درادامه به ماجرای ترور صدام حسین در«الدجیل»پرداخته ایم که به دستوررئیس جمهوروقت عراق مردم «دُجیل»قتل عام شدند+داگاه صدام...اتهامات صدام فقط درحول ۲ موضوع بود:«کشتارمردم عراق درحلبچه والدجیل»
بمباران شیمایی صدام درحلبچه ۲ روز بعداز آزادی حلبچه در جریان عملیات والفجر ۱۰ ودر ساعت ۲ بعدازظهر ۲۵ اسفند ۱۳۶۶
«آمارتلفات بمباران شیمیایی حلبچه» ۳٬۲۰۰ تا ۵٬۰۰۰ نفر را کشته شدند و ۷٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ نفر را مجروح ومصدوم شدند؛ صدها تَن دیگر بر اثر عواقب، بیماریها و نقص جسم در هنگام تولد در سالها پس از این حادثه کشته شدند.
صدام و پسر عمویش« علی حسن المجید» معروف به «علی شیمیایی» به همراه ۵ تن دیگر از سران نظام سابق بعث عراق به اتهام نسل کشی کردها و جنایت علیه انسانیت حمله انفال در مناطق کردنشین در سال های ۱۹۸۷و ۱۹۸۸ میلادی محاکمه شدند.
از سوی دیگر صدام به استفاده از سلاحهای شیمیایی و گاز بر ضد مردم شهر حلبچه در ۱۶ مارس ۱۹۸۸(۲۶ اسفند ۱۳۶۶) متهم است مقامات کرد مدعی اند در جریان عملیات انفال بیش از ۱۸ هزار کرد عراقی کشته شدند.
جنگندههای نیروی هوایی عراق روز ۱۶ مارس ۱۹۸۸(۲۶ اسفند ۱۳۶۶) پنج ساعت تمام شهر کردنشین حلبچه واقع در استان سلیمانیه کردستان را بمباران کردند. آنچه در پی بمباران به جای ماند قتلگاهی بود با ۵ هزار کشته که بیشترشان کودک و زن و سالمند بودند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بمباران شیمایی صدام درحلبچه ۲ روز بعداز آزادی حلبچه در جریان عملیات والفجر ۱۰ ومرگ ۷۵۰۰ نفردر ساعت ۲ بعدازظهر ۲۵ اسفند ۱۳۶۶(۲۶ رجب ۱۴۰۸)۱۵ مارس ۱۹۸۸
«جان سیمپسون»سردبیر امور بینالملل BBC نوشت:نیروی هوایی ایران مرا بههمراه گروه کوچکی از خبرنگاران خارجی از مسیر هوایی به شهر برد.
علت بمباران حلبچه؟
«صدام حسین »و پسر عمویش، «علی حسن المجید» معروف به «علی شیمیایی» تصمیم گرفتند
، تصمیم گرفتند آنها را به مایه عبرت دیگران تبدیل کنند.
نیروی هوایی عراق از انواع مواد شیمیایی علیه حلبچه استفاده کرد: گازهای اعصاب مانند وی ایکس، سارین و تابون، و گاز وحشتناک و البته بهمراتب ابتداییتر خردل، که از زمان جنگ جهانی اول از آن استفاده شده است.
در داخل بسیاری ازبمب ها یک پنکه کار گذاشته بودند، که کار آن مخلوط کردن مواد شیمیایی بودهاست.
حمله شیمیایی به حلبچه ۱۵ مارس ۱۹۸۸ (۲۵ اسفند ۱۳۶۶) انجام شد و نتیجه آن خلق یکی از بدترین مناظری بود که تابحال دیده ام. جنازههای قربانیان همهجا روی هم انباشته شده بود. برخی کف خیابان خوابیده بودند، و برخی هم پشت دیوارها پناه گرفته بودند.
وقتی از نزدیکتر نگاه کردم، دیدم که خیلی از آنها سعی کرده بودند به قربانی دیگری پناه بدهند؛ نوزاد، کودک یا همسرشان. مردان صدام حسین، گاز اعصاب و دیگر مواد شیمیایی را روی حلبچه فروریختند تا به ساکنان کرد آن درسی بدهند، و در مقابل این بمبها هیچ پناهگاهی وجود نداشت.
من پیش از آن، در جریان جنگ ایران و عراق، تأثیر سلاحهای شیمیایی روی سربازها را دیده بودم؛ همان خاطرات به اندازه کافی وحشتناک بودند. اما دیدن آنچه که آن گازهای خبیث و بیرحم بر سر مردان، زنان و کودکان بیدفاع آورده بودند، از آنهم بدتر بود. در بعضی موارد گازهایی که نیروی هوایی عراق بر سر مردم ریخته بود، تأثیری آنی داشتند.
من خانهای را دیدم که بمب از سقف اتاقی که افراد خانواده در آن مشغول غذا خوردن بودند، وارد شده بود.همگی مرده بودند، اما مشخص بود که همه چیز ظرف یکی دو ثانیه اتفاق افتاده است. یک پیرمرد در حالی که تکه نانی را گاز میزد مرده بود. یکی دیگر لبخند به لب داشت، و بنظر میرسید مشغول لطیفه تعریف کردن بوده است.
برخی دیگر آرام آرام و بعد از تحمل دردی طاقتفرسا جان دادند. زنی را دیدم که بدنش تقریبا بهشکل دایره درآمده بود، و پاهایش پشت سرش را لمس میکرد. روی لباسهایش آثار استفراغ و خون دیده میشد، و زجر و درد چهرهاش را بهم ریخته بود.
آمارکشته های حلبچه؟
من بههمراه یک کارشناس بلژیکی سلاحهای شیمیایی در شهر پرسه میزدم و جنازهها را میشمردم. زمان کمی داشتیم: عراقیها میدانستند ما آنجا هستیم. در راه رسیدن به شهر به بالگرد حامل ما شلیک شده بود، و احتمال میرفت نیروی هوایی آنها با سلاحهای شیمیایی بیشتری به شهر بازگردد و این بار آنها را علیه ما استفاده کند.
۱۵ آذر ۱۳۹۱ - ۵ دسامبر ۲۰۱۲
تنها ۲ روز از آزادی حلبچه در جریان عملیات والفجر ۱۰ میگذشت، مرتکب شد. جریان از این قرار بود که رزمندگان غیور ایرانی با یاری نیروهای کُرد عراقی موفق شدند تا در عمق خاک این کشور پیشروی کنند و با رشادت های بسیار توانستند، برخی از شهرهای کُردنشین از جمله حلبچه را از دست نیروهای بعثی آزاد کنند و این گونه خسارت سنگینی را به ماشین نظامی و جنگی عراق وارد آوردند. پس از ورود نیروهای ایرانی به این شهر، مردم شهرها و روستاهای اطراف به استقبال از آنان شتافتند. در حقیقت صدام حسین در واقع می خواست، ساکنان کَرد حلبچه را مجازات کند زیرا به گفته یکی از سخنگویان دولت بغداد این مردم نه تنها در برابر اشغال شهر، توسط نیروهای ایرانی مقاومت نکردند بلکه از اشغالگران با هلهله و شادی استقبال کردند و البته این همدلی مردم حلبچه با ایرانیان تعجبی ندارد زیرا نیروهای ایرانی و رزمندگان کُرد با مقاومت توانستند که ساکنان حلبچه را از شر آن حاکم منفور عراق آزاد کردند.
بدین ترتیب این مساله چنان برای حزب بعث غیرقابل باور بود که در یک اقدام غیرانسانی و به قصد انتقام گیری از این شکست در عملیاتی به نام «انفال» با ۵۰ فروند هواپیمای ویژه ارتش عراق که هر یک به چهار عدد بمب شیمیایی ۵۰۰ کیلویی مجهز بودند در آسمان حلبچه ظاهر شد و با ریختن ۲۰۰ بمب حاوی مواد شیمیایی به کشتار مردم این منطقه کُردنشین پرداخت و جنایت بی سابقه ای را در تاریخ جنگ تحمیلی رقم زد. در این رویداد تلخ هزاران زن، مرد، کودک، پیر و جوان به شهادت رسیدند.
۳۰ سال بعدازحادثه :یورونیوز (۲۵ اسفند ۱۳۹۶ )نوشت:مدتی بعد فرستادگان ویژه سازمان پزشکان بدون مرز استفاده از گاز خردل وعامل اعصاب را تائید کردند. در اثر این بمباران شیمیایی بیش از ۷ هزار تا ۱۰ هزار نفر مسموم و زخمی شدند و عواقب این حمله نیز تا سالها نوزادان تازه متولد شده را با نقص عضو و بیماریهای مختلف دیگر درگیر کرد.
صدام درسال اخرعمرخود که احساس خطرکرده بود دستور داده بود که بیش از ۱۰ خانه مخفی با پیچیدگی های امنیتی را برای اختفا در همین مزرعه ، آماده کنند.
او در مدت زندگی تنهای خود در این ۸ ماه اخیر، در این خانه ها جابجا می شده است.
بالاخره دیکتاتور سرنگون شده عراق پس از ۲۴۰ روز در حالی دستگیر شد که مقامات امریکایی ، ۲۵ میلیون دلار برای سر وی جایزه گذاشته بودند.
علی حسن مجید معروف به «علی شیمیایی» که فرمانده و عامل این بمباران شیمیایی بود، ۲۰ سال بعد با حضور در دادگاه در دفاع از خود گفت که این حمله برای دفاع از امنیت ملی عراق انجام شده است. حکم اعدام وی در سال ۲۰۱۰ توسط دادگاه صادر و اجرا شد.
کشتار به دستور صدام در شهر« دجیل» در ۶۰ کیلومتری بغداد در دادگاه
محاکمه صدام دیکتاتور عراق به نمایش گذاشته شد.
در پی این دستور ارتش و گارد ریاست جمهوری عراق وارد روستا شده و بادستگیری اهالی، 148 نفر از آنها را بدون محاکمه قتل عام کردند.
اهالی دجیل در آستانه از سرگیری جلسات علنی دادگاه محاکمه صدام و هفت متهم دیگر پرونده دجیل، خواستار تسریع در اعدام آنها شدند.
به گزارش شبکه خبری العربیه در دادگاه صدام اظهارات "وضاح الشیخ" که در آن زمان (1982) مدیر امنیت و اطلاعات بود، و علیه صدام و زیردستانش درمورد قضیه الدجیل قبل از وفاتش شهادت داده، توسط قاضی دادگاه قرائت شد.
قاضی دادگاه تاکید کرد در زمان این شهادت پزشک معالج صحت و سلامت عقلی وهوشیاری شاهد را تایید کرده است.
جلسه محاکمه صدام برای رسیدن مترجم جهت ترجمه روند محاکمه برای رمزی
کلارک وزیر سابق دادگستری آمریکا و وکیل صدام، اندکی به تاخیر افتاد.
صدام حسین وطه یاسین رمضان، عبدالله کاظم رویید و مظهر عبدالله رویید دردادگاه ۰۵ آذر ۱۳۸۴
26ذنوامبر 2005از چپ به راست، متهمان طاها یاسین رمضان، صدام حسین، عبدالله کاظم رویید و مظهر عبدالله رویید۰۵ آذر ۱۳۸۴
پنجشنبه ۸ ژوئیه ۱۹۸۲( ۱۷ تیر ۱۳۶۱) مرسدس بنز سفید رنگ ضد گلوله صدام حسین
هشتم ژوئیه ۱۹۸۲(پنج شنبه ۱۷ تیر ۱۳۶۱) هنگامی که صدام حسین سوار بر مرسدس بنز سفید رنگ ضد گلوله خودبرای شرکت دریک کنفرانس راهی شهرک «دجیل»
فاصله ٦٠ کیلومتری شمال بغداد(استان صلاح الدین) بود، در نخلستانهای حومه شهر، اعضای حزب الدعوه عراق با مسلسل به رگبارمی بندند و این سوءقصد نافرجام نقطه آغاز وقایعی شد که بعدها به «قتل عام دجیل »شهرت یافت.
