پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

پیراسته فر

علمی،تحقیقی و تحلیلی

امام خمینی:اگرمن به جای شما بودم ناو امریکارا می زدم"ناوهواپیمابرگدرخلیج فارس

اگر جای شما بودم اولین ناو امریکا را می زدم

امام خمینی:‏ اگر من به جای شما بودم نخستین ناو آمریکایی را که وارد منطقه (تنگه هرمز) شد می زدم

‏ یک شب ‏‎ ‎‏بعد از نماز مغرب و عشاء مسئولین درجه یک کشور یعنی رئیس‌جمهور، ‏‎ ‎‏نخست‌وزیر و رئیس دیوان‌عالی کشور از جلوی پست شهید عسکری ‏‎ ‎‏پیاده شده و به سمت منزل امام می‌رفتند.

آنها چنان ناراحت بودند که ‏‎ ‎‏حتی متوجه سلام من هم نشدند، نگران شدم و با خود گفتم چرا اینها ‏‎ ‎‏اینقدر ناراحت هستند و چرا در این ساعت و در این وقت شب به ‏‎ ‎‏محضر امام می‌روند؟ با خود گفتم حتما اتفاقی افتاده است؟ حدس من ‏‎ ‎‏درست بود.

معلوم شد یک ناو امریکایی برای اولین بار به داخل آب‌های ‏‎ ‎‏خلیج‌فارس آمده و ما را تهدید کرده است. مسئولین در آن وقت شب که ‏‎ ‎‏امام معمولاً ملاقاتی نداشت با حالتی نگران خدمت امام رسیدند. نیم ‏‎ ‎‏ساعت بعد که از اتاق امام خارج شدند، خدا می‌داند با چند دقیقه قبل ‏‎ ‎‏رنگ و رویشان زمین تا آسمان فرق کرده بود.

بسیار خوشحال و خشنود ‏‎ ‎‏به نظر می‌رسیدند و با احوال‌پرسی گرمی که از ما کردند، بیت را ترک ‏‎ ‎‏کردند و رفتند. وقتی از آنها پرسیدم که

چرا در این وقت شب خدمت ‏‎ ‎‏امام رفتند؟

جواب امام به آنها چه فرمودند؟

گفتند: امام به ما فرمودند: چیز ‏‎ ‎‏مهمی نیست نگران نباشید. پرسیدیم: آقا چه کنیم؟

امام خمینی گفتند:

اگر من جای ‏‎ ‎‏شما بودم وقتی سر و کله اولین ناو جنگی امریکایی در آب‌های ‏‎ ‎‏خلیج‌فارس ظاهر شد همان وقت آن را با موشک می‌زدم تا ناو دومی ‏‎ ‎‏جرات نکند بعد از او وارد خلیج‌فارس بشود.‏

/منبع :غلامعلی رجایی،سایت جماران

تصمیم به حضور ناوهای جنگی آمریکا در خلیج فارس از دی ماه سال ۱۳۶۵ اتخاذ شده بود که پس از صدور قطعنامه ۵۹۸ از اول مرداد ماه ۱۳۶۶ به مرحله اجرا در آمد.

توضیح زیر در مورد بخشی از پاورقی کیهان روز شنبه۲۹ مهر ۱۳۹۱ در مورد مسائل جنگ تحمیلی است. این توضیح در همان روز برای روزنامه کیهان فرستاده شد ولی تا کنون چاپ نشده است.

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای حسین شریعتمداری
مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان
باسلام
در ادامه سلسله مقالات آقای کامران غضنفری در پاورقی روزنامه کیهان مطلبی تحت عنوان علل و عوامل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۹۱ به چاپ رسیده است که بخشی از آن که در مورد

چگونگی ورود ناوهای آمریکایی به خلیج فارس در سال ۱۳۶۶ است نادرست می باشد.

در این مقاله از قول آقای محسن رضایی مرقوم شده است که : پس از حضور نیروهای آمریکا در منطقه در سال ۱۳۶۶ جلسه ای با حضور امام تشکیل شد که من در آن جلسه حضور نداشتم. امام در آن جلسه فرموده بودند که اگر من به جای شما بودم نخستین ناو آمریکایی را که وارد منطقه (تنگه هرمز) شد می زدم.

آقایان گفته بودند که شما رهبر هستید فرمان بدهید تا اجرا شود و امام پاسخ داده بودند که نمی خواهم مسئله ای را تحمیل کنم. «اگر به جای شما بودم ناو را می زدم».

اما خود باختگان در برابر آمریکا نه خود اقدامی انجام می دهند و نه اجازه این کار را به رزمندگان دلاور اسلام می دهند.

نتیجه آن می شود که طبق اظهار سردار علایی آمریکا طی سال های ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷ بیش از ۹۰ فروند ناو جنگی در خلیج فارس مستقر می کند که این مسئله نقش قابل توجهی در وارد آمدن خسارات جبران ناپذیر به جمهوری اسلامی ایران ایفاء می کند.

توضیح سردارعلایی:ماجرای ورود ناوهای جنگی آمریکا به خلیج فارس
در مورد مطلب فوق توضیحات زیر ضروری است. ماجرای ورود ناوهای جنگی آمریکا به خلیج فارس از این قرار بود

 پس از صدور قطعنامه ۵۹۸ از سوی شورای امنیت سازمان ملل در ۲۹ تیر ماه سال ۱۳۶۶، آمریکا که از قبل تصمیم گرفته بود تا در حمایت از صدام حسین به اسکورت نفتکش های کویتی بپردازد اعلام داشت که دو فروند نفتکش کویتی را در ورود به خلیج فارس با ناوهای جنگی خود اسکورت خواهد کرد.

آن جلسه پس از چنین تصمیمی برگزار می شود که در آن ظاهرا آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت هم حضور داشته اند.

به هر حال آمریکا در روز اول مرداد ماه سال ۱۳۶۶ اسکورت دو فروند نفتکش کویتی که اسم آنها را تغییر داده بود و پرچم آمریکا را هم بر بالای آنها نصب کرده بود از دریای عمان به سوی خلیج فارس آغاز کرد.

کاروان کشتی های آمریکایی که با تعدادی از خبرنگاران همراهی می شد پس از عبور از تنگه هرمز اعلام شادی و موفقیت کرد و به راه خود در خلیج فارس ادامه داد ولی اولین کاروان اسکورت کشتی های آمریکایی در نزدیکی بندر احمدی کویت در روز دوم مرداد ماه ۱۳۶۶ با مین های دریایی برخورد کرد و کشتی بریجتون که تحت اسکورت ناوهای جنگی آمریکایی بود به شدت خسارت دید و برنامه آمریکا ناکام ماند.

این در حالی بود که قبلا در نزدیکی همین منطقه اولین نفتکش کویتی به نام مارشال چخوف که توسط ناوهای شوروی اسکورت می شد نیز در اردیبهشت ماه ۱۳۶۶ با مین برخورد کرده بود و با مشاهده این حادثه، آمریکا برای مقابله با مین های شناور در خلیج فارس اقدامات لازم را انجام داده بود.

بنابراین خداوند خواست که نظر امام خمینی با تیر غیب به اجرا درآید. با وجود این، تصمیم به حضور ناوهای جنگی آمریکا در خلیج فارس از دی ماه سال ۱۳۶۵ اتخاذ شده بود که پس از صدور قطعنامه ۵۹۸ از اول مرداد ماه ۱۳۶۶ به مرحله اجرا در آمد و هدف از آن باز گذاشتن دست عراق در حمله به نفتکش های عازم بنادر ایران و نیز تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران به منظور پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بود و ربطی به سایر مسائل نداشت.۲۹ مهر ۱۳۹۱سردارحسین اعلایی / ۲ آبان ۱۳۹۱ خبرآنلاین

***

حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر محتشمی‌پور، وزیر کشور سال‌های دفاع مقدس و عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در یک سخنرانی که در جمع دانشجویان دانشگاه‌های شیرازدر تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۷۴ در تالار فجر کوی ارم شیراز داشت به نقل خاطره‌ای درباره‌ی دیدگاه‌های امام و هاشمی رفسنجانی درباره‌ی امریکا پرداخت که برای اولین بار منتشر می‌شود.

محتشمی‌پور در این سخنرانی می‌گوید: من شواهد بسیار زیادی دارم که امام برخلاف عقیده‌شان در بسیاری از موارد تصمیم گرفتند، به خاطر اصرار مجموعه‌ها. یک موردش را می‌گویم. وقتی آمریکایی‌ها آمدند پشت تنگه‌ی هرمز در اواخر جنگ، مقام‌های لشکری و کشوری رفتند خدمت امام که با امریکایی‌ها چه باید کرد؟

امام فرمود «اولین ناو امریکایی که آمد در خلیج فارس بزنید».

گفتند آقا این خطرناک است، امریکا موشک‌های کروز دارد، بمباران می‌کند  ...

امام فرمودند «آخرین کاری که امریکا می‌کند می‌آید جماران را می‌زند و مرا از بین می‌برد، بگذار ببرد. اولین ناو را بزنید، بگذارید ما در دنیا سربلند باشیم».

گفتند آقا از محالات است، اگر مرکز از بین برود، شما از بین بروید، دیگر چیزی نمی‌ماند به عنوان انقلاب و نظام ... امام فرمودند «نظر من این است. شما خودتان بروید با مقامات نظامی و ... مشورت کنید، به هر نتیجه‌ای که رسیدید من قبول دارم». که آقایان آمدند مشورت کردند، بدین نتیجه رسیدند که نزنند. امام هم تابع جمع شدند، امام دیکتاتور نبود که هرچه خودش نظر می‌دهد همه مجبور باشند اطاعت کنند ...

من روز بعد از این ملاقات، نمی‌دانستم که اینها با امام ملاقات کرده‌اند، رفتم مجلس، آن موقع وزیر کشور بودم، با آقای هاشمی که رییس مجلس بود ملاقات کردم. با آقای هاشمی صحبت کردم، گفتم آقای هاشمی الان امریکایی‌ها به شدت در داخل امریکا در تنگنا هستند. افکار عمومی امریکا به هیچ وجه اجازه نمی‌دهد که دولت امریکا قدم در باتلاقی مثل ویتنام بگذارد، اضافه بر اینکه امریکایی‌ها به شدت از ایران و انقلاب می‌ترسند، در لبنان و بیروت رفتند و شکست خورده بیرون آمدند. اعلام شکست کردند در جنگ ۱۹۸۲میلادی(۱۳۶۰شمسی) وقتی حزب‌الله شکل گرفت و پایگاه نظامی «مارنیز» امریکا را منفجر کرد و ... گفتم وضعیت امریکا اینجوری است،

الان هم که یک هفته است ناوگانش پشت تنگه خوابیده، جرات نمی‌کند بیاید داخل، و می‌ترسد لذا تنها راه ما این است که اگر امریکا خواست بیاید داخل با آن برخورد کنیم.

به مجرد اینکه برخورد کنیم، ولو برخورد ما موفق نباشد، ناوگان را نتوانیم غرق کنیم اما شلیک به طرف ناوگان بکنیم همان و بسیج افکار عمومی امریکا همان. امریکا دست برمی‌دارد.

آقای هاشمی گفت: «اِی بابا، تو هم که همان حرف‌های امام را میزنی». به خدا قسم من اصلا نمی‌دانستم که چنین ملاقاتی صورت گرفته اما می‌خواهم بگویم امام این شکلی بودند و علی رغم اینکه نظری داشتند تابع جمع بودند»./۲۴ مهر ۱۳۹۲ایسنابنقل ازانصاف نیوز

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:تصویر فوق ،ناوامریکایی در اردیبهشت ۱۳۹۸ درخلیج فارس است.

آیاکوروش همان ذوالقرنین است؟سدیأجوج ومأجوج کجاست؟

سفرهاى سه گانه ‏اى که در قرآن براى ذو‏القرنین ذکر شده با سفرهای کوروش انطباق دارد

ذوالقرنین: یا قرن در این کلمه بمعنای شاخ است ذوالقرنین یعنی صاحب دوشاخ یا کسی که دو قرن عمر کرده باشد یا قلمرو آن کل مشرق و کل مغرب باشد.

نام‌گذاری ذوالقرنین به این اسم به خاطر آن است که او به شرق و غرب عالم رسید که عرب از آن تعبیر به قرنی‌الشمس «دو شاخ آفتاب‌» می‌کند. عده‌ای هم می‌گویند: در دو طرف سر او برآمدگی مخصوصی بود و به خاطر آن به ذوالقرنین معروف شد. برخی نیز عقیده دارند که او تاج مخصوصی داشت که دارای دو شاخ بود.

   آیا «کوروش» همان «ذوالقرنین» است؟

«علامه طباطبایی» در المیزان، پس از بررسی نظریه «ابوالکلام آزاد» که اثبات می‌کند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ است.

درادامه اعزام هیئت۵۰ نفربه سرپرستی «سلّام»،ازطرف خلیفه مسلمین هارون الرشیدد« الواثق باللّه» برای بازدید«سدیأجوج ومأجوج» ومرمت آن راد« الواثق باللّه» وگزارش سفرسفر۲۸ماهه «سلام ترجمان» درپایتخت حکومت اسلامی«سامرا» راخواهیدخوندودیدگاه مورخین ایرانی وخارجی  را. ونیز موقعیت جغرافیایی سدیاجوج وماجوج.

مدیریت سایت-پیراسته فر:چگونه وازچه زمانی مفسران ومحققین به این نتیجه رسیدند که «ذوالقرنین» حاکم ایران«کوروش کبیر»است رابررسی خواهیم کرد.آرامگاه کوروش کبیر  کجاست؟

اولین کسی که دوالقرنین را«کوروش» دانست؟
تامدتها مفسیرین «ذوالقرنین» را یا «اسکندرمقدونی »می دانستند ویا بنیانگذاردیوارچین،
نخستین کسی که  ذوالقرنین راکورش دانست، «سید احمد خان» ،مبارزمشهور«هند»بود.
بعدازآن بود که  ابوالکلام با مسافرتهای متعددی که به کشورهای مختلف داشت،ازجمله ترکیه وعراق ومصروسوریه وایران،وکوه های قفقاز را ازنزدیک دیده بود،نظر سید احمد خان را مستدل و مستند دانست .

مهم‌ترین شواهد وی در این فرضیه، دستاوردهای مطالعات او در کتابهای مختلف عهد قدیم و هم، دستاوردهای مطالعات باستان شناسان معاصر وی بودند .
توضیح این که در چند کتاب از «عهد عتیق»، اشاراتی به یک «شخصیت تاریخی کشور گشا با ۲ شاخ »شده است.

برای نمونه، در «بخش هشتم از سفر دانیال»، مکاشفه‌ای از مکاشفات دانیال توضیح داده می‌شود.

او در سومین سال سلطنت «بَلْشَصَّر»، وقتی در قصر شوشان در کشور «عیلام» به سر می‌برد، «قوچی» را در خواب می‌بیند که صاحب ۲ شاخ بلند است، به شمال و غرب و شرق شاخ می‌زند و هیچ وحشی در برابر شاخ او مقاومت نمی‌تواند بکند.

آن گاه فرشتۀ خدا بر دانیال ظاهر می‌شود و خوابش را چنین تعبیر می‌کند که آن قوچ، از «ملوک ماد و فارس» است.

«ابوالکلام» این اشاره را بر آن حمل می‌کند که «ملوک فارس» در تاج خویش «۲ شاخک شبیه قوچ» تعبیه می‌کرده‌اند؛ امری که با نظر در سر ستونهای بازمانده از «کاخ پاسارگاد» به‌وضوح مشاهده می‌شود.کاخ پاسارگاد

همچنین در تعبیر خواب« دانیال»، می‌تواند آن باشد که این «پادشاه فارس»(ایران)، قدرت خود را در غرب و شرق و شمال می‌گستراند و وحشیان را عقب می‌راند؛ امری که به امنیت یافتن «قوم یهود »می‌انجامد و به‌وضوح با آنچه کورش هخامنشی در دوران حکومتش پی گرفت، قابل تطبیق است.

« ابوالکلام« با استناد به مطالعات زبان‌شناسانه، میان این دو واژۀ قرآنی برگرفته از زبان عبری با واژۀ «مغول» ارتباط برقرار می‌کند. بر پایۀ اظهار نظر وی، اصل کلمۀ مغول، «مونغول» بوده، که خود نیز برگرفته از صورتی قدیم‌تر همچون «منگوک» یا منچوک است.

این واژه‌ها به کلمۀ عبری مأجوج بسیار شبیه و نزدیکند.

«یونانیان» برای اشاره به همین قوم، واژۀ «میگاگ »را به کار می‌برده‌اند.

پس می‌توان تصور کرد نام «قوم منگوک» نخست به «میگاگ» و سپس به «مأجوج »تغییر کرده باشد.

پ در تاریخ چین از قبیله‌ای در این سرزمین به نام «یوشی» نام برده می‌شود؛ طایفه‌ای که فرنگی ها نامش را «یوئجی» تلفظ می‌کنند.

بر پایۀ شواهد، می‌توان محتمل دانست همان قومی باشد که در قرآن با نام «یأجوج» یاد شده است.

این اظهار نظر با گزارش بیرونی مبنی بر این که مراد از «یأجوج و مأجوج»، اقوامی از تُرکان شرقی (طوایف مغول) هستند ، به تأیید می‌رسد.
« ابوالکلام» با توجه بر این شواهد،« ذوالقرنین»را همان «کوروش» دانسته است.

« ابوالکلام کیست؟»

مولانا ابوالکلام محی الدین احمد آزاد،محقق، مفسر قرآن، رهبر حزب کنگره ملی هندبود

متولد:متولد: آبان ۱۲۶۷ 

متوفی:‬ ، ۲ شعبان ۱۳۷۷(اسفند ۱۳۳۶)

« ابوالکلام»در کتاب خود کوروش کبیر یا ذوالقرنین، حوادث مهم زندگانی کوروش را با آیات قرآن دربارۀ ذوالقرنین تطبیق می‌دهد. از جمله، حملۀ کوروش به سرزمین لیدیه را همان لشکر کشیدن او به سوی مغرب می‌داند که در قرآن یاد شده است.

 حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا ۗ قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا (٨٦کهف)

ترجمه:تا به غروبگاه آفتاب رسید (در آنجا) احساس کرد که خورشید در چشمه (دریا)  - تیره و گل آلودی فرو می‏رود، و در آنجا قومی را یافت، ما گفتیم ای ذو القرنین! آیا می‏خواهی مجازات کنی و یا پاداش نیکوئی را در باره آنها انتخاب نمائی؟

به همین ترتیب، خورشیدی را که در چشمه‌ای گل آلود غروب می‌کند، مطابق با رسیدن کورش به دریای اِژه در ادامۀ این سیر، و ملاحظۀ تصویر غروب آفتاب در آن دریا می‌گیرد.

به طریقی مشابه، حرکت ذوالقرنین به سوی مشرق را بیانی دیگر از روی آوردن کوروش به سرکوبی قبایل کوچ نشین باکتریا (بلخ) می‌داند. سرآخر، حرکت ذوالقرنین به شمال را با لشکرکشیهای کورش به کوه‌های قفقاز برابر می‌گیرد

 و مکان سد احداثی ذوالقرنین را نیز، جایی میان دریای خزر و دریای سیاه، در معبر داریال می‌شمرد. یأجوج و مأجوجی را نیز که توسط وی سرکوب شدند، همان قوم تاتار (مغول) می‌داند.

حاصل تحقیقات وسفرهای پژوهیش اورا به این نظریه رساند که« کوروش» شخصیتی است که در عهد عتیق از او به نیکی یاد شده است و مسلما یهودیان یگانه‌پرست، فردی را که برخوردار از ایمان به خدا نباشد، چنین به نیکی یاد نمی‌کنند. ثانیا، ذوالقرنین قرآن شخصیتی است که خداوند به او تمکن و قدرت و اختیار بخشیده است و این، با شخصیت کوروش که بر بخش عظیمی از آسیا و اروپا دست یافت و بزرگ‌ترین امپراطوری تاریخ را تأسیس کرد، منطبق است. ثالثا، ذوالقرنین قرآن مردی مؤمن به خدا و روز جزاء و متدین به دین حق بوده‏ و کوروش هم خداشناس و یکتا پرست است.

 رابعا، ذوالقرنین سفرها یا لشکرکشیهایی به غرب و شرق عالم داشته است و این با لشکر کشیهای کوروش به لیدیه در غرب و مکران و سیستان در شرق، و حدود بلخ در شمال قلمرو وی مطابقت می‌کند. خامسا، ذوالقرنین با قومی وحشی رویارو شده است و این، با رفتن کوروش به سمت شمال و نبرد با سکاها ـ که به یک تعبیر همان یأجوج و مأجوج هستند ـ انطباق دارد. سادسا، کوروش این اقوام وحشی را به عقب راند و در معبر داریال که تنها معبر آنان بود، سدی با مس و آهن ساخت که هنوز بقایای آن در منطقۀ قفقاز باقی است.

« ابوالکلام» این اقوام وحشی را همانها می‌داند که در یونان باستان «لیت»، در اروپای عصرهای اخیر «مجار»، و در آسیا «تاتار» نامیده‌اند؛ به عبارت بهتر، این اقوام از دید وی با مغولان قابل انطباقند

 الصفحه الرسمیه للواء عمر سلیمان - یأجــــــوج ومأجــــــوج یحکمون  العــــــــالم ( 2 ) ---------------------------------------------- نزل  القرآن الکریم یحکى سؤالهم ، و یجیب عنه ، لا بذکر الاسم الحقیقی لهذا الرجل ،  ولا

فرضیۀ ابوالکلام در دوران معاصر، به پدید آمدن موج گسترده‌ای از مباحث در بارۀ شخصیت تاریخی ذوالقرنین مذکور در قرآن کریم انجامید و مقالات و کتابهای فراوانی در بارۀ اسکندر مقدونی و شاید بیش از ده شخصیت تاریخی دیگر که محتمل بود همان ذوالقرنین باشد، تألیف گردید.

وبه این ترتیب بود که نظریه ابوالکلام جهانی شد ودرایران موردقبول اکثرعلماومحققین قرارگرفت

محققین ومفسران مشهوری که کوروش را همان ذوالقرنین می دانند:

۱-مولانا ابوالکلام آزاد، مفسر هندی رئس مجلس هندوستان و(وزیر فرهنگ هند کابینه گاندی ) درکتاب« تفسیرالبیان فی مقاصدالقران» درسوره کهف به ذوالقرنین می پردازد وآن راباحکومت کوروش تطبیق می دهد که این قسمت ازتفسیردرمجله «ثقافه الهند»هندوستان منتشرمی شود.

۲-  دکترمحمدابراهیم باستانی پاریزی(متولد۱۳۰۴) در کتاب«ذوالقرنین یا کوروش کبیر»۳-علامه سید محمدحسین طباطبایی (تفسیرالمیزان)،۴-آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی( تفسیر نمونه)۵- حسین تابنده گنابادی(دراویش) در کتاب (ذوالقرنین وکوروش)۶- مفسرتُرک زبان( میرمحمد کریم نجل الحاج میرجعفر العلوى الحسینى الموسوى در تفسیر «کشف الحقایق  عن نکت الایات و الدقائق قرآن» (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری )،

کتاب ایرانیان در قرآن و روایات [چ1] -فروشگاه اینترنتی کتاب گیسوم

۷- سید نورالدین ابطحی دشتی،(مدیرکل ارشاد)رئیس دانشگاه علمی کاربردی بوشهر(متولد۱۳۳۷) در کتاب «ایرانیان در قرآن و روایات»۸- دکتر علی شریعتی در کتاب( بازشناسی هویت ایرانی اسلامی)۹-آیت الله سید صدرالدین بلاغی نائینی ((تولد۱۲۹۰ -توفی ۱۳۷۳) کتاب«قصص قرآن»۱۰-جلال رفیع،وکیل پایه یک دادگستری وروزنامه نگار (متولد  ۱۳۳۳)در کتاب «بهشت شداد»۱۱-دکتر فاروق صفی زاده ،فوق دکترای ایران‌شناسی و ادیان(متولد۱۳۴۶) در کتاب «از حکومت جهانی کوروش کبیر هخامنشی تا دولت تدبیرامید»۱۲-دکتر منوچهر خدایارمحبی،استاددانشگاه(متولد۱۳۰۲) در کتاب «کورش در ادیان آسیای غربی»۱۳- قاسم آذینی فر(محقق) در کتاب «کورش پیام آور بزرگ»۱۴- دکتر فریدون بدره ای  کرمانشاهی،دکترای زبانشناسی،محقق دیپلُمات(متولد ۱۳۱۵)در کتاب «کورش در قرآن و عهد عتیق»۱۵- محمد کاظم توانگر زمین  شیرازی (محقق)در کتاب «زندگی کورش ذوالقرنین (ملینا)»۱۶-دکتر عبد المنعم النمر(تولد۱۹۱۳ – توفی۱۹۹۱)  استاددانشگاه الازهر که وزیر اوقاف و امور دینی مصرهم بود،در مقاله تحقیقاتی در ماهنامه «مجله العرب شماره ۱۸۴ در سال ۱۹۷۴میلادی(۱۳۵۲شمسی) »ذوالقرنین را همان کوروش کبیر دانسته است.۱۷-صابر صالح زغلول (مدرس دانشگاه الازهر) در سال ۲۰۱۱ میلادی(۱۳۸۹شمسی) درکتاب(مؤسس الدولة الفارسیة وأبو إیران؛ حیاته و فتوحاته وهل هو ذوالقرنین) پایه‌گذار دولت پارس و پدر ایران- زندگی و پیروزی‌هایش و پایان کار آیا او ذو القرنین است؟ برنظریه نظریه ابوالکلام آزاد صحه می گذارد.http://rasaaneh.com/wp-content/uploads/2010/12/05.jpg

همچنین خیلی از محققین وآقایان علما،خطیبان در-تفاسیرموضوعی -ویا درسخنرانی ها  وقتی به «ذوالقرنین » رسیدند،نطراتشان  این بوده که شبیه ترین فرد(حاکم)که تاحالا حکمرانی داشته «کورش کبیر»می باشد. سنگ نگاره  یادمان کوروش کبیر، نه در ایران بلکه در میدان مرکزی المپیای شهر سیدنی استرالیا  

کوروش سه لشگرکشى مهم داشت: نخست به غرب: سپس به شرق و سرانجام به منطقه‏اى که در آنجا یک تنگه کوهستانى وجود داشته، و در هر یک از این سفرها با اقوامى برخورد کرد.ـ او مرد مؤمن و موحّد و مهربانى بود، و از طریق عدل و داد منحرف نمى‏شد، و به همین جهت مشمول لطف خاص پروردگار بود. او یار نیکوکاران و دشمن ظالمان و ستمگران بود، و به مال و ثروت دنیا علاقه‏اى نداشت. او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز.او سازنده یکى از مهمترین و نیرومندترین سدها است، سدى که در آن به جاى آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شد (و اگر مصالح دیگر در ساختمان آن نیز به کار رفته باشد تحت الشعاع این فلزات بود) و هدف او از ساختن این سد کمک به گروهى مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یأجوج و مأجوج بوده است.ـ او کسى بوده که قبل از نزول قرآن نامش در میان جمعى از مردم شهرت داشت، و لذا قریش یا یهود از پیغمبر(ص) درباره آن سؤال کردند،

 چنانکه قرآن مى‏گوید: یسئلونک عن ذى القرنین؛ از تو درباره ذوالقرنین سؤال مى‏کنند، (کهف، 83؛ همان ص 544 و 545).اما از قرآن چیزى که صریحا دلالت کند او پیامبر بوده استفاده نمى‏شود، هر چند تعبیراتى در قرآن هست که اشعار به این معنى دارد. از بسیارى از روایات اسلامى که از پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نقل شده نیز مى‏خوانیم او پیامبر نبود بلکه بنده صالحى بود، (الحویزى، على بن جمعه العروسى؛ نورالثقلین، قم: مطبعه الحکمه، الجزء الثالث، بى‏جا، بى‏تا، ص 294 و 295).هردوت مورخ یونانى مى‏نویسد: کوروش فرمان داد تا سپاهیانش جز به روى جنگجویان شمشیر نکشند، و هر سرباز دشمن که نیزه خود را خم کند او را نکشند، و لشکر کوروش فرمان او را اطاعت کردند بطورى که توده ملت، مصائب جنگ را احساس نکردند. و نیز مورخ دیگر «ذى نوفن» مى‏نویسد: کوروش پادشاه عاقل و مهربان بود و بزرگى ملوک با فضائل حکماء در او جمع بود، همتى فائق، وجودى غالب داشت، شعارش خدمت انسانیّت و خوى او بذل عدالت بود، و تواضع و سماحت در وجود او جاى کبر و عجب را گرفته بود،  (الحویزى، على بن جمعه العروسى، ص ۵۴۷ و ۵۴۸)

سفرهاى سه گانه سفرهاى سه گانه ‏اى که در قرآن براى ذى‏القرنین ذکر شده است. به نوعى سفرهای کوروش با آن انطباق دارد: نخستین لشکرکشى کوروش به «کشور لیدیا» که در قسمت شمال آسیاى صغیر قرار داشت صورت گرفت و این کشور نسبت به مرکز حکومت کوروش جنبه غربى داشته است. قرآن مى‏گوید ذوالقرنین در سفر غربیش احساس کرد خورشید در چشمه گل‏آلودى فرو مى‏رود. این صحنه همان صحنه‏اى بود که کوروش به هنگام فرو رفتن قرص آفتاب  در خلیجک‏هاى ساحلى مشاهده کرد.سفردوم:لشکرکشى دوم کوروش به «جانب شرق» بود، چنانکه در هردوت مى‏گوید:

این حمله کوروش بعد از فتح لیدیا صورت گرفت، مخصوصا طغیان بعضى از قبایل وحشى بیابانى کوروش را به این حمله وا داشت. تعبیر قرآن :حتى اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترا، (کهف، 90). اشاره به سفر کوروش به منتهاى شرق است که مشاهده کرد خورشید بر قومى طلوع مى‏کند در برابر تابش آن سایبانى ندارند اشاره به اینکه آن قوم بیابان گرد و صحرانورد بودند، (مکارم شیرازى، ناصر (با همکارى جمعى از نویسندگان)، تفسیر نمونه، ج 12، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج سوم، 1362، ص 548).

«سفرسوم کوروش» لشگرکشى سومى داشت که به سوى شمال، به طرف کوههاى قفقاز بود، تا به تنگه میان دو کوه رسید، و براى جلوگیرى از هجوم اقوام وحشى با درخواست مردمى که در آنجا بودند در برابر تنگه سدّ محکمى بنا کرد.
این تنگه در عصر حاضر تنگه «داریال» نامیده مى‏شود که در نقشه‏ هاى موجود میان «ولادى کیوکز» و «تفلیس» نشان داده مى‏شود، در همانجا که تاکنون دیوار آهنى موجود است.
«این دیوار همان سدى است که کوروش بنا نموده» زیرا اوصافى که قرآن درباره سد ذوالقرنین بیان کرده کاملاً بر آن تطبیق مى‏کند، (الحویزى، على بن جمعه العروسى، ص  ۵۴۹)

گرچه بعضى میل دارند که این سد را با دیوار معروف چین که هم اکنون برپاست و صدها کیلومتر ادامه دارد منطبق بدانند ولى روشن است که دیوار چین نه از آهن و مس ساخته شده، و نه در یک تنگه باریک کوهستانى است، بلکه دیوارى است که از مصالح معمولى بنا گردیده، و همانگونه که گفتیم صدها کیلومتر طول آن است که هم اکنون موجود است.

برخى دیگر اصرار دارند که این همان سدموشها «مأرب» در سرزمین یمن مى‏باشد در حالى که سد مأرب گرچه در یک« تنگه» کوهستانى بنا شده ولى براى جلوگیرى از سیلاب و به منظور ذخیره آب بود و ساختمان آن از آهن و مس نیست، (همان، ص 550). طبق گواهى دانشمندان در سرزمین قفقاز میان دریاى خزر و دریاى سیاه سلسله کوههاى است همچون یک دیوار که شمال را از جنوب جدا مى‏کند، تنها تنگه ‏اى که در میان این کوهها دیوار مانند وجود دارد تنگه «داریال» معروف است ،هم اکنون نیزآثارش موجوداست و به همین جهت بسیارى معتقدند که سد ذوالقرنین همین سد است.

«سائرس» اسم دیگرکوروش است
جالب اینکه در آن نزدیکى نهرى است بنام «سائرس» که به معنى «کوروش» است (یونانیان کورش را سائرس مى‏ نامیدند).
در آثار باستانى ارمنى از این دیوار به نام «بهاگ گورائى» یاد شده و معنى این کلمه (تنگه کوروش-معبر کوروش) است،
و این سند نشان مى‏دهد که بانى این سد کوروش  بوده است، (همان، ص 550).
درست است که در این نظریه نقطه‏ هاى ابهامى وجود دارد، ولى فعلاً مى‏توان از آن به عنوان بهترین نظریه درباره تطبیق ذوالقرنین بر رجال معروف تاریخى نام برد.

چرا قرآن به طور بارز به نام این فرد اشاره مستقیم نکرده است؟

به نظر مى‏رسد ،قرآن کریم درباره پیامبران و مطالبى که به آنان مربوط مى‏ شود، آیات فراوانى دارد، این آیات بخش عمده ‏اى از نگرشهاى تاریخى قرآن را تشکیل مى‏دهد.
گفتنى است که محور بحثهاى دانشمندان تاریخ ـ چه آنان که وقایع نگار بوده و حوادث تاریخى را نگاشته‏ اند و چه کسانى که بحث‏هاى تحلیلى درباره تاریخ کرده‏اند ـ شؤون مادى بشر بوده است. وقایع‏ نگاران معمولاً محور تاریخ را پادشاهان و حکام قرار داده و تاریخ را بر حسب احوال آنان نگاشته‏ اند و تنها به تبع آن‏ها از احوال جوامع و ملتها سخن گفته ‏اند. مى‏توان گفت در این گونه تاریخ ها، که عمده تاریخ نگاریها را تشکیل مى‏دهد، محور بحث حکومت است. اما کسانى که بحثهاى تحلیلى درباره تاریخ کرده ‏اند، بیشتر تأکیدشان بر مردم و تحلیل ویژگى‏هاى رفتارى مردم و قهرمانان تاریخ است. و از ذکر نام افراد و جزئیات داستانها اجتناب مى‏کنند.
ازاین ‏رو، «قرآن کتاب تاریخ نیست» تا تمام جزئیات موارد تاریخى را بیان نماید
درکتاب « تفسیر نور» آقای قرآئتی :کوروش پیامبر بوده چون با " قلنا یا ذوالقرنین" مورد خطاب خداوند قرار گرفته است
از تفسیر المیزان هم چنین برداشت می شود که ذوالقرنین در زمان حیاتش هم ذوالقرنین نامیده می شده است (به استناد همان خطاب خداوند به او ) .

 علامه طباطبایی ضمن اینکه پیامبری او را به طور حتمی ویقینی رد نکرده ; معتقد بوده که کلمه (قلنا)دلیل قطعی بر پیامبری او نیست زیرا ممکن است این عبارت توسط پیامبری دیگر به ذوالقرنین رسیده باشد مانند سلطنت طالوت با همراهی پیامبر معاصرش .

در مجموع طبق نظرعلامه طباطبایی پس از بیان اقوال مختلف که در پایان جلد ۱۳ تفسیر خود آوردهبر اینکه ویژگی های بیان شده در قرآن منطبق با کوروش است صحیح تر به نظر میرسد ; طبق نظر آیت الله مکارم شیرازی نویسنده تفسیر نمونه هم خصوصیات ذکر شده برای ذوالقرنین منطبق با کوروش است خصوصا" اینکه یافته های باستان شناسی از جمله کتیبه مهم داریوش کبیر که ۸ سال پس از در گذشت کورش نوشته شده بیان کننده اعتقاد آنان به خداوند یکتا می باشد.

چنین به نظر میرسد که با توجه به این که اصولاً در جهان اسلام به تاریخ نویسی اهمیت زیادی داده نشده و بسیاری از موضع گیریهای فکری براساس نوشته ها و آثار مورخین غربی به ویژه یونان بوده وطی حمله اسکندر به ایران و سپس حمله اعراب به ایران منابع تاریخی ایران تا حدود فراوانی آسیب دیده ; بین نظرات در باره اینکه اسکندر مقدونی، ذوالقرنین بوده یا کورش اختلاف وجود دارد ولی کاوشهای باستان شناسی در دهه های اخیرو قرائت کتیبه بی نظیر داریوش در بیستون و منشور کوروش و بسیاری از آثار به جای مانده از دنیای قدیم ایران که پیدا و رمز گشایی شده اند و طبق نظراتی که حتی مورخین یونانی وادار به تحسین اعمال ومنش والای انسانی و متعالی کوروش شده اند به نظر میرسد که نظرات مفسرین معاصر چون آیت الله طباطبایی وآیت الله مکارم شیرازی که ایشان علاوه بر مطالعه آثار قدیم ونوشته های آنان به منابع جدید از جمله آثار باستانی رمز گشایی شده برای استنتاج ونتیجه گیری دسترسی دارند بیشتر به عقلانیت نزدیک باشد. 

ذوالقرنین: یا قرن در این کلمه بمعنای شاخ است ذوالقرنین یعنی صاحب دوشاخ یا کسی که دو قرن عمر کرده باشد یا قلمرو آن کل مشرق و کل مغرب باشد.

برای این شخص در قرآن داستان مفصلی آمده که در سوره کهف آیات ۸۳تا۹۸ میباشد:

خدا به او در زمین تمکن وقدرت داد وهمه وسایل حکمرانی را بریش فراهم آورد او در سفری که بسوی مغرب داشت به محلی رسید که خورشید در محلی که آبی تیره رنگ داشت غروب میکرد ، ودر آنجا قومی یافت .خدا به او گفت ای ذوالقرنین ! میخواهی عذابشان کن ، ویا اگر میخواهی با انها به نیکی رفتار کن
گفت :اما هرکسی که ستم کند او را کیفر خواهم داد .سپس او بعد از مرگ به سوی پروردگارش باز گردد و او به عذابی سخت کیفرش خواهد داد وآنانکه اهل ایمان ورفتار نیکو هستند ،نیکو ترین اجر برای او باشد وکار بر او آسان میگیریم
آنگاه ذوالقرنین با وسایلی که در اختیار داشت سفری بسوی مشرق کرد. و قومی را دید که در برابر آفتاب هیچ حجاب و پوششی ندارند
وما آنچه نزد ذوالقرنین از عده وتجهیزات کاملا باخبر بودیم .

