سرنوشت صدام حسین را باعکسهای دیدنی درادامه.
ماجرای اسارت صدام حسین که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند، چه بود؟
وجنوداًلم تروها
عملیات فتح المبین در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد روز دوشنبه دوم فروردین ۱۳۶۱ آغازشد
تلفات دشمن: ۲۵ هزار کشته و ۱۷ هزار اسیر
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا ۚ وَکَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرًا ٩ احزاب
«جُنودالهی» نیروهای دشمن راغافلگیرکرد،جاده خاکی،باتلاقی شدبرای تانکهای عراقی وتسلیم نظامیان عراقی!.
«عراقیها» از سمت شوش با تعدادی تانک و نفربر به سمت «رقابیه» در حال حرکت بودند تا بتوانند یک راه ارتباطی بین نیروها و عقبهشان در« فکّه» باز کنند.امابارش ناگهانی باران(جنودخدا) و آبی که از «نهر لخضیر» به سوی دشت سرریز میشد، باعث شد یک باتلاق بزرگ درست شود و تانکهایی که در مسیر بودند در باتلاق گیر کنند.
آن قدر تعداد تانکها زیاد بود که دشت از دور، سیاه دیده میشد.
«نظامیان عراقیها»وقتی نیروهای ایرانی را مشاهده کردند روی تانکها رفتند و دستشان را بالا گرفتند و در یک چشم برهم زدن، بیابان پر از اسرای عراقی شد.
ماجرای احتمال اسارت صدام در فتحالمبین که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند، چه بود؟
دشمن برنامهریزی کرده بود که روز ششم منطقه را کاملاً تخلیه کند.
فرماندهان ایرانی هم خبر نداشتند که روز پنجم عملیات، «صدام حسین »در منطقه عملیاتی حضور داشته و این حسرت در دل « سردارمرتضی قربانی»(فرمانده لشکر ۲۵ کربلا که متشکل ازنیروهای گیلان ومازندران بودند) مانده بود که دشمن شماره یک ایران را کتبسته تحویل دهد.
حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای رهبر انقلاب، روز گذشته (سهشنبه ۲۳ فروردین ماه) در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام اشارهای به عملیات فتحالمبین داشتند. ایشان در این باره فرمودند: صدام هنگام آغاز جنگ نزدیک ایلام یک مصاحبه کرد و بعد گفت مصاحبه بعدی را در تهران انجام میدهم، اما دیدید به چه سرنوشتی دچار شد در جنگ و بعد از جنگ.
ایشان افزودند: در فتحالمبین صدام شانس آورد. نزدیک بود توسط بچههای سپاه دستگیر شود. اگر نیم ساعت زودتر رسیده بودند، دستگیر میشد ولی شانس آورد و در رفت.
حسرتی که به دل سردار ایرانی در عملیات فتحالمبین ماند
اما اصل ماجرا در عملیات فتحالمبین چه بود؟
«سردارمرتضی قربانی» درمصاحبه با«امیر رزاقزاده» از راویان دفاع مقدس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس بیان میکند: در مرحله دوم این عملیات، «یک امداد الهی منجر شد که عملیات به سوی موفقیت بیشتر پیش رود»
راوی می گوید:ماجرا این بود که عراقیها از سمت«شوش» با تعدادی تانک و نفربر به سمت «رقابیه» در حال حرکت بودند تا بتوانند یک راه ارتباطی بین نیروها و عقبهشان در فکه باز کنند.
در این هنگام« بارش باران» شروع شد و آبی که از «نهر لخضیر» به سوی دشت سرریز میشد(باهم ملحق شدند)که باعث شد یک «باتلاق بزرگ» درست شود و «تانکهایی که در مسیر بودند در باتلاق زمینگیرشدند»
«رزاقزاده»گفت:اینجا آن قدر تعداد تانکها زیاد بود که دشت از دور، سیاه دیده میشد.
دراین وضعیت که عراقی هادرمخمصه سختی گیرکرده بودند،وقتی نیروهای ایرانی را دیدند روی تانکها رفتند و دستشان را بالا گرفتند و در یک چشم برهم زدن، بیابان پر از اسرای عراقی شد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: آب باران وآب رودخانه باهم تلاقی پیداکردند(جنودخدابودند).
وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْماءُ قَالَ مَاءُ السَّمَاءِوَ مَاءُ الْأَرْضِ(آیه۱۲ قمر)
و زمین را شکافتیم و چشمههاى زیادى بیرون فرستادیم و این دو آب براى هدفى که مقدّر شده بود درآمیختند [و دریاى وحشتناکى تشکیل شد
علی بن ابراهیم قمی(تفسیرقمی)نوشت: و فَجَّرْنَا الأَرْضَ عُیُونًا فَالتَقَی المَاء، منظور آب آسمان(باران) و آب زمین میباشد-باهم ملحق شدند/تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۵، ص۳۴۲ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۳۱۴/ القمی، ج۲، ص۳۴۱/ نورالثقلین/ البرهان.
راوی دفاع مقدس درادامه گفت: دشمن برنامهریزی کرده بود که روز ششم منطقه را کاملاً تخلیه کند. فرماندهان ایرانی هم خبر نداشتند که در «روز پنجم علملیات فتح المبین، صدام حسین در منطقه عملیاتی حضور داشت» و این حسرت در دل «مرتضی قربانی»(فرمانده لشکر ۲۵ کربلا) مانده بود.
او(مرتضی قربانی) گفت: اگر روز پنجم ما زودتر به آنجایی که ماموریت داشتیم، میرفتیم، میتوانستیم حتی صدام حسین را اسیر کنیم.
