امام جواد ۱۷ سال امامت کرد و در ۲۵ سالگی به شهادت رسید(شهادت امام جواد: ۳۰ ذی القعده ۲۲۰)
زندگینامه امام محمدتقی(جواد)
«امام محمدتقی»(جواد):بعدازشهادت پدر(امام رضا)دردر۸سالگی به امامت رسید ۱۷ سال امامت کرد و در ۲۵ سالگی به شهادت رسید.
تولدامام جواد: نهم شیعیان درنیمه ماه مبارک رمضان(آخر ذى قعده) سال ۱۹۵ق درمدینه
پدر:امام رضا /نام مادر: سبیکه نوبیه بود.
امام جواد (ع) دارای ۲ همسر بودند به نام های «سمانه مغربیه »(مادر امام هادی) و «اُم الفضل» که امام از او صاحب فرزند نشدند
حضرت امام جواد (ع) در بغداد (کاظمین) در کنار قبر جدشان، حضرت موسى بن جعفر (ع) به خاک سپرده شدند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:خلفای عباسی(بنی عباس)
نام | شروع | مدت حکومت | پایان | باکدام امام همزمان بود |
۱-ابو العباس عبد الله سفاح | ۱۳۲ق | ۴سال | ۱۳۶ق | |
۲-ابو جعفر عبد الله منصور(بغدادپایتخت) | ۱۳۷ق | ۲۱سال | ۱۵۸ق | ۱۴۸تولدامام رضا |
۳-ابو عبد الله محمد المهدی | ۱۵۸ق | ۱۱سال | ۱۶۹ق | |
۴-ابو محمد موسی الهادی | ۱۶۹ق | ۱سال | ۱۷۰ق | امام رضا ۲۰ سال امامت |
۵-ابو جعفر هارون الرشید | ۱۷۰ق | ۲۳سال | ۱۹۳ق | ۱۸۳آغازامامت امام رضا |
۶-ابو موسی محمد امین(فرزندهارون-زبیده) | ۱۹۳ق | ۵ سال | ۱۹۸ق | ۱۹۵تولدامام جواد |
۷-ابو جعفر عبد الله مأمون(فرزندهارون) | ۱۹۸ق | ۲۰سال | ۲۱۸ق | ۲۰۳ آغازامامت امام جواد |
۸-ابو اسحاق محمد معتصم | ۲۱۸ق | ۹سال | ۲۲۷ق | ۲۲۰شهادت امام جواد |
۹-ابو جعفر هارون الواثق | ۲۲۷ق | ۵ سال | ۲۳۲ق | تولدامام هادی۲۱۲مدینه |
۱۰-ابو الفضل جعفر المتوکل(پایتخت سامرا) | ۲۳۲ق | ۱۵سال | ۲۴۷ق | امامت:سال۲۲۰ |
۱۱-ابو جعفر محمد المنتصر | ۲۴۷ق | ۱سال | ۲۴۸ق | سال۲۳۴احضار به سامرا |
۱۲-ابو العباس احمد المستعین | ۲۴۸ق | ۴سال | ۲۵۲ق | مدت امامت:۳۳سال |
۱۳-ابو عبد الله محمد المعتز | ۲۵۲ق | ۳ سال | ۲۵۵ق | شهادت امام هادی۲۵۴ |
۱۴-ابو اسحاق محمد المهتدی | ۲۵۵ق | ۱سال | ۲۵۶ق | تولدامام عسکری۲۳۲ |
۱۵-ابو العباس احمد المعتمد | ۲۵۶ق | ۲۳سال | ۲۷۹ق | ۲سالکی انتقال به سامرا |
۱۶-ابو العباس احمد المعتضد | ۲۷۹ق | ۱۰سال | ۲۸۹ق | |
۱۷-ابو محمد علی المکتفی | ۲۸۹ق | ۶ سال | ۲۹۵ق | |
۱۸-ابو الفضل جعفر المقتدر | ۲۹۵ق | ۱سال | ۲۹۶ق | شهادت:سال۲۶۰ |
۱۹-ابو منصور محمد القاهر | ۳۱۷ق | ۱سال | ۳۱۷ق | |
۲۰-ابو الفضل جعفر المقتدر | ۳۱۷ق | ۳ سال | ۳۲۰ق | |
۲۱-ابو منصور القاهر | ۳۲۰ق | ۲ سال | ۳۲۲ق | |
۲۲-ابوالفضل الرضی(فرزندمقتدر) | ۳۲۲ق | ۷ سال | ۳۲۹ق | |
