پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

سرداب حضرت ابوالفضل+طواف آب دورقبرسقای کربلا+معجزات

سرداب حضرت ابوالفضل+طواف آب دورقبرسقای کربلا

علیرضا فداکار؛ معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات گفت: تقریبا ۶ ماه پس از سقوط صدام(در سال ۱۳۸۲) بامساعدت مسئولین عتبه حسینی ،

توفیق ورودو زیارت سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع)راداشتم.

 علت اینکه برخی از حرم‌های مطهر ائمه(ع) دارای سرداب هستند به این خاطر است که به مرور زمان، زمین‌های اطراف حرم به خاطر ساخت و سازها، گذر زمان، وزش باد و شرایط جوی از سطح حرم بالاتر آمده است و به این دلیل سرداب ایجاد شده است

به طور مثال در نجف اشرف علت اینکه حرم حضرت امیرالمؤمنین‌(ع) سرداب ندارد به این خاطر است که حرم حضرت در بالاترین نقطه شهر واقع شده اما در کربلای معلی، حرم حضرت سیدالشهدا و حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) در گودی واقع شده است.

اما سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) حدودا ۴ متر پایین‌تر از سطح حرم قرار دارد و ما به اتفاق شیخ مهدی کربلایی، امام جمعه حرم امام حسین‌(ع) به این سرداب مطهر وارد شدیم و در واقع تا پیش از این تاریخ، سرداب حرم حضرت کاملا قفل بود و کسی اجازه ورود به آن را نداشت.

مشخصات سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس

پس از آنکه از صحن حرم وارد رواق می‌شوید در ادامه شما وارد محدوده گنبد‌خانه می‌شوید که می‌توان همین رواق‌ها را در قسمت سرداب نیز در نظر گرفت که با عرض ۱،۵ متر در ۲ متر به صورت گنبدی پوشانده شده و قسمت پایین پای حضرت مسیری دارد که وارد محوطه گنبد خانه در قسمت سرداب می‌شود.

در داخل سرداب وقتی به قسمت زیر «گنبدخانه» رسیدیم، بخشی بود که تا ارتفاع کمر به داخل آب رفتیم.

در واقع محوطه داخل سرداب «حرم حضرت تا ارتفاع حدود یک متر و ۱۰ سانت در آب قرار دارد» و این قسمت از سرداب به گونه‌ای ساخته شده که یک نفر بیشتر نمی‌‌تواند از آن عبور کند. وی ادامه داد: پس از ورود به این قسمت از سرداب، «شیخ مهدی کربلایی»نماینده آیت الله سیستانی، در جلو حرکت می‌کرد و من پشت سر او تا که به قبر مطهر حضرت اباالفضل‌العباس(ع) رسیدیم.

وقتی به قبر مطهر حضرت در سرداب رسیدیم، من دست خود را به داخل آبی بردم که بر روی قبر مطهر حضرت ایستاده بود و جرعه‌ای از این آب نوشیدم،

تا ارتفاع حدود ۱۰ سانت بر روی قبر مطهر حضرت آب ایستاده بود .

فداکار سوگندمی خورد که آنچه می گویم حقیقت است:به تمام مقدسات قسم تا آن لحظه از عمرم آبی‌ گواراتر و زلال‌تر از این آب ندیده و ننوشیده‌ بودم.

در آن لحظاتی که در داخل سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) در حرکت بودیم کسی متوجه حال خود نبود و و با حرکتمان، «آب موج برمی‌داشت»

«طواف آب »دورقبرحضرت ابوالفضل

در آن لحظات این احساس به من دست داد که این« آب در اطراف قبر به حضرت اباالفضل(ع) التماس می‌کند» و اگر روزی پرده‌ها کنار رود، حقایق بزرگی مشخص می‌‌شود،

قبرحضرت اباالفضل‌العباس(ع) ساقی  کربلا -دروسط آب روان

معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات می گوید:تصور می‌کنم که خداوند اینگونه مقدر کرده این آب باید برای سالیان سال همین‌طور دور قبر مطهر حضرت عباس‌(ع) دور بزند و در آن لحظه تنها چیزی که از ذهنمان می‌گذشت این بود که آب در حال التماس کردن به حضرت است.

فداکار گفت: در زمانی که به داخل سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) رفته‌ بودم زمستان بود، گفت: البته ممکن است که در فصل تابستان یا زمستان مقداری از سطح آب داخل سرداب تغییر کند.

فداکارادامه داد:زمانیکه در داخل سرداب حرکت می‌کنیم آب به ارتعاش درمی‌آید و این تصور ایجاد می‌شود که آب در حال حرکت است اما در واقع این آب ساکن است و طبق قانون طبیعت اگر آب برای مدت کوتاهی در جایی راکد و ساکن باقی بماند، سبزه می‌زند و طعم و بو می‌گیرد و امکان استفاده از آن نیست اما آب سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) زلال‌ترین، شفاف‌ترین و گواراترین آب این عالم است.

فداکارگفت: سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس‌(ع) به حرم امام حسین(ع) راه ندارد،در گذشته حرم حضرت سیدالشهدا(ع) دارای سرداب بوده که به مرور زمان این سرداب پر شده است،

سرداب سقای آب و ادب

در گذشته آب سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) برای تبرک در اختیار زائران قرار می‌گرفت واما هم اکنون سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از قسمت گنبدخانه بسته شده و دیگر کسی حق ورود به این سرداب را ندارد.

قداکاردرباره «علت سازگاری آب باحرم»می گوید: زمانی این مسئله مطرح شده بود که آب سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) را به خاطر احتمال زیانی که می‌تواند برای بنای حرم داشته باشد قطع و خشک کنند 

اما این احتمال مطرح شد که« اگر جریان این آب قطع شود، لایه‌ای که خشک می‌شود ترک برمی‌دارد »و شاید همین عامل باعث شود که رواق‌های حرم نیز ترک بخورند و «بنای ساختمان حرم حضرت با این آب سازگار شده است» و به این دلیل بود که چنین کاری انجام نشد.

فداکار«علت قرار گرفتن بنای حرم حضرت‌اباالفضل‌العباس بر روی این سرداب» گفت:

قطعا ساختمان و بنایی که بر روی آب بنا شده باشد پس از گذشت مدت زمانی تخریب می‌شود و از بین می‌رود اما بنای حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از همان ابتدا بر روی این سرداب و آب بنا شده و این امر تأثیری بر روی استحکام حرم حضرت نداشته است؛ بسیاری از کم‌و‌کیف این امر روشن نیست که این موضوع چیزی جز معجزه نمی‌تواند باشد./مصاحبه علیرضافداکار۰۳ آذر ۱۳۹۱باباشگاه خبرنگاران جوان

علیرضافداکار قبلاً رئیس ستادبازسازی نجف بود که در۱۱ تیر ۱۳۹۷بعنوان  معاون اجرایی ستاد بازسازی عتبات کشور ایران منصوب شد.

راز چشمه آب زیر حرم حضرت ابوالفضل (ع) + عکس

توصیف «سرداب حرم حضرت ابوالفضل»

مشاهدات یک مهندس عراقی(شرکت آبفای ) بنقل از سایت شفقنا-سال ۱۳۸۶

بنای سرداب مقدس که مساحت آن برابر با مساحت حرم مطهر و رواق های موجود در آن است، مربوط به اواسط قرن هشتم هجری است و دارای دیوارهای ضخیم تر نسبت به دیوارهای موجود در حرم مقدس است و در طول تاریخ بارها بر ضخامت آن افزوده شده تا بتواند وزن بالای بنای فوقانی را تحمل نماید. این در حالی است که در فناوری های جدید برای تحمل بنای فوقانی، ضخامت دیوارهای بنای تحتانی می بایست تنها کمی ضخیم تر باشد.

 همین مسئله باعث شده راهروهای موجود در سرداب مطهر، به دلیل ضخامت بیش از اندازه ی دیوارهای موجود، تبدیل به راهروهای تنگ و کم عرض شود. با توجه به این مسئله، آستان مقدس حرم حضرت ابالفضل (ع) از سال ۲۰۰۸ میلادی( دیماه۱۳۸۶)، مقاوم سازی و بهینه سازی سرداب مقدس را در دستور کار خود قرار داده است.

ورود ی  سرداب

درب ورودی به سرداب مقدس از ناحیه شمال شرقی حرم باشکوه حضرت عباس (ع) و از دربی چوبی است. با ورود به این درب، به اتاقی می رسیم که دارای عرض ۳.۱۸ متر، عمق۲ متر است و تمامی آن با سنگ های مرمر سفید و آیینه کاری هایی نفیس، ضمن عملیات یاد شده در سال ۲۰۰۸  پوشانیده شده است.

پس از ورود به اتاق، به درب دیگری می رسیم که از جنس طلاست و در سال ۲۰۰۷  جایگزین دربی از جنس نقره گردیده است.

پس از گذر از این دو درب، به دربی آهنی بر روی سطح زمین می رسیم. برای ورود به محوطه ی سرداب، از این درب با نردبانی که دارای ۸ پله است، به سرداب منتقل می شویم.

این« نردبان» کاملا با مرمر پوشیده شده و به ابتدای راهرویی به طول چهار متر و به عرض ۱،۳۸ متر متصل می شود. این راهرو به راهرویی که زیر رواق های حرم مطهر حضرت عباس دور می زند، منتهی می شود همین راهرو منتهی  به آخرین راهرویی است که آغاز سرداب حضرت عباس(ع) محسوب می شود.

راهروی زیر رواق های حرم حضرت عباس(ع) که می توان نام «رواق سُفلی» به آن داد-

از یک طرف تنگ  است و از طرف دیگر به اندازه ای گشاد است که قابل رؤیت نیست(ازیک زاویه همه قابل دیدن نیست).

عرض این راهرو ۱.۲۷× ۱،۳۸متر است و دیوار رواق سفلی که به قبر نزدیک تر است، دارای ایوان هایی مسقف است که سقف آنها اندکی قوسی شکل می باشد. سقف راهروی رواق های سفلی به اندازه سقف ایوان های دیوار نزدیک به مقبره حضرت عباس «قوسی »شکل است.

در برخی از این ایوان ها، قبوری وجود دارد که همسطح زمین است.

این ایوان ها در زمان های گذشته از طریق  ایجاد دیوار ی روبروی آنها، ناپدید شده بودند. اما این دیوار اکنون برداشته شده و ایوان ها نمودار  است.سپس دیوار ضخیمی به جای آن ایجاد شد و در آنها سوراخ هایی برای تهویه آن ایوان ها قرار داده شد. عرض این راهرو اندکی و به میزان کمتر از ده سانتیمتر پس از پوشش آن با مرمرتنگ شده است.

«۱۵ ایوان » مختلف الاضلاع

دو تا از این ایوانها  در راهروی شمالی و در شرق و غرب راهروی تهویه شمالی قرار گرفته است

۳ تا در راهروی شرقی و در جنوب راهروی تهویه غربی، ۴تا در راهروی شرقی که ۲ تا از این ۴تا در شمال راهروی تهویه شرقی و دو تا در جنوب آن قرار دارند .

۴ ایوان نیز در راهروی جنوبی واقع است که بین شرق و غرب به صورت مساوی تقسیم شده است.

زاویه شمال شرقی رواق پایینی، نقطه ورود به این رواق از صحن حضرت عباس (ع) است که از طریق راهرویی که با پله های ذکر شده وارد آن می شوند، انجام می گیرد.

این زاویه نود درجه است در حالی که زوایای رواق های دیگر نسبت به راهروی اصلی اضلاعی با زاویه ۴۵ درجه و طول های مختلفی دارند.

طول دیوار زاویه نزدیکتر به صحن شریف در گوشه شمال غربی ۳.۳۳متر و طول آن در زاویه جنوب غربی ۳.۰۹ متر و در زاویه جنوب شرقی ۳.۳۵متر است. در هرکدام از گوشه های راهرویی که رواق های پایینی را تشکیل می دهند، راهرویی با زاویه نود درجه را نسبت به رواقی که از آن منشعب می شود، می بینیم که تا مسافت دوری امتداد یافته و به شکافی مشرف بر  صحن شریف برای تهویه منتهی می شود. تمامی رواق ها به جز رواق جنوبی دارای این شکاف هستند.

راهروی تهویه شمالی  ۱.۷۱× ۶.۸۵ متر

 راهروی تهویه شرقی ۱.۶۰× ۶.۸۶متر

راهروی تهویه غربی نیز ۱.۷۵ ×۶.۹۰متر

می توان از طریق این راهروی موجود در زیر رواق ها به راهروی دیگری که در تمامی جهات با آن همسان بوده و طول آن کمتر و به مقبره شریف نزدیکتر است، وارد شد. این راهرو زیر راهروی موجود در حرم فوقانی است که زائران در آن پیرامون ضریح مقدس طواف می کنند.بنابرانی می توان نام حرم اسفل یا حرم پایینی به آن داد.  دیوارهاو کف این حرم در دهه نود قرن بیست با مرمر پوشیده شده و با پیچ هایی بر یک اسکلت آلومینیومی نصب شده بودند.

 بر دیوار اصلی تثبیت شده و بین آن و بین مرمر، یک جای خالی کوچکی است که باعث تنگی ابعاد آن شده است که هم اکنون عرض آن ۷۲سانیمتر است و احتمالا عرض این راهرو پیش از پوشاندن آن با مرمر، حدود یک متر بوده است و اکنون کف آن تا سقف با مرمر پوشیده شده و سقف های آن به صورت هم سطح با زوایای ۴۵ درجه نسبت به دو طرف به نظر می رسد.

بعید نیست که سقف این راهرو قبل از پوشش آن همانند رواق های قبلی اندکی قوسی شکل بوده باشد. عملیات استحکام و توسعه به زودی بر راهروی حرم اسفل و راهروهای منتهی به آن نیز انجام خواهد شد امری که ایجاب می کند، این شبکه فلزی و مرمری که روی آن است برداشته شود.

از طریق سه راهرو می توان وارد راهروی حرم اسفل شد که دوتا از آنها در دو ضلع شرقی و غربی عمود بر راهروی رواق های پایینی است و راهروی سومی اندکی منحنی بر آن است که همان راهروی شمالی است و ارتفاع کف آن از ارتفاع کف راهروی حرم اسفل بیشتر از نیم متر است و ارتفاع ان از دو راهروی دیگر بلندتر است.

ارتفاع این راهرو تا سقف آن کمتر از ارتفاع کف دو راهروی دیگر تا سقف آنها است و ارتفاع آن۱.۱)متر است که تنها می توان  به صورت خم شونده در آن حرکت کرد.علاوه بر این برخلاف دو راهروی دیگر به خاطر پیچ در پیچ بودن، هرکسی نمی تواند وارد آن شود و شاید کودکی لاغر قادر به حرکت درآن باشد.

هرکدام از این راهروها روبروی گذرگاه تهویه قرار دارد  که پیشتر ذکر شد. ویژگی راهروهای منتهی به راهروی رواق های پایینی این است که ابتدای آنها عریض است آنگاه تنگ می گردد ابتدای راهروی شمالی نیم متر وعمق آن نیم متر است سپس تنگ شده و به همین شکل ادامه می یابد تا به عرض تقریبا ۳۵ سانتیمتر می رسد.

عرض راهروی غربی۴۲ سانتیمترو طول آن ۷.۴۲متر است .

عرض این راهرو در ابتدا ۶۴ سانتیمتر  است و سپس ۲۸ سانتیمتر تنگ می شود.

اما عرض راهروی شرقی هم اکنون ۵۲ سانتیمتر و طول آن ۷.۲۸متر است عرض آن در ابتدا۱.۵۵متر بود ، پس از مسافتی به میزان ۱.۴۵متر تنگ شده و به میزان مذکور می رسد.

ارتفاع سقف این راهروها اندکی از راهروی رواق های پایینی کمتر و از راهروی حرم اسفل بیشتر است و تقریبا به دو برابر ارتفاع سابق آن پیش از طرح توسعه می رسد. بنابراین کسی که وارد این سرداب می شود، در سه سطح حرکت می کند، اول سطح بلند، سپس کوتاه تر و در نهایت سطح کوتاهتر پیش از طرح توسعه مذکور.

سقف سرداب، کف حرم فوقانی و رواق های آن محسوب می شود؛ این سقف در راهروی تمامی رواق ها در یک سطح می باشد غیر از سقف راهروی تهویه شرقی که تقریبا ۱۵ سانتی مترکوتاهتر از بقیه بخش های سقف راهرو رواق های پایینی است. که شاید دلیل آن اضافه شدن لایه های بتنی به آن در زمان تعمیر باشد که باعث کوتاه تر شدن آن شده است.  سقف راهروی رواق ها و راهروهای تهویه قوسی شکل و تقریبا همانند قوس سقف ایوان های موجود در دیوار رواق های نزدیک به قبر شریف است.

دیوارهای اصلی داخلی سرداب (غیر از دیوارهای جدید در طرح توسعه و تعمیرات سابق) با آجرهای فرشی قدیمی ساخته شده که در بین لایه های آن، آهک، گچ و یا گل رسی که به دوران های سابق بازمی گردد، قرار گرفته شده است. در دوران ترمیم سابق دیوارهایی که از عرض کنونی راهرو (قبل از طرح توسعه) تنگتر است، به این سرداب اضافه شده است وبه نظر می رسد که نمای برخی دیوارها اخیرا با آجر و سیمان بازسازی شده است و یا شاید هم نمای قدیم این دیوارها را به هدف تقویت آنها پوشیده باشند.

از جمله دیوارهایی که نما و ظاهرشان پوشیده شده است، دیوار اطراف راهروی رواق هایی است که از مقبره حضرت عباس(ع)دورتر هستند. که زیرساخت آن باقی مانده .

در طرح توسعه حرم، نمای پوسیده دیوار های سرداب تا عمق ۲۴ سانتی متر و ۴۸ سانتیمتر غیر از ستون شمال شرقی رواق سفلی و نزدیکتر به قبر برداشته شد. از این ستون به دلیل پوسیدگی، ۶۰ سانتیمتر و بیشتر برداشته شد و با دیوار جدیدی از آجر سوراخ دار و به همان ضخامت دیوار برداشته شده، جایگزین شد و پس از چندی با یک دیوار بتنی عوض شد که جلوی آن با شبکه ای از آهن پوشیده شد و ضخامت این دیوار ۱۰ سانتیمتر است که اخیرا با مواد عایقی روکش شده است.

آنگاه با روکشی از آهن پوشش داده شد و با مرمر نوع اونیکس سفید رنگ پوشیده شد. سقف های سرداب نیز به همین شکل شدند و در طرح توسعه یاد شده، در فاصله بین سقف ها و لایه ی عایقی(که جلوی آن حاوی یک شبکه آهنی است) با بتون پوشیده شد.

هنگامی که از راهروهای ورودی سه گانه فوق الذکر وارد حرم پایینی می شویم، با چهار دهلیز روبرو می شویم که از آن منشعب می شود و در دیوار برعکس دیوار ساختمانی که قبر شریف در آن قرار دارد، واقع شده است.

دو تا از این دهلیزها در جنوب و دارای عمق ۱.۷۴متر هستند عرض دهلیز نزدیکتر به قبر شریف یک متر و دومی ۱.۰۲متر و حد فاصل بین آن دو ۱،۵۸متر است

 راهروی سوم در سمت شمال و روبروی راهروی دوم است که عرض آن ۹۵ سانتیمتر  و عمق آن ۱.۷۲م بوده و در کنار آن است.

روبروی راهروی اول، راهروی چهارم با عرض  ۹۵ سانتیمتر است که عمق آن از دیگر راهروها کمتر است و ویژگی متمایز آن نسبت به دیگر راهروها این است که محل خروج راهروی شمالی ضریح است که برای رسیدن به راهروی رواق های پایینی از آن می گذرند.

مقبره شریف حضرت ابوالفضل در مرکز فضای مستطیلی شکلی واقع است که راهروی حرم زیرین آن را احاطه کرده است.

 ابعاد این فضای مستطیلی شکل ۵.۵متر در شمال و جنوب و ۴.۹۰متر در شرق و غرب است.

یک راهروی بسیار کوتاه با عرض ۶۰ سانتیمتر از راهروی حرم زیرین بویژه در شرق آن به سمت مرکز مستطیلی شکل باز می شود. این راهرو  در سمت راست فردی قرار می گیرد که از راهروی شرقی منتهی به راهروی رواق های پایینی حرکت می کند.

 دیوار این راهرو با مرمر پوشیده شده است. و عبارت است از ۳ پله بالا رونده نسبتا بلند و پله چهارمی که ارتفاع آن از سه تای دیگر کوتاه تر است. این پله به یک شکاف کوچک مستطیلی شکلی منتهی می شود که به سختی یک انسان لاغر می تواند وارد آن شود. این شکاف نیز در دیواری است که با مرمرپوشیده شده و به یک فضای کم ارتفاعی منتهی می شود که نمی توان حتی خم شونده در آن ایستاد و تنها می توان در آن خزید.

لوستری کوچ و طلااندود از سقف آن آوریزان شده است.

سقف این فضا، زمین شباک قبر شریف و کف آن، سقف اتاقی پایین آن است که شامل قبر شریف است و در آن پنجره ی شیشه ای و دربی با ابعاد ۴۰×۲۰  سانتیمتر است که می توان از لابلای آن، درون اتاق مقدس را دید اتاقی که مقبره شریف حضرت عباس در وسط آن قرار دارد یعنی اینکه این شباک در سقف این اتاق قرار دارد. مساحت این فضا، حدود۳×۲متر ارزیابی می شود اما این اتاق حدود ۹×۲متر تخمین زده شده است.

در دیوارهای این اتاق، شکاف هایی وجود دارد که به نظر می رسد برای تهویه به کار رفته است. زیرا به راهروی حرم اسفل منتهی می شود و از طریق آنهاآب داخل حرم می شود و زمانی که سطح آب بالا می آید، سطح قبر شرف را لمس می کند.  این شکاف ها به شرح زیر تقسیم می شوند:

سه شکاف در جلوی پله سوم منتهی به فضای یاد شده وجود دارد که دو تا از آنها با ارتفاع تقریبا بیست سانتی متر در مجاور یکدیگر قرار دارند و عرض آنها تقریبا ۱۰ سانتی متر است.

سومین شکاف نیز زیر این دو و تقریبا در وسط آندو قرار دارند و ارتفاع آن تقریبا ۱۷ سانتی متر و عرض آن ۱۰  سانتی متر است.

شیارهایی مجاور هم که در سمت راست درون راهروی شرقی منتهی به راهروی حرم اَسفَل(زیزین) قرار دارند که کوچکتر از شیارهای قبلی بوده و تقریبا به شکل مربع و با ابعاد ۱۰×۱۰سانتیمتر می باشد.

سه شیار( ۲تا بالا و ۳ تا زیر آن دو و تقریبا وسط ) در سمت چپ داخل راهروی شرقی منتهی به راهروی حرم اسفل واقع است که همان مشخصات دو شیار قبلی را دارا است.

سقف این اتاق مقدس گنبدی شکل و به اصطلاح معماران «پخ »شده است و مرکز آن حدود ۱.۴ متر از قبر شریف بلندتر است و در مرکز کف اتاق قبر شریف واقع است که به نظر می رسد اندکی از اطرافش بلندتر است و تاکنون نتوانسته ایم دلیل این بلندی و مقدار آن را به خاطر مشکل دید تشخیص دهیم و کف پیرامون قبر با کاشی کربلایی سنگفرش شده است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اصلاحات-ویرایش مناسب جهت مفهومی بودن انجام گرفته است

«سرداب کربلا» پُرشد

سید علاء گفت: قبلاً سردابی در زیر ضریح مطهر با فاصله ۷ متر از سطح زمین وجود داشت و قبر مطهر امام آنجا قرار داشت، امابعلت اینکه  درآن سرداب آب جمع می شد، وبه قبرآسیب می رساند درسال ۱۹۵۲میلادی(۱۳۳۰شمسیبرای عدم نفوذ آب به قبر مطهر، سرداب را با خاک پر کردند.

قبر پدرِ پدر بزرگ علا ،بین شهدا و قبر امام حسین علیه‌السلام مدفون است، به نصب دری بسیار کوچک در میان قبور مطهر اشاره ومی گوید: نزدیک قبر پدربزرگم دریچه‌ کوچکی بود که تنها به اندازه یک نفر می‌توانست از آن به داخل سرداب برود. فاصله سرداب با سطح خیابان نیز ۳ متر است که در مجموع ۱۰ متر فاصله می‌شد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درسالهای اخیر،ستادبازسازی عتبات،این سرداب رابازسازی کرده وتوسعه هم داده است،به شکل خیلی زیبایی درآورده است،که دراسفند۱۳۹۷توفیقی شد که نمازجماعت سرداب«سرداب رأس الشریف» شرکت کنم،که درمراحل پایانی تزئینات بود،این سرداب مجهزبه پله برقی است.

