ماجرای دالان« زنگزور»(کریدور زنگزور)چیست؟
علت مسدودن کردن محور« گوریس قاپان» آذربایجان چیست؟
تنش در مرزهای شمال غربی کشورمان ،در مناطق مرزی با ارمنستان و جمهوری آذربایجان.
تغییرات مرزی و معامله بر سر مناطقی از خاک ارمنستان و جمهوری آذربایجان است که در نتیجه آن بخشی از خاک ارمنستان که هم مرز با جمهوری اسلامی ایران است به جمهوری آذربایجان واگذار میشود و عملا ارمنستان مرز خود با ایران را از دست میدهد.
ایجاد یک کریدور در محور نخجوان- زنگزور- قره باغ آرزوی دیرینه «ائتلاف های پانترکیستی» در قفقاز است.
ادعای ارضی جمهوری آذربایجان درباره «دالان زنگزور»می تواند به منزله حذف ایران از تمامی معادلات انرژی و ترانزیتی منطقه قفقاز جنوبی باشد.
کریدور اتصال نخجوان به جمهوری آذربایجان در واقع اجرای طرح امریکایی «گوبل» است که با عنوان (تبادل ارضی دالان لاچین با دالان زنگزور) پس از جنگ اول قره باغ مطرح شده بود. در جنگ دوم قره باغ هدف ترکیه و جمهوری آذربایجان و اسرائیل، اشغال نوار مرزی ۴۲ کیلومتری ایران با ارمنستان بود.
اگرچه این اقدام« باکو – آنکارا» ایجاد یک کریدور برای تردد شهروندان، ترانزیت کالا و نهایتا عبور خطوط انتقال انرژی و برق می باشداما پشت پرده«انتقال انرژی ازخطوط جدید «کریدور زنگزور »، منجربه حذف ظرفیت های ژئوپلیتیکی ایران در حوزه انتقال انرژی در منطقه خواهد شد.
ماجرا از کجا شروع شد؟
چند مسئله دلیل عمده ایجاد تنش در این منطقه شده است: اول اینکه« آذربایجان» محور «گوریس قاپان» را مسدود کرده و اجازه عبور خودروهای سنگین از این مسیر را نمیدهند. در کنار این اتفاق مانور نظامی مشترک جمهوری آذربایجان، پاکستان و ترکیه طی روزهای گذشته در نزدیکیهای مرز ایران نیز مسئله دیگری بود که باعث ایجاد حساسیتها در کشورمان شد.
مسئله دیگر نیز اظهارات تند و خارج از شؤون دیپلماتیک نمایندههای مجلس جمهوری آذربایجان علیه تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران بوده است. آخرین مسئله در این حوزه نیز احتمال تغییرات مرزی و معامله بر سر مناطقی از خاک ارمنستان و جمهوری آذربایجان است که در نتیجه آن بخشی از خاک ارمنستان که هم مرز با جمهوری اسلامی ایران است به جمهوری آذربایجان واگذار میشود و عملا ارمنستان مرز خود با ایران را از دست میدهد.
اسرائیل درپشت مرزهای ایران
اظهارات مسوولان جمهوری آذربایجان یا برخی از تحرکات مانند ممانعت از صادرات ایران به ارمنستان موضوعی نیست که بتواند درگیری را در این سطح بالا بکشاند. آنچه مهم است فعال شدن آمریکا و اسرائیل جهت اقدامات نیابتی در مرزهای شمال غربی کشورمان است.
سعدالله زارعی در یادداشتی مینویسد:«نیکول پاشینیان» نخستوزیر موقت ارمنستان که در مقایسه با دولت سابق این کشور، غربگرا محسوب میشود، در چارچوب یک طرح آمریکایی - ترکیهای و به امید واهی برخوردار شدن از مواهب سیاسی و اقتصادی به این طرح پیوسته است در حالی که خیانت به کشور ارمنستان میباشد.
در این صحنه آمریکا به جای حضور مستقیم و آشکار از ظرفیت روابط امنیتی حدود ۳۰ ساله اسرائیل با دو جمهوری آذری و ارمنی استفاده میکند. اگرچه آمار دقیقی در دست نیست اما خبرهای متعدد بیانگر حضور امنیتی رو به رشد رژیم اسرائیل بهخصوص در جمهوری آذربایجان با محوریت «پایگاه هوایی قبله» میباشد.
عدد نیروهای امنیتی اسرائیل بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر ذکر شده و این در حالی است که این رژیم جنایتکار در دهه گذشته نفوذ اساسی در ارکان جمهوری آذربایجان و خانواده الهام علیاف پیدا کرده است بهگونهای که سران صهیونیست از آذربایجان به «لبنان اسرائیل» یاد کرده و گفتهاند ما از این طریق میتوانیم جمهوری اسلامی را با یک چالش امنیتی طولانیمدت مرزی درگیر کرده و از اثرگذاری آن در منطقه بکاهیم. البته معلوم است که این ادعاها با توان آنان در تبدیل به واقعیت فاصله اساسی دارد."
آنچه واضح است یک رخداد فرامنطقهای در حال وقوع است که حاصل پیوند گرایشهای نوعثمانی گرایانه با صهیونیسم است و ترکیه نیز در این میان تلاش دارد نقش خود را برای ایفای یک محور همراه و همسو با این تحولات به خوبی ایفا کند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«نیکول پاشینیان» کیست؟
درنخستین انتخابات زودهنگام پارلمانی،پس از پایان اشغالگری در مناطق وسیعی از قرهباغ کوهستانی، در ارمنستان که روز یکشنبه، ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ برگزارشد،«نیکول پاشینیان» رهبرحزب حاکم ،به عنوان نخست وزیربرگزیدشد.
رئیس جمهورسابق،روبرت کوچاریان که از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۸ به عنوان دومین رئیس جمهور ارمنستان پس از استقلال این کشور در قدرت بود و اهل قره باغ ،اصلیترین رقیب پاشینیان دراین انتخابات بود.
حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور دوشنبه شب(۸ مهر ۱۳۹۸) در جریان سفر به ارمنستان برای شرکت در اجلاس سران اتحادیه اقتصادی اوراسیا با «آرمن سرکیسیان» رئیس جمهور ارمنستان دیدار کرد.
«آرمن سرکیسیان» رئیس جمهور ارمنستان
تحرکات اسرائیل درهمسایگی
سعدالله زارعی نوشت:جمهوری آذربایجان سالهاست که کشور خود را مامن جریانهای حامی اسرائیل و حتی حضور مستقیم اسرائیل در منطقه کرده است. این کشور فراموش کرده است که در بحرانهای جدی و تاریخی این منطقه، ایران بوده است که از تمامیت ارضی این کشور حمایت کرده و نگذاشته قدرتهای فرامنطقهای نظم استراتژیک این منطقه را برهم بزنند. ایران در قبال ارمنستان نیز نقش همسایگی خود را به درستی ایفا کرده است. ایران تلاش کرده است طبق یک راهبرد کلان همسایگانی امن و قدرتمند داشته باشد. اما اکنون ارمنستان با رئیس جمهوری غربگرا و جمهوری آذربایجان با دولتی همراه با اسرائیل به دنبال ایفای نقش نیابتی در تقابل با جمهوری اسلامی ایران هستند.
جمهوری آذربایجان کشوری شیعه است و طبیعتا در کوتاه مدت به لحاظ اعتقادی با جریانهای ضد دین و ضد شیعه غرب و اسرائیل به تقابل اجتماعی خواهد رسید. این اصلیترین اشتباه جمهوری آذربایجان است.
ارمنستان نیز باید به این مسئله توجه داشته باشد که کشورهای مهم منطقه چگونه ایفای نقش میکنند و در این ماجرا اگر نقش مهم و تاثیرگذار کشورهای مهمی همچون ایران و روسیه دیده نشود قطعا در معادلات منطقه امکان پیشروی وجود نخواهد داشت.
تغییرات مرزی
دو مسئله اصلی توسط ایران دنبال میشود: اول اینکه ایران حضور پررنگ اسرائیل را در مرزهای خود نمیپذیرد و نمیتواند اجازه دهد دشمنان مردم ایران خود را در اطراف مرزهای ایران تجهیز کنند. مسئله دوم اینکه ایران به هیچ عنوان نمیتواند تغییرات مرزی را در مناطق شمال غربی خود بپذیرد.
اصل حسن همجواری مسئلهای است که باید همسایگان به آن احترام بگذارند. ایران همواره خواهان امنیت و قدرت برای همسایگان خود بوده است و انتظار این است که همسایگان نیز این مسئله را متقابلا رعایت کنند./فارس بااندکی اصلاحات.
خبرگزاری مهر(۵ اردیبهشت ۱۴۰۰)نوشت:الهام علیاف، درخصوص ایجاد راه مواصلاتی بین «نخجوان» و آذربایجان گفت: «ما دالان زنگزور را اجرا خواهیم کرد، ارمنستان بخواهد یا نخواهد. اگر بخواهد، آسانتر حل خواهد شد و اگر نخواهد با زور حل خواهیم کرد»
ادعای ارضی جمهوری آذربایجان درباره «دالان زنگزور» با منافع ایران و مفاد توافق قره باغ همخوانی ندارد و می تواند به منزله حذف ایران از تمامی معادلات انرژی و ترانزیتی منطقه قفقاز جنوبی باشد.
سخنان «الهام علیاف» رئیس جمهور آذربایجان در همایش «نگاه نو به قفقاز جنوبی؛ توسعه و همکاری پس از مناقشه» که اخیراً در باکو برگزار شده حاوی نکات درخور توجهی بود. الهام علیاف در پاسخ به سئوال یکی از حاضرین تاکید داشت که جنگ بطور کامل پایان یافته و باکو هیچ برنامهای برای استفاده از زور برای بازپسگیری مناطق قرهباغ ندارد. ولی وی در ادامه بر لزوم بازگشت به دالان «زنگزور» و همچنین «ایروان» سخن گفت. وی همچنین ادامه داد که تا سه سال آینده تمامی زیرساختهای لازم برای بازگشت آوارگان مهیا شده و تمامی آوارگان بعد از بازگشت، استقلال مالی خواهند داشت و تا آن زمان (سه سال آینده) دالان زنگزور مورد استفاده قرار خواهد گرفت. وی همچنین در واکنش به مواضع ایران درخصوص دالان زنگزور اظهار داشت که ایران به هیچ وجه از ارمنستان جدا نخواهد شد و درحقیقت به اندازه معینی خط آهن و جاده در دیوار مرزی وجود خواهد داشت.
باتوجه به مواضع اخیر دو کشور درگیر در منطقه قفقاز جنوبی و همچنین وجود یک مولفه قدرت مهم به نام روسیه؛ بروز مجدد یک جنگ نظامی جدید در منطقه بسیار بعید بنظر میرسداوایل اردیبهشت سال جاری الهام علیاف در ادامه مواضع خود درخصوص ایجاد راه مواصلاتی بین «نخجوان» و آذربایجان در اظهاراتی بی سابقه تاکید کرد: «ما دالان زنگزور را اجرا خواهیم کرد، ارمنستان بخواهد یا نخواهد. اگر بخواهد، آسانتر حل خواهد شد و اگر نخواهد با زور حل خواهیم کرد».
از طرف دیگر «نیکول پاشینیان» نخست وزیر ارمنستان هم در واکنش به مواضع الهام علیاف، از طرح ارمنستان درخصوص معاوضه دالان مغری (زنگزور) با دالان نخجوان سخن به میان آورد. همچنین، ارمنستان بر لزوم خروج این کشور از بن بست و تمایل شدید آن به بازگشایی مرزهای خود با ترکیه پرده برداشت. البته سخنگوی وزارت خارجه ارمنستان نیز در پاسخ به ادعای ارضی رئیس جمهور آذربایجان، ضمن محکوم کردن ادعاهای الهام علیاف، مواضع وی را منافی صلح و آرامش در منطقه عنوان کرد.
با توجه به مواضع اخیر دو کشور درگیر در منطقه قفقاز جنوبی و همچنین وجود یک مولفه قدرت مهم به نام روسیه؛ علیرغم تمامی تحرکات نظامی ترکیه و آذربایجان، بروز مجدد یک جنگ نظامی جدید در منطقه کاملاً دور از ذهن بوده و بسیار بعید بنظر میرسد که طرفین بدنبال ایجاد درگیری جدید باشند. باید توجه داشت که شکست کامل و حذف پاشینیان به ضرر روسیه و حتی ترکیه خواهد بود. چرا که طبق عرف بینالمللی با تغییر حکومتها و انقلاب در یک کشور تمامی توافقات آن حکومت نیز مورد بازبینی قرار میگیرد و بقای دولت پاشینیان به تعبیری ضامن بقای توافق ۹ نوامبر است که به جنگ قره باغ پایان داد. کما اینکه در جریان اقدام شبه کودتای داخلی ارمنستان نیز شاهد آن بودیم که ترکیه بروز هرگونه کودتا در این کشور را محکوم و از تداوم حکومت پاشینیان حمایت کرد. از یک نگاه متفاوت میتوان نقش ترکیه و روسیه را در راستای رقابتهای این دو کشور از سوریه و لیبی و اوکراین تا قفقاز جنوبی مورد بازبینی قرار داد. ترکیه و روسیه دو روی سکه در تحولات قفقاز جنوبی هستند. البته با این تفاوت که ماهیت تاثیر روسیه در تحولات قفقاز جنوبی عمیقتر از ترکیه است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:علت مسدودشدن مسیر ترانزیتی « گوریس قاپان» آذربایجان
در پی حمله دو سرباز ارمنی به یک مرزبان آذربایجانی در مسیر ترانزیتی گؤروش- قافان، نیروهای آذربایجان این مسیر را مسدود کردند.
بخش عمده ترانزیت کالا از ایران به ارمنستان از این مسیر میگذرد. جاده گؤروش- قافان (به ارمنی گوریس-قاپان) از اراضی آزاد شده جمهوری آذربایجان میگذرد، اما چهارشنبه هفته جاری، مرزبانی جمهوری آذربایجان اعلام کرد که دو سرباز ارمنی در نزدیکی
آشاغی جیبیک» در مسیر جاده گؤروش- قافان با سرنیزه تفنگ به یک مرزبان این کشور حمله کرده و وی را از ناحیه سینه زخمی کردهاند.
روستای «روزچهارشنبه، ۳ شهریور ۱۴۰۰،نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان از طریق کارشکنیهای فراوان ازجمله مسدود کردن چندروزهٔ مسیر زمینی ایران-ایروان در محور گوریس-قاپان (گوروش-قافان) و همچنین اخذ تعرفههای ۱۳۰دلاری، اذیت و آزار رانندگان ایرانی و دستگیری دو نفر از آنها تلاش کردهاند از صادرات مواد غذایی، سوختی و غیره از ایران به ارمنستان جلوگیری کنند.
تا پیش از جنگ سال گذشته، آذربایجان برای ارتباط زمینی با نخجوان از خاک ایران استفاده می کرد. زیرا به دلیل روابط خصمانه با ارمنستان راه دیگری برای ارتباط با این بخش از کشورش را نداشت.
با توافقی که بعد از جنگ میان آذربایجان و ارمنستان انجام شد، مسیر زمینی ارتباط نخجوان با سرزمین اصلی آذربایجان با وساطت روسیه به خود باکو رسید. به بیان ساده تر، امتیاز که ایران در برقراری ارتباط میان این دو بخش همسایه شمالی اش داشت، از میان رفت.
ماجرای کامیون ها
از سوی دیگر، با تسلط آذربایجان بر جاده ارتباطی مورد اشاره، عملا ارتباط ایران و ارمنستان نیز تحت تاثیر قرار گرفته است. حالا نیروهای جمهوری آذربایجان جلوی تردد آزادانه کامیون های ایرانی را گرفته و بابت این رفت و آمد حق ترانزیت طلب می کنند.
مبلغ این حق ترانزیت نیز ۱۳۰ دلار است.(۳ میلیون وپانصدهزار تومان)
با بیانی دقیق تر،کشور«آذربایجان» از مسیر حدود ۴۰۰ کیلومتری مرز «نوردوز» بین ایران و ارمنستان - تا ایروان، پایتخت ارمنستان، برای ۱۶ کیلومتر آن کشور آذربایجان ادعای مالکیت دارد و کامیونهای ایرانی که از مسیر عبور میکنند را ملزم به پرداخت عوارضی و حقوق ورودی کرده است و در برخی از موارد کامیونها در صف چند ساعته تفتیش و بازرسی بار معطل میمانند.
نکنه: ارمنستان یک مسیر جایزین برای این جاده هم دارد اما این مسیرکوهستانی، هنوز زیرساخت لازم برای عبور همه تریلی ها از آن را ندارد.
جاده گوریس - کاپان
جاده گوریس - کاپان دو شهر ارمنستان را به هم وصل می کند. این جاده ۸۰ کیلومتری در واقع بخشی از جاده ای است که ایران را به پایتخت ارمنستان وصل می کند.
این جاده قبل از جنگ سال گذشته، کاملا در اختیار ارمنستان بود اما اکنون ۱۶ کیلومتر آن در محدوده سرزمینی آذربایجان قرار گرفته است.
در واقع اکنون این جاده از شهر گوریس در ارمنستان آغاز می شود و در ادامه وارد خاک آذربایجان می شود و پس از ۱۶ کیلومتر دوباره وارد خاک ارمنستان شده و به شهر کاپان می رسد.
فاصله شهرها
ازتبریز تا جلفا ۱۳۰ کیلومتر ،از جلفا تا سیه رود ۵۸ کیلومتر ،از سیه رود تا مرز نوردوز ۲۰ کیلومتر،فاصله ازمرز نوردوز تا ایروان ۴۰۰ کیلومتر می باشد.
۲مسیر (ایران به ایروان ارمنستان):مسیراول:طی کردن مسیر ۳۸۲ کیلومتری ، مسیر پر پیچ و خم ،۱۰ کیلومتر از مرز «نوردوز» تا شهر «مِغری» و بعد ۵ کیلومتر از شهر مغری تا «لهواز» ، بعد از آن ۴۵کیلومتر از« لهواز» تا «لرنادزور » و بعد ۲۲ کیلومتر از لرنادزور تا کاپان و بعد از آن ۳۶ کیلومتر از کاپان تا اغوانی و بعد ۱۵۰ کیلومتر از اغوانی تا نآرپی» و در مجموع ۱۱۴ کیلومتر از آرپی تا ایروان.
طی کردن مسیر ۴۵۳ کیلومتری :۱۰ کیلومتر از مرز نوردوز تا شهر مغری، ۵ کیلومتر از شهر مغری تا لهواز، ۴۵ کیلومتر از لهواز تا لرنادزور، ۲۲ کیلومتر «از لرنادزور تا کاپان» ۳۶ کیلومتر از کاپان تا اغوانی، ۱۲۹ کیلومتر «از اغوانی تا وایک» و بعد ۲۷ کیلومتر «از وایک تا شاتین» و بعد از آن ۴۲ کیلومتر شاتین تا گغوویت و بعد ۷۱ کیلومتر« از گغوویت تا لاشن »، در نهایت از لاشن تا ایروان ۶۶ کیلومتر راه است.
مرز نوردوز تا شهر مِغری: ۱۰ کیلومتر
شهر مِغری تا لِهواز: ۵ کیلومتر
لهواز تا لرنادزور: ۴۵ کیلومتر
لرنادزور تا کاپان: ۲۲ کیلومتر
کاپان تا اغوانی: ۳۶ کیلومتر
اغوانی تا آرپی: ۱۵۰ کیلومتر
آرپی تا ایروان: ۱۱۴ کیلومتر
شهر «گوریس» که در فاصله ٢۴٠ کیلومتری ایروان قرار دارد
گمرک جمهوری آذربایجان در این زمینه آمده است، طبق قانون مالیات از خودروهای کشورهای خارجی در حین ورود به خاک جمهوری آذربایجان و هنگام خروج از این کشور، عوارض جادهای دریافت میشود(۳ میلیون وپانصدهزار تومان)
در این گزارش آمده است: بنا به این قانون از خودروهای خارجی علاوه بر عوارض جادهای ، باید عوارض صدور مجوز تنظیم حمل و نقل جادهای بینالمللی نیز پرداخت کنند.
با وجود این، ماجرای تنش اخیر کمی پیچیده تر از یک مسیر ترانزیتی است و به بخش هایی از یک استان در کشور ارمنستان مربوط است.
«سید عباس موسوی» اظهار داشت: در پی تعرض و بی احترامی عدهای به سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو در نیمه شب پنجشنبه(۸ مهر ۱۴۰۰) و اعتراض شدید و پیگیری های رسمی، پلیس دیپلماتیک و وزارت کشور جمهوری آذربایجان چهار متعرض به سفارت جمهوری اسلامی ایران را شناسایی، بازداشت و بازجویی کرد.
جاده«تاتو» به «آغوانی»
به گزارش رادیوی عمومی ارمنستان جاده ۴۳ کیلومتری تاتو به آغوانی تا پایان نوامبر آماده می شود. این مسیر« جایگزین گوریس-کاپان» است. ۱۸۵۴۲۰۰۰۰۰ دلار سرمایه گذاری شده است تا این بخش از اهمیت استراتژیک در اسرع وقت با کیفیت بالا ساخته شود./پایان توضیح مدیریت سایت.
ادامه گزارش خبرگزاری مهر:در این میان، با روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا و نگاه منتقدانه جو بایدن به تحرکات نظامی ترکیه در منطقه قفقاز جنوبی و بازپسگیری مناطق اشغالی قرهباغ، بسیار بعید بنظر میرسد که تیم جدید کاخ سفید نسبت به هرگونه ماجراجویی جدید ترکیه در منطقه قفقاز جنوبی بیتفاوت باشد. صرفنظر از تمامی اختلافاتی که ترکیه و آمریکا در موضوع مدیترانه شرقی، خرید موشک اس ۴۰۰، کُردها، قبرس، مسائل حقوق بشری و غیره دارند، بی تردید هرگونه ماجراجویی جدید ترکیه و آذربایجان، مطابق نظر ایالات متحده نبوده و با واکنش این کشور مواجه خواهد شد، کما اینکه تماس تلفنی وزیر خارجه آمریکا با پاشینیان از سوی محافل آذری، نوعی تغییر موازنه در منطقه قلمداد شده است. البته بازدید سفیر آمریکا در ایروان از استان سیونیک (زنگزور) ارمنستان در هفته گذشته را نیز میتوان در همین راستا ارزیابی کرد. همچنین پیش از این نیز دولت بایدن بمناسبت عید نوروز طی یک پیام طعنه آمیز به الهام علیاف، حل مسئله قرهباغ را در چارچوب گروه مینسک عنوان کرده بود. لذا بنظر نمیرسد که آمریکا نسبت به هرگونه تحرک جدید در این منطقه بیتفاوت باشد.
آمریکا به ماجراجویی ترکیه در منطقه قفقاز جنوبی حساس است
درخصوص نقش ترکیه هم باید توجه داشت که این کشور بدنبال ایجاد یک هاب ترانزیتی- انرژی است تا با ایجاد پیوستگی سرزمینی با جمهوری آذربایجان، این کشور را از طریق خاک خود به اروپا متصل کرده تا ضمن تقویت محوریت خود در منطقه، زمینههای ضعیفتر شدن رقبای منطقهای را فراهم آورد. لذا از همین روی، ترکیه ضمن تلاش برای جلب نظر غرب، سعی در تضعیف مولفههای فشار روسیه در منطقه قفقازجنوبی و مهار ظرفیتهای جمهوری اسلامی ایران دارد. ترکیه بشدت بدنبال افزایش نقش ژئوپلتیک خود در منطقه قفقاز جنوبی است و سعی دارد از فرصتهای پیش رو نهایت استفاده را کرده و ضمن خالی کردن ظرفیتهای ژئوپلتیک رقبای منطقهای خود، نفوذ خود را در منطقه بسط و گسترش دهد.
مسئله مهم دیگری که نمی توان از آن غفلت کرد؛ سرعت عمل آذربایجان در روز بعد از امضای توافقنامه ۹ نوامبر، نسبت به اسارت نزدیک به ۶۰ نفر از نظامیان ارمنی است که تاکنون با معرفی ایشان به عنوان تروریست، از آزادی آنها خودداری به عمل آورده و تردیدی نیست که آذربایجان از ایشان همانند یک اهرم فشار استفاده کرده و آزادی این گروه از نظامیان ارمنی را در گرو اخذ یک امتیاز سیاسی محقق خواهد ساخت.
نهایت اینکه با توجه به روند کلی تحولات منطقه در خصوص ادعای ارضی جدید آذربایجان نسبت به ارمنستان میتوان چنین نتیجه گرفت:
۱. این اقدام با منافع جمهوری اسلامی ایران همخوانی ندارد و همچنین باتوجه به حذف جمهوری اسلامی ایران از تمامی معادلات انرژی و ترانزیت منطقه، میبایست جمهوری اسلامی ایران بطور رسمی طرح چنین ادعاهایی را محکوم کند.
۲. تاکید بر ایجاد «دالان زنگزور» با مفاد توافق ۹ نوامبر کاملاً در تضاد است چرا که در این توافقنامه بر رفع انسداد مسیرهای مواصلاتی اشاره شده است، نه ایجاد یک گذرگاه به بزرگی استان سیونیک ارمنستان (زنگزور).
۳. در طول تاریخ دالان یا گذرگاهی به اسم «دالان زنگزور» وجود نداشته و نوعی تحریف تاریخی محسوب میشود، البته طرح چنین ادعاهایی بیشتر در واکنش به انتقادات مخالفین درخصوص وضعیت حقوقی قرهباغ بوده و مصرف داخلی دارد.
۴. با توجه به عضویت ارمنستان در پیمان امنیت جمعی، هرگونه تعرض به خاک این کشور با واکنش سایر اعضای این پیمان، از جمله روسیه مواجه خواهد شد.
۵. بنظر میرسد سخنرانی اخیر الهام علیاف نوعی تهدید بوده تا پاشینیان را نسبت به تسریع در بازگشایی کریدور باکو-نخجوان-آنکارا تحت فشار قرار دهد.
۶. طرح هرگونه ادعاهای ارضی جدید، در امتداد منافع رژیم صهیونیستی و گسترش نفوذ سرطانی آن در منطقه است.
انتخاب( ۱۹ آبان ۱۳۹۹) نوشت: در این مناقشه سه سطح از کُدهای ژئوپلیتیک بازیگران محلی (جمهوری آذربایجان)، منطقه ای ( ترکیه و اسرائیل) و جهانی (بریتانیا) با یکدیگر هماهنگ شده و پازلی را پیش رو ترسیم میکند که نتیجه منطقی تحقق برنامه ریزی آنها تهدیدات وضع موجود مرزهای بین المللی است.
چهل روز پس از آغاز جنگ در قراباغ و روشن شدن نسبی صحنه های عملیاتی،پس از نام شرکت های اسلحه، اکنون نام دلالها و لابیهای نفتی، شرکت های استخراج طلا مانند شرکت انگو-آسیا، استخراج انرژی مانند «بریتیش پترولیوم» و سرمایه دارانی همچون «جرج سوروس» بیشتر به گوش می رسد. علایق اقتصادمحور نیز پا به پای علایق سیاسی و ژئوپلیتیک پیش می رود.
به نظر می رسد گروههای تکفیری تنها بخش قابل مشاهده کوه یخ هستند خطرناکتر از تکفیریها افرادی مانند جرج سوروس، مایکل دورن (عضو سابق پنتاگون و لابی ترکیه در غرب از بنیاد هادسون) پاول گوبل(عضو سابق سیا از بنیاد کارنگی) و شرکت های معدنی و انرژی بریتانیا هستند که برنامه هایی برای منطقه ترتیب داده اند. علایق نفتی و فرقه ای این افراد صرفا مربوط به لابیگری نیست بلکه سرزمین ها و مرزها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. مناقشه قراباغ در ظاهر محصول رقابت دو دولت نوظهور در نظام بین الملل و پس از فروپاشی شوروی است. عثمانی ها و بلشویک به ویژه تصمیمات استالین هر یک سهمی در این مناقشه دارند. اما علایق و نقش بریتانیا در این مناقشه اغلب مکتوم می ماند. این در حالی است که بریتانیا بازیگر خاموش اما جدی در این مناقشه است.
اخبار و رسانه ها معمولا دوست دارند در خصوص مداخله ترکیه که قدرتی در ابعاد منطقه ای است سخن بگویند. اما اگر مناقشه را در سه سطح محلّی، منطقه ای و جهانی مورد ارزیابی قرار دهیم چشم انداز دیگری پیش رو نمایان خواهد شد. در این مناقشه سه سطح از کُدهای ژئوپلیتیک بازیگران محلی (جمهوری آذربایجان)، منطقه ای ( ترکیه و اسرائیل) و جهانی (بریتانیا) با یکدیگر هماهنگ شده و پازلی را پیش رو ترسیم میکند که نتیجه منطقی تحقق برنامه ریزی آنها تهدیدات وضع موجود مرزهای بین المللی است.
