پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

بقعه "سادات: بلوارضیابری رشت

میرعبدالباقی صدرالرشّریعه موسوی،سیدعبدالوهاب صالح ضیابری،آقا سیدحسین مجتهد.

بقعه سادات بلوارضیابری رشت

بقعه

بقعه سادات رشت- واقع در بلوارضیابری  رشت  که قبل از احداث این بلوار بنام "بقعه آیت الله ضیابری"معروف بود وتابلویی سردرب هم به همین نام داشت را ،تغییردادند و روی تابلو اسامی هر۳سیدبزرگواررا نوشتند:

۱-آیت الله میرعبدالباقی صدرالرشریعه موسوی

۲-آیت الله سیدحسین مجتهد

۳-آیت الله سیدعبدالوهاب صالح ضیابری

متأسفانه  اکثراً این بقعه تعطیل است،حتی شبها همه چراغهای داخل خاموش می باشد،ویک نوع بی سلیقگی  دران مشاهده می شود درنمای بیرونی/البته این بقعه درهنگام محرم رونق خوبی دارد.

«سیدعبدالوهاب صالح ضیابری»

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:گزارش جمعه، ۷ فروردین ۱۳۹۴

آدرس دقیق این بقعه:رشت تقاطع خیابان سردارجنگل -ضیابری

بمناسبت سالروز رحلت این عالم جلیل القدر قصد انتشار اجازه نامه اجتهاد ایشان از سوی استادش آیت الله ملا محمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی را داریم.

اولین همایش شورای سادات استان گیلان - پیراسته فر

 «آیت الله سیدعبدالوهاب صالح ضیابری» سالها در حوزه علمیه نجف نزد اساتید بزرگی چون آیت الله آخوند خراسانی دروس دینی خواند وبه مقام بالای اجتهاد رسید. 

در حوزه های دینی شیعه، از قرن ها پیش رسم بر این بوده که اگر شاگرد به رتبه اجتهاد نائل شود، استاد به پاس جایگاه شاگرد و نیز به عنوان سندی بر رسیدن رسیدن شاگرد به رتبه اجتهاد، اجازه نامه ای را امضا می کند. اجازه نامه آخون خراسانی به شاگردش و تعابیری که در این اجازه نامه به کار برده نشان از جایگاه بالای علمی شاگرد دارد.

بقعه

«سید عبد الوهاب صالح ضیابری» پسر «سید صالح مجتهد ضیابرى» به سال ۱۲۹۴ ق در روستاى ضیابر(شهرستان صومعه سزا) گیلان به دنیا آمد.

 مقدمات علوم دینى را در زادگاهش فراگرفت و پس از اقامت کوتاهى در رشت و بهره‏گیرى از میرزا على مجتهد رشتى عازم نجف شد و از محضر آخوند ملا محمد کاظم خراسانى، ملا على نهاوندى و ملا محمد شربیانى کسب فیض نمود. وى پس از نیل به‏مقام اجتهاد در اواخر ۱۳۲۲ ق به رشت بازگشت و مورد اکرام و احترام علماء و مدرسین قرار گرفت. او در رشت به تدریس فقه و اصول اهتمام ورزید. از شاگردان مشهورش در این دوره شیخ على ناصرانى و شیخ یونس (میرزا کوچک خان جنگلى) و سید رضا رودبارى بودند. سید عبد الوهاب در جریان نهضت مشروطه‏خواهى به صف مشروطه‏طلبان پیوست و پس از صدور فرمان مشروطیت به عضویت انجمن ایالتى گیلان درآمد. او در استبداد صغیر و در حکومت ظهیر الدوله به دستور محمد على شاه، مدتى به خراسان تبعید گشت و پس از کشته شدن آقا بالا خان سردار افخم، حاکم گیلان، در محرم ۱۳۲۷ به ریاست انجمن انتصاب یافت.

سید در واقعه اولتیماتوم روسیه تزارى در برابر تهاجم روسیان و غارت مطبعه(کتاب) عروه الوثقى و نیز اجحافات و زورگیریهاى نکراسف، کنسول مستبد روس در رشت، به شدت مقاومت نمود و متعاقب همین در محرم ۱۳۳۰ به زندان افتاد.