در همین زمینه «وفیق السامرائی» مسؤول استخبارات ارتش عراق در خاطراتش مطرح کرده بود که صدام به آنها گفته بود اگر اسیر شوم، خودکشی میکنم و شما هم خودتان را بکشید. در نهایت در عملیات فتحالمبین ۲ هزار و ۴۰۰ کیلومتر مربع از اراضی کشورمان آزاد شد.
چرا صدام حسین اسیر نشد؟
از سویی دیگر ژنرال«خالد حسین نقیب» افسر سابق ستاد وزارت دفاع عراق هم این چنین روایت میکند:
ژنرال«هشام صباح فخری» فرمانده سپاه چهارم عراق در گرماگرم عملیات فتحالمبین و پیشروی نیروهای ایرانی، به صدام اطمینان داده بود که نیروهای ما در حال مبارزه هستند و خطری آنها را تهدید نمیکند.
«صدام حسین» هم این حرفها را هنگام بازدید از جاده عمومی فکه و در حال قدمزدن شنیده و با خیال راحت مشغول بازدید از نیروهایش بود.
در همان لحظه، یک گردان توپخانه که داشت از همانموضع عقبنشینی میکرد، با صدام روبرو میشود. وقتی صدام علت عقبنشینی را از فرمانده آن گردان پرسید؟
«فرمانده سپاه چهارم عراق»گفت: قربان! نیروهای ایرانی با موضع شما چند کیلومتر بیشتر فاصله ندارند. توصیه میکنم شما هم عقبنشینی کنید، در غیر این صورت به اسارت درخواهید آمد!.
به این ترتیب این افسر«سرهنگ هشام صباح فخری» بود که صدام را از خطر اسارت به دست ایرانیها نجات داد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:خبرگزاری فارس(۲۸ فروردین ۱۴۰۱ )جزئیات بیشتری ازاین ماجرانوشت:
صدام :در صورتیکه اسیر شدیم، من و خودتان را بکشید
«ژنرال حسین کامل مجید(ماجد)»،وزیر صنعت و صنایع نظامی سابق رژیم بعث و داماد معدوم صدام، پس از فرار به اردن در زمستان سال ۱۳۷۴، در مصاحبهای مفصل با نشریه «السفیر» چاپ بیروت، اذعان کرده است: در عملیات شوش - دزفول (فتح مبین)، هنگامیکه نیروهای ایران در منطقه سپاه چهارم عراق پیشروی کردند، واحدهای پشتیبانی این سپاه رزمی نیز از بین رفت و چیزی نمانده بود که صدام و همراهان او، که من هم جزء آنها بودم، به اسارت نیروهای ایرانی درآیند. در آن لحظات، رنگ از چهره صدام پریده و بسیار نگران بود. صدام به ما نگاه کرد و گفت: از شما میخواهم در صورتیکه اسیر شدیم، من و خودتان را بکشید. (بابایی و بهزاد، ۱۳۹۶: ۳۴۶ و ۳۴۷)
صدام حسین:اگر ایرانیها مرا پیدا کنند، میدانید چه میشود!؟
سرلشکر ستاد، «عَبِد حمید محمود الخطاب» رئیس دفتر ریاست جمهوری عراق و از همراهان دائمی صدام در طول دوران جنگ با ایران گفته است: آقای رئیسجمهور(صدام) مضطرب از عدنان خیرالله پرسید: عدنان، بگو چه باید بکنیم؟
»عدنان خیرالله» جواب داد: سرورم! جای دیگری برای فرار و پنهان شدن پیدا میکنم.
دوباره آقای رئیسجمهور پرسید: سلاح و مهماتی هم به همراه دارید؟
من(عدنان خیرالله) جواب دادم: فقط یک قبضه تفنگ داریم.
رئیس جمهور(صدام حسین) با خشم و غضب گفت:« اگر ایرانیها مرا پیدا کنند، میدانید چه میشود؟!»
صدام حسین:«لعنت بر آنها! ما را در ورطه جنگ گرفتار کردند»
«ژنرال عدنان خیرالله» ادامه داد:افراد همراه، همگی سعی میکردند آقای رئیسجمهور را آرام کنند. او در حالی که به تانکهای ما که در آتش میسوخت، نگاه میکرد، دائم زیر لب میگفت: «لعنت بر آنها»! ما را در ورطه جنگ گرفتار کردند.
«رئیس دفتر ریاست جمهوری عراق» گفت:«صدام حسین» اسم کسی را نمیآورد؛ فقط بر لعنتکردن اکتفا میکرد؛ اما من میدانستم که منظورصدام حسین از«آنها» آمریکا و رهبران عربستان و کویت هستند.
رئیس جمهورعراق راباآمبولانس فراری دادیم
«ژنرال عدنان خیرالله» درپایان گفت:آن روز، برای چند ساعتی ما در محاصره بودیم؛ اما ناگهان یک دستگاه خودرو را که حامل افراد مجروح بود، پیدا کردیم. افراد زخمی را بیرون کشیده، خودمان سوار شدیم. رئیسجمهور وقتی سر جایش نشست، گفت: "زخمیها مداوا خواهند شد؛ اما اگر ما اسیر ایرانیها بشویم، چه باید بکنیم؟ (بابایی و بهزاد، ۱۳۹۶: ۳۴۷ و ۳۴۸)/پایان گزارش فارس.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:سرنوشت این چندژنرال عراقی:
«ژنرال حسین کامل مجید» و برادرش(صدام کامل) در۴ اسفند ۱۳۷۴ در بغداد به ضرب گلوله کشته شدند.
