پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

مسیرحرکت"امام رضا "ازمدینه تامرو

​به «ازدواج امام رضا»نیزپرداخته ایم

مسیرحرکت امام رضا علیه السلام ازمدینه تامرو

تولدامام رضا: ۱۱ذیقعده ۱۴۸مدینه-شهادت :روزآخر صفر ۲۰۳ (۱۸شهریور ۱۹۷) در طوس(مشهد)
پدر:   امام موسی بن جعفر/مادر:  نجمه (تکتم) 

حضوردرایران:۳سال، مدت امامت۲۰ سال 

جدول تاریخ زمان ورود حضرت رضا به شهرهای مسیر از مکه تا مرو 
۲۰۱ ـ ۲۰۰قمری(۱۹۶ ـ ۱۹۵شمسی
* حج تمتع،مکه- سه ‏شنبه اول تا چهارشنبه ۱۰ ذیحجه(۱۴ تا ۲۳ تیر)
* حرکت از مدینه، پنج‏شنبه ۱۵ محرم(۲۷ مرداد)
* ورود به بصره، دوشنبه ۳ صفر(۱۴ شهریور)
* حرکت از بصره، شنبه ۸ صفر(۱۹ شهریور)
*ورود به اهواز، یکشنبه ۱۶ صفر(۲۷ شهریور)
* حرکت از اهواز، دوشنبه ۱۶ ربیع ‏الاول(۲۵ مهر)
* ورود به فارس (شیراز)، سه ‏شنبه ۲۶ ربیع‏ الاول(۵ آبان)
*حرکت از فارس (شیراز)، سه ‏شنبه ۱ ربیع‏ الثانی(۱۰ آبان)
* ورود به یزد، چهارشنبه ۱۵ ربیع ‏الثانی(۲۵ آبان)
* حرکت از یزد، یکشنبه ۲۰ ربیع ‏الثانی(۲۹ آبان)
* ورود به نیشابور، سه ‏شنبه ۷ جمادی ‏الاول(۱۵ آذر)
* حرکت از نیشابور، جمعه ۱ جمادی ‏الثانی(۹ دی)
* ورود به طوس، یکشنبه ۳ جمادی الثانی(۱۱ دی)
* ورود به سرخس، جمعه ۸ جمادی ‏الثانی(۱۶ دی)
* حرکت از سرخس، شنبه ۲۳ جمادی ‏الثانی(۱ بهمن)
* ورود به مرو، جمعه ۲۹ جمادی  لثانی(۷ بهمن)
*اعلام ولایتعهدی، دوشنبه ۷ رمضان(۱۴ فروردین)
*نماز عید فطر، پنج‏شنبه اول شوال(۷ اردیبهشت) 

از بصره به  بطرف خوزستان(اهواز) ادامه طریق می دهند

از اهواز ازطریق  پل اربک (اربق) در شهر ارجان (بهبهان) و شهر ابرقو(ابرکوه) وجاده  شیراز  به سمت خراسان می روند.

فاصله«منازل» شیراز به یزد را ۹ منزل بود که حدود ۵۰ فرسخ می باشد

وازطریق  نیشابور به طوس، ده سرخ و کوه سنگی به حرکتشان ادامه می دهند

بعد از «کوه سنگی» مقصد بعدی «طوس» بود. ایشان هنگامی که وارد طوس شدند.

در قریه «سناباد» از ناحیه «نوقان» که از مستملکات «حمید بن قحطبة طایی» به شمار می‌رفت و در آن منزل و باغ داشت، اقامت کردند.

«مقبره هارون الرشید» نیز در آن باغ قرار داشت. این همان مکانی بود که امام پیش از این بارها گفته بود که در آن محل به خاک سپرده خواهند شد. حضرت امام رضا علیه السلام در آن مکان نماز خواندند.

مقصد بعد از طوس  «سرخس» بوده است.

البته گفته می شود که به «قم» هم رفته اند۱۹۶۱۴۰

 طریق مدینه، بصره، خرمشهر، اهواز، قم، ری و نیشابور به «مرو» وارد شود. آن حضرت در ۱۰ شوال۲۰۱(۱۵اردیبهشت ۱۹۶) وارد مرو شد.(احتمالاً فرزندش فقط درسفربه مکه همراهش بوده )

«مامون »،  دستورداده بود گروهی از رجال و اشراف از جمله والی مدینه ملازم رکاب امام باشند .

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:در پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس رضوی  آمده است: وقتی که امام خود را از سفر به خراسان ناگزیر یافت، در چند نوبت، کنار مرقد پیامبر آمد و با شکل وداع خود با قبر پیامبر ناخرسندی و نگرانی خویش را از این سفر آشکار ساخت، تا دیگران نیز بدانند که امام(ع) بر انجام این سفر مجبور است.
«محول سیستانی» که از نزدیک شاهد ماجرا بوده است، چنین می‌نگارد: «هنگامی که فرستاده مأمون، وارد مدینه شد، من نیز در مدینه بودم. امام برای وداع با پیامبر وارد حرم شریف نبوی گردید. حضرت در حالی که با صدای بلند گریه می‌کرد، چند نوبت با پیامبرو مرقد پاک او خداحافظی کرد.جلو رفتم و به امام(ع) سلام کردم. حضرت پاسخ سلام مرا داد. آنگاه امام را به خاطر سفری که در پیش داشتند، تهنیت گفتم، ولی آن حضرت فرمود: مرا به حال خود واگذار، که من از جوار جدم خارج شده و در غربت از دنیا خواهم رفت!»
... گواه دیگر بر کراهت و ناخرسندی امام از این سفر مسیر تعیین شده از سوی دستگاه خلافت است، به گونه‌ای که در مواردی، امام از برخی مناطق مخفیانه عبور داده می‌شد و نیز از ورود و عبور حضرت به کوفه و قم، جلوگیری گردید.
از برخی نقل‌ها و مدارک تاریخی استفاده می‌شود: امام رضا(ع) در این سفر  تنها نبوده است بلکه گروهی از علویان نیز اوراهمراهی می کردند.

از مدینه تا بصره

۲ تن از مأموران مأمون به نامهای «رجاء بن ضحاک» و «یاسر خادم »به همراه نامه ایی دستور داشتند امام را برای انتقال امام از مدینه به مقر حکومتی همراهی کنند.

آن ۲ به منزل امام رفتند و نامه مأمون را به حضرت تسلیم کردند. امام با فرستادگان مأمون سخنی نگفت، با کراهت نامه را خواند و بنا به مصالح آن روز، پیشنهاد مأمون را پذیرفت و آماده سفر شد و در اولین گام قبل از آغاز سفر به سوی مرو، امام دست به اقداماتی زد که ماهیت پذیرش ولایتعهدی را آشکار ساخت .

