آخرین روزهای زندگی امام رضا(مهمانی زهرآلودمأمون) ودیگرمطالب را به روایت اباصلت، باادبیات ساده وروان واما مستند خواهیدخواند.
«عبدالسلام بن صالح بن سلیمان ایوب بن میسره» مشهور به «خواجه اباصلت هروی» از دانشمندان، محدثین و راویان به نام عصر خود بوده است.
مورّخین او را » محدث و متکلم و راوی » و «عالم نامدار» و نیز در برخی از متون، او را از اغنیایی دانسته اندکه علما را مورد ملاطفت قرار می داده است، اما مردم او را خادم و معتمدو محرم اسرار امام رضا (ع) می دانند که تازمان شهادت آن حضرت درمحضرش بوده است.
«اباصلت هروی»کیست؟
«اباصلت هروی»(یکی از اصحاب خاص علی بن موسی الرضا) و «خادم و معتمدومحرم اسرار امام رضا» بود.
«نسب و نیاکان اباصلت هروی»
خطیب بغدادی، نسب او را به نقل از احمدبن سیاربن ایوب مروزی اینگونه ذکر میکند: عبدالسلامبن صالحبن سلیمانبن ایوببن میسره، ابوصلت هروی، مولای عبدالرحمنبن سمره قریشی است.
از آنجایی که عبدالرحمنبن سمره، بنابر گواهی مورخان، در سال هشتم هجری بعد از فتح مکه، ایمان آورد و به مدینه منوره هجرت کرد و ساکن آنجا بود، پس اجداد اباصلت هم در مدینه اقامت داشته و زندگی میکردند.
«ابوعمر محمد بن عمر بن عبدالعزیز» معروف به «شیخ کشّی»( متوفی۳۴۰) از علمای رجال و حدیث شیعه در نیمه اول قرن چهارم هجری گفت: اباصلت در مدینه متولد شده است. بنابراین وی و خاندانش در مدینه منوره سکونت داشتند و او در همانجا متولد شد و آغاز زندگی خویش را در آنجا گذرانید. بعد برای طلب حدیث که در آن عصر اهمیت زیادی داشت و گروهی به جمعآوری احادیث پرداخته بودند، او هم دنبال حدیث را گرفت و گاهی در بغداد و زمانی در حجاز و مدتی در نیشابور و بلاد خراسان بود تا آن که در علم حدیث، مقام بلند و ارجمندی پیدا کرد.
جد اعلای«عبدالسلام» در هرات زندگی میکرد. وی در یکی از جنگهااسیر و به حجاز برده شد و برده عبدالرحمان بن جندب گردید; لذا پدران وی در مدینه زندگی میکردند و او در مدینه منوره متولدگردید و در آنجا رشد نمود. وی برای به دست آوردن احادیث وسخنان گهربار اهلبیت پیامبر(ص)مسافرتهای زیادی نمود. گاهی دربغداد و حجاز، و کوفه و یمن و نیشابور و دیگرشهرهای خراسان بسر داشت تاتوانست در علم حدیث متخصص شود.
سلسله نسب اباصلت هروی
«عبدالسلام» فرزند صالح، کُنیه اش «اباصلت» و معروف به «هروی» است.
«عبدالکریم بن محمد سمعانی» (متوفی ۵۶۲ ق) درکتاب(انساب) نوشت: «ابوالصلت» فرزند صالح، فرزندسلیمان، فرزند ایوب، فرزند میسره هروی قرشی، از موالیان عبدالرحمان بن جندب است .چون که جد اعلای وی غلام عبدالرحمان بود، اباصلت را از موالیان عبدالرحمان محسوب می شود.
توصیه امام رضا به اباصلت
«اباصلت»مورداعتماداهل سنت نیزهست،ازآنان روایات زیادی نقل کرده و در بین آنها نیز به صدق و راستی معروف است، اما شیفته ولایت و عاشق اهلبیت پیامبر، خصوصا علی بن موسی الرضا(ع)بود. تا جایی که افتخار خدمتگذاری آن حضرت را به دست آورد و محرم اسرار آن امام گردید .
