همه موجودات عالم درک وشعوردارند،ازجمادات تانباتات وتاانسانها...مورچه به حضرت سلیمان فرماندهان سپاه سلیمان می گفت«اینهابی شعورند»سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ (١٨نمل)
همه موجودات عالم نمازمیخوانند/حیوانات هم نمازمیخوانند،نمازآگاهانه
درعالم «غوغا»ست.
ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم/با شما نامحرمان ما خامُشیم.
همه عالم(ازموجودات زنده تاغیرزنده)هوشیارند وفرمانبردارامرخدایند،فرامین خدارامی شوند واطاعات می کنند،لکن ماانسانهاغافلیم ازاین ادراکاتشان.
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ ۚ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَـٰکِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ ﴿٤٤اسراء﴾.
اهل «نمازوتسبیح» هستند: قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ/﴿٤١نور)این کارهارا«عالمانه»انجام می دهند.
همه موجودات« اهل نمازند»:
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبیحَهُ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِما یَفْعَلُون. آیا ندیدى تمام آنان که در آسمانها و زمینند براى خدا تسبیح مىکنند، و همچنین پرندگان به هنگامى که بر فراز آسمان بال گستردهاند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را مىداند؛ و خداوند به آنچه انجام می دهند داناست» (نور۴۱)
بامیل وعلاقه ویا با «اکراه» ناچاری،انجام وظیفه می کنند:
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ. سپس به آفرینش آسمان پرداخت، در حالى که به صورت دود بود؛ به آن و به زمین گفت : بیایید خواه از روى اطاعت و رغبت و خواه از روی اکراه و بی رغبتی ! آنها گفتند: ما از روى طاعت و رغبت مىآییم. (فصلت۱۱)
«کرهاً» چه اطاعتی است؟
خدمات اجباری «شیاطین» در حکومت حضرت سلیمان.
وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیَاطِینُ عَلَىٰ مُلْکِ سُلَیْمَانَ ۖ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَـٰکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ...١٠٢یقره﴾
اما شیاطین کفر ورزیدند و (در مُلک سلیمان) به مردم سحر آموختند.
سلیمان نبی از توان آنها در راستای تقویت ملک خود استفاده بهینه می کرد(بنّایی و غوّاصی بابهره گیری از غلّ و زنجیر ).
فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَیْثُ أَصَابَ ﴿٣٦ص﴾ اطلاعت ازنوع طوعاً مثل لشکرباد.
اطلاعت ازروی اجبارازنوع لشکر شیاطین درحکومت حضرت سلیمان.
وَحُشِرَ لِسُلَیْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ ﴿١٧نمل)،حُشِرَلِسُلَیْمَانَ(سپاهیان سلیمان) ،اجنه بودند(شیطان)،انسانها وپرندگان.
وَآخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفَادِ ﴿٣٨ص)
حتی لازم بود که سلیمان نبی با تنبیه وغُل وزنجیر»ازآنهاکاربگیرد(غواصی وبنایی واستخراج معادن)وَالشَّیَاطِینَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ ﴿٣٧ص﴾
(و حشر لسلیمان جنوده من الجنّ...)، مقصود از «شیاطین» موجوداتی از جنس «جن» می باشد.
ساختن عمارات ، ابزارهای متعدّد وکارهای سخت توسط«سپاهیان اجنّه» درمقابل نافرمانیشان تنبیه می شدند.
«شیاطین» بعدازمرگ سلیمان«نفس راحتی کشیدند»!
وهنگامیکه حضرت سلیمان درگذشت،(این شیاطین)کلی شادی کردند و حسرت خوردند که نداسته -باخفت وخواری کارکردیم برایس(سلیمان چندرورهمانطورایستاده،تکیه برعصافوت کرده بود)شیاطین هروقت نگاهشان به سلیمان می افتاد-خیال می کردندداردبرعملکردشان نظارت می کند،ازترس اخطاروتنبیه-تُندتُندکارمی کردند:
فَلَمَّا قَضَیْنَا عَلَیْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَىٰ مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْکُلُ مِنسَأَتَهُ ۖ فَلَمَّا خَرَّ تَبَیَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ الْغَیْبَ مَا لَبِثُوا فِی الْعَذَابِ الْمُهِینِ ﴿١٤سبأ﴾
همه موجودات عالم قیامت دارند(محشورمی شوند):
لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصیرُ الْأُمُورُ. … آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه امور تنها به سوى خدا بازمىگردند.» (شورى۵۳).
«زمان» و «مکان» هم فهم و شعوردارند!
علامه محمدحسین طهرانی(معادشناسی)می نویسد:زمانی که در آن قرار داریم زنده است و شعور دارد، مکانی که در آن قرار داریم زنده است و شعور دارد. این مسجد، دیوارهای مسجد، سقف و فرش مسجد، ستونهای مسجد، منبر و آجرها، و مَلاتهای درزِ آجرها، گچها، آهنها، درها همه زنده و با شعورند، گر چه ما همه را ساکت و صامت میبینیم؛ چون راه فهم و ادراکِ ما محدود است و بیش از حیطه و حدِّ اعطاء شدۀ به ما حقِّ ورود به موجودات خارجیّه را نداریم، ولیکن در عالم وجود غوغائی است از سمع و بصر و فهم و شعور که این موجودات حائز هستند.
وَ تِلْکَ الایَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ یَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدَآءَ وَاللَهُ لَا یُحِبُّ الظَّـٰلِمِینَ * وَ لِیُمَحِّصَ اللَهُ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ یَمْحَقَ الْکَـٰفِرِینَ./۱۴۱و۱۴۲ آلعمران
و این «ایام» را ما به اختلاف احوال در میان مردم و خلائق میگردانیم، و به علّت آنکه مقام و منزلت کسانی که ایمان آوردهاند معیّن و معلوم شود، و خداوند از میان شما گواهانی را بر اعمال مردم برگیرد و مشخّص نماید؛ و خداوند البتّه ستمکاران را دوست ندارد. و دیگر به علّت آنکه اهل ایمان را از هر گونه عیب و نقصی پاک و پاکیزه گرداند و اهل کفر را به پاداش ظلم و کفرشان محو و نابود سازد.
موجودات «بی جان» درروزمحشر-شهادت می دهندبراعمال ما
سنگ وکلوخ ،درودیوار،دَشت ودَمَن ،خانه وکاشانه،بیابان وخیابان،محشورمی شوند وبرکارها(اعمال وافعال)ماشهادت می دهند.
شهادت زمان ومکان
رضی الدین علی بن موسی بن طاووس(متولد۵۸۹–متوفی۶۶۴ه.ق) معروف به «سید بن طاووس» که از بزرگان علمای اسلام است و از نقطه نظر بینش و مقام یقین و علم و تقوی، بسیاری او را در رتبۀ دوّم و تالی تِلو امام معصوم میدانند.
«علاّمه حلّی» در کتاب «اجازات بنی زُهره» او را صاحب کرامات باهره و معجزات قاهره توصیف نموده است، کتابی دارد به نام «مُحاسَبهُ النّفس». دو روایت بیان میکند، یکی با إسناد خود به «محمد بن علی بن محبوب قمی» از کتابش با إسناد خود به حضرت أبی عبدالله امام جعفر صادق علیهالسّلام:
قَالَ: مَا مِنْ یَوْمٍ یَأْتِی عَلَی ابْنِ ءَادَمَ إلَّا قَالَ ذَلِکَ الْیَوْمُ: یَابْنَ ءَادَمَ أَنَا یَوْمٌ جَدِیدٌ وَ أَنَا عَلَیْکَ شَهِیدٌ، فَافْعَلْبِی خَیْرًا وَاعْمَلْ فِیَّ خَیْرًا أُشْهِدُ لَکَ یَوْمَ الْقِیَمَهِ فَإنَّکَ لَنْ تَرَانِی بَعْدَهَا أَبَدًا.
و در نسخه دیگر« فقُلْ فِیَّ خَیْرًا وَاعْمَلْ فِیَّ خَیْرًا»نوشته شده است.
امام صادق علیه السلام میفرماید: هیچ روزی بر بنی آدم نمیگذرد مگر آنکه آن «روز» میگوید:
ای پسر آدم من «روز» جدیدی هستم و من بر تو گواه و شاهد میباشم! نسبت به من و برای من کار خوب انجام بده و در من کار خوب به جای بیاور که من در «روز بازپسین» برای تو گواهی خواهم داد، و چون من امروز بروم دیگر تا ابد مرا نخواهی دید!
علامه طهرانی (متولدمرداد ۱۳۰۵-متوفی تیر ۱۳۷۴)می نویسد:از این روایت استفاده میشود که «ایام» پیوسته یکسان نیست، هر «روز »یک «موجود» مشخّصی است؛ آن روز دیگر رفته است، روز بعد« موجود» دیگری است، باویژگیهای دیگر.
«مَسعدَه بن زیاد ربعّی»از حضرت صادق ،از پدرش حضرت باقر علیهما السّلام روایت کرده است که فرمودند:
اللّیْلُ إذَا أَقْبَلَ نَادَی مُنَادٍ بِصَوْتٍ یَسْمَعُهُ الْخَلآئِقُ إلَّا الثَّققَلَیْنِ: یَابْنَ ءَادَمَ! إنِّی عَلَی مَا فِی شَّهِیدٌ فَخُذْ مِنِّی فَإنِّی لَوْ طَلَعَتِ الشَّمْسُ لَمْ تَزْدَدْ فِیَّ حَسَنَهً وَ لَمْ تَسْتَعْتِبْ فِیَّ مِنْ سَیِّئَهٍ. وَ کَذِلِکَ یَقُولُ النَّهَارُ إذَا أَدْبَرَ اللَیْلُ.
چون شب داخل شود منادی از جانب حقّ متعال ندا میکند به صدائی که تمام مخلوقات خدا (غیر از جنّ و اِنس) آن را میشنوند:
ای پسر آدم! من «شب» هستم وگواه(شاهدم) بر آنچه در من هست(انجام می دهید)، از من بهرۀ خود را بر گیر! چون همینکه آفتاب طلوع کند دیگر حسنه و خیری را نمیتوانی در من(شب) وارد سازی و به خیرات و حسناتت زیاد کنی! و نه میتوانی نسبت به گناه انجام داده طلب رضا و عفو کنی!من رفتم(مأموریت من تمام شده)، دوران مأموریت من تا طلوع آفتاب است.
علامه طهرانی می نویسد:همین سخنان را «روز »نیزمی گوید ،وقتی که دوران شب سپری می گرددوصبح آغازمی شود.
اِعمال ولایت بروظائف رقیب وعتید(بعدازتوبه)
إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیَانِ عَنِ الْیَمِینِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ ﴿١٧ق﴾ مَّا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ ﴿١٨ق)
اعمال-گُفتار- مابه وسیله۲فرشته(مراقب)ثبت وضبط می شود.
وامااگر«توبه»کنیم،سیئات محومی شوند.
اگر بنا شود هر کاری را که انسان انجام داده و زمین و زمان آن عمل را با تمام خصوصیّات معنوی و روحی ضبط کرده باشند و تمام اینها باید در روز قیامت منکشف شوند، پس بنابراین توبه چه فائدهای دارد؟ چه اثری دارد! بعد از آنکه ثابت شد که چیزی که موجود شود دیگر معدوم نمیشود، و عمل خوب و یا بد پس از تحقّق آن نیست نمیگردد!؟
نگارنده-پیراسته فر:بعضی ازاعمال،محوکننده سیئات هستند(مثل نماز)
وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ۚ ذَٰلِکَ ذِکْرَىٰ لِلذَّاکِرِینَ ﴿١١٤هود﴾.
کدام نماز؟«حسنات»شمرده شده؟زائل کننده سیتات(اعمال زشت)است؟
اگرچه دربعضی ازروایات«نمازشب»رادانسته اند واماعلامه طباطبایی می گویدمنظور«نمازهای یومیه»است:
(طَرَفَیِ النَّهَارِ)،دو طرف روز، به معنای صبح و عصر است و (زُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ
) یعنی ساعاتی از شب که نزدیک روز باشد. یعنی می فرماید: نماز را در صبح و
عصر و در ساعاتی از شب که نزدیکتر به روز باشد، به پا دار و این ساعات با
نماز صبح و عصر (که هر یک در طرفی ازظهر قرار دارند) و نماز مغرب که وقتش
ساعات اول شب است تطبیق می کند، به هر جهت منظور نظر آیه نمازهای
-واجب-یومیه است.
اگرتوبه کنیم وازگناهان دوری کنیم،سیئات زوده می شود.
إِن تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُم مُّدْخَلًا کَرِیمًا ﴿٣١نساء)
اگرتوبه کنیم،واعمال صالح انجام دهیم،سیئات به حسنات تبدیل می شود.
إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَـٰئِکَ یُبَدِّلُ اللَّـهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَکَانَ اللَّـهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿٧٠فرقان﴾ وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّـهِ مَتَابًا ﴿٧١فرقان﴾
قال الباقر علیه
السلام: أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَ کَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ
ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ الصِّدْقُ وَ الْحَیَاءُ وَ حُسْنُ
الْخُلُقِ وَ الشُّکْر./اصول کافی
امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر کسى داراى چهار خصلت باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آن گناهان را به نیکى تبدیل مىکند: راستگویى، شرم و حیا، خُلق نیکو، شاکربودن./پایان توضیحات نگارنده.
ستارالعیوب
«علامه محمدحسین طهرانی» نوشت::در «کافی» محمّد بن یعقوب کلینی با إسناد خود از مُعاویه بن وَهَب روایت میکند که او میگوید:
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ: إذَا تَابَ الْعَبْدُ تَوْبَهً نَصُوحًا، أَحَبَّهُ اللَهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیَا وَ الاخِرَهِ.
فَقُلْتُ: کَیْفَ یَسْتُرُ عَلَیْهِ؟
قَالَ: یُنْسِی مَلَکَیْهِ مَاکَتَبَا عَلَیْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ یُوحِی إلَی جَوَارِحِهِ اکْتُمِی عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ وَ یُوحِی إلَی بِقَاعِ الارْضِ اکْتُمِی عَلَیْهِ مَا کَانَ یَعْمَلُ عَلَیْکِ مِنَ الذُّنُوبِ، فَیَلْقَی اللَهَ حِینَ یَلْقَاهُ وَ لَیْسَ شَیْءٌ یَشْهَدُ عَلَیْهِ بِشَیْءٍ مِنَ الذُّنُوبِ.
«معاویه بن وَهَب» می گوید:شنیدم از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام که میفرمود: وقتی بندهای از بندگان خدا «توبه» کند، خداوند او را دوست میدارد و در دنیا و آخرت بر روی گناه او پوششی(ستر،پرده) میکشد و آن گناه را در زیر آن پوشش ،پنهان میکند.
من عرض کردم: چگونه «گناه» مستور و پوشیده می ماند؟
حضرت فرمودند: دو فرشتهای(رقیب وعتید) را که بر نوشتن اعمال او گماشته هستند به فراموشی میاندازد، که آنچه را که نوشتهاند فراموش کنند. و خداوند به اعضاء و جوارح این گهنکار فرمان می دهد(وحی میکند) :«گناهِ او را مستور کنید» .
همچنین خداوند به (اماکن)محلهای مختلف زمین که بر آنها گناه کرده است وحی میکند:« آنچه را بر روی شماها انجام داده است مستورکنید»
* بنابراین چنین گنهکار «تائبی» خداوند را در مقام و موقف لقاء، ملاقات و دیدار میکند در حالی که هیچ چیزی که علیه او شهادت به گناهانش دهند وجود ندارد.
مؤلف معادشناسی می نویسد:و مفاد و ماحصل کلام حضرت اینست که: توبه یک حجاب و پوششی است که روی عمل زشت را می پوشاند؛ همانطور که انسان یک عمل زشت انجام داده است ،«توبه» نیز خود یک عملی است که در خارج محقق میشود و در عالم تکوین ثابت میماند، و اثر آن از نقطه نظر ملکوت یک روکش و حجابی است که روی گناه میافتد به طوری که کسی از آن گناه مطلع نمی شود.