آقای پلارک (رئیس ستادبازسازی عتبات ):سه سرداب در حرم حسینی ساخته شده که «سرداب رأس الشریف» قبل از اربعین حسینی۱۳۹۷ بر روز زائران گشوده شد. این سرداب طرفیتی بالغ بر یک هزار و ۵۰۰ نفر دارد.تصویرمربوط به قبل ازتاریخ مذکوراست.

علاوه براین ۳سرداب 

این سرداب در بخش جنوبی صحن شریف از باب الزینبیه تا باب الرجا پیش‌بینی شده است به طوری که قرار است فضای میان دو سرداب الرأس و الحائر نیز به سرداب جدید اضافه شود

حسن پلارک(رئیس ستادبازسازی عتبات ایران)با شیخ عبدالمهدی کربلایی(نماینده آیت الله سیستانی وامام جمعه کربلا)۲۵ خرداد ۱۳۹۸قراردادتوسعه صحن حضرت زینب و سرداب بزرگ حرم امام حسین راامضاء کردند

سرداب «القبله» با توجه به مهندسی پیش‌بینی شده می‌تواند به عنوان بزرگ‌ترین سرداب حرم مطهر امام حسین (ع) هزاران زائر را در خود جای دهد

ساخت «سرداب الحجه »با مساحت چهار هزار مترمکعب بین باب الکرامه و باب السدره در صحن مطهر حرم امام حسین (ع) در مراحل آخر قرار گرفت.

درب ورودی سرداب الحجه (ع) از دو سمت راست و چپ صحن شریف خواهد بود و یک ضریح داخل سرداب قرار خواهد گرفت که به قبر مطهر حضرت امام حسین  بسیار نزدیک است.

سرداب حضرت ابوالفضل

مسئول موزه عتبه حسینی گفت: سردابی که در زیر ضریح مطهر حضرت ابوالفضل علیه‌السلام وجود دارد و هم‌اکنون در آن آب جمع شده است، اشاره می‌کند و می‌افزاید: در گذشته عمق آب یک متر بود اما با سنگ مرمر ترمیم و اصلاح شده است. یکی از معجزات آقا ابوالفضل العباس (ع) هم آب است اما به قبر مطهر آن حضرت اصلا نفوذ نمی‌کند.

سرداب حضرت ابوالفضل ۴مترپایین ترازسطح زمین قراردارد

سید علاء گفت: در جلوی آب‌ها یک دیوار با سوراخ‌های متعدد وجود دارد که اگر شما دستتان را آن طرف به قبر مطهر برسانید به هیچ عنوان دارای نم نیست و کاملا خشک است در حالی که این طرف دیوار آب جریان دارد./۱۸فروردین۱۳۹۸(۸می ۲۰۱۰)خبرگزاری حج

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این قسمت ازسخنان  سیداعلا دردیدار  نماینده بعثه مقام معظم رهبری درعراق بوده که پایگاه اطلاع‌رسانی بعثه ،این گزارش رادرتاریخ ۱۸فروردین۱۳۹۸منتشرکرده است.

– آیا در مدت مدیریت خود در ستاد بازسازی عتبات عالیات کرامت خاصی دیده‌اید ؟

ما بیشتر از ۸ متر مجاز نبودیم زمین را حفر کنیم

حسن پلارک: در زمان لاغرسازی ستون‌های بقعه شریف سیدالشهداء(ع)، چند واقعه را با چشم خود دیدم که شاید بازگو کردن آنها در ذهن مردم رویکرد کاسبکارانه‌ای پدید بیاورد و برای همین موضوع ما بیشتر از گفتن آن مسائل پرهیز می‌کنیم.

«آب »زمان عملیات گودبرداری «خشکید»

یکی از مشکلاتی که مشاوران پروژه لاغرسازی ستون‌ها داشتند، سطح بالای آب در کربلا بود. از طرفی برای اینکه به ابدان شهدا بی‌احترامی نشود ما بیشتر از ۸ متر مجاز نبودیم زمین را حفر کنیم.

مشاوران پروژه بسیار پیگیر این موضوع بودند که با توجه به سطح بالای آب این عملیات چگونه صورت بگیرد و چه نوع آلیاژی باید به کار گرفته شود تا نشست نکند.

مدارای«آب»بامهندسین حفُار

در همین گیر و دار یکی از بچه‌ها خبر آورد که زمین را حفر کرده‌اند ولی هیچ آبی را مشاهده نکردند. ما در ابتدا باور نکردیم زیرا تا یک ماه پیش که محل نزدیک به ستون را می‌خواستیم سنگ کنیم با پمپ آب را می‌کشیدیم و بعد سنگ می‌کردیم.

تا ۶ ماه که که پروژه لاغرسازی ستون بالای سر در حال انجام بود، ما یک قطره آب ندیدیم تا یک ماه پیش که این پروژه به اتمام رسید، آب دوباره به جای خودش برگشت.

در حین انجام پروژه لاغرسازی ستون ما تربتی را از عمق ۸ متری برداشتیم که در عاشورای امسال به رنگ خون در آمد و ما عیناً مشاهده کردیم. الان نیز اثر آن باقی است ولی بسیار کمرنگ شده است.

کشف بقایای نیزه شکسته‌ها و ادوات جنگی عاشورا

همچنین در حفاری‌های همان پروژه، ما قطعات فلزی اکسید شده دست نخورده را در آوردیم. بعد از آن با تولیت حرم مطهر، مورخین و علما جلسه گذاشتیم و متوجه شدیم دقیقاً صحنه نبرد عاشورا در همان نقطه بود.

گفت‌وگوی تفصیلی با جانشین ستاد بازسازی عتبات عالیات

حمیدنیکدل -معاون اجرایی ستاد بازسازی عتبات عالیات کربلا : وقتی به عمق یک متر و ۶۰ سانتی متری زمین در زیر سنگ‌های کف حرم مطهر سید الشهدا می‌رسیم به آب برخورد می‌کنیم که البته نشان دهنده بالا بودن سطح آب در کف حرم مطهر بارگاه مطهر است که دیدن این صحنه بسیار جالب و نشانه ای از عظمت خداوند است.

 برای اینکه آب بالا آمده کف حرم مطهر به سنگ‌های جدید النصب آسیبی نرساند حدود ۶۰ سانتی متر قلوه سنگ را در کف زمین خاک‌برداری شده ریخته و سپس کانال تهویه آب به ابعاد ۴۰ در ۴۰ سانتی متر دور تا دور حرم در کنار دیوارهای داخلی و خارجی با آجر معمولی همراه با نصب درپوش بر روی این کانال‌ها اجرایی شد ضمن اینکه ابتدا و انتهای این کانال هم به پشت بام برده شده و دستگاه‌های دمنده و مکنده هوا به آن متصل شد تا هوا را به جریان انداخته و کف حرم مطهر رطوبت نداشته باشد که بر روی سنگ دیوار و کاشی تاثیری باقی بگذارد.

 اسامی ۱۴۱ شهید کربلا  درحرم امام حسین

نیکدل گفت: سنگ‌های کتیبه‌ای که حدفاصل ارتفاع ۲ متری تا ۳ متری دیوار قرار است نصب شود دارای اسامی ۱۴۱ شهید کربلا است که این اسامی بر روی آن حکاکی شده است./۲۸مرداد۱۳۹۵فارس

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آنچه که درکتیبه(روی سرضریح ۷۲ تن) مشاهده می شود۴۰نام قسمت مردانه است که احتمالاً به همین تعدادآن طرف-زنانه-بایدباشد که می شود۸۰نام .واماماجرای اسامی «۱۴۱»چیست؟ بگذاریم وبگذریم.

حمیدنیکدل

آب همچنان جاریست از حرم عباس به حرم حسین(ع)

وقتی کنار ضریح آقا را کنده بودیم (در قسمت شهدای ۷۲ تن) مسیر حرکت آب‌های زیرزمینی را دیدم و مشخص شد که آب‌های زیر زمینی از سمت حرم حضرت عباس(ع) به سمت حرم امام حسین(ع) در حرکت است. وقتی می‌خواستیم لوله‌هایی را در این بخش کار بگذاریم یکی از مهندسان ما برای نصب لوله به گودال پر از آب دور ضریح (بخش شهدای ۷۲ تن) رفت و ما می‌دیدیم که هر وقت می‌خواهد کلنگ را برای کندن بزند زیر آب می‌رود و بالا می‌آید، بعد از مدتی کار کردن به او گفتیم که بیا بیرون خسته شدی تا کس دیگری وارد گودال شود اما او قبول نکرد و وقتی کار تمام شد و از گودال بیرون آمد گفت

هر بار که زیر آب می‌رفتم به نیت غسل و طهارت زیر آب می‌رفتم و حیفم می‌آمد که از گودال بیرون بیایم.

حمید نیکدل، مدیر اجرایی ستاد کربلای معلی که از سال ۸۸ تاکنون در ستاد بازسازی عتبات عالیات مشغول خادمی اهل بیت(ع) بوده و در پروژه‌های بزرگی مانند تعویض ضریح مطهر امام حسین(ع) به طور مستقیم حضور داشته است، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)به بیان خاطرات و تجربه‌های حضور خود در جوار قبر مطهر امام حسین(ع) پرداخت و به سؤال‌های مطرح شده پاسخ داد./۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵

***

اولین بارچه کسی برای امام حسین مرقدساخت+چه کسی خراب کرد؟

تاریخچه جرم امام حسین علیه السلام

اولین  بارگاه برقبر امام حسین رامختار بن ابوعبید ثقفی در سال ۶۵ قمری  ساخت 

*در روز ۱۳ محرم الحرام سال ۶۱ هجری و سه روز پس از واقعه عاشورا قبیله بنی اسد که در نزدیکی کربلا زندگی می کردند تحت نظارت حضرت سجاد پیکر امام حسین(ع) و اصحابش را به خاک سپردند .

*در سال ۶۵ هجری به دستور حاکم آن زمان عراق مختار ثقفی اولین بنا به صورت یک مسجد آجری برروی مرقد مطهر حضرت امام حسین ساخته شد و همچنین روستایی در آن منطقه بنا گردید که این هسته شکل گیری شهر کربلا شد.

سامرا

سرداب درسامرا

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:ازسال ۱۳۸۹ ساختارسرداب -سامرا-دستخوش تغیراتی شد،یک شرکت  ایرانی(ازخیرین)کاربازسازی توسعه حرم که شامل مصلی وشبستان سرداب در۲طبقه (زیرین “شبستان”+طبقه همکف)

سرداب سامرا

هرکدام ابعاد۵۰در۵۰یعنی هرطیقه۲۵۰۰مترمربع ومجموعاً۵۰۰۰(پنج هزار)مترمربع می باشد.

فاصله “ارتفاع”قبورتاسطح زمین۶/۵(شش ونیم )مترمی باشد-یعنی ازضریح تااجسادوابدان مطهرشش ونیم مترفاصله است.

قرامام حسین علیه السلام

ماجرای"تغییر رنگ تربت امام حسین در روز عاشورا"+فاصله ضریح تاقبر؟

ماجرای« تغییر رنگ خاک قبر امام حسین(ع) در ظهرروز عاشورا»

«إِذَا تَحَوَّلَتْ هَذِهِ التُّرْبَةُ دَمًا فَاعْلَمِی أَنَّ ابْنِی قَدْ قُتِلَ»
«اى ام سلمه، اگر این خاک به خون تبدیل شد، بدان که پسرم کشته شده است»(أم سلمى، إذا تحول هذا التراب إلى دم، فاعلمی أن ابنی قد قُتل)

خونی شدن«تربت امام حسین»درظهرروزعاشورا

با گذشت ۱۴ قرن از فاجعه خونبار عاشورا همچنان این داغ در آسمان و زمین تازه است و کائنات، عزادار فرزند پیامبر حسین بن علی(ع) است.

تحول تربة الامام الحسین الى دم عبیط - YouTube

در تازه ترین رویداد عاشورائی، یکشنبه، ۵ آذر ۱۳۹۱(١٠محرم ١٤٣٤) و همزمان با روز عاشورای اباعبدالله الحسین (ع) مقداری‌ از تربت اصلی قبر امام حسین(ع) که در موزه آن حضرت در کربلا قرار دارد به رنگ خون درآمد.

 این حادثه در مقابل چشمان حیرت زده شاهدان عینی‌ رخ داد و مقامات رسمی آستانه مقدسه امام حسین(ع)‌ آن را تأیید کردند و تصاویر این حادثه در سایت رسمی‌ آستانه حضرت ابو الفضل العباس(ع) ـ سایت کفیل ـ منتشر شد.

. «حجت الاسلام شیخ عبد المهدی کربلائی» نماینده آیت الله سیستانی و تولیت آستانه مقدسه امام حسین و«امام جمعه کربلا»با حضور در موزه شخصاً این واقعه را مشاهده کرد و نیز هزاران نفر از زائران برای دیدن آن به موزه رفتند.

[تصویر: torbat4_AzhA_ir.jpg]

خونی شدن درعصرعاشورا

تراب قبر الإمام الحسین (ع) یتحول إلى دماء سائلة فی یوم عاشوراء

تربت خونی امام حسین

عکس قبر امام حسین زیر زمین

قبرامام حسین

«تُربت امام حسین» ظهر عاشورا«خونی» می شود.

یکی ازنوادگان شیخ عباس قمی(محدث زاده)خاطره ای از جدش(شیخ عباس) نقل می کند:«اُم‌ِّالسلمه»(یکی از همسران پیامبربود که عمرطولانی داشته-عاشورارادرک کرده- درسن ۸۴ سالکی فوت کردند)روایتی از رسول خدا(ص)نقل می کند:پیامبر به من خاکی دادند و گفتند: «هر وقت که این خاک تبدیل به خون شد، بدان که حسین من را شهید کرده‌اند».

محدث‌زاده ادامه داد: ایشان(صاحب مفاتیح)دریکی مجالس- وقتی بالای منبر رفت، بعد از صحبت وقتی به روضه خواندن رسید، گفت: «ام‌السلمه» حدیثی نقل می‌کند که رسول خدا(ص) به من خاکی دادند و فرمودند: هر وقت که این خاک تبدیل به خون شد، بدان که حسین(ع) من را شهید کرده‌اند.
وقتی روز عاشورا فرارسید، ام‌السلمه دید که آن خاک تبدیل به خون شده، شبش رسول خدا(ص) را خواب دید که سر و وضع‌شان خاکی است، «اُم‌ِّالسلمه» از ایشان پرسید: آقا! از کجا تشریف ‌می‌آورید؟ رسول خدا(ص) فرمودند: از دفن حسینم می‌آیم. بعد از این‌ که شیخ عباس این مطلب را نقل کرد، گفت: ما نیز باید به رسول خدا(ص) تأسی کنیم./منبع :آبان ۱۳۸۹ایکنا بااصلاحات.
 توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مورخان،نقل دیگری هم از ام سلمه درکتب تاریخی نوشته اند:پیامبر،شیشه‌ای از خاک کربلا را نزد ایشان گذاشته و به او گفته بودند: «هرگاه این خاک‌ رنگ خون تازه به خود گرفت بدان که حسین به شهادت رسیده است.» پس از آن روز، «اُم‌ِّالسلمه» هر روز به آن شیشه نگاه می‌کردند، تا دردهم محرم سال ۶۱ ایشان دیدندکه خاک،خونی شد، چون چنین دیدند، فریاد می‌زدند: «وا حسینا» «وا ابن رسول‌الله»!/پایان.

«علا ضیاء‌الدین» مسئول موزه عتبه حسینی(ع)  گفت:

این تربت از نزدیکترین جای ممکن از قبر شریف گرفته شده و در سالنی مخصوص در موزه نگهداری می‌شود که صبح روز عاشورا و در هنگام قرائت مقتل در صحن مطهر حسینی(ع) از رنگ طبیعی خود خارج و به رنگ قرمز تبدیل شد.

موزه آستان قدس حسینی جزء ۱۰ موزه برتر دنیاست

مسئول موزه کربلا،سیدعلا-سمت چپ(کراواتی)

علا ضیاء‌الدین مسئول موزه عتبه  امام حسین(ع)  گفت:

  حجت‌الاسلام شیخ مهدی کربلایی بعد از ظهر عاشورا از این اتفاق آگاه شد و اجازه داد هزاران تن از زوار امام حسین(ع) از این قطعه تربت امام حسین(ع) دیدن کنند.

سایت خبری رادیو اسلامی (هُدی )نوشت: تربت گرفته شده از قبر امام حسین(ع) که در موزه عتبه حسینی(ع) قرار دارد صبح روز عاشورا سرخی خون گرائید.
 
 بسیاری از رسانه‌های خبری در عراق که شاهداین اتفاق بودند،آن را معجزه «ظهور خون در الماس» نامیدند.

مدیریت سایت-پیراسته فر:دربرخی روایات  است که در روز عاشورا هر سنگی در کربلا که برداشته می‌شد از زیر آن خون تراوش می شد. واما با توجه به دقت وظرافت کارتحقیقی مسئول موزه کربلا(سیدعلا)این تربت بایدازنزدیکترین خاک به قبر مطهرامام حسین(ع) باشد.

در احادیث معتبر کُتُب شیعه و سنی ازجمله(ابن حجر عسقلانى در کتاب تهذیب التهذیب ـ ابن ابی بکر هیثمى در مجمع الزوائد ـطبرانى در کتاب المعجم الکبیر) آمده است که جبرئیل امین، خبرشهادت امام حسین رابهمراه مقداری از خاک کربلا را  برای پیامبر اکرم(ص) آورد. ایشان هم آن تربت را به همسر خود ام سلمه داد و فرمود:هرگاه این خاک به رنگ خون درآمد فرزندم حسین(ع)‌ در سرزمینی‌ به نام کربلا کشته می شود.

متن حدیث: عن «عمر بن ثابت، عن «الاعمش،عن شقیق، عن امّ سلمة قالت: کان الحسن والحسین(ع) یلعبان بین یدی رسول اللّه (ص) فی بیتی; فنزل جبریل فقال: یا محمّد إن امتک تقتل ابنک هذا من بعدک و أومأ بیده إلى الحسین(ع). فبکى رسول اللّه (ص) وضمّه إلى صدره ثم قال رسول اللّه(ص): وضعت عندک هذه التربة فشمّها رسول اللّه (ص) قال: ریح کرب و بلاء، و قال: یا ام سلمة اذا تحولت هذه التربة دماً فاعلمی أن ابنی قد قتل.

ترجمه: «عمر فرزند ثابت» از «اعمش» و او از «شقیق» روایت کرده که «جناب ام سلمه» گفت: روزی حسن و حسین در منزلم جلوی پیامبر بازى مى کردند. در این هنگام جبرئیل نازل شد و به پیامبر گفت: “اى محمّد امتت بعد از تو این پسرت را به شهادت مى رسانند” و با دستش به سوى حسین (ع) اشاره کرد. رسول اللّه(ص) گریه کرد و حسینش را در سینه اش گرفت. سپس رسول خدا(ص) تربتی که جبرئیل به او داده بود را بویید و فرمود: «بوى کرب و بلاء است».

و سپس به من فرمود: اى ام سلمه! این تربت را در نزد تو مى گذارم. وقتى آن تبدیل به خون شد بدان که پسرم حسین کشته شده است.
برخی منابع اهل سنت که این حدیث را روایت کرده اند: «ابن حجر عسقلانى» در کتاب تهذیب التهذیب ـ «ابن ابی بکر هیثمى» در مجمع الزوائد ـ «طبرانى» در کتاب المعجم الکبیر.

 پیکر  امام حسین (ع) در عمق ۷ متری سطح زمین است

در عمق ۱۱.۵(یازده ونیم) متری، متوجه بوی بسیار خوشی از آن شدیم

«قبرامام حسین»  در۷متری ضریح(سطح زمین) قراردارد.

معجزه‌ای که مانع فروریختن گنبد حرم امام حسین(ع) به‌روی زائران شد/ ضدانفجار شدن ستونها توسط ایرانیها / تغییر رنگ خاک حرم در روز عاشورا + تصاویر و فیلم

سیدعلاء،عمر ضریح مطهر آن حضرت را ۹۰ سال ارزیابی کرد و گفت: البته بعضی از قطعات قدیمی ضریح که بیشتر به سبب جنگ سال ۱۹۹۱ دچار آسیب‌دیدگی شده بود، عوض شده است.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:٢سال بعدازپایان جنگ ایران ،صدام حسین -بعثیان عراق- در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۱۹۹۰ میلادی) به کویت حمله و این کشور را اشغال کردند.صدام بی اعتنابه سازمانهای بین المللی به تجاوزت غارتش ادامه دادکه  شورای امنیت دخالت کرد. و«سُلطان جنگل»جرج بوش(رئیس جمهورآمریکا) برای نجات کویت،باهماهنگی متحدین، در بهمن ۱۳۶۹ (۱۹۹۱)  به عراق حمله کرد،بسیاری ازنقاط حساس عراق بمباران شد(ازجمله کربلا) واما این سازمانهای بین المللی درزمان تجاوز همین صدام به ایران،مُرده بودند ویا چشمانشان کوربود!.

«علی مهاجری» : برای اینکه پایه‌های ستون ضریح مطهر امام حسین(ع) رها نشود تا بار اضافه بر آن قرار بگیرد، شمع‌هایی را در اعماق زمین نصب کرده و محکم‌کاری می‌کنیم تا ریشه و پایه ستونها نگهداری شده و بر جای خود بایستند ضمن اینکه این کار مهم را به صورت زوج انجام می‌دهیم.

مهاجری گفت: در سال ۱۳۹۰ که برای کار مطالعاتی خاک و جنس آن به حرم مطهر امام حسین(ع) آمدیم، دستگاههای اسکن خاک و زمین را با خود به این محل حمل کردیم و تا عمق ۳۵ متری زمین درون آن را به‌صورت علمی مورد بررسی قرار دادیم.

پیکر امام حسین(ع) در عمق ۷ متری ضریح مطهر

مدیر اجرایی طرح ترفیع گنبد حرم مطهر امام حسین(ع) و لاغرسازی ستونهای حرم مطهر گفت: این دستگاه اسکن که با پرتوهای اشعه ایکس کار می‌کند فعالیتی همانند رادیو گرافی دارد و تمام موضوعات داخلی زمین را به ما نشان می‌دهد اما چون مدنظر ما عمق ۱۵ متری زمین بوده به همین دلیل تا این عمق را اسکن کردیم.

دستگاه هم ازکارافتاد!

 قبرسیدالشهداء(امام حسین)

اما  دستگاه اسکن تا عمق بیش از ۶ متر را در زیر ضریح بیشتر به ما نشان نداد و بعد از تعجب و سؤالات متفاوت متوجه شدیم که بدن مطهر حضرت سیدالشهدا(ع) در عمق بین ۶ تا ۷ متری زمین قرار دارد و این نیز نکته‌ای قابل تفکر و زیبا به حساب می‌آید.

حاج قاسم اجازه نمی داد ریالی از نذورات،خرج جای دیگری در حرم شود

حسن پلارک،سردارسلیمانی،؟و«مهاجری»نفرسمت چپ

حسن پلارک(رئیس عتبات کشور)،سردارسلیمانی،؟(احتمالاً ابومهدی مهندس)و«علی مهاجری»نفرسمت چپ

سمت راست(سردارسلیمانی)« مهندس علی مهاجری»درحال توضیح برای سردارحاج قاسم سلیمانی،رئیس ستادعتبات(حسن پلارک)پشت سرسردارسلیمانی.

مهندس«علی مهاجری» با اشاره به بررسیهای ابتدایی برای خاک اطراف ضریح مطهر حرم امام حسین(ع) یادآور شد: وقتی که خاک اطراف ضریح را بررسی کردیم و به عمق ۱۱.۵(یازده ونیم) متری زمین رسیدیم، متوجه شدیم که نوع خاک و بوی آن در متراژهای مختلف عمق زمین متفاوت است؛ این تفاوت به‌گونه‌ای بود که خاک‌های نزدیک بدن مطهر حضرت سیدالشهدا(ع)، عطر و جنسی متفاوت با خاک‌های دیگر نقاط به‌دست آمده داشت.

تربت

رنگ خونی خاک قبر امام حسین (روز بعدعاشورا) به رنگ سابقش برگشت

مهاجری گفت: مقداری از خاک نزدیک پیکر مطهر سیدالشهدا(ع) را به آزمایشگاهی در کرمان منتقل کردیم اما سه سال پیش و در ایام عاشورا این خاک به رنگ قرمز درآمد و فردای آن روز هم به رنگ سابقش بازگشت که البته این موضوع مهم و بسیار جالب در سالهای گذشته و سال جاری هم تکرار شده است.