آیت الله سیدعبدالوهاب صالح ضیابری عضو عالیقدر هیات اتحاد اسلام و نهضت جنگل

وى پس از یک محاکمه فرمایشى در کنسولگرى روس در رشت به اعدام محکوم شد اما بر اثر جریانات سیاسى و اعتراض آزادى‏خواهان حکم اعدام وى و چند تن دیگر به مرحله اجرا درنیامد و او به همراه فرزندش «سید صالح» از طریق روسیه به استانبول تبعید گردید.

بقعه

 پس از سه سال تبعید بار دیگر به رشت برگشت و در جنبش جنگل به رهبرى میرزا کوچک خان، ریاست هیأت اتحاد اسلام را برعهده گرفت.

« سید عبد الوهاب مجتهد» پس از پایان کار جنگل، همچنان در رشت به امور اجتماعى مشغول بود و مرجعیت داشت. او در سال ۱۳۰۴ ش به نمایندگى مجلس مؤسسان انتخاب شد و سرانجام در جمادى الآخر ۱۳۵۷/ [۱۵ مرداد]  ۱۳۱۷ ش در رشت به ‏درود حیات گفت و در گورستان مدیریه به خاک سپرده شد.[۱]

به مناسبت سالروز رحلت این عالم جلیل القدر قصد انتشار اجازه نامه اجتهاد ایشان از سوی استادش آیت الله ملا محمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی را داریم.

آیت الله سیدعبدالوهاب صالح سالها در حوزه علمیه نجف نزد اساتید بزرگی چون آیت الله آخوند خراسانی دروس دینی خواند وبه مقام بالای اجتهاد رسید. در حوزه های دینی شیعه، از قرن ها پیش رسم بر این بوده که اگر شاگرد به رتبه اجتهاد نائل شود، استاد به پاس جایگاه شاگرد و نیز به عنوان سندی بر رسیدن رسیدن شاگرد به رتبه اجتهاد، اجازه نامه ای را امضا می کند. اجازه نامه آخون خراسانی به شاگردش و تعابیری که در این اجازه نامه به کار برده نشان از جایگاه بالای علمی شاگرد دارد.

تصویر این اجازه نامه به همراه متن آن در ادامه می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی شرح صدور العلماء بنور العلم و المعرفه و وفقهم للفوز الی الفیض و الحکمه و نصب لهم شرایع الاسلام و قوانین الاحکام و اشرق بساحتهم مصابیح الایمان و لوامع الدرایه و اوضح لدیهم مقاصد الاحکام و جوامع الفقاهه و اجری علی قلوبهم ینابیع المعارف و دلائل الهدایه و رفع قدرهم بان جعلهم ورثه الانبیاء و نواب الاوصیاء و ادلاء فی الارض کالنجوم فی السماء و صلی الله علی من اسس المله البیضاء محمد خاتم الانبیاء و علی وصیه سید الاوصیاء و اولاده الطیبین الطاهرین الادلاء.

و بعد فان ملاذ الاسلام و مروج الاحکام سید المحققین و فخر المجتهدین السید الجلیل السید عبدالوهاب الرشتی الضیابری – ادام الله ایام افاداته و افاضاته- قد بذل جهده و صرف جمله من عمره و برهه من دهره فی تنقیح مبانی الاحکام و اتقان مدارک مسائل الحلال و الحرام و تشیید القواعد الکلیه و تسدید المبانی الفرعیه و امعن النظر فی توضیح معضلاتها و حلّ مشکلاتها فبلغ بحمدلله و المنه فی الفقه و الاصول مبلغاً عظیماً و وقف فی هذا الوادی موقفاً جسیماً. ذلک فضل الله یوتیه من یشاء فطوبی لمن رکن الیه واعتمد علیه. فان جنابه حقیق بان یقتدی بافعاله واقواله و یستفاد من علومه؛ فلجنابه التصرف فی جمیع الامور الراجعه الی نواب الشرع الانور و لیس لاحد مزاحمته و التصرف فیما هو متصرف فیه و المرجوّ من اخواننا المومنین اطاعته و امتثال اوامره و نواهیه فان قوله قولی و فعله فعلی.