صدام حسین بلافاصله ،دستوربازداشت دستجمعی این شهرک رامی دهد که سرانجام ۱۴۸ نفر را در یک روز «پنجشنبه»بطوروحشتناکی بقتل رسانند.
اماقاضی دادگاه درجلسه محاکمه صدام می گوید:کشته شدگان ١٤٣ نفر بودند.
جزییات قتل ۱۴۸ نفر را در یک روز پنجشنبه سال ۱۹۸۲ در روستای دجیل در شمال بغداد بشمرد.
احمد حسن محمد شاهدماجرای دُجیل گفت: یکی از آلات شکنجه نیروهای عراقی چرخ گوشتی بود که..
. اصلیترین جنایات صدام به قرار زیر است:
صدام و هفت تن از همدستانش از مهر ماه سال گذشته در چهل و یک جلسه درخصوص اتهام کشتار ۱۴۸ نفر شیعیان دجیل در هشتم ژوئیه ۱۹۸۲( ۱۷ تیر ۱۳۶۱) محاکمه شدند.
«صدام حسین» ،«برزان تکریتی» و «عواد بندر» در این احکام به اعدام با طنابدار محکوم شدند و چهار متهم دیگر به زندان از هفت سال تا حبس ابد مواجه شدند و یکی دیگر از متهمان از اتهامات تبرئه شد.
دادگاه عالی عراق وظیفه سنگینی برای اعلام حکم صدام باتوجه به قوانین عراق برعهده داشت .
این دادگاه در توان خود در مرحله ای دشوار از واگذاری قدرت به عراقی ها و وخامت دائمی اوضاع امنیتی بغداد عمل کرد محاکمه علنی تحت تاثیر شرایط بسیار ویژه ای بود سه وکیل مدافع در طول این مدت ترور شدند و اولین رییس
دادگاه تحت فشارها استعفا کرد
.محاکمه صدام حسین و هفت نفرازنظامیان سابق عراق ۱۹ اکتبر (۲۷ مهرماه )به اتهام قتل۱۴۸ روستایی شیعه درشمال بغداد در هشتم ژوئیه ۱۹۸۲ آغاز شد.
"برزان ابراهیم الحسن" برادر ناتنی صدام، "طه یاسین رمضان" معاون وی "عباس حمدالبندر" معاون دیوان ریاست جمهوری، «عبدالله کاظم الرویه»، «علی دایه علی» و «محمد عزام العلی» از اعضای ارشد حزب بعث دیگر متهمان به مشارکت در« جنایات شهر شیعه نشین الدجیل »هستند.
رییس جمهوری سابق عراق که پس از دستگیری در یک پایگاه آمریکایی درنزدیکی فرودگاه بین المللی بغداد بازداشت بود و برخی از همکارانش، متهم به جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی شدند.
اعدام صدام حسین ۳۰ دسامبر۲۰۰۶(۹ دی ۱۳۸۵) ۱۰ ذیحجه ۱۴۲۷
فیلم کشتار به دستور صدام در شهر دجیل در ۶۰ کیلومتری بغداد در دادگاه محاکمه صدام دیکتاتور عراق به نمایش گذاشته شد.
به گزارش شبکه خبری العربیه در دادگاه صدام اظهارات "وضاح الشیخ" که در آن زمان (۸ ژوئیه ۱۹۸۲) مدیر امنیت و اطلاعات بود، و علیه صدام و زیردستانش درمورد قضیه الدجیل قبل از وفاتش شهادت داده، توسط قاضی دادگاه قرائت شد.
صدام حسین بلافاصله ،دستوربازداشت دستجمعی این شهرک رامی دهد که سرانجام ۱۴۸ نفر را در یک روز «پنجشنبه»بطوروحشتناکی بقتل رسانند.
اماقاضی دادگاه درجلسه محاکمه صدام می گوید:کشته شدگان ١٤٣ نفر بودند.
جزییات قتل ۱۴۸ نفر را در یک روز پنجشنبه سال ۱۹۸۲ در روستای دجیل در شمال بغداد بشمرد.
احمد حسن محمد شاهدماجرای دُجیل گفت: یکی از آلات شکنجه نیروهای عراقی چرخ گوشتی بود که
انفال ازطرحهای عمده پاکسازی قومی رژیم صدام بود که برضد کردها اجرا شد و در جریان آن هزاران کرد دستگیر و در مکانهای دورافتاده و بیابانهای جنوب عراق کشته و مدفون شدند.
**
صدام و هفت تن از همدستانش از مهر ماه سال گذشته در چهل و یک جلسه درخصوص اتهام کشتار ۱۴۸ نفر شیعیان دجیل در هشتم ژوئیه ۱۹۸۲( ۱۷ تیر ۱۳۶۱) محاکمه شدند.
«صدام حسین» ،«برزان تکریتی» و «عواد بندر» در این احکام به اعدام با طنابدار محکوم شدند و چهار متهم دیگر به زندان از هفت سال تا حبس ابد مواجه شدند و یکی دیگر از متهمان از اتهامات تبرئه شد.
دادگاه عالی عراق وظیفه سنگینی برای اعلام حکم صدام باتوجه به قوانین عراق برعهده داشت .
این دادگاه در توان خود در مرحله ای دشوار از واگذاری قدرت به عراقی ها و وخامت دائمی اوضاع امنیتی بغداد عمل کرد محاکمه علنی تحت تاثیر شرایط بسیار ویژه ای بود سه وکیل مدافع در طول این مدت ترور شدند و اولین رییس
دادگاه تحت فشارها استعفا کرد .
محاکمه صدام حسین و هفت نفرازنظامیان سابق عراق ۱۹ اکتبر (۲۷ مهرماه )به اتهام قتل۱۴۸ روستایی شیعه درشمال بغداد در هشتم ژوئیه ۱۹۸۲ آغاز شد.
"صدام حسین" که خود را همچنان رییس جمهوری قانونی عراق می داند،در نخستین روز محاکمه خود که برای رسیدگی به جنایات های وی در کشتار شیعیان در هشتم ژوئیه ۱۹۸۲( ۱۷ تیر ۱۳۶۱) برگزار شد،اعلام برائت کرد.
صدام حسین ۶۹ ساله در برابر پنج قاضی دادگاه ویژه عراق تاکید کرده بود که "من آنچه که گفته ام تکرار می کنم، من گناهکار نیستم،من بی گناهم".
"برزان ابراهیم الحسن" برادر ناتنی صدام، "طه یاسین رمضان" معاون وی "عباس حمدالبندر" معاون دیوان ریاست جمهوری، «عبدالله کاظم الرویه»، «علی دایه علی» و «محمد عزام العلی» از اعضای ارشد حزب بعث دیگر متهمان به مشارکت در« جنایات شهر شیعه نشین الدجیل »هستند.
رییس جمهوری سابق عراق که پس از دستگیری در یک پایگاه آمریکایی درنزدیکی فرودگاه بین المللی بغداد بازداشت بود و برخی از همکارانش، متهم به جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی شدند.
اعدام صدام حسین ۳۰ دسامبر۲۰۰۶(۹ دی ۱۳۸۵) ۱۰ ذیحجه ۱۴۲۷
البته محاکمه صدام به جرم کشتار کردهای عراق که به عملیات انفال معروف شده است ، ادامه خواهد یافت .
فیلم کشتار به دستور صدام در شهر دجیل در ۶۰ کیلومتری بغداد در دادگاه محاکمه صدام دیکتاتور عراق به نمایش گذاشته شد.
صدام و هفت نفر از سران سابق رژیم بعث، امروز برای دومین بار به اتهام کشتار در شهر دجیل در مقابل دادگاه عالی جنایی عراق قرار گرفتند.
صدام رییس جمهور وقت عراق در جریان تیراندازی که۸ ژوئیه ۱۹۸۲ در روستای دجیل با آن مواجه شد، دستور کشتار اهالی شیعه تبار این روستا را صادر کرد.
در پی این دستور ارتش و گارد ریاست جمهوری عراق وارد روستا شده و با دستگیری اهالی، ۱۴۸ نفر از آنها را بدون محاکمه قتل عام کردند.
اهالی دجیل در آستانه از سرگیری جلسات علنی دادگاه محاکمه صدام و هفت متهم دیگر پرونده دجیل، خواستار تسریع در اعدام آنها شدند.
به گزارش شبکه خبری العربیه در دادگاه صدام اظهارات "وضاح الشیخ" که در آن زمان (۸ ژوئیه ۱۹۸۲) مدیر امنیت و اطلاعات بود، و علیه صدام و زیردستانش درمورد قضیه الدجیل قبل از وفاتش شهادت داده، توسط قاضی دادگاه قرائت شد.
صدام حسین بلافاصله ،دستوربازداشت دستجمعی این شهرک رامی دهد که سرانجام ۱۴۸ نفر را در یک روز «پنجشنبه»بطوروحشتناکی بقتل رسانند.
اماقاضی دادگاه درجلسه محاکمه صدام می گوید:کشته شدگان ١٤٣ نفر بودند.
جزییات قتل ۱۴۸ نفر را در یک روز پنجشنبه سال ۱۹۸۲ در روستای دجیل در شمال بغداد بشمرد.
احمد حسن محمد شاهدماجرای دُجیل گفت: یکی از آلات شکنجه نیروهای عراقی چرخ گوشتی بود که
انفال ازطرحهای عمده پاکسازی قومی رژیم صدام بود که برضد کردها اجرا شد و در جریان آن هزاران کرد دستگیر و در مکانهای دورافتاده و بیابانهای جنوب عراق کشته و مدفون شدند.
همچنین کردها در چارچوب برنامه عربی سازی منطقه ازطرف صدام از خانه های خود در شمال و مرکز عراق بیرون رانده شدند.
صدام و پسر عمویش علی حسن المجید معروف به علی شیمیایی به همراه ۵ تن دیگر از سران نظام سابق بعث عراق به اتهام نسل کشی کردها و جنایت علیه انسانیت حمله انفال در مناطق کردنشین در سال های ۱۹۸۷و ۱۹۸۸ میلادی محاکمه شدند.
از سوی دیگر صدام به استفاده از سلاحهای شیمیایی و گاز بر ضد مردم شهر حلبچه در ۱۶ مارس ۱۹۸۸(۲۶ اسفند ۱۳۶۶) متهم است مقامات کرد مدعی اند در جریان عملیات انفال بیش از ۱۸ هزار کرد عراقی کشته شدند.
بمباران شیمیایی به شهرحلبچه ۱۶ مارس ۱۹۸۸(۲۶ اسفند ۱۳۶۶)گازخردل
جنگندههای نیروی هوایی عراق روز ۱۶ مارس ۱۹۸۸(۲۶ اسفند ۱۳۶۶) پنج ساعت تمام شهر کردنشین حلبچه واقع در استان سلیمانیه کردستان را بمباران کردند. آنچه در پی بمباران به جای ماند قتلگاهی بود با ۵ هزار کشته که بیشترشان کودک و زن و سالمند بودند.
«جان سیمپسون»»سردبیر امور بینالملل بی بی سی نوشت: در داخل بسیاری ازبمب ها یک پنکه کار گذاشته بودند، که کار آن مخلوط کردن مواد شیمیایی بودهاست.