علایق ژئوپلیتیکی کشورها عبارت است از مکمّلهای فضایی و جغرافیایی مفروص برای یک دولت در ماوراءمرزهای خود که به لحاظ ساختاری از «تجانس» برخوردار بوده و به لحاظ کارکردی تامین کننده «نیازها» و کاستی های کشور باشد. این تعلّق به نوعی زیربنای علایق و منافع ملّی کشورها را تشکیل میدهد (برای اطلاعات بیشتر نک:حافظ نیا۱۳۹۳). معمولا تحولات و رویدادهای بزرگ سیاسی مانند جنگ ها، دارای دو چشم انداز و هدف دور و نزدیک هستند. هدف نزدیک، میتواند دلایل ایدئولوژیک یا آرمانی مانند آزادی سرزمین های از دست رفته یا حقانیّت های تاریخی باشد ولی اهداف دور که عمدتا ماهیت استراتژیک دارند و اغلب پنهان نگهداشته میشوند، دلیل اصلی آغاز یک فرایند پر هزینه مانند جنگ است. مداخله ترکیه نیز در جنگ قراباغ کوهستانی در ظاهر امر به دلایل انسانی، هم تباری یا اتحاد و هم پیمانی سیاسی با دولت باکو است. اما در نفس الامر متفاوت است و الگوها و علایق ژئوپلیتیکی را دنبال میکند.
انتشار برخی نوشته ها از سوی افراد نزدیک به حزب عدالت و توسعه ترکیه در خصوص لزوم حمله به منطقه «زنگزور» (مغری) که بخش عمده ای از آن اکنون مرز بین ایران و ارمنستان را تشکیل میدهد، موجب جنجال سیاسی در ایران شد و واکنش هایی در پی داشت که خود را به صورت استقرار نیرو در مرز ایران، نخجوان و ارمنستان خود نشان داد. تحرکات نظامی و امنیتی ترکیه در نخجوان از چند سال گذشته شدت گرفت و شامل آمادگی نظامی با برگزاری مانورهای سالانه،تاسیس پایگاه های نظامی و اطلاعاتی و برخی برنامه های اقتصادی میشد. اما جابجایی سنگین نیرو و تجهیزات در اواخر هفته پیش (اوایل آبان۱۳۹۹)، نشان میدهد که احتمال سرایت مناقشه قراباغ به جمهوری خودمختار نخجوان و از آنجا به سرزمین اصلی ارمنستان به ویژه مغری و زنگزور (در همسایگی با ایران) وجود دارد. در اصل ارتباط زمینی ترکیه با نخجوان از طریق معاوضه ارضی با ایران در ۱۳۱۰ و واگذار آرارات کوچک به ترکیه تامین شد. به این ترتیب ترکیه با دادن منطقه قطور که از نظر کمّی دارای همان وسعت «آرارات کوچک» و «قراسو» بود توانست به گذرگاهی ده کیلومتری دست پیدا کند. اکنون همین امتیازی که شاید در آن تاریخ از نظر ایران بی اهمیت جلوه میکرد ، تهدیدات متعدد امنیتی به وجود آورده است که شعله ور شدن جنگ در قراباغ کوهستانی، حضور نظامی ترکیه در نخجوان و مرزهای شمالغرب ایران و تهدید ترکیه به قطع ارتباط زمینی ایران با یکی از همسایگانش از این شمار است.
بازگشایی خط لوله نفت باکو-تفلیس جیحان با حضور مدیرعامل «بریتیش پترلیوم»،منطقه «زنگزور» در خاک باکو ادغام شده است
در روزهای اخیر تصویری پنج نفره از «رجب طیب اردوغان» (نخست وزیر وقت)، «احمد نجدت سرز»( رئیس جمهور وقت ترکیه)، «ساکاشویلی» (رئیس جمهور وقت گرجستان)، «الهام علی اف» (رئیس جمهوری آذربایجان) و «لرد جان براون» (مدیرعامل شرکت بریتش پترولیوم) منتشر شده است.
در تصویر موجود، این افراد نقشه ای به دست دارند که در آن مسیر انتقال «خط لوله باکو- تفلیس- جیحان »را نمایش داده شده است ولی در همین نقشه مرز بین ایران و ارمنستان به رنگ سرزمین جمهوری آذربایجان نشان داده شده که است نمایانگر ایده الحالق منطقه به این کشور در آن تاریخ (۲۰۰۶) بوده است. ارائه چنین تصویری از سوی بریتش پترولیوم و رئیس آن لرد براون که سابقه ۴۰ ساله مدیریت در شرکت بی.پی و سابقه ۱۲ سال ریاست بر آن داشت، بسیار قابل تامل و نشان دهنده برنامه ریزی استراتژیک در خصوص مرزهای شمالی ایران است.
ژئوپلیتیک انرژی شامل خرید، استخراج و انتقال آن از کشورهای تولید کننده به بازار مصرف غربی در پنجاه سال اخیر نقش مهمی در تحولات عمیق سیاسی جهان و خط کشی های جغرافیایی داشته است. بنابراین کارتلها و شرکت های نفتی در راستای منافع خود توان راه اندازی جنگ و انقلاب را دارند چنانچه یکی از دلایل جنگ داخلی سوریه نیز به موضوع انتقال انرژی باز میگردد. در جنگ اخیر قراباغ کوهستانی نیز یافتن مسیرهای بهتر برای انتقال نفت و گاز خزر به غرب یکی از دلایل استراتژیک شعله ور شدن جنگ است.
کنترل منطقه زنگزور و مغری از اواخر جنگ اول جهانی مد نظر عثمانی قرار داشت. پس از انقلاب بلشویکی هنگامی که اردوی عثمانی برای کمک به دولت مستعجل محمد امین رسولزاده (۱۹۸۰-۱۹۲۰) به جنوب قفقاز لشکرکشی کرد سعی نمود در این ناحیه مستقر شود. اما شکست عثمانی در جنگ و اعاده حاکمیّت مسکو بر جماهیر شوروی در ۱۹۲۰ و در نهایت خروج از این منطقه این طرح را ناکام گذاشت.
پس از استقرار نیروهای بریتانیایی در شرق قفقاز در قالب سر فرماندهی نیروهای متفقین چاههای نفتی باکو به کنترل بریتانیایی ها درآمد و دولت مستعجل رسولزاده نیز در سایه قیمومیت آنها شکل گرفت. به این ترتیب بریتانیا توانست با استخراج و فروش نفت باکو بخشی از زیان های جنگ را تامین کند. در ۱۹۱۹ ژنرال تامسون فرمانده نیروهای متفقین در شرق قفقاز تا تعیین تکلیف منطقه در قرارداد صلح پاریس اداره قراباغ و «زنگزور» را تحت حاکمیت مساواتی ها قرارداد و «خسروبیگ سلطان اف» از عناصر تندرو پانترکیست را به فرمانداری منطقه منصوب کرد. به این ترتیب به صورت خواسته و ناخواسته در مسیری حرکت کرده کمیته اتحاد و ترقی ریل گذاری کرده بود. البته اگر تاثیرگذاری یهودی های بریتانیا در شکل گیری پان ترکیسم از طریق چهره هایی چون «آرمینوس» وامبری، «لئون کاهون»، «آرتور لملی دیوید»، «موشه کوهن» را در نظر بگیریم، سنّتی دیرپا از همکاری این نیروها در چشم انداز تاریخی منطقه نمایان میشود.
در معاهده مسکو و قارص ۱۹۲۱ که بین بلشویک ها و قوای آتاترک بسته شد، تلاش ناکامی برای مشروعیت بخشی به حضور ترکیه در نخجوان از طریق تفسیرهای جانبی معاهده صورت گرفت که البته همان موقع صراحتا از سوی بلشویک ها رد شد. گذشته از این، از آنجا که طرفین «معاهده قارص» طبق کنوانسیون وین در تاریخ انتقاد معاهده نماینده رسمی هیچ «دولت شناسایی شده ای در عرصه بین المللی» نبودند، سرنوشت حقوقی این عهده نامه نیز گاهی مورد تشکیک قرار میگیرد.
پس از فروپاشی شوروی و شعله ور شدن مجدد مناقشه قراباغ (۱۹۸۸-۱۹۹۳) یکبار دیگر مسئله الحاق «زنگزور» و بخشی از استان سیونیک (مرز بین ایران و ارمنستان)به جمهوری آذربایجان مطرح شد. نخستین بار پاول گوبل (مامور سیا و بعدها عضو ارشد بنیاد کارنگی) طرحی را در سال ۱۹۹۲ ارائه داد که متضمن الحاق زنگزور و جنوب ارمنستان به جمهوری آذربایجان و قطع ارتباط آن با ایران بود. وی توصیه کرد بهتر است ارمنستان در ازای رفع محاصره اقتصادی از سوی آذربایجان، منطقه زنگزور را به آنها واگذار کند و در برابر آن بخش هایی از شمال قراباغ را تصاحب کند که نوعا نوعی معاوضه ارضی بود. هنگامی که ایلچی بیک (دومین رئیس جمهور ) در ۱۹۹۲ کنسرسیوم بزرگ نفتی را که بریتش پترولیوم در راس آن قرار داشت تشکیل داد، عطش کارتل های نفتی برای استخراج و انتقال انرژی خزر بیش از پیش تحریک شد. در همین تاریخ یعنی در ۱۹۹۲ یک نشریه معتبر نفتی از طرح مشترک ترکیه و باکو برای احداث یک خط لوله مستقیم نفت و گاز از مسیر زنگه زور و نخجوان خبر داد و نوشت: «جمهوری آذربایجان میتواند از طریق الحاق زنگزور یک لوله نفت را بدون عبور از یک کشور ثالث [ایران] به ترکیه متصل سازد. باکو امیدوار است در عرض چند سال به صدور این نفت از طریق ترکیه موفق شود» (ن.ک: کاوه بیات،۱۳۷۳).
طرح گوبل، منبع: بیات،۱۳۷۳
هم زمان بلند اجوت (سیاستمدار و از نخست وزیران سابق ترکیه) در۲۶ فوریه ۱۹۹۲(۷ اسفند ۱۳۷۰) اظهار داشت که در صورت سرایت مناقشه قراباغ به نخجوان، ترکیه مداخله خواهد کرد. وی همچنین تاکید کرده بود که باید ارتباط زمینی بین نخجوان و خاک اصلی جمهوری آذربایجان برقرار شود. خود اجویت که به فرمان او بخش شمالی قبرس، تحت اشغال نظامی ترکیه درآمد، مشکلی لاینحل بر دیگر مسائل بین المللی جهان افزوده بود.
بریده یکی از روزنامه های ترکیه به تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲(۷ اسفند ۱۳۷۰) و نقل قول از اجویت در خصوص نخجوان و زنگزور
در ۱۹۹۲(۸ اردیبهشت ۱۳۷۱) تورگورت اوزال رئیس جمهور وقت ترکیه در دیدار با جرج بوش و جیمز بیکر (وزیر خارجه وقت امریکا) در کاخ سفید طرح صلح خود را در خصوص قراباغ کوهستانی ارائه داد. در سند طبقه بندی شده این طرح گفته شده که اوزال توصیه کرده است: از آنجایی که هشتاد درصد جمعیت ناگورنو-قراباغ ارمنی هستند، بهتر است این منطقه به ارمنستان واگذار شود و در مقابل ارمنستان نیز بخشی از قلمرو خود را در جنوب با جمهوری آذربایجان معاوضه کند. این طرح نیز ناظر به الحاق زنگزور یا مغری به جمهوری آذربایجان جهت ایجاد ارتباط زمینی با سرزمین اصلی بود.
صورت جلسه اوزال با بوش و جیمز بیکر در آوریل ۱۹۹۲(۸ اردیبهشت ۱۳۷۱) و ارائه طرح صلح اوزال برای حل مناقشه قراباغ
ناگفته پیدا است که چنین طرحی، موجب دو تغییر ژئوپلیتیک در مرزهای شمال غرب ایران میشد. نخست اینکه مرز بین ایران و ارمنستان حذف و یکی از همسایگان ایران کاسته میشد. دوم، سرنوشت ارتباط ایران با قفقاز به «انحصار» جمهوری آذربایجان و احتمالا اسرائیل و ترکیه در میآمد و هر نوع ارتباط ترانزیتی زمینی با روسیه یا دریای سیاه در گرو سیاست های باکو باقی می ماند.
ایجاد یک کریدور در محور نخجوان- زنگزور- قراباغ آرزوی دیرینه ائتلاف های پانترکیستی در قفقاز است.
مغز متفکر چنین پروژه ای که مستلزم تغییر در مرزهای ژئوپلیتیک و بین المللی است شرکت ها و کارتل های نفتی بزرگ و اعضای سابق و لاحق سازمان های امنیتی و اطلاعاتی در غرب هستند و مجری آن نیز حکومت هایی مانند باکو و ترکیه. این آرایش نیرو در صفحه شطرنج ماوراءقفقاز خطرناک ترین چالش یکصدسال اخیر منافع ایران است که دامنه آن ممکن است به مناطق داخلی ایران نیز کشیده شود. اشتباه تاریخی صورت گرفته در معاهده تهران ۱۳۱۰ که با خوش بینی رضاشاه به ترکیه موجب معاوضه ارضی بین آرارات و قطور شد، ممکن است یکبار دیگر در قالب معاوضه ای دیگر تکرار شود. این معاوضه ممکن است با الگوی نظامی و بازشدن یک جبهه جدید در جنوب قراباغ عملیاتی شود و یا با فشار سیاسی به ارمنستان و در تنگنا قرار دادن ایروان محقق شود. پیامد این کار قطع ارتباط آزاد ایران و قفقاز و قراردادن انحصار آن در کنترل یک دولت است. بحران قراباغ، همواره دارای دو شاخک اصلی بود. هرگاه این بحران به درازا انجامیده است، گسل نخجوان و زنگزور نیز فعال شده است. این بار نیز ممکن است شاهد حملاتی از ناحیه نخجوان به مغری یا زنگزور باشیم. در این شرایط تصمیم ایران است که سرنوشت مناقشه را تعیین خواهد کرد. اگر «ائتلاف باکو،آنکارا، اسرائیل» و کارتل های نفتی تصمیم به چنین کاری بگیرند، مداخله ایران اجتناب ناپذیر خواهد و شواهد نظامی نیز همین را نشان میدهد. مگر اینکه یکبار دیگر مانند دوران ۱۳۱۰ اشتباهی بزرگ را تکرار کرده و منافع استراتژیک کشور را قربانی رفاقت با جانشین مصطفی کمال کنیم. این ناحیه که در ادبیات ترکیه به «آرالیق» نیز معروف است بر اساس معاهده ترکمنچای بخشی از خاک ایران بود و رسما در دوره رضاشاه به ترکیه واگذار شد پیش از آن نیز تلاشهای اقبال السطنه در سالهای بعد از جنگ اول جهانی برای تصرف این حوزه به دلیل مخالفت «بریتانیا» به جایی نرسیده بود.
بریتانیا از گذشته های دور تا کنون بازیگر خاموش این مناقشه بود و طرح های ارائه شده از سوی این قدرت دارای سویه هایی برای محدودسازی ایران و انتقال انرژی خزر بدون نیاز به ایران بوده است. سفر شتابزده لابی گر نفت و انرژی به نام مایکل دورن (عضو سابق پنتاگون و مشاور جرج بوش در کاخ سفید) به مناطق جنگی و حساس در قراباغ کوهستانی و بازدید از خط لوله باکو- تفلیس-جیهان، مداخله جانبدارانه بریتانیا در نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل به نفع جمهوری آذربایجان و جلوگیری از تصویب قطع نامه ای که خواستار توقف راه حل نظامی بود، همگی نشانه هایی از وجود یک بازی بزرگ در جغرافیایی کوچک است. بازی ای که از سنّت های قدیمی پیروی می کند و الگوهایی مبتنی بر علایق سیاسی کهن دارد. فعال شدن مجدد پاول گوبل پس از بیست سال و انتشار مقالات متعدد در مدت کوتاه که همگی با تاکید بر اشغال مرزهای مشترک ایران و ارمنستان صورت می پذیرد، اتفاقی نیست. این تکه های پازل باید از سوی سیاست گذاران ایرانی، به درستی خوانده شود و تصویری در مقیاس بزرگتر در تحلیل این وقایع در چشم انداز سیاست های کلان کشور ترسیم شود. در این میان بریتانیا بازیگری نامرئی است که منافه انرژی و ترانزیت خود را پیگیری میکند و از همراهی شرکای منطقه ای استقبال میکند. به یاد داریم که برتیانیا، در جنگ جهانی اول، با کنترل چاههای نفت باکو چه نقشی ایفاء کرد و چگونه مانع تسلط اقبال السلطنه بر آرارات کوچک شد. پیش از آن نیز با شکل دهی به پان تئوری های اولیه پان ترکیسم به ظهور چنین ایدئولوژی کمک کرد. سیر روند و تکامل پان ترکیسم در برابر روسیه همواره به شکلی بوده است که تامین کننده منافع بریتانیا بود. اکنون نیز موضوع انرژی و کریدور نفتی یکبار در مذاکرات پنهان میان بازیگران مطرح میشود. رسانه های بریتانیایی نیز علاقه زیادی به انتشار خبر و تحلیل در این باره نشان میدهند.
به نظر میرسد، بریتانیا و شرکت های نفتی در صدد اند که در وضعیت تحریم های نفت و گاز ایران، منابع جدیدی جایگزین انرژی ایران کنند. این منبع جدید، احتمالا نفت و گاز خزر و آبشرون خواهد بود که علاوه بر متعادل کردن قیمت بازار به تامین کنندگان انرژی اروپا تنوع خواهد بخشید. در اوایل ۲۰۲۰ اعلام شد که جمهوری آذربایجان یک میدان جدید نفتی در ۱۲۰ کیلومتری شرق خزر کشف کرده است که ظرفیت آن ۶۰ میلیون تن معادل ۴۳۰ میلیون بشکه است. سود حاصل از فروش این منابع دلیل خوبی برای جنگ محسوب می شود.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:خبرگزاری صداوسیما(۰۴ فروردین ۱۴۰۰)نوشت:باکو، میدان میعانات گازی «شفق _آسمان» متعلق به جمهوری آذربایجان در دریای خزر کشف شد.
میدان گازی «شفق- آسمان» در ۱۲۵ کیلومتری جنوب شرقی باکو واقع شده و مساحت این میدان ۱۱۰۰ کیلومتر مربع اعلام شده و عمق دریا در این طرح ۸۰۰ - ۶۵۰ متر است.
دویچه وله (فروردین ۱۴۰۰)نوشت:کشف گاز ۱۲۵ کیلومتری جنوب شرقی باکو
شرکت ملی نفت آذربایجان در وبسایت خود رسما اعلام کرد که این شرکت با مشارکت شرکت بریتانیایی «BP» پس از ۱۴ ماه حفاری، در عمق هفت هزار و ۲۰۰ متری میدان «شفق-آسمان» در دریای خزر گاز کشف کرده است.
در وبسایت سوکار محل کشف گاز ۱۲۵ کیلومتری جنوب شرقی باکو اعلام شده است.
الهام علیاف، رئیس جمهوری آذربایجان کشف میدان جدید گازی را به مردم کشورش، کارگران شرکت نفتی سوکار و همچنین به شرکت بیپی تبریک گفت وتاکید کرد، گاز کشف شده در «کریدور گاز جنوبی» این کشور به اروپا استفاده خواهد شد.
آذربایجان قصد دارد گاز خود را از طریق فاز دوم کریدور گاز جنوبی «تاپ» به اروپا انتقال دهد. در اواخر سال ۲۰۲۰ گاز آذربایجان با خط لوله «ترانس آدریاتیک» (TAP) به ایتالیا منتقل شد.
آذربایجان اکنون قادر است به وسیله خط لوله گاز طبیعی «ترانس آناتولی» (TANAP) و خط لوله گاز طبیعی ترانس آدریاتیک (TAP) گاز خود را از دریای خزر به ترکیه و اروپا انتقال دهد.
عملیات در میدان مذکور از سال ۱۹۵۹میلادی(۱۳۳۸شمسی) تاکنون ادامه دارد. در سالهای ۱۹۹۷-۱۹۹۸(۱۳۷۶-۱۳۷۷) نیز برای اکتشاف نفت عملیات حفاری انجام شده اما نتیجهای حاصل نشده بود./پایان توضیحات مدیریت سایت.
از طرف دیگر خط لوله های موجود از جمله باکو-تفلیس- جیحان و خط گازی باکو- تفلیس- ارض روم فاقد ظرفیت لازم برای پروژه جدید است و لذا، نیاز به خط لوله جدید و در پی آن سرزمین و کریدوری جدیدتر از جمله زنگزور احساس شده است. در صورت تحقق این سناریو، یکبار دیگر، بی توجهی به ظرفیت سرزمینی ایران جهت انتقال نفت و گاز جای سوال دارد. زیرا این پروژه میتوانست با هزینههای کمتر از خاک ایران به ترکیه و سپس اروپا صورت پذیرد. دقیقا اتفاقی در اواسط دهه ۹۰ رخ داد.
واکنش رئیسجمهور آذربایجان به ماجرای اختلاف ایران وآذربایجان
تسنیم(۲۱ مهر ۱۴۰۰)نوشت: «الهام علیاف» رئیسجمهور آذربایجان در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی لاـرپوبلیکا درباره تنشهای اخیر بین ایران و جمهوری آذربایجان مدعی شد: ناراحتی ایران از نزدیکی آذربایجان به اسرائیل بهانه است. دلیل تنشهای اخیر، روابط ما با برخی کشورهای دیگر نیست، زیرا سیاست خارجی ما بسیار روشن، شفاف، باثبات و مستقل است. هیچ کشور دیگری نمیتواند بر تصمیمات آذربایجان تأثیر بگذارد و نباید در این راستا تلاش کند. در اینجا تصمیمگیری در باکو و بر اساس منافع ملی آذربایجان، توسط من(الهام) اتخاذ میشود. اگر کسی سعی کند با استفاده از بهانههای ساختگی، آذربایجان را بهخاطر داشتن مناسبات با کشور دیگری، متهم کند، تلاشهایش بینتیجه میماند، این راه درستی نیست و منجر به بنبست میشود.
وی دلیل اتفاقات اخیر با ایران را بسیار ساده خوانده عنوان کرد: آذربایجان میخواهد با احترام در مورد مرزهایش رفتار شود.
پس از آزادسازی قرهباغ، ما به مرزهای رسمی خود با ارمنستان دست یافتیم، به مرز خود آمدیم و در آنجا ساکن شدیم.
جاده بین برخی از شهرهای ارمنستان از خاک آذربایجان میگذرد، ما متوجه شدیم که از این جاده برای حمل غیرقانونی کالاها به قرهباغ بهعنوان قلمروی ما استفاده میشود، این غیرقابلقبول است. ما خواهان احترام به مرزهای خود هستیم. ما بهطور غیرقانونی از مرزهای هیچ کشور دیگری عبور نمیکنیم؛ بنابراین پیام ما به ایران بسیار ساده بود: بس کنید.
خصوصی ازمقامات ایران خواستیم مشکل شودکه نشد
رئیس جمهور آذربایجان گفت: ما بدون اینکه این مسئله را عمومی کنیم، دوستانه درخواست کردیم این اقدام را متوقف کنند، زیرا این کار درست نیست. ما آن جادهها را کنترل میکنیم و میبینیم و فریب دادن و گفتن اینکه «این اتفاق نیفتاده» فایدهای ندارد، متأسفانه به این هشدار پاسخ کافی داده نشد،
سپس مجبور شدیم گام دوم را برداریم. ما یک یادداشت دیپلماتیک تهیه کردیم، سفیر ایران را دعوت کردیم و آن را علنی کردیم تا جلوی این اقدامات را بگیرد؛ اما در واقع بدتر شد
و تعداد کامیونهایی که از ایران به قرهباغ میرفتند افزایش یافت، ما این قدم را یک ضربه و بیاحترامی عمدی دانستیم.
رزمایش ایران با ترکیه و پاکستان در دریای خزر در تضاد با کنوانسیون خزر است و غیرقانونی است
وی افزود: سپس اقدامات دیگری را که کاملاً قانونی بود انجام دادیم و این باعث سردرگمی بزرگ و اقدامات غیرضروری در کشور همسایه شد، اظهارات نامناسب ارائه شد، تهدیدها انجام شد، تمرینات نظامی در نزدیکی مرز ما انجام شد، جالب بود که برای اولین بار، رزمایش نظامی، از قبل برنامهریزیشده نبود، سپس گفته شد که این کار برای نشان دادن چیزی انجام شده است.
تسنیم نوشت:این در حالی است که برگزاری مانور از سوی ایران در مرزهای خود یک امر حاکمیتی است و به موضوع داخلی ایران مربوط میشود اما برگزاری مانور سهجانبه با ترکیه و پاکستان در دریای خزر در تضاد با کنوانسیون خزر است و غیرقانونی است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رزمایش مشترک ترکیه، جمهوری آذربایجان و پاکستان دردریای خزر باعنوان «۳برادر»
وزارت دفاع جمهوری آذربایجان امروز (شنبه۲۰ شهریور ۱۴۰۰) اعلام کرد، نخستین رزمایش مشترک نیروهای ویژه ترکیه، جمهوری آذربایجان و پاکستان قرار است ۱۲ تا ۲۰ سپتامبر(۲۱ شهریور تا۲۹ شهریور ) سال جاری میلادی در باکو برگزارمی شود.شنبه / ۲۰ شهریور ۱۴۰۰
رزمایش ایران درشمال غرب ایران۹ مهر ۱۴۰۰
رئیس جمهور آذربایجان گفت: هیچ کس نمیتواند اراده خود را بر ما تحمیل کند. ما میخواهیم با همه کشورها و قبل از هر چیز با همسایگان خود روابط دوستانه داشته باشیم. همواره وقتی در مورد اولویتهای سیاست خارجی آذربایجان صحبت کردهام، گفتهام که اولویت ما روابط با کشورهای همسایه است.
«الهام علیاف»گفت:ما توانستهایم روابط خود را با دولت قبلی ایران در عرض ۸ سال به بالاترین سطح ممکن برسانیم. من بیش از ۱۰ جلسه با همکارم حسن روحانی دیدار داشتهام، همه آن جلسات پربار بود. ما توافقنامههای زیادی را در زمینههای انرژی، حملونقل، توسعه فرهنگی و امنیت امضا و اجرا کردهایم.
مابه رئیس جمهورجدیدایران «پیام خصوصی» دادیم،نامه نوشتیم، هیئت فرستادیم،اماتوجه نشد!
«علی اف» با بیان اینکه «درواقع، رابطه ما به نمادی از دوستی و همسایگی خوب تبدیل شده بود»، اظهار داشت: وقتی دولت جدید ایران و رئیسجمهور جدید(رئیسی) انتخاب شد، چه کردیم؟
ما یک هیئت بزرگ بهرهبری رئیس پارلمان و معاون نخستوزیر را به مراسم تحلیف او فرستادیم. آنها پیام دوستی من را مستقیماً به رئیسجمهور ایران منتقل کردند. در همان زمان، یک پیام دیگر که من قبلاً آن را بهطور خصوصی به وی ارسال کردم که این بود: «لطفاً به فعالیتهای تجاری غیرقانونی که تجار ایرانی در قرهباغ انجام میدهند توجه کنید.»،
رئیس جمهور آذربایجان گفت: ما در موقعیتی نبودیم که دولت ایران را مقصر بدانیم، متوجه شدیم که برخی شرکتهای خصوصی این کار را انجام میدهند، با این حال، ما درخواست کردیم که آن(محموله های غیرمجازتوسط کامیونهای عبوری) را متوقف کنند. در پاسخ، همه دیدند چه اتفاقی افتاد. نتیجه چه شد؟ بگذارید دوباره بگویم که اتفاق خوبی نیفتاده است(اعتنایی نشد).
علیاف گفت: بنابراین ما در اولین فرصت، همه اتهامات علیه آذربایجان در ارتباط با آوردن اسرائیل به سرزمینهای آزادشده را رد میکنیم، این اتهامات بیاساس است، این فقط بهانهای است تا آذربایجان را برای مخاطبان داخلی بیاعتبار کنند، همه میتوانند بروند و ببینند که در آنجا اصلاً حیات و زندگی وجود ندارد، همه چیز نابود شده است. ثانیاً، ما تقاضا داریم که همانطور که برای خود احترام قائل هستیم، برای دیگران نیز احترام قائل شویم.
