پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

ترموستات بدن انسان"هیپوتالاموس" کجاست؟

​سلول«گلیا»(glia)نوعی سلول در سیستم عصبی(nervous system) است. یک مرد بالغ حدود ۸۵ میلیارد گلیا و حدود ۸۶ میلیارد نورون دارد ،سلولهایی در مغز که سیگنالهای الکتریکی را هدایت می کنند.«گلیا»،نقش سیستم ایمنی مغزراایفامی کند..

درادامه با انتقال دهنده های عصبی آشنامی شوید ..آستروسیت ، میکروگلیا و الیگودندروسیت،سلولهای اپندیمال. نوروگلایا،«سلولهای شوال»....

«ترموستات» بدن «هیپوتالاموس»است.

«هیپوتالاموس»به‌ «ترموستات» بدن  معروف است،این عضو، درجه حرارت بدن را در سطح مطلوب نگه می‌دارد، بدین معنی که می‌تواند با تولید و حفظ گرمای بدن، درجه حرارت خون را افزایش دهد و یا با افزایش تعریق و اتساع رگ‌ها موجب کاهش حرارت بدن شود.
گیرنده‌هایی در خود هیپوتالاموس که درجه حرارت خون را هنگام عبور از مغز تحت نظر دارد (درجه حرارت مرکزی)،‌ و گیرنده‌هایی در پوست ودر تنه، درجه حرارت خارجی بدن را تحت نظارت دارند.

مرکز تنظیم حرارت، پیام‌هایی را به چندین «عصب وابران» می‌فرستد تا درجه حرارت بدن را تنظیم کنند.
«اعصاب وابران»چیست؟

دستگاه عصبی شامل مغز، نخاع، اعضای حسی و تمام اعصابی است که این ارگان‌ها را با سایر نقاط بدن مرتبط می‌کنند. همه این ارگان‌ها با یکدیگر مسئول کنترل بدن و ارتباط بین بخش‌های آن هستند.

«مغز و نخاع »تحت عنوان «سیستم عصبی مرکزی» (CNS) شناخته می‌شوند، جایی که در آن اطلاعات ارزیابی شده و تصمیم‌ گیری‌ها صورت می‌گیرد.

اعصاب حسی و ارگان‌های حسی سیستم عصبی محیطی (PNS) بر شرایط داخل و خارج بدن نظارت دارند و این اطلاعات را به «CNS» ارسال می‌کنند.

How Nervous System Works Animation - Nerve Conduction Physiology. Central &  Peripheral Anatomy Video

اعصاب وابران در سیستم عصبی محیطی «سیگنال‌»های دریافتی از مراکز کنترلی را به عضلات، غدد و ارگان‌ها منتقل می‌کنند تا عملکرد آن‌ها را تنظیم کنند.

فعالیت‌های کنترلی «هیپوتالاموس» با برخی از عملکردهای سیستم غدد درون‌ریز و سیستم عصبی خودمختار هم‌پوشانی دارد. 

«هیپوتالاموس» بین مغز و سیستم هورمونی بدن ارتباط برقرار می‌کند.

سیستم عصبی مرکزی (CNS) شامل مغز و نخاع است که جهت جلوگیری ازهرگونه آسیب به آنها، مغز توسط استخوان جمجمه و نخاع توسط ستون فقرات محافظت می شود. طناب نخاعی از پشت مغز در مرکز ستون فقرات شروع شده و تا ناحیه ی پشت کمر ادامه دارد.

«مغز و نخاع» هر ۲ در داخل یک «غشای سه لایه» محافظت می شوند که به آن «مننژ» (meninge) می گویند

Brain Protection

سیستم اعصاب مرکزی علاوه بر افکار،حرکات، احساسات و خواسته های ما، موارد دیگری همچون تنفس ،ضربان قلب، آزاد شدن بعضی از هورمون ها، تنظیم دمای بدن و بسیاری از موارد این چنینی را نیز کنترل می کند.

شبکیه، عصب بینایی، اعصاب بویایی و «اپیتلیوم(پوشش) بویایی» ،گاهی اوقات به عنوان بخشی از دستگاه عصبی مرکزی در کنار مغز و نخاع دیده می شوند. این بدین جهت است که آنها به طور مستقیم با بافت عصبی بدون الیاف در ارتباط اند.

«مغز »مرکزفرماندهی و کنترل بدن

مغز پیچیده ترین ارگان و اندام در بدن انسان است و حدود ۲۰ درصد از انرژی بدن را مصرف میکند. قشر مغزی«کورتکس» (Cortex) که خارجی ترین و بزرگترین بخش مغز می باشد، شامل حدود ۳۰ میلیارد نورون است که هر یک به هزاران نورون دیگر متصل اند .در مجموع ،حدود ۱۰۰ میلیارد نورون و ۱۰۰۰ میلیارد سلول نوروگلیا(سلول پشتیبان) مغز انسان را تشکیل می دهند.