علی مهاجری-مدیراجرای -بازسازی حرم امام حسین -کربلا-درکنار-آیت الله محمدی گُلپایگانی-رئیس دفترمقام معظم رهبری.

۲معجزه جدیددرحرم امام حسین-زمان بازسازی​

مهاجری، از دو معجزه جدیدی که در هنگام کار کردن با آن مواجه شدند، خبر داد.

مهاجری گفت: معجزه نخست هنگام استفاده از دستگاه «سونار» که با استفاده از اشعه ایکس، میزان تراکم خاک را اندازه گیری می کند، رخ داد.

قصد داشتیم تا به میزان تراکم خاک تا عمق ۱۵ متری پی ببریم، اما دستگاه نشان داد پیکر مطهر امام حسین (ع) در عمق۶تا ۷ متری سطح زمین است، در قدم بعدی با استخراج خاک حرم مطهر در عمق ۱۱.۵ متری، متوجه بوی بسیار خوشی از آن شدیم و بوی عطر آن بسیار متفاوت از بوی خاک سایر بخش های حرم بود./۰۱ اسفند ۱۳۹۵باشگاه خبرنگاران

تغییررنگ «تربت امام حسین»  به رنگ خون در عاشورا

مدیر موزه حرم امام حسین(کربلا ): پیش از این‌که من برسم وقتی کارمندان متوجه قرمز شدن رنگ تربت شدند، از آن عکس و فیلم گرفتند و البته فیلم در حال آماده شدن است که انشاءالله تا چند روز دیگر در اختیار عموم مردم قرار خواهد گرفت.

 سید علاء احمد ضیاءالدین: در سال ۲۰۰۹ میلادی(۱۳۸۷شمسی) زمینه تشکیل موزه شکل گرفت و اکنون یک سال و شش ماه از تأسیس آن می‌گذرد.

 بیشتر آثار منتقل شده به این موزه در انبار داخل حرم نگهداری می‌شد و پس از احصاء به موزه انتقال یافت، افزود،بیشتر هدایا ارسالی به موزه از طرف ایرانی‌ها است و بازدیدکنندگان نیز ایرانی‌ها هستند، لذا در تلاشیم تا خدمات گسترده‌تری را به این زوار آقا اباعبدالله الحسین (ع) در موزه بدهیم که ترجمه فارسی آثار قیمتی از آن جمله است.

ماجرای  « تربت اصل قبر مطهرامام حسین» 

 مهم‌ترین چیزی که در این موزه نسبت به بقیه آثار می‌درخشد، تربت آقا اباعبدالله الحسین (ع)است.

سید نزارهاشم حبل المتین،تولیت آستان قدس علوی(نجف)- شیخ عبدالمهدی کربلایی(نماینده آیت الله سیستانی وامام جمعه کربلا)-سیدعلاضیاءالدین(مسئول موزه حرم امام حسین)سمت چپ


سیداعلاگفت:‌ ابتدا مقداری تربت در خانه داشتم که برای بازدید عموم به موزه آوردم، چون مقدار این تربت بسیار کم بود،

از برخی رجال  که احتمال داشتنش رامی دادم،خواستم که اگر در خانه خود تربت اصلی دارند به موزه بیاورند.

 شش نفر از علما و شخصیت‌ها، تربت‌های اصلی داشتند که آوردند

آنهاراجمع آوری کردم  با این تربتی که خودم داشتیم مخلوط کردیم.

سید علاء با بیان این‌که از جمع‌آوری این تربت مقدس در حدود ۹ ماه می‌گذارد.

اداب تُربت اصل

البته اگر بخواهیم «تربت اصل سیدالشهدا » را از کنار حرم مطهر آن حضرت خارج کنیم حتما باید آداب آن را رعایت کرد که از جمله قرائت سوره «انا انزلنا» است تا از شرّ شیاطین محافظت شود.

 این تربت در روز عاشورا به رنگ خون تغییر شکل داد

نکته عجیب این بود که وقتی این تغییر رنگ شروع شد، دوربین‌هایی که عکسبرداری می‌کردند چیز-قرمز»ی در عکس مشاهده نمی‌شد، یعنی «تُربت »قرمز بود، در عکس‌ها رنگی مشاهده نمی شد.

واما کم کم تا ظهر که رنگ تربت زیادشد(بسیار پررنگ شد) رنگ خون درعکس‌ها قابل تشخیص شد.

فیلمبرداری  ۴۸ ساعته

برای ثبت وضبط این صحنه این اتفاق مهم دوربین‌های فیلمبرداری ۴۸ ساعت از آن فیلم می‌گرفتند،یعنی از ابتدای فیلمبرداری از این تربت مطهر تا پایان آن، ۴۸ ساعت طول کشید .

پیش از این‌که من برسم وقتی کارمندان متوجه قرمز شدن رنگ تربت شدند، از آن عکس و فیلم گرفتند.

علاگفت: وقتی تربت به رنگ خون شد ازدحام برای دیدن آن بسیار زیاد بود، به خاطر همین تصمیم گرفتند این تربت را در حرم مطهر نگهداری کنند.

اجرای عملیات اتصال 4 سرداب‌ حرم مطهر امام حسین (ع) در کربلا + تصاویر

«سرداب کربلا» پُرشد

سید علاء گفت: قبلاً سردابی در زیر ضریح مطهر با فاصله ۷ متر از سطح زمین وجود داشت و قبر مطهر امام آنجا قرار داشت، امابعلت اینکه  درآن سرداب آب جمع می شد، وبه قبرآسیب می رساند درسال ۱۹۵۲میلادی(۱۳۳۰شمسیبرای عدم نفوذ آب به قبر مطهر، سرداب را با خاک پر کردند.

 قبر پدرِ پدر بزرگ علا ،بین شهدا و قبر امام حسین علیه‌السلام مدفون است، به نصب دری بسیار کوچک در میان قبور مطهر اشاره ومی گوید: نزدیک قبر پدربزرگم دریچه‌ کوچکی بود که تنها به اندازه یک نفر می‌توانست از آن به داخل سرداب برود. فاصله سرداب با سطح خیابان نیز ۳ متر است که در مجموع ۱۰ متر فاصله می‌شد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درسالهای اخیر،ستادبازسازی عتبات،این سرداب رابازسازی کرده وتوسعه هم داده است،به شکل خیلی زیبایی درآورده است،که دراسفند۱۳۹۷توفیقی شد که نمازجماعت سرداب«سرداب رأس الشریف» شرکت کنم،که درمراحل پایانی تزئینات بود.

آقای پلارک (رئیس ستادبازسازی عتبات ):سه سرداب در حرم حسینی ساخته شده که «سرداب رأس الشریف» قبل از اربعین حسینی۱۳۹۷ بر روز زائران گشوده شد. این سرداب طرفیتی بالغ بر یک هزار و ۵۰۰ نفر دارد.

علاوه براین ۳سرداب 

این سرداب در بخش جنوبی صحن شریف از باب الزینبیه تا باب الرجا پیش‌بینی شده است به طوری که قرار است فضای میان دو سرداب الرأس و الحائر نیز به سرداب جدید اضافه شود

«حسن پلارک»(رئیس ستادبازسازی عتبات ایران)با شیخ عبدالمهدی کربلایی(نماینده آیت الله سیستانی وامام جمعه کربلا)۲۵ خرداد ۱۳۹۸قراردادتوسعه صحن حضرت زینب و سرداب بزرگ حرم امام حسین راامضاء کردند

راز چشمه آب زیر حرم حضرت ابوالفضل (ع) + عکس

سرداب «القبله» با توجه به مهندسی پیش‌بینی شده می‌تواند به عنوان بزرگ‌ترین سرداب حرم مطهر امام حسین (ع) هزاران زائر را در خود جای دهد

سرداب حضرت ابوالفضل

صفات برجسته حضرت ابوالفضل العباس(ع)

پلارک همچنین به سردابی که در زیر ضریح مطهر حضرت ابوالفضل علیه‌السلام وجود دارد و هم‌اکنون در آن آب جمع شده است، اشاره می‌کند و می‌افزاید: در گذشته عمق آب یک متر بود اما با سنگ مرمر ترمیم و اصلاح شده است. یکی از معجزات آقا ابوالفضل العباس (ع) هم آب است اما به قبر مطهر آن حضرت اصلا نفوذ نمی‌کند.

سرداب حضرت ابوالفضل ۴مترپایین ترازسطح زمین قراردارد

سید علاء گفت: در جلوی آب‌ها یک دیوار با سوراخ‌های متعدد وجود دارد که اگر شما دستتان را آن طرف به قبر مطهر برسانید به هیچ عنوان دارای نم نیست و کاملا خشک است در حالی که این طرف دیوار آب جریان دارد./۱۸فروردین۱۳۹۸(۸می ۲۰۱۰)خبرگزاری حج

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این قسمت ازسخنان  سیداعلا دردیدار  نماینده بعثه مقام معظم رهبری درعراق بوده که پایگاه اطلاع‌رسانی بعثه ،این گزارش رادرتاریخ ۱۸فروردین۱۳۹۸منتشرکرده است.

سرداب حضرت ابوالفضل+طواف آب دورقبرسقای کربلا

علیرضا فداکار؛ معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات گفت: تقریبا ۶ ماه پس از سقوط صدام(در سال ۱۳۸۲) بامساعدت مسئولین عتبه حسینی ،توفیق ورودو زیارت سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع)راداشتم.

 علت اینکه برخی از حرم‌های مطهر ائمه(ع) دارای سرداب هستند به این خاطر است که به مرور زمان، زمین‌های اطراف حرم به خاطر ساخت و سازها، گذر زمان، وزش باد و شرایط جوی از سطح حرم بالاتر آمده است و به این دلیل سرداب ایجاد شده است

به طور مثال در نجف اشرف علت اینکه حرم حضرت امیرالمؤمنین‌(ع) سرداب ندارد به این خاطر است که حرم حضرت در بالاترین نقطه شهر واقع شده اما در کربلای معلی، حرم حضرت سیدالشهدا و حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) در گودی واقع شده است.
سرداب سقای آب و ادب
 اما سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) حدودا ۴ متر پایین‌تر از سطح حرم قرار دارد و ما به اتفاق شیخ مهدی کربلایی، امام جمعه حرم امام حسین‌(ع) به این سرداب مطهر وارد شدیم و در واقع تا پیش از این تاریخ، سرداب حرم حضرت کاملا قفل بود و کسی اجازه ورود به آن را نداشت.

مشخصات سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس

پس از آنکه از صحن حرم وارد رواق می‌شوید در ادامه شما وارد محدوده گنبد‌خانه می‌شوید که می‌توان همین رواق‌ها را در قسمت سرداب نیز در نظر گرفت که با عرض ۱،۵ متر در ۲ متر به صورت گنبدی پوشانده شده و قسمت پایین پای حضرت مسیری دارد که وارد محوطه گنبد خانه در قسمت سرداب می‌شود.

در داخل سرداب وقتی به قسمت زیر «گنبدخانه» رسیدیم، بخشی بود که تا ارتفاع کمر به داخل آب رفتیم.

در واقع محوطه داخل سرداب «حرم حضرت تا ارتفاع حدود یک متر و ۱۰ سانت در آب قرار دارد» و این قسمت از سرداب به گونه‌ای ساخته شده که یک نفر بیشتر نمی‌‌تواند از آن عبور کند. وی ادامه داد: پس از ورود به این قسمت از سرداب، «شیخ مهدی کربلایی»نماینده آیت الله سیستانی، در جلو حرکت می‌کرد و من پشت سر او تا که به قبر مطهر حضرت اباالفضل‌العباس(ع) رسیدیم.

وقتی به قبر مطهر حضرت در سرداب رسیدیم، من دست خود را به داخل آبی بردم که بر روی قبر مطهر حضرت ایستاده بود و جرعه‌ای از این آب نوشیدم،

تا ارتفاع حدود ۱۰ سانت بر روی قبر مطهر حضرت آب ایستاده بود .

فداکار سوگندمی خورد که آنچه می گویم حقیقت است:به تمام مقدسات قسم تا آن لحظه از عمرم آبی‌ گواراتر و زلال‌تر از این آب ندیده و ننوشیده‌ بودم.

 در آن لحظاتی که در داخل سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) در حرکت بودیم کسی متوجه حال خود نبود و و با حرکتمان، «آب موج برمی‌داشت»

«طواف آب »دورقبرحضرت ابوالفضل

در آن لحظات این احساس به من دست داد که این« آب در اطراف قبر به حضرت اباالفضل(ع) التماس می‌کند» و اگر روزی پرده‌ها کنار رود، حقایق بزرگی مشخص می‌‌شود،

بواسطه این آب بود که حضرت اباالفضل‌العباس(ع) ساقی طفلان عطشان حرم در کربلا ناامید شد.

معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات می گوید:تصور می‌کنم که خداوند اینگونه مقدر کرده این آب باید برای سالیان سال همین‌طور دور قبر مطهر حضرت عباس‌(ع) دور بزند و در آن لحظه تنها چیزی که از ذهنمان می‌گذشت این بود که آب در حال التماس کردن به حضرت است.

فداکار گفت: در زمانی که به داخل سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) رفته‌ بودم زمستان بود، گفت: البته ممکن است که در فصل تابستان یا زمستان مقداری از سطح آب داخل سرداب تغییر کند.

فداکارادامه داد:زمانیکه در داخل سرداب حرکت می‌کنیم آب به ارتعاش درمی‌آید و این تصور ایجاد می‌شود که آب در حال حرکت است اما در واقع این آب ساکن است و طبق قانون طبیعت اگر آب برای مدت کوتاهی در جایی راکد و ساکن باقی بماند، سبزه می‌زند و طعم و بو می‌گیرد و امکان استفاده از آن نیست اما آب سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) زلال‌ترین، شفاف‌ترین و گواراترین آب این عالم است.

فداکارگفت: سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس‌(ع) به حرم امام حسین(ع) راه ندارد،در گذشته حرم حضرت سیدالشهدا(ع) دارای سرداب بوده که به مرور زمان این سرداب پر شده است،

در گذشته آب سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) برای تبرک در اختیار زائران قرار می‌گرفت واما هم اکنون سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از قسمت گنبدخانه بسته شده و دیگر کسی حق ورود به این سرداب را ندارد.

قداکاردرباره «علت سازگاری آب باحرم»می گوید: زمانی این مسئله مطرح شده بود که آب سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) را به خاطر احتمال زیانی که می‌تواند برای بنای حرم داشته باشد قطع و خشک کنند اما این احتمال مطرح شد که« اگر جریان این آب قطع شود، لایه‌ای که خشک می‌شود ترک برمی‌دارد »و شاید همین عامل باعث شود که رواق‌های حرم نیز ترک بخورند و «بنای ساختمان حرم حضرت با این آب سازگار شده است» و به این دلیل بود که چنین کاری انجام نشد.

فداکار«علت قرار گرفتن بنای حرم حضرت‌اباالفضل‌العباس بر روی این سرداب» گفت:

قطعا ساختمان و بنایی که بر روی آب بنا شده باشد پس از گذشت مدت زمانی تخریب می‌شود و از بین می‌رود اما بنای حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از همان ابتدا بر روی این سرداب و آب بنا شده و این امر تأثیری بر روی استحکام حرم حضرت نداشته است؛ بسیاری از کم‌و‌کیف این امر روشن نیست که این موضوع چیزی جز معجزه نمی‌تواند باشد./مصاحبه علیرضافداکار۰۳ آذر ۱۳۹۱باباشگاه خبرنگاران جوان 

شفای مریض درحال مرگ باتربت امام حسین(ع)

شهیددستغیب(امام جمعه شهید شیراز) درباره شفای تربت ۲ داستان تعریف می کند:

۱-«ملا عبدالحسین خوانساری» فرمود «آقا سید مهدی پسر آقا سید علی»(صاحب شرح کبیر )مریض شده بود و برای استشفاء«آیت اللّه شیخ محمد حسین صاحب فصول»(متوفی۱۲۶۱ق) و «حاج ملا جعفر استرآبادی» که هر دو از بزرگان شیعه بودند را امر فرمود که غسل کنند و با لباس احرام داخل سرداب قبر مطهر امام حسین علیه السلام شوند و از تربت قبر مطهر بردارند و برای ایشان بیاورند و هر دو شهادت دهند که آن تربت قبر مطهر است.

روش شیرین ملامحمد جعفر آباده‌ای در امر به معروف و نهی از منکر

آن دو بزرگوار(صاحب فصول و استرآبادی) رفتند و دستور را عمل کردند و مقداری از خاک را آوردند و مقداری را هم به بعضی از خیرین دادند یکی از آن افراد خیر عطاری(صاحب مغازه) از معتمدین بود من به عیادت او رفتم و ایشان از باقیمانده آن «تربت» را مقداری به من داد و من آن را در میان «کفن» مادرم گذاشتم.

خاک قبرامام حسین(تربت) درروزعاشورا(هرکجاکه باشد)به رنگ خون درمی آید.

«روز عاشورا»(۱۰محرم)بصورت اتفاقی نظرم به «ساروق»(پارچه چهارگوش) آن کفن افتاد، رطوبتی در آن احساس کردم آن را برداشتم و گشودم دیدم «کیسه تربت»(پارچه ای که کفن رادرآن گذاشته بودند) که در-تربت-لای کفن بود مانند «شکر»ی که مرطوب باشد حالت مرطوب شده بود و رنگ آن مانند «خون» تیره گردیده است و «به ساروق رطوبت رسیده است» بی آنکه آبی آنجا باشد چون لب طاقچه بود آن را در محل خودش گذاشتم و در روز ۱۱ محرم(روزبعدازعاشورا) «ساروق» را آوردم دیدم رطوبت در آن نیست(رنگ خونی تربت ازبین رفته بود) از این پس در ایام دیگر آن رطوبت را ندیدم فهمیدم که خاک قبر مطهر(تُربت) هر کجا که باشد در روز عاشورا شبیه خون می شود./داستانهای شگفت(شهیددستغیب)

۲-عالم زاهد پرهیزگار« حجت الاسلام حاج شیخ محمد حسن عالم نجف آبادى» نقل فرمودند: «من در زمان مرجعیت مرحوم «آیت الله آخوندى خراسانى» که در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم مریض شدم و این بیمارى مدتى طول کشید و پرستارى مرا بعضى از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند . پس از چندى بیمارى من به قدرى شدید شد که اطبا از شفا یافتنم مأیوس شدند و دیگر براى معالجه ‏ام نیامدند، و من در حال تب شدید گاهى بیهوش مى‏ شدم و گاهى به هوش مى آمدم.

یکى از رفقا که مرا پرستارى می‌‏کرد شنیده بود که عالم زاهد مرحوم «آیت الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى» مقدارى از «تربت» اصلى حضرت سیدالشهدا (ع) را دارد. رفیقم به منزل معظم له(حاج على محمد نجف آبادى) رفته و از وى خواسته بود که قدرى از آن تربت را بدهد که به من بخورانند تا شفا یابم.

ایشان فرموده بود : من به قدر یک «عدس» تربت دارم و آن را گذاشته ام که بعد از مرگم در کفنم بگذارند.

آن آقا(رفیقم) ناراحت شده و گفته بود: حالا که ما از همه جا مأیوس شده و به شما پناه آورده ‏ایم شما هم از دادن تربت خوددارى می‌کنید! این بیمار در حال «احتضار» است ودارد می‌‏میرد.

مرحوم «آیت الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى» دلش به حال بیمار(من) سوخته و قدرى از آن تربت که از جان خودش عزیزترش مى داشت به آن شخص داده بود . تربت را با آب مخصوصى که-درآداب تربت- وارد شده در آب حل کرده و به حلق من ریخته بودند.

حاج شیخ محمد حسن نجف آبادى گفت: من که در حال بیهوشى به سر مى‏بردم ، ناگهان چشمان خود را باز کرده و دیدم رفقا اطراف بسترم نشسته‏‌اند ، خوب دقیق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را که به حلقم ریخته بودند برایم شرح دادند.

حاج شیخ محمد حسن نجف آبادى گفت:کم کم در خود احساس نیرو و نشاط کردم و حرکتى به خود داده نشستم ، دیدم نشاط بیشترى دارم برخاستم و ایستادم ، و چون یقین کردم که به برکت ترتبت مقدس امام حسین (ع) شفا یافتم حال خوشى پیدا کردم.

حاج شیخ محمد حسن نجف آبادى گفت:وآنگاه به رفقا گفتم : از شما خواهش مى کنم که از حجره بیرون بروید، چون مى‏خواهم زیارت عاشورا را بخوانم.

رفقا از حجره بیرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشى که قابل و صف کردن نیست مشغول خواندن زیارت حضرت سیدالشهدا (ع) شدم » /کتاب سید الشهدا آیت الله شهید دستغیب , ص۱۶۶

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اندکی ویرایش انجام داده ام،درضمائر،فاعل ومفعول(این حرف راکی زده،آن جمله راچه کسی گفته) ویا اصلاحات دیگر.

/شهادت آیت الله سیدعبدالحسین دستغیب ۲۰ آذر ۱۳۶۰(١٤ صفر ١٤٠٢)

آداب تُربَت

دراحادیث مختلف دستورات مختلفی گفته شده  که به چند مورد اشاره می کنیم:

در هنگام خوردن تربت امام حسین علیه السلام بگوئید به نام خدا، خدایا قرار ده این تربت را برای من رزقی واسع و علمی نفع دهنده و شفائی از کل دردهایم به درستی که تو بر هر چیز قادر و توانا هستی.

در حدیثی دیگر داردامام هادی(ع): وقت استفاده از تربت سیدالشهداء سوره انا انزلناه را بخوانید.

سیدبن طاووس روایتی دیگر را نقل می کند که می فرمایند تربت را می گیرد دو رکعت نماز با این کیفیت می خواند که در رکعت اول سوره مبارکه حمد و یازده مرتبه سوره مبارکه کافرون و در رکعت دوم سوره مبارکه حمد و یازده مرتبه سوره مبارکه قدر و سپس قنوت می کند و در قنوت این دعا را بخواند: «لا اله الا الله عبودیةً و رقّا لا اله الا الله حقا حقا لا الا اله الا الله وحده وحده انجز وعده و نصر عبده وهزم الاحزاب وحده سبحان الله تلک السموات السبع و الارضین السبع و ما بینهنّ و ما فیهن و سبحان اللّه رب العرش العظیم و صلی الله علی محمد و آله و سلام علی المرسلین و الحمدالله رب العالمین»سپس به رکوع می رود و  سجده و نماز را تمام ، دو رکعت دیگر نماز می خواند و در رکعت اول سوره مبارکه حمد و یازده مرتبه سوره مبارکه اخلاص و در رکعت دوم سوره حمد و یازده مرتبه سوره مبارکه نصر و قنوت انجام می دهد و در قنوت همان دعاء قنوت نماز اول را می خواند. سپس به رکوع و سجده و نماز را به پایان می رساند.

مرحوم «شیخ عباس قمی» در «مفاتیح الجنان» نقل می کند روایت شده که هر گاه یکی از شما خواهد که بردارد تربت را به اطراف انگشتان بردارد و قدر آن مثل نخود است پس ببوسد آن را و بر هر دو دیده گذارد و بر سایر بدن بمالد و بگوید «اللّهُمَ بِحَقّ هذِه التُربة و بِحَقِ مَن حَلَّ بِها و ثَوی فیها و بَحِقّ جَدِّهِ و اَبیهِ و اُمّهِ و اخیهِ و الأئِمَةِ مِنْ وُلْدِهِ و بَحقِّ المَلائِکة الحافّین بِهِ اِلاّ جَعَلْتَها شِفاءً مِنْ کلّ داءٍ و بُرْءا مِنْ کلّ مَرَضٍ وَ نَجاةً مِنْ کلِّ افةٍ و حِرْزا مِمّا اَخافُ و اَحْذَرُ.

خدایا به حق این تربت شریف و به حق هر که در آن وارد شده است و اقامت گزیده در آن و به حق جد و پدرش و مادرش و برادرش و امامان از نسلش و به حق فرشتگانی که در طواف او حلقه زده اند که قرار دهی آن را درمان هر دردی و بهبودی از هر بیماری و نجات از هر آفت و نگهداری از هر چه بیم دارم و می هراسم ، سپس آن را استعمال نماید.

و قال الروای لهذا الحدیث: فانا استعملها من دهری الاطول کما قال و وصف ابو عبدالله علیه السلام فما رأیت بحمدالله مکروها: راوی می گوید چنین عمل کردم و هیچ مکروهی ندیدم.

و نیز روایت شده است که هر گاه تربت را بخوری یا به کسی بخورانی بگو:

بِسْمِ اللّه وَ بُاللّه اللّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقا واسِعا و عِلْما نافِعا وَ شِفاءً مِنْ کلِّ دآءٍ اِنَّک عَلی کلِّ شَی ءٍ قَدیرْ.