 و اسئل الله ان یوفّقه بمراضیه و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء فی مظان الاستجابه. و الله ولی الاجابه و هو حسبی و نعم الوکیل.

حرره الاحقر الجانی محمد کاظم الخراسانی[۲]

[۱] . روزشمار تاریخ معاصر ایران، حسن فراهانى‏، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى‏، اول، ش ۱۳۸۵، ج‏۲، ص ۳۹۹.

[۲] . یادگارنامه ابراهیم فخرایی، قسمت عکسها و اسناد، ص/ته

منبع:وبلاگ میثم عبدالهی بااصلاخات وافزودن تصاویر

آیت‌الله سید عبدالوهاب صالح ضیابری

او فرزند سید صالح مجتهد ضیابری بود و در سال ۱۲۹۴ ه.ق در ضیابر گیلان چشم به جهان گشود و مقدمات علوم دینی را در زادگاهش و نیز در رشت نزد حاج میرزا علی مجتهد رشتی فراگرفت. سپس برای ادامه تحصیل در سال ۱۳۱۰ ه.ق به نجف اشرف رفت و نزد آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و ملا علی نهاوندی و ملا علی شربیانی تلمذ نمود و پس از ۱۲ سال به وطن مراجعت نمود.

وی در رشت به تدریس فقه و اصول پرداخت و وارد جریانات مشروطه خواهی شد و از فعالان این جنبش در گیلان بود و به عضویت انجمن ایالتی گیلان نیز برگزیده شد. پس از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی در سال ۱۳۲۶ ه.ق توسط محمدعلی شاه قاجار ، مدتی در مشهد و اندکی بعد در زادگاهش در حال تبعید بسر برد. تا اینکه با پیروزی مشروطه خواهان در انقلاب محرم ۱۳۲۷ ه.ق رشت، به این شهر بازگشت و بار دیگر در انجمن ایالتی گیلان عضویت یافت. لیکن پس از تسلط روس‌ها بر گیلان در سال ۱۳۲۹ ه.ق و پس از تحمل سختی‌های بسیار و حبس و تبعید، به عتبات عالیات مهاجرت کرد.

آیت الله ضیابری پس از سه سال به ایران بازگشت و در کمیته اتحاد اسلام که هیأت مدیره نهضت جنگل بود، عضویت یافت و خیلی زود به ریاست آن برگزیده شد. لیکن با ورود بلشویک‌ها به گیلان و تغییر مسیر مبارزات جنگلی‌ها ، از کارها کنار کشید و به کارهای اجتماعی و مرجعیت عامه مشغول شد.

نامبرده در سال ۱۳۰۴ ه.ش از رشت به نمایندگی مجلس مؤسسان اول برگزیده شد و عاقبت نیز در سال ۱۳۱۷ ه.ش (۱۳۵۷ ه.ق) در رشت درگذشت و در منطقه مدیریه  رشت در مقبره خانوادگی آقا سید شرف الدین فرزند سید عبدالله ( شاه شرف یا شرف شاه) و به بیست و نه واسطه به حضرت امام موسی کاظم (ع) منتهی می گردد ، به خاگ سپرده شد.. مرحوم صالح ضیابری داماد  آقا شیخ جواد مجتهد رشتی بود. از این خانواده، شخصیت های فقهی، علمی و... برخاسته اند.

منبع: مجله گیله وا ، ش ۷۰ ص ۱۵

اسامی بقاع رشت

در شهر رشت بیش از 20 مزار است که همگی مربوط به سادات عظام و امامزادگان واجب التعظیم  بوده و مورد احترام اهالی است و در مناسبت های مختلف مجالسی با شکوه در آنجا بر گزاری می‌شود . در اینجا  اشاره ای به مزارات این شهر به ترتیب سلسله نسب شان می‌گردد:

آقا سید ابوجعفر معروف به استاد جعفر در محله استاد سرای صالح آباد ؛ بنابر احتمالی صاحب مزار همان سید کارکیا سید امیر احمد متوفی 853 ق است که ظهیر الدین مرعشی در کتاب خود آن را ذکر کرده است .