ذوالقرنین پس از آن سفری دیگر آغاز کرد تا به میان دو کوه بزرگ رسید در آنجا قومی را یافت که بسیار ساده وبدوی بودند که گویی زبان نمی فهمیدند آن قوم گفتند ای ذوالقرنین !یاجوج وماجوج در این سرزمین فساد میکنند به تو مزدی می دهیم(هزینه اش رامی دهیم) تا میان ما و آنها سدی بسازی
ذوالقرنین گفت تمکن وقدرتی که پروردگارم به من عطا فرموده از مزد شما بهتر است اما شما مارا با قوت بازو یاری کنید"همکاری کنید" تا مبان شما و آنها سدی بسازم . ذوالقرنین گفت: برای من قطعات آهن بیاورید. آنگاه میان دو کوه را از قطعات آهن انباشت وهمسطح ساخت"فونداسیون راضدزلزله مهندسی کرد" ذوالقرنین گفت : بر آنها آنقدر بدمید تا آن آهن گداخته شود"جوش بخورند" و گفت مس گداخته بیاورید تا بر آن بریزم ( تا زنگار نزند)
سدی ساخته شد که یاجوج وماجوج نه توانستند بر آن بالا روند ونه درآنرا سوراخ کنند
نقل این قضیه در قرآن  -علمای یهود ازپیامبر(ص)سئوال کردند «از تو از ذوالقرنین سئوال میکنند »بگو بزودی چیز از او برای شما میخوانم . گفته اند علمای یهود از پیغمبر سوال کردند . واین نام در تورات آمده

او در سفر به غرب به جایی رسید که در نظر بیننده آفتاب در آبی تیره رنگ غروب میکرده است ودر همان سفر ظاهرا با قومی جنگیده و غالب شده وستمکاران راکیفر داده و نیکو کاراران را پاداش داده است.

ذوالقرنین  یا پیغمبر بوده ویا پیغمبری در لشکریانش بوده زیرا به او وحی شده ویا احکام دینی را می دانسته به این سبب به «قلنا» تعبیر شده.
مفسران در این که ذوالقرنین کیست‌، اختلاف‌نظر دارند
برخی او را« اسکندر مقدونی »و عده‌ای او را "شین هوانک تی‌" و برخی او را «کوروش کبیر » دانسته‌اند
و هر یک کوشیده‌اند تا این ویژگی‌های قرآنی را به آن‌ها تطبیق دهند، امّا نظر برخی مفسران مانند علامه طباطبایی‌ در المیزان و آیة‌الله مکارم شیرازی‌ در تفسیر نمونه این است که ذوالقرنین همان کورش کبیر، پادشاه هخامنشی است‌.قرینه‌هایی که ایشان برای تأیید نظر خود (از آیات سوره کهف که درباره ذوالقرنین است و انطباق با تاریخ) می‌آورند از این قرار است‌:
ذوالقرنین شخصیتی است که خداوند به او تمکن در روی زمین و قدرت و اختیار داده است و این با شخصیت کورش که بر بخش عظیمی از آسیا و اروپا دست یافته و نخستین امپراتوری بزرگ تاریخ را تأسیس کرده است‌، توافق دارد
ذوالقرنین مطرح شده در قرآن خداشناس و موحد است و کورش هم خداشناس و یکتاپرست بوده است و معقول‌ترین تاریخی که برای ظهور زرتشت یاد می‌شود، بین قرن ششم پیش از میلاد است که با تاریخ حیات کورش توافق دارد.-ذوالقرنین سفر یا لشکرکشی به غرب یا مغرب خورشید داشته است و این با لشکرکشی کورش به سیری در آسیای صغیر و تسخیر آن سرزمین انطباق دارد.
ذوالقرنین سفر یا لشکرکشی به شرق یا مشرق خورشید داشته است و این با لشکرکشی کورش به جنوب شرقی و (مکران و سیستان‌) و شمال‌شرقی"بلخ‌" انطباق دارد. - ذوالقرنین با قومی وحشی مواجه شده است و این با رفتن کورش به سمت شمال و نبرد با اقوام وحشی «سکا» که به عبارتی همان یأجوج و مأجوج هستند، انطباق دارد. در این جا کورش اقوام وحشی را عقب می‌راند و در معبر داریال سدّی با آهن و مس می‌سازد که هنوز بقایای این سد برپاست‌.
وجه تسمیه ذوالقرنینبعضی معتقدند نام‌گذاری ذوالقرنین به این اسم به خاطر آن است که او به شرق و غرب عالم رسید که عرب از آن تعبیر به قرنی‌الشمس «دو شاخ آفتاب‌» می‌کند. عده‌ای هم می‌گویند:
در دو طرف سر او برآمدگی مخصوصی بود و به خاطر آن به ذوالقرنین معروف شد. برخی نیز عقیده دارند که او «تاج» مخصوصی داشت که دارای دو شاخ بود. بنابراین مسأله شاخ داشتن ذوالقرنین به احتمالات مذکور تفسیر شده است‌.
اما این سد در کجای دنیا بوده ؟ پادشاهی که صاحب دوشاخ بوده یا دو قرن عمر کرده یا کل مشرق وکل مغرب را فتح کرده کیست ؟ یاجوج و ماجوج چرا نتوانسته اند از جای دیگر بگریزند و به غارتگری ادامه دهند ؟ و آن اقوام کدامند ؟
چندابهام+پاسخ
*بعضی سد ذوالقرنین  را«دیوار چین» دانسته اند.

جواب:دیوار بزرگ چین بین سالهای ۲۰۴ تا ۲۲۴ قبل از میلاد به مدت ۲۰ سال بفرمان امپراطور بزرگ چین » چین شی هوانگ» ساخته شد ، این دیوار از سنگ وآجر بنا شده وحدود چهار هزار کیلومتر طول دارد. اما این دیوار نمیتواند سد ذوالقرنین باشد چون این سد میان دو کوه بوده واز مس و آهن ساخته شده بوده است. 
چرا«اسکندر مقدونی»نمی تواند «ذوالقرنین»باشد؟
« اسکندر» فردی کافر و جنایت کار بوده وبا صفات ذوالقرنین در قرآن همخوانی ندارد چرا که او خود را خدا نامید ودر مدت دوازده سال سلطنتش نزدیک به یک میلون انسان را کشت واطرا فیان مجبور بودند او را به عنوان خدا تعظیم کنند
اولین لشکر کشی کوروش به غرب و فتح لیدیا
کوروش پس از آنکه بر تخت نشست با «پادشاه لیدی که کرزوس» نام داشت روبرو شد مورخین یونان عموما گفته اند که برای اول بار «کرزوس» دست به دشمنی زد و جنگ را آغاز کرد و کوروش را مجبور به توسل به شمشیر کرد ،کوروش در این جنگ پیروز شد ، لیدی در آسیای صغیر موسوم به آناتولی قرار داشت ، حکومت لیدی دست نشانده یونان بود ، کوروش با مغلوبین بطوری با بزرگواری رفتار نمود که مردم احساس نمیکردند که آتش جنگی به دیار آنها کشیده شده است .. بنظر ابولکلام اولین سفری که کوروش به غرب کرده همان است که در ایات ٨۵تا٨٨سوره کهف آمده است.

إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَیْنَاهُ مِن کُلِّ شَیْءٍ سَبَبًا (٨٤)‏ فَأَتْبَعَ سَبَبًا ‎(٨٥) حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا ۗ قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا ‎(٨٦) قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلَىٰ رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّکْرًا ‎(٨٧) وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَىٰ ۖ وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یُسْرًا (٨٨)

«حما» به معنای آب تیره رنگ شرح داده میشود.
دومین لشکرکشی کوروش به شرق
در حمله دوم ، کوروش متوجه مشرق شد ، زمانیکه قبایل وحشی و عقب مانده " کیدروسیا" و "باکتریا" که در نواحی مشرق سکونت داشتند سر به شورش برداشتند کوروش برای خواباندن فتنه به آنجا لشکر کشید. منظور از سرزمین -کیدروسیا "مکران وبلوچستان" و منظور از باکتریا همان "بلخ" است وآیات ٨٩تا ٩١ سوره کهف میباشد.

 ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ‎(٨٩) حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَىٰ قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا (٩٠)‏ کَذَٰلِکَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَیْهِ خُبْرًا (٩١)
لشکرکشی سوم کوروش به شمال ایران
حمله سوم کوروش به طرف شمال ایران صورت گرفته که برای اصلاح امور «ماد» بوده است این سرزمین در شمال سرزمین پارس است وحدود آن به سلسله «کوههای قفقاز» میرسد که این کوهها بین دریای خزر و دریای سیاه واقع است ، این نواحی بعدا به قفقاز یا به اصطلاح پارسیان «کوه قاف »موسوم گشت. کوهستانهای فعلی قفقاز به این سلسله کوههای بین دریای خزر و دریای سیاه گویند، در این سفر کوروش به نزدیک رودی رسید ودر کنار آن اردو زد ،اقوام این منطقه از دست قومی به کوروش شکایت کردند او دستور داد در محلیکه غارتگران از آن میگذشتند سدی آهنین ساخته شود ،تا بدین وسیله از تاخت وتاز آنها جلوگیری شود.
آسیای غربی پایین دریای خزر وجود دارد ودریای سیاه بالای آن است و کوههای قفقاز نیز بین دو دریا در حکم دیوار طبیعی مرتفعی است این کوهها صدها کیلومتر طول دارند ومانع رخنه کردن به این طرف و آن طرف کوههاست تنها یک تنگه میان آن قرار دارد که محل عبور اقوام یاجوج و ماجوج بوده اند کوروش با سدی آهنین آن تنگه را مسدود کرد این همان است که در آیات ۹۳تا۹۷ سوره کهف آمده است.

حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا یَکَادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلًا ‎(٩٣)‏ قَالُوا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجًا عَلَىٰ أَن تَجْعَلَ بَیْنَنَا وَبَیْنَهُمْ سَدًّا (٩٤)‏ قَالَ مَا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ رَدْمًا (٩٥)‏ آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا سَاوَىٰ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قَالَ انفُخُوا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْرًا ‎(٩٦)‏ فَمَا اسْطَاعُوا أَن یَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا (٩٧)

این سد در محلی که بین دریای خزر ودریای سیاه بنا شده ودر تنها تنگه مبان این سلسله کوهها ساخته شده است .
این راه را امروزه تنگه «داریال» میخوانند ودر ناحیه «ولدای کیوکز » و «تفلیس» گرجستان واقع شده است . هم اکنون نیز بقایای دیواری آهنین در این ناحیه وجود دارد ،واین همان که در سد ذوالقرنین آهن زیاد بکار رفته است ، معبر داریال بین دو کوه بلند واقع شده است واین سد که آهن زیادی در آن بکار رفته است در همین دره وجود دارد.
«یاجوج و ماجوج» چه قومی بودند؟
همان اقوامی که در اروپا آنها را «میگجور» ودر آسیا «تاتار» نامیده میشوند و معلوم شده که در حدود سال ۶۰۰پیش از میلاد یک دسته از آنها در سواحل شمالی «دریای سیاه» پراکنده شده اند و هنگام پایین آمدن از دامنه های «کوههای قفقاز »، آسیای غربی را مورد هجوم قرار میدادند این سرزمین در آن زمان «مغولستان» نامیده میشده است آن قبایل کوچ نشین بوده اند که آنرا «منچول» یا مغول می نامیده اند و نام چینی آن هم منغول یا مانچوک با مانکوک بوده است وبه زبان عبری ماجوج بسیار نزدیک است . تاریخ مردم‌یهود و ذوالقرنین

یکی از کتاب های پیمان کهن،« سفر دانیال» است که بخشی از کردار و رویای وی را در روزگار اسارت‌یهود در «بابِل‌»یاد می کند. در فصل هشتم کتاب آمده: در رؤیا دیدم و هنگام دیدنم چنین شد که من در «کاخ شوشان در ایلام بودم» و در خواب دیدم که نزد رود«اولای» هستم و چشمان خود را برداشته  نگریستم و اینک «قوچی» در برابر رود می ایستاد که دارای ۲شاخ بود و آن قوچ را به سوی «خوربران» (خاوران،سمت مغرب) و پاختر (شمال) و نیمروز (جنوب)، «شاخ زنان» دیدم وهیچ جانوری در برابرش تاب مقاومت نداشت. در فکرفرورفته بودم؛ «بُزِنر» تک شاخی  از خوربران(خاوران) پدیدارشد،خشمگینانه برقوچ حمله کردو هردوشاخش را شکست.
پس از آن در همین کتاب، از زبان «دانیال» آمده که «جبرییل »بر او واردشد و خواب وی را چنین شرح کرد: قوچ ۲شاخی که دیدی ملوک(پادشاهان) ماد و فارس است و «بُزنر» پادشاه‌«یونان» است.
در این خواب، دو کشور ماد و فارس(ایران) به گونه‌ی ۲شاخ نمودار شده و چون‌یگانگی این دو کشور و پدید آمدن کشور ایران نزدیک بوده، پادشاه آن به صورت قوچ ۲ شاخی انگاشته شده و «اسکندر مقدونی» که این شاهنشاهی را نابود نمود به گونه‌ی «بُز» نر تک شاخی پدید آمده؛
گرچه به نظر میاید که یهود در تکمیل پیشگویی ماجرای« اسکندر» را بعدا افزوده باشد چه تاریخ نگارش کتاب دانیال در سده ی ششم پیش از میلاد است و «ماجرای اسکندر» در سده سوم پیش از میلاد .

«یهود» از نوید «خوابِ دانیال» چنین دریافتند که پایان اسارت ایشان منوط به برخاستن همان کشور دوشاخ است که بر «بابِل» چیره گشته و «بنی اسراییل»  را از اسارت ایشان منوط به برخاستن همان کشور دو شاخ است که بر بابل چیره گشته و بنی اسراییل را از اسارت، رهایی می بخشد. چند سال پس از این پیشگویی،  کورش پدید آمد و پهلویان و پارسیان را‌یکی ساخت، پس از آن بر بابل پیروز گشته ‌یهودیان را آزاد ساخت.
«کوروش» در سه سوی‌یاد شده در خواب دانیال به پیروزی های دست‌یافت: در خوربران(خاوران) بر «لیدیا» چیره گشت و در پاختر (که دراینجا چون از مبدا بابل  دیده می شود، پاختر خاوری را پاختر در برمی گیرد) بر بیابانگردان و در نیمروز بر بابل.
افزون بر دفتر دانیال، در «دفتر اشعیا و‌یرمیا »نیز دراین باره سخن به میان آمده و نام کورش در «دفتر اشعیا» آشکارا آمده است.

پس  آشکار می گردد که« نزد‌یهود، ذوالقرنین همان کورش است که موجب رهایی خوددانسته اند»و افزون براین، ‌یکی دیگر از «اسفار پیمان کهن» که منسوب به «عزرا» است بیان می دارد که‌ یهود پیشگویی های پیامبران خود را به کورش نشان دادند و گفتند: پروردگار نام تو را در سخن خود‌یاد کرده و تو را ناجی بنی اسراییل قرارداده و کورش از شنیدن این سخن تحت تاثیر قرار گرفته، به بازسازی پرستشگاهشان فرمان داد.
«حماء »چشمه ای که تیره رنگ است.
در کنار آن از روی خشکی چنان بنظر میرسد که آفتاب زمین طلوع ودر دریا غروب میکند ، از آیه متوان فهمید که ذوالقرنین به جایی رسید که حد غرب محسوب میشود و در نظرش آمد که آفتاب در آن چشمه غروب میکند.

طبق تحقیقات ابولکلام آزاد کوروش کبیر در سفر اول خود برای سرکوبی دولت« لیدی» بسمت غرب حرکت کرد و آفتاب ار چنان دید .
شهر«سارد» پایتخت کشور «لیدی»(لودیا) باستان در نزدیکی سواحل غربی و نزدیک شهر «ازمیر»ترکیه واقع است. در اینجا میتوانیم بگوییم که کوروش کبیر بعد از استیلاء بر «سارد» به نقطه ای از سواحل «دریای اژه» میرسد ودر آنجا متوجه میشود که دریا صورت چشمه ای بخود گرفته آب دریا نیز از «گل و لای» ساحل تیره رنگ بخودگرفته است.

اگر در حوالی غروب کسی در این محل ایستاده باشد خواهد دید که قرص خورشید چنان می نمایاند که در آب محو میشود... این همان است که قرآن تعبیر کرده «چنین دید که خورشید در آب تیره رنگ فرو (غروب ) کرد».
مسلم است که خورشید در محل معینی غروب نمیکند ولی اگر در سواحل دریا ایستاده باشیم ، در نتیجه کرویت زمین و انحنای آب خواهیم دید که خورشید در هنگام غروب کم کم و آرام آرام در سینه دریا جای میگیرد.
سد یأجوج و مأجوج و ارتباط آن دو با مسائل آخر الزمانی
در این میان، اطلاعات مربوط به اماکنی که در قرآن یا احادیث به آنها اشاره شده، از ویژگی خاصی برخوردار است. باغ ارم، ارض المقدسه، سد یأجوج و مأجوج و بسیاری از اماکنی که در متون دینی در باره آنها سخن گفته شده، مورد توجه  است.
«مطلع الشمس» کجاست؟

روایتی که نوعی «گزارش جغرافیایی» در ارتباط با مفهوم مشرق و سد یاجوج و ماجوج است، نقل شده :
«عمرو بن مالک» گوید که مردى به سمرقند خلقى گرد وى برآمده بودند، گفت: مى‏رفتم تا از چین درگذشتم، آنگاه از خبر آن گروه بپرسیدم که آفتاب برآید بر ایشان گفتند: یک شبانه‏ روز راه است مردى را استخدام کردم تا مرا به آنجا ببرد، وقتی انجارسیدم گروهانى دیدم که یک گوشه ای ازبرگهای وعلفزارها نشیمنگاه ساخته بودند وبرآن‏ نشسته بودند و لباسشان هم ازاین برگهابود ، و بخت با من بود زبان ایشان می فهمیدم، گفتم: ما آمدیم تا بنگریم که آفتاب چگونه طلوع می کند، و بامدادان بود که ما آنجا رسیدیم و درین بودیم که بانگى شنیدیم چون صلصله( صدای به هم خوردن زیور یا آهن و زنجیر،صدای جرس) آنقدرصداوحشتناک بودکه بیهوش شدیم و بیفتادیم، چون به بهوش آمدیم ایشان را دیدم که مرا به روغن مى‏ مالیدند، نگاه کردم که آفتاب پدید آمد بر آب، چون زیبى که بر آب افتد. و کناره آسمان بر آن آب پیوسته بود چنان که کناره خیمه ‏اى به زمین افتد، آنگاه آفتاب میل کرد و به بالاى آن برآمد چون آفتاب در آن پیوست مرا و یار مرا در سرداب بردند آنگاه که روز بالا گرفت، بیرون آمدند و ماهى صید مى‏کردند و در آفتاب می گذاشتندتا پخته شود.

چون ذو القرنین مشرق بدید، خواست که آن قوم را که زیر قطب شمالى باشند به نزدیک یأجوج و مأجوج ببیند (تاج التراجم، ۳/۱۳۳۳).
در برخی از نقلها، ماجرای خروج یاجوج و ماجوج از اشراط قیامت دانسته شده است: کلبى گوید که سد در ناحیت بنات النّعش است. آنگه از پس یاد کردن ذو القرنین و قصّه یأجوج و مأجوج، حال قیامت یاد کرد از بهر آن که بیرون آمدن یأجوج و مأجوج از اشراط قیامت است (تاج التراجم: ۳/۱۳۴۱). بدین ترتیب آنها در جایی، مثلا یکی از آسمانها، هستند تا دوباره بزمین بیایند و مشکلی ایجاد کنند.
البته این تنها تعبیر «مشرق» در قرآن نیست که در اینجا به مناسبت داستان یاجوج و ماجوج اسیر تأویلات و تفسیرهای شگفت قرار گرفته است، بلکه از همین جمله است تفسیر «العالمین» در رب العالمین- که اظهارات جغرافیایی شگفت که درحکم -عالم پیمایی- دارد برای آن بیان شده است. برای نمونه: گروهى از علما گفته ‏اند که خداى عز و جل را سیصد و شصت هزار عالم است، اندرین هفت آسمان و هفت زمین و هفت دریا. و هر عالمى چنانست که بیک دیگر نماند و این هر جنسى از آفریدگان عالمى‏اند، و این فریشتگان هر عالمى گروهى‏اند. پس از این سیصد و شصت هزار عالم اول بارى، بزرگترین عالمى این هفت آسمانست و آنچه بدین هفت آسمان اندر است، و آن گه این هفت زمین و آنچه بدین هفت زمین اندر است، و آن گه این هفت دریا و آنچه بدین هفت دریا اندر است از عجایب‏هاى گوناگون. و چون این همه بشمارى و بحساب اندر آرى آن گه سیصد و شصت هزار برآید. و گروهى از علما گفته‏ اند که این عالمها هجده هزار عالم است، و ازین جمله، چهار هزار و پانصد عالم بجانب مشرق است و چهار هزار و پانصد عالم بجانب مغرب است، و چهار هزار و پانصد عالم بحدّ شمالست، و چهار هزار و پانصد عالم بحدّ جنوبست. این هجده هزار عالم است. و یاجوج و ماجوج از جمله هجده هزار است (ترجمه تفسیر طبری: جلد۱صص۱۵.۱۶).
ماجرای یاجوج و ماجوج به «معراج» هم ارتباط دارد، چه آن جا هم «عالمی» است ویژه و جغرافیایی است وسیع که چیزهای عجیبی در آن وجود دارد. در این تفسیر، گویی این دو، در آنجا یعنی آسمانها مانده اند تا در وقت رستاخیز بیایند: پس جبریل مرا سوى یاجوج و ماجوج برد و من دین خویش بر ایشان عرضه کردم و نپذیرفتند. و این یاجوج و ماجوج و تارس و تافیل و مالوق و ماسوخ همه اهل دوزخ‏اند. و این یاجوج و ماجوج بوقت رستخیز بیرون آیند. چون رستخیز نزدیک باشد ایشان بیرون آیند. (ترجمه تفسیر طبری: ۱/۱۹۵). در آنجا جزئیاتی هم در باره قیافه آنها آمده است.
ماجرای رستاخیز یعنی قیامت یک وجه قصه است ووجه دیگر بازگشت عیسی (ع) و مهدی (ع) است که باز این دو نفر در آن وقت هم به فاصله نزدیک باز خواهند گشت. در واقع، در فتنه آخر الزمان دست همه اینها در کار است: و از پیغامبر علیه السّلم پرسیدند از یاجوج و ماجوج و فتنه ایشان. گفت: ایشان بآخر زمان بیرون آیند. و میان یاجوج و ماجوج و بیرون آمدن مهدى و فرو آمدن عیسى علیه السّلم از آسمان، میان این چهار، بس چیزى نباشد. و ایشان همه بیک سال اندر بیرون آیند، و همه بیک سال نیز هلاک گردند. و محمّد بن جریر الطّبرى چنین گوید که: من بکتاب-فتن- اندر، چنین دیدم که این چهار علامت که یاد کردیم در آخر زمان پیدا آید، این همه چون سال از چهار صد اندر گذرد از هجرت، و ایشان از هر جاى پیدا آیند. چنان که گفت عزّ و جلّ: وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ یَنْسِلُونَ. پس آن گاه از پس ایشان مهدى بیرون آید. و مهدى خلیفت عیسى باشد. و عیسى از آسمان بزمین آید، و همه زمین پر فتنه بیند از دجّال و از دست یاجوج و ماجوج. پس مهدى را خلیفت کند، تا مهدى بیاید و این جهان را از فتنه پاک کند، از دجّال و تبع او و یاجوج و ماجوج، و ایشان را بدریا غرقه کند. پس آن گه جهان بعدل و صلاح بازآید. و آن گه بسیار نماند تا صور بدمند و رستخیز برخیزد. و این حدیث محمّد بن جریر از کتاب «فتن» بیرون آوردست. (ترجمه تفسیر طبری: جلد۱صص۱۹۸و۱۹۷)

و در جای دیگر گوید: اندر کتاب« فتن» چنین یافتیم که رستخیز را چهار علامت است که همه بنزدیک دیگر پدید آید: یکى این یاجوج و ماجوج است که بیرون آیند، و دوم دجّالست که بیرون آید، و سه‏ام مهدى است که بیرون آید، و چهارم عیسى بن مریم است که از آسمان فرو آید. (ترجمه تفسیر طبرى:‏۶/۱۴۸۵)
بدین ترتیب، یک بحث جای اولیه یاجوج و ماجوج است که مربوط به سد اسکندر یا ذوالقرنین می شود و علی القاعده جایی در روی همین زمین خاکی است و یکی بحث بعدی که مربوط به اقامت آنها در جایی است که باید قبل از ظهور عیسی یا مهدی (ع) و نیز اندکی پیش از رستاخیز دوباره ظاهر شوند.
در این گفته ها، یاجوج و ماجوج با جابلقا و جابلسا هم ارتباط دارند. اساسا، گویی وظیفه این دو نفر، سوراخ کردن سد ذوالقرنین است و بنابرین وجهه خوبی هم ندارند. آنها اهل دوزخ اما جابلقا و جابلسا اهل بهشت هستند! (ترجمه تفسیر طبری: ۱/۱۹۸).
بحث ما در باره خود یاجوج و ماجوج و این که از جنسی هستند و چگونه می زیسته اند، نیست، بلکه بحث از جغرافیایی است که برای سد مربوط به آنها بیان شده و البته در این باره هم تفصیلات زیادی داده شده است. در این باره نیز، هدف ما تعیین این محل نیست، بلکه نوع نگاه تجربی مسلمانان در حوزه دانشی به نام جغرافیاست که چه قدر تلاش کنند آنجا را کشف کنند.
به واقع، بیشتر جغرافی دانان برای سد یأجوج و مأجوج توضیحات ویژه دارند و تلاش کرده اند تا به دلیل توجهی که مسلمانان به این مسأله به لحاظ قرآنی دارند، توضیحاتی ارائه دهند. این منطقه نیز مانند برخی دیگر از مناطق مورد اشاره قرآن، که از آن جمله جایگاه برخی از اقوام نابود شده است، از نظر جغرافیایی دقیقا مشخص نبوده است. با توجه به این نیاز، کسانی تلاش کرده اند از هرمنبعی شده، اطلاعاتی را گردآوری کنند.
آنچه در اینجا هدف ماست، این است که در باره چنین منطقه جغرافیایی که از جمله مناطقی است قرآن از جهان باستان به آن اشاره کرده، چه مطالبی با چه دید معرفتی ابراز شده و مسلمانان چه تلاش تجربی برای شناخت آن داشته اند.
سلّام مترجم(ترجمان)
در واقع، داستان ما از لحاظ معرفتی مربوط به یک گزارش سفر است، گزارشی که به صورت هدف مند برای بدست آوردن شناخت نسبت به سد به انجام رسیده است. به عبارت دیگر، یک کار هدفمند از طرف حکومت برای شناخت وضعیت سد ذوالقرنین، کاری که (هارون)واثق عباسی (۲۲۷ ـ ۲۳۲) آن را انجام داد و یک مترجم حرفه ای داشت که به «سلام ترجمان»مشهوربود.

مقبره کوروش، بنیان گذار سلسله هخامنشی (+تصاویر)

داستان از این قرار است که واثق خواب می بیند که سد ذوالقرنین شکافته شده و آب یا به عبارتی سیل جاری شده است. برای این که از نگرانی بیرون بیاید، تصمیم می گیرد هیئتی را برای بررسی موقعیت جغرافیایی سد اعزام کند. این هیئت مسیر طولانی را طی کرده و سپس یک گزارش در باره منطقه ای که به تصور او سد ذوالقرنین در آنجا بوده، نوشته است.
از نظر این بحث، آنچه اهمیت دارد این است از این سفر، اگر به راستی اتفاق افتاده باشد، می توان به عنوان یک سفر تحقیقاتی یاد کرد. یکی از نخستین سفرهای تحقیقاتی که ممکن است شکل های دیگری از آن از نوع جاسوسی یا حاشیه ای مثلا از زبان یک تاجر، وجود داشته، اما از این نظر که یک سفر تحقیقاتی و اکتشافی جغرافیایی است، بسیار عالی است.
سفر اکتشافی سلام ترجمان در عهد واثق عباسی به دربند آذربایجان

گزارش سلام ترجمان در باره مسیری است که از سامرا به سمت دربند در آذربایجان می رسد، و ضمن گزارش برخی از مسائل در چند صفحه، از مسیر بازگشت که دور زدن دریای خزر از شمال و رفتن به سمرقند و بازگشت به نیشابور و سپس سامراست، تمام می شود.
نخستین جغرافی دانی که این گزارش را آورده «ابن خردادبه» است که در حوالی سال ۲۸۰ تا ۳۰۰
 کتاب المسالک و الممالک خویش را نگاشته است.
در واقع، پیش از او اشاره ای به این واقعه وجود ندارد. او داستان را هم به صورت شفاهی از سلام ترجمان شنیده و هم آن را با متن مکتوب گزارشی که وی نوشته بوده، تطبیق داده است. بنابرین صورت واقعه، طبیعی است، هرچند ممکن است بسیاری از اظهارات، خیالی و از قول ساکنان آن نواحی و متکی به داستانهای قدیمی باشد.
نخستین عبارت ابن خرداد به این است:
صفة سدّ یاجوج و ماجوج‏: فحدّثنى سلّام التّرجمان ان الواثق بالله لمّا رأى فى منامه کأنّ السّدّ الذی بناه ذو القرنین بیننا و بین یاجوج و ماجوج قد انفتح فطلب رجلا یخرجه الى الموضع فیستخبر خبره فقال أشناس ما هاهنا احد یصلح الّا سلّام الترجمان و کان یتکلّم بثلثین لسانا، قال فدعا بى الواثق و قال ارید ان تخرج الى السدّ حتّى تعاینه و تجیئنى بخبره و ضمّ الىّ خمسین رجلا شباب اقویاء و وصلنى بخمسة آلاف دینار و اعطانى دیتى عشرة آلاف درهم و امر فأعطى کلّ رجل من الخمسین الف درهم و رزق سنة و....
اما گزارش فارسی متن کامل آن گزارش به نقل از ترجمه کتاب ابن خردادبه چنین است:  برایم تعریف کرد:« الواثق بالله» در خواب دید که سدى که ذوالقرنین میان ما و یاجوج و مأجوج بنا نهاده، شکاف برداشته است، کسى را خواست تا به آن موضع رفته و از وضع آن خبر گیرد،

لذا «أشناس» گفت: کسى در این جمع از «سلام‏ ترجمان‏» که به سى زبان تکلم مى‏کند شایسته ‏تر نیست، گفت: «واثق» مرا خواست و فرمود تا از آن موضع بازدید کرده، خبر آن را برایش بیاورم.

پنجاه تن از مردان‏ جوان قوى هیکل را همراهم کرد و پنج هزار دینار داد و دیه‏ ام را به مقدار ده هزار درهم پرداخت کرد. همچنین دستور داد تا به هر یک از آن پنجاه تن با هزار درهم و آذوقه یک سال را پرداخت نمایند و امر کرد که براى مردان لباده‏ هائى آماده کنند و پوستین‏ هائى بر تنشان بپوشانند، و براى آنان لباسهائى از پوست خز و زین هاى چوبین فراهم ساختند و دویست قاطر براى حمل آذوقه و آب همراهان گسیل داشتند.

از «سُرَّمن رَآی»(سامرا) با نامه‏ اى از واثق بالله خطاب به «اسحاق بن اسماعیل» حاکم «ارمنستان» که مرکزش «تفلیس» است،حرکت کردیم، در این نامه وى را به مساعدت ما فراخوانده بود.

اسحاق به «صاحب السریر» سفارش کرد و صاحب السریر به پادشاه «لان» نامه نوشت تا ما را یارى کند؛ و شاه لان به «فیلان شاه »سفارش ماراکرد،نامه نوشت، و فیلان شاه به «طرخان شاه خزر» نوشت و ما یک شبانه روز نزد« شاه خزر» ماندیم، تا آنکه ۵ نفر راهنما را همراهمان ساخت. با آنان ۲۶ روز راه سپردیم تا به سرزمین سیاه و بدبویى درآمدیم،

از پیش با خود «سرکه» داشتیم که آن را بو مى‏کردیم تا از «بوى بدى که در آن سرزمین بود»، آزرده نشویم.

در آنجا ۱۰ روز راه پیمودیم تا به شهرهاى ویرانى رسیدیم و سپس ۲۰ روز راه پیمودیم. از اوضاع آن شهرها پرس‏وجو کردیم، به ما خبر دادند که شهرها محل آمد و رفت «یأجوج و مأجوج» بوده و توسط آنان ویران گشته است.

سپس به «دژهائى» در نزدیکى کوه که در بخشهائى از آن «سد» قرار دارد رسیدیم.

ساکنان دژها به عربى و فارسى سخن مى‏گفتند، و مسلمان بوده، قرآن مى‏خواندند و داراى مکتب‏خانه و مسجد بودند. از مبدأ ما پرسیدند(ازکجامی آیید)، پاسخ دادیم که «سفیران امیر مؤمنان» هستیم.

آنهابا شگفتگى به ما نظر کرده، پرسیدند:امیر مؤمنان!؟

 گفتیم: آرى! گفتند(درصددراستی آزمایی مان بودند): پیر است یا جوان؟

گفتیم: جوان است! بر شگفتى ایشان افزوده شد و پرسیدند: کجاست! پاسخ دادیم که در عراق و در شهرى که به آن «سُرَّمن رَآی»(سامرا) گویند!

گفتند: ما هرگز این را نشنیده ‏ایم. میان هر یک از آن دژها یک تا ۲ فرسخ  فاصله بود. سپس به شهرى رسیدیم که به آن «ایکه‏»(اَصْحاب اَیْکه) گویند و مساحتش ده فرسخ و داراى درهاى آهنین بود که از بالا باز مى‏شدند و در داخل شهر کشت‏زارها و آسیاب‏هاى سنگى یافت مى‏شد.

(این همان شهرى است که «ذوالقرنین» با نیروهایش در آن مستقر بود) و فاصله‏ اش تا سد ۳ روز راه و در فاصله میان آن تا سد دژها و روستاهاى بسیارى قرار داشت تا آنکه روز سوم به سد رسیدیم که کوهى دایره ‏وار بود.

گفته ‏اند که یاجوج و مأجوج دو صنف بودند؛ یأجوج بلندتر از مأجوج و هر کدام از آنان بین یک ذراع تا یک ذراع و نیم کمتر و یا بیشتر بود(هر ذرع معادل ۱۰۴ سانتیمتر)

سپس به کوهى بلند رسیدیم که بر آن دژى قرار داشت و سدى که ذوالقرنبین در گودالى میان دو کوه بنا کرده بود؛ پهنایش ۲۰۰ ذراع و بر سر راهى قرار داشت که از خارج و به اطراف زمین متفرق مى‏شوند،
لذا پایه آن را به اندازه ۳۰ ذراع به پائین حفر کرده و آن را با آهن و بُرنز پر کرده بودند تا به سطح زمین برسند، آنگاه ۲ بازو به موازات کوه از ۲ سوى گودال کشانده بودند که هر بازو ۲۵ ذراع و ضخامتى معادل ۵۰ ذراع داشتو

از زیر آن ۱۰ ذراع خارج از در، و تمام آن از خشتهاى آهنین با پوششى از برنز ساخته شده بود؛ اندازه هر خشت یک ذراع و نیم در ضخامت چهار انگشت. و چنگک آهنین در دو طرف بازوان به طول ۱۲۰ ذراع که بر ۲ بازو قرار داشت، هر کدام به اندازه ۱۰ ذراع و در عرض ۵ ذراع و بالاى چنگک؛ بناى آن با خشت آهنین و برنز تا بالاى کوه و ارتفاع آن تا جایى که چشم کار مى‏کرد؛ و بناى بالاى چنگک در حدود ۶۰ ذراع بود. و بر سر سد، کنگره ‏هاى آهنینى تعبیه شده بود که در اطراف هر کنگره دو شاخ قرار داشت و هر کدام به سوى دیگرى متمایل بود؛ طول هر کنگره ۵ ذراع در عرض چهار ذراع و بر آن دیوار هفتاد و سه کنگره وجود داشت و در آهنین دو لنگه‏اى آویزان بود؛ عرض هر لنگه ۵۰ ذراع در ارتفاع ۷۵ ذراع و ضخامت آن ۵ ذراع، و استوارى آن در لولایى به اندازه «چنگک» است. از در و از کوه بادى نمى‏ وزید،
گوئى این گونه خلق شده و بر در، قفلى قرار داشت که طول آن به ۷ ذراع و قطر آن به‏ یک بازو مى‏رسید و قفل را دو مرد نمى‏توانستند برگیرند؛ و ارتفاع قفل از زمین ۲۵ ذراع و بر روى قفل کلونى به اندازه ۵ ذراع قرار داشت، بر آن کلیدى آویزان بود که طول آن به یک ذراع و نیم مى‏رسید و داراى ۱۲ دندانه بود و هر دندانه به اندازه دسته هاونگ، و قطر کلید ۴ وجب بود و به زنجیرى آویخته و آن زنجیر به در لحیم شده بود؛ طول آن ۸ ذراع و قطرش ۴ وجب؛ و حلقه‏اى که در آن زنجیر قرار داشت، همچون حلقه منجنیق بود و پاشنه در، ده ذراع در طول صد ذراع عرض داشت، آنچه زیر دو بازوان و ظاهر آن بود به پنج ذراع مى‏رسید؛ و این ذراعها تماما ذراعهاى سیاه باشد؛ با در ۲ دژ وجود داشت که هر کدام از آنها ۲۰۰ ذراع در صد ذراع بود و بر این دو دژ دو درخت دیده مى‏شد و میان آن دو چشمه آب شیرینى روان بود؛ در یکى از دو دژ ابزارهاى بنایى، که سد با آن ساخته شده بود و دیگهاى آهنین و بشقابهاى آهنین که بر روى هر دیگ‏دان (سه پایه) چهار دیگ، همچون دیگ‏ هاى صابون قرار داشت؛ و در آنجا باقیمانده خشت‏هاى آهنى که از شدت زنگ به هم چسبیده بودند، قرار داشت.
رئیس آن دژها هر روز دوشنبه و پنجشنبه سوار مى‏شد و ایشان همانگونه که خلافت به ارث مى‏رسد، آن درها را به ارث مى‏بردند؛ وى سواره مى‏آمد و سه مرد همراه او که هر کدام آهنى حلقه‏وار بر گردن داشتند و کنار در نردبانى قرار داشت و او به بالاترین پله نردبان مى‏رفت؛ در آغاز روز به قفل ضربه‏اى وارد مى‏کردند، از آن سر و صدایى به گوش مى‏رسید، همچون سر و صداى کندوى زنبورها، پس از آن ساکت شده تا هنگام ظهر که ضربه دیگرى مى‏نواختند و با دقت به صداى آن گوش مى‏سپردند و صداى آن در نوبت دوم بیشتر از بار اول بود. پس دوباره خاموش مى‏شدند تا هنگام عصر که یک ضربه دیگر مى‏زدند، این بار ضجه و ناله مى‏زدند، تا هنگام غروب آفتاب مى‏نشستند و بعد مى‏رفتند.
منظور از ضربه زدن به قفل آن بود تا کسانى که پشت در قرار داشتند بر وجود پاسداران و حافظان آن در آگاهى یابند و بدانند که هستند نگاهبانى که از خدشه وارد شدن بر در مانع مى‏شوند؛ و در نزدیکى این موضع دژى بزرگ وجود داشت که ده فرسخ بود و مساحتش به صد فرسخ مى‏رسید. سلام گفت: لذا از اهل دژ که همراه من بودند، سؤال کردم آیا تاکنون زیانى به این در وارد شده است؟ گفتند: هیچ خدشه‏اى بر آن وارد نیست، مگر این شکاف، و شکاف همچون نخ باریکى بود؛ گفتم: از آن براى در خطرى باشد؟ گفتند: خیر، این در ضخامتش پنج ذراع به ذراع اسکندر است، که هر ذراع و نیم سیاه به اندازه یک ذراع اسکندر است؛ گفت: به در نزدیک شدم و با تیغى محل شکاف را تراشیدم، به اندازه یک درهم تراشه آهن یا بیشتر در دستمال ریختم تا به واثق بالله نشان دهم؛ و بر لنگه در راست، در بالاى آن با آهن به زبان اول باب الیمن نوشته بود، اگر وعده پروردگارم فرا رسد، آن را به ویرانه‏اى تبدیل کند و وعده پروردگارم حق است.
بر این بنا نظر کردم، اکثر نوشته‏ ها با خطى زرد از مس و خطى سیاه از آهن نوشته شده بود؛ و در کوه موضعى قرار داشت که درها را در آنجا قالب مى‏ریختند و موضع دیگرى که دیگ‏ها قرار داشت و در آن‏ها برنزهاى مذاب را مخلوط مى‏کردند و موضعى که در آن سرب و برنز را ذوب مى‏کردند، و دیگ‏هائى شبیه به دیگ مسى و هر دیگ داراى سه حلقه که در آن زنجیرها و قلاب‏هائى بود که با آن برنز را از بالاى دیوار به درون دیگ مى‏فرستادند؛ از آنان پرسیدم که آیا کسى از یأجوج و مأجوج را دیده‏اید، گفتند که نوبتى عده‏ اى را بالاى کوه دیدند و باد سیاه رنگى وزیدن گرفت و آنها را از بالا به پائین انداخت و اندازه هر مرد به اندازه یک وجب و نیم دیده مى‏شد؛ و کوه از بیرون نه دامنه‏اى داشت و نه بر آن درخت و کشتزار و علف وسبزی یافت مى‏شد و نه چیزى دیگر، و آن کوه مسطح و قائم و هموار و سفید بود.
هنگامى که بازگشتیم «راهنمایان-راه بلد» ما را به سوى ناحیه خراسان بردند  که پادشاه آن به نام «لب »بود.