«هیپوتالاموس» در فعالیت‌های «حیاتی بدن» نقش مهمی دارد مانند: گرسنگی، تشنگی، فعالیت‌های جنسی و احساسات مانند خشم یا شادی، که می‌تواند آن‌ها را باهم هماهنگ نماید. اغلب از طریق سیستم عصبی خودمختار، هیپوتالاموس سیگنال‌های عصبی را به عضلات مختلف ارسال می‌کند.Adrenal Fatigue: Is It Real?

بطورمثال، در پاسخ به «ترسیدن ناگهانی» هیپوتالاموس کنترل شما را در دست می‌گیرد، به غده فوق کلیه دستور ترشح آدرنالین را می‌دهد. این امر ضربان قلب شما را بالا می‌برد و آمادگی سیستم عضلانی- اسکلتی شما را ارتقا می‌دهد تا قادر باشید در برابر محرک‌های محیطی به‌سرعت پاسخ دهید.

این حالت تحت عنوان فرایند «جنگ‌وگریز» شناخته می‌شود.

«احساس گرسنگی» که به ما انگیزه خوردن می‌دهد، توسط هیپوتالاموس مغز ایجاد می‌شود. این حس به‌نوبه خود در اثر طیف وسیعی از فعالیت‌های هورمونی و سیگنال‌های دریافتی از بدن ایجاد می‌شود.

بطورمثال: هورمون« گرلین» توسط معده خالی آزاد می‌شود، و با تحریک هیپوتالاموس در ما احساس گرسنگی ایجاد می‌کند.

هورمون «لپتین» توسط چربی‌های بدن بعد از خوردن منتشر می‌شود و باعث می‌شود که هیپوتالاموس حس گرسنگی را مهار کرده و حس سیری را القا نماید.

نقش هیپوتالاموس ،در بلوغ جنسی، وتولیدمثل

هیپوتالاموس باعث ترشح هورمون  آزادکننده «گنادوتروپین‌ها»(GnRH) می‌شود. این امر باعث می‌شود غده هیپوفیز هورمون «لوتئینی کننده» (LH) و هورمون محرک «فولیکول» (FSH)، را آزاد نماید.

این هورمون‌ها، «بیضه‌ها» و «تخمدان‌ها» را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

در مردان، LH با تحریک سلول‌های لیدیگ، تولید «تستوسترون» را منجر می‌شود و FSH نیز با تحریک سلول‌های سرتولی باعث بلوغ اسپرم‌های شود.

در زنان، LH باعث تخمک‌گذاری و FSH باعث تحریک رشد فولیکول‌های تخمدان و تخمک می‌شود.

FSH و LH، وارد جریان خون می‌شوند و درنهایت باعث تحریک تولید هورمون‌های جنسی می‌شوند.

در دختران: «استروژن» و «پروژسترون» درون تخمدان‌ها.

در پسران: «تستوسترون» از بیضه‌ها.

در پاسخ به افزایش سطح تستوسترون یا استروژن در اثر یک خودتنظیمی منفی، میزان ترشح هورمون«گنادوتروپین‌ها» کاهش می‌یابد.

ترموستات خودرو

وظیفه ترموستات درخودرو،تنظیم وتعادت دمای خودرو است.

 انواع سلول گلیایی:

آستروسیت ، میکروگلیا و الیگودندروسیت،سلولهای اپندیمال

این سلولهااز چندین روش از نورونهای CNS پشتیبانی می کنند.

انواع سلولهای گلیال بر اساس مکان و عملکرد اصلی
CNS glia PNS glia عملکرد اساسی
پشتیبانی از سلول ماهواره ای Astrocyte
عایق سلول Oligodendrocyte Schwann ، میلین شدن
میکروگلیا - نظارت ایمنی و فاگوسیتوز
سلول اپندیمال(Ependymal cell) - ایجاد CSF
سلولهای گلیال CNS

یک سلول که از نورونهای CNS پشتیبانی می کند ، آستروسیت است که به این دلیل نامگذاری شده است زیرا به نظر می رسد زیر میکروسکوپ به شکل ستاره باشد.

آستروسیت ها فرآیندهای زیادی از بدن اصلی سلول گسترش می یابند (نه آکسون ها یا« دندریت »ها مانند نورون ها ، فقط پسوند سلول ها).

