پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

آیت الله مدرس،جاسوس شاهزاده را (روضه خوان) کرد

​ آیت الله سیدحسن مدرس ۷ سال در خواف تبعید و توسط ماموران رضاخان زیرنظر بود و در ۲۲ مهر ۱۳۱۶ از خواف به کاشمر منتقل شد، شامگاه ۲۷ رمضان ۱۳۵۶(۱۰ آذر ۱۳۱۶ ) به شهادت رسید.

مدرس:روزی ۳ طلبه در جلسه درس من(حوزه علمیه)حاضر شدند، ازرفتار و نشست و برخاستشان معلوم بودکه اینها طلبه نیستند،راه رفتن با نعلین رانمی دانستند،وقتی به آنهاگفتم من کاری به مأموریتتان ندارم اما اینجا آمدید،سعی کنیدچیزی یادبگیرید،آنها خیال کردند من غیب می‌دانم،آنهارادعوت کردم برای ناهار به منزلم...سرانجام اینهاتوبه کردند(از ظل السلطان فاصله گرفتند)روضه خوان توانمندی شدندودرکارجهادی برای محرومین هم مشارکت کردند.

آیت الله سیدحسن مدرس: زمانی که مردم با «ظل‌السلطان»(حاکم اصفهان) اختلاف داشتند و من هم یکی از آنان بودم.

آیت الله مدرس جاسوسان حاکم اصفهان را روضه خوان کرد

شهیدمدرس:یک روز ۳ نفر در مدرسه(حوزه علمیه) در جلسه درس من حاضر شدند. رفتار و نشست و برخاست طلبه‌ها معلوم است و ما «آخوندها» به‌خوبی می‌توانیم «طلبه» را از غیرطلبه تشخیص بدهیم.

وقتی این ۳ نفر با لباس نو و تمیز از «درِ» مدرسه علمیه وارد شدند، متوجه شدم «بلد» نیستند با «نعلین» نو خود راه بروند.

با این رفتارشان، برایم محرزشد  که فرستادگان حاکم‌ اصفهان(ظل‌السلطان)هستند.

بعد از خاتمه درس ،هر۳ نفر را برای ناهار به خانه ام  دعوت کردم.

در هشتی (دالان) منزلم نشستیم و ناهارمان «نان و دوغ»بودکه ۴ نفری خوردیم.

بعداز ناهار شروع به صببحت ازامورجاری اصفان کردیم  ومن به آنهاگفتم: «مأموریت شما خوب است یا بد، من کاری ندارم، مربوط به خود شماست، ولی حالا که اینجا(حوزه علمیه)آمده‌اید، سعی کنید چیزی هم یاد بگیرید

الخائنُ خائف

آن ۳ نفر آنقدر ساده بودند،وقتی که این حرفهارا زدم ،آنهاخیال کردند من غیب می‌دانم(ازجاسوس بودن آنها مطلع هستم)

گفتند:با اظهارتأسف گفتند، چه کنیم،چاره ای نداریم، ظل‌السلطان(حاکم) ما را می‌کُشد. باید گزارشات شما برایش خبر بدهیم.

گفتم: ولی باید مطالب مرا که می‌گویم، بفهمید تا بتوانید به او(حاکم) خبر بدهید.

شهیدمدرس درادامه به آن ۳ نفر گفت:این‌ها که من می‌گویم، چیزهایی است که اگر درست به حاکم بگویید، او هم چیزی می‌فهمد و به شما مرتبه و مقام می‌دهد.

به آنها گفتم:هر روز صبح بیایید، می‌گویم برادرم و خواهرزاده‌ام به شما درس بدهند.

سیدحسن مدرس:گفتم اینکه بد نیست. کار خودتان را هم بدون دغدغه انجام بدهید. برای خرید کتاب و وسایل لازم دیگر هم می‌گویم از موقوفات مدرسه مقداری به شما بدهند.

این‌ها می‌آمدند و صبح در «حُجرِه» سیدعلی‌اکبر و میرزا حسین درس می‌خواندند و در پای درس من هم می‌نشستند.

جاسوسان حاکم اصفهان آخوند روضه خوان شدند

آیت الله سیدحسن مدرس:کم‌کم «ظل‌السلطان» را ول کردند و به‌درستی طلبه شدند. چیزهایی یاد گرفتند. روضه‌خوان شدند.