سپس از آن موضع خارج شده به موضع پادشاهى موسوم به «طبانوین» که صاحب خراج بود رفته، در آنجا چند روزى ماندیم، از آن موضع خارج شده و پس از ۸ ماه به «سمرقند» رسیدیم، به «اسبیشاب»(اسبیجاب) رسیده، از رود بلخ گذشتیم، سپس به «شرویسنه» و «بخارا» و «ترمذ»(ازبکستان) رفتیم، آنگاه به «نیشابور» رسیدیم؛ و از مردانى که با ما بودند گروهى مُردند و گروهى از آنان که جان به در بردند بیمار شدند؛ ۲۲ مرد بودند. کسانى که مُردند با لباسهایشان دفن شدند و هر کس بیمار شد، وى را در برخى از روستاها رها کردیم. در بازگشت نیز ۱۴نفر مُردند،

لذا وقتى به نیشابور وارد شدیم، مجموعا ۱۴ نفر بودیم. اصحاب دژها به حد کفایت آذوقه و دیگر ما یحتاج را در اختیارمان قرار داده بودند؛ آنگاه نزد «عبد الله بن طاهر» رفتیم که ۸ هزار دینار به من هدیه داد و به هر مردى که با من بود ۵۰۰ درهم، و به سواران ۵ درهم و به پیادگان ۳ درهم، براى هر روز تارى؛ و از قاطرهاى که همراهان بود، تنها ۲۳ رأس سالم ماندند؛ تا به «سرمن ‏رأى»(سامرا) وارد شدیم. بر «واثق بالله» وارد شده، به شرح ماجرا پرداختم و آهنى که از در تراشیده بودم به او نشان دادم؛ خدا را سپاس گفت و امر کرد تا خیرات و صدقات دهند و به هر مردى از مردان که همراهم بودند، هزار دینار بخشید؛ مدت زمانى که به سد رفته و رسیده بودیم شانزده ماه و بازگشتمان دوازده ماه و چند روز طول کشیده بود. سلام ترجمان تمام این خبرها را برایم گفت و از کتابى که براى واثق بالله نوشته بود، بر من دیکته کرد. /المسالک و الممالک، ابن خردادبه، ترجمه سعید خاکرند، صص ۱۵۳ ـ ۱۵۷).
جمله اخیر، تأکیدی است که «ابن خردادبه» برای نشان دادن درستی گزارش اظهار کرده و گوید که علاوه بر آن که از نظر شفاهی مطلب را از سلام ترجمان شنیده، آن را با متن نوشته ای که برای واثق نوشته بوده، تطبیق داده و در واقع، سلام، آن متن را بر ابن خردادبه خوانده است: و رسیدن ما به سد در شانزده ماه بود و ما در دوازده ماه و روز برگشتیم ، بنابراین سلام ، مترجم ، کل این خبر را به من گفت ، سپس او آن را از کتابی که برای موثق به خدا نوشته بود «واثق بالله»برام نامه نوشت.

و کان وصولنا الى السدّ فى ستّة عشر شهرا و رجعنا فى اثنى عشر شهرا و ایّام فحدّثنى سلّام‏ الترجمان‏ بجملة هذا الخبر ثم‏ املاه علىّ من کتاب کان‏ کتبه للواثق بالله‏ [المسالک و الممالک، ابن خردادبه، بیروت، دارصادر، ۱۹۹۲، صص ۱۶۲ ـ ۱۷۰).
منابع بعدی این گزارش را از روی ابن خرداد به نوشته اند. اگر کتاب مسالک و ممالک در حوالی ۲۸۰ تا ۳۰۰ نوشته شده باشد، یکی از نخستین اشخاصی که متن آن را از وی نقل کرده، ابن فقیه همدانی (م ۳۶۵) است که عین متن عربی را نقل کرده است. پیداست که به آن اعتماد کرده و آن را طبعا مهم تلقی می کرده است. /البلدان، ابن فقیه، تصحیح یوسف الهادی، بیروت، ۱۴۱۶، صص ۵۹۵ ـ ۶۰۰).
خبر سلام ترجمان در متون جغرافی کهن پس از ابن خردادبه
خبر یاد شده در اعلاق النفیسه ابن رسته (قرن سوم) اشاره به این روایت ابن خردادبه شده است (الاعلاق، بیروت، ۱۸۹۲، ص ۱۴۹) اما عبارت او در اعتبار آن داستان قدری مبهم است. در واقع، هم تردید می کند و هم می افزاید که از نظر او، درست است:  قال ابن خرداذبه حدّثنى سلّام‏ الترجمان‏ و کان یترجم کتب الترک التى ترد على السلطان للواثق بالله قال لمّا راى الواثق بالله کانّ السدّ الذى بناه ذو القرنین بیننا و بین یاجوج و ماجوج مفتوح دعا بى و قال عاینه و جئنى بخبره، و ضمّ الخ ...... قال ابن خرداذبه فحدّثنى سلّام‏ الترجمان‏ بجملة هذا الخبر ثم املاه علىّ من کتاب کان کتبه بذلک الى الواثق و کتبناه نحن لتقف على ما فیه من التخلیط و التزیید لان مثل هذا لا یقبل صحّته فوجدته موافقا. ... چنین سخنانی البته مورد قبول نمی افتد و من او را با خود موافق یافتم. (الاعلاق النفیسه، ترجمه فارسی، ص ۱۷۵).
مقدسی (م ۳۸۰) جغرافیدان دیگری است که این گزارش را باز از روی کتاب ابن خردادبه نقل کرده است: و یقع سدّ یأجوج و مأجوج من ورائها على نحو من شهرین سد ذی القرنین‏ قرأت فی کتاب ابن خرداذبه‏ و غیره فی قصّة هذا السدّ على نسق واحد و اللفظ و الاسناد لابن خرداذبه لانه‏ کان‏ وزیر الخلیفة و اقدر على ودائع علوم خزانة أمیر المؤمنین مع انه یقول حدّثنى سلّام المترجم ان الواثق باللَّه لما رأى فی المنام کأنّ‏ السدّ الّذی بناه ذو القرنین بیننا و بین یأجوج و مأجوج مفتوح وجّهنی و قال لی عاینه و جئنی بخبره‏.... [احسن التقاسیم، قاهره، ۱۴۱۱، ص ۳۶۲].
اعزام محمد بن موسی خوارزمی برای کشف غار اصحاب کهف
جالب است که درهمان ابتدا، از قول سلام ترجمان و دقیقا دنباله عبارت بالا آمده است: و کان الواثق وجه محمد بن موسی الخوارزمی المنجم الی طرخان ملک الخزر. (همان). این جمله، به صورت یک جمله معترضه آمده و ربطی به خود ماجرا جز از این جهت که نشان دهد واثق تلاش مشابه دیگری برای نوعی دیگر از اطلاعات جغرافیایی کرده، ندارد. به هر روی داستان سلام در ادامه آمده اما بخش پایانی تلخیص شده است (همان، ص ۳۶۵).
گفتنی است که داستان اعزام محمد بن موسی خوارزمی را خود ابن خردادبه هم نقل کرده است. او می نویسد:‌ و کان الواثق بالله وجه محمد بن موسی المنجم الی بلاد الروم لینظر الی اصحاب الرقیم و کتب الی عظیم الروم بتوجیه من یوقفه علیهم. فحدثنی محمد بن موسی ان عظیم الروم وجه معه من صاربه الی قرّه، ثم سار اربع مراحل، و اذا جبیل قطر اسفله اقل من الف ذراع و له سرب من وجه الارض ینفذ الی الموضع الذی فیه اصحاب الرقیم، (و ادامه ماجرا) (المسالک و الممالک، ص ۱۰۶). اگر این ماجرا هم درست باشد پیداست که واثق عباسی که از پیروان مکتب معتزلی است، یک خط خاصی را دنبال می کرده و گرچه ظاهر آن رنگ دینی داشته اما می تواند یک حرکت علمی مستقل در حوزه جغرافیا و اکتشافات جغرافیایی به حساب آید. این حکایت را مسعودی هم در مروج الذهب (۱/۳۴۸) آورده است. (و نیز بیرونی در آثار الباقیه، ص ۳۶۰ و منابع دیگر، و در باره آن بنگرید: تاریخ نوشته های جغرافیایی در جهان اسلام، کراچکوفسکی، ص ۱۰۶).
خبر سلام ترجمان در متون جغرافی پسین
محمد بن محمد ادریسی (م ۵۶۰) در نزهة‌ المشتاق فی اختراق الافاق (۲/۹۳۴ ـ ۹۳۸) آورده و در ضمن تأکید دارد که آن را از کتاب ابن خردادبه گرفته و در ضمن به کتاب جیهانی هم ارجاع داده است:  و أما ردم یاجوج و ماجوج فشی‏ء قد نطقت الکتب به و توالى الأخبار عنه و من ذلک ما حکاه سّلام‏ الترجمان‏ أخبر عنه بذلک عبید الله بن خرداذبه فی کتابه و کذلک أخبر به أیضا أبو نصر الجیهانی فقالا.... (همان، ۹۳۴)
البکری (م ۴۸۷) هم در کتاب المسالک و الممالک خود حکایت سلام الترجمان را آورده و او را چنین معرفی کرده است که و کان هو الذی یترجم کتب الترک التی کانت ترد علی الواثق . (المسالک و الممالک، بیروت، دارالغرب الاسلامی: ۱/ ۴۵۵ ـ ۴۵۸).
نکته شگفت در سخنان البکری این است که پیش از نقل گزارش سلام ترجمان، از قول ابن عفیر گوید: معاویه بن ابی سفیان، ۲۵ نفر را به سمت سد یاجوج و ماجوج فرستاد ه وضع آن چگونه است. وی در این باره به پادشاه خزر نامه نوشت تا به آنان اجازه عبور دهد و هدایایی برای آنها فرستاد. آنان رفتند تا به دو کوه رسیدند.... این گزارش پنج سطر است اما حکایت از آن دارد که پیش از ماجرای سلام ترجمان، چنین حکایت مشابهی وجود داشته است. (المسالک و الممالک بکری، ۱/۴۵۵).
جغرافیدانان بعدی یکسره حکایت سلام ترجمان را آورده اند و این نقل تا زمان یاقوت حموی ادامه دارد، هرچند وی آن را مختصر آورده و در پایان یک علامت سؤال هم در برابر این گزارش می آورد: قد کتبت من خبر السد ما وجدته فی الکتب و لست أقطع بصحة ما أوردته لاختلاف الروایات فیه و اللّه أعلم بصحته، و علی کل حال، فلیس فی صحة امر السد ریب و قد جاء ذکره فی الکتاب العزیز (معجم البلدان: ۳/ ۱۹۹ ـ ۲۰۰).
ایراد یاقوت به اختلافاتی که در جزئیات نقلها وجود دارد و باید از این جهت در شگفت بود که به رغم آن که منبع همه ابن خردادبه است، چرا این اختلاف در نقل پدید آمده است. در اینجا باید اعتراف کنیم که ما دقیقا از این اختلاف آگاه نیستیم و منهای جزئیاتی که در گزارش ادریسی قدری مفصل تر آمده (و احتمال دارد به متن مفصل مسالک و ممالک ابن خردادبه دسترسی داشته) بقیه نقلها بسیار به هم نزدیک است. با این حال باید همه متنها مقایسه شود تا دقیقا ایراد یاقوت درک شده و اگر قرار است با این قبیل جوابها که اختلافات جزئی را نباید دلیل بر رد کلی آن دانست، به آن پاسخ داد، امکانش وجود داشته باشد.
گزارش سلام، همچنین در کتاب ابن وصیف شاه که به احتمال درگذشته ۵۹۹ است نیز آمده است. (مختصر عجایب الدنیا، بیروت، دارالکتب، ۱۴۲۱، ص ۱۹۲ ـ ۱۹۴).
بعد از یاقوت نیز منابعی چون خریدة العجائب و فریدة الغرایب ( ابن وردی م ۷۴۹، ص ۱۸۶) و نیز نویسنده الروض المعطار (محمد بن عبدالمنعم حمیری، م ۹۰۰) این گزارش را آورده‌اند (الروض: ۳۱۰ ـ ۳۱۱).
خبر سلام ترجمان در کتابهای تاریخی
ثعالبی مرغنی (۳۵۰- ۴۲۹) از ادیبان و مورخانی است که این گزارش را نقل کرده و گوید: و الذی حکاه سلام الترجمان فی ذکر السدّ من حدیث الباب و العضادة و وصف القفل و المفتاح و الدندانجات کالأسطوانات، غیر معتمد علیه لأنه غیر موافق لما نطق به القرآن من وصفه ... (غرر السیر: ۴۴۰)
به تدریج نقل این حکایت، از آثار جغرافی به کتابهای تاریخی هم کشیده شده و ابن جوزی (م ۵۹۷) یکی از نخستین افرادی است که آن را در اثر بزرگ خود المنتظم (بیروت، ۱۴۱۲، ۱/۲۹۴ ـ ۲۹۷) آورده است. طبعا منبع او هم ابن خردادبه است و بس.
نویسنده مجمل التواریخ (قرن ششم) هم بدون اشاره به نام خردادبه آن را به فارسی آورده است (مجمل التواریخ و القصص، تصحیح نجم آبادی، آلمان، ۱۳۷۸، ص ۳۷۹).
متن ترجمه زیباست و بنابرین در اینجا که فضا مجازی است و خیلی هزینه ندارد! بهتر است این ترجمه را هم که خلاصه اصل است، بیاورم:
 از سلام‏ التّرجمان‏ روایتست که امیر المؤمنین« الواثق باللّه» اندر خواب چنان دید که: سدّ یاجوج و ماجوج ترک برداشته. پس مرا فرمود تا سازوبرگ فراهم کنم و به آنجا بروم، تا ازنزدیک ببینم.
مأموریت خلیفه به سلام (هیئت۵۰ نفربه فرماندهی سلّام وهزینه سفر)برای بازدید«سدیأجوج ومأجوج» ومرمت آن را
 
و پنجاه مرد مرا داد و پنجاه هزار دینار و ده هزار درم دیت، و هر مردى را هزار درم فرمود، و یک ساله روزى و دویست شتر داد تا زاد کشند.
نامه خلیفه به حاکم 
و مرا نامه فرمود به «اسحق بن اسمعیل» صاحب ارمنیه، و آنجا رفتیم؛ و اسحق مرا نامه ‏یى داد به صاحب سریر، و آنجا رسیدیم. و او ساز کرد و دلیل و نامه فرستاد به ملک آلان، و او ما را به فیلان شاه فرستاد. و از آنجا ما را نامه نوشتند به ملک طرخون. و آنجا رفتیم و روزى و شبى بماندیم. و پنجاه مرد با ما بفرستاد و ساز کرد. و بیست و پنج روز برفتیم تا به زمینى سیاه برسیدیم، و بوى مردار و ناخوش مى‏افتاد، سخت عظیم. و ما ساخته بودیم بویهاى خوش، دفع آن را، به هدایت خزران. و بیست و نه روز برین صفت برفتیم.
توضح مدیریت سایت-پیراسته فر: درویرایش سعی شده که ادبیات باترجمه روان انجام بگیرد،سریراسمی عربی است به معنی« تخت پادشاه»که دراینجامعنی شاه و حاکم است
منظوراز«امیر المؤمنین، الواثق باللّه»هاروت الرشیداست.
نهمین خلیفه عباسی مکنی به ابوجعفر و نام او هارون است و از سال ۲۲۷ ه.ق . تا ۲۳۲ ه.ق . خلافت یافت
نام کامل هارون :هارون الواثق بالله بن محمد المعتصم بالله بن هارون الرشید) فرزند معتصم و خلیفه عباسی بود که 5سال خلافت کرد سال (۲۲۷-۲۳۲ ه.ق) .
 دردوران حکومت هارون فتوحات زیادی انجام گرفت ورونق اقتصادی بود تاجاییکه  این دوران را،عصر طلایی دوران حکومت عباسی- اسلامی-دانسته اند،چون او خلیفه مسلمین بود و«سامرا»تاهفتادسال پایتخت حکومت اسلامی-عراق-بوده است.
مدت خلافت هارون۲۳سال
 در سال ۱۷۰ هجری (با مرگ برادرش هادی) به خلافت رسید و تا سال ۱۹۳ هجری (۸۰۸ میلادی)۱۴۴شمسی حکومت کرد.
قلمروحکومت اسلامی-زمان خلافت هارون
نواحی غربی بغداد، از شهر الانبار تا مصر و آفریقا، قسمت شرقی از شیروان تا ترکیه و منطقه خراسان بود.
،هیچ شهری درعراق خیابانهایش به اندازه سامرا،ساختارمهندسی ندارد،مسجدجامع سامراوملویه نمونه بارزش است که هنورآثارش موجوداست.
علاوه بر رونق تجارت، رونق علوم هم بوده است، توسعه علم، فلسفه، پیشبرد علوم و ترجمه متون علمی به ویژه از یونانی به عربی ازفعالیت های این خلیفه بوده  است،البته ماورودبه اتفاقات دینی نمی کنیم که باامام موسی کاظم چه جفاهایی کرد،اوباهمه مخالفینش باشداد وغلاظ برخوردمی کرد.
پدرِهارون«مهدی عباسی»، حاکم ایران( ری و خراسان) بود
 همسر هارون  نام« زُبیده خاتون»دختر جعفربن منصور دوانیقی ،از بزرگ زادگان عرب  بود.

هارون درسال ۱۹۲ق درسن چهل و شش سالگی درگذشت ،قبرش  درکنارقبرامام رضاعلیه السلام«هارونیه»قرارداد..
ازان حال و جایگاه پرسیدیم، گفتند: درین زمین جماعتى بى ‏قیاس مُرده ‏اند. بعد ازان به شهرهاى خراب رسیدیم و ۲۰ روز  راه رفتیم. گفتند: این همه شهرها آنست که از یاجوج و ماجوج خراب گشته است از سالها باز.
بعد ازان به دژ هاى بسیارمحکم رسیدیم نزدیک سدّ، بر گروهی ازان. و آنجا قومى بودند مسلمان و قرآن‏ خوان و مسجد و کتّاب بر عادت، و به تازى و پارسى سخت فصیح. پس از ما احوال پرسیدند. گفتیم: فرستادگام خلیفه امیر المؤمنین(هارون)هستیم . آنهابا متعجبانه گفتند: امیر المؤمنین!؟
پرسیدخلیفه تان ، جوانست یا پیر، و ازکجا می آیید؟
گفتیم: جوانست و به شهر «سامرّه» باشد از ناحیت عراق. گفتند: ما هرگز این نشنیده ‏ایم.
پس سوى دربند و کوه رفتیم. یافتیم کوهى املس بى‏هیچ نبات، سخت عظیم و کوهى بریده به وادى، عرض آن صد و پنجاه گز. و برابر دو عضاده بنا کرده از هر دو روى وادى، عرض هر یکى- آنچه پیدا بود- بیست و پنج گز، و ده رش به زیر اندر خارج بر سان خوان، همه از خشتهاى آهنین و ملاط روى گداخته کرده، و پنجاه گز بالاى آن؛ و دربندى آهنین ساخته، و گوشه‏هاى آن بر عضاده‏ها نهاده، درازا صد و بیست گز برین عضاده‏ها؛ بر سر هر یکى ازین دربند مقدار ده رش اندر پنج؛ و بالاى این دربند هم ازین خشت آهنین، هرچند دیدار بود بصر را، بر ارتفاع تا سر اصل کوه، و شرفه‏ ها بالاى آن ساخته و قرنه‏ هاى آهنین درهم گذاشته، و درى از آهن به دو پاره بر وى آویخته، هر یکى را عرض پنجاه در پنجاه گز و پنج گز ستبرى آن، قایمه ‏ها بر مقدار دربند. و برین در، بر بالا پانزده رش بر، قفلى برنهاده هفت من و یک گز پیرامونش، و بالاى این قفل پنج‏رش، حلقه‏یى ساخته درازتر از قفل و قفیزهاى سخت عظیم بزرگ، و کلیدى یک گز و نیم با دوازده دندانه، هر یکى چندانکه دسته هاونى قویتر اندر سلسله‏ى هشت گز، و چهار بدست دور آن، آویخته اندر حلقه‏ ى بزرگتر ازان منجنیق در سلسله؛ و آستانه ‏ى در ده گز به طول، اندر بسط صد گز، راست میان هر دو عضاده، و آنچه پیدا بود پنج گز، همه به ذراع سواد.
و رئیس این حصنها هر آدینه برنشستى با ده سوار، و هریکى پتکى آهنین به وزن پنجاه من داشتندى. و سه بار بران قفل زدندى سخت، تا آن جماعت، که به نزدیک دربند بودندى آواز بشنیدندى؛ بدانستندى که آن را هنوز نگاه‏بانان‏اند. و آواز و غلبه‏ى ایشان شنیدندى. و نزدیک این کوه حصنى بزرگ بود، ده فرسنگ در ده فرسنگ فضاى آن، و بر چند این دربند دو حصن دیگر بود و چشمه ‏یى آب. و اندر یکى حصن بقیّت آلت عمارت نهاده، از عهد ذو القرنین دیگهاى بزرگ از جهت گداختن روى را، مانند دیگ صابون، و مغرفه‏ها از آهن، و خشتهاى آهنین به ملاط نحاس بر هم بسته، هر خشتى یک گز و نیم به طول و همین‏قدر عرض و چند یک بدست سمک آن. بعد ازان پرسیدیم که: شما کس را از ایشان دیده‏اید؟ گفتند:
وقتى بسیار بر سر شرفه ‏ها آمدند، هر شخصى چند بدستى و نیم بیش نبودند. بعد ازان بادى سیاه برآمد و بازپس افکندشان. و نیز کس را ندیدیم.
چون ما را بران اطلاع افتاد قصد بازگشتن کردیم. و ما را دلیلان دادند و زاد. و به ناحیت مشرق بر هفت فرسنگى سمرقند بیرون آمدیم و سوى عبد اللّه بن طاهر آمدیم. مرا صد هزار درم داد، و هر مردى را که با من بودند پانصد درم بداد.
سفر۸۴۰ روزه
و از آنجا به سامرّه برگشتیم پیش امیر المؤمنین و این قصّه-ماجرا- راگفتیم. و اندرآمدن و شدن ما بیست و هشت ماه روزگار گذشته بود(این سفر۲۸ماهه بطول انجامید). و ازین خبر نزدیکتر به دیدار و صفت سدّ اسکندر هیچ روایت نیست- و اللّه أعلم. (مجمل التواریخ:‌ ص ۳۷۹ ـ ۳۸۰).
جمله اخیر آن باز از نگاه معرفتی جالب است که «از این خبر نزدیکتر به دیدار درتوصیف سد اسکندر هیچ روایت نیست».
منهاج سراج (متولد ۶۹۸) هم به اجمال نوشته است که سلامه (کذا) ترجمان را الواثق بالله بفرستاد تا از سد سکندر او را خبر آورد که در خواب دیده بود که سد سکندر خراب شده. سلامه را مال بسیار داد و پنجاه هزار مرد با او بفرستاد تا از سر من رأی بخراسان آمدند و از آنجا به قول به طرف خزر رفتند و به یک قول به طرف کرج و مدت دو سال و هفت ماه در آن سفر بماندند و باز آمدند و صفت سد و طول و عرض و درازگاه و کلید و خلقی که بر آن موکلند از عهد ذوالقرنین همه بیاوردند چنانچه در قصص مسطور است (طبقات ناصری، تهران، ۱۳۶۳، ۱/۱۱۵]. روشن است که تا چه اندازه این ماجرا رنگ داستانی به خود گرفته است. قزوینی هم این حکایت را هم در عجایب المخلوقات (۱۲۹) و هم در آثار البلاد (ص ۵۹۷) آورده است. در دوره های متاخر نهایه الارب (۱۴/۱۳۵، ۳۰۹) و البدایة و النهایه (۷/۱۲۵) آن را نقل کرده اند.
دیدگاه پژوهشگران و شرق شناسان 
اما دیدگاه محققان عصر جدید در باره این گزارش چیست؟‌ در این باره کراچکوفسکی (متولد ۱۹۵۱) =۱۳۳۰شمسی در اثر برجسته و به عبارتی شاهکار خود «تاریخ نوشته های جغرافیایی در جهان اسلامی»(ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران،  ۱۳۷۹) گزارشی از مواضع مختلف پژوهشگران (به ویژه روسها) در این باره بدست داده که مرور بر آنها می تواند ارزیابی آنها را از این گزارش به ما بدهد.
آقای مترجم(سلّام)=سلّام ترجمان
 
«کراچکوفسکی» می نویسد:سفر معروف سلام‏ ترجمان‏ (مترجم) به نواحى شمال، با نام خلیفه الواثق قرین است که از پیش به عنوان تشویق کننده سفرها از وى سخن داشتیم.
این سفرنامه نسبت به وطن «شوروى »ما اهمیتى خاص دارد و عجب نیست که بیش از دو قرن پیش نسبت بدان توجه داشته‏ ایم و« بایر» یکى از نخستین آکادمیسین‏ هاى ما، در اولین جزو شرح هاى آکادمیایى درباره «سلّام‏ ترجمان‏ »مطالبی نوشته است.
در هفتاد سال اخیر نظر محافل علمى در مورد سلّام تغییر چندانى نیافته است زیرا گر چه «اشپرنگر» از سال ۱۸۶۴میلادی(۱۲۴۳شمسی) آن را یک «گمراه کردن عمدى» شمرده، و گریگوریف. ولى مینورسکىدر سال ۱۹۳۷میلادی(۱۳۱۶شمسی) آن را حکایتى خرافى دانسته‏ اند که در آن چندین نام جغرافیایى آمده است؛ اما نباید آراى مخالف آن را ندیده گرفت، زیرا از سال ۱۸۸۸میلادی(۱۲۶۷شمسی) دخویه این سفر را واقعه‏ اى تاریخى و تردیدى‏ ناپذیر شمرده که در خور توجّه دانشوران است، و توماشک متخصّص مؤثّق جغرافیاى تاریخى، نیز نظر او را تأیید کرده است.
« اسیلیف» دانشمند بیزانس شناس، می گوید:
 سلام روایتهاى محلّى را که در نقاط مسافرت خود دیده براى خلیفه نقل کرده است.
بنظرمی رسد که این نظر اخیر موجّه است، ولى سفرنامه را، مانند همه آثار دیگر از این قبیل، نمى‏توان رساله‏ اى جغرافیایى شمرد، بلکه مجموعه ‏اى است شامل مطالب روایتى و پاره‏اى مشاهدات شخصى که در قالب ادبى ریخته شده است.
امامیتوان گفت که «روایت سفرنامه موثّق است»،
زیرا «ابن خرداذبه» آن را به لفظ خود سلّام نقل مى‏ کند و در پایان روایت خود اضافه مى‏کند که نخست آن را از سلّام شنیده سپس از گزارشى که به خلیفه داده براى او رونویس شده است.
و دیگراینکه گفتار مقدسى درباره« ابن خرداذبه» در همین باب مؤیّد صحت روایت است که گوید:
وى وزیر خلیفه بود و به ودایع علوم خزانه امیر مؤمنان دسترس داشت، به علاوه، اینکه وى قصّه را بى ‏واسطه از صاحب آن شنیده است.
این قصّه در نوشته‏ هاى جغرافیایى عرب رواج کامل یافت و جغرافى شناسان متقدّم و متاخّر( ابن رسته، یاقوت، ابو حامد غرناطى، ادریسى، قزوینى، نویرى) با کمى اختلاف آن را نقل کرده‏ اند. ادریسى چند مطلب از آن نقل مى‏کند که ظاهرا در متن اصلى ابن خرداذبه بوده که به ما نرسیده و از مختصر کتاب وى که اکنون هست افتاده است.
انگیزه راهى کردن این سفارت، همچون انگیزه فرستادن محمّد بن موسى منجّم براى تحقیق از خبر اصحاب کهف، تخیّل محض بوده است؛ زیرا خلیفه در خواب دیده بود که گویا سدّى که اسکندر براى جلوگیرى از نفوذ یأجوج و مأجوج ساخته بود شکسته است. شاید باعث این خواب هول انگیز، شایعه‏ هایى بود که به دنبال انقراض دولت اویغور به دست قوم قرقیز به سال ۸۴۰ درباره حرکات ترکان در اواسط آسیا به گوش مى‏ رسید.
با صرفنظر از همه تفصیلات، خطّ سیر سلام از راه ارمنستان و گرجستان تا بلاد خزر به سوى شمال بوده و از آنجا در جهت مشرق سوى دریاى قزوین (بحر خزر) رفته و به دریاچه بالخاش و تسونگاریا رسیده و از آنجا، از راه بخارا و خراسان، به سامرّه عراق بازگشته است. وى می گویدکه سدّ معروف قفقاز را در دربند دیده، و ممکن است که به دیوار بزرگ چین نیز رسیده باشد.
ابهام درگزارش سلّام
درباره خلطى که در گزارش وى میان دو دیوار هست، چنین توضیح مى‏توان داد که به دوران خوارزمى، معاصر سلّام، دو روایت درباره سدّ ذو القرنین بوده که یکى آن را در مشرق و دیگرى در شمال مى‏دانسته است. محتملا «سلّام» مى‏خواسته است همراه با ثبت کردن مشاهدات خود، روایت قرآن را نیز درباره سدّ یأجوج و مأجوج در قالب ادبى نقل کرده باشد. مسلما نمى‏توان قلمرو سفر او را به ناحیه واقع میان کریمه و اورال محدود کرد، چنانکه در همین سالهاى نزدیک« زیچى» دانشور مجار،که سدراازنزدیک مشاهده کرده ،عکسهایی که ازیکى از معابر کوههاى اورال گرفته که در آنجا به وسیله بلغارها استحکاماتى پدید آمده بوده است که  یکى ازآثار تاریخى اروپاى شرقى و آسیاى وسطاست،
گفت و گو از سلّام این چنین به پایان می رسد:

تردید نیست که سلّام در حدود سالهاى ۸۴۲- ۸۴۳ ضمن سفرى از قفقاز و سرزمین خزر به سوى شرق رفته، سپس از راه خود از برسخان و طراز (تالاس) و سمرقند به خراسان بازگشته، و در این سفر دیوارى یا معبرى کوهستانى را که همانند دیوار بوده دیده است. ۱۷۶ بدینسان مى‏توان گفت که در این اواخر، سلّام تا اندازه‏اى مورد اعتماد محافل علمى شده است. کسانى خواسته ‏اند سفرنامه سلّام را یک داستان خیالى بدانند و بس، ولى نباید از یاد ببریم که منابع افسانه‏ هاى جغرافیایى در نوشته‏ هاى عربى درجاى دیگر است و با قصّه‏ ها و حکایتهاى دریایى از بلاد شرق چون هند و مجمع الجزایر مالایا یا بلاد مغرب و بخصوص سواحل شرقى افریقا مربوط است. و این قصّه‏ ها به قرن نهم/ سوم ه. در بندرهاى خلافت همچون بصره و سیراف و مخصوصا در بغداد رونق گرفت. و قصّه پردازان بندرت حکایات خود را در ضمن کتابى آورده ‏اند، بلکه این حکایات غالبا به قلم کسان دیگر که گاه معاصر آنها یا وابسته به نسلهاى بعد بوده ‏اند، به جا مانده است. (تاریخ نوشته های جغرافیایی در جهان اسلامی، ص ۱۱۳ ـ ۱۱۴).

إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَیْنَاهُ مِن کُلِّ شَیْءٍ سَبَبًا ‎﴿٨٤﴾‏ فَأَتْبَعَ سَبَبًا ‎﴿٨٥﴾‏ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا ۗ قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا ‎﴿٨٦﴾‏ قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلَىٰ رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّکْرًا ‎﴿٨٧﴾‏ وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَىٰ ۖ وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یُسْرًا ‎﴿٨٨﴾‏ ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ‎﴿٨٩﴾‏ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَىٰ قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا ‎﴿٩٠﴾‏ کَذَٰلِکَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَیْهِ خُبْرًا ‎﴿٩١﴾‏ ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ‎﴿٩٢﴾‏ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا یَکَادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلًا ‎﴿٩٣﴾‏ قَالُوا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجًا عَلَىٰ أَن تَجْعَلَ بَیْنَنَا وَبَیْنَهُمْ سَدًّا ‎﴿٩٤﴾‏ قَالَ مَا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ رَدْمًا ‎﴿٩٥﴾‏ آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا سَاوَىٰ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قَالَ انفُخُوا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْرًا ‎﴿٩٦﴾‏ فَمَا اسْطَاعُوا أَن یَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا ‎﴿٩٧﴾‏سوره کهف

تسنیم (۸ آبان ۱۴۰۰)نوشت: علامه طباطبایی(مؤلف المیزان)نوشت:ذوالقرنین همان کوروش پادشاه هخامنشی در فارس است که در سالهای ۵۳۹ تا ۵۶۰ قبل از میلاد زندگی می‌کرده که امپراتوری ایران را تاسیس کرد.

علامه در ادامه تاکید کرد: «آنچه قرآن از وصف ذوالقرنین آورده با این پادشاه عظیم تطبیق می‌شود».

همچنین با استناد به نوشته «مولانا ابوالکلام» می‌نویسد: اگر «ذوالقرنین»مردی مؤمن به خدا و به دین توحید بوده، «کوروش» هم این طور بوده است.

 اگر «ذوالقرنین» پادشاهی عادل و رعیت پرور و دارای سیره رفق و رأفت و احسان بوده، «کوروش» هم این طور بوده است.

اگر «ذوالقرنین» نسبت به ستمگران و دشمنان مردی سیاستمدار بوده «کوروش» هم بوده است.

اگر خدای متعال به «ذوالقرنین» از هر چیزی سببی داده به «کوروش» هم عطا فرموده است.

و اگر میان دین و عقل و فضائل اخلاقی وعده و عده و ثروت و شوکت و انقیاد اسباب برای «ذوالقرنین» جمع کرده برای «کوروش» نیز جمع کرده بود.

علامه طباطیایی درادامه نوشت:همچنین «کوروش» هم سفری به سوی مغرب داشته و حتی بر«لیدیا» و اطراف آن نیز چیره شده که در آنجا مردم صحرانشین و وحشی را دید که در بیابانها زندگی می‌کردند.

در عین حال «کوروش» هم سدی بنا کرده به طوری که شواهد نشان می‌دهد سد بنا شده در «تنگه داریال» بین کوه‌های قفقاز و نزدیکی های شهر «تفلیس» است.