در این سفر فرزندش « جواد »(امام نهم)نیز همراه ایشان بوده است .

امام رضا(ع) با اقداماتی چون وداع با مرقد مطهر رسول اکرم(ص)، تعیین جانشین و اعلام امامت امام جواد(ع) و وداع با خانواده به روشنی نشان دادند که ولایتعهدی ظاهری آراسته بر چهره تبعید و نفی بلد است.

منابع تاریخی و اولیه آغاز حرکت امام رضا را از مدینه به بصره ذکر کرده اند. اما برخی منابع نیز نوشته‌ اند: حضرت ابتدا به مکه رفته با خانه خدا وداع کرده و سپس از مکه به سفر ادامه داده اند.

بصره تا فارس

از بصره تا سوق الاهواز
از دیار عرب (عراق) تا خوزستان دو راه وجود دارد، یکی از بغداد به واسط و از واسط به خوزستان و راه دیگر از بصره به خوزستان که کوتاهترین راه و فاصله میان ایران و عراق آن روز محسوب می شد.

امام دراهواز بیمارشد

امام هشتم از بصره به اهواز حرکت کرد.با ورود امام به اهواز، بیماری امام روی می دهد که منابع دلیل بیماری آن حضرت را هوای بسیار گرم و مرطوب این شهر عنوان می کنند، لذا می توان استنباط کرد که سفر امام در تابستان رخ داده است.

۳ بقعه به نام امام رضا در شوشتر، دو بقعه به نام شاخراسون( شاه خراسان) در دزفول و شوشتر و دو بقعه دیگر به نامهای امام ضامن وجود دارد . این بناهای یادبود که تعداد آنها قریب به ده بنا است اگرچه از حیث کثرت، گذر امام رضا را در این شهرها قوت می بخشند اما به لحاظ اعتبار با ابهام روبرو بوده و چندان معتبر نیستند .

اهواز تا فارس

درباره ادامه مسیر حرکت امام به فارس منابع توضیحی ندارند که حضرت از کدام راه به سمت فارس و از آنجا به خراسان عزیمت کرده اند.

از مدینه تا خراسان؛ تحلیل جغرافیایی پنج مرحله از سفری تاریخی

درباره خروج امام از اهواز خبر دقیقی وجود دارد که امام از« پل اربق»(اربک) عبور کرده اند . در ادامه مسیر پل اربک در شهر «ارجان»( بهبهان) قدمگاهی است موسوم به «قدمگاه امام رضا»وجود این قدمگاه در این مکان مسیر امام را روشن می کند. قدمگاه بعدی که در منابع تاریخ محلی به تناوب از آن یاد شده شهر «ابرقو»(ابرکوه) است که در منتهی الیه جاده شمالی شیراز به شهر یزد است ،امام رضا از اهواز و از طریق فارس و نه شهر شیراز به سمت خراسان ادامه مسیردادند.

فارس تا یزد

با توجه به تأکید منابع به عبور آن حضرت «از راه کویر به سوی مرو»، بر اعتبار قدمگاه های موجود در یزد افزوده می شود.

البته باید توجه داشت که یزد در قرن دوم اسلامی نه یک شهر که یک منطقه بیابانی بوده و در منابع اولیه نیز به صراحت نامی از یزد به میان نیامده و تنها عبور آن حضرت از یک کویر و یا بیابان ذکر شده است .

برخی بر این باورند که امام ر ضا طی مسیر وارد شهر «قُم »شده و در منزل یکی از اهالی این شهر منزل کرده اند که این مکان امروزه به «مدرسه رضویه»(مأموریه) شهرت یافته است.

احتمال «ورودامام رضابه قم »بعیداست.

اما این نکته نیز قابل توجه است که مأمون گذر امام از شهرهای محل تجمع شیعیان را ممنوع کرده بود. بنابراین حضور امام در این شهر سند محکمی ندارد، ضمن اینکه حضور و توقف امام در قم در منابع تاریخی معتبر تأیید نشده است .

یزد تا خراسان

به طور کلی تعیین خط مسیر دقیق سفر امام رضا به واسطه گزارش های متعدد و گاه متناقض منابع دشوار است. به همین سیاق تعیین مسیر حرکت امام رضا از یزد تا خراسان نیز با دشواری همراه است.

تنها نقطه روشن که در این مسیر از منابع اولیه به دست می آید اشاره ایی است که «شیخ صدوق» و سایر منابع معتبر به مسیر راه کویر و ورود آن حضرت به نیشابور کرده اند.

امام رضا در خراسان

از ورود امام رضا به نیشابور گزارشهای متعدد و مستندی وجود دارد. به ویژه «حدیث سلسلة الذهب» که امام در این شهر ایراد فرموده اند به قوت گزارشهای ورود امام به نیشابور افزوده است.

مهمترین و معتبرترین گزارشی که از توقف آن حضرت در نیشابور ضبط شده روایت «عبدالسلام بن صالح ابوصلت هروی» است که حدیث مشهور و معروف سلسلة الذهب را از امام رضا در نیشابور نقل می کند.

چشمه «کهلان »که امام در آن غسل کرده و در کنار حوض آن به نماز ایستاده اند و همچنین «قدمگاه نیشابور» در ۲۴ کیلومتری آن شهر، یادگارهای مستند و مستدل حضور امام رضا در این شهر است.

مصلی امام رضا

امام رضا پس از نیشابور به «طوس»، «ده سرخ »و «کوه سنگی »سفر کرده اند داستان های مشهور بین مردم این ناحیه خود گویای حضور امام در این منطقه است.

چشمه امام رضا

در «ده سرخ »، امام به منظور دستیابی به آب جهت «وضو» زمین را به دست خویش اندکی حفر کرده، «چشمه ای» می جوشد که تا کنون موجود است.

در کوه سنگی، امام برکت سنگهای این ناحیه را که از آن دیگ ها و ظروف سنگی می تراشیدند طلب می کنند که تا امروز نیز همچنان این شغل در این ناحیه برجاست.

«مرو، سمرقند، بخارا و خوارزم» بخشهای شمالی خراسان بودند.

مسیر حرکت کاروان امام رضا علیه‌السلام

دکتر رجبی دوانی: متأسفانه هیچ روایتی را در خصوص مسیر حرکت امام رضا(ع) به سمت مرو را نمی‌توانیم به طور قطعی بپذیریم. در منابع تاریخی و روایات آمده است که مأمون هیئتی را به سرپرستی یکی از سرداران برجسته خود به نام «رجاءبن ابی ضحاک» به سوی مدینه فرستاد تا امام رضا(ع) را به سوی مرو بیاورد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«دکتر محمد حسین رجبی دوانی»(فرزندحجت الاسلام علی دوانی) درمصاحبه باتسنیم(۰۳ شهریور ۱۳۹۴):می گوید:

متأسفانه هیچ روایتی را درخصوص مسیر حرکت امام(ع) به سمت مرو را نمی توانیم به طور قطعی بپذیریم.