تسنیم نوشت :اظهارات علیاف درباره نبود اسرائیل در نزدیکی مرزها در حالی بیان میشود که مدتی پیش در «شهر مرزی جبرائیل» حضور پیدا کرد و از پهپادهای ساخت اسرائیل در این منطقه بازدید کرده با آنها عکس یادگاری گرفت.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درخبرتسنیم اصلاحاتی انجام گرفته است+تصاویر.
عصرایران(۰۳ خرداد ۱۴۰۰)نوشت:ارمنستان چه بخواهد و چه نخواهد جمهوری آذربایجان به دالان زنگزور ورود کرده و بهره برداری از آن را انجام خواهد داد مخالفت ارمنستان تنها کار را سخت تر خواهد کرد»
از نیمه اردیبهشت به این سو شاهد تحرکات نظامی جمهوری آذربایجان در مرز با ارمنستان در منطقه «سیونیک» هستیم. با توجه به همسایگی ارمنستان با ایران و ترکیه، تحولات واقع شده در مرزهای این کشور که مورد حمایت ترکیه از طرفی و اسرائیل از طرف دیگر است، می تواند خطری جدی برای منافع ملی ایران در منطقه باشد.
«جعفر خاشع»مدیر عامل بنیاد مطالعات قفقاز در گفتگوی با عصر ایران، زوایای مختلف مناقشات آذربایجان در ارمنستان و استقرار ارتش جمهوری آذربایجان در خاک این کشور را مورد واکاوی قرار داده و توضیح می دهد که تداوم این تحرکات از چه طریق منافع ملی ایران در منطقه را تهدید می کند.
مساله ورود ارتش جمهوری آذربایجان به جنوب ارمنستان از چه زمانی آغاز شد و واکنش ارمنستان به این مسئله چه بود؟
«جعفر خاشع»:تحولاتی که در این محدوده در حال انجام و پیشروی است، حدودا ۶ ماه پس از جنگ جمهوری آذربایجان و ارمنستان، معروف به جنگ قره باغ آغاز شد و از نیمه اردیبهشت (۲۲ اردیبهشت۱۴۰۰) نیروی های نظامی جمهوری آذربایجان از مرز ارمنستان عبور و تلاش کردند دریاچه سیاه که در نزدیکی مرز آذربایجان قرار دارد را محاصره کنند.
به دنبال این تلاش، ارتش جمهوری آذربایجان نزدیک به سه و نیم کیلومتر و بنا به روایتی، تا ده کیلومتر در خاک ارمنستان پیشروی کرد که در این پیشروی، مناطقی از «استان سیونیک» و دریاچه سیاه به تصرف ارتش آذربایجان درآمد. جالب اینجاست که نیروهای ارمنی در برابر این پیشروی مقاومتی نشان ندادند و حاکمیت ارمنستان نیز بسیار منفعلانه عمل کرد.
قبل از این تحرکات نیز رئیس جمهور آذربایجان گفته بود یا با توافق یا با زور کریدور مغری ایجاد خواهد شد در برابر این تهدیدات الهام علی یف نخست وزیر ارمنستان در واکنشی کاملا منفعلانه ایجاد کریدور نخجوان را در برابر کریدور مغری پیشنهاد داد.
یک مساله بسیار مهم در اینجا این است که در توافقنامه آتش بس بر رفع انسداد مسیرهای مواصلاتی اشاره شده است، نه ایجاد یک گذرگاه به بزرگی استان سیونیک ارمنستان در طول تاریخ دالان یا گذرگاهی به اسم «دالان زنگزور» وجود نداشته و نوعی تحریف تاریخی محسوب میشود،
ارمنستان بعد از ورود نیروهای جمهوری آذربایجان به خاکش سعی کرد با کشاندن پای روسیه و پیمان امنیت دست جمعی به ماجرا، مواضع اش را تقویت کند اما تا کنون اقدام علمی صورت نگرفته و ارمنستان چشم امید به جلسهای که مقرر است به زودی توسط سازمان پیمان امنیت دست جمعی در «شهر دوشنبه» و در سطح وزرای خارجی کشورهای عضو انجام گیرد، دوخته است.
پاسخ سیاستمدارن جمهوری آذربایجان به اشغال خاک ارمنستان چیست؟
«مدیر عامل بنیاد مطالعات قفقاز»:اظهار نظرهای دولتمردان و رسانه های جمهوری آذربایجان به این مسئله جالب است. برخی اعلام می کنند که پیشروی جمهوری آذربایجان در مناطقی چون «لاچین» و «کلبجر» اتفاقی بود که در توافق نامه آتش بس پیش بینی شده بود، برخی دیگر استدلال میکنند که آذربایجان بر اساس مرزهایی که در زمان شوروی ترسیم شده بود پیش رفته، بنابراین مناطق محل استقرار نیروهای جمهوری آذربایجان، خاک ارمنستان نیست و متعلق به جمهوری آذربایجان است.
بعضی از رسانه ها نیز به توافق نامه آتش بسی که ۶ ماه پیش یعنی ۱۰نوامبر منعقد شد اشاره می کنند و بر این باورند که در آن توافق نامه مرزها به درستی ترسیم نشده و کاری که جمهوری آذربایجان در حال انجام آن است، استقرار و حضور در مناطقی است که حق این کشور است.
این اظهارات در واقع تقلیل دادن حضور نیروهای جمهوری آذربایجان در ارمنستان به مسئله تعیین مرزهاست، این در حالی است که اشغال خاک ارمنستان مسئله ای چند وجهی است که درک آن مستلزم واکاوی تحولات پیش از اشغال است.
حدودا یک ماه پیش «الهام علی اف» رئیس جمهور آذربایجان در همایشی با عنوان «نگاه نو به قفقاز جنوبی» سخنرانی و در این نطق ضمن تاکید بر بازگشت آذربایجان به دالان «زنگزور» اعلام کرد این کشور باید به ایروان نیز بازگردد! این گفته یعنی اعلام یک مقام رسمی جمهوری آذربایجان عیله تمامیت ارضی ارمنستان.
«الهام علی اف» دو هفته پس از این همایش نیز طی نطقی با لحنی تهاجمی اعلام کرد: « ارمنستان چه بخواهد و چه نخواهد جمهوری آذربایجان به دالان زنگزور ورود کرده و بهره برداری از آن را انجام خواهد داد مخالفت ارمنستان تنها کار را سخت تر خواهد کرد» وی پیشتر هم گفته بود تا سه سال دیگر آذربایجان وارد این دالان خواهد شد.
کاربرد اصطلاح دالان «زنگزور» از طرف جمهوری آذربایجان معنا دار است زیرا زنگزور در ادبیات سیاسی مقامات جمهوری آذربایجان علاوه بر زنگیلان و قبادلی که الان در کنترل نیروهای آذری است شامل «سیونیک» و «کاپان» و «سیسیان» و «گوروس» در خاک ارمنستان است. آنها مدعی هستند زنگزور با این ابعاد اراضی آنهاست و در مودر آن ادعا ارضی دارند.
این اظهارات در میان محافل سیاسی جمهوری آذربایجان از جمله احزاب و نمایندگان پارلمان نیز مورد توجه قرار گرفت و آنها نیز بیان داشتند که اعلام تعلق ایروان و کریدور زنگزور به آذربایجان از جانب بالاترین مقام سیاسی کشور، برآیند داشتن برنامه ای جدی و بلند مدت است و بی هدف نیست و متکی به محاسباتی است که صرفا به جمهوری آذربایجان نیز بستگی ندارد.
اگر ادعای جمهوری آذربایجان مبنی بر تعلق زنگزور به این کشور محقق شود، چه تاثیری بر منافع ملی ایران خواهد داشت؟
«مدیر عامل بنیاد مطالعات قفقاز»:در صورت تحقق ادعاهای جمهوری آذربایجان، مرز زمینی ایران با ارمنستان قطع خواهد شد که این مسئله منافع و امنیت ملی ما را در معرض تهدید قرار خواهد داد. یعنی علاوه بر قطع ارتباط زمینی ما با ارمنستان ظرفیت ژئوپولتیکی ایران در منطقه نیز شدیدا تضعیف خواهد شد.
خطری دیگر مسئله امنیت است یعنی دشمنان دور و نزدیک ایران که با جمهوری آذربایجان هم مناسبات حسنهای دارند، از این طریق خواهند توانست برای ایران دردسرساز باشند. با وجود حمایت بی قید شرط ج.ا.ایران از تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان در جنگ قره باغ طرف آذری با ناسپاسی پاسخ ایران را می دهد. بعد از جنگ فضای رسانه های این کشور که عموما دولتی هستند به شدت ضد ایرانی شده اند . نفوذ و سلطه سرطانی رژیم صهیونیستی در این رسانه ها تشدید شده و هر روز با ایجاد فضا منفی علیه ایران دامن می زنند.
مسئله دیگر در این ارتباط، مداخله اسرائیل و تلاش برای تشدید تنش بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان است. هدف این رژیم ، یافتن حوزه های نفوذ جدید در منطقه و محکم کردن جای پای خود است. این رژیم علاوه بر قره باغ فعالیت نظامی مستقیم در ساحل دریای خزر دارد که علنا نقض کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر است. چرا که در این کنوانسیون حضور نظامی کشورهای ثالث در دریای خزر ممنوع است. بدیهی است که هرچه تنش در منطقه بیشتر باشد به نفع کنشگران خارج از منطقه مانند اسرائیل و به ضرر کشورهای منطقه و همسایه ارمنستان از جمله ایران است.
اخیرا فردی به نام «آریه گوت» رییس «نمایندگی مرکز بین المللی چند فرهنگ گرایی باکو در اسرائیل» به صورت ضمنی، الگویی که اسرائیل در خصوص فلسطین به کار برده را به جمهوری آذربایجان پیشنهاد می کند و تاکید دارد که این کشور نباید به این اقدامات بسنده کرده و لازم است که در مجامع بین المللی از ارمنستان شکایت کند.
بی تردید نگاه رژیم صهیونستی به آذربایجان نگاهی ابزاری و با هدف اعمال فشار بیشتر بر ایران در منطقه است. مصداق این سخن، افزایش نقش و ردپای اسرائیل در رسانه و حوزه سیاسی آذربایجان بعد از جنگ قره باغ است که این مسئله به هیچ وجه نشانه های خوبی برای روابط ایران و جمهوری آذربایجان نیست.
انشاءالله با ایجاد تزلزل در اهداف رژیم صهیونیستی ابزارها نیز کارایی خود را از دست خواهند داد. آن چیزی که دائمی است همسایگی است که باید بدان توجه نمود. البته ایران به صورت شفاف اعلام کرده که تغییر مرزهای بین المللی و تهدید منافع اش را به هیچ وجه تحمل نحواهد کرد.
نقش روسیه در تحولات ارمنستان چیست؟
«جعفرخاشع»:درخصوص نقش روسیه در مناقشات میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان باید گفت که این کشور نه در جنگ قره باغ و نه در تحولات اخیر، به رغم انتظاری که می رفت، و آنطور که باید از ارمنستان حمایت نکرد. عده ای معتقدند روسیه حتی از تحرکات نظامی آذربایجان در ارمنستان خوشحال هم هست و این اقدامات بعد از سفر «لاورف» به ایروان و باکو و چراغ سبز روسیه به جمهوری آذربایجان صورت گرفته.
رسانه های روسیه هم مدام تاکید می کنند که ارمنستان می بایست تمام بندهای توافق نامه آتش بس اخیر را که شامل 9 بند است، عملیاتی کند. یعنی به نوعی روسیه از تحت فشار قرار گرفتن ارمنستان برای رسیدن به اهداف خود منتفع میشود. از این ۹ بند، ۷بند اجرا و دو بند مربوط به تبادل اسرا و اجساد کشته شدگان، و بند ۹ که مربوط به کریدور «مغری» است اجرا نشده، اجرای بند مربوط به کریدور«مغری» در ارتباط با تامین منافع روسیه قرار دارد به همین دلیل دور از ذهن نیست که روسیه موافق فشار بر ارمنستان برای اجرایی شدن همه بندهای توافق نامه ۱۰ نوامبر باشد.
در سطح رسمی نیز، مقامات سیاسی روسیه به گفتن اینکه مناقشات می بایست مسالمت آمیز حل شود اکتفا کردند. این انفعال آگاهانه در حالی است که روسیه چند پایگاه نظامی در خاک ارمنستان دارد و حتی در «سیونیک» اخیرا دو پایگاه نظامی ایجاد کرده، اما به رغم داشتن چنین امکانی برای حمایت از ارمنستان و با توجه به عضویت ارمنستان در سازمان «پیمان امنیت دسته جمعی» به این کشور که تمامیت ارضی اش مورد حمله و تعرض قرار گرفته، کمکی نکرده است.
در خصوص نقش ترکیه در مناقشات جمهوری آذربایجان- ارمنستان، آیا می توان گفت که مدیریت اقدامات آذربایجان با ترکیه و در راستای منافع این کشور است؟
«مدیر عامل بنیاد مطالعات قفقاز»:قطعا نقش ترکیه در تحولات یک سال اخیر قفقاز بسیار پر رنگ بوده، ترکیه اردوغانی در پیشبرد سیاست هایش در غرب و حوزه مدیترانه با شکست مواجه شده در نتیجه به سمت شرق روی آورده و درصدد جبران ناکامی خود است. حتی کریدوری هم که در توافق نامه آتش بس گنجانده شده، برنامه ای بلند مدت از جانب ترکیه است.
اقدامات ترکیه هم به نوبه خود مورد حمایت آمریکاست. رویای ترکیه ایجاد کمربند پان ترکسیم از طریق دست یابی زمینی از طریق نخجوان و جنوب ارمنستان به جمهوری اذربایجان است. حدود ۱۰ سال پیش ترکیه به ۱۱ کیلومتر مرز با نخجوان رسید و امروز ادامه همان پروژه در حال اجراست.
هدف ایجاد هزینه برای ایران، روسیه و چین از این طریق است. غرب و آمریکا برای تحقق این جاه طلبی در کنار ترکیه قرار دارند و از این کشور حمایت می کنند. این تلاش ها به شکل ملموس از سال ۲۰۱۸ و تقویت نفوذ ترکیه در نخجوان به ویژه از طریق اجرای مانورهای نظامی مشترک با آذربایجان در نخجوان و به دنبال آن چند درگیری پراکنده در مرز ارمنستان شروع شد.
به واقع تصرف جنوب ارمنستان و قطع کردن مرز این کشور با ایران یکی از اهداف مهم ترکیه از دخالت در مناقشات ارمنستان- جمهوری آذربایجان است.
پولاد هاشم اف
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اما ،رئیس جمهورنمک نشناس(زبان نفهم) آذربایجان ،بجای قدردانی،برای ایران خط ونشان کشید وانسداد ایجادکرد!.
ماجرای آتش بازی جدید آذربایجان (انسدادگذرگاه لاچین)رادراین لینک ببینید:
محکومیت رییس جمهور سابق فرانسه به یک سال حبس
«نیکولا سارکوزی»رییس جمهور سابق فرانسه روز پنجشبه ۳۰ سپتامبر۲۰ ۲۱ (۸ مهر۱۴۰۰) به یک سال حبس محکوم شد. طبق این حکم سارکوزی میتواند با «بستن دستبند الکترونیکی» این حکم را در حبس خانگی بگذراند.
دادستانهای پرونده برای او مجازات یک سال حبس شامل یک دوره شش ماهه تعلیقی پیشنهاد کردهاند. البته قاضی پرونده اعلام کرد که سارکوزی پس از اعلام حکم دادگاه میتواند با بستن دستبند الکترونیکی دوران محکومیت خود را در خانه شخصی خود سپری کند.
«سارکوزی »در انتخابات ۲۰۰۷ با ۵۳.۱ درصد آرا برنده شد، او در انتخابات سال ۲۰۱۲ به فرانسوا اولاند، نامزد سوسیالیست باخت.
«نیکولا سارکوزی» به دلیل تامین مالی غیرقانونی کارزار انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۲ مجرم شناخته شد.
سارکوزی متهم است که حدود ۲۲.۵ میلیون یورو یعنی چیزی حدود دو برابر سقف مالی قانونی برای رقابتهای انتخاباتی سال ۲۰۱۲ هزینه کرده است، رقابتی که در نهایت با شکست او در برابر »فرانسوا اولاند» به پایان رسید.
محدودیت قانونی هزینههای تبلیغات انتخاباتی فرانسه ۲۲ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو است اما سارکوزی ۴۲ میلیون و ۸۰۰ هزار یورو هزینه کرده است،یعنی چیزی حدود دو برابر سقف مالی قانونی
سارکوزی ۶۶ ساله اتهام هرگونه تخلفی را رد کرده است با این حال دادستانهای پرونده او معتقدند وی هفتهها پیش از رایگیری میدانسته که هزینههای انتخاباتی او که طبق قوانین فرانسه به شدت محدود است، به حداکثر قانونی نزدیک شده ولی با این حال، با سازماندهی بسیاری از تجمعات بزرگ و پرهزینه انتخاباتی موافقت کرده است.
نیکولا سارکوزی رئیس جمهور سابق فرانسه پس از بیرون شدن از یک محکمه به اتهام فساد مالی
دادستانهای پرونده برای او مجازات یک سال حبس شامل یک دوره شش ماهه تعلیقی پیشنهاد کردهاند. البته قاضی پرونده اعلام کرد که سارکوزی پس از اعلام حکم دادگاه میتواند با بستن دستبند الکترونیکی دوران محکومیت خود را در خانه شخصی خود سپری کند.
این حکم شش ماه پس از محکوم شدن او به اتهام فساد و نفوذ در پرونده دیگری صادر شد که منجر به صدور حکم یک سال حبس قطعی و دو سال تعلیقی شد و او را به اولین رئیس جمهور سابق فرانسه بدل میکند که با دو مجازات حبس مواجه شده است. البته سارکوزی در مورد حکم صادر شده در ماه مارس درخواست تجدیدنظر کرده است.
«نیکولا سارکوزی»(بعدازژان شیراک) از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ میلادی رئیس جمهور فرانسه بود.
«سارکوزی» از۲۸ نوامبر ۲۰۰۴ – ۱۴ مه ۲۰۰۷معاون رئیس جمهور «ژان کلود گودین»بود وقبل ازآن ،وزیرکشوریود.
رئیس جمهور سابق فرانسه ،همچنان به فساد مالی در مبارزات انتخاباتی اش در سال ۲۰۰۷ متهم است که در پی آن توانست رئیس جمهور شود. در این قضیه او متهم است که ۵۰ میلیون یورو از «معمرالقذافی» دیکتاتور سابق لیبی دریافت کرده که از طریق یک واسطه به فرانسه منتقل گردیده بود.
سارکوزی در انتخابات ۲۰۰۷ با ۵۳.۱ درصد آرا برنده شد. محبوبیت وی در پی انتقاد از نحوه مدیریت بحران مالی جهانی و قیام های موسوم به بهار عربی در سال ۲۰۱۱ کاهش یافت. او در انتخابات سال ۲۰۱۲ به فرانسوا اولاند، نامزد سوسیالیست باخت.
سارکوزی در سال ۲۰۱۴ مدت کوتاهی به سیاست بازگشت، اما در رقابت های اولیه در حزب اش برای انتخابات ریاست جمهوری شکست خورد.
رئیس جمهور اسبق فرانسه همچنین به اتهاماتی مبنی بر دریافت پول از «معمر قذافی» رهبر سابق لیبی برای تامین بودجه مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۰۷ تحت بازجویی قرار گرفته است.
رسانههای فرانسه گزارش دادهاند که او با وجود اعلام کنارهگیری از سیاست در سال ۲۰۱۷ همچنان در پشت صحنه مشغول ایفای نقش جدی است و در حال استفاده از جایگاه خود برای تعیین نامزد نهایی محافظهکاران در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۲ است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رئیس جمهور -سابق-فرانسه بجُرم اعمال نفوذ«رشوه»محکوم به زندان شد.
دادگاهی در شهر پاریس روز دوشنبه ۱مارس۲۰۲۱(۱۱اسفند ۱۳۹۹) نیکلا سرکوزی، رئیسجمهوری سابق فرانسه، را به اتهام فساد و اعمال نفوذ به یک سال زندان و دو سال حبس تعلیقی محکوم کرد.
سرکوزی ۶۶ ساله که از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ ( ۱۳۸۵تا ۱۳۹۰شمسی)رئیسجمهوری فرانسه بود به اتهام تلاش برای دریافت غیرقانونی اطلاعات از یک قاضی در مورد پرونده قضایی مربوط به خود در سال ۲۰۱۴ محکوم شناخته شد.
بادستبند-الکترونیکی-کنترل می شود/ زندان درخانه
دادگاه اعلام کرد که آقای سرکوزی حق دارد حبس در منزل را مشروط به استفاده از یک دستبند رهگیری الکترونیکی (Electronic interception bracelet)درخواست کند.
این اولین بار در تاریخ معاصر فرانسه است که یک رئیسجمهوری سابق به اتهام فساد و اعمال نفوذ محکوم میشود.
درصدداعمال نفوذبود
متهمان دیگر این پرونده تییری هرزوگ، دوست قدیمی و وکیل آقای سرکوزی و یک قاضی بازنشسته به نام گیلبرت آزیبرت نیز مجرم شناخته شده و به مجازات مشابهی محکوم شدهاند.
دادگاه در حکم خود گفت که «براساس شواهد کافی و قانعکننده به این نتیجه رسیده که آقای سرکوزی و دو متهم دیگر آگاهانه در مورد فساد و اقدامات غیرقانونی دیگر توافق کرده بودند».
استخدام یک قاضی برای اعمال نفوذ
دادگاه افزود این تخلفات «بسیار شدید» هستند چون یک رئیسجمهوری سابق با استفاده از موقعیت ویژه خود برای پیشبرد منافع شخصیاش از یک قاضی کمک گرفته است. علاوه بر این، آقای سرکوزی که در رشته حقوق تحصیل کرده به خوبی از ارتکاب جرم آگاه بوده است.
نیکلا سرکوزی در جریان دادرسی ده روزه که اواخر سال ۲۰۲۰ برگزار شد تمامی اتهامات را رد کرد.
موضوع اصلی تحقیقات مربوط به فساد و اعمال نفوذ از طریق یک مکالمه تلفنی در ماه فوریه ۲۰۱۴ است. دادستانی فرانسه که در پرونده جداگانهای مشغول تحقیق در مورد منابع مالی کارزار انتخاباتی آقای سرکوزی در سال ۲۰۰۷ بود تصادفا کشف کرد که او و وکیلش بوسیله تلفنهای همراه محرمانهای که با مشخصات جعلی ثبت شده است در تماس هستند.
«مکالمات» رئیس جمهورفرانسه«شنود»شد
شنود این مکالمات پنهانی نشان داد آقای سرکوزی و وکیلش به قاضی آزیبرت وعده دادهاند که در ازای برملا کردن جزئیات یک پرونده قضایی دیگر، مربوط به وارث شرکت اورئال و ثروتمندترین زن فرانسوی، برای او در موناکو شغلی پیدا خواهند کرد.
«تطمیع »رئیس جمهورفرانسه برای« اعمال نفوذ»
دادستانی استدلال کرد که هر چند این وعده عملی نشد ولی طبق قانون «تطمیع» محسوب میشود.
آقای سرکوزی در جریان دادرسی هرگونه سوءنیتی را تکذیب و ادعا کرد که در تمام دوران فعالیت سیاسی هدفش کمک به مردم بوده و «این مورد هم چیزی نبوده جز دادن یک کمک کوچک».
رئیسجمهوری سابق فرانسه به «شنود مکالمات» خود اعتراض کرد و گفت دادستانی بیش از سه هزار و ۷۰۰ مورد از مکالمات خصوصی او را «شنود» کرده است.
شنودقانونی
اما قضات دادگاه گفتند «اگر شنود مکالمات تلفنی به کشف جرم بینجامد کاملا قانونی است.»
نیکلا سارکوزی پس از شکست در انتخابات درونی حزب محافظهکار فرانسه برای تعیین نامزد انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۷، از سیاست کنارهگیری کرد.
با این همه به نظر میرسد که او در پشت پرده سیاست هنوز نقش فعالی ایفا میکند و امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، در مورد بعضی از موضوعات با او مشورت میکند.
آقای سرکوزی با یک اتهام دیگر روبروست که دادرسی آن از اواخر امسال آغاز خواهد شد. او و حزب محافظهکار متهم شدهاند که در کارزار انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۲ حدود ۵۰ میلیون یورو که دو برابر میزان قانونی است هزینه کرده و با جعل اسناد این تخلف قانونی را پنهان کردهاند.
در تحقیقات قضایی دیگری که از سال ۲۰۱۳ آغاز شده است آقای سرکوزی متهم شده که برای کارزار انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۰۷ از معمر قذافی، دیکتاتور سابق لیبی، میلیونها دلار کمک گرفته است.
رادیوفردا(۱۱ اسفند ۱۳۹۹)به نقل ازخبرگزاری آسوشیتدپرس.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:یکی ازاتهامات سارکوزی «رشوه»به معمرقذافی بوده است.
نخست وزیرانگلیس(بعداز«جان میجر»،قبل از«گوردون براون»)
دوران نخستوزیری:«تونی بلر» در ۲ می ۱۹۹۷ (۱۲ اردیبهشت ۱۳۷۶)درحالی که ۴۳سال داشت، به عنوان نخستوزیر انگلستان برگزیده شد، سه دوره متوالی ،پیروزانتخابات بودوامادرسومین پیروزی(۲۰۰۷)،درهمان ماه اول نخست وزیری استعفادادو«گوردن براون»نخست وزیرشد.
چادر مشهور معمر قذافی رهبر پیشین لیبی که در آن با سران جهان در لیبی دیدار میکردو
اودرمسافرتهاهم «چادر»جادویی راباخودش می برد.
معمرقذافی،معمولاًدرسفرهای خارجی ازرفتن به کاخ هااجتناب می کرد،درسفر پنج روزه به فرانسه(۱۹ آذر ۱۳۵۲) به دیداررفیق صمیمی اش(سارکوزی)رفته بود
که نخستین سفرش به فرانسه بود،چادری در نزدیکی ساختمانی دولتی در کاخ الیزه بر پا کرده و در آنجا اقامت دارد و بیش از چهل نفر از محافظان خود را که همگی دختران جوان بودندامورات خصوصی! وعمومی وی راعهده داربودند.
تونی بلر(نخست وزیرانگلیس)ومعمرقذافی
در بسیاری از سفرها«قذافی»علاوه بر« چادر» شترهایش را با خود میبرد یا هنگام استقبال از مقامات دیگر کشورها از آنها در چادری بیابانی و در کنار شترهایش استقبال میکرد.
مرگ معمرقذافی ۲۹ مهر ۱۳۹۰
حرمسرای رجوی+ماجرای خارج کردن رحم زنان سازمان مجاهدین خلق؟
توضیحات مدیریت سایت -پیراسته فر:اعترافات «بتول سلطانی»عقدوسکس زنان مجاهدین با مسعودرجوی،تشویق مریم رجوی به همخوابی(سکس) برای رهایی ازوابستگی ها....پادگان لیبرتی ومقرمجاهدین خلق رادرتیرانا راخواهیددید،دیدارمریم رجوی راباوکیل ترامپ وزندان تیف و عکسهای دیدنی دیگر...
زندان«تیف»کجاست؟(TIPF)پادگان اشرف کجاست؟
ترک« اردوگاه اشرف» ۲۶ شهریور ۱۳۹۱-بعداز۲۶
کمپ اشرف در سال ۱۳۶۵ در ۸۰ کیلومتری مرزهای ایران در استان دیاله عراق بنیان نهاده شد.
اقامت ۴ساله منافقین درلیبرتی
وکشورعراق را امن ندانستندو درمرداد ۱۳۹۵(جولای۲۰۱۶) به آلبانی-تیرانا- رفتند
رادرادامه خواهیدخواند.
«ابراهیم خدابنده» از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ۲۳ سال از بهترین روزهای جوانیاش را در این گروهک گذرانده است. وی در سال ۱۳۸۲ طی حادثهای از این فرقه جدا شد.
خانم «بتول سلطانی» آمد راجع به «رقص رهایی» افشاگریهایی کرد،
خانم سلطانی گفت:مسعود رجوی حرمسرا داشت.
یعنی اعضای لایه اول شورای رهبری، تماما -تمام زنان سازمان-همسران رجوی بودند، بعد گفت هیچ مردی از این موضوع اطلاعی نداشت، برنامهریزیاش را هم مریم رجوی کرده بود یعنی مریم رجوی افراد را انتخاب و عضو لایه اول شورای رهبری میکرد و در اختیار مسعود رجوی قرار میداد و میگفت حتی در حد ابریشمچی هم از این موضوع اطلاع نداشتند.