«اباصلت» میگوید: آخرین جمعه ماه شعبان به محضر«ابی الحسن علی بن موسیالرضا»(علیه السلام) بار یافتم، حضرت به من فرمود:
«ای اباصلت! بیشترین روزهای ماه شعبان را پشت سرگذاشتی و این آخرین جمعه ازآن ماه است. در این بقیه روزهایی که از شعبان باقی است،سعی کن، و بیشتر به دعا و استغفار و تلاوت قرآن مشغول باش و از گناهانت توبه کن و برای ورود به ماه مبارک رمضان آماده باش تا بتوانی آن را با اخلاص درک کنی ، امانتی برگردنت نباشد مگر این که ادا کنی، کینه ای از مومنی در دلت باقی نگذار، گناهان را از خود دور کن، تقوای الهی راپیشه کن و در کارهای پنهان و آشکارت به خدا توکل کن، کسی که به خدا توکل کند خدا او را کافی است»
«آخرین روزهای زندگی امام رضا» به روایت صحابی معتمدآنحضرت(اباصلت هروی)
مهمانی مرگبار
«۲ روزمانده به ماه صفر سال ۲۰۳ » در محضر امام رضا(ع)بودم. آن حضرت فرمود:«فردا به مجلس مامون داخل می شوم. اگر با سرپوشیده از آن خانه خارج شدم دیگر با من سخن نگو»
«یک روزمانده به پایان ماه صفر سال ۲۰۳ » امام رضا(ع) بعد از نماز صبح درحالی که لباس سفربرتن داشت در محراب نشست وبه تعقیبات نمازپرداخت درحالی که منتظر مأموران مامون بود(برطبق قرارقبلی)یک ساعت از اذان نگذشته بودکه مأموران حکومت اسلامی «هفتمین خلیفه عباسی»(ابو جعفر عبد الله مأمون)فرزندهارون الشید- رسیدند، آنگاه امام ازمحراب برخاست،ردای خودرابردوش انداخت و نعلین خود را پوشید وبامأموران دربارحکومت راهی شد و به مجلس مامون وارد شد.
هنگام ورود امام رضا ، مأمون از جای خود برخاست امام را درآغوش گرفت، دست در گردن امام(ع)انداخت و میان دو دیده وی را بوسیدونهایت احترام را نمود.
اباصلت گفت: من در خدمت آن حضرت بودم، چند طبق از میوه های گوناگون نزد مامون بود. او خوشه انگوری بعداً معلوم شد ،بعضی از دانه هایش آن را زهرآلود کرده بودند، دردست داشت و آن دانه هایی که زهرآلود نبود می خورد تا متهم نشود.
حاکم حکومت اسلامی،امام رضا را در جای خود نشاند و آنگاه خوشه انگور را به او داد و گفت« یابن رسول الله! از این نیکوتر انگور ندیده ام».
حضرت فرمود: شاید انگور بهشت از این نیکوتر باشد.
مامون گفت: از این انگور تناول نما.
حضرت فرمود: مرا از خوردن این انگور معاف دار.
مامون خیلی اصرار کرد وامادیدچاره ای نیست ۳ دانه از آن انگوررا خوردند.
دقایقی ازاین پذیرایی زهرآلود نگذشته بودکه حال امام مُتَغیّر شد و از آن مجلس برخاست.
مامون گفت:« ای پسرعمو! کجا میروی؟»
امام رضا پاسخ داد: «به آنجا که مرا فرستادی!»(بسوی مرگ)
امام رضا() ، سرخودرا پوشاند و از خانه مامون بیرون آمد.
اباصلت میگوید: باتوجه به رمزی که بمن داده بود(سرم راپوشاندم بامن سخن نگو) با او سخن نگفتم تا به خانه خود وارد شدیم.
و امام رضا(ع)با همان انگور زهرآلودی که مأمون درآن مهمانی به اوداده بوددر آخرین روز ماه صفر سال ۲۰۳ هجری درسن ۵۵سالگی درگذشت(شهادتش بازهرمأمون بود)
« ابوالعباس احمد بن علی» معروف به «نجاشی» عالم بزرگ شیعه در علم رجال (متوفی ۴۵۰ ق) میگوید: «عبدالسلام بن صالح، ابوالصلت هروی» راوی احادیثی از امام رضا(ع) است. وی از ثقات به شمار میرود و کتابی درباره رحلت امام رضا(ع)تالیف نموده است .
کشی میگوید: ابوصلت دارای احادیثی منقح و صحیح میباشد،هیچگاه دروغ از او مشاهده نشد .
«علامه حلی» (متوفی ۶۴۸ ق) اباصلت را از راویان ومعتمدان امام رضا(ع) میداندو احادیث وی را صحیح میشمارد .
اباصلت هروی به علت این که با اهل سنت نیز معاشرت داشت و ازآنها روایت نقل میکرد، برای بعضی این اشتباه پیش آمد که او راعامی و از اهل سنت معرفی کردند.
«شیخ طوسی»(متوفی۴۶۰ق) میگوید: « ابوصلت عبدالسلام بن صالح بن سلیمان هروی خراسانی قرستی» و از اصحاب امام رضا(ع)میباشد.