اما«دکتررجبی دوانی» درادامه می گوید:اما در مجموع چند روایت درباره مسیر حرکت آن حضرت بیان شده است. یکی از آن‌ها روایت شیخ صدوق است که درباره مسیرهای عبوری امام رضا(ع) در کتاب عیون اخبارالرضانوشته است که حضرت را از حجاز به سوی بصره عبور دادند و از آنجا حضرت را به اهواز بردند و از این شهر به سوی رامهرمز و از آنجا به سوی ارجان (بهبهان) حرکت دادند.

شیخ صدوق در ادامه می نویسد: امام رضا(ع) از بهبهان وارد استان جبل (لرستان ) شدند و از آنجا به قم رسیدند و از آنجا به ری و از شهرری به نیشابور و از این شهر به توس و از آنجا به سرخس و از شهر سرخس هم وارد مرو پایتخت مأمون شدند. اما به نظر می‌رسد این نقل با سفارش ها و تاکیدات مأمون مبنی بر عبور ندادن امام(ع) از شهرهای شیعه نشین که قم در ایران مهم ترین این شهر‌ها بود، سازگار نیست. گفته شده وقتی امام وارد قم شدند، مردم آن شهر از امام استقبال عجیب و باشکوهی کردند. حتی خاندان‌های معروف اصرار داشتند که امام را مهمان خود کنند و نقل شده است که امام رضا(ع) همان جمله ای را که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هنگام ورود به مدینه گفتند، تکرار کردند و ناقه ایشان در جایی فرود آمد و حضرت در آن منزل وارد شدند که از دیرباز تاکنون آن مکان که گفته می شود، امام رضا(ع) در آن ساکن بودند مشهور بوده و الان مدرسه علمیه رضویه در آنجا تاسیس شده است. اما برخی از محققان قسمت اول نقل شیخ صدوق را می پذیرند و قسمت دوم را نمی پذیرند و می گویند که امام از استان جبل عبور نکردند. بلکه وارد استان یزد شدند و از برخی شهرهای این منطقه عبور و به خراسان عزیمت کردند. قسمت ورود به خراسان را هم که شیخ صدوق نقل کرده است، می پذیرند.

«دکتررجبی دوانی»:نقل دومی هم درباره مسیر عبور امام رضا(ع) از مدینه به مرو وجود دارد که طبق این نقل امام رضا(ع) وارد شهر بصره شدند، این شهر عراق برخلاف امروز که اغلب ساکنان آن را شیعیان تشکیل می دهند، در گذشته به عثمانی بودن شهرت داشت و مردم آن میانه ای با اهل بیت علیهم السلام نداشتند و هواخواه عباسیان بودند. پس از ورود حضرت رضا(ع) به بصره، ایشان را به بغداد عزیمت دادند و از آن شهر ایشان وارد خاک ایران شدند.

«دکتررجبی دوانی»این نقل را صحیح نمی دانددلیلش رااینگونه،می گوید: چون بغداد بالا تر از خوزستان ایران قرار داشته و بعید است که ایشان از بغداد وارد خوزستان شده و از «ارجان »عبور کرده باشند.

پژوهشگران ورودامام رضارابه قم منتفی می دانند.

(مأمون به «رجاءبن ابی ضحاک» سفارش کرد که امام را از مراکز شیعه‌نشین عبور ندهد)

«دکتررجبی دوانی»:حضرت وارد شهر قم نشدند ،چون در آن زمان کوفه و قم دو شهر مشهور شیعه نشین بود و محبان اهل بیت علیهم السلام در آن شهرها ساکن بودند. هدف مأمون آن بود که امام رضا(ع) را از شهرهایی عبور دهند که مهم نباشد و مردمان آن هم نسبت به امام رضا(ع) و اهل بیت علیهم السلام معرفتی نداشته باشند.

رجبی:امام رضاعلیه السلام «از بصره وارد ایران شدند».

از شلمچه عبور کردند و پس از ورود از اهواز وارد رامهرمز و ارجان شدند و از آنجا به استان یزد عزیمت کردند و پس از عبور از ابرقو به استان سمنان کنونی (قومس) وارد و از آنجا وارد شهر نیشابور شدند و بقیه مسیر را به سوی مرو ادامه دادند.

دکتررجبی تصریح  گفت:درمجموع آنچه قطعی و مسلم است اینکه «بصره، ارجان، نیشابور و سرخس از جمله شهرهایی است که بی گمان حضرت امام رضا(ع) از آن‌ها عبور کردند.»،اما درباره بقیه شهرها نمی توان با قاطعیت نظر داد.
دکتررجبی گفت:نیشابور در آن زمان در کنار شهر بغداد جزو مهم ترین مراکز علمی جهان اسلام محسوب می شد. اگرچه اغلب مردم آن اهل تسنن بودند. فقط ۲۴هزار نفر راوی حدیث و عالم از امام رضا(ع) حدیث سلسله الذهب را ثبت و ضبط و نقل کرده اند. در تاریخ آمده است که این افراد قلم و دوات و کاغذ آماده کرده بودند تا حدیث حضرت رضا(ع) را بشنوند. این دانشمندان اهل تسنن نیشابوری حدیث حضرت(ع) را ثبت و ضبط و نقل کردند و به امام رضا(ع) هم علاقه داشتند./پایان مصاحبه رجبی.
روایت شیخ صدوق از مسیر حرکت امام رضا علیه‌السلام به ایران
ادامه گزارش خبرگزاری فرهنگ رضوی : درباره مسیرهای عبوری امام رضا(ع)، شیخ صدوق در کتاب عیون اخبارالرضا علیه‌السلام نوشته است که آن حضرت را از حجاز به سوی بصره عبور دادند و از آنجا حضرت را به اهواز بردند و از این شهر به سوی رامهرمز و از آنجا به سوی ارجان (بهبهان) حرکت دادند.
شیخ صدوق در ادامه می‌نویسد: امام رضا(ع) از بهبهان وارد استان جبل (لرستان) شدند و از آنجا به قم رسیدند و از آنجا به ری و از شهرری به نیشابور و از این شهر به توس و از آنجا به سرخس و از شهر سرخس هم وارد مرو پایتخت مأمون شدند.
اما به گفته دکتر رجبی دوانی(پسرمحقق توانمندمرحوم علی دوانی)، به نظر می‌رسد این نقل با سفارش‌ها و تاکیدات مأمون مبنی بر عبور ندادن امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام از شهرهای شیعه‌نشین که قم در ایران مهمترین این شهرها بود، سازگار نیست.
گفته شده است وقتی امام رضا علیه‌السلام وارد قم شدند، مردم آن شهر از امام استقبال عجیب و باشکوهی کردند؛ حتی خاندان‌های معروف اصرار داشتند که امام را مهمان خود کنند و نقل شده است که امام رضا(ع) همان جمله‌ای را که پیامبر اکرم (ص) هنگام ورود به مدینه گفتند، تکرار کردند(هرجاشترم زانوزد) و ناقه ایشان در جایی فرود آمد و حضرت در آن منزل وارد شدند که از دیرباز تا کنون آن مکان که گفته می‌شود، امام رضا(ع) در آن ساکن بودند مشهور بوده و الان مدرسه علمیه رضویه در آنجا تاسیس شده است.
اما برخی از محققان، قسمت اول نقل شیخ صدوق را می‌پذیرند و قسمت دوم را نمی‌پذیرند و می‌گویند که امام از استان جبل عبور نکردند. بلکه وارد استان یزد شدند و از برخی شهرهای این منطقه عبور و به خراسان عزیمت کردند. قسمت ورود به خراسان را هم که شیخ صدوق نقل کرده است، می‌پذیرند.