پیش از حملات شیمیایی، شهر بهمدت دو روز با بمبهای متعارف بمباران شد. ظاهرا علی حسن المجید میخواسته شیشه ساختمانهای شهر را بشکند، تا امکان مقاومت در مقابل گازهای سمی به حداقل برسد. نیروی هوایی ایران مرا بههمراه گروه کوچکی از خبرنگاران خارجی از مسیر هوایی به شهر برد.
خبرنگاربی بی سی نوشت:کدام کشور – و احیانا کدام کارخانه – بخشی از مواد شیمیایی مورد استفاده را تأمین کرده بود.
حمله شیمیایی به حلبچه ۱۶ مارس ۱۹۸۸ (۲۶ اسفند ۱۳۶۶) انجام شد و نتیجه آن خلق یکی از بدترین مناظری بود که تابحال دیده ام. جنازههای قربانیان همهجا روی هم انباشته شده بود. برخی کف خیابان خوابیده بودند، و برخی هم پشت دیوارها پناه گرفته بودند.
حمله شیمیایی به حلبچه ۱۶ مارس ۱۹۸۸ (۲۶ اسفند ۱۳۶۶)قبرستان حلبچه
وقتی از نزدیکتر نگاه کردم، دیدم که خیلی از آنها سعی کرده بودند به قربانی دیگری پناه بدهند؛ نوزاد، کودک یا همسرشان. مردان صدام حسین، گاز اعصاب و دیگر مواد شیمیایی را روی حلبچه فروریختند تا به ساکنان کرد آن درسی بدهند، و در مقابل این بمبها هیچ پناهگاهی وجود نداشت.
من پیش از آن، در جریان جنگ ایران و عراق، تأثیر سلاحهای شیمیایی روی سربازها را دیده بودم؛ همان خاطرات به اندازه کافی وحشتناک بودند. اما دیدن آنچه که آن گازهای خبیث و بیرحم بر سر مردان، زنان و کودکان بیدفاع آورده بودند، از آنهم بدتر بود. در بعضی موارد گازهایی که نیروی هوایی عراق بر سر مردم ریخته بود، تأثیری آنی داشتند.
من خانهای را دیدم که بمب از سقف اتاقی که افراد خانواده در آن مشغول غذا خوردن بودند، وارد شده بود.همگی مرده بودند، اما مشخص بود که همه چیز ظرف یکی دو ثانیه اتفاق افتاده است. یک پیرمرد در حالی که تکه نانی را گاز میزد مرده بود. یکی دیگر لبخند به لب داشت، و بنظر میرسید مشغول لطیفه تعریف کردن بوده است.
برخی دیگر آرام آرام و بعد از تحمل دردی طاقتفرسا جان دادند. زنی را دیدم که بدنش تقریبا بهشکل دایره درآمده بود، و پاهایش پشت سرش را لمس میکرد. روی لباسهایش آثار استفراغ و خون دیده میشد، و زجر و درد چهرهاش را بهم ریخته بود.
آمارکشته های حلبچه؟
من بههمراه یک کارشناس بلژیکی سلاحهای شیمیایی در شهر پرسه میزدم و جنازهها را میشمردم. زمان کمی داشتیم: عراقیها میدانستند ما آنجا هستیم. در راه رسیدن به شهر به بالگرد حامل ما شلیک شده بود، و احتمال میرفت نیروی هوایی آنها با سلاحهای شیمیایی بیشتری به شهر بازگردد و این بار آنها را علیه ما استفاده کند.
از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید
پادکست
رادیو فارسی بیبیسی
در نتیجه ما ناگزیر با عجله و بدون دقت لازم آمار گرفتیم. اما طبق برآورد ما، حدود پنج هزار جسد در سراسر شهر روی زمین افتاده بود. خیلیهای دیگر در حالی که سعی میکردند از راه کوهستان خود را به ایران برسانند، در اطراف شهر مرده بودند. با وجود ابهامات موجود، بر سر این آمار میان کارشناسان اجماع وجود دارد. اما با وجود گذشت یک ربع قرن، سایه وحشت هنوز از سر شهر کنار نرفته است. بخشی از گاز خردلی که در جریان حمله روی شهر ریخته شد، هنوز در سردابها و پناهگاههای زیرزمینی شهر، که مردم موقع بمباران به آن پناه میبردند، موجود است. برخلاف گازهای اعصاب که خیلی زود از بین رفتند، گاز خردل از هوا سنگینتر است و پایین میآید، و تودههایی تشکیل میدهد که همین حالا هم خطرناک هستند.
۱۵ آذر ۱۳۹۱ - ۵ دسامبر ۲۰۱۲
۳۰ سال بعدازحادثه :یورونیوز (۲۵ اسفند ۱۳۹۶ )نوشت:مدتی بعد فرستادگان ویژه سازمان پزشکان بدون مرز استفاده از گاز خردل وعامل اعصاب را تائید کردند. در اثر این بمباران شیمیایی بیش از ۷ هزار تا ۱۰ هزار نفر مسموم و زخمی شدند و عواقب این حمله نیز تا سالها نوزادان تازه متولد شده را با نقص عضو و بیماریهای مختلف دیگر درگیر کرد.
علی حسن مجید معروف به علی شیمیایی که فرمانده و عامل این بمباران شیمیایی بود، ۲۰ سال بعد با حضور در دادگاه در دفاع از خود گفت که این حمله برای دفاع از امنیت ملی عراق انجام شده است. حکم اعدام وی در سال ۲۰۱۰ توسط دادگاه صادر و اجرا شد.
اولین جلسه دادگاه صدام حسین در ژوئیه ۲۰۰۴ (تیر ۱۳۸۳ )
صدام حسین در ۳۰ دسامبر۲۰۰۶(۹ دی ۱۳۸۵)، سه سال پس از دستگیری در نزدیکی زادگاهش تکریت اعدام شد.
صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق در جلسه چهارشنبه ۵ آوریل ۲۰۰۶ در دادگاه کیفری عراق شهادت می دهد
**
صدام حسین، رئیس جمهور فقید عراق، برخلاف آنچه مردمش که بیش از ۳۵ سال حکومت کردند، در اولین جلسه بازجویی خود در پرونده قتل عام دجیل با ریش متوسط، با کت و شلوار تیره و پیراهن سفید ظاهر شد. (۴۰ کیلومتری شمال بغداد) در همین روزهای سال ۲۰۰۴، ماهها پس از دستگیری وی در پی حمله آمریکا به کشور در سال ۲۰۰۳ .
خلیل عبود صالح الدلیمی، وکیل عراقی، از صدام که متهم به کشتار ده ها غیرنظامی در منطقه فوق الذکر در ۱۹ اکتبر ۱۹۸۲ (۲۷ مهر ۱۳۶۱ )بود، در پس زمینه حمله به کاروان رئیس جمهور فقید دفاع کرد. در این کشتار 143 نفر از ساکنان شهر کشته شدند و بسیاری از اموال ویران شد و بازماندگان به مدت 4 سال به تبعید به داخل شهر محکوم شدند.
صدام حسین در حضور قاضی رائد جوحی
قاضی جوان، رائد جوحی، در سال۲۰۰۴ پس از دستگیری صدام حسین در ۱۳ دسامبر ۲۰۰۳ (۲۲ آذر ۱۳۸۲)به عنوان سرپرست تیم تحقیق منصوب شد و در پایان سال 2006 به اعدام محکوم شد.
آنچه در جلسه بازجویی جلب توجه کرد این بود که جوحی از صدام که متولد 1971 و دارای مدرک لیسانس حقوق از دانشگاه بغداد در سال 1993 و فارغ التحصیل از مؤسسه قضایی بغداد نیز در سال 2002 است تحقیق کرد و همچنین دارای مدرک مدرک کارشناسی ارشد حقوق بین الملل از ایالات متحده آمریکا در سال 2010.
صبح روز عید قربان در شنبه ، ۰۹ دی ۱۳۸۵(۳۰ دسامبر ۲۰۰)۱۰ ذیحجه ۱۴۲۷، صدام حسین رئیس جمهور عراق به جرم جنایت علیه بشریت اعدام شد.
این روزی است که برای همیشه در خاطره عراقیهایی که رهبر بیرحم خود را با طنابدار به گردنش میدیدند، حک میشود.
حسین که از سال 1979 تا زمان سرنگونی و دستگیری اش توسط نیروهای ائتلاف بین المللی به رهبری ایالات متحده در سال 2003 بر عراق حکومت می کرد، توسط دادگاه عراق به ارتکاب قتل عام های زیادی در دوران حکومتش متهم شد. این شامل کشتار شیعیان در سال 1982 در شهر دجیل و کشتار "حلبچه" در سال 1988 بود که در آن او از سلاح شیمیایی علیه یک شهر کردنشین استفاده کرد که جرأت مخالفت با او را داشت.
خانوادههای قربانیان مرگ او را جشن گرفتند، در حالی که سایر عراقیها از فیلمهای تند مرد ضعیفی که زمانی رئیسجمهور کشورشان بود، به شدت ناراحت بودند.
چندین عراقی که بسیاری از آنها در سال 2006 کودک بودند، در مورد خاطرات و احساسات خود در روزی که صدام حسین 10 سال پیش اعدام شد، با CNN صحبت کردند.
آمنه احمد، 27 ساله:
زمانی که صدام حسین اعدام شد، احمد در خانه اش در موصل بود. در حالی که معتقدید رئیس جمهور برکنار شده یک دیکتاتور بود، اما احساس کردید که به دار آویختن او مجازاتی برای همه عراقی ها است. احمد، یک امدادگر، اکنون در اربیل زندگی می کند، پس از اینکه دولت اسلامی دو سال پیش شهر او را تحت کنترل گرفت. این چیزی است که او از روزی که صدام اعدام شد به یاد می آورد:
"من جوان بودم. هیچ علاقه ای به سیاست نداشتم. البته خیلی ناراحت شدم. شروع کردم به گریه کردن چون به خود صدام مربوط نمی شد اما احساس می کردم که آنها عراق را اعدام کردند. می دانم اگر صادق باشیم صدام حسین یک دیکتاتور بود، اما چون او نماینده عراق بود و رئیس جمهور عراق بود، وقتی کشورهای دیگر می آیند و صدام را سرنگون می کنند و او را اعدام می کنند، احساس می کنم همین است، عراق تمام شده است، رئیس جمهور را اعدام کردند، او نماینده کشور شما بود و این یک نوع توهین به کشورت.»
زمانی که ارتش آمریکا وارد بغداد شد این همان حسی بود که من احساس کردم. مجسمه بزرگی از صدام وجود داشت. یکی از سربازان آمریکایی صورت صدام را با پرچم آمریکا پاک کرد و پایین آورد. همه ما فکر می کردیم: کیست. آیا این شخص مجسمه را پایین می آورد؟ این آسیب را به کشور ما وارد کنید.
زاید ردا، 23 ساله:
رضا در دیوانیه زندگی می کند، شهری شیعه نشین که در حدود 100 کیلومتری جنوب بغداد قرار دارد. او سیزده ساله بود که صدام را اعدام کردند.
به یاد دارم که از خواب بیدار شدم و دیدم پدرم در حال تماشای العربیه از تلویزیون بود و صحنه های زنده اعدام صدام حسین پخش شد. گفتم: "چی؟! بالاخره روز فرا رسید." )"
"همانطور که به یاد دارم، آن روز یک روز بسیار خاص بود، به خصوص برای پدر و مادر و خانواده ام. ما خیلی رنج کشیدیم. نمی دانم چگونه آن را توصیف کنم، اما شادی همه بی اندازه بود."