علامه طباطیایی درتکمیل نظریه نوشت:علاوه بر اینکه نوشته‌های با خط میخی که از دوران داریوش کبیر به دست آمده که هشت سال بعد از کوروش نوشته شده، مؤید این موضوع است که «کوروش مردی مؤمن و یکتاپرست بوده،‌ نه مشرک و کافر»

دکترعلی اکبر ولایتی درکتاب -ایران پیش از اسلام- درباره این پرسش«آیا کوروش ذوالقرنین است؟»

می نویسد«برخی از مفسران متقدم، مانند وَهب بن منبّه و محمد بن صائب کَلبی و یوسف بن موسی قطان نه تنها در تفسیر سوره کهف، بلکه در چند جای دیگر تصریح کرده‌اند که ذوالقرنین همان کوروش هخامنشی است. در دوران معاصر، نخستین پژوهشگری که موضوع مطابقت کوروش با ذوالقرنین را پیش کشید سِر سیداحمدخان (۱۸۱7-۱۸۹۸) از پیشگامان اصلاحات فرهنگی و بنیادگذار تجدد طلبی اسلامی در هند، بود. مولانا ابوالکلام آزاد (۱۸۸۸-۱۹۵۸)، وزیر فرهنگ دولت وقت هند، نیز همین نظریه را مطرح و به شکل مبسوط‌تری تبیین کرد. مرحوم علامه طباطبایی نیز، در المیزان، نظر ابوالکلام آزاد را پذیرفته و مشخصات کوروش را بر ذوالقرنین منطبق می‌داند. علامه طباطبایی در المیزان، پس از بررسی نظریه ابوالکلام آزاد، که اثبات می‌کند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ ستوده شده در قرآن است، می‌نویسد: «هر چند بعضی از موارد گفته شده خالی از اعتراض نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرانی روشن‌تر و قابل قبول‌تر است». آیت الله مکارم شیرازی هم می‌نویسد: «درست است که در این نظریه نیز نقطه‌های ابهامی وجود دارد، ولی فعلاً می‌توان از آن به عنوان بهترین نظر درباره تطبیق ذوالقرنین بر رجال معروف تاریخی نام برد.»
اما می توان گفت یکی ازعلل  عدم شاره مورخان و مفسران ،عدم آشنایی با زندگی کوروش، پادشاه هخامنشی، بوده است.
علامه طباطبایی،علت تطبیق کوروس به ذوالقرنین را اوصاف اخلاقی است واقتداراودانسته است.

کوروش، هم طبق تاریخ و هم عهد عتیق و هم نظر مورخان قدیم، پادشاهی با مروت و جوانمرد و با سخاوت و کریم بوده است؛ چنان که از تاریخ زندگی او و برخوردش با یاغیان و جبارانی که با او می‌جنگیدند یا او با ایشان جنگیده است نیز مبین آن است؛ و با صفات یادشده از ذوالقرنین در قران کریم مطابقت دارد. ذوالقرنین از طرف خداوند

دارای توانایی‌ها و امکانات فراوانی،‌مانند عقل و تدبیر و فضایل اخلاقی و ثروت و شوکت ظاهری، بوده است.

از دیگر ویژگی‌های ذوالقرنین سفرهای او در مسیرهای چندگانه است که شرح آن در آیات قرآنی آمده است. کوروش نیز به غرب و شرق و شمال سفر کرد که شرح آن در تاریخ زندگانی‌اش آمده است و با سفرهای سه‌گانه‌ای که در قرآن برای ذوالقرنین ذکر شده منطبق است. نخستین لشکرکشی کوروش به کشور همسایه غربی، لیدی، بود که در شمال آسیای صغیر قرار داشت. در قرآن آمده است که ذوالقرنین در سفر غربی‌اش احساس کرد خورشید در چشمه گل آلودی فرو می‌رود؛ مشابه همان صحنه‌ای که کوروش به هنگام فرورفتن قرص آفتاب (در نظر بیننده) در خلیجک‌های ساحل لیدی مشاهده کرده است. لشکرکشی دوم کوروش به جانب شرق بود. از تاریخ زندگی کوروش درمی‌یابیم که این لشکرکشی چندی پس از فتح لیدی روی داد و کوروش طی آن به آرام سازی طغیان بعضی از قبایل وحشی بیابانی مستقر در شرق کشور پرداخت. شاید بتوان تعبیر قرآن طبق آیه زیر را در اشاره به سفرهای ذوالقرنین، با سفرهای جنگی کوروش به منتهای شرق برای مقابله با اقوام بیابان‌گرد و صحرانورد مطابقت داد که مشاهده کرد خورشید بر قومی طلوع می‌کند که در برابر تابش آن سایبانی ندارد. «حَتّی اِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلی قومٍ لَمْ نَجْعَلُ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً: تا گاهی که رسید به محل برآمدن خورشید یافتش برمی‌آید بر گروهی نگذرده‌ایم برای ایشان جز آن پوششی را» (کهف: 90)

در قرآن کریم از مکان سدی که ذوالقرنین ساخته یاد نشده است و فقط ویژگی اقلیمی آن بیان شده است. کنجکاوی علمی مسلمانان درباره تعیین اماکن تاریخی، که نشانه‌های آن در قرآن مجید آمده است،‌در منابع تاریخ ثبت و ضبط شده است. شرح جست‌وجو برای یافتن سد ذوالقرنین در روزگار واثق خلیفه عباسی در منابع متعدد آمده است. با بررسی متون تاریخ نگاران اسلامی، که درباره اقلیم و شهرها آمده است، می‌توان دریافت که مکان این سد در اوایل اقلیم پنجم و ششم بوده است.Kafkas Dağları’nın bir köşesi…
 کوروش، در لشکرکشی سوم خود به کوه‌های قفقاز، به تنگه‌ای میان دو کوه رسید و برای جلوگیری از هجوم اقوام وحشی، به درخواست مردمی که در آن منطقه بودند، در فاصله میان دو کوه سد محکمی بنا کرد. این تنگه امروزه تنگه داریال نامیده می‌شود که در نقشه‌های موجود میان ولادی میوکز و تفلیس نشان داده می‌شود. این دیوار همان سدی است که کوروش بنا کرده و با اوصافی که قرآن درباره سد ذوالقرنین بیان کرده کاملاً تطبیق می‌کند.
موضوع دیگر در انطباق کوروش و ذوالقرنین تناسب نام ذوالقرنین با کوروش است. کهن‌ترین اشاره به موضوع ذوالقرنین را باید در کتاب دانیال نبی، از متون عهد عتیق یهود، جست‌وجو کرد. آن‌جا که در رؤیای وی، لوقرائیم در هیئت قوچ ظاهر می‌شود. لوقرانائیم به زبان عبری همان ذوالقرنین عربی است. این واژه در تورات فقط یک مرتبه آکده است و آن هم در سفر دانیال (کتاب دانیال) است. درباره نام ذوالقرنین و تناسب آن با کوروش گفته‌اند: ذوالقرنین را از آن جهت ذوالقرنین، صاحب دو قرن (شاخ)، می‌نامند که دارای تاج یا کلاه خودی با دو شاخم بوده است. جالب این‌که در نقش برجسته هخامنشی دشت مرغاب، کوروش با تاجی بر سر تصویر شده که دو شاخ همانند شاخ‌های قوچ بر آن دیده می‌شود

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع این قسمت ازاین مقاله :مرداد۱۳۹۱خبرآنلاین بااصلاحات وافزودن عکس است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع این مقاله تحقیی ،حجت الاسلام رسول جعفریان است:خبرآنلاین اردیبهشت۱۳۹۴،بااندکی اصلاحات.

اکتشافات «کیهان»:

آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی« ذوالقرنین» است.

در سوره مبارکه کهف به داستان ذوالقرنین‌ اشاره شده است، او اگرچه به روایت معصومین علیهم‌السلام پیامبر نبود ولی شخصیتی مومن و دادگستر و محبوب خدا بود. برخی از مفسران، از جمله مرحوم علامه طباطبائی او را کوروش کبیر یعنی همان پادشاه هخامنشی می‌دانند. ذوالقرنین سپاه عظیم و سلحشوری در اختیار داشت. در کلام خدا از سفرهای سه‌گانه او یاد شده است، سفر به مشرق و مغرب و سفر به منطقه‌ای که در پس تنگه‌ای (برآمده از دو کوه) قرار داشت، « حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا یَکَادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلًا …. ذوالقرنین در سفر سوم خود به میان دو کوه می‌رسد و در پس آن دو کوه مردمی ‌را می‌بیند که از ظلم و ستم جماعت ستمگری به‌نام «یأجوج و مأجوج» به تنگ آمده‌اند و از او می‌خواهند که میان آنها و یأجوج و مأجوج دیواری بنا کند تا از تاخت و تاز آن ستمگران در امان باشند و ذوالقرنین با آهن و مس گداخته میان آن دو کوه، سد محکمی‌بنا می‌کند که یأجوج و مأجوج توان نفوذ  و عبور از آن را نداشته‌اند. « فَمَا اسْطَاعُوا أَن یَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا- نه می‌توانستند از آن بالا بروند و نه در آن نقبی بزنند».

آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی ،کاری کارستان و همسو با برخوردی که جناب ذوالقرنین با جماعت بیدادگر یأجوج و مأجوج کرده بود... از این روی باید گفت:‌ آیت‌الله سید ابراهیم ذوالقرنین، دست مریزاد و خدا قوت./«حسین شریعتمداری»  سرمقاله ۹ شهریور ۱۳۹۸ روزنامه «کیهان»

خصوصیات کوروش کبیر
۱ - ... آن چه درباره کورش برای محقق جای تردید ندارد، قطعا این است که لیاقت نظامی و سیاسی فوق العاده در وجود وی با چنان انسانیت و مروتی درآمیخته بود که در تاریخ سلسله های پادشاهان شرقی پدیده ای به کلی تازه به شمار می آمد... دکتر عبدالحسین زرین‌کوب - تاریخ مردم ایران
۲ - این فاتح صلح جو که برای کسب افتخارات خود مرتکب شقاوتی نشد و برای مرعوب کردن نسل های آینده قتل عامی روا نداشت، این پارسی بزرگ که با اشتیاق تمام در جست وجوی دوستی و محبت اقوام بود و خود را به جای فرمانروا، خدمت گزار آن ها جلوه می داد. آلبر شاندور (۱۳۸۶) کورش کبیر ترجمه هادی هدایتی
۳ - کورش و فرزندش با جهاد فرهنگی به ظاهر نظامی خود، توحید را در بین النهرین و سومر و مصر و آتن (یونان) گسترش دادند سیدمحمد خامنه ای مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی ۱ مرداد ۱۳۹۲

۴ - تا کنون آثار بسیاری از جهان باستان به دست ما رسیده اند و هر کدام داستانی برای بازگو کردن دارند. اما تنها چند اثر از قدرت و اهمیت استوانه [منشور] کورش بزرگ در جهان برخوردار هستند.  دکتر شاهرخ رزمجو ۱۳۸۹ - استوانه کورش بزرگ

۵ - زمانی که بخش های زیادی از اروپا در توحش به سر می بردند ما کورش داشته ایم و منشور حقوق بشر. این منشور زنده است ... دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
۶ - مهر کورش آن چنان ژرف در دل مردمان نشسته بود، که هر تیره از مردمان می پنداشت که اگر نیکوترین و پربهاترین کالاها، گیاهان، جانوران یا هنرهای مردمان سرزمین خویش را از بهر وی گسیل ندارد، لغزشی گران کرده است. گزنفون مورخ و اندیشمند یونانی- کتاب زندگی کورش (تربیت کورش) ترجمه ابوالحسن تهامی - تهران ۱۳۸۹
۷ - این شاه عالیقدر [کورش] یک نوع انقلاب اخلاقی در عالم قدیم باعث شده و طرز نوینی از حیث سلوک با ممالک تابعه و ملل مغلوبه در عالم قدیم داخل کرده ... حسن پیرنیا مشیرالدوله - تاریخ ایران باستان - تهران ۱۳۸۸
۸ - شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه -جوانمرد- بوده است. این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده می شد، در قوانین او احترام به حقوق ملت های دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده که در  قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است. پروفسور کریستین‌سن ایران‌شناس مشهور
۹ - در شاهنشاهی کورش زیبایی مردانگی، شجاعت، قهرمانیت و عدالت به عیان دیده شده است. وی هیچ گاه عیاشی نکرد، کاری که اکثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند. آزادی هایی که داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افکاری داشت که به راستی متعلق به تاریخ نبوده است... پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آکنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد که در کل جهان بی سابقه بود ... او هیچ گاه خوش گذرانی و تن آسایی نکرد...  سر پرسی سایکس - تا ایران باستان
۱۰ - کورش یک سال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود، برای کسی که دشمن خودش بود... آلبرشاندور فرانسوی - شاهنشاهی کورش بزرگ

۱۱ - کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد. کورش سرداری بزرگ و نیک خواه بود ... او شهرها را ویران و قتل عام و کشتار نمی کرد. ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمین شان به وسیله کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانون گذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خواندند. پروفسور گریشمن - ایران از آغاز تا اسلام

۱۲ - ... اگر ذوالقرنین قرآن، مردی مومن به خدا و به دین و توحید بوده، کورش نیز این چنین بوده و اگر ذوالقرنین پادشاهی عادل و رعیت‌پرور بوده، کورش نیز چنین بوده، اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردی سیاستمدار بوده او نیز بوده، اگر دین، عقل، فضایل اخلاقی و ثروت و شوکت داشت کورش هم داشت، همان گونه که قرآن فرموده کورش نیز سفری به سوی مغرب کرد، بر لیدی و پیرامون آن مسلط شد و بار دیگر به سوی مشرق سفر کرد، آن جا مردمی دید صحرانشین و وحشی که در بیابان زندگی می کردند. برای همین به آن ها کمک کرد، سدی ساخت در مقابل قبیله و قومی که آن ها را آزار می دادند، در تنگه داریال میان کوه های قفقاز و نزدیک به شهر تفلیس ...  علامه طباطبایی، تفسیر المیزان.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:قسمت پایانی این گزارش :منبع:۱۷ اسفند ۱۳۹۶ایسنا می باشد.

دیدارهای مردمی با"امام جمعه مردمی"درپایان نمازجمعه

حاشیه های نمازجمعه جمعه، ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ 

همچنان مردم شوق  دیدار امام جمعه محبوب خودرادارند/آرشیو

وقتی با آیت الله فلاحتی روبرو می شوید،چنان تحویلت می گیرد که انگار انتظاردیدنت راداشت

نوع برخوردش چنان مردمی ودوست داشتنی است که براحتی  حرفها ردوبدل می شود،بتعبیری ناطقه فعال می شود،حالا این گفتمان تعریف

باشد ویا اعتراض ازوضع موجود

خیلی فرق دارد این امام جمعه با امام جمعه پیشین

آن بنده خدا اولاً بمحضی اتمام سلام «متواری»می شد،اگرهم بود ناطقه ها کورمی شد!

بعضی ها متوجه نبودند مه نگارند(مدیریت سایت-پیراسته فر)ازدوردارد این صحنه را بتصویرمی کشد،ازجمله یکی ازمدیران خیلی مصربود که عکسش با امام جمعه درست افتاده باشد!

بیش از یک سال ازامامت آیت الله رسول فلاحتی از امامت جمعه  گذشته ولی مردم ازدیدن نماینده مقام معظم رهبری سیراب نشدند

آیت الله فلاحتی بعدازپیایان نماز بجای منزل رفتن درمحل کارش که درشبستان مصلی است،جنب «مجتمع آدینه»حضورمی یابد ومعلوم نیست که کی بخانه می رود.

اوسراپا«اُذن»است

همچنان که حرکت می کند«پاسخگو»است.

دیداری که موجب ترشح«اُکسی توسین»می شود

مزارامام جمعه شهید مردمی رشت

مزارشهدای گمنام «مصلی»رشت

درمصلی رشت ۸شهیدگمام مدفون هستند دردوطرف مزار شهیدجانباز آیت الله حاج صادق احسانبخش درهرگوشه ۴ شهید

خان طومان کجاست؟+چگونگی شهادت مدافعین حرم +اسارت

خان طومان کجاست؟+چگونگی شهادت مدافعین حرم واسارت رزمندگان

«خان طومان»یک روستا باجمعیت۳هزارنفر، در شمال سوریه، در بخشی از کوه شمعون منطقه حلب، واقع در جنوب غربی حلب ،برروی  یک تپه واقع در شرق «رودخانه قویق»واقع  است. محلات نزدیک به این منطقه شامل« اورم الکبری» و «شیخ علی» قرار دارد.

خان طومان در فاصله ۱۰ تا ۱۵ کیلومتری جنوب حلب، به دلیل نزدیکی به اتوبان حلب ـ دمشق از اهمیت استراتژیک برخوردار است.

«خان طومان» کجاست و چه بر سرش آمد؟

«خان طومان »دردسامبر ۲۰۱۵( آذر ۱۳۹۴)که عملیات جنوب حلب تازه آغاز شده بود، آزاد شد. چندماه بعد تروریست‌های «النصره »با همکاری چندین گروهک دیگر به خان طومان حمله کرده بودند اما نیروهای ارتش سوریه با کمک حزب‌الله، نیروهای فاطمیون، نیروهای مقاومت عراقی و نیروهای ویژه مستشاری ارتش ایران، مقابل آن حمله شدید، با کمترین تلفات مقاومت کرده بودند در حالی که النصره با دادن تلفاتی (حدود ۴۰۰ نفر) عقب‌نشینی کرده بود.

 تروریست‌های تکفیری از روز پنجشنبه حمله سنگینی به شهرک خان طومان شروع کردند که این حمله در ‌‌‌نهایت منجر به عقب نشینی نیروهای مقاومت از این شهرک شد ودرنهایت روز جمعه(۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵) به اشغال گروه تروریستی «جبهه النصره» و هم پیمانانش درآمد

اعدام یکی از اسرای خان طومان توسط القاعده+عکس

خبرگزاری دفاع مقدس«دفاع پرس»درمورخه(۱۲ تیر ۱۳۹۵) مصاحبه ای با«محسن بهاری»رزمنده مدافع حرم مازندرانی که درحماسه خان طومان حضور داشت  ،اینگونه گزارش می کند:

منطقه خان طومان به لحاظ جاده کمربندی ای که ۸ کیلومتر است و داعش از این راه به ترکیه نفت میفروشد و تجهیزات نظامیاش را تهیه میکند، موقعیت استراتژیکی برای تروریستها محسوب میشود.

من از روز چهارشنبه(۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵) با دوربین ترمالی که داشتم، متوجه شدم دشمن کاملا در حال آماده شدن است و اطلاع هم دادم اما گفتند چون آتش بس اعلام شده و بچه های سازمان ملل اینجا هستند، دشمن حمله نمی کند. با این حال بچه های نیروی قدس به این اکتفا نکردند و گفتند شما آمادگی داشته باشید.

شهید رادمهر ۱۵ فروردین۱۳۹۵ با نیروهایش رسید، چهار روز بعد این درگیری آغاز شد که رزمنده هایی مثل «سالخورده و بواس »در این جریان شهید شدند و خط عمار شکست خورد، اما نیم ساعت بعد دوباره خط پس گرفته شد.  «شهید خلیلی» که با آرپیچی نفربر میزد، خودش مجروح شد و تروریستها چند روز بعد اعلام کردند او را اسیر کردند و کشتند.

خان طومان رادرآذر۱۳۹۴  گرفته بودیم.

«النصره» روز چهارشنبه حدود۲هزار نیرو آماده حمله بود و پنجشنبه ساعت یک بعد از ظهر آتش تهیه شروع شد،همه دست به دست هم دادند تا خان طومان را پس بگیرند.

نیروهای ما در این طرف درگیری ۱۶۰۰نفر: قوایی متشکل از ۷۰ رزمنده مازندرانی از ایران، ۸۵۰ افغانستانی از تیپ فاطمیون، ۴۰۰ نجبا عراقی و ۲۸۰ سوری بود.

 دشمن برای زدن یک نفر، «توپ ۲۳ »که مختص هواپیما است می آورد و با «کرنت »آدم-نفر- می زنند در صورتی که این سلاح فقط تانک را منفجر می کند.

ساعت یک تا یک و نیم آن روز آتش تهیه شروع شد. در ساعت سه یا سه و نیم بعد از ظهرتانک پی ام پی انتحاری و پر از مهمات منفجرهرا به طرف خان طومان فرستادند،اما قبل از اینکه تانک پی ام پی به وسط شهر برسد، یکی از رزمنده های زرهی فاطمیون با تانک ، تانک بی ام پی را زد،خودش شهید شد. وقتی پی ام پی منفجر شد، به قدری موجش زیاد بود که زمین از هم پاشید، هرکس نزدیک بود، شهید شد و آنکه دورتر بود، موج انفجار او را گرفت.

 با این انفجار عظیم خیلی از رزمنده های فاطمیون و دیگر گروه ها همان دقایق وحشت زده شدند و مجبور شدند به عقب برگردند و عده ای هم مجروح و زخمی بودند، ماندیم ۷۰ نفر مازندرانی و ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر هم سایر نیروها ،جمعاً ۲۰۰ نفر  در مقابل دو هزار تروریست.

رزمندگان مدافع حرم را -تروریستهای داعش-به اسارت می برند

بعد از این انفجار، از طریق بهپاد و هلی شات خبر دادند که خط خالی شده و نیروهای آنها در حال عقب نشینی هستند، تانکها را حرکت بدهید. از هر خطی که ۱۵۰ متر هم نمیشد، ۵ یا ۶ تا تانک آمد. بدنه تانکها هم سر بود و وقتی  آرپیچی به آن می خورد سر می خورد و رد می شد. جلوی چشم ما یکی از رزمنده ها با آرپیچی زد به تانک و تانک دشمن منفجر نشد، فقط گلوله آرپیچی روی تانک سر خورد و رد شد.

مدافعان درحال عملیات-خان طومان

 نیروهای آنان ۴ خط و چهار مدل مختلف نیرو داشتند و دائم هم بهشان نیرو تزریق می شد. سری اول آنها موادی به بدنشان می زنند که چیزی نمی فهمند و خوشحالی زایدالوصفی به آنها دست می دهد و هر چیزی جلویشان بیاید را نابود می کنند. پشت سر مهاجمین شان، نیروهای اعتقادیشان بود، سومین گروه مزدورها و پولکی ها بودند و در ردیف چهارم نیروهایی بودند که فقط تیر خلاصی می زدند. این گروه آخر که می آیند بقیه نیروها می دانند اگر بخواهند زنده بمانند باید خط را بگیرند در غیر این صورت کشته می شوند.

قبلاًجنازه شهدارا بامبلغی پول ازدشمن تحویل می گرفتیم واما حالا...

شهیدان« سید طاهر و حسین مشتاقی» در این مرحله شهید شدند و «شهید قنبری »دیده بان ما هم چون در همان ساعت اول به شهادت رسید، توانستند پیکرش را به پشت جبهه برگردانند اما بقیه ساعت ۴ به بعد شهید شدند و پیکرشان در دست نیروهای داعش ماند. قبلا به راحتی با گرفتن مبلغی پیکرها را میدادند اما الان عربستان آنقدر در گوششان خواندند که جسدها را ندهید تا خانواده های آنها تا قیام قیامت در ذهنشان باشد که پیکر عزیزان شان ماند آنجا.

 مانند پیکر شهید «حبیب الله پور» که سال قبل شهید شده بود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:پیکر این شهید(سید جلال حبیب‌الله پور) -البته مقداری استخوان ازبقایای جسدمطهر شهیددر۱۹ شهریور ۱۳۹۷به ایران منتقل شد، ۳۱ فروردین‌۱۳۹۴ در منطقه درعا در سوریه به شهادت رسیده بود.

 از بعدازظهر اوضاع به گونه ای شد که نبرد کوچه به کوچه شده بود و دیگر کلاش را انداختیم و با نارنجک می جنگیدیم، جنگ تن به تن شده بود که اعلام کردند، برگردید عقب. عقب برگشتن برای ما که رفیقانمان را که سر یک سفره با هم نشسته بودیم و حالا دیگر شهید شدند بسیار سخت بود که بدون پیکرشان برگردیم. نمی دانستیم باید جواب خانواده شان را چطور بدهیم. بچه های مازندران در آن وضعیت و در شرایطی که آب و غذا هم نداشتیم تصمیم گرفتیم بمانیم و بجنگیم.

در این موقعیت «سردار رستمیان» قصد داشت به خط برود که گذاشتیم گفتیم حاجی اگر صدای شما پشت بی سیم قطع شود دیگه کار بچه ها تمام است.

 ما خط به خط، کوچه به کوچه عقب آمدیم، اینکه می گویند محاصره شدیم و فرار کردیم و از پشت ما را زدند، اشتباه است، خدا شاهد است مدیون هستند کسانی که این حرف ها را میزنند.

شهادت محسن بهاری

خبر شهادت من را هم دادند. آن بنده خدا که شهادت مرا اعلام کرد، بی راه نگفت. با ماشینم مهمات می بردم، وقتی فهمیدم دو تا از بچه ها شهید شدن، گفتم بروم سمت آن خونه تا بتوانم پیکر آنها را بیاورم عقب، آنجا در معرض دید دیده بان خودی و دشمن بود. ماشین را در ۱۵۰ متری آن خانه پشت خاکریز گذاشتم تا دیده بان آنها ماشین را نبیند که بزند.

 در فاصله ۵ متری خانه، دیده بان آنها مرا دید و باخمپاره ۱۲۰ را زدند که با موج انفجار پرت شدم به طرف دیوار و بیهوش شدم و از دید دیده بان خودی خارج شدم که او هم فکر کرد به شهادت رسیدم و در بی سیم اعلام کرد که «محسن بهاری نیز به شهادت رسید».

بعد از ۳ یا ۴ ساعت که به هوش آمدم، بدنم سست بود، کشان کشان خودم را به ماشین رساندم، فندکی که در جیب داشتم روشن کردم، دستم را از آیینه انداختم پایین زیر چرخ جلو، مسیر دو کیلومتری را آرام آرام با ماشین یک ساعت و نیم آمدم تا نیروهای دشمن ماشین را نبینند و نزنند.

 رزمنده های ما مظلومانه به شهادت رسیدند. خان طومان در ۴۰ کیلومتری حلب بود. خان طومان بهانه بود، هدف آنان حلب بود، اگر مقاومت نمی کردیم و تا یک روز آنها را خان طومان متوقف نمی کردند، تکفیری ها به راحتی به حلب می رسیدند، مثل قضیه منافقین که قصد داشتند به تهران برسند اما در کرمانشاه متوقف شدند. اما ما ۲۰۰ نفری در مقابل دو هزار نفر ایستادگی کردیم. بچه ها خان طومان با چنگ و دندان ایستادگی کردند.

خدا اگر بخواهد کسی را ببرد به او شجاعت و نیروی زائد الوصفی می دهد. علی عابدینی، سید رضا طاهر و حسین مشتاقی از این دست بودند. من۱۳ سال در کردستان و دو سال در زاهدان بودم و این دومین سری بود که به سوریه می رفتم، با این چیزها بیگانه نبودم، اما در طول عمرم اینگونه آتش تهیه ندیده بودم. واقعا بچه ها مردانه ایستادگی کردند جلوی ۲۰۰۰ نفر. وقتی حاج قاسم آمد و فهمید دویست نفر جلوی دو هزار نفر ایستادگی کردند، گفت مازندران کارش را به خوبی انجام داد. به برکت خون شهدا ورودی شهر دست ما بود.

تکفیری ها ازآن نیروی دو هزار نفره اعلام کردند ۷۰۰ کشته دادند. بعد از این اتفاق روسیه تازه متوجه شد که در این آتش بس چه دوری خورده و حالا از زمین و هوا می زند.چقدر به آنها گفتیم در این جریان آمریکا نقش دارد و هر جا آمریکا نقش داشته باشد، قطعا مسئله ای در آن هست و حواستان باشه.

 سمت راست ما ارتفاعی بود که بالایش چند تا خانه بود. ما اگه قرار بود دور نخوریم باید حتما آن خانه ها که چون دیوارش زرد بود، معروف به خانه ی زرد بود را نگه می داشتیم که به آن« ارتفاع تل اربعین» می گفتند. تا ورودی آن خانه رسیدیم،« پهباد ما اعلام کرد در خانه کسی نیست»

اما اطلاعات غلط بود. سید رضا طاهر با رعایت احتیاط دیوار به دیوار و ستون به ستون رفتند،

تا سید رضا در را باز کرد، یک خشاب کامل بر سینه «سید رضا طاهر »خالی شد که با همان حال در لحظات آخر با زبان مازندرانی گفت «دله نه این وشون دله درنه» مشتاقی با بی سیم پشت دیوار شنید و مجالی هم به او ندادند پشت خانه به شهادت رسید.

«شهید کابلی» هم با اصابت خمپاره به شهادت رسید. «شهید بلباسی» که در مناطق عملیاتی راهیان نور همیشه با او بود، رفت که شهید کابلی را بیاورد، «شهید بریری» هم برای کمک به بلباسی رفت تا در میان تیر و ترکش تنها نباشد. وقتی پیکر کابلی را روی ماشین گذاشتند، با قناسه هر دو را از پشت زدند. عکسهای شهید بلباسی را اگر ببینید صاف دراز کشیده و پشت سرش خون جاری شد. اینها واقعا مردانه ایستادند. من خط به خط عقب می آمدم و شاهد این قضایا بودم.

«شهید رادمهر»رفت به سمت ساختمان فرماندهی تا اطلاعات را امحا کند اما «سید جواد اسدی» می دانست که ساختمان در محاصره است رفت تا کمک رادمهر شود. سید جواد دوید داخل کوچه تا وارد ساختمان فرماندهی شود، وسط راه دوازده هفت به اوخورد و پرت شد خورد به دیوار و افتاد پایین. آتش سنگین بود و هر دو به شهادت رسیدند.با توپ ۲۳  هر چی آمد، می دوختنش!..

سایت نزدیک به فرمانده سابق سپاه-سردارمحسن رضایی-«تابناک»در۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶می نویسد: بنا بر آمار اعلام شده، در این فاجعه ۱۳ تن شهید، ۱۸ تن مجروح و ۵ تا ۶ تن از ایرانیان اسیر شدند(بیشتراین نیروهامازندرانی بودند). طبق آخرین اطلاعات موجود، پیکر بیشتر این شهیدان هنوز به کشور بازگردانده نشد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درمنابع اخذشده،اندکی ویرایش انجام گرفته است.

خان طومان از زبان «سردار حمیدرضا رستیمان»فرمانده عملیاتی :فرمانده -وقت-لشکر عملیاتی ۲۵ کربلا 

اهمیت منطقه خان‌طومان برای جبهه النصره مانند اهمیت منطقه شلمچه برای صدام بود.

 خان‌طومان جبهه حساس و فعالی بود که در جنوب غربی حلب قرار دارد و نزدیک به اتوبان دمشق حلب و ترکیه است، و دیگر حساسیت این منطقه نیز واقع شدن مقر فرماندهی جبهه النصره بود.

کشته و زخمی شدن 700 تکفیری در نبرد خان‌طومان/ حماسه عاشورائیان لشکر 25 کربلا در سوریه

منطقه خان‌طومان تأسیسات قابل ملاحظه و تأسیسات حساسی نداشت، در سال ۹۴ این منطقه در اختیار نیروهای خودی قرار گرفت و ۶ ماه رزمندگان ما در این منطقه حضور داشتند، بیشتر از مزیت‌های جاده‌ای از دست دادن مقر النصره برای‌شان گران تمام شده بود، در این مدت ۶ ماه به‌دنبال بازپس‌گیری منطقه بودند، هر دفعه نسبت به دوران قبل تجهیزات قوی‌تری برای بازپس‌گیری منطقه به‌کار می‌بردند.

 اواسط فروردین ماه بود که نیروهای ما در این منطقه حضور پیدا کردند، به‌دلیل حساسیت منطقه منتظر اقدامات تلافی‌جویانه آنها بودیم، در این مدت نیز تلفات سنگینی به آنها وارد می‌شد، میزان تلفات آنها ۱۰۰ برابر بیشتر از نیروهای ما بود.

 به فاصله ۱۰ روز برای بازپس‌گیری خان‌طومان تلاش کردند، در هر مرحله خسارت جدی به آنها وارد می‌شد، در تاریخ ۲۱ فروردین ماه بیش از ۱۰۰ کشته داشتند، در عملیات سوم دشمن در تاریخ ۱۶ اردیبهشت، دشمن آمادگی خویش را توسعه داد، تعداد نیروها و توان رزمی خویش را پنج برابر بیشتر از توان رزمی ما ارتقاء داد، بهترین و زبده‌ترین نیروها را جمع آوری کرد، تجهیزات آنها از ترکیه تأمین شده بود، تعداد تانک‌ها را افزایش دادند.

 دشمن ابتدا با استفاده از عملیات انتحاری تانک منطقه‌ای به شعاع ۵۰۰ متر را طی دو مرحله منفجر کرد، همین موضوع باعث شهادت رزمندگان ما شد.

هدف دشمن منطقه خان‌طومان نبود، بازپس‌گیری منطقه خان‌طومان برنامه اول دشمن بود، به‌دنبال دست‌یابی به سایر بخش‌ها بود، رزمندگان اسلام ۱۴ ساعت جلوی فشار دشمن را گرفتند.

با وجود فشارهای نظامی زیاد دشمن رزمندگان ما ۱۴ ساعت در برابر دشمن مقاومت کردند و به اذعان خودشان ۷۰۰ کشته و زخمی در این عملیات متوجه دشمن شد، بیش از ۱۵ دستگاه تانک و نفربر دشمن منهدم شد و چهار کیلومتر از خاک منطقه تخلیه و نیروهای ما پشت شهر خان‌طومان مستقر شدند.

سردار حمیدرضا رستیمان - گفتگو بافارس ۱۳۹۵/۴/۱

درمورخه ۱۱ مهر ۱۳۹۷سرهنگ پاسدار احمد برسلانی جایگزین سردار حمیدرضا رستیمان شد. 

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درمنابع اخذشده،اندکی ویرایش انجام گرفته است.+تصاویرهم افزوده شده است.

محس حججی  درششم خرداد ماه سال ۱۳۹۳به اسارت گروه تروریستی درآمد که اوراچون سروروسالارشهیدان ذبح کردند،تشیع جنازه این شهیدبزرگوار۵ مهر ۱۳۹۶بود.

البته نقش دبیرکل حزب الله-سیدحسن نصراله خیلی پررنگ بوده درتحویل جنازه شهید

شش شهریور بود که دبیرکل حزب‌الله لبنان، در یک سخنرانی اعلام کرد که پیکر شهید محسن حججی، درطی  مبادله‌ای از داعش دریافت خواهد شد

جنازه مطهر شهیدرا تروریستهای داعش،قطعه قطغه کرده بودند ویکی ازعلل تأخیریکماهه در انتقال جسدمطهر تحویل همه قطعه ها بوده  که ظاهرا آنطوری که ازپدر محسن حججی شده: «ما که ندیدیم، ولی چیزی که برای ما تعریف کردند گفتند که دو تا پا و قسمت لگن محسن بود.

***

 

 خان طومان چگونه سقوط کرد/13 شهید21مجروح(مازندرانی)+2شهیدگیلانی 

آمارشهدارا40نفرنیزگفته اند/سردارکوثری: 6اسیر
 این در حالی است که آتش‌بس در شهر حلب در پی توافق آمریکا و روسیه از ساعت یک بامداد روز پنجشنبه آغاز شد اما گروه‌های مسلح با حملات خمپاره‌ای و توپخانه‌ای به شهرک خان‌طومان در حومه جنوبی حلب و مناطق دیگر آتش‌بس را نقض کردند.
ائتلاف تروریستی «جیش الفتح » از پنجشنبه حملات شدیدی به شهرک «خان طومان» در جنوب غرب حلب آغاز کرد و سرانجام موفق شد پس از عملیات ناکام ماه گذشته، این بار با دادن بیش از ۷۰ کشته آن را مجددا اشغال کند.

البته منابع میدانی مطلع گفتند که تعداد کشته‌های تروریست‌ها حدودا دو برابر رقمی است که خودشان اعلام کرده‌اند یعنی حداقل ۷۵ نفر. 
«ابو البراء الحموی» عضو گروهک تروریستی «اجناد الشام» گفت: درگیری‌ها در طول شب خیلی خیلی شدید بود اما سرانجام مناطق جنوبی خان طومان آزاد شد.
شبکه «اسکای نیوز» که حامی تروریست ها در سوریه است، می‌گوید پنج نفر از نیروهای حزب‌الله و دو نفر از مبارزان افغانستانی اسیر شده اند اما روز گذشته حزب الله اسارت نیروهایش در خان طومان را تکذیب کرد. 
مخالفان دیگر تعداد اسرا را پنج نفر اعلام کرده‌اند و برخی دیگر تعداد آنان را سه نفر گفته‌اند.

طبق اعلام منابع میدانی، تعداد درست اسرا، سه نفر است که دو نفر سوری از ارتش سوریه از اهالی حلب و یک نفر از نیروهای فاطمیون است.

 گزارش‌های میدانی از سوریه، حاکی از آن است که تحولات میدانی در استان حلب وارد مرحله جدیدی شده و نقض آتش بس توسط تروریست‌های تکفیری، نشان می‌دهد که آن‌ها به دنبال تصرف شهرهای استراتژیک در این استان هستند. در این میان، خان‌طومان از شهرک‌های مهم و استراتژیک در حومه حلب بوده و تروریست‌ها با اشغال خان طومان بدنبال این هستند تا بتوانند برای تجهیز قوا و حرکت به منظور اشغال شهر دمشق، اقدام کنند تا در مذاکرات آتی با قدرت بیشتری ظاهر شوند. 

خان طومان به دلیل نزدیکی به شهر حلب که در فاصله ۱۰ تا ۱۵ کیلومتری جنوب آن است، و همچنین به دلیل نزدیک به اتوبان حلب-دمشق، اهمیت زیادی در منطقه ریف جنوب غربی حلب دارد.

بر اساس اخبار منتشر «محمد بابلسی » مسئول ستاد راهـیان نور مازندران و حاج رحیم کابلی امروز در دفاع از حریم اسلام و حرم اهل بیت به فیض شهادت رسیده‌اند.

این در حالی است که مسؤول روابط عمومی سپاه کربلای مازندران گفت: ۱۳ رزمنده سپاه کربلای مازندران در دفاع از حرم اهل بیت(ع) به شهادت رسیدند و ۲۱ نفر دیگر نیز به درجه جانبازی نائل آمدند. 
 
همچنین بیانیه‌ ای از سوی روابط عمومی سپاه کربلا مازندران به مناسبت شهادت جمعی از غیورمردان مازندرانی مدافع حرم در حلب صادر شد.

