پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

دعوای خونین ۲ پزشک متخصص ،ضارب خودکشی کرد

درادامه :قتل طلافروش به دست خانم دکترمتخصص زنان راخواهیدخواند.

مضروب زنده ماند.اما ضارب(بخیال اینکه همکارش باضربات چاقویش مُرده)خودکشی کردومُرد.

دعوای دیدنی ۲ پزشک متخصص درنیشابور

رییس نظام پزشکی نیشابور از درگیری خونین و مرگبار ۲ پزشک متخصص در این شهرستان خبر داد و گفت: در این درگیری یکی از پزشکان مجروح و پزشک دیگر صبح امروز فوت کرد.

درادامه :قتل طلافروش به دست خانم دکترمتخصص زنان راخواهیدخواند.

دکتر محمدرضا خوشرو گفت: روز گذشته «دکتر سعید ن»جراح عمومی با ضربات چاقو همکار داندانپزشکش«دکتر ح. ن» را مجروح ساخت.

دکترجراح «سعید ن»از پزشکان معروف نیشابو، با حضور در محل بانک سپه  در خیابان امام خمینی (رو به روی پاساژ ناصرانی)، سراغ دکتر  دندانپزشک(احمد ن) رفته و پس ازدعواوفحاشی ، با وارد کردن ۳ ضربه متوالی وی را به شدت مجروح کردومتواری شد.

«دندانپزشک مجروح» با وجود خونریزی شدید بر اثر شدت جراحات وارده با اقدامات درمانی صورت گرفته از مرگ حتمی نجات یافته است، ادامه داد:،

اما پزشک جراح( ضارب) به خیال اینکه همکارش بقتل رسیده است،بامصرف قرص برنج دست به خودکشی زد

دقایقی بعد از این حادثه با حالتی آشفته به اورژانس بیمارستان ۲۲ بهمن نیشابور مراجعه کرده و از مسمومیت خود با قرص برنج خبر داد.

خوشرو بیان کرد: پزشک ضارب بلافاصله پس از اقدامات اولیه پزشکان با بالگرد اورژانس هوایی نیشابور به مشهد منتقل شد، ولی با وجود تلاش پزشکان ضارب در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد فوت کرد.
سرهنگ حسین علیزاده رییس نیروی انتظامی نیشابور نیز در خصوص علت درگیری اظهار کرد: دلیل درگیری اختلافات قبلی بوده، اما علت دقیق آن در دست بررسی است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع اخذشده،خبرگزاری فارس۰۹ تیر ۱۴۰۰بااندکی اصلاحات.

البته بنظرمی رسد درنیشابور،مسئولین بازورگویی دنبال مطالباتشات باشند

دعوای نماینده مجلس با معاون استاندار مهر ۱۳۹۶

«هاجر چنارانی» نماینده مجلس ، با «پایه بلندگو »به معاون استاندار(حسینی) حمله کرد به خاطر عبارت «خراسان غربی» ،خانم نماینده می گوید :معاون استاندار

 بایددرجلوی این جمع بگویدغلط کردم»وگرنه من  ال وبل می کنم،مجری برنامه می گوید این یک اشتباه لفظی بود وآقای حسینی درهمان جلسه معذرت خواهی کرده بود..

ودرنهایت معاون استانداررا بادسته جارو«پایه بلندگو »ازجلسه بیرون کرد./همایش «زن، سلامت و خانواده» ظهر روز یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ در نیشابور

سید جواد حسینی، معاون سیاسی- امنیتی استاندار خراسان رضوی چندی پیش از استان خراسان غربی که برای نیشابوری ها بمنزله استان شدن سبزوار است، نام برده بود. 

همین هفته اخیربودکه رسانه ها ازجنایت یک خانم دکتری نوشتند.

 پزشک متخصص زنان(شهین) ۴۴‌ساله‌ای  باکمک دوست معشوقه اش وکارگرمنزلش، مردطلافروشی(ایرج) رامی کُشند وجنازه اش را«له ولورده»می کنندتاشناسایی نشودودربیابانهامی اندازند!

 علت قتل: بدهی ۷۰۰‌میلیون تومانی‌ خانم دکترکه بخاطرولخرجی هایش ازمردطلافروش گرفته بود واما قصدپس دادنش رانداشته،به بهانه تعمیرکولرمنزل مسکونی اش،اورابه خانه اش می کشاند وباکمک آن ۲نفراورامی کشند،آمپول مرگبار« هوا»رااین خانم متخصص به طلافروش تزریق می کند... 

اعترافات خانم دکتر

خانم دکترشهین: من پزشک متخصص زنان و زایمان هستم. چند سال قبل برای خرید جواهر به طلافروشی ایرج رفتم و از آن روز به بعد آشنایی ما شروع شد. من زن تنهایی بودم و به همین خاطر با مرد طلافروش ارتباط برقرار کردم و او هم به خانه من رفت و آمد داشت تا اینکه تصمیم گرفتم در نزدیکی بلوار ارتش خانه دو طبقه‌ای بخرم که در طبقه اول مطبم باشد و در طبقه دوم زندگی کنم. هنگام معامله مقداری پول کم آوردم که ایرج به من قرض داد و گفت بعداً همراه سودش به او برگردانم.ابتدا فکر می‌کردم که ایرج از من سود پولش را نگیرد، اما هر ماهی که می‌گذشت سود پول او بیشتر می‌شد تا جایی که من ۷۰۰‌میلیون تومان به او بدهکار شدم. پس از این ایرج هر روز از من می‌خواست بدهی‌ام را بپردازم، اما من قادر به پرداخت آن نبودم و مجبور بودم امروز و فردا کنم.