"بنابراین همه در خیابان بودند، همه تیراندازی می کردند (تیراندازی در هوا) برای جشن گرفتن. و همه لبخند می زدند ... پس روز خاصی بود."
پدرم و خانوادهام احساس میکردند که صدام حسین به اندازه کافی برای جنایاتش مجازات نشده است. او جنایات وحشتناک بسیار زیادی دارد.
"در کتابی که در دبستان مطالعه می کردیم، صفحه اول همیشه چهره صدام بود، بین هر 10 تا 15 صفحه یک نقل قول از صدام حسین بود... و وقتی رژیم سقوط کرد، گفتم وای، هرگز نخواهم داشت. تا دوباره صورتش را ببینم."
نعیم الزبیدی، 41 ساله:
الزبیدی پزشک و مدرس دانشگاه کوفه در نجف، مرکز عراق است. او 31 ساله بود که صدام حسین را اعدام کردند. او فضای جشنی را در شهری به یاد می آورد که یکی از مقدس ترین شهرها برای شیعیان است که تحت حکومت صدام به طرز وحشیانه ای سرکوب شده بودند.
"روز اعدام، روز تعطیل بود، بنابراین من در خانه بودم. به خصوص در اینجا، همانطور که ممکن است انتظار داشته باشید، در نجف، یکی از شهرهایی که بیشترین آسیب را از رژیم ظالمانه صدام متحمل شده بود، روحیه جشنی فراگیر بود. تیراندازی به گوش می رسید. این رسم مردم عراق است که در همه جا جشن می گیرند.»
این اولین برداشت بود، اما بعدها، وقتی اولین ویدیوی اعدام در تلویزیون منتشر شد، برای من ناامیدکننده بود.»
صدام یک جنایتکار بود، او مستحق مرگ بود، اما به گونه ای که عدالت را برای قربانیان به ارمغان آورد.
"در آن لحظه داشتم به یاد مردمی می افتادم که از صدام حسین رنج می بردند ... مردمی که می خواستی با تو باشند و شاهد پایان دیکتاتور باشیم. من از خانواده ای بودم که هیچ ارتباطی با سیاست نداشتیم. یک خانواده عادی عراقی بودیم، اما ما هم به خاطر صدام در رنج بودیم.
سرود احمد، 41 ساله:
در آن روز در سال 2006، احمد، یک فعال حقوق بشر کرد، در حلبچه، شهری بود که صدام با سلاح های شیمیایی به آن حمله کرده بود. او می گوید که مردم در آن روز احساس می کردند که او به خاطر رنجی که متحمل شده بود مجازات می شود، اما او شوکه شده بود که چگونه رسانه ها مرگ صدام را نشان دادند.
به عنوان یک مدافع حقوق بشر و عضوی از (جامعه کرد)، صحبت در مورد این موضوع برای من دردناک است، زیرا یکی از افرادی بودم که در زمان رژیم صدام آواره شدم. من سه نفر از اعضای خانواده ام را از دست دادم.
از سوی دیگر، وقتی ما اکنون به جامعه نگاه میکنیم و در مقایسه با الان چگونه بوده است - در گذشته ما یک دشمن داشتیم، اما اکنون صدها دشمن داریم و نمیدانیم که دشمنان ما چه کسانی هستند.»
اما آنچه ما اکنون درو می کنیم از (صدام) است، زیرا او این را در زمان تصدی خود کاشت. او بین شیعه و عرب و سنی نفرت ایجاد کرد و عرب ها را آورد تا مردم کرد را بکشند و سنی ها را برای کشتن شیعیان آورد. این مدت طولانی او بود. -برنامه مدت."
من از شیوه (حکومت صدام) و نحوه اعدام او خوشم نیامد. با وجود همه چیزهایی که از سر گذراندم، نحوه نمایش رسانه ها (اجرای حکم) را دوست نداشتم. او برای مدتی رهبر ما بود. "
«متاسفانه آن روز من در حلبچه بودم، شهری که مردم در آن در معرض گازهای شیمیایی قرار گرفتند. مردم را دیدم که در آنجا بودند.
وقتی ازکلاس آقای قرائتی اخراج شدکه دیده نشود واما بیشتردیده شد!
آقای دوربینی«حسین نمازی»کیست؟
حسین نمازی معروف به آقای دوربینی متولد ۱۳۳۸ ساکن خیابان میرعماد تهران است.
آقای دوربینی:از بچگی دوست داشتم آدم مهمی بشوم، دیپلم ردی هستم. آدم که هندوانه میخرد به ظاهرش نگاه میکند و بعد انتخاب میکند. من هم نه ظاهر زیبایی دارم و نه مدرک تحصیلی پس آدم مهمی نشدم. اما دوست دارم که من هم دیده شوم ولی الان دیگر تا میآیم اخبار تلویزیون را نگاه کنم سریع پدرم کانال را عوض میکند. برای دیدن فیلم مراسمهایی که در آنها شرکت کردهام تا ساعت ۱۲ شب بیدار میمانم تا در حالتهای مختلف خودم را تماشا کنم.
هرآدم مهمی(شخصیت)فوت بکند من می روم
«حسین نمازی»درادامه گفت: تازه وقتی من صبح خیلی زود از خانه بیرون میزنم اهل منزل میفهمند که کسی فوت کرده و من برای تشییع جنازه میروم. یادم نمیآید تا به حال تشییع جنازه کسی را از قلم انداخته باشم. اما وقتی جمعیتی را در تلویزیون نشان میدهند و من در بین آنها نیستم خیلی حرص میخورم تا صبح خوابم نمیبرد.
۱۰ تلویزیون مرانشان می دادند
حسین نمازی : یک شب داشتم از خیابان کریمخان عبور میکردم، به فروشگاهی رسیدم که نمایندگی یکی از شرکتهای ساخت تلویزیون آنجا است. آنجا ۱۰ تلویزیون روی هم چیده شده بود، ناگهان دیدم مصاحبهای که گزارشگر صدا و سیما با من انجام داده بود در حال پخش است. در آن واحد ۱۰ تلویزیون من را نشان میداد. نمیدانید چه کیفی داشت آن لحظه… بعضی وقتها آدم دست و پایش را گم میکند.
« در مراسم ختم عماد مغنیه مانده بودم» به کدام دوربین نگاه کنم. اگر صد میلیون هم به من بدهند به این اندازه خوشحال نمیشوم که دوربینی من را نشان بدهد.
بیرون کردن آقای دوربینی توسط آقای قرائتی
در روز جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۶، محسن قرائتی حین اجرای برنامه عطر عاشقی و سخنرانی در امامزاده ابوالحسن شهر ری، آقای دوربینی را در وسط جمعیت میبیند و با لحنی تند و تحقیرگونه میگوید این آقا را بیرونش کنید: «اومده دوربین بازی کنه! پاشو برو بیرون، برو بیرون من صد دفعه تو تلویزیون دیدمت!».
عذرخواهی آقای قرائتی
این برخورد واکنشهای زیادی در پی داشت و عزتالله ضرغامی با اشاره به تماس تلفنیاش با قرائتی نوشت: «امروز با آقای قرائتی تماس گرفتم و در این مورد با ایشان صحبت کردم. کاملا معلوم بود که خود ایشان از این مسئله بسیار ناراحت هستند. دلیل عصبانیت شان را در آن برنامه برای من توضیح دادند ولی تصریح کردند که از رفتار خود پشیمان هستند. گفتند که ما فقط چهارده معصوم داریم و همه ممکن است خطا و اشتباه کنند. آقای قرائتی از خدا و جناب آقای نمازی و هر کس دیگری که به هر دلیلی از ایشان ناراحتی به دل دارد عذرخواهی کردند. احتمالا با آقای دوربینی ملاقات می کنند و خبرش را هم منتشر می کنند.»آقای قرائتی در پاسخ به این موضوع گفت «ما فقط ۱۴ معصوم داریم و همه ممکن است اشتباه کنند از خدا و آقای نمازی و هر کس دیگری که به هر دلیلی از بنده ناراحتی به دل دارد، عذرخواهی میکنم».
علت عصبانیت آقای قرائتی با تذکری که دادند مشخص شد.آقای قرائتی یک دوربین را انتخاب کردند و سپس از فردی که در جمع بود با عصبانیت خواستند که به پشت دوربین انتخاب شده برود.
در ادامه عصبانیت و تذکرشان ،آقای قرائتی روشن نمودند که این فرد عینکی به دنبال دوربین در این برنامه شرکت کرده است،این آقای دوربینی است و برای اینکه در دوربین باشه بسیار جابه جا میشود و حواس مرا پرت میکند،آقای قرائتی درادامه گفتند این آقا را چندین بار در تلوزیون دیده است و می شناسد. این اقا برای دوربین در این مکان ها حضور پیدا میکند.عصبانیت آقای قرائتی در برنامه زنده پس از این همه سال اجرا جالب و قابل توجه بود ،به گونه ای که این بخش از برنامه به صورت مکرر در فضای مجازی در حال پخش شدن می باشد.
«حجتالاسلام محسن قرائتی» رئیس ستاد اقامه نماز کشور در خصوص نوع برخورد خود با حسین نمازی (آقای دوربینی) گفت: روز جمعه گذشته بر اثر خستگی زیاد ناشی از چند برنامه در نقاط مختلف تهران، صحنهای به وجود آمد که موجب ناراحتی مخاطبان شد که ای کاش آن صحبتها را با لحن دیگری بیان میکردم.
وی در ادامه بیان کرد: در زمین دنبال فرشته و معصوم نگردید. به هر حال انسان در هر درجهای که باشد، خطا میکند. ابتدا از خداوند و بعد از ایشان (حسین نمازی) که مخاطب من بودند، عذرخواهی میکنم.
« آقای دوربینی»در ششمین یادواره سورههای سرخ با حضور چهرههای قرآنی و خانوادههای شهدا دیشب در تالار شیخ صدوق آستان حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)۱۰ دی ۱۳۹۷
حجتالاسلام قرائتی با بیان خاطرهای از فعالیت خود در نهضت سوادآموزی خاطرنشان کرد: زمانی نماینده امام خمینی در نهضت سوادآموزی بودم که به فردی سپردم مرا برای نماز صبح بیدار کند؛ ایشان تعجب کرد. من گفتم بنده نماینده امام خمینی هستم، نه نماینده خواب و بیداریام. به هر حال حرکتی از من سر زد که همین جا ابتدا از خدا و آقای نمازی و بعد از همه کسانی که در این سالها ممکن است ناراحتشان کرده باشم؛ عذرخواهی میکنم.
دوربین ازهمسربهتراست
آقای دوربینی (حسین نمازی) یک بار در سال ۱۳۷۹ ازدواج کرده و خود مدعی است به دلیل علاقه زیادش به دوربین، از همسرش جدا شدهاست! . آقای دوربینی در مورد خودش گفته است : «از بچگی دوست داشتم آدم مهمی بشوم، دیپلم ردی هستم. آدم که هندوانه میخرد به ظاهرش نگاه میکند و بعد انتخاب میکند. من هم نه ظاهر زیبایی دارم و نه مدرک تحصیلی پس آدم مهمی نشدم. اما دوست دارم که من هم دیده شوم ولی الان دیگر تا میآیم اخبار تلویزیون را نگاه کنم سریع پدرم کانال را عوض میکند. برای دیدن فیلم مراسمهایی که در آنها شرکت کردهام تا ساعت ۱۲ شب بیدار میمانم تا در حالتهای مختلف خودم را تماشا کنم. تازه وقتی من صبح خیلی زود از خانه بیرون میزنم اهل منزل میفهمند که کسی فوت کرده و من برای تشییع جنازه میروم. یادم نمیآید تا به حال تشییع جنازه کسی را از قلم انداخته باشم. اما وقتی جمعیتی را در تلویزیون نشان میدهند و من در بین آنها نیستم خیلی حرص میخورم تا صبح خوابم نمیبرد. یک شب داشتم از خیابان کریمخان عبور میکردم، به فروشگاهی رسیدم که نمایندگی یکی از شرکتهای ساخت تلویزیون آنجا است. آنجا ۱۰ تلویزیون روی هم چیده شده بود، ناگهان دیدم مصاحبهای که گزارشگر صدا و سیما با من انجام داده بود در حال پخش است. در آن واحد ۱۰ تلویزیون من را نشان میداد. نمیدانید چه کیفی داشت آن لحظه… بعضی وقتها آدم دست و پایش را گم میکند. در مراسم ختم عماد مغنیه مانده بودم به کدام دوربین نگاه کنم. اگر صد میلیون هم به من بدهند به این اندازه خوشحال نمیشوم که دوربینی من را نشان بدهد.»