امام رضا(ع)به  شهر قم نرفتند

امام از بصره وارد ایران شدند، از شلمچه عبور کردند  از اهواز و رامهرمز و ارجان عبورکردند ازراه بیابانهای  یزد ،پس از عبور از ابرقو به استان سمنان (قومس) واردشدند و از آنجا وارد شهر نیشابور شدند و «مرو »رسیدند.
دکتر رجبی  به نقل دوم درباره مسیر عبور امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو اشاره می‌کند و می‌گوید که: طبق این نقل امام رضا علیه السلام وارد شهر بصره شدند، این شهر عراق بر خلاف امروز که اغلب ساکنان آن را شیعیان تشکیل می‌دهند، در گذشته به عثمانی بودن شهرت داشت و مردم آن میانه‌ای با اهل بیت علیهم‌السلام نداشتند و هواخواه عباسیان بودند. پس از ورود حضرت امام رضا علیه السلام به بصره، ایشان را به بغداد عزیمت دادند و از آن شهر ایشان وارد خاک ایران شدند.
این نقل به نظر صحیح نمی‌آید چون بغداد بالاتر از خوزستان ایران قرار داشته و بعید است که ایشان از بغداد وارد خوزستان شده و از ارجان عبور کرده باشند. به نظر بیشتر محققان حضرت وارد شهر قم نشدند چون در آن زمان کوفه و قم دو شهر مشهور شیعه‌نشین بود و محبان اهل بیت علیهم‌السلام در آن شهرها ساکن بودند.
 هدف مأمون آن بود که امام رضا علیه السلام را از شهرهایی عبور دهند که مهم نباشد و مردمان آن هم نسبت به امام رضا علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام معرفتی نداشته باشند. به همین دلیل به نظر می‌رسد که آن حضرت از بصره وارد ایران شدند، از شلمچه عبور کردند و پس از ورود از اهواز وارد رامهرمز و ارجان شدند و از آنجا به استان یزد عزیمت کردند و پس از عبور از ابرقو به استان سمنان (قومس) وارد و از آنجا وارد شهر نیشابور شدند و بقیه مسیر را به سوی مرو ادامه دادند.
به تصریح دکتر رجبی دوانی، آنچه قطعی و مسلم است اینکه بصره، ارجان، نیشابور و سرخس از جمله شهرهایی است که بی‌گمان حضرت امام رضا علیه السلام از آنها عبور کردند. شواهد به گونه‌ای است که با قاطعیت می‌توان درباره این موضوع اظهارنظر کرد. ولی درباره بقیه شهرها نمی‌توان با قاطعیت نظر داد.
عبور امام هشتم شیعیان از شهر نیشابور
شهر نیشابور در آن دوران هم ردیف شهر بغداد و جزو مهمترین مراکز علمی جهان اسلام محسوب می‌شد. اگرچه اغلب مردم آن اهل تسنن بودند. اما فقط ۲۴ هزار نفر راوی حدیث و عالم از امام رضا علیه السلام حدیث سلسله‌الذهب را ثبت و ضبط و نقل کرده‌اند. در تاریخ آمده است که این افراد قلم و دوات و کاغذ آماده کرده بودند تا حدیث حضرت رضا علیه السلام را بشنوند. این دانشمندان اهل تسنن نیشابوری حدیث حضرت علیه السلام را ثبت و ضبط و نقل کردند و به امام رضا علیه السلام هم علاقه داشتند.

درب‌های رواق امام خمینی به روی زائران حرم امام رضا(ع) باز شد

گفته شده است وقتی به خواست مردم، امام رضا علیه السلام، بُرقع (نقاب) را از چهره خود برداشتند، مردم با مشاهده سیمای نورانی و مقدس حضرت علیه السلام چنان منقلب و هیجان‌زده شدند که یا می‌گریستند یا بر سر و صورت خود می‌زدند. حتی گفته شده است عده‌ای از هوش رفتند. این نوع احساسات و این نوع استقبال در نیشابور در هیچ شهر و مکان دیگری تکرار نشد. این واکنش‌ها میزان علاقه مردم ایران و اهالی نیشابور آن زمان را به حضرت امام رضا علیه السلام نشان می‌دهد.
خواندن حدیث سلسلة الذهب و استقبال مردم از آن احتمالا اسباب تشویش و نگرانی حکومت را فراهم کرد. گفته شده است رجاء بن ابی ضحاک که سرپرست هیئت همراه امام رضا علیه السلام در سفر از مدینه به مرو بود، به شدت تحت تاثیر معنویت امام علیه السلام و استقبال مردم از ایشان قرار گرفته بود. او وقتی این موارد را به مأمون گزارش داد از نقل‌های تاریخی برمی‌آید که مأمون از این گزارش‌ها تعجب نکرد چون پیش‌بینی این حوادث را می‌کرد.