توضیح نگارنده-پیراسته فر:این قسمت-بالا- بااستفاده از«معادشناسی» علامه طهرانی بوده است.
طبیعت-ذات-آتش «گرما»ست.واما
خطاب خداوندبه آتش:قُلْنَا یَا نَارُ! کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ ﴿٦٩انبیا﴾
ای آتش !بر«ابراهیم»سردباش وسلامت.
اگرخداوند،سلامت(سلام)رانمی گفت، حضرت ابراهیم در آتش-ازسرما- یخ می زد!
عصای «چندمنظوره »حضرت موسی علیه السلام.
خداوند:ای موسی!این چیه تودستت؟
وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَىٰ ﴿١٧طه﴾
پاسخ موسی:این«عصا»است،تکیه گاه من است وباآن برگهای درختان رامی ریزم که گوسفندانم بخورند،کارهای دیگری هم باهمین«عصا"انجام می دهم.
قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ ﴿١٨طه﴾
۲نکته:خیلی واضح است که خدامی دانست که این چوبی که دست موسی است«عصا»است وامامنظور«مغازله»بود،حرف زدن عاشق ومعشوق،وموسی هم زمینه گفتمان مغازله ای رافراهم می کند(مَآرِبُ أُخْرَىٰ)که محبوبش بپرسد؟برای چه کارها!...
نکته دوم:مأموریت اصلی این«عصا»تازه آغازمی شود: قَالَ أَلْقِهَا یَا مُوسَىٰ ﴿١٩طه)
حضرت
موسی (ع) قومش را شبانه از مصر خارج کرد، سپس نزدیکی دریای (کانال سوئز)،
اما وقتی دید که فرعونیان در تعقیبشان هستند عصایش را به آب زد و دریا
شکافته شد و آنها از دریا گذشتند و فرعونیان نیز در آب دریا غرق شدند.
فَأَوْحَیْنَا
إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاکَ الْبَحْرَ ۖ فَانفَلَقَ فَکَانَ
کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ ﴿٦٣شعرا﴾ وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ
الْآخَرِینَ ﴿٦٤شعرا﴾ وَأَنجَیْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُ
أَجْمَعِینَ ﴿٦٥شعرا﴾ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ ﴿٦٦شعرا﴾
کانال سوئز با طول ۱۹۲ کیلومتر ،کانال ارتباطی بین دریای مدیترانه و دریای سرخ است(از۱۲۳۸تا۱۲۴۸شمسی ساخته شد)
درحالیکه همین عصارابه خشکی زد«آب»جاری شد:به کوه زد
وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاکَ الْحَجَرَ ۖ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ ۖ کُلُوا وَاشْرَبُوا مِن رِّزْقِ اللَّـهِ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ ﴿٦٠بقره﴾
همین«عصای چندمنظوره»حضرت موسی،کاردیگری هم می کرد(خوردن سحرساحران)
وَأَلْقِ مَا فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا ۖ إِنَّمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ ۖ وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَىٰ ﴿٦٩طه)
عصا«اژدها»شدوهمه سحرساحران(مار-حیوانات)رابلعید.
اینها«آیات» خداهستند،البته خیلی هااین رانمی فهمند
إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَةً ۖ وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿٦٧شعرا)
کوها همچون سلیمان تسبیح گوبودند
إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِشْرَاقِ ﴿١٨ص﴾
کوه ها وپرندگان با حضرت داودهمنوا(هم آواز)بودند.
وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ یُسَبِّحْنَ وَالطَّیْرَ ۚ وَکُنَّا فَاعِلِینَ ﴿٧٩انبیا﴾
ای کوه!باداودهمصداشوید:
یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَالطَّیْرَ ﴿١٠سبأ﴾
در سوره «نمل» به ماجرای هُدهُد و خبری که برای حضرت سلیمان(ع) آورده بود، اشاره شده است. در کلام خدا آمده است که وقتی سلیمان(ع) در میان پرندگانی که با او بودند، هدهد را ندید، برآشفت و گفت: مَا لِیَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ- هدهد کجاست که نمیبینمش؟ از غایبین است؟
اما انتظارش به درازا نکشید که «هُدهُد» از راه رسید:
گفت:أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُکَ مِنْ سَبَاءٍ بِنَبَاءٍ یَقِین- از چیزى آگاهى یافتهام که تو از آن آگاه نشدهاى و براى تو از «سبا» گزارشى آوردهام».
«هُدهُد » یک پرنده بود اما، برای سلیمان از «سبا» خبری آورده بود که «حضرت سلیمان» را با آن همه شوکت به آن «بی خبر»بود
وقتی سلیمان ولشکریانش ازمحل زندگی موچگان عبورمی کردند،رئیس مورچگان فریادزد؛سریع برویدداخل لانه هاتان که سلیمان ولشکریانش «شعور»ندارند،شمارادرک نمی کنند!
إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِی النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَه یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ فَتَبَسَّمَ ضَاحِکا مِن قَوْلِهَا.(نمل ۱۸و۱۹)
ای مورچگان به خانه هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندیده و ندانسته شما را پایمال کنند.
وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِن کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ.(نمل ۱۶) این آیه شریفه بیان کننده یکى از نعمت هایى است که خداوند به حضرت سلیمان عطا کرد و آن هم فهمیدن زبان حیوانات است.
اعضا وجوارح بدن انسان هم «نُطق»دارند وهم شهادت.
وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَیْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنطَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَهُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّه وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ. (فصلت ۲۱ ) نطق در همه موجودات ، نطق و شهادت اعضا در قیامت ،مجازی نیست،حقیقی ایت.
شهادت گوش و چشم عبارت است از: گواهى دادن به آن مشهوداتى است که در دنیا تحمل کرده بودند، هرچند معصیت خود آن اعضا نباشد، و هر عضوى گناهان سایر اعضا را نیز شهادت مى دهد، بجز« پوست »که به خاطر نداشتن شنوایى و بینایى، تنها مى تواند به گناهى شهادت دهد که خودش آلت و ابزار آن بوده است.
شهادت دادن اعضاى بدن و یا قواى بدن آدمى در روز قیامت، به این است که آنچه از اعمال زشت، که از صاحبش دیده است، بشمارد و از آن خبر دهد؛ زیرا اگر تحمل شهادت به معناى دیدن اعمال صاحبش در حین عمل و تشخیص اینکه این عمل گناه است، نباشد شهادت در قیامت معنا ندارد. پس از کلمه شهادت فهمیده مى شود که اعضاى بدن آدمى نوعى درک و شعور و زبان دارند(المیزان،ج۱۷ ،ص ۳۷۸).
«نُطق» اختصاص به اعضاى بدن ندارد، بلکه عمومى است
علّامه طباطبائى می نویسد: ضمیر عقلا به اعضا و جوارح به این سبب است که مقام، مقامى است که اعضا و جوارح عقلا حساب شده اند؛ زیرا نسبت شهادت و نطق به آنها داده و این ۲از شئون عقلاست و بدین سبب، خداوندمی فرماید: «قالوا»، وگرنه باید مى فرمود: «قالت» و کلمه «نُطق» هر جا به طور حقیقى استعمال شود، معنایش اظهار ما فى الضمیر است، و این معنا محتاج به این است که ناطق علمى داشته باشد و از ظاهر سیاق آیات و الفاظ برمى آید که «نطق در معناى حقیقى کلمه استعمال شده است، نه مجازى»
بنابراین «شهادت اعضاى یک مُجرم »در واقع، نطق و تکلم واقعى است و از علمى است که در دنیا به آن عالم بوده اند؛ علمى پنهان و ذخیره شده که موجب شده است خدا آنها را به زبان آورد. .(المیزان، ج ۱۷، ص ۳۷۹و۳۸۰).
هنگامیکه سلیمان وسپاهیانش(اعم ازجن وانس وپرندگان)به وادی-محل زندگی-مورچگان رسیدند:
وَحُشِرَ لِسُلَیْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ ﴿١٧نمل)
فرمانده مورچگان فریادزد:سریعترپناه بگیرید! سلیمان ولشکریانش درک وشعورندارند!شمارالگدمال می کنند.
حَتَّىٰ
إِذَا أَتَوْا عَلَىٰ وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا
النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ
وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿١٨﴾ فَتَبَسَّمَ ضَاحِکًا مِّن
قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی
أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَىٰ وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا
تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ ﴿١٩﴾
آنگاه که به وادی مورچگان رسیدند، مورچهای گفت: ای مورچگان به خانههایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهش بدون توجه شما را پایمال کنند*سلیمان از سخن او لبخند زد و گفت : ای پروردگار من ، مرا وادار تا سپاس ، نعمت تو را که بر من و پدر و مادر من ارزانی داشته ای به جای آورم و کارهای شایسته ای کنم که تو خشنود شوی ، و مرا به رحمت خود در شمار بندگان شایسته ات در آور».
علامه طباطبایی درالمیزان نوشت:موجودات، همگى تسبیح دارند و تسبیح آنها بدون «کلام »نیست و به حقیقت، کلام است و نه به مجاز(المیزان ج ۱۳، ص ۱۲۳).
علامه طباطبایی «نطق»اعضای جوارح بدن انسان را،صرفاً درقیامت نمی داند،بلکه معتقداست که اینهادرهمین دنیاهم مجهز به قوه ناطقه هستند وامابرای ماقابل درک نیست.
الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ. (یس ۶۵) اعضاى بدن آدمى در دنیا از نوعى درک و علم و بینایى برخوردارند، و اگر نداشته باشند و تنها خدا در روز قیامت چنین شعور و نطقى به اعضا بدهد و در آن روز به اعمال زشتى که صاحبشان انجام داده است عالم شوند و یا در آن روز خداى تعالى زبانى و صوتى براى اعضا قرار دهد تا بتوانند شهادت دهند، هرچند شعور نداشته باشند، چنین چیزى -اگرچه ممکن است- اما اطلاق شهادت برآن صحیح نیست و در قیامت با چنین شهادتى، حجت بر بنده خدا تمام نمى شود، از کلمه شهادت فهمیده مى شود که اعضاى بدن آدمى نوعى آگاهى و شعور و زبان دارند(المیزان،ج۱۷ ،ص ۳۷۸).
حضرت سلیمان علیه السلام «شاکر»است ازتوفیق این نعمت که بهش داده شده(فهم ودرک نطق حیوانات)
وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِن کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ(نمل ۱۶) این آیه شریفه بیان کننده یکى از نعمت هایى است که خداوند به حضرت سلیمان علیه السلام عطا کرد و آن هم فهمیدن زبان حیوانات.
«علامه طباطبایی»(مؤلف المیزان) این توفیق رامختص حضرت سلیمان نمی داند،بلکه برای دیگران هم قابل دستیابی است.
این معناى ظاهرى که بیان شد، چیزى نیست که غیر از حضرت سلیمان کسى بدان دست نیابد، بلکه هر کسى مى تواند در زندگى حیوانات دقت نموده، زبان آنها را بفهمد.
علّامه طباطبائى می نویسد: «زمین» به اعمالى که بنى آدم انجام داده اند، شهادت مى دهد؛ همان گونه که اعضاى بدن خود انسان ها نویسندگان اعمالش(رقیب و عتید) و نیز شاهدان اعمال، که از جنس بشر و یا غیربشرند، همه بر اعمال بنى آدم شهادت مى دهند.
«زمین» مشاهدات خودرابیان می کند-درقیامت
یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا ﴿٤﴾ بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَىٰ لَهَا ﴿٥زلزله﴾
«زمین» به سبب اینکه پروردگارت به آن وحى کرده است تا از حوادثى که در آن رخ داده سخن بگوید، سخن مى گوید: پس زمین هم شعورى دارد و هر عملى را که در آن واقع مى شود، مى فهمد و خیر و شرش را تشخیص مى دهد و آن را براى روز اداى شهادت تحمل مى کند، تا روزى که به او اذن داده شود؛ یعنى روز قیامت شهادت خود را ادا کرده، اخبار و حوادثى را که در آن روى داده است، بگوید (المیزان ج۲۰، ص ۳۴۲و۳۴۳).
جمادات در قیامت شعور دارند و شهادت میدهند
همچنانکه ذکر کردهایم، در حکمت متعالیه به برهان رسیده است که هر موجودی از موجودات گر چه یک ذرّۀ نامرئی باشد بقدر خود دارای حیات و قدرت و علم هستند. و بنابراین تمام عالم وجود دارای این سه خاصّیّت است، و ما در هر چیزی که بتوان نام وجود و موجود بر آن نهاد، چیزی را نمیتوانیم بیابیم که از این مزایا عاری باشد.
این حرکاتی که در بدن انسان هست، فعل و انفعالاتی که در بدن هست، در ابدان حیوانات هست، در درختان هست، در نباتات و جمادات هست، در کرات هست؛ حرکت جوهریّه باشد و یا حرکت أتُمی و یا سائر حرکات، تمام بر اساس قدرت و حیات و ادراک آن موجود بر حسب ظرفیّت و سعه ماهیّت اوست. و در این فلسفه کلّیّه، أبداً در عالم وجود مورد استثنائی را نمیتوان یافت.
عصای چندمنظوره
درحالیکه همین عصارابه خشکی زد«آب»جاری شد:به کوه زد
وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاکَ الْحَجَرَ ۖ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ ۖ کُلُوا وَاشْرَبُوا مِن رِّزْقِ اللَّـهِ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ ﴿٦٠بقره﴾
همین«عصای چندمنظوره»حضرت موسی،کاردیگری هم می کرد(خوردن سحرساحران)
وَأَلْقِ مَا فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا ۖ إِنَّمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ ۖ وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَىٰ ﴿٦٩طه)
عصا«اژدها»شدوهمه سحرساحران(مار-حیوانات)رابلعید.
اینها«آیات» خداهستند،البته خیلی هااین رانمی فهمند
إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَةً ۖ وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿٦٧شعرا)
کوها همچون سلیمان تسبیح گوبودند
إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِشْرَاقِ ﴿١٨ص﴾
کوه ها وپرندگان با حضرت داودهمنوا(هم آواز)بودند.
وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ یُسَبِّحْنَ وَالطَّیْرَ ۚ وَکُنَّا فَاعِلِینَ ﴿٧٩انبیا﴾
ای کوه!باداودهمصداشوید:
یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَالطَّیْرَ ﴿١٠سبأ﴾
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آسمان ها و زمین و آفتاب و ماه و ستارگان و جن و سنگها و بت ها و سایر معبودانی که مردم آنها را پرستش می کنند محشورمی شوند.
وَمَا مِن دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُکُم ۚ مَّا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِن شَیْءٍ ۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ ﴿٣٨انعام﴾....
وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ﴿٥تکویر)
نقره داغ شدن ستمکاران با پولهایشان
حتی سیم وزر(طلاونقره )«محشورمی شوند»
وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿٣٤توبه﴾
آن طلا ونقره انباشته شده ای که درراه خدا صرف نمی کردند را گداخته می کنند وبرپیشانی ودیگراعضای بدن صاحبان آن داغ می کنند.
یَوْمَ یُحْمَىٰ عَلَیْهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ ۖ هَـٰذَا مَا کَنَزْتُمْ لِأَنفُسِکُمْ فَذُوقُوا مَا کُنتُمْ تَکْنِزُونَ﴿٣٥توبه﴾
توضیخ مدیریت سایت-پیراسته فر:دنیاهیاهواست،همه موجودات درک وشعوردارند وطوعاً او کرهاً مطیع(فرمانبر)خدایند،،حتی نباتات وجمادات..(خطاب خدابه کوه«یاجبال..باحضرت داودهم آوازباشید)..
*همه موجودات، تسبیح گوی خدایند.اهل نماز(آگاهانه) اما ما نمی فهمیم.
*نشانه ی شعور و عبادت آگاهانه ی حیوانات.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ ۖ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ ۗ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ (٤١نور)
هشدارفرمانده مورچگان به مورچه ها
«هُدهُد»حتی فهمید که این پادشاه(خانم)موحدنیست!