بیرون کردن آقای دوربینی توسط آقای قرائتی
این برخورد واکنشهای زیادی در پی داشت و عزتالله ضرغامی با اشاره به تماس تلفنیاش با قرائتی نوشت: «امروز با آقای قرائتی تماس گرفتم و در این مورد با ایشان صحبت کردم. کاملا معلوم بود که خود ایشان از این مسئله بسیار ناراحت هستند. دلیل عصبانیت شان را در آن برنامه برای من توضیح دادند ولی تصریح کردند که از رفتار خود پشیمان هستند. گفتند که ما فقط چهارده معصوم داریم و همه ممکن است خطا و اشتباه کنند. آقای قرائتی از خدا و جناب آقای نمازی و هر کس دیگری که به هر دلیلی از ایشان ناراحتی به دل دارد عذرخواهی کردند. احتمالا با آقای دوربینی ملاقات می کنند و خبرش را هم منتشر می کنند.»آقای قرائتی در پاسخ به این موضوع گفت «ما فقط ۱۴ معصوم داریم و همه ممکن است اشتباه کنند از خدا و آقای نمازی و هر کس دیگری که به هر دلیلی از بنده ناراحتی به دل دارد، عذرخواهی میکنم».
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:شرط آقای دوربینی برای بخشیدن آقای قرائتی
خبرنگار:ازآقای قرائتی که ناراحت نیستی؟
آقای دوربینی درپایان گفت:من ایشون(قرائتی)راخیلی دوست دارم وایشون همیشه درقلب من جای دارد.
مردی که قراربود«دیده نشود»،بیش ازقبل دیده شد!
منبع استفاده شده:سایت الف ۲۹ مهر ۱۳۹۶ البته فیلم بوده که اینجانب تبدیل به متن کرده ام.
مصاحبه «حسین نمازی» ملقب به «آقای دوربینی» با خبرنگاران صداوسیما در برنامه بدون تعارف ۰۵ آبان ۱۳۹۶
دوربینی درکنار(رضوانی)مجری برنامه ۲۰:۳۰
مصاحبه «حسین نمازی» ملقب به «آقای دوربینی» با خبرنگاران صداوسیما در برنامه بدون تعارف ۰۵ آبان ۱۳۹۶
آقای دوربینی
حسین نمازی(آقای دوربینی)در کنار علی کریمی در مراسم تشییع مرحوم آشتیانی پیشکسوت پرسپولیس۰۳ آبان ۱۳۹۶
مراسم ختم استاد چایچیان،آقای دوربینی درکنارسعید حدادیان
حسین نمازی یا همان آقای دوربینی بار دیگر جلوی دوربین جنجال جدیدی آفرید. او اینبار در مراسم ختم استاد چایچیان ازکنارمداح رانده شد ۱۲ آذر ۱۳۹۶
مراسم یادبود درگذشت حبیب الله چایچیان(حسان) در مسجد ارک تهران باحضور شخصیتهای مذهبی برگزار شد.
در مراسم که به همت مجمع شاعران اهل بیت (ع)، موسسه قدیم الاحسان و خانه مداحان اهل بیت برگزار شد غلامرضا سازگار، علی انسانی، حاج منصور ارضی، حاج سعید حدادیان، سیدمجید بنیفاطمه،استاد محمدعلی کریمخانی ، حاج مصطفی خورسندی ، حاج محسن اعتمادیان و محمدمهدی سیار و جمع زیادی از شعرا و مداحان اهل بیت حضور داشتند و به شعرخوانی و مدیرحه سرایی پرداختند.
بولتن نیوز نوشت:امروز« حسین نمازی»میهمان غرفه بولتن نیوز در نوزدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها بودند.
حسین نمازی گفت: این علاقه ذاتی است و یک لذت وصف نشدنی دارد. شما تا در این حرفه حضور پیدا نکنی نمی توانی لذت این کار را درک کنی. از بچگی دوست داشتم انسان معروفی شوم و دلم می خواست تصویرم از تلویزیون پخش شود و در جامعه مطرح شوم.
من این کار را از قبل انقلاب شروع کردم. در مسجد ارگ نشسته بودم ، وقتی به منزل رفتم و تصویر خود را از تلویزبون دیدم علاقمند شدم و اینگونه پا به این عرصه گذاشتم!
چگونه زاویه دوربین ها رو می دونی که همیشه به صورت تمام رخ در قاب تلویزیونی ظاهر میشی؟
آقای دوربینی:خُب اون یک کلاس مخصوصی دارد که شما باید بیایید و در کلاس های من حاضر شوید و با یک مصاحبه نمی شود. چون از قبل انقلاب در این حرفه هستم زاویه دوربین ها رو میشناسم و هر شب هم می نشینم و تا دیروقت منتظر می مانم تا تصویر خود را از تلویزیون ببینم.
حسین نمازی از زندگی شخصی اش هم برای ما گفت و جالب آنکه در زمانی جوانی وقتی در دوران نامزدی و عقد بوده است به عشق اینکه در تهران حاضر باشد (چون سوژه های تلویزیونی در تهران بیشتر از شهرستان هاست) حاضر به ازدواج نشده و تا بحال مجرد مانده است.
حسین نمازی که بسیار خوش صحبت و خوش برخورد بود صحبت های خود را با طنز ادامه می دهد و می گوید: «چندین نسل از صداوسیما بازنشسته شده اند اما من همچنان در حرفه ام مشغول به کار هستم و فعلا قصد بازنشستگی ندارم.»
نمازی از سانسور برخی تصویرهایش توسط کارگردان ها می گوید: «گاهی آنقدر مقابل دوربین ها حاضر می شوم که کارگردان ها مجبور می شوند یک تصویر را چند بار بگیرند اما در نهایت کسی حریف من نمی شود چون می دانم در لحظاتی مقابل دوربین حاضر شوم که نتوانند تصویرم را سانسور کنند.»
اما آقای دوربینی گویا امروز به آرزوی دوران نوجوانی خود رسیده است و از شهرت خود در رسانه های بین المللی سخن می گوید: «تصویرم را نه تنها در رسانه های داخلی بلکه در برنامه های ماهواره ای هم نشان می دهند و از لقب آقای دوربینی لذت می برم. این لقب را اولین بار کامران نجف زاده برای من انتخاب کرد که از او ممنونم»
اما آقای دوربینی خود را پایه ثابت تشییع جنازه ها می داند و می گوید اخبار تمام تشییع جنازه افراد معروف را پیگیری می کنم و معمولا در مقابل صف تشییع جنازه قرار می دهم تا تصویرم را نشان دهند.
حسین نمازی که علاقه زیادی به دیده شدن دارد، خود را یک آدم سیاسی می داند و اعلام می کند در تمامی انتخابات ها شرکت کرده ام و رای دادم اما رای دادن آقای دوربینی هم از زبان خودش شنیدنی است: «معمولا در جاهایی برای رای دادن حاضر می شوم که مطمئن هستم پخش زنده تلویزیونی دارند و زمانی رای خود را به صندوق می اندازم که یکی از مسئولین مقابل دوربین ها قرار می گیرد تا مجبور شوند تصویر مرا نشان دهند»
آقای دوربینی صحبت های خود را با خبر استقبال گرم مردم در مجامع عمومی مانند اتوبوس، مترو و خیابان ها پایان داد و گفت: عشق من بعد از معروف شدن، مردم ایران هستند.
آقای دوربینی انگلیسی ها
همتای سیاسی آقای دوربینی خودمان در بریتانیای کبیر!
"آقای دوربینی" پدیده ای فراتر از مرزهاست و گویا در کشورهای مختلف از جمله انگلیس ، نسخه های مختلفش وجود دارد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع مأخوذه(قسمت آخر):۹ آذر ۱۳۹۲شفاف با اصلاحات واضافات.
آقای دوربینی "حسین نمازی"سعیدحدادیان
«نووروسیه»اصطلاحی است که به موج اعتراضات اواخر سال ۲۰۱۳ و اوایل ۲۰۱۴ در اوکراین.
«نووروسیه»(نووروسیا)کجاست؟
نووروسیه (روسی: Новороссия، اوکراینی: Новоросія )، به معنای «روسیه نو» که گاه «روسیه جنوبی» نامیده میشود، عنوانی تاریخی منطقه شمال دریای سیاه در امپراتوری شوروی که امروزه بخشی از اوکراین است.
«نووروسیه»(نووروسیا) در اوکراین بیشتر به نام «استپووینا» (سرزمین استپی) یا نیز (سرزمین پایین) شناخته میشد.
این سرزمین در سال ۱۷۶۴ به عنوان «فرمانداری نووروسیه» به صورت استانی جدید در امپراتوری روسیه از مناطق مرزی نظامی به همراه بخشهایی از هتماننشین جنوبی اوکراین تشکیل شد تا در جنگ با عثمانیها آمادگی بیشتری اتخاذ شود.
با گذشت زمان »فزاپوروژیان سیچ»، «بیسارابیا »در مولداوی، مناطق امروزی اوکراین در کرانه دریای سیاه (پریکورنوموریا)، «زاپروژیا»، «تاوریا»، کرانه دریای آزوف (پریآزوفیا)، مناطق تاتارها در شبهجزیره کریمه، «استپ نوگای» در کوبان و سرزمینهای «چرکسی» نیز به نووروسیه پیوستند.
این سرزمین در دوران اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پس از فراز و نشیبهای فراوان از سال ۱۹۲۲ بخشی از جمهوری شوروی سوسیالیستی اوکراین شد. پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ و تشکیل کشور اوکراین در پی آن، تلاشهایی برای احیای نووروسیه انجام گرفته که مهمترین آن جنبش جداییطلب طرفدار روسیه از زمان جنگ در دونباس در سال ۲۰۱۴ است که در تلاش برای ایجاد کنفدراسیون نووروسیه میباشد.
منطقه اوکراین که« از اودسا» در جنوب تا «لوهانسک» در شرق امتداد دارد در قرن هجدهم پس از یک رشته جنگ با امپراتوری عثمانی، به تصرف امپراتوری روسیه درآمد. این منطقه به «نووروسیه» یا «روسیه جدید» معروف شد.
«نووروسیا» که در امتداد دو دریا از« دنیستر» تا «قفقاز »امتداد دارد،درحقیقت « روسیه» در دهه های ۱۸۷۰-۱۹۲۰« نووروسیا» شناخته می شد.
بخش اصلی نووروسیا - منطقه تاریخی «خرسون» که تحت اتحاد جماهیر شوروی، به سه منطقه (اودسا، نیکولایف، خرسون) تقسیم شد.