بسم الله الرحمن الرحیم
فان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه
یک ملتی که زن و مردش برای جان فشانی حاضرند و طلب شهادت می کنند ، هیچ قدرتی با آن نمی‌تواند مقابله کند.(امام خمینی ره)
عطر شهادت فرزندان غیور مازندرانی این بار نه از خاک های تفتیده جنوب بلکه از خرابه های شام و صحرای حلب به مشام می‌رسد.
تاریخ باید بداند دفاع از حرم عمه سادات حضرت زینب (س) دلیل نمی خواهد، راهنمایش دل است و بهانه اش هم دل و بیعت حسینیان زمان بیعتی است به رنگ خون که جلوه ای از این عهد و پیمان را پیکر مطهر شهدای مدافع حرم به تصویر کشیده‌اند.
آن روز اگر لشگر خط شکن و خط نگهدار ۲۵ کربلا با حماسه آفرینی بی بدیل خود پرچم ولی نعمتان علی بن موسی الرضا (ع) را بر فراز مناره های فاو به اهتزاز درآورد، امروز هم شیرمردان عرصه جهاد و شهادت از این استان با غیرت اباالفضلی خود آماده اند تا جبهه کفر را در جنگ نیابتی علیه ایران را به زانو در بیاورند.
در پی نقض آتش‌بس توسط عوامل تکفیری در اطراف حلب سوریه و حملات وحشیانه آنها به شهرک خان‌طومان، که منجر به شهادت تعدادی از نیروی مستشاری کشورمان شد و نشر برخی مطالب و تصاویر مجاهدان جبهه مقاومت در شبکه‌های اجتماعی توسط این عوامل، توجه به چند نکته را ضروری می‌سازد که از مردم شهیدپرور مازندران می‌خواهیم تا با حفظ هوشیاری، دشمنان اسلام را از دست‌یابی به اهداف‌شان ناکام بگذارند.

۱-اطلاعات لازم در زمینه چگونگی وضعیت نیروهای مستشاری استان‌مان را از روابط عمومی سپاه کربلا به‌عنوان منبع رسمی دریافت نمائید.
۲-حفظ خونسردی و آرامش، سلاح قوی کسانی است که می‌توانند عقبه مطمئن و قدرتمندی را برای فرزندان مبارز و انقلابی خود فراهم آورند.
۳-بی‌اعتنایی به عملیات روانی تکفیری‌ها در شبکه‌های اجتماعی، حرکت کامل‌کننده اقدامات فرزندان شجاع این سرزمین است که برای پاسداری از ارزش‌های انقلاب و صیانت از سرزمین دینی خود، شهادت را چون احلی من‌العسل پذیرا هستند اما ذلت بازی‌خوردن توسط دشمن را هرگز گروه‌های تکفیری برای تضعیف روحیه مقاومت و دریافت اطلاعات تکمیلی از نیروهای جبهه مقاومت بخصوص نیروهای مستشاری ایران، اقدام به انتشار اطلاعات ناقص از آنها در شبکه های اجتماعی می کنند تا ضمن راه اندازی جنگ روانی علیه مدافعان حرم، اطلاعات خود را تکمیل کنند و متاسفانه مشاهده شده برخی رسانه ها و کاربران در شبکه های اجتماعی ناخواسته اقدام به انتشار این گونه اخبار غیرموثق می کنند که توصیه می‌شود برای حفظ آرامش در جامعه مخصوصا خانواده های محترم مدافعان حرم، صبر و حوصله را مد نظر خود قرار دهند که بی شک صبر انقلابی‌مان تکمیل توطئه استکبار را عقیم می‌گذارد.
۴-اطلاعات دقیق و تکمیلی آن‌گاه که مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگیرد و از سوی مراجع رسمی تایید گردد در اسرع وقت در اطلاعیه بعدی در اختیار افکار عمومی مردم عزیز استان‌مان قرار داده خواهد شد.
در پایان شهادت دلاوران مازندرانی مدافعان حرم را به ساحت مقدس قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء و رهبر معظم انقلاب اسلامی، خانواده های معظم این عزیزان و مردم شهیدپرور استان مازندران تبریک و تسلیت عرض می نماییم و به یقین اعلام می‌کنیم که خون این شهیدان مدافع حرم، طومار جبهه باطل به سردمداری آمریکای جنایتکار و صهیونیسم بین الملل را در هم خواهد پیچید و اهداف شوم شیطان بزرگ در منطقه را با شکست سنگینی مواجه خواهد کرد. 
یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار الف عنوان کرد که انتشار این تصاویر از سوی تروریست‌ها بیشتر عملیات روانی است.

شهادت ۱۳ رزمنده مازندرانی در سوریه تایید شد 

مسئول روابط عمومی سپاه کربلای مازندران خبر شهادت ۱۳ مدافع حرم مازندرانی در سوریه را تایید کرد.
حسینعلی رضایی گفت: آخرین اخبار حکایت از ۱۳ شهید مدافع حرم مازندرانی و زخمی شدن ۲۱ نفر در سوریه دارد./منبع:الف شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ 

                                                        ***

رضایی،معاون روابط عمومی و تبلیغات سپاه کربلای :از21مجروح،9 نفر از این مجروحین روز گذشته به کشور بازگشتند، چهار نفر از این رزمندگان به منازل خود مراجعه کردند و 5 نفر نیز در بیمارستان بقیه الله تهران در حال مداوا هستند.مابقی مجروحین نیز در حال بازگشت به کشور هستند./۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵انتخاب

اما 12 پیکر شهدای مازندرانی هنوز در اختیار تکفیری ها است، بیان کرد: در این مناطق هنوز درگیری وجود دارد و باید با آزادسازی مناطق دست یافتن به پیکر شهدا میسر شود. 

اسارت و شهادت جمعی از رزمندگان در معرکه خان طومان 

 این نبرد در شهرک خان طومان در نزدیکی حلب روی داد که در نهایت منجر به تسلط تروریست ها بر این منطقه شد.

  

پیام تلگرامی یکی ازرزمندگان:83نفردرمحاصره ایم/منبع:شنبه 18 اردیبهشت 1395جام جم

                                                    ***

شهرک راهبردی «خان طومان»، یکی از اصلی‌ترین راه‌های کمک‌رسانی عناصر تروریستی به یکدیگر از شمال به جنوب استان حلب واقع در سوریه است.
به گزارش الف،"خان طومان" در جنوب غربی حلب در سوریه واقع شده است که در فاصله ۱۰ تا ۱۵ کیلومتری جنوب این شهر قرار دارد و به خاطر آن‌که به اتوبان حلب، دمشق نزدیک است اهمیت استراتژیک دارد.
شهرک "خان طومان" روز جمعه به اشغال گروه تروریستی «جبهه النصره» و هم پیمانانش درآمد. در این گزارش‌ها آمده بود، تروریست‌های تکفیری از روز پنجشنبه حمله سنگینی به شهرک خان طومان شروع کردند که این حمله در ‌‌‌نهایت منجر به عقب نشینی نیروهای مقاومت از این شهرک شد که موجب شهید شدن تعدادی از نیروهای ایرانی شد.

حسین شیخ الاسلام در گفتگو با خبرنگار الف، در مورد آخرین تحولات میدانی حلب و شهرک "خان طومان" اظهار داشت: شهر حلب همواره پتانسیل پایتخت شدن را داشته است چراکه نقطه استراتژیک سوریه به شمار می‌رود و همچنین خان‌طومان منطقه‌ای راهبردی در حاشیه جنوبی حلب بوده که بر جاده حلب-دمشق مسلط است. این جنگ در واقع مادر تمام جنگ‌ها است که اگر این منطقه از بین برود و تروریست‌ها بر آنجا مسلط شوند سوریه تجزیه خواهد شد.
وی تصریح کرد: شهرک خان‌طومان در طی این مدت در دست نیروهای دولتی بود اما تروریست‌ها از آتش‌بس سوءاستفاده کرده و با منفجر کردن همزمان دوازده کامیون این منطقه را از بین بردند.
مشاور امور بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه این اقدامات تروریستی همواره از سوی کشورهای غربی هدایت می‌شود، گفت: آمریکا، عربستان سعودی و ترکیه همواره به دنبال ایجاد تنش و فتنه در خاک سوریه هستند و با انتقال گروه‌های تروریستی از خاک ترکیه به سوریه، سعی دارند تا بر سوریه تسلط پیدا کنند.
شیخ الاسلام ادامه داد: در حال حاضر معارضین سوری با حمایت‌های مالی و نظامی از سوی حکومت شاهنشاهی سعودی تغذیه می‌شوند که به دنبال جنایت و جنگ در سوریه هستند و آن‌ها فکر کردند که اگر میز ژنو را ترک کنند استفان دی میستورا مذاکرات را متوقف می‌کند که اینگونه نشد لذا بعد از این ماجرا سعی کردند که به همکاری کشورهای همپیمان خود ضربه سختی را به دولت و ارتش سوریه وارد کنند.

وی به طرح آمریکایی-عربستانی-ترکیه‌ای علیه سوریه اشاره کرد و افزود: بعد از مذاکرات ژنو و ترک معارضین هم‌پیمانان علیه سوریه شکل گرفت و نیروهای تروریستی شکست خورده با یکدیگر بسیج شدند و با دریافت سلاح‌های جدید به خان طومان حمله کردند/الف سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

                                                            ***
تأثیر سقوط خان طومان بر آینده‌ی مناطق مهم جنوب حلب
«محمد صبحی» یکی از فرماندهان ائتلاف تروریستی «جیش الفتح» می‌گوید که بعد از شهرک مهم الحاضر در جنوب حلب که اکنون تحت کنترل ارتش سوریه است، خان طومان دومین نقطه مهم در جنوب حلب بود که به تصرف گروه‌های مسلح مخالف در آمد.

صبحی می‌گوید که صعب‌العبور بودن و ویژگی‌ جغرافیایی و کوهستانی بودن منطقه در کنار نزدیکی آن به اتوبان حلب-دمشق از جمله دلایل اهمیت این نقطه در جنوب حلب است.
این سرکرده تروریستی می‌گوید که خان طومان که به ریف غربی حلب خیلی نزدیک است، مهم است که در کنترل مخالفان باشد زیرا که توپخانه نیروهای سوری در آن مستقر بود و (مواضع گروه‌های تروریستی در) منطقه راشدین و شهرکهای ریف غربی (در غرب شهر حلب) را مستمرا می‌زد.

این تروریست عضو «جیش الفتح» می‌گوید که تصرف خان طومان راه را برای تصرف روستای حمیره سپس خلصه و سرانجام فشار بر برنه و زیتان را فراهم می‌کند و بعد از آن میتوان شهرک الحاضر را که از جمله مقرهای اصلی ریف جنوبی حلب است، محاصره کرد./ شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ جهان نیوز

    توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:تنها6ماه بود که"خان طومان"آزادشده بود.

آمارشهدابایدبیش ازاینها باشد"این تعداد13نفر"فقط مربوط به استان مازندران است

به گزارش جهان به نقل از ابنا، خبر شهادت یکی از سرداران نیروی قدس سپاه پاسداران در سوریه اعلام شد. 

2شهیدگیلانی خان طومان

سردار "سید شفیع شفیعی" 17 اردیبهشت ماه در نبرد با تروریست های تکفیری در شهرک "خان طومان" در جنوب استان حلب به فیض شهادت نائل آمد. 
این شهید از اهالی شهرستان "رودبار" در استان "گیلان" بود و پیکرش پس از شهادت به دست گروه های تکفیری افتاد. شهید شفیعی طی سال های اخیر به عنوان فرمانده در جبهات مختلف درگیری با تروریست های تکفیری در استان حلب سوریه حضور داشت. 

سردار شهید جواد دوربین یکی از شهدای خان طومان است 

در پی نقض آتش بس توسط عوامل تکفیری در اطراف حلب سوریه و حملات وحشیانه آنها به شهرک خان‌طومان، تعدادی از نیروی مستشاری کشور به شهادت رسیدند. «سردار شهید جواد دوربین» یکی دیگر از شهدای مدافع حرم است که از استان گیلان برای دفاع از حریم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) رهسپار سوریه شد و در درگیری دو روز گذشته در خان طومان به کاروان شهدای مدافع حرم پیوست. شهید جواد دوربین اهل خطه بندرانزلی استان گیلان و از پاسداران بازنشسته سپاه بود که طی عملیات مستشاری در سوریه به شهادت رسید. او دی ماه سال 89 از خدمت بازنشسته و فرودین امسال به سوریه رفت./ تسنیم۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵، 

                                                             ***

کوثریعضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی :طبق آمار اعلام شده در این فاجعه از ایرانیان مدافع حرم13 نفر شهید 18نفر مجروح و 5 الی 6 نفر اسیر شده اند./۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵عصرایران

                                                         ***

آمار کلی شهدای  خان طومان٤٠ نفر

آمار کلی شهدای نبرد خان طومان تا بامداد امروز حدود ٤٠ نفر است.

اسامی ١٥ شهید سپاه و ٤ شهید سوری اعلام شده 

از ٤ شهید سوری مهندس محمد علی شحادة و مرسال شحادة از نبل و الزهرا (تصویر)، یک شهید از حلب و یک شهید از بانیاس بوده اند.//تحولات  جهان اسلام

                                                 ***

خان طومان

سقوط ادلب -فروردین1394

شهر ادلب مرکز استانی به همین نام ، واقع در شمال غربی کشور سوریه (هم مرز با ترکیه) طی هفته های اخیر صحنه تحولات میدانی ویژه ای بوده است. حدود یک ماه پیش، شهر ادلب پس از نبردهای سنگین شش روزه میان مدافعان (ارتش و دفاع وطنی سوریه) و تروریستهای تکفیری مهاجم تحت فرماندهی ارشد گروه "القاعده" در سوریه (موسوم به جبهه النصره) و با مساعدت و مدیریت سرویس اطلاعاتی ترکیه، پس از تخلیه ساکنین غیر نظامی و عقب نشینی نظامیان مدافع، به اشغال تکفیریها در آمد./۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۴مشرق

آمارشهدای مدافع حرم -به تفکیک استانها ۲۵۰۰ شهید+اسامی

  آمارشهدای مدافع حرم بتفکیک استانها
رییس بنیاد شهید :تا به امروز(۱۶ اسفند ۱۳۹۵) ۲۱۰۰ شهید مدافع حرم برای دفاع از حرم اهل بیت شهید شدند
حجت الاسلام سیدمحمدعلی شهیدی در همایش ملی مروجین فرهنگ ایثار و شهادت/دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵خبرگزاری مهر

جنگ داخلی سوریه در  چهارمین سال جنگ درسوریه( مهر ۱۳۹۴)، دستکم ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر کشته و زخمی شده‌اند.

سایت رسمی دیده‌بان حقوق بشر سوریه؛ کارشناسان حاضر در مرکز دیده‌بان حقوق بشر سوریه با گردآوری آمارهای رسمی از ۱۸ مارس ۲۰۱۱(۲۷ اسفند ۱۳۸۹) تا ۱۵ اکتبر ۲۰۱۵ (۲۳ مهر ۱۳۹۴) اعلام کردند در مدت یاد شده دست‌کم ۲ میلیون و ۵۰۱ هزار و ۲۴ نفر در جنگ داخلی سوریه کشته و یا زخمی شده‌اند. 
جزئیات کشته شدگان درگیری‌های داخلی سوریه به شرح زیر است: 
غیرنظامیان: ۱۱۵ هزار و ۶۲۷ نفر (شامل ۱۲ هزار و ۵۱۷ کودک و ۸ هزار و ۶۲ زن زیر ۱۸ سال) 
تروریست‌ها: ۴۱ هزار و ۲۰۱ نفر 
مخالفان دولتی: ۲ هزار و ۵۵۱ نفر 
نظامیان مسلح از دیگر کشورهای خارجی: ۳۷ هزار و ۱۰ نفر 
سربازان دولتی سوریه: ۵۲ هزار و ۷۷ نفر 
گروه‌های مستقل نظامی در سوریه: ۳۵ هزار و ۲۳۵ نفر 
مبارزان حزب الله: ۹۷۱ نفر 
کشته شدگان مجهول الهویه: ۳ هزار و ۲۵۸ نفر 
در این میان بیش از ۲ میلیون نفر در جریان بحران داخلی سوریه مجروح و دچار نقص عضو شدند. این جنگ ۱۱ میلیون آواره برجای گذاشته است و خسارات سنگینی بر زیرساخت‌های شهری و امکانات دولتی سوریه وارد کرد. /۲۶ مهر ۱۳۹۴ باشگاه خبرنگاران.

کل جمعیت سوریه ۲۳ میلیون نفر( ۱۸۵۱۸۰ کیلومترمربع مساحت دارد)

مدافع حرم یعنی چه؟

مدافعان حرم،یا مدافعان حرم اهل بیت، گروه‌هایی که عمدتا پس از تخریب مقبره حجر بن عدی توسط گروه‌های تکفیری ـ تروریستی و تهدید این گروه‌ها مبنی بر حمله به حرم حضرت زینب، با هدف مقابله با داعش و دیگر گروه‌های مهاجم و جلوگیری از پیشروی آنها، به سوریه رفتند. عبارت مدافعان حرم، از اوایل ۱۳۹۲ وارد ادبیات اجتماعی شد.

دهم اردیبهشت ۱۳۹۲، گروه تروریستی تکفیری جبهه النصره شاخه القاعده در سوریه، علاوه بر نبش قبر حجر بن عدی، تهدید به تکرار این اقدام در حرم حضرت زینب (س) کرد. سید حسن نصرالله، در اولین واکنش‌ها، ضمن آنکه حمله به حرم حضرت زینب را دارای پیامدهای بسیار خطرناک دانست، از کسانی سخن گفت که در حال دفاع از حرم حضرت زینب هستند و در این راه به شهادت می‌رسند.

پیش از نبش قبر حجر بن عدی، در سوم شهریور ۱۳۹۱ش، مزار محسن بن حسین(ع) در منطقه المشهد حلب در سوریه، مورد تهاجم قرار گرفته بود و پس از آن بود که گروه‌هایی برای جلوگیری از تکرار این اقدام درباره حرم سکینه دختر امام حسین(ع)، اقدام به دفاع از آن کردند.

تشکیل تیپ ابوالفضل العباس در عراق، و اعزام به سوریه برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) هم اقدامی بود که در بهمن ۱۳۹۱ رخ داد، اما استفاده از عبارت «مدافعان حرم»، اواخر اردیبهشت ۱۳۹۲ش در رسانه‌های ایرانی  رایج شد.

اولین فراخوان برای ثبت نام واعزام به سوریه "درایران" درسایت مشرق نیوز(۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲) باانتشار اطلاعیه تیپ ابوالفضل العباس انجام گرفت وخیلی زودهم بااستقبال زیادعاشقان اهل البیت علیهم السلام مواجهه شد وبعداز این یود که کم کم واژه"مدافعان حرم"حرم واردادبیات حماسی شد

اولین همایش با عنوان «مدافعان حرم»، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ از سوی «کنگره بین المللی امام علی النقی(ع)» و با هدف «اعلام محکومیت جنایات فوق و اعلام آمادگی برای دفاع از حرم حضرت زینب(س)» برگزار شد.روزنامه ایران، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲این خبررامنتشرکرد

بعدازاین بودکه  همایش‌ها و برنامه‌های مختلفی با عنوان «مدافعان حرم» در نقاط مختلف ایران برگزار شد.

هیچ نهادی ویاارگانی بصورت رسمی برای ثبت‌نام واعزام اقدام نکرد،حتی بعضی ازتشکیلات مذهبی ورزمندگان دفاع مقدس  اقئدام به راه اندازی سایت برای ثبت نام کردند"فیلتر"شد واگرکسی مصمم بود برودبرای سوریه بایدبا کلی دردسرومشقت می رفت عراق"نجف"تاشایدموفق به اعزام می شد-درسایتهای ثبت نام که ازفیلترینگ ایران درامان بودندچنین راهنمایی هایی می شد،حتی شهدای مدافع حرم مظلومانه وغیررسانه ای تشیع وتدفین می شدند،دررسانه ها فقط می گفتند:تشیع جنازه یک شهید؛گفته نمی شد که کجا وچگونه شهیدشده(ازترس اینکه  رسانه های خارجی ما رامتهم به دخالت درامورکشوردیگربکنند،وبعدهاهم که رسانه ای شد ازعنوان"مستشاری"استفاده شد،حرف از جنگ ورزم نبود تا بعدازموضع گیری صریح مقام معظم رهبری در۱۳۹۴/۰۵/۲۶رزمندگان وشهدای مدافعان حرم ازمظلومیت رهایی یافتند وبا کمال افتخاردلاوریهای رزمندگان به تصویرکشیده شد

مدیریت سایت-پیراسته فر: به مصاحبه (۶ بهمن ۱۳۹۴) با(فهیمه اکبری)همسرشهید محرم ترک تأمل شود!بعداز۴سال به سراغ خانواده شهیدرفته اند.این مصاحبه اندکی اصلاحات  ویراشی انجام گرفته بدون اینکه به محتوی خدشه ای واردشود

تسنیم: آنروزها سیاست کشور بر اعلام حضور مستشاری‌اش در سوریه نبود،حتی خبر رسمی از حضور مستشاری ایران در سوریه منتشر نمی‌شد.

کسی از این حضور حرفی نمیزد،فضای اعزام به سوریه در سال ۱۳۹۰ با امروز بکلی متفاوت است. الان همه می‌دانیم که در سوریه چه خبر است. از فضای غربتِ بعد از شهادت آقا محرم بگویید.مردم را چگونه درباره اعزام و شهادت محرم قانع می‌کردید؟
همسرشهید: برای خیلی ها سوال پیش می آمد و می پرسیدند که چرا رفته؟چه اتفاقی افتاده و چطور شهید شده است؟اصلا چرا باید آن جا می رفت؟

تسنیم: شهادتشان بصورت رسانه‌ای اعلام شد؟
همسرشهید:(آن زمان نشد)بعد از یک وقفه،اعلام شد.

دراوائل کسانیکه درسوریه شهیدمی شدندغریبانه تشیع می شدند وتبلیغات نمی شد حتی سرقبرچیزی که نشان دهنده "سوریه "باشه درسنگ قبرنمی نوشتند

تسنیم: یعنی از همان اول روی سنگ قبرشان، عنوان «شهید» و محل شهادت در سوریه درج نشد؟
همسرشهید:نه از همان اول درج نشد، خب یک ملاحظاتی باید صورت می گرفت. بخاطر همین بعد از مدتی روی سنگ قبرشان محل شهادتشان هم نوشته شد.

تسنیم:چه تاریخی اعزام شدند و ماموریتشان چقدر طول کشید؟
همسرشهید:آقا محرم در ۱۴ دی ماه سال ۱۳۹۰ رفتند و ۲۸ دی هم شهید شدند. یعنی دو هفته بعد.

فهیمه اکبری همسر شهیدمحرم ترک ۶بهمن ۱۳۹۴ /تسنیم

لشکر فاطمیون، که در سال ۱۳۹۰ش در یک قالب یک گروهان برای مبارزه با متجاوزان روسی  شکل گرفته بود به تدریج تبدیل به تیپ شدو لشکر شد.

 فاطمیون، شیعیان افغانستانی هستند و هسته اولیه آن، اعضای «سپاه محمد(ص)» و «تیپ ابوذر» و همچنین افغانستانی‌های مقیم سوریه بوده‌اند. سپاه محمد(ص)، هسته اولیه فاطمیون با ۲۵ نفر شکل گرفته و در اوایل سال ۱۳۹۲، به  اعزام شد.  اعضای این گروه به‌تدریج افزایش یافت. افغانستانی‌های مقیم سوریه که غالبا در اطراف زینبیه زندگی می‌کردند هم به این جمع پیوستند.

فرمانده فاطمیون-ابوحامد-درکنارسردارسلیمانی

علیرضا توسلی ملقب به ابوحامد، فرمانده و بنیانگذار فاطمیون، بودکه در روز شنبه ۹ اسفند ٩٣، در جریان آزادسازی تپه “تل قرین” در حومه “درعا”، به دست تروریست‌های “جبهه النصره” به شهادت رسید-چون خانوادگی ساکن مشهدهسنددرهمانجا"مشهد"بخاک سپرده شدند

دربعضی ازشهرهای ایران (قم ومشهد،شهرری وکرمان )بیشترین شهدای مدافع حرم ازافغانی های همین تیپ هستند) شهید کلانی، شهید بشیر و شهید مرادی از اولین شهدای این تیپ بودند

 حسین نصرالله، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان ری:آمار شهدای مدافع حرم شهرری۱۰۴نفراست(تاخرداد۱۳۹۶)
 که از این تعدادفقط  ۶ شهید ایرانی هستندو یکنفر  پاکستانی و مابقی از شهدای مدافع حرم فاطمیون(افغانستانی) هستند/۱۰خرداد۱۳۹۶تسنیم

در جنگ عراق علیه ایران نیز بیش از ۲۰۰۰ شهید افغانستانی(ازمهاجران) تقدیم راه اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی کردند

 تیپ زینبیون(لواء زینبیون)، از که اعضای آن شیعیان منطقه شیعه‌نشین پاراچنار و برخی دیگر از مناطق پاکستان هستند،بسیاری از این رزمندگان طلبه‌هایی هستند که در حوزه‌های علمیه ایران مشغول به تحصیل‌اند- این «مدافعان حرم آل الله» شهدای زیادی تقدیم کردند که اولین گروه شهدایشان در، فروردین ۱۳۹۴ در قم تشییع و به خاک سپرده شدند.

حضرت زینب کیست؟

نام: زینب سلام الله علیها (نامش بانام برادرش امام حسین گره خورده وبه رسانه کربلا واسارت)
کنیه: ام کلثوم
القاب: عقیله، عقیله بنی‌هاشم، عقیله الطالبین، صدیقه صغری، عارفه، عالمه، فاضله، عابده، زاهده، عالمه غیر معلمه
نام پدر: علی بن ابیطالب(ع)
نام مادر: فاطمه دختر رسول‌الله(ص)
تاریخ تولد: ۵ جمادی الاولی سال ۶ هجری
محل تولد: مدینه
نام همسر: عبدالله بن جعفر بن ابیطالب
فرزندان:ام کلثوم،علی، اکبر، عباس، محمد، عون،(محمدوعون ازشهدای کربلا)
زینب ،فرزندشهیداست وبرادرشهید ومادر۲شهید
تاریخ وفات: ۱۵ رجب(۶۱ هجری)
محل دفن: سوریه

رهبرمعظم انقلاب اسلامی:شهیدانی که «حقیقتاً حق بزرگی بر گردن همه ملت ایران دارند. (بیانات در دیدار خانواده‌های شهیدان مدافع حرم ۵/بهمن/۹۴)»

آیت الله خامنه ای:تمام این شهیدان یک صفت مشترک دارند: «شهید مدافع حرم» امتیازی که آنان را متمایز کرده است: «اگر اینها نمی‌رفتند و دفاع نمی‌کردند، امروز دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام حرم حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را با خاک یکسان کرده بودند، سامرا را با خاک یکسان کرده بودند و اگر دست‌شان می‌رسید کاظمین و نجف و کربلا را هم با خاک یکسان می‌کردند. (بیانات رهبرمعظم انقلاب  در دیدار خانواده‌های شهیدان مدافع حرم ۷/دی/۹۴)»

حضرت آیت الله خامنه ای:اما فقط دفاع از حرم نیست که به آنها جلوه‌ی دیگری داده، امتیاز دیگرشان کوتاه کردن دست متجاوزان از خاک ایران اسلامی است؛ آن هم نه در مرزهای کشور که کیلومترها دورتر از آن، یعنی دفاع از کشور، دین و انقلاب اسلامی. شهیدان مدافع حرم «با دشمنی مبارزه کردند که اگر اینها مبارزه نمی‌کردند، این دشمن می‌آمد داخل کشور.

اگر جلویش گرفته نمی‌شد ما باید اینجا در کرمانشاه و همدان و در بقیه استانها با اینها می‌جنگیدیم و جلوی اینها را می‌گرفتیم. در واقع این شهدای عزیز ما جان خودشان را در راه دفاع از کشور، ملت، دین و انقلاب اسلامی فدا کردند. (بیانات در دیدار خانواده‌های شهیدان مدافع حرم ۵/بهمن/۹۴)»

رهبرانقلاب:امتیاز دیگر این شهیدان که حکایت از مظلومیت آنها دارد، «شهادت در غربت» است.

«امتیاز سوم هم این است که اینها در غربت به شهادت رسیدند. این هم یک امتیاز بزرگی است و پیش خدای متعال فراموش نمی‌شود. ۵/بهمن/۹۴»منبع:khamenei.ir

جان باختند. ۲۴ نفر هم مفقود شدند./پایان توضیحات نگارنده.

آخرین آمارقربانیان سوریه۱۳۰هزارنفر

تعداد قربانیان جنگ سوریه(از اسفند ۱۳۸۹ تا ۲۱ آذر ۱۳۹۲) به مرز۱۳۰ هزار نفر رسیده و روزانه ۱۰۰۰ نفر در این کشور جان خود را از دست می دهند.

به گزارش خبرگزاری آناتولی ترکیه، طبق آخرین آماری که توسط سازمان دیده بان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن منتشر شده، تعداد کل کشته شدگان شورشی و غیر نظامی در جنگ سوریه به ۱۲۹۴۰۳ نفر رسیده است. از این شمار، ۱۰۲۷۵۹ نفر غیرنظامی بوده اند که اغلب در اثر بمباران، شلیک خمپاره، راکت یا در اثر شلیک مستقیم اسلحه کشته شده اند

در این گزارش همچنین آمده است که ۱۲۱۴۸ نفر از کشته شدگان کودک و ۱۱۰۳۵ نفر زن بوده اند. از کل این تعداد ۳۴۶۱ نفر از جمله ۲۹ زن و ۹۱ کودک در اثر شکنجه جان خود را از دست داده اند.

از زمان آغاز جنگ داخلی سوریه در مارس ۲۰۱۱، بیش از ۹۰۰ هزار ساختمان از جمله چندین بیمارستان، مدرسه، مسجد و کلیسا ویران شده است. به ادعای این سازمان حقوق بشری که البته مخالف رژیم بشار اسد است، دست کم ۷۵۰۰ زن سوری مورد تجاوز قرار گرفته اند.

منبع: شفقنا۲۱ آذر ۱۳۹۲بنقل ازآناتولی ترکیه.

تفاوت مستشاران نظامی ایران بامستشاران دیگرکشورها-درسوریه

سؤال:ایران از ابتدای بحران سوریه که حدود ۵ سال از آن می‌گذرد، نقش پررنگی در تحولات منطقه و بویژه سوریه داشته است. شما در عمده این سال‌ها، در مسئولیت معاون عربی و آفریقای وزارت خارجه، از نزدیک با این مسائل درگیر بودید.

آیا در این مدت مقاطعی بوده که احساس کنید کنترل امور در حال خارج شدن از دست ایران و محور مقاومت است و شیرازه امور در حال از هم پاشیدن است؟

امیرعبداللهیان گفت:دربحران سوریه، تقریبا ۸۶ کشور خارجی برای تغییر نظام در سوریه بسیج شده بودند. این نشان می‌دهد که طراحی‌ها صرفا طراحی سیاسی نبود، بلکه امنیتی، نظامی و اقتصادی بود. در دو مرحله، سوریه تا جایی پیش رفت که دمشق در آستانه سقوط قطعی قرار گرفت و البته مستشاران نظامیی جمهوری اسلامی ایران هر کمکی که می‌توانستند، به درخواست سوریه برای عدم شکل‌گیری این اتفاق انجامم دادند و ارتش سوریه هم نقش بسیار مهمی داشت.

در ۲مرحله در آن سال‌ها دمشق تا مرز سقوط پیش رفت؛ اواخر سال دوم بحران و مجددا اواسط سال سوم بحران. یعنی ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴میلادی(۱۳۹۲و۱۳۹۳) مستشاران نظامی ما بسیار متفاوت از مستشاران دیگر کشورها در سطح منطقه هستند

در بحرین، مستشاران نظامی، انگلیسی و آمریکایی هستند و به نظام آل‌خلیفه کمک می‌کنند. 

در امارات، فرانسه پایگاه نظامی دارد و مستشاران نظامی فرانسوی در آن کشور حاضرند.

تفاوتت جدی مستشاران ما با سایر مستشاران این است که اولا تاریخ و تجربه سرشار دفاع هشت‌ساله را با خود دارند..

دوم این که در حوزه مبارزه با تروریسم، از یازده سپتامبر تا کنون در منطقه‌ای قرار گرفته‌ایم که یک طرفمان جنگ‌های پیچیده تروریستی القاعده در افغانستان و یک طرف جنگ‌های تروریستی پیچیده القاعده و داعش در عراق است و ایران میان این دو قرار دارد.

نیروی مستشار نظامی فرانسوی در یک کاخ بسیار شیک مشورت بدهد، اما هیچ وقت حاضر نیست تا مرز کشته‌شدن پیش برود در حالی که مستشاران نظامی ما مثل یک رزمنده سوری در خاک سوریه و مثل یکک داوطلب عراقی در خاک عراق به شهادت می‌رسند./۳۰ مهر ۱۳۹۵جام جم مصاحبه با دکتر حسین امیرعبداللهیان(معاونت-سابق- عربی و آفریقای وزارت امور خارجه،سفیرایران دربحرین)دستیار ویژه رئیس مجلس.

فهرست کامل اسامی ۱۵۵ شهید "مدافع حرم و حریم انقلاب اسلامی" که تا تاریخ ۹۴/۱۲/۱۱ در نبرد با ددمنشان تکفیری در سوریه به شهادت رسیده اند:

توضیح:خوزستان(ایران) اقلیتی سُنّی هستند.

