده است و همچون فتنه سال ۱۳۸۸که به برکت حضور ملت و رهبری؛ هوشمند، حکیم و شجاع به شکست انجامید و نقشه آمریکا، انگلیس، آل سعود و... را نقش برآب کرد و با جان و آبروی خود از انقلاب اسلامی دفاع کردند. جای درس گرفتن است که باز هم افراد بی ‌خرد که خود را از خواص می ‌دانند به دنبال مذاکره با شیطان بزرگ هستند. خدا با همان شیطان محشورشان کند. 

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع مأخوذه(سایت مشرق ۲۴ تیر ۱۳۹۸ )به نقل ازمصاحبه خبرگزاری تسنیم ۲۴ تیر ۱۳۹۸ با اصلاحات وافزودن تصاویر وتوضیحات.

خاطره شهیدزنده از سردارشهیدحجازی
«سردارسیدمحمد حسین‌زاده حجازی» را از همان ابتدای آغاز جنگ تحمیلی در قرارگاه گلف در اهواز می‌شناختم که به همراه برادرش(سیداحمدحجازی) از اصفهان آمده بودند و کارهای پرسنلی و جذب نیروها را انجام می‌دادند. برادر ایشان در همان ابتدای دوران دفاع مقدس در جنوب به شهادت رسید.

سردار مجمدجعفر اسدی : بعد از جنگ تحمیلی سردار شهید حجازی در رده‌های مختلف فرماندهی سپاه پاسداران،‌ سازمان بسیج و ستاد کل نیروهای مسلح فعالیت داشت.

«سردار حجازی قبل از اعزامش به لبنان به خاطر سابقه فعالیتی که در این کشور داشتم، پیش من آمد و من هم تجربیاتم را به ایشان منتقل کردم
از لبنان تا سوریه همپای حاج قاسم/ با سوابق شهید حجازی بیشتر آشنا شوید

«معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌ الانبیاء» ادامه داد: زمانی که در سوریه حضور داشتم، سردار حجازی از لبنان پیش ما می‌آمد و به ما سر می‌زد، جلسات متعددی با ایشان در سوریه داشتم و از تجریبات نظامی سردار شهید حجازی بهره می‌بردم. انصافاً یک انسان بسیار فهیم و متدین بود.

«سردار مجمدجعفر اسدی» گفت: یک بار توفیق پیدا کردم در پیاده روی اربعین، در خدمت سردار شهید حجازی و خانواده ایشان باشم. ارزیابی من این است که خانواده «سردارشهید حجازی» از خانواده‌های اصیل اصفهان هستند. من به همرزمی با «سردارسیدمحمد حسین‌زاده حجازی» افتخار می‌کنم. ایشان یکی از سرمایه‌های انقلاب بود و روحشان به خاطر زحماتی که در دفاع مقدس، بعد از دفاع مقدس و در دفاع از حرم اهل بیت (ع) در لبنان و سوریه کشیدند، شاد باشد.
درباره حضور سردار شهید حجازی در خط مقدم مبارزه با داعش افزود: وقتی سردار شهید حجازی در جلسات نظامی در سوریه حضور پیدا می‌کرد، می‌گفت: اگر امکانش است از نزدیک منطقه را ببینم. در برخی عملیات‌ها در خط مقدم حضور می یافت و نظارت می‌کرد، اگر چیزی به ذهنشان می‌رسید، بیان می‌کرد و ما هم استفاده می‌کردیم.
سپاه قدس | نیروی قدس , سپاه پاسداران | سپاه , اخبار نظامی | اخبار دفاعی ,
«سردارمحمدجعفراسدی» با بیان اینکه در مدت حضور «سردارشهید حجازی» به عنوان مستشار نظامی در لبنان، رضایت «سیدحسن نصرالله» را کسب کرده بود، اظهار داشت: وقتی در ارتفاعات العیس عملیات انجام می‌دادیم، سردار حجازی به منطقه آمد و شب آنجا ماند. صبح وقتی رزمندگان اسلام تپه العیس را گرفتند، سردار شهید حجازی از این آزادسازی بسیار خوشحال بود. خدا شهید بزرگوار حاج قاسم سلیمانی را رحمت کند، او هم به منطقه آمد و این پیروزی را به بچه‌ها تبریک گفت./۲۴ فروردین ۱۴۰۱ خبرگزاری فارس
فرزند سردار حجازی:پدرم و حاج قاسم ارتباط تنگاتنگی با هم داشتند+فیلم
«سردارسیدمحمد حسین‌زاده حجازی»(جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه ) ۲۹ فروردین ۱۴۰۰ بر اثر عوارض شیمیایی ناشی از جنگ تحمیلی به شهادت رسید.