این اعتراضات پس از آن آغاز شد که نتایج اولیه انتخابات در روز یکشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۵(۲۰ مهر ۱۴۰۴) که توسط رسانههای اعلام شد، نشان داد که «پل بیا» ۹۲ ساله در مسیر پیروزی برای هشتمین دوره ریاست جمهوری است و اما «عیسی چیروما باکاری» نتایج انتخابات را قبول ندارد وپیشنهاد نخست وزیری را هم نمی پذیرد.
تظاهرات درکامرون دوشنبه ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵(۵ آبان ۱۴۰۴)اعتراضات درنتایج انتخابات ریاست جمهوری
علت ناآرامیها در کامرون... تظاهرات و شورشها
این درگیریها روز یکشنبه۲۶ اکتبر ۲۰۲۵(۰۴ آبان ۱۴۰۴) پس از آن رخ داد که صدها نفر از هواداران عیسی چیروما، نامزد مخالف - که ادعا میکند در انتخابات اخیر، «پل بیا»(رئیس جمهورکامرون) را شکست داده است - از ممنوعیت اعتراض سرپیچی کرده و در خیابانهای «شهردوالا» تجمع کردند.
معترضان در شهر «گاروا» در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵(۰۴ آبان ۱۴۰۴) به افسران پلیس کامرون نزدیک میشوند.
به گفته فرماندار منطقهای، در درگیری پلیس و معترضان مخالف پیش از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، حداقل چهار نفر در بزرگترین شهر کامرون(دوالا)کشته شدهاند.

«نقشه کشور کامرون»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«نا آرامی ها در کشورکامرون» در چندین شهر از جمله«یائونده»(پایتخت کامرون)«Yaounde»، «گاروا»(زادگاه چیروما)«Garoua»، و همچنین «ماروا»(Maroua)، «میگانگا»(Miganga)، «بافانگ»(Bafang)، «برتوا»(Bertoua)، «کوسری»(Kosri)، «یاگوا»(Yagua)، «کائله»(Kaele) و «بافوسام»(Bafoussam) شعلهور شده است.

نقشه کامرون
معترضان در جریان تظاهرات حامیان مخالفان سیاسی در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۵، پیش از انتشار نتایج انتخابات ریاست جمهوری، موانع را در گاروا به آتش کشیدند
این اعتراضات پس از آن آغاز شد که نتایج جزئی انتخابات در روز یکشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۲۵(۲۰ مهر ۱۴۰۴) که توسط رسانههای محلی گزارش شده بود، نشان داد که بیا، که ۹۲ سال دارد، در مسیر پیروزی برای هشتمین دوره ریاست جمهوری است.
«پل بیا»(راست) در حال تماشای همسرش است که در ۱۲ اکتبر۲۰۲۵(۲۰ مهر ۱۴۰۴) در یک حوزه رأیگیری در «پایتخت کامرون»(یائونده) رأی خود را به صندوق میاندازد.
حامیان(عیسی چیروما)نامزد ریاست جمهوری کامرون، در محله نیو بل، دوالا، کامرون اعتراض کردند.
درگیری پلیس با معترضین
ماموران پلیس ضد شورش یک معترض را در دوالا دستگیر کردند.
«پاول بیا»(رئیس جمهورکامرون و «عیسی چیروما باکاری»(نامزد انتخابات ریاست جمهوری کامرون)
اما «عیسی چیروما» ادعا کرد که ۵۴.۸ درصد آرا را در مقابل ۳۱.۳ درصد آرا برای بیا به دست آورده است و روز چهارشنبه از کامرونیها خواست در صورت اعلام «نتایج جعلی و تحریفشده» توسط شورای قانون اساسی، اعتراض کنند.
دولت کامرون اتهامات مخالفان مبنی بر تخلفات را رد کرده و از مردم خواسته است تا روز دوشنبه منتظر اعلام نتایج رسمی انتخابات توسط شورای قانون اساسی باشند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«اسامی کشورهای آفریقایی»