اما آنها همچنین استقلال جمهوری دونباس را اعلام کردند که توانستند کنترل بخش هایی از این کشور را در دست بگیرند. مناطق دونتسک و لوهانسک. در سایر مناطق جنوب شرقی اوکراین (خارکف، اودسا، نیکولایف، زاپروژیه، دنپروپتروفسک، خرسون)، اعتراضات طرفدار روسیه سرکوب شد.
دونباس(لوهانسک+دونتسک)اوکراین
کشورهای همسایه اوکراین
اوکراین،ماریو پل
میدان استقلال یا « یورومیدان»در شهر کییف است که به اواخر سال ۲۰۱۳ و اوایل ۲۰۱۴ مربوط میشود
در آن تجمعی چندماهه صورت گرفت و منجر به سقوط رئیسجمهور قانونی اوکراین شد.
تظاهرات در بنای یادبود «تاراس شوچنکو»شهر(لوپو)اوکراین(۰۳ آذر ۱۳۹۲ )۲۴ نوامبر ۲۰۱۳
«لویو» در ۷۰ کیلومتری مرز کشورلهستان واقع شده است.
شهر«لویو»از سال ۱۲۰۰ میلادی تا ۱۹۴۵ میلادی متعلق به لهستان بود.
در طول اتفاقات «یورومیدان» معترضان بسیاری از ساختمانهای اداری، ازجمله اداره دولتی شهر کییف، را اشغال کردند. در ۸ دسامبر جمعیت مجسمه لنین را در همان حوالی سرنگون کردند.
اعتراضات و درگیریها در ژانویه، پس از تصویب تعدادی از قوانین ضداعتراض توسط پارلمان اوکراین افزایش یافت. معترضان اینبار به شکل گستردهتری ساختمانهای دولتی را در بسیاری از مناطق اوکراین اشغال کردند. اعتراضات در اواسط فوریه به اوج خود رسید. در روزهای ۱۸ تا ۲۰ فوریه در کییف درگیری شدیدی روی داد.
در نتیجه این رویدادها، توافقنامه حلوفصل بحران سیاسی در اوکراین در ۲۱ فوریه ۲۰۱۴ توسط یانوکوویچ و رهبران اپوزیسیون پارلمانی :«ویتالی کلیچکو»، «آرسنی یاتسنیوک»، «اوله تیاهنیبوک»، با میانجیگری اتحادیه اروپا و فدراسیون روسیه امضا شد.
رادوسلاو سیکورسکی و فرانک والتر اشتاین مایر (چپ) و کیجووی
وزرای امورخارجه آلمان( فرانک والتر اشتاینمایر) و لهستان(رادوسلاو سیکورسکی) و مدیر بخش اروپای وزارت خارجه فرانسه(اریک فورنیه) شاهد امضا بودند.
اما«ولادیمیر لوکین» نماینده روسیه، از امضای این قرارداد خودداری کرد.
پس از اشغال کاخ ریاست جمهوری اوکراین توسط معترضان و مردم در ۲۲ فوریه ۲۰۱۴ پارلمان این کشور به برکناری «ویکتور یانوکوویچ» و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ۲۵ مه ۲۰۱۴رای داد و
دستور آزادی «یولیا تیموشنکو» نخست وزیر سابق این کشور را که به اتهام سوءاستفاده از قدرت محاکمه و به هفت سال زندان محکوم شده بود را نیز صادر کرد.
یانوکوویچ و سایر مقامات عالی دولتی از کشور گریختند.
تظاهرکنندگان کنترل دولت و املاک شخصی یانوکوویچ را به دست گرفتند،« الکساندر تورچینوف» را جایگزین دولت یانوکوویچ کردند و دستور آزادی »یولیا تیموشنکو» نخستوزیر سابق، از زندان صادر شد.
تظاهرات کییف بهزودی با بحران کریمه و اعتراضهایی که طرفداران روسیه در شرق اوکراین کردند، همراه شد. بعد از آن ماجرای جدایی کریمه از اوکراین و الحاق مجددش به خاک روسیه رخ داد و پس از آن تصمیم زلنسکی برای پیوستن به ناتو که با خشم روسیه همراه شد. بعد از آن هم جدایی منطقه «دونباس» ۲ استان(دونتسک ولوهانسک) اوکراین که با لشکرکشی روسها همراه بود.
در زمان اتحاد جماهیر شوروی، بیشتر «نووروسیه» بخشی از جمهوری سوسیالیستی شوروی« اوکراین» بود که بعدها به اوکراین امروزی تبدیل شد.
در سال ۲۰۱۴ پس از الحاق کریمه، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، مدعی شد که اگرچه روسیه به دلایل مختلف قلمرو «نووروسیه» را از دست داد، اما مردم روسیه در آنجا باقی ماندند.
پروفسور کوالز گفت "اسطورهای که پوتین ترویج میکند این است که اینها سرزمینهای روسیه هستند. این سرزمین بخشی از امپراتوری روسیه بود، اما این روسها نبودند که در آنجا زندگی میکردند. تعداد رومانیاییها بسیار بیشتر از روسها بود و اوکراینیها غالب بودند."
در سال ۲۰۱۴، شبهنظامیان جداییطلب در دونتسک پرچم "نووروسیه" متعلق به دوران تزار را به نمایش گذاشتند
با این حال، این فکر ریشه دوانیده است و جمهوریهای خودخوانده جداییطلب لوهانسک و دونتسک در شرق اوکراین میخواهند نووروسیه را دوباره ایجاد کنند، و حتی پرچم قرمز و آبی متعلق به دوران تزار آن را نیز به نمایش گذاشتهاند.
ادعای تاریخی روسیه نسبت به سرزمین اوکراین مضمونی پرتناوب در سخنان رئیسجمهور پوتین در آستانه حمله بوده است، اما پروفسور وانر میگوید که نباید آن را جدی گرفت.
او به بیبیسی گفت "آقای پوتین در اختراع تفسیرهای تاریخی فوقالعاده خیالپردازانه هیچ پروایی ندارد - نووروسیا توجیه لرزان و ضعیفی است".
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:
۲منطقه تازه استقلال یافته «دونتسک» و «لوهانسک» در شرق اوکراین را منطقه «دونباس» می گویند.
«منطقه دونباس» با حدود چهار و نیم میلیون نفر جمعیت پرجمعیتترین استان اوکراین است و با مساحتی بالغ بر ۲۶ هزار و ۹۰۰ کیلومتر مربع تقریبا ۴/۴ درصد از مساحت کل اوکراین را تشکیل میدهد.
مرکز منطقه دونباس شهر «دونتسک» است.
«منطقه دونباس» که در جنوب شرق اوکراین واقع شده تا آبان ۱۳۴۰ به افتخار «ژوزف استالین»(رئیس جمهوروقت شوروی) به نام استان« استالینو »شناخته میشده و اکنون دو میلیون نفر جمعیت دارد.
رئیس منطقه خرسون ولادیمیر سالدو، رئیس منطقه زاپوروژیه اوگنی بالیتسکی، ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، رئیس جمهوری خلق دونتسک دنیس پوشیلین و رئیس جمهوری خلق لوگانسک لئونید پاسچنیک
ازراست:«دنیس پوشیلین»(رئیس جمهوردونتسک) و «لئونید پاسچنیک»(رئیس جمهورلوهانسک)
رؤسای جمهوری خلق لوگانسک«لئونید پاسچنیک» و جمهوری خلق دونتسک« دنیس پوشیلین»
از چپ، ولادیمیر سالدو، یوگنی بالتسکی، دنیس پوشیلین و لئونید پاسچنیک
القطیف و «الاحساء»بانقشه فارسی
شرکت نفتی« آرامکو» دراستان الشرقیه قراردارد.
آیت الله شیخ نمر ازعلمای «القطیف» بودکه(۱۲ دی ۱۳۹۴) اعدام(شهید)شد
شهرهای منطقه الشرقیه
دمام،احساء،حفر الباطن،قطیف،الجبیل،خبر،ظهران،الخفجی،حفر الباطن،سیهات ،راس تنوره،المبرز،بقیق،نعیریه،قریة علیا
جمعیت منطقه الشرقیه: حدود ۵ میلیون نفر
«منطقه الشرقیه» دارنده بزرگترین ذخایر طبیعی نفت در جهان است. حدود ۲۲ درصد ذخایر ثابت نفت جهان در این منطقه قرار دارد و ۹۸ درصد نفت عربستان از این منطقه تامین میشود. همچنین ۱۲ درصد مجموع کل واردات نفت آمریکا و یکسوم واردات نفت ژاپن را نیز تامین میکند. با توجه به صنعتی شدن «منطقه الشرقیه» میزان نقش این منطقه در اقتصاد عربستان به حدود ۹۰ درصد از درآمد داخلی میرسد.
مناطق شیعه نشین عربستان« الاحساء» و «القطیف»استان الشرقیه
استان الشرقیه ۷۰۰ کیلومتر ساحل با خلیج فارس دارد و بنادر متعددی برای صادرات و واردات در این استان وجود دارد. همچنین قطب تولید خرمای عربستان در استان الشرقیه می باشد و بیشتر خرمای عربستان در این استان تولید می شود.
«استان الشرقیه» در شرق عربستان محل اصلی زندگی شیعیان این کشور می باشد، این استان به دلیل نفت خیز بودن و نیز سکونت شیعیان از اهمیت زیادی برخوردار است
این استان قطب اصلی تولید نفت عربستان است و روزانه میلیون ها بشکه نفت از استان الشرقیه استخراج می شود، همچنین این استان دروازه شرقی عربستان محسوب می شود و این کشور از طریق این استان به چند کشور عربی حاشیه خلیج فارس متصل می شود.
استان الشرقیه ۷۰۰ کیلومتر ساحل با خلیج فارس دارد و بنادر متعددی برای صادرات و واردات در این استان وجود دارد. همچنین قطب تولید خرمای عربستان در استان الشرقیه می باشد و بیشتر خرمای عربستان در این استان تولید می شود.
شرکت نفتی« آرامکو »را در «استان الشرقیه» قراردارد.
پادشاهی سعودی ۲۹ مه ۱۹۳۳ (۰۸ خرداد ۱۳۱۲ )به شرکت آمریکایی «استاندرد اویل آو کالیفرنیا» امتیاز اکتشاف نفت در منطقه الشرقیه را داد. این شرکت در سال ۱۹۴۴میلادی(۱۳۲۳شمسی) نام خود را به شرکت نفت عربی آمریکایی «آرامکو» تغییر داد.
این شرکت، بزرگترین شرکت نفتی در جهان می باشد و به صورت روزانه در« شرکت آرامکو» ده میلیون بشکه نفت تولید و چهار میلیون بشکه نفت پالایش می شود. مقر شرکت آرامکو در شهر الظهران در استان الشرقیه است و ارزش این شرکت براساس برآوردها بین هفت تا ده هزار میلیارد دلار می باشد.
شهر «الاحساء» یکی از مهم ترین مراکز اصلی در حوزه های نفت و گاز در جهان است، در این شهر بزرگترین چاه نفت جهان که چاه الغوار نام دارد، واقع است. عربستان هم اکنون به صورت روزانه از این چاه ۵.۲ میلیون بشکه نفت تولید می کند که این میزان بیش از ۵۰ درصد تولید نفت عربستان و شش درصد کل تولید نفت جهان را شامل می شود.
تاسیسات نفتی شرکت آرامکو در عربستان
آرامکو(شرکت نفتی)عربستان سعودی
ساکنان« القطیف و الاحساء» اصالتاً جزو «قبایل ربیعه» که در «واحهها» سکونت داشتند و قبیله بنی تمیم که بادیهنشین بودند، هستند. این دو قبیله پس از رسالت پیامبر اکرم (ص) اسلام آوردند. بعداً قبایل زیادی از شمال شبهجزیره عربستان و غرب آن به منطقه الشرقیه آمدند. بیشتر قبایل مهاجر شیعه شدند.