ماجرای خارج کردن رحم زنان
«دکترابراهیم خدابنده» از مسئولین بخش روابط بین المللی سازمان مجاهدین خلق ازسال (۱۳۵۹ تا ۱۳۸۲) گفت:
او (بتول سلطانی) اولین کسی بود که افشاگری کرد و واقعاً سخت است یک زنی بیاید بگوید چنین داستانی بوده و بعد از دو سال که از سازمان جدا شده بود، در اروپا بالاخره زبان باز کرد و این را گفت.
« دکتر نفیسه بادامچیان» میآمد رحم آنها را خارج میکرد؛ الان خانم «مریم سنجابی» لیستی نزدیک به ۱۰۰ زن را در سازمان نوشته که میگوید: من شهادت میدهم رحم اینها خارج شده است و یک دکتر بفرستند، برود اینها را چک کند، کسی هم که این کار را نمیکند.
در سازمان مانند همه فرقه ها اتفاقاتی رخ میدهد اما چه کسی خبر دارد؟
«دکترابراهیم خدابنده ۶ مرداد ۱۳۹۷ مصاحبه باخبرگزاری مهر/پایان
خانم سلطانی پس از فرار از تشکیلات رجوی در ملاقات با دکتر بنی صدر در باره ماهیت فاشیستی و افکار قرون وسطایی سران فرقه مجاهدین توضیحات مبسوطی داد
خانم بتول سلطانی (عضو سابق شورای رهبری مجاهدین ـ ساکن آلمان) :
تا به حال نتوانسته اید بگویید و سختتان بوده است. همه مشغول نوشتن شدند، یادم هست که یک نفر گفت که صفر صفر است وهرچه داشته نوشته و گفته است.
مسعود گفت : محال است.
مریم رجوی هم گفت : شما الان زن مسعود هستید و به هرحال هر زنی بعد ازازدواج حتما حرف وناگفته هایی برای شوهرش دارد.
مسعود رجوی، آن خانم و بعضی دیگراز خانمها که همین موضع را داشتند، صدا زده ودر گوشی با آنها از نزدیک حرف می زد.
در این حال تعدادی از خانم ها وضعیت به هم ریخته ای پیدا کردند و با گریه عنوان می کردند که موضوع هایی بوده که سال ها دردلشان نگه داشته اند و اذیتشان می کرده و خلاصه همه شروع کردند به حرف زدن که یک تعداد هم صحبت کردند.
بعد چند نفراز نفرات دفتر که کارهای خدماتی و اداری مسعود و مریم رجوی را انجام میدهند، میز را برداشتند و شیرینی پخش شد و گفتند که وسط را خالی کنید. وقتی وسط خالی شد، با اشاره شهرزاد صدر یک آهنگ تند از بیژن مرتضوی که هنوز طنین آن در ذهنم است، پخش شد و در برابر چشمان حیرانم متوجه شدم که زنان ارشد شورای رهبری به وسط ملافه ها که خالی بودند، آمده و درحال درآوردن لباس هایشان هستند.
مسعود رجوی گفت : بله لباس های شرک و جاهلیت را درآورید و این حوض شماست که بایستی درآن شیرجه بزنید و اینجا یگانه شوید تا دیگر در تمام صحنه های رزم و کار و مسوولیت مثل کوه استوار باشید!
در این حین هرنفر که لباس هایش را در می آورد، کارکنانی از دفتر ، آنها را جمع می کردند و همه را در نایلونی قرار می دادند و در آن را بسته و روی آن با ماژیک نوشته و می بردند و یک نفر مشغول رقص می شد.
همینطورنفرات رو به زیاد شدن بودند و مریم به همه می گفت :
لباس شرک و ریا را بکنید و به مسعود نزدیک شوید و یگانه شوید!
و همینطور متوجه شدم که مریم و چند نفر دیگر ازجمله «گیتی گیوه چی» و «فائزه محبت کار »و دیگران به دقت بقیه را زیر نظر دارند .
تعدادی از اعضای ارشد مشغول صحبت و متقاعد کردن نفراتی هستند که از درآوردن لباس ابا دارند و یکی دو نفر را هم از جلسه خارج کردند.
در این بین توقف کوتاهی به جلسه داده شد و مریم سخنرانی کوتاهی کرد وگفت :
شما که هنر نکرده اید، شما امضای ایدئولوژیک و آرمانی داده بودید به مسعود و هرمقطع یا سرفصلی دوباره می دهید پس «رقص رهایی» برای شما چیست. این رقص، رهایی شماست.
شما باور نداشتید که مسعود شوهرشماست، وگرنه یادتان هست و فیلم هایی حتما دیده اید. یک عقد کافی بود برای یک زن که تا ابد خودش را درحریم شوهرش ببیند.
اگرسقف ایدئولوژیک امضا شده به رهبرعقیدتی سقف این سالن است، سقف ازدواج و زناشویی این میزاست، شما درک و فهم نادرستی دارید.
برای این است که الان بعضی سختتان است لباستان را دربیاورید، وگرنه شیرجه میزدید دراین حوض!!
مساله از خود شما حل میکند، وگرنه یک زن چشم ندارد زن دیگری را ببیند و با این مکانیزم شما حاضرید برای همدیگر جان بدهید و همدیگر را دوست دارید و حسادتهای زنانه و قالی از زیر پای همدیگر کشیدن جای خودش را به دوست داشتن یکدیگر می دهد
مریم خیلی تشویق میکرد که ما صحنه های معاشقه مسعود با زن دیگری را نگاه کنیم.
آخر جلسه همه یک بسته دیگر ازمسعود هدیه گرفته و جلسه تمام شد.
اولین جلسه که ۵ ساعت به طول انجامید، ساعت ۴ صبح تمام شد و ما همگی به مقرهایمان برگشتیم.
پس ازآن سلسله نشستهایی با خود مسعود و همینطور با مریم رجوی آغاز شد.
ریزش و فروپاشی در فرقه رجوی به دلیل تفکر انضمامی ، دگماتیک و سنیزه جویانه رهبران آن امری محتمل و اجتناب ناپذیر است
بیوگرافی "بتول سلطانی»
خانم بتول سلطانی عضو شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۹۸۶ به عضویت این سازمان درآمده و در سال ۲۰۰۶ با فرار از قرارگاه اشرف و تسلیم خود به کمپ نظامیان آمریکایی موسوم به «تیف »از این سازمان جدا شد .
خانم« بتول سلطانی »در سال ۱۹۶۵ در ایران متولد شد.وی در سال ۱۹۸۶ با حسین مرادی ازدواج کرده و به پاکستان سفر نمود. در آنجا به سازمان مجاهدین خلق جذب شده و یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۸۷ به دستور سازمان به عراق رفت. درسال ۱۹۹۱ به دستورسازمان ازهمسرش جدا شده وفرزندان خود را نیز به دستورسازمان درهمان سال به اروپا فرستاد. در آن زمان فرزندان وی هاجر مرادی متولد ۱۹۸۷ در پاکستان ۵ ساله و میعاد مرادی متولد ۱۹۹۱ درعراق ۶ ماهه بودند.
بعدها دختر وی با نام مستعار ستاره خبازان در جنوب سوئد و نزد یک خانواده ایرانی اقامت گزید و اما پسرش توسط یک خانواده ازعراق به هلند برده شد که بعد از مدتی سازمان به دلیل اختلافی که با آن خانواده پیدا کرد او را پس گرفت و به خانواده دیگری سپرد ولی آنها نیز دچار مشکل شده و نهایتا وی به یتیم خانه منتقل گردید .
خانم بتول سلطانی در سال ۱۳۶۵ به عضویت سازمان مجاهدین درآمده و با خروج از ایران وارد مقر این سازمان در عراق شد . وی پس از طلاق سازمانی از همسر و جدایی از فرزندان در تمام نشست های ایدئولوژیک سازمان وفاداری خود به رهبران سازمان را اثبات کرده و حکم عضویت در شورای رهبری به عنوان بالاترین رده تشکیلاتی به وی ابلاغ شد . سلطانی سابقه حضور در مقرهای سازمان مجاهدین خلق در عراق ، فرانسه و انگلیس را دارد . با گذشت زمان دیدگاه وی نسبت به سازمان تغییر کرده و با مشاهده برخی دوگانگی ها تصمیم به جدایی از سازمان مجاهدین خلق ایران را گرفت.
خانم بتول سلطانی در سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ مصاحبه هایی با بنیاد خانواده سحر انجام داد که این مصاحبه ها به زبان های عربی و انگلیسی نیز ترجمه شده است.
خاطرات بتول سلطانی:سرگذشت من با مجاهدین خلق
روز پنجشنبه 23 شهریور، دو نفر از زندانیان اقدام به فرار کردند. غروب همان روز، سرهنگ پلمبو نامه ای به تیف فرستاد و ضمن هشدار و تهدید زندانیان، 48 ساعت فرصت داد تا تحصن پایان یابد. روز سه شنبه 28 شهریور، زندانیان برای انتقال به زندان یا تیف جدید آماده شدند و پیش از هر چیز الزامات محل تحصن را منتقل کردند.
دو زندانی که گریخته بودند دستگیر و به سلول انفرادی فرستاده شدند. یکی از این دو زندانی به نام "حسین بلوجانی" را چنان در سلول انفرادی کتک زدند که دستش شکست و با تحقیر و توهین و آب دهان انداختن به رویش کاری کردند که دیگر فکر فرار به سر کسی نزند.
به چهلمین روز تحصن رسیده بودیم، زنان زندانی تیف تنها چهار تن بودند و دیگر زنان به ایران رفته بودند. ارتش آمریکا هم به دلیل پیوستن زنان به تحصن، برق محل زندگی شان را قطع و محدودیت هایی بر آنان اعمال کردند تا روز 18 مهر 1385، جابجایی از تیف به زندان جدید پایان گرفت. زندان جدید بسته تر بود و تنها آسمان دیده می شد.
مجاهدین موجی از تبلیغات رسانه ای را در اخبار علیه رژیم به راه انداخته بودند. در پی سرپیچی ایران از قوانین آژانس انرژی هسته ای، تحریم های شورای امنیت در دستور کار بود. مشخص بود که چرا مجاهدین پر و بال گرفته اند. چراغ سبز دولت آمریکا برای هر فعالیتی به مجاهدین یا همان تروریست های مثبت قابل درک بود. آنچه هرگز کسی ندانست این است که بالاخره از دید دولت آمریکا، مجاهدین چه بودند ؟
امروز وقتی به بلوک وارد شدم، دیدم از همه طرف به سمت چادر شماره ی یک می روند. من هم رفتم وارد چادر که شدم با کمال تعجب دیدم که برنامه ی
ماهواره فیلم های ملاقات سری مسعود رجوی و سران بالای سازمان مثل مهدی ابریشمچی و عباس داوری را با افسران اطلاعاتی و بلند پایه ی رژیم صدام را پخش می کند.
این فیلم های فوق سری که پس از سقوط دولت عراق از درون آرشیوهای سازمان امنیت آن کشور بیرون زده بودند، باعث حیرت و ناراحتی بچه های جدا شده از سازمان گردید.
نفرات جدا شده از سازمان مجاهدین بسیار به هم ریخته بودند و می گفتند دیگر با چه آبرویی جلوی مردم ایران سر بلند کنیم. اگر با القاعده می رفتیم بهتر بود تا با سازمان مجاهدین خلق و امروز می توانستیم سرمان را بلند کنیم.
در این فیلم ها چگونگی دادن اطلاعات نظامی رزمندگان ایرانی مشغول جنگ با ارتش عراق توسط نفرات ارشد سازمان به افسران امنیتی عراق دیده می شد
و آنها هر گونه سفارشی را اعم از جاسوسی تا بمب گذاری و ترور برای دولت صدام حسین در مقابل دریافت پول تقبل می کردند.
در یکی از فیلم ها وقتی مسعود رجوی رهبرمان را مشاهده کردم که برای نیم ساعت وقت ملاقات با صدام آن طور برای افسر اطلاعاتی عراق، چاپلوسی و التماس می کرد، حالت تهوع برایم دست داد
و بی اختیار یاد یک موضوع به نقل از سرلشکر وفیق السامرایی، رئیس اداره ی کل اطلاعات و ضد اطلاعات نظامی ارتش عراق افتادم که در سال 1994 از عراق فرار کرد و به انگلستان پناهنده شد. من گفته های او را عیناً به نقل از کتاب معروفش به نام " ویرانی دروازه ی شرقی " نقل می کنم.
او گفته بود: " رویدادی که بیش از پانزده سال پیش، یعنی در اوایل سال 1982 رخ داد هنوز از ذهنم پاک نشده است. هنگامی که من در قرارگاه مقدم فرماندهان در استان میسان بودم. یکی از افسران اطلاعات لشکر دهم با من تماس گرفت و راجع به سرسختی یک اسیر ایرانی با من سخن گفت و اظهار داشت که سرانجام او را خواهد کشت.
من از او خواستم تا دست نگه دارد، خود را به لشکر در منطقه ی امامزاده عباس، واقع در منطقه ی دزفول رساندم و از او خواستم تا وضعیت را برایم توضیح دهد. او گفت که این اسیر بر روی تصویر صدام آب دهان ریخته است.
دستور دادم تا آن اسیر را به پناهگاه افسر اطلاعات احضار کنند. او را نزد من آوردند.
یک بچه ی دوازده ساله بود، به او گفتم چرا این کار را کردی ؟
او شروع به گریه کرد و گفت: مادر و پدرم را در خرمشهر کشتید و کاری کردید که من بدون هیچ خویشاوند و یا سرپرستی در یکی از مساجد زندگی کنم. سپس به طرف عکس قاب شده ی صدام که بر روی دیوار پناهگاه آویزان بود رفت و بار دیگر بر روی آن آب دهان ریخت.
آن افسر اطلاعاتی گفت: او را خواهم کشت. او مستحق مرگ است. به آن افسر که همشهری من بود پاسخ دادم که اسلام کشتن اسرا را کلاً حرام کرده است تا چه رسد به این بچه ی یتیم و بیچاره! او جرمی که مستحق مرگ باشد مرتکب نشده است. سپس از او خواستم تا این اسیر را در جمع دیگر اسرا بی آن که حرفی راجع به اتفاقی که افتاده گفته شود، به اردوگاه های اسرا هدایت نمایند، چون اگر خبر این اتفاق به گوش صدام می رسید ما را متهم می کرد و شاید به اعدام محکوم می شدیم.
کینه ی ملی و شجاعت این کودک ایرانی برای همیشه ستودنی است و من قضاوت درباره ی عملکرد این کودک 12 ساله ایرانی و مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق را به عهده ی خواننده ی گرامی می گذارم و در می گذرم. "
روز پنجشنبه 27 مهر
روز پنجشنبه 27 مهر، اطلاعیه ی پنجم تحصن تیف منتشر شد. با این هدف که مشخصات و جزئیات بیشتری را از تحصن به دست دهد. روز سه شنبه 2 آبان، پس از 75 روز تحصن و فشار مستمر بر زندانیان مانند خرابی تلفن و قطع برق و نصف شدن جیره ی غذایی و... شماری از زندانیان، دست به اعتصاب غذا زدند. روز دوم اعتصاب غذا، ارتش آمریکا اعتصاب کنندگان را در چادری انداخت و دورشان را سیم خاردار کشید و اجازه ی تردد در محوطه ی زندان را هم از آنان گرفت.
همان روز نامه ی یک ژنرال آمریکایی به تیف رسید که تاریخ آن یک سال پیش بود و مخاطبان آن مجاهدین و " صدیقه حسینی " بودند. افسر آمریکایی که نامه را آورد چنین توضیح داد: " از دید ما شما هنوز از مجاهدین هستید، زندان تیف بخشی از قرارگاه اشرف است، ما با مجاهدین قرارداد داریم، حقوق پناهندگی سیاسی شامل حالتان نمی شود، بلکه مانند دیگر مجاهدین مشمول مفاد کنوانسیون ژنو هستید. هر چند در عمل آنچه را هم که مجاهدین در طول سال ها به آن دسترسی داشتند از ما دریغ شده بود.
سرهنگ «کلنل جولی نورمن»،جانشین سرهنگ تورلاک است.
«سرهنگ تورلاک » مدعی بود که پرونده ی 80 زندانی را به کشورهای دیگر فرستاده است و منتظر پاسخ آن کشورها می باشد. در آبان ماه، مریم رجوی به نروژ فرساده شد، انتخابات میان دوره ای آمریکا برگزار گردید و در عراق حکم اعدام صدام صادر شد.
روز سه شنبه 23 آبان مجاهدین در اخبار خود کارکنان رادیو فردا را مزدور خطاب کردند، زیرا مصاحبه ی تلفنی یکی از زندانیان تیف را پخش کرده بود و البته مجاهدین با غرور مدعی شده بودند که پنتاگون با این کار رادیو فردا مخالف است. به هر حال ارتجاع با بورژوازی باید به وحدت برسد، این منطق کامل است.
روز 25 آبان، سرهنگ " تورلاک " به تیف آمد و اعلام کرد که مصاحبه با رسانه های بیرونی ممنوع است، زیرا مجاهدین از مصاحبه ی " علی بخش آفریننده " با رادیو فردا ناخشنود شده اند و بگونه ای رسمی به ما گفته اند که چنین مواضعی به سودشان نیست.
روز جمعه 3 آذر، گرازان نظم نوین و بلغاری ها به درون زندان تیف یورش آوردند و سه نماینده ی تحصن را کشان کشان به سلول انفرادی بردند و در پاسخ به اعتراض دیگر زندانیان از گاز فلفل و ابزار ضد شورش استفاده کردند. کنترل و محدودیت برای تلفن شدت پیدا کرد، برخوردهای سربازان خشک تر و خشن تر شده بود، حلقه های سیم خاردار را نیز پی در پی افزایش می دادند.
روز سه شنبه 13 آذر، فردی به نام " رافائل فولی " به زندان تیف آمد و گفت که از سفارت آمریکا آمده تا با مشکلات زندانیان آشنا شود. طی دو ساعت آقای فولی حرف های زندانیان را شنید و مشتی پاسخ مزخرف هم داد، مانند: به تحصن پایان دهید، به سر کار بروید، با نیروهای آمریکایی همکاری کنید و...
اواسط آذر، یک عضو قدیمی مجاهدین وارد تیف شد و دو نکته ی جالب را برایمان تعریف کرد: نخست این که مجاهدین از همه ی نیروها تعهد می گیرند که تا دو سال دیگر صبر کنند تا همه چیز تعیین تکلیف شود و دیگر این که از دو سه ماه پیش به این سو، مجاهدین دست به استخدام شمار فراوانی نوجوان و جوان عراقی زده اند که شاید در حدود 700 نفر می باشند.
این عراقی ها در قرارگاه اشرف زندگی می کنند، لباس نظامی مجاهدین را می پوشند، از تمام امکانات مجاهدین بهره می برند، ماهیانه 35000 دینار دستمزد می گیرند و روزهای پنجشنبه و جمعه هم به خانه می روند ؛ برایشان کلاس های آموزشی سیاسی، تشکلاتی و ایدئولوژیک گذاشته اند.
مجاهدین هیچ توضیحی در این باره به نیروهای خودشان نمی دهند و کسی هم حق پرسیدن ندارد. روشن است که چنین کاری از چشم دولت و ارتش آمریکا پوشیده نبوده و نیست. تا زمانی که تشکیلات مجاهدین در عراق به عنوان یک بازوی اطلاعاتی برای ارتش آمریکا عمل می کند، حفاظت و ماندگاری آن هم برای آمریکا مهم است.
روز 21 آذر، فشارهای ارتش آمریکا برای پایان دادن به تحصن شدت پیدا کرد. آمریکاییان وسایل گرمایش محل تحصن را با خود بردند، ولی با وجود سوز سرمای کویر، باز هم تحصن پایان نیافت. سه روز بود که آب حمام را قطع کرده بودند و وضع بهداشتی و غذایی هر روز بدتر می شد. آمارگیری های روزانه افزایش پیدا می کرد و در کنار این همه، ارتش آمریکا هم همواره تبلیغ می کرد که تحصن فایده ای ندارد و باید به سر کارمان برگردیم.
روز 24 آذر، سرهنگ تورلاک به تیف آمد و اعلام کرد که کشورهای اروپایی می گویند که اعضای پیشین مجاهدین، شرایط مناسبی برای گرفتن پناهندگی ندارند، چون آنها سابقه ی عضویت در یک سازمان تروریستی را دارند.
صبح روز سه شنبه 27 آذر، ساعت 5 بامداد و در حالی که تحصن تیف در ماه ششم قرار داشت، حدود 100 نیروی آمریکایی و بلغاری، مجهز به همه ی تجهیزات ضد شورش به محل تحصن زندان یورش آوردند، همه ی پلاکاردها و تابلو نوشته ها را وحشیانه پاره کردند، برای تحصن کنندگان خط و نشان کشیدند و هفت نفر از نفرات اصلی تحصن را هم به انفرادی فرستادند.
پس از چند ساعت سرهنگ " کری " به زندان آمد و گفت: " از بالا دستور آمده که این تحصن باید فروکش کند.
اینجا خاک ایالات متحده است و شما باید تابع قوانین ما باشید.
هنوز هم هیچ چشم اندازی از آزادی شما پیش رو نیست، بنابراین بهتر است به سر کار بروید.
این دومین بار بود که پاسخ اعتراض مسالمت آمیز ما را با سرکوب می دادند، تیف، سر خورده تر از گذشته بود.
اواخر آذر ماه می خواستم از وقت تلفنم استفاده کنم و زنگی به یکی از دوستانم در ایران بزنم.
برای همین ساعت 8 صبح آهسته آهسته از سمت چادر به طرف درب چهارم زندان راه افتادم. زندان تیف چهار درب ورودی بزرگ داشت که از همه ی آنها حفاظت می شد، به کنار درب رسیدیم و از سرباز بلغاری خواستم که درب را باز کند تا برای تلفن بروم.
هنوز درب را باز نکرده بود که از پشت فنس یا همان توری سیمی نگاهم به یکی از زنان شورای رهبری مجاهدین در آن طرف افتاد. اول کمی تعجب کردم که او اینجا چه کار می کند، از روی لباس نظامی فاخرش که دوخت کشور فرانسه بود، پی بردم که از اعضای رده بالای شورای رهبری می باشد که محرم اسرار مسعود رجوی هستند.
از یکی از بچه ها که در آن نزدیکی بود، پرسیدم:
این خانم مجاهد اینجا چه کار می کند؟!
در جوابم گفت: دیشب از قرارگاه اشرف فرار کرده و خودش را به اینجا رسانده است.
اعضای شورای رهبری مجاهدین زمانی که عضو شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق می شدند به آنها ابلاغ می شد که دیگر هرگز نمی توانند این سازمان را ترک کنند و اگر زمانی خواستند از این سازمان جدا شوند، حکم آنها مرگ است و بایستی با قرص سیانور خودکشی کنند.
به همین خاطر این خانم به خاطر فرار از مرگ، فرار از اشرف را ترجیح داده بود.
نحوه ی فرارش هم بسیار جالب و با شگرد خاصی بود،
چون تردد تک نفره در قرارگاه اشرف ممنوع بود،
همه ی کارها دو نفره انجام می شد. حتی وقتی می خواستند کسی را بفرستند توی باغچه سبزی بکارد یک نفر را به عنوان همراه و مسئول در کنارش می فرستادند تا کسی فکر فرار و خیانت به سرش نزند.
چگونگی فرار «بتول سلطانی»
خانم " بتول سلطانی " موقع فرارش از قرارگاه یکم که درون قلعه اشرف قرار داشت و متعلق به زنان بود، کوله پشتی ای را بر روی صندلی جیپ لندکروزش قرار داده بود و رویش یک کلاهخود و بعد یک روسری روی کلاهخود نظامی بسته بود تا این طور جلوه دهند که نفر همراه دارد.
در تاریکی شب وقتی به ایست و بازرسی قرارگاه یکم رسیده بود به دژبان زن گفته بود همراهم خواب است و دژبان هم چون او جزء مسئولان ارشد سازمان بود، زیاد دقت به خرج نداده، فریب خورده و اجازه ی خروج داده بود.
خانم سلطانی وقتی از قرارگاه یکم که مختص زنان بود خارج شد، خودش را به نزدیک ترین سیم خاردار قلعه اشرف رسانید و خودروی جیپ را رها کرده و با ابزاری که با خود داشت اقدام به باز کردن راهی از میان سیم خاردارها نمود و به شکل سینه خیز از زیر سیم خاردارها عبور کرد و بدون این که از طرف نگهبانان برجک ها دیده شود، خودش را به آمریکایی ها رساند و اظهار داشت که دیگر تمایل ندارد با سازمان مجاهدین بماند و حاضر به بازگشت به آنجا نیست. آمریکایی ها نیز او را به داخل تیف منتقل کردند.
بتول سلطانی در آن روز صبح، بدجوری اظهار بی تابی می کرد و شاید نگران سرنوشتش بود که چه می شود، ولی مدت کوتاهی بعد آمریکایی ها او را صدا زدند و به چادری برزنتی در قسمت زنان راهنمایی اش کردند تا مانند مابقی نفرات جدا شده ی سازمان، تا روشن شدن تکلیفش در آنجا اقامت و زندگی کند.
نیم ساعتی گذشت، تلفنم را زده بودم و قصد بازگشت به داخل زندان را داشتم که یک سرباز آمریکایی صدایم زد و گفت:
« تو و دو نفر دیگر از نفرات بروید و به این خانم که دیشب از سازمان فرار کرده کمک کنید تا چادرش را مرتب کند. »
ما هم چون او به هر حال هموطن ما بود قبول کردیم و به سمتش راه افتادیم. پس از سلام و احوال پرسی به او گفتیم که برای کمک آمده ایم. از ما تشکر کرد و نزدیک سه ساعت تا وقت ناهار کارهای چادرش را انجام دادیم و با او خداحافظی کردیم.
نام مستعار«بتول سلطانی»؟
بتول سلطانی با نام مستعار «پروانه » از اعضای رده بالای شورای رهبری مجاهدین، بعدها موفق شد خودش را به خاک اروپا برساند و درباره ی شخص مسعود رجوی در سمینار پاریس، در 19 ژوئن 2010 افشاگری های عجیبی نماید.
او سخنانش را بعدها اینگونه بیان کرد: " می خواهم تا بدانید که در بالا و در شورای رهبری چه گذشته، در مورد تک تک اطلاعاتم و گفته هایم حاضرم دست بر روی قرآن مجید گذاشته و در برابر هر دادگاهی شهادت دهم. بعد از این که زمستان 1376 در جمع بزرگ شورای رهبری ابلاغ شد، یک سلسله نشست ها برای این گروه که تازه شورای رهبری شده بودند شروع گردید.
مسئول برگزاری شورای رهبری
در این میان مسئول برگزار کننده ی نشست ها«مهوش سپهری» بود.
از بین ما که ابلاغ رده شده بودیم به جز تعدادی که در جریان این نشست ها OK نشده و به اصطلاح از بحث رهبر عقیدتی و عشق تمام عیار به مسعود خوب عبور نکرده بودند،
«رقص رهایی»چیست؟
ما را برای نشست مریم رجوی صدا کرد و گفت که از کوران این مرحله عبور کرده ایم.
مشخصاً یادم است گفتند که حمام رفته و کاملاً تمیز باشید و تمامی لباس ها و روسری بایستی نو و تمیز باشد. به ما گفته شد حتی به کسانی که با یکدیگر ابلاغ رده شده بودیم چیزی نگوییم، چون که شاید همگی از مرحله ی قبلی رد نشده باشند و در این مراسم نباشند. گفته شد که این حوض شورای رهبری است، حوض خاص شورای رهبری و رقص رهایی!
برای من این تأکید معنی خاصی داشت و استرس عجیبی وجودم را فرا گرفته بود. داشتم دیوانه می شدم، رقص چیست؟
بسیار کنجکاو بودم که آیا مسئولم که آن موقع " فائزه محبت کار " فرمانده ی قرارگاه 4 بود، چه واکنش هایی دارد. بالاخره ساعت موعود فرا رسید و من خودم را همراه تعداد زیادی از شورای رهبری در محل رهبری در قرارگاه بدیع یافتم.
دیدم از بین کسانی که به آنها شورای رهبری ابلاغ شده بود، تعدادی نبودند. همه منتظر نشستیم و از طرف دفتر یعنی قسمتی که کارهای اداری و خدماتی مسعود رجوی و مریم رجوی را انجام می دهند، کسی آمد و به هر کس یک بسته داد که در آن حوله و وسایل حمام و آرایش بود و گفت: " هر کس که خود را تمیز نکرده است، الان می تواند از این فرصت استفاده کند و همین جا حمام برود، چون باید که از هر نظر پاک و تمیز و وضو گرفته باشید! "
دائماً فکر می کردم که یعنی چه ؟! نه این امکان ندارد،
مگر بدن ما را مسعود می خواهد ببیند؟!