کشورهای آفریقایی/پایتخت/جمعیت
الجزایر – الجزیره (۴.۶ میلیون نفر)
آنگولا – لوآندا (۲.۶ میلیون نفر)
بنین – پورتو-نوو (۲۵۰۰۰۰ نفر)
بوتسوانا – گابورون (۲۳۰۰۰۰ نفر)
بورکینافاسو – اوآگادوگو (۲.۹ میلیون نفر)
بوروندی – گیتگا (۱۵۰۰۰۰ نفر)
کامرون – یائونده (۱.۵ میلیون نفر)
کیپ ورد – پرایا (۱۸۰۰۰۰ نفر)
جمهوری آفریقای مرکزی – بانگی (۹۱۰۰۰۰ نفر)
چاد – انجامنا (۱.۵ میلیون نفر)
کومور – مورونی (۵۵۰۰۰ نفر)
کنگو – برازاویل (۲.۵ میلیون نفر)
جمهوری دموکراتیک کنگو – کینشاسا (۱۵ میلیون نفر)
جیبوتی – شهر جیبوتی (۱ میلیون نفر)
مصر – قاهره (۱۰ میلیون، منطقه شهری ۲۰ میلیون نفر)
گینه استوایی - مالابو (۱۷۰۰۰۰ نفر)
اریتره - آسمارا (۱ میلیون)
اسواتینی – لوبامبا (۶۰۰۰)
اتیوپی - آدیس آبابا (۵ میلیون)
گابن – لیبرویل (۸۵۰۰۰۰)
گامبیا – بانجول (۴۰۰۰۰۰)
غنا – آکرا (۲.۶ میلیون)
گینه – کوناکری (۲ میلیون)
گینه بیسائو - بیسائو (۲ میلیون)
ساحل عاج – یاموسوکرو (۴۳۰۰۰۰)، ابیجان (۶.۳ میلیون)
کنیا - نایروبی (۴.۵ میلیون)
لسوتو – ماسرو (۲۷۰۰۰۰)
لیبریا - مونروویا (۱.۶ میلیون)
لیبی - طرابلس (۱.۳ میلیون)
ماداگاسکار - آنتاناناریوو (۱.۴ میلیون)
مالاوی - لیلونگوه (۱.۱ میلیون)
مالی – باماکو (۲.۷ میلیون)
موریتانی – نواکشوت (۱.۳ میلیون)
موریس – پورت لوئیس (۱۶۰۰۰۰)
مراکش - رباط (۷۰۰۰۰۰)
موزامبیک - ماپوتو (۱.۲ میلیون)
نامیبیا - ویندهوک (۴۵۰۰۰۰)
نیجر - نیامی (۱.۴ میلیون)
نیجریه - ابوجا (۱.۷ میلیون)
رواندا - کیگالی (۱.۳ میلیون)
سائوتومه و پرنسیپ - سائوتومه (۸۰۰۰۰)
سنگال - داکار (۱.۵ میلیون)
سیشل - ویکتوریا (۳۰۰۰۰)
سیرالئون - فری تاون (۱.۲ میلیون)
سومالی - موگادیشو (۳.۴ میلیون)
آفریقای جنوبی - بلومفونتین (۶۰۰۰۰۰)، کیپ تاون (۴.۷ میلیون)، پرتوریا (8۰۰۰۰۰)
سودان جنوبی - جوبا (۶۰۰۰۰۰)
سودان - خارطوم (۶۵۰۰۰۰)
تانزانیا - دودوما (۲.۳ میلیون)، دارالسلام (۶.۵ میلیون)
توگو - لومه (۱ میلیون)
تونس - تونس (۶۰۰۰۰۰)
اوگاندا - کامپالا (۱.۸ میلیون)
زامبیا - لوزاکا (۲.۷ میلیون)
زیمباوه - هراره (۲.۵ میلیون)
سیدجمال انتظارداشت که میرزای شیرازی ،ناصرالدین شاه را تکفیر وخلع کند وبجایش خودش(سیدجمال)را جایگزین کند.
«پیام سیدجمال اسدآبادی به میرزای شیرازی چه بود؟»
«سید جمال اسدآبادی» متولد ۱۲۱۷ شمسی، اسدآباد( همدان)،در سال ۱۲۲۸ شمسی، عازم نجف، و از محضر علمای بزرگ «شیخ مرتضی انصاری»(فقه و اصول) و «ملاحسین قلی درجزینی همدانی»( اخلاق و عرفان)آموخت.
در سال ۱۲۳۲ شمسی، بنا به دستور شیخ انصاری، عازم هندوستان شد ،پس از یک سال و نیم اقامت در آن دیار، مجبور به ترک آن جا شد و به ممالک عثمانی رفت و چون با حسادت علمای درباری آن جا مواجه شد، ناگزیر به مصر عزیمت کرد و آنگاه روانه اروپا شد ودراواخرعمر درترکیه اقامت داشت.
تدبیرمیرزای شیرازی درجلوگیری ازیک فاجعه درعراق
چرا میرزای شیرازی با سفرای روس وانگلیس ملاقات نکرد واما با «استانداربغداد» ملاقات کرد؟

چرا خانه میرزای شیرازی را سنگباران کردند؟درسامرا
بین یک طلبه و یکی از کسبه سامرا اختلاف شد. اختلاف و زد و خورد منتهی شد به اینکه «خانه میرزا را سنگ باران کردند» سُنّیها اینها تحریک بودند که منجربه یک فتنه بزرگ میشود.
«دعوای یک روحانی با یکی از مغازه داران سامرا»به منزل میرزای شیرازی کشیده شد.
«خانه میرزای شیرازی رادرسامراسنگباران کردند» و «جسارت» زیادی به میرزا کردند.
میرزای شیرازی ۲ پسر داشت. یکی «سید محمد» ودیگر «سیدعلی»، درجریان درگیری های شیعه وسنی وقتی خانه میرزا را سنگباران می کردند،سنگی برسر«سید محمد» خوردکه درکوچه بود که منجربه فوتش شد.
«سفیر انگلیس» از بغداد حرکت میکند با کشتی میآید به سامرا؛ قبل از ورودش به شهر «سامرا» از میرزا اجازه ورود میگیرد، میرزا اجازه نمیدهد. چرا سفیر انگلیس آمده بوده است؟ بعدش هم «سفیر روس» میآید.
اینها میخواستند با میرزا ملاقات کنند و دستور از میرزا بگیرند راجع به اینهایی که اهانت کردند. این خیلی دنباله داشت! میرزا اجازه ورود نمیدهد و ملاقات هم نمیکند و میگوید به اینکه بچههای خودمان بود که با هم دعوایشان شده است، به شما ارتباطی ندارد! اینها بچههای خودمان هستند.
والی عثمانی خطاب به میرزای شیرازی: «اگر اجازه بفرمایید تمام سُنّی ها را ازسامرا اخراج کنیم.»
آن وقت «والی عثمانی»(استانداربغداد) میآید؛ بعد از آنی که میرزا این رفتار را با سفیر انگلیس و روس میکند، «والی(استاندار)عثمانی دربغداد» میآید؛ «والی عثمانی نماینده حکومت عثمانی در بغداد بود» یعنی شخص اولی بود در بغداد که عراق را اداره میکرد. میآید خدمت میرزا برسد و میرزا به او اجازه ورود میدهد؛ میآید و تشکر میکند و «حاکم عثمانی درعراق،دست میرزا را میبوسد و میگوید به اینکه هر دستوری شما دارید بفرمایید».
«نماینده حکومت عثمانی درعراق» به میرزای شیرازی می گوید: اگر اجازه بفرمایید تمام اینها را اخراج کنیم از سامرا.
بعداز این ماجرا،«حکومت مرکزی عثمانی تلگراف میکند و تشکر میکند از میرزا که شما جلوی اغتشاش را گرفتید و نگذاشتید بلوایی به وجود بیاید.»
میرزای شیرازی فتنه سامرا را خاموش کرد

