باهوش ترین پرنده که باتقلیدصدای پرندگان شکارچی،حیوانات راگول می زند وآنهارافراری می دهد.
روش عجیب پرنده «درونگو» برای گول زدن «میرکتها» و دزدیدن غذایشان.
هوش بالای یک پرنده برای سرقت غذای پرندگان
«درونگو »حُقه بازترین پرنده «صحرای کالاهاری»افریقای جنوبی است.او با حقه بازی و گول زدن میرکتها بدون اینکه تلاشی بکند شکار آنها را تصاحب میکند.
روش جالب این پرنده باهوش به این صورت است که
ابتدا منتظر میماند تا یک عقاب یا شکارچی دیگر را در نزدیکی لانه میرکتها رویت کند.
خوب دقت می کندکه عقاب درتیرس نگاه میرکتهاباشد(شکارچی قصدحمله به جمعیت میرکتهاراداشته باشد) آنگاه با یک «پیام اخطار» آنهارا باخبر دارمی کندومیرکتهاپابه فرارمی گذارندودرسوراخهای زیرزمین پناه می گیرند
واما وقتی عقاب شکارچی ازمنطقه فعالیت میرکتهادورشد،یک پیام رفع خطرمی دهد(باتقلیدصدا)،میرکتهابرمی گردند وفعالیتشان را برای جستجوی غذاادامه می دهند.
درونگو با دادن پیام اخطار دروغین میرکتها را فراری داده و از شکار آنها بهرهمند میشود.
غدای حاصل تلاش میرکت-کندن زمین-باچنگال های دست وپازمین را شخم می زنندتابه جانوران مثل خرچنگ برسند.
پرنده فریبکار،دربالاسرمیرکتها،روی یک شاخه درختی می نشیندونظاره گرفعالیتهایشان می شوند.
میرکتهاباکندن زمین-باچنگال های دست وپازمین را شخم می زنندتابه جانوران مثل خرچنگ برسند.
وقتی درونگودیدکه طعمه خوبی پیداکردند،صدای یک حیوان(پرنده)شکارچی رادرمی آورد(تقلیدمی کند)،اگرمیرکتهاواکنش نشان ندادند(فرارنکردند)،صدای یک حیوان دیگرراتقلیدمی کنند،اگربازهم موفق نشدند،این بارصدای نگهبان خودی رادرمی آورند(صداخودمیرکتهای نگهبان را)وآنقدردراین تقلیدصدامهارت دارندکه میرکتها،تردیدنمی کنند وسریع صحنه راترک می کنند،غذاهارارهاکردوفرارمی کنند!
آنوقت پرنده فریبکارمی آید«حاصل زحماتشان»رابرمی دارد،درجایی به خوردنش می پردازد!
میرکتها »همیشه درفکراجرای نقشه های حیله گرانه«طرح جدیدی» هستند.
درونگو«باهوش» آنقدردرتقلیدصداهامهارت دارند ،حتی «صدای میرکت نگهبان» که میرکتهاهیچ شک نمی کنندکه ممکن است این صدای »درونگوی منافق»باشد.
درونگو«منافق» است ازاین که اول باآنهاطرح دوستی می ریزند وبعنوان دایه مهربانترازدایه می شوند،پیام هشدار(بامشاهده عقاب شکارچی)رازودتراز«میرکت نگهبان»می رسانند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«درونگو»علاوه برفریبکاری وحقه بازی،«قُلدری »هم می کند!.
اوبسته به شرایط تصمیماتش رااجرامی کند،دریک مرحله ای سعی می کندکه باترساندن ودرگیری بامیرکتها،غذایشان را بدزدد.
درگیری،ترساندن،که میرکت صحنه راترک کند.
وقتی نتوانست حریقشان شود،نقشه می کشیدتافریبشان دهد.
وخودش می رودغذایشان رابرمی دارد،بعدازاینکه آن غذای دزدی راخورد،میرودبالای درخت،یک صدای دیگری درمی آورد(پیام رفع خطر)که میرکتهابرمی گردند.