هدهد در آسمان از شرک مردم زمینی مطلع شده و نزد سلیمان گزارش می دهد که مردم منطقه ی سبأ، خداپرست نیستند. آنگاه مأموریت ویژه ای می یابد. شناخت توحید و شرک و زشتی شرک و ضرورت گزارش به سلیمان پیامبر و مأموریت ویژه ی پیام رسانی، مسأله ای فراتر از غریزه است.
فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُکَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ (نمل٢٢)
* هدهد برای تأخیردرحضورش، موردباز خواست حضرت سلیمان قرارمی گیرد ، نشانه شعوری فراتر از غریزه است.
فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُکَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ (٢٢)إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ (٢٣) وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُونَ (٢٤) أَلَّا یَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی یُخْرِجُ الْخَبْءَ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَیَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ (٢٥) اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ (٢٦نمل)
*پرندگان در سپاه حضرت سلیمان
وَحُشِرَ لِسُلَیْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ (١٧نمل)
*حرف زدن پرندگان با یکدیگر
خداوندبه حضرت سلیمان توفیق فهم زبان پرندگان(حیوانات) را داده بود. (و علمنا منطق الطیر)
وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ ۖ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِن کُلِّ شَیْءٍ ۖ إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ (١٦نمل)
*محشور شدن حیوانات را در قیامت .
وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ (٥تکویر)
*پناه بردن آهوبه امام رضا علیه السلام.
«کبوتر»خبرشهادت یک رزمنده راداد
حجت الاسلام قرائتی می گوید:حضرت سلیمان داشت حاضر و غایب میکرد و هم اگر کسی غیبت غیر موجه میکرد گوش او را میگرفت.«لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِیدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِی بِسُلْطَانٍ مُبِینٍ» النمل/۲۱ او را شکنجه میکنم اصلاً او را میکشم مگر اینکه عذر موجهی بیاورد که چرا غایب است؟
هُدهُدرسید (علت غیبتش رااینگونه توضیح داد):
«وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَیَّنَ لَهُمْ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنْ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُونَ» النمل/۲۴ آن خانم با دار و دستهاش خورشید پرستاند و خدا پرست نیستند و شیطان کارهایشان را پهلوی خودشان قشنگ جلوه میدهد خیال میکنند خورشید پرستی کار خوبی است، هدهد توی هوا میپرد ولی میفهمد که کی روی زمین خدا پرست است و کی خورشید پرست است در هستی حیوانات هم شعور دارند. مورچه شخصیتها را میشناسد نسبت به همنوع هایش غیرت دارد. ما خیال میکردیم که هدهد یک پرنده الکی است نه خیر من الکی هستم که دنیا را الکی میبینم. توی این عالم خیلی خبرهاست.
کبوترآمدخانه..مارافهماندکه فرزندمان شهیدشده
ما رفته بودیم خانه یک شهیدی پدرش گفت:پسر من اهل کبوتر بازی بود به آنها عشق میورزید این کبوتر را توی قفس کرده بود یک مدتی که گذشت گفت چرا من برای کیف خودم این پرنده را اسیر کردهام چون میخواهم که خودم کیف کنم حق پرواز را از یک پرنده گرفتهام چرا بخاطر کیف خودم مردم را اسیر کنم علّاف کنم در را باز کرد و کبوتر را آزاد کرد بعد هم گفت خدایا من هم توی دنیا در قفس گیر کردهام من را هم آزاد کن رفت اسم نوشت و دوره نظامی دید و رفت جبهه مدتها که شد دیدیم کبوتر آمد دیدیم کبوتر بچهمان است هی خواند و خواند آمد چند دور خانه پر زد رفت تاقچه و نشست پهلوی عکس و گردنش را به گردن عکس بچهمان مالید تا این کار را کرد گفتیم بچهمان شهید شده است همان زمان را یادداشت کردیم بعد فهمیدیم همان زمان بچهمان شهید شده است.
حجت الاسلام قرائتی می گوید:توی این عالم پرنده میفهمد که کی شهید میشود اگر شک دارید قرآن میفرماید که هدهد میفهمد که کی خداپرست است. خدا میداند که چقدر زشت است پرندهها شهادت بدهند که ایشان شبها پنج ساعت چرت و پرت گفت یک رکعت نماز نخواند این شرمندگی است.
جمادات هم شعوردارند...سقوط سنگ ازخشیت(ترس)خدا
کل هستی شعور دارد «وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» البقرة/۷۴ بعضی سنگها از خوف خدا پائین میافتند در جایی دیگر میفرماید که خشیت خدا مخصوص علماست «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» فاطر/۲۸ خشیت فقط مال علماست یعنی سنگ هم از علماست، سنگ هم در نوع سنگی خودش یک نوع شعوری دارد مثنوی شعر قشنگی دارد میگوید:
ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم با شما نامحرمان ما خاموشیم
یعنی آنتن شما نمیگیرد اولیای خدا صدای ما را. . . «کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ» النور/۴۱ خودشان میفهمند که صلاة و تسبیح دارند شما نمیفهمید آیاتی داریم که در حال سجده هستند آیاتی داریم «کُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ» الروم/۲۶ کل هستی در حال قنوت است در حال تسبیح است.
«إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِشْرَاقِ» ص/۱۸ما کوه را مسخر کردیم بعد میگوید این کوهها سبحان الله میگویند چطور ما نمیفهمیم؟ میفرماید تسبیح دارند ولی شما نمیفهمید «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا» الإسراء/۴۴ هیچ چیزی نیست مگر اینکه تسبیح میکند ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید.توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع:درسهایی ازقرآن-حجت الاسلام قرائتی۶دی۱۳۶۹بااندکی اصلاحات.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: خاطره«شهید علی محمودوند»(فرمانده گروه تفحص لشکر۲۷ محمدرسولالله) به روایت کتاب «شهید گمنام».
تابستان ۱۳۷۳ بود؛ آفتاب، بسیار داغ بود؛ بچهها در گرمایی طاقتفرسا در جستجوی پیکر شهدا بودند؛ نزدیک ظهر بچهها میخواستند قدری استراحت کنند؛ «چنگک»(بیل مکانیکی) را در زمین فرو کردیم و رفتیم کنار «کُلمن» آب نشستیم. در آن گرمای طاقتفرسا ناگهان دیدم یک «کبوتر سفید»، بال و پر زنان آمد و روی «چنگک» بیل نشست. بعد هم شروع کرد به «نوک زدن به بیل»، همه با تعجب به این صحنه نگاه میکردیم.
یکی از رفقا ظرف آبی را برداشت و جلوی «کبوتر »قرار داد. کبوتر به کنار ظرف آب آمد. بعد نگاهی به آب کرد و نگاهی به ما! مجدداً پرید و رفت روی «بیل مکانیکی» نشست؛ دوباره به بیل «نوک» زد؛ صحنه بسیار عجیبی بود؛ یکی از بچهها گفت: «به خدا یه حکمتی تو کار این کبوتر هست!».
«علی محمودوند»درادامه گفت: با بچهها به سمت بیل مکانیکی رفتیم تا کار را شروع کنیم.
«با اولین بیلی که به زمین خورد، سر یک شهید با کلاه آهنی بیرون آمد!» در حالی که موهای شهید هنوز به جمجمه باقی مانده بود! سربند«یازیارت یا شهادت» هنوز روی پیشانی شهید به چشم میخورد.
فرمانده گروه تفحص لشکر۲۷ محمدرسولالله(ص)گفت: بچهها با بیل دستی تمام پیکر شهید را که تقریباً سالم بود، خارج کردند. هر چه تلاش کردیم و هر چه خاک را غربال کردیم اثری از «پلاک» شهید نبود.
جنازه ۲۲ شهید دریک گودال
علی محمودوند گفت: مدتی بعد در «منطقه فکه» به یک گلستان دسته جمعی از شهدا رسیدیم؛ تعدادی شهید را داخل یک «گودال» ریخته بودند؛ روز اول ۷ شهید را خارج کردیم و برگشتیم؛ روز بعد ۱۳ شهید دیگر را از آنجا خارج کردیم.
اما نکته عجیب شهید بیست و یکم بود! لباسها وتجهیزات شهیدبود واما خودش نبود!
با سرنیزه اطراف شهید را کاملاً خالی کردیم؛ خاکها را کنار زدیم؛ لباس کامل، دکمههای لباس بسته، بند حمایل و تجهیزات، خشاب ، قمقمه، یک «فانسخه» به تجهیزات و یک «فانسخه» به پیکر، جوراب و... خلاصه همه چیز کامل بود اما! کسی داخل این لباس نبود. نه استخوانی و نه ... هیچ چیزی نبود. «گویی ملائک خدا جسم و روح او را با خود برده بودند»(فارس)
پایان جنگ هشت ساله ایران-عراق(آتش بس): ۲۹ مرداد سال ۱۳۶۹
برای اطلاعات بیشتربه این لینک مراجعه کنید/کلیک کن:
درشهر«رامهُرمز»یک حیوان وحشی(بُز)برای درمان شکستگی شاخش پیش دکتردامپزشک رفت آذر ۱۳۹۹ درادامه خواهیددید.
درشهر باشت،«سگی» برای درمان دست شکسته اش به «اورژانس» رفت.
«سید محمد تقی پور» تکنیسین اورژانس شهرباشت که کار مداوای سگ را انجام داد، در خصوص جزئیات این ماجرای عجیب گفت:
عصر شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ با همکارم «صادق آسان» در پایگاه جادهای اورژانس «دوراهی باشت» شیف بودیم که یک سگ لنگ لنگان از درب پایگاه وارد شد و جلوی ما دراز کشید و دست خود را بالا آورد .
که پس از بررسی وضعیتش متوجه شدیم که «دست سگ شکسته و خونریزی دارد» ،بلافاصله وسایل امدادی از جمله سرم را از داخل آمبولانس در آوردیم و با شستشوی دست سگ اقدام به مداوا و پانسمان کردیم.
سپس سگ را به بیرون از پایگاه هدایت کردیم که هر کار کردیم بیرون نرفت و تنها دنبال خودم میآمد، تا اینکه مقداری نان و آب به سگ دادیم و بعدش از پایگاه بیرون رفت و پشت پایگاه دراز کشید.
این تکنیسین اورژانس شهر باشت افزود: برای ما عجیب بود که این سگ چطور به اورژانس پناه آورد و هنگام انجام اقدامات درمانی تکان هم نمیخورد و آرام بود.
«جهانبخش وحدت نژاد» ، رئیس اورژانس استان کهگیلویه و بویراحمد ضمن تقدیر از اقدام این تکنیسین اورژانس به خبرنگار ایسنا گفت: این حرکت تکنیسین پایگاه اورژانس جاده ای باشت تحسین برانگیز است.
* سید محمد تقی زاده ۳۷ ساله و دارای ۱۳ سال سابقه خدمت، تکنیسین پایگاه اورژانس جاده ای دوراهی باشت در استان کهگیلویه و بویراحمد است./منبع مصاحبه باایسنا۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:باشت کجاست؟
شهر«باشت» دارای ۳۰هزارجمعیت با مساحتی بالغ بر۲۹۸۰ کیلومتر مربع در قسمت جنوب شرقی استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است.
«باشت»شهری از توابع گچساران است.
یکی از آثار تاریخی «شهرستان باشت» ۲ ستون سنگی معروف به ۲ گور واقع در روستای «شوش سُفلی» است.
برای درمان شکستگی شاخ«حیوان وحشی»پیش دکتردامپزشک رفت
حیوان وحشی که برای عفونت«شاخ شکسته»اش باپای خودش به نزد دکتررفت .
در اتفاقی نادر یک بز وحشی در منطقه «دیمه »رامهُرمز استان خوزستان پس از شکسته شدن یک شاخ خود و عفونت آن به برای پانسمان و درمان به نزد دامپزشک رفت.
در منطقه حفاظت شده دیمه ( سایت احیا و تکثیر آهو) در شهرستان رامهرمز به یک پدیده و ماجرایی جالب و کم نظیر برخورد کردم که اتفاقی نادر و جالب است.
در حالی که گروهی از محیط بانان به همراه« دامپزشک »به صورت گروهی جرگه در حال پایش سایت ۱۲۰ هکتاری دیمه بودند،
یک رأس بز وحشی که از بزغالگی با آهوها و در گله ی آنها بزرگ شده و اتفاقا بسیار وحشی تر از همه بود، بطوری که هیچ وقت طی ۵ تا ۶ سال گذشته اجازه نزدیک شدن کمتر از ۵۰۰ متر نمی داد در یک واقعه عجیب به سمت گروهی که ۷ نفر بودیم، آمد. کم کم نزدیک و نزدیک تر شد.
همکار
دامپزشک به سمتش رفت ولی این بز وحشی نه تنها فرار نکرد بلکه به سمت دکتر و
یکی از محیط بانان آمد و اجازه داد تا به او دست بزنند.
برای من عجیب بود گفتم شاید مشکل یا بیماری دارد! بله درسته به دلیل نامعلومی یکی از شاخ های او شکسته بود و در حالی که شاخ آویزان و عفونت کرده بود، او(بُز) خودش برای مداوا پیش قدم شد.
دکتر:او را مداوا کردیم، شاخ شکسته را بریدیم، ضد عفونی و پانسمان شد و الان تا بهبودی کامل تحت درمان در پاسگاه محیط بانی دیمه نگهداری و قرار است سه روز بعد رهاسازی شود./منبع:۱۴ آذر ۱۳۹۹ مشرق.
توضیخ مدیریت سایت-پیراسته فر:دنیاهیاهواست،همه موجودات درک وشعوردارند وطوعاً او کرهاً مطیع(فرمانبر)خدایند،،حتی نباتات وجمادات..(خطاب خدابه کوه«یاجبال..باحضرت داودهم آوازباشید)..
*همه موجودات، تسبیح گوی خدایند.اهل نماز(آگاهانه) اما ما نمی فهمیم.
*نشانه ی شعور و عبادت آگاهانه ی حیوانات.
«هُدهُد»حتی فهمید که این پادشاه(خانم)موحدنیست!
هدهد در آسمان از شرک مردم زمینی مطلع شده و نزد سلیمان گزارش می دهد که مردم منطقه ی سبأ، خداپرست نیستند. آنگاه مأموریت ویژه ای می یابد. شناخت توحید و شرک و زشتی شرک و ضرورت گزارش به سلیمان پیامبر و مأموریت ویژه ی پیام رسانی، مسأله ای فراتر از غریزه است.
فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُکَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ رنمل٢٢)
* هدهد برای تأخیردرحضورش، موردباز خواست حضرت سلیمان قرارمی گیرد ، نشانه شعوری فراتر از غریزه است.
فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُکَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ (٢٢)إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ (٢٣) وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُونَ (٢٤) أَلَّا یَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی یُخْرِجُ الْخَبْءَ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَیَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ (٢٥) اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ (٢٦نمل)
*پرندگان در سپاه حضرت سلیمان
*حرف زدن پرندگان با یکدیگر
خداوندبه حضرت سلیمان توفیق فهم زبان پرندگان(حیوانات) را داده بود. (و علمنا منطق الطیر)
وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ ۖ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِن کُلِّ شَیْءٍ ۖ إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ (١٦نمل)
*محشور شدن حیوانات را در قیامت .
وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ (٥تکویر)
*پناه بردن آهوبه امام رضا علیه السلام.
«کبوتر»خبرشهادت یک رزمنده راداد
«فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُکَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ» النمل/22 یکمرتبه دیدند هدهد آمد هدهد هم از قیافه سلیمان فهمید که ناراحت است فوری گفت یک چیزی بلدم که تو که هم که سلیمان هستی بلد نیستی، من از کشور سباء میآیم «إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ» النمل/23 زنی یک جایی شاه است ، همه چیزی دارد، آن خانم هم کاخ دارد.