جاسوسان شاهزاده ظل السلطان  درتور آیت الله مدرس

آیت الله مدرس:ایام محرم آنان را به «جرقویه»(۷۰ کیلومتری شهراصفهان) و روستاهای اطراف می‌فرستادم. کار و بارشان گرفت و«از خبرچینی به روضه‌خوانی رسیدند» و آدم‌های خوبی شدند.

همین‌ها در کار ساختن آسیاب، حمام، کاروانسرا و دیگر بناهای روستای«اِسفِه» مؤثر واقع شدند.

طاق زدن با عمامه

(تصاویر) نادیده‌های مسجد جامع اصفهان

شهیدمدرس:یکی از آن‌ ۳ نفر که بنّای خوبی بود، در وقت «طاق زدن» هم «عمامه‌اش» را از سر بر نمی‌داشت. می‌گفت: آقا شما گفتید این لباس، لباس کار و زحمت کشیدن است و اضافه اینکه، اگر پاره آجری هم بر سرم خورد، عمامه نمی‌گذارد سرم را بشکند.

انسان، انسان است. خوب است. نیازمندی و بدی‌ها او را از کار راست و درست منحرف می‌کنند. خودخواهی، آدم را می‌بلعد. بهترین انسان‌ها، از بازار آشفته برای مردم استفاده می‌کنند و بدترین مردم برای خود.»

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درمنابع مأخوذه اندکی اصلاحات انجام داده ام.

آیت الله مدرس کیست؟

«سید حسن طباطبایی زواره »مشهور به مدرس،فرزند،سید اسماعیل طباطبایی در سال ۱۲۴۹شمسی( ۱۲۸۷ قمری )در شهر زواره (در قریه سرابه کچو از توابع شهرستان اردستان) از توابع استان اصفهان متولد شد.

برنامه‌های بزرگداشت شهید مدرس به صورت مجازی برگزار می‌شود
شهادت آیت الله سیدحسن مدرس ۷ سال در خواف توسط ماموران زیرنظر بود و در ۲۲ مهر ۱۳۱۶ از خواف به کاشمر منتقل شد. او در شب ۱۰ آذر ۱۳۱۶ برابر با ۲۷ رمضان ۱۳۵۶ (قمری) به طرز مشکوکی درگذشت.

سید حسن در شش سالگی به همراه پدرش جهت درس خواندن به روستای اسفه  در حومه قمشه نزد پدربزرگ‌اش میرعبدالباقی رفت و پس از درگذشت «میرعبدالباقی» در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت، در اصفهان نزد علامه شیخ‌مرتضی‌ریزی، سامرا و نجف در محضر بزرگانی چون آیت‌الله میرازی شیرازی(صاحب فتوای تحریم تنباکو)، آخوند خراسانی و سیدمحمدکاظم یزدی آموخت. تا درجه اجتهاد ادامه داد؛ آنگاه به اصفهان مراجعت کرده و مشغول تدریس فقه و اصول شد. ایشان در جریانات مربوط به نهضت مشروطه به سمت سیاست روی آورد.

 مرحوم مدرس در این باره گفته است: «بعد از مراجعت از عتبات، در اصفهان فقط از امورات اجتماعیه، مباحثه و تدریس اختیار کرده بودم، تا زمان انقلاب استبداد به مشروطه واردفعالیتهای سیاسی شد». فعالیت سیاسی ایشان با عضویت در انجمن ایالتی اصفهان آغاز می‌شود و با انتخاب او به عنوان یکی از پنج تن علمای منتخب، برای دوره دوم قانون‌گذاری مجلس، در تاریخ ۱۲۸۹ شمسی، چهره‌ سیاسی او شناخته‌تر می‌شود. مدرس در این مجلس نقش خود را به خوبی ایفا کرد. وی در دوره سوم نیز از طرف مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد؛ ولی این مجلس به علت فشار خارجی و آغاز جنگ اول جهانی یکسال بیشتر دوم نیاورد.

مدرس از چهره‌های سرشناس کمیته دفاع ملی بود که جهت جلوگیری از پیشرفت نیروهای روسیه تزاری به سمت پایتخت به قم مهاجرت کردند. او سپس عازم اصفهان، کرمانشاه، عراق، ترکیه و سوریه گردید و پس از دو سال به ایران بازگشت. با امضای قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله، مدرس به مخالفت برخاست و با این قرارداد ننگین به شدت مخالفت کرد و اجازه نداد ایران بین اجانب تقسیم شود.