بین سال های ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۰، ۵۵ درصد تولید نفت عربستان فقط از همین «چاه الغوار» بود. تا سال ۲۰۰۵ شصت میلیارد بشکه نفت از این چاه استخراج شد
و کارشناسان پیش بینی می کنند که در چاه الغوار، ۷۱ میلیارد بشکه نفت دیگر هم باشد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:امروز(پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴مصادف باسوم مارس۲۰۱۶)۲۳ جمادیالاول ۱۴۳۷ بعدازنمازجماعت عصر که به داخل حرم امامین عسکریین علیهماالسلام -میرفتم کاروانی از عربستان رادیدم با مترجم رفتم برای مصاحبه
تنهامسجد(حسینیه)شیعه عربستان رادر«نخاوله»(منطقه القطیف) عربستان بنیان گذاشت.
او «عمارعلی»از شهر«القطیف»عربستان بود،کارش آوردن کاروان است.
کاروانش ۱۵نفره بودند که هزینه هرزائربرای این سفر۱۸روزه(چهارهزاروپانصد)ریال سعودی است.
چون این مصاحبه درزمان"پایان نماز"صورت گرفت،دراین زمان عده ای به مضیف رفته بودند برای صرف ناهار وعده ای هم رفته بودند "سرداب"برای زیارت.
کاروان «قطیف»،نزدیک ظهرواردحرم عسکریین علیهما السلام شدند، زیارت -نماز ونهار وحالا هم بایدحرکت کنندبروندبرای کربلا
از"عمارپرسیدم آیا ایران هم رفتید؟
گفتند:قبلاً به زیارت امام رضا علیه السلام رفتیم
عمارعلی گفت: ما همه ساله می رفتیم ایران همچنان که به زیارت عتبات عراق می آییم،حتی درمشهد هتل(فندق)داریم
اما حدود ۶ ماه به اینطرف مارامنع کردند که ایران نرویم،درصورتیکه مُهرویزای ایرانی درپاسپورتمان باشه جریمه سنگینی بایدبدهیم،حداقل ،سه سال گذرنامه مان توقیف می شود ازطرف کشورمان عربستان.
عمار علی گفت: «شهرالقطیف ۹۰ درصد شیعه هستند»
آقای عمار وقتی فهمیدکه من گزارشکرایرانی هستم گفت اگردولت سعودی بفهمدکه من بایک ایرانی مصاحبه کرده ام ممکنه منو اذیت کند.
شهر"القطیف"ازشهرهای استان شرقی عربستان سعودی. از شهرهای تاریخی کرانهای عربستان سعودی و واحهای است در کرانهٔ باختری خلیج فارس واقع شدهاست. خط لوله نفت تاب لاین که از ظهران میآید از این شهر میگذرد سپس به اردن، سوریه و لبنان میرسد.
دیگرشهرهای استان شرقی عبارتنداز:
«المبرز»۳۰۰ارنفر،«حفرالباطن»۲۵۰هزارنفر«الجبیل»۲۳۰هزار،«الثقفه»۲۰۰هزار،«الخبر»۱۷۰هزار،«الظهران»، ۱۰۰هزار،«تاروت»۹۰ هزار،«الدمام»۸۰هزار،«سیهات»۷۰ هزار، «الخفجی»۶۰هزار و شهر«الهفوف» حدود ۴۰هزارنفرجمعیت دارد.
«نووروسیه»(نووروسیا)کجاست؟
درجنگ ایران وروم(نبرداودسا)اوکراین درحاکمیت پادشاه ساسانی ایران بود،اسیران اوکراینی درخوزستان منتقل شدند.
اودیسا ،ماریوپل ،کریمه کجاست؟
مبعث پیامبراسلام درسال ۶۱۰میلادی بوده(ظهوراسلام) اماتسخیرشهرهای اروپا.(اودیسا-اوکراین) توسط پادشاه ساسانی ایران(۳۵۸ سال پیش ازاسلام)اتفاق افتاده است.(اودیسا-اوکراین)
ازجمعیت ۴۵ میلیون نفری اوکراین ،حدود ۲ میلیون مسلمان هستند که عمدتاً در شبه ی جزیرة کریمة ساکن میباشند، در شهرهای« ازجمعیت ۴۵ میلیون نفری اوکراین ،حدود ۲ میلیون مسلمان هستند که عمدتاً در شبه ی جزیرة کریمة ساکن میباشند، در شهرهای« دونتسک، لوهانسک واودیسا » ، عمدتا از اقوام تاتار، داغستانی می باشند.
آذری های ایرانی مقیم اوکراین ازشیعیان اوکراین محسوب می شوند،دین اسلام توسط ترکهای عثمانی و بازرگانان کشورهای شرقی در اوکرین رواج پیدا کرد،هم اکنون ده ها تشکل اسلامی در اوکرین مشغول فعالیت می باشند. در شبه جزیره ی کریمه مساجد زیادی وجود دارد
شهر«ماریوپل» اوکراین کجاست؟
جایگاه این «شبه جزیره کریمه» به عنوان پایگاهی برای حمله به جنوب اوکراین چقدر حساس است.
همه تلاشها وآتش افروزی های روسیه بخاطر تسلط بر«کریمه»می باشد،آمریکا هم چشم طمع به همین شهرصنعتی دارد.
این بندر تجاری«اودیسا» با جاذبه های توریستی و همچنین بازارهای محلی مورد توجه توریستها و جهانگردان است.
در سال ۲۵۲ میلادی« شاپور اول» ارمنستان را تسخیر کرد و۲ سال بعد شهر« نصیبین» درجنوب شرق ترکیه ( سال ۲۵۴) و «دورا اروپوس»(Dura Orupous) که در ساحل رود فرات ،در درهی ابوکمال بین دو شهر آنتیوج و سلوکیه قرار داشت ،هم اکنون ازشهرهای سوریه است- را در سال ۲۵۶ به تصرف خود در آورد.
مبعث پیامبراسلام درسال ۶۱۰میلادی بوده(ظهوراسلام) وتسخیرشهرهای اروپا توسط پادشاه ساسانی ایران(۳۵۸ سال پیش ازاسلام)اتفاق افتاده است.
در زمان اشکانیان، صدها خانواده ارمنی به «نصیبین» مهاجرت کردند و سکنی گزیدند و شماری از همین ارمنیان در نیمه سال ۱۹۱۵ به دست نظامیان عثمانی کشته و شماری دیگر از آنان به سوریه و لبنان کوچ داده شدند.
«امیانوس مارسلینوس »مورخ رومی که خود ناظر جنگهای شاپور دوم با رومیان و کشته شدن« ژولیان» امپراتور روم ،نوشت:امپراتورروم« ژویان»(جانشین ژولیان) تسلیم خواسته های شاپور دوم شد.
شهر« اودسا» در سال ۲۶۰ توسط سپاهیان شاپوراول(شاه ایران) به محاصره در آمد و امپراتور والرین »به مقابله برخاست که این جنگ به «نبردادسا»معروف شد.
نبرد اِدِسا بخشی از جنگهای ایران و روم بود که در سال ۲۶۰ میلادی بین «شاپور اول»(شاهنشاه ساسانی) و «والرین» امپراتور روم در مکانی به نام« اودسا» در ترکیه امروزی روی داد. پانزده سال پس از آخرین جنگ ایران و روم، رومیها به فرماندهی امپراتور جدید خود، «والریانوس»، به جنگ با ساسانیان آمدند، ولی سپاهیان ساسانی آنان را محاصره کرده، والرین و بسیاری از افسران ارشد او کشته شده یا به اسارت درآمدند.
شهر قیصریه(کایسری)ترکیه
سپس، به پیشروی در «آسیای صغیر»(بخشی از ترکیهی امروزی) ادامه داد و شهرهای «قیصریه» و «کاپادوکیه» را نیز تسخیر کرد.
شهرقیصریه(ترکیه).
«کاپادوکیه»( Cappadocia) شهر در منطقه ی مرکزی آناتولی و بین نوشهر، نیغده، آکسرای، کرشهیر و قیصریه قرار دارد. «کاپادوکیه» مساحتی در حدود ۵۰۰۰ کیلومتر مربع را در بر می گیرد.
جنگ «شاه ایران» با« اذینه» شاه پالمیرا (پالمیرا- تدمر- نام شهری باستانی در استان حُمص سوریه و در ۲۱۰ کیلومتری دمشق است) شد که از ۲۶۰ تا ۲۶۴ میلادی طول کشید و تلفات و خسارات زیادی بر سپاه ساسانی وارد کرد
و نهایتاً، سبب از دست رفتن «انطاکیه»(شهری در جنوب ترکیه) و قسمتی از ارمنستان شدکه درحکمرانی دولت ساسانی بود.
«نبردادسا» بخشی از «جنگهای ایران و روم بود» که در سال ۲۶۰ میلادی بین شاپور اول، «شاه ساسانی ایران» و« والرین» امپراتور روم در مکانی به نام ادسا(اودیسا) در ترکیه امروزی روی داد.
پس از نبرد ادسا، شاه ساسانی ،اسیران جنگ رابه خوزستان تبعید کرد و با استفاده از نظامیان و مهندسان رومی بهاسارت درآمده،له عمران وآبادی ،همچون ساخت و ساز بناها و راهها پرداخت، از جمله این اقدامات، ساخت سد شادُروان، پل شوشتر، پل قدیم دزفول می باشند، همچنین، شاپور دستور داد چندین کتیبه و نقش برجسته از جمله کتیبه شاپور یکم بر معبد زرتشت برای نمایش پیروزیهای وی بر رومیان در مناطق مختلف حجاری (سنگ نوشته) شود.
پانزده سال پس از آخرین جنگ ایران و روم، رومیها به فرماندهی امپراتور جدید خود، «والریانوس»، به جنگ با ساسانیان آمدند، ولی سپاهیان ساسانی آنان را محاصره کرده و بسیاری از افسران ارشد او کشته شده یا به اسارت درآمدند.
دین ومذهب اوکرین
نا سال ۹۸۸ میلادی ساکنین اوکرینی فعلی نیز به مانند بسیاری از مردم اروپا بت پرست بودند ولی با پذیرش آئین مسیحیت از سوی« پرنس ولادیمیر»(فرمانروای اوکراین) این کشور نیز مسیحی شد.
در سال ۱۰۵۴ به دنبال تکفیر متقابل پاپ روم و «پاتریاک بیزانس»(روحانیون قسطنطنیه)، مذهب ارتدوکس به وجود آمد و کشور های زیادی از جمله دولت شهرهای روس (اوکرین، روسیه و بلاروس)به ارتدوکس پیوستند و به همین دلیل بیشتر مردم اوکرین تابع کلیسی ارتدوکس بوده و اقلیتی تابع کلیسی کاتولیک می باشند که بیشتر ساکن نواحی غرب اوکرین نواحی غرب اوکرین هستند.
علاوه بر ارتدوکسها و کاتولیک ها، پیروان مذهب پروتستان و برخی فرق مسیحی نیز در اوکرین وجود دارند. یهودیان هم داری کنیسه هی مختلف هستند که مراسم مذهبی خود را انجام می دهند.
مسلمانان اوکرین
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آمارهای غیررسمی حاکی ازاین است که ازجمعیت ۴۵ میلیون نفری اوکراین ،حدود ۲ میلیون مسلمان هستند که عمدتاً در شبه ی جزیرة کریمة ساکن میباشند،ساکنین شهرهای دونتسک، لوهانسک واودیسا عمدتا از اقوام تاتار، داغستانی و آذربایجانی می باشند.