حضرت سلیمان داشت حاضر و غایب میکرد و هم اگر کسی غیبت غیر موجه میکرد گوش او را میگرفت«لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِیدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِی بِسُلْطَانٍ مُبِینٍ» النمل/21 او را شکنجه میکنم اصلاً او را میکشم مگر اینکه عذر موجهی بیاورد که چرا غایب است؟
هُدهُدرسید (علت غیبتش رااینگونه توضیح داد):
«وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَیَّنَ لَهُمْ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنْ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُونَ» النمل/24 آن خانم با دار و دستهاش خورشید پرستاند و خدا پرست نیستند و شیطان کارهایشان را پهلوی خودشان قشنگ جلوه میدهد خیال میکنند خورشید پرستی کار خوبی است، هدهد توی هوا میپرد ولی میفهمد که کی روی زمین خدا پرست است و کی خورشید پرست است در هستی حیوانات هم شعور دارند. مورچه شخصیتها را میشناسد نسبت به همنوع هایش غیرت دارد. ما خیال میکردیم که هدهد یک پرنده الکی است نه خیر من الکی هستم که دنیا را الکی میبینم. توی این عالم خیلی خبرهاست.
کبوترآمدخانه..مارافهماندکه فرزندمان شهیدشده
حجت الاسلام قرائتی می گویدمارفته بودیم خانه یک شهیدی،پدرش نقل می کرد:پسر من اهل کبوتر بازی بود و به آنها عشق میورزید این کبوتر را توی قفس کرده بود یک مدتی که گذشت گفت چرا من برای کیف خودم این پرنده را اسیر کردهام چون میخواهم که خودم کیف کنم حق پرواز را از یک پرنده گرفتهام چرا بخاطر کیف خودم مردم را اسیر کنم الاف کنم در را باز کرد و کبوتر را آزاد کرد بعد هم گفت خدایا من هم توی دنیا در قفس گیر کردهام من را هم آزاد کن رفت اسم نوشت و دوره نظامی دید و رفت جبهه مدتها که شد دیدیم کبوتر آمد دیدیم کبوتر بچهمان است هی خواند و خواند آمد چند دور خانه پر زد رفت تاقچه و نشست پهلوی عکس و گردنش را به گردن عکس بچهمان مالید تا این کار را کرد گفتیم بچهمان شهید شده است همان زمان را یادداشت کردیم بعد فهمیدیم همان زمان بچهمان شهید شده است.
توی این عالم پرنده میفهمد که کی شهید میشود اگر شک دارید قرآن میفرماید که هدهد میفهمد که کی خداپرست است. خدا میداند که چقدر زشت است پرندهها شهادت بدهند که ایشان شبها پنج ساعت چرت و پرت گفت یک رکعت نماز نخواند این شرمندگی است.
کل هستی شعور دارد «وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» البقرة/74 بعضی سنگها از خوف خدا پائین میافتند در جایی دیگر میفرماید که خشیت خدا مخصوص علماست «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» فاطر/28 خشیت فقط مال علماست یعنی سنگ هم از علماست، سنگ هم در نوع سنگی خودش یک نوع شعوری دارد مثنوی شعر قشنگی دارد میگوید:
ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم با شما نامحرمان ما خاموشیم
قرائتی :یعنی آنتن شما نمیگیرد اولیای خدا صدای ما را. . . «کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ» النور/41 خودشان میفهمند که صلاة و تسبیح دارند شما نمیفهمید آیاتی داریم که در حال سجده هستند آیاتی داریم «کُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ» الروم/26 کل هستی در حال قنوت است در حال تسبیح است.
«إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِشْرَاقِ» ص/18ما کوه را مسخر کردیم بعد میگوید این کوهها سبحان الله میگویند چطور ما نمیفهمیم؟ میفرماید تسبیح دارند ولی شما نمیفهمید «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا» الإسراء/44 هیچ چیزی نیست مگر اینکه تسبیح میکند ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع:درسهایی ازقرآن-حجت الاسلام قرائتی۶دی۱۳۶۹بااندکی اصلاحات.
برای اطلاع ازدرک وشعور(عقل وهوش)حیوانات به این لینک مراجعه کنید:
چون بعضاً«زوّارامام حسین»باسفره های پرباربه زیارت می آمدند،زیارت به سیاحت شبیه تربوده تامصیبت زده ..،امام صادق ازاین مسئله ناراحت شدند وفرمودند،زیارت قبرامام حسین،حُزن آلودباشد وباهمان هیبت وسروضع غُبارآلود...
شَعثاً مُغبراً...«شُعثًا غُبْراً»یعنی « ژولیده، پریشان(غُبارآلود)»
هر گاه خواستی حسین (ع) را زیارت کنی، با حالتی غمگین، اندوهناک، ژولیده، پریشان، گرسنه و تشنه زیارت نما، زیرا آنحضرت در حالتی غمین، گرد و خاک برصورت نشسته و تشنه و گرسنه به شهادت رسید، آنگاه نیازهای خود را بخواه و برگرد./امام صادق(ع)
امام صادق(ع) :اذا زُرتَ الحُسَینَ فَزُرهُ وَ أَنتَ حَزینٌ مَکروبٌ شَعْثاً غَبْراً جائِعاً عَطشاناً، فَاِنَّ الحُسینَ علیهالسلام قُتِلَ حَزیناً مَکروباً شَعثاً مُغْبَرّاً جائعاً عَطشاناً.
امام صادق(ع) : اِذا اَرَدْتَ الْحُسَیْنَ فَزُرْهُ وَ اَنْتَ حَزینٌ مَکْرُوبٌ شُعـْثا غُبْرا جائِعا عَـطْشانا.
امام صـادق علیه السلام فرمود: هرگاه خواستى امام حسین را زیارت کنى، او را با حالتى اندوهگین و گرفته، پریشان و غبارآلود، گرسنه و تشنه زیارت کن.
امام صادق (ع) بیان داشته اند: اذا ارَدتَ زِیارَةَ الحُسَین فَزُرهُ وَ أَنتَ کَئِیتٌ حَزینٌ مَکرُوبٌ، شَعثاً مُغبراً جائِعاً عَطشاناً، فَانَّ الحُسَینَ علیه السلام قُتِلَ حَزیناً مَکرُوباً شَعثاً مُغبراً جائِعَاً عَطشاناً، و سَلْهُ الحَوائِجَ وَانصَرِف عَنهُ؛ هر گاه خواستی حسین (ع) را زیارت کنی، آن حضرت را با حالتی غمگین، اندوهناک، ژولیده، پریشان، گرسنه و تشنه زیارت نما، زیرا حسین بن علی (ع) در حالتی غمین، گرد و خاک برصورت نشسته و تشنه و گرسنه به شهادت رسید، آنگاه نیازهای خود را بخواه و برگرد.
زیارت سیدالشهدا (ع) همچنین باید شرایط عاشورا و کربلای حسینی و گرسنگی و تشنگی آن حضرت و اهل بیت علیهم السلام و یارانش را در خاطرهها زنده کند و الهام بخش برای کسانی باشد که میخواهند در مسیر قیام حسینی حرکت نموده، اهداف آن حضرت را محقق سازند.
امام صادق فرمودند:به من خبر داده اند جمعی به قصد زیارت حسین حرکت نموده، سفره هایی که در آن شیرینی و حلوا و امثال آن هست، با خود برمیدارند(توشه سفر). آیااین این فراد وقتی به زیارت قبورعزیزانشان می روند، چنین چیزهایی را با خود همراه می برند!؟.
همچنین «امام صادق» از مردی از اهالی رقّه(سوریه) پرسید: آیا به زیارت قبر امام حسین میروید؟
آن مرداهل شام پاسخ داد: آری.
امام صادق فرمود: آیا برای این سفر با خود سفرههایی برمیدارید؟
آن مردجواب داد: آری.
امام فرمود: شما به زیارت قبور پدران و مادران خود که میروید چنین می کنید؟.
آن زائرگفت : یابن رسولاللَّه !پس چه چیزی بخوریم؟
پاسخ فرمودند: نان و شیر.(غذاهای ساده که براحتی قابل دستیابی بود،درآن زمان)
مقصود امام از سفره غذا، غذاهای لذیذ و پیک نیکی است.
توضیح نگارنده-پیراسته فر:امروز،شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰(٢٥ رمضان ١٤٤٢)حجت الاسلام فلاحتی درادامه تفسیرقرآن ایام ماه مبارک رمضان اشاره ای داشتندبه این ٢واژه(«شُعثًا غُبْراً»)وگفتنددرهمه زیارات ،توصیه شده که «زائر» نظیف باشد،غُسل بکند،لباسهایش پاک و تمیز ومرتب باشد(انگاربه ملاقات یک شخص مهمی می رود)امابرای زیارت قبرامام حسین علیه السلام،توصیه شده که زائر«شَعثاً مُغْبَرّاً» ژولیده وغبارآلودباشد.
امام جمعه رشت درتوضیح این مطلب گفتند:منظور این است که زائروقتی درمسیراست(پیاده،مثل راهپیمایی های اربعین)لباسش غبارآلودمی شود وچون چندروز درراه است،فرصت حمام پیدانمی کند،که خودش رامرتب کند،ژولیده است، وتوصیه شده که باهمین حال وروزبرسرقبرمطهرش برود.
علت توصیه به این اوضاع زیارت قبرامام حسین چیست؟:زیارت تفریحی نباشد
عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): تَزُورُونَ خَیْرٌ مِنْ أَنْ لَا تزورون (تَزُورُوا وَ لَا تَزُورُونَ خَیْرٌ مِنْ أَنْ تزورون)تَزُورُوا قَالَ قُلْتُ قَطَعْتَ ظَهْرِی قَالَ تَاللَّهِ إِنَّ أَحَدَکُمْ لَیَذْهَبُ إِلَى قَبْرِ أَبِیهِ کَئِیباً حَزِیناً وَ تَأْتُونَهُ أَنْتُمْ بِالسُّفَرِ کَلَّا حَتَّى تأتونه (تَأْتُوهُ) شُعْثاً غُبْراً.
«مُفَضَّل بن عُمَر» می گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند: زیارت بروید، بهتر است از این که به زیارت نروید واما زیارت نروید(تفریح وار) بهتر است از اینکه به زیارت بروید.
راوى مى گوید: محضر مبارک حضرت عرض کردم: کمر مرا با این کلام شکستید. حضرت فرمودند: به خدا قسم! یکى از شما وقتى به زیارت قبر پدرش مى رود غمگین و اندوهناک مى رود ولى به زیارت قبر مطهّر آن حضرت مى روید در حالى که با خود سُفره ها مى برید؛ نه، این طور نباید به زیارت آن جناب بروید، بلکه با حالى افسرده و حزین و گرفته زیارتش کنید./کامل الزیارات، ص: ۱۳۰
مدت چندماهی که نگارنده-پیراسته فر- درعراق اقامت داشتم(سامراوبلد)،عراقی هاعصرهای پنجشنبه ویامناسبتهایی چون شهادت .ولادت ائمه عسکریین(ع)به حرم سامرا ویا سیدمحمدمی آمدند،جمعیتشان هم زیادبود،بعضاً شب رادرآنجابیتوته می کردند،وسائل رفاهی(سفره های رنگین ودیگرملزومات اسکان واستقرار)،حضورشان عشیره ای بود،سرافطارویاشام ناهار،سفره می گستراندند وانواع مأکولات ومشروبات گورا درسفره هایشان مشاهده می شد،تقریباً آمدنشان به حرم، تفریحی وپیک نیکی بودتازیارتی،...
۴هزار فرشته« ژولیده و غُبارآلود»اطراف قبرامام حسین
ازرسول الله(ص)منقول است که فرمودند: اِنّ حَولَ قَبرِ وَلَدِی الحُسینِ اَربعةُ آلافِ مَلَکٍ شَعْثاً غُبْراً یَبکونَ عَلَیهِ اِلی یَومِ القیامة.
پیرامون قبرِ فرزندم حسین(ع) همواره چهار هزار فرشتهی ژولیده و غُبارآلود هستند که تا روز قیامت برای او گریه میکنند.
«اولین زائر امام حسین»:جابر بن عبداللّه انصاری یا عبیدالله بن حرجعفی ؟
اولی برای دیدارمحبوبش ودومی برای جبران مافات.
جابر بن عبداللّه انصاری، از صحابی پیامبر اسلام (ص) بود که دوران ۵ امام معصوم(علی،حسنین،امام سجادوامام باقر)را درک نمود. او پس از واقعه عاشورا، در اربعین امام حسین (ع) به کربلا آمد.
عبیدالله بن حرجعفی: ...پس از کشته شدن حسین (ع)، او در مجلسی از عبیدالله بن زیاد حضور داشت. ابن زیاد لحظهای از او غافل ماند و ابن حر خارج شد و بر اسب خود نشست. ابن زیاد جویای او شد و وقتی فهمید خارج شده، دستور داد او را بیاورند؛ اما ابن حر با اسب خود تاخت و گفت: «به او بگویید که هرگز به دلخواه پیش او نخواهم آمد.»
«عبیدالله حرجعفی»شتابان خوذش را خانۀ «احمر بن زیاد طایی»رساند و از آنجا به کربلا رفت وخودش رابه قتلگاه شهدا رساند.تقریباًآخرین نفری ب.ئکه ترکشان کرده بود وامااولین کسی بودکه توانست خودش رابه شهدای کربلابرساندوباابرازشرمندگی برایشان آمرزش خواست و اشعاری به این مضمون سرود: «امیر خیانتکار به من میگوید: چرا با شهید پسر فاطمه جنگ نکردی؟ دریغا که یاری وی نکردم ...»
جابربن عبدالله انصاری و عطیۀ عوفی:این ۲،به اتفاق، نخستین زائران امام حسین (ع) در اولین اربعین شهیدان کربلا هستند و نام این دو همواره همراه با زیارت اربعین برده میشود. جابر به همراه شاگردش عطیه، اولین مردمانی بودند که با قصد و نیت زیارت و معرفت امام، از راه دور و در شرایط خفقان سیاسی، سنت اربعین را با جلوهای از زیارت حقیقی و آداب آن از خود به جا گذاشتند.
توضیح نگارنده-پیراسته فر:حکم(توصیه)امام صادق بخاطرانحراف دردرک وفهم زیارت امام حسین علیه السلام بوده،میخواسته مردم عراق رااز زیارت پیک نیکی خارج کند وتوجه بدهدبه اهداف راه آن بزرگمردتاریخ. وگرنه اولین زائراربعین(جابر)که به دیدارمحبوب ومعشوقش رفت،عُسل کرد،لباسهای تمیزی برتن کرد....به این روایت دقت کنید:
«عطیه »نقل میکند: «من و «جابر» به قصد زیارت قبر حسین بن علی بیرون آمدیم. زمانی که به کربلا رسیدیم، جابر نزدیک ساحل فُرات شد. غسل کرد و یک ردا و یک ازار پوشید؛ سپس کیسهای را باز کرد که در آن سعد بود و آن را به بدن خود زد و خود را با آن خوشبو کرد.
عطیه روایت می کند:«جابر»هر قدم که برمیداشت، ذکر خدای متعال را میگفت؛ تا اینکه به قبر مطهر حضرت نزدیک شد... پس خود را روی قبر انداخت، در حالی که از هوش رفت. من به روی او آب ریختم تا بههوش آمد. سه مرتبه صدا زد «یا حسین»... آیا دوست جواب دوست را نمی دهد!...وبعدادامه داد:چگونه جواب بدهی در حالی که رگهای خونین تو در بالای شانهات نمایان شده و بین بدن و سر مقدس تو جدایی افتاده است!
جابردرادامه نجوای عاشقانه خطاب به محبوبش گفت:من شهادت میدهم تو فرزند خاتم پیامبران و فرزند آقای مؤمنان و فرزند همقسم تقوا و سلالۀ هدایت و خامس اصحاب کسا و پسر آقای پاکیزگان و فرزند سرور زنان هستی. چرا چنین نباشی؟ در حالی که دست آقا و سرور پیامبران به تو غذا داده، در دامن پرهیزکاران تربیت یافتهای، از دستان ایمان شیر خوردی و با اسلام سیراب شدی.... پس سلام خدا و خشنودی او بر تو باد. شهادت میدهم که تو از دنیا درگذشتی، همانگونه که برادرت یحیی بن زکریا درگذشت و به فیض شهادت رسید.