سید فخر الدین بن ابوالقاسم حسینی ، مدفون در مسجد جامع محله آفخرا (آقا فخر الدین) .

سید علی کیای ملاطی (متوفی 789 ق) از نوادگان حسین اصغر بن امام علی سجاد (ع) مدفون در مسجد پاس کیا (بازکیا) .

سید ناصر کیای لاهیجی (متوفی 852 ق) از سادات حسینی لاهیجان و از نسل حسین اصغر بن امام علی سجاد (ع). بر طبق گفته رابینو مدفن سید در محله استاد سرای رشت است  لکن امروزه اثری از آن یافت نمی شود.

سید ابراهیم ، از سادات موسوی و مدفون در مسجد و محله بادی الله (بدیع الله).

سید ابراهیم ، از سادات موسوی و مدفون در بین جاده تهران و جاده سنگر.

سید ابوالقاسم ، از سادات موسوی و مدفون در محله سید ابوالقاسم .

سید اسماعیل ، از سادات موسوی و مدفون در محله ساغری سازان .

سید عباس برادر سید اسماعیل و مدفون در کنار برادرش در محله ساغری سازان.

سید عبدالباقی موسوی صدر الشریعه و سید حسین آقا مجتهد و سید عبد الوهاب صالح ؛ که همگی از مشاهیر معاصر بوده و در بقعه السادات واقع در خیابان سردار جنگل به خاک سپرده شده اند .

سیده فاطمه معروف به خواهر امام رضا (ع) ، از سادات موسوی و مدفون در محله خواهر امام. در سفر ناصر الدین شاه قاجار به رشت به دستور وی بقعه خواهر امام تعمیر گردید.

«میر نظام الدین  موسوی» که مزارش در محله «چله خانه»(چهل خانه) است دراین محله زاهدان« چلّه نشینی» داشته اند ، «قبردکتر حشمت»(همرزم میرزاکوچک جنگلی) در جوار آرامگاه میر نظام الدین قراردارد(محوطه بیرونی شبستان مسجد)

*سید کلان (گلان) در محله صیقلان ، این زیارتگاه فقط شامل چهار درخت آزاد و یک قبرستان بود

*سید میر محمد شاه» معروف به« بابا ولی» مدفون در بازار. اسناد قدیمی که در نزد متولیان مزار نگهداری می‌شود مربوط به سال 1043 هـ . ق است 

«دوبرادران»که بعدهابه چهاربرادران معروف شدند.

«چهار برادران» در میان تکیه خمیران زاهدان ، که پس از احداث بلوار جدید در حاشیه خیابان واقع گردید . صاحبان مزار بر حسب گفته  مؤثقین از سادات بزرگوار هستند. به گفته رابینو ز(سیّاح)یارتگاه چهار برادران در نزد زنها بسیار ارجمند است.

«شیخ سلیمان بن حمزه دارابی» معروف به« پیر سلیمان» مدفون در محله سلیمان داراب که کتیبه مقبره‌اش سال ۹۵۳ق است .

«شیخ علی» معروف به (دانای علی) مدفون در محله چمار سرای کیاب . گویند لقب «دانا» به خاطر وارستگی به او داده شد.

برچسب دانای علی چمارسرای رشت - پیراسته فر

دانای علی-رشت-چمارسرا

شیخ علی معروف به« پور فقیه علی»، مدفون در رو به روی گورستان تازه آباد . شیخ دارای مقام علمی و فقاهت بود از این رو به «پور فقیه» مشهور گردید . پور فقیه یعنی کسی که فقاهت او زیاد است.

 شیخ زاهد ، در محله خمیران زاهدان .

شیخ یونس معروف به میرزا کوچک خان(۱۲۵۹ – ۱۳۰۰هـ . ش). میرزا کوچک خان فرزند میرزا بزرگ رشتی از مشهورترین مشاهیر گیلان در سده اخیر است . شرح احوال میرزا در منابع فراوانی از جمله در کتاب مهدی بامداد  آورده شد./مأخذ:وبلاگ سواداعظم