۲۳-ابو اسحاق ابراهیم المتقی (فرزندمقتدر) | ۳۲۹ق | ۴ سال | ۳۳۳ق | |
۲۴-ابو القاسم عبد الله المستکفی | ۳۳۳ق | ۱سال | ۳۳۴ق | |
۲۵-ابو القاسم فضل المطیع | ۳۳۴ق | ۲۹سال | ۳۶۳ق | |
۲۶-ابو الفضل عبد الکریم طائع | ۳۶۳ق | ۱۸سال | ۳۸۱ق | |
۲۷-ابو العباس احمد القادر | ۳۸۱ق | ۴۱سال | ۴۲۲ق | |
۲۸-ابو جعفر عبد الله القائم | ۴۲۲ق | ۴۵سال | ۴۶۷ق | |
۲۹-ابو القاسم عبد الله مقتدی | ۴۶۷ق | ۲۰سال | ۴۸۷ق | |
۳۰-ابو العباس احمد المستظهر | ۴۸۷ق | ۲۵سال | ۵۱۲ق | |
۳۱ -ابو منصور فضل المسترشد | ۵۱۲ق | ۱۷سال | ۵۲۹ق | |
۳۲ -ابو جعفر منصور الراشد | ۵۲۹ق | ۱ سال | ۵۳۰ق | |
۳۳ -ابو عبد الله محمد المقتفی | ۵۳۰ق | ۲۵سال | ۵۵۵ق | |
۳۴ -ابو المظفر یوسف المستنجد | ۵۵۵ق | ۱۲سال | ۵۶۶ق | |
۳۵ -ابو محمد الحسن المستضیء | ۵۶۶ق | ۹ سال | ۵۷۵ق | |
۳۶ -ابو العباس احمد الناصر | ۵۷۵ق | ۴۷سال | ۶۲۲ق | |
۳۷ -ابو نصر محمد الظاهر | ۶۲۲ق | ۱ سال | ۶۲۳ق | |
۳۸ -ابو جعفر منصور المستنصر | ۶۲۳ | ۱۷سال | ۶۴۰ق |
آخرین حاکم عباسیان:«ابو احمد عبد الله مستعصم» که (۱۶ سال)برتخت سلطنت نشست،که درسال ۶۵۶ هجری قمری باهجوم مغولان سلطنتشان پاشیده شد،به حلب(سوریه)کوچیدند وآنجاهم عرصه برآنهاتنگ شد،رفتند پرچمشان رادر«شام»(دمشق)برافراشتند که آنجاهم زیادداوم نیاوردند،رفتندمصر.
حضرت امام جواد (ع) در بغداد (کاظمین) در کنار قبر جدشان(حضرت موسى بن جعفر) به خاک سپرده شدند
چگونگی شهادت امام جواد:
نحوه شهادت امام جواد:دربعضی از منابع اهل تسنن، اشاره بر این دارند که امام جواد علیه السلام به میل خود و برای دیداری از معتصم عازم بغداد شده است واما منابع دیگر، حاکی از آنند که معتصم به ابن زیات مأموریت داد تا کسی را برای آوردن امام به بغداد بفرستد.«معتصم خلیفۀ عباسی»، برادر مأمون و عموی «ام الفضل»( دختر مأمون)، پیوسته نقشه هایی را برای به شهادت رساندن امام جواد درسرداشت و در این زمینه با «ام فضل» نیز همدست شده بود که سرانجام گزینه مسمومیت رادنبال کردند زیرا معتصم می دانست که ام فضل از آن حضرت کینه دارد،بر این اساس ام فضل نیز در خواست معتصم را پاسخ مثبت داد و سمیّ را در «انگور» جاسازی کرد و در پیش روی آن حضرت نهاد و وقتی که امام جواد (ع) از آن انگور خورد،حالش مُتَغیّرشد، ام فضل پشیمان شد و شروع به گریه کرد حضرت فرمودند: گریه ات برای چیست؟ سوگند به خدا، خداوند آن چنان تو را به دردی در ناحیه رحم دچار سازد که جبران پذیر نباشد و به بلایی گرفتارت کند که قابل کتمان نباشد. بر اثر همین نفرین ام فضل بیمار شد و از دنیا رفت.