« جابربن انصاری»سپس گفت: سلام بر شما ارواحی که در راه حسین (ع) فدا شدید. شهادت میدهم شما نماز را به پا داشتید، زکات را پرداختید، امر به معروف و نهی از منکر نمودید، با ملحدان جهاد کردید و خدا را آن قدر عبادت کردید تا به مرحلۀ یقین رسیدید. قسم به کسی که حضرت محمد (ص) را به نبوّت و حق مبعوث کرد، ما در آنچه شما وارد شدید و عمل کردید، شریک هستیم.
«جابر» ۱۴سال قبل از هجرت پیامبر اکرم (ص) در قبیله خزرج متولد شد و یک سال پیش از هجرت پیامبر به یثرب، به همراه پدر خود و ۷۰ نفر از مردم «یثرب »به حج آمد و در «منا «با پیامبر اسلام (ص) دیدار و بیعت نمود، در حالی که او هنوز به۱۵ سالگی نرسیده بود.
حضور جابر در غزوات
جابر از افرادی است که در بیشتر غزوهها و جنگ های زمان پیامبر اسلام (ع) حضور داشته،( ۲۷ غزوه پیامبر(۱۹ غزوهتا۲۷ غزوه نوشته اند)اما در غزوه بدر و غزوه احد غایب بودکه برخی او را از «بَدریّون »دانستهاند ،البته ازجابرنقل شده که در این واقعه(امدادگرپشت جبهه)« سقّا» بوده است.
اولین جنگی که جابر در آن حضور داشت، «حمراء الأسد» است.. کفار قریش در اُحد به لشکر اسلام ضربه سهمگینی زدند و هفتاد نفر از رزمندگان اسلام و سردارانی چون «حمزه» و «مصعب» را به شهادت رساندند و به سوی مکه عقب نشینی کردند. اما در بین راه به فکر افتادند که بازگردند و کار مسلمین را یکسره کنند. چون این خبر به پیامبر (ص) رسید، حضرت دستور داد تا آنانی که در اُحد شرکت داشته اند، آماده تعقیب دشمن شوند. رزمندگان و مجروحان جنگ احد حرکت میکنند و کسانی که در اُحد پیامبر (ص) را یاری نکردند اجازه مشارکت نمی یابند. در این میان جابر به حضور پیامبر (ص) شرفیاب می شود و با آن که روز قبل پدرش در اُحد به شهادت رسیده بود و فرمان جنگ شامل او نمی شد، با خواهش و التماس از آن حضرت تقاضا می کند تا به او اجازه جهاد بدهند و پیامبر نیز میپذیرند. جابر میگوید: «از غایبان در اُحد، به جز من کسی در حمراء الأسد حاضر نشد.»
مخالفت جابر با حکومت معاویه
جابر بن عبدلله انصاری، به خوبی با اهداف شوم معاویه آگاه بود. در کتاب «وقعة صفین» که از کتاب های کهن است، از جابر بن عبدالله نقل شده که پیامبر خدا فرمود:
«معاویه در حالی می میرد که از امت من نیست» او پس از آنکه از تصمیم معاویه مبنی بر انتقال منبر رسول خدا از مدینه به دمشق، آگاهی یافت، به شدت با این اتفاق مخالفت نمود و نزد معاویه رفت و سرانجام توانست جلوی این اتفاق را بگیرد.
«جابر» در رکاب امیرالمومنین علی
جابر عبدالله انصاری، پس از وفات پیامبر اسلام (ع)، به یاری علی (ع) پرداخت و در بسیاری از جنگ ها در سپاه امام علی (ع) حضور داشت و جنگید. او که درک عمیقی از اسلام داشت، در رابطه با علی بن ابی طالب (ع) اینگونه گفته: «الشاکُّ فی حَرْبِ عَلِیٍّ کالشّاکِّ فی حَرْبِ رسول الله»؛ کسی که در حقانیت جنگ های امام علی(ع) تردید کند، مانند کسی است که در حقانیت جنگ های پیامبر تردید کرده است.
سخن معروف جابر درباره حضرت علی(ع) «علی خیر البشر»، «علی بهترینِ انسانها است»، الهامبخش مؤلف شیعی «جعفر بن احمد قمی» شد تا در کتابش به نام «نوادر الاثر فی علی خیر البشر» یکسوم روایات خود را از جابر نقل کند. علاقه و اعتقاد جابر به علی (ع) به گونه ای بود که در بحارالانوار از او اینگونه آمده است: «در جنگ احزاب که علی(ع) دشمن را درهم کوبید و متلاشی کرد، ملائکه خوشحال شدند؛ پس هر کس از دیدن علی شادمان نشود، لعنت خدا بر او باد»
«جابر» اولین زائر امام حسین دراولین اربعین
جابر اولین زائر امام حسین (ع) است. شیخ طوسی مینویسد: «روز اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری صحابی رسول خدا صلوات الله علیه از مدینه برای زیارت قبر امام (ع) به کربلا آمد و او اولین زائری بود که قبر شریف آن حضرت را زیارت کرد. در این روز زیارت امام حسین (ع) مستحب است و زیارت اربعین همین است.»
ماجرای زیارت مرقد امام حسین توسط جابر بن عبداللّه انصاری
«جابر» به همراه «عطیه»(فرزند سعد کوفی) یکی از تابعان، بزرگان و راویان شیعه و از محدثان، عازم کربلا شدند وبه زیارت قبرامام حسین رفت.
عطیه ماجرای زیارت امام حسین (ع) را اینگونه روایت میکند: «همراه جابربن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین (ع) رهسپار شدیم. هنگامی که نزدیک کربلا رسیدیم، جابر در نهر فرات غسل کرد و لباس پوشید، آنگاه سر کیسهی عطری را باز کرد و مقداری از آن را بر بدن خود پاشید و خود را خوش بو ساخت. هر گامی که به سوی قبر امام حسین (ع) برمی داشت، زبانش به ذکر و یاد خدا مشغول بود.» هنگامی که نزدیک قبر رسید، گفت: «دست مرا به قبر برسان». دست او را روی قبر نهادم. جابر از بسیاری غم و اندوه از هوش رفت و روی قبر افتاد. من به سر و صورتش آب پاشیدم. آن گاه که به هوش آمد، سه بار فریاد زد: «یا حسین». سپس گفت: «چگونه دوستی است که پاسخ دوست خود را نمیدهد؟» آن گاه به خود پاسخ داد و گفت: «چگونه میتوانی پاسخ بدهی، در حالی که رگهای گردنت بریده شده، خونت ریخته شده و سرت از بدن جدا گشته است؟ گواهی میدهم که تو زاده بهترین پیامبران، فرزند سرور مؤمنان، همزاد تقوا، از نسل هدایت، پنجمین عضو اصحاب کسا، فرزند سرور برگزیدگان الهی و زاده زهرا اطهر (س)، سرور زنان جهان هستی.»
سپس جابر اینگونه ادامه داد: «چگونه چنین نباشد، در حالی که از دست سرور پیامبران غذا خورده ای، در دامن پرهیزکاران پرورش یافتهای، از پستان ایمان شیر نوشیدهای و با نور اسلام از شیر گرفته شدهای؟ تو چه در زندگی و چه پس از مرگ، پاک بودهای. دل های مؤمنان از فراق و دوری تو آزرده شده است، ولی تو همواره زنده ای. سلام و درود خداوند بر تو باد. گواهی میدهم که در راه برادرت یحیی بن زکریا گام نهادی و همانند وی شهید شدی.»
در ادامه کتاب اعیان الشیعه، آمده: سپس جابر به اطراف قبر روی گرداند و چنین گفت: «درود بر شما روان های پاک که در آستان حسین (ع) خفته و در بارگاه وی آرمیدهاید. گواهی میدهم که شما نماز را برپا داشتید و زکات را پرداختید. امر به معروف و نهی از منکر کردید. با بی دینان جنگیدید، خدا را پرستش کردید، تا اینکه مرگ را در آغوش گرفتید. سوگند به خداوندی که محمد (ص) را به پیامبری برانگیخته، ما نیز در پاداش شما شریکیم.» سپس عطیه از او پرسید: «چگونه در پاداش این شهیدان با آنان شریکیم، در حالی که در راه شهادت گامی برنداشته، شمشیری نزدهایم؟ حال آنکه سرهای آنان در راه خدا از تن جدا گشت و فرزندانشان یتیم و همسرانشان بیوه شدند؟» جابر پاسخ داد: «ای عطیه، از پیامبر خدا (ص) شنیدم که میفرمود: «هرکس گروهی را دوست بدارد، روز رستاخیز در صف آنان قرار میگیرد و با آنان در یک مکان گرد میآید و هرکس رفتار گروهی را دوست داشته باشد، در پاداش یا کیفر عمل آنان شریک خواهد بود؛ سوگند به خدایی که محمد (ص) را به پیامبری برانگیخته، نیت و اعتقاد من و یارانم، همان اعتقاد و نیت حسین و یارانش است.»
عطیه، ادامه ماجرا را اینگونه بیان میکند: «در این هنگام، سیاهی کاروانی از سوی شام پدیدار شد. به جابر گفتم: «اینک سیاهی کاروانی از سوی شام نمودار شده است.»، جابر گفت: «برو از این کاروان برای ما خبری بیاور. اگر از افراد عمروبن سعد بودند، برگرد و خبر بده». من رفتم و طولی نکشید که بازگشتم و گفتم: «جابر، برخیز و به پیشواز حرم رسول خدا (ص) بیا. اینک زین العابدین است که همراه عمه ها و خواهرانش میآیند.» جابر با سروپای برهنه حرکت کرد. هنگامی که نزدیک امام سجاد (ع) رسید، امام به وی فرمود: «آیا تو جابری؟» عرض کرد: «آری». امام فرمود: «جابر، در این مکان بود که مردان ما کشته شدند، کودکانمان را سر بریدند، زنانمان اسیر گشتند و خیمه های ما را آتش زدند.»
رساندن پیام پیامبر اسلام به امام باقر
ماجرای ملاقات جابر بن عبداللّه با امام باقر (ع) در بسیاری از منابع گزارش شده است. جابر از پیامبر اکرم (ص) شنیده بود که تو چندان عمر میکنی که فرزندی از ذریه من و همنام من را ملاقات میکنی، او شکافنده علم «یبْقَرُالعلم بَقْراً» است، پس سلام مرا به او برسان. جابر پیوسته در پی یافتن این فرزند بود تا جایی که در مسجد مدینه صدا میکرد: «یا باقَرالعلم»، سرانجام روزی محمد بن علی(ع)، که در آن زمان در سنین نوجوانی یا جوانی بود را یافت و سخن پیامبر (ص) را به امام باقر (ع) رساند.
وفات جابر بن عبداللّه انصاری
جابر در پایان عمر خود، یک سال در جوار خانه خدا در مکه زندگی کرد. در آن مدت، بزرگانی از تابعین، مانند عطاءبن ابی رَباح و عمروبن دینار، با او دیدار کردند. جابر در اواخر عمر نابینا شد و در مدینه درگذشت. مِزّی روایتهایی درباره سال وفات جابر آورده است که هریک تاریخ متفاوتی را، بین سالهای ۶۸ تا ۷۹، ذکر کرده اند و در یک خبر، به نقل از جمعی از مورخان و محدّثان، از وفات جابر در سال ۷۸ و در ۹۴ سالگی سخن گفته و اشاره کرده است که اَبان بن عثمان، والی مدینه، بر او نماز خواند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: اولین زائر
حجتالاسلام عباس صراف می گوید:اولین فردی که قبر امام حسین(ع) را زیارت کرد عبیدالله بن حر جوفی بود.
صراف می گوید:امام حسین اورادعوت کردبرای حضوردرکربلا واما اوبه بهانه های مشکلات خانوادگی عذرخواست و امام را همراهی نکرده بود.عبیدالله زمانی که به خود آمد امام سجاد(ع) بدن امام حسین(ع) را دفن کرده بود. به کربلا آمد.
«حجتالاسلام عباس صراف» بنقل از« آیتالله احمد مجتهدی تهرانی» می گوید:ایشان معتقد بود اولین فردی که امام حسین(ع) را زیارت کرده است جابر نبوده ،بلکه «عبیدالله بن حر جوفی» بوده است.
او که باکمال شرمندگی برسرمزارامام حسین رفته بود ،خاک برسر ریخت و حتی نقل شده است،ازغصه «سر »خود را شکافت!/پایان.
اولین اقدام دررابطه باقبورشهدای کربلا
پس از شهادت امام حسین(علیه السلام)، طایفه ای از بنی اسد به همراه امام سجاد علیه السلام پیکر آن امام و یارانش را در همان جایی که محل شهادت آنان بود به خاک سپردند. برآمدگی هایی از خاک، که نشانِ آن قبرهای مطهر بود، نخستین بنایی است که بر فراز آن ستاره های درخشان بیابان طف نهاده شدگفته اند امام حسین(علیه السلام) هنگام ورود به طف، مکان قبر خود و یارانش را به شصت هزار درهم خرید و آن را وقف کرد، به شرطی که آنان قبر او را آباد کرده و از زائران او به مدت سه روز پذیرایی کنند.
بنای نخستین بقعه در کربلا۳سال بعدارواقعه عاشورای ۶۱
اما نخستین بقعه و آرامگاهی که بر فراز آن برآمدگی ها ساختند، به دست «مختار بن ابی عبیدة ثقفی» (منتقم خون شهیدان کربلا)بود. مختار پس از آن که با سپاهیان خود، به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر، سپاه عبید الله بن زیاد را شکست داد و تمامی جنایت کاران آن حادثه را مجازات کرد، در ۶۵ق بر مزار آن شهیدان حاضر شد و شالوده نخستین بقعه و آرامگاه را بر فراز آن قبرها بنا نهاد و روی آن ها یک دیوار و سقف آجری با روکش گچ گذارد.
دومین مرقد امام حسین
۱ ۲۸سال بعد:در آغاز عصر عباسی، به هنگام خلافت سفاح، کنار مرقد امام حسین(علیه السلام) بنای سرپوشیده دیگری ساخته شد که در دوران هارون الرشید تخریب شد. اما مأمون فرزند هارون الرشید) ۱۳۲سال بعدازحادثه کربلا(سال ۱۹۳) بنایی بر قبر آن حضرت برپا کرد که تا عصر متوکل هم چنان باقی بود.
۴۳بعد(سال ۲۳۶):«متوکل عباسی » قبر امام، خانه ها و سراهای پیرامون آن را به کلی ویران کرد. حتی دستور داد تا زمین آن را شخم زنند و بذر بپاشند و بر قبر آب ببندند و مردم را از زیارت آن مقام باز دارند.
۱۱سال بعد(درسال ۲۴۷):اما «منتصر »پس از قتل پدر(متوکل) به خلافت رسید و به جبران اقدام های نادرست پدر،بنای حرم را بازسازی بارگاه با عظمتی، بر فراز قبر مطهر استوار کرد و مسجدو صحن و مناره ای را نیز برای راهنمایی زائران و نشان دادن آن مکان مقدس بنا نمود و مردم را به زیارت شهیدان کربلا تشویق کرد.
۱۰سال بعد(سال۲۸۳): حسن بن علی ناصر الکبیر» معروف به« اطروش» بنیانگذار حکومت علویان درمنطقه شمال ایران،دستوردادبه«محمد ورد القطان» این بقعه(بنانهاده منتصر)را مرمت کند ،او قبه با شکوهی بر فراز قبر سید الشهداء ساخت و در مجاورت آن، دو ساختمان با سقف چوبی بنا کرد .
ساخت نخستین رواق های حرم در دوران آل بویه
۸۸ سال بعد:در دوران آل بویه، به ویژه عصر حکومت عضدالدوله دیلمی، توجه و اهتمام زیادی به مرقد امامان و عتبات عالیات شد. عضد الدوله در ۳۷۱ ق بنا و حرم بزرگ و باشکوهی برای سالار شهیدان ساخت و قسمت های زیادی از بنا را تجدید کرد. برای نخستین بار، در هر چهار سمت حرم، رواق ها و شبستان هایی ساخت و قبه و رواق ها را به زیبایی با هزینه های فراوان تزیین کرد. او ضریحی را، که از چوب ساج ساخته شده و با عاج تزیین شده بود، روی قبر آن امام نصب کرد و با پارچه های گران قیمت دیباج قبر را پوشاند.