نقل حدیث سلسلة الذهب در میان علمای نیشابور
زمانی که امام رضا علیه السلام به شهر نیشابور رسیدند، مردم و علما گرد آن حضرت جمع شدند و درخواست کردند که آن حضرت حدیثی برای ایشان نقل کنند. از آنجا که عموم این افراد اهل تسنن بودند، امام رضا علیه السلام حدیثی را با سلسله راویان بیان کردند که سلسله‌وار از اجداد طاهرین و طیبین ایشان رسیده است. بنابراین ابتدا سلسله سند را فرمودند که: «از پدرم امام کاظم علیه السلام، و او از پدرش امام صادق علیه السلام و او از پدرش امام باقر علیه السلام و او از پدرش امام سجاد  و او از پدرش امام حسین (ع) و او از پدرش امام علی  و او از پیغمبر اکرم (ص) و آن حضرت از جبرئیل و جبرئیل از خدای تعالی این حدیث را بیان می‌کند که: کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی» یعنی اعتقاد به توحید الهی شرط ورود به دژ الهی است و هر کس به این دژ محکم الهی وارد شود از عذاب خدا در امان خواهد بود.
وقتی حدیث تمام شد و راویان قلم‌ها و کاغذها و دوات خودشان را به زمین گذاشتند و همه خوشحال بودند که بنابراین همه ما اهل توحید هستیم و از عذاب الهی در امانیم. همین موقع حضرت سوار بر کجاوه شدند، ناگاه حضرت سر از کجاوه بیرون آوردند و فرمودند «بشرط ها و شروط ها و انا من شروط ها» ولی چون حضار معرفت و شناخت کامل نسبت به امام علیه السلام نداشتند معنای سخن آن حضرت را که اعتقاد به امامت را شرط توحید کامل دانستند درنیافتند.
در برخی روایات هم آمده در همین سفر زمانی که امام رضا علیه السلام به سرخس نزدیک می‌شدند، یکی از اصحاب از آن حضرت حدیث خواست و ایشان با همین سلسله راویان فرمودند: «ولایة علی بن ابیطالب علیه السلام حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی» یعنی اعتقاد به ولایت امام علی علیه السلام دژ محکم الهی است که هر که در آن وارد شود، از عذاب الهی در امان است.
به تصریح دکتر رجبی دوانی، این حدیث به قدری در جامعه اهل تسنن جایگاه ویژه پیدا کرده بود که احمد حنبل، یکی از ائمه چهارگانه اهل تسنن و رئیس فرقه حنبلی، گفته بود: این حدیث تا اندازه‌ای عظمت دارد که اگر به کسی که دیوانه بوده یا دچار بیماری صرع است، خوانده شود شفا پیدا می‌کند. /پایان :خبرگزاری فرهنگ رضوی

از مدینه تا مرو ۳۴۵۰ کیلومتر بوده؛ بخش عمده این مسیر، در حدود ۲۱۰۰ کیلومتر در ایران و مابقی در عربستان، عراق و ترکمنستان پیموده شده است.

امام رضا علیه السلام بمدت ۵ ماه و ۹ روز درمسیر بوده اند.

روزحرکت:۱۵ محرم۲۰۱(۲۷ مرداد۱۹۵)

پایان سفر(رسیدن به مقصد):جمعه ۲۹ جمادی ‏‏الثانی(۷ بهمن۱۹۵)

چندنکته  درباره ورود امام رضا به ایران

امام حج تمتع آن سال را به جای آورد و در هنگام طواف حج، امام جواد(ع) (۲۲۰ ـ ۱۹۵ق) با وی بود. امام جواد در آن هنگام شش ساله بود. در نیمه محرم (سال ۲۰۱ق) قبر رسول خدا(ص) را زیارت کرد و با آن حضرت وداع گفت. فاصله مدینه تا بصره ۱۸ منزل (حدود ۴۳۲ کیلومتر) است.در بصره روز شنبه ۸ صفر ۲۰۱ق بوده است.
منزل یا مرحله: جایی است که مسافر، شب به آنجا می‏رسد و می‏ماند؛ مسافت بین دو توقفگاه مسافران؛ فاصله‏ای که مسافر در یک روز طی می‏کند. هر منزل برابر با ۶/۲۸ میل و هر میل برابر ۴۵۰۰ ارش و هر ارش معادل ۴۵ سانتی‏متر است.
منازل بر حسب راحتی و یا دشواری راه به دو نوع سبک و بزرگ تقسیم می‏شد. هر منزل تقریبا برابر با ۲۴ کیلومتر می‏باشد. (فرهنگ دهخدا و فرهنگ معین، ذیل واژه‏های منزل و مرحله و نیز ارش؛ الاعلاق النفیسه، ص۸ ـ ۲۰۷؛ صورة الارض، ص۷۹).
به قرینه درخواست نیشکر و بیماری امام و نیز تطبیق گاهشماری هجری قمری با هجری شمسی، ورود امام رضا(ع) به اهواز در اواخر تابستان رخ داد. از جهت دیگر، فاصله بصره تا سوق ‏الاهواز ۹ منزل ( ۲۱۶ کیلومتر) یا ۳۶ فرسخ است؛ مسافتی از راه بصره تا اهواز  دریایی بوده که باید به وسیله کشتی طی کرد. با توجه به موارد یاد شده، ورود امام رضا(ع) به اهواز در روز یکشنبه ۱۶ صفر سال ۲۰۱ بود.
فرسخ: نزد مسلمانان مساوی با ۱۲۰۰۰ ذراع یا گز، و نزد اعراب معادل با ۵۹۱۹ متر است. هر فرسنگ سه میل و هر میل ۴۵۰۰ ارش می‏باشد. امروزه هر فرسنگ برابر با شش کیلومتر است. (فرهنگ دهخدا، واژه فرسنگ؛ فرهنگ معین، واژه فرسخ) اما از بررسی تعدادی از مسافت‏های یاد شده در دوره اولیه اسلامی برمی‏آید که هر فرسنگ برابر با حدود چهار کیلومتر شمرده می‏شود. امام رضا(ع) از طریق پل اربک (اربق) شهر اهواز خارج شد و به طرف رامهرمز رفت تا از آنجا به فارس برود، اما به اینکه از ارجان (بهبهان) عبور کرده باشند اشاره‏ای نشده است.
فاصله اهواز تا فارس (شیراز) یازده منزل و به مسافت ۵۷ فرسخ است. فاصله فارس (شیراز) تا یزد ۹ منزل (حدود ۲۱۶ کیلومتر) یا ۵۴ فرسخ، و بنا به قولی دیگر ۸۷ فرسنگ می‏باشد.
کاروان امام چند روزی را در یزد توقف کرد  و سپس راهش را به سوی نیشابور ادامه داد.

شهادت پدر(امام موسی بن جعفر):     سال۱۸۳

مدت حضوردرزمان حیات پدر:۳۵سال-درهمین سن به امامت رسید

مدت امامت حضرت رضا(ع): حدود ۲۰ سال ،  ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال  در"ایران" خراسان

 فرزندان : اقوال مختلف است، برخی امام جواد(ع) را تنها فرزند ایشان دانسته و گروهی نیز فرزندان دیگری را برای حضرتشان بر­می­ شمارند.

مدت عمر۵۵سال

حضوردرایرانسال

 مدت امامت امام هشتم ۲۰ سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

 ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.

*پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.