و در حدیث معتبر نقل شده است هنگامی که امام صادق علیه السلام به عراق مشرف شدند گروهی نزد آن حضرت آمدند و عرض کردند شنیده ایم که تربت امام حسین علیه السلام موجب شفای هر درد است آیا باعث ایمنی از هر خوف هست فرمودند بلی هر گاه کسی بخواهد که او را ایمنی از هر بیم باشد باید تسبیحی که از تربت آن حضرت ساخته است در دست بگیرد و سه مرتبه این دعا را بخواند «اَصْبحتُ اللَّهم مُعْتَصِما بِذِمامِک و جِوارِک المَنبع الَّذی لایطاوَلُ و لایحاوِلُ مِن شَرِ کلّ غاشِم و طارقٍ مِنْ سائِرِ مَنْ خَلَقْتَ وَ ما خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِک الصّامِتِ و الناطِق فی الْجَنِة مِنْ کلِّ مَخُوفٍ بِلباسٍ سابغَةٍ خصینَةٍ وِ هِی ولاءُ اَهْلِ بَیتِ نَبیک مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله مُحْتَجِزا مِنْ کلّ قاصدٍ اِلی اَذِیةٍ بِجِدارٍ حَصینِ الاِخْلاصِ فی الاِعْتِرافِ بَحقِّهِمْ و التَمَسُّک بَحْبلهِمِ جَمیعا مُوقنِا انَّ اَلحقّ لَهُمْ وَ مَعَهُمْ و مِنْهُم و فیهِم و بِهِم اوالی مَن والَوْ وَ اُعادی مَنْ عادَوا و اُجانِبُ مَنْ جانَبُوا فَصَلِّ عَلی مُحمَّدٍ و اله وِ اَعِذْنی. الّلهم بِهِم مِنْ شَرّ کلِّ ما اتّقیهِ یا عظیمُ حَجَزْتُ الاَعادِی عَنّی بَبدیع السَّمواتِ و  الأرضْ إنّا جْعَلنا مِن بَینِ اَیدیهِم سدّا و مِن خَلِفْهِمْ سَدّا فَاَغْشَیناهُمْ فَهُم لایبْصِروُنَ.

خدایا صبح کردم در حالی که چنگ زده ام به عهد و پیمان با تو در پناه تو بلند است که دست اندازی به آن نشود و کسی آهنگ آن نکند از بدی هر ستمکار و از شرّ آنچه آفریدی از آفریدگان خودت از بی زبان و زبان و ناطق و غیر ناطق و از هر چه بیمناک است. خود را می پوشانم زیر سپر و جوشن و زره محکم و متین و آن دوستی خاندان پیامبرت حضرت محمد در پس پرده از هر که آهنگ آزارم کند در پناه دیوار و حصار محکم اخلاص و در اعتراف به حق آنان و تمسک جستن به رشته محکم ایشان در حالی که یقین دارم به اینکه حق برای آنان است و با آنهاست و از آنهاست. و بین آنهاست و به وسیله آنهاست و دوست دارم هر که را دوست دارند و دشمن دارم هر که را دشمن دارند و دورم از هر که دورند درود فرست بر محمد و آل محمد و پناه ده مرا ای خدا به وسیله ایشان از شر هر آنچه از آن پرهیز دارم تا دور سازم دشمنان را از خودم به وسیله پدیدآورنده آسمان ها و زمین براستی ما قرار دادیم از جلوی روی آنها سدی و از پشت آنها سدی و پرده بر دیدگان آنها کشیدیم که نتوانند دید.

سپس تسبیح را ببوسد و بر هر دو چشم بمالد و بگوید:اللَّهُمَ اِنّی اَسْئَلُک بِحَقِّ هذِهِ التُّرَبة المُبارَکة و بِحَقِّ صاحِبها و بِحَقّ جَدِّه و بَحقّ اَبیهِ وَ بَحِّق اُمّهِ و بِحَقّ اَخیهِ و بَحقِّ وُلْدِهِ الطاهِرینَ اجْعَلْها شِفاءِ مِنْ کلِّ دآءِ وَ اَماناً مِنْ کلِّ خَوْفٍ وَ حِفْظاً مِنْ سُوءٍ خدایا از تو می خواهم به حق صاحب این تربت و به حق جدش و پدرش و مادرش و برادرش و امامان از نسل او این تربت را برای من شفا از هر دردی قرار بده و امان از هر ترسی. سپس تسبیح را بر صورت خود بگذارد پس اگر در صبح چنین کند در امان خدا باشد تا شب و اگر در شب چنین کند در امان خدا باشد تا صبح.

و در روایت دیگر از حضرت صادق علیه السلام و دعائی دیگر:

عن الصادق علیه السلام قال: اِذا اَخَذَتِ الطینْ فَقُل: بِسْمِ اللّه اللّهُمَ بِحَقِّ هذِه التُّرْبَةِ الطّاهِرَةِ و بِحَقِّ هذِهِ التُّرْبَةِ الطَّیبةِ و بِحَقّ هذَا الوَصّی الَّذی تُواریهِ و بِحَقِّ جَدِّهِ وَ اَخیهِ و اُمِّهِ وَ اَبیهِ وَ الْمَلائِکةِ الَّذینَ یحِفُّونَ بِهِ وَ المَلائِکةِ الْعُکوفِ عَلی قَبْرِ وَلِیک، ینْتَظِرُونَ نَصْرَهُ صَلواتُ اللّه عَلَیهِمْ اَجْمَعینِ. اِجْعَلْ لی فیهِ شِفاءً مِنْ کلِّ داءٍ وَ أَماناً مِنْ کلِّ خَوْفٍ وَ عِزاً مِنَ کلِّ ذُلٍّ وَ اَوْسِعْ بِهِ رِزْقی وَ أَصِحْ جِسْمی.

وقتی تربت را گرفتی بگو بسم اللّه خدایا به حق این تربت پاک و طیب و به حق این وصی که مخفی است در اینجا و به حق جدّش و برادرش و پدرش و مادرش و به حق ملائکه ای که به دور او می گردند و اطراف قبر او حلقه می زنند و منتظر نصرت آن امام بزرگوارند قرار بده برای من در این خاک شفاء را از تمام دردهایم و امان قرار بده برای من از هر خوفی و رزق مرا وسعت ده به واسطه آن و جسمم را سالم نگه دار.

دعائی دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده است که می فرمایند وقتی انسان احتیاج پیدا کرد به خوردن از تربت امام حسین علیه السلام برای استشفاء این دعا را بخواند.

عن الصادق علیه السلام قال: فاذا احتاج الانسان اِلَی الأکلِ من التربة للاستشفاء فلیقل «اللَّهُمَّ رَبِّ هذِهِ التُّرْبَة الْمُبارَکةِ و ربِّ النُّورِ الّذی نَزَلَ فیها وَ رَبَّ الْجَسَدِ الَّذی سَکنَ فیها وَ رَبَّ المَلائِکةِ الْمُوَکلینَ بِهِ، اِجْعَلْهُ شِفاءً مِنْ کذا وَ کذا. و تقول: اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقاً واسِعاً وَ عِلْماً نافِعاً وَ شِفاءً مِنْ کلِّ داءٍ وَ سُقْمٍ» فان اللّه تعالی یدفع عنک کل سقم.

و ایضا عن الصادق علیه السلام انه قال: اِذا تَناوَلَ اَحَدَکمْ من طین قبر الحسین علیه السلام فلیقل: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک بِحَقِّ المَلِک اَلّذی تَناوَلَ وَ الرَّسُولِ الَّذی نَزَلْ و الْوَصِی الَّذی ضُمِّنَ فیه أنْ تَجْعَلَهُ شِفاءً مِنْ کلِّ داءِ» وَ یسَمّی ذلِک الدّاءٍ.

امام صادق علیه السلام می فرمایند وقتی از تربت امام حسین علیه السلام می خوری بگو خدایا از تو می خواهم به حق ملکی که این تربت را برای رسولت حضرت محمد صلی الله علیه و آله آورد. و به حق خود رسولت و به حق امام حسین صلی الله علیه و آله که شفا را در تربت او قرار دادی آنکه قرار دهی این تربت را شفاء از جمیع دردهایم و سپس نام دردت را ببر.

این من جمله آداب خوردن تربت امام حسین علیه السلام بود که در وقت خوردن این دعاها را انسان می تواند بخواند چرا که اگر کسی دعا را نخواند ممکن است ترتب اثرگذار نباشد ، لذا از آداب استفاده از تربت دعا کردن و خواندن دعاهای وارده است/البته یکی ازاین مواردراانتخاب می کنید.

خونی شدن تربت اصل امام حسین در روز عاشورااززبان رئیس ستادبازسازی عتبات

– آیا در مدت مدیریت خود در ستاد بازسازی عتبات عالیات کرامت خاصی دیده‌اید ؟

ما بیشتر از ۸ متر مجاز نبودیم زمین را حفر کنیم

حسن پلارک: در زمان لاغرسازی ستون‌های بقعه شریف سیدالشهداء(ع)، چند واقعه را با چشم خود دیدم که شاید بازگو کردن آنها در ذهن مردم رویکرد کاسبکارانه‌ای پدید بیاورد و برای همین موضوع ما بیشتر از گفتن آن مسائل پرهیز می‌کنیم.

«آب »زمان عملیات گودبرداری «خشکید»

یکی از مشکلاتی که مشاوران پروژه لاغرسازی ستون‌ها داشتند، سطح بالای آب در کربلا بود. از طرفی برای اینکه به ابدان شهدا بی‌احترامی نشود ما بیشتر از ۸ متر مجاز نبودیم زمین را حفر کنیم.

مشاوران پروژه بسیار پیگیر این موضوع بودند که با توجه به سطح بالای آب این عملیات چگونه صورت بگیرد و چه نوع آلیاژی باید به کار گرفته شود تا نشست نکند.

مدارای«آب»بامهندسین حفُار

در همین گیر و دار یکی از بچه‌ها خبر آورد که زمین را حفر کرده‌اند ولی هیچ آبی را مشاهده نکردند. ما در ابتدا باور نکردیم زیرا تا یک ماه پیش که محل نزدیک به ستون را می‌خواستیم سنگ کنیم با پمپ آب را می‌کشیدیم و بعد سنگ می‌کردیم.

تا ۶ ماه که که پروژه لاغرسازی ستون بالای سر در حال انجام بود، ما یک قطره آب ندیدیم تا یک ماه پیش که این پروژه به اتمام رسید، آب دوباره به جای خودش برگشت.

در حین انجام پروژه لاغرسازی ستون ما تربتی را از عمق ۸ متری برداشتیم که در عاشورای امسال به رنگ خون در آمد و ما عیناً مشاهده کردیم. الان نیز اثر آن باقی است ولی بسیار کمرنگ شده است.

کشف بقایای نیزه شکسته‌ها و ادوات جنگی عاشورا

همچنین در حفاری‌های همان پروژه، ما قطعات فلزی اکسید شده دست نخورده را در آوردیم. بعد از آن با تولیت حرم مطهر، مورخین و علما جلسه گذاشتیم و متوجه شدیم دقیقاً صحنه نبرد عاشورا در همان نقطه بود.گفت‌وگوی تفصیلی با جانشین ستاد بازسازی عتبات عالیات

حمیدنیکدل -معاون اجرایی ستاد بازسازی عتبات عالیات کربلا : وقتی به عمق یک متر و ۶۰ سانتی متری زمین در زیر سنگ‌های کف حرم مطهر سید الشهدا می‌رسیم به آب برخورد می‌کنیم که البته نشان دهنده بالا بودن سطح آب در کف حرم مطهر بارگاه مطهر است که دیدن این صحنه بسیار جالب و نشانه ای از عظمت خداوند است.

 برای اینکه آب بالا آمده کف حرم مطهر به سنگ‌های جدید النصب آسیبی نرساند حدود ۶۰ سانتی متر قلوه سنگ را در کف زمین خاک‌برداری شده ریخته و سپس کانال تهویه آب به ابعاد ۴۰ در ۴۰ سانتی متر دور تا دور حرم در کنار دیوارهای داخلی و خارجی با آجر معمولی همراه با نصب درپوش بر روی این کانال‌ها اجرایی شد ضمن اینکه ابتدا و انتهای این کانال هم به پشت بام برده شده و دستگاه‌های دمنده و مکنده هوا به آن متصل شد تا هوا را به جریان انداخته و کف حرم مطهر رطوبت نداشته باشد که بر روی سنگ دیوار و کاشی تاثیری باقی بگذارد.

 اسامی ۱۴۱ شهید کربلا  درحرم امام حسین

نیکدل گفت: سنگ‌های کتیبه‌ای که حدفاصل ارتفاع ۲ متری تا ۳ متری دیوار قرار است نصب شود دارای اسامی ۱۴۱ شهید کربلا است که این اسامی بر روی آن حکاکی شده است./۲۸مرداد۱۳۹۵فارس

الضریح

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آنچه که درکتیبه(روی سرضریح ۷۲ تن) مشاهده می شود۴۰نام قسمت مردانه است که احتمالاً به همین تعدادآن طرف-زنانه-بایدباشد که می شود۸۰نام .واماماجرای اسامی «۱۴۱»چیست؟ بگذاریم وبگذریم.

آب همچنان جاریست از حرم عباس به حرم حسین(ع)

وقتی کنار ضریح آقا را کنده بودیم (در قسمت شهدای ۷۲ تن) مسیر حرکت آب‌های زیرزمینی را دیدم و مشخص شد که آب‌های زیر زمینی از سمت حرم حضرت عباس(ع) به سمت حرم امام حسین(ع) در حرکت است. وقتی می‌خواستیم لوله‌هایی را در این بخش کار بگذاریم یکی از مهندسان ما برای نصب لوله به گودال پر از آب دور ضریح (بخش شهدای ۷۲ تن) رفت و ما می‌دیدیم که هر وقت می‌خواهد کلنگ را برای کندن بزند زیر آب می‌رود و بالا می‌آید، بعد از مدتی کار کردن به او گفتیم که بیا بیرون خسته شدی تا کس دیگری وارد گودال شود اما او قبول نکرد و وقتی کار تمام شد و از گودال بیرون آمد گفت 

هر بار که زیر آب می‌رفتم به نیت غسل و طهارت زیر آب می‌رفتم و حیفم می‌آمد که از گودال بیرون بیایم.

حمید نیکدل، مدیر اجرایی ستاد کربلای معلی که از سال ۸۸ تاکنون در ستاد بازسازی عتبات عالیات مشغول خادمی اهل بیت(ع) بوده و در پروژه‌های بزرگی مانند تعویض ضریح مطهر امام حسین(ع) به طور مستقیم حضور داشته است، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)به بیان خاطرات و تجربه‌های حضور خود در جوار قبر مطهر امام حسین(ع) پرداخت و به سؤال‌های مطرح شده پاسخ داد./۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ 

اولین بارچه کسی برای امام حسین مرقدساخت+چه کسی خراب کرد؟

تاریخچه جرم امام حسین علیه السلام

اولین  بارگاه برقبر امام حسین رامختار بن ابوعبید ثقفی در سال ۶۵ قمری  ساخت 

*در روز ۱۳ محرم الحرام سال ۶۱ هجری و سه روز پس از واقعه عاشورا قبیله بنی اسد که در نزدیکی کربلا زندگی می کردند تحت نظارت حضرت سجاد پیکر امام حسین(ع) و اصحابش را به خاک سپردند .

*در سال ۶۵ هجری به دستور حاکم آن زمان عراق مختار ثقفی اولین بنا به صورت یک مسجد آجری برروی مرقد مطهر حضرت امام حسین ساخته شد و همچنین روستایی در آن منطقه بنا گردید که این هسته شکل گیری شهر کربلا شد.

سرداب درسامرا

سامرا

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:ازسال ۱۳۸۹ ساختارسرداب -سامرا-دستخوش تغیراتی شد،یک شرکت  ایرانی(ازخیرین)کاربازسازی توسعه حرم که شامل مصلی وشبستان سرداب در۲طبقه (زیرین “شبستان”+طبقه همکف)

شبستان سرداب سامرا

هرکدام ابعاد۵۰در۵۰یعنی هرطیقه۲۵۰۰مترمربع ومجموعاً۵۰۰۰(پنج هزار)مترمربع می باشد

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:فاصله(ارتفاع)قبورتاسطح زمین ۶/۵(شش ونیم )مترمی باشد(ازکف ضریح تااجساد مطهر،شش ونیم مترفاصله است)،فاصله سرداب با مرقد امامین عسکریین(ع) حدود ۲۴(بیست وچهار) متر می باشد.

البته برای رسیدن به سرداب بایدازدالان مارپیچی عبورکردبا راه پله های متعدد.

لازم به ذکراست:راه قبورتا سرداب مسدوداست.

قیام مردم مدینه"واقعه حره"فرمانده لشکرچه کسی بود؟

واقعه حره/قیام مردم مدینه علیه قاتلان  امام حسین واصحابش

انقلابی که بعداز سخنرانی امام سجادرخ داد

«در روز حرّه ۸۰ صحابه پیامبر(ص) کشته شد و بعد از آن روز، صحابی بدری باقی نماند. و از قریش و انصار ۷۰۰ نفر به قتل رسیدند. و از سایر مردم از موالی و عرب و تابعین ۱۰ هزار نفر به قتل رسیدند وبه هزاران زن تجاوزشد».

 امام سجاد درزندگی میکرد.نقش وسرنوشت امام سجاددرواقعه حره؟

۲سال بعدازحادثه کربلا،قیام هایی علیه یزیدیان براه افتاد،فجیع ترینش «حره»قیام مردم مدینه بوده،رهبران قیام آنهایی بودند که امام(حسین )دردرکربلایاری نکردند.ماجرای ذلت بار قیام اهل مدینه(۲۷ ذی‌الحجه سال ۶۳ هجری)جرقه این انقلابات با سخنرانی امام سجادزده شد وروشنگری حضرت زینب.

درادامه خواهیدخواند:سرنوشت نکبت بارصحابی پیامبر که امام حسین رایاری نکردند واما بعدازآن «غیرتی»شدند،تاحدی که امام سجادرا سازشکروغیرانقلابی دانستند!...دیدارعبدالله بن مطیع باامام حسین »درهنگام تجهیزقوابرای حرکت به کوفه وکشته شدن ذلت بارش در« حرّه» وهمچنین فرزندشهیدی  که امام حسین رایاری نکردواما با ۸ پسرِجوان رزمنده اش در«واقعه حره »فلاکت بارکشته شدند.

 « یا اهل یثربلامقام لکم بها »

اولین سخنرانی  سخنرانی مهیّج امام سجاد(ع)سال ۶۱ هـ ق

مأموریت -نمایندگی- به یک شاعر

کاروان اهل بیت به مدینه نزدیک می شود،بشیر می گوید: پس از این که خیمه ها بر پا شد و زنان و کودکان مستقر شدند، علی بن الحسین(ع)به جانب من رو کرده و فرمود: ای بشیر خداوند پدرت را رحمت کند. او شاعربود، آیا تو نیز از شعر بهره ای داری؟
عرض کردم: آری ای فرزند رسول خدا(ص) من هم شاعرم.
امام فرمود: وارد مدینه شو و خبر شهادت حسین  را «بازبان شعر»به مردم مدینه برسان.
بشیر می گوید: پس از فرمان امام، سوار بر اسب شدم و کوچه های مدینه را پشت سر گذاردم تا به مسجد النبی (ص) رسیدم، – آنجا که محل تجمع مؤمنان مدینه بود و مرکز اخبار مهم دینی است، با صدایی آمیخته به گریه و اندوه و فریاد بر آوردم:
یا اهل یثرب لامقام لکم بها
قتل الحسین فادمعی مدرار
الجسم منه بکربلاءمضرج
والراءس منه علی القناءیدار
یعنی؛ ای ساکنان مدینه! جا ندارد-شایسته نیستکه دیگر در مدینه بمانید.
حسین بن علی (ع) کشته شد، پس همه بر این مصیبت بگریید. بدن او در کربلا آغشته در خون.
وسرمطهر او بر فراز نیزه، در چرخش میان شهرها!
بشیر می گوید پس از این اشعار به مردم اعلام کردم که علی بن الحسین(ع) و خاندان او اکنون در کنار شهر مدینه توقف کرده اند و من فرستاده اویم تا این پیام را به شما برسانم و مکان توقف او را به شما بنمایانم.
مردم مدینه با شنیدن این پیام نگران و سراسیمه از شهر خارج شدند.
زنان از شدت مصیبت، با موهای پریشان و نوحه کنان از کوچه های مدینه می گذشتند تا به توقفگاه اهل بیت برسند. هیچ گاه شهر مدینه تا آن اندازه مصیبت زده دیده نشده بود. انبوه مردم مدینه، اطراف خیمه ها حلقه زدند.

زمینه سازی برای سخنرانی امام سجاد(ع)
امام سجاد(ع) از خیمه بیرون آمد در حالی که با دستمالی که در دست داشت، اشکهای چشمش را مدام ازگونه هایش پاک می کرد.
برای امام جایگاه قرار گرفت در حالی که نمی توانست از گریه خودداری کند.
منظره به گونه ای بود که تمامی حاضران در آن جمع متاءثر شده و گریستند.
پس از لختی، امام از مردم خواست تا ساکت شوند.
صدای گریه و سوگواری مردم قدری کاهش یافت. آنگاه امام «خطبه ای خواند»:

«امام زین العابدین»مصائبی که براهل بیت واردشده بودرا با بیان هنرمندانه -احساسی-بیان کرد:

ای مردم! بین ما اهل بیت جدایی انداختند و از شهرها دور نمودند....بدون آنکه گناهی را مرتکب شویم یا عمل ناشایسته ای را انجام دهیم و یا رخنه ای را در اسلام ایجاد کرده باشیم به خدا سوگند که «اگر رسول خدای به جای اینکه این جماعت را به حمایت و حراست از ما وصیت می کرد، به قتال و محاربه  با ما دستور می داد هر آینه بیش از آنچه که تاکنون، نسبت به ما کردند انجام نمی دادند».
امام علیه السلام در میان شور و هیجان شدید مردم که با اشک و آه های سوزناک آنها توأم بود خطابه ی خود را به پایان رساند،

انقلابی که بعداز سخنرانی امام سجاد رخ داد

زین العابدین برای اولین بار جنایات هولناک و وحشیگری های حکومت دمشق را بی پرده برای مردم مدینه بیان کرد و دودمان بنی امیه را رسوا نمود؛ هنگامی که خطبه ی امام به پایان رسید «صعصعة بن صوحان »که از یاران با وفای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام بود به پای خواست و سخنانی ایراد نمود آنگاه کاروان حسینی در میان اشک و آه مردم به شهر مدینه وارد گردیدند.

مدینه آن چنان ماتم زده شده بود که گویا ابری سیاه از مصیب و غم همواره بر آن سایه افکنده است.

روشنگری حضرت زینب وامام سجاد(ع) به بارنشست وانتقام  سختی ازقاتلان گرفته شد

قیام مردم مدینه

این سوگواریها و اشک و ناله ها و اولین اثر ظاهر خود را در مدینه نشان داد

زمینه ساز یک انقلاب خونین شد

۲سال بعدبود که مردم آن شهر به رهبری یک فرزندشهید« عبدالله بن حنظله» قیام کردند،

اولین قیام بعداز حادثه کربلا

« واقعه حَرِّه »در ۲۸ ذیحجه‏ سال ۶۳ هجری به رهبری« عبدالله بن حنظله»اتفاق افتاد.

این قیام که به قیام حرِّه، حرِّه واقم، قیام اهل مدینه و... هم معروف است

این انقلاب اگرچه ۴هزارنفرازمردم بپاخواسته مدینه قتل عام شدند ولی «سنگ بنای مبارزه با ظالمان بنی امیه »بود

مرگ یزید درماه ربیع سال ۶۴ هجری درسن۴۰سالگی-دربدمستی «سنکوب»کرد-یا/روی اسب آنقدر کشیده شد درروی زمین که گردنش شکست ومُرد.

سال ۶۵ هـ ق «قیام توابین »به رهبری سلیمان صُردخزاعی

« قیام مختار»در نیمه ربیع الاول سال ۶۶ هجری وحکومت یک سال ونیمش که همه قاتلان وظالمان کربلارابه سزای اعمالش رساند

قیام ها دراول« انفرادی »بود 

بعدقیام حَرِّه-بعدقیام توابین سال ۶۴ هجری،بعدقیام مختار ...