«آیت الله سید رضی شیرازی»(نواده میرزای شیرازی،صاحب فتوای تحریم تنباکو):پدر من(سید محمدحسین شیرازی) میگفت که این پیرمردهای سنی به ما که میرسند، میگویند : «نَحنُ الطُّلَقَاء»(ما آزاد شده پدران شما هستیم)، «ما آزاد شده میرزا هستیم» یعنی «اگر میرزا میخواست دستور میداد که ما را بکشند یا اخراج کنند از سامرا، دولت عثمانی میکرد ولی میرزا چنین دستوری نداد؛ گفت که اینها بچههای من هستند و اختلافی با هم پیدا کردهاند، خودمان حل میکنیم این اختلاف را» و حاجتی نیست که بیگانگان دخالت کنند. لذا سفیر شوروی و سفیر انگلیس را نپذیرفت ولی والی عثمانی را پذیرفت و این خیلی صدا کرد. تلگرافات زیادی از اطراف آمد به حمایت از میرزا و از شیعیان و این خیلی جلوه کرد این کارهای میرزا.
«چرا میرزای شیرازی به سیدجمال اسدآبادی اجازه دیدارنداد؟»
سید رضی شیرازی نقل می کندکه پدرم(سید محمدحسین،فرزندسیدعلی) گفت:این خاطرهای که میخواهم بگویم من از یک راه دیگری هم نقل میکنم، از قول مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی ؛ ایشان از مرحوم میرزا حسین شیرازی نقل میکند، آقای میرزا علیشیرازیی از پدرش میرزا حسینشیرازی نقل میکند که آقای شیرازی گفته بود سید جمال اسد آبادی آمد سامرا و سه روز در حجره من در آن مدرسه بزرگی که مرحوم میرزا ساخته بود سکونت کرد و از من خواست که برای او اجازه شرفیابی خدمت میرزا بگیرم. من مکرر خدمت میرزا شرفیاب شدم و درخواست کردم که اجازة شرفیابی به سید جمال بدهند، میرزا قبول نکرد. سه روز سید جمال آنجا بود و بعد هم برگشت به تهران و یا جای دیگر.

«نوه میرزا علی شیرازی»(پسرِمحمدحسن شیرازی صاحب فتوای تحریم تنباکو) درادامه گفت: البته در اینجا از مرحوم آیت الله مرعشی داستانی هم من شنیدهام، آن داستان را هم یک قسمتش را در مصاحبهام در همین مجله حوزه بیان کردهام. دیگر من نمیدانم مرحوم آیت الله مرعشی آن جریانی که برای ما نقل کردند از کجا نقل کرده است، این را نمیدانم. ولی اجمالاً «میرزای شیرازی نه اجازة ملاقات به سید جمال داد و نه جواب نامههای سید جمال را داد».
وی به خاطره دیگری از تقاضای ملاقات سیدجمال از میرزای شیرازی را روایت کرد: این را من از آقای «شیخ بهاء الدین نوری»(پسر مرحوم حاج شیخ عبدالنبی نوری)؛ «حاج شیخ عبدالنبی نوری» از علمای محترم تهران بود و از شاگردان مرحوم میرزا بود، هشت سال در «سامرا» خدمت میرزا بوده است. در آن ایامی که در سامرا بوده است آقای حاج شیخ عبدالنبی، سفری برایش پیش میآید برای حج.
دیدار سیدجمال الدین اسدآبادی با شیخ عبدالنبی نوری
«حاج شیخ عبدالنبی نوری» میآید از راه استانبول و از استانبول میرود به جده(عربستان) و برگشتن هم همینطور، در برگشتن به «استانبول»(ترکیه) «سید جمال اسد آبادی» اطلاع پیدا میکند که آقای حاج شیخ عبدالنبی در استانبول است، درخواست ملاقات میکند با ایشان، ایشان هم اجازة ملاقات میدهد.
«پیام سیدجمال اسدآبادی به میرزای شیرازی چه بود؟»
سید رضی شیرازی:آقای سید جمال میآید پیش حاج شیخ عبدالنبی و میگوید من پیامی دارم، شما این پیام مرا به میرزا برسانید. به میرزا بگویید که «ناصر الدین شاه را تکفیر بکند و او را عزل کند از سلطنت».
سیدجمال اسدآبادی میخواست شاه شود(جانشین ناصرالدین شاه)
حاج شیخ عبدالنبی از آقای سید جمال میپرسد که حالا «اگر میرزای شیرازی ناصرالدیدن شاه را عزل کرد، چه کسی جای ناصر الدین شاه قرار بگیرد؟».
سید جمال اسدآبادی پاسخ می دهد: من،«من جای ناصر الدین شاه سلطان باشم.»
خلاصه زندگی«میرزای شیرازی»
«میرزا محمد حسن حسینی شیرازی» معروف به«میرزای شیرازی»متولد۱۵ جمادیالاول ۱۲۳۰(۳خرداد۱۱۹۴)درمحله«درب شاهزاده» شیراز، پدرش (میرزا محمود)از عالمان دین بود.
«میرزای شیرازی» در ۱۸سالگی ، ۱۷ صفر ۱۲۴۸ قمری (۱۲۰۵ شمسی) از شیراز به حوزه علمیه اصفهان مهاجرت کرد، در مدرسه صدراقامت داشت( ۱۱ سال اقامت دراصفهان)، در ۲۹ سالگی ،سال ۱۲۵۹ از اصفهان به کربلا مهاجرت کرد(۱۱ سال اقامت درکربلا)، «درسال ۱۲۷۰ ازکربلا عازم نجف شد»(۳۲ سال اقامت درنجف)،در سال ۱۲۸۸بهمراه عده ای از شاگرانش ازجمله مُلّا فتحعلى از نجف به سامرا هجرت کرد(۲۱ سال اقامت در سامرا).
سلطان عثمانی
بعد «حاج شیخ عبدالنبی نوری» گفت: شما را چه کسی تأیید میکند؟ میگوید: «سلطان عبدالحمید» مرا تأیید خواهد کرد.
بین «حاج شیخ عبدالنبی نوری» و «سید جمال الدین اسدآبادی» بحث و گفتگو در این زمینه زیاد میشود. بالاخره حاج شیخ عبدالنبی قانع که نمیشود و آقا سید جمال میگوید شماچه کار به این دارید؟ شما فقط پیام مرا به میرزا برسانید که میرزا ناصر الدین شاه را تکفیر کند و معزول بشود از مقام سلطنت و من به جای او قهراً با تقویتهایی که از من میشود جای او قرار بگیرم. حاج شیخ عبدالنبی میگوید من آمدم به سامرا.
نوه میرزا محمدحسن شیرازی درادامه گفت:اینجا ضمناً یک داستانی از حاج شیخ عبدالنبی یادم آمد، خوابی دیده است خیلی جالب که آن را هم نقل میکنم.
من آمدم به سامرا، «میرزای شیرازی» در شهر نبود رفته بود کنار «شط»یعنی «نهردجله» از کنار شهر «سامرا» عبور میکند.