متفرقه(ازاستانهای مختلف )این اسامی بعداً درلیست استانهاآورده شده 
۱. علیرضا توسلی. مشهد۲. مهدی صابری. مشهد۳. هادی ذوالفقاری. تهران۴. محمد جمالی. کرمان۵. ایمان خزاعی نژاد. جهرم۶. محرم ترک. تبریز۷. محمد حسین مرادی. تهران۸. اکبر شهریاری. تهران۹. مهدی نوروزی. کرمانشاه
۱۰. میثم مدواری. تهران۱۱. محمود رضا بیضائی. تبریز۱۲. محمد حسن(رسول)خلیلی. تهران۱۳. علی پرورش۱۴. مصطفی شیخ الاسلامی کندلوس. چالوس۱۵. حجت اصغری شریبانی. ورامین۱۶. مجید قربانخانی. تهران۱۷. مسعود عسگری. تهران۱۸. امیر سیاوشی. تهران۱۹. عباس آسمیه. البرز۲۰. علی یزدانی(امینی). اردبیل۲۱. مرتضی کریمی. تهران۲۲. احمد اعطایی. تهران۲۳. حمید رضا اسداللهی. تهران۲۴. حمید سیاهکلی. قزوین۲۵. حامد کوچک زاده. گیلان۲۶. حامد جوانی. تبریز۲۷. مصطفی صدرزاده. شهریار۲۸. مصطفی موسوی. تهران ۲۹. حسن شاطری. سمنان ۳۰. روح الله قربانی. تهران ۳۱. مهدی عزیزی. تهران ۳۲. میثم نجفی. تهران۳۳. محمد حسن عطری. تهران۳۴. حاج رضا فرزانه. تهران۳۵. احمد قاسمی کرانی. فارسان۳۶. حمید طباطبایی مهر. تهران ۳۷. محمد رضا دهقان امیری. تهران ۳۸. جهاد مغنیه. لبنان۳۹. هادی جعفری. آمل۴۰. رضا اسماعیلی. مشهد۴۱. ستار اورنگ. تهران۴۲. اسماعیل حیدری. آمل۴۳. محمد علی الله دادی. سیرجان۴۴. محمدرضا فخیمی. تبریز۴۵. نعمت الله نجفی. تبریز۴۶. محمد رضا خاوری. مشهد۴۷. رضا کارگر برزی. نظر آباد۴۸. برات سلطانی. مشهد۴۹. محمد حسینی. مشهد۵۰. عبدالله باقری نیارکی. تهران۵۱. جاسم نوری. اهواز۵۲. امین کریمی. اهواز۵۳. هادی باقری. بابلسر۵۴. مهدی حیدری. ورامین۵۵. مجید صانعی موفق. همدان۵۶. حسین همدانی. تهران۵۷. مجتبی کرمی. همدان۵۸. محمد سخندان. مشهد۵۹. احمد احمدی. مشهد۶۰. مصطفی بختی. مشهد۶۱. مجتبی بختی. مشهد۶۲. حسن فرهانی. مشهد۶۳. عباس علی حمیدی. مشهد۶۴. مجتبی عبدالهی. مشهد۶۵. مصطفی دانش. مشهد۶۶. علی حسینی. مشهد۶۷. حسن غفاری. شهر ری۶۸. سعید قارلقی. کرج۶۹. علیدوست حسن زاده. مشهد۷۰. حسین حسینی. مشهد۷۱. سرور هاشمی. مشهد۷۲. عبدالله حسینی. مشهد۷۳. حمید قاسمی. مشهد۷۴. اسماعیل موسوی. مشهد۷۵. وحید نومی. تبریز۷۶. حمید تقوی. تهران ۷۷. عبدالرحیم فیروز آبادی. نکا۷۸. عصمت الله کریمی. مشهد۷۹. مسلم خیزاب. اصفهان۸۰. حمیدرضا دایی تقی. اصفهان۸۱. محمد کامران. تهران ۸۲. علی شاه سنایی. اصفهان۸۳. محمدحسین میردوستی. تهران۸۴. حسین مرادی. اصفهان۸۵. سجاد مرادی. اصفهان۸۶. عبدالمهدی کاظمی. اصفهان۸۷. مجتبی حسینی. مشهد۸۹. مهدی اخلاقی. مشهد۹۰. امیر مرادی. مشهد۹۱. محمد احمدی. بوشهر۹۲. پویا ایزدی. لنجان۹۳. عبدالحمید سالاری. هرمزگان۹۴. محمود کریمی. مشهد۹۵. مهدی قاضی خانی. قرچک۹۶. محسن کمالی. کرج۹۷. هادی کجباف. شوشتر۹۸. احسان فتحی. بهبهان۹۹. مهدی موسوی. اهواز۱۰۰. جبار دریساوی. اهواز۱۰۱. منصورمسلمی. سوسنگرد۱۰۲. علی رحیمی. مشهد۱۰۳. محمدرضا توسلی. مشهد۱۰۴. محمدرضا حسینی. مشهد۱۰۵. فرهاد خوشه بر. لنگرود۱۰۶. حمید احسانی. مشهد۱۰۷. امیر علی هیودی. دزفول۱۰۸. سجاد طاهرنیا. قم۱۰۹. حامد احمدی. مشهد۱۱۰. محمد مرتضوی. مشهد۱۱۱. عظیم واعظی. مشهد۱۱۲. عباس علیزاده. مشهد۱۱۳. اسدالله سجادی. مشهد۱۱۴. جعفر حسینی. مشهد۱۱۵. جواد رحیمی. مشهد۱۱۶. حسن موسوی. مشهد۱۱۷. عزت الله سلیمانی. شهر کرد۱۱۸. جواد غلامی. مشهد۱۱۹. یاسر جعفری. مشهد۱۲۰. قاسم شجاعی. مشهد۱۲۳. حسین حسینی. مشهد۱۲۴. احمد عارفی. مشهد۱۲۵. محمد علی حسینی. کرمان۱۲۶. علی اقا عبداللهی. تهران ۱۲۷. رضا بخشی. مشهد۱۲۸. قاسم حسینی. مشهد۱۲۹. اسحاق موسوی. مشهد۱۳۰. قربان حسینی. مشهد۱۳۱. محمد حسینی. مشهد۱۳۲. اسماعیل سیرت نیا. ۱۳۳. محمد احمدی. تنگستان۱۳۴. مرتضی خدادی. مشهد۱۳۵. محمد عالم نجفی. مشهد۱۳۶. محمد کلانتری. مشهد۱۳۷. رضا حسینی. مشهد۱۳۸. محمود کلانتری. مشهد۱۳۹. نقیب الله هزاره. مشهد ۱۴۰. عباس احمدی. مشهد۱۴۱. روح الله کانیزاده. نجف آباد۱۴۲. عبدالله اسکندری. شیراز۱۴۳. علیرضا قلیپور. فارس۱۴۴. محمد زهره وند. اراک۱۴۵. علی عالمی. مشهد۱۴۶. مهدی موسوی. اهواز۱۴۷. احمد احمدی. تهران۱۴۸. حسین هاشمی. تهران۱۴۹. یارمحمد مولایی. تهران۱۵۰. ظفر حسینی. تهران۱۵۱. ذوالفقار محمدی. تهران۱۵۲. محرم علی مرادخانی. تنکابن۱۵۳. حجت باقری. فراشبند۱۵۴. علی امرایی. تهران۱۵۵.شهید مهدی عزیزی.تهران
روابط عمومی سپاه کربلا، اسامی نهایی شهدای مازندرانی دفاع از حریم اهل بیت در استان حلب را بدین گونه منتشر می‌کند.۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ باشگاه خبرنگاران

۱-شهید حبیب الله (بهمن) قنبری ـ  بهشهر۲-  شهید رحیم کابلی ـ بهشهر۳-شهید رضا حاجی زاده ـ آمل۴-شهید حسن رجایی فر ـ بابل5-شهید سید رضا طاهر ـ بابل6-شهید سیدجواد اسدی ـ ساری7-شهید سعید کمالی ـ میاندورود8- شهید محمود رادمهر ـ ساری9-شهید علیرضا بریری ـ   بابلسر10-شهید علی عابدینی ـ فریدونکنار11-شهید حسین مشتاقی ـ نکا12- شهید علی جمشیدی ـ نور13- شهید محمد بلباسی  ـ قائم‌شهر

حسینعلی رضایی در گفت‌وگو با فارس اظهار کرد: 13 نفر از مستشاران سپاه کربلای مازندران در دفاع از حرم اهل بیت(ع) به شهادت رسیدند و 21 نفر دیگر به درجه جانبازی نائل آمدند.منطقه خان طومان
اسامی این شهدا عبارتند از :
۱- یدالله قنبری ازبهشهر۲- محمود دادمهر ازساری۳- سیدجواد اسدی از ساری۴- حسین مشتاقی از نکا5-  رحیم کابلی از بهشهر6-  محمد بلباسی از قائم‌شهر7-  سیدرضا طاهر از بابل8-  علی عابدینی از فریدونکنار9- علیرضا بریری از بابلسر10-  علی جمشیدی از نور11- رضا حاجی‌زاده از  آمل12-حسن رجائی فر از بابل13- سعید کمالی از ساری

چهارنفرازمدافعان حرم مازندرانی در۱۶ آذر ۱۳۹۴  در درگیری‌های سوریه به شهادت رسیدند

۱- محرم‌علی مرادخانی از شهرستان تنکابن

۲-مصطفی شیخ‌الاسلامی از شهرستان چالوس

۳-روح‌الله صحرایی از شهرستان آمل

۴-عبدالرحیم فیروزآبادی از شهرستان نکا

علی اصغر الیاسی اعزامی از البرز در دفاع از حریم اهلبیت(ع)، اسلام حقیقی و تامین امنیت ملی کشورمان؛ در سوریه به شهادت رسید/۲۲ شهریور ۱۳۹۷

مدافع حرم سید جلال حبیب الله پور ۳۱ فروردین ۱۳۹۵ در درگیری با گروهک‌های تروریستی در استان درعا، جنوب سوریه و در منطقه بُصری حَریر به شهادت رسید
در امامزاده ابراهیم شهرستان بابلسر به خاک سپرده شد .۲۲ شهریور ۱۳۹۷

سید جلال حبیب الله پور در درگیری با گروهک های تروریستی در استان درعا ، جنوب سوریه و در منطقه "بُصری حَریر" در تاریخ 31 فروردین 94 به درجه رفیع شهادت رسید.
دیروز نیز مردم بهشهر پیکر مدافع حرم سجاد خلیلی را تشییع و در گلزار شهدای این شهرستان به خاک سپردند.
خلیلی 21 فروردین 1395 در تک اول در درگیری های خان طومان به شهادت رسید.

 روز چهارشنبه(۲۲ آذر ۱۳۹۶) پاسدار مدافع حرم شهید مهدی قره محمدی در منطقه دیروالزور سوریه در نبرد با تفکیری ها به شهادت رسید.
آمار شهدای مدافع حرم مازندران تااین تاریخ(۲۲ آذر ۱۳۹۶) به ۳۹ نفر رسید.

۴ ایرانی در حمله هوایی اخیر اسرائیل به پایگاه هوایی تیفور سوریه به شهادت رسیدند.

شهداء: سیدعمار موسوی (اعزامی اهواز)، اکبر زوار جنتی (اعزامی تبریز)،    مهدی لطفی نیاسر (بسیجی وبرادر رئیس صداوسیمای مرکز قم) و مهدی دهقان یزدلی (سرهنگ  پاسدار) نام دارند.

سرهنگ پاسدار مهدی دهقان یزدلی، عضو یگان پهپاد نیروی هوا فضای سپاه بود.

جنگنده های اسرائیل بامداد امروز پایگاه هوایی تیفور در استان حمص سوریه را بمباران کردند./ دوشنبه، ۲۰ فروردین ۱۳۹۷عصرایران

اسامی51 شهیدان مدافع حرم استان خوزستان :

1. سید مهدی موسوی2. ناصر مسلمی سواری۳. سید حمید تقوی فر (در عراق"سامرا-بلد" شهید شدند )4. مصطفی صدر زاده (متولد شوشتر)5. حسین همدانی (متولد آبادان)6. رضا پیرمرادی7. علی حسینی کاهکش8. محمود مراد اسکندری9. احمد حاجیوند الیاسی10. احمد مجدی11. حسن حزباوی12. صالح صالحی13. حمید مختاربند14. هادی کجباف15. رضا عادلی کرد زنگنه16. علی محمد قربانی17. مجید محمدی (روحانی)18. عباس کردانی19. داود نریمیسا20. علیرضا حاجیوند قیاسی21. حبیب رحیمی منش22. مصطفی خلیلی (روحانی)23. جابر حسین پور (زهیری) (روحانی)24. سعید سیاح طاهری25. فرامرز رضا زاده26. سید مجتبی ابوالقاسمی27. سید اصغر فاطمی تبار(چرغنده)  (روحانی)28. مجتبی زکوی زاده29. محمد رضا علیخانی30. علی اکبر شیرعلی31. محمد هادی نژاد32. رضا ملایی33. ایوب رحیم پور34. احسان فتحی35. میلاد بدری (روحانی)36. امیر علی هویدی37. حمید رضا فاطمی اطهر ( ممبینی)38. محمد ظهیری39. جبار عراقی40. محمدرضا عسکری فرد41. نادر حمید42. فرشاد حسونی زاده43. علیرضا قنواتی44. احمد حیاری45. عبدالکریم اصل غوابش46. سید جاسم نوری (در عراق شهید شدند)47. روزبه هلیسایی (مفقود الجسد)48. حبیب جنت مکان (در عراق شهید شدند)49. علی منیعات (در عراق شهید شدند)50. جبار دریساوی51. صالح حسن زاده  ( مفقود الجسد) (در عراق شهید شدند)۵۲-علی خوش لسان اعزامی از اهواز (۱۳ مهر ۱۳۹۶) در حال آزاد سازی شهر الحویجه عراق از دست تروریست های تکفیری شهید شد.

۲نفر نیزمفقودالاثرهستند(عدنان خسرجی و عبدالحسین سعادت خواه) تافروردین۱۳۹۵

در پی حمله روز گذشته جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به پایگاه هوایی در حمص سوریه مدافع حرم

سید عمار موسوی اعزامی از اهواز، مهدی لطفی نیاسر و اکبر زوار جنتی اعزامی از تبریز به شهادت رسیدند./۲۰ فروردین ۱۳۹۷جام جم

اعزام مستشاران ارتش ایران به سوریه

امیرپوردستان: حاج‌قاسم سوریه و عراق از دست رفته را نجات داد/ داعش تا 25 کیلومتری مرز ما رسیده بود

 امیر احمد رضا پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش در نشست خبری هفته ارتش با بیان اینکه "یکی از درخواست‌های دولت سوریه از جمهوری اسلامی ایران اعزام نیروهای نظامی به‌عنوان مستشار برای ارائه راهبردها و کمک‌های لازم به ارتش این کشور است" گفته بود: "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در سال‌های گذشته این نیروها را اعزام می‌کرد و چند هفته پیش به نیروی زمینی ارتش ایران اعلام شد که تعدادی از نیروهای خود را به‌عنوان مستشار به سوریه اعزام کند.

وی گفت: ما یک یگان را در سوریه شرکت ندادیم؛ بلکه تعدادی از پرسنل را از تمامی یگان‌ها شرکت دادیم؛ که تیپ ۶۵ نوهد هم ازجمله آن‌هاست وچهارشهیدهم دادیم/۱۳۹۵/۰۱/۳۱افکارنیوز
۱-ستوان دوم «شهید مجتبی یداللهی» از تیپ ۶۵ نوهد(نیروی مخصوص ارتش جمهوری اسلامی) از اهالی تهران است که طی عملیات مستشاری در سوریه به شهادت رسید.
۲-شهید «محسن قوطاسلو» از تکاوران تیپ ۶۵ نوهد ارتش جمهوری اسلامی از اهالی پاکدشت در استان  تهران است که به‌ تازگی به کاروان شهدای مدافع حرم پیوسته است.
۳-سروان «شهید مرتضی زرهرند» یکی از تکاوران تیپ ۲۵۸ شهید پژوهنده شاهرود و از اهالی شهرستان شیروان از استان خراسان شمالی است که طی عملیات مستشاری و در سن ۳۶ سالگی به شهادت رسید.
۴-سرهنگ «شهید مجتبی ذوالفقار نسب» از رکن دوم تیپ ۴۵ تکاور از اهالی شهرستان شوشتر در استان  خوزستان است که طی عملیات مستشاری در سوریه توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.
آمارشهدای مدافع حرم تهران
۱- شهید علی امرایی۲- شهید محمد حمیدی۳- شهیدحسن غفاری۴- شهید علی یزدانی۵- شهید مهدی عزیزی۶- شهید رسول خلیلی۷- شهید محرم ترک۸- شهید روح الله قربانی۹- شهید عبدالله باقری۱۰- شهید حمیدرضا زمانی۱۱- شهید اکبر شهریاری۱۲- شهید میثم مدواری۱۳- شهید محمد حسین محمدخانی۱۴- شهید علیرضا مشجری۱۵- شهید حجت اصغری شریبانی۱۶- شهید مصطفی صدرزاده۱۷- شهید امین کریمی۱۸-شهید محمد حسین مرادی۱۹- شهید هادی شجاع۲۰- شهید قدیر سرلک۲۱- شهید محمدرضا دهقان-متولد۷۴۲۲- شهید سید مصطفی موسوی-متولد۷۴۲۳- شهید احمد اعطایی۲۴ شهید مسعود عسگری
ردیف۲۱تا۲۴درتاریخ۲۱ آبان ماه به شهادت رسیدند
سردار محسن کاظمینی(فرمانده سپاه تهران)از تهران تا(۶ بهمن ۱۳۹۴)کنون ۲۸ نفر از مدافعان حرم به شهادت رسیده‌اند
۲۵-شهیدرجب غلامی-افغانی=تشیع ۱۳ آبان ۱۳۹۵۲۶-شهید سید محمد حسینی
طی روزهای اخیر هم پیکر مطهر چندین شهید مدافع حرم لشکر فاطمیون از سوریه به ایران منتقل شده و طی مراسم‌های با شکوهی در حضور گسترده مردم تا گلزار شهدا بدرقه شدند. «شهید سید محمد حسینی» با اسم جهادی سلمان یکی از این شهدا بود که طی چند روز گذشته در درگیری با تروریست‌های تکفیری در سوریه به شهادت رسید. او فرمانده اطلاعات تیپ حضرت ابوالفضل از لشکر فاطمیون بود که داوطلبانه برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) راهی سوریه شده بود. پیکر مطهر او روز گذشته جمعه دوم تیرماه همزمان با روز قدس با حضور با شکوه مردم در باقرشهر تشییع و در قطعه مدافعان حرم گلزار شهدا(قطعه ۵۰) به خاک سپرده شد./تسنیم
 شهید مدافع حرم-حمیدرضا ضیایی- متولد سال ۱۳۴۸ ازجانبازان دفاع مقدس(جنگ ایران وعراق) چندین بار به صورت داوطلبانه عازم سوریه شده بود و در قسمت ها و یگان های مختلف از حریم اهل بیت(ع) دفاع می‌کرد. او در حالی که فرماندهی ادوات تیپ زینبیون را بر عهده داشت، در آخرین مرحله پاکسازی داعش در سوریه، در ۲۹ آبان ۱۳۹۶ در شهر بوکمال بر اثر اصبات تیر تک تیرانداز های داعشی به آرزوی دیرینه اش رسید و به فیض شهادت نائل شد./درجمعه، ۳ آذر ۱۳۹۶تشبع شد

بازگشت پیکر شهید مدافع حرم (علی سلطان مرادی)بعداز۴سال پیکر شهید مدافع حرم علی سلطان مرادی که ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، در درگیری با تروریستها و تکفیریها در منطقه «کفر نساج» واقع در شمال غرب درعا سوریه، به شهادت رسیده بود، (۲۴ مرداد ۱۳۹۷)  به کشور بازگشت/تدفین درقطعه۲۹بهشت زهرا

«حُر»مدافع حرم«مجید سوزوکی»

مادربااشاره به بقایای پیکر تنهاپسرش:استخوان‌ها را ببینید! این‌ها مجید من است.. نگویید چقدر به شما پول می‌دهند؛ من می‌خواستم پسرم را داماد کنم واما...

شهید مجید قربانخانی متولد مرداد ماه ۱۳۶۹ در محله یافت آباد تهران بود. تک پسر خانواده  که کمک پدرش در بازاربود و سفره خانه ای نیز در محله یافت آباد داشت. وضع مالی خوبی داشت و از این بابت همیشه به نیازمندان کمک می کرد.

مجیدلوطی مسلک بود و خالکوبی روی دستش باعث شده بود او را با نام «مجید سوزوکی مدافعان حرم »(حر مدافعان حرم) ینامند. مجید از بچه هیئتی بود اما احتمال اینکه  که روزی مدافع حرم شودنبود.

جنازه مجیدهمچون «علی سلطان مرادی»بعداز۳سال شناسایی شد وبه ایران انتقال دادشد ودرمورخه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸،بعدازتشیع باشکوه درگلزارشهدای یافت آباد بخاک سپرده شد.

مجیدوقتی ازبچه هیئتی هاشنید که تکفیری‌ها قصد جسارت به حرم را دارند؛لوطی منشانه گفت: «مگر من مُرده باشم که کسی جرأت جسارت به حرم حضرت زینب  را پیدا کند» همان شب تصمیم گرفت برای دفاع از حرم ،خودش را به سوریه برساند. مجید نه اهل این حرف‌ها بود نه از بین هزاران آدمی که متقاضی پیوستن به صف مدافعان حرم بودند، شانسی برای رفتن داشت؛ اما کارهاجورشدو «مجید بربری» و لوطی محله، توانست خود را به بارگاه مطهر حضرت زینب برساند، تنها چند روز بعدازرفتنش  به اسارت درامد وناجوانمردانه درخان طومان به شهادت رسید.

قسمتی ازسخنان مادرمجیددرروز تشیع جنازه: بعد از سه سال، روسری‌ام را عوض کرده و سفید پوشیده‌ام. مجیدم را به علی اکبر امام حسین (ع) بخشیدم. چند وقت پیش که کربلا بودم، در بین الحرمین سفره حضرت رقیه (س) انداخته بودیم و نمی‌دانستم تا برگردم در روز تولد حضرت علی اکبر (ع)، مجید را به من برمی‌گردانند. مجید می‌گفت «خواب حضرت زهرا (س) را دیده‌ام که به من گفتند بعد از یک هفته مهمان خودم هستی» و روز هشتم به شهادت رسید. مجید من، از پهلو هم تیر خورده بود و استخوان‌هایش سوخته و تکه تکه است. سه سال است که مهمان مادرش بود و حضرت زهرا (س) برای مجید، علی اکبری لالایی می‌خواند، اما من باید علی اصغری لالایی بخوانم و از صبح برایش لالایی خوانده‌ام.

مجید فدایت شوم، من محکم ایستاده‌ام. مجید می‌گفت «اگر صد بار بمیرم و زنده شوم، برای اسلام و مسلمین، جان می‌دهم». آقا جان، مجید من پیکر ندارد و دو سه تکه استخوان او برگشته است. مجید خیلی دوست داشت «داداش» داشته باشد و همیشه می‌گفت: به آن‌هایی که برادر دارند، حسودی می‌کنم، امروز از همه تشکر می‌کنم، از صبح می‌گویم مجید ببین چقدر داداش داری، برایت عروسی گرفته‌اند و سفره عقد انداخته‌اند.

مادربادردست گرفتن بقایای جنازه مجیدکه ازسوریه آورده اند: استخوان‌ها را ببینید، این‌ها مجید من است، تو را به حضرت عباس (ع) قسم که نگویید چقدر به شما پول می‌دهند؛ من می‌خواستم پسرم را داماد کنم، سه سال است می‌خواهم در آغوشش بگیرم و برایش لالایی بخوانم، لالا لالا گل مادر...

پدرمجید:پسرم ملقب به «حُرِ شهدای مدافع حرم» است و وقتی پیکرش را دیدم، گفتم خوش آمدی پسرم. 

...یک سال قبل از سوریه رفتنش کربلا رفته بود و آنجا از امام حسین(ع) خواسته بود آدم شود و وقتی بازگشته بود حتی قلیان کشیدن را هم کنار گذاشته بود.

پیش از سال ۱۳۹۳ که مجید «اربعین»به کربلا سفر کرد پسر خیلی شری بود. همیشه چاقو در جیبش بود. خالکوبی داشت. خیلی قلدر بود و همه کوچکترها باید به حرفش گوش می دادند. اما بعد از سفر کربلا تغییر کرد،تاآن زمان خیلی اهل نماز نبود...

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درمورخه ۸ اسفند ۱۳۹۷روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه ای اعلام کرد: با تلاش‌های شبانه روزی و مستمر گروه تفحص نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پیکرهای پاک و مطهر پنج تن از شهدای ایرانی که حین ماموریت مستشاری در سوریه به شهادت رسیده بودند، کشف و پس از انجام آزمایش‌های DNA هویت آنان شناسایی شد که عبارتنداز:

۱-بسیجی شهید «سعید انصاری» از استان تهران

۲-پاسدار شهید «حمید محمدرضایی» از استان قزوین

۳-پاسدار شهید «محمد قنبریان» از استان سمنان 

۴-پاسدار شهید «سید جواد اسدی» از استان مازندران 

۵- بسیجی شهید «میثم نظری» از استان تهران 

وامابا توجه به اینکه پیکر۱۲شهیدخان طومان که درمنطقه تحت کنترل تروریستهای داعش جامانده بودوبا شناسایی ۶شهید(بااحتساب مجید قربانخانی)،نیمی ازشهدای مفقودالاثرخان طومان هنوز شناسایی نشدند.

شهدای مدافع حرم شهرری

پیکر مطهر شهیدان «سیدمصطفی شاه حسینی»، «اسدالله زواری» و «محمد فقیری» پس از طواف در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، حضرت امامزاده حمزه و امامزاده طاهر (ع) و پس از اقامه نماز میت به گلزار شهدای تهران (قطعه ۵۰ بهشت زهرا) جهت خاکسپاری انتقال یافت.

این سه شهید لشکر فاطمیون از همرزمان شهید محسن حججی بودند که اخیرا در سوریه در راه مبارزه با تکفیری‌ها و دفاع از حرم حضرت زینب (س) به شهادت رسیده‌اند./۳۰ مرداد ۱۳۹۶

مجید رضایی  شهید مدافع از تیپ فاطمیون که در عملیات مبارزه با تکفیری های داعش در سوریه به شهادت رسیده است، مراسم تشییع و خاکسپاریدر شهرری ./۲۹ تیر ۱۳۹۶

پیکر مطهر شهیدان افغانستانی «علیخان رضایی» (۱۸ ساله) و «عبدالحسین اخلاقی» (۱۹ ساله) که در منطقه خان طومان به شهادت رسیده‌اند،  شهرری تشییع و در امامزاده عبدالله(ع) به خاک سپرده شد./اردیبهشت ۱۳۹۵

 شهیدان عباس کریمی، عبدالصمد حسینی و رمضانعلی بخشی ازاهالی شهرری که در جریان دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسیده بودنددر گلزار شهدای بهشت زهرا خاکسپاری شدند./۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

علی امرایی و حسن غفاری باحضور پرشکوه مردم صبح امروز(هشتم رمضان) از خیابان فدائیان اسلام شهر تشییع و در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد.

علی امرایی و حسن غفاری به همراه محمد حمیدی(شهید شهرری تشیع تهران) چند روز پیش در مسیر دمشق - درعا بر اثر انفجار مین به شهادت رسیدند./۳۱ مرداد ۱۳۹۶

 شهید حجت الاسلام محمد پورهنگ در شهرری تشییع و در گلزار شهدای بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد./۸ مهر ۱۳۹۵
شهید حجت اصغری شربیانی از شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) خاکسپاری شد.۸ آبان ۱۳۹۴
 شهیدان "غفور حسنی" و"عبداله نبی زاده" ازمدافع حرم لشکر فاطمیون در شهرری تشییع شد/۶اردیبهشت ۱۳۹۵
 شهید مدافع حرم «علی احمد ابراهیمی» با حضور اقشار مختلف مردم و مسئولان در شهرستان ری تشییع شد.3مرداد96
شهید مدافع حرم «علی احمد ابراهیمی» با حضور اقشار مختلف مردم و مسئولان در شهرستان ری تشییع شد.3مرداد96
 شهیدان علی عظیمی، اسماعیل حسینی، عیسی حیدری و دادالله امیری  از شهدای مدافع حرم تیپ فاطمیون در در قطعه 50 بهشت زهرا (ص) به خاک سپرده شدند./۰۹ آذر ۱۳۹۵

 شهیدان "جواد حیدری"، "علی جان فتحی" و "ذبیح الله غلامی"

این سه شهید مدافع حرم از رزمندگان افغانستانی لشکر فاطمیون بودند که در نبرد با تروریست های تکفیری در سوریه به فیض شهادت نائل آمدند.که درتاریخ /1396/4/1درشهرری تشیع شدند

 حسین نصرالله، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان ری:
آمار شهدای مدافع حرم شهرری۱۰۴نفراست -تاخرداد۱۳۹۶
 که از این تعدادفقط  ۶ شهید ایرانی هستندو یکنفر  پاکستانی و مابقی از شهدای مدافع حرم فاطمیون(افغانستانی) هستند،علاوه براین،تعدادی هم جانباز مدافع حرم داریم/۱۰خرداد۱۳۹۶تسنیم

 سه شهید جدیدمدافع حرم -لشکر فاطمیون 

پیکر شهیدان عزیز احمدی، عبدالمجید امیری و سید مصطفی حسینی  امروز تشییع شدند.

این سه شهید از رزمندگان افغانستانی مدافع حرم بودند که در نبرد با تروریست‌های تکفیری در سوریه به شهادت رسیدند. شهید عزیز احمدی از همرزمان شهید حججی بود./۱۳۹۶/۰۷/۱۲فارس

کشف پیکرشهید مدافع حرم- لشکر فاطمیون«علیرضا اکبری» بعداز۴سال

 بعدازتشیع در حرم شهدای گمنام زمزم-تهران- بخاک سپرده شد.۲۹ فروردین۱۳۹۸
شهید علیرضا اکبری، یکی از رزمندگان افغانستانی لشکر فاطمیون بود که برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) راهی سوریه شده بود.

او با نام جهادی «علی اکبر» فرمانده گروهان «ذوالفقار» فاطمیون و از رزمندگان مورد توجه سردار ابوحامد(فرمانده شهید فاطمیون) بود که بعد از چندین اعزام به سوریه نهایتا سال ۱۳۹۴در ۲۳  سالگی در عملیات بصری الحریر در نبرد با تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.
پیکر مطهر این شهید مفقودالاثر بود تا اینکه نهایتا پیکرش توسط گروه‌های تفحص شهدا کشف و هویت او از طریق آزمایش DNA شناسایی شد. شهید اکبری اولین فرزند از یک خانواده هشت نفری بود که در ایران متولد شده بود.

 تشیع جنازه۶ شهید مدافع حرم -بی نام-درقم۶ دی ۱۳۹۶

پیکرهای  ۶ شهید مدافع حرم حضرت زینب(س) که در روزهای اخیر در مناطق عملیاتی کشور سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمده‌اند عصر چهارشنبه(چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶) در قم تشییع و به خاک سپرده شد.

پیکر این شهدا به آرامستان بهشت معصومه قم منتقل و در قطعه ۳۱ در کنار سایر شهدای مدافع حرم به خاک سپرده شدند/خبرگزاری مهرچهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: رسانه هابخودشان زحمت ندادنداسامی این ۶شهیدرا بنویسندچون این شهداء از لشکر فاطمیون و تیپ زینبیون بودند!حالا بایددیدکه ازکل آمارشهدای مدافع حرم قم چندنفرایرانی هستند وچندنفرافغانستانی ویا پاکستانی

مدافع حرمی که ۳ سال مفقودالاثربود

مراسم وداع با پیکر شهید مدافع حرم،شهید سعید انصاری بعدازظهر امروز دوشنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۷ در معراج شهدا برگزار شد.

وی در دی ماه سال ۱۳۹۴ داوطلبانه جهت دفاع از حریم اهل بیت و مردم مظلوم، به سوریه اعزام شد که در ۲۳ دی‌ماه همان سال توسط تروریست های تکفیری به شهادت رسید، اما پیکرش بازنگشت.

پیکر سعید انصاری بعد از سه سال و دو ماه پیدا شد و از طریق آزمایش DNA شناسایی و تحویل خانواده داده شد.این شهید اهل امامزاده عبدالله تهران بوده که در بهشت زهرا به خاک سپرده  شد.

پاکدشت:شهید امید کریمی(ازشهدای افغانستانی)

سرهنگ مجید درویشی فرمانده سپاه شهرستان پاکدشت :شهید امید کریمی(ازشهدای افغانستانی) در سن ۲۱ سالگی و در حالی که پنجمین اعزام خود را به سوریه تجربه می‌کرد در منطقه دیرالزور در سوم تیرماه ۱۳۹۷ به شهادت رسید.امروز(شنبه۲۰ مرداد ۱۳۹۷)  در «مزارستان ده امام پاکدشت»بخاک سپرده شد/۲۰ مرداد ۱۳۹۷خبرگزاری فارس

شهداری مدافع حرم -ورامین
شهیدمدافع حرم- علی جمعه حسینی 
سید مرتضی موسوی  و قربانعلی افشار نیز دو شهید مدافع حرم هستند که در  ۲۹خرداد و ۲۳مرداد ماه ۱۳۹۳ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.در قطعه شهدای صحن مطهر امامزاده جعفر بن موسی کاظم(ع) بخاک سپرده شدند.

 این دو شهید گرانقدر افغانی بود که متاسفانه نزدیک به یک سال فاقد سنگ مزار بودند.تا اینکه هفته گذشته، سنگ مزار این دو شهید نصب شد./منبع:۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ مشرق

شهید شهیدمهدی ثامنی راد متولد۲۲بهمن۱۳۶۱در روز ۲۲ بهمن ۱۳۹۴ و در جنوب غربی حلب به شهادت رسید و دیروز (سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۴)رسماً خبر شهادت وی از سوی سپاه به خانواده شهید اعلام شد.شهرستان ورامین تاکنون ۱۷ شهید مدافع حرم داشته/خبرگزاری مهر۱۲ اسفند ۱۳۹۴

شهید حسینی ازمهاجران افغانستانی ساکن در پیشوا ، مجرد و حدود 20 سالن سن داشت که چند روز پیش در نبرد باتکفیری ها در سوریه به شهادت رسید.امروز(۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵)درصحن امامزاده جعفر بن موسی کاظم (ع)بخاک سپرده شد
مدافع حرم-شهید خداداد جعفری از برادران افغانستانی مقیم پیشوا درتاریخ۲۹تیر۱۳۹۶ به خاک سپردند.
مدافع حرم-شهید خداداد جعفری از برادران افغانستانی مقیم پیشوا درتاریخ۲۹تیر۱۳۹۶ به خاک سپردند.
 شهید انور یاوری ، از برادران افغانستانی ساکن در شهرستان پیشوا است که در دفاع از حرم عمه سادات در سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.۱۲مرداد۱۳۹۶بخاک سپاری انجام گرفت.
شهید مدافع حرم «محمد رضا احمدی»۲۲ ساله از لشکر فاطمیون و از مهاجرین افغانی مقیم روستای کلاته ورامین بودکهدر اول شهریور ماه، در منطقه عملیاتی «دیرالزور» واقع در شرق سوریه به دست تکفیری های وهابی به شهادت رسید. پس از تشییع در قطعه جدید شهدای مدافع حرم در گلزار شهدای حسین رضا(ع) به خاک سپرده شد.۲۵شهریور۱۳۹۶

مردم ساکن در شهرک مدرس ورامین پیش از ظهر امروز پیکر شهید عبدالخالق حسنی ازلشگر فاطمیون راتشییع و سپس در امامزاده طاهر و مطهر خیر آباد به خاک سپردند.-مردم ورامین نیزپس ازاقامه نمازجمعه پیکر شهید نجیب الله کاظمی از لشگر فاطمیون را تشییع کردند و پس از عبور از خیابان اصلی و میدان امام خمینی  در گلزار شهدای حسین رضا ورامین درجواردیگر شهدا جای دادند.۱۰ آذر ۱۳۹۶

ازمجموع۶۲شهیدورامین فقط۳شهیدایراتی هستند،بقیه افغانی

با تشییع این دو شهید تعداد شهدای مدافع حرم ورامین به ۶۲ نفر رسید. سه شهید ایرانی و بقیه از لشگر فاطمیون بودند./منبع: خبرگزاری صدا و سیما۱۰ آذر ۱۳۹۶

شهیدان «یاسین غلامی»، «محمد اکبر رضایی» و «ناظر حسینی رحیمی» شهدای لشکر فاطمیون بودند که ماه گذشته به دست تروریست های تکفیری داعش به شهادت رسیده بود، امروز(پنجشنبه ۷ دی ۱۳۹۶) ورامین تشیع وخاکسپاری شد

شهیدمدافع حرم-مهدی خوش آمدی
بسیاری از برادران افغانستانی مقیم شهرستان پیشوا در حالی که پرچم های تیپ فاطمیون را در دست داشتند ، با پیکر این شهید مدافع حرم افغانستانی وداع کردند.تشیع  ۰۸ دی ۱۳۹۶

شهیدان «یاسین غلامی»، «محمد اکبر رضایی» و «ناظر حسینی رحیمی» شهدای لشکر فاطمیون بودند که ماه گذشته به دست تروریست های تکفیری داعش به شهادت رسیده بود، امروز(پنجشنبه ۷ دی ۱۳۹۶) ورامین تشیع وخاکسپاری شد

شهرستان ورامین تا کنون(۷ دی ۱۳۹۶) ۶۳ شهید مدافع حرم تقدیم اسلام کرده است.

استان مرکزی-اراک

1-سردار عبدالله خسروی اعزامی از اراک که فرماندهی گردان فاتحین را بر عهده داشت در دفاع از حرم حضرت زینب (س) به شهادت رسید۲۳ مهر۱۳۹۶جام جم

ردیفنام شهرستاننام  و نام خانوادگی شهیدنام پدرتاریخ تولدتاریخ شهادتمحل شهادت
1اراکمحمد زهره وندبیرمعلی1365/01/191394/08/09حومه حلب
2اراکحمیدرضا انصاریعلی رضا1348/05/011394/11/27منطقه 120- شمالغرب
3اراکسعید مسلمیعلی1370/01/191394/08/09حومه حلب
4اراکعلیرضا بابائی ویسمهتقی1351/06/011395/02/25منطقه 121
5اراکاسداله قربانیعبدالقادر13751395/02/06---
6خمینعلی  اکبر عربیخلیل1355/4/31394/11/13سوریه
7دلیجانهاشم شریفیخادم حسین1351/1/11394/5/13سوریه
8دلیجانمحمد جواد حسنیمحمد صادق1363/8/21393/12/12سوریه
9دلیجانسید حسین حسینیسید طالب1364/12/11393/2/13سوریه
10دلیجانناصر شفاییمحمد داود1375/1/11394/11/12سوریه
11دلیجانعلی علیزادهمحمد شرف1370/1/11394/11/8سوریه
12دلیجانعبداله کریمیمحمد امین1373/1/11395/1/28سوریه
13دلیجانبوستان صالحیمحمد رضا   
14دلیجاننیک محمد محمدیابراهیم   
15دلیجانسردار جعفریحسین بخش   
16دلیجانعلی کریمیحیدر1363/1/11394/7/27سوریه
17دلیجاناحمد احمدیاسحاق1362/1/11394/11/24سوریه
18دلیجانحسین رضاییمحمد رضا1374/1/11395/1/21سوریه
19دلیجانمصطفی حصاریخداداد1374/5/81395/1/12سوریه
20دلیجانمحمد داود خادمیعلی حسن1370/1/11395/2/27سوریه
21دلیجانعسگر عبدلیعبدل1360/5/81395/5/16سوریه
22ساوهمحمد محسنیحسین علی01/01/196202/08/1994سوریه
23ساوهمحمدظاهر یعقوبیاحمد   
24ساوهسید عباس حسینیسید میرحافظ   
25ساوهحسن احمدیچمن   
26ساوهعلی محمدیاحمد   
27ساوهرضا رحیمیکریم01/01/197331/01/1994سوریه
28محلاتمحمد براتیمحمدحسن1368/01/011394/08/03شهر حلب
29دلیجانغلامحسین رحیمی   تیر ۱۳۹۶ سوریه
30اراکمحمد ابراهیمی   تیر ۱۳۹۶ سوریه
31اراککاظم خاوری   تیر ۱۳۹۶ سوریه
32اراکحسین ابراهیمی   تیر ۱۳۹۶ سوریه
33ساوهعصمت اله محمدی    
34ساوهمحمد شجاعی    
35کمیجانخداداد کریمی    

شهیدان محمد ابراهیمی، حسین ابراهیمی ، کاظم خاوری (اراک)وغلامحسین رحیمی (دلیجان)که در خاک سوریه به شهادت رسیدند، امروز(پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶)تشییع شدند.

شهرستان اراک تا(۲۲تیر۱۳۹۶)  ۸ شهیددر راه دفاع از حریم اهل بیت(ع) تقدیم کرده است.خبرگزاری مهر

شهدای مدافع حرم استان آذربایجان شرقی

1-شهید عبد الصمد امام پناه متولد ۱۵ آذر ۱۳۴۸ در تبریز بود که به مدت ۸ ماه در جبهه ها لبنان جنگید و یک دستش را در راه دفاع از اسلام به پیشگاه احدیت تقدیم کرد و در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۷۵ در سنّ ۲۷ سالگی ملکوت را مقابل چشمانش دید

2-سرگرد شهید علی کنعانی اولین شهید خط مقدم جبهه حق بر باطل در دفاع از حریم عمه سادات حضرت زینب (س) بود که در ۹۲/۰۲/۰۹شهیدشد

3-شهید محمودرضا بیضائی، متولد ۱۸ آذر ۱۳۶۰ با یک تیم رسانه‌ای مستندساز به سوریه رفته بود، روز یکشنبه ۲۹ دی‌ماه ۹۲ مصادف با ولادت حضرت رسول(ص) براثر انفجار یک تله انفجاری در قاسمیه سوریه به شهادت رسید.

4-سروان محرم علی‌پور متولد ۱۳۵۴ که روز ۷ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳درسوریه به درجه شهادت نائل آمد

5-شهید حاج عباس عبدالهی(بازنشسته سپاه ) که از ۱۵ سالگی عازم جبهه های جنگ تحمیلی شد

فرمانده گردان صابرین تیپ امام زمان لشکر ۳۱ عاشورای سپاه پاسداران بودوی در ۲۳ بهمن ۹۳ در کفرناسج در استان درعای سوریه بدست زیرشاخه ارتش آزاد(گروه الویه الفرقان) شهید شد و پیکرش در سوریه باقی ماند.

6-شهید حامد جوانی یکی از جوان ترین شهدای مدافع حرم آذربایجان متولد ۲۸ آبان ۶۹ است. در روز ۲۳ اردیبهشت ۹۴ در منطقه لاذقیه سوریه مجروح شده و بر اثر شدت جراحات حدود ۴۳ روز در سوریه و بیمارستان بقیه الله تهران بستری و در حالت کما بود که سرانجام با لبیک به دعوت حق، ۳ تیر ماه ۹۴ به قافله سیدالشهدا(ع) پیوست

7-امین کریمی ، دانشجوی بسیجی در رشته برق الکترونیک بود که در حین انجام مأموریت مستشاری در۳۰ مهر۱۳۹۴حومه شهر حلب در سوریه به شهادت رسید.