سال ورودکاروان اسیران به مدینه چه سالی بود؟
 «صاحب قمقام زخار» (فرهادمیرزا)می گوید: مسافت و عادت تشریف فرمائی به حرم حضرت سید الشهداء (ع) در روز اربعین سال سال ۶۱  هجری به کربلای معلی مشکل، بلکه خلاف عقل است؛ زیرا امام حسین (ع) در روز عاشورا به درجه رفیعه شهادت نائل آمد و عمر بن سعد یک روز برای دفن کشتگان خود در آنجا توقف و روز یازدهم به جانب کوفه حرکت کرد و از کربلای معلی تا کوفه به خط مستقیم تخمینا هشت فرسخ است، و چند روزی هم عبید الله بن زیاد اهل عصمت را در کوفه برای معرفی آنان و کار بزرگی که صورت گرفته و ارعاب قبایل عرب نگاه داشت تا از یزید خبر رسید که پردگیان حرم را به دمشق اعزام دارد و او هم اسیران را از راه حران و جزیره و حلب به شام فرستاد که مسافت دوری است و فاصله کوفه تا دمشق به خط مستقیم تقریبا صد و هفتاد و پنج فرسخ است

حکومت شام  پس از ورود اسیران به شام آنهارا تا شش ماه نگاه داشتند تا آتش شعله ور غضب یزید خاموش شد و پس از حصول اطمینان از عدم شورش مردم موافقت کرد که  به مدینه بازگردند،

پس چگونه اینهمه وقایع می تواند در چهل روز صورت گرفته باشد، قطعا ورود اهل بیت (ع) به کربلا در سال دیگر بوده است  که سال شصت و دو هجری باشد و هر کس به نظر تدبر در این مسأله بیندیشد نامه نگار را تصدیق خواهد کرد، و جابر بن عبد الله هم در اربعین ۶۲ به زیارت مشرف شده است و جابر دراربعین۶۲موفق به زیارت حبیبش شده است.

«قَمفامِ زَخّاروصَمصامِ بَتّار» به تألیف  «فرهاد میرزا معتمدالدوله» پسر عباس میرزا ولی‌عهد فتحعلی‌شاه در شرح احوالات امام حسین(ع)در سال ۱۳۰۳ق بعدازسفرحج نوشته شده.

واقعه حره/قیام مردم مدینه علیه قاتلان  امام حسین 

واقعه حره، قیام مردم مدینه بر ضد حکومت ‏یزید بود.

«واقعه حرّه»؛ رویداد بسیار تلخ و سنگین است ۲۷ ذی‌الحجه سال ۶۳ هجری،در ایام سلطنت «یزید بن معاویه» میان لشکریان شام و مردم مدینه به وقوع پیوست.

جماعتی از مردم مدینه از جمله عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه به شام رفتند و با یزید دیدار کردند، یزید جوائز فراوان به آنها داد، چون فرستادگان به مدینه برگشتند در میان مردم بدگوئی او را آغاز کردند، و گفتند: ما از نزد کسی می آئیم که دین ندارد، شراب می آشامد و آوازخوانان و نوازندگان همواره در مجلس او به نواختن تار و طنبو و آوازخوانی مشغولند، او سگ باز است و آنقدر شراب می خورد و در مستی می گذراند که از نماز غفلت می ورزد، شما را گواه می گیریم که او را از خلافت عزل کردیم.

اصحاب وکبار(بزرگان)مدینه ازحاکم مدینه (عثمان بن محمدبن ابوسفیان) خواستند،برای تحقیق-صحت وسقم اظهارات امام سجاد-عده‌ای ازمعتمدین مدینه  را به شام بفرستد،گروه حقیقت یاب که ازصحابی رسول الله بودند،ازجمله « منذر بن زبیر بن عوام» و«عبیدالله بن ابى عمرو مخزومى» به سرپرستی فرزندشهیدنامدار-جنگ اُحد-«حَنْظَلَة بْن اَبی‌عامِر، معروف به غَسیلُ الْمَلائکه »که برای یاری امام حسین ،صبح فردای روزعروسیش،فرصت غسل کردن نیافت،فرزنداین شهیداُحد،سرپرستی «تیم حقیقت یاب»اعزامی مردم مدینه به پایتخت«شام »رابعهده داشت،تاببیند،راست می گویند که امیرالمؤمنین یزید،دست به کارهای خلاف اسلام می زند!؟.

تیم تحقیق دردربارمورداستقبال حاکم «یزید»قرارگرفتند،یزیددستورداد وسایل پذیرایی -امکانات رفاهی-رسولان مدینه را درطول اقامت،فراهم کنند.

اماآنهادرمدت اقامت دردربار« فسق فجور وظلم فراگیر یزید و دستگاه فاسد وی رامشاهده کردند» و در بازگشت به مدینه مشاهدات خودرابرای مردم بیان کردند ومردم را نیز از وضع فاسد دارالخلافۀ یزید و اعمال وی آگاه کردند،تازه فهمیدند که امام حسین(ع)راست می گفته وحق داشته قیام کند!

این افشاگری-اطلاع رسانی-موجب شد حاکم مدینه و مروان و دیگر امویان و حامیان یزید را از شهر بیرون راندند (درمحلی درحصرقراردادند)  وو با عبدالله حنظله بیعت نمودند. وقتی خبر این قیام به پایتخت رسید،امیرالمؤمنین-وقت-به تجهیزقواپرداخت.

اما حاکم مدینه توانست ، نامه به ضمیمه پیراهن پاره پاره وخونین  خود را براى یزید به شام بفرستد ، نوشت: «به فریاد ما برسید! اهل مدینه قوم ما را از مدینه بیرون راندند».
وقتی این خبر به یزید رسید، فردی خونخوار وبی رحم به نام مسلم ابن عقبه را مأمور سرکوبی مردم مدینه نمود.

یزید سپاهی ۱۲ هزار نفری به فرماندهی« مسلم بن عقبه»  که ازشقی ترین فردمرکزحکومت اسلامی بودودرعین حال معتمدیزیدبود برای سرکوبی انقلابیون به مدینه فرستاد.
منادیان حکومتى جار مى ‏زدند: «اى مردمبراى جنگیدن با مردم حجاز بسیج شوید و پول(مُزد) مأموریت را دریافت کنید».
هر کسى که آماده مى ‏شد، در همان ساعت صد دینار به او مى‏ دادند. مدّتى نگذشت که حدود دوازده هزار نفر گرد آمدند. و بنابر نقلى دیگر بیست هزار نفر سواره و هفت هزار نفر پیاده آماده شدند.
«یزید » به هر کدام از سواره‏ ها دویست دینار و براى هر کدام از پیاده‏هاى نظام صد دینار جایزه داد و به آنان امر کرد که به همراه مسلم بن عقبه حرکت کنند.
«یزید »حدود نیم فرسخ با مسلم بن عقبه ولشکریان همراه بود و آنان را بدرقه مى ‏کرد.
در میان این لشکر؛ مسیحیان شامى نیز دیده مى‏ شدند که براى جنگ با مردم مدینه آماده شده بودند.
یزید درباره مردم مدینه به مسلم بن عقبه چنین سفارش کرد: «مردم مدینه را سه بار دعوت کن، اگر اجابت کردند چه بهتر وگرنه در صورتى که بر آنان پیروز شدى سه روز آنان را قتل عام کن، هر چه در آن شهر باشد براى لشکر مباح خواهد بود. اهل شام را از آن چه مى ‏خواهند با دشمن خود انجام دهند باز مدار. چون مدت سه روز بگذرد از ادامه قتل و غارت دست بردار و از مردم بیعت بگیر که برده و بنده یزید باشند! هرگاه از مدینه خارج شدى به سوى مکه حرکت کن».
مسلم بن عقبه همراه لشکریان خود از وادى القرى به سوى مدینه حرکت کرد و در محلى به نام «جُرف» که در سه میلى مدینه واقع شده اردو زد.

اهالی مدینه طرح سلمان فارسی رادرجنگ احزاب- پنجم هجری«خندق دورشهر»رااجرایی کرده بودند.
با نزدیک شدن لشکر شام به مدینه، عبدالله بن حنظله در مسجد النبى(ص) مردم را به نزد منبر پیامبر(ص) فرا خواند و از آنان خواست هر کدام با او همراهند تا پاى جان با او بیعت کنند، مردم نیز تا پاى جان با او بیعت نمودند.
عبدالله بر منبر قرار گرفت و پس از حمد خداوند و بیان مطالبى گفت: اى مردم مدینه! ما قیام نکردیم مگر به خاطر این که یزید مردى زناکار، شرابخوار و بى نماز است و تحمّل حکومت او مایه نزول عذاب الهى است و مردم مدینه نیزپیمان بستندتاپای جان وفادارخواهندماند.

درمنطقه«حرّه» که سرزمین سنگلاخ و ناهموارى بوده و عبورسپاهیان  ازاین ناحیه غیرممکن تلقی شده بودکه نیازی به حفرخندق نبوده.اما «سپاه شام »در «حرۀ واقم» که رسیدند، توقف کرده ،منتظرعوامل نفوذی شدند،باکمک منافقین مدینه مثل«عبدالملک بن مروان» که درهنگامه بسیج مردم مدینه به بهانه بیطرفی ازشهرخارج شده بود ،امادر«حره»،درانتظارشامیان بود ،مروان که بابنی‌حارثه روابط  و رفاقت داشت ،بارهنمایی آنها ازهمان منطقه« استقراربنی‌حارثه»،راه ورود به شهرمدینه راپیداکردند. 

مورخین نوشته اندحمله آن‌ها به داخل شهر و درگیری آن‌ها کمتر از یک روز به طول انجامید و پس از آن شهر به تصرف شامیان درآمد.

«سپاه شام » وقتی واردمدینه شدند به مدت ۳ روز به قتل و غارت پرداخته و نوامیس مسلمانان را هتک حرمت کردند.
مسلم بن عقبه(چنان که یزید بن معاویه گفته بود) پس از تصرّف مدینه به لشکر شام گفت: «دست شما باز است، هرچه مى‏ خواهید انجام دهید! سه روز مدینه را غارت کنید». بدین ترتیب شهر مدینه بر لشکریان شام مباح شد و در معرض تاراج و بهره‏بردارى همه جانبه آنان قرار گرفت، و هیچ زن و مردى در مسیر آنان از گزند و آسیب ایمنى نیافت. مردم کشته مى ‏شدند و اموالشان به غارت مى ‏رفت.
ناگوارتر از قتل و غارت شامیان نسبت به مردم مدینه و باقیمانده نسل صحابه رسول خدا(ص) و مهاجر و انصار، اقدام لشکر حریص و بى مبالات شام به هتک ناموس اهل مدینه بود.
در هجوم شامیان به خانه ‏هاى مدینه پیامبر(ص)، هزاران زن هتک حرمت شدند، هزاران کودک زاییده شدند که پدرانشان معلوم نبود. از این رو آنان را «اولاد الحرّه» مى ‏نامیدند.
کوچه ‏هاى مدینه از اجساد کشته‌‌شدگان پر و خون‏ها تا مسجد پیامبر(ص) بر زمین ریخته شده بود. کودکان در آغوش مادران محکوم به مرگ شده و صحابه پیر پیامبر(ص) مورد آزار و بى حرمتى قرار مى ‏گرفتند.

شدت کشتار به حدّى بود که از آن پس مسلم بن عقبه را به خاطر زیاده‏روى در کشتن مردم «مُسرف بن عقبه» نامیدند. اهل مدینه از آن پس لباس سیاه پوشیدند و تا یک سال صداى گریه و ناله از خانه‏ هاى آنان قطع نشد..

گزارش فرمانده سپاه یزیددرواقعه حرّه
ابن قتیبه مى ‏نویسد: «مسلم بن عقبه هنگامى که از جنگ و غارت با اهل مدینه فارغ شد در نامه‏ اى به یزید چنین نوشت: السلام علیک یا أمیرالمؤمنین... من نماز ظهر را نخواندم جز در مسجد آنان، بعد از کشتن فجیع و به غارت بردن عظیم... فرار کننده را دنبال کرده و مجروحان را خلاص کردیم. و سه بار خانه‏ هایشان را غارت نمودیم، همانگونه که امیرالمؤمنین(یزدید) دستور داده بود...».
سبط بن جوزى از مداینى در کتاب «حرّه» از زهرى نقل کرده که گفت: «در روز حرّه از بزرگان قریش و انصار و مهاجران و سرشناسان و از موالى هفتصد نفر به قتل رسیدند. و کسانى که از بردگان و مردان و زنان به قتل رسیدند ده هزار نفر بود. چنان خونریزى شد که خون‏ها به قبر پیامبر(ص) رسید و روضه و مسجد پیامبر(ص) پر از خون‏شد».
علی بن مجاهد مى ‏گوید: مردم به حجره رسول خدا(ص) و منبر او پناه بردند ولى شمشیرها بود که بر آن‏ها وارد مى ‏شد.
مداینى از« ابن قره» و او از «هشام بن حسان» نقل کرده که گفت: هزار زن بدون شوهر بعد از واقعه حرّه بچه دار شدند. و غیر از مداینى هم نقل کرده‏اند که ده هزار زن بعد از واقعه حرّه بدون شوهر بچه دار شدند.
مسلم بن عقبه پس از استیلا بر مردم مدینه، برخى از چهره‏هاى سرشناس و مؤثر در قیام مدینه را احضار و طىّ محاکمه‏هاى ویژه، آنان را محکوم به اعدام نمود. ویژگى این محاکمات از این روست که مسلم از احضار شدگان مى ‏خواست تا آنان به عنوان اینکه برده و بنده یزید باشند با وى بیعت کنند.

پس از شهادت حسین بن‏ علی‏ «ع‏»، ظلم و فسق یزید فراگیرتر و آشکارتر شد و مردم فساد دستگاه حاکم و ظلم‏ عمال او را دیدند و در مدینه، آگاهان از اوضاع، مردم را به زشتکاری‌های حکام آگاه ‏ساختند. والی مدینه در آن زمان، «عثمان بن محمد بن ابی سفیان‏» بود.

اهل مدینه علیه او شوریدند و او و مروان و دیگر امویان را از مدینه بیرون کردند و با «عبدالله بن حنظله‏» بیعت کردند.

خبر قیام مردم مدینه، با گزارش مروان به گوش یزید رسید. وی سپاهی انبوه‏ را تحت فرمان‏ «مسلم به عقبه‏» به مدینه گسیل داشت. مهاجمان در منطقه‏ «حره واقم‏»فرود آمده، به مدینه تاختند و سه روز به کشتار و غارت پرداخته و به نوامیس مسلمانان‏ تجاوز کردند.

مردم به حرم پیامبر «ص‏» پناه بردند. لشکریان یزید، حرمت‏ حرم را نگه‏ نداشتند و با اسب‌ها به داخل حرم آمدند و مردم را قتل عام کردند.

کشتگان این واقعه هزاران‏ نفر بودند.از جمله‏ «عبدالله بن جعفر نیز در این حادثه شهید شد. واقعه حره در ۲۸ ذیحجه‏ سال ۶۳ (جمعه،۹ شهریور ۶۲) اتفاق افتاد.یزید، دو ماه نیم پس از این حادثه مُرد.

این قیام که به قیام حره، حره واقم، قیام اهل مدینه و... هم معروف است، از پیامدهای‏ حادثه عاشورا محسوب می‏‌شود و افشاگری‌های اهل بیت و اقامه عزا در مدینه و انگیزشهای ‏زینب کبری، در بذر پاشی آن مؤثر بوده است.

«حره‏» به سرزمینهای پر سنگلاخ که پر از سنگهای سیاه و سوخته باشد گفته می‌‏شد. در مناطقی از جمله اطراف مدینه از این حره‏‌ها وجود داشت و برای هر کدام نام بخصوصی‏ هم بود، به تناسب کسانی که در آن منطقه می‏زیستند. هم اکنون نیز در مدینه بزرگ، بقایای اندکی از آنها به چشم می‏‌خورد.

«عبد‌الله بن حنظله» رهبر قیام مدینه کیست؟

عبدالله بن حنظله تنها فرزند حنظله غسیل الملائکه است. حنظله، جمیله دختر عبدالله بن ابی سلول را به زنی گرفت و در شبی که بامداد آن جنگ احد بود، با او زفاف کرد و فردای آن شب در معرکه احد به شهادت رسید.

پس از شهادتش پیامبر(ص) فرمود: ملائکه را دیدم که حنظله را درمیان زمین و آسمان با آب (مزن) در ظرفهای نقره غسل می‌دادند. به همین خاطر به حنظله یا غسیل الملائکه معروف گشت. زنش فرزندی آورد که اسمش را عبدالله گذاشتند.

پس از شهادت امام حسین(ع) مردم مدینه بیدار شدند و برای بررسی اوضاع، هیأتی را به سرپرستی عبدالله بن حنظله به شام فرستادند. وقتی هیأت از شام برگشت گفتند: ما با خلیفه‌ای (یزید بن معاویه) روبرو شدیم که علنی شراب می‌خورد؛ قمار می‌کرد؛ سگبازی می‌نمود؛ میمون بازی می‌کرد و حتی با محارم خود زنا می‌کرد. بعد عبدالله بن حنظله که ۸ پسر داشت، رو به مردم مدینه کرد و گفت: من چیزی فهمیدم. شما قیام بکنید یا نکنید، من قیام می‌کنم، حتی با همین هشت پسر خودم. همین طور هم شد. اما خودش بهمراه ۸ پسرش کشته شدند.

«مسلم بن عقبه» کیست؟

مسلم بن عقبه، از جنایتکاران تاریخ که بعد از حادثه عاشورای حسینی، در واقعه «حره» به فرمان یزیدبن معاویه، دست به کشتار مردم مدینه و غارتگری زد. او از سرداران معاویه و یزید بود و زمان پیامبر اسلام را نیز درک کرده بود.

او در زمان پیامبر، در «غلطفان» اسیر شد و زنی از انصار او را خرید و آزاد کرد.

مسلم، یکی از بزرگترین جنایات زمان «اموی» را مرتکب شد. زمانی که "یزیدبن معاویه" در مقابل شورش مردم مدینه بر ضد امویان و برای سرکوبی آنها که مسلمانانی از مهاجرین و انصار بودند سپاهی را از شام به فرماندهی مسلم بن عقبه، به مدینه فرستاد، دستور داد مدت سه روز به شهر مدینه و همه چیز و مردم حمله کنند و بعد از پیروزی می توانند شهر را غارت و آنچه را می خواهند از خانه های مردم تصاحب کنند.

آنان در وقت اعزام، سهمیه خود را از بیت المال بطور کامل گرفته و علاوه بر آن صد دینار اضافی به آنها داده شد. سپاه پنج هزار نفری مسلم، همه دستورهای یزید را در این باره انجام داد، کشتار فجیع و جنایت های زیادی کرد.

در این پیکار که میان مردم شام و مردم مدینه، در محلی بنام «حره و اقم» بود بسیاری از زنان و کودکان مورد هجوم واقع و به دستور یزید و اجازه مسلم اسیر شدند.

مسلم، بسیاری از اسیران را که شامل تعدادی از قریش بودند، کشت. در میان آنها کسانی از صحابه پیغمبر نیز بودند که بعد از کشته شدن، سرشان را از تن جدا کردند. (تاریخ طبری، الامامه و السیاسه). تعداد کشتگان این واقعه را بنا به نقل مختلف تاریخ از 6500 نفر تا 11700 نفر گفته اند که تعداد زیادی از آنها مهاجرین و انصار و فرزندانشان بود. برخی مورخین گویند که آنها انتقام خون کشته شدگان جنگ بدر را از فرزندان انصار گرفتند.

مسلم بن عقبه این قتل عام مردم مدینه را بهترین عمل خود بعد از گفتن لااله الاالله می دانست و می گفت خدایا تو میدانی که من در مورد هیچ خلیفه ای (نه پنهان و نه آشکار) نافرمانی نکرده ام.

مسلم، به خاطر کارهای ننگین و وحشیانه اش، معروف به "مسرف" و "مجرم" شد. برخورد دیگری از مسلم بن عقبه با امام چهارم شیعیان، علی بن الحسین علیه السلام در تاریخ نقل شده که بعد از سرکوب مردم مدینه، مسلم از مردم آنچنان بیعت برای یزید گرفت که خود را برده و غلام یزید بدانند ولی با علی بن حسین علیه السلام بصورت عادی بیعت شد درحالی که قبلا از آمدن امام نزد مسلم، او به امام و اجدادش دشنام می داد. بعد از رفتن امام، علت را از او پرسیدند، مسلم گفت: این برخورد خواسته من نبود، لکن قلب من از رعب و وحشت پر شد.

مرگ مسلم بن عقبه

سپاه شام بعد از سرکوبی شورش مدینه به فرماندهی مسلم به طرف مکه رفت تا "عبدالله بن زبیر" را که مخالفت با امویان داشت، به همین سرنوشت دچار کنند ولی مسلم در بین راه مرد. مرگ او در سال 64 هجری قمری و قبل از مرگ یزید اتفاق افتاد.

به محض رسیدن خبر شورش مردم مدینه به مرکز، یزید یکى از خطرناک‌ترین و پست‌ترین ‌فرماندهانش به نام «مسلم بن عقبه» را که بعداً به دلیل خون‌ریزى و جنایات‌زیادش به «مجرم بن عقبه» شهرت یافت، با لشکرى جرّار به استعداد 5 ‌هزار نفر براى سرکوبى مردم مدینه گسیل داشت، نیروهاى یزید به نزدیکى ‌مدینه رسیدند و در بیابانى به نام «حَرَّه» اردو زدند.

لشکر یزید، وارد حرم پیامبر(ص) شد و بیش از چهار هزار نفر از مردم را قتل عام کرد، یزید به مسلم بن عقبه، فرمانده نیروهایش، دستور داده بود پس از پیروزى، سه روز مدینه را بر سربازانش‌ حلال کند و آنان نیز چنین کردند.

جنایت وحشیانه لشکریان یزید در واقعه حرّه که مؤرخان در کتب تاریخی نقل کرده‌اند:

۱- کشتار هزاران نفر از مردم مدینه

مورّخان از جمله «ابن قتیبه دینورى» آمار کشته‌شدگان را بیش از ۱۰ هزار نفر اعلام کرده‌اند که از این تعداد ۸۰ تن از اصحاب پیامبر و ۷۰۰ نفر از مهاجرین و انصار و ۱۰ هزار نفر از تابعان و موالى بوده‌اند. (الامامة والسیاسة، جلد ۱، صفحه ۲۱۶)

۲- قتل اصحاب رسول خدا(ص) 

مسعودى مى‌نویسد: از خاندان ابوطالب دو نفر و از بنى‌هاشم بیش از ۹۰ و از قریش به همان تعداد و ۴ هزار نفر از مردم دیگر کشته شدند. (مروج الذهب، جلد ۳، صفحه ۸۵).

۳- مخفى شدن بزرگان اصحاب

ابن کثیر نوشته است: گروهى از بزرگان صحابه مانند جابر بن عبدالله و أبوسعید خدرى براى حفظ جانشان به کوه پناه برده و أبوسعید در غارى مخفى شد. (البدایة والنهایة، جلد ۸، صفحه ۲۴۱).

۴-کشتار حاملان قرآن

از مالک بن انس نقل شده است که گفت: در واقعه حرّه ۷۰۰ نفر از قاریان و حافظان قرآن که سه نفر آنان از اصحاب بودند، کشته شدند. (المعرفة والتاریخ، جلد ۳، صفحه ۳۲۵).

۵- آزادى سربازان براى استفاده از زنان

به نقل از ابن کثیر و مورّخان دیگر آمده است که؛ سپس مسلم بن عقبه همان‌گونه که یزید فرمان داده بود، سربازانش را ۳ روز در شهر مدینه آزاد گذاشت تا به کشتار و غارت و اعمال زشت و شهوترانى بپردازند. (البدایة والنهایة، جلد ۸، صفحه۲۴۱).

۶- هزار زن باردار از راه غیر مشروع-«فرزندان حَرّه »

نتیجه این آزادى تجاوز به حریم دختران و زنان مسلمان و هتک عفّت آنان بود که بنا بر نقل مدائنى، هزار زن پس از واقعه حرّه فرزندان نامشروع به دنیا آوردند، هزار زن از أهالی شهر مدینه بعد از واقعة حرّه بدون این که شوهر داشته باشند وضع حمل کردند. (البدایة والنهایة، جلد ۸، صفحه ۲۴۱).

یاقوت حموى مى‌گوید: سربازان یزید وارد مدینه شدند و اموال را غارت کردند و فرزندانشان را اسیر کردند و زنان براى آنان آزاد شد که در این جسارت هشتصد زن باردار شده و فرزندان نامشروع به دنیا آوردند که به آنان «فرزندان حَرّه »مى‌گفتند. (معجم البلدان، جلد ۲، صفحه ۲۴۹).

۷- پیمان بردگى مردم مدینه

مسعودى مى‌نویسد: مسلم بن عقبه سه روز شهر مدینه را غارت کرد و با بازماندگان از مردم بیعت کرد تا بنده و برده یزید باشند، یعنى نه تنها خود او برده مى‌شد، بلکه پدر و مادرش نیز برده مى‌شدند، فقط دو نفر از این بیعت استثنا شدند یکى امام سجّاد(ع) و دیگرى على بن عبد اللّه بن عباس. (التنبیه والإشراف، مسعودی، صفحه ۲۶۲).