نام مبارک امام نهم محمّد وکنیه ایشان: ابو علی است ، مختار، متوکل، متقى، زکى ، تقى، منتجب ، مرتضى ،قانع ، جواد،عالم ، صادق، صابر، فاضل
امام جواددر۵سالگی همراه پدرازمدینه به ایران آمدند
دراوائل سال ۲۰۱ هجری قمری که امام رضا (علیه السلام) قصد سفر به خراسان داشتند و حج وداع به جاى آوردند بنده در خدمتشان بودم، فرزند ایشان ابو جعفر الجواد (کودکی۵ساله بود) نیز همراهشان بودند، حضرت وداع از خانه خدا را به جاى آوردند و در آنجا نماز گزاردند. امام جواد (ع) به گردن یکى از غلامان آن حضرت آویخته بودند و غلام ایشان را مىگرداند، در این هنگام امام جواد (ع) پایین آمدند و در حجر ابراهیم نشستند و نشستن ایشان به درازا کشید، موفق (غلام) به ایشان گفت: فدایتان شوم برخیزید. امام جواد (ع) برنخاستند و فرمودند: از این جایم تکان نمىخورم مگر آن که خداوند خواسته باشد و غم چهره ایشان را فرا گرفت. موفق خدمت کار پیش امام رضا (ع) آمده و جریان فرزندشان امام جواد (ع) را با ایشان در میان گذارد، امام رضا (ع) خود نزد وى آمدند و به ایشان گفتند: فرزندم برخیز، خوددارى ورزید و گفت: من از جایم تکان نمىخورم در حالى که شما با این خانه (خانه خدا) وداعى گفتى که دیگر بدان باز نخواهى گشت و سرانجام همراه پدر برخاستند و به آنجا که پدر مىخواست همراه پدرشان رفتند./اعیان الشیعه به نقل از امیة بن على
همسران امام جواد
از مطالعۀ کتب تاریخی و روایی فهمیده می شود که امام جواد (علیه السلام) دارای دو همسر بودند به نام های سمانه مغربیه مادر امام هادی (ع) و ام الفضل که امام از او صاحب فرزند نشدند
ازدواج امام رضا ( ع ) با خواهر مأمون
صدوق در عیون اخبار الرضا روایت کرده است که مأمون پس از آن که امام رضا رابه ولی عهدی خود منصوب کرد “خواهرش”ام حبیبه را در آغاز سال ۲۰۲به ازدواج وی در آورد و دخترش” ام الفضل “را برای امام جواد ( ع ) نامزد کرد. مسعودی در اثبات الوصیه گوید : مأمون خواهرش ” ام ابیها”را بهه همسری امام رضا ( ع ) در آورد . وی می گوید : روایت صحیح آن است که ام حبیبه خواهر مأمون بود . زیرا مأمون از امام خواست که از وی خواستگاری کند.فرزندان امام جواد
دربارۀ فرزندان امام جواد (ع) بین منابع و کتب انساب اختلاف وجود دارد. شیخ طبرسی می گوید: امام جواد (علیه السلام) دو پسر و سه دختر از خود به جاى گذاردند که یکى از آنان حضرت هادى (ع) است و دومى هم به نام موسى می باشد و دختران آن جناب هم حکیمه، خدیجه و ام کلثوم نام داشتهاند، و بعضى هم گفتهاند: که ایشان دو دختر بنام فاطمه و امامه از خود باقى گذاشته اند. در برخی منابع دیگر نیز تا پنج پسر نیز به ایشان نسبت داده شده است، اما آنچه همۀ منابع دربارهاش اتفاق نظر دارند، این است که فرزندان ذکور ایشان دو نفر بودهاند: امام علی الهادی (علیه السلام) و موسی مبرقع. به این دو فرزند ایشان در همه منابع اشاره شده است.
با این حال در منابع قدیمی تنها "ابن عنبه" در کتاب "عمدة الطالب" چهار پسر برای ایشان بیان کرده است: امام هادی(علیه السلام) ، موسی مبرقع، حسن و محمد
در برخی کتابهای انساب که در دورۀ اخیر نوشته شده است، میتوان به نام پنج فرزند پسر برای امام جواد رسید: امام هادی (علیه السلام)، موسی مبرقع، محمد، علی و یحیی.
امام جواد در سال ۲۰۳ هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا به امامت رسید. دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود.
هنگامی که امام رضا به دعوت مأمون از مدینه به توس رفت امام جواد (ع) که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا در مدینه ماند و در سال ۲۰۲ هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت.