چرا این قدر اصرار می شود؟! دائماً با خود کلنجار می رفتم که این یک تست آزمایش دیگر است. بعد از آماده شدن کلیه ی افراد، صدایمان کردند و به سالنی موسوم به سالن X وارد شدیم.
این سالن بسیار مرتب و تمیز تزئین شده بود.
کف این سالن ملافه های سفید پهن و به قالی تثبیت کرده بودند. همه ی سالن به رنگ سفید بود، دو مبل سفید هم وسط آن قرار داده بودند،
جلوی این دو مبل یک میز که در آن قرآن و آیینه و شمع هایی که روشن بود به همراه یک جعبه، که بعداً متوجه شدم گردنبندهای طلا در آن است و یک کیک بزرگ چند طبقه قرار داشت.
بعد با یک هیاهوییـ مریم و مسعودرجوی» با لباس راحتی که معمولاً خانواده ها در خانه می پوشند،
یعنی لباس های نرم و پیژامه و آستین کوتاه و بدون جوراب وارد شدند.
مریم موهایش را آرایش کرده و بدون روسری بود. مسعود روی مبل نشست و مریم مثل همیشه روی مبل کنار مسعود، ننشست و رفت بالای سر مسعود ایستاد و مبل کنار مسعود خالی بود.
یکی از خانم ها از مریم رجوی سؤال کرد که چرا نمی نشیند و صندلی خالی است ؟
مریم با لبخندی گفت: این برای احترام به شماها « زن های مسعود» است.
من کمی از کلمه ی زن مسعود جا خوردم و بعد متوجه شدم که در این بین بعضی از افراد روسری هایشان را هم برداشته اند.
در آن لحظات قلبم به شدت می تپید و نمی دانستم چه برنامه ای در کار است. با خود می اندیشیدم که می خواهند ببینند ما که می گوییم امضا به مسعود به عنوان رهبر عقیدتی مان داده ایم،
آیا حاضریم او را به عنوان همسر بپذیریم و این فقط یک آزمایش است و جنبه ی عملی ندارد.
کم کم جمعیت آرام گرفت و
مسعود گفت: مریم اینها چی می خواهند؟
اینها را برای چی آوردی اینجا؟
مریم رجوی گفت: مراسم عقد این زنان با شماست.
مگر من نگفتم که هر زنی باید پا جای پای من بگذارد، من که گفتم همه ناموس تو هستند، پس وقتی می گوییم این جنبه ی واقعیتش است، ما هیچ حرف مان شعار نیست.
بعد از آن، مسعود رجوی آیه هایی را از قرآن خواند از جمله این که گفت: تبارک الله احسن الخالقین "، صفی تا تهران و یک بار هم گفت که - لا حول ولا قوة الا بالله - و یک سوره ی بلند دیگر را هم خواند و گفت که این سوره ی احزاب است و مربوط به زنان امیرالمؤمنین می باشد. و بعد در وصف این که حضرت محمد همسرهای زیادی داشته، توضیحاتی داد.
بعد مریم گفت: شما بایستی یکی یکی بیایید روی این مبل و وقتی مسعود خطبه ی عقد را می خواند شما بایستی یکی یکی «بله» بگویید.
بعد از گفتن بله
مسعود از داخل جعبه یک گردنبند طلا به گردن هر زنی می انداخت و دیده بوسی انجام می شد.
خودم هم اکنون که دارم این خاطرات را مرور می کنم اشک در چشمانم حلقه زده و در حقیقت عرق شرم بر روی پیشانی ام نشسته است. اما چه کنم که برای آینده ها و برای تاریخ و برای شمایی که هنوز درون این پادگان، سراب را به جای آب می بینید، مجبور هستم که با همه ی مشقت و با همه ی سختی که بر روی خودم هست، به این گفته ها بپردازم.
اولین درخواست«تازه داماد»
وقتی همه عقد شدند، بین همگی نفرات یک برگ کاغذ سفید A4 پخش شد
تازه داماد«آقامسعود» گفت: تناقضات(اعتراضات) را هر چه هست به مریم بدهید.
این کاغذ را سیاه کنید و درون و ضمیر خود را پاک مثل الان این کاغذ سفید کنید، بین المرءتان را به من بدهید. من تناقضات جنسی شما را می خواهم، هر آنچه که تا به حال نتوانستید بگویید و سخت تان بوده است.
همه مشغول نوشتن شدیم.
یادم هست که یک نفر بود گفت که صفر صفر است و هر چه داشته نوشته و گفته است.
اما مسعود گفت: محال است.
مریم رجوی گفت: شما دگر الان عقد و زن مسعود هستید و به هر حال هر زنی بعد از ازدواج حتماً حرف نگفته ای برای شوهرش دارد.
مسعود رجوی اون خانم و بعضی دیگر از خانم ها که همین موضوع را داشتند، صدا زد و در گوشی با آنها از نزدیک حرف می زد. در این بین تعدادی از خانم ها وضعیت به هم ریخته ای پیدا کردند و هر چند که من همین الان قیافه ها با اسامی در ذهنم می آید، اما ترجیح می دهم که اسم نبرم. در این بین حتی خیلی ها با گریه عنوان می کردند که موضوع هایی بوده که سالیان در دلشان نگه داشته اند و اذیت شان کرده است.
خلاصه همه شروع کردند به حرف زدن که تقریباً یک تعداد هم صحبت کردند و سر هر کدام هم مسعود یا مریم حرف می زدند.
بعد در یک صحنه متوجه شدم که آهنگ تندی «آهنگ بیژن مرتضوی» از بلندگوها پخش شد که هنوز طنین آن در ذهنم است و در برابر چشمان حیرت زده ام متوجه شدم که زنان ارشد شورای رهبری به وسط ملافه ها پریده و در حال در آوردن لباس هایشان هستند.
مسعود گفت: بله، لباس های شرک و جاهلیت را در آورید و این حوض شماست که بایستی در آن شیرجه بزنید.
این رقص رهایی شماست. برقصید
و دست های خود را باز کنید همان گونه که خیلی ها بر سر دار رقص رهایی کردند و شما اینجا یگانه شوید تا در تمام صحنه های رزم دیگر و کار و مسئولیت مثل کوه در برابر مردان استوار باشید و به مردان اشعه ندهید و نرینه کوک نباشید.
در این حین نفراتی به هم ریخته بودند و بعضی ها می رقصیدند. بعضی شوکه شده بودند، خلاصه خیلی وضعیت شلوغ و به هم ریخته بود.
در این بین یک توقفی به جلسه داده شد و مریم سخنرانی کرد و گفت
: شما که هنر نکردید، شما امضاء ایدئولوژیک و آرمانی داده بودید به مسعود و هر مقطع یا سرفصلی دوباره می دهید. پس کسر رهایی برای شما چیست ؟
این رقص رهایی شماست، شما باور نداشتید که مسعود شوهر تونه و گرنه شما یادتان هست فیلم هایی حتماً دیده اید یک عقد کافی بود برای ابد که یک زن خودش را در حریم شوهرش ببیند. اما چی هست که شما باور ندارید؟
اگر سقف ایدئولوژیک امضاء شما به مسعود سقف این سالن است، سقف ازدواج و زناشویی و هم بستری با مسعود سقف میز است. پس چرا شما واهمه دارید.
شما درک و فهم نادرستی دارید برای این است که الان بعضی سخت تان است لباس زیر در بیاورید و شیرجه نمی زنید.
این حوض مسئله از خود شما حل می کند و گرنه یک زن چشم ندارد زن دیگری را ببیند و این مکانیزمی است که شما حاضر می شوید برای همدیگر جان بدهید و همدیگر را دوست بدارید .
حسادت های زنانه و قالی از زیر پای همدیگر کشیدن و گیس و گیس کشی ها را تمام کنید.
حتی تشویق می کرد که ما صحنه های دیده بوسی و عشق بازی مسعود با زن دیگری را نگاه کنیم.
این قدر که از صحبت های مریم یادم هست می خواست بگونه ای موضوع را توجیه کند. پس از آن سلسله نشست ها با خود مسعود و همین طور با مریم رجوی آغاز شد.
در این جلسات مریم رجوی دائماً می گفت:
فکر می کنید که بعد از این عقد چی است برای شما؟
یکی از خانم ها گفت: من برایم واقعی نمی شود و با همسرم مقایسه می کنم.
مریم جواب داد: شما عاشق نیستید و قیمت عشق مسعود به شما یک جانبه است و من می فهمم، وگرنه چرا شما تا حالا کاری نکردید.
و ما نمی دانستیم که چه کار باید بکنیم. ما که همه جور، جسماً و روحاً در اختیار رهبری هستیم، دیگر چه کار باید بکنیم، ما که حتی برهنه جلوی او رقصیدیم!
یکسال بعدازرقص رهایی
دستور»سکس »به دستورمریم
تقریباً یک سال بعد دیدم که مریم در جلسه ای گفت که شما چگونه زنی هستید که مسعود را می بینید، ولی خود را برایش هلاک نمی کنید که به اتاق خواب او بروید و با او بخوابید و با او یکی شوید!
من احساس کردم که آب شدم و پتکی توی سرم خورد، یعنی چه ؟! امکان ندارد، می خواستم بدانم که بالاخره آیا موضوع بیش از این هم جنسی می شود و موضوع چیست؟ یا این که ادامه ی اون فقط ایدئولوژیک و آزمایش است.
برنامه-زمانبندی- شب زفاف«حرمسرای مسعودرجوی»
تا این که اولین بار بعد از برنامه ی رقص رهایی که تقریباً از ساعت 10 تا 1 شب بود و جلسه تمام شد، به من گفتند که بعد از تمام شدن حوض به مقر نروم، بلکه «خواهر مریم »با من کار دارد و به دفتر بروم.
به دفتر مریم رفتم -مریم گفت: « امشب، شب زفاف تو و شب معراج توست»
ارتقاء درجه زنان بعداز همخوابی با مسعودرجوی
احساس کردم که یک باره مردم و احساس می کردم در این زمین نیستم. خدایا چه می شنوم.
مریم به من گفت: قدرشناس قیمتی باش که مسعود برایت داده یا همانند من و در سطح من و بیش از من، بعد از این معراج با مسعود یکی می شوی و بار مسئولیت به دوش می کشی و خودت را عاشق ترین می دانی و یا اگر خوب نفهمی و ناسپاسی کنی از دور خارج می شوی، مثل یک سونامی و همچون جسدی می شوی در تشکیلات و روی میز ما خواهی ماند، بنابراین سعی کن که قیمتی که برایت داده شده است را درک کنی و در کار و مسئولیت ماده کنی.
بعد مرا با لبخندی به سمت مجموعه ای که اتاق خواب مسعود بود راهنمایی کرد.
من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی گرفته بودم باز هم فکر می کردم که این آزمایش است، مگر ممکن است که یک رهبر ایدئولوژیک تا این حد منحط باشد!
باز هم فکر می کردم که این یک ابتلاست؛ اما آن شب تا صبح و شب های مشابه، متأسفانه رجوی را یک مرد جنسی محض یافتم و از نظر من پلیدی که با تمام این برنامه، رنگ و لعاب ایدئولوژیک به آن زد.
بتول سلطانی درمورد«چرایی قبول کردن همبستری بامسعودرجوی»می گوید:
من در اون لحظات نمی خواستم مقاومت کنم برای اینکه من تصمیم گرفته بودم تا اول ببینم آیا او یعنی رجوی با همسران یاران خودش نه دشمنانش ارضاء خواهد شد و این برای من مهم بود که بدانم اینهمه سال برای چه کسی از همه چیز خودم گذشته ام و اگر به اینجا ختم می شد
یعنی اینکه رجوی حتی با همسران یاران خود نیز همبستر می شود؟
چون همیشه فکر می کردم که رابطه رجوی با مریم یعنی همسر مهدی ابریشمچی ، ایدئولوژیک است و مریم حتی روسری اش را نیز جلوی مسعود برنداشته است اما واقعیتها طور دیگری بر من نمودار شد،
اینجا بود که برمن بسیار واضح شد پس دلیل مرگ «مینو فتحعلی« و غایب شدن «فاطمه حاج خداوردی»بااسم مستعار-تهمینه-که تامدتی بخاطراعتراضش به این اوضاع زندانی بود! و«مهری موسوی»و …
توضیح مدیریت سایت -پیراسته فر:خانم بتول سلطانی می گوید:مخالفت باهمخوابی بامسعودرجوی ،منجربه مجازات زندان شدن می شد.)
«بتول سلطانی» درادامه گفت:چند تا از زنان دیگر که جز صندوقخانه سکس رجوی نبوده (تن به سکس بارجوی ندادند)گم وگورشدند! و اگر من هم مخالفت می کردم سرنوشتی مانند آنها پیدا می کردم،
عضوسابق سازمان مجاهدین گفت:شما باور نمی کنید افرادی را حتی الان می شناسم که بلائی بر سر آنها آمده است از نظر روحی و جسمی برای اینکه سازمان پی به مخالفت آنها برده است و طی بیش از هشت سال در چنگ تشکیلات و «رهبری مجنون» همچون رجوی بوده اند.
خانم سلطانی گفت:شما باور نمی کنید این افراد آزادند ولی نمی توانند سخن بگویند همچون پرنده ای که بالهایش قیچی شده است،
از نظر من ازدواجش با مریم، همچون طلاق گرفتن مریم از شوهرش ابریشمچی این هم همانند آنها رنگ و لعاب هایی به آن زدند و من عمق یک فرقه واپسگرا را دیدم که اینگونه همه چیز افراد را در قید و بند خود نگاه می دارد و از همانجا احساس کردم که همه چیز برای من تمام شد. احساس می کردم همان جا هر چی که از سازمان و مبارزه بود در درونم تبدیل به مشتی خاکستر شد.
بنابر این من امتناع از این دستور را نابودی می دانستم بنابر تمام اراده و انگیزه ام را بکار گرفتم تا فرار کنم و با هیچ تطمیع و شیوه ای دیگر با تشکیلات ارتباط برقرار نکنم تا بفهمم بر من طی ۲۰ سال در تشکیلات سازمان چه گذشته است، من متوجه باتلاقی شده بودم که روز به روز در آن فرو می رفتم و اراده کرده بودم که خودم را به هر ترتیب که شده بیرون بکشم من می خواستم زنده بمانم
از نظر من ازدواجش با مریم، همچون طلاق گرفتن مریم از شوهرش ابریشمچی این هم همانند آنها رنگ و لعاب هایی به آن زدند و من عمق یک فرقه واپسگرا را دیدم که اینگونه همه چیز افراد را در قید و بند خود نگاه می دارد و از همانجا احساس کردم که همه چیز برای من تمام شد. احساس می کردم همان جا هر چی که از سازمان و مبارزه بود در درونم تبدیل به مشتی خاکستر شد.
جرقه«فرار»زده شد
شاید تصمیم به فرار از همانجا در من قطعی شد. افکار در هم ریخته و پریشانی در ذهنم بود، گاه به ذهنم می آمد همان جا خودکشی کنم و خود را خلاص و نابود کنم، کما این که یکی دو بار هم دست به خودکشی زدم و البته که خدا می خواست زنده بمانم و سند زنده ای باشم.
تنها و تنها یک انگیزه داشتم و آن هم این که آن را به گوش تاریخ برسانم. به گوش دیگران برسانم و مرا بر این می داشت که خودم را نگه دارم و تظاهر کنم.
در جلسات بعدی «حوض شورای رهبری» به محض این که می گفتند«حوض شورای رهبری است»با افسوس به دیگر خواهرانم نگاه می کردم که نوبت کیست که باز قربانی شود. خدا می داند که دعا می کردم که من نباشم و این برایم یک زجر و شکنجه بود.
بامقاومت وافشاگری های زنان معترض«بساط حرمسرا»جمع شد،فتیله اش پایین کشیده شد
حداقل الان و بعد از این افشاگری ها فکر می کنم که شاید رجوی مجبور باشد به این استثمار ادامه ندهد و دکانش را جمع کند. بعد از این به اصطلاح یکی شدن با مسعود و OK شدن توسط مریم، فرد شورای رهبری می شود. FM و مسئول سازمان و یا اگر OK نمی شد در «قلعه ی ۴۹» مبحوس می شد و تحت نظارت و کنترل مستقیم قرار می گرفت.
همه ی شماها شورای رهبری که در این پادگان اسیر هستید می توانید بفهمید که من چه می گویم. بعد از سقوط صدام و مدتی که این جلسات تعطیل شده بود، یک بار از یک شورای رهبری که FM بود، شنیدم، اما نمی خواهم اسمش را ببرم، اسیر و گرفتار است و نمی خواهم زیر فشار برود. اما وی گفت : چند نفری شاهد صحنه ی تجاوز مسعود رجوی به چندین نفر بصورت آشکار بوده اند.
واقعاً دریغ و افسوس فکر نکنم اینگونه اش دیگر در هیچ فرقه یا حرمسرایی در تاریخ بتوان یافت که البته من از ذکر جزئیات آن معذورم و خجالت می کشم .
*FM به مسئول زن و رده بالا در اشرف گفته می شود که فرماندهی سه قرارگاه را بر عهده داشت.
توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:درجمع آوری مطالب از منابع مختلف ومتعدد، ویرایش واصلاحات واضافاتی انجام گرفته است
زندان«تیف»کجاست؟(TIPF)پادگان اشرف کجاست؟
کمپ اشرف در سال ۱۳۶۵ در ۸۰ کیلومتری مرزهای ایران در استان دیاله عراق بنیان نهاده شد
نام قرارگاه اشرف برگرفته از نام اشرف ربیعی، نخستین همسر مسعود رجوی، اشرف و مسعود پس از آزادی اززندان(دی ماه ۱۳۵۷) ازدواج کردند. اشرف در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ به همراه موسی خیابانی تعدادی دیگر از مسئولین سازمان، در شرایطی که محل سکونت آن ها در زعفرانیه تهران توسط نیروهای کمیته انقلاب اسلامی شناسایی و مورد حمله قرار گرفته بود، کشته شد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«ازسقوط عراق تااعدام صدام »۳سال طول کشید.
چهارشنبه،۲۸ اسفند۱۳۸۱( ۱۹ مارس ۲۰۰۳): بمباران کاخ ریاست جمهوری عراق به وسیله هواپیماهای آمریکایی.
پنجشنبه،۲۹اسفند۱۳۸۱(۲۰ مارس۲۰۰۳): ورود نیروهای نظامی آمریکا و انگلیس از مرز کویت به عراق.
چهارشنبه،۲۰ فروردین۱۳۸۲(۹ آوریل۲۰۰۳): بیست روز پس از بمباران کاخ ریاست جمهوری عراق، بغداد توسط نیروهای آمریکایی اشغال شد و حکومت دیکتاتوری صـدام که فاقد پایگاه اجتماعی و حمایت مردمی بود؛ علیرغم وجود ارتش قوی، تقریبا بدون مقاومت جدی سقوط کرد و مجسمۀ صـدام در میدان مرکزی شهر به وسیله مردم به زیر کشیده شد.
در ساعت ۵:۳۴ بامداد به وقت بغداد (۶:۰۴ به وقت تهران) در ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰ مارس ۲۰۰۳) حملهٔ غافلگیرانه به عراق آغاز شد. پیش از شروع هیچ اعلان جنگی داده نشد.
بغداد(پایتخت) در ۲۰ فروردین ۱۳۸۲ (۹ آوریل ۲۰۰۳) اشغال شد که سقوط بغداد مساوی با پایان حاکمیت ۲۴ ساله حکومت صدام حسین بود
عراق باکمترین مقاومت سقوط کرد و «مجسمۀ صـدام »در میدان مرکزی شهر باکمک نیروهای مسلح امریکایی به وسیله مردم عراق به زیر کشیده شد.
دولت صدام در سال ۲۰۰۳ میلادی یعنی همان سالی که دستگیر شد، فروپاشید.
سه سال بعد ازدستگیری اعدام شد
صدام در ساعت ۸:۳۰ به وقت محلی روز ۲۲ آذر۱۳۸۲ (۱۳ دسامبر۲۰۰۳) در عملیاتی به نام «سپیدهدم سرخ» و در یک «چاله» در خانهای در روستای «الدور» نزدیک تکریت دستگیر شد
در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۰۶محکوم به اعدام شد و سرانجام در روزشنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ (۹ دی ۱۳۸۵)مصادف با عید قربان در بغداد به دار آویخته شد./پایان توضیحات مدیریت سایت.
بااشغال عراق توسط ارتش امریکا در سال ۲۰۰۳ از ۱۹ مارس تا ۱ مه ۲۰۰۳ (۲۷ اسفند ۱۳۸۱ تا ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۲)سقوط صدام، دولت آمریکا اقدام به ساختن تیف در کنار قرارگاه اشرف، مقر اصلی سازمان مجاهدین خلق ایران کرد.
زندانیان «تبف»اعضای جدا شده از مجاهدین خلق-منافقین-بودند که باهماهنگی ونظارت ارتش آمریکا وارداین زندان می شدند
زندان تیف ظاهراً بصورت «کمپ»بودبا حلقه های متعدد با انواع سیم خاردار و خاکریز و راه بندبود.
زندانیان دراین بیابان متحمل مرارتهای زیادی بودند،جسارت چندنفر اززندانیان وساخت وپاخت بعضی اززندانیان با زندانبان امریکایی،مخصوصاٌبعدازمرگ صدام (2006)سختگیرهابرداشته شد ،اخبارمحبوسین این زندان به بیرون درز کرد وموجب این شد که کمیساریای عالی پناهندگان به این کمپ بیایدوبا زندانیان مصاحبه کندوهمه چی لوبرود.
در تابستان 2008 کمپ پناهندگی سازمان ملل « تیف » بسته شد و نفرات را مجبور کردند که کمپ را ترک کنند. آمریکایی ها یک سقف زمانی مشخص کردند که نفرات بایستی تا این تاریخ کمپ را تخلیه کنند در غیر این صورت ارتش امریکا به زور آنها را بیرون می کند و کمپ را می بندند. در همین راستا یک هیئت از وزارت کشور عراق به همراه نماینده وزارت خارجه امریکا که مسئول نفرات بود به همراه مترجم نفرات را توجیه می کردند که وقتی از کمپ خارج می شوید به طرف شهرهای عربی نروید، بروید بطرف کردستان در غیر این صورت مردم متوجه می شوند و به خاطر جنایت های سازمان مجاهدین شما را می کشند. در انجا یک لیسه پاسه(برگه عبور) برای تردد در عراق به نفرات می دادندکه این لیسه پاسه هیچ اعتباری در کردستان نداشت،بعضاً اینها درکردستان شناسایی می شدند،درهمان اقلیم مجددزندانی می شدند!بهرحال با مماشات -گرفتن رشوه-سربازان امریکایی ،زمینه فرارشان را فراهم می کردند
اخراج منافقین از«اردوگاه اشرف» به اردوگاه «لیبرتی»
ترک «اردوگاه اشرف»بدون هزینه نبوده
در تاریخ ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۹( ۶ مرداد ۱۳۸۸) ،اعضای فرقه رجوی مستقر در پادگان اشرف با نیروهای پلیس و ارتش عراق که بر اساس حکم قضایی قصد ورود به این اردوگاه برای جستجو را داشتند درگیر شدند. در جریان این درگیری حدود ۱۰۰ تن از اعضای فرقه رجوی و ۵۰ نفر از نیروهای عراقی مجروح گردیدند.
پلیس عراق ۳۶ نفر از اعضای مجاهدین خلق را به اتهام ممانعت از اجرای قانون توسط مأموران عراقی و مقاومت خشونت بار در این رابطه و ضرب و جرح نیروهای پلیس بازداشت کردند.
پس از درگیری نیروهای امنیتی عراق و مجاهدین خلق در پادگاه اشرف، دولت عراق از سازمان مجاهدین خلق خواست تا پایان سال ۲۰۱۱ خاک این کشور را ترک کند. در پایان سال ۲۰۱۱، بر اثر فشارهای بینالمللی، دولت عراق با نماینده سازمان ملل متحد در عراق توافقنامهای را امضاء کرد که بر اساس آن مهلت بستن کمپ اشرف تا پایان آوریل ۲۰۱۲ تمدید شد.
ترک« اردوگاه اشرف» ۲۶ شهریور ۱۳۹۱-بعداز۲۶
بعداز ۲۶سال اقامت اعضای سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف تخلیه این اردوگاه در پنج مرحله آغاز شد که مرحله نخست آن در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ و مرحله پنجم در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ از این اردوگاه خارج شدند. نهایتاً آخرین گروه از اعضای سازمان مجاهدین خلق در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۲ میلادی از قرارگاه اشرف خارج و به قرارگاه لیبرتی اعزام شدند
طبق این توافقنامه قرار شد ۴۰۰ نفر از ساکنان اشرف به قرارگاه لیبرتی در شمال بغداد منتقل شوند تا در آنجا پروسه پناهندگی توسط کمیساریا و انتقال به کشور ثالث(آلبانی) به اجرا در آید
بیست و نهم فوریه ۲۰۱۶-اجتماع خانواده های منافقین-برای آزادی فرزندانشان-لیبرتی
اقامت ۴ساله منافقین درلیبرتی
وکشورعراق را امن ندانستندو درمرداد ۱۳۹۵(جولای2016) به آلبانی رفتند
کشورآلبانی باجمعیت ۳ میلیون نفره ومساحت ۲۸٬۷۴۸کیلومتر مربع مأمن منافقین شدوجمعیت -تیرانا-۴۰۰ هزارنفرمی باشد
در آلبانی، مقر اصلی -شیشه ای،مقرسازمان منافقین، نزدیک یک اتوبان «تیرانا» می باشد. در مقر سازمان درپایتخت آلبانی- تیرانا -مسئولین سازمان یک سالن غذاخوری درست کرده اند که جلوی درب ورود و خروج آن پلیس آلبانی ترددها را کنترل می کند
در آلبانی بر اساس دستورالعمل های تشکیلاتی از تمرکز نیروهای سازمان جلوگیری می کنند و به طور خاص افرادی که تازه از اردوگاه لیبرتی به تیرانا منتقل می گردند در اتاق های کوچک نگهداری می شوند و حتی برای این که افراد بیرون از محل سکونت خود را نبینند و تحرکات را مشاهده ننمایند تمامی پنجره های محل سکونت شان را با روزنامه می پوشانند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درمنابع مأخوذه ویرایش انجام داده ام وتصاویرافزودم.
ماجرای معاشقه مسعودرجوی درحرمسرای «پایگاه بدیع زادگان» در منطقه «ابوغریب»
بنابر گفتههای خانم سلطانی، مسعود رجوی در یکی از جلسات شورای رهبری (جمع زنان) تصریح کرد که مهمترین و اولین وظیفه «نفیسه بادامچی» (پزشک و عضو شورای رهبری) عقیم کردن زنان جوان اشرف بود و نفیسه بادامچی جنایتکار سالها به این شغل ضدانسانی مشغول بود و به بهانه های مختلف زنان را مجبور میکرد تا تن به این عمل بدهند و بابت این خوش خدمتی از سرکرده فرقه امتیاز میگرفت".
این برنامه ضدانسانی فرقه زیرنظرمستقیم مریم قجر عضدانلو(رجوی) و تحت سرپرستی دو نفر زن به نامهای «کبری طهماسبی» و «زهره بنی جمال» انجام میگرفت و بنا بر شهادت بتول سلطانی تا زمان حضور خودش در اسارتگاه، یکصد وپنجاه نفر از زنان جوان اسیر تحت عمل جراحی قرار گرفته و عقیم شده اند.
«زهرا سادات باقری»، دیگر عضو جداشده از سازمان بود که بعد از فرار از این فرقه جهنمی، علاوه بر شرح این جنایت بزرگ، اسامی 95 تن از زنان عضو سازمان را که تحت این عمل قرار گرفتند و زنانگی آنها توسط سازمان گرفته شد، منتشر کرد.
"قصد دارم لیستی را به مردم نشان دهم. لیستی که شامل اسامی ۹۵ زن عضو سازمان مجاهدین خلق است که عمل بیرون آوردن رحم با بهانههای مختلف بر روی آنها انجام شده است. اسامی برخی آنان را برای شما قرائت میکنم. کبری طهماسبی (هاجر)، صدیقه خدایی صفت، حبیبه طاولی، حوری سیدی، حوری چرندابی، شهربانو سنگری، طاهره زارنجی، انسیه دولتشاهی، مریم نظام الملکی، فرح امامی، انسیه قلی زاده، فاطمه همدانی، اشرف تقوایی و خیلی زنان دیگر...