***

درابتداقیامها(بعدازواقعه کربلا)  صرفاً  بصورت اعتراض های انفرادی بود،آنهایی که خیلی جرئت وجسارت داشتند،به این کاراقدامی کردند

حادثه عظیم و اثر گذار قیام امام حسین(ع) که با شهادت آن حضرت و یاران فداکارش همراه شد، سبب اعتراضات و قیام‌های متعددی در جهان اسلام شد. از اعتراضات فردی زید بن ارقم، انس بن مالک و عبدالله بن عفیف ازدی گرفته تا سخنرانی‌های امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) و تا قیام مردم مدینه(واقعه حره) قیام توابین و قیام مختار، همگی از جمله اعتراضات و قیام‌های پس از شهادت امام حسین(ع) محسوب می‌شوند. این اعتراضات و قیام‌ها - که مثاثر از حادثه کربلا بودند- هر چند سرکوب شدند؛ اما زمینه‌های سقوط حکومت بنی‌امیه را فراهم کردند.

از جمله فریادهای اعتراضی که پس از واقعه کربلا علیه نماینده یزید در کوفه بلند شد، فریاد اعتراضی بود از سوی «زید بن ارقم انصاری». وی هنگامی که دید ابن‌ زیاد با چوب بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع) می‌زند، گفت: «و الذى لا اله غیره لقد رایت شفتی رسول الله(ص) على هاتین الشفتین یقبلهما» به خدا قسم دیدم دو لب رسول‌الله(ص) بر این دو لب بود و بر آن بوسه می‌زد .آن‌گاه گریست ابن زیاد به او گفت: براى چه مى‌گریى؟ خدا چشمت را گریان دارد به خدا سوگند اگر نه این بود که پیرى خرف شده‌اى گردنت را مى‌زدم.

او از نزد ابن زیاد بیرون رفت. وی به مردم می‌گفت: «قتلتم ابن فاطمه، و أمرتم ابن مرجانة، فهو یقتل خیارکم، و یستعبد شرارکم، فرضیتم بالذل، فبعدا لمن رضى بالذل» پسر فاطمه(س) را کشتید و پسر مرجانه را امارت دادید تا نیکان شما را بکشد و اشرار ،شما را برده کند. به ذلت رضا دادید، پس ملعون باد کسی که به خواری رضایت دهد.

از جمله کسان دیگری که عمل زیاد را در آن مجلس تقبیح کرد «اَنس بن مالک» است که خود یکی از راویان قضیه می‌باشد. او می‌گوید: هنگامى که سر حسین را پیش عبیدالله بن زیاد آوردند، حاضر بودم.

ابن زیاد با چوب دستى که همراه داشت شروع به کوبیدن به دندان‌هاى حسین کرد و مى‌گفت: «چه دندان زیبایی!». گفتم: به خدا سوگند همانا که من خود دیدم رسول خدا  همین «جاى-تماس- چوب دستى» تو را مى‌بوسید.

«عبدالله بن عفیف ازدی» نیز بر علیه عبیدالله بن زیاد نماینده حکومت یزید در کوفه سخن گفت. وی که نابینا بود هنگامی که ابن‌زیاد در مسجد جامع کوفه به منبر رفت و با خشم و کینه گفت: سپاس خدای را که حق و اهلش را آشکار ساخت و امیرمؤمنان یزید و حزب او را یاری داد و دروغگو پسر دروغگو، حسین، و یارانش را کشت!»، به پا خاست و گفت: «یا ابن مرجانة! الکذاب ابن الکذاب أنت و أبوک و من استعملک و أبوه، یا عدو الله أ تقتلون أبناء النبیین و تتکلمون بهذا الکلام على منابر المؤمنین؟...» ای پسر مرجانه؛ دروغ گوی پسر دروغ گو، تو و پدرت و کسی که تو را امارت داد و پدرش می‌باشید، ای پسر مرجانه؛ فرزندان پیامبر را می‌کشی و سخن راست گویان را می‌گویی. ابن‌زیاد برآشفت و گفت: گوینده این سخنان که بود؟

و عبدالله پاسخ داد :ای دشمن خدا، گوینده آن سخنان منم. ابن‌زیاد به مأموران انتظامی خود دستور داد وی را دستگیر کنند عبدالله بن عفیف با این که نابینا بود، در خانه خود با لشکریان عبیدالله درگیر شد و با شمشیرش دلاورانه از خود دفاع می‌کرد تا آن که سرانجام با افزایش نظامیان، وی مغلوب شد و به اسارت درآمد. او را نزد ابن‌زیاد آوردند و او نیز دستور داد گردنش را بزنند.

پس از شهادت امام حسین(ع)، فرزند بزرگوار آن حضرت علی بن الحسین(ع) و خواهرش گرامی‌اش حضرت زینب(س) توانستند پیام خونین عاشوراییان را به شهرهای اسلامی آن روز برسانند و مردم را به فجایع حکومت یزید و امویان آگاه سازند .سخنرانی حضرت زینب در کوفه و سرزنش آن مردم، آنها را دگرگون کرد .همچنین در اثر سخنان کوبنده حضرت زینب(س) در شام، یزید در مرکز حکومت خود در پیش دیدگان مردم رسوا شد. سخنان امام سجاد(ع) به ویژه بر منبر شام در جمع مردم و نیز روشن‌گری‌هایی که در برابر رفتار برخی از شامیان نمود موجب آگاهی مردم از اصل واقعه و نگرانی و بیم یزید از عاقبت فاجعه‌ای که انجام داده گردید.

حاکم مدینه درزمان حادثه کربلا« ولید بن عتبه»بود

ولید بن عقبه بن ابی‌معیط بن ابی‌عمرو ذکوان بن امیه بن عبدشمس، برادر مادری عثمان بن عفان است

وی در روز فتح مکه در سال هشتم هجری اسلام آورد.پدرش در جنگ بدر اسیر و کشته شد. عقبه از کسانی بود که او را نفرین کرد؛ زیرا وی بسیار پیامبر را آزار رسانید، یک بار نیز شکمبه حیوان ذبح شده‌ای را بر پشت پیامبر که در حال سجده نماز بود، انداخت.

«ولید بن عتبه» در شعر گفتن نیز مهارت داشت؛ اشعاری نیز علیه علی(ع) سرود.

ولیدبن عتبة بن ابی سفیان(نوه ابوسفیان و برادرزاده معاویه)

 پس از نصب عثمان بن محمد به جای ولید بن عتبه به حکومت مدینه وی برای خشنود کردن بزرگان مدینه و آرام ساختن حوزه حکومت خود گروهی از بزرگان مدینه، را به شام فرستاد تا خلیفه را از نزدیک ببینند و از بذل و بخشش‌های وی برخوردار گردند. این گروه با آن که یزید به آنها بخشش کرد و درهم و دینار داد،

***

فرماندهى آن را به عهده مردى خونریز به نام «مسلم بن عقبه» گذاشت.

این فرمانده سَفّاک، پس از محاصره مدینه، مقاومت آنان را درهم شکست و به قتل و غارت مدینه پرداخت و کشتار وسیعى را در این شهر به راه انداخت.

ابن اثیر مى‌نویسد: مسلم بن عقبه، شهرمدینه را ۳روز بر لشکریانش مباح ساخت که هرگونه بخواهند در آن عمل کنند. آنان به کشتار وسیع مردم پرداخته و اموال آنان را نیز غارت کردند.

مسلم بن عقبه وقتى بر مردم مسلط شد، از آنان به عنوان بردگان یزید بیعت مى گرفت که اختیار اموال و خانواده آن‌ها به دست یزید است که  هر گونه بخواهد در آن‌ها تصرف کند. هر کس امتناع مى‌ورزید، کشته مى‌شد.

در این فاجعه از بزرگان مهاجر و انصار ۱۷۰۰ نفر و از سایر مسلمانان ۱۰ هزار نفر به قتل رسیدند.

ابن ابى الحدید مى‌نویسد: لشکریان شام، مردم مدینه را سر بریدند، آن گونه که قصاب، گوسفند را سر مى‌برد.

چنان خون‌ها ریخته شد که قدم‌ها در میان آن‌ها فرو مى رفت، فرزندان مهاجر و انصار و مجاهدان بدر را به قتل رساندند و از آن‌ها که باقى ماندند، به عنوان بردگان براى یزید بیعت گرفت.

همچنین در این فاجعه به زنان مسلمان نیز بى‌حرمتى شد و جمعى از آنان مورد تجاوز قرار گرفتند، یاقوت حموى در «معجم البلدان» مى‌نویسد: در این فاجعه مسلم بن عقبه، «زنان ودختران  مدینه»را بر نظامیان شرکت کننده دراین جنگ  مباح دانست.

در این شرایط تنها خانه‌ای که از تعرض در امان بود، خانه امام سجاد(ع) بود، امام زین‌العابدین(ع) با بینش عمیق سیاسی و آگاهی از سرانجام قیام، از تأیید قیام و شرکت در آن امتناع کرد،‌ به همین خاطر کسی متعرض خانه امام(ع) نشد ،  ۴۰۰ نفر از زنان بنی عبد مناف برای در امان ماندن از تعرض لشکر مسلم بن عقبه به منزل امام سجاد پناه بردند.

البته نقل شده است که «مسلم بن عقبه» در دیدار با امام سجاد(ع) به اکرام و تجلیل از امام پرداخت، البته در منابع به دعائی از امام اشاره شده است که امام قبل از ملاقات با مسلم آن را قرائت فرمود و مسلم که قبل از آن به تهدید امام پرداخته بود به اکرام امام پرداخت.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:بعدازواقعه کربلا،اهل بیت اقدام به هیچ قیامی نکردند وهیچ قیامی راهم پشتبانی،حتی تأییدنکردند،دراین حادثه(حره)،امام سجاد،دخالتی نداشته وقیام موردتأییدامام نبوده است./پایان.

خانواده «حاکم مدینه» به منزل امام پناه بردند.

 هنگامی که مردم مدینه، به دلیل کارهای ضد دینی یزید، والی مدینه و خاندان بنی­ امیه را از مدینه اخراج کردند، امام سجاد(ع) همسر و خانواده مروان را به درخواست خود مروان، پناه داد و خود حضرت به دلیل نامساعد بودن شرایط با مردم مدینه همراهی نکرد و خانواده و عیال و اطفال خود را با خانواده مروان سوى «ینبع» روانه کرد، البته نقل شده است که امام سجاد(ع) خانواده مروان را با خانواده خود به سرپرستى «عبدالله بن على» فرزند خود به طائف فرستاد.

باید گفت که قیام‌های خودسرانه‌ای که پس از قیام امام حسین(ع) در سراسر قلمرو اسلامی واقع می‌شد، عمدتاً با مخالفت یا بی‌توجهی امامان(ع) روبرو می‌شد، زیرا بسیاری از این قیام‌ها با اهداف و آرمان‌های غلط آغاز می‌شد و با تحمیل هزینه‌های گزاف بر جامعه مسلمین به پایان می‌رسید که از این میان واقعه حره یکی از مصیبت‌بارترین این قیام‌ها است.

روایت دیگر

پس از شهادت حضرت سیدالشهداء جماعتی از مردم مدینه از جمله عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه به شام رفتند و با یزید دیدار کردند، یزید جوائز فراوان به آنها داد، چون فرستادگان به مدینه برگشتند در میان مردم بدگوئی او را آغاز کردند، و گفتند: ما از نزد کسی می آئیم که دین ندارد، شراب می آشامد و آوازخوانان و نوازندگان همواره در مجلس او به نواختن تار و طنبو و آوازخوانی مشغولند، او سگ باز است و آنقدر شراب می خورد و در مستی می گذراند که از نماز غفلت می ورزد، شما را گواه می گیریم که او را از خلافت عزل کردیم.
مردم مدینه حاکم یزید را عزل نمودند و با عبدالله بن حنظله بیعت کردند، و بنی امیه را از مدینه بیرون کردند، و آنها داستان را به یزید نوشته و از وی استمداد نمودند، یزید، عمروبن سعید را خواست به او پیشنهاد رفتن به مدینه نموده عمرو گفت: همه جا در تحت فرمان تو بوده ام و همه جا را امن ساختم اگر بنا باشد که خون افراد قریش ریخته شود حاضر نیستم، یزید که از جانب عمرو مأیوس گردید به سراغ عبیدالله زیاد فرستاد و به او پیشنهاد کرد که مدینه را امن ساخته سپس به مکه رود و ابن زبیر را محاصره نماید، ابن زیاد گفت:واللّه لا جمعتهما للفاسق قتل ابن رسول اللّه و غزو مکه. یعنی کشتن پسر پیغمبر و جنگ با کعبه را برای فاسقی توأماً مرتکب نمی شوم. آخرالامر مسلم بن عقبه را خواست و با دوازده هزار نفر به طرف مدینه فرستاد و دستور داد سه روز به آنها مهلت بده اگر مطیع نشدند با آنها بجنگ ولی متعرض علی بن الحسین علیه السلام مشو که او خاندان مروان را پناه داده است.
موقعیکه خبر حرکت مسلم بن عقبه به مردم مدینه رسید بر بنی امیه سخت گرفتند و به آنها پیشنهاد کردند که یا با ما عهد کنید که بر کسی از ما ستم نکنید و کسی را بر علیه ما راهنمائی نکنید و به دشمن ما کمک ننمائید و یا با شما می جنگیم و شما را می کشیم، بنی امیه شرایط پیشنهادی را پذیرفتند و راه شام را در پیش گرفتند، تا وقتیکه به مسلم بن عقبه برخوردند، ابن عقبه پسر عثمان را خواست و از وضع مدینه جویا شد، ولی او بر طبق پیمانی که سپرده بود گفت: من نمی توانم چیزی بگویم زیرا پیمان سپرده ام. مسلم گفت: اگر پسر خلیفه نبودی ترا گردن می زدم، مروان به پسرش عبدالملک گفت: نزد مسلم برو شاید مرا نخواهد تا مجبور شوم برخلاف پیمان بگویم عبدالملک نزد مسلم رفت، پرسید: چه خبر؟ و چه باید کرد؟ عبدالملک گفت: می روی تا وقتی به نخله رسیدی در سایه درختان استراحت می کنی اول آفتاب از جانب حره طرف شرقی مدینه شروع به جنگ می کنی تا وقتی که آفتاب بر پشت شما و بر صورت مردم مدینه بتابد آن وقت چشم ایشان بر اثر تابش آفتاب بر زره ها و خودها و سرنیزه ها و شمشیرهای شما خیره خواهد شد، مسلم بن عقبه گفت: خدا پدرت را خیر دهد از این فرزندی که دارد!
مسلم بن عقبه طبق دستور عبدالملک پیش رفت تا با مردم مدینه روبرو شد به آنها گفت که امیرالمؤمنین! گمان می کند شما اصل و ریشه اسلامید و دوست ندارد خون شما ریخته شود بنابراین سه روز به شما مهلت می دهیم اگر توبه کردید و تسلیم شدید از شما می پذیرم و من هم به مکه می روم ولی اگر سرپیچی کنید از ما رفع عذر نموده آن وقت به حساب شما خواهم رسید. پس از سه روز پرسید: چه می کنید آیا تسلیم می شوید یا می جنگید؟ مردم مدینه گفتند: بلکه با شما می جنگیم.
روز چهارم مردم مدینه به فرماندهی عبدالله بن حنظله آماده نبرد شدند مسلم بن عقبه هم از طرف شرقی مدینه مهیای کارزار شد، برای مسلم که پیرمرد و مریض بود کرسی در وسط دو جمعیت قرار دادند و بر آن نشست. لشکر شام حمله را آغاز کردند تا اکثر مردم مدینه شکست خوردند، ولی عبدالله بن حنظله با عده قلیلی که در اطرافش بودند حمله سختی نمود و لشکر شام را به عقب نشینی مجبور ساخت تا نزدیک بود خود را به کرسی مسلم برساند که او لشکر شام را تهدید و تحریک نمود و دوباره جنگ درگیر شد.
در این میان فضل بن عباس بن ربیعة بن حارث بن عبدالمطلب با بیست نفر به کمک عبدالله شتافت و به او گفت: به هر طرف که من حمله کردم شما هم به همان طرف حمله کنید که تصمیم گرفته ام تا خود را به مسلم فرمانده شامیان نرسانم دست نکشم یا او را می کشم یا خود کشته می شوم، حمله نمودند تا فضل خود را به پرچمدار شام رسانید و او را به خیال مسلم کشت و آواز برداشت که مسلم را کشتم، مسلم پاسخش داد که اشتباه کردی، مسلم خود پرچم شامیان را بدست گرفت و پیش می رفت تا فضل کشته شد، عبدالله پس از کشته شدن فضل با عده کمی که همراه داشت مشغول جنگ شد و مردم را به جنگ تحریک می نمود تا برادر مادریش محمدبن ثابت بن قیس کشته شد، هشت پسر داشت هر یک پس از دیگری شهید شدند و سرانجام عبدالله بن حنظله به شهادت رسید و مدینه به تصرف مسلم و لشکر شام درآمد.
مسلم سه روز جان و مال و نوامیس مردم مدینه را بر شامیان حلال کرد چه خونهائی که نریختند و چه اموالی که به غارت نرفت و چه نوامیسی که هتک نشد پس از سه روز مسلم از مردم مدینه بیعت گرفت که همگی برده زرخرید یزیدند هر که نمی پذیرفت طعمه شمشیر می شد فقط حضرت سجاد علیه السلام محفوظ ماند و چهارصد خانواده ای که در خانه خود پناه داده بود نیز از این مهلکه نجات یافتند.
از ابن قتیبه در کتاب الامامة و السیاسة نقل شده: که افرادی را با سخت ترین شکنجه ها از بین بردند هزار و هفتصد نفر از بزرگان و مهاجرین و قریش و وجوه مردم کشته شد، و مجموع کشتگان بجز زنان و کودکان به ده هزار نفر رسید، از ابن ابی الحدید نقل شده: که آنچه مسلم بن عقبه در مدینه کشت از آنچه بسر بن ارطاة در سفر حجاز و یمن که در حدود سی هزار نفر را هلاک کرد کمتر نبود.
مردی از اهل شام بر زنی که تازه وضع حمل نموده و بچه اش را در بغل گرفته شیر می داد وارد شد، گفت: هر چه داری برای من حاضر کن، زن گفت: چیزی برای ما باقی نگذاشتند، شامی گفت: چیزی به من بده وگرنه بچه ترا می کشم، زن گفت: وای بر تو این پسر ابی کبشه انصاری یار رسول خدا است، سپس گفت: فرزندم اگر چیزی داشتم فدای تو می نمودم، مرد شامی پای طفل را گرفت در حالی که پستان در دهن داشت چنان به دیوار کوبید که مغز طفل متلاشی و بر زمین پخش شد، ولی آن مرد هنوز از خانه خارج نشده بود که صورتش سیاه شد.
ابو سعید خدری در خانه پنهان شده بود که چند مرد شامی وارد خانه شدند و نامش را پرسیدند؟ پاسخ داد؟ من ابو سعید خدری یار پیامبرم، گفتند: آری نامت را زیاد شنیده ایم خوب کاری کردی که در خانه نشستی و با ما نجنگیدی حال هرچه داری بیاور، گفت چیزی ندارم، موهای صورتش را کندند و او را چندین بار زدند و هر چه یافتند بردند حتی از سیر و پیاز و یکجفت کبوتر که در خانه بود نگذشتند.
انس گوید: در واقعه حره هفتصد نفر از قراء و حافظین قرآن کشته شدند بحدی از مردم مدینه کشته شد که می توان گفت یک نفر باقی نماند، از جمله کسانیکه کشته شدند دو نفر از پسران زینب دختر ام سلمه همسر مکرمه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می باشد

 «واقعه حرّه»ازمنظردیگر

۲سال بعدازحادثه کربلا-در سال ۶۳ هجری، وقتی معتمدین مدینه  از دربار «یزید»برگشتند و به مردم مدینه گزارش دادند که «یزید» اصلا مسلمان نیست و کار او سگ بازی و قمار و شراب خواری و بازی با دین خدا است، مردم مدینه قیام کردند و عُمّال «بنی امیه» را از مدینه خارج کردند.

«عبدالله بن حنظله»، مردم مدینه را برای مبارزه نهایی با «یزید» و «بنی امیه» فرا خواند. جایگاه اجتماعی او در میان مردم سبب شد تا با وی هماهنگ شوند و خود او را به عنوان والی مدینه برگزیدند و با او بیعت کردند و درجلسات مشورتی خود«یزید»را از خلافت عزل کردند.

مردم مدینه پس از بیعت با «عبدالله بن حنظله» در روز اول ماه محرم ۶۳ هجری قمری، «عثمان بن محمد بن ابی سفیان»، عامل «یزید» و والی مدینه را از شهر اخراج کردند. سپس«بنی امیه» و وابستگان آنها و نیز قریشیانی را که با «بنی امیه» هم عقیده بودند و شمار آنها به هزار تن می‌رسید، در خانه «مروان حَکَم»زندانی ساختند.

امیر مدینه پیراهن پاره پاره خود را برای «یزید» به شام فرستاد و در نامه‏‌ای به او نوشت:«به فریاد ما برسید، اهل مدینه قوم ما را از مدینه بیرون راندند».

وقتی این خبر به«یزید» رسید، فردی خونخوار و بی رحم به نام «مسلم ابن عقبه» را مأمور سرکوبی مردم مدینه کرد.

و «یزید» ،«مسلم ابن عقبه» به فرماندهی لشکری برای مقابله با اهل مدینه گماشت. با این که پیرمردی مریض و بالای ۹۰ سال داشت، این مسؤولیت را پذیرفت.

منادیان حکومتی جار می‌زدند:«ای مردم، برای جنگیدن با مردم حجاز بسیج شوید و پول خود را دریافت کنید».

هر کسی که آماده می‌شد، در همان ساعت ۱۰۰د دینار به او می‏‌دادند. مدتی نگذشت که حدود ۱۲ هزار نفر گرد آمدند و بنابر نقلی دیگر ۲۰ هزار نفر سواره و ۷ هزار نفر پیاده آماده شدند.

«یزید» به هر کدام از سواره‏‌ها ۲۰۰ دینار و برای هر کدام از پیاده‏‌های نظام ۱۰۰ دینار «پول سفر» داد و به آنان امر کرد که به همراه «مسلم ابن عقبه» حرکت کنند.

«یزید» حدود نیم فرسخ با «مسلم ابن عقبه» و لشکریان همراه بود و آنان را بدرقه می‌کرد.

در میان این لشکر؛ مسیحیان شامی نیز دیده می‏‌شدند که برای جنگ با مردم مدینه آماده شده بودند.

«یزید» درباره مردم مدینه به «مسلم ابن عقبه» چنین سفارش کرد:

«مردم مدینه را ۳ بار دعوت کن، اگر اجابت کردند چه بهتر وگرنه در صورتی که بر آنان پیروز شدی ۳ روز آنان را قتل عام کن، هر چه در آن شهر باشد برای لشکر مباح خواهد بود.

اهل شام را از آن چه می‌خواهند با دشمن خود انجام دهند باز مدار. چون مدت ۳ روز بگذرد از ادامه قتل و غارت دست بردار و از مردم بیعت بگیر که برده و بنده «یزید» باشند، هرگاه از مدینه خارج شدی به سوی مکه حرکت کن».

«مسلم ابن عقبه» همراه لشکریان خود از «وادی القری» به سوی مدینه حرکت کرد و در محلی به نام «جُرف» که در سه میلی مدینه واقع شده اردو زد.

از طرف دیگر، مردم مدینه نیز که قبلاً از حرکت لشکر شام اطلاع یافته بودند، برای مقابله و دفاع آماده شده بودند.

با نزدیک شدن لشکر شام به مدینه، «عبدالله بن حنظله»(فرزندشهیدحنظله غسیل الملائکه) در مسجد‌النبی(ص) مردم را به نزد منبر پیامبر(ص) فرا خواند و از آنان خواست هر کدام با او همراهند تا پای جان با او بیعت کنند، مردم نیز تا پای جان با او بیعت کردند.

عبدالله بر منبر قرار گرفت و پس از حمد خداوند و بیان مطالبی گفت:

«ای مردم مدینه، ما قیام نکردیم مگر به خاطر این که «یزید» مردی زناکار، شرابخوار و بی نماز است و تحمّل حکومت او مایه نزول عذاب الهی است...».