این فرآیندها گسترش می یابد تا با نورون ها ، رگ های خونی یا بافت همبند پوشاننده CNS که «ماده پیا»(pia mater) نامیده می شود ، تعامل داشته باشد.

آستروسیت ها ، رایج ترین نوروگلایا در مغز ، مویرگ ها را احاطه می کنند ، سدی بین جریان خون و سلول های عصبی را حفظ می کنند و آنچه را که از این سد عبور می کند ، به طور فعال کنترل می کنند.

به طور کلی «آستروسیت ها» سلولهای پشتیبانی کننده سلولهای عصبی در سیستم عصبی مرکزی هستند. برخی از راه هایی که آنها از سلولهای عصبی در سیستم عصبی مرکزی پشتیبانی می کنند ، حفظ غلظت مواد شیمیایی در فضای خارج سلولی ، حذف مولکول های سیگنالینگ اضافی ، واکنش به آسیب بافت و کمک به سد مغز خون (BBB) ​​است.

سد خونی-مغزی یک سد فیزیولوژیکی است که باعث می شود بسیاری از موادی که در بقیه بدن به گردش در می آیند ، وارد سیستم عصبی مرکزی نشوند و باعث محدود شدن خون از گردش خون در CNS شود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«سدخونی »چیست؟

 رگ های خونی به عنوان یک میدان نیرویی برای مغز عمل می کنند. رگ های خونی بخشی از یک سیستم دفاعی مهم است که به عنوان«سد خونی مغزی»(BBB)  شناخته می شود،شبکه ای از رگ های خونی و بافت متشکل از سلول هایی با فاصله نزدیک به شما کمک می کند تا مواد مضر به مغز نرسند.« سد خونی مغزی» باعث می شود برخی از مواد ضروری مانند آب ، اکسیژن و دی اکسید کربن به مغز منتقل شوند ، اما باکتری ها و سایر مواد خطرناک را از بدن دور نگه می دارد. گرچه داروهای بیهوشی عمومی می توانند از سد خونی مغزی عبور کنند.

مولکول های مغذی مانند گلوکز یا «اسیدهای آمینه» می توانند از طریق «BBB» عبور کنند اما سایر مولکول ها نمی توانند. این امر در واقع مشکلاتی در انتقال دارو به« CNS» ایجاد می کند. شرکت های دارویی برای طراحی داروهایی که بتوانند از BBB عبور کنند و همچنین بر سیستم عصبی تأثیر بگذارند ، به چالش کشیده می شوند.

یک نوع سلول گلیال  بنام سلول «شوان»(Schwann) است که آکسون ها را با میلین در محیط پیرامون عایق بندی می کند.

هسته و سیتوپلاسم «سلول شوان» در لبه غلاف «میلین» قرار دارد.

Comparison of central and peripheral myelination. (a) Each oligodendrocyte in the CNS can extend cytoplasmic projections to form multiple, multi-layered myelin sheaths (pink) around different axons, whereas each SC in the PNS completely wraps around a single axon by laying down multiple layers of cell membrane, of which the innermost layers constitute the myelin sheath (purple). (b) There is typically one oligodendrocyte between two nodes of Ranvier, which is not covered by plasma membrane to allow action potentials to jump from node to node. (c) Compared to oligodendrocytes, SC myelinated axons possess thicker myelin sheaths. SCs also have an enlarged non-axonal domain due to the extra presence of the cytoplasm and nuclei, which is covered by the outermost layer, called the neurilemma.

سلول های"شوان"   با «الیگودندروسیت ها »متفاوت است ، از این نظر که سلول شوان فقط بخشی از یک بخش آکسون را می پیچد و هیچ سلول دیگری را در بر نمی گیرد. الیگودندروسیت ها فرایندهایی دارند که به بخشهای مختلف آکسون می رسند ، در حالی که کل سلول شوان فقط یک بخش آکسون را احاطه کرده است. هسته و سیتوپلاسم سلول شوان در لبه غلاف میلین قرار دارد. رابطه این دو نوع سلول گلیال با گانگلیون و اعصاب موجود در PNS در (شکل) مشاهده می شود.

«گلیا »(glia)نوعی سلول در سیستم عصبی(nervous system) است. یک مرد بالغ حدود ۸۵ میلیارد گلیا و حدود ۸۶ میلیارد نورون دارد ،سلولهایی در مغز که سیگنالهای الکتریکی را هدایت می کنند.