پزشک جلادی به نام دکتر نفیسه بادامچی عمل جراحی را برای این خانم های بیچاره انجام میداد و رحم های آنها را بیرون می آورد. کما این که ما خانم ها و دختران را به صورت نوبتی به پایگاه اشرف فرا می خواندند تا با مسعود رجوی در جشن های مختلف دیدار داشته باشیم. او از طریق مریم رجوی و دیگر اعضای شورای رهبری سازمان هدایایی به ما میداد؛ از جمله حوله حمام و لباسهای زیر زنانه و انواع عطرها و چیزهایی از این دست به اضافه گردنبندهای طلا که عکس مسعود روی آن حک شده بود که خود او آن را بر گردن ما می انداخت و الان شما یکی از این گردنبندها را می بینید که عکس مسعود رجوی روی آن حک شده است."
او به «پااندازی» مریم رجوی در جوش دادن رابطه شوهر فاسدش با زنان عضو شورای رهبری نیز اشاره می کند:مریم رجوی به همراه دیگر اعضای شورای رهبری سازمان، ما را به اظهار عشق خود به مسعود تشویق می کردند و از ما می خواستند تا در خطاب قرار دادن او از کلماتی همچون «عزیزم» و «عشقم» که معمولا عاشق ها به کار می برند، استفاده کنیم.
در بهمن ماه سال ۱۳۹۳، «انجمن زنان جداشده از سازمان (مجاهدین) خلق در اروپا» کنفرانسی در بروکسل برگزار کرد که در آن سه تن از زنانی که تا مرتبه عضویت در شورای رهبری سازمان ارتقاء یافته بودند و بعد از آن بریدند، به ذکر خاطرات تکاندهنده خود پرداختند.
خانم «بتول سلطانی» عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق، برای اولین بار به طور تفصیلی از جزییات مراسمی به نام «رقص رهایی» پرده برداشت، مراسمی که ماهیت «فرقه»ای سازمان منافقین و حس تملک رهبر فرقه را بر همه اعضاء بیش از همیشه آشکار میکرد:
در زمستان سال ۱۹۹۸( بهمن ۱۳۷۶) در جلسهای که مریم رجوی آن را برگزار کرد دعوت شدیم و به ما گفتند که باید استحمام کنید تا کاملا تمیز باشید و باید همه لباسها و روسری های شما جدید و تمیز باشد چرا که این جلسه، «حوض» شورای رهبری است و باید در آن حوض «رقص رهایی» اجرا کرد!
«بتول سلطانی» گفت:حالت عجیبی به من دست داد و ترس و دلهره و فشار روانی داشتم به طوری که کنترل خودم را از دست دادم و از خودم سوال می کردم منظور از «رقص رهایی» چیست؟! حس فضولی نسبت به این موضوع پیدا کردم و تلاش میکردم تا واکنش مسئول آن موقع خودم خانم «فائزه محبتکار»، فرمانده مقر چهارم پایگاه اشرف، را ببینم.
بالاخره زمان موعود فرا رسید. من به همراه تعداد زیادی از اعضای زن شورای رهبری در مقر فرمانده و رهبر کل آن زمان مسعود رجوی در «پایگاه بدیع زادگان» در منطقه «ابوغریب» بغداد حاضر شدیم. بعد از یک ساعت انتظار یکی از کارمندان دفتر فرماندهی کل که مسئول امور اداری و خدماتی مسعود و مریم رجوی بود نزد ما آمد و یک بسته ای حاوی حوله و لوازم حمام و آرایش بین حاضران توزیع شد و گفت هر کس از شما که بدون حمام رفتن و عطر زدن به اینجا حاضر شده باید استحمام کند و عطر بزند و در نهایت پاکیزگی باشد.
«بتول سلطانی»:من با خودم سوال میکردم که هدف از این کارها چیست؟! آیا مسعود میخواهد ما را عریان ببیند؟! چرا این همه بر استحمام فوری و خصوصا در این مکان یعنی در مقر مسعود و مریم رجوی اصرار میورزند؟!
با خودم کلنجار میرفتم و سعی میکردم خودم را به این نکته قانع کنم که این خواسته آنها صرفا برای آزمایش میزان سرسپردگی ما به رهبری است. بعد از اینکه همه آماده شدند به ما دستور دادند که وارد سالن «ایکس» شویم. ملافههای سفیدی بر روی فرش پهن شده بود. همه سالن پوشیده از رنگ سفید بود. دو مبل سفید رنگ هم در وسط سالن قرار داده بودند که رو به روی آن میزی بود که بر روی آن قرآن و آینه و شمع های روشن و صندوق کوچکی که بعدا فهمیدیم داخل آن گردنبندهای طلا وجود داشت و همچنین یک کیک چند طبقه و بزرگ قرار داشت. بعد از چند دقیقه هیاهویی به پا شد و مسعود و مریم رجوی وارد آن سالن شدند و مسعود لباس راحتی و در واقع لباس خانگی خود را به تن داشت و جوراب به پایش نکرده بود و مریم بی حجاب و با موی آراسته حاضر شد. مسعود بر روی مبل نشست و مریم هم در مبل دیگر و در کنار او نشست. سپس بلند شد و پشت سر مسعود ایستاد. یکی از خانم ها به او گفت چرا نمینشینی؟! مریم با لبخند گفت: «من این مبل را برای شما و همسران دیگر مسعود خالی گذاشتم!»"
اینجا بود که کل تصویری که طی سالها در ذهن بتول سلطانی، به عنوان یک عضو پاکباختهی سازمان درباره جایگاه «مقدس» رهبری، و رابطهی معنوی و ایدئولوژیک بین رهبر و اعضاء شکل گرفته بود، فروپاشید و او با حقیقت عریان و زنندهای مواجه شد:
"من از این عبارت «همسران دیگر مسعود» شوکه شدم! و از اینکه زنان عضو شورای رهبری کشف حجاب کرده اند، غافلگیر شدم.
«بتول سلطانی»:در آن لحظات قلبم به شدت میتپید و نمیدانستم که نقشه دقیقا چه بود؟! و مراحل بعدی آن چیست؟ فکر می کردم که قرار است میزان سرسپردگی ما به رهبرمان و میزان تعهد ما به عهدی که با او بستیم و اعلام آمادگی ما برای ازدواج با او مورد محک قرار بگیرد. سپس در یک نقشه احتمالا از پیش تعیین شده مسعود از مریم پرسید: "مریم اینها چه می خواهند؟! و چرا آن ها را به اینجا آورده ای؟
مریم رجوی پاسخ داد: «به اینجا آمده اند تا مراسم ازدواج بین خود و آن ها را برایشان اجرا کنی ... مگر نگفتم که هر زنی باید راه مرا در پیش بگیرد؟! ... من بارها و بارها گفتم که همه زنان مجاهد خلق همسران تو هستند و این مساله ای جدی و واقعی است و یک شعار نیست» سپس مریم به ما گفت: «هریک از شما باید به تنهایی بر روی این مبل و در کنار مسعود بنشینید تا مسعود خطبه عقد را بر شما بخواند و هر یک از شما باید رضایت و موافقت خود را با ازدواج با مسعود اعلام کنید.»
بعد از اینکه مسعود رجوی خطبه عقد را خواند صندوق کوچک روی میز را باز کرد و گردنبندهای طلا را از آن بیرون آورد و آن را بر گردن هر یک از ما قرار می داد و بعد از آن ما را در آغوش می گرفت و می بوسید.
در اینجا بود که مریم رجوی به ما گفت: «شما از این به بعد همسران مسعود هستید.»
بتول سلطانی ادامه می دهد:ناگهان صدای موسیقی بلند شد و دیدم که زنان قدیمی و عضو شورای رهبری خود را بر روی ملافه سفید رنگ انداخته و لباس های خود را درآوردند و در مقابل مسعود رجوی و با دستور وی در مقابلش رقصیدند و اینجا بود که مسعود گفت: «این همان رقص رهایی است»!! سپس با صدای بلند به ما گفت: «شما برای من همچون زنان پیغمبرید یعنی ازدواج شما با فردی دیگر حرام است» سپس آیه 32 سوره احزاب قرآن کریم را قرائت کرد: ««یا نساء النبی لستن کأحد من النساء إن اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا». "ای همسران پیامبر، شما اگر تقوا پیشه کنید مانند دیگر زنان (عادی) نیستید، پس با گفتارتان ناز و عشوه مریزید تا کسی که در دل او مرض (فسق و فجور) است (در شما) طمع ورزد، و گفتاری نیکو (و دور از تحریک و ریبه) بگویید.
«بتول سلطانی»:اینجا بود که مریم رجوی دیگر زنان را تشویق میکرد تا لباسهای خود را از تن بیرون کنند و در مقابل همسرش مسعود عریان و لخت برقصند!! و گفت: «چرا شما خودتان را برای مسعود نمیکشید و با هم رقابت نمیکنید و از او نمی خواهید تا به شما اجازه بدهد به تنهایی وارد اتاق خواب او بشوید و با مسعود تنها و همبستر شوید؟»
جدای از وقاحت گندآلودی که در جای جای این صحنهها نهفته، اوج بیشرمی و رذالت مریم رجوی آنجاست که (نعوذ بالله) مسعود را با پیامبر اعظم، حضرت ختمی مرتبت(ص)، مقایسه و از تعبیر به «معراج» رفتن زنان در اشاره به همبستری همسر جنایتکار و فاسدش استفاده میکند:سپس زنان به صف ایستادند و هر یک از آنها ثبت نام شدند تا به صورت نوبتی و در یک شب با مسعود هم بستر شوند تا این که در یکی از روزها نوبت به من رسید. مریم مرا فرا خواند و گفت: «امشب شب عروسی و شب معراج توست!!» به هنگام شب به محل اقامت مسعود رفتم و مریم مرا تا اتاق خواب او همراهی کرد و مسعود با من همبستر شد و رابطه جنسی برقرار کرد.
خانم «نسرین ابراهیمی»، از اعضای ارشد سابق سازمان و از فرماندهان ارتش به اصطلاح «آزادیبخش»؟!، ابعاد دیگری از این «خود-پیامبر-پنداری» رهبر فرقه(مسعود رجوی) را در این کنفرانس ترسیم کرد. فرقهای که در آن مردان و زنان نه تنها از برآوردن طبیعیترین و بدیهیترین خواستهای غریزی خود به شدّت منع می شوند، که حتی حق ندارند در ذهن خود به همسران سابق خود(که فرقه ظالمانه و ناجوانمردانه آنها را وادار به طلاقشان کرده) فکر کنند:هر گاه مردی از اعضای سازمان مجاهدین خلق و ساکنان پایگاه اشرف در پایگاه به زنی نگاه می کرد، او را در زندان قرار می دادند و شکنجه می کردند. به همین خاطر مسعود رجوی اختیار کامل داشت و هر جور که می خواست عمل می کرد و هر مردی را که حتی به همسر سابقش فکر می کرد و هر زنی را که به شوهر سابقش فکر می کرد را مجازات می نمود. با این که ما رفتارهای رجوی و تعامل او با زنان و دختران را می دیدیم اما هیچ گاه فکر نمیکردیم که رجوی به بهانه مبارزه و جهاد و پیوستن به سازمان، از آن ها سوء استفاده جنسی کند.
به یاد دارم که مسعود رجوی در جشن ها و جلسات خود با زنان و دختران سازمان، لباس هایی را به تن می کرد که در جلسات خود با مردان سازمان، آن لباس ها را نمی پوشید. در ماه رمضان با زنان و دختران می نشست و به آن ها دستور می داد که دور او جمع شوند و او را در آغوش بگیرند. این مساله اگر توسط مردان سازمان رخ می داد گناهی نابخشودنی بود. اما خود رجوی در میان زنان و دختران می نشست و برای نشان دادن عشق خود به آنان بقیه چای خود را به آنان می داد تا آن را بنوشند و تبرک بگیرند.
«سارا حسنی»کیست؟
برای مثال به یاد دارم که دختر زیبارویی به نام «سارا حسنی» در آنجا حضور داشت که رجوی او را فراخواند و گفت: «سارا !برای من چای بیاور».
«سارا حسنی» هم برای او چای آورد و بعد از آن رجوی شروع به شوخی کردن با او نمود.
اما بعد از مدتی؛ از مخفی شدن سارا به مدت چند ماه غافلگیر شدیم و هنگامی که او را دیدیم وضعیت نامناسب داشت و افسرده و از لحاظ روانی دچار مشکل شده بود. دقیقا نمی دانستیم که رجوی با او چه کار کرده بود؟!
مسعودرجوی به همه دختران(باکره)تجاوزکرد!
«نسرین ابراهیمی»گفت:در پایگاه اشرف مسعود رجوی صرفا با زنان عضو شورای رهبری رابطه جنسی برقرار نمی کرد بلکه به دختران باکره زیبارو اجازه نمی داد که باکره باقی بمانند .
خانم ابراهیمی گفت:این تجاوز به صورت انفرادی(خلوت)بود و یا دستهجمعی درحضوردیگردختران.
عضوسابق سازمان مجاهدین خلق ادامه داد: به یاد دارم که دختر خوشگلی به نام« الهه» از عرب های ایران بود و به رقص عربی آشنا بود که رقص عربی جالبی می کرد، یک بار در جشنی که در اشرف برگزار شد، روبه روی مریم رجوی رقصید. مریم به او گفت: «وقتی مسعود وارد جشن شد در مقابل او برقص» الهه هم این کار را انجام داد و بعد از آن مریم، الهه را با خود به مقر اقامت مسعود برد.
«مریم سنجابی» دیگر عضو سابق شورای رهبری سازمان خلق بود که در این کنفرانس زبان به افشای رازهای مخوف اشرف گشود و از «زنانی» صحبت کرد که در دانشگاه دوزخی سازمان نه تنها از مقام زنانگی، که از مقام انسانیت سقوط کردند و تبدیل به شکنجهگرانی حرفهای شدند که بیرحمانه رفقا و دوستان دیروز خود را با اتهامات واهی و دروغین شکنجه می کردند:در اوایل سال ۱۹۹۵(دی ۱۳۷۳)بعد از آنکه ۸ سال از پیوستن من به سازمان خلق و کارم در پایگاه های بغداد می گذشت، مرا به پایگاه اشرف منتقل کردند. در پایگاه اشرف مرا در مقرّی به نام «قلعه» وارد کردند که یک زندان معروف و هولناکی است که در «خیابان ۴۰۰ پایگاه اشرف» قرار دارد و من سوار بر ماشین بودم. پس از آنکه دروازه های آهنی قلعه را بستند به سرعت مرا از ماشین پیاده کردند و مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند
و سپس داخل یک اتاقی انداختند که در آن «محبوبه جمشیدی» معاون فرمانده کل ستاد ارتش آزادیبخش ملی را دیدم که پشت میز نشسته بود. مرا بر روی صندلی نشاندند.
«مریم سنجابی»گفت: «محبوبه جمشیدی» بلافاصله شروع به فریاد زدن و فحش دادن به من کرد و گفت: «تو مزدور و مأمور رژیم هستی و ما تو رو می کشیم».
«خانم سنجابی»گفت:تا می خواستم صحبت کنم مرا کتک می زدند و فحش می دادند. بعد از چند دقیقه چشمانم را بستند و مرا در سلولی که پنج زن و دختر دیگر در آن وجود داشت قرار دادند.
نام برخی از آن ها «فریده علیزاده» و «مژگان محمد زمانی» و «زهرا احمدی »بود.
«مریم سنجابی»گفت:بعد متوجه شدم که ۳ یا ۴۰ سلول دیگر هم وجود دارد که در آن برخی زنان زندانی هستند.
درهای سلول را فقط سه بار در روز به منظور دستشویی و وضو گرفتن باز می کردند و ما را چشم بسته و پشت سرهم می بردند و به هیچ یک از ما اجازه نمی دادند تا بیشتر از یک دقیقه در دستشویی بمانیم و اگر بیشتر می ماندیم پس از خروج ما را کتک می زدند.
«مریم سنجابی»گفت: از شکنجه شدن خود به دست زنی به نام «فاطمه خردمند» گفت که برای در هم شکستن جسم و روح او و سایر زندانیان سازمان(که خود تا دیروز عضو شورای فرماندهی منافقین بودند) از دادن رکیکترین فحشها و شدیدترین خشونتها ابایی نداشت. به واقع «فاطمه خردمند»، نماد همه زنان فرقه منافقین است که در پی سالیان سال مغزشویی، تبدیل به یک ربات بیرحم و بیعاطفه شده که برای رضایت رهبر فرقه حاضرند همه اصول انسانی را زیر پا بگذارند:بعد از تقریبا یک هفته ما را به سلولی که تقریبا ۳۰ زن در آن حضور داشتند منتقل کردند. طی این مدت زندان بان های ما حشمت تیفتکچی و ناهید صادقی و کبری حسنوند و فاطمه خردمند بودند که فاطمه خردمند با پوتین نظامی خودش به تمام اعضای بدن من از جمله سر و صورتم ضربه وارد می کرد. همزمان به من فحش های رکیک هم می داد و ضربات سهمگین او منجر به پاره شدن لب ها و خونریزی شدید شد بی آنکه این خونریزی پانسمان و یا بخیه زده شود و آثار این پارگی هنوز بر لبانم مشخص است.
«مریم سنجابی»گفت:در یکی دیگر از روزها فاطمه خردمند همچون حیوان درنده به قصد شکستن دستم به من حمله کرد به طوری که به شکل دیوانه وار دستانم را می پیچید تا آن را بشکند اما موفق به این کار نشد چون من محکم او را به عقب هل دادم . فقط عصب دست راست مرا مورد اصابت قرار داد به طوری که دست راست من چندین سال بی حس بود و آثار این ضربه همچنان مشخص است.
این روش شکنجه به مدت ۱۰ روز بر روی من ادامه داشت. در یکی از روزها «شهین حائری» و «سعیده شاهرخی» و دیگر زندان بان ها آمدند و من موفق نشدم که آن ها را درست ببینم. این سه نفر مرا روی زمین کشیدند و به اتاقی بردند و دست و پایم رابستند و کف پا و تمام بدنم را با شلاق زدند به طوری که بی هوش شدم. سپس بر روی صورتم آب ریختند تا اینکه دوباره بهوش آمدم و دوباره عملیات شکنجه و تازیانه زدن را شروع کردند و دوباره از هوش رفتم و این بار وقتی به هوش آمدم خودم را در همان سلول یافتم و بعد از ۱۰ روز شکنجه وحشیانه و مستمر مرا به سلول دیگر زندانی ها، منتقل نکردند بلکه مرا به محل سابق یعنی خیابان ۴۰۰ در پایگاه اشرف بازگرداندند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:همایش های مجاهدین خلق
در همایشی که «شورای ملی مقاومت» و نهاد مرتبط با آن «سازمان مجاهدین خلق ایران» روز شنبه نهم تیرماه در پاریس برگزار کردند، مریم رجوی، رهبر این سازمان، و شماری از سیاستمداران و مقامهای پیشین آمریکا، اروپا و چند کشور منطقه سخنرانی کردند.
الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ
رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک و از مشاور حقوقی دونالد ترامپ، بیل ریچاردسون، نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل، و همچنین نخست وزیر سابق کانادا و وزیران خارجه پیشین فرانسه و ایتالیا از جمله شرکتکنندگان در این همایش سالانه بودند.
از جمله مواردی که در گفتههای سخنرانان این همایش مطرح شد میتوان به اوضاع سیاسی و اقتصادی فعلی در ایران، پیامدهای خروج آمریکا از برجام و نقش اروپا در رابطه با ایران اشاره کرد اما محور اصلی این همایش اعتراضهای گسترده در ایران بود که شرکتکنندگان آن را «نشانه سقوط جمهوری اسلامی در آینده نزدیک» دانستند.
در روزهای اخیر، اعتصاب و تجمعاتی در تهران و چند شهر دیگر برگزار شد که هرچند در اعتراض به گرانی و نابسامانی بازار ارز بود اما مطالباتی سیاسی و اعتراض به سیاستهای جمهوری اسلامی در منطقه نیز در آنها مطرح شد.
شاهین قبادی، سخنگوی سازمان مجاهدین خلق، به رادیو فردا گفت که سخنرانان نشست روز شنبه در پاریس بر «اقدام قاطع در برابر حکومت جمهوری اسلامی» تأکید کردند.
سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از بدیلهای مهم در مقابل رهبران جمهوری اسلامی مطرح میشود و اکثر اعضا و هواداران این سازمان، در پی تخلیه قرارگاه اشرف و سپس کمپ آزادی در عراق، فعالیتهای خود را در آلبانی و چند کشور اروپایی دیگر ادامه میدهند.
جولیو ترتزی، وزیر خارجه پیشین ایتالیا و یکی از سخنرانان همایش روز شنبه در پاریس، در گفتوگو با رادیو فردا خواستار تغییر سیاست اروپا و نزدیکی بیشتر به آمریکا در اعمال تحریمها علیه ایران شد.
بی بی سی نوشت:
سایت سازمان مجاهدین خلق سخنرانان این نشست را چنین معرفی کرده است: نیوت گینگریچ رئیس پیشین کنگره آمریکا، جان بولتون سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل، مایکل موکیزی وزیر سابق دادگستری آمریکا، هوارد دین رئیس پیشین حزب دموکرات آمریکا، فیلیپ کراولی سخنگوی سابق وزارتخارجه آمریکا، تام ریج اولین وزیر امنیت داخلی آمریکا، بیل ریچاردسون، فرماندار، سفیر و وزیر پیشین در آمریکا، ارتشبد جیمز کانوی فرمانده پیشین نیروی تفنگداران دریایی آمریکا، مارک کینزبرگ سفیر پیشین آمریکا در مراکش، ژنرال دیوید فیلپس فرمانده سابق حفاظت اشرف، لوییس فری رئیس سابق اف.بی.آی، فرانسیس تاونزند مشاور رئیسجمهور پیشین آمریکا، جولیو ترتزی وزیر خارجه پیشین ایتالیا، اد ملکرت نماینده پیشین دبیرکل سازمان ملل متحد در عراق، استرون استیونسون رئیس پیشین هیئت رابطه با عراق در پارلمان اروپا، سیداحمد غزالی نخستوزیر پیشین الجزایر، پاندلی مایکو نخستوزیر اسبق آلبانی، رامایاد وزیر پیشین حقوق بشر فرانسه، اینگرید بتانکورد کاندیدای پیشین ریاستجمهوری کلمبیا و صالح القلاب وزیر پیشین تبلیغات اردن.
البته شماری از سخنرانان نیز با سمت و عنوان فعلی خود معرفی شده و در این نشست سخنرانی کرده اند: «سناتور آمریکایی رابرت توریسلی»، «چاک والد» معاون فرمانده ارتش آمریکا در اروپا، اولین یونه عضو سنای فرانسه، «سر دیوید ایمس» نماینده پارلمان انگلستان (بریتانیا)،« آنتئا مک اینتایر» نماینده پارلمان اروپا از انگلستان، «پال موناهان» نماینده پارلمان انگلستان، «ماتیو آفورد» نماینده پارلمان انگلستان، «جودی اسکرو »نمایندهٴ مجلس کانادا، «فرانسیس ری یل »نماینده پارلمان فدرال سوئیس، «محمد اللحام» نماینده پارلمان فلسطین، «ژیلبرت میتران« رئیس بنیاد «دانیل میتران» و از فرزندان فرانسوا میتران، رئیسجمهور فرانسه، سناتور «ونسان کاپوکانیرو» شهردار بورژه و دو تن از رهبران مخالفان بشار اسد در سوریه.
نشست سالانه سازمان مجاهدین خلق ایران، در شهر« بورژه »در حومه پاریس، سخنرانی شاهزاده «ترکی الفیصل»، رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی (استخبارات) دراین همایش.
نشست سالانه این سازمان که معمولا در ماه ژوئن برگزار می شد، امسال به دلیل تقارن با ماه رمضان در روزشنبه، ۱۹ تیر ۱۳۹۵(۹ژوییه۲۰۱۶) برگزار شد.
سال گذشته نیز حضور ترکی الفیصل، شاهزادهی سعودی و رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان، همایش سازمان مجاهدین خلق ،پاریس ۹ تیر ۱۳۹۶افشای مرگ مسعودرجوی««مرحوم مسعود رجوی»
جان بولتون،رودی جولیانی،ترکی الفیصل...همایش سازمان مجاهدین خلق ،پاریس ۹ تیر ۱۳۹۶
BBCدر ۲۰تیر ۱۳۹۵(۱۰ژوییه۲۰۱۶)نوشت: ترکی الفیصل در قبال رهبران جمهوری اسلامی، بخش دیگری از سخنان او نیز مورد توجه قرار گرفته است.
«آقای فیصل» زمانی که قصد داشت خطاب به مریم رجوی سخن بگوید و اقدامات او و همسرش مسعود رجوی را بستاید، از آقای رجوی با عنوان مرحوم یاد کرد، و پس از آنکه به دلیل تشویق حضار،مجدداً جمله اش را تکرار کند: از اقدامات«مرحوم مسعود رجوی» سخن گفت.
BBC نوشت:در آن زمان، نه مریم رجوی به عنوان مخاطب او و نه حاضران در نشست، واکنشی نشان ندادند(تعجبی نکردند)امااین کلمه«مرحوم» از سخنان منتشر شده ترکی الفیصل در رسانه های سازمان مجاهدین خلق، حذف شد.
همایش «شورای ملی مقاومت»سازمان مجاهدین خلق درپاریس۹ تیر ۱۳۹۷
جان بولتون،رودی جولیانی،ترکی الفیصل...همایش سازمان مجاهدین خلق ،پاریس ۹ تیر ۱۳۹۶
همایش «شورای ملی مقاومت»سازمان مجاهدین خلق درپاریس۹ تیر ۱۳۹۷
بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق
سازمان مجاهدین خلق ایران در شهریور ۱۳۴۴ بهوسیله سه نفر از اعضای نهضت آزادی ایران به نامهای محمد حنیفنژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیکبین پایهگذاری شد. اندکی بعد اصغر بدیعزادگان، علی باکری، عبدالرسول مشکینفام، ناصر صادق، علی مهیندوست، حسین روحانی و شمار دیگری به آنها پیوستند.
۱۳۴۰. محمدحنیف نژاد (بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق) در کنار مهندس مهدی بازرگان و آیت الله طالقانی در حاشیه یکی از اردوهای انجمن اسلامی مهندسین
آنان بعد از تشکیل سازمان به تدریج در دینداری خود بنیاد عمل کرده و مستقلا و بدون اینکه در علوم دینی تخصص داشته باشند به برداشت خود از دین عمل میکردند. این رویکرد زمینه ساز انحراف و التقاط آنان با مکتب چپ و تاکتیکهای مبارزاتی شد و در نهایت به تغیر ایدئولوژی در آغازین سالیان دهه ۵۰ انجامید.
قبل از آنکه بنیانگذاران سازمان در سال ۱۳۵۱ دست به اقدام مسلحانه بزنند، توسط ساواک دستگیر و سران سازمان اعدام شدند و گروهی از اعضای درجه ۲ و ۳ سازمان که مدعی بودند به رویکرد اسلامی سازمان وفادار هستند به حبس ابد محکوم شدند که مسعود رجوی نیز از اعضای آن به شمار میرفت و رهبری سازمان را به دست گرفت.
درگیری شدید بایورش پلیس آلبانی به اردوگاه اشرف
آلبانین دیلی نیوز(۳۰ خرداد ۱۴۰۲)نوشت: وزارت کشور آلبانی امروز نسبت به درگیری داخلی رخ داده در اردوگاه گروهک تروریستی منافقین واقع در «مانز» (Manze)شهر«دورس» واکنش نشان داد.
یورش پلیس آلبانی به اردوگاه اشرف(تیرانا)شهرک دورس منطقه مانز
منطقه مانز شهر «دورس»کشورآلبانی«مقرسازمان مجاهدین خلق ایران»(منافقین)
حمله پلیس آلبانی به کمپ اشرف
بر اساس این گزارش، پلیس آلبانی روز سهشنبه(۲۰ ژوئن ۲۰۲۳) هشداری مبنی بر درگیری بین اعضای این گروهک تروریستی دریافت کرده است.
درگیری پلیس با اعضای مجاهدین خلق
مقرمجاهدین خلق ایران درشهرتیرانا
مقرمنافقین(تیرانا)آلبانی
به گفته وزارت کشور آلبانی، پلیس ایالتی این کشور با همکاری دادستان ویژه مبارزه با فساد و جرایم سازمان یافته، مامور رسیدگی به وضعیت اعضای گروهک تروریستی منافقین شده اند.
کمپ اشرف۳
در بیانیه وزارت کشور آلبانی همچنین روی این مسئله تاکید شده است که اعضای گروهک تروریستی منافقین به شروط تعیین شده از سوی مقامات این کشور عمل نکرده و اقدام به جنایت و درگیری کردهاند.