«واکنش میرزای شیرازی به پیام سیدجمال الدین اسدآبادی»

حاج شیخ عبدالنبی نوری:من که آمدم به سامرا، میرزا آمده بود به آن طرف شط برای استراحت. من اجازه گرفتم و شرفیاب شدم خدمت میرزا و دست میرزا را بوسیدم و زانوی ادب به زمین زدم و من «جریان ملاقاتم را با سید جمال الدین اسدآبادی در استانبول برای میرزای شیرازی نقل کردم».
میرزا درطو ل صحبتهایم ساکت بود و کاملاً گوش میداد تا به اینجا رسید که گفتم «اگر ناصر الدین شاه را آقا تکفیر کنند، چه کسی به جای ناصر الدین شاه میآید؟ سیدجمال گفت: من.»
میرزای شیرازی گفت: وقتی که گفت من، شما چه جواب دادید؟
حاج شیخ عبدالنبی نوری:من گفتم: شما را چه کسی میشناسد که بخواهید سلطان بشوید و به مقام سلطنت برسید؟ گفت: «سلطان عبدالحمید مرا تأیید می کند».
مرحوم میرزا روی کردند به من و گفتند: «حاج شیخ عبدالنبی! اگر جریان بین تو و سید جمال غیر از این بود، من رابطهام را با تو قطع میکردم.»
میرزای شیرازی درادامه گفت:شما میدانید که چه مشکلاتی دارد سلطنت سید جمال و تقویت سلطان عبدالحمید؟ «ورود سلطان عبدالحمید به منطقه تشیع و منطقه ایران، معنایش تضعیف تشیع است و تقویت تسنن است» اینها را ما توجه داریم، متوجه هستیم به آن. «تضعیف ناصر الدین شاه بشود یعنی تقویت آن طرف(سُنّی ها) میشود.»
حاج شیخ عبدالنبی نوری:لذا خلاصه میرزا به سیدجمال الدین اسدآبادی فهماند که اگر من در این زمینه عملی انجام نمیدهم چون به دنبال «توالی فاسده» عمل را میبینم، مشکلاتی که این عمل دارد را میبینم. حرف ما تمام شد.
«خاطره دیگر معتمدِمیرزای شیرازی»(شیخ عبدالنبی نوری)
۴- شاهد دیگر این که : وقتی که مرحوم میرزا، شروع به ساختن مدرسه در سامراء میکند، علمای اهل سنت هم تصمیم میگیرند مدرسهای بسازند. این خبر به گوش مرحوم میرزا میرسد و آنان را در ساختن مدرسه، مساعدت مالی میکند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:دراین گزارش اصلاحاتی انجام داده ام،چون معمولاً عُلما میخواهند روایت وخاطره ای بگویند،فقط علما میتوانندسردربیاورند که فاعل ومفعول کیست،اسامی مذکورچه کسانی هستند!اما برای غیرعلماوخیلی زمان میبرد که مرجع ضمائررا پیداکنند.

«میرزای شیرازی»(میرزا محمد حسن حسینی شیرازی )متوفی ۱ اسفند ۱۲۷۳ در سن ۷۹ سالگی یعنی «فوت میرزای شیرازی ۳ سال بعداز فتوای تحریم تنباکو بوده است»
«فتوای تحریم تنباکو» دراواخر ربیعالثانی ۱۳۰۹ مصادف با نیمه اول آذر ۱۲۷۰ توسط میرزای شیرازی صادرشد(درسرداب سامرامکتوب شد وبه اصفهان ارسال شد)
ناصرالدین شاه در ۱۶دی۱۲۷۰ لغو قرارداد امتیاز توتون و تنباکو را امضا و ابلاغ کرد.
«تاریخ لغو فتوای تحریم تنباکو»:در روز سه شنبه ۲۵ جمادی الثانی ۱۳۰۹(۶بهمن۱۲۷۰)مدت حرام شدن مواددخانی(قلیان، چپق و سیگار) کمتر از ۲ ماه بود، یعنی بعداز ۲ماه استعمالش بی اشکال شد.
سید جمال الدین اسدآبادی کیست؟
«سید جمال اسدآبادی» متولد ۱۲۱۷ شمسی،اسدآباد( همدان) ،درسال ۱۲۲۸ شمسی، عازم نجف شد، و از محضر دو مرجع بزرگ «شیخ مرتضی انصاری»(فقه و اصول) و «ملاحسین قلی درجزینی همدانی»(اخلاق و عرفان)آموخت.
در سال ۱۲۳۲ شمسی، بنا به دستور شیخ انصاری، عازم هندوستان شد ..پس از یک سال و نیم اقامت در آن دیار، مجبور به ترک آن جا شد و به ممالک عثمانی رفت و چون با حسادت علمای درباری آن جا مواجه شد، ناگزیر به مصر عزیمت کرد.