پرنده فریبکاردیگر
پرنده«دزد»که باغارتگری درلانه دیگران تخمگذاری می کند
هنگامی که کار به پرورش کودکان میرسد، فاخته ماده، این وظیفه را به دوش دیگران واگذار میکند.
«فاختههای مادر» تخمهای خود را در لانه پرندگان دیگر میگذارد تا-صاحبخانه-ندانسته و ناخواسته آنها را پرورش دهند.
مادروفرزند
تخم فاخته اول شکسته وبه جوجه تبدیل می شود، سریعتر رشد کرده وجوجه فاخته ازهمان زمان تولدمردُم آزاری راشروع می کند! بقیه جوجهها را از لانه بیرون میاندازد.اغلب جوجههای صاحبخانه می میرند و فاخته چاق همه توجه مادرخواندهاش را به خود جلب میکند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:فاخته بخودش زحمت لانه ساختن رانمی دهد!
نگارنده-پیراسته فر:دریکی ازفیلمهادیدم که فاخته درکمین نشسته بود،وقتی پرنده صاحبخانه ازلانه اش پرید،فاخته رفت جلوی لانه ،اول ۲تاازتخمهایش راخوردوآنوقت ،چون درآن لانه جای نمی گرفت«بعلت کوچک بودن لانه،نتوانست کاملاً درلانه بخوابد،ازظرف دُمش دردهانه لانه قرارگرفت وتخمش را کردداخل لانه وبعدپروازکردورفت»
عجیب این است که این عمل راهنگامی انجام می دهد که درآستانه تخم گذاریش باشد.
فاختهپرنده سارقی که بافریبکاری درکنارلانه پرندگان دیگربه انتظارمی نشیند،زمانیکه پرنده برای دقایقی ازسرتخمهایش برمی خیزد(پروازمی کند)فاخته سریعاً خودرا به لانه می رساند،اول یکی،دوتاازتخمهایش رامی خوردوآنگاه تخم خودش راجایگزین می کند.
واگرتخمی ازصاحبخانه بماند وبه بچه تولیدشود،نوزادفاخته درصدبیرون انداختن تخمهای صاحبخانه می شود.
بنظرمیرسد نسل این پرنده-فاخته-ازاسرائیل «صهیونستی»باشد «اشغالگر»مدعی هستند، هم ازمسکن دیگران استفاده می کند وهم در هنگام اسکان به ساکنین خانه هم ظلم می کنند،فرزندان صاحبخانه رابیرون می کندویامی کشد!.
«فاخته »یک پرنده است ،نام «کوکو »از صدایش -تکیه کلامش«کوکو،کوکو»گرفته شده است.
این پرنده به جای اینکه برای خودش آشیانه بسازد از غفلت دیگر پرندگان استفاده کرده و در لانه آنها تخم گذاری می کند . بدین ترتیب زحمت نگهداری از تخم ها و بزرگ کردن جوجه هایش را به گردن دیگران می اندازد . جوجه ها که سر از تخم در می آورند توسط پرنده ای که مادرشان نیست تغذیه می شوند و سر و سامان می گیرند.
وقتی که پرنده ماده تخم خود را در لانه یکی از این پرنده ها گذاشت، به طور غریزی یک یا چند تخم پرنده میزبان را از لانه بیرون می اندازد.
جوجه ها ی حسودفاخته
کوکو در هر آشیانه فقط یک تخم می گذارد. پرنده میزبان نیز روی تخم ها می خوابد و آنها را به جوجه تبدیل می کند. اگر جوجه کوکو زودتر از بقیه به دنبا بیاید، با وجودی که حتی ده ساعت هم از عمرش نگذشته، به طور غریزی بقیه تخم ها را از لانه بیرون می اندازد. اگر هم دیرتر به دنیا بیاید، به دلیل جثه بزرگ و قویترش در هنگام غذا گرفتن از مادرخوانده بهتر عمل می کند.