آذری های ایرانی مقیم اوکراین ازشیعیان اوکراین محسوب می شوند و مابقی اهل تسنن هستند. دین اسلام توسط ترکهای عثمانی و بازرگانان کشورهی شرقی در اوکرین رواج پیدا کرد.
در حال حاضر ده ها تشکل اسلامی در اوکرین مشغول فعالیت می باشند. در شبه جزیره ی کریمه مساجد زیادی وجود دارد ولی در سیر شهرها مسلمانان به دلیل عدم وجود مسجد بری انجام تکالیف دینی مشکل دارند. در شهر «کی یف»(پایتخت) نیز مسجدی است که مسلمانان نمازجمعه می خوانند.
۱۷۵۰ سال بعد
روسیه با ۱۴ کشور مرزهای مشترک
مرزهای زمینی روسیه کمی بیش از ۲۰ هزار کیلومتر است. تنها یک شانزدهم آن (یعنی ۱۲۱۵ کیلومتر) مرزهای مشترک با اعضای ناتو است. روسیه با ۱۴ کشور مرزهای زمینی مشترک دارد، پنج کشور عضو ناتو هستند.
نیروهای روسی در حال حرکت از کریمه به داخل اوکراین هستند، از شرق به سمت ماریوپول و از غرب به سمت اودسا پیشروی میکنند، و خطری برای قطع دسترسی دریایی اوکراین هستند که خسارت اقتصادی عظیمی به این کشور وارد میکند.
کارل کوالز، استاد تاریخ و متخصص روسیه در کالج دیکنسون، به بیبیسی گفت: "از لحاظ راهبردی، بنادر بزرگی در آن منطقه وجود دارد که واقعاً به نیروهای پوتین فرصت میدهد تا مانع از تأمین اوکراین از طریق دریا شوند."در شرق کریمه، نیروهای روسی به سمت ماریوپول پیش میروند. این شهری ۴۵۰ هزار نفری، در محاصره و زیر گلولهباران شدید قرار دارد. آب و برق قطع شده است و ساکنان آن به بیبیسی گفتهاند که وحشت زدهاند.
اگر ماریوپل سقوط کند، تسلط بر یکی از بزرگترین بنادر اوکراین به دست روسیه میافتد و یک کریدور زمینی بین کریمه و مناطق تحت حمایت روسیه، لوهانسک و دونتسک، ایجاد میکند.اتصال کریمه به سرزمین اصلی روسیه از طریق مناطق تحت تسلط شورشیان، جابجایی کالاها و افراد بین کریمه و روسیه را بسیار آسانتر میکند. روسیه از سال ۲۰۱۴، که درگیری در شرق آغاز شد، خواهان این بوده است.
در حال حاضر این شبه جزیره تنها از طریق یک پل به سرزمین اصلی روسیه متصل است که پس از الحاق این منطقه به روسیه با صرف هزینه زیادی ساخته شده است.
تصرف نیروگاه زاپروژیا
در شمال غرب ماریوپول، روسیه نیروگاه زاپروژیا را تصرف کرده است. در مواقع عادی این نیروگاه حدود ۲۰ درصد برق اوکراین را تولید میکند، بنابراین روسیه با گرفتن آن، بخش قابل توجهی برقی را که اوکراین میتواند تأمین کند، در تسلط خود گرفته است.
ارتش روسیه همچنین شهر خرسون را اشغال کرده است که واقع در نقطه رسیدن رودخانه دنیپر به دریای سیاه است، و مکان مهمی برای حرکت بیشتر نیروها به داخل اوکراین است.
دکتر جک واتلینگ از موسسه خدمات متحد سلطنتی، به بیبیسی گفت: "میبینیم که از تصرف خرسون دارند بیشترین بهره را میبرند. آنها اکنون در سمت غربی دنیپر هستند و میتوانند هم به سمت بالای رودخانه و هم به سمت اودسا پیش بروند."
روسیه میگوید نیروهایش بزرگترین نیروگاه هستهای اوکراین را محاصره کردهاند.
اگر روسیه بتواند بیشتر به سمت غرب، به اودسا و فراتر از آن پیشروی کند، نه تنها دسترسی اوکراین به دریا را قطع میکند، بلکه کشور را از سه طرف محاصره میکند.
کاترین وانر، استاد تاریخ و کارشناس روسیه و اوکراین در دانشگاه ایالتی پن، به بیبیسی گفت "اگر آنها اودسا را بگیرند، یک شهر کلیدی برای ایجاد یک کمان راهبردی به دور اوکراین خواهند داشت. با بلاروس در شمال و دونباس در شرق، آنها کشور را محاصره کردهاند."
«نووروسیه»کجاست؟
نووروسیه (روسی: Новороссия، اوکراینی: Новоросія )، به معنای «روسیه نو» که گاه «روسیه جنوبی» نامیده میشود، عنوانی تاریخی منطقه شمال دریای سیاه در امپراتوری شوروی که امروزه بخشی از اوکراین است.
«نووروسیه» در اوکراین بیشتر به نام «استپووینا» (سرزمین استپی) یا نیز (سرزمین پایین) شناخته میشد.
این سرزمین در سال ۱۷۶۴ به عنوان «فرمانداری نووروسیه» به صورت استانی جدید در امپراتوری روسیه از مناطق مرزی نظامی به همراه بخشهایی از هتماننشین جنوبی اوکراین تشکیل شد تا در جنگ با عثمانیها آمادگی بیشتری اتخاذ شود.
«نووروسیه»اصطلاحی است که به موج اعتراضات و ناآرامیهای مردمی در اوکراین اطلاق میشود
«نووروسیه»(نووروسیا) در اوکراین بیشتر به نام «استپووینا» (سرزمین استپی) یا نیز (سرزمین پایین) شناخته میشد.
این سرزمین در سال ۱۷۶۴ به عنوان «فرمانداری نووروسیه» به صورت استانی جدید در امپراتوری روسیه از مناطق مرزی نظامی به همراه بخشهایی از هتماننشین جنوبی اوکراین تشکیل شد تا در جنگ با عثمانیها آمادگی بیشتری اتخاذ شود.
با گذشت زمان »فزاپوروژیان سیچ»، «بیسارابیا »در مولداوی، مناطق امروزی اوکراین در کرانه دریای سیاه (پریکورنوموریا)، «زاپروژیا»، «تاوریا»، کرانه دریای آزوف (پریآزوفیا)، مناطق تاتارها در شبهجزیره کریمه، «استپ نوگای» در کوبان و سرزمینهای «چرکسی» نیز به نووروسیه پیوستند.
این سرزمین در دوران اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پس از فراز و نشیبهای فراوان از سال ۱۹۲۲ بخشی از جمهوری شوروی سوسیالیستی اوکراین شد. پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ و تشکیل کشور اوکراین در پی آن، تلاشهایی برای احیای نووروسیه انجام گرفته که مهمترین آن جنبش جداییطلب طرفدار روسیه از زمان جنگ در دونباس در سال ۲۰۱۴ است که در تلاش برای ایجاد کنفدراسیون نووروسیه میباشد.
منطقه اوکراین که« از اودسا» در جنوب تا «لوهانسک» در شرق امتداد دارد در قرن هجدهم پس از یک رشته جنگ با امپراتوری عثمانی، به تصرف امپراتوری روسیه درآمد. این منطقه به «نووروسیه» یا «روسیه جدید» معروف شد.
«نووروسیا» که در امتداد دو دریا از« دنیستر» تا «قفقاز »امتداد دارد،درحقیقت « روسیه» در دهه های ۱۸۷۰-۱۹۲۰« نووروسیا» شناخته می شد.
«کی یف»(پایتخت) اوکراین
بخش اصلی نووروسیا - منطقه تاریخی «خرسون» که تحت اتحاد جماهیر شوروی، به سه منطقه (اودسا، نیکولایف، خرسون) تقسیم شد.
در سال ۱۹۵۴، کریمه نیز به SSR اوکراین منتقل شد.
در سال ۱۹۹۱، اوکراین استقلال یافت، اما بخش قابل توجهی از جمعیت جنوب شرقی از جدایی از روسیه ناراضی ماندند و این نارضایتی با صنعتی زدایی و سیاست اقتصادی شکست خورده مقامات اوکراین تشدید شد.
در سال ۲۰۱۴، پس از یورومیدان و کودتای دولتی در کیف، کریمه از اوکراین جدا شد و بخشی از روسیه شد.
ولادیمیر لوکین، نماینده روسیه، از امضای این قرارداد خودداری کرد..
یانوکوویچ و سایر مقامات عالی دولتی از کشور گریختند. تظاهرکنندگان کنترل دولت و املاک شخصی یانوکوویچ را به دست گرفتند،« الکساندر تورچینوف» را جایگزین دولت یانوکوویچ کردند و دستور آزادی »یولیا تیموشنکو» نخستوزیر سابق، از زندان صادر شد.
این سرزمین در دوران اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پس از فراز و نشیبهای فراوان از سال ۱۹۲۲ بخشی از جمهوری شوروی سوسیالیستی اوکراین شد. پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ و تشکیل کشور اوکراین در پی آن، تلاشهایی برای احیای نووروسیه انجام گرفته که مهمترین آن جنبش جداییطلب طرفدار روسیه از زمان جنگ در دونباس در سال ۲۰۱۴ است که در تلاش برای ایجاد کنفدراسیون نووروسیه میباشد.
یک زمینه تاریخی هم برای تهاجم روسیه به جنوب وجود دارد. منطقه اوکراین که« از اودسا» در جنوب تا «لوهانسک» در شرق امتداد دارد در قرن هجدهم پس از یک رشته جنگ با امپراتوری عثمانی، به تصرف امپراتوری روسیه درآمد. این منطقه به «نووروسیه» یا «روسیه جدید» معروف شد.
در زمان اتحاد جماهیر شوروی، بیشتر «نووروسیه» بخشی از جمهوری سوسیالیستی شوروی« اوکراین» بود که بعدها به اوکراین امروزی تبدیل شد.
در سال ۲۰۱۴ پس از الحاق کریمه، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، مدعی شد که اگرچه روسیه به دلایل مختلف قلمرو «نووروسیه» را از دست داد، اما مردم روسیه در آنجا باقی ماندند.
پروفسور کوالز گفت "اسطورهای که پوتین ترویج میکند این است که اینها سرزمینهای روسیه هستند. این سرزمین بخشی از امپراتوری روسیه بود، اما این روسها نبودند که در آنجا زندگی میکردند. تعداد رومانیاییها بسیار بیشتر از روسها بود و اوکراینیها غالب بودند."
در سال ۲۰۱۴، شبهنظامیان جداییطلب در دونتسک پرچم "نووروسیه" متعلق به دوران تزار را به نمایش گذاشتند
با این حال، این فکر ریشه دوانیده است و جمهوریهای خودخوانده جداییطلب لوهانسک و دونتسک در شرق اوکراین میخواهند نووروسیه را دوباره ایجاد کنند، و حتی پرچم قرمز و آبی متعلق به دوران تزار آن را نیز به نمایش گذاشتهاند.
ادعای تاریخی روسیه نسبت به سرزمین اوکراین مضمونی پرتناوب در سخنان رئیسجمهور پوتین در آستانه حمله بوده است، اما پروفسور وانر میگوید که نباید آن را جدی گرفت.
او به بیبیسی گفت "آقای پوتین در اختراع تفسیرهای تاریخی فوقالعاده خیالپردازانه هیچ پروایی ندارد - نووروسیا توجیه لرزان و ضعیفی است".