«شیخ محمد عبده»(قاضی و مفتی سابق الازهر)بنیانگذار اسلامگرایی مدرن درمصر در ۱۱ ژوئیه ۱۹۰۵ میلادی (۷ جمادی الاولی ۱۳۲۳ هجری قمری) درسن ۵۷ سالگی درگذشت.
«سید جمال الدین اسدآبادی» مدتی در مصر ماندگارشد و آنگاه روانه اروپا شد. در پاریس با همکاری «محمد عبده» دست به انتشار روزنامه ی «عروة الوثقی» زد و به پاسخگویی به شبهات «ارنست رنان» که مقالاتی ضددین در یکی از روزنامه های پاریس می نوشت، پرداخت.
«چگونگی مرگ سیدجمال الدین اسدآبادی»«علت مرگ سید جمال اسدآبادی»: ۱۹ اسفند ۱۲۷۵
سلطان عثمانی از سید جمال الدین اسدآبادی در هراس افتاد که نکند که نکندبه سرنوشت ناصرالدین شاه دچارشود،پیشدستی کرد و دستور قتل سیدجمال را صادرکرد و سرانجام در ۱۹ اسفند ۱۲۷۵ او را مسموم ساختند و جنازه او را در قبرستان مشایخ اسلامبول به خاک سپردند.البته گفته می شود به بهانه درددندان سیدجمال آمپول مرگ تزریق کردند.
در سال ۱۳۲۴ شمسی، «فیض محمدخان»(سفیر افغانستان در آنکارا) موافقت دولت ترکیه را برای نبش قبر سیدجمال کسب کرد و بقایای جسد سید را در تابوتی به کابل انتقال داد و درمحوطه دانشگاه کابل بخاک سپردند.
«امپراتور عثمانی»(سلطان عبدالحمید دوم)
«سلطان امپراتوری عثمانی»(سلطان عبدالحمید دوم) از ۱۸۷۶ تا ۱۹۰۹ و آخرین سلطان عثمانی بود، البته از ازایشان چندنفر برای مدت کوتاهی به سلطنت رسیدند واما دوامی نیاوردند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:قاتلِ سیدجمال الدین اسدآبادی(سلطان عبدالحمید)همان شخصی است که وقتی معتمدِمیرزای شیرازی از سیدجمال می پرسید شما که میخواهید شاه بشوید،چه کسی تورا تأییدمی کند؟ پاسخ داده بود:«سلطان عبدالحمید»
اولین سلطان عثمانی
«سلطان عبدالحمید اول»سلطنت(از۱۷۷۴میلادی تا ۱۷۸۹)
![]()
«سلطان عبدالحمید دوم» در جشنهای جلوس خود به تخت سلطنت، ۳۱ آگوست ۱۸۷۶(۱۰ شهریور ۱۲۵۵)اسلامبول.
سلطان عبدالحمید اول در ۲۰ مارس ۱۷۲۵ در استانبول متولد شد. پدرش احمد سوم و مادرش ربیعه شرمی سلطان بود.
در آوریل ۱۷۸۹ در سن ۶۴ سالگی، پس از پانزده سال و دو ماه و هفده روز سلطنت، درگذشت. او در مقبرهای که خود در باغچهکاپی ساخته بود، به خاک سپرده شد.(فروردین ۱۱۶۸ )، ۲۰ رجب ۱۲۰۳آغاز حکومت عثمانی درترکیه
«عثمان یکم»بانامهای:«عثمان بن ارطغرل بن سلیمان شاه» ، «عثمان غازی» ، «عثمان بیگ رهبر ترکان عثمانی»، «بنیانگذار امپراتوری عثمانی» بود.آغازحکومت: فوریه ۱۲۹۹
«اسلامبول یا استانبول؟»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: درگذشته «ترکیه» با نام «اسلامبول»شناخته می شد وهم اکنون اسلامبول به استانبول تغییریافته ویکی از استانهای ،ترکیه است، همچون«فارس» درقدیم بعنوان «کشور ایران» بود واما حالا یکی ازاستانهای ایران است.
فرود کبوتر بر سر یک زائر... در حین طواف کعبه ۲۸ ربیعالثانی ۱۴۴۷ مکه
کبوتری در مقابل کعبه(مسجدالحرام) بر سر یک زائر فرود میآمد.
رسانههای اجتماعی عربستان سعودی شاهد تعامل گستردهای با یک کلیپ ویدیویی تأثیرگذار بودهاند که زائری را در حال تجربه یک وضعیت غیرمنتظره در حین انجام« مناسک عمره» در «مسجد الحرام» نشان میدهد.
«کبوتری با آرامش بر سر یک حاجی در نزدیکی کعبه مقدس فرود میآید» صحنهای که توسط کاربران رسانههای اجتماعی به عنوان تجسم آرامش و سکون در بهترین حالت خود توصیف شده است.
«فرود کبوتری بر سر یک زائر در مقابل کعبه درهنگام طواف» ٢١ اکتبر ٢٠٢٥

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این زائر را که پس از فرود کبوتری بر سر او در مقابل کعبه، در حال انجام مناسک عمره بود که کبوتری برسراوفرود آمد وبا آرامش دقایقی برسراونشست، حتی دیگرزائران که به این زائرنزدیک شدند،و نوازشش کردند واما کبوتر نترسید،فرارنکرد.
سه شنبه ، ۲۹ مهر ۱۴۰۴(۲۸ ربیعالثانی ۱۴۴۷)
این ویدئوئی که، زائری را نشان میدهد که با فروتنی کامل مناسک طواف را انجام میدهد، قبل از اینکه کبوتری با اعتماد به نفس و آرامش قابل توجه بر سر او فرود آید، بدون هیچ نشانهای از ترس یا تردید.
مرد در این کلیپ به نظر میرسد که با آرامش لبخند میزند و با وجود تعجب، آرامش خود را حفظ میکند، گویی لحظه معنوی نادری را تجربه میکند که ترکیبی از فروتنی و آرامش درونی است.
کبوتر برسر زائر خانه خدا
این صحنه به سرعت توجه زائران اطراف را جلب کرد و آنها این صحنه را با تلفنهای همراه خود ضبط کردند. این کلیپ به سرعت مانند برق در شبکههای اجتماعی پخش شد و در عرض چند ساعت میلیونها بازدید داشت.
میرزای نائینی :متوفی ۲۳ مرداد ۱۳۱۵ درسن ۷۶ سالگی مدفون در حرم امام علی(نجف)
رهبرانقلاب:مشروطهای که مرحوم نائینی و علمای نجف از آن حمایت کردند در واقع حمایت از برقراری حکومت عدالت و رفع استبداد بود و با آنچه انگلیسیها در ایران به نام مشروطه ایجاد کردند که به اختلافات و وقایعی همچون به دار کشیدن مرحوم شیخ فضلالله نوری منتهی شد، متفاوت بود.
تربیت شاگردان برجسته از ویژگیهای علامه نائینی است، خصوصیت برجسته دیگر که ایشان را در بین مراجع به شخصیتی استثنایی تبدیل میکند برخورداری از اندیشه سیاسی است که در کتاب ارزشمند و مهجور «تنبیهُ الاُمة» انعکاس یافته است.
آیت الله سیدعلی خامنه ای:«علامه نائینی از استوانههای رفیع علمی و معنوی حوزه کهن نجف است» ،از جنبه تخصصی، خصوصیت برجسته مرحوم نائینی، شاکلهسازی در علم اصول بر مبنای نظم فکری و علمی و نوآوریهای قوی و پر تعداد ایشان است.