ابو اسحاق، ابراهیم بن هاشم قمی(از علما و محدثان شیعه در اواخر قرن دوم هجری و هم عصر با موسی بن جعفر، امام هفتم شیعیان است) میگوید: امام رضا(ع)به اباصلت هروی فرمود: آیا تو نیز مانند دیگران، به آنچه خداوند متعال نسبت به ما(ولایت ما)واجب کرده منکر هستی؟
اباصلت میگوید: به خدا پناه میبرم، بلکه من به ولایت شمااقرار دارم .
روایات و دلائل و شواهد دیگری نیز حاکی است که وی نه تنها به ولایت امام رضا(ع) اقرار داشت، بلکه عاشق و شیفته اهل بیت پیامبر(ص)بود .
«عبدالسلام اباصلت هروی »در نظر اکثر علمای اهل سنت مردی صالح وراستگو میباشد.
اما روایاتی که درقام ومنزلت اهل بیت پیامبراسلام بوده را« ان قُلت »آورده اند و آنها را غیر معروف شمردند .
«ابوالفرج جمالالدین عبدالرحمان بن علی قرشی تیمی بکری بغدادی» معروف به« اِبْنِ جَوزی»(متوفی ۵۹۷ق) میگوید: او خادم امام رضا(ع)و مرد صالحی میباشد .
یحیی بن معین میگوید: ابوصلت راستگو و مورد اطمینان است و درنزد ما از دروغگویان محسوب نمیشود. تنها عیبی که دارد، شیعه ودوستدار آل رسول است .
در نظر آنها همین، دوستی اهلبیت پیامبر: تنها عیب اوست. و درنظر ما شیعیان این بالاترین افتخار وی است که همه آن را اقراردارند .
اباصلت که تا آن زمان در علم حدیث شهرت بسزایی یافته بود واز مراگز علمی آن روز یعنی: شام، حجاز، یمن، عراق و جاهای دیگردیدن نموده بود و با مشایخ آن زمان ارتباط برقرار کرده بود،برای استماع احادیث جدید به نیشابور وارد شد. وقتی مشاهده کردکه این شهر از حوزه های بزرگ علمی و حدیثی است در آنجا اقامت گزید .
«اباصلت ازهمراهان امام رضا درسفربه ایران بود»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مورخان نوشته اند: هنگام ورد حضرت علی بن موسی الرضا(ع)به نیشابور، اباصلت نیزدر این شهر بود.
حدیث معروف «سلسله الذهب» را که امام رضا در نیشابور گفتند(لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا) اباصلت مکتوب کرده است.
اباصلت میگوید: هنگامی که امام خواستند از نیشابور به طرف طوس بروند حافظان و راویان اهل حدیث نزد آن حضرت آمدند و از وی خواستند تا حدیثی از جدش برای آنهابگوید.
اباصلت بعد از حرکت امام رضا(ع)از نیشابور، همراه وی ازنیشابور خارج شد و به طرف طوس و مرو حرکت نمود .
هنگام که امام رضا(ع)به نزدیک سناباد رسید. متوجه شدند که مردم از سنگ کوه برای طبغ غذا، دیگ میتراشند،امام رضا(ع)به آن کوه تکیه داد و دستور داد:ازآن دیگ برایش غذا طبخ شود و بعداز صرف غذا امام رضا علیه السلام حرکتش رابه مقصد«مرو» ادامه داد،اباصلت هم اورا همراهی می کرد .
«ابوالفضل شهابالدین احمد بن علی بن محمد الکنانیّ العسقلانی» معروف به «اِبنحَجَر عَسقلانی» از علماوروات حدیث و فقه سُنی(متوفی ۸۵۲ ق) میگوید: اباصلت در همه مجالس و محافل با امامرضا(ع)بود و هنگام مناظرات و احتجاجات امام با روسای ادیان ومتکلمان و دانشمندان حاضر بودند. اباصلت بعد از شهادت جانسوزعلی بن موسی الرضا(ع)دوباره به نیشابور بازگشت و به مناظرات وبحثهای علمی و حدیثی مشغول شد.
وفات اباصلت
«عبدالسلام بن صالح، اباصلت هروی»۳۳ سال پس از درگذشت امام رضا(ع) در در آخر شوال ۲۳۶ قمری درگذشت.
«آرامگاه اباصلت »در ۱۴ کیلومتری جنوب شرقی مشهد، در سمت جنوب جاده فریمان و بر بلندی های مشرف بر رشته کوه بینالود ،رسیده به بهشت رضا (ع) واقع است.