قوای مدینه از خندقی که از زمان پیامبر(ص) باقی مانده بود استفاده کردند و بعید می‌دانستند که لشکر شام از قسمت ناهموار و سنگلاخی شهر مدینه که در شرق واقع شده است حمله را آغاز کنند و یا در صورت آغاز جنگ از آنجا کاری از پیش ببرند. ولی لشکر شام از همان منطقه به مردم مدینه حمله کرد.

در نتیجه مقاومت مردم مدینه در هم شکسته شد و سپاه «مسلم ابن عقبه» وارد شهر مدینه شدند و به کشتار و تجاوز و جنایت مشغول شدند.

«مسلم ابن عقبه» پس از تصرف مدینه به لشکر شام گفت:دست شما باز است، هرچه می‏‌خواهید انجام دهید، ۳ روز مدینه را غارت کنید.

بدین ترتیب شهر مدینه بر لشکریان شام مباح شد و در معرض تاراج و بهره‏‌برداری همه جانبه آنان قرار گرفت و هیچ زن و مردی در مسیر آنان از گزند و آسیب ایمنی نیافت. مردم کشته می‌شدند و اموالشان به غارت می‌رفت.

ناگوارتر از قتل و غارت شامیان نسبت به مردم مدینه و باقیمانده نسل صحابه رسول خدا(ص) و مهاجر و انصار، اقدام لشکر حریص و بی مبالات شام به هتک ناموس اهل مدینه بود.

در هجوم شامیان به خانه‏‌های مدینه پیامبر(ص)، هزاران زن هتک حرمت شدند، هزاران کودک زاییده شدند که پدرانشان معلوم نبود. از این رو آنان را «اولاد الحرّه» می‌نامیدند.

کوچه‏‌های مدینه از اجساد کشته‌شدگان پر و خون‏‌ها تا مسجد پیامبر بر زمین ریخته شده بود. کودکان در آغوش مادران محکوم به مرگ شده و صحابه پیر پیامبر(ص) مورد آزار و بی حرمتی قرار می‌گرفتند.

شدت کشتار به حدّی بود که از آن پس «مسلم ابن عقبه» را به خاطر زیاده‏‌روی در کشتن مردم «مُسرف بن عقبه» نامیدند.

«اهل مدینه» از آن پس لباس سیاه پوشیدند و تا یک سال صدای گریه و ناله از خانه‏‌های آنان قطع نشد.

ابن قتیبه نقل می‏‌کند:در روز حرّه ۸۰ صحابه پیامبرکشته شدند و بعد از آن روز، صحابی «بدر»ی باقی نماند. و از قریش و انصار ۷۰۰ نفر  به قتل رسیدند. و از سایر مردم از موالی و عرب و تابعین ۱۰ هزار نفر به قتل رسیدند.

ازجمله ازکشته شدگان صحابه درواقعه حره:

۱ - ابوبکر بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب.

۲ - دو فرزند از زینب دختر أم سلمه.

۳ - ابوبکر بن عبیدالله بن عبدالله بن عمر بن خطاب.

۴- معقل بن سنان(یکی از پرچمداران پیامبردر فتح مکه)

۵ - فضل بن عباس بن ربیعة بن حارث بن عبدالمطلب.

6 - ابوسعید خدری(ازرزمندگان میدان همراه پیامبر بود).

۷- عبدالله بن مطیع. بن اسودبن حارثه

ماجرای دیدارامام حسین باعبدالله بن مطیع.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:ماجرای این صحابی رسوالله ( عبدالله بن مطیع)جالب است:

امام حسین(ع)وقتی درآستانه سفربه کوفه بود، درراه رفتن به مکه در درسرراه به مِلک «عبدالله بن مطیع»می رسد،وی مشغول «حفرچاه» بود،از امام حسین می خواهدکه  دعایی بکند تا چاهش «آبدار» شود. امام نیز خواسته او را اجابت کرد.

آن گاه عبدالله از امام پرسید:عازم کجا هستید؟

امام: در حال حاضر به مکه می‌روم وبعدقصدعراق(کوفه)رادارم.

عبدالله بن مطیع گفت: خداوند برایت خیر قرار دهد. اما من به شما یک نصیحت می کنم، پس از ورود به مکه وقتی خواستی از آنجا به شهر دیگری بروی، به کوفه نزدیک نشود زیرا کوفه شهرخطرناک است،به عهدوپیمانشان پایبندنیستند.

در کوفه پدرت(علی) کُشتند و برادرت(حسن)را تنها گذاشتند، و براوظلم کردند،وبعدگفت «همان مکه بمان»

لازم به ذکراست که ظاهراً معلوم است که عبدالله ازقیام حسن آگاه بود وامام متوجه  شده بود که  دیگرامکان دعوت عبدالله دراین سفرنیست-بااین دیدگاهش! واما همین صحابه بعدازحادثه کربلا،منقلب می شود،سعی می کنداشتباهش راجبران کند،دست به قیامهایی می زنند،متأسفانه دراینجاهم بدون هماهنگی باامام) وآنگاه باخواری وذلت به دست نظامیان یزیدکشته می شوند.

همین فرزندشهید(عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه )رزندغسیل الملائکه همین سرنوشت راداشته،نه اوحسن را یاری که نه فرزندانش،وی ۸پسرجوان رزمنده داشته،اینهادرقیام امام حسین -کربلا-امام رایاری نکردند وامابعدازشهادت امام واصحاب،غیرتی شدند،خودهمین «عبدالله حنظله»رهبریت قیام مردم مدینه را علیه یزدیان بعهده داشته(باکمک فرزندانش)۹ رزمنده بسیجی ازیک خانواده،یکیشان امام زمان خودرایاری نکردند(باامام حسین درسفرکوفه همراه نشدند که سفربی حاصل می دانستند،باامام سجادهم همراه نشدند،به اوخُرده می گرفتند که «سازشکاری»،انقلابی نیستی!ماراهمراهی نمیکنی!(درحالیکه امام سجاداین قیام را قبول نداشت،می دانست نتیجه اش همین غارت وچپاول وتجاوز به نوامیس می شود)

وقتی آنهایی که با«امام زمان خود»همراه نیستند وبلکه خودشان راعاقلترازولی فقیه زمان می دانند،عاقبتشان-دراین دنیا- غیرازاین نیست ودرآخرت «الله اعلم».

ماجرای همراهی نکردن «عبدالله بن جعفر-شوهرحضرت زینب» موضوع متفاوت است.

عبدالله بن جعفر( فرزند جعفر بن ابی طالب، برادر زاده حضرت علی) ،«جعفر» در جنگ موته که فرمانده سپاه اسلام بود، دستهای او قطع شد و پیغمبر(ص) وقتی جنازه مطهر جعفر  دید ، منقلب شد و فرمود خداوند به جای دستهایی که از جعفر جدا شد، دو بال به او خواهد داد که در بهشت با این بال ها پرواز خواهد کرد.لذا از آن به بعد به جعفر طیار مشهور شد. 

«عبدالله بن جعفر» وقتی متوجه عزم «امام حسین»می شوددرصددمنصرف کردنش برمی آید ،به نصایح  امام می پردازد در نامه ای ،از امام می خواهد تا از مکه خارج نشود :من از کاری که آهنگ آن را داری بر تو بیمناکم و ترس آن دارم که خود و خاندانت در آن به هلاکت برسید. اگر تو امروز هلاک شوی نور زمین خاموش خواهد شد.

درموردهمراهی نکردنش،اینکه نابینابود ویاازطرف امام مأموربه ماندن شدبرای سروسامان دادن آل بنی هاشم ویامسائل دیگر...نامکشوف مانده.ازهمین واکنش وی به خبرشنیدن شهادت فرزندانش میشوداین تفاوت رافهمید.

عبدالله بن جعفر به امام حسین خیلی علاقه داشت، نمی خواست «حسین»دچارمشکل شود،وقتی خبر شهادت فرزندانش در کربلا را غلامش(ابو السلاسل) به وی دادوگفت گفت که این مصیبتی است که به سبب حسین بن علی دریافتیم. عبدالله ازاین جمله غلامش عصبانی شد واوراموردشماتت قرارداد وگفت:در حق حسین (ع) این گونه سخن می گویی!؟ به خدا سوگند اگر در کنار او حضور داشتم دوست داشتم هرگز از وی جدا نشوم تا این که در نزد او شهید شوم.

عبدالله مطیع وعبدالله جعفر ودیگرانی که بجای همراهی به نصایح پرداختند«جامعه شناس»ماهری بودند واما«امام شناس»نبودند،تحلیلهاوپیش بینی هایشان صحیح بود،درجامعه امروزی همین تاریج جاری وساری است،خیلی وقتها«خواص»تحلیهایی دارند که معقول است واما«ولی فقیه زمان»چیزی می بیند که «خواص»هم فاقدآن معرفت هستند،نمونه اش درواقعه «فتنه۸۸»بود،خیلی ها که گرفتاراین «طوفان بلا»شدند ویا گردفتنه بردامنشان نشست از«صالحان وسابقون»بودند،سوابق درخشانی درجهادداشتند،درهرکشوری چنین حوادثی رخ می داد،سقوط آن جامعه حتمی بود وامادرائت امام(ولی فقیه زمان)موفق به جمع کردن این «حادثه شوم»شد./پایان توضیحات نگارنده.

ابن قتیبه می‌نویسد:«مسلم ابن عقبه» هنگامی که از جنگ و غارت با اهل مدینه فارغ شد در نامه‏‌ای به «یزید» چنین نوشت:السلام علیک یا أمیرالمؤمنین... من نماز ظهر را نخواندم جز در مسجد آنان، بعد از کشتن فجیع و به غارت بردن عظیم... فرار کننده را دنبال کرده و مجروحان را خلاص کردیم. و سه بار خانه‏‌هایشان را غارت نمودیم، همانگونه که امیرالمؤمنین دستور داده بود.

«سبط بن جوزی» از مداینی در کتاب «حرّه» از زهری نقل کرده که گفت:در روز «حَرِّه » از بزرگان قریش و انصار و مهاجران و سرشناسان و از موالی ۷۰۰ نفر به قتل رسیدند و کسانی که از بردگان و مردان و زنان به قتل رسیدند ۱۰ هزار نفر بود. چنان خونریزی شد که خون‏‌ها به قبر پیامبر(ص) رسید و روضه و مسجد پیامبر(ص) پر از خون‏ شد.

علی بن مجاهد می‌ نویسد:مردم به حجره رسول خدا(ص) و منبر او پناه بردند ولی شمشیرها بود که بر آن‏ها وارد می‌شد.

«مسلم ابن عقبه» پس از استیلا بر مردم مدینه، برخی از چهره‏‌های سرشناس و مؤثر در قیام مدینه را احضار و طیّ محاکمه‏‌های ویژه، آنان را محکوم به اعدام کرد. ویژگی این محاکمات از این روست که مسلم از احضار شدگان می‌خواست تا آنان به عنوان اینکه برده و بنده «یزید» باشند با وی بیعت کنند.

توضیحات  نگارنده-سایت-پیراسته فر:سرنوشت «عبدالله ابن زبیر »فرمانده درسایه «جنگ حرّه»

«عبدالله ابن زبیر »فرزندزبیر بن عوام- پسر صحابی وفادارپیامبر ازقبیله «بنی اسد» است. مادرش «اسماء »دختر ابوبکر یعنی خواهرزاده«عایشه»همسرپیامبراست ،وبادخترحضرت علی(اُم الحسن)ازدواج کرده است.وی درجنگ جمل ،ازلشکریان خاله اش (عایشه)بود،که بعداً پشیمان شداز مقابله باحضرت علی.

وامادرواقعه حره»که ازمحرکین مشوقان اصلی جنگ اهل مدینه بود(فرمانده قیام-عبدالله حنظله-ازبیعت کنندگان باابن زبیربود) ودرمکه سکونت داشت، لشگریان یزید بعداز قتل عام مردم مدینه و برای سرکوبی او به مکه حمله کردند و مکه را محاصره کردندزبیر به خانه کعبه پناه برد سپاهیان« مسلم بن عقبه» مسجدالحرام و کعبه را سنگباران کردند که در اثر آن قسمتی از کعبه خراب شد و پرده و سقف آن آتش گرفت،زیبرموفق به فرارشد.

«عبدالله ابن زبیر »۹سال بعداز«حرّه »زندگی کرد.

«زبیر»بعد از مرگ یزیدبن معاویه «حاکم» ممالک اسلامی (بجز مصر و شام)شد. بمدت ۸ ونیم سال خلیفه مسلمین بود.

مرگ«عبدالله ابن زبیر »

امادر ذی القعده سال ۷۲  عبدالملک بن مروان «حجاج بن یوسف ثقفی» را با سپاهی به جنگ او فرستاد. عبدالله زبیربه خانه کعبه پناه برد.

حجاج مکه را محاصره کرد و از منجنیق هایی که بر بالای کوه «ابوقبیس» نصب کرده بود، خانه کعبه را خراب کرد و داخل مسجدالحرام را سنگباران نمود.

لشکرزیبر «داخل مسجدالحرام»سنگرگرفتندوبه مقاومت پرداختند واین  جنگ ومحاصره  شش ماه و نیم ادامه یافت،سرانجام در ۱۷جمادی الاول سال ۷۳ ، سنگی به نزدیکی عبدالله بن زبیر فرود آمد و ترکش‌های آن عبدالله بن زبیر را فراگرفت و او را به هلاکت رسانید.

زندگینامه «جف بزوس» بنیانگذار سایت آمازون+ همسرش «مک کنزی»

زندگینامه «جف بزوس»بنیانگذار سایت آمازون و همسرش «مک کنزی» 

افشای روابط مخفیانه «جف بزوس»با این هنرپیشه (لورن سانچز)موجب طلاق خانم مکنزی شد..

زندگینامه «جف بزوس»بنیانگذار(مدیرعامل) سایت آمازون و همسرش «مک کنزی» 

«جف بیزوس» مدیرعامل شرکت آمازون و ثروتمندترین مرد دنیا در یک طلاق توافقی از همسرش جدا شد. ( ۱۵فروردین ۱۳۹۸ )خانم مک‌کنزی بیزوس در ازای این طلاق ۳۵ میلیارد دلار دریافت کرد.

این زن عامل طلاق (جف بزوس بامک کنزی)است

افشای روابط مخفیانه «جف بزوس»با این هنرپیشه (لورن سانچز)موجب طلاق مکنزی شد..

این مجری سابق تلویزیونی در مورد رابطه اش با بزوس، با دوستانش صحبت کرده و حتی پیام ها و عکس های سلفی که بزوس برایش فرستاده را نیز به دوستانش نشان داده است.

(تصاویر)

مجله اینترنتی «Page Six» نوشت:سانچز، ۴۹ ساله، حتی عکسی برهنه از جف بزوس را همراه با پیام هایی عاشقانه برای وی فرستاده که در آن ها وی از عشق خود به سانچز صحبت کرده و گفته که «دوست دارد او را نفس بکشد»! دوست سانچز نیز این عکس و پیام ها را به مجله «The National Enquirer» داده، مجله ای که در ۴ ماه گذشته شایعاتی را در مورد رابطه خارج از ازدواج این دو فاش کرده بود.

(تصاویر)

جف بزوس در طی ۸ ماه رابطه عاشقانه مخفیانه خود با سانچز، عکس های سلفی از خود همراه با پیام های عاشقانه برای وی فرستاده و در جاهایی مانند «جت شخصی بزوس» با وی ملاقات داشته است. همچنین این دو با هم و به صورت خصوصی شام خورده و به کررات در خانه یکدیگر خوابیده اند. میلیاردر آمازون و معشوقه اش حتی چندین بار در هتل دیدار داشته اند که یک مورد آن در بوستون و ساعاتی پس از ترک هتل توسط بقیه اعضای خانواده بزوس رخ داده است.

«لورن سانجز»درجت جف بزوس

مجله نشنال «انکوایرر »پس از انتشار عکسی از پیاده شدن سانچز و خواهرش از جت شخصی بزوس در ماه اکتبر گذشته، سعی در جمع آوری مدارکی در مورد رابطه نامشروع این دو داشت. بر اساس ادعای این مجله، مکنزی(همسر بزوس) با چک کردن فهرست پروازها و مسافران جت شخصی شوهرش متوجه شد که سانچز نیز در میان مسافران آن حضور داشته است.

 

بر اساس پیام های متنی که منتشر شده، جف بزوس از عشق خود به سانچز سخن گفته و این موضوع را با صراحت به مکنزی گفته است:

 

«ما نباید نگران باز شدن چتر پرواز باشیم زیرا با هم خواهیم پرید. ما از یک چتر استفاده می کنیم و به سلامت به زمین خواهیم رسید. ما همدیگر را انتخاب کرده ایم».

علاوه بر رفتن به خانه یکدیگر، جف بزوس در یک مورد یک اتاق مجلل را در هتل بورلی هیلز اجاره کرده و شب را با سانچز در آن جا مانده اند، جایی که تنها چند محله با عمارت مشترکش با مکنزی فاصله دارد. بر اساس ادعای مجله مذکور، بزوس چون می دانسته بزودی رابطه نامشروعش با سانچز برملا خواهد شد، روز (چهارشنبه، ۱۹ دی ۱۳۹۷) به شکل غیرمنتظره طلاق خود و مکنزی را اعلام کرد. همچنین ادعا شده که بزوس سعی کرده به هر شکل ممکن از انتشار این تصاویر و پیام ها جلوگیری کرده و در تماس با یکی از دوستانش چنین گفته است: «نمی توانم داستان را از آن ها بخرم؟». جف بزوس نیز هنوز در مورد این رسوایی اظهار نظر نکرده اما گفته می شود که به محض اعلام جدایی اش از مکنزی، او و سانچز چندین بار با هم دیدار داشته اند.

افشای رابطه «جف بزوس»با خانم لورن سانجز ،موجب شدکه شوهرسانجز اورا طلاق بدهد

 

پیام های عاشقانه او به سانچز که در ۱۳ سال گذشته همسر «پاتریک ویتسل» از مدیران سرشناس هالیوود بوده و مشترکاً دارای دو فرزند هستند، به ماه آوریل گذشته باز می گردند. در یکی از این پیام ها، بزوس خطاب به لورن سانچز چنین می گوید: «دوستت دارم، دختر سرزنده. با بدنم و لب هایم و چشمهایم نشانت خواهم داد، خیلی زود». در یکی دیگر چنین آمده است: «می خواهم تو را ببویم، می خواهم تو را نفس بکشم» و در یکی دیگر از پیام هایش نیز بی پرده از عشق خود به سانچز صحبت می کند.

بزوس چندین عکس از خود که در مقابل آینه گرفته بود را نیز برای سانچز فرستاده که مجله مذکور از انتشار آن ها خودداری کرده است.

آشنایی این دو به احتمال فراوان از طریق شوهر سانچز بوده که از دوستان بزوس به شمار می آید.

لورن سانجز درمیان ۲ شوهر

 دو ماه قبل از این که لورن از همسرش جدا شود و ۹ ماه قبل از جدایی بزوس و مکنزی، نیز با هم ملاقات داشته اند.

طلاق «خانم مکنزی»  با«پاتریک ویتسل»

در سال های گذشته(۲۰۱۸) دو خانواده بارها در مراسماتی مانند مراسم اسکار ونیتی فیر در کنار هم دیده شده و عکس گرفته بودند و اولین بار در مراسم تقدیر از فیلم «منچستر کنار دریا» (Manchester By The Sea) بوده که بزوس معشوقه اش را در جریان علاقه خود قرار داده است. در گزارش مجله نشنال انکوایرر به جزییات تمامی دیدارهای این دو در ماه های گذشته که تعدادشان نیز کم نیست اشاره شده است. سانچز و شوهرش در پاییز ۱۳۹۷ به طور رسمی از هم جدا شدند وگفته می شودکه پاتریک ، از رابطه همسر ش با بزوس خبر نداشته است.

علنی کردن طلاق جف بزوس-مک کنزی

جف بزوس در تاریخ ۹ ژانویه۲۰۱۹(چهارشنبه، ۱۹ دی ۱۳۹۷) توییت کرد که او و همسرش، مک کینزی پس از ۲۵ سال زندگی زناشویی طلاق می گیرند. وی در بخشی از توییت خود نوشت:«پس از یک دوره طولانی زندگی مفرح،  اکنون ما تصمیم گرفتیم طلاق بگیریم و زندگی مشترکمان را به عنوان دوستان خوب یکدیگر ادامه دهیم».

لورن سانچز ۱۹ دسامبر ۱۹۶۹(۲۸ آذر ۱۳۴۸) در آلبوکرکی ، نیومکزیکو آمریکا به دنیا آمد .
سانچز یکی از مجریان معروف شبکه های تلویزیونی آمریکا(ازجمله مجری وگزارشگرتلویزیون لس آنجلس) بود . او هنرپیشه، تهیه کننده و خلبان نیز می باشد .
سانچز پس از اتمام دوران دبیرستان، به لس آنجلس رفت و در دانشگاه ، رشته ادبیات و روزنامه نگاری را فراگرفت .

مدتی بعد از تحصیلاتش یک کارمند ساده شبکه ی kcop tv شد . او مدتی بعد به شبکه فاکس اسپورت رفت

سانچز سال ۲۰۰۵ با پاتریک ویتسل که او هم در تلویزیون کار میکرد ازدواج کرد . سانچز خیلی زود راه ترقی را پیش گرفت و تبدیل به یکی از مجریان معروف آنجا شد . البته علت رشد ناگهانی او ، بخاطر پشتوانه ای به نام جف بزوس بود . او بخاطر رابطه پنهانی اش با مدیر آمازون طی چند سال به بهترین مجری تلویزیونی مطرح و معروف شد .

لورن سانچز اوایل ژانویه سال ۲۰۱۹ بعد از رسوایی رابطه اش با جف بزوس ، از همسرش پاتریک ویتسل جدا شد .

ایده های مدیرعامل آمازون که مسافرت درفضارادرسردارد

«جف بزوس» در مصاحبه با «دیوید روبنشتاین» افزود:

اگر بتوانم روزی ۳ تصمیم خوب بگیرم برایم کافی است. این سه تصمیم باکیفیت می‌تواند تحول ایجاد کند.

اماافرادی مانند «وارن بافِت» که در لیست ثروتمندترین‌های جهان است می‌گوید اگر سالی ۳ تصمیم خوب و مؤثر بگیرد کافی است

اما «جف بزوس» این سه تصمیم را روزانه می‌گیرد و به همین دلیل موفق‌ترین مرد عالم با آمازون شده است. مردم روزانه صدها تصمیم کوچک ازجمله اینکه چه بخورند، چه بپوشند و … می‌گیرند. افرادی مانند زاکربرگ و اوباما را در نظر بگیرید که چه لباس‌هایی می‌پوشند. تعداد کمی از تصمیم‌ها فوق هوشمندانه است و می‌تواند تأثیری میلیون دلاری داشته باشد و این کاری است که جف بزوس دو دهه پیش آغاز کرد و به انجام رساند و امروز ثروتمندترین مرد زمین با پشت سر گذاشتن بیل گیتس و … شده است.

بنیانگذار سایت آمازون و همسرش مکنزی، سه پسر و یک دختر دارند. آن طور که از شواهد پیداست آنها دخترشان را از چین به فرزندی قبول کرده اند. ارزش خالص ثروت جف بزوس به تازگی باجهش ناگخانی به ۱۶۰ میلیارد دلار رسیده است. دنی هیلیس که یکی از دوستان خانوادگی بزوس است در مصاحبه ای که با مجله ووگ داشته است، خانواده بزوس و زندگی فرزندانشان را «صمیمی» توصیف می کند.

جف بزوس متولد ۱۲ ژانویه‌ی ۱۹۶۴ در آلبوکرکی نیومکزیکو است.

نام اولیه او «جفری پرستون جورگنسن» بود.

نام مادرش «ژاکلین» و پدرش « جورگنسن» بود. اجداد مادری او از ملاکان تگزاس بودند و پدربزرگ مادری‌اش لارنس پرستون جایس، یکی از اعضای اولیه‌ی کمیسیون انرژی‌های اتمی آمریکا بود؛ او پیش از عضویت در کمیسیون انرژی، در سازمان دارپا مشغول به فعالیت بود و از اعضای پیشگام آن محسوب می‌شد. جف از پدربزرگش به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین منابع الهام‌بخش زندگی یاد می‌کند. مادر جف، در زمان تولد او تنها ۱۷ سال داشت و ازدواجش با پدر جف تنها حدود یک سال به طول انجامید.

در آوریل سال ۱۹۶۸، وقتی جف چهار سال داشت،‌ مادرش با میگوئل مایک بزوس ازدواج کرد.