یورش پلیس آلبانی به اردوگاه اشرف(تیرانا)شهرک دورس منطقه مانز
در همین پیوند دادستان آلبانی اعلام کرده است: اقدامات و فعالیتهای منافقین در خاک آلبانی بر خلاف توافقهای صورت گرفته بین دولت و این گروهک صورت گرفته است.
بر اساس گزارشهای رسیده از آلبانی، اعضای گروهک تروریستی منافقین مقابل نیروهای پلیس این کشور برخورد مسلحانه انجام دادهاند.
کشور آلبانی (تیرانا)
توضیح مدیریت سایت-پیراسه فر:درگیری بین «مجاهدین خلق ایران»(منافقین) و «پلیس آلبانی»
پلیس آلبانی به اردوگاه پناهندگان در منطقه «مانز»(Manz) جایی که اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) مخالف دولت ایران زندگی می کنند، یورش برد.
کمپ اشرف ۳ آلبانی/منطقه مانز(شهردورس)
در این عملیات یک پلیس زخمی شد.
پلیس آلبانی صبح امروز عملیاتی را علیه اعضای این سازمان در این کشور انجام داد. در بیانیه اداره کل پلیس، یورش به اردوگاه پناهندگان محل سکونت اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در منطقه مانیز شهر دورس انجام شد. ادعا شده است که این عملیات که برای اهداف کنترلی انجام شده است، به دستور دادستانی ویژه آلبانی برای جرایم سازمان یافته و فساد (SPAK) سازماندهی شده است. در بیانیه پلیس آمده است که این عملیات بر اساس حقوق بین الملل بشر و قوانین کشور انجام شده و منطقه محل استقرار کمپ تحت کنترل بوده است. گفته شد افسر پلیس که در جریان این عملیات مجروح شده بود به بیمارستان منتقل شد.
مجاهدین خلق: یک نفر کشته و۳۶ زخمی شدند
از سوی دیگر در بیانیه سازمان مجاهدین خلق آمده است که پلیس مطابق با حقوق بشر عمل نکرده و یک نفر بر اثر مداخله شدید جان خود را از دست داده و ۳۶ نفر دیگر مجروح شده اند.
پناهندگان در «کمپ اشرف» پس از عملیات مقاومت در برابر پلیس را آغاز کردند.
در بیانیه مطبوعاتی که از سوی آلبانی در اختیار رسانه ها قرار گرفت، آمده است که فرد متوفی «علی مستشاری» است، در حالی که پلیس آلبانی اعلام کرده است که «مستشاری» بر اثر سکته قلبی درگذشته است.
«منافق کشته شده درحمله پلیس آلبانی به کمپ اشرف کیست؟»
«عبدالوهاب فرخی نژاد» درماجرای اعلان حمله مسلحانه(فازنظامی)ترورهای خیابانی در۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ازفرماندهان ارشد سازمانبودکه دستورترورمی داد.
«مجید محمدی» از اعضای بریده سازمان:فرجینژاد میگفت: «شاخص ما برای ترور چند مورد بوده؛ اول اینکه شخص ریش داشته باشد، دوم اینکه یقه پیراهن وی کامل بسته باشد»
«در این دو مورد برای ما کاملا مسجل میشد که وی یا پاسدار بوده یا طرفدار این حکومت. برای ما کاملا روشن بود و نیازی به پرسش و پاسخ نداشتیم و عمل ترور را انجام و او را به رگبار میبستیم.».
عیدالوهاب فرجینژاد معاون تیپ خطشکن مجاهدین خلق درعملیات فروغ جاویدان۱۳۶۷ بود که باید از سرپلذهاب تا کرند را اشغال میکرد.
«صمد نظری» یکی دیگر از بریدههای سازمان نوشت: «حدود ۳۵ نفر از سربازان در روز دوم خود را تسلیم نیروهای سازمان منافقین به فرماندهی فردی به نام افشین (عبدالوهاب فرجی) کردند»
فرمانده به آنها دستبند و چشمبند زد و در گوشهای جمعشان کرد. تعدادی از آنها به دلیل تشنگی مستمرا از نگهبانان تقاضای آب میکردند.
یکی از فرماندههای دستهها به فرمانده خود اطلاع داد که آنها آب میخواهند. فرمانده افشین با اشاره دست به دوتا از تیربارچیها اشاره کرد و گفت «به اسرا آب بدهید. تیربارچیها بیرحمانه تمامی اسرا را به رگبار بستند»
یکی از فرماندههای دستهها به فرمانده خود اطلاع داد که آنها آب میخواهند.« فرمانده افشین با اشاره دست به دوتا از تیربارچیها اشاره کرد» و گفت «به اسرا آب بدهید» تیربارچیها بیرحمانه تمامی اسرا را به رگبار بستند.
بیانیه وزارت کشور آلبانی
در بیانیه وزارت کشور آلبانی آمده است که تصمیم دادگاه به این دلیل اتخاذ شده است که افراد حاضر در کمپ از توافق نامه پذیرش در سال ۲۰۱۴ تبعیت نکرده اند. بیان شد که این عملیات کاملاً با قوانین عملیات انجام شده در کشور مطابقت دارد.
حضور مجاهدین خلق در آلبانی
طبق آمار رسمی، ۲۸۰۰ عضو مجاهدین خلق در آلبانی وجود دارد. پس از درخواست آمریکا برای پذیرش اعضای این سازمان، کمپی با نام «کمپ اسراف۳»(منطقه مانیز)«شهر دورس» ساخته شد. در حالی که ورود پناهجویان از عراق به آلبانی پس از این درخواست آغاز شد،
شهر ساحلی«دورس» دومین شهر بزرگ بعد از«تیرانا» است،سواحل دورس با فاصله نیم ساعته در غرب شهر تیرانا واقع شده است. این شهر از شهرهای ساحلی دریای آدریاتیک است
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منطقه«مانز» یا (مانزه) یک شهرک و یک شهرداری سابق در شهرستان دورس، در غرب آلبانی است. در سال ۲۰۱۵ به زیرمجموعه شهرداری دورس تبدیل شد. جمعیت این شهر حدود ۲۰ هزارنفراست. این شهر به دلیل مقر گروه مجاهدین خلق ایران که محوطه آنها به عنوان «کمپ اشرف»، شناخته می شود.
آلبانی پذیرش پناهندگان را کمکی به آمریکا می داند. اگرچه رسما می گوید این کار را برای مدت معینی انجام می دهد، اما ایران مدعی است که این سازمان به طور نامحدود در آلبانی باقی خواهد ماند.
سال گذشته دولت آلبانی سفارت ایران در «تیرانا »را بست و تمامی دیپلمات های خود را اخراج کرد و ایران را به جاسوسی علیه منافع ملی و ده ها حمله سایبری به این کشور متهم کرد.
ردیه علمابرکتاب« فصل الخطاب فی تحریف کتاب ربالارباب»محدث نوری.
ماجرای اشکال«محدث نوری» به قرآن :نقد تند امام خمینی بر محدث نوری (صاحب مستدرک الوسائل)
امام خمینی:صاحب «فصل الخطاب» کسی است که کتابهایش نه فایده علمی دارد و نه فایده عملی؛ بلکه تنها عبارت است از طرح احادیث ضعیف و غیرمعتبر که علما از عمل به آنها اعراض کرده و شیخ کلینی، شیخ صدوق، و شیخ طوسی از نقل آنها دوری جستهاند. وضعیت کتابهای روایاتش غالبا مانند مستدرک چنین است و از دیگر کتابهایش نپرس که مملو است از قصهها و حکایات غریبی که اغلب آنها به شوخی شبیهتر است تا جدی!
«میرزا حسین محدث نوری »محدث و چهره سرشناس علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری بود. این فقیه امامیه، مفسر و شاعر در ۱۸ شوال ۱۲۵۴ قمری در روستای یالرود از توابع نور مازندران به دنیا آمد و در ۲۷ جمادی ۱۳۲۰ هجری قمری در سن ۶۴ سالگی در سامرا درگذشت. از القاب وی میتوان به خاتم المحدثین، علامه نوری، میرزای نوری، محدث نوری و حاجی نوری اشاره کرد. وی دائی و پدر همسر شیخ فضل الله نوری بود. آرامگاه او در نجف و در حرم امیرالمومنین (ع) قرار دارد.
«محدث نوری» حدود سی کتاب نوشته است. در این میان، کتاب جنجالبرانگیز او با عنوان« فصل الخطاب فی تحریف کتاب ربالارباب »باعث جلب انتقادات و نظرات منفی فراوانی نسبت به او شد. او در این کتاب دلایلی در تحریف قرآن ارائه کرده است که شمارگان آن بیش از هزار است و تحریف آن را نه از جهت تغییر و زیاده بلکه فقط از جهت نقیصه خواستهاست به اثبات برساند. وی در دیباچه این کتاب مینویسد: «این کتابی است لطیف که در اثبات تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان فراهم آوردهام، و آنرا فصل الخطاب فی تحریف کتاب ربالارباب نام نهادم، و بر سه سرآغاز و دو باب قرار دادم». همین امر سبب اعتراضات گستردهای در جهان اسلام شد و در ردّ آن کتب و مقالات بسیاری نوشته شد.
«آقا بزرگ تهرانی» از شاگردان «محدث نوری» مینویسد: «استاد ما حاجی در اواخر عمر خویش میگفت: اینجانب در نام گذاری کتابم اشتباه کردم و سزاوار بود نام آن را فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب میگذاشتم چرا که در آن ثابت میکنم قرآن شریف موجود، با تمامی سورهها و آیات و جملاتش وحی الهی است که هیچ گونه تغییر و تبدیل و زیاده و نقصان از هنگام جمعآوری آن به امروز در آن واقع نشده است. و علیهذا نامیدن آن به این نامی که مردم آن را بر خلاف منظور و مراد من حمل میکنند، اشتباهی است در نامگذاری. ولیکن من در این کتاب نیاوردهام آنچه را که آن را بر او حمل مینمایند. بلکه مراد من، اسقاط بعضی وحی مُنْزَل الهی است؛ و اگر میخواهی تو نام آن را بگذار الْقَوْلُ الفَاصِلُ فِی إسْقَاطِ بَعْضِ الْوَحْیِ النَّازِلِ»
تاکنون کتب متعددی از سوی علما و فقهای شیعه در رد کتاب «فصل الخطاب» نگاشته شده است، که از جمله عبارتند از:
۱-کشف الارتیاب فی عدم تحریف کتاب ربالارباب، تألیف محمود بن ابی القاسم مشهور به معرب تهرانی، درگذشت سال ۱۳۱۳هـ ق، تاریخ چاپ کتاب ۱۳۰۳ هـ ق
۲-حفظ الکتاب الشریف عن شبهه القول بالتحریف، تألیف هبه الدین سید محمد حسین شهرستانی درگذشت سال ۱۳۱۵ هـ ق
۳-تنزیه التنزیل، تألیف علی رضا حکیم خسروانی، تاریخ چاپ کتاب ۱۳۷۱ هـ ق
۴-الحجه علی فصل الخطاب فی ابطال القول بتحریف الکتاب، تألیف عبدالرحمن محمدی هیدجی، تاریخ چاپ کتاب ۱۳۷۲ هـ ق
5-البرهان علی عدم تحریف القران، تألیف مرحوم میرزا مهدی بروجردی، تاریخ چاپ کتاب ۱۳۷۴ هـ ق
۶-آلاء الرحیم فی الرد علی تحریف القران، تألیف میرزا عبدالرحیم مدرس خیابانی، تاریخ چاپ کتاب ۱۳۸۱ هـ ق
۷-صیانه القران عن التحریف، تألیف محمد هادی معرفت، تاریخ چاپ کتاب ۱۴۱۶ هـ ق
۸-القران الکریم فی روایات المدرستین، تألیف سید مرتضی عسکری، تاریخ چاپ کتاب ۱۴۲۰ هـ ق
۹-اکذوبه تحریف القران بین الشیعه والسنه، تألیف رسول جعفریان، تاریخ چاپ کتاب ۱۴۱۳ هـ ق
۱۰-آلاء الرحمن فی تفسیر القران، تألیف شیخ جواد بلاغی،
۱۱-البیان فی تفسیر القرآن، تألیف سید ابوالقاسم خویی
۱۲-تهذیب الاصول، درس خارج اصول سید روحالله خمینی در مبحث حجیت ظواهر کتاب
۱۳-افسانه تحریف قرآن، رسول جعفریان
امام خمینی به مناسبت بررسی مسئلهی تحریف قرآن، به اظهار نظری دربارهی محدث نوری پرداخته است و لحن تند ایشان در هیچ مناسبت دیگری نسبت به یکی از علما و محدثین شیعه سابقه نداشته است. ایشان در کتاب «انوارالهدایه فی التعلیقه علی الکفایه» (جزء اول، صص. ۲۴۴-۲۴۵) مینویسد:…صاحب فصل الخطاب الّذی کان کتبه لا یفید علما و لا عملا، و إنّما هو إیراد روایات ضعاف أعرض عنها الأصحاب، و تنزه عنها أولو الألباب من قدماء أصحابنا کالمحمّدین الثلاثه المتقدّمین رحمهم اللَّه. هذا حال کتب روایته غالباً کالمستدرک، و لا تسأل عن سائر کتبه المشحونه بالقصص و الحکایات الغریبه التی غالبها بالهزل أشبه منه بالجدّ، و هو – رحمه اللّه – شخص صالح متتبّع، إلاّ أنّ اشتیاقه لجمع الضعاف و الغرائب و العجائب و ما لا یقبلها العقل السلیم و الرّأی المستقیم، أکثر من الکلام النافع، و العجب من معاصریه من أهل الیقظه کیف ذهلوا و غفلوا حتّى وقع ما وقع ممّا بکت علیه السماوات، و کادت تتدکدک على الأرض؟
امام خمینی :«صاحب «فصل الخطاب» کسی است که کتابهایش نه فایده علمی دارد و نه فایده عملی؛ بلکه تنها عبارت است از طرح احادیث ضعیف و غیرمعتبر که علما از عمل به آنها اعراض کرده و بزرگان پیشگام و خردمند ما، مانند محمدون ثلاث ـ رحمهم الله ـ [یعنی شیخ کلینی، شیخ صدوق، و شیخ طوسی] از نقل آنها دوری جستهاند. وضعیت کتابهای روایاتش غالبا مانند مستدرک چنین است و از دیگر کتابهایش نپرس که مملو است از قصهها و حکایات غریبی که اغلب آنها به شوخی شبیهتر است تا جدی! او ـ رحمه الله ـ شخص صالح و جستوجوگری بود؛ لکن اشتیاقش به جمعآوری روایات غیرمعتبر و مطالب عجیب و غریب و مسائلی که عقل سلیم و فکر درست آن را نمیپذیرد، بیشتر از [گردآوری] سخنان نافع بود، و عجب از معاصرین هوشیارش که چگونه غافل شدند و شد آنچه شد [یعنی قول به تحریف قرآن] که آسمان ها برای آن بگریند و و نزدیک بود زمین تکه تکه شود؟»
«آیتالله سید موسی شبیری زنجانی»(متولدمتولد ۹ اسفند ۱۳۰۶) در کتاب «جرعهای از دریا» به نقل ماجرایی از «سردار کابلی» درباره کتاب «فصل الخطاب» حاجی نوری میپردازد و سپس نقل آن را با توجه به شواهد تاریخی غیر قابل انتساب به سردار کابلی ارزیابی میکند. ایشان مینویسد:
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«سید موسی شبیری زنجانی»،فرزندِ«آیت الله سید احمد زنجانی»که سالها در مدرسه فیضیه قم نماز جماعت را برگزار میکرد ، بسیاری ازعلما،ازجمله امام خمینی در نمازش شرکت میکردند،هم اکنون ایشان، به جای پدرش امام جماعت نماز مغرب و عشا در حرم حضرت معصومه و نماز ظهر و عصر در مدرسه فیضیهٔ قم است./پایان.
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی:یک وقت یکی از علمای معروف به منزل حاج آقای والد آمد و قصه ای نقل کرد. من هم آنجا بودم و از ایشان شنیدم. بعداً همان قصه را آقای گرامی از ایشان شنیده و نقل کرده بود.
آقای منتظری(آیت الله حسینعلی منتظری) هم در کتاب خاطراتش این قصّه را نقل کرده است.
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی:آن آقا از «سردار کابلی» نقل میکرد که: من نزد «حاجی نوری» بودم. سید معمّمی هم آنجا بود و دست روی دستش یا پایش میزد و آه میکشید. توجه حاجی نوری را جلب کرد.
حاجی نوری به او گفت: چه شده است که این قدر آه میکشی؟
آن سید گفت: خداوند به ما ظلم کرده است.
حاجی نوری گفت: خداوند که ظلم نمیکند، این تعبیر یعنی چه!؟
آن سید گفت: نه، ظلم کرده است.
حاجی نوری گفت: ممکن نیست که خدا ظلم کند. محال است.
سید گفت: نه.
حاجی نوری پرسید: علتش چیست که چنین میگویی؟
سید گفت: «چرا خداوند اسم جدّ ما را در قرآن ذکر نکرد تا این قدر گرفتار سُنّی ها نشویم؟»
حاجی نوری گفت: اتّفاقاً نام حضرت در قرآن هست.
سید گفت: چطور؟ در قرآن که نامی از امیرالمؤمنین(ع) نیست.
حاجی نوری گفت: نه، من ادلّه اش را می آورم(که هست).
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی:چند روز بعد حاجی نوری جزواتی در باب تحریف قرآن آورد و به آن سید داد.
آن سید گفت: آیا باز هم دلیل هست؟
حاجی نوری گفت: باز هم هست.
و چند وقت بعد جزوۀ دیگری آورد و به آن سید داد.
آن سید هم تدریجاً جزوات «فصل الخطاب» را از حاجی نوری میگرفت و به چاپخانه میداد.
حاجی نوری ازنوشتن کتاب پشیمان شد؟
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی:وقتی حاجی نوری پشیمان شد که آن جزوات چاپ شده بود و پشیمانی سودی نداشت.
سردارکابلی بودیاشیطان؟
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی:سردار کابلی میگفت: این قضیه گذشت. یک وقت من به سفارتخانه رفته بودم تا ویزا بگیرم. در آنجا شخصی کلاهی دیدم که خیلی به نظرم آشنا بود. از من پرسید: مرا شناختی؟ گفتم: خیلی به نظرم آشنا هستید ولی الآن تطبیق نمیکنم. گفت: من همان سیدی هستم که در منزل حاجی نوری بودم!
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی می گوید:همان موقعی که آن آقا این قصه را نقل میکرد، به ذهنم آمد که سردار کابلی در موقع تألیف و چاپ فصل الخطاب نبوده است. بعداً مراجعه کردم دیدم تاریخ ولادت سردار کابلی بعد از تألیف فصل الخطاب است!
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی:«آشیخ آقابزرگ» که با سردار کابلی خیلی رفیق بود، مدّتی مهمان ایشان بود و در همانجا کتابهای وی را هم فهرست کرد. وی در« الذریعه »تاریخ دقیق ولادت سردار کابلی را ۱۸ محرم ۱۲۹۳ در کابل ضبط کرده است. همچنین در« الذریعه » تاریخ فراغ از تألیف «فصل الخطاب»، دو شب مانده به پایان ماه جمادی الآخره ۱۲۹۲ ضبط شده است. یعنی حدود شش ماه بعد از تألیف فصل الخطاب سردار کابلی متولّد شده است.
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی:اگر هم قصّه مذکور راست باشد، سردار کابلی با واسطه این قصه را نقل کرده است و ناقل در نقل اشتباه کرده است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع اخذشده«شفقنا»اردیبهشت ۱۳۹۷می باشدبااندکی ویرایش وافزودن تصاویر.
«آیت الله حیدرقلی» مشهور به «سردار کابُلی»،در ۱۸ محرم ۱۲۹۳( ۲۵ بهمن ۱۲۵۴) در «چنداول» کابُل متولد شد.
دراین زمان«حیدرقلی» ۴ ساله بود ودرطول هفت سال (۱۲۹۷–۱۳۰۴ ق)اقامت در لاهور ،درکنارتحصیل علوم دینی وریاضیات،به یادگیری زبانهای هندی، سانسکریت، فارسی و انگلیسی، و ریاضیات پرداخت.
پدر«سردارنور محمد خان»،خانواده رادر سال ۱۳۰۴ق(۱۲۶۵شمسی) به عراق کوچاند و در بغداد سُکنی گزیدند.
«حیدرقلی»که درکاظمین ونجف، پای درس استادان علوم دینی بود، ۶ سال در حلقه درس میرزا حسین نوری و سید صدرالدین حسن بن هادی کاظمی حضور یافت.
واماپس از ۶ سال اقامت درعراق،«سردارنور محمد خان» در سال ۱۳۱۰ق(۱۲۷۱شمسی)تصمیم به مهاجرت به ایران گرفت ودرکرمانشاه مسکن گزیدند.
«آیت الله سردارکابلی» سهشنبه ۴ جمادیالاول ۱۳۷۲(۳۰ دی ۱۳۳۱)، در ۷۹ سالگی در کرمانشاه فوت کردند.
«علامه سیدمرتضی عسکری»(متولد ۱۲۹۳ شمسی،سامرا،متوفی ۲۵ شهریور ۱۳۸۶ ):کتاب «القرآن الکریم و روایات المدرستین» ،نقدی است بر کتاب فصل الخطاب محدث نوری. وی در مصاحبهای میگوید:
«حاجی نوری کتابی داشت به نام «فصل الخطاب فی تحریف کتاب ربالارباب» این کتاب چاپ سنگی و کسی آن را نخوانده بود. احسان ظهیر اسم آن را گذاشت الشیعه والقرآن این را من جواب دادم در سه جلد. جلد سومش بیش از ۱۰۰۰ صفحه است. کتاب فصل الخطاب بسیار بزرگ است با خط نوشته شده، ایشان در مورد سُنّی ها نوشته من همه را جواب دادم. هم مال سنیها را و هم مال شیعهها را. نگفتم سنیها اینطور میگویند. نوشتم این نسبتها به صحابه دروغ نوشته شده و ثابت کردم. پس اینطور نیست که جواب داده نشده باشد، علما جواب دادهاند و آیتالله مکارم، آیتالله سبحانی جواب میدهند، بنده هم جواب میدهم».
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مؤلف ننوشته درتألیف اشتباه کردم،بلکه نوشته در«نامگذاری»اشتباه کردم!.
«میرزا حسین نوری»،مشهوربه «محدث نوری» کتاب «فصل الخطاب فی تحریف الکتاب رب الارباب» را در سال۱۲۵۴شمسی به نگارش درآورد و در سال۱۲۵۹ در نجف اشرف به چاپ رساند که اعتراضات علماء رادرپی داشت و رساله های فراوانی در رد نظریه این کتاب به نگارش در آمد.
مؤلف کتاب(محدث نوری )بعدازواکنش علما نوشت: «من در نام گذاری این کتاب اشتباه نمودم» و بهتر بود اسم آن را «فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب» می گذاشتم. زیرا در این کتاب ثابت نموده ام که قرآن شریفی که امروز در دست مسلمانان است، تمام آیات و سوره های آن وحی الهی است و هیچ تغییری به زیادی یا کمی در آن ایجاد نشده ،لکن «من مُراد خود را در این کتاب تصریح نکرده ام و به علت مهمل گذاشتن مقصودم، مورد عتاب و ملامت قرار گرفته ام».
واکنش علما
*علاّمه طباطبائی (صاحب المیزان) : قرآنی که خداوند آن را بر پیامبرش ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نازل فرموده و آن را به «ذکر» وصف نموده است، همان گونه که نازل شده محفوظ مانده است. و از هر گونه زیادی و کمی و تغییر و تبدیل با صیانت الهی مصون می باشد.
از راست: «آیتالله سید ابوالقاسم خویی»، آیتالله علیاکبر خویی و «آیتالله سید جواد خامنهای» پدر مقام معظم رهبری
*«آیت الله سید ابو القاسم خویی»: سخن از تحریف قرآن سخن گزاف و خیال است. از تحریف قرآن جز کسی که عقلش ضعیف باشد و یا کسی که تأمّل به حق در اطراف آن ندارد، سخن نمی گوید.
*«آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی»: قرآن معجزه پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است و آن کتابی است که از هیچ راهی، باطل به آن راه ندارد. تمام فصحاء از آوردن مثل آن یا یک سورۀ آن و یا یک آیه آن عاجز مانده اند و بعد از گذشت چهارده قرن کسی نتوانسته مثل آن را بیاورد و هیچ کسی در قرن های بعدی هم قدرت بر آوردن آن را نخواهد داشت. در این قرآن موجود چیزی از کلام بشر وجود ندارد. تمام سوره ها و آیات آن متواتر قطعی است. این قرآن همان قرآنی است که شیعه امامیه قائل به این است که هیچ چیزی از آن کم نشده است تا چه رسد که بر آن افزوده شده باشد و هیچ کسی در آن شک نخواهد داشت جز جاهل و یا کسی که به کم فکری و عقب ماندگی ذهنی مبتلا باشد.
به اولین پیاده روی اربعین بعدازسقوط صدام حسین پرداخیتم وپیاده روی شیخ بهایی وشاه عباس ..پادشهان آل بویه وصفوی..اولین پیان رهبرانقلاب بمناسبت پیاده روی اربعین...اولین شکوفههای عاشورایی در اربعین شکفته شد. اولین جوششهای چشمهی جوشان محبت حسینی - که شطّ همیشه جاری زیارت را در طول این قرنها به راه انداخته است - در اربعین پدید آمد.
دو میلیون ۲۳۱ هزار و ۱۹۲ نفر از زائران ایرانی برای سفر اربعین از کشورخارج شدند۱۳۹۶
از سال ۹۳ جمعیت زائران به ۲۰ میلیون نزدیک شد و سال ۹۴ جمعیت را ۲۲ میلیون نفر تخمین زدند. هرچند مقامات عراقی اعلام کردند جمعیت زائران اربعین در سال ۹۴ حدود ۲۶ میلیون نفر بوده است
مدیرکل امور مرزی وزارت کشور گفت:هم اکنون هزار و ۱۰۰ دستگاه اتوبوس در مرز مهران، ۲۵۰ دستگاه اتوبوس در شلمچه و ۱۵۰ دستگاه اتوبوس در مرز چزّابه آماده انتقال زائران به کشور هستند و به صورت منظم و مستمر، اتوبوس به تعداد مورد نیاز وارد استان های ایلام و خوزستان می،شود. همچنین تعدادی اتوبوس از کشور در داخل خاک عراق برای جابجایی زائران اختصاص داه شده است. البته حدود ۵۰ درصد وسایل حمل ونقل زائران هم وسایل شخصی بوده و حدود ۲۰۰ هزار دستگاه خودوری زائران در پارکینگها مستقر است
آقابابایی(کُت آبی) خاطرنشان کرد: در مجموع تعداد دو میلیون و ۳۵۲ هزار و ۳۰۹ روادید توسط سفارت، کنسولگریهای سه گانه عراق و دفاتر دوازده گانه موقت برای زائرین ایرانی و اتباع خارجی دارای اقامت معتبر در ایران صادر شده است. در مجموع تعداد دو میلیون ۲۳۱ هزار و ۱۹۲ نفر از زائران ایرانی برای سفر اربعین از کشورخارج شدند. همچنین ۲۱۰ هزار و ۲۶۸ نفر از اتباع غیرایرانی مقیم یا ترانزیت از مرزهای کشور برای سفر اربعین خارج شده اند. تا صبح امروز نیز ۹۳۰ هزار نفر از زائرین به کشور بازگشتهاند.
وی همچنین گفت که تا شب گذشته ۳۱ مورد فوتی در داخل عراق و ۱۹ مورد فوتی در داخل کشور به دلایل گوناگون طبیعی و حوادث به ثبت رسیده است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اظهارات دبیر ستاد مرکزی اربعین حسینی +مجید آقابابایی(مدیرکل امور مرزی وزارت کشور) به نقل از پایگاه اطلاعرسانی وزارت کشوردر پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶ایسنا
«مرزهای زمینی» مجاز برای زائرین اربعین
مرز مهران در استان ایلام، مرزهای شلمچه و چزابه در استان خوزستان
مرز خسروی در استان کرمانشاه قراربودآماده پذیرایی زائرین باشداما بعلت مسائل امنیتی بازنشد.
آن طرف مرز خسروی استان «دیاله» قرار دارد که زمانی مقر منافقین بوده و اکنون نیز پناهگاه نیروهای فراری داعش از دیگر مناطق عراق است
امارزائرین درسالهای قبل
در سال ۱۳۹۰ حدود ۴۸ هزارنفر از هموطنان برای ایام اربعین امدند
سال ۱۳۹۱ این عده ما حدود ۱۰۰ هزار نفر رسید
سال ۱۳۹۲ ناگهان با یک رشد ۱۰ برابری حدود ۹۰۰ هزار نفر شد
در سال ۱۳۹۳به بیش از ۱ میلیون ۵۰۰ هزار نفر افزایش پیدا کرد.