«گلیا»،نقش سیستم ایمنی مغزرادارند،بسیاری از عملکردهای مهم را در مغز انجام می دهند،ازجمله اینکه آنهاموجب می شوندتا سیستم عصبی کنار هم بماند. 
اما سلولهای «گلیال»(glial) ، مواد غذایی و اکسیژن دیگر سلولهای مغز را نیز تأمین می کند. اینها آستروسیت(astrocyte) هستند.
 گلیا به نام« الیگودندروسیت»(oligodendrocyte) ها برای کمک به حرکت سریعتر سیگنال های الکتریکی ، در قسمت های طولانی نورون ها می پیچند.
«میکروگلیا »به محافظت از مغز در برابر عفونت های خطرناک یا آسیب کمک می کند.

سیناپس

Infographic showing neurotransmission

انتقال دهنده های عصبی از طریق سیناپس ها ، فضاهای بین سلول های عصبی یا بین سلول های عصبی و سایر بافت ها و سلول های بدن عبور می کنند.
عملکرد: مغز و نخاع (CNS) به عنوان مرکز کنترل عمل می کنند. آنها داده ها و بازخورد را از اندام های حسی و اعصاب سراسر بدن دریافت می کنند ، اطلاعات را پردازش می کنند و دستورات را به بیرون می فرستند.
*انتقال دهنده های عصبی(Neurotransmitters) از طریق سیناپس ها ، فضاهای بین سلول های عصبی یا بین سلول های عصبی و سایر بافت ها و سلول های بدن عبور می کنند.

Ependymal cells interact with glia cells and immune cells. (1)-(2) Ependymal cells express MHC II antigen and interact with immune cells. (1) Leukocytes affect ependymal cells via IL-17A. (2) Macrophages are activated to M1 or M2 macrophages after central nervous system injury. M1 macrophages promote the proliferation of ependymal cells, and M2 macrophages promote ependymal cell differentiation. (3)-(5) Ependymal cells interact with glia cells. (3) Astrocytes exhibit ependymal-like phenotype and function after central nervous system injury. Ependymal cells exhibit stem-like differentiation into astrocytes after CNS injury. (4) Microglia damage ependymal cells via neuraminidase and IFN pathways after CNS injury. (5) Ependymal cells exhibit stem-like differentiation into oligodendrocytes after CNS injury.

سلول های اپندیمال و الیگودندروسیت ها ، هموستاز عصبی را حفظ می کنند ، عوامل بیماری زا را از بین می برند ، مایع مغزی نخاعی را به گردش در می آورند ، از سلول های عصبی محافظت می کنند و سرعت سیگنال آنها را تحت تأثیر قرار می دهند.

Main cell types in the CNS This diagram illustrates the relationships between the various CNS cell types. Depicted are connections formed between neurons, astrocytes, microglia, and myelinating oligodendrocytes as well as ependym cells and blood capillaries.

سازمان سلولی سیستم عصبی مرکزی (CNS). CNS از سلولهای عصبی و گلیال (میکروگلیا ، الیگودندروسیت و آستروسیت) تشکیل شده است. هر سلول عملکرد خاصی را در CNS انجام می دهد. نورون ها سیگنال های شیمیایی و الکتریکی را به سلول های عصبی دیگر منتقل می کنند. میکروگلیا سلولهای سیستم ایمنی بدن هستند که مسئول دفاع از CNS هستند. الیگودندروسیت ها غلاف میلین آکسون ها را تشکیل می دهند و باعث هدایت سیگنال های عصبی نمکی می شوند. سرانجام ، آستروسیت ها سلول های چند منظوره ای هستند که علاوه بر مشارکت فعال در سیناپس ها و پشتیبانی متابولیکی از سلول های دیگر ، انتشار یون و انتقال دهنده عصبی را در پارانشیم عصبی کنترل می کنند.

«میکروگلیا »سلولهای سیستم ایمنی بدن هستند که مسئول دفاع از CNS هستند.

«الیگودندروسیت ها»، «غلاف میلین» آکسون ها را تشکیل می دهند و باعث هدایت سیگنال های عصبی نمکی می شوند. سرانجام ، آستروسیت ها سلول های چند منظوره ای هستند که علاوه بر مشارکت فعال در سیناپس ها و پشتیبانی متابولیکی از سلول های دیگر ، انتشار یون و انتقال دهنده عصبی را در پارانشیم عصبی کنترل می کنند.

عملکردنخاع
در انتهای طناب نخاعی ، ناحیه«دم اسب» قرار دارد؛ این ناحیه مجموعه ای از عصبهاست.
مایع مغزی نخاعی (‏CSF‏) طناب نخاعی را احاطه می کند، که آن هم توسط سه لایه محافظ به نام مننژ یا پرده های مغزی ‏‏(سخت شامه، عنکبوتیه و نرم شامه) محافظت می شود.