مایک بزوس در دانشگاه نیومکزیکو به کار مشغول بود و پس از ازدواج، جف را به فرزندی پذیرفت. به همین دلیل نام خانوادگی جف از آن به بعد به بزوس تغییر کرد. جف از چهار تا ۱۶ سالگی تابستان‌های خود را در مزرعه‌ی دامپروری پدربزرگش سپری می‌کرد و در آنجا کارهایی مانند تعمیر آسیاب انجام می‌داد. پس از ازدواج، خانواده‌ی بزوس به هیوستون تگزاس نقل مکان کردند و میگوئل در شرکت Exxon مشغول به کار شد. این جابه‌جایی منجر شد تا جف نیز سال‌های چهارم تا ششم تحصیل را در مدرسه‌ی ریور اوکس در هیوستون سپری کند. علاقه‌ی جف به علم و مهارت‌های فنی از همان سال‌های ابتدایی تحصیل مشخص بود. او در کودکی با کیت‌های الکترونیکی مختلف تمرین می‌کرد و حتی یک آژیر هشدار برای اتاقش طراحی کرد.

پس از مدتی، خانواده‌ی بزوس به میامی فلوریدا نقل مکان کردند و جف در دبیرستان میامی پالمتو مشغول به تحصیل شد.

در زمان تحصیل دبیرستان، جف به برنامه‌ی آموزشی دانش‌آموزان در دانشگاه فلوریدا ملحق شد و در سال ۱۹۸۲، مدال سیلور نایت را دریافت کرد. او دانش‌آموز ممتاز دبیرستان بود و بورسیه‌ی تحصیلی ملی را نیز دریافت کرد.

«جف بزو» در سال ۱۹۸۶ در مقطع کارشناسی رشته‌ی الکترونیک و کامپیوتر از دانشگاه پرینستون فارغ‌التحصیل شد.

درخشش علمی او باعث شد که به عضویت افتخاری انجمن علمی «فی بتا کاپا» نائل شود. او در دوران تحصیل برای مدال افتخاری «تائو بتا پی» نیز انتخاب شد. علاوه بر این افتخارات، بزوس در دوران دانشجویی مدیر بخش پرینستون «سازمان دانشجویی تحقیقات فضایی» (SEDS) بود.

جف بزوس پس از فار‌غ‌التحصیلی به وال استریت رفت و در آنجا، شغل‌های مرتبط با صنایع کامپیوتری را امتحان کرد. یکی از پروژه‌های بزرگ اولیه‌ی او، طراحی و توسعه‌ی شبکه‌ای برای تجارت جهانی برای شرکت Fitel بود. نکته‌ی جالب اینکه او در آن زمان پیشنهادهایی از اینتل و بل نیز داشت. پس از آن او در بنکرز تراست (Bankers Trust) و سپس در شرکت سرمایه‌گذاری D. E. Shaw & Co مشغول به کار شد.

بزوس در سال ۱۹۹۴ برای یک سفر از نیویورک به سیاتل می‌رفت که در حین آن، طرح کسب و کار آمازون را پیاده‌سازی کرد. مانند بسیاری از استارتاپ‌های آن روز آمریکا، آمازون نیز کارش را از یک گاراژ شروع کرد. جف بزوس در حال کار برای یک شرکت بزرگ سرمایه‌گذاری در نیویورک بود و درآمد بالایی داشت. اما پس از این‌که اخبار گسترده‌ای در مورد افزایش استفاده‌ی افراد از اینترنت مطالعه کرد، به کار در این زمینه علاقه‌مند شد. از طرفی، در آن سال‌ها قانون ایالات متحده‌ی آمریکا، شرکت‌های فروش پستی محصول را از پرداخت مالیات در ایالت‌هایی که دفتر فیزیکی نداشتند معاف کرده بود. این اتفاقات دلایلی بودند که بزوس را به ترک کار دائم و تأسیس شرکت جدیدش تشویق کردند.

والدین او نیز پس‌انداز بازنشستگی خود به مبلغ ۳۰۰ هزار دلار را به‌عنوان سرمایه‌گذاری وارد آمازون کردند. در روزهای ابتدایی آمازون، آن‌ها یک زنگ برای هر خرید مشتریان طراحی کرده بودند که پس از به صدا در آمدن آن، برای شناسایی خریدار دور هم جمع می‌شدند. پس از چند هفته تعداد خریدها به قدری افزایش یافت که محبور شدند زنگ را قطع کنند. کارمندان آمازون و افرادی که تحقیقاتی در مورد محیط کار این شرکت انجام داده‌اند، معتقدند بزوس مدیری جزئی‌نگر است که علاقه‌ی زیادی به داشتن اطلاعات در مورد همه‌ی اتفاقات شرکت دارد. در سال ۲۰۱۵ مقاله‌ای در نیویورک تایمز چاپ شد که فضای آمازون را سرد و بی‌روح دانست. در این مقاله محیط کاری آمازون خشک و بدون هیچ تفریح و لذتی شرح داده شده بود. جف بزوس سریعا به آن واکنش نشان داد و با یادداشتی که برای کارمندانش فرستاد، ادعاهای نیویورک تایمز را رد کرد. او یک پله هم فراتر رفت و اعلام کرد هرکسی تصور می‌کند ادعاهای مقاله صحیح است، سریعا با او تماس بگیرد. در می سال ۲۰۱۶، بزوس بیش از یک میلیون سهم خود در آمازون را به مبلغ ۶۷۱ میلیون دلار فروخت. در آگوست همان سال، یک میلیون سهم دیگر با میلغ ۷۵۶.۷ میلیون دلار به فروش رفت. تا ژوئن سال ۲۰۱۶، تعداد سهام‌ بزوس از شرکتی که خودش تأسیس کرده‌بود به ۸۳.۹ میلیون سهم رسید. این رقم حدود ۱۶.۹ درصد از سهام آمازون است که ارزش تقریبی آن ۸۳.۹ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. بلو اوریجین جف بزوس در سال ۲۰۰۰ شرکت فضایی بلو اوریجین را تأسیس کرد. بزوس از ابتدا علاقه‌ی زیادی به فضا داشت و طرح‌های متنوعی برای تأسیس شهرهای فضایی، مراکز تفریحی و هتل‌هایی که تا دو میلیون نفر را به دور زمین می‌گردانند، در سر می‌پروراند. سال‌های ابتدایی تأسیس بلو اوریجین با احتیاط و مخفی‌کاری اطلاعاتی همراه بود. در سال ۲۰۰۶ این شرکت به‌صورت عمومی معرفی شد؛ دلیل این شهرت، خرید زمینی وسیع برای تأسیس کارخانه‌ی آزمایشگاهی در تگزاس بود.

جف بزوس از همان سال‌های ابتدایی شناخته شدن بلو اوریجین، هدف از تأسیس آن را آسان‌تر کردن سفرهای فضایی نامید. او اعتقاد داشت شرکتش مانند بسیاری استارتاپ‌های دیگر تلاش می‌کن افراد مختلف بتوانند به‌راحتی به فضا سفر کنند. او در مصاحبه‌ای که در سال‌های نوجوانی با میامی هرالد انجام داد، از این هدف صحبت کرد. او هدف نهایی را تخلیه‌ی زمین، پاک نگه داشتن و تبدیل آن به یک پارک تفریحی اعلام کرده بود.

جف بزوس در سال ۲۰۱۳ مذاکراتی با ریچارد برانسون، مؤسس ویریجین گروپ و رئیس هیئت مدیره‌ی ویرجین گالکتیک انجام داد و طرحهایش را برای او توصیف کرد. بزوس برای رسیدن به هدف خود حاضر بود با افراد متعدد با پتانسیل‌های مالی و فکری بالا مذاکره کند. او سیاره‌های هدف سفرها و آزمایشات بلو اوریجین را بسیار گسترده بیان می‌کند و تنها به هدف نهایی یعنی سفر و زندگی مردم در فضا می‌اندیشد. به عقیده‌ی بزوس این هدف بسیار بلندمدت است؛ اما ارزش زمان و هزینه‌های زیاد را دارد. واشنگتن پست جف بزوس در پنجم آگوست سال ۲۰۱۳ اعلام کرد که قصد دارد روزنامه‌ی واشنگتن پست را به مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار خریداری کند. پس از این اعلام، روزنامه یک مقاله‌ی طولانی در مورد او چاپ کرد و توافق خرید در یکم اکتبر همان سال نهایی شد. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد که تصمیم برای خرید این روزنامه بدون هیچ شک و تردیدی انجام شده است.

بزوس اکسپدیشنز مؤسس آمازون یکی از اولین سرمایه‌گذاران گوگل است.

او در سال ۱۹۹۸ مبلغ ۲۵۰ هزار دلار در این شرکت سرمایه‌گذاری کرد و ۳.۳ میلیون سهم آن را خرید. سهام بزوس در گوگل امروز ارزشی حدود ۳.۱ میلیارد دلار دارد. از دیگر شرکت‌هایی که بزوس در آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده، شرکت یونیتی بایوتکنولوژی است. این شرکت اهدافی بلندپروازانه به‌منظور کاهش سرعت یا توقف روند پیری در انسان‌ دارد.

عموم سرمایه‌گذاری‌های شخصی بزوس از طریق شرکت بزوس اکسپدیشنز انجام می‌شود و شرکت‌های بزرگ متعددی از جمله ایر بی‌ان‌بی، بیزینس اینسایدر، اوبر و توییتر در میان آن‌ها قرار دارند. جف بزوس در سازمان‌های خیریه و شرکت‌های غیر انتفاعی نیز سرمایه‌گذاری می‌کند. شرکتی که وظیفه‌ی این نوع از سرمایه‌گذاری‌ها را بر عهده دارد، بزوس سنتر است.

او مؤسسه‌ی خیریه‌ای با نام بزوس فامیلی فاندیشن نیز تأسیس کرده که یک خیریه‌ی تحصیلی است. سرمایه‌ی اصلی این خیریه از سود والدین بزوس در سرمایه‌گذاری اولیه در آمازون تأمین شده است.

 

بزوس در سال ۱۹۹۳ با مک‌کنزی تاتل از کارمندان D.E. Shaw ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۴ به سیاتل رفت.

همسر او در حال حاضر نویسنده‌ی رمان است. این زوج چهار فرزند دارند. جف بزوس در سال ۲۰۱۶ به رؤیای سفر به فضا، رنگی نزدیک به واقعیت داد و در فیلم سینمایی Star Trek Beyond نقش کوتاهی بازی کرد. او در فعالیت‌های سیاسی نیز شرکت کرده و از منتقدین اصلی دونالد ترامپ است. مؤسس آمازون در سال‌های متعدد فعالیت، هدف انتقادهای صریح کارشناسان کسب و کار بوده است و حتی در سال ۲۰۱۴ به‌عنوان بدترین مدیر جهان از طرف «کندراسیون اتحادیه‌های کارگری بین‌المللی» انتخاب شد. دبیر کل این انجمن در زمان اهدای این عنوان، او را نماد مدل کاری غیر انسانی مدیران شرکت‌های بزرگ آمریکای شمالی نامید.

نیویورک تایمز نیز در مقاله‌ای کار کردن برای او و آمازون را بسیار خسته‌کننده و غیر انسانی نامید و ادعا کرد که عموم کارمندان این شرکت آن را ترک می‌کنند یا اخراج می‌شوند. البته بزوس تمامی این موارد را تکذیب کرده است. راه حل‌های جف بیزوس برای رهایی از بحران در سال ۲۰۰۰ شرکت آمازون مانند بسیاری از شرکت‌های دیگر امتحان سختی را پس داد. امتحانی که در آن بسیاری از شرکت‌های اینترنتی ورشکسته شده یا با شرکت‌های بزرگتر ادغام شدند. بحران معروف حباب اینترنتی که بر اساس آن شرکت‌های کوچک اینترنتی که در زمان کوتاهی به غول‌های اینترنت تبدیل شده بودند مثل یک حباب ترکیدند. ظاهراً دلیل این امر مربوط به خبرهای زیادی بود مبنی بر مشکل ساز شدن کامپیوترها در سال ۲۰۰۰ که در پی آن مردم از اینترنت فاصله گرفتند.

در این سال قیمت سهام آمازون افت شدیدی کرد و ۱۰۶دلار در دسامبر ۱۹۹۹ به ۴۱ دلار در سپتامبر ۲۰۰۰ رسید. آمازون نیز به مرز ورشکستگی نزدیک شده بود و ۱۳۰۰ نفر از کارمندان شرکت را کم کرد و کالاهایی که فروش کمی داشتند و سودآور هم نبودند را حذف کرده و شروع به بستن قراردادهایی برای خدمات بهتر به مشتریان و تسهیل حمل کالا کرد. در پی این اقدامات نه تنها آمازون و جف شکست نخوردند، بلکه در سال ۲۰۰۳ درآمد خالص آمازون به ۷۳٫۲ میلیون دلار رسید. مجلهٔ فوربس اعلام کرد در سال ۲۰۰۸ درآمد جف به ۸٫۷ میلیارد دلار رسیده و او در مکان ۳۵ ثروتمندترین مرد جهان ایستاده بود و در سال ۲۰۱۵ نیز به ثروتی بیش از ۳۴ میلیارد دلار رسیده‌است.

 

طلاف جف بزوس با مک کنزی

«جف بیزوس» مدیرعامل شرکت آمازون و ثروتمندترین مرد دنیا در یک طلاق توافقی از همسرش جدا شد. ( ۱۵فروردین ۱۳۹۸ )خانم مک‌کنزی بیزوس در ازای این طلاق ۳۵ میلیارد دلار دریافت کرد.

سه ماه پیش اعلام شد این دو از هم جدا می‌شوند. جف بیزوس ۵۴ سال دارد و ثروتش به ۱۶۰ میلیارد دلار می رسد. او شرکت فناوری آنلاین آمازون را که بیشتر بر تجارت الکترونیک تمرکز دارد، در سال ۱۹۹۴ تاسیس کرد. آمازون فراگیرترین سرویس خرید کالا در جهان است.

طلاق می گیرند واما همکار«شریک»باقی می مانند

این دو ۲۵ سال پیش با هم زندگی کردند. خانم بیزوس اعلام کرد او کماکان سهام چهار درصد خود در آمازون را دارد اما حق رای در هیئت مدیره آمازون را به همسر سابقش داده است. او همچنین اعلام کرد سهام در روزنامه واشنگتن پست و شرکت فضایی بلو اوریجین که برای سفر افراد به فضا است را به آقای بیزوس منتقل کرد.

کارآگاهی که از طرف «جف بزوس» مدیر فروشگاه اینترنتی آمازون، مسئول تحقیق درباره چگونگی افشای روابط عاشقانه او شده است، عربستان سعودی را مسئول هک کردن اطلاعات خصوصی او دانست.

به گزارش گاردین، گوین دی بکر پس از هفته ها بررسی اسناد و شواهد مختلف مدعی است، مقامات عربستان سعودی به دلیل پیگیری های واشنگتن پست در ماجرای قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار عربستانی و انتقاد شدید این روزنامه از ریاض، خواستند از جف بزوس صاحب این نشریه آمریکایی انتقام بگیرند.

هرپیامبری براساس علوم روزآمد"پیامبرعصراینترنت"؟

وجود تفاوت جوهری بین معجزات با فن رایج زمان خود

اگرپیامبری دراین زمان می آمدبایداشراف  براینترنت داشته باشد


علوم رایج زمان حضرت موسی(ع)سحروجادو

چون در زمان حضرت موسی، بازار کارهای خارق‌العاده و جادوگری رواج زیادی داشته و با کارهای عجیبی که می‌کردند اذهان انسانها را بخودشان جذب می‌کردند.

معجزه‌ی حضرت موسی هم که نوعی به میدان آمدن و مبارزه طلبیدن از آن کسانی است که اهل آن قدرت نمائی‌ها بودند، شبیه کار خود آنهاست.

یعنی آنهاکارهایی و تردستی‌هایی می‌کردند که در یک نگاه عامیانه و سطحی میان کار آنها و کار حضرت موسی یک شباهتی وجود داشت. یعنی از نوع کار آنها: یا بگوییم شبیه کار آنها اما در سطح معجزه را حضرت موسی به عنوان مبارزه طلبی و به عنوان میدان‌داری در مقابل صاحبان این مایه اقتدار آنروز انجام داد.


علوم رایج زمان حضرت عیسی(ع)پزشکی


زمان حضرت عیسی دوران رونق و رواج دانش پزشکی و پدید آمدن پزشکان بزرگ و معروف دنیاست که در سطح امپراطوری رم بخصوص امثال:

بقراط و جالینوس و امثالهم یا کسانی که پیش از اینها بودند. مایه‌های پزشکی و شفا دادن بیماران رایج بوده.

لذا معجزه‌ی حضرت عیسی برای قانع کردن و گرفتن میدان از دست طرف دیگر معجزه‌ای از سنخ همانهاست.

یعنی به حسب بینش سطحی و عامیانه شبیه کار همانها بود، آنها مریض را معالجه می‌کردند،‌حضرت عیسی مریض لاعلاج را شفا می‌داد، یا مثلاً کور مادرزاد را بینا می‌کرد و یا مرده را زنده می‌کرد، یعنی چیزی در همان میدان، منتها در سطح بالاتر، که وقتی ما به معجزات پیغمبران گذشته نگاه می‌کنیم، می‌بینیم: قرآن هم همینطور است.


زمان پیامبراسلام -حضرت محمد(ص) شعروشاعری


در محیط نزول قرآن آن چیزی که مایه‌ی تفاخر و آیت تقدم بی‌قید و شرط به حساب می‌آمد سخن و سخنوری بود، یعنی بزرگان قبایل و حتی شاهزاده‌های عربی و امیرزادگان عربی‌همان دوران، هنر مهم‌شان سخنوری بود. مثل امرء و القیس که خودش یک امیر و شاهزاده‌ای بود، اما در عین حال معروفیتش به شعر اوست.

 مردم عرب، مردم باذوق و شعر فهم بودند، در مقابل شعر به هیجان می‌آمدند و تحت تأثیر قرار می‌گرفتند، و همه کاری را شعر می‌کرد، لذا در نوع کار خود آنها در آن ساخت و صحنه، قرآن که از نوع زبان است می‌آید.

 در همه‌ی این نوع معجزه‌ها که میدان داری و تحدّی و مبارزه‌طلبی نسبت به فن رایج زمان در آنها هست یک نکته‌ای وجود دارد، و آن این است: که اگر چه معجزه در آن میدان است و به نظر عامیانه در همان سطح و از آن سنخ کار است، اما یک تفاوت جوهری با آن کارها دارد، ظاهر قضیه مثل هم است و یک آدم عامی وقتی نگاه می‌کند. این دو کار را شبیه هم می‌بیند، مثلاً وقتی حضرت موسی عصا را می‌انداخت روی زمین عصا تبدیل به یک مار بزرگ می‌شد.
فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِیَ حَیَّةٌ تَسْعَىٰ ﴿٢٠طه﴾ ریسمان راانداختند،تبدیل به یک ماری که در حال حرکت کردن و جولان دادن و تکاپو بود. وقتی جادوگران را آوردند برای مقابله، آنها هم کارهایی از همین قبیل کردند: حِبَالُهُمْ وَعِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ ﴿٦٦طه﴾ آنها هم عصا و ریسمان داشتند عصاها و ریسمانها را می‌انداختند روی زمین و کسی که نگاه می‌کرد خیال می‌کرد اینها دارند حرکت می‌کنند. یعنی ظاهر کار شبیه هم بود و فرعون و پیروانش وقتی دیدند در مقابل کاری که موسی با یک عصا کرده بود، اینها هم عصاها و ریسمانهای متعددی را روی زمین ریختند، وِلوِله‌ای شد و در آن فضا هرکس نگاه می‌کرد خیال می‌کرد بر اثر جادوگری آنها آن ریسمانها و چوبدست‌ها دارد حرکت می‌کند، یعنی اینها با چشم عادی و معمولی با هم تفاوتی ندارند،

اما خود اهل فن و آن کسی که ساحر است که خودش اینها را درست کرده، او وقتی می‌بیند. می‌فهمد چیزی را که پیغمبر آورده از نوع اینها نیست و ملتفت می‌شود یک فرق جوهری باهم دارند، اگر چه به ظاهر و با دید عامیانه در یک میدان و از یک سنخند، اما دارای یک تقاوت مرحله‌ای و جوهری‌اند، ولذا وقتی عصای موسی افتاد روی زمین و اوهم شروع کرد به حرکت کردن همین که چشم جادوگران به آن عصا افتاد، گفتند این غیر از کار ماست و بلافاصله قبل از اینکه مردم عادی بفهمند معجزه است ایمان آوردند، چون کار خودشان را به خوبی می‌شناختند و در مورد معجزه حضرت عیسی (ع) هم این امر صادق بود، یعنی تفاوت بین شفا دادن کور مادرزاد با شفا دادن کسی که چشم داشته و نابینا شده زیاد است و این دومی یک چیز کاملاً ممکن است، لکن آن اولی که به نظر ناممکن می‌آید را حضرت عیسی انجام می‌داد.


در مورد پیغمبر خاتم (ص) هم عیناً همینطور است. یعنی قرآن را یک کسی که آشنا به فنون فصاحت و بلاغت و اهل بیان و سخنوری نیست، شاید وقتی نگاه می‌کند تفاوت او را با یک سخن عربی، بخصوص اگر آن سخن عربی دارای زر و زیورهای بیانی باشد چندان نمی‌فهمد، اما آن کسانی که خودشان اهل سخنوری بودند همین که سخن قرآن مطرح می‌شد آنها می‌دیدند یکچیز فوق‌العاده‌ای است و از نوع کار آنها نیست. ایمان می‌آوردند. البته بعضی هم که خیلی لجوج و عنود بودند یک چیزی می‌گفتند و ایمان نمی‌آوردند،۱۳۷۱/۰۲/۱۶درسهایی ازقرآن-قرائتی

***

ازبین نرفتن اعجاز معجزات در صورت کشف اسرار آن توسط دانش بشر


اما در پاسخ به نکته‌ای که گفته شد اگر روزی مثلاً دانش بشر به جایی برسد که آن علت ناشناخته‌ی تأثیرگزاری که با زدن عصای حضرت موسی (ع) به سنگ آب را از آن جاری کرد، بشناسد. آیا معجزه بودن آن کار از بین می‌رود یا نه؟
پاسخ این است که از بین نمی‌رود، زیرا چه معجزی از این بالاتر که انسان ( حضرت موسی)] کاری‌ را بکند که بعد از سه هزار سال دانش بشری بتواند به راز آن پی ببرد؟

این خودش معجزه بزرگی است و چیز کمی نیست.: وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ ﴿٤٩آل عمران)

 که در باب حضرت عیسی قرآن می‌گوید: پیسی و برص را معالجه می‌کرده، ممکن است دانش بشری و دانش پزشکی بتواند بیماری پیسی را علاج کند لکن این مربوط به دو هزار سال بعد از ان تاریخ است. بهرحال معجزه آن کاری است که از یک علتی ناشی می‌شود، منتها آن علت برای بشر شناخته شده نیست، ولو اینکه یک روزی برای بشر شناخته خواهد شد و ما اتفاقاً امیدواریم یک روزی بشر تمام این اسرار را بشناسد، کما اینکه تدریجاً هم دارد شناخته می‌شود.
آن روزی که قرآن فرمود: وَبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ دَابَّة﴿١٦٤بقره﴾ یعنی خدا جنبندگان را در زمین و آسمان قرار داد، آن روز بشر در آسمان جنبنده‌ای رانمی‌دید.

ظاهراً آسمان یک سقفی بود با میخ‌های نورانی که همان ستاره‌ها باشند و از جنبنده در آنجا خبری نبود. اما امروز که بشر دارد آسمان را کشف می‌کند، فرضیات بشری احیاناً خبر از وجود موجودات و شرایط زیستی در بعضی از کرات دیگر می‌دهد و اینکه آن موجودات در کرات دیگر ممکن است دانش پیشرفته‌ای داشته باشند،

امروز که دارد این فکر مطرح می‌شود ممکن است یک روزی هم کشف بشود، لکن وقتی کشف شد معجزه بودن قرآن را که هزاران سال قبل آمده یک حقیقتی را که بشر، حتی مغزش هم خطور نمی‌کرد. به این روشنی و قرصی بیان کرده از بین نمی‌برد. پس بنابراین: پاسخ این سئوال این است که اگر چنانچه پیشرفت دانش بشر به جایی برسد که اسرار معجزات را کشف کند معجزه بودن آن معجزات را در ظرف خودش از بین نمی‌برد.۱۳۷۱/۰۲/۱۶درسهایی ازقرآن-قرائتی

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:همانطورکه حاج آقاقرائتی گفتند،هرپیامبری براساس علوم روز آمده است،لذااگرخداونداراده میکردکه دراین زمان پیامبری برگزیند،کسی بایدباشد که علاوه برتقوی ودرائت رسالت بایدبه علم روز»اینترنت»هم مجهزباشد که بتواندبا مردمزمانش براساس علوم روزمصاحبت داشته باشد.