 پس از «کودتای رضاخان» و «سید ضیاءالدین طباطبایی» در سوم اسفند ۱۲۹۹، مدرس همراه بسیاری از ملیون و مبارزان دستگیر شد و تا پایان عمر کابینه سیاه سید ضیاءالدین طباطبایی در قزوین زندان بود. پس از آزادی به نمایندگی مردم تهران در مجلس چهارم انتخاب شد و به عنوان نایب رییس مجلس و رهبری اکثریت مجلس برگزیده شد. دوره پنجم مجلس در سال ۱۳۰۲ افتتاح شد و در این دوران پر اهمیت تاریخ مشروطه که با تغییر سلسله قاجاریه و روی کار آمدن رضاخان همراه بود، مدرس رهبری اقلیت مجلس را بر عهده داشت.«رضاخان» که به دنبال حذف قاجار و حاکمیت خود بود، طرح جمهوری را مطرح کرد اما وجود مدرس و رفقای او در مجلس که فراکسیون اقلیت را تشکیل می‌دادند، مانع از به سرانجام رسیدن طرح جمهوری رضاخانی گردید. یکی از وقاع مهم مجلس پنجم استیضاح رضاخان، توسط مدرس بود.

با تشکیل مجلس شورای ملی بعد از استبداد صغیر، آیت‌الله مدرس از طرف آیات عظام «ملا محمدکاظم خراسانی»(آخوندخراسانی) و«شیخ عبدالله مازندرانی»به‌عنوان یکی از مجتهدانی که طبق قانون اساسی مشروطه باید بر هماهنگی مصوبات مجلس با شرع اسلام نظارت داشته‌باشند، به این مجلس معرفی شد. بعد از آن هم ایشان تا دوره ششم به‌عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی حضور داشت و در این جایگاه برای آگاه کردن مردم به حقوق اجتماعی سیاسی‌شان و سیاسی‌کردن عامه مردم تلاش‌های فراوانی کرد و تا وقتی به‌عنوان نماینده در مجلس حضور داشت، با ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهان داخلی و خارجی، با تمام توان از حقوق ملت ایران دفاع کرد. به همین دلیل هم سالروز شهادت این نماینده وظیفه‌شناس به‌عنوان «روز مجلس» نامگذاری شده است.

وظایف سنگین نمایندگی مجلس اما باعث نشد آیت‌الله مدرس از مسئولیت‌های ذاتی‌اش غافل شود. ایشان بعد از ورود به تهران، در اولین فرصت جلسات درسش را در ایوان زیر ساعت در مدرسه سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری) شروع و به همه اعلام کرد: «کار اصلی من، تدریس است و سیاست، کار دوم من است.» مدتی بعد هم تولیت این مدرسه علمیه را برعهده گرفت. آیت‌الله مدرس با این هدف که طلاب علوم دینی از اوقاتشان استفاده بیشتری ببرند و با جدیت بیشتری به درس و مباحثه بپردازند، برای اولین بار طرح امتحان طلاب را به مرحله اجرا درآورد.

نماینده مجلسی که قنات‌های روستا را احیا می‌کرد

یکی از خدماتی که آیت‌الله مدرس از خود برجا گذاشت، احیا و آبادانی روستاها و مغازه‌های موقوفه مدرسه سپهسالار بود که برای این کار، زحمات زیادی متحمل شد. عصرهای پنجشنبه اغلب در گرمای شدید تابستان به روستاهای اطراف ورامین رفته و از قنات‌های روستاهای این منطقه بازدید می‌کرد و گاه به داخل چاه‌ها می‌رفت و در تعمیر آن‌ها همکاری می‌کرد و از اینکه با چرخ از چاه گِل بکشد، ابایی نداشت.
آیت‌الله مدرس درحوزه علمیه اصفهان، شاگردانی مانند آیت‌الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، آیت‌الله سید مرتضی پسندیده (برادر بزرگ‌تر امام خمینی )، شیخ محمد علی لواسانی، مهدی الهی قمشه‌ای، بدیع‌الزمان فروزانفر و... را تربیت کرد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«ظل‌السلطان»کیست؟
سلطان مسعود میرزا (متولد۱۵ دی ۱۲۲۸  متوفی۱۲ تیر ۱۲۹۷ ) ملقب به ظل‌السلطان شاهزادهٔ قاجار و پسربزرگ ناصرالدین‌شاه بود از سال ۱۲۵۳ تا ۱۲۸۷ شمسی به مدت ۳۴ سال حاکم اصفهان بود.