«میرزای نائینی کیست؟»(علامه میرزای نائینی)
رهبر معظم انقلاب:«نوآوری علمی و اندیشه سیاسی دو ویژگی برجسته علامه نائینی است.»

آیت الله جعفرسبحانی:مرحوم نائینی ثمره حوزه علمیه نجف بود و حوزه نجف در سال ۴۴۷ قمری تأسیس شد و اکنون بیش از هزار سال از شکلگیری آن میگذرد.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دستاندرکاران همایش بینالمللی علامه میرزای نائینی، صبح امروز در محل برگزاری این همایش در قم منتشر شد.
کنگره بینالمللی میرزای نائینی صبح پنجشنبه(۱ آبان ۱۴۰۴) در مدرسه امام موسی کاظم علیه السلام قم با حضور طلاب، فضلا، جمعی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و برخی از اعضای مجلس خبرگان رهبری شروع به کار کرد
به گزارش ایرنا از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دستاندرکاران همایش بینالمللی علامه میرزای نائینی، علامه نائینی را از استوانههای رفیع علمی و معنوی حوزه کهن نجف خواندند و در بیان ابعاد شخصیتی ایشان گفتند: از جنبه تخصصی، خصوصیت برجسته مرحوم نائینی، شاکلهسازی در علم اصول بر مبنای نظم فکری و علمی و نوآوریهای قوی و پر تعداد ایشان است.
رهبر انقلاب، تربیت شاگردان برجسته را از دیگر ویژگیهای علامه نائینی برشمردند و خاطرنشان کردند: خصوصیت برجسته دیگر که ایشان را در بین مراجع به شخصیتی استثنایی تبدیل میکند برخورداری از اندیشه سیاسی است که در کتاب ارزشمند و مهجور «تنبیهُ الاُمة» انعکاس یافته است.
حضرت آیتالله خامنهای، اعتقاد به تشکیل حکومت اسلامی بر پایه ولایت در مقابل استبداد را از ارکان اندیشه سیاسی علامه نائینی خواندند و افزودند: بر اساس اندیشه سیاسی مرحوم نائینی، حکومت و همه مسئولان آن باید تحت نظارت ملی و پاسخگو باشند که لازمه آن تشکیل مجلس مبعوثان با برگزاری انتخابات به منظور نظارت و قانونگذاری است و اعتبار قوانین این مجلس نیز منوط به تأیید فقها و علمای برجسته دینی است.
علت جمعآوری کتاب «تنبیهُ الاُمة» به دست خود میرزای نائینی
آیت الله سیدعلی خامنه ای، چارچوب مورد نظر علامه نائینی یعنی تشکیل حکومتی اسلامی و مردمی را به تعبیر امروزی همان جمهوری اسلامی خواندند و در خصوص علت جمعآوری کتاب «تنبیهُ الاُمة» به دست خود میرزای نائینی گفتند: مشروطهای که مرحوم نائینی و علمای نجف از آن حمایت کردند در واقع حمایت از برقراری حکومت عدالت و رفع استبداد بود و با آنچه انگلیسیها در ایران به نام مشروطه ایجاد کردند که به اختلافات و وقایعی همچون به دار کشیدن مرحوم شیخ فضلالله نوری منتهی شد، متفاوت بود.
در این دیدار،«آیتالله غلیرضا اعرافی»(مدیر حوزههای علمیه) گزارشی از برنامهها و فعالیتهای همایش بینالمللی بزرگداشت علامه نائینی بیان کرد.
کنگره بینالمللی میرزای نائینی صبح پنجشنبه(۱ آبان ۱۴۰۴) در مدرسه امام موسی کاظم علیه السلام قم با حضور طلاب، فضلا، جمعی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و برخی از اعضای مجلس خبرگان رهبری شروع به کار کرد.
آیتالله جعفر سبحانی در مراسم افتتاحیه کنگره بینالمللی میرزای نائینی با بیان اینکه هدف از برگزاری این جلسه تکریم عالمی بزرگ و مرجع عالیقدر است که خدمات ارزندهای به تشیع و جامعه اسلامی ارائه کرده، افزود: مرحوم نائینی ثمره حوزه علمیه نجف بود و حوزه نجف در سال ۴۴۷ قمری تأسیس شد و اکنون بیش از هزار سال از شکلگیری آن میگذرد.
«آیتالله جعفر سبحانی» با طرح پرسشی درباره «وضعیت نجف قبل از مهاجرت شیخ طوسی» گفت: نجف قبل از شیخ طوسی یک «شهرک جامعالجهات» بود و شواهد تاریخی متعدد این امر را اثبات میکند و از جمله، «ابنحجاج بغدادی» در حرم حضرت علی (ع) اشعاری سروده و «عبدالکریم ابن طاووس» گزارش کرده که «عضدالدوله» در سال ۱۳۷۱ قمری به نجف رفت و به فقها و مجاوران کمک مالی کرد، که نشان از وجود نظام اجتماعی و علمی مستحکم در آن زمان دارد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«عضد الدوله دیلمی»(فرزند حسن رکن الدوله)متولد ۳۲۴ق اصفهان، از پادشاهان مقتدر شیعی ایران بود که بر مناطق وسیعی از سرزمینهای اسلامی ایران وعراق حکمرانی کرد پس از ۳۴ سال حکومت ، در سال ۳۷۲ق در سن ۴۸ سالگی فوت کرد و طبق وصیتش در نجف کنار قبر امام علی(ع) دفن گردید.