«ژنرال عراقی عدنان خیرالله» (پسر عموی صدام) از سال ۱۹٧۹ و تا سال ۱۹٨٨ به عنوان وزیر دفاع عراق انتخاب شد، وی در سال ۱۹٨٨ با انهدام هواپیمای هلیکوپتری خود در هوا کشته شد، قتل مرموزش نامکشوف ماند.
«ژنرال وفیق السامرائی» در دوره جنگ ایران و عراق مسئول میز ایران در استخبارات نظامی (حفاظت اطلاعات) عراق بود. او که در سال ۱۹۹۴ و پس ازگریختن ازعراق به معارض نظام صدام (اپوزیسیون)تبدیل شدوهم اکنون درلندن زندگی می کند./.
عملیات فتحالمبین با رمز «یا زهرا (س)» در منطقه جبهه جنوبی، شوش و دزفول از روز دوم تا دهم فروردینماه سال ۱۳۶۱ با هدف آزادسازی منطقه غرب دزفول و جاده دزفول – دهلران و تأمین اندیمشک، شوش، دزفول و جاده اندیمشک – اهواز آغاز شد. این عملیات گسترده با فرماندهی مشترک سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی صورت گرفت. در عملیات فتحالمبین ۱۲۴ گردان پیاده و ۹ گردان زرهی نیروهای خودی در برابر ۹۲ گردان پیاده، ۳۹ گردان زرهی، ۲۹ گردان مکانیزه، ۳ گردان کماندو، ۳ گردان گارد و ۱۲ گردان توپخانه دشمن حضور داشتند.
نتیجه این عملیات آزادسازی ۲۴۰۰ کیلومترمربع از سرزمینهای اشغالی شامل دهها بخش و روستای منطقه و چند جاده و تنگه مهم، خارج شدن دزفول و شوش و اندیمشک و پایگاه هوایی دزفول از دید و تیر مؤثر دشمن بود. در عملیات فتحالمبین تلفات دشمن شامل ۲۵ هزار کشته و ۱۷ هزار اسیر بود. همچنین رزمندگان اسلام موفق به انهدام ۱۸ هواپیمای جنگنده، ۳۶۱ تانک و نفربر، ۳۰۰ خودرو، ۵۰ توپ و ۳۰ دستگاه مهندسی دشمن شدند و بیش از ۳۲۰ تانک و نفربر، ۵۰۰ خودرو، ۱۶۵ توپ و ۵۰ دستگاه مهندسی و مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات انفرادی دشمن را به غنیمت گرفتند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«صدام حسین» نزدیک بود به وسیله بچههای سپاه دستگیر بشود
رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر روز سهشنبه(۲۳ فروردین ۱۴۰۱) در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام با تبیین ابعاد مختلف شعار سال تأکید کردند: منظومه قدرت جمهوری اسلامی و دستاوردهای گوناگون آن در بخشهای مختلف، ایران را به الگویی جذاب برای ملتها تبدیل کرده است و ناامید کردن مردم و القای حسّ بنبست، جفا به مردم و انقلاب است.
ایشان در بخش دیگری از سخنان خود به ماجرای احتمال دستگیری صدام توسط سپاه پاسداران اشاره کردند و افزودند: آن اوایل انقلاب، صدّامحسین وقتی که حمله کرد به ایران، یک مصاحبهای کرد در نزدیک مرزهای ما، طرف نزدیک ایلام و آنجا یک مصاحبهای کرد، گفت مصاحبه بعدی هفته آینده در تهران! این جوری گفت. وعده داد به خودش و به مستمعینش که هفته بعد بیایند تهران، تهران را فتح کنند و مصاحبه بعدی را بکنند. دیدید به چه سرنوشتی دچار شد در جنگ و در بعد از جنگ. در جنگ در یکی از عملیّاتها وضع صدّامحسین به جایی رسید که نزدیک بود به وسیله بچّههای سپاه دستگیر بشود؛ یعنی در فتحالمبین واقعاً اگر چنانچه بچّهها نیم ساعت زودتر میرسیدند، صدّام را دستگیر میکردند؛ در رفت، شانس آورد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:عملیات فتح المبین در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد روز دوشنبه دوم فروردین ۱۳۶۱ فرمان صادر شد.
منطقه عمومی فتحالمبین در غرب رودخانه کرخه واقع شده است و از شمال به ارتفاعات صعب العبور تیشکن، دالپری، چاه نفت و تپه سپتون؛ و از جنوب به ارتفاعات میشداغ، تپههای رملی و چزابه (شیب)؛ و شرق به مرز بینالمللی (در شمال و جنوب فکه) منتهی میشود.
منطقه مزبور ٢٥٠٠ کیلومتر مربع وسعت دارد، از لحاظ جغرافیایی ناهموار است و علاوه بر ارتفاعات یادشده، دارای تپه های ماهور بسیار و بعضاً غیر قابل عبور است. این بلندیها به دلیل پستی زمین در شرق کرخه، روی شهرهای شوش، هفت تپه و جاده اهواز – اندیمشک کاملا مشرف هستند. ارتفاعات ابوصلیبی خات با ٢٠٢ و ١٨٩ متر، کوههای برغازه، رقابیه تیشکن، کمر سرخ، تنگه ابوغریب و رقابیه، مراکز رادار، سایت ٤ و ٥، پادگان عینخوش و نقاط حساسی همچون دوسلک و سه راهی قهوهخانه از عوارض مهم منطقه عملیاتی فتحالمبین بودند.