8-شهیدمهدی علیدوست(ساکن قم) جمعی گردان تکاور لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب(ع) بود که درمهر ۹۴درگیری با گروهک تروریستی داعش در سوریه به شهادت رسید

9-حجت اصغری شربیانی -در ۱ آبان ۹۴، درسوریه بشهادت رسید

10-روح الله طالبی متولد ۱۳۶۶ -تاریخ شهادت: ۱ آبان ۹۴

11-شهید فرکوش رزمنده سرابیشهید فرکوش رزمنده سرابی(ساکن تهران )که در ۲۱ آبان ۹۴ در حلب سوریه به دست داعشی ها به شهادت رسید

12-شهید محمدرضا فخیمی، دلیر مرد ۲۴ ساله  در  آذر۹۴  حلب سوریه به شدت زخمی و پس از ماندن دو روزه در کما، به فیض عظیم شهادت رسید.

13-اسماعیل کریمی اصل متولد سال ۱۳۶۹ اوائل  دیماه ۹۴ درسوریه شهیدشد.

14-شهید صادق عدالت اکبری که به عنوان عکاس در سوریه حضور داشت در جنوب غرب حلب به جمع شهدای مدافعان حرم پیوست.

15-شهید سید‌رضا مراثی (پاسدار بازنشسته)،که در میان رزمندگان در سوریه به نام «ابو علی» معروف بود

در پی حمله روز گذشته جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به پایگاه هوایی در حمص سوریه مدافع حرم

سید عمار موسوی اعزامی از اهواز، مهدی لطفی نیاسر و اکبر زوار جنتی اعزامی از تبریز به شهادت رسیدند./۲۰ فروردین ۱۳۹۷جام جم

مدیریت سایت-پیراسته فر:واما (سایت عصرتبریز)درباره یکی ازشهداء اینگونه نوشته است:

«شهید نومی »متولد پنجم مرداد ماه سال ۱۳۶۱ بود که با تشدید عملیات نظامی علیه مواضع تروریستهای داعش در عراق، شهید «وحید نومی گلزار» از سال گذشته و همزمان با حمله سراسری نیروهای داعش به عراق برای دفاع از عتبات مقدسه این کشور وارد سامراء شده بود که در ظهر عاشورا در تاریخ ۲ آبان ۹۴ در ادامه عملیات نظامی مدافعان حرم برای بیرون راندن تروریستهای داعش از استان صلاح الدین به شهادت رسید.

مدافع حرم ایرانی مسلح در«سامرا»نداریم

درحالی که نگارنده چندین ماه درهمین سال(۹۴)درستادبازسازی سامرابودم ومدیریت سایت سامراراعهده داربودم،یعنی اطلاعات کافی روی نیروهای سامرادارم،ما هیچوقت نیروی مسلح ایرانی درسامرانداشتیم وهیچکس بعنوان نیروی رزمنده مدافع حرم نداشتیم،درداخل حرم عسکریین -کارحفاظت وانتظامات را نیروهای عراقی الاصل بنام "حفظ نظام"مدیریت می کنند که زیرنظر"عتبه عسکریین"انجام وظیفه می کنندکه مسلح هم نیستند وحفاطت سیطره ها(ایست وبازرسی)اطراف حرم توسط نیروی نظامی حشدالشعبی وسپاه بدرودیگرنظامیان مسلح عراقی کنترل می شود.وامانبردباتکفیریهاهادرهرمنطقه ازعراق راشایددرمقوله «مدافع حرم»بگنجد،همانطورکه درسوریه اینچنین است،ولی اینکه چراصرفاًاسم «سامرا»عسکریین آورده می شود!که اگراینطورباشدبایدمدافع حرم امیرالمؤمنین وامام حسین(ع)+شهدای کربلا وامامین جوادوامام کاظم(ع)نیزآورده شود،فقط سردارتقوی فرکه درحفاظت ازامنیت راه بلد-سامرامسؤلیت داشت وشهادتش هم در«سیدمحمد»شهربلد(۵۰کیلومتری سامرا)حرم عسکریین بوده است.

مرتضی حسین‌پور(حسین قمی)درزمان حمله داعش درسامراحضورداشته،دردفاع ازحرم.

البته درزمان تهاجم داعش به عراق(۱۵ خرداد ۱۳۹۳) اولین هدف(قبل ازتصرف موصل)سامرابود.

تروریستهای داعش پرچم سیاه خود را بر فراز چندین مسجد سامرا(ابومرزوق) نصب کردند. آنان همچنین ساختمان مرکز جوانان شهر سامراء را نیز که در ۲ کیلومتری مرقد امامین عسکریین (ع) قرار دارد، تحت کنترل خود در آورده و پرچم خود را بر فراز آن قرار دادند.در نهایت توانستند تا ۸۰۰متری حرم عسکریین(سامرا) پیش بروند اما دفاع مدافعان ومحافظان حرم،باهمکاری نیروی هوایی ارتش عراق که منجربه شهادت  ۵۸ نفر از آنها شد،آنهامجبوربه عقب نشینی شدندوراه موصل رادرپیش گرفتندوباکمترین مقاومت ودرگیری پایتخت(مرکزحکومت) خودرادردرموصل برپانمودندو۳سال هم برجان ومال وناموس عراق تسلط داشتندتابامجاهدات سردارسلیمانی ونیروهای حشدالشعبی ودیگررزمندگان اسلام حکومت داعش برچیده شد./پایان توضیحات نگارنده.

شهدای  مدافع حرم استان قم

مهدی علیدوست اولین شهید پاسدار مدافع حرم حضرت زینب(س) از قم بود  که مهر سال 94حین عملیات مستشاری در سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

حجت الاسلام شهید محمد مهدی مالامیری که بنا به گفته همسرش به نیابت از رهبر معظم انقلاب در جبهه مقاومت حضور داشت شامگاه دوشنبه 31 فروردین 1394همراه با دیگر مجاهدان تیپ فاطمیون با شعار(کلنا عباسک یا زینب) در منطقه بصری الحریر استان درعای سوریه به آرزوی دیرینه‌اش رسید و جامه فاخر شهادت را بر تن کرد. و پیکر مطهرش بازنگشت.

شهید سعید سامانلو فرمانده گروهان دوم گردان چهارم امام حسین(ع) لشکر عملیاتی17 علی بن ابیطالب(ع) که اسفند سال 944 در عملیات آزادسازی دو شهر نبل و الزهرا (س) سوریه به درجه رفیع شهادت نائل شد.

شهید محمود هاشمی از پاسداران پیشکسوت ناحیه مقاومت بسیج امام حسین(ع) بودند که در عملیات  آزادسازی دو شهر نبل و الزهرا (س) سوریه به درجه رفیع شهادت نائل شد،

شهید حجت الاسلام محمد علی قلی زاده مسئول نمایندگی ولی فقیه در یگان امنیتی سپاه استان قم در عملیات آزاد سازی نبل و الزهرا (اواخر اسفند سال 94)به شهادت رسید.

شهید علی اکبر عربی در تاریخ ۱۴ بهمن ۹۴ در درگیری با نیروهای تکفیری و تروریستی و در جریان آزادسازی  شهرهای  نبل و الزهرا به خیل شهدای مدافع حرم شتافت

شهید سید سجاد روشنایی فرمانده گردان سوم امام حسین (ع) لشگر 17علی ابن ابی طالب (ع) استان قم بود که در عملیات آزاد سازی نبل والزهرا 133 بهمن به شهادت رسید

شهید محمد حسین سراجی از لشکر علی بن ابیطالب(ع) و گردان امام حسین(ع) قم در جریان عملیات آزاد  سازی شهرک های نبل و الزهرا در نبرد با تروریست های تکفیری به شهادت رسید

حجت‌الاسلام سید محمد موسوی ناجی شهید مدافع حرم از طلاب قم در مردادسال94پس از آن‌که خودروی حامل وی و جمعی از مدافعان حرم در مسیر فلوجه به بیجی مورد تیراندازی گروه‌های تکفیری قرار می‌گیرد،،  بر اثر برخورد با مین به شهادت می‌رسد،

 شهیدعبدالصالح زارع از نیروهای سپاه پاسداران قم که دربهمن سال1394به شهادت رسید

شهید مهدی طهماسبی -شهادت در 16 خرداد 94

شهید احمد مکیان طلبه بسیجی در سال95  به شهادت رسید

پیکر مطهر هفت تن از شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س)،

زینبیون "چه کسانی هستند؟

از اعضای یگان «زینبیون»(یگان اختصاصی مدافعان حرم پاکستانی تبار) که در نبرد با عناصر تکفیری در حلب سوریه به فیض عظیم شهادت نائل آمدند، عصر دیروز شنبه در میان خیل گسترده مردم متدین و شهید پرور قم تشییع و به خاک سپرده شد.

از80شهیدمدافع حرم "قم"78نفرغیرایرانی(افغانستانی وپاکستانی)هستند

سرهنگ مشرفیان مسئول امور ایثارگران سپاه امام علی بن ابی طالب(ع) در حاشیه مراسم تشییع به خبرنگار دفاع پرس گفت: تاکنون 78 شهید غیر ایرانی مدافع حرم اهل بیت(ع) در قم تشییع و در گلزار شهدای بهشت معصومه(س) خاکسپاری شده‌اند که با احتساب چند شهید ایرانی مدافع حرم مدفون در گلزار شهدای علی بن جعفر(ع)، این آمار به بیش از 80 شهید می رسد./۸ آذر ۱۳۹۴ مشرق

درتاریخ18اسفند1395پیکر ۶ شهید مدافع حرم در قم تشییع شدعبارتنداز:

1-عصمت بختیاری فرزند خان محمد ازلشکرفاطمیون"افغانستان"
2-مشتاق حسین فرزند اسحاق خان

3-ارشاد حسین فرزند حکیم حسین

4-فرهاد حسین فرزند کمال حسین

5-سید شمیم فرزندحسین

ردیف 2الی5ازتیپ زینبیون"پاکستان"هستند

 آمارشهدای قم به86رسید

+3شهیدپیکرهای مطهر شهیدان حمید باباخانی، رضا نظری و سید علی حسینی از تیپ سرافراز فاطمیون  پس از تشییع در بهشت معصومه به خاک سپرده شدند./۱۶ شهریور ۱۳۹۶تسنیم

عصر امروز(۲۲ آذر ۱۳۹۶) پیکر مطهر ۶ شهید مدافع حرم در شهر قم تشییع شد.

مردم شهیدپرور شهر قم پیکر شهیدان سید جعفر امیری، سید قاسم حسینی، محمد یعقوبی و سید تقی حسینی از شهدای لشکر فاطمیون و پیکر شهیدان سید محمد و حیدر علی بهشتیاز شهدای تیپ زینبیون را تشییع کردند.

شهید مدافع حرم«علیرضا جیلان» ملقب به ذوالفقار متولد ۲۸ بهمن۱۳۹۲ و اصالتاً اهل شهر بروجن و ساکن شهر قم بود که داوطلبانه عازم سوریه شد. او یکی از فرماندهان تیپ زینبیون شامل رزمندگان پاکستانی مدافع حرم بود که سرانجام در نبرد آزادسازی و پاکسازی شهر البوکمال در  ۲۸ آبان ۱۳۹۶ به فیض شهادت نائل شد.

خاکسپاری ۵ شهید مدافع حرم حضرت زینب(س)درقم

پیکرهای گلگون کفن شهیدان حسینعلی رحیمی، مهدی غلامی و فتح الله محمدی از لشکرفاطمیون و واجدعلی و عقیل احمد از تیپ زینبیون  جهت خاکسپاری به گلزار شهدای مدافع حرم بهشت معصومه(س) منتقل شد/۶دی ۱۳۹۶

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: رسانه هابخودشان زحمت ندادنداسامی این 6شهیدرا بنویسندچون این شهداء از لشکر فاطمیون و تیپ زینبیون بودند!حالا بایددیدکه ازکل آمارشهدای مدافع حرم قم چندنفرایرانی هستند وچندنفرافغانستانی ویا پاکستانی..بعضی ازخبرگزاری ها مثل تسنیم فقط تصاویر ویا فیلم گذاشتند بدون ذکراسامی.

قم - پیکر پاک و مطهر ۷ شهید مدافع حرم از لشکر فاطمیون و تیپ زینبیون در قم تشییع و به خاک سپرده شد.

عصر دیروز چهارشنبه ۲۰ دی ماه۱۳۹۶،پیکرهای پاک شهیدان حبیب حسینی، محمد انور حیدری، عبدالله حیدری و سید احمد حسینی از تیپ فاطمیون و علی جعفر، محمدعلی و عابد حسین روی از تیپ زینبیون بروی دستان مردم قم تشییع شد۲۱ دی ۱۳۹۶ تسنیم

شهدای مدافع حرم استان کرمان

1-حجت الاسلام سعید بیاضی زاده

2-شهید صادق زمانی 18 ساله

 3-شهید نعیم غلامی نیز 29 ساله

دو شهید2و3 مدافع حرم خردادماه سال جاری در عملیات انتحاری داعشی ها به شهادت رسیدند که مدت7ماه جنازه مطهرشان درسوریه ماندکه بعداً با استفاده از آزمایش دی ان ای شناسایی شده اندودرتاریخ19/10/1395تشیع شدند

4-شهید رضا سلطانی از شهدای افغانستانی مدافع حرم تیپ فاطمیون است که در دفاع از حریم آل الله درفروردین94 سوریه به شهادت رسیده است.

5-شهید " محمدجواد محمدی" از شهدای تیپ فاطمیون و مدافع حرم حضرت زینب سلام الله علیها،شهادت "14 آبان" سال 92

6- سردار محمد جمالی

7-محمدحسین حسینی از شهدای مدافع حرم تاریخ شهادت" دی " سال 93کرمان هستند

8-شهید حامد بافنده یکی از مدافعان حرم ایرانی است که چندی پیش داوطلبانه برای دفاع از حریم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) همراه با رزمندگان فاطمیون عازم سوریه شد و بعد از مدتی در سوم اردیبهشت ماه  96 توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید. شهید بافنده اصالتا اهل مشهد اما ساکن شهر رفسنجان در استان کرمان بود. او یکی از مداحان اهل بیت(ع) بود که در مراسم یادبود همرزمان شهیدش هم حضور داشته و مداحی می‌کرد.

پیکر مطهر این شهید که به تازگی به کشور منتقل شده است طی دو مراسم در شهرهای مشهد و کرمان تشییع خواهد شد.منبع:۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶تسنیم

توضیح:بیشترشهدای کرمانی ازلشکرفاطمیون"افغانی"هستند.

محمد(مرتضی) عبداللهی از دانش‌آموختگان رشته مهندسی عمران دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهورد در نبرد با تروریست‌های تکفیری و در منطقه دیرالزور سوریه به مقام شهادت نائل آمد.۲۷ آبان ۱۳۹۶

اسامی شهدای مدافع حرم استان اصفهان

دراصفهان بیش از ۹۰شهید مدافع حرم دارد

1-شیر حسین حسنی"  از رزمندگان لشکر فاطمیون در نبرد با تروریست های تکفیری در خرداد94استان حلب سوریه به فیض شهادت نائل آمد.

لشکر فاطمیون گروهی متشکل از مهاجرین افغانستانی است که رزمندگانش از چند سال پیش با تروریست های تکفیری در مناطق مختلف سوریه می جنگند.

2-سردار "حسین رضایی" شهید مدافع حرم  19بهمن ماه 94 تشییع شد.

3-«شهید مهدی اسحاقیان» سومین شهیدمدافع حرم- اصفهان 26 خرداد 1395 تشیع شد

4-شهید سید محمد شاه حسینی ازشهدای مدافع حرم اصفهانی از رزمندگان افغانی لشکر فاطمیون بودند که در نبرد با تروریست های تکفیری در سوریه به فیض شهادت نائل آمد/10اردیبهشت95

5- سید‌علی‌اکبر موسوی از لشکر فاطمیون در دفاع از حرم حضرت زینب کبری (س) در سوریه به شهادت رسید.

6-محسن حججی

این جوان 25 ساله در دومین اعزام خود، دو روز پیش( ۱۶مرداد۱۳۹۶ ) در عملیاتی که نزدیک مرز سوریه وعراق در منطقه‌ای به نام تنفت به شهادت رسید با عراق صورت گرفت به اسارت گروه تروریستی داعش درآمد. داعش تصاویری از به شهادت رساندن این رزمنده ایرانی را منتشر کرده است.

حججی دهمین شهیدلشکر ۸زرهی  می باشد،ازوی یک فرزند ۲ساله به یادگار مانده است

 خمینی‌شهر  7 شهید مدافع حرم ایرانی و 5 شهید مدافع حرم افغانستانی دارد/ ۱۶ فروردین ۱۳۹۶تسنیم

11-حسین آقادادی عضو "گروه ۴۰ مهندسی سپاه صاحب الزمان" اصفهان در سوریه (۲۸ مهر ۱۳۹۶)به شهادت رسید.

اسامی شهدای «مدافع حرم»استان خوزستان

1- شهید سید مهدی موسوی-متولد63(شهادت1392/4/10)کارمند اداره بازرگانی-محل شهادت سوریه
2- شهید منصور مسلمی سواری-متولد60(شهادت1392/8/20)کارگر-محل شهادت سوریه
3- شهید جبار دریساوی-متولد46(شهادت1393/7/16)معاون اطلاعات قرارگاه کربلا-اولین شهید مدافع حرم استان خوزستان-محل شهادت سوریه
4-شهید سید حمید تقوی فر-متولد39(شهادت1393/10/6 )بازنشسته نیروی قدس سپاه-سردار حمید تقوی از فرماندهان قرارگاه رمضان در دوران دفاع مقدس، عصر ۰۶ دی ۱۳۹۳  درشهر"سیدمحمد"بلد(50کیلومتری) سامرا به شهادت رسید.
5- شهید حسن حزباوی متولد61-پاسدار گروه توپخانه الحدید(شهادت1393/9/1)محل شهادت سوریه
6- شهیدعلی منیعاتمتولد64-کارمند شرکت نفت اروندان(شهادت1393/12/20)محل شهادت تکریت عراق
7-شهیدحبیب جنت مکان-متولد40بازنشسته شرکت سپنتا(شهادت13694/1/27)محل شهادت استان صلاح الدین عراق
 8-شهید هادی کجباف-متولد40بازنشسته سپاه(شهادت1394/1/31)-محل شهادت سوریه
9- شهید روزبه هلیسایی متولد43(شهادت1394/1/31)بازنشسته سپاه-محل شهادت سوریه
10شهیدسیدجاسم نوری-متولد49-بازنشسته سپاه(شهادت1394/3/7)محل شهادت عراق
11-شهیدحاج عبدالکریم اصل غوابش-متولد48(شهادت1394/5/19)پاسدار-محل شهادت سوریه
12- شهید احمد حیاری-متولد60(شهادت1394/6/4 )پاسدار-محل شهادت سوریه
13- شهید علیرضاقنواتی-متولد۱۳۳۹(شهادت1394/7/12 )پاسدار-در حمص سوریه و در مقام مستشار نظامی به شهادت رسیده است
شهید حاج حمید مختاربند(مجید مختاری‌فر)-متولد35(شهادت1394/7/20)بازنشسته سپاه-محل شهادت سوریه
14-شهیدفرشادحسونی زاده(چلداوی) -متولد44(شهادت1394/7/20)بازنشسته سپاه-محل شهادت سوریه
15- شهید نادر حمیددیلمی-متولد63(شهادت1394/7/26)بسیجی،مجروحیت20مهر-بعداز یک هفته بستری شدن دربیمارستان سوریه،26مهربشهادت می رسد

16- شهید محمد ظهیری-متولد68(شهادت1394/8/1)پاسدارتکاور-محل شهادت سوریه
17- شهید جبار عراقی-متولد47(شهادت1394/8/3) بازنشسته سپاه(فرمانده سابق سپاه خوزستان)-درجاده رقه در استان حماه سوریه بشهادت رسید

18-پاسدارشهیدمقودالاثر محمدرضا عسکری فر-بنی اسد -متولد1337(اسارت۳ آبان ۱۳۹۴)۲ آبان ۱۳۹۴اسارت درسوریه

19- شهید حمید فاطمی اطهر-متولد56 (شهادت1394/8/9 )بازنشسته سپاه-محل شهادت سوریه
 شهید امیر علی هیودی-متولد64 (شهادت1394/8/14 )پاسداراز پاسداران توپخانه ۶۴ الحدید-محل شهادت سوریه

20-مفقودالاثرحجت الاسلام  صالح حسن زاده-متولد46(13آبان1394 )مدافع حرمین عسکریین در کشور سامرا به درجه رفیع  شهادت نائل آمد.

21- شهید مجتبی زکوی زاده-متولد62(شهادت1394/9/11 )پاسدار-محل شهادت سوریه
22- شهید حاج رضا مولایی (شهادت 1394/9/11)معلم بازنشسته-محل شهادت سوریه
23-حجت الاسلام شهید میلاد بدری-متولد74 (شهادت 1394/9/11 )طلبه200 سال

* زکوی زاده،  بدری و ملایی-باهم(روز چهارشنبه 11 آذر ماه سال 1394 ) شهید شدند-محل شهادت سوریه
24- شهید احسان فتحی-متولد69 (شهادت1394/9/16 )پاسدار تیپ تکاور امام حسن مجتبی-محل شهادت سوریه
25-حجت الاسلام شهید سید اصغر فاطمی تبار-متولد64(چَرغَندی،جایزان )شهادت درتاریخ(1394/9/16 )4ماه بودکه دامادشده بود-محل شهادت سوریه

*سه همرزم- فاطمی تبار، فتحی و ابوالقاسمی باهم(1394/9/16 ) درسوریه شهیدشده بودند 
26- شهید صحنعلی بدرقه (آذر1394)بسیجی-محل شهادت سوریه متأسفانه هیچ مطلبی دیگری نتوانستم درباره این شهیدپیداکنم
27- شهید سید مجتبی ابوالقاسمی-متولد60 (شهادت1394/9/16 )کارمند دانشگاه جندی شاپور دزفول-محل شهادت سوریه
28- شهید محمد هادی نژاد (شهادت1394/9/16 )بسیجی-محل شهادت سوریه
29- شهید ایوب رحیم پور(شهادت1394/9/16)-محل شهادت سوریه
30- شهید اکبر شیر علی(شهادت1394/9/16)بسیجی-محل شهادت سوریه

۳ همرزم  (شیرعلی، هادی‌نژاد، رحیم پور)باهم شهیدشدند(۲۲ آذر ۱۳۹۴ورودپیکرشان به ایران)بر اثر اصابت خمپاره در درگیری با گروهک های تروریستی هفته پیش به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

31-سعیدسیاح طاهری-متولد36(شهادت1394/10/23)-بازنشسته سپاه-محل شهادت سوریه

32-حجت الاسلام شیخ جابرظهیری(1394/10/22)روحانی-محل شهادت سوریه

33-محمدرضاعلیجانی -متولد44(1394/10/2)-محل شهادت سوریه

34-محمدعلی اشک(1394/9/29)-محل شهادت سوریه

35-فرامرزرضازاده(1394/9/29)پاسدار-محل شهادت سوریه

36-حجت الاسلام مصطفی خلیل بلوکی(1394/11/13)-محل شهادت سوریه

37-محموداسکندی-(1394/11/13)پاسدار-محل شهادت سوریه

38-داودنریمیسا(1394/11/13)-محل شهادت سوریه

39-علیرضاکاهکش(1394/11/13)پاسدار-محل شهادت سوریه

40-رضاعادلی(1394/11/13)پاسدار-محل شهادت سوریه

41-حبیب رحیمی منش(1394/11/13)-محل شهادت سوریه

42-احمدمجدی نسب-متولد46(1394/11/13)پاسدار-مسول عملیات لشکر 7 ولیعصر-محل شهادت سوریه

43-علیرضاحاجیوندغیاثی(1394/11/13)بسیجی-محل شهادت سوریه

44-مجیدمحمد-متولد46(1394/11/13)کارمنددانشگاه-محل شهادت سوریه

45-احمدالیاسی-متولد69-محل شهادت سوریه

46-عباس کردونی-محل شهادت سوریه

47-حاج علی قربانی-کارمندشهرداری-محل شهادت سوریه

48-صالح صالحی-محل شهادت سوریه 

شهدای مدافع حرم«استان کرمانشاه»

1-مهدی نوروزی/ اولین شهیدکرمانشاه 20دیماه1393- در سامرا و در دفاع از حرمین امامین عسکریین و در مقابله با گروه تروریستی تکفیری داعش  به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

2-صادق یاری گلدره دومین شهید کرمانشاهی مدافع حرم است که برای نبرد مستشاری با تکفیریدرتکریت  عراق ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ به  شهادت رسید.خودروی وی توسط گلوله نیروهای بعثی تکفیری مورد اصابت قرار گرفته و منفجر می شود.

3-سعید قارلقی-(ساکن تهران)بسیجی در10خرداد1394 در حوالی شهر سامراء و بر اثر برخورد خودرو اش با تله انفجاری به شهادت رسید.

4-ابوذر امجدیان -1 آبان 1394 درسوریه شهیدشد

5-ستار عباسی-پنجمین شهیدسال ۸۱ به استخدام سپاه پاسداران درآمد۲۸ آبان ۱۳۹۴ درسوریه شهیدشد

6-اکبر ملکشاهی-ششمین شهیدکرمانشاه (۳۰ آذر ۱۳۹۴)در سوریه و در دفاع از حرم حضرت زینب(س) به مقام شامخ شهادت نائل آمد

7-رضا عباسی36ساله در نبرد مستشاری با گروهک تروریستی و دفاع از حرم حضرت زینب(س) ۰۵ بهمن ۱۳۹۴به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

8- سجاد حبیبی-هشتمین شهید مدافع حرم در آزادسازی شهر حلب و در درگیری با تروریست‌های تکفیری ۹۴/۱۱/۱۸به شهادت رسید.

9-حمزه کاظمی ،سال گذشته در جریان مبارزه با تروریست های تکفیری در سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.هجدهم دی ماه 1395 پیکر پاک  به میهن بازگشت پس از انجام آزمایشات۱۳۹۵/۱۱/۰۴تشیع شد

10-اکبر نظری براثرشلیک تک‌تیرانداز داعش به پهلوی چپ درسوریه  به شهادت رسید

11-حسین علیخانی 

*اکبر نظری و حسین علیخانی در بین لشگر فاطمیون بودندکه درسوریه به شهادت رسیدند

12-خیرالله احمدی‌" دوازدهمین شهید مدافع حرم استان کرمانشاه و از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور عراق و در دفاع از حرم اهل بیت به مقام شامخ شهادت(۱۷ بهمن ۱۳۹۵) نائل آمد.خبرگزاری ابنا/۱۷ بهمن ۱۳۹۵ ایسنا

پیکر شهید مدافع حرم

۱۳-شهید فریدون احمدی( سال ۱۳۹۴  و در منطقه خان‌طومار به اسارت درآمد) ۱۴ ماه و نیم مفقودالاثربود،۱۲خرداد ۱۳۹۶ تشیع وخاکسپاری شد.

۱۴-شهید مراد عباسی فردازدیگرشهدای مدافع حرم کرمانشاه (کنگاور)است که دردر۲۰ فروردین ۱۳۹۶به شهادت رسید. 

-۱۵پاسدار شهید« فرهاد دبیریان» مسئول بلدیه زینبیه (سوریه) و فرمانده قبلی شهر تدمر سوریه، شنبه شب ۱۷ اسفند ۱۳۹۸در منطقه زینبیه دمشق به شهادت رسید.

۱۶-شهید ابوالفضل سرابیان( شانزدهیمن  شهید مدافع حرم استان کرمانشاه )  درروزجمعه، ۲۸ تیر ۱۳۹۸درمنطقه العماره عراق به فیض شهادت نائل آمده بوددر۳۰ تیر ۱۳۹۸ تشیع شد.

شهدای مدافع حرم استان همدان

1- سرهنگ پاسدار«محمدرضا زارع الوانی» از مدافعان حرم آل الله در۷ مهر ۱۳۹۵ عملیات مستشاری و در حفظ و  حراست از حرم حضرت زینب(س) در سوریه به‌دست تروریست‌های تکفیری داعشی به شهادت رسید

2-«قاضی‌خانی»شهادت سوریه

3-سردار شهید «حاج حسین همدانی» سوریه

4-شهید «مجید صانعی»

5-شهید «مجتبی کرمی»

دوپاسدارهمرزم«مجتبی کرمی» و «مجید صانعی» از شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س)در۲۸ مهر ۱۳۹۴سوریه بشهادت رسیدند

6-شهید «میلاد مصطفوی»شهادت سوریه۱۸ آبان ۱۳۹۴

سیرتی نیا(گیلانی)بابچه های همدان شهیدشد

«سید میلاد مصطفوی»با«حجت‌الاسلام علی تمام‌زاده» (شیخ ابوهادی)و «سیداسماعیل سیرت‌نیا(رشتی)»،  مدافعان حرمی بودند که برای مأموریت مستشاری در  کشور سوریه ۱۸ آبان ۱۳۹۴ در حین انجام این مأموریت، به جهت حضور در صحنه درگیری نیروهای سوری با گروهک‌های تروریستی و تکفیری به شهادت رسیدند

7-شهید «محسن فانوسی»چهارمین شهید مدافع حرم  همدان است که در در عملیات مستشاری و در مقابله با گروه تکفیری در سوریه ۱۳ آبان ۱۳۹۴به فیض عظیم شهادت نائل شد.

8-شهید «مرتضی ترابی‌کمال»بازنشسته سپاه در مأموریت مستشاری در سوریه و در عملیات آزادسازی شهرهای نبل و الزهرا نقش داشت و در شهر الزهرا ۱۶ بهمن ۱۳۹۴به شهادت رسید

9-شهید «حیدر ابراهیم‌خانی»پاسدار-هفتمین شهیدمدافع حرم همدان است که در۱۵ فروردین ۱۳۹۵درسوریه شهیدشد

10 شهید «سعید شاملو»سرهنگ «سعید شاملو» از پاسداران پیشکسوت استان همدان و مدافعان حرم روز یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ در عملیات مستشاری و در حفظ و حراست از حرم حضرت زینب(س) و کمک و تقویت جبهه مقاومت اسلامی در حلب سوریه به‌دست تروریست‌های تکفیری داعشی به شهادت رسید

یازدهمین شهید مدافع حرم و بعد از شهیدان

11-«رسول حیدری» نخستین شهیدایرانی  19 خرداد 1372 در ورودی شهر کاکانی بوسنی و هرزگوین به درجه رفیع شهادت نائل آمده

«علیرضا شمسی‌پور»سرهنگ پاسدار شمسی‌پور، بازنشسته سپاه انصار الحسین(ع) استان همدان، یکی از اعضای باسابقه تیم تفحص پیکر مطهر شهدا، از پیشکسوتان دوران دفاع مقدس و مسئول بسیج ورزشکاران همدان، صبح ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ در جریان تفحص شهدا در ارتفاعات کانی‌مانگا (پنجوین عراق) بر اثر اصابت مین والمری به درجه رفیع شهادت نائل شد.

پاسدار «محمدحسین بشیری»دوازدهمین شهید برون مرزی استان همدان - از مدافعان حرم آل الله در عملیات مستشاری و در راستای حفظ و حراست از حرم حضرت زینب(س) ۲۲ آبان ۱۳۹۵در سوریه به شهادت رسید. 

شهدای مدافع حرم استان فارس

 ناوسالار یکم شهید «ستار محمودی»  اهل نورآبادممسنی یکی از اعضای نیروی دریایی بوشهر بود 17  آذر ماه 94 به کاروان شهدای مدافع حرم در سوریه پیوست.

شهیدمحمد استخکامی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) در اواخر مهر ماه 94 در مبارزه با تکفیری های  تروریست در دفاع از حرم حضرت عقیله بنی‌هاشم(س) به شهادت رسید.

حسین جمالی- 29 ساله اهل روستای یاسریه فسا که در قالب یگان ویژه صابرین تهران در دفاع از حرم اهل بیت در سوریه شهیدشد.

ستوان دوم پاسدار «مسلم نصر» از اعضای تیپ هوابرد 33 المهدی در دفاع از حرم اهل بیت در سوریه و در نبرد با تروریستهای داعش در حومه شهر حلب به همرزمان شهیدش پیوست.پیکر مطهر این شهید مدافع حرم 7 آبان ماه بر دستان مردم جهرم تشییع و در جوار شهدای روستای موسویه به خاک سپرده شد

ایمان خزایی پور-دو هفته بعد از ازدواجش راهی سوریه می شد در عملیات مستشاری در حومه شهر حلب به شهادت رسید.پیکر مطهر این شهید مدافع حرم دوشنبه 25 آبان تشیع شد.

شهید علی رضا قلی پور شهیددیگرمدافع حرم که درسوریه شهیدشد روز چهارشنبه یازدهم آذرماه 94  شد.

*پیکر مطهر شهیدان مدافع حرم از جمله محسن الهی، ابوذر غواصی و حمیدقاسم‌پور که در نبرد با تروریست‌های تکفیری به فیض شهادت نائل شده‌انددر۱۸ فروردین ۱۳۹۵شیرازتشیع می شوند.

بهزادسیفی

«خانعلی یوسفی» رزمنده افغانی مقیم جهرم که در دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسید

شهید جلیل خادمی-وی از از رزمندگان توپخانه یونس سروستان بود. او 25 آبان ماه در نبرد با تروریست‌های تکفیری در عراق به شهادت رسید 

سردار شهید حاج عبدالله اسکندری-  از مدافعان حرم در سوریه و رئیس سابق بنیاد شهید استان فارس بود  در دفاع از حرم حضرت زینب کبری(سدر اولین روزهای خردادماه سال ۹۳ به شهادت رسید.

شهید دادالله (ماشاءالله) دهقان شیبانی متولد ۱۳۴۷-از مخابرات سپاه . تابستان سال ۹۲ بود که جواز حضور در جرگه مدافعان حرم حضرت زینب (س) را گرفت سر‌انجام در دوم تیر ماه ۹۳۳ شهیدشد.

جاوید یوسفی، افغانی شیعه ساکن کوار، در دفاع از حریم آل الله و مقابله با تروریست‌های تکفیری در اسفندماه 93 آسمانی شد

 شهید خلبان، شجاعت علمداری مورجانی در تیرماه سال 93 دردفاع از حرم حضرت زینب به دست تکفیری ها  به شهادت رسید

شهید نجیب الله مرادی - ۱۷ سالهدر تیرماه 93 در سوریه به درجه رفیع شهادت نائل گشت. 

شهید سیدجوادسجادی  از مردم افغانستانی مقیم شیراز بود که به صورت داوطلبانه برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) به سوریه رفت و در اردیبهشت 93 در درگیری با تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.

محمد صاحب‌کرم اردکانی یکی از جوانان غیور استان فارس که چندی قبل برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) به سوریه رفته بود، در اسفندماه 933 توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.

جهانپور شریفی 25 شهریور سال 92 - در حال دفاع از حرم مطهر زینب کبری در کشور سوریه به دست تکفیری  ها به شهادت رسید.

شهید مهرداد قاجاری

«شهید علی حیدری» از رزمندگان افغانستانی لشکر فاطمیون بود که در نبرد با تروریست های تکفیری در سوریه به شهادت رسیدند.۳۰ آذر ۱۳۹۵ 

شهید حیدری به عنوان پنجاهمین شهید مدافع حرم استان فارس شناخته می شود، تاکنون هفده تن از شهدای لشکر فاطمیون از ساکنان استان فارس بودند.

شهیدی که یک تنه ده هاداعشی رابه جهنم فرستاد.

شهید عبدالکریم پرهیزگار، اولین شهید مدافع حرم شهرستان خفر، متولد ۲۲ مرداد ۱۳۶۵ بود،


این شهید  ۱۳۷۷ به عضویت بسیج درآمد و در سال ۱۳۸۴ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و در تیپ نیروی مخصوص المهدی (عج) جهرم و تیپ مهندسی الهادی (ع) شهرستان کوار به عضویت گردان تخریب این یگان بود وی در حین خدمت مقدس پاسداری، چندین مرحله با اعزام به شرق کشور و شهرستان سراوان برای مقابله با اشرار شرق کشور حضور فعال داشت، سه مرتبه نیز به سوریه اعزام شد 

یکی از این مدافعان حرم؛ شهید عبدالکریم پرهیزگار است؛ شهیدی که یک تنه جلوی داعش ایستاد. اگر شهید عبدالکریم پرهیزگار نبود، جاده بوکمال به دست داعش می‌افتاد و به دنبال آن شهر بوکمال نیز سقوط می‌کرد. او به تنهایی با ۴۰ تن روبه‌رو می‌شود و پس از به هلاکت رساندن ۳۷ نفر از آن‌ها، فشنگ‌هایش تمام می‌شود. به سوی او حمله می‌کنند تا اسیرش کنند، اما این بار با سرنیزه دفاع و دو نفر دیگر را مجروح می‌کند و سرانجام  در  ۲۰ آذر ۱۳۹۶ به شهادت رسیدودر۲۹ آذر ۱۳۹۶تشیع وبخاک سپرده شد.

پرهیزگار۱۰ آبان۱۳۹۶ نیز از تهران به طرف سوریه حرکت کرد و ۴۰ روز  بعد از آن هم در تاریخ ۲۰ آذرماه برای تفحص وارد محدوده ای می شود که در آنجا نیروی های داعش به ایشان حمله می کنند محلی که ایشان مستقربوددر بالای یک ساختمان بوکه با داعشیان درگیر می شودشهید به دلیل اینکه در آن شرایط تنها فردی بود که اسلحه داشت، همکارانشان را از آن محدوده دور می کند و تنها به سمت داعشیان تیراندازی می کنند.که بعدازبه درک واصل کدن چندین داعشی، یک گلوله با اسلحه سنگین به سرشان اصابت می کند و به سمت دیوار پرتاب می شود و به شهادت می رسند

دیگرشهدای مدافع حرم جهرم:خانعلی یوسفی، مسلم نصر، ایمان خزائی نژاد، محمد استحکامی،جهانپور شریفی،مجتبی ذوالفقار نسب وعلی نظری می باشند.

اسامی شهدای گیلانی-مدافع حرم

۱-امیررضا علیزاده-اولین شهید مدافع حرم گیلان -سرهنگ دوم پاسدار شهید امیررضا علیزاده عضوسپاه قدس تهران بود -متولد۱۲ مهر  ۱۳۵۵  محله «دباغیان »رشت است،،پدرش ازروحانیون مورداعتمادشهرستان رودسر(گیلان)می باشد.