آیت الله جعفرسبحانی گفت: کتابخانه شیخ طوسی در نجف اهمیت بالایی داشت و مرحوم نائینی از این ظرفیت بهره برد تا آثار علمی بزرگی تولید کند و از جمله نگارش کتاب «تنبیهُ الاُمة» که توسط «آخوند خراسانی» و «شیخ عبدالله مازندرانی» تقریر شد و در میان فقها بهعنوان کاری از صفوه علما و مجتهدین شناخته شد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«محمدکاظم خراسانی»ملقب به «آخوندخراسانی»متولد ۱۲۱۸ شمسی... متوفی(شهادت گونه) سپیده دم ۲۰ آذر ماه ۱۲۹۰ ، در شهر نجف(مسمومیت توسط مأموران روس) و در همان روزفوتش در حرم حضرت علی(نجف) به خاک سپرده شد.
آیت الله سبحانی با اشاره به مراحل زندگی مرحوم نائینی بیان کرد: میرزای نائینی در نائین، سامراء و نجف تحصیل و فعالیت داشت و در فقه و اصول نوآوریهای چشمگیری داشت و در عرصه سیاسی نیز فعال بود و اهل کنارهگیری نبود و نائینی تحصیلات مقدماتی را تا سال ۱۲۹۳ قمری در نائین گذراند و سپس به اصفهان رفت و از استادانی همچون «شیخ محمدباقر» و «ابوالمعالی کلباسی» بهره برد
و بعد از ده سال تحصیل در اصفهان، مرحوم نائینی عازم عراق و سامراء شد و تحت تربیت و کاتب مرحوم میرزای شیرازی قرار گرفت و پس از وفات وی تا سال ۱۳۱۴ قمری در این شهر ماند و سپس به نجف مهاجرت کرد و تا پایان عمر در آنجا اقامت داشت.
دیدگاه امام خمینی درباره میرزای نائینی
آیتالله سبحانی با اشاره به «دیدگاه امام خمینی درباره میرزای نائینی» اظهار کرد: حضرت امام فرمودند «مطالعه کتاب نائینی ارزشمند است، اما شاگرد ایشان آنچه استاد بیان کرده بود، بهتر تقریر کرده است و مرحوم نائینی رسالهای در "تَرَتُّب و تَزاحُم" نوشت که پیش از او کسی به این شکل آن را ارائه نکرده بود.»
آیتالله سبحانی با اشاره به دیدگاه امام خمینی درباره نائینی اظهار کرد: حضرت امام (ره) فرمودند مطالعه کتاب نائینی ارزشمند است، اما شاگرد ایشان آنچه استاد بیان کرده بود، بهتر تقریر کرده است و مرحوم نائینی رسالهای در ترتب و تزاحم نوشت که پیش از او کسی به این شکل آن را ارائه نکرده بود.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«محمدحسین غروی نائینی» فرزند حاج میرزا عبدالرحیم در ۱۶ خرداد ۱۲۳۹ شمسی در نائین اصفهان در یک خانواده روحانی چشم به جهان گشود.
او تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود، نائین به انجام رساند و در پیگیری سطوح عالیه و خارج، به حوزه نجف رهسپار گردید و در ردیف شاگردان نامدار آیت الله میرزا محمدحسن شیرازی و آیت الله سید محمد فشارکى اصفهانی قرار گرفت و نیز در درس آیت الله آخوند ملا محمدکاظم خراسانی به عنوان ادب و احترام حضور به هم رساند.
میرزای نائینی در ۲۳ مرداد ۱۳۱۵ فوت کردند،در نجف اشرف باشکوه خاصی تشییع گردید و پس از اقامه نماز به وسیله آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، در کنار حرم امام علی(ع)به خاک سپرده شد.
علیرضات بیات در ۱۲ آبان ۱۴۰۳ رئیس سازمان حج و زیارت شده بود، پیش از این، سید عباس حسینی از اواخر سال ۱۴۰۱ رئیس این سازمان بود.
«مراسم تودیع(علیرضا بیات) رئیس سابق سازمان حج و زیارت» و «معارفه(علیرضا رشیدیان) رئیس سازمان حج و زیارت» عصر روزسه شنبه ۲۸ ربیعالثانی ۱۴۴۷(۲۹ مهر ۱۴۰۴)در سالن اجتماعات سازمان حج و زیارت برگزار شد.
مراسم«تودیع ئیس سابق سازمان حج و زیارت»(علیرضا بیات) و «معارفه علیرضا رشیدیان»(رئیس سازمان حج وزیارت)
عبدالفتاح نواب، نماینده ولیفقیه در امور حج و زیارت، با تأکید بر جایگاه مسئولیت در نظام اسلامی، آن را نعمتی الهی دانست که نیازمند شکرگزاری است.وی با استناد به سخنان امام سجاد (ع) گفت: اگر انسان میخواهد خوب شکرگزاری کند، باید خوب خدمت کند.