در زمان سلطان الدوله دیلمی، هنگامی که حرم مطهر دچار آتش سوزی شد، وزیر شیعی این پادشاه، ابو محمد حسن بن فضل معروف به ابن سهلان رامهرمزی، به تعمیر آن اقدام کرد. او در ۴۰۷ تا ۴۱۲ ق به بازسازی و نوسازی حرم مطهر، رواق ها و گنبد آن پرداخت. ابن بطوطه این بنا را در ۷۲۷ ق به چشم خود دیده و در سفرنامه اش توصیف کرده است. او هم چنین دیوار و قلعه محکمی برای شهر ساخت تا امنیت مردم را از هجوم دشمن تأمین کند. این دیوار دروازه های آهنی سنگینی داشت. اما جریان آتش سوزی حرم در آن سال، به سبب افتادن دوشمع از شمع های حرم برروی فرش ها بود که آتش به سرعت به پرده ها و رواق ها و گنبد سرایت کرد و تنها دیوارهای حرم و بخشی از حرم و مسجد عمران بن شاهین از تخریب در امان ماند.
عصر سلجوقبان و بازسازی «حائر حسین»
در عصر سلاجقه، به هنگام حکومت سلطان ملک شاه سلجوقی، به سال ۴۷۹ ق وزیر شیعی او، مجدالملک براوستانی، دیوار اطراف حرم یا حائر حسین را بازسازی کرد. او به همراه سلطان ملک شاه به زیارت آن حضرت رفت و آن خدمت را انجام داد. در این دوران یکی از شورشی ها به نام خفاجه به سال ۴۸۹ ق کربلا را دست خوش تاخت و تاز قرار داد، حرم حسینی را غارت کرد و زائران را به قتل رساند. سیف الدوله، فرمانروای حلب و مؤسس سلسله حمدانیان، که نقش مؤثری در جهاد با بیزانس و مسیحیان در آزاد سازی بیت المقدس ایفا کرد، شخصاً با سپاهیانش به کربلا آمد و پس از محاصره خفاجه، او را به قتل رساند و امنیت مردم را برقرار و خسارت و زیان های وارده به شهر و حائر حسین را جبران کرد.
در دوران خلیفه الناصرالدین الله عباسی، وزیر شیعی او مؤید الدین محمد قمی، بنایی را که ابن سهلان ساخته بود تزیین و بخشی از آن را در ۶۲۰ ق تعمیر کرد. او صندوق چوبی بر روی قبر قرار داد و آن را با پارچه های زیبا و حریر پوشاند و دیوارهای حرم و رواق ها را با چوب ساج تزیین کرد.
بنای گنبدی نیم دایره ای بر فراز ضریح در دوره جلایریان
با تهاجم هولاکو خان مغول به بغداد، خلافت عباسی در ۶۵۶ ق بر افتاد. مغول ها در آن تهاجم، حرمت مکان ها و شهرهای مقدس را حفظ کرده و هیچ تعرضی نسبت به آن ها انجام ندادند. بنایی که ابن سهلان در ابتدای قرن پنجم ساخته بود تا پایان قرن هشتم هم چنان استواری و استحکام خود را حفظ کرد.
حدود یک سده پس از هجوم مغول ها، در ۷۶۷ ق، سلطان اویس مؤسس سلسله جلایریان، که از دست نشانده های ایلخانان مغول بود، حرم را تعمیر و بازسازی کرد. دو فرزند او به نام های سلطان حسین و سلطان احمد نیز در این بازسازی نقش داشتند. تاریخ این بنا و تعمیر آن در بالای سر حرم مطهر، در قسمت جنوب غربی، محلی که به نام « نخله مریم » مشهور است، بر روی ستونی کنار محراب ثبت شده بود. این تاریخ تا سال ۱۲۱۶قمری(۱۱۸۰شمسی) محفوظ ماند و در آن سال پس از تهاجم و غارت وهابیان محراب و آثار آن محو شد. در این بازسازی بنای مسجد و حرم نوسازی شد، گنبدی نیم دایره ای بر فراز ضریح قرار گرفت که بر چهار طاق در چهار سمت استوار بود و سمت بیرونی هر یک از این طاق ها را رواقی تشکیل می داد. این گنبد، به لحاظ شکل هندسی، زیبا و بسیار ماهرانه ساخته شدو تجلی معماری اسلامی بود. نحوه قرار گرفتن گنبد و رواق ها به گونه ای بود که گردش زائران به دور ضریح و مزار شهیدان ممکن بود ولی امروزه چنین امکانی برای زیارت مزار آنان نیست.
تزیین دو گل دسته حرم با آجرهای زرد کاشانی
فرزندان اویس جلایری از آثار خود کتیبه های دیگری هم بر جای گذاشتند از جمله کتیبه ای به پهنای شصت سانتی متر بر روی دیوار حرم ثبت است و حکم « اویس بن... » در آن به چشم می خورد. این کتیبه بر لایه زیرین دیوار جدید قرار دارد که برای تقویت دیوار قدیمی روی آن ساخته شده است.
سلطان احمد جلایری، هم چنین، ایوان روبه روی صحن، معروف به ایوان طلا، و مسجد صحن، واقع در اطراف حرم را ساخت. در آن دوران، آینه و خاتم کاری ها و کاشی های کاشانی با منظره های طبیعی اوج معماری اسلامی را در رواق ها و حرم به نمایش گذاشت. کتیبه ای از کاشی با آیه و سوره های قرآن کریم، به خط ثلث، بر روی دیوار رواق ها جلوه زیبایی به حرم بخشید. به فرمان سلطان احمد، دو گل دسته حرم نیز با آجرهای زرد کاشانی تزیین و تاریخ بنا بر ساقه مناره ها به زبان فارسی و در قالب حروف ابجد(عدد ۷۹۳) ثبت شد.
علت طلاق«زن» بیل گیتس وقتی «همسرِبیل »سرزده ومثل افسران کارگاه،به عمارت متعلق به« جفری اپستین»مراجعه می کندوانجابه رازی پی می برد،رازاین بودکه این عمارت «محل اسکان دختران جوان ونوجوان» بوده برای تمتع مردان ثروتمند(خانه فحشا).بیل هم یکی ازمشتریان آقای اپستین بوده...
بیل گیتس و ملیندا گیتس در می 2021 طلاق گرفتند.
ماجراباشکایت یکی ازدختران(قربانی)افشاشد «جفری اپستین» سرمایهدار امریکایی و دلال سکس بود. او که به سوءاستفاده از دختران نابالغ متهم بوددر۶ جولای ۲۰۱۹(۱۵ تیر ۱۳۹۸)بازداشت شد واما یک ماه قبل از زمان محاکمه در ۱۰ آگوست ۲۰۱۹(۱۹مرداد ۱۳۹۸) در سلول(زندان) نیویورک خودکشی کرد،روابط بیل گیتس با این دلال جنسی موجب جدایی همسرش از وی شد.
این خودکشی پرونده خیلی هاراروکرد.. چراکه او به غیر از اتهاماتی نظیر ارتباط و آزار و اذیت چندین نوجوان کم سن و سال، با چهرههای مشهور سیاسی و رؤسای جمهور پیشین امریکا حشر و نشر داشت.
بیل گیتس و ملیندا گیتس نوشتند:پس از تفکر بسیار در مورد روابطمان، ما تصمیم گرفتیم که به ازدواج خود پایان دهیم.
این زوج گفتند : دیگر باور نداریم که می توانیم به عنوان یک زن و شوهر با هم باشیم.
اسپوتنیک(سه شنبه، ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰)نوشت: خبر جدایی این زوج پس از یک زندگی ۲۷ ساله توانسته صنعت فناوری، بهداشت جهانی، سیاستهای تغییرات جوی و مسائل اجتماعی مانند برابری زنان را تکان دهد.
این زوج که مالک ۱۴۶ میلیارد دلار ثروت هستند در مورد طرحهای مالی خود، فعالیت در بنیاد خیریه خود گفتند:آنهارا ادامه میدهیم.
«بیل و ملیندا گیتس» در بیانیهای که بیل گیتس در توییتر نوشت، اعلام کردند: «پس از تفکر بسیار و کار زیاد در مورد روابطمان، ما تصمیم گرفتیم که به ازدواج خود پایان دهیم.
طی ۲۷ سال گذشته، ما سه فرزند بی نظیر بزرگ کرده ایم و بنیادی ساخته ایم که در همه جای دنیا کار میکند تا همه مردم بتوانند زندگی سالم و مثمر ثمر داشته باشند. ما همچنان در این مأموریتها فعالیت داریم و کار مشترک خود را در بنیاد ادامه میدهیم، اما اعتقادداریم که ازاین ببعد نمیتوانیم به عنوان یک زن و شوهر ادامه زندگی بدهیم.
ما با شروع حرکت در این زندگی جدید، برای خانواده خود فضا و حریم خصوصی میخواهیم. »
توضیح مدیریت سایت:پیراسته فر:تأمل شود،علت اختلاف این زوج«سرک کشیدن»خانم به حریم خصوصی «بیل گیتس»بوده است.
این دو در سال ۱۹۹۴میلادی( ۱۳۷۳شمسی) پس از آشنایی در شرکت مایکروسافت با هم ازدواج کردند و . مایکروسافت ۱۳۰ میلیارد دالار دارایی دارد که بخشی از آن به بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس منتقل شده بود.
یورونیوز(۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰)نوشت:باهم همکاری(کاری)خواهیم داشت وامادیگر«زن وشوهر»نیستیم
خانم و آقای گیتس زمان ازدواج هیچ شروط ضمن عقدی نداشتند. بنابراین طبق قوانین ایالت واشنگتن، دارایی زن و مرد پس از طلاق نصف میشود و انتظار میرود خانم ملیندا گیتس ۷۳ میلیارد دلار دریافت کند.
خانم«ملیندا فرنچ گیتس» با دریافت این مبلغ به دومین زن ثروتمند دنیا تبدیل خواهد شد. در حال حاضر «فرانسواز بتانکور مهیرز»، وارث شرکت لورئال و مالک کنونی آن با ثروتی بالغ بر ۸۳ میلیارد دلار« ثروتمندترین زن جهان» است.
خانم ملیندا قرار است پس از طلاق با نام «ملیندا فرنچ گیتس» در رسانههای اجتماعی حضور داشته باشد. فرنچ نام خانوادگی ملیندا پیش از ازدواج با بیل گیتس بوده است.
خانم و آقای گیتس روز دوشنبه،سوم ماه مه( ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰) خبر جدایی خود را در توییتر اعلام کردند و نوشتند: «پس از تفکر زیاد و تلاش برای بهبود رابطه خود، تصمیم گرفتیم به این ازدواج پایان دهیم. در ۲۷ سال گذشته ما ۳ فرزند فوقالعاده تربیت کردیم و بنیادی بنا نهادیم که در سراسر جهان فعال است تا برای مردم زندگی سالم و پرباری فراهم کند.»
این زوج ثروتمند در ادامه افزودند: «ما در آینده هم از ماموریت مهم خود چشمپوشی نخواهیم کرد و در کنار یکدیگر به کار در بنیاد ادامه میدهیم ولی دیگر بر این باور نیستیم که در ادامه بتوانیم همچون یک زوج در مراحل بعدی زندگی هم در کنار یکدیگر رشد کنیم و شکوفا شویم.»
خیریه خانم و آقای گیتس در سیاتل آمریکا واقع شده و بیش از هزار و ۶۰۰ کارمند دارد. از زمان تاسیس این مرکز در سال ۲۰۰۰ میلادی تا کنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار در ۱۳۵ کشور جهان برای ایجاد و رشد پروژههای توسعه و سلامت و بهداشت، از سوی این مرکز هزینه شده است.
تخمین زده میشود در حال حاضر دارایی این موسسه حدود ۴۳ میلیارد دلار باشد.
ثروت شخصی این زوج شامل ملک شخصی عظیم آنها مشرف به دریاچه واشنگتن است که ارزش آن ۱۳۰ میلیون دلار تخمین زده میشود. ضمن اینکه مجموعهای مانند خانه ساحلی ۴۳ میلیون دلاری در سندیگو و مزرعه ۵۹ میلیون دلاری در فلوریدا را نیز باید به جمع داراییهای این زوج افزود.
سبد دارایی این زوج شامل چندین جت شخصی و اتومبیلهای گران قیمت کمیاب همچون پورشه ۹۵۹ که ۲ میلیون دلار قیمت دارد و البته پورشه تایکان برقی نیز میشود.
عکسی از دونالد ترامپ و ملانیا ترامپ در کنار جفری ایپستین در سال ۲۰۰۰، گفته میشود ملانیا را آقای ایپستین به ترامپ معرفی کرده است
قرار است خانم و آقای گیتس در آوریل ۲۰۲۲ میلادی(فروردین ۱۴۰۱) برای اقدام طلاقشان در دادگاه حاضر شوند.
دویچه وله(۹ اَمرداد ۱۳۹۸) نوشت: وقتی همسرِبیل فسرزده ومثل افسران کارگاه،به عمارت متعلق به« جفری اپستین»مراجعه می کندوانجابه رازی پی می برد،رازاین بودکه این عمارت محل اسکان دختران جوان ونوجوان بوده برای تمتع مردان ثروتمند(خانه فحشا).بیل هم یکی ازمشتریان آقای اپستین بوده...
فاششده ملیندا پس از بازدید از عمارت متعلق به جفری اپستین، از دست شوهر خود و روابطش بسیار عصبانی شد.
ایندیندنت(۶ خرداد ۱۳۹۹) نوشت:پس ازمرگ «جفری اپستین»عده ای برای تصاحب ثروت کلان «این دلال سکس»ادعاکردندکه مافرزندمتوفی هستیم!
بیش از یکصد نفر ادعا کردهاند ممکن است فرزند جفری اپستین باشند که احتمالا دارایی شخصیاش بالغ بر ۴۷۰ میلیون پوند است. آقای اپستین سال گذشته در زندان درگذشت.
شرکت «دی ان ای» که سایت موسوم به «اپستین.کام» به راه انداخته میگوید از هنگام شروع این سایت حدود ۱۳۰ نفر – برخی در بریتانیا – گفتهاند فرزند جفری اپستین هستند.
نشریه «سان» میگوید صدها نفر دیگر در مورد فرزندان احتمالی اپستین با این نشریه تماس گرفتهاند.
«گیسلاین مکسول» (Ghislaine maxwell) که متهم به آزار جنسی دختران نوجوان است، خرداد ۱۳۹۹ترورشد.
تصور کلی در مورد اپستین در طول زندگیش این بود که او فرزندی ندارد، اما اگر کسی ثابت کند که این تجاوزگر جنسی پدرش است، میتواند به بخشی از داراییهای او از جمله یک خانه بزرگ در نیویورک و یک خانه و زمین ییلاقی به مساحت ۷۵ هکتار دست پیدا کند.
هاروی مورس بنیانگذار موسسه «خدمات ژنشناسی دی ان ای موُرس» میگوید: «جفری اپستین برای مدتی طولانی در روابط جنسیاش بیپروا بود و میتوان تصور کرد که فرزندان بسیاری از او به دنیا آمده است. ممکن است حتی پدربزرگ هم شده باشد.»
آقای مورس افزود اگر موسسهاش بتواند مدارکی متقن ارائه دهد، در آن صورت آنها(فرزندان احتمالی اپستین) میتوانند در آمریکا به دادگاه مراجعه کرده و برای تثبیت رابطه ژنتیکیشان با اپیستین خواستار آزمایش دی ان ای بشوند.
جفری اپستین، سرمایه گذار ثروتمند اهل نیویورک که به مراکز قدرت نزدیک بود روز ۶ ژوئیه به اتهام گرداندن "یک شبکه وسیع" دختران نوجوان برای سکس دستگیر شده بود.