[video width="720" height="480" mp4="http://www.pirastefar.ir/wp-content/uploads/c3f146ea-7f1b-4433-b370-20c10ec5cb50_480.mp4"][/video]
در نتیجه با خوردن غذای بیشتر، پرقدرت و بزرگتر شده و با تحت فشار قرار دادن جوجه های ضعیف دیگر یا همان جا آنها را می کشد و یا از لانه بیرون می اندازد بدین ترتیب تنها خودش در لانه باقی می ماند و به رشد خود ادامه می دهد.
گزارش دیلی میل، فاخته ها با زیرکی تخم هایشان را در لانه گنجشک های کوچک پرچین می گذارند تا توسط این پرندگان تغذیه کرده و رشد کنند.
این تصویر توسط « آلن لکس » در شهر «ایسکس» انگلیس گرفته شده و او این صحنه را بی نظیر خوانده است.
غذای این پرنده را حشرات و از جمله کرم ابریشم پشمالو، که برای پرندگان دیگر طعمه دلانگیزی نیست، تشکیل میدهد. او همچنین گاه اقدام به خوردن تخم پرندگان و جوجههایشان میکند.
این گنجشک (فریب خورده)فکرمی کند این پرنده ای که ۱۰برابرچثه بزرگتری دارد،بچه اش است!
مادری که آنقدرازبچه اش کوچکتراست که دردهان جوجه اش جای می گیرد.
پرنده «زنبورخوار» مثل فاخته،هم فریبکاراست وهم قاتل
توضیح نگارنده-پیراسته فر:فیلمی که امشب(۱۷ آبان ۱۳۹۹)ازشبکه مستندپخش شد،درآنجاپژوهشگرکه ازصحرای کالاهاری-افریقای جنوبی گزارش می کرد،
نشان می دادکه پرنده زنبورخوار(مثل فاخته)درفصل لانه سازی وتخمگذاری،مخفیانه تخمش رادرلانه عسل یاب می گذارد.
پرنده زنبورخوار،مثل فاخته، تخمش رادزدکی درلانه عسل یاب می گذارد ونوزاداین پرنده هم مثل نوزادفاخته درهمان روزهای اول دست به قتل می زند!
واما چون لانه عسل یاب درحفره ای از زمین است(زیرزمین است)،نوزادزنبوریاب نمی تواندتخم های صاحبخانه(عسل یاب)رابه بیرون پرت کند،ولانه هم تاریک است،همدیگررانمی بینند ولی باغریزه ،بانوک تیزبرنده ای که داردبه سروروی نوزادعسل یاب می زندتابمیردوآنوقت همه سهم غذای مادر(نامادری)راتصاحب کند.تخم این پرنده ،کمی بزرگترازتخم عسل یاب است.
شعورحیوانات درکسب روزی وتعامل با دیگران
وَمَا مِنْ دَآبَّهٍ فِى الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُکُم مَّا فَرَّطْنَا فِى الْکِتَابِ مِن شَىْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ (انعام، ۳۸)
و هیچ جنبندهاى در زمین و هیچ پرندهاى که با دو بال خود پرواز مىکند، نیست مگر اینکه آنها هم اُمّتهایى چون شمایند. ما در این کتاب (قرآن یا لوح محفوظ) هیچ چیز را فرو گذار نکردیم، سپس همه نزد پروردگارشان گرد مىآیند.
قرآن توجّه خاصّى به زندگى حیوانات دارد و از یادآورى خلقت، شعور و صفات آنها در راه هدایت مردم استفاده مىکند. :وَفِی خَلْقِکُمْ وَمَا یَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آیَاتٌ لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ ﴿٤جاثیه) در روایات وتجارب انسانى هم نمونه هاى فراوانى دربارهى شعور و درک حیوانات به چشم مىخورد و براى یافتن شباهتها و آشنایى با زندگى حیوانات، باید اندیشه و دقّت داشت.