جادههای آسفالته دزفول به دهلران، عین خوش به چم سری، جاده تنگه ابوغریب، جاده امامزاده عباس به چاه نفت و پلهای ساخته شده روی رودخانههای «چیخواب» و «دویرج» نیز از مهمترین راه های مواصلاتی منطقه محسوب میشدند.
استعداد دشمن
مسئولیت پدافند از منطقه غرب دزفول به عهده دو لشکر ١٠ زرهی و ١ مکانیزه ارتش عراق بود و به تناسب میزان هوشیاری دشمن و آگاهی از عملیات نیروهای ایران، بر استعداد آنها افزوده میشد. در مجموع، تمامی یگانهایی که قبل از شروع عملیات، در منطقه مستقر بودند و نیز تمام یگانهایی که حین عملیات وارد منطقه شدند، عبارت بودند از:
- لشکر ١٠ زرهی؛ شامل: تیپهای ١٧، ٤٢، ٥١ و ٦٠ زرهی، تیپ ٢٤ مکانیزه، تیپهای ٥٥، ٩٩، ٤٢٣ و ٥٠٥ پیاده.
- لشکر ١ مکانیزه؛ شامل: تیپهای ٣٤ و ٥١ زرهی، تیپ های ١ و ٢٧ مکانیزه، تیپهای ٩٣، ٩٦، ١٠٩ و ٤٢٦ پیاده.
- لشکر ٣ زرهی؛ شامل: تیپهای ٦ و ١٢ زرهی، تیپ ٨ مکانیزه.
- لشکر ٦ زرهی؛ شامل: تیپ ٢٥ مکانیزه.
- لشکر ٩ زرهی؛ شامل: تیپ ١٤ مکانیزه و تیپ های ٣٥ و ٤٣ زرهی.
- لشکر ٧ پیاده: شامل: تیپهای ١٩ و ٣٨ پیاده.
- یگانهایی با ماموریتهای ویژه: تیپهای ١٠، ١١، ١٢، ١٣، ١٤، ١٥، ١٩، ٦٠٣، ٦٠٤، ٦٠٥.
- تیپ های مستقل: تیپ مکانیزه گارد ریاست جمهوری، تیپ ١٠ زرهی، تیپ های ٩١ و ٩٢ پیاده و تیپ ٥ گارد مرزی
کماندو: ٩ گروهان
- توپخانه: ٤ گردان از لشکر ١٠، ٤ گردان از لشکر ١، ٣ گردان از لشکر ٣، گردان ٢١٧
فرماندهان قبل از عملیات فتح المبین..زین الدین ،حسن باقری،احمد کاظمی،مصطفی ردانی پور،محمود شهبازی،مرتضی قربانی،رحیم صفوی،رشید.محسن رضایی..
قوای خودی
قرارگاه مرکزی کربلا با فرماندهی مشترک نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران، هدایت کلی عملیات را بر عهده داشت که چهار قرارگاه فرعی زیر تحت امر آن بود:
الف – قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
ارتش: تیپ ٨٤ پیاده خرمآباد با ٣ گردان، تیپ ٢ زرهی لشکر ٩٢ زرهی اهواز با ٣ گردان
سپاه: تیپ ٤١ ثارالله (ع) با ٦ گردان، تیپ ١٤ امام حسین (ع) با ٩ گردان، عناصری از سپاه ایلام
ب – قرارگاه نصر هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
ارتش : تیپهای ١، ٢ و ٣ از لشکر ٢١ پیاده حمزه با ١٠ گردان، تیپ ٥٨ ذوالفقار با ٤ گردان
سپاه: تیپ ٢٧ محمد رسول الله (ص) با ٩ گردان، تیپ ٧ ولیعصر (عج) با ٩ گردان
ج – قرارگاه فجر هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
ارتش: لشکر ٧٧ پیاده خراسان با ٣ تیپ
سپاه: تیپ ٣٣ المهدی (عج) با ٦ گردان، تیپ ٤٦ فجر با ٥ گردان، تیپ ١٧ علی ابن ابیطالب (ع) با ٦ گردان امام سجاد (ع) با ١١ گردان
د– قرارگاه فتح هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
ارتش: تیپ ١ لشکر ٩٢ زرهی، تیپ ٥٥ هوابرد، تیپ ٣٧ زرهی شیراز
سپاه: تیپ ٢٥ کربلا، تیپ ٨ نجف با ٨ گردان
در مجموع حدود ١٠٠ گردان از سپاه و ٣٥ گردان از ارتش در عملیات شرکت کردند.
همچنین واحدهایی از توپخانه، هوانیروز و نیروی هوایی ارتش، مهندسی جهاد سازندگی و مهندسی سپاه و ارتش، پشتیبانی عملیات را بر عهده داشتند.
طرح مانور درعملیات فتح المبین
منطقه مورد نظر برای عملیات به چهار محور زیر تقسیم شده که در هر یک از آنها میبایست یک قرارگاه عملیاتی وارد عمل شود:
١-«محور تیشکن» و «چاه نفت»
قرارگاه قدس در این محور ماموریت داشت تا از جناح لشکر ١٠ عراق وارد عمل شده و «ارتفاعات کمرسرخ» و «٢٠٢»، امام زاده عباس، شهر و پادگان و ارتفاعات عینخوش و در نهایت منطقه ابوغریب را به تصرف خود درآورد. این قرارگاه در صورت موفقیت میتوانست عقبه لشکر ١٠ را ببندد و به همین دلیل نتیجه عملیات آن، بسیار اساسی و سرنوشت ساز بود.