مرگ او تنها یک روز پس از آن روی داد که با هویدا شدن مدارک جدید از فعالیتهای او دادستانها از طرح اتهامهای جدید علیه او سخن گفته بودند.
در کیفرخواست علیه جفری ایپستین آمده بود وی از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ دختران زیر سن قانونی را به بازدید از عمارات بزرگش در نیویورک و فلوریدا ترغیب میکرده است.
براساس متن اتهامات این دختران که گاه فقط ۱۴ سال داشتند، برای انجام اعمال جنسی صدها دلار میگرفتند.
او با یک فقره اتهام قاچاق جنسی و یک فقره اتهام توطئه برای قاچاق جنسی روبرو بود.
مدیر ۶۶ ساله شرکتهای مشاور سرمایهگذاری حدود ۴۰ روز پیش در فرودگاه تتربورو پس از بازگشت از سفری به فرانسه با جت شخصیاش بازداشت شده بود.
در ادعانامه علیه او آمده بود که جفری اپستین آگاه بوده که این دختران زیر ۱۸ سال سن داشتهاند و اغلب از آنها میخواسته برهنه او را ماساژ دهند و بعد در معرض سوءاستفاده جنسی قرار میگرفتند.
دادستانها میگویند "کارمندان و همکاران" جفری اپستین در این راه به او کمک کرده بودند.
دویچه وله(۹ اَمرداد ۱۳۹۸) نوشت:از روزی که بیل گیتس، رئیس شرکت مایکروسافت و همسرش ملیندا با انتشار پیامی در توییتر رسماً اعلام کردند که پس از ۲۷ سال زندگی مشترک، تصمیم گرفتهاند از هم جدا شوند، گمانهزنیها درباره چرایی طلاق این زوج مشهور بالا گرفتهاست .
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مقامات مطلع ، فاشکردند:خانم«ملیندا »پس از بازدید از عمارت «جفری اپستین» از دست شوهر خود و روابطش بادختران آن عمارت بسیار عصبانی شده وبین زن وشوهردعواشده،(«ملیندا »عصبانی ازروابط بازنان دیگرو«بیل گیتس»اززنش عصبانی بوده که چرابه حریم خصوصی اش ورودکردید) که نهایتاً تصمیم به جدایی گرفتند./این اختلاف درپیام (توئیت ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰«بیل گیتس و ملیندا گیتس») هم آمده...ما با شروع حرکت در این زندگی جدید، برای خانواده خود فضا و حریم خصوصی میخواهیم. /
«جفری اپستین » سرمایهدار امریکایی و دلال سکس بود. او که به سوءاستفاده از دختران نابالغ متهم بود، در ۱۰ آگوست ۲۰۱۹ در سلول(زندان) خود در «مرکز اصلاح متروپلیتن نیویورک» خودکشی کرد. روابط بیل گیتس با این دلال جنسی موجب جدایی همسرش از وی شدهاست،
اما «بیل گیتس» تنها چهره سرشناس امریکایی نیست که با اپستین روابط نزدیکی داشته است. رؤسای جمهور سابق امریکا از جمله بیل کلینتون و دونالد ترامپ دیگر چهرههایی هستند که از نزدیکان این دلال سکس بودهاند و فیلمها و تصاویرشان در کنار فردی که از دختران نابالغ سوءاستفاده میکرد، ثبت شدهاست. گویا در غرب، همه، از رؤسای جمهور گرفته تا ثروتمندان به دنبال افراد نابالغ هستند، اما همانها و دنبالهروهای بدون منطقشان، ازدواج شرعی دختران بالغ را در سایر نقاط دنیا محکوم میکنند!
پس از دستگیری«جفری اپستین»، سرمایهدار میلیاردر امریکایی حواشی زیادی پیرامون پرونده وی شکل گرفت؛ چراکه او به غیر از اتهاماتی نظیر ارتباط و آزار و اذیت چندین نوجوان کم سن و سال، با چهرههای مشهور سیاسی و رؤسای جمهور پیشین امریکا حشر و نشر داشت. اپستین در ششم جولای ۲۰۱۹ توسط پلیس فدرال امریکا به اتهام قاچاق و فروش انسان و همچنین ایجاد شبکه وسیعی از باند ارائه دختران زیر سن قانونی جهت سوءاستفادههای جنسی بازداشت شد. با اینکه جلسه محاکمه وی در دادگاه با خودکشیاش دیگر برگزار نشد، اما اپستین در صورت مجرم شناخته شدن از سوی قاضی به حبس تا ۴۵ سال محکوم میشد. صحنه مرگ اپستین ۶۶ ساله، که از دوستان نزدیک «دونالد ترامپ» رئیسجمهور امریکا بود، این ذهنیت را القا میکرد که او در سلولش در زندان «منهتن» خود را حلقآویز کردهاست. با این حال دکتر «مایکل بادن»، پزشک ارشد سابق پزشکی قانونی «نیویورک سیتی» تأکید کردهبود که جراحات موجود بر جسد اپستین نشان میدهد که مرگ وی بیشتر شبیه به قتل بوده تا اینکه خودکشی باشد. جالبتر از همه اینکه محل نگهداری جفری با دوربین مدار بسته تحت کنترل بودهاست!
دوستی نزدیک یک دلال سکس با رؤسای جمهور امریکا
دونالد ترامپ در مصاحبه با نیویورک تایمز اپستین را فردی جالب توصیف کرده و گفتهبود: «بودن با اون خیلی لذتبخشه. اون گفت که زنان زیبا رو به اندازه من دوست داره و خیلی از اونایی که اون باهاشون رابطه داره جوان هستند. شک نداشته باشید که از زندگی اجتماعیاش لذت میبره».
بعد دستگیری «اپستین» ترامپ از قطع رابطهاش با وی سخن گفتهبود. بیل کلینتون رئیسجمهور دیگری است که با جفری روابط دوستانه داشت.
بنا به گزارشاتی دیگر «بیل کلینتون» رئیسجمهور اسبق ایالات متحده حداقل ۲۶ بار با جت شخصی اپستین-که در اوایل سال ۲۰۰۰ روزنامهها این هواپیما را Lolita Express نامیدند - پرواز کردهاست.
بنا به گزارش شبکه Fox News، ظاهراً مشخص شده که یک پرواز در سال ۲۰۰۲ به مقصد آفریقا و با حضور اپستین، کلینتون و بازیگران سینما کوین اسپیسی و کریس تاکر انجام شدهاست.
آنها مأموریت داشتند که به کاوش درباره مشکلات بیماری ایدز و رشد اقتصادی در آفریقا بپردازند. مجله Vanity Fair در گزارش کوتاهی در این رابطه بیان میکند که «زنان زیادی که اکثراً جوان نیز بودند در زندگی او حضور داشتند، اما او به هیچ کدام از آنها متعهد نبودهاست».
با تمام اینها دفتر کلینتون هم پس از دستگیری اپستین در بیانیهای اعلام کرد «وی از هیچکدام از جرائم وحشتناک جفری اپستین که چند سال پیش در فلوریدا به آنها اقرار کرده و همچنین جرائمی که اخیراً به انجام آنها در نیویورک متهم شدهاست، مطلع نبودهاست». این بیانیه در ادامه میافزاید که کلینتون «مجموعاً چهار سفر» با جت اپستین انجام داده و حدود یک دهه است که با او صحبت نکردهاست»! شاهزاده آندرو، برادر کوچکتر شاهزاده چارلز هم از دیگر کسانی است که با اپستین ارتباط نزدیک داشتهاست.
بر سر زبان افتادن نام اپستین بعد از ۲ سال
اما ماجرای بیل گیتس و ارتباطش با اپستین حالا دو سال بعد از مرگ وی و با جدایی بیل و ملیندا پس از ۲۷ سال زندگی مشترک، دوباره نام این دلال جنسی را بر سر زبانها انداختهاست.
بیل گیتس هم در واکنش به انتشار گزارشی در وال استریت ژورنال مبنی بر ارتباطش با «جفری اپستین» و مشارکت وی در کمکهای مالی او به مؤسسات مختلف گفته بود: «صرفاً به خاطر ارتباطاتی که جفری اپستین (میلیاردر متوفی امریکایی) با افراد ثروتمند داشته با او ملاقات میکرده و در جریان ملاقاتهایش با اپستین هیچگاه زنان حضور نداشتند. تمام دیدارهایی که با اپستین داشتم صرفاً با حضور مردان بود. هیچگاه در مهمانیهای او یا هرچیزی مثل این شرکت نداشتم و او هیچوقت پولی را بابت کمک در پروژههایی که من از آنها اطلاع داشتم در اختیارم قرار نداد.»
حلقه چهرهها و شخصیتهای اطراف اپستین از ارتباطات ناسالم این افراد با دختران نابالغی که در تجارت سکس این فرد حضور داشتهاند، حکایت دارد و دلیل جدایی میلندا از گیتس هم همین ارتباطات است. در چنین شرایطی و وقتی بالاترین مقامات و چهرههای دنیای غرب در کنار روابط رسمی خود به دنبال روابط با دختران نابالغ هستند، غولهای رسانهای غرب با جریانسازیهای خود میکوشند تا کشورهایی که در آنها با ازدواج رسمی دختران بالغ، اما کم سن و سال جریان دارد، به جرم ازدواج در سنین پایین و با عبارتهایی همچون کودک همسری تحت حملات حقوق بشری خود قرار دهند.
توضیح مدیریت سایت:جفری اپستین کیست؟
ماجرای «جفری اپستین» بانکدار و میلیاردر آمریکایی که متهم به سوء استفاده جنسی از صدها دختر جوان و زیر سن قانونی است هر بار با فاش شدن جزئیاتی تازه داغتر میشود.
پیش از این رد پای برخی از افراد مشهور به این ماجرا کشیده بود. گفته شده بود، شاهزاده اندرو، پسر الیزابت دوم، ملکه بریتانیا با دختری که جفری اپستاین در اختیار او قرار داده به زور رابطه جنسی برقرار کرده ست.
الکساندر آکوستا، وزیر کار سابق آمریکا نیز پس از آن که متهم به دخالت در پرونده اپستاین و کاهش محکومیت او از حبس ابد شد، از کار استعفا داد. حتی اسامی معروفی مانند بیل کلینتون و دونالد ترامپ، رؤسای جمهور سابق و کنونی آمریکا نیز در رابطه با اپستین مطرح شده که گفته میشود با او دوست بودهاند.
اما اینک از نقش یک زن ۵۷ ساله بریتانیایی در این ماجرا در ابعادی کاملا متفاوت سخن به میان آمده است.
« گیزلین ماکسول» که نامش کمتر به گوش خورده و در تصاویری همراه با مردان نامآشنایی مانند شاهزاده اندرو، دونالد ترامپ و بیل کلینتون دیده میشود در سال ۱۹۹۲ رابطه دوستی کوتاهی با اپستن برقرار کرده است. از قرار معلوم او از آن پس برای سالها دختران جوانی را پیدا کرده و دقیقا برای سکس با اپستین آموزش داده است؛ دخترانی مانند ویرجینیا رابرتز که در آن زمان ۱۵ ساله بود.
رابرتز که در سال ۱۹۹۸ در مرکز اسپا و سالن ماساژ باشگاه "مارالاگو"ی ترامپ در "پالم بیچ" فلوریدا مشغول به کار بود از طریق خانم « ماکسول» با «جفری اپستین» آشنا میشود. به او پیشنهاد داده میشود که به عنوان ماساژور برای اپستین که بیش از سه برابر سن او را داشت کار کند. اما بهسرعت معلوم میشود که این پیشنهاد دروغ بوده است.
رابرتز در ویدئویی در روزنامه "میامی هرالد" شرح داده که چگونه به او برای سکس با اپستین آموزش داده شده است: این که چگونه باید از طریق سکس دهانی یک مرد را ارضا کند و چگونه ساکت و بردهوار خود را در اختیار "جفری" بگذارد و "هر چه او میخواهد انجام دهد."
او میگوید: «بسیاری از این آموزشها توسط خود خانم ماکسول داده شده است. حیرتآور است که یک زن اجازه چنین کاری را میدهد و نه تنها اجازه چنین کاری را میدهد بلکه مرا را نیز آماده انجام آن میکند.»
ویرجینیا رابرتز میگوید، از همراهان اپستین بوده و بارها مجبور شده خود را در اختیار او و سایر دوستان معروف و شرکای تجاریاش قرار دهد تا این که ۱۹ ساله شده است.
رابرتز اضافه میکند، سه بار مورد سوء استفاده جنسی شاهزاده اندرو قرار گرفته است. در عکسی نیز ویرجینیا رابرتز همراه اندرو، شاهزاده بریتانیا دیده میشود در حالی که اندرو دست خود را دور کمر او انداخته است. به نظر میرسد که این عکس در خانه ماکسول در لندن برداشته شده است. خود ماکسول نیز در حاشیه این عکس لبخند به لب ایستاده است.
گیزلین ماکسول این اتهامها را رد کرده و از "دروغها و ادعاهای توهینآمیز" سخن گفته است.
رابرتز میگوید، در سال ۲۰۰۷ پنج سال بعد از این که توانست از این حلقه دلالی جنسی خلاص شود ماکسول به او تلفن کرده و تحت فشارش گذاشته که درباره این اتفاقها هرگز حرف نزد و او نیز مدتی زیاد این خاطرات را پیش خود نگه داشته است.
او شرح میدهد: «من جوان بودم، میترسیدم و این افراد صاحب قدرت بودند.» رابرتز سالها بعد در دادگاهی مدنی علیه ماکسول شکایت کرد. اما در سال ۲۰۱۷ بعد از این که از سوی ماکسول مبلغی نامعلوم به رابرتز پرداخت میشود این قضیه فیصله پیدا میکند.
"دلال سکس و حافظ اقیانوسها"
راجع به زندگی خصوصی «گیزلین ماکسول» اطلاعات زیادی در دست نیست. او دختر رابرت ماکسول، غول رسانهای بریتانیا بود که در سال ۱۹۹۱ به شکل مرموزی در قایق تفریحیاش کشته شد. او در زمان مرگش به شدت مقروض بود و برای همین از صندوق بازنشستگی کارمندانش برداشت کرده بود.
«گیزلین ماکسول» از بریتانیا به آمریکا مهاجرت کرد و در سال ۲۰۱۲ دست به تأسیس سازمان امدادی "پروژه ترامار" برای حفاظت از اقیانوسهای جهان زد.
جفری اپستاین، نفروسط تصویر
«جفری اپستین» یک بار ماکسول را "بهترین دوست" خود نامید. در مجله "وانیتی فیر" گفته شد، ماکسول "بخشهای وسیعی از زندگی" اپستین را برنامهریزی میکند. و طبق آنچه که رابرتز و چند زن دیگر میگویند، قسمتی از این برنامهریزی نیز باید مربوط به پیدا کردن دختران جوان برای او باشد.
در آوریل سال ۲۰۱۸ ماریا فارمر، کارمند سابق اپستین علنی کرد که او و خواهر کوچکش که در آن زمان ۱۵ ساله بود در دهه ۹۰ دو بار مورد سوء استفاده جنسی ماکسول و اپستین قرار گرفتند. فارمر گفت، بارها دیده بود که دختران جوان وارد خانه اپستین در نیویورک میشوند. او از ماکسول میپرسد که علت این موضوع چیست و ماکسول نیز میگوید، آنها به عنوان "مدل" وارد خانه او میشوند.
«گیزلین ماکسول» زنی که برای جفری اپستاین(Jeffrey Epstein) «دلالی سکس» میکرد(دختران راشناسایی وبه اپستین معرفی می کرد).
در مورد مشابه دیگری در اظهارات سارا رانسام نیز به اپستاین و ماکسول اشاره میشود. رانسام میگوید، در سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ هر دوی اینها به او قول میدهند که هزینه تحصیلش را بپردازند، به این شرط که او اپستین و دوستانش را ارضای جنسی بکند.
ناظران پیشبینی کردهاند که پای افراد دیگری به محاکمه اپستین کشیده و دادگاههایی علیه آنان نیز برپا شود. احتمالا گیزلین ماکسول یکی از کسانی خواهد بود که باید در این محاکم از خود دفاع کند.