از آیات و روایات و تجارب برمى آید که شعور، ویژه انسان نیست. به نمونه هایى توجّه کنید:
* حضرت سلیمان همراه با سپاهیانش از منطقه اى عبور مىکردند، مورچه اى به سایر مورچگان گفت: فورى به خانه هایتان بروید، تا زیر پاى ارتش سلیمان له نشوید:
حَتَّىٰ إِذَا أَتَوْا عَلَىٰ وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿١٨نمل﴾
شناخت دشمن، جزو غریزه مورچه است، ولى اینکه مىفهمد این شخص نامش سلیمان و همراهانش ارتش اویند، این بالاتر از غریزه است.
* «هُدهُد »در آسمان از شرک مردم زمینى مطلع شده و نزد سلیمان گزارش مىدهد که مردم منطقه سبأ، خداپرست نیستند. آنگاه مأموریّت ویژه اى مى یابد. شناخت توحید و شرک و زشتى شرک و ضرورت گزارش به سلیمان پیامبر و مأموریّت ویژه پیامرسانى، مسألهاى بالاتر از غریزه است.(نمل۲۲)
* این که هدهد در جواب بازخواست حضرت سلیمان از علّت غایب بودنش، عذرى موجّه و دلیلى مقبول مىآورد، نشانه شعورى بالاتر از غریزه است.(نمل۲۲-۲۶)
فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُکَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ ﴿٢٢نمل﴾
* اینکه قرآن مىگوید: همه موجودات، تسبیح گوى خدایند ولى شما نمى فهمید،(۴۴اسرا) تسبیح تکوینى نیست، زیرا آن را ما مى فهمیم، پس قرآن تسبیح دیگرى را مىگوید.
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ ۚ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَـٰکِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ﴿٤٤اسرا﴾
* در آیات قرآن، سجده براى خدا، به همه موجودات نسبت داده شده است. وللَّه یسجد ما فى السموات و ما فى الارض…»(۴۹نحل)
وَلِلَّـهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مِن دَابَّةٍ وَالْمَلَائِکَةُ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ ﴿٤٩نحل﴾
* پرندگان در مانور حضرت سلیمان شرکت داشتند. «وحشر لسلیمان جنوده من الجن و الانس والطیر»(نمل۱۷)
* حرف زدن پرندگان با یکدیگر و افتخار سلیمان به اینکه خداوند، زبان پرندگان را به او آموخته است. «علّمنا منطق الطیر»(نمل۱۶)
وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ ۖ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِن کُلِّ شَیْءٍ ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ ﴿١٦نمل﴾
*آیه ى «واذا الوُحوشُ حُشِرَت»(۵تکویر)، محشور شدن حیوانات را در قیامت مطرح مىکند.
* آیه ى «والطّیر صافّات کلٌّ قد عَلِم صلاته و تسبیحه»(۴۱نور)، نشانه شعور و عبادت آگاهانه حیوانات است.
* وجود وفا در برخى حیوانات، از جمله سگ نسبت به صاحبخانه وفرزندانش.
* تعلیم سگ شکارى و سگ پلیس براى کشف قاچاق، یا خرید جنس، نشانه ى آگاهى خاصّ آن حیوان است.
* اسلام از ذبح حیوان در برابر چشم حیوان دیگر، نهى کرده است که این نشانه شعور حیوان نسبت به ذبح و کشتن است./درسهایی ازقرآن-قرائتی/سایت قرائتی
نشانه های درک و شعور حیوانات :
حیوانات از درک و شعور بالایی برخوردارند که بادرک وشعورشان خانه های مهندسی(مورچه وزنبود) می سازند.
نظم و انضباط خاصی که در بین حیوانات، خصوصاً حیواناتی که به صورت جمعی زندگی می کنند وجود دارد نشان از درک و شعور آنهاست. همانند مورچگان، زنبور و امثال اینها
در بسیاری از حیوانات ازیکی به عنوان ملکه و پادشاه بر برمی گزینند(رهبر،شاه) و این هم نشانه ای از شعور بالای آنهاست.