پس از شهادت امام رضا مأمون به بغداد رفت. او که از کمالات علمی و معنوی امام جواد آگاه بود ایشان را از مدینه به بغداد دعوت کرد اما دولتمردان حکومت عباسی و اطرافیان مأمون از این اقدام ناخشنود بودند، بهویژه آنکه مأمون تصمیم داشت دختر خود، ام الفضل را به همسری امام جواد (ع) در آورد.
مأمون برای آنکه آنها را از مقام علمی و فضل آن حضرت آگاه کند، در بغداد مجلس بحثی میان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار ترتیب داد.
در این مجلس، امام به پرسشهای علما پاسخ گفت و میزان دانش و هوش وی بر آنان آشکار شد. پس از آن مأمون دختر خود را به همسری امام درآورد.
حضرت جواد بر این باور بود که آیات الهى باید در جامعه فراگیر شوند و تمام مسلمانان در گفتار و رفتار و استدلال روزمره خود از قرآن و معارف بلند آن بهره گیرند، به همین جهت سعى مى کرد در گفتگوها و معاشرت و برخورد با مردم از آیات قرآن استفاده کند.
طعنه بزرگان دربار- به مأمون از دامادی یک کودک
از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده، چنین بر می آید: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد، چنانکه درباره امام رضا علیه السلام هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند.[۱] ولی به طوری که از دو روایت فوق برمی آید، آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی درمی آورد که :" لَم یتَفَقَّهُ فی دینِ الله ولا یعرف حلاله من حرامه ولا فرضاً من سنّته"؛کودکی که تفقه در دین خدا ندارد، حلال را از حرام تشخیص نمی دهد و واجب را از مستحب باز نمی شناسد.
مأمون در مقابل این برخورد، مجلسی برپا کرد و امام جواد علیه السلام را به مناظره علمی با یحیی بن اکثم، بزرگترین دانشمند و فقیه سنی آن عصر، فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند.[۲] این در حالی بود که بنا به این دو روایت، هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام هنوز به آن حضرت " صبی" اطلاق می شده استشاگردان وراویان
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: در زمان امام باقر و امام صادق علیهما السلام شرائط اجتماعى مساعد بود و تعداد شاگردان و راویان حضرت صادق (ع) بالغ برچهار هزار نفر مى رسید، ولى از دوره امام جواد تا امام عسکرى علیه السلام به دلیل فشارهاى سیاسى وشدیداً کنترل می شدند ، اصحاب علمی راویان نیزکم بودند
شهادت
فراخوانی آن حضرت به بغداد، در سال ۲۲۰ توسط معتصم عباسی، آن هم درست در همان اولین سال حکومت خود، نمی توانست بی ارتباط با جنبه های سیاسی قضیه باشد. به ویژه که درست همان سال که حضرت جواد علیه السلام به بغداد آمد، رحلت کرد؛ این در حالی بود که تنها 25 سال از عمر شریفش می گذشت. عناد عباسیان با آل علی علیه السلام به ویژه با امام شیعیان که در آن زمان جمعیت متنابهی تابعیت مستقل آنها را پذیرفته بودند، شاهدی است بر توطئه حکومت در شهادت امام جواد علیه السلام. همچنین خواستن آن حضرت به بغداد و درگذشت وی در همان سال در بغداد، همگی شواهد غیرقابل انکاری بر شهادت آن بزرگوار به دست عوامل عباسی می باشد.
این قبر«شیخ مفید» و« سلماسی »درروبروی -دو۳متری ضریح کاظمین(ع) است
حرم امامین کاظمین(امام موسی کاظم وامام جواد)یعنی پدروپسرامام رضا(ع)
«شیخ مفید»(متولد ۳۳۶ ،متوفی ۴۱۳)، با اشاره به روایتی درباره مسمومیت و شهادت امام جواد علیه السلام، رحلت آن حضرت را مشکوک دانسته است.[۵] بنا به روایت مستوفی، عقیده شیعه بر این است که معتصم آن حضرت را مسموم نموده است.[۶ ]مأمون پس از ورود به بغداد- در سال۲۰۴- بلافاصله امام جواد علیه السلام را از مدینه به بغداد فراخواند.[۱۱]
پی نوشت:
[۱] الارشاد، ص ۱۹۳
[۲] همان، صص۳۱۹-۳۲۰
[۳] شیخ طوسى، رجال،
[۴] تاریخ بغداد،ج۳، صص۴۵ و۵۵.
[۵] الارشاد، ص ۳۲۶
[۶ ] تاریخ گزیده ، صص ۲۰۵-۲۰۶.۷1] الائمه الاثنی عشر، ابن طولون، ص ۱۰۳؛ شذرات الذهب، ج۲، ص ۴۸.