«نماینده ولیفقیه در امور حج و زیارت» گفت: اگر کسی بتواند به زائری که سالها در انتظار زیارت بوده خدمتی ارائه دهد، جایگاه ویژهای نزد خدا دارد.
«حجت الاسلام عبدالفتاح نواب» در ادامه با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری درباره شکرگزاری اظهار داشت: راههای شکرگزاری شامل تقویت ارتباط با خدا، تلاش جهادی برای مردم، اخلاص در کارها و پرهیز از کار نمایشی است.
«نماینده ولیفقیه در امور حج و زیارت» گفت: «اطلاعرسانی منافاتی با اخلاص ندارد و رفتن میان مردم و جلب مشارکت مردمی در زمینههای مختلف از مصادیق مهم شکرگزاری است.»
«حجت الاسلام عبدالفتاح نواب» گفت:وعده غیرعملی ندهید و به وعدههایتان حتماً عمل کنید.»باید در مسائل کلان کشور طبق برنامه حرکت کرد، مسئله اقتصاد از جمله اولویتهایی است که باید به آن توجه جدی شود.

نواب گفت:زیرا دیر یا زود فرصتها از ما گرفته میشود. تا زمانی که فرصت خدمت داریم، باید حقوق مردم بهویژه اقشار کمبرخوردار را رعایت کنیم.
«نماینده ولیفقیه در امور حج و زیارت» گفت:با نسلی روبهرو هستیم که رشد علمی آن با «هوش مصنوعی» و سرعت بالاست، پس کارکنان نیز باید بهروز شوند،«نوآوری»را از ویژگیهای قطعی این فریضه دانست و گفت: نظامات حج ایران ویژگیهای خاص خود را دارد و باید این پرچمداری حفظ شود.
کارگزاران افتخاری حج وزیارت
نواب خواستار تهیه راهکارهای جامع برای استفاده از ظرفیت کارگزاران داوطلب افتخاری شد ،افراد بسیاری مایلاند به صورت داوطلبانه خدمت کنند.
وی راهاندازی دفتر مطالعات راهبردی با استفاده از نیروهای درونسازمانی را ضروری دانست و گفت: باید این پرچم را حفظ کنیم و پاسخگو باشیم. در دنیای امروز باید افرادی داشته باشیم که رصد کنند نوآوریها در کجا رخ داده و چه سودی برای حج دارد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مراسم«تودیع ئیس سابق سازمان حج و زیارت»(علیرضا بیات) و «معارفه علیرضا رشیدیان»(رئیس سازمان حج وزیارت) ۲۹ مهر ۱۴۰۴باحضور «حجتالاسلام عبدالفتاح نواب»(نماینده رهبری درحج وزیارت)،«سید رضا صالحی امیری»(وزیر میراث و گردشگری) ، «سید عباس صالحی»(وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)،«حجت الاسلام سید علی قاضی عسکر(تولیت حرم شاه عبدالعظیم)و«پیرحسین کولیوند»(رئیس هلال احمر)در سالن اجتماعات سازمان حج و زیارت برگزار شد.

«علیرضات بیات» در ۱۲ آبان ۱۴۰۳ رئیس سازمان حج و زیارت شده بود، پیش از این، «سید عباس حسینی» از اواخر سال ۱۴۰۱ رئیس این سازمان بود.
«علیرضا رشیدیان»(۱۳ آذر ۱۳۹۷) جایگرین حمیدمحمدی شده بود، تا ۱۹ بهمن ۱۴۰۰ رئیس سازمان حج زیارت بود.
همه رؤسای سازمان حج وزیارت
۱-محمدحسین رضایی (۱۳۶۳ تا آبان ۱۳۷۰)
۲-محمدحسین رضایی (آبان ۱۳۷۰ تا تیر ۱۳۸۲)
۳-سید احمد زرهانی (تیر ۱۳۸۲ تا ۷ شهریور ۱۳۸۵)
۴-مصطفی خاکسار قهرودی (۷ شهریور ۱۳۸۵ تا ۱۲ دی ۱۳۸۸)
۵- علی لیالی (۱۲ دی ۱۳۸۸ تا ۳ خرداد ۱۳۹۱)
۶- سید احمد موسوی (۳ خرداد ۱۳۹۱ تا ۴ شهریور ۱۳۹۲)
۷- سعید اوحدی (۴ شهریور ۱۳۹۲ تا ۴ دی ۱۳۹۵)
۸- حمید محمدی (۴ دی ۱۳۹۵ تا ۱۳ آذر ۱۳۹۷)
۹- علیرضا رشیدیان (۱۳ آذر ۱۳۹۷ تا ۱۹ بهمن ۱۴۰۰)
۱۰-سید صادق حسینی (۱۹ بهمن ۱۴۰۰ تا ۳۰ بهمن ۱۴۰۱)
۱۱-سید عباس حسینی (۱ اسفند ۱۴۰۱ تا ۱۲ آبان ۱۴۰۳)
۱۲-علیرضا بیات (۱۲ آبان ۱۴۰۳ تا ۲۸ مهر ۱۴۰۴)
۱۳-علیرضا رشیدیان (۲۹ مهر ۱۴۰۴ تا ؟)
فراز وفرودهای سازمان حج وزیارت
سازمان حج وزیارت درسال ۱۳۵۸ تشکیل شد،تا سال ۱۳۵۱ امور حج و زیارت زیرمجموعه وزارت کشور بود.
در سال ۱۳۶۳، سازمان حج و زیارت و سازمان اوقاف ادغام شدند.
درخرداد ۱۳۸۴ حج وزیارت زیرمجموعه وزارت ارشادشد.
«علیرضا بیات»(رئیس سابق سازمان حج و زیارت) با اشاره به دوران خدمت خود گفت: مدت خدمت ما کوتاه بود و سعی کردیم آنچه وظیفهمان بود را انجام دهیم. البته که میدانم کمبودهای زیادی داشتیم.
«رئیس سابق سازمان حج و زیارت»گفت: ما کارهای زیادی برای انجام دادن داشتیم و داریم و اطمینان دارم رئیس بعدی این سازمان که از پیشکسوتان این حوزه هستند، با تجربه و تسلط خود ادامه مسیر را به خوبی پیش خواهند برد. کار ما اکنون آسانتر است، زیرا آقای رشیدیان کاربلد و آشنا با مسائل سازمان هستند.این سازمان سرمایه ارزشمندی دارد و باید قدردان آن باشیم تا بتوانیم خدمات شایستهای به زائران ارائه دهیم.