برای فرارازاین مخمصه من با هومن و احسان که از قبل می‌شناختمشان مشورت کردم. هومن کارهای خرید مطبم را انجام می‌داد و احسان هم دوست او بود که گاهی برای خانه‌ام خرید می‌کرد.

دعوت مرگبار

در نهایت تصمیم گرفتیم من به بهانه‌ای ایرج را به خانه‌ام دعوت کنم و هومن از او به زور امضا بگیرد که من بدهی‌ام را به او پرداخت کرده‌ام. روز حادثه او را به بهانه اینکه کولرم خراب است به خانه‌ام دعوت کردم. از قبل هومن در خانه‌ام مخفی شده‌بود و وقتی او وارد شد من به بهانه ای از خانه خارج شدم و ۲۰‌دقیقه بعد وقتی به خانه برگشتم دیدم ایرج خونین و بی‌نفس روی زمین افتاده‌است و فهمیدم که هومن در درگیری او را به قتل رسانده‌است.

با اعتراف شهین مأموران پلیس «هومن و احسان »را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند.

هومن در بازجویی‌ها به قتل مرد جواهرفروش با همدستی شهین اعتراف کرد و گفت: پس از اینکه ایرج را با همدستی شهین به قتل رساندم با کمک احسان جسد را در حوالی یکی از روستاهای شهر دماوند دفن کردیم.

سردار علیرضا لطفی، رئیس پلیس‌آگاهی پایتخت با اعلام این خبر گفت: با اعتراف متهمان، مأموران پلیس با راهنمایی قاتل جسد مرد طلافروش را کشف کردند و سه متهم نیز برای ادامه تحقیقات به دستور بازپرس جنایی در اختیار کارآگاهان اداره‌دهم پلیس‌آگاهی قرار گرفتند.

گفتگو با قاتل

چطوری با شهین آشنا شدی؟

هومن:من مدتی قبل در اینستاگرام با شهین آشنا شدم که فهمیدم او پزشک و تنها است و مطبی در شمال تهران دارد. ابتدا ارتباط تلفنی و پیامکی داشتیم و پست یکدیگر را لایک می‌کردیم تا اینکه از من خواست در کار خرید وسایل مطبش به او کمک کنم که قبول کردم و از آن روز به بعد لوازم پزشکی مطبش را می‌خریدم.

چه شد که تصمیم گرفتی مرد طلافروش را به قتل برسانی؟

ما تصمیم قتل نداشتیم و فقط می‌خواستیم باتهدید از او امضاء بگیریم، اما آن روز با هم درگیر شدیم و اتفاقی به قتل رسید.

شهین(خانم دکتر) گفت که از مرد طلافروش پول نزول کرده است و الان هم توان پرداختش راندارم.

خانم دکترگفت:من ایرج(طلافروش) را به بهانه‌ای به خانه ام می‌کشانم تا من  هم درازای مبلغی-به زور از او امضا بگیرم.و قبول کردم .

درباره روز حادثه توضیح بده.

آن روز من در خانه شهین مخفی شده‌بودم که مرد طلافروش وارد خانه او شد.

قرار بود من او را تهدید کنم و به زور از او امضا بگیرم که شهین بدهی‌اش را به او داده‌است، اما ایرج وقتی وارد خانه شد و مرا دید شوکه شد که با هم درگیر شدیم. من با جسمی چند ضربه به سرش زدم و شهین هم به او آمپول بی‌هوشی تزریق کرد، چون می‌خواستیم او را به مکان دیگری منتقل کنیم و بعد امضا بگیریم، اما بعد متوجه شدیم فوت کرده است.

خانم دکتر(شهین) ادعا کرده که زمان قتل در خانه نبوده‌است درست است؟.

این خانم دروغ می‌گوید. آن لحظه من چند ضربه به سر ایرج زدم و خانم دکتر هم آمپول بی‌هوشی به او تزریق کرد.

نقش احسان چه بود؟

احسان دوست من بود که پس از قتل با او تماس گرفتم و خواستم کمک کند جسد را بیرون ببریم.

بعد چه شد؟

پس از قتل از داخل خودروی مقتول کیسه خوابش را برداشتیم و جسد را داخل آن گذاشتیم و جسد را به داخل خودروی خودش منتقل کردیم. در بین راه احسان را سوار کردم و جسد را به تپه‌های روستایی به نام مقانک دماوند منتقل و آنجا دفن کردیم.

منبع:سایت مشرق(۱ تیر ۱۴۰۰)بنقل ازروزنامه جوان.

البته دربعضی ازرسانه ها اسم خانم دکتررا«فرنگیس» واسم جواهرفروش را«هوشنگ »نوشته اند.