*پنج سال آخر ، مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بوده ،سه سال درایران«ولایتعهدی»

شهادت امام رضا:۲۹ صفر سال ۲۰۳ هجری قمری

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:آیا ازدواج امام رضا(ع) با دخترهارون(خواهرمأمون)اجباری بود؟

میتوان پذیرفت آمدن امام به ایران(مرو)ازروی اکراه بوده ،امانمیتوان ازدواج باخانم «ام حبیبه» اجباربوده!

امام رضا درهنگام ورود به ایران (ولایتعهدی)۵۳ساله بوده ودرهنگام ازدواح بادخترهارون درهمین سال بوده،چگونه میتوان باورکرد که امام به این وصلت راضی نبوده وارترس شمیشروحبس تن به ازدواج با ام حبیبه داده؟

ازدواج زمانی اجباراست که فردموردنظر کم سن وسال باشد ومعمولاًاجباربرای یک دختر"زن"صدق میکند،نه مرد آنهم امامی مثل علی ابن موسی الرضا که۵۳سال ازعمرشریفش می گذشته،شایدبتوان باورکرد که ازدواح امام جواد(۶سالگی)ازروی اجبارباشد/این اتفاق درسال۲۰۱ه.ق بوده/تولد"جواد"۱۹۵ه‍.ق.

واما دربعضی ازتواریخ نوشته اند که مأمون یک دخترش با به امام رضا(ع)داد ودختردیگرش را به طفل ۶ساله«جواد»

که اصلاًمعقول بنظرنمی رسد،مردی که ۵۳ سال دارد بایک دخترنابالغ  ازدواج کند(دختران مأمون عباسی)۷یا۶ساله بودند ،انهم وقتی آن مردیکی ازمعصومین علیهم السلام باشد.که دراینصورت پدروفرزندمی شوند(باجناق)

اسنادی هم وجوددارد که ادعایم را ثابت میکند،که این ازدواج ازروی رغبت بوده،نه اکراه،ودیگراینکه ام حبیبه خواهرمأمون بوده نه دخترش که باید سن ام حبیبه بایدحدود۳۰بوده باشد(تولدمأمون سال۱۷۰ه.ق بوده که درسال۲۰۱زمان ازدواج سن مأمون۳۳سال بوده)اگرسال تولدخواهرش را دورو وبر«برادر»بدانیم.

ازدواج امام رضا (ع)  یا خواهر مأمون 
صدوق در عیون اخبار الرضا روایت کرده است که مأمون پس از آن که امام رضا رابه ولی عهدی خود منصوب کرد  "خواهرش"ام حبیبه را در آغاز سال ۲۰۱به ازدواج وی در آورد  و دخترش« ام الفضل »را برای امام جواد ( ع ) نامزد کرد.

مسعودی در اثبات الوصیه گوید : مأمون خواهرش «مکنی( ام ابیها)را به همسری امام رضا در آورد . وی می گوید : روایت صحیح آن است که« ام حبیبه» خواهر مأمون بود . زیرا مأمون از امام خواست که از وی خواستگاری کند . 
همین که مردمان جمع شدند امام ( ع ) خطبه ای خواند و در پایان آن گفت : و دختری که ام حبیبه نام دارد و خواهر امیرمؤمنان عبد الله بن مأمون است برای صله رحم و پیوند با یکدیگرخواستگاری می کنم و صداق او را پانصد درهم قرار می دهم آیا ای امیرمؤمنان اورا به همسری من می دهی ؟ مأمون گفت : آری او را به همسری تو دادم امام هم فرمود : پذیزفتم و بدان خرسندم . 

***

فضل بن سهل همه کاره درحکومت مأمون بود

در سال ۱۹۶ هـ.ق مأمون رسما اعلان خلافت کرد و او را به عنوان امیرالمؤمنین مورد خطاب قرار دادند. مأمون هم بر مقام و مرتبه فضل بن سهل افزود و فرمانی صادر کرد که از حدود مشرق تا همدان و از شبت تا دریای فارس و دریای مازندران وگیلان در تحت فرمان او باشد و پرچمی مخصوص برای او معین کرد و او را به «ذوالریاستین» یعنی فرمانده لشکر و ریاست امور کشور و دیوان دولتی ملقب کرد.

شیخ طوسی، فضل بن سهل را از اصحاب امام رضا (ع) نوشته است، و به همین جهت سید بن طاووس در کتاب فرج المهموم او را از امامیه شمرده است و می نویسد او شیعه است و از امام رضا (ع) حدیث نقل می کند. می گویند به خاطر اینکه شیعه بود، امام رضا (ع) را برای ولیعهدی برگزید.

نوشته اند که مأمون خیلی به امام رضااحترام می کرد ورعایت حالش را می کرد تا حدی برای فضل بن سهل ناگواربود این حالت راببیند

"فضل"  چون محبت های مأمون نسبت به حضرت رضا (ع) را می دید، حسادت کرد وزمانیکه   مأمون می خواست خلافت"ولایتعهدی" را به حضرت رضا (ع) واگذارکند، برای فضل بن سهل ناگواربود.

مأمون هم ازاین مسئله نهایت استفاده راکرد،بایک حیله ای اول ۴نفررامأمورکردکه درحمام فضل رابکشند وخودش را هم محزون نشان داد وسرقاتلان را برای تشفی قلوب خانواده فضل فرستادوبه مادرش تسلیت گفت وبرای تکمیل تبرئه خود برادرفضل (حسن بن سهل)را وزیرخودکرد وبا دخترسهل هم ازدواح کرد،می گویندازدواج امام رضا (باخواهرش ام حبیبه)ومأمون همزمان بوده

علت کشته شدن فضل بن سهل

فضل همه کاره حکومت مأموم بود وحتی طراح اربین بردن برادرش امین نیز فضل بن سهل بود،یعنی پیروزیهای مأمون مدیون تلاشها وتدبیر فضل بن سهل بود،اما چون ازطرف «فضل» احساس خطرکردهم بدلیا اینکه همه رازهای پنهان را فضل می دانست وهم اینکه مردم بیشتر"فضل "را بعنوان حکمران می شناختند،احکام مدیران توسط فضل صادرمی شد،نه مأمون.لذا مأمون اورارقیب خلافت خودمی پنداشت.