٢- «محور غرب پل نادری»
در این محور قرارگاه نصر مؤظف بود اهدافی همچون شاویه، بلتا، جوفینه، علی گره زد، تپه چشمه، شهداء و کوت کاپون را تصرف و تامین کند که به دلیل نوع درگیری این قرارگاه (تک جبههای)، پیش بینی نتایج عملیات در این محور سخت و دشوار بود.
٣-«محور غرب شوش»
دشمن در منطقه غرب شوش، به دلیل وجود اهداف مهمی همچون سایت ٤ و ٥ رادار از مستحکم ترین مواضع و خطوط دفاعی برخوردار بود. قرارگاه فجر ماموریت داشت ضمن تصرف اهداف فوقالذکر، روی ارتفاعات ابوصلیبی خات مستقر شود.
۴- « محور رقابیه»
تصرف تنگه رقابیه و منطقه دوسلک، وظیفه قرارگاه فتح بود که در نتیجه آن، عقبه لشکر ١ عراق بسته میشد. در صورت موفقیت نیروهای این قرارگاه و الحاق آنها با نیروهای قرارگاه قدس، خط نهایی عملیات تامین میشد.
شرح عملیات
در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد ۱۳۶۱/۱/۲، عملیات فتحالمبین با رمز مبارک یازهرا (س) آغاز شد. حوادث و رویدادهای عملیات در محور و مراحل مختلف آن به شرح ذیل است:
مرحله اول عملیات فتح المبین (۲ فروردین ۱۳۶۱)
در این مرحله در محور قرارگاه قدس، تیپ ١٤ امام حسین (ع) در جناح راست موفق شد با حرکت احاطهای از شمال غربی و غرب رودخانه چیخواب ضمن تصرف منطقه عین خوش، عقبه دشمن در این محور را مسدود کند. تیپ ٤١ ثارالله و تیپ ٨٤ خرم آباد نیز در جناح چپ این قرارگاه از شمال دشت عباس طرف امام زاده عباس و تپه ٢٠٢ پیشروی کرده و مواضع دشمن را به تصرف خود درآورد، لیکن این مواضع در جریان پاتکهای شدید دشمن مجددا به اشغال نیروهای عراقی درآمد.
در محور قرارگاه نصر؛ یگانهای عمل کننده در ساعت ٠١:۳۰ بامداد با دشمن درگیر شدند. در حالی که واحدهای ارتش عراق در این محور به شدت مقاومت میکردند، یک گردان از تیپ ٢٧ محمد رسول الله (ص) که ماموریت تصرف «علی گره زد» و خاموش کردن آتش توپخانه مستقر در آن را بر عهده داشت، تا اعماق خطوط دشمن نفوذ کرده و قرارگاه توپخانه دشمن را به تصرف درآورد. در نتیجه، یگانهای دیگر این قرارگاه موفق شدند مواضع اصلی پدافندی دشمن در شمال محور پل نادری، سرخه فلیه، سرخه صالح و تپه چشمه، کوت کاپون، سه راهی قهوه خانه و تپه شاوریه را به تصرف در آورند.
در محور قرارگاه فجر، به دلیل مستحکم بودن خطوط پدافندی، حجم انبوه آتش و هوشیاری دشمن نسبت به جهت تک و نیز انسداد اکثر راهکارهای پیش بینی شده خودی، نیروهای این قرارگاه با روشن شدن هوا به موقعیت اولیه خود بازگشتند. در محور قرارگاه فتح، ماموریت این قرارگاه در آغاز عملیات، تنها اعزام گروه های «آرپی جی زن» برای شکار این تانکها محدود شد. بر همین اساس گروههای مورد نظر اعزام شدند، لیکن تنها موفق گردیدند حدود ٢٠ تانک و نفربر دشمن را منهدم کنند.
مرحله دوم عملیات فتح المبین ۴ فروردین ۱۳۶۱
ساعت یک بامداد چهار شنبه چهارم فروردین، مرحله دوم عملیات فتح با کلمه رمز یازهرا(س) آغاز شد و نیروهای ایرانی در اولین ساعات شروع عملیات، تلفات سنگینی بر دشمن وارد آوردند و به مواضع آن در جبهههای غرب شوش و دزفول دست یافتند. در این مرحله از عملیات تنگه رقابیه و ارتفاعات میشداغ پاکسازی شد.
در این مرحله، ماموریت اصلی به عهده قرارگاه فتح بود تا با تصرف تنگه رقابیه و ضمن تهدید عقبه نیروهای عراقی، در منطقه قرارگاه فجر، موجب کاهش فشار دشمن به قرارگاه قدس شود. قرارگاه های نصر و قدس نیز در این مرحله ماموریت داشتند تا با ترسیم خطوط پدافندی خود، در مقابل پاتک های دشمن مقاومت کنند.
همچنین، قرارگاه فجر همچون مرحله اول ماموریت داشت تا به منظور جلب توجه دشمن به انجام عملیات ایذایی بپردازد و ذهن فرماندهان عراقی را از محور اصلی عملیات منحرف کند.