در سال ۱۳۹۴ هم این عدد حدود ۲ میلیون نفر رسید.
سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق پیش بینی کرد امسال(۱۳۹۵) تعداد زائرین اربعین با یک رشد ۲۵ درصدی به حدود ۲.۵ میلیون زائر برسد.
دانایی فر با تاکید براینکه امکانات موجود در عراق هیچ وقت کفایت این همه زائر را نخواهد کرد اظهار داشت: کل ظرفیت هتل ها و امکانات رسمی اقامتی در کربلا کمتر از ۱۵ هزار نفر است علی رغم طی این همه سال ها افزایش هم پیدا کرده است که قبلا زیر 3 هزار نفر بوده و الان هم به ۱۵ هزار رسیده است.
وی با اشاره به اینکه این تعداد هیچ تناسبی با تعداد زائرین ندارد خاطرنشان کرد: در ایام اربعین نه فقط زائرین ما بلکه زائرین عراقی هم در حجم بالای ۱۲ میلیون نفر قصد آمدند به کربلا را دارند و ناگهان جمعیتی قصد ورود دارد که تعداد آن بالای ۱۵ میلیون نفر است و می خواهد در یک دوره کمتر از ۱۰ روز در کربلا و اطراف آن اقامت کند. ضمن اینکه یک جمعیت حدود ۲ میلیونی در خود کربلا است و با این محاسبات باید ۱۷ میلیون نفر را در نظر گرفت.
۱۱ آبان ۱۳۹۵حسن دانایی فر-سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق مصاحبه باتسنیم
سال ۹۴ | یک میلیون و ۶۰۰ هزار زائر اربعین |
سال ۹۵ | ۲ میلیون و ۵۰ هزار زائر اربعین |
سال ۹۶ | ۲ میلیون و ۳۲۰ هزار زائر اربعین |
سال ۹۷ | ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار زائر اربعین |
سال ۹۸ | بیش از ۳ میلیون زائر اربعین |
سال ۹۹ | ___ |
اربعین ۱۳۹۸
اربعین ۱۳۹۸
اربعین ۱۳۹۹
مرزهای مشترک(گذرگاه ها)ایران-عراق
در سال ۱۳۸۹ شاهد حضور ۴۰ هزار زائر، سال ۹۰ شاهد حضور ۸۰ هزار زائر و در سال ۹۱ شاهد حضور ۴۸۰ هزار
زائر بودیم.
همچنین در سال ۹۲ آمار زائرین اربعین به ۸۰۲ هزار زائر، سال ۹۳ آمار زائرین اربعین به یک میلیون و ۲۰۰ هزار زائر و سال ۹۴ به یک میلیون و ۷۰۰ زائر رسید.
دراربعین ١٤٣٨سال ۱۳۹۵ هم بر اساس آمار مسئولان و متولیان اربعین این آمار به ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار زائر افزایش پیدا کرد.
سال | تعداد زائرین ایرانی حاضر در اربعین | افزایش نسبت به سال قبل |
۸۹ | ۴۰ هزار نفر | آماری وجود ندارد |
۹۰ | ۸۰ هزار نفر | ۱۰۰ درصد |
۹۱ | ۴۸۰ هزار نفر | ۶۰۰ درصد |
۹۲ | ۸۰۲ هزار نفر | ۱۶۷ درصد |
۹۳ | یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر | ۱۵۰ درصد |
۹۴ | یک میلیون ۷۰۰ هزار نفر | ۱۴۲ درصد |
۹۵ | ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر | ۱۳۰ درصد |
قراربود اینگونه برنامه ریزی شود برای ترددزائرین اربعین
براساس آمایش استانى، تردد در مرزهاى مجاز زمینی بر اساس موقعیت و شرایط جغرافیائی استان ها نسبت به مرزهای زمینی مختلف، تقسیم بندی شده و بر این اساس،
مرزمهران- زائران استان هاى تهران، البرز، قزوین، قم، مرکزى، گیلان، مازندران، گلستان، لرستان، ایلام و همدان تردد کنند.
نقشه کشورعراق
مرزمهران
از مرز خسروى - زائران استان هاى آذربایجان شرقى، آذربایجان غربى، اردبیل، زنجان، کردستان و کرمانشاه وارد کشور عراق میشوند.
ازمرز چذابه- زائران استانهاى اصفهان، خوزستان، خراسان جنوبى ، فارس، کرمان، یزد، سمنان، تهران، خراسان رضوى، خراسان شمالى تردد میکنند.
ازمرزشلمچه- زائران استان هاى اصفهان، فارس، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیارى، خراسان رضوى، سیستان و بلوچستان، کرمان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و تهران تردد داشته باشند.
ولی بابازنشدن مرزخسروی برنامه ها(محاسبات)بهم خورد
رکوردهای اربعینی زیادند و همگی حیرتانگیز؛ شورهای درون، شگفتیها آفریده در بیرون. از سال ۹۴ جمعیت زائران اربعین با وجود تهدیدهای امنیتی آنقدر بالا رفت که جهانیان به فکر مقایسه ابعاد متنوع این گردهمایی بهتآور با رکوردهای جهانی افتادند؛ اولاز همه معلوم شد پیادهروی اربعین از نظر جمعیت رکورد زده و عنوان شلوغترین گردهمایی سالانه جهان را به دست آورده است. بعد رکوردهای دیگر از راه رسیدند تا اربعین خاصترین و رکورددارترین گردهمایی جهان باشد.
بزرگترین گردهمایی سالانه جهان
از سال ۹۳ جمعیت زائران به ۲۰ میلیون نزدیک شد و سال ۹۴ جمعیت را ۲۲ میلیون نفر تخمین زدند.
مقامات عراقی اعلام کردند جمعیت زائران اربعین در سال ۹۴ حدود ۲۶ میلیون نفر بوده است.
از آن سال نیز مراسم پیادهروی اربعین هر بار با جمعیتی بیش از ۲۰ میلیون نفر برگزار میشود.
خبرآنلاین نوشت:تنها مراسم قابلمقایسه با اربعین از نظر جمعیت، مراسم «کوم میلا»ی هندیهاست که هر ۳ سال یکبار برگزار میشود. پیادهروی اربعین زائرانی از بیش از ۷۰ کشور جهان دارد که این هم خودش رکوردی است. جالب اینکه هرسال زائرانی از کشورهای سوئد، دانمارک، آمریکا، انگلستان، اتریش، فنلاند، آرژانتین، کلمبیا، روسیه و استرالیا نیز در پیادهروی اربعین حاضرند.
طولانیترین راهپیمایی جهان
رکورد طولانیترین راهپیمایی جهان متعلق به مراسم اربعین است. مسیرهای اصلی سفر زائران به کربلا بیش از ۶۴۰ کیلومتر طول دارند و عشق و همت و استقامت اربعینیها به برگزاری طولانیترین راهپیمایی جهان منجر شده است.
بزرگترین مراسم اطعام در دنیا
پیادهروی اربعین بزرگترین مراسم اطعام جهان است. حدود ۷۰۰ میلیون وعدهغذا شامل صبحانه و ناهار و شام و همچنین میان وعده بین زائران اربعین توزیع میشود که بخش عمده آن با هزینههای شخصی مردم عراق و روستاییان و کشاورزان مناطق اطراف کربلا و البته داوطلبانی در کشورهای همسایه طبخ میشود و به کمکهای دولتی و بینالمللی نیازمند نیست. این میزان وعده غذایی رایگان را مقایسه کنید با کمکهای غذایی که در حوادث بزرگ از سوی نهادهای بینالمللی فراهم میشود. برای مثال پس زلزله مرگبار هائیتی با کمکهای جهانی و همدلی بینالمللی درنهایت نیم میلیون وعده غذایی تحویل زلزلهزدگان شد. ارتش آمریکا هم که به دلایل سیاسی به تکاپو افتاده بود پس از دریافت بودجههای کلان دولتی و برنامهریزیهای فراوان بالاخره توانست طی ۵ ماه حدود ۵ میلیون وعدهغذا به زلزلهزدگان برساند.
بزرگترین نماز جماعت جهان
شلوغترین نماز جماعت جهان در روز اربعین و پیرامون حرمهای مطهر اباعبدالله (ع) و ابوالفضل العباس (ع) خوانده میشود؛ نماز عاشقان اهلبیت (ع) شلوغترین نماز جماعت دنیاست. این نماز با شکوه از صفوف نمازگزاران مسلمان از ۳۰ کشور تشکیل میشود و گاهی صفوف آن به کیلومترها آنطرفتر کشیده میشود.
بزرگترین مجمع کار داوطلبانه در دنیا
مسیرهای پیادهروی اربعین میزبان بزرگترین تجمع خدمات داوطلبانه و رایگان در دنیاست. در واقع در پیادهروی اربعین بیشترین میزان کار داوطلبانه در یک رویداد اتفاق میافتد. بنا به اعلام بیش از ۱۷ هزار موکب و مضیف در مسیرهای پیادهروی اربعین برای پذیرایی و اطعام زائران و ارائه خدمات بهداشتی، درمانی و رفاهی بر پا میشود.
استان کربلا یک میلیون جمعیت داردومساحت آن ۵۳ کیلومترمربع می باشد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:فاصله مرزها تاکربلا
ازمرزمهران تا:
مهران تا کوت: 82 کیلومتر- مهران تا دیوانیه : 227کیلومتر - مهران تا حله : 238کیلومتر - مهران تا بغداد : 255 کیلومتر- مهران تا نجف : 303کیلومتر - مهران تا کربلا:279 کیلومتر- مهران تا کاظمین: 283کیلومتر - مهران تا سامراء : 444کیلومتر - مهران تا سید محمد: 409کیلومتر - مهران تا طفلان مسلم : 272کیلومتر.
ازمرز خسروی تا:
خسروی تا کوت : 341 کیلومتر- خسروی تا دیوانیه : 395 کیلومتر- خسروی تا حله : 305 کیلومتر- خسروی تا بغداد : 190 کیلومتر- خسروی تا نجف : 380 کیلومتر- خسروی تا خانقین : 10 کیلومتر- خسروی تا مقدادیه : 102 کیلومتر- خسروی تا بعقوبه : 130کیلومتر- خسروی تا کربلا: 315 کیلومتر - خسروی تا کاظمین : 203 کیلومتر- خسروی تا سامراء: 326 کیلومتر- خسروی تا سید محمد:291 کیلومتر- خسروی تا طفلان مسلم : 281 کیلومتر.
ازمرز شلمچه تا:
شلمچه تا بصره : 20 کیلومتر- شلمچه تا نجف 460 - شلمچه تا کربلاء 549 - نجف تا کربلا: 78 کیلومتر- نجف تا بغداد : 161 کیلومتر- نجف تا بصره : 467 کیلومتر- نجف تا حله : 61 - نجف تا رمادی :271 - نجف تا بعقوبه : 227- نجف تا دیوانیه : 75 - نجف تا کاظمین : 180کیلومتر - نجف تا سامراء: 287 کیلومتر- نجف تاسید محمد: 249 کیلومتر- نجف تا طفلان مسلم : 116 کیلومتر-شلمچه تا کاظمین مسیر 575 کیلومتر/مسیردیگر 621 کیلومتر است.
از«کربلا»تا:
کربلا تا بغداد : 108 کیلومتر- کربلا تاکوت :197 کیلومتر- کربلا تا حله :42 کیلومتر- کربلا تا رمادی : 218 کیلومتر- کربلا تا بعقوبه : 184 - کربلا تا دیوانیه :144 کیلومتر- کربلا تا بصره : 524 کیلومتر- کربلا تا کاظمین : 115 کیلومتر- کربلا تا سامراء: 220 کیلومتر- کربلا تا سید محمد:184 کیلومتر.
توضیح نگارنده-پیراسته فر:فاصله کربلاتا شهر مُسیّب(مدفن و زیارتگاه آن دو شهید نوجوان۲طفلان مسلم)۴۰کیلومتر است.
قبر«حر»در ۹ کیلومتری شهر کربلا در نزدیک منطقه«کمالیه» واقع شده است. حر بن یزید از یاران امام حسین(ع)، در روز عاشورا بودکه بعداز شهادت حر»قبیله اش(بنی تمیم) جنازه اورا را به خارج از میدان معرکه منتقل کردندودرآنجا- مکان فعلی - به خاک سپردند.
استان« کربلا» بامساحت۵۲,۸۵۶ کیلومترمربع دارد دارای یک میلیون نفرجمعیت دارد.
اربعین
زمان پیاده روی ۲۰ تا ۲۵ ساعت (بین۲تا۵روزبطول می انجامد)
استراحتگاه های مسیر(نجف-کربلا)
حسینیه های بین راه
دربین راه-طول مسیر«موکب»هاوحسینیه های زیادی وجوددارند(برای استراحت،خواب ،نمازو یذیرایی-تغذیه)
از نجف تا کربلا چهارده فرسخ است.
از عمود شماره ۱۳۹۰ شما وارد شهر کربلا می شوید.
نمایان شدن حرم
شماره ۱۴۵۲ آخرین عمودی است که به «حرم حضرت عباس» ختم میشود.
راهپیمایی اربعین
خروجی شهر نجف تا "کربلا"-جاده ای است که دربلواروسط این جاده، تیربرق های روشنایی بقطرلوله بخاری نصب است،این تیربرق ها از ۱ تا ۱۴۵۲ نشانهگذاری شده است، فاصله این تیرها (میلههای آهنی به قطرلوله بخاری) از یکدیگر ۵۰ متر است که شاخص بسیار خوبی برای زائران پیاده به شمار میرود.این تیربرق هارا"عمود"می گویند/فاصله اولین تیربرق"عمود" تاآخرین۸۰ کیلومترمی باشد
«خروجی نجف»اولین عمود(شماره۱)تاحرم امیرالمؤمنین ۱۷۰۰ مترفاصله داردو
تاریخچه پیاده روی اربعین
تاریخچه و اولین برنامه ویژه اربعین نیز در این روز به همین سال ( ۶۱ هجری قمری) و بازگشت اسرای کربلا به محل شهادت امام حسین (ع) و «زیارت جابر بن انصاری» از صحابه پیامبر (ص) در اولین چهلم شهدای کربلا باز می گردد و بعد از آن نیز امامان معصوم (ع) و شیعیان همه ساله برای زنده نگه داشتن این سنت همواره با برپایی عزاداری و مراسم مشابه تلاش های زیادی را برای احیای آن انجام داده است.
امام صادق(ع) ششمین پیشوای شیعیان جهان درباره ثواب زیارت امام حسین (ع) با پای پیاده می فرماید : کسی که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمی که برمی دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می فرماید و یک درجه مرتبهایش را بالا می برد، وقتی به زیارت رفت، حق تعالی دو فرشته را موکل او میفرماید که آنچه خیر از دهان او خارج میشود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند.
در دوران حکومت های شیعی مانند آل بویه و صفویه به سنت حسنه راهپیمایی با پای پیاده برای زیارت ائمه (ع) در عراق و امام رضا (ع) در ایران اهمیت و سعی در تبلیغ آن بین شیعیان شد.
شاه عباس صفوی و علمای بزرگ عصر وی همچون مرحوم شیخ بهایی، برای رواج فرهنگ زیارت در بین مردم، در سال ۱۰۰۹ هجری قمری از اصفهان عزم مشهد کرده و با پای پیاده به زیارت امام علی بن موسیالرضا (ع) رفت.
بعدها سنت حسنه پیاده روی در روز اربعین از سوی علما و شخصیت های مذهبی مختلفی در طول تاریخ تا امروز تکرار شده است.
«آیت الله سید محمد باقر صدر»دریک برهه ای «پیادهروی به کربلا» را واجب اعلام کرده بود.
مراسم ترحیم حاج سیدمصطفی خمینی(مسجدهندی نجف)آیت الله محمدباقرصدردرکنارامام خمینی-آبان
علمای مشهوری که به پیاده روی اربعین اقدام کردند :
شیخ انصاری ، شیخ میرزا حسین نوری ، آیت الله سید محمود شاهرودی ، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و آیت الله ناصر مکارم شیرازی در زمان طلبگی و تحصیل در حوزه نجف تکرار شد و اکنون نیز شمار زیادی از شخصیت های دینی و مذهبی در راهپیمایی عظیم و میلیونی اربعین در بین جمعیت به چشم می خورند که همگی بر اساس احادیث ، سخنان و تاکید ائمه (ع) انجام می شود.
،۵۰ سال پیاده روی اربعین(نجف-کربلا)صورت نمی گرفت
مرحوم حجت الاسلام سید علی اکبر محتشمی در خاطرات خود در این خصوص میگوید:
«در میان مراجع تقلید، حضور آیت الله سید محمود شاهرودی، زبانزد همگان بود. معروف است که وی در این مراسم، نخست با پای پیاده از نجف خارج میشد و به سوی کربلا حرکت میکرد و سپس سایر آقایان، استادان و طلاب هم به دنبال وی به راه میافتادند و وقتی مراسم زیارت تمام میشد، بیشتر زائران از کربلا سوار وسیله نقلیه میشدند و به نجف بازمی گشتند؛ اما آیت الله شاهرودی در بازگشت هم پیاده به نجف بازمی گشت. معروف است که این مرجع بزرگ، چهل سفر با پای پیاده به زیارت امام حسین (ع) مشرف شده است.».
توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:آیت الله شاهرودی دردر سال ۱۲۸۸شمسی ازمشهد به نجف عزیمت کرد و در درس خارج فقه واصول آخوند خراسانی حاضر شد و تا زمان درگذشت آخوند، یعنی یک سال و نیم نزد او درس خواند. سپس همراه با سید جمال الدین گلپایگانی و میرزا مهدی اصفهانی در درس میرزای نائینی حاضر و از شاگردان ویژه وی شدند.
پس از فوت میرزای نایینی و سید ابوالحسن اصفهانی(متوفی۱۳۲۵شمسی)، حواشی رساله اصفهانی را به عنوان رساله عملیه منتشر کرد مرجعیت او بعد از درگذشت آیتالله بروجردی (۱۰ فروردین ۱۳۴۰) فراگیرتر شد.
اگراولین راهپیمایی اربعین «آیت الله شاهرودی» درسال مرجعیت فراگیر(۱۳۴۰)بدانیم.
«ازرحلت محدث نوری(۱۲۸۱شمسی)،تا اولین راهپیمایی آیت الله شاهرودی» حدود۶۰ سال دروان فترت بوده است.
اگربراساس۴۰سفرپیاده(نجف-کربلا)داشته،هرسال ۲مرحله پیاده روی(عاشورا+اربعین) داشته باشد، ۲۰ اربعین به زیارت کربلا رفته،تافوتش(۱۳۵۳)،اولین پیاده روی اربعین درسال ۱۳۳۳ اتفاق افتاده که فاصله با«فوت محدث نوری» می شد۵۲ سال.
باتوجه به این آماروارقام ،آیت الله شاهرودی در ۱۴ شهریور ۱۳۵۳ فوت کردندمیتوان گفت، درخوشبینانه ترین حالات ،حداقل ۵۰ سال پیاده روی اربعین(نجف-کربلا)صورت نمی گرفته است.
نکته:نکته:رفتارهای ظالمانه رئیس جمهورعراق(صدام حسین)از«انتفاضه» شروع شد،که اولین خباثبش باحمله به کربلا وحرم حسین علیه السلام نمودارشد.
«انتفاضه شیعیان عراق»..رژیم صدام حسین به کربلا(حرم امام حسین)این قیام در سحرگاه یکشنبه١٦ شعبان ١٤١١ (۱۲ اسفند ۱۳۶۹)۳مارس۱۹۹۱شروع شد.
اگر مبنای جنایات(سختگیری های صدام )راازدستگیری واعدام علمای عراق قراردهیم که این سختگیری ها به «ممنوعیت پیاده روی اربعین منجرشده باشد»،(۱۳۶۲تا ۱۳۸۲)سقوط صدام بوده است،یعنی ازقبل از۱۳۶۲شمسی «پیاده روی اربعین»ممنوعیتی نداشته است.
البته اعدام خاندان حکیم (سید محمدحسین حکیم وسید عبدالصاحب و سید علاءالدین و دیگراعضای خانواده آیت الله حکیم )در ۷ شعبان ۱۴۰۳ برابر با ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۲ تیرباران شدند.
اولین راهپیمایی اربعین مردم عراق بعداز سقوط صدام حسین.به سبک امروزی
بر اساس بیانیه منتشر شده در وبسایت رسمی آستان مقدس حضرت عباس (ع)، تعداد زائرانی که کربلای معلی از روز هفتم صفر تا ساعت دوازده ظهر (به وقت محلی) روز بیستم ماه صفر (دیروز) پذیرای آنها بوده، مطابق با سامانه شمارنده الکترونیکی در پنج در ورودی اصلی (بغداد-کربلا/ نجف-کربلا/ بابل-کربلا/ حسینیه - کربلا (در دو مسیر) ) ۱۶,۳۲۷,۵۴۲، به حروف شانزده میلیون و سیصد و بیست و هفت هزار و پانصد و چهل دو زائر بوده است.
در بیانیه مذکور به آمار منتشر شده در سالهای گذشته در چند سال اخیر اشاره شده که این آمار از این قرار است:
۱. سال گذشته(۱۳۹۹)، به عدد ۱۴,۵۵۳,۳۰۸ زائر، به حروف چهارده میلیون و پانصد و پنجاه و سه هزار و سیصد و هشت زائر؛
۲. سال ۹۸، به عدد ۱۵,۲۲۹,۹۵۵ زائر، به حروف پانزده میلیون و دویست و بیست و نه هزار و نهصد و پنجاه و پنج زائر؛
۳. سال ۹۷، به عدد ۱۳,۸۷۴,۸۱۸، به حروف سیزده میلیون و هشتصد و هفتاد و چهار هزار و هشتصد و هجده زائر؛
۴. سال ۹۶، به عدد ۱۱,۲۱۰,۳۶۷، به حروف یازده میلیون و دویست و ده هزار و سیصد و شصت و هفت زائر.
«جاسم فتلاوی» معاون استاندار کربلا روز گذشته اعلام کرده بود که آمادگیها برای خدمترسانی به زوار اربعین زودهنگام آغاز شد و خدمات امنیتی، انتقال زوار، خدمات بهداشتی و غیره طبق برنامه پیش میرود.
از سوی دیگر، همزمان با دومین هفته اجرای طرح امنیتی و خدماتی سازمان الحشد الشعبی عراق در کربلای معلی، سرتیپ «علی الحمدانی» فرمانده عملیات «الفرات الاوسط» در سازمان «حشد الشعبی»، از مشارکت ۹۵۰۰ نیروی این سازمان در تامین امنیت مراسم اربعین حسینی (ع)، در این استان خبر داده بود./منبع:خبرگزاری فارس.
«پیاده روی اربعین» در شکل امروزی و میلیونی آن به زمان سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ میلادی(۱۳۸۱شمسی) یعنی ۱۸ سال قبل باز می گردد،صفر۱۴۲۴(فروردین۱۳۸۲)
***
تصاویر هوایی از زائران اربعین در کربلا ٢٠ صفر ١٤٤٣:درایران دوشنبه، ۵ مهر ۱۴۰۰ وامادرعراق،سه شنبه، ۶ مهر ۱۴۰۰است.
کربلا ٢٠ صفر ١٤٤٣
کربلا ٢٠ صفر ١٤٤٣،درایران دوشنبه، ۵ مهر ۱۴۰۰ وامادرعراق،سه شنبه، ۶ مهر ۱۴۰۰
کربلا ٢٠ صفر ١٤٤٣،درایران دوشنبه، ۵ مهر ۱۴۰۰ وامادرعراق،سه شنبه، ۶ مهر ۱۴۰۰
کربلا ٢٠ صفر ١٤٤٣،درایران دوشنبه، ۵ مهر ۱۴۰۰ وامادرعراق،سه شنبه، ۶ مهر ۱۴۰۰
کربلا ٢٠ صفر ١٤٤٣،درایران دوشنبه، ۵ مهر ۱۴۰۰ وامادرعراق،سه شنبه، ۶ مهر ۱۴۰۰
کربلا ٢٠ صفر ١٤٤٣،درایران دوشنبه، ۵ مهر ۱۴۰۰ وامادرعراق،سه شنبه، ۶ مهر ۱۴۰۰
آیتالله سید علی خامنهای(۱۳۸۵)اربعین ١٤٢٧:اولین شکوفههای عاشورایی در اربعین شکفته شد. اولین جوششهای چشمهی جوشان محبت حسینی - که شطّ همیشه جاری زیارت را در طول این قرنها به راه انداخته است - در اربعین پدید آمد.
رهبرانقلاب درباره عشق به سروروسالارشهیدان وشرکت دراربعین رابه مغناطیس تسبیه کرده که دلهارابخودجذب می کند.
ادامه پیام آیتالله سید علی خامنهای:«مغناطیس پُرجاذبهی حسینی، اولین دلها را در اربعین به سوی خود جذب کرد» رفتن جابربنعبداللَّه و عطیّه به زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین، سرآغاز حرکت پُربرکتی بود که در طول قرنها تا امروز، پیوسته و پیدرپی این حرکت پُرشکوهتر، پُرجاذبهتر و پُرشورتر شده است و نام و یاد عاشورا را روزبهروز در دنیا زندهتر کرده است./پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اول فرودین سال ۱۳۸۵
از«ازسقوط عراق تااعدام صدام »۳سال طول کشید.
چهارشنبه،۲۸ اسفند۱۳۸۱( ۱۹ مارس ۲۰۰۳): بمباران کاخ ریاست جمهوری عراق به وسیله هواپیماهای آمریکایی.
پنجشنبه،۲۹اسفند۱۳۸۱(۲۰ مارس۲۰۰۳): ورود نیروهای نظامی آمریکا و انگلیس از مرز کویت به عراق.
چهارشنبه،۲۰ فروردین۱۳۸۲(۹ آوریل۲۰۰۳): بیست روز پس از بمباران کاخ ریاست جمهوری عراق، بغداد توسط نیروهای آمریکایی اشغال شد و حکومت دیکتاتوری صـدام که فاقد پایگاه اجتماعی و حمایت مردمی بود؛ علیرغم وجود ارتش قوی، تقریبا بدون مقاومت جدی سقوط کرد و مجسمۀ صـدام در میدان مرکزی شهر به وسیله مردم به زیر کشیده شد.
در ساعت ۵:۳۴ بامداد به وقت بغداد (۶:۰۴ به وقت تهران) در ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰ مارس ۲۰۰۳) حملهٔ غافلگیرانه به عراق آغاز شد. پیش از شروع هیچ اعلان جنگی داده نشد.
بغداد(پایتخت) در ۲۰ فروردین ۱۳۸۲ (۹ آوریل ۲۰۰۳) اشغال شد که سقوط بغداد مساوی با پایان حاکمیت ۲۴ ساله حکومت صدام حسین بود
عراق باکمترین مقاومت سقوط کرد و «مجسمۀ صـدام »در میدان مرکزی شهر باکمک نیروهای مسلح امریکایی به وسیله مردم عراق به زیر کشیده شد.
دولت صدام در سال ۲۰۰۳ میلادی یعنی همان سالی که دستگیر شد، فروپاشید.
سه سال بعد ازدستگیری اعدام شد
صدام در ساعت ۸:۳۰ به وقت محلی روز ۲۲ آذر۱۳۸۲ (۱۳ دسامبر۲۰۰۳) در عملیاتی به نام «سپیدهدم سرخ» و در یک «چاله» در خانهای در روستای «الدور» نزدیک تکریت دستگیر شد
در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۰۶محکوم به اعدام شد و سرانجام در روزشنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ (۹ دی ۱۳۸۵)مصادف با عید قربان در بغداد به دار آویخته شد.
اولین راهپیمایی اربعین مردم عراق بعداز سقوط صدام حسین.به سبک امروزی
اولین راهپیمایی بعدازسقوط صدام حسین
راهپیمایی اربعین سالهای بعدازسقوط صدام
«پیاده روی اربعین» در شکل امروزی و میلیونی آن به زمان سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ میلادی(۱۳۸۱شمسی) یعنی ۱۸ سال قبل باز می گردد،صفر۱۴۲۴(فروردین۱۳۸۲)
آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی اولین امام جمعه تبریز بعد از انقلاب و از مبارزان انقلاب در دوران پهلوی در این ارتباط معتقد است که راهپیمایی اربعین سنت و رفتار مداومِ شیعیان از زمان ائمه بوده و آنان در زمان بنی امیه و بنی عباس نیز به این حرکت پایبند بودهاند.