[۸ ] بحارالانوار، ج۵۰، ص۸.
[۹] الفصول المهمه، ص ۲۷۵.
[۱۰] مروج الذهب، ج۳، ص ۴۶۴.
[۱۱] الحیاة السیاسیة للامام الجوادعلیه السلام، ص ۶۵.
بنقل ازضیاءالحق
خلفای عباسی معاصر امام جواد
دوران امامت شان با دو خلیفۀ عباسی، یعنی مأمون (۱۹۳-۲۱۸) و معتصم (۲۱۸-۲۲۷) معاصر بودند و هر دو نفر، حضرت جواد (ع) را به اجبار از مدینه به بغداد احضار کردند و طبق شیوۀ سیاسی ای که مأمون در مورد امام رضا (ع) به کار برده بود، آن حضرت را در پایتخت زیر نظر قرار دادند.
کیفیت شهادت امام جواد
در بارۀ این که امام جواد (علیه السلام) به چه نحوی به شهادت رسیدند، اقوال مختلفی وجود دارد که در این جا به دو قول مشهور اشاره می شود:
الف: معتصم خلیفۀ عباسی برادر مأمون و عموی ام فضل( دختر مأمون)، پیوسته نقشه هایی را برای به شهادت رساندن امام جواد درسرداشت و در این زمینه با ام فضل نیز همدست شده بود که سرانجام گزینه مسمومیت رادنبال کردند زیرا معتصم می دانست که ام فضل از آن حضرت کینه دارد،بر این اساس ام فضل نیز در خواست معتصم را پاسخ مثبت داد و سمیّ را در انگور جا سازی کرد و در پیش روی آن حضرت نهاد و وقتی که امام جواد (ع) از آن انگور خورد،حالش متغیرشد، ام فضل پشیمان شد و شروع به گریه کرد حضرت فرمودند: گریه ات برای چیست؟ سوگند به خدا، خداوند آن چنان تو را به دردی در ناحیه رحم دچار سازد که جبران پذیر نباشد و به بلایی گرفتارت کند که قابل کتمان نباشد. بر اثر همین نفرین ام فضل بیمار شد و از دنیا رفت.
ابن ابی دؤاد، یکی از قاضیان معروف زمان معتصم، میگوید:امام جواد (محمدتقی)علیه السلام در مجلسی با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر خدا (ص) برای معتصم ثابت کرد که حد دزدی، قطع انگشتان دست است. سپس انگشتان شخصی که اعتراف به دزدی کرده بود، طبق حکم امام جواد (ع) و به فرمان معتصم قطع شد.
سه روز پس از این ماجرا نزد معتصم رفتم و گفتم: « خیر خواهی برای امیر المؤمنین امری واجب است.» بعد به او گفتم در مجلسی که همه فقها و دانشمندان، وزیران، نویسندگان و فرماندهان جمع شده اند و اخبار آن به گوش مردم می رسد، صلاح نیست خلیفه همه نظرها را رد کند و نظر فردی را که فقط عدهای از مردم معتقد به امامتش هستند، بپذیرد. معتصم از شنیدن این حرف رنگ به رنگ شد و تازه فهمید چه اشتباهی کرده. فردای آن روز به یکی از وزیرانش دستور داد امام جواد را به منزل خودش دعوت کند و به او غذای زهرآلود بدهد. امام گفتند: « میدانید که من در مجالس شما حاضر نمیشوم».
وزیر گفت: «من فقط شما را دعوت کردهام. دوست دارم پا روی چشم من بگذارید و داخل خانه من بشوید. این را مایه برکت خانهام می دانم». امام جواد با اصرار صاحب خانه و بدون تمایل قلبی، دعوتش را پذیرفتند.
امام وقتی وارد منزل او شدند و قدری از غذایش را تناول فرمودند، احساس مسمومیت کردند. مرکب سواری خود را طلب کردند و در پاسخ صاحب خانه که گفت « تشریف داشته باشید»، فرمودند:« از خانهات خارج شوم، برای خودت بهتر است.»
پس از آن شب، امام جواد (ع) پیوسته در حال بیماری و تهوع به سر میبردند تا از دنیا رحلت فرمودند.
مرقد امام جواد
حضرت امام جواد (ع)در قبرستان قریش در بغداد (کاظمین) در کنار قبر جدشان، حضرت موسى بن جعفر (ع) به خاک سپرده شدند.
زندگانی چهارده معصوم(جدول)