قرارگاه فتح از دو محور عملیات خود را آغاز کرد. یک تیپ پیاده به همراه یک گردان زرهی با هدف تصرف ارتفاعات «رقابیه» از حاشیه«تنگه رقابیه» و آب گرفتگی وارد عمل شدند و دو تیپ نیز محور اصلی حرکت خود را تنگه دلیجان – به منظور دور زدن دشمن – قرار دادند و در نتیجه موفق شدند تنگه رقابیه، ارتفاعات رقابیه و میشداغ به همراه تعداد زیادی تجهیزات سنگین دشمن را به تصرف درآورند. به دنبال آن، نیروهای عراقی از فشار خود در محور عین خوش کاسته و پاتک های سنگین را متوجه منطقه رقابیه کردند و به رغم این که خطوط پدافندی نیروهای خودی در داخل تنگه تا آستانه سقوط پیش رفت، لیکن مقاومت نیروهای خودی به حفظ و تامین اهداف این مرحله منجر شد.
مرحله سوم عملیات فتح المبین ۷ فروردین ۱۳۶۱
در سومین مرحله عملیات، مهمترین مواضع حیاتی دشمن در غرب شوش و دزفول فتح شد. این مرحله از عملیات مقارن ساعت ٢٢ و ٣٠ دقیقه شب شنبه هفتم فروردین با نام فتحالمبین و با کلمه رمز «یازهرا (س)» در شمال غربی شوش آغاز شد.
فرماندهان سپاه و ارتش پس از کسب نتایج موفقیت آمیز در مرحله دوم عملیات، به این نتیجه رسیدند که نیروهای دشمن به دلیل از هم پاشیدگی سازمان و گسستگی در سیستم فرماندهی خود، احتمالا از منطقه عملیاتی فرار خواهند کرد. لذا تصمیم گرفته شد هر چه سریعتر با انجام عملیات دیگری، قوای دشمن منهدم و خطوط پدافندی قوای خودی تصحیح و تقویت شود. بر همین اساس، پس از طراحی مانور این مرحله از عملیات، نیروهای خودی در بامداد روز هفتم حمله خود را آغاز کردند و همان گونه که پیشبینی میشد، دشمن برای مصون ماندن از انهدام و اسارت نیروهایش، بسیاری از مواضع خود را به ناچار ترک کرده و به منتهی الیه خطوط پدافندی خود در منطقه، (چنانه، دوسلک و غرب ارتفاعات تینه) عقبنشینی کرد.
مرحله چهارم عملیات فتح المبین ۸ فروردین ۱۳۶۱
در چهارمین مرحله عملیات که سحرگاه روز یکشنبه هشتم فروردین با نام فتح و کلمه رمز یازهرا (س) آغاز شد.
قرارگاه نصر به پاکسازی منطقه متصرفه در شرق ارتفاعات تینه پرداخته و پس از آن به کمک قرارگاه قدس شتافت. قرارگاه قدس که در روز گذشته ارتفاعات ٢٠٢ تنگه ابوغریب را به تصرف درآورده بود، میکوشید از فرار نیروهای در حال عقب نشینی عراق جلوگیری کند. قرارگاه فجر نیز مسئولیت پاکسازی منطقه متصرفه خود را بر عهده داشت.
همچنین نیروهای قرارگاه فتح ضمن عبوراز تنگه دلیجان به سمت برغازه و دوسلک موفق شدند این دو منطقه را به تصرف در آورده و با نیروهای قرارگاه نصر الحاق کنند و سپس به سمت مرزهای بین المللی پیشروی کنند.
در مجموعه، طی این مرحله از عملیات، ارتفاعات تینه، دوسلک و برغازه به تصرف کامل درآمدند و دشمن به غرب رودخانه دویرج و تپه ١٨٢ عقب رانده شد.
لازم به ذکر است که نیروهای خودی در تلاش اصلی خود در این مرحله که دستیابی به عقبههای دشمن و ممانعت از فرار نیروهای آنان بود موفق نبودند و دشمن توانست بسیاری از نیروها و تجهیزات خود را از منطقه عملیات خارج کند.
نتایج عملیات فتح المبین
- آزادسازی ٢٥٠٠ کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی؛ شامل دهها بخش و روستا، سایت ٤ و ٥ رادار، جاده مهم دزفول – دهلران و ...
- نزدیک شدن نیروهای خودی به مرز در منطقه غرب شوش و دزفول.
- خارج شدن شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش و مراکز مهمی همچون پایگاه هوایی دزفول از تیررس توپخانه دشمن و دستیابی به چاههای نفت ابوغریب در ارتفاعات تینه.
- انهدام بیش از ٤ لشکر، ٣٦١ دستگاه تانک و نفربر، ١٨ فروند هواپیما، ٣٠٠ دستگاه خودرو، ٥٠ توپ و ٣٠ دستگاه مهندسی ارتش عراق.
- به غنیمت گرفته شدن ٣٢٠ دستگاه تانک و نفربر، ٥٠٠ دستگاه خودرو، ١٦٥ توپ، ٥٠ دستگاه مهندسی و مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات انفرادی.
- به اسارت در آمدن بیش از ١٥ هزار تن از نیروهای دشمن.
- کشته و مجروح شدن حدود ٢٥ هزار تن از نیروهای دشمن.
سرنوشت صدام حسین
صدام جاه طلب ۲۹ساله شد«معاون رئیس جمهور»عراق
ازنظرقوانین عراق درصورت مرگ ویا استعفای -فقدان رئیس جمهور- در عراق ، عبدالسلام عارف از فرماندهان ارتش به عنوان رئیسجمهور و حسن البکر از رهبران حزب بعث به عنوان نخستوزیر ی می رسیدند.