ترفندهای رهایی ازدشمن
حیوانات درک و شعور دارند و می توانند دشمن را تشخیص داده و برای حفاظت از جان خود فرار نمایند.
حیوانات خطر را قبل از وقوع حادثه به خوبی درک می کنند و این هم حاکی از شعور و درک بالای آنان است.
خداوند منان حیوانات را با درک و شعور آفریده است و تفاوت انسان با حیوان در عقل انسان است و این که انسان می تواند در عالم خلقت به تفکر و تدبر بپردازد و این امتیاز انسان بر سایر حیوانات است.
زندگی بسیاری از حیوانات، آمیخته با نظام جالب و شگفت انگیزی است که روشنگر سطحی از فهم و شعور در آنهاست!
امروزه دانشمندان دریافته اند که برخی حیوانات، دارای سیستم ارتباطی کلامی و یا اشاره ای هستند و از این راه قادرند با یکدیگر حتی از مسافتهای طولانی، ارتباط برقرار کنند و منظورشان را به هم نوعانشان برسانند. برای مثال فیلها با ارتعاشهای خاصی که به وسیله پاهای خود ایجاد می کنند و قادرند شدت آن را کنترل کنند، می توانند با همدیگر ارتباط برقرار کنند.
مورچه ها نیز قادرند به نحوی با هم تبادل اطلاعات کنند و حتی گفته می شود دارای زبان خاصی هستند، اما بشر هنوز موفق به کشف رموز زبان آنها نشده است. این یافته ها و نیز نشانه های دیگری که از قدیم الایام تا به امروز در حیوانات وجود داشته و هر روز هم نمونه جدیدی از آن کشف می شود، تفکر انسان را به این سمت می برد که حیوانات دارای سطحی از شعور می باشند. آموزش سگها از گذشته های دور برای شکار و نگهبانی و یا تربیت کبوتران برای نامه رسانی و امروزه هم آموزش برخی حیوانات خانگی برای کارهایی مثل خرید کردن، نشان این است که حیوانات قادرند یاد بگیرند!
اگر اعتقاد داشته باشیم که حیوانات تمام کارهای خود را از روی غریزه انجام می دهند، با دو سؤال روبرو می شویم: اول این که، چطور است که می شود کارهای خاصی را به حیوانات یاد داد؟ در حالی که غریزه چیزی است که از ابتدای تولد با حیوان یا انسان متولد می شود. دوم هم این که، خداوند در سوره انعام، آیه ۳۸ می فرمایند:
هیچ جنبنده ای در زمین و پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند نیست، مگر آن که آنها نیز همانند شما گروهها و امتهایی هستند و همه به سوی پروردگار خود محشور می شوند و ما در کتاب از بیان چیزی فرو گذار نکردیم.
اینها همه به ما می آموزند که حیوانات، از شعور برخوردارند! اما طبق فرموده قرآن کریم که انسان را اشرف مخلوقات معرفی می کند، باید گفت سطح شعور حیوانات در برابر انسان خیلی پایین تر و بسیار ساده تر است.
در عالم هستی غوغاست، هر موجودی به نوعی به حمد و ثنای حق مشغول است و غلغله ای خاموش در پهنه عالم هستی طنین افکنده که بی خبران توانایی شنیدن آن را ندارند، اما اندیشمندان که قلب و جانشان به نور ایمان زنده و روشن است، این صدا را از هر سو به خوبی به گوش و جان می شنوند.
گر تو را از غیب، چشمی باز شد /با تو ذرات جهان همراز شد
نطق آب و نطق خاک و نطق گل /هست محسوس حواس اهل دل
جمـلـه ذرات عالـم در نـهـان /با تو می گویـند روزان و شبـان
ما سمیـعیم و بصیر و باهوشـیم / با شما نامحـرمـان ما خاموشیـم