«فضل بن سهل نوبختی» وزیر مأمون و گرداننده دستگاه او بود. او در یک زمان کارهای کشوری و لشکری او را در اختیار داشت و تمام عزل و نصبها به امر او انجام می گرفت.
«فضل بن سهل نوبختی» مردی باهوش و با کمال و دانش بود که توانست با نقشه های خود مأمون را به خلافت برساند و برادرش،«امین»(فرزندهارون+زبیده)، را با آن ذلت و خواری هلاک کند و همه مخالفان را سرکوب نماید.
«فضل بن سهل نوبختی» از آغاز زندگی با مأمون آشنا شد و در کنار او کار کرد و مشیر و مشاور او بود. مأمون هم به سخنان او گوش می داد و نصایحش را به کار می گرفت. او قبل از معرفی به هارون و مأمون در تشکیلات برمکیان کار می کرد و راه و رسم سیاست و حکومت را از آنها آموخته و رموز و فنون اداره ی امور مملکت را فرا گرفته بود. فضل از علم نجوم  آگاه بود.  در  پیش بینی ها، او مسلط بود و خطا نمی کرد. همچنانکه قتل خودش را قبلا استخراج کرده و در رقعه ای نوشته و به مادرش داده بود.

بعد از «فضل بن سهل نوبختی»، برادرش «حسن ابن سهل» وزیر شد و خود«فضل بن سهل نوبختی»، دخترش را به عقد مأمون درآورد و آنقدر «ولیمه و شاباش» سنگین و بی نظیر که آن زمان معمول نبود، داد که باعث شگفتی شد و عاقبت هم به علت اینکه در مرگ برادرش، زیاد جزع و فزع می کرد، اختلال حواس پیدا کرددر سال ۲۰۳ هجری قمری در خراسان در گذشت. 

وپس ازمدتی بایک حیله دیگر امام رضا(ع)راشهیدکرد

                                                                       ***

ازدواج امام جواد با امّ الفضل(درسن ۶سالگی)

تزویج دخترش امّ الفضل به امام جواد(ع) و تظاهر به دوستی و احترام آن حضرت، نیرنگ دیگری بود در ادامه رفتار تزویری که با پدر بزرگوارش حضرت امام رضا(ع) داشت و ولایت عهدی را به او واگذار نمود و یکی از دخترانش را که امّ حبیبه نام داشت، به همسری آن حضرت درآورد.

مأمون می خواست امام جوادرا تحت نظر داشته باشد، در عین حال که با اظهار دوستی با آن حضرت از شورش علویان جلوگیری می کند.چنین ازدواجی به طور آشکار به مصلحت مأمون بوده نه به مصلحت امام. پس، آن حضرت بر اثر فشار مأمون، مضطر به پذیرفتن آن شده است.

امام جواد (ع) در هفت سالگی، به امامت رسیدهمانطورکه  امام هادی (ع) در نه سالگی و حضرت مهدی (عج) در پنج سالگی  به امامت می رسندند.

در ۲۵ سالگی به شهادت رسید

بااین وجود۲امام (رضا وجواد)علیهم السلام (پدروفرزند)باهم «باجناق»می شوند.که درهیچ روایتی به این موضوع اشاره نشده(یافت نشده)

ودربعضی ازمنابع آمده:آن حضرت با پوران دختر حسن بن سهل در یک روز ازدواج کرد!یعنی دریک روز هم با ام حبیبه ازدواج کرده وهم باپوران!درصورتیکه مأمون با پوران(دخترحسن بن سهل)ازدواح کرده که دربعضی ازروایات است ازدواح این ۲(امام ومأمون)همزمان بوده است.

***

 دکتر رسول جعفریان، مورخ و استاد دانشگاه درمورد مسیرهای حرکت امام رضا اینگونه می نویسد

مسیری که رجاء بن ابی ضحاک برای آوردن امام رضا (ع)‌از مدینه به مرو طی کرد، نه از بغداد، بلکه از مدینه به بصره، از آنجا به خوزستان، سپس به یزد، طبس و نیشابور و از آنجا به سمت مرو بود. خطیب بغدادی نوشته است: احمد بن ابی‌طاهر در کتاب تاریخ بغداد می‌نویسد: مأمون نامه‌ای به علی بن موسی (ع) نوشته که با رجاء بن ابی ضحاک بیاید. او نیز وی را از طریق بصره، اهواز، و جبال اصبهان عبور داده به خراسان آمد. تعبیر «جبال اصفهان» طبعا دقیق نیست، بلکه