اگرچه صدام حسین درطول ۱۱سال ریاست حکومت احمد حسن البکر ،درسمت معاون ریاست جمهوری بود، اما
درواقع بعلت جاه طلبی صدام ،رئیس جمهور کسی نبودغیرار صدام حسین وسرانجام باکمک بعثی ها علیه عبدالرحمن عارف رئیس جمهور وقت عراق (برادر عبدالسلام عارف) کودتا کرد و قدرت را به دست گرفتند.
در سال ۱۹۷۹ رسماً رئیس جمهورعراق شد.
۲۴ سال ریاست جمهوری صدام
۱۱سال حکومت احمد حسن البکر
اگرچه صدام حسین درطول ۱۱سال ریاست حکومت احمد حسن البکر ،درسمت معاون ریاست جمهوری بود، امادرواقع بعلت جاه طلبی صدام ،رئیس جمهور کسی نبودغیرار صدام حسین وسرانجام باکمک بعثی ها علیه عبدالرحمن عارف رئیس جمهور وقت عراق (برادر عبدالسلام عارف) کودتا کرد و قدرت را به دست گرفتند.
در سال ۱۹۷۹ رسماً رئیس جمهورعراق شد.
۲۴ سال ریاست جمهوری
توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:البته باید ۱۱سال ریاست صدام رادرزمان حکومت احمد حسن البکر اضافه کنیم که می شود۳۵سال
ودردر شهریور ۱۳۵۹ حمله به ایران را آغاز کردجنگ ۸ساله راعلیه ایران آغازکردکه حاصلش بیش ازیک میلیون کشته از۲طرف بود
در ۲۷ تیرماه سال ۱۳۶۷ پذیرش قطعنامه ۵۹۸
صدام درسال اخرعمرخود که احساس خطرکرده بود دستور داده بود که بیش از ۱۰ خانه مخفی با پیچیدگی های امنیتی را برای اختفا در همین مزرعه ، آماده کنند.
او در مدت زندگی تنهای خود در این ۸ ماه اخیر، در این خانه ها جابجا می شده است.
بالاخره دیکتاتور سرنگون شده عراق پس از ۲۴۰ روز در حالی دستگیر شد که مقامات امریکایی ، ۲۵ میلیون دلار برای سر وی جایزه گذاشته بودند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«پل برمر»کیست؟جمله ای که درکلام رهبرانقلاب خطاب به نخست وزیرعراق گفتند.
رهبر انقلاب اسلامی* برای آمریکاییها اینکه چه فردی نخست وزیر عراق باشد مهم نیست آنها بهدنبال حکومتی همچون حکومت «پل برمر» حاکم آمریکایی عراق در اوایل سقوط صدام هستند.
مصطفی الکاظمی نخست وزیر عراق و هیئت همراه عصر سهشنبه( ۳۱ تیر ۱۳۹۹) با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
پل برمر(سفیرامریکادرعراق)همه کاره عراق-زمان اشغال-«احمد چلبی»به استقبالش می رود-درهنگام ورود به عراق(ایشان بجای «زلمی خلیلزاد» می آید)
نگارنده-پیراسته فر:«پل برمر» نماینده تام الاختیار رئیس جمهورامریکا(جرج بوش )در عراق بود(می شود گفت رئیس جمهورعراق بود)چون مقامات عالیرتبه عراق بدون هماهنگی-اجازه-وی نمی توانستندکاری بکنند.واینکه فلان رسانه می نویسد«امریکایی ها هیچ نقشی دردستگیری صدام نداشتند،ازبیخ وبُن، بی اساس است»
«پل برمر»درمیان رئیس جمهور(بوش)و دونالدرامسفلد(وزیردفاع امریکا)
۱۹ مارس ۲۰۰۳: بمباران کاخ ریاست جمهوری عراق به وسیله هواپیماهای آمریکایی.
۲۰ مارس۲۰۰۳: ورود نیروهای نظامی آمریکا و انگلیس از مرز کویت به عراق.
۹ آوریل۲۰۰۳: بیست روز پس از بمباران کاخ ریاست جمهوری عراق، بغداد توسط نیروهای آمریکایی اشغال شد و حکومت دیکتاتوری صـدام؛ علیرغم وجود ارتش قوی، تقریبا بدون مقاومت جدی سقوط کرد و مجسمۀ صـدام در میدان مرکزی شهر به وسیله مردم به زیر کشیده شد.
سه سال بعد ازدستگیری اعدام شد
صدام در روزجمعه۱۳ دسامبر ۲۰۰۳ (۲۱ آذر ۱۳۸۲) توسط نیروهای آمریکایی در حالی که خود را در یک حفره کوچک درنقطهای درمزرعه«عبور» مخفی کرده بود دستگیر شد.
در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۰۶محکوم به اعدام شد و سرانجام در روزشنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ (۹ دی ۱۳۸۵)مصادف با عید قربان در بغداد به دار آویخته شد.
جنازه او در زادگاهش در حومه شهر تکریت در شمال بغداد دفن شد.
«واقعه طبس»مصداق «امدادهای الهی»بود(شن وباد)مأمورخدابودند«گردوغبارغلیظ»
شن هایی که«مأمورخدابودند»برای سقوط هواپیماهای امریکا
ماجرای حمله آمریکا به طبس در حقیقت از روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸، (۴ نوامبر ۱۹۷۹) آغاز شد؛ زمانی که «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و ۵۳ آمریکایی را به گروگان گرفتند.با توجه به اینکه دولت کارتر نتوانست از راه دیپلماتیک گروگانهای آمریکایی را آزاد کند، یگان ویژه «دلتا فورس» از نیروهای مسلح آمریکا، مأموریت پیدا کردند تا گروگانهای آمریکایی را در یک عملیات کماندویی آزاد کنند و به آمریکا باز گردانند.