پاسدارعلیزاده، فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی بود،چندماهی با کمیته جستجو- تفحص- شهدا به فرماندهی سردارباقرزاده، انجام وظیفه میکرد.

این مدافع حرم در فروردین ۱۳۹۲ به سوریه اعزام  شدو در روز سه شنبه، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در خودروی بمب گذاری شده در مقابل سفارت ایران در سوریه به شهادت رسید و پیکر بدون سر و دستش به وطن بازگشت.

مادرامیرضا می گوید: تنها چیزی که تا امروز حسرتش بر دلم مانده بوسیدن سینه امیررضا-قبل از خاکسپاری- هست، اما همکارانش اجازه ندادند داخل قبرشوم، فرزندم را ببینم و این حسرت همچنان آزارم می دهد ( در هنگام گفتن این جملات،به پهنای صورتش،اشک می ریخت )جنازه اش بی سروبی دست بود.

۲-محمدحسین عطری-سرگرد پاسدار متولد ۱۳۵۴تهران -ساکن رشت در هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ اعزام شد و درروزسه شنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۹۲( ٢٤ رجب ١٤٣٤) حین عملیات در سوریه و دفاع از حریم ولایت درروز شهادت امام موسی بن جعفر(ع) به دلیل اصابت ترکش خمپاره  درجه رفیع شهادت نائل آمد(ازوردپیکرش به ایران وتشیعش درتهران وقم تاخانه ابدیش-سلیمانداراب-چندروز بطول انجامید).

جنازه مطهرش را براى تشییع ابتدا به تهران که محل کارشان بود و بعد به قم بردند و دور حرم حضرت معصومه سلام‌الله علیها طواف دادند و بعد به رشت آوردند.

درروزشنبه، ۱۸ خرداد ۱۳۹۲در قطعه شهدای مسجد« سلیمانداراب‌»رشت درجوار آرامگاه سردارجنگل( میرزاکوچک  خان) به خاک سپرده شد.

 ۳-فرهاد خوشه‌بر-متولد۲۰بهمن۱۳۶۰از تکاوران تیپ میرزا کوچک سپاه لنگرودبود که درشنبه  نهم اسفند ۱۳۹۳ در استان درعا شهر «الهباریه»سوریه در منطقه «تل قرین» با تیر مستقیم دشمن به شهادت رسید.ودرزادگاهش(لنگرود)بخاک سپرده شد./دختر این شهید مدافع حرم شش ماه بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد.

۴-سجاد طاهرنیا- در ۱۴ مهر ۱۳۹۴ عازم سوریه شد ،جمعه، ۱ آبان ۱۳۹۴ مصادف تاسوعای حسینی (٩ محرم ١٤٣٧) در دفاع از حرم حضرت زینب(س) در حین انجام مأموریت  در «حلب» سوریه به فیض شهادتت نائل آمد،فرزند دوم سجاد در زمان شهادت پدر،۲هفته بودکه متولدشده بود.

شهیدطاهرنیادرگلزارشهدای رشت بخاک سپرده شد.

5-سید اسماعیل سیرت  نیا-متولد سال ۱۳۵۷-اهل شهر رشت و ساکن تهران، از نیروهای سپاه حضرت محمد رسول الله (ص) تهران،یک ماه بعد از اعزام،در١٧آبان ۱۳۹۴ در عملیات مستشاری در سوریه به وسیله اصابت ترکش خمپاره به ناحیه پهلو و پشت سرش  به شهادت رسید.تشیع دررشت۱۳۹۴/۰۸/۱۹ مزارش گلزارشهدای رشت-جانبازان.

۶-حبیب روحی چوکامی-ششمین شهید گیلان-۳۳ساله (از پاسداران نیروی دریایی سپاه بود که روز دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۴ در راه دفاع از حرم حضرت زینب(س) هنگام عملیات  در منطقه حلب سوریه به فیض شهادت رسید)تشیع جنازه درشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۴-قبرمطهرش درزادگاهش چوکام (خمام)

۷-سجاد عفتی-متولد۳۰ تیر ۱۳۶۴--فرزند جانباز ۷۵%-سجادازبسیجیان شهریار،بهمراه(امیر سیاوشی) از نیروهای ویژه ی نیروی دریایی سپاه"چیذرتهران" ساعت ۲۱ شب یکشنبه ۲۹ آذر۱۳۹۴ باتیرمستقیم درحلب سوریه شربت شهادت را نوشیدند و بنا به وصیتش پیکر مطهرش روز جمعه چهارم دی‌ ۱۳۹۴ به منزلش در «شهر آبیک»قزوین  آورده شد و مورد استقبال پرشور و با شکوه مردم و مسئولان شهرستان آبیک قرار گرفت و سپس برای تشییع و تدفین پیکر مطهر شهید به شهریار منتقل شد.خانواده این شهید(عفتی) از کوچصفهان گیلان می باشند.

۸- مهدی(حامد) کوچک‌زاده-متولد ۲۸شهریور۱۳۶۱،در۱۲ بهمن ۱۳۹۴درمنطقه نبل والزهرا سوریه شلیک خمپاره ۸۱ و اصابت ترکش به پشت سر درهنگام نگهبانی شهیدشد ودر۱۷ بهمن ۱۳۹۴درگلزارشهدای رشت درجواردوستانش آرا م گرفت.

۹- سعید مسافر ی ماکلوانی-۳۰  ساله-متولدمتولد ۱۳۶۵در ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ حین عملیات  در استان حلب در شمال کشور سوریه به فیض شهادت رسید.۱۷ فروردین۱۳۹۵ پس ازتشیع باشکوه درگلزارشهدای رشت بخاک سپرده شد.

۱۰-سیدجمال رضی-۳۵ ساله-(اعزام  روزشنبه، ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ )آستانه اشرفیه-شهادت ۱۴ فروردین ۱۳۹۵

این ۲ شهید(مسافری و رضیعضو تیپ تکاور میرزا کوچک سپاه قدس گیلان بودند. باهم شهیدشدند.

روز شنبه، ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ حین عملیات  در شمال کشور سوریه به شهادت رسیدندودرسه شنبه، ۱۷ فروردین ۱۳۹۵تشیع شدند،درگلزارشهدای آستانه به خاک سپرده شد.

۱۱-سید احسان میرسیار- متولد سال ۱۳۵۹ و از نیروهای صابرین سپاه محمد رسول الله(ص) تهران بود و اولین مرتبه مهرماه سال ۹۴ به سوریه رفت که با شهید میثم نجفی همرزم می شود و با اصابت ترکش، جانباز می‌شود ولی خیلی سریع دوباره به سوریه برمی‌گردد واین شهید والامقام در دومین مرتبه به سوریه اعزام می شود و در ۲۲ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۴ در عملیات  با نیروهای داعش و تکفیری در سوریه به درجه رفیع شهادت نائل‌ آمده بود و بعد از گذشت حدود ۲ سال پیکر او شناسایی و به کشور باز گشت.

«میرسیار»در۱اسفند۱۳۹۶پس ازتشیع باشکوه،در گلزار شهدای امامزاده بی بی زبیده(قرچک-ورامین) و در کنار سایر همرزمانش آرام گرفت.این شهید(میرسیار)اصالتاً گیلانی-لاهیجانی-است.

۱۲-پاسدار شهید محمد اتابه گوراب زرمیخی- یکشنبه ۹  آبان ۱۳۹۵در راه دفاع از حرم اهل بیت(ع) در منطقه حلب سوریه در سن ۲۹  سالگی به شهادت رسید.

این شهید درروزشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۵در شهر  گوراب زرمیخ (شهرستان صومعه سرا) تشییع و در جوار آستان مقدس آقا سید ابراهیم (ع) به خاک سپرده شد.

۱۳-شهیدجواددوربین-متولد۱۱دی ۱۳۴۳،درسال۱۳۸۹ بازنشسته سال ۱۳۸۹ سپاه - این شهید گیلانی مدافع حرم در۱۷ فروردین ۱۳۹۵به سوریه اعزام شد،بعداز یک ماه ازاعزامش،در جمعه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ در حین عملیات مستشاری در منطقه «مایر »استان حلب سوریه به درجه رفیع شهادت رسید.تشیع درانزلی۲۰ اردیبهشت۱۳۹۵ 

۱۴-شهید حسین بواس -متولد۱۳۶۱-بسیج ویژه-از رزمندگان لشگر ۲۵ کربلا مازندران است وی برای سومین بار به سوریه اعزام شده بود که توسط ترورست های تکفیری در سوریه به شهادت رسید. این شهید متولد شهرستان لنگرود است و از سال ۱۳۷۴ به همراه والدینش ساکن شهرستان چالوس شدند.

بواس روز شنبه، ۲۱ فروردین ۱۳۹۵(١ رجب ١٤٣٧) در منطقه خالدیه خان طومان سوریه،به شهادترسید و  بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۵در گلزار شهدای چالوس به خاک سپرده شد.

۱۵-مفقودالاثر-سردار سید شفیع شفیعی، از فرماندهان گیلانی مدافع حرم ١٧ اردیبهشت ۱۳۹۵ در مأموریت مستشاری در خان طومان سوریه به دست تکفیری‌های تروریست به شهادت رسید.

«سید شفیع » اهل شهرستان رودبار و برادر سردار شهید سید صادق شفیعی از شهدای سال های دفاع مقدس می باشد.

۱۶-محمد (رضا) هزاره-شهیدافغانی -گیلانی -محمد  از جوانان افغانی بود که سالها در گیلان سکونت داشت و در روستای «میله سرای ماسال» با یک دختر گیلانی ازدواج کرده بود.وی در قالب تیپ فاطمیون به سوریه اعزام شده بود -در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ در حلب به درجه شهادت نائل شد. پیکر این شهید در روز ۳۰ اردیبهشت در محل زندگی اش «شهریار»تهران تشییع شد و در گلزار شهدای بقعه باباسلمان این شهرستان به خاک سپرده شد.

۱۷- شهید جهانگیر جعفری نیا-متولد۵۷-روستای پالاسی از توابع بخش حویق شهرستان تالش است و( فرمانده گردان صابرین سپاه قدس گیلان)مدافع حرم گیلانی حین عملیات مستشاری در حلب سوریه  به شهادت رسید.که  در ۱۵ خرداد ۱۳۹۵، در اطراف شهر حلب سوریه به شهادت رسیددر۱۷ خرداد ۱۳۹۵ در رشت تشییع و برای خاک‌سپاری به زادگاهش «طالب آباد»بندرانزلی منتقل شد.

۱۸-شهیدحسینعلی پورابراهیمی-جانباز و رزمنده دفاع مقدس از شهرستان آستانه اشرفیه ودارای مدرک کارشناسی ارشد بود.

وی از مدافعان گیلانی حرم حضرت زینب(س)بودکه در جمعه ۱۴خرداد ماه حین عملیات مستشاری در روستای الحمره جنوب حلب در سوریه مجروح و  روز شنبه ۲۲خرداد ۱۳۹۵ بر اثر شدت جراحات در بیمارستان به شهادت رسید

مراسم تشییع ، مدافع حرم گیلانی  دوشنبه۲۴ خرداد ۱۳۹۵ در رشت برگزار شدودرگلزار شهدای رشت به خاک سپرده شد.

۱۹-شهید یدالله قاسم زاده: متولد ۱۳۶۱، اصالتا اهل روستاهای آسیابسر و ملاسرا از دهستان طاهرگوراب بخش مرکزی شهرستان صومعه سرا ( ساکن محله خزانه تهران)  از از سپاه المهدی تهران به سوریه رفت و در روز دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵ براثر اصابت ترکش خمپاره در حوالی شهر حلب سوریه توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.

این مدافع حرم در۴ آذر ۱۳۹۵بعد از انجام مراسم تشییع پیکر مطهر شهید برای انجام مراسم خاکسپاری به بهشت زهرا(س) منتقل خواهد شد و در قطعه ۵۳ و در جوارمزار- اولین شهیدمدافع حرم درکشور-جهان-  « محرم ترک» به خاک سپرده شد.این شهید( قاسم زاده) اصالتا گیلانی است ،اما ساکن تهران بود.

۲۰-علیرضا نظری رودسری-متولد۱۳۳۹، فرمانده سابق توپخانه و ادوات تیپ میرزا کوچک خان نیروی زمینی سپاه بودکه در روز۲۷ آبان ۱۳۹۶منطقه بوکمال سوریه به یاران شهیدش پیوست.

«شهیدنظری» در۲ آذر ۱۳۹۶ وپیکر مطهر این شهید مدافع حرم پس از تشییع بر دستان مردم در جوار نخستین شهیدمدافع حرم استان گیلان «امیررضا علیزاده» در گلزار شهدای رودسر به خاک سپرده شد.

۲۱-بابک نوری هریس جوانِ بسیجی آذری زبان مقیم رشت در روز۲۷ آبان ۱۳۹۶، در عملیاتِ آزادسازی منطقه «البوکمال» سوریه یشهادت رسید.

شهیدنوری در اول آذر۱۳۹۶طی مراسم بسیارباشکوه تشیع ودرگلزارشهدای رشت بخاک سپرده شد.

شهید بابک نوری کم سن و سال ترین شهید مدافع حرم گیلان با ۲۵ سال سن، متولد ۱۳۷۱ و دانشجوی کارشناسی ارشد بوده است.

«بابک» اززیباروترین شهیدمدافع حرم است که به «شهیدلاکچری» هم معروف است ازخانواده متمول بود،پدرش می گوید:بابک دانشجوی ارشد حقوق در دانشگاه تهران بود،من و برادرانش خیلی اصرار داشتیم که برود آلمان ادامه تحصیل بدهد، حتی موقعیتش را هم برایش فراهم کرده بودیم اما خودش قبول نمی کرد برود. آن روز مردم فکر کرده بودند که بالاخره اصرار های ما جواب داده و «بابک» راضی شده به» آلمان» برود.

بابک یک روز قبل از اعزامش ، در مسجد باب الحوائج (بلوار شهید انصاری رشت) که مسجد آذری های مقیم رشت است و همه بابک را آنجا می شناسند، از همه نمازگزاران مسجد بعد از نماز خداحافظی کرده بود، به همه گفته بود"« من یک مدتی نیستم می خواهم بروم خارج از کشور»

 آن موقع همه فکر می کردند می خواهد برود آلمان.

..من و مادرش حرف ازدواجش را مطرح کردیم ، یک دختر از خانواده نجیب و خوبی انتخاب کرده بودیم که می دانستیم بابک را هم دوست دارد اما بابک موافقت نکرد. به من گفت که بابا شما به تصمیمات من اعتماد داری یا نه؟ پس بگذار من براساس برنامه خودم پیش بروم.

البته بماخبررسیده بودکه بابک قصدرفتن به سوریه راداردوبماگفته بودندکه  شش ماه است در سپاه بست نشسته و هر روز می رود و می آید و اصرار می کند که من را اعزام کنید(خودش بما نگفته بود) تا اینکه بالاخره با اعزامش موافقت شد،آن روزکه اورادرتکاپودیدیم فکرکردیم که بالاخره اصرار های ما جواب داده و بابک راضی شده به آلمان برود.

وامابابک آمد خانه رفت اتاقش و بعد با یک کوله پشتی رفت بیرون و چند دقیقه بعد بی کوله پشتی برگشت. بعد هم به مادرش گفت که با اعزامم موافقت شده. مادرش هم از روی احساسات مادرانه خیلی گریه کرد شاید که بابک منصرف بشود اما بابک تصمیمش را گرفته بود، گفت من حضرت زینب (س) را خواب دیدم دیگر نمی توانم اینجا بمانم باید بروم سوریه. این قضیه رفتنم هم مال امروز و دیروز نیست ، من چند ماه است که تصمیمم را گرفته ام. حتی شنیدم که به او گفته اند که چطور می خواهی مادرت را تنها بگذاری و بروی،بابک هم گفته مادر همه ما آنجا در سوریه است، من بروم سوریه که بی مادر نمی مانم، می روم پیش مادر اصلی مان حضرت زینب (س).

خداحافظی ما هم به اینصورت بود،هنگام حرکت به تهران، از همان دور به من نگاه کرد، من به او نگاه کردم و این شد آخرین دیدار مان.

پدربابک می گوید:فاصله اعزام تاشهادتش ۲۶روزبود ..خیلی برای شهادت عجله داشت، من ۵۰ ماه سابقه جبهه دارم اما شهید نشدم، ولی این بابکم آنقدر با همه وجودش شهادت را می خواست که به یک ماه نکشیده طلبیده شد و رفت.

۲۲-شهید  مرتضی حسین پور شلمانی

مرتضی حسین‌پور(حسین قمی)درزمان حمله داعش درسامراحضورداشته،دردفاع ازحرم. پاییز ۱۳۹۲ برای اولین‌بار عازم سوریه شد. اولین جبهه حضور او منطقه «سیده زینب» در ریف جنوبی دمشق بود. سپس، مسئولیت پدافند سامرا را بر عهده گرفت. حسین‌پور از فرماندهان محور در عملیات آزادسازی بیجی و عملیات آزادسازی جاده بلد، اسحاقی، سامرا، الدور، علم، تکریت، بیجی و ارتفاعات مکحول در عراق بود.

درعراق اورابانام«حسین قُمی»می شناسند.

سال ۱۳۹۴ دوباره به سوریه رفت و در عملیات آزادسازی حلب و مناطق اطراف آن مشارکت کرد. مرتضی حسین پور دی ۱۳۹۵ پس از شهادت محمد جنتی فرمانده عملیات قرارگاه حیدریون را برعهده گرفت.

«محمد جنتی»پاکستانی (تیپ زینبیون) ازشهرستان "شبستر" در استان آذربایجان شرقی در ۱۶ فروردین ۹۶ در حماه سوریه منطقه تل ترابی به شهادت رسید و همچون حضرت عباس (ع) سر و دستش را فدا کرد و پیکر مطهرش در منطقه ماندوبعد از گذشت ۲ سال طی عملیات تفحص پیکر شهدای مدافع حرم در مناطق سوریه، پیکر این شهید نیز کشف شده و به کشور بازگشته است. هویت پیکر او از طریق آزمایش DNA شناسایی شده است ودرتاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۸پس ازتشیع جنازه بخاک سپرده شد.

سرهنگ پاسدار «مرتضی حسین پور شلمانی»متولد سال ۱۳۶۴ و اهل شهر شلمان لنگرود درتاریخ ۱۶مرداد ماه سال ۱۳۹۶ در عملیات مستشاری دردر شهر "دیرالزور" سوریه به دست منافقین تروریستی تکفیری داعش به شهادت رسید. از پاسداران نیروی قدس سپاه، اهل لنگرود و ساکن شهر قم بود.

این شهید،بعد ۶سال ازازدواج ، یک فرزند درراه دارد! که پنج ماه دیگر به دنیا می آید.

حمیدرضا مقدم‌فر مشاور رسانه‌ای و فرهنگی فرمانده کل سپاه : علیرغم اینکه برای یک مجاهد در میدان نبرد آنهم در روزهای داغ و سوزان تابستان در سرزمینی همچون عراق و سوریه، روزه گرفتن بسیار طاقت‌فرساست، اما این شهید عالیقدر غیر از ماه مبارک رمضان، تمام ایام ماه‌های رجب و شعبان را هم روزه می‌گرفت.

وی با اشاره به مجروحیت‌های مکرر شهید حسین‌پور و در عین حال استنکاف این شهید عالیقدر از بازگشت از میدان نبرد، خاطرنشان کرد: او شش بار در جبهه نبرد مجروح شده بود اما در هیچ مرحله‌ای حاضر نبود منطقه را به دلیل مجروحیت ترک کرده و به استراحت بپردازد؛ لذا دوران جراحت را در بیمارستان و نقاهت را در منطقه طی می‌کرد و مجددا به صحنه بازمیگشت و خانواده او نیز بیشتر اوقات به همین دلیل هیچگاه از مجروحیتهای او مطلع نمی‌شدند.

مشاور فرمانده کل سپاه با بیان اینکه شهید مرتضی در طول نزدیک به ۴ سال حضور در جبهه‌های نبرد مقدس، تنها حدود چند ماه در کنار خانواده‌اش حضور داشته و باقی ایام را به صورت مستمر در حال مجاهدت بوده است، گفت: این جوان ۳۲ ساله که کمتر از سه سال از ازدواجش می‌گذرد، تنها فرزندش در راه است که انشاءالله ۴ ماه دیگر متولد خواهد شد و این در حالی است که هیچگاه پدر رشید و دلاورش را نخواهد دید.

شهید حسین‌پور جزو اولین نفراتی است که بعد از حمله داعش به همراه سایر فرماندهان به عنوان مستشار در بغداد حضور داشته است.

شهید حسین‌پور فرمانده عملیات سپاه حیدریون در  عملیات شکستن حلقه محاصره بلد-سامرا بود.

«سردار حسین سلامی»در نخستین یادواره شهید گیلانی مدافع حرم، «مرتضی حسین پور شلمانی» که در گلزار شهدای شهر شلمان برگزار شد، از این شهید به عنوان سپه سالار عرصه نبرد و فرمانده نابغه یاد کرد و گفت: شهید حسین پور شخصیتی با ایمان، شجاع و افسانه ای داشت... شهید حسین پور را افتخار امت اسلام دانست ، همه ما در برابر سیره زندگی و جایگاه رفیع این شهید بزرگوار احساس حقارت می کنیم. وجود چنین انسان هایی نشان دهنده تربیت اسلامی و ولایی آنان است که در دامان پدران و مادران ولایتمدار شکل گرفته است./۱۷ مرداد ۱۳۹۷

شهدای  مدافع  حرم - استان اردبیل

تاتاریخ 1395/05/12 چهار شهید

1- هاشم دهقانی نیا-(تیپ 37 سپاه حضرت عباس)اولین شهیداردبیل که اواخراسفند94درسوریه شهیدشدوبعداز2ماه در۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵اردبیل تشیع شد

2- مفقودالاثر-علی آقایی(تکاورسپاه ودانشجوی تربیت بدنی) اسفند۱۳۹۴ در دفاع از حرم حضرت زینب (س) توسط تروریست‌ها به شهادت رسید

3-مرتضی مسیب زاده متولد61(ساکن کرج)-14 خرداد ماه سال 1395 در طی انفجار انتحاری تکفیریان در منطقه خلسه در جنوب خان طومان سوریه به‌ همراه دو تن از همرزمانش به درجه رفیع شهادت رسید

اگرچه گفته می شود که وی ازهالی روستای عبدالله کندی بخش مرکزی شهرستان گرمی است،امابرادرش"عبدالله در گفت و گو با "تیتر1" گفت: حاج مرتضی مسیب زاده  در 23 تیر سال 61 در کرج منطقه رجایی شهر به دنیا آمدند. تا سال 68 که به شهرکت وحدت نقل مکان کردند در رجایی شهر زندگی نمودند و تحصیل خود را در مقاطع مختلف در همین شهرک انجام دادند. در رشته مهندسی کشاورزی در دانشگاه پذیرفته شدند منتهی دانشگاه را ادامه ندادند و وارد مجموعه سپاه پاسداران شدند، بعدها وارد دانشکده یگان مخصوص شدند و در دانشگاه افسری ادامه تحصیل دادند و مسئولیت های مختلفی داشتند،وی بهمراه2نفردیگردر مقری که در حومه یکی از مناطق جنوبی حلب مستقر بودند متاسفانه گرای آن لو رفت و مورد حمله خمپاره ای قرار گرفت و سه بزرگوار در کنار هم به معبود شتافتند.

4-فرید کاویانی لرد-متولد56بسیجی درتاریخ  ۹۵/۵/۹درسوریه شهیدشد

5- علی سیفی

شهید علی سیفی متولد سال ۱۳۷۰ و از کارکنان حفاظت فرودگاه اردبیل بود که در تاریخ ۱۶ خرداد امسال(۱۳۹۶) در حین مأموریت مستشاری در شهر حماء سوریه با زبان روزه به فیض شهادت نایل آمد./ دوشنبه ۱۳۹۶- 12دوازدهم تیر تسیم

تیپ فاطمیون، لشگر شد / 200 شهید افغان در سوریه
خبرگزاری دفاع مقدس وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح ایران خبر داد که تیپ فاطمیون به لشکر ارتقا یافت.
تیپ فاطمیون، واحد متشکل از افراد نظامی شهروندان افغانستانی است که هم اکنون در سوریه برای دفاع از حرم حضرت زینب واقع در جنوب دمشق، فعالیت می کنند. براساس این خبر، تیپ فاطمیون با افزایش توان عملیاتی و تعداد نیروهایش به لشکر ارتقا یافت.
معمولا هر لشکر متشکل از ۱۰ تا ۲۰ هزار نفر است. هر لشکر متشکل از چند تیپ است. تاکنون تیپ فاطمیون حدود ۲۰۰ شهید در سوریه داشته است.
خبرگزاری دفاع مقدس وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح ایران نوشت: تیپ فاطمیون متشکل از مجاهدان افغانستانی مدافع حرم با افزایش توان عملیاتی و استعداد نیروهایش به لشکر ارتقا یافت.
یکی از رزمندگان مدافع حرم فاطمیونی در گفت‌و‌گو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس از ارتقای تیپ فاطمیون به لشکر خبر داد و گفت: این تیپ با افزایش توان عملیاتی و نیروهایش به لشکر ارتقا یافت.
با حمله تکفیری‌ها (داعش) به سوریه و در خطر قرار گرفتن حرم حضرت زینب(س)، عاشقان اهل بیت(ع) به دفاع از حرم بانوی کربلا پرداختند. از این رو افغانستانی‌های بسیاری که در سوریه بودند، جانانه از حرم اهل بیت(ع) دفاع کردند. همچنین افغانستانی‌های دیگری که در کشور افغانستان و سایر کشورها بودند به سوریه رفتند.
مجاهدان افغانستانی سپاه محمد(ص) که در افغانستان در زمان مبارزه با طالبان در خط مقدم بودند و همچنین نیروهای تیپ ابوذر که در زمان دفاع مقدس در کنار رزمندگان ایرانی به دفاع از اسلام پرداختند هسته اولیه تیپ فاطمیون (مجاهدان افغانستانی مدافع حرم) را تشکیل دادند.
خاطرنشان می‌سازد در دوران دفاع مقدس، بیش از ۲ هزار نفر افغانستانی در راه آرمان‌های انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند.
در ابتدا این جمع برای تجدید خاطره آن دوران، هیئت مذهبی را تشکیل داده و جمعه هر هفته دعای ندبه برگزار می‌کردند که با آغاز تجاوز به خاک سوریه، در اولین نوبت یک گروه ۲۲ نفری به این کشور اعزام شدند.
حضور تیپ فاطمیون در سوریه حامل این پیام است که برای فاطمیون مرزهای جغرافیایی معنایی ندارد و رزمندگان این تیپ هرکجا شیعیان و محبان اهل‌بیت(ع) درخطر باشند، فرقی نمی‌کند سوریه باشد یا عراق به یاری آن‌ها می‌شتابند. این پیمانی بود که همه فاطمیون با خون خود امضا کردند که تا آخرین قطره خونشان پای این پیمان بمانند.
رزمندگان این تیپ از آنجایی که خود را فدایی ولایت می‌دانند، نام این تیپ را فاطمیون گذاشتند. فاطمیون را به نام بی‌بی دوعالم حضرت زهرا (س) می‌شناسند؛ همان بانویی که در راه دفاع از ولایت، تازیانه را به جان خرید و سیلی به صورتش خورد و پهلوی او شکست. اکثر مجروحین ما نیز از ناحیه بازو و کتف مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و این حاکی از آن است که نوکر از ارباب خود نشان دارد.
علیرضا توسلی (ابوحامد) فرمانده افغانستانی تیپ فاطمیون، اسفندماه سال گذشته در دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسید.
وی متولد سال ۱۳۴۱ و از رزمندگان جهاد مقدس افغانستان بود که با ایده و انگیزه اسلام مرز ندارد در دوران ۸ سال دفاع مقدس انقلاب اسلامی و جنگ‌های حملات رژیم صهیونیستی در لبنان حضور داشت. وی فارغ التحصیل جامعه المصطفی بود که دو سال پیش برای حفاظت از حرم عقیله بنی هاشم و حضرت رقیه(س) به سوریه رفت.      چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴الف

مدافعان حرم ماهیانه چقدر حق ماموریت می گیرند؟

سردار فلکی(فرمانده یکی از واحدهای رزمی در سوریه) در پاسخ به سئوالی پیرامون جوسازی دشمنان درباره حق ماموریت های بالا برای مدافعان حرم ایرانی گفت: مدافعان حرم، ماهیانه و حداکثر 100 دلار (حدود40هزارر تومان) هدیه داده می شود که واقعا مبلغ ناچیزی است.
سردارحاج محمدفلکی  فرمانده تیپ ادوات"نینوا"لشکر 10 سید الشهدا
منبع:جام جم۲۵ مرداد ۱۳۹۵بنقل ازسایت مشرق نیوز
حضور ارتش جمهوری اسلامی در نبرد سوریه هم قدری برایمان بگویید؟

  ارتش جمهوری اسلامی‌ احساس تکلیف کرد که در این عرصه نقشی داشته باشد، به حاج قاسم سلیمانی اعلام می‌کنند که ما هم می‌خواهیم نقشمان را ایفا کنیم. حاج قاسم این موضوع را خدمت حضرت آقا گزارش می‌دهند و ایشان هم استقبال می‌کنند،اولین گروه از داوطلب یگان‌های مختلف ارتش که عمدتا از متخصصین رشته هوابرد بودند، اواخر بهمن سال 94 به سوریه اعزام شدند.

با توجه به اینکه توانمندی این عده آنقدر بود که خودشان بتوانند مستقل عمل کنند، اما تدبیر بر این شد که آن‌ها در درون یکی از یگان‌های فاطمیون قرار بگیرند.(سردارفلکی بنقل ازگروه جهادمقاومت مشرق۲۵ مرداد ۱۳۹۵)

حقوق افغانی های مدافع حرم -مقیم ایران-اززبان یک رزمنده لشکرفاطمیون

لطفا معرفی اجمالی از خود داشته باشید و بفرمایید چند سال است که در ایران زندگی می کنید و چطور شد برای دفاع از حرم حضرت زینب(س)  تصمیم گرفتید به سوریه سفر کنید؟

عیوضعلی : حدود ۵ سال است که از افغانستان  به ایران مهاجرت کردم . در این مدت به عنوان کارگر روز مزد امرار معاش کرده و به همراه خانواده ام زندگی می کنم.

در مورد نحوه اعزامتان بگویید چگونه به سوریه اعزام می شوید؟

ابتدا ثبت نام می کنیم  و منتظر می شویم تا مارا صدا کنند پس از آن یک روز را مشخص می کنند و به پادگانی میرویم و پس از آن  تقسیم بندی شده و بین ۲۵ تا ۳۵ روز نیروها، آموزش می بینند چرا که واقعا جنگ در سوریه شدید است .

 نحوه مشارکت گروه های مختلف مقاومت در  انجام عملیات در سوریه  در مبارزه با تروریست ها چگونه است؟ از لحاظ تجهیزات نظامی در چه وضعیتی قرار دارید؟

موقعی که عملیات می شود همه گروه های مقاومت اعم از فاطمیون، زینبیون و حزب الله در هماهنگی با یکدیگر هستند .

بچه های فاطمیون همه جا حضور دارند در اطراف حرم حضرت زینب (س) و مناطق دیگر در حال حاضر تعداد بچه های فاطمیون افزایش پیدا کرده  اول گروهان بودیم  بعد تیپ  و بعد به  لشگر رسیدیم به طوری که الان حدود20 هزار نفر هستیم 

من در عملیات سوریه به عنوان راننده تانک حضور داشتم ودریکی ازعملیاتهااز ناحیه پا مجروح شدم

زمانی که  ما به ماموریت می رویم خانواده  ما این جا حمایت می شوند و به طور ماهانه دو میلیون به خانواده ما کمک می شود.من زمانی که در ایران  کارگر روز مزد هستم سه میلیون تومان در ماه در آمد دارم .

شهیدنیوزخرداد۱۳۹۴بنقل ازمصاحبه «دفاع پرس»بایک رزمنده افغان(مدافع حرم)

شهدای مدافع حرم استان قزوین

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:نامه یک مدافع،مدافع شهدای حرم(مجیدمحمدرضایی) :

با سلام خدمت شما دوست عزیز ، لطفا نام شهدای مدافع حرم استان قزوین هم بزارید:

۱- سردار شهید حاج حمید محمدرضایی(اولین شهید مدافع حرم استان قزوین) : این شهید والامقام در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ مفقودالاثرمی شود ، تا مدتی وضعیت ایشان هیچ مشخص نبود تا اینکه نزدیک به چهار سال چشم انتظاری پیکر ایشان همراه ۴تن از شهدا(شهیدان سعید انصاری،سید جواد اسدی،میثم نظری،محمود قنبریان)تفحص و به میهن اسلامی بر می گردد ودر زادگاهش شهرشال،استان قزوین تشییع و خاکسپاری می شود. لازم به ذکر است این شهید سرافراز در۲۴ اردبیهشت ۹۴ در کشور سوریه،تدمر، سخنه،منطقه عقل الهیل به فیض شهادت نائل آمد.همچنین ایشان برادر سردارشهید علی محمدرضایی هستند که بعد از ۳۱ سال چشم انتظاری در ماه مبارک رمضان سال۹۶ تفحص و به میهن اسلامی برمیگردد.

۱- شهید رسول پورمراد، فارغ‌التحصیل رشته مهندسی الکترونیک و اولین شهید مدافع حرم استان قزوین
۲- شهید روح‌الله رحیمی، پاسدار تیپ فاطمیون
۳- شهید حمیدرضا اسداللهی معروف به ابو محمد، از اعضای اصلی مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی به شمار می‌رفت که تاکنون اقدامات و فعالیت‌های گسترده‌ای را در عرصه‌های تربیتی و فرهنگی در کشورهایی چون پاکستان، عراق و لبنان ساماندهی و مدیریت کرده بود.
۴- شهید مهدی عزیزی، از اولین شهدای مدافع حرم در سوریه، شهادت در سال ۹۲؛ شهیدی که اولین کلامی که به زبان آورد «شهیدم من» بود.
۵- شهید ذکریا شیری، شهید مدافع حرم از پاسداران تیپ ۸۲ سپاه صاحب‌الامر (عج) استان قزوین که در عملیات مدافعان حرم در استان حلب پیکرشان به‌جای مانده است.
۶- شهید حجت اسدی، مداح اهل‌بیت و مسئول هیئت حسین جان (ع) قزوین در شب شهادت حضرت‌ زهرا (س) به مقام شهادت نائل شد.
۷- شهید سعید سامانلو با رشادت و فداکاری خود و هم‌رزمانش سبب آزادی منطقه شیعه‌نشین نبل الزهرا شد و فاتح الزهرا لقب گرفت، شهیدی که آرزو داشت نحوه شهادت خانم حضرت زهرا (س) را درک کند؛
۸- شهید عبدالرشید رشوند از دلاور مردان لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) استان البرز و فرمانده گردان امام حسین (ع) کرج
۹- شهید حمید سیاهکالی مرادی، دومین شهید سرفراز مدافع حرم عقیله بنی‌هاشم از استان قزوین، نام کتاب با محوریت شهید: «یادت باشد»
۱۰- شهید «مهدی عسگری» پاسدار نیروی دریایی سپاه که در دومین اعزام خود در ماه رمضان سال ۹۵ در شمال استان حلب روستای معراته به دست تکفیری‌ها به شهادت رسید.
۱۱- شهید الیاس چگینی، از پاسداران تیپ ۸۲ سپاه صاحب‌الامر (عج) استان قزوین که در عملیات مدافعان حرم در استان حلب پیکرشان به‌جای مانده است.
۱۲- شهید عصمت‌الله شکوهی، از تیپ فاطمیون، دهمین شهید مدافع حرم استان قزوین
۱۳- شهید جاویدالاثر محمد اینانلو، دانشجوی رشته علوم سیاسی، شهیدی که می‌گفت اگر من شهید شدم در بنرها قبل از شهید مدافع حرم بنویسید شهید جبهه مقاومت.
۱۴- شهید گل محمد غلامی، پاسدار تیپ فاطمیون
۱۵- شهید حسین محمدی، رزمنده مدافع حرم از تیپ فاطمیون
۱۶- شهید عبدالله باقری شهید شب تاسوعا، از پاسداران سپاه انصار المهدی (ع) و اعضای تیم حفاظت، نام کتاب با محوریت شهید: «بادیگارد»
۱۷- مجاهد جاویدالاثر حمید محمدرضایی، از پاسداران تیپ ۸۲ سپاه صاحب‌الامر (عج) استان قزوین
۱۸- شهید مرتضی کریمی شالی، جانشین فرمانده گردان امام حسن مجتبی (ع)، پیکرش هنوز به وطن بازنگشته است، نام کتاب‌ها با محوریت شهید: «بر مدار حرم» و «گنجشک‌های بابا».

اسامی ۱۰تن ازشهدای مدافع حرم  که پیکرشان بعداز۴سال و۵ماه به وطن برگشت:۲۰ مهر ۱۳۹۹ 

حاجی‌زاده، علی عابدینی،  محمد بلباسی و حسن رجایی‌فر از استان مازندران، شهید زکریا شیری از استان قزوین، شهید مجید سلمانیان از استان البرز و شهید مهدی نظری از استان خوزستان.

پیکرشهید سعید کمالی از ساری و شهید علی جمشیدی ازشهرستان نور  ومحمود رادمهر ازساری درتاریخ خردادو تیر ۱۳۹۹برگردانده شده بودند.

این شهدادرتاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵درپی سقوط «خان طومان»سوریه ودرمحاصره غافلگیرانه به شهادت رسیده بودند.

مدافعان حرم «مجتبی برسنجی» اهل سوادکوه و «مهدی بختیاری» ساکن اسلامشهر عصر سه‌شنبه ۲۶ اسفند۱۳۹۹ در منطقه المیادین سوریه به شهادت رسیدند و به جمع شهدای مدافع حرم پیوستند. 

درحواست مدیریت سایت-پیراسته فر:ازهمه خانواده های محترم ودوستان شهدای عزیزمدافع حرم درخواست دارم که اگراسم شهیدی راجاانداختم(غفلت کردم)ویا خاطره ای از شهیددارید ویا تصویرمنحصربه فرد، برایم بفرستید تادراین سایت ووبلاگم اضافه کنم/ایمیلم:pirastehfar2@yahoo.com