حرکت از اهواز به سمت بهبهان، ابرقو و از آنجا به سوی یزد و از طریق کویر به سمت نیشابور بوده است.
ابن نجّار، در روایت مسند دیگری از حاکم نیشابوری آورده است که گفت:‌ علی بن موسی الرضا سال 200 وارد نیشابور شد. زمانی که رجاء بن ابی ضحاک به دستور مأمون او را از مدینه به بصره، از آنجا به اهواز، فارس، سپس به نیشابور ـ از طریق بست ـ آورده و دستور داده بود که راه جبال [مرکز ایران] را طی نکند. وقتی رضا به نیشابور رسید و مدتی در آنجا ماند، مأمون در مرو بود و دستور داد که وی را به آنجا ببرند.
درباره مسیر امام رضا (ع) تحقیق مستقلی صورت گرفته و افزون بر شرحی در باب راهها‌، آثار برجای مانده از نقاط توقف امام نیز بر اساس متون مورد بحث قرار گرفته است.
نکته مهم آن است که توجه به حفظ آثار برجاى مانده از مسیر امام در شهرها و مناطقى که به نحوى محل استقرار امام بوده، نشان از علاقه ویژه شیعى در میان مردم است، هر چند ممکن است درباره برخى از این مکانها و ارتباط آنها با امام رضا(ع) خبر درستى در دست نداشته باشیم.
به عنوان نمونه، مسجد امام رضا در اهواز یکى از قدیمى‌ترین نقاطى است که در ایران به نام امام رضا(ع) وجود دارد. جداى از ابودلف، یاقوت هم از پل شوشتر در اهواز و مسجدى که به نام امام رضا(ع) روبروى آن بوده یاد کرده است. دو نقطه منسوب به امام رضا(ع) در شهر شوشتر است یکى از آنها کمى دورتر از پل شاه على و لشکر و دیگرى در شرق شوشتر نزدیک رودخانه شطیط. بر این بناى دوم تاریخى از سال 1094 دیده مى‌شود.
قدمگاه دیگرى هم در شرق شهر دزفول موجود است. همه اینها به نام «امام رضا دیمى »قرار دارد که این دیمى نامى برگرفته از منطقه است. دو بقعه دیگر، یکى در دزفول و دیگرى در شوشتر با نام «شاخراسون» وجود دارد. دو بقعه دیگر در شوشتر با نام هاى امام ضامن در حوالى کنارستان و «بقعه امام رضا» در حوالى بلوک عقیقى وجود دارد. محلى هم به عنوان قدمگاه امام رضا در جنوب آبادى کهنک در حوالى شوشتر وجود دارد.
در شهر «ارجان» که در قدیم شهر آبادى بوده و اکنون در یک فرسخى  بهبهان با قدمت سیصد ساله وجود دارد، محلى با نام قدمگاه یا مسجد امام رضا است که گفته شده حضرت در حرکت خود به خراسان در اینجا نماز خوانده‌اند.
مسجد قدمگاه امام رضا در ابرقو، مشهور به مسجد بیرون هم از اماکنى است که شناخته شده و آثارى از آن برجاى مانده است.
در شهر یزد هم چندین قدمگاه وجود دارد. از جمله آنها قدمگاه خرانق (مشهدک) است. خرانق در شصت کیلومترى شهر یزد قرار دارد. تاریخ این قدمگاه بر اساس کتیبه موجود در آن مکان به قرن ششم هجرى باز مى‌گردد. در این کتیبه آمده است:
لا اله الا اللّه، محمد رسول اللّه، امیرالمؤمنین به تاریخ ست و تسعین مائة على بن موسى الرضا اینجا رسیده است و در این مشهد فرود آمد و مقام کرد و به تاریخ سنه اثنى و تسعین و خمسمائه خراب بوذ و از جهد بوبکر بن على ابى‌نصر فرموذنذ و به دست ضعیف پرگناه یوسف بن على بن محمد بنا واکرده شذ خذایا بر آن کس رحمت کن کى یک بار قل هو الله به اخلاص در کار آنک فرموذ و آنک کرد و آنک خواند کنذ کتبه یوسف بن على بن محمد فى شهر ربیع الاول سنة خمس و تسعین و خمسمائة.
به یقین در آن حوالى شیعیانى زندگى مى‌کرده‌اند که این بقعه را سرپا نگاه داشته‌اند. اثر تاریخى دیگر مربوط به آثار سفر امام رضا(ع) «قدمگاه ده شیر در فراشاه» است. این قدمگاه در کنار جاده تفت به ده شیر و در مرکز فراشاه قرار دارد. کتیبه‌اى که در محراب بناى آن وجود دارد حکایت از آن مى‌کند که گرشاسب بن على از امراى کاکویه دیلمى در سال 512 آن مکان را ساخته است. بناى مزبور در همان عصر به نام مسجد مشهد على بن موسى الرضا شهرت داشته و کتیبه آن برجای مانده است. در پایان این کتیبه آمده است: امر بعمارة هذا المسجد المعروف بمشهد على بن موسى الرضا(علیهما السلام)العبد المذنب الفقیر الى رحمة‌الله تعالى کرشاسب بن على بن فرامز ابن علاءالدوله تقبل الله منه فى شهور سنة اثنى عشرة و خمس مائة.
در محله دارالشفاى یزد، مسجدى با نام مسجد فُرط یا پتک وجود دارد که بسیار کهن و قدیمى است. داستان بناى این مسجد به زمان خروج ابومسلم خراسانى بر مى‌گردد. گفته شده است که امام رضا(ع) چون در سفر خراسان به یزد آمد در این مسجد نماز گزارد. اکنون نیز یکى از حجرات مسجد به نام صومعه امام رضا شناخته مى‌شود. این مسجد در سال 1087 بازسازى شده است. سنگى در صومعه وجود دارد با این عبارت: وقف کرد بر صومعه متبرکه امام على موسى الرضا میرک شربت دار فى تاریخ سنة 937.
دو سنگ‌نبشته یکى با تاریخ 516 در موزه آستان قدس مشهد و دیگرى با تاریخ 547 در موزه فریر گالرى واشنگتن مربوط به مسجد مشهد امام رضا موجود است که هر دو نشانى است از «قدمگاه‌هاى یزد »و دیگر حضور تشیع در این دیار. متن هر دو سنگ را آقاى افشار چاپ کرده‌اند. در پایان آن آمده است: هذا مقام الرضا علیه السلم اقبل على صلوتک و لاتکن من الغافلین شعبان سنة ستة عشر و خمس... امر بعمارة هذا المسجد المعروف بمشهد على بن موسى الرضا علیه السلام العبد المذنب الفقیر الى رحمة الله تعالى جنید بن عمار برالفاد. تاریخ آن نیز 547 است.
مسجد دیگرى با نام «مسجد قدمگاه» در شهر یزد در محله مالمیر خارج حصار وجود دارد.
در روستاى بافران در پنج کیلومترى نائین درختى وجود دارد که مردم آن را« موم رضا »مى‌نامند و چنین شهرت دارد که امام رضا(ع) زیر این درخت غذا تناول خورده‌اند.

مردم هم در روز عاشورا و بیست و یکم رمضان در آنجا جمع مى‌شوند. گفته شده که شاه عباس هم در آنجا بنایى ساخته بوده است. در خود نائین هم قدمگاه مسجد قدیمان وجود دارد.

گفته شده که حضرت در این مسجد نماز خوانده است.

در نائین حمام و مسجد امام رضا وجود دارد که گفته شده حضرت در آنجا استحمام نموده و در مسجد نماز خوانده است.

این دو در« محله گودالو »در نائین قرار دارند.

در پشت مسجد کلوان هم قدمگاهى وجود دارد که منسوب به امام رضاست.
رافعى نوشته است که قد اشتهر اجتیاز على بن موسى الرضا بقزوین و یقال انه کان مستخفیا فى دار داود بن سلیمان غازى. شهرت دارد که على بن موسى الرضا از قزوین عبور کرده و گفته شده که در خانه داود بن سلیمان غازى پنهان بوده است.

گویا کسى در این نکته تردید ندارد که مسیر امام در سفر به خراسان از قزوین نبوده است.

نیز گزارش شده است که امام رضا(ع) از نطنز گذشته و محلى که اکنون به نام قدمگاه على(ع) شهرت دارد مربوط به توقف امام رضا(ع) در این شهر است.
همچنین گزارش شده است که امام رضا(ع) از دامغان گذشته و در محلى با نام آهوان، چند آهو خدمت آن حضرت رسیده‌اند.
ورود امام رضا(ع) به نیشابور در منابع فراوانى آمده است. شیخ صدوق از ورود آن حضرت به محله «فُزْ» در نیشابور یاد کرده و نوشته است که تاکنون (نیمه دوم قرن چهارم) در آن محل حمامى بنا شده که به حمام رضا مشهور است. همچنین در بیست و شش کیلومترى نیشابور قدمگاه معروف منسوب به امام رضا(ع) موجود است و به این نام شهرت دارد.

جایى هم با نام عین الرضا در محلى با نام «حمراء »شناخته شده بوده است. از جایى نیز با نام «پسنده» که محل اقامت امام بوده و ایشان از آن راضى بوده و به همین دلیل از آن با عنوان پسنده یاد شده نام برده شده است. در مرو نیز نقطه‌ای وجود دارد که تا به امروز، به عنوان محل اقامت امام رضا (ع) در این شهر معرفی می‌شود.