BBC نوشت(۱۳ تیر ۱۳۹۹):گیلین مکسول شخصیت اجتماعی سرشناس اهل بریتانیا که قبلا دوست دختر جفری اپستین، سرمایه دار محکوم به کودک آزاری بود، از سوی افبیآی در آمریکا تحت بازداشت قرار گرفته و رسما متهم شده است.
او متهم است در استخدام و استفاده از قربانیانی که کمتر از ۱۸ سال داشتند به جفری اپستین کمک می کرد.
او بعد از بازداشت در ایالت نوهمپشر به دادگاه منتقل شد و بازداشت او تایید شد تا به نیویورک منتقل شود.
خانم مکسول قبلا هرگونه مشارکت یا آگاهی از بهره برداری جنسی جفری اپستین از زنان را رد کرده است.
«جفری اپستین» که با اتهامات قاچاق جنسی روبرو بود روز ۱۰ اوت در زندان درگذشت. پزشکی قانونی نیویورک رسما اعلام کرد او در اثر خودکشی با طناب دار در سلول زندان مرده است.
او سال گذشته در نیویورک بازداشت شد که بعد از طرح ادعاهایی دایر بر اداره یک شبکه از دختران زیر سن قانونی - گاه ۱۴ ساله - برای بهره برداری جنسی بود.
دادستانی ادعا می کند که خانم مکسول بین سال های ۱۹۹۴ و ۱۹۹۷ به اپستین کمک می کرد دختران نوجوان را برای عرضه جنسی آماده کند.
براساس این اتهامات او با این دختران روابط گرمی برقرار می کرد - مثلا آنها را به خرید یا سینما می برد - و بعد آنها را راضی می کرد اپستین را ماساژ دهند که در جریان آن مورد بهره برداری جنسی قرار می گرفتند.
«آدری اشتراوس»(Audrey Strauss) دادستان فدرال در ناحیه جنوبی نیویورک گفت:
«مکسول» نقشی مهم در کمک به «اپستین» برای شناسایی وآشنایی(معرفی)، دوست شدن و آماده کردن قربانیان زیر سن قانونی سوءاستفاده (جنسی) داشت.
ایندیندنت(۶ خرداد ۱۳۹۹) نوشت:پس ازمرگ «جفری اپستین»عده ای برای تصاحب ثروت کلان «این دلال سکس»ادعاکردندکه مافرزندمتوفی هستیم!
بیش از یکصد نفر ادعا کردهاند ممکن است فرزند جفری اپستین باشند که احتمالا دارایی شخصیاش بالغ بر ۴۷۰ میلیون پوند است. آقای اپستین سال گذشته در زندان درگذشت.
شرکت «دی ان ای» که سایت موسوم به «اپستین.کام» به راه انداخته میگوید از هنگام شروع این سایت حدود ۱۳۰ نفر – برخی در بریتانیا – گفتهاند فرزند جفری اپستین هستند.
نشریه «سان» میگوید صدها نفر دیگر در مورد فرزندان احتمالی اپستین با این نشریه تماس گرفتهاند.
«گیسلاین مکسول» (Ghislaine maxwell) که متهم به آزار جنسی دختران نوجوان است، خرداد ۱۳۹۹ترورشد.
تصور کلی در مورد اپستین در طول زندگیش این بود که او فرزندی ندارد، اما اگر کسی ثابت کند که این تجاوزگر جنسی پدرش است، میتواند به بخشی از داراییهای او از جمله یک خانه بزرگ در نیویورک و یک خانه و زمین ییلاقی به مساحت ۷۵ هکتار دست پیدا کند.
هاروی مورس بنیانگذار موسسه «خدمات ژنشناسی دی ان ای موُرس» میگوید: «جفری اپستین برای مدتی طولانی در روابط جنسیاش بیپروا بود و میتوان تصور کرد که فرزندان بسیاری از او به دنیا آمده است. ممکن است حتی پدربزرگ هم شده باشد.»
آقای مورس افزود اگر موسسهاش بتواند مدارکی متقن ارائه دهد، در آن صورت آنها(فرزندان احتمالی اپستین) میتوانند در آمریکا به دادگاه مراجعه کرده و برای تثبیت رابطه ژنتیکیشان با اپیستین خواستار آزمایش دی ان ای بشوند.
جفری اپستین، سرمایه گذار ثروتمند اهل نیویورک که به مراکز قدرت نزدیک بود روز ۶ ژوئیه به اتهام گرداندن "یک شبکه وسیع" دختران نوجوان برای سکس دستگیر شده بود.
مرگ او تنها یک روز پس از آن روی داد که با هویدا شدن مدارک جدید از فعالیتهای او دادستانها از طرح اتهامهای جدید علیه او سخن گفته بودند.
در کیفرخواست علیه جفری ایپستین آمده بود وی از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ دختران زیر سن قانونی را به بازدید از عمارات بزرگش در نیویورک و فلوریدا ترغیب میکرده است.
براساس متن اتهامات این دختران که گاه فقط ۱۴ سال داشتند، برای انجام اعمال جنسی صدها دلار میگرفتند.
او با یک فقره اتهام قاچاق جنسی و یک فقره اتهام توطئه برای قاچاق جنسی روبرو بود.
مدیر ۶۶ ساله شرکتهای مشاور سرمایهگذاری حدود ۴۰ روز پیش در فرودگاه تتربورو پس از بازگشت از سفری به فرانسه با جت شخصیاش بازداشت شده بود.
در ادعانامه علیه او آمده بود که جفری اپستین آگاه بوده که این دختران زیر ۱۸ سال سن داشتهاند و اغلب از آنها میخواسته برهنه او را ماساژ دهند و بعد در معرض سوءاستفاده جنسی قرار میگرفتند.
دادستانها میگویند "کارمندان و همکاران" جفری اپستین در این راه به او کمک کرده بودند.
علت طلاق ملیندا فرنچ گیتس "بیل گیتس"جفری آپستین
بعداز۴هفته وقفه کرنایی.
نمازجمعه امروز، ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰( ٢٤ رمضان ١٤٤٢)آخرین جمعه ماه مبارک رمضان«روزقدس»دررشت برگزارشد
«آیت الله رسول فلاحتی» درخطبه اول به مسئله قدس پرداخت.
وی گفت:ازجمله ازحقوقی که پیامبراسلام ازماانتظاردارد،حمایت ازمردم(آرمان)فلسطین است.
خطبه اول که ازساعت: ۰۷ : ۱۳دقیقه شروع شده بود،در۱۸ : ۱۳ دقیقه به پایان رسید(۱۱دقیقه).
امام جمعه رشت درخطبه دوم نیزبه مسئله روزجهانی قدس پرداخت.
وی گفت: آخرین جمعه ماه رمضان با تدبیر امام به عنوان روز جهانی قدس برای آزادسازی قدس شریف با مقاومت نامگذاری شده است.
روز جهانی قدس یک موضوع انسانی و بشری است و امروز باید نماد مقاومت در جبهه اسلامی شود.
امروز جبهه باطل با تمام قوا در مقابل جبهه حق ایستاده است.
آیت الله فلاحتی به حمله موشکی مرکزاتمی«دیمونا » وانفجار کارخانه تولیدصنایع نظامی وموشکی ۳۱ فروردین ۱۴۰۰مراکزحساس اسرائیل اشاره داشت وگفت:
اینهانشانه های افول تدریجی رژیم صهیونیستی است،همانطوری که رهبری وعده نابودی اسرائیل رادرطی ۲۵سال داده اند.
البته امام جمعه رشت گفت:امیدواریم شاهدافول اسرائیل وامریکا،عنقریباًباشیم.
توضیح نگارنده-پیراسته فر:برای اطلاع از۳حادثه اخیردراسرائیل به این لینک مراجعه کنید:
واین لینک«جشن مردم اسرائیل به عزاتبدیل شد»مراجعه کنید:
امام جمعه رشت گفتند:امام معتقدبودکه برای نجات قدس راهی جزمبارزه مسلحانه نداریم وبه فرازی ازسخنان آن امام فقیداشاره داشتند:امام فرمودند:تا کى باید قدس شما در زیر چکمه تفاله هاى امریکا، اسرائیل غاصب پایکوب شود!؟و-بلکه- هر روز بر جنایات و ستمگری ها افزوده خواهد شد؟مذاکرات سیاسى با سیاستمداران قدرتمند و جنایتکاران تاریخ ، قدس و فلسطین و لبنان را نجات نخواهد داد ...
فایل صوتی ظریف
نماینده ولی فقیه در گیلان به پخش صحبت های فردی در ایران برای نخستین مرتبه از رسانه های آل جهود در عربستان اشاره کردوگفت: صبحت های بیان شده موجب موضع گرفتن نیروهای جبهه مقاومت به ویژه مقام معظم رهبری شد و ایشان به سخنان بیان شده اظهار تاسف کردند و تعابیر تندی نسبت به آن داشتند که به جا بود.
امام جمعه رشت گفت:رهبری درواکنش به مصاحبه محرمانه ظریف فرمودند:این سخنان تکرارحرف دشمن(امریکا)است.
وی گفت:بعضی از«دست اندرکاران این فایل صوتی ازمحکومین فتنه ۸۸ هستند»که درنهادریاست جمهوری جاخوش کرده اند.
آیت الله رسول فلاحتی درمذمت مذاکرات بادشمنان گفتند:درزمان جنگ هم،وقتی دشمن بعثی شهرهای مارادراشغال داشت عده ای همین تفکرایده مذاکره راپیشنهادکرده بودند.
خطیب جمعه رشت ادامه داد: عقل و منطق جهانی که امروز در مجامع بین المللی حاکم است هیچگاه قبول نمی کند زمانی که دشمن در خانه است با او مذاکره کنیم و براین اساس جوانان ما پاسخ صدامیان را با خون خود در میدان دادند.
امام جمعه رشت با بیان اینکه مذاکره تا جایی که ذلیل شویم دور از معارف قرآن و دین است،پیام استقامت رمز ماندگاری کربلا در مقابل دشمنان خدا است. امروز جبهه مقاومت در دنیای بشر به این باور رسیده که در برابر جبهه استکبار باید ایستادگی کرد.
خطبه دوم درساعت: ۴۳ : ۱۳ دقیقه به پایان رسید(۲۵دقیقه).مجموع ۲خطبه ۳۶دقیقه زمان برد وخطبه ها ونمازجمعه ونمازعصردرساعت ۰۷ : ۱۴به پایان رسید(یک ساعت)
البته مدیرکل شعارگیلان(سردارجهاندیده)نمازگزاران را بی نصیب نگذاشت،بعداز اتمام نماز(جمعه ونمازعصر)گفت :یک دقیقه بنشیند کاری دارم،روزقدس است چندتاشعاربدهیم،نمازگزاران بلندشدند وهماهنگ -شعار-مرگ برامریکا .مرگ براسرائیل سردادند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بعدازرفتن به منزل،دراهمیت روزقدس،مروری برصحیفه امام داشتم واین مطالب رادرآوردم ازمیان سخنان معمارانقلاب اسلامی:
در روز قدس که آخرین روزهاى «شهر اللَّه اعظم» است، سزاوار است که مسلمانان جهان از قید اسارت و بردگى شیاطین بزرگ و ابرقدرت ها رها شده و به قدرت لایزال اللَّه بپیوندند و دست جنایتکاران تاریخ را از کشورهاى مستضعفان قطع و رشته طمع آنان را بگسلانند.(صحیفه امام؛ ج ۱۵، ص ۵۹)
امام خمینی:تا کى باید قدس شما در زیر چکمه تفاله هاى امریکا، اسرائیل غاصب پایکوب شود!؟ تا کى سرزمین قدس، فلسطین، لبنان و مسلمانان مظلوم آن دیار در زیر سلطه جنایتکاران به سر برند و شما تماشاچى باشید، و بعض حکام خائن شما آتش بیار آنان باشند؟ تا کى قریب یک میلیارد مسلمان در جهان و قریب صد میلیون عرب با کشورهاى وسیع و ذخایر بى پایان، شاهد چپاولگری هاى شرق و غرب و ستمگری ها و قتل عامهاى غیر انسانى آنان و تفاله هاى آنان باشند؟ تا کى تحمل جنایات وحشتناک بر برادران افغانستان و لبنان را نموده و به نداى آنان جواب نمى دهند؟ تا کى به جاى مقابله با دشمنان اسلام و براى نجات قدس از «اسلحه گرم و قدرت نظامى و الهى» غفلت نموده و با کارهاى سیاسى و برخوردهاى سازشکارانه با ابرقدرت ها وقت گذرانده و به اسرائیل مهلت جنایت هاى بى امان داده و شاهد قتل عامها باید بود؟
امام خمینی درادامه می نویسد:آیا سران قوم نمى دانند و ندیده اند که« مذاکرات سیاسى با سیاستمداران قدرتمند و جنایتکاران تاریخ»، قدس و فلسطین و لبنان را نجات نخواهد داد و-بلکه- هر روز بر جنایات و ستمگری ها افزوده خواهد شد...
امام خمینی راه حل رااینگونه ارائه می کند:باید براى آزادى قدس از مسلسل هاى متکى بر ایمان و قدرت اسلام استفاده و بازی هاى سیاسى را که از آن بوى سازشکارى و راضى نگه داشتن ابرقدرت ها به مشام مى رسد کنار گذاشت. باید ملت هاى مسلمان خصوصاً ملت فلسطین و لبنان، کسانى را که با مانورهاى سیاسى وقت گذرانى مى کنند، تنبه نموده و زیر بار بازی هاى سیاسى که نتیجه اى جز زیان و ضرر براى ملت مظلوم ندارد نروند.
تا کى اسطوره هاى دروغین شرق و غرب، مسلمانان قدرتمند را مسحور نموده و بوق هاى تبلیغاتى میان تهى، آنان را وحشتزده مى نماید!؟ تا کى مسلمین از قدرت اسلام بزرگ غافلند!؟ مسلمانانى که در نیم قرن آن فتوحات عظیم و تحولات شگرف را با دست خالى از سازوبرگ جنگى و دلى آغشته به ایمان و زبانى متذکر به اللَّه اکبر به دست آورده و اسلام و توحید را در جهان قدرتمند آن روز پایه گذارى نمودند. اگر آن پیروزی ها و تحولاتى که در تاریخ ثبت است از چشم انداز مسلمانان دور است، پیروزى ملت رزمنده ایران با انگیزه سربازان صدر اسلام که سلاحشان ایمان بود، در پیش چشم همگان پرتوافکن است. (صحیفه امام؛ ج ۱۵، ص ۶۰)
امام خمینی:... اگر در روز قدس تمام کشورهای اسلامی، ملتها همه برخیزند و فریاد بزنند، نه برای قدس تنها، برای همه ممالک اسلامی، پیروز خواهند شد. ما با فریاد، محمد رضا خان را بیرونش کردیم. شما خیال می کنید با تفنگ بیرون کردیم!؟
امام خمینی درادامه می گوید:با فریاد، با «الله اکبر»! این قدر «الله اکبر» بر مغز اینها کوبیده شد که خودشان را باختند و فرار کردند. از این مملکت رفتند.» (صحیفه امام؛ ج ۱۳، ص ۹۰)
امام خمینی:روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می دانم، و روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوّت در مقابل اجانب بایستند. (صحیفه امام؛ ج ۹، ص: ۲۷۸)
امام خمینی:روز قدس یک روز اسلامی است، و یک بسیج عمومی اسلامی بود. و من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «حزب مستضعفین» در تمام دنیا. (صحیفه امام؛ ج ۹، ص ۲۸۰)
نمازجمعه باپذیرش محدود!
رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه گیلان«حجت الاسلام ولی عادلی »: با اشاره به وضعیت نارنجی و زرد شهرستان های گیلان، گفت: نماز جمعه رشت ودیگرشهرهای گیلان ، همراه با رعایت پروتکل های بهداشتی و فاصله گذاری اجتماعی و «پذیرش محدود نمازگزاران »فردابرگزارمی شود/مصاحبه باایسنا۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