نخاع در داخل ستون فقرات، که از ۳۳ استخوان به نام مهره‏‎ ‎‏ ساخته شده است، قرار دارد. پنج مهره به هم متصل شده و ‏استخوان ساکروم یا خاجی (بخشی از لگن) را تشکیل می دهند، و چهار مهره کوچک به هم متصل شده و استخوان دنبالچه ‏را به وجود می آورند.‏
ستون فقرات (بدون در نظر گرفتن دنبالچه) به چهار بخش تقسیم شده است:

 مهره های گردنی یا سرویکال (از ۷ مهره تشکیل شده اند که در گردن قرار دارند)
‏مهره های سینه ای یا توراسیک (از ۱۲ مهره تشکیل شده اند که در پشت قرار دارند و متصل به قفسه سینه می باشند)
مهره های کمری یا لومبار (از ۵ مهره تشکیل شده اند که در کمر قرار گرفته اند)
‏مهره های دنبالچه ای یا کوکسیژیال (از ۵ مهره تشکیل شده اند که در لگن قرار گرفته اند)‏

بین جسم های مهره ای، دیسک هایی قرار دارند که به عنوان ساختار حمایتی برای ستون فقرات عمل می کنند. در واقع ‏مهره ها، به وسیله دیسک های بین مهره ای از یکدیگر جدا می شوند و فقط بین مهره های ‏C1‎‏ و ‏C2‎‏ دیسک وجود ندارد. ‏این دیسک های بیضی شکل یک لایه پوشاننده خارجی سخت به نام آنولوس یا حلقه دارند که بخش نرم تری به نام هسته ی ‏مرکزی (یا هسته پولپی) را احاطه کرده اند. این دیسک ها به عنوان کمک فنر برای استخوان های ستون فقرات عمل کرده و ‏ضربات وارده به ستون فقرات را خنثی می‌کنند. رباط های متصل به مهره ها نیز نقش ساختارهای حمایت کننده را دارند.
‏۳۱ جفت عصب و ریشه ی نخاعی از نخاع منشعب می شوند. هشت جفت عصب گردنی (به نام ‏C1 – C8‎‏) در هر سطح مهره ‏ای، از طناب نخاعی در ناحیه گردن خارج می شوند. در هر جفت، یکی از عصب ها از سمت راست خارج می شود، و دیگری از ‏سمت چپ. اولین ریشه عصبی گردن بالاتر از مهره ‏C1‎‏ خارج می شود. دومین ریشه عصبی گردن بین مهره های ‏C1 – C2‎‏ ‏خارج می شود، و ریشه های باقی مانده با همین ترتیب از مهره های تحتانی خارج می شوند. ریشه عصبی مهره ‏C8‎‏ بین مهره ‏های ‏C7‎‏ و ‏T1‎‏ (مهره ی توراسیک یا سینه ای) خارج می شود.‏
‏۱۲ جفت عصب توراسیک ( ‏T1- T12‎‏ ) وجود دارد. ریشه عصبی ‏T1‎‏ بین مهره های ‏T1‎‏ و ‏T2‎‏ خارج می شود. پنج جفت ‏عصب کمری (‏L1 -L5‎‏) وجود دارد. ریشه عصبی ‏L1‎‏ بین مهره های ‏L1‎‏ و ‏L2‎‏ خارج می شود. پنج جفت عصب خاجی یا ‏ساکرال (‏S1 – S5‎‏) وجود دارد. ریشه عصبی ‏S1‎‏ بین مهره های ‏S1‎‏ و ‏S2‎‏ خارج می شود. یک جفت عصب کوکسیژیال یا ‏دنبالچه ای (‏Co1‎‏) در ناحیه دنبالچه به هم می رسند.‏
از طریق دستگاه عصبی محیطی (‏PNS‏)، ایمپالس های عصبی در طول طناب نخاعی، به سوی مغز یا از سوی مغز به یک ‏محل خاص در بدن حرکت می کنند. ‏PNS‏ سیستم پیچیده ای از عصب هاست که از ریشه های عصبی نخاعی منشعب می ‏شود. این اعصاب خارج از کانال نخاعی به سمت اندام های فوقانی (بازوها، دست ها و انگشتان)، عضلات تنه، اندام های تحتانی ‏‏(ساق پاها، پاها و انگشتان پا) و ارگان های بدن حرکت می کنند.‏

اصطلاحات

oligodendrocyte الیگودندروسیت 
Astrocyte آستروسیت
سلولهای اپندیمال ependymal cells
capillarie مویرگی capillary
ventricle of brain بطن مغز
«عصب کشی»(neuroglia)