برای اجرای عملیات «پنجه عقاب» یک ماه پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران،۹۰ نفر از کماندوهای آمریکایی موسوم به «دلتا» به فرماندهی سرهنگ «چارلی بکویث» و سرگرد «میدوز» به ایالت آریزونای آمریکا که تقریبا شرایط کویری ایران را داشت اعزام شدند تا آخرین مراحل تمرینی و آموزشی تحت شرایط مشابه را بگذارنند. از سوی دیگر گروه سرّی ویژهای نیز برای پشتیبانی و تدارک وسایل تکمیلی طرح عملیات، مخفیانه وارد ایران شده و با گروهکهای ضد انقلاب تماسهایی را برقرار کردند.
کماندوهای آموزش دیده آمریکا در اواخر آذرماه سال ۱۳۵۸ عازم کشور مصر شده و در پایگاهی نزدیک قاهره مستقر شدند.فرمان اجرای این عملیات از سوی کارتر، رییس جمهور وقت آمریکا با اعلام کلمه رمز«بروید» صادر و در غروب روز پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۵۸ این عملیات آغاز شد.
شامگاه پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۵۹ (۲۴ آوریل ۱۹۸۰)ساعت ۱۳ به وقت واشنگتن، ۹۰ کماندوی آموزش دیده آمریکا موسوم به نیروی «دلتا» باشش هواپیمایC – ۱۳۰ و هشت فروند هلی کوپتر نفربر، از عرشه ناو هواپیمابر ( USS Nimitz) ازپایگاه قاهره به دریاى عمان منتقل می شوند وازآنجا با پرواز در ارتفاع کم و با استفاده از نقاط کور رادار، راهى ایران شدند.
۸تن اززبده تربن نظامیان امریکایی در واقعه طبس کشته شدند.
هنگام اجرای عملیات با ورود به حریم هوایی ایران یکی از بالگردها در ۱۲۰کیلومتری راور کرمان دچار نقص فنی شده و به اجبار فرود میآید و سرنشینان آن به بالگردی دیگر منتقل میشوند و همان بالگرد نیز دچار نقص فنی شده و به ناچار به ناو هواپیمابر بازمیگردد. ۶ هواپیما و ۶ بالگرد دیگر خود را به طبس رسانده و در تاریکی شب در منطقهای دور افتاده بدون متوجه شدن نیروهای نظامی ایرانی فرود میآیند.
در حین سوختگیری یکی دیگر از بالگردها دچار نقص فنی شده، درحالی که هنوز عملیات آغاز نشده ۳ فروند بالگرد از دست رفته بود،پس از تماس با مرکز عملیات، کارتر دستور بازگشت نیروها را میدهد؛ ولی هنگام برخاستن هواپیماها و بالگردها توفان شن آغاز شده و یک هواپیمای C۱۳۰ و یک بالگرد CH-۵۳ به هم خورده و هر دو آتش میگیرند که در این حادثه ۸ نفر از نیروهای امریکایی در آتش سوخته و ۴ بالگرد ناتوان از پرواز روی زمین باقی میمانند.
قرار بود نیروهای عملیاتی با بالگرد از طبس به سوی تهران حرکت کنند و در ورزشگاه امجدیه (شیرودی) فرود آیند. سپس با لباس مبدل، به سفارت آمریکا در تهران حمله و گروگانهای خود را آزاد کنند. طبق این نقشه، آنان پس از پایان فعالیت شان، از همین راه به طبس باز میگشتند و از آنجا با هواپیما از ایران خارج میشدند.
«شنها» مأمور خدا بودند«باد»مأمورخدابود
پیام امام خمینی درپی شکست نظامی آمریکا درطبس:«نباید بیدار شوند، آنهایی که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده اند؟نباید بیدار شوند؟ چه کسی این هلیکوپتر آقای کارتر را که میخواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم!؟ شنها ساقط کردند. شنها مأمور خدا بودند. باد مأمور خداست. قوم عاد را باد از بین برد؛ این باد مأمور خداست. این شنها همه مأمورند. تجربه بکنند باز.»(صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۳۷۹ - ۳۸۰)
«آن حربهاى که در دست ایران است، پیش آنها(دشمنان) نیست، آنها آن حربه را نمىشناسند. آن حربه ایمان است، حربه توحید است. آنها تأییدات غیبى الهى را منکر هستند،
اینها نمىتوانند چشمشان را باز کنند و ببینند که در هر گوشه از ایران یک امور خارقالعاده واقع مىشود که با دست عادى بشر نمىتواند واقع بشود.
آنها (امریکا)در طبس آمدند و گمان کردند که مىتوانند نیرو پیاده کنند و مىتوانند بیایند و به بهانه خارجکردن گروگانها، ایران را قبضه کنند و خداى تبارک و تعالى شنها و بادها را فرستاد و آنها را شکست داد.»(صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۱۰۵)...این دست غیبى همراه ما است و اینرا حفظ بکنید. حفظ به این است که خدمت را خالص کنید براى خداى تبارک و تعالى.(صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۱۲۳)..تا ملت و دولت به تعهد خود در نصرت به دین خدا و به بندگان او پابرجا باشند، نصرت خدا ادامه دارد«إن تَنصُروا اللَّه یَنصُرکُم و یُثَبِّت اقدَامَکُم».(صحیفه امام، ج ۱۹، ص۱۵۹)
برای اطلاع ازجزئیات ماجرا(حادثه طبس) به